<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>kimia jalilvand &#8211; روان حامی</title>
	<atom:link href="https://ravanhami.com/author/kimia-jalilvand/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://ravanhami.com</link>
	<description>روانشناسی/ رواندرمانی و مشاوره</description>
	<lastBuildDate>Thu, 05 Dec 2019 09:58:40 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.7.9</generator>
	<item>
		<title>راهکارهایی برای والدین کودکان مبتلا به اختلالات طیف اتیسم</title>
		<link>https://ravanhami.com/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d9%84%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b7%db%8c%d9%81-%d8%a7%d8%aa%db%8c%d8%b3%d9%85/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d9%84%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b7%db%8c%d9%81-%d8%a7%d8%aa%db%8c%d8%b3%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[kimia jalilvand]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 05 Dec 2019 18:30:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=152295</guid>

					<description><![CDATA[<p>علی پسری ۶ ساله است که برخلاف هم‌سن‌وسال‌هایش توانایی درست و کامل حرف زدن را ندارد و حتی قادر نیست با حرکات و حالات صورت با دیگران ارتباط برقرار کند. او در انجام بسیاری از رفتارهای اجتماعی با دیگران متفاوت است. به‌طور مثال نمی‌تواند برای مدت طولانی به چشمان شما نگاه بکند و تماس چشمی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d9%84%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b7%db%8c%d9%81-%d8%a7%d8%aa%db%8c%d8%b3%d9%85/">راهکارهایی برای والدین کودکان مبتلا به اختلالات طیف اتیسم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>علی پسری ۶ ساله است که برخلاف هم‌سن‌وسال‌هایش توانایی درست و کامل حرف زدن را ندارد و حتی قادر نیست با حرکات و حالات صورت با دیگران ارتباط برقرار کند. او در انجام بسیاری از رفتارهای اجتماعی با دیگران متفاوت است. به‌طور مثال نمی‌تواند برای مدت طولانی به چشمان شما نگاه بکند و تماس چشمی کمی با شما دارد. همچنین بیشتر اوقات تنهایی را به بازی کردن با سایر کودکان ترجیح می‌دهد و مهارت‌های لازم برای بازی یا شروع آن را ندارد. مادر علی می‌گوید که او برخلاف کودکان دیگر نسبت به غریبه‌ها اضطرابی نشان نمی‌دهد و حتی زمانی که مادرش از او دور می‌شود و یا در مکانی ناآشنا تنها می‌گذاردش احساس نارضایتی ندارد و بی‌قراری نمی‌کند. علایق و فعالیت‌های علی بسیار متفاوت هستند. به‌طور مثال بازی موردعلاقه او ردیف کردن تعدادی ماشین در یک خط است و زمانی که مادرش از او می‌خواهد بازی دیگری بکند و یا ماشین‌هایش را می‌گیرد تا با اسباب‌بازی‌های جدیدش بازی کند او بسیار عصبانی می‌شود و تا زمانی که ماشین‌هایش را برنگردانند به جیغ کشیدن ادامه می‌دهد.</p>
<p>درمانگر علی می‌گوید او مبتلابه اختلال اتیسم است.</p>
<h2>شناخت اختلالات طیف اتیسم</h2>
<p><img class="wp-image-152299 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/2.jpg" alt="" width="312" height="207" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/2.jpg 275w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/2-90x60.jpg 90w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/2-180x120.jpg 180w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/2-95x64.jpg 95w" sizes="(max-width: 312px) 100vw, 312px" /></p>
<p>اختلالات طیف اتیسم یکی از پیچیده‌ترین و بحث‌برانگیزترین اختلال‌های روان‌پزشکی است. اختلالات طیف اتیسم مجموعه‌ای از اختلالات روان‌پزشکی در کودکان، نوجوانان و بزرگ‌سالان است که با نقص در سه حوزهٔ اساسی رفتارهای اجتماعی، ارتباط کلامی و غیرکلامی و فعالیت‌ها و علایق همراه است. افزون بر این موارد، ویرایش پنجم راهنمای تشخیصی آماری بیماری‌های روانی مشکلات حسی اختلالات طیف اتیسم را به‌عنوان یکی دیگر از شاخص‌های جدید در تشخیص این اختلال معرفی می‌کند.</p>
<p>یکی از شکل‌های معمولاً شدید ابتلا به این علائم، اختلال اوتیستیک است که تقریباً از هر ده‌هزار کودک، ۱۵-۱۰ نفر به آن مبتلا می‌شوند. از آن‌جایی که اتیسم در حوزه‌های مختلف تکاملی کودک تأثیر دارد، معمولاً قبل از ۳۰ ماهگی علائم خود را آشکار می‌سازد. <u>یکی از مشخص‌ترین علائم اتیسم، ضعف کودک در برقراری ارتباط و صحبت کردن است و اکثر والدین با مشاهدهٔ این مشکلات تکلمی، برای اولین بار جهت تشخیص و درمان به پزشکان مراجعه می‌کنند.</u> بروز اتیسم در پسران نسبت به دختران سه برابر است. علت‌شناسی دقیق این اختلال هنوز شناخته‌نشده است، اما آخرین تحقیقات علمی نشان می‌دهد که در قسمت‌هایی از مغز که مسئول عمل کرده‌ای مربوط به درک و تولید زبان و برقراری رفتارها و روابط اجتماعی هستند، اختلال کارکردی وجود دارد. باید توجه داشت که افراد مبتلا در بخش‌های مختلفی از این طیف قرار دارند و ممکن است علائم و مشکلات متفاوتی داشته باشند و به درجات متفاوتی در حوزه‌های نام‌برده نقصان و اشکال‌دارند.</p>
<h3>علائم</h3>
<p>این کودکان در سه جنبهٔ رفتارهای اجتماعی، ارتباطی و علایق و فعالیت‌ها مشکل‌دارند.</p>
<h4>１-  رفتارهای اجتماعی:</h4>
<p>اختلال در مهارت‌های اجتماعی اغلب نخستین ویژگی قابل‌مشاهده و قابل‌شناسایی در اختلالات طیف اتیسم است. تقریباً تمام افراد دارای اتیسم این نارسایی را نشان می‌دهند. فعالیت‌های اجتماعی این کودکان متناسب باهم سن و سالان آنان نیست و درک مناسبی از رفتارهای غیرکلامی (رفتارهای غیرکلامی به دسته‌ای از رفتارها گفته می‌شود که به‌وسیلهٔ آن‌ها انتقال پیام، بیش‌تر از طریق نگاه کردن، حالت‌های صورت، حرکات دست‌وپا و شکل دادن به بدن صورت می‌گیرد) ندارند. نارسایی اجتماعی در سنین بسیار پایین و حتی پیش از یک‌سالگی خود را نشان می‌دهند به‌گونه‌ای که پژوهشگران گزارش می‌کنند نوزادان مبتلابه اختلالات طیف اتیسم در مقابله با گروه کنترل در سن ۱۲ ماهگی، به لحاظ برقراری تماس چشمی، بروز واکنش به صدا کردن نامشان و لبخند اجتماعی قابل‌تمایز هستند. این اختلالات در مورد نوزادان دارای اتیسم بزرگ‌تر نیز دیده می‌شود و آن‌ها قادر به دنبال کردن افراد به‌صورت چشمی نیستند.</p>
<p>از دیگر علائم این کودکان معمولاً:</p>
<ul>
<li>تماس چشمی کمی دارند.</li>
<li>مهارت‌های بازی یا شروع آن را ندارند.</li>
<li>توانایی دوست‌یابی و برقراری رابطه دوستانه و عاطفی با دیگران و حتی با پدر و مادر خو را ندارند.</li>
<li>نسبت به سایرین بی‌تفاوت هستند و تنهایی را ترجیح می‌دهند.</li>
<li>مفهوم و معنای حالت‌های صورت و یا حرکت‌هایی که معنی خاص دارند را متوجه نمی‌شوند. (به‌طور مثال به دست تکان دادن و خداحافظی کردن پاسخ نشان نمی‌دهند).</li>
<li>بسیاری از آن‌ها اضطراب و نارضایتی نسبت به جدایی از مراقب و یا حضور غریبه‌ها نشان نمی‌دهند. آنان ممکن است نسبت به سایرین علاقهٔ بیش‌ازحد یا کمتر از حد معمول نشان دهند، به‌صورت که رفتارهایی مبنی بر وابستگی شدید یا بی‌تفاوتی نسبت به اطرافیان از آن‌ها سر بزند.</li>
</ul>
<h4>２-  مهارت‌های ارتباطی</h4>
<p>اختلال در مهارت‌های ارتباطی به هردو صورت کلامی و غیرکلامی دومین جنبه از نقایص سه‌گانه اختلالات اتیسم را تشکیل می‌دهد. برخی از پژوهشگران در پژوهش‌های خود جنبه‌ای از اختلال ارتباطی افراد دارای اتیسم را آشکار ساختند، برای مثال میلر (۲۰۱۰)، گزارش می‌کند مشکلات این افراد در مهارت‌های ارتباطی شامل:</p>
<ul>
<li>اختلال در گفتار و درک زبان</li>
<li>مشکل در تفسیر و فهم دیگران (به‌صورت کلامی و غیرکلامی)</li>
<li>اشکال در درک و کاربرد قوانین اجتماعی مربوط به ارتباط مانند رعایت نوبت</li>
<li>اشکال در ارتباط کارکردی</li>
</ul>
<p>کودک مبتلابه طیف اتیسم در کمیت و کیفیت گفتار مشکل دارد؛ به‌عبارت‌دیگر، گفتار این کودکان نه‌تنها معمولاً با تأخیر همراه است بلکه چگونگی کاربرد کلمات و جملات آن‌ها نیز نامناسب و غیرطبیعی است. تقریباً ۴۰ درصد این کودکان نمی‌توانند صحبت کنند و قادر نیستند از حرکات یا حالت‌های صورت و بدن برای برقراری ارتباط استفاده کنند. کودک مبتلابه طیف اتیسم ممکن است در دوره نوزادی کاملاً ساکت باشد و یا آواسازی و گریه مناسبی نداشته باشد.</p>
<p>اختلالات کلامی در کودکان مبتلابه طیف اتیسم می‌توانند شامل موارد زیر باشند:</p>
<ul>
<li>به‌کاربردن نادرست ضمایر (به جای اینکه بگوید من آب می‌خواهم می‌گوید او آب می‌خواهد).</li>
<li>ناهنجاری در بیان کلامی و غان و غون کردن در نوزادی ازنظر شدت صوت و تن، زیری و بمی و ریتم (مثلاً هنگام حرف زدن بسیار یکنواخت سخن می‌گوید و تغییری در زیری و بمی صدایش نمی‌تواند بدهد).</li>
<li>تکرار طوطی‌وار جملات و یا کلمات (مثلاً در جواب اینکه اسمت چیست به جای گفتن اسمش سؤال شما را تکرار می‌کند).</li>
<li>تفسیر نادرست و درک نکردن سخنان دیگران</li>
<li>فراموش کردن و واپس‌روی در کلماتی که پیش‌تر آموخته بودند.</li>
<li>اشکال در درک مفاهیم انتزاعی مانند خطر، عدالت</li>
<li>مغایرت بین زبان درکی و بیانی (ممکن است بدون درک و فهمیدن معنی واژگان از روی حفظ و یا عادت واژگان را به کار ببرد).</li>
</ul>
<h4>３-  فعالیت‌ها و علایق</h4>
<p>به‌طورکلی دامنه محدود فعالیت‌ها و علایق این افراد را می‌توان به‌صورت زیر خلاصه کرد:</p>
<ul>
<li>ناتوانی در بازی‌های تخیلی. البته برخی از این کودکان دامنه محدودی از فعالیت‌های تخیلی را دارا هستند، ولی این فعالیت‌ها را به‌صورت تکراری و انعطاف‌ناپذیر انجام می‌دهند (به‌طور مثال عیناً از برنامه تلویزیونی الگو می‌گیرند).</li>
<li>مشکل در درک مکالمات اجتماعی، ادبیات (به‌ویژه داستان‌های تخیلی) و شوخی‌ها.</li>
<li>گرایش به توجه به جزئیات ظریف در محیط به‌جای درک معنای کلی.</li>
<li>الگوهای حرکتی تکراری و کلیشه‌ای</li>
</ul>
<p>کودکان مبتلابه طیف اتیسم از جهات زیادی به یکدیگر شباهت دارند. آن‌ها در بعضی حوزه‌های رشد پیشرفت دارند و در بعضی دیگر دچار ضعف هستند. ولی هر کودک متفاوت و منحصربه‌فرد است و این خرده مهارت‌ها در همه آن‌ها یکسان نیست. هرچند وجود تک‌تک این علائم برای تشخیص اتیستیک بودن یک کودک کافی نیست، اما هرکدام از آن‌ها می‌توانند بخشی از این اختلال باشند و درنهایت اگر این خصوصیات به‌اندازه کافی وجود داشته باشند، برای تشخیص کودک اتیسم مطرح می‌گردد.</p>
<p><strong><u>لازم به ذکر است که تشخیص اختلالاتی همچون طیف اتیسم حتماً باید توسط درمانگر آگاه انجام شود و ما نمی‌توانیم تنها با دیدن برخی علائم در افراد به آن‌ها برچسب اتیستیک بزنیم.</u></strong></p>
<h2>ده نکته کلیدی برای برقراری ارتباط با کودک دارای اختلال اتیسم</h2>
<p><img class="wp-image-152300 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/6-300x120.jpg" alt="" width="460" height="184" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/6-300x120.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/6.jpg 355w" sizes="(max-width: 460px) 100vw, 460px" /></p>
<ol>
<li><strong>در سطح کودک بایستید:</strong></li>
</ol>
<p>سعی کنید به‌گونه‌ای بایستید که بین صورت شما و کودک فاصله زیادی نباشد و بتواند صورت شما را کامل ببیند و بتوانید به چشمان او نگاه کنید. حتی ممکن است لازم باشد بدن خودتان یا کودک را به سمت همدیگر بچرخانید.</p>
<ol start="2">
<li><strong>توجه کودک را جلب کنید:</strong></li>
</ol>
<p>شما باید از تمام چیزهایی که در اطراف کودک است جالب‌تر باشید.</p>
<ul>
<li><strong><em>به کودک نزدیک بشوید.</em></strong> برخی کودکان تا فاصله کمی از آن‌ها نداشته باشید به شما پاسخ نمی‌دهند؛ اما باید توجه بکنید که برخی از کودکان اگر از به حدی بیشتر بهشان نزدیک بشوید سعی می‌کنند بیشتر از شما فاصله بگیرند. پس با مشاهده دقیق می‌توانید فاصله مناسب را پیدا کنید.</li>
<li><strong><em>خودتان را در میدان دید کودک قرار دهید.</em></strong> اگر کودک سرش را از شما برگرداند، سر او را به سمت صورت خودتان برگردانید یا حتی منطقی‌تر آن است که صورت خودتان را در میدان دید او قرار بدهید.</li>
<li><strong><em>سرزنده و بانشاط باشید.</em></strong> در استفاده از حرکات صورت و بدن اغراق کنید. همچنین بلندی، سرعت و آهنگ صدایتان را تغییر دهید تا کودک توجه بیشتری به شما بکند.</li>
<li><strong><em>از حمایت‌کننده‌های بینایی استفاده کنید؛ </em></strong>مثلاً از شی‌ء یا تصویر چیزی که دارید از آن صحبت می‌کنید استفاده کنید. وسیله کمکی را در میدان دید کودک قرار بدهید و آن‌قدر آن را تکان بدهید تا مطمئن شوید آن را کاملاً دیده است. سعی کنید وسیله کمکی را در مقابل یا نزدیک صورت و یا دهانتان بگیرید تا کودک بتواند هردو آن‌ها را ببیند.</li>
</ul>
<ol start="3">
<li><strong>کودک را برای موضوع صحبت آماده کنید.</strong></li>
</ol>
<p>ممکن است زمانی طول بکشد تا کودک به شما توجه بکند. خیلی از مواقع‌ کودک در این مهارت توانایی کمی دارد پس اگر سریع شروع به ارتباط برقرار کردن کنید ممکن است برخی اطلاعات مهم را از دست بدهد. به‌منظور آمادگی بیشتر کودک می‌توانید از برخی کدهای کلامی برای راهنمایی او استفاده کنید. برای این کار می‌توانید از عبارات زیر استفاده کنید:</p>
<ul>
<li>سعی کنید نام کودک را بگویید</li>
<li>نگاه کن</li>
<li>گوش کن</li>
<li>بله</li>
<li>آماده باش.</li>
<li>وقتی مطمئن نیستید که کودک به شما توجه می‌کند یا نه حرکات را با کدهای کلامی همراه کنید؛ مثلاً هنگامی‌که صورت کودک را به سمت خود می‌چرخانید به او بگویید به من نگاه کن.</li>
<li>وقتی می‌خواهید موضوع صحبت را عوض کنید از حمایت‌کننده‌های بینایی استفاده کنید تا کودک بتواند مسیر تفکر خود را از روی یک موضوع بر موضوع دیگری تغییر دهد.</li>
</ul>
<ol start="4">
<li><strong>استفاده معنی‌دار از حرکات و زبان بدن:</strong></li>
</ol>
<p>حرکات و زبان بدن برای روشن کردن هدف ارتباط بسیار مهم هستند و به کودک کوک می‌کنند تا بتواند به آنچه شما می‌گویید توجه و آن را درک کند. میزان مؤثر بودن این شیوه به روشی بستگی دارد که شما از آن استفاده می‌کنید. این‌که موقع حرف زدن تنها دستانتان را تکان بدهید مسلماً موجب بهبود ارتباط شما نمی‌شود. همچنین انجام حرکات سریعی که هیچ ربطی به موضوع ارتباط ندارد می‌تواند باعث از دست رفتن پیام شود.<em><u> حرکات هدفمند می‌تواند ارتباط شما را مؤثرتر کند.</u></em></p>
<ul>
<li>در انجام حرکات اغراق کنید. انجام دادن حرکات اغراق‌آمیز می‌تواند باعث جلب‌توجه کودک شود.</li>
<li>از حرکات بدن به شیوه‌ای آرام و غلیظ استفاده کنید. برای تاثیرکذاری بیشتر مکث کنید. وقتی سرتان را تکان می‌دهید مدت زمان تکان دادن را زیاد کنید. وقتی با صورتتان شکلک درمی‌آورید آن را زمان بیشتری در صورتتان حفظ کنید.</li>
<li>اگر اشاره می‌کنید، آن اشاره را مدت‌زمان طولانی‌تری نگه‌دارید. در وضعیت ایجادشده بمانید. کودک ممکن است به‌آسانی نتواند به اشارات سریع یا گذرا توجه کند. به یاد داشته باشید که یک اشاره مناسب می‌تواند نگاه هر دو شما را به یک‌چیز معطوف کند ودر نتیجه میزان موفقیت در برقراری ارتباط بالا برود.</li>
<li>به یاد داشته باشید که ارتباط، فقط گفتار نیست. دست‌ها، صورت و بدن شما اجزای بسیار مهمی در برقراری ارتباط می‌باشند.</li>
</ul>
<ol start="5">
<li><strong>با استفاده از حمایت‌کننده‌های بینایی، ارتباط را تسهیل کنید.</strong></li>
</ol>
<p>به یاد داشته باشید که حمایت‌کننده‌های بینایی تنها به تصاویر محدود نمی‌شوند. تصاویر، بدن شما و به‌طورکلی وسایل، افراد، تلویزیون، پیام‌های نوشتاری، تقویم‌ها و هر چیز دیگری که شما می‌بینید ابزارهای بینایی هستند.</p>
<ol start="6">
<li><strong>با سرعت کم و واضح صحبت کنید</strong></li>
</ol>
<p>من‌من کردن، تپق زدن، از خاطر بردن و به میان آوردن اطلاعات غیر متوالی، از اول شروع کردن در گفتار افراد بسیار رایج است. بعضی مواقع افراد جمله‌ای را آغاز می‌کنند و پیش از تکمیل آن جمله بعدی را می‌گویند سپس جمله اول را تکمیل می‌کنند. کودکی که مشکل ارتباطی دارد این گسیختگی را نمی‌تواند دنبال کند. به‌علاوه پردازش زبان در این کودکان بسیار کندتر از سایرین است درنتیجه اگر ما خیلی تند صحبت کنیم برای کودک همانند آن است که یک نوار بسیار تند و بی‌معنی را گذاشته‌ایم و او معنی آن را نمی‌تواند بفهمد. <em><u>کم کردن سرعت حرف زدن می‌تواند تا حد بسیار زیادی ارتباط را بهبود بدهد. سرعت حرف زدنتان را به حدی کم کنید که حتی به نظر خنده‌دار برسد.</u></em> در این صورت شاید کودک بهتر بتواند معنی حرف‌های شما را بفهمد.</p>
<p><img class="wp-image-152297  aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/1.jpg" alt="" width="301" height="200" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/1.jpg 275w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/1-90x60.jpg 90w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/1-180x120.jpg 180w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/1-95x64.jpg 95w" sizes="(max-width: 301px) 100vw, 301px" /></p>
<ol start="7">
<li><strong>صحبت‌های خود را محدود کنید</strong></li>
</ol>
<p>صحبت کردن بیشتر بهتر نیست! به ما یاد داده‌اند صحبت کردن بیشتر سبب درک بیشتر کودکان است ولی این گفته صحت چندانی ندارد<em><u>. عبارات چندکلمه‌ای و کوتاه از عبارات بلند می‌توانند بهتر و قابل‌فهم‌تر باشند.</u></em> شما می‌توانید به نوع حرف زدن کودکتان توجه کنید اگر از عبارات کوتاه و تک‌کلمه‌ای استفاده می‌کرد پس این عبارات را بهتر درک می‌کند.</p>
<ol start="8">
<li><strong>در تعامل با کودکان «زمان انتظار» را وارد کنید</strong></li>
</ol>
<p>هنگامی‌که از کودک سؤالی می‌پرسید و یا از او می‌خواهید که کاری انجام بدهد، چند لحظه صبر کنید و به او این فرصت را بدهید تا اطلاعات را پردازش بکند. اغلب بزرگ‌سالان به‌اشتباه در چنین زمانی درخواست خود را دوباره تکرار می‌کنند و یا در انجام کار و پاسخ دادن به کودک کمک می‌کنند.</p>
<ul>
<li>وقتی از کودک سؤال می‌پرسید تا پنج، ده و یا بیشتر بشمارید و تخمین بزنید که حدوداً چقدر زمان می‌برد تا کودک به درخواست شما پاسخ بدهد. این زمان، «زمان انتظار» شما خواهد بود.</li>
<li>مشتاقانه منتظر جواب او باشید. این بدان معناست که با اشتیاق به کودک نگاه کنید و نگذارید که حواستان پرت چیزهای دیگر بشود.</li>
<li>وقتی منتظرید تماس چشمی‌تان با کودک را حفظ کنید و بدانید در این زمان برای جلب‌توجه کودک باید چه‌کاری انجام بدهید به‌طور مثال اگر لازم است شکل و یا وسیله‌ای را به او نشان بدهید و یا خودتان را در میدان دید او قرار بدهید.</li>
<li>از کودک بخواهید تا درخواست شما را دوباره تکرار کند. این کار همیشه مؤثر نیست ولی گاهی اوقات به بچه کمک می‌کند که اطلاعات را بهتر پردازش بکند.</li>
<li>زمانی که باید درخواست خود را دوباره تکرار بکنید بشناسید. توجه داشته باشید که این شناخت تنها با دانستن درست زمان انتظار رخ می‌دهد. پس هنگامی‌که زمان انتظار تمام شد و کودک پاسخی نداد و یا اشتباه جوابتان را داد، آن‌وقت باید درخواستتان را مجدداً تکرار کنید.</li>
</ul>
<ol start="9">
<li><strong>کودک را راهنمایی کنید تا پاسخ لازم را بدهد.</strong></li>
</ol>
<p>بعدازاینکه منتظر ماندید و کودک نتوانست به تنهای پاسخی به شما بدهد، آنگاه می‌توانید مداخله کنید و راهنمایی‌های خیلی ظریف و ریزی بکنید، مانند آنچه در زیر گفته‌شده:</p>
<p><em>راهنمایی‌های فیزیکی</em></p>
<ul>
<li>حرکت دادن شی‌ء (به‌طور مثال وقتی به او می‌گویید که بنشیند، صندلی راکمی جلو بکشید).</li>
<li>به مکانی که کودک باید نگاه کند اشاره‌کنید.</li>
<li>سرش را با ملایمت بچرخانید.</li>
<li>دستش را به نرمی بگیرید و به سمت کاری که باید انجام بدهد راهنمایی کنید.</li>
<li>عکس یا تصویری که بتواند به شروع کار او کمک کند در اختیارش قرار دهید.</li>
</ul>
<p><em>راهنمایی‌هایی برای بهبود پاسخ‌های شفاهی</em></p>
<ul>
<li>همان حرکتی که کودک باید با دهانش انجام دهد شما با دهان انجام دهید.</li>
<li>اولین صدای کلمه را بگویید</li>
<li>جمله را آغاز کنید و سپس به او بگویید که انتظار دارید آن را کامل کند و یا تنها جای یک کلمه را خالی بگذارید و از او بخواهید که آن کلمه را پر کند.</li>
<li>شی‌ء یا عکس را به کودک نشان بدهید تا به او کمک کنید که کلمه درست موردنظر را بیابد.</li>
</ul>
<p><u>درنهایت این نکته را از یاد نبرید که شما باید ابتدا به مقدار کافی صبر کنید و نباید راهنمایی‌تان را سریع ارائه بدهید.</u></p>
<ol start="10">
<li><strong>تا وقتی‌که به پاسخ دلخواه نرسیده‌اید، به ارتباط خود ادامه دهید.</strong></li>
</ol>
<ul>
<li>خطاها را به‌سرعت تصحیح کنید. وقت بگذارید تا به کودک اشتباهش را بگویید یا نشان دهید.</li>
<li>در صورت لزوم، نحوه ارتباطتان با کودک را تصحیح کنید؛ مثلاً اگر فهمیدید که از عبارات بلندی استفاده می‌کنید که کودک توانایی درک آن‌ها را ندارد، سعی کنید از عبارات کوتاه استفاده کنید؛ و یا به‌سرعت حرف زدنتان توجه ویژه‌ای داشته باشید و اگر سریع حرف می‌زنید حتماً سرعت حرف زدنتان را کاهش دهید.</li>
<li>از آن دسته حمایت‌کننده‌های بینایی که سبب موفقیت بیشتر شما می‌شوند استفاده کنید.</li>
<li>ارتباطتان را طوری تمام کنید که هر دو شما احساس خوبی داشته باشید؛ مثلاً یک لبخند یا حرکت تشویقی می‌تواند به کودک احساس موفقیت بدهد.</li>
</ul>
<p>توجه داشته باشید که تغییر نوع ارتباط کار ساده‌ای نیست و ممکن است که شما در ابتدا مشکلات بسیاری داشته باشید اما به خاطر بسپارید که احتمالاً این راهکارهای برای کودک دلبندتان بسیار مؤثر است.</p>
<p>ارتباط و درمان کودکان دارای اختلال طیف اتیسم بسیار زیاد هستند و کتاب‌ها و مقالات بسیاری را به خود اختصاص می‌دهند که ما در اینجا بخش کوچکی از آن را آوردیم. به یاد داشته باشید که درمان و تشخیص اختلالاتی همچون اختلالات طیف اتیسم وظیفه یک درمانگر توانمند و ماهر است و شما نمی‌توانید به‌تنهایی از پس این مشکل کودکتان بربیایید. هرچند تمرین‌ها و رفتار شما نقش کلیدی و حیاتی در کنار توصیه‌های درمانگرتان دارد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2>منابع</h2>
<ul>
<li><a href="https://fidibo.com/book/62444-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A8%D8%AA%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B7%DB%8C%D9%81-%D8%A7%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3%D9%85" target="_blank" rel="noopener noreferrer">شهریور، زهرا (۱۳۹۱). نکته‌های آموزشی برای والدین کودکان مبتلا به اختلالات طیف اتیسم، قطره، تهران.</a></li>
<li><a href="https://ganj.irandoc.ac.ir/viewer/843a3fad823787b02f6dc627ae40d00e" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بیات، محمدرضا (۱۳۹۵). مقایسه اثربخشی آموزشی تحلیل رفتار کاربردی، بازیدرمانی مبتنی بر فلورتایم و ترکیب این دو بر بهبود مهارت‌های ارتباطی و اجتماعی کودکان دارای اختلالات طیف اتیسم شهر اندیمشک، پایان نامه دکتری، دانشگاه شهید چمران، اهواز</a>.</li>
</ul>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d9%84%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b7%db%8c%d9%81-%d8%a7%d8%aa%db%8c%d8%b3%d9%85/">راهکارهایی برای والدین کودکان مبتلا به اختلالات طیف اتیسم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d9%84%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b7%db%8c%d9%81-%d8%a7%d8%aa%db%8c%d8%b3%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چگونه انتخاب رشته ای موفق داشته‌ باشیم؟ در انتخاب رشته چه عواملی را بسنجیم؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d8%b1%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87%e2%80%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d8%b1%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87%e2%80%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[kimia jalilvand]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 31 Aug 2019 17:30:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=152032</guid>

					<description><![CDATA[<p>در این موقع از سال بسیاری از جوانان در فکر ورود به دانشگاه و یا مدرسه‌های خوب هستند تا بتوانند زندگی تحصیلی و شغلی خوبی در آینده داشته باشند؛ اما مسئله اینجاست که چگونه می‌توان انتخاب رشته ای خوب انجام داد؟ و از کجا می‌توانیم شغل و رشته‌ی متناسب با ویژگی‌های شخصیتی خود را بیابیم؟ [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d8%b1%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87%e2%80%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c/">چگونه انتخاب رشته ای موفق داشته‌ باشیم؟ در انتخاب رشته چه عواملی را بسنجیم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در این موقع از سال بسیاری از جوانان در فکر ورود به دانشگاه و یا مدرسه‌های خوب هستند تا بتوانند زندگی تحصیلی و شغلی خوبی در آینده داشته باشند؛ اما مسئله اینجاست که چگونه می‌توان انتخاب رشته ای خوب انجام داد؟ و از کجا می‌توانیم شغل و رشته‌ی متناسب با ویژگی‌های شخصیتی خود را بیابیم؟</p>
<p>اگر درگیر سؤال‌هایی از این قبیل هستید پیشنهاد می‌کنم این مطلب را از دست ندهید.</p>
<h2>در انتخاب رشته چه عواملی را باید در نظر بگیریم؟</h2>
<p><img class=" wp-image-152037 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/سسس11-300x296.jpg" alt="" width="346" height="341" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/سسس11-300x296.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/سسس11.jpg 430w" sizes="(max-width: 346px) 100vw, 346px" /></p>
<p>یکی از مهم‌ترین و سرنوشت‌سازترین موضوعات در زندگی هر فرد تصمیم‌گیری درباره انتخاب رشته ی تحصیلی و شغل است که به سبب سرعت‌بالای رشد تکنولوژی و تقاضای روزافزون و بالای افراد برای ورود به برخی مشاغل و نیاز به کسب دانش و مهارت‌ها با توجه به تفاوت‌های فردی، تعادل بین بازار کار و آموزش به‌هم‌ریخته و مشکلاتی را در چگونگی هدایت استعدادها، راهنمایی شغلی و تصمیم‌گیری حرفه‌ای به‌وجودآورده است.</p>
<p>اما چیزی که دراین‌بین حائز اهمیت است نحوه برخورد و دانش دانش‌آموزان و والدین آن‌ها با این فرایند است تا بتوانند بهترین انتخاب را داشته باشند؛ اما برای این انتخاب چه مؤلفه‌هایی را باید در نظر داشت؟</p>
<h3>۱. عوامل فردی و درونی:</h3>
<h4>·        انگیزه:</h4>
<p>باید توجه داشت که ما دو نوع انگیزه داریم. انگیزه واقعی و انگیزه کاذب. انگیزه واقعی نشان‌گر نیروی درونی است که محرک فرد برای رسیدن به مطلوبش است درحالی‌که انگیزه کاذب در اثر القای دیگران و جامعه و به‌طور موقت و مقطعی در فرد ایجاد می‌شود. لذا داوطلبان ورود به یک‌رشته باید پیش از تصمیم‌گیری به یک بررسی درونی همه‌جانبه بپردازند و با تأمل در خواسته‌ها و عواملی که سبب گرایش آن‌ها به رشته‌ای خاص می‌شود منشأ اصلی انگیزه خود را بیابند.</p>
<h4>·        علاقه (رغبت):</h4>
<p>بین انگیزه و استعداد رابطه تنگاتنگی وجود دارد و معمولا افراد نسبت به به‌دست‌آوردن چیزی که به آن علاقه دارند انگیزه زیادی دارند؛ اما نکته مهمی که در بحث ما وجود دارد این است که بیشتر دانش‌آموزان در زمان انتخاب رشته شناخت دقیقی بر علایق خود ندارند و حتی ممکن است که به چندین حوزه مختلف علاقه داشته باشند. پس باید دقت کنیم که از تأثیر انگیزه‌های کاذبی که سبب ایجاد علاقه کاذب می‌شوند بکاهیم.</p>
<p>امروزه حداقل شش تیپ شخصیتی با توجه به علایق در نظر گرفته می‌شوند که به شرح زیر هستند:</p>
<p><img class=" wp-image-152038 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/سسس4-300x188.jpg" alt="" width="419" height="263" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/سسس4-300x188.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/سسس4-768x480.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/سسس4-120x76.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/سسس4-274x173.jpg 274w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/سسس4-308x192.jpg 308w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/سسس4.jpg 942w" sizes="(max-width: 419px) 100vw, 419px" /></p>
<ol>
<li><strong>رغبت علمی:</strong> نشان‌دهنده کشف حقایق و درک واقعیت‌های جدید است. تحصیل در <u>رشته‌هایی همچون علوم پایه و علوم پزشکی</u> مستلزم داشتن علاقه علمی است.</li>
<li><strong>رغبت هنری</strong>: این نیرو بیشتر در افرادی یافت می‌شود که به خلق آثار هنری می‌پردازند و به <u>رشته‌های گروه هنر و معماری</u> رو می‌آورند.</li>
<li><strong>رغبت ادبی:</strong> رغبت فرد به نوشتن، نظم و نثر و بررسی ادبیات و شعر را بیان می‌کند و بیشتر در افرادی که <u>دروس ادبیات</u> می‌خوانند دیده می‌شود.</li>
<li><strong>رغبت به خدمات اجتماعی:</strong> تمایل فرد به کمک‌رسانی و یا حل مشکلات مردم را بیان می‌کند. انتخاب رشته‌هایی همانند <u>مددکاری اجتماعی، پرستاری، علوم پزشکی، روان‌شناسی، مشاوره، حقوق و رشته‌های حوزه آموزش</u> بیشتر به این تمایل برمی‌گردد.</li>
<li><strong>علاقه به محاسبات و کار با اعداد و ارقام:</strong> حضور موفق در گرایش‌های مختلف <u>رشته ریاضی، مهندسی، حسابداری، بانکداری و اقتصاد</u> بستگی به میزان علاقه شما در کارکردن با اعداد و ارقام دارد.</li>
<li><strong>رغبت به کار در فضای باز:</strong> موفقیت در رشته‌هایی همانند <u>تربیت‌بدنی، نقشه‌برداری، مهندسی کشاورزی و جنگل‌داری</u> تا حدود زیادی به وجود این نوع علاقه در فرد بستگی دارد.</li>
<li><strong>رغبت مکانیکی- صنعتی:</strong> این رغبت بیشتر از ویژگی‌هایی همچون صحت و دقت درحرکت، آگاهی از روش کار با ابزارها، مهارت و استدلال منطقی تشکیل‌شده است. ازجمله رشته‌هایی که موفقیت در آن‌ها به وجود این نوع رغبت‌ بستگی دارد<u>، رشته‌های فنی و مهندسی، دندان‌پزشکی و علوم آزمایشگاهی </u>و&#8230; هستند.</li>
</ol>
<p><strong>نکات مهم موردتوجه در بحث علایق:</strong></p>
<p>نتایج تحقیقات نشان می‌دهند که افزایش سن، رغبت، هوش و استعداد افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ از طرفی بعضی افراد در زمان انتخاب رشته درگیر انگیزه‌های کاذبی هستند که در واقعیت با روحیات آن‌ها سازگاری ندارند و تنها در اثر القای دیگران آن رشته را برای تحصیل انتخاب کرده‌اند. این انگیزه‌های کاذب سبب ایجاد علاقه کاذب می‌شود.</p>
<p><u>متأسفانه در اثر باورهای غلط برخی مشاوران و والدین درباره رشته‌های مطرحی چون علوم پزشکی و مهندسی علاقه‌مندی‌های کاذبی در بسیاری از دانش‌آموزان به وجود می‌آید که در آینده سبب افت تحصیل، مسائل و مشکلات روحی و روانی در حین تحصیل و تلاش افراد برای اشتغال در رشته‌های غیر مرتبط با حوزه تخصصی خود می‌شوند.</u></p>
<h4>·        شناخت:</h4>
<p>علاقه بدون شناخت به‌هیچ‌عنوان کافی نیست. بهتر است پیش از انتخاب رشته اطلاعات واقعی و کافی از دروس، نحوه ارزشیابی، چگونگی پذیرش، شغل‌هایی که مرتبط با آن‌ها هستند و مواردی از این قبیل به دست آورید. ازجمله راه‌های کسب اطلاع می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:</p>
<ul>
<li>پرس‌وجو کردن از افراد موفق در آن رشته</li>
<li>دیدن و مطالعه بخشی از کتاب‌های آن رشته و یا مطالعه کتاب‌های مرتبط با آن رشته‌(به‌طور مثال برای شناخت پیدا کردن به علاقه‌تان به رشته تجربی می‌توانید کتابی درزمینهٔ زیست‌شناسی از کتاب‌خانه قرض بگیرید و بخشی از آن را مطالعه کنید).</li>
<li>می‌توانید از یک مشاور خوب کمک بگیرید.</li>
<li>از افرادی که در حرفه‌های مرتبط با آن رشته مشغول به کار هستند کمک بگیرید و درباره شرایط و ویژگی‌های شغلی مرتبط با آن رشته پرس‌وجو کنید و سعی کنید خودتان را در زندگی آینده جای آن افراد قرار بدهید.</li>
<li>فهرستی از مزایا و معایب رشته‌ها و اشغال مرتبط با آن‌ها تهیه کنید.</li>
</ul>
<h4>·        توان علمی:</h4>
<p>در رابطه با سطح توانمندی علمی لازم برای ورود به رشته‌های دوره متوسطه دوم باید به دو نکته توجه کنید:</p>
<p>۱. توان علمی شما باید در دروس اصلی و اختصاصی مربوط به رشته موردنظرتان بالا باشد نه صرفاً توان علمی عمومی شما.</p>
<p>۲. باید بتوانید در دروس اصلی رشته‌ی موردنظر تسلط کافی را به دست آورید.</p>
<p>به عبارتی ممکن است شما بتوانید وارد رشته موردنظر خود بشوید ولی آنچه ضامن ادامه تحصیل شما در آن رشته است قوت علمی شما در دروس اختصاصی رشته است. به‌طور مثال، در رشته داروسازی فرد باید توانایی بالایی در دروس شیمی و زیست‌شناسی داشته باشد و یا برای رشته‌ی مهندسی الکترونیک باید در زمینه‌های ریاضی و فیزیک قوی بود. برای رشته‌ی معماری باید علاوه بر ریاضی هندسه و قدرت تجسمی بالایی داشت و یا پیش‌نیاز رشته اقتصاد یا حسابداری فقط دروس انسانی نیست بلکه به مهارت در ریاضی و آمار نیز احتیاج دارید.</p>
<h4>·        استعداد:</h4>
<p>معمولاً استعداد درزمینهٔ یا درس خاصی ظهور بیشتری دارد تا در همه زمینه‌ها. به‌عنوان‌مثال دانش‌آموزانی هستند که در ریاضی استعداد ویژه‌ای دارند ولی در درس شیمی، در مقایسه با دیگران، متوسط ارزیابی می‌شوند. یا درزمینهٔ هنری از استعداد سرشاری برخوردارند ولی در دروس عمومی نظری با ضعف مواجه هستند. پس نتیجتاً شناخت استعداد نسبی خود بسیار اهمیت دارد. منظور ما از نسبی دز اینجا این است که همه افراد به‌نوعی در همه رشته‌ها استعدادی نسبی دارند. منتها در زمینه‌های مختلف علمی و عملی این استعداد در افراد مختلف از شدت و ضعف برخوردار است.</p>
<p><u>در بحث استعداد نباید تلاش را نادیده گرفت؛ و</u> باید در نظر داشته باشید که هرچقدر هم در زمینه‌ای خاص استعداد داشته باشید تا زمانی که تمرین و تلاش کافی در آن زمینه نداشته باشید بازهم از افراد متوسط آن رشته به‌حساب می‌روید و امکان موفقیت شما بسیار کاهش می‌یابد.</p>
<p>۲. عوامل اجتماعی و بیرونی:</p>
<h4>·        محیط بیرونی:</h4>
<p>منظور از محیط بیرونی، کلیه عوامل و افرادی است که شما با آن‌ها در ارتباط هستید. این افراد می‌توانند خانواده، معلم‌ها و یا دوستانتان باشند.</p>
<p>در اینجا خوب است که توجه کنید که این محیط بیرونی می‌تواند دو نوع اثر بر روی تصمیم شما داشته باشند. اولین اثر آن می‌تواند مثبت باشد؛ یعنی اینکه آن‌ها با در اختیار گذاشتن تجربیات و دانش خود درباره دیدی که به شما و توانایی‌هایتان دارند و یا رشته و شغل موردنظر شما می‌توانند کمکی مفید به شما بکنند و از طرفی ممکن است با تحمیل عقاید و خواسته‌های خود به شما سبب ایجاد انگیزه‌ و شناختی کاذب در شما شوند و این مسئله بسیار آسیب‌زاست. درنتیجه سعی کنید که این دو را از هم تفکیک دهید تا از تأثیرات منفی آن در امان بمانید.</p>
<p><u>فراموش نکنید که این زندگی شماست و کسی که باید پای سختی‌ها و مشکلاتش بایستد کسی نیست جز خود شما.</u></p>
<h4>·        اشتغال:</h4>
<p>برخی داوطلبان به حدی به شغل آینده خود اهمیت می‌دهند که مسیر رسیدن به آن و ویٰژگی‌های آن رشته را فراموش می‌کنند. نتیجتاً زمانی که با سختی‌های آن مواجه می‌شوند و آن رشته را از نزدیک می‌بینند متوجه می‌شوند که چقدر با خواسته‌ها و توانایی‌های آن‌ها متفاوت است و نمی‌توانند آن را ادامه بدهند. توجه کردن به شغل آینده بسیار مهم است ولی از آن مهم‌تر انتخاب رشته ای است که با توانایی‌ها و علایق شما هم‌سو هستند. مطمئن باشید که اگر همسو با علایق و توانمندی‌هایتان قدم بردارید و در این راه تمام تلاشتان را بکنید حتماً یکی از بهترین‌های رشته‌ خودخواهید شد و برای شما شغل مناسبتان وجود خواهد داشت. پس به‌طور مثال اگر شما فردی هستید که از خون می‌ترسید و با دیدن یک زخم کوچک حالتان تا ساعت‌ها بد است حتی اگر وارد رشته تجربی شوید هم نه‌تنها لذت نمی‌برید بلکه نمی‌توانید موفقیت لازم را کسب کنید؛ اما ممکن است طبع هنری خوبی داشته باشید و اگر وارد رشته انسانی شوید همواره از بهترین‌های آن رشته باشید و حتی در آینده بتوانید یکی از بهترین نویسندگان کشور شوید که کتاب‌هایش فروش فوق‌العاده‌ای دارند.</p>
<h4>·        عنوان اجتماعی، برداشت اجتماعی:</h4>
<p>به نظر می‌رسد که تعدادی از رشته‌ها دارای عناوین جذاب اجتماعی هستند و همین عناوین سبب تمایل بسیاری از دانش‌آموزان به سمت رشته‌ای است که نه‌تنها علاقه‌ بلکه استعدادی هم در آن رشته ندارند درنتیجه همواره در زمان تحصیل احساس سرخوردگی و ناراحتی دارند.</p>
<p>بیایید با خود صادق باشیم؛ عنوان اجتماعی مهم است و ما هم آن را دست‌کم نمی‌گیریم ولی چه فایده وقتی ما به آن رشته و کار علاقه نداریم؟ آیا کسانی که ما را برای برگزیدن رشته‌ای خاص تحسین می‌کنند در زمان‌هایی که احساس خوشبختی و لذت نداریم و در سختی‌ها کنارمان هستند؟ یا می‌گویند انتخاب خودت است و باید پایش بایستی؟ و درصورتی‌که نتوانیم از پس آن کار بربیاییم ما را سرزنش می‌کنند که چرا دنبال کاری که متناسب با توانمندی‌هایت بود نرفتی؟</p>
<h2>شغل متناسب باشخصیت شما چیست؟</h2>
<p><img class=" wp-image-152039 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/سسس8.jpg" alt="" width="365" height="269" /></p>
<p>شخصیت به معنای نحوه رفتار فرد و ترکیبی از خصوصیات جسمی و ذهنی و اجتماعی است که فرد را در آنچه هست می‌سازد. رفتاری که از فرد سر می‌زند گویای شخصیت آن فرد است و انسان‌ها ازنظر خصایص با یکدیگر تفاوت دارند درنتیجه شغلی که متناسب شخصیت آن‌ها باشد نیز باهم متفاوت است.</p>
<p>جان هالند یکی از افرادی است که به‌واسطه تلاش برای برقراری ارتباط بین شخصیت و شغل شهرت جهانی پیداکرده است. ازنظر او انسان با توجه به ویژگی‌های شخصیتی خود، شغلی را برمی‌گزیند که ارضاکننده­ی نیازهایش باشد و افرادی که مشاغل یکسانی را انتخاب می‌کنند تا حدود زیادی ویژگی‌های شخصیتی مشابهی دارند.</p>
<p>نظریه‌ی هالند شخصیت افراد را به شش نوع «واقع‌بین، جستجوگر، قراردادی یا سنتی، متهور، اجتماعی و هنرمند» طبقه‌بندی می‌کند. در ادامه به بررسی بیشتر این تیپ‌های شخصیتی و مشاغل مناسب آن‌ها می‌پردازیم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<table width="0">
<tbody>
<tr>
<td width="70">تیپ شخصیتی</td>
<td width="98">واقع‌گرا (اشیاگرا)</td>
<td width="110">جستجوگرا (داده‌گرا)</td>
<td width="102">هنری</p>
<p>(داده‌گرا و اشیا‌گرا)</td>
<td width="108">اجتماعی (مردم‌گرا)</td>
<td width="98">متهور (مردم‌گرا)</td>
<td width="105">قراردادی (داده‌گرا)</td>
</tr>
<tr>
<td width="70">صفات</td>
<td width="98">خوددار، قوی، بی‌ریا، واقع‌بین، مصر، انعطاف‌ناپذیر، مادی‌گرا، سرسخت، غیراجتماعی، همرنگ، عمل‌گرا، متواضع و عینی</p>
<p>&nbsp;</td>
<td width="110">خوددار، تحلیل‌گر، محتاط، نقاد، کنجکاو، مستقل، روشنفکر، درون‌نگر، بدبین، پیچیده، دقیق، منطقی، فروتن، رادیکال، کناره‌گیر، طرفدار اصلاحات اساسی و بنیادی</td>
<td width="102">احساسی، نامرتب، آرمان‌گرا، خیال‌پرداز، نامعقول، مستقل و شمی، درون‌نگر، مبتکر، ابرازگر، حساس، خودانگیخته، مبهم، غیر سنتی (غیر هم‌رنگ)، دارای منش و روحیه باز</td>
<td width="108">مسئول، صمیمی، آرمان‌گرا، سخاوتمند باکیاست، مهربان و همدل، خوش‌مشرب مبادی‌آداب‌، معاشرتی، صبور دارای روحیه همکاری، متقاعدکننده، امداد گرا و مشوق، مجاب‌کننده، اهل رفاقت و دوستی</td>
<td width="98">ماجراجو، بلندپرواز، توجه‌برانگیز، مطمئن به خود، برون‌نگر، هیجان‌طلب، معاشرتی، خوش‌بین، باانرژی، برون‌گرا، رهبرآگاه به منابع مختلف، باشوق ریسک کننده و مقتدر</td>
<td width="105">سازمان‌یافته، مرتب، مواظب، واقع‌بین، پیگیر، مصر، انعطاف‌پذیر، کارآمد و وظیفه‌شناس، روشمند، هم‌رنگ، صرفه‌جو، مدافع، فاقد تخیل، مطیع، قالب‌مدار</td>
</tr>
<tr>
<td width="70">فعالیت موردعلاقه</td>
<td width="98">کار با ماشین‌ها و ابزار</td>
<td width="110">کاوشگری، فهم و پیش‌بینی با کنترل پدیده‌های طبیعی و اجتماعی</td>
<td width="102">فعالیت‌های ادبی، موسیقی یا هنری</td>
<td width="108">امدادگری، تعلیم، درمان، مشاوره یا خدمت به دیگران از طریق روابط میان فردی</td>
<td width="98">متقاعد کردن، اداره یا رهبری دیگری</td>
<td width="105">ایجاد یا حفظ امور در کارهای منظم و مرتب، کاربر استانداردها یا معیارهای مشخص و معین</td>
</tr>
<tr>
<td width="70">ارزش‌ها</td>
<td width="98">مزد و پاداش برای کارها دست‌آوردهای عینی</td>
<td width="110">رشد، توسعه یا کسب علم</td>
<td width="102">خلاقیت و ابتکار در بیان عقاید، عواطف یا احساسات</td>
<td width="108">تلاش برای بهبود امور دیگران، خدمات اجتماعی</td>
<td width="98">دستاوردهای مالی، کسب موقعیت اجتماعی</td>
<td width="105">دستاوردهای مادی یا مالی و کسب قدرت در عرصه‌های اجتماعی، کاری یا سیاسی</td>
</tr>
<tr>
<td width="70">خودارزیابی</td>
<td width="98">واقع‌گرا، محافظه‌کار، برخورداری از توانایی‌های عملی و مکانیکی، ضعف در روابط اجتماعی</td>
<td width="110">تحلیل‌گر، باهوش، دیرباور، درگیرابهامات، دارای قابلیت‌های پژوهشی و ضعف در روابط میان‌فردی</td>
<td width="102">علاقه‌مند به تجارب گوناگون، مبتکر، متفکر ضعف در مهارت‌های اداری و دفتری</td>
<td width="108">دلسوز، صبور، دارای توانایی‌های روابط میان‌فردی، ضعف در توانایی‌های مکانیکی</td>
<td width="98">دارای توانایی‌های بازاریابی، فروش و متقاعد کردن دیگران</td>
<td width="105">دارای توانایی‌های تخصصی در امور تجاری، اداری یا تولیدی ضعف در قابلیت‌های هنری</td>
</tr>
<tr>
<td width="70">توانایی‌ها</td>
<td width="98">توانایی مکانیکی و جسمانی</td>
<td width="110">توانایی علمی و پژوهشی</td>
<td width="102">توانایی هنری، تصویری و تجسمی</td>
<td width="108">توانایی تدریس</td>
<td width="98">توانایی رهبری و مدیریت</td>
<td width="105">توانایی کارهای اداری و مالی</td>
</tr>
<tr>
<td width="70">مهارت‌های موردنیاز</td>
<td width="98">مهارت‌های کاری با دست و لوازم مکانیکی، کار با انواع دستگاه‌های ماشینی، ابزار و اشیا</td>
<td width="110">مهارت‌های تحلیل‌گرایانه، فنی و تخصصی</td>
<td width="102">مهارت‌های مبتکرانه یا خلاق‌گونه، ابراز احساسات در تعامل با دیگران</td>
<td width="108">مهارت‌های میان‌فردی، توانایی در ارشاد، درمان، مداوا یا تعلیم دیگران</td>
<td width="98">مهارت در متقاعد کردن و اداره‌کردن دیگران</td>
<td width="105">مهارت‌های اداری، توانایی در کاربرد دقیق استانداردها و معیارها برای انجام امور</td>
</tr>
<tr>
<td width="70">نمونه شغل‌های متناسب</td>
<td width="98">مهندسی مکانیک مهندسی ماشین‌آلات سنگین</p>
<p>تکنسین (درهر رشته‌ای)</p>
<p>مکانیک (درهر رشته‌ای)</p>
<p>تعمیرات و تاسیسات (درهر رشته‌ای)</p>
<p>خدمات و صنعت نان، غذا و شیرینی</p>
<p>صنعت رنگ و پارچه</p>
<p>جوشکار</p>
<p>تراشکار</p>
<p>آب و برق، مخابرات</p>
<p>تربیت‌بدنی</p>
<p>تکنسین هواپیما</p>
<p>تولیدات چرم</p>
<p>صنایع مونتاژ</p>
<p>سنگ و معدن</p>
<p>مبلمان سازی</p>
<p>افسر ارتش</p>
<p>آبخیزداری</p>
<p>صنعت اقتصاد و حمل‌ونقل</p>
<p>پالایشگاه</p>
<p>کشتی‌سازی</p>
<p>قالب‌سازی در هر صنعتی</p>
<p>هر نوع شغلی که در ارتباط با اشیا و ابزار باشد و جنبه فنی و فنی داشته.</td>
<td width="110">پزشک، دامپزشک، جراح، فیزیک‌دان، شیمیدان، دندان‌پزشک، داروساز، ریاضی‌دان، علوم و فنون هسته‌ای، مهندسی هوا و فضا، زمین‌شناس، زیست‌شناس، ستاره‌شناس، مهندس نرم‌افزار کامپیوتر، علوم پزشکی، زیستی، فیزیکی</p>
<p>جامعه‌شناس، پژوهشگر آزاد، روان‌پزشک و روانشناس، استاد دانشگاه، بیولوژی میکروبیولوژی بیوشیمی، علوم</p>
<p>مهندس سیستم قدرت برق، اقتصاددان، مهندس طراح سیستم، مهندس (عمران، الکترونیک، کشاورزی و.)</p>
<p>مهندس و برنامه‌ریز کامپیوتر</p>
<p>هر نوع شغلی که به داده‌ها بپردازد و مستلزم پژوهش و تحقیق مداوم باشد.</td>
<td width="102">معماری/آرشیتکت</p>
<p>طراح تبلیغات</p>
<p>فیلم‌نامه‌نویس</p>
<p>خوشنویس، شاعر بازیگر، خبرنگار</p>
<p>روزنامه‌نگار، کارشناس میراث‌فرهنگی، هنر و موزه.</p>
<p>نویسنده</p>
<p>مهندس طراح</p>
<p>مردم‌شناسی</p>
<p>باستان‌شناسی</p>
<p>کارشناس علوم ارتباطات</p>
<p>ویراستار</p>
<p>طراح لباس و مد، مترجم، روانشناس اجتماعی</p>
<p>کارشناس فرش،</p>
<p>طراح صحنه</p>
<p>کارگردان، کارشناس نقاشی</p>
<p>کارشناس چاپ و عکاسی</p>
<p>طراح مراسم و تدارکات ازدواج</p>
<p>طراح صفحات وب کامپیوتر</p>
<p>موسیقیدان/آهنگساز</p>
<p>کارشناس ادبیات فارسی و ادبیات و زبان خارجه</p>
<p>هر نوع مشاغلی که در ارتباط با داده‌ها و اشیا باشد و جنبه خلاقیت و ابتکار و آثار هنری فردی را ارج‌نهد</td>
<td width="108">آموزش و پرورش</p>
<p>الهیات/علوم‌دینی</p>
<p>معارف اسلامی</p>
<p>علوم‌تربیتی و آموزش</p>
<p>علوم اجتماعی</p>
<p>خدمات رون‌درمانی</p>
<p>مدیر/معلم/استاد دانشگاه</p>
<p>مدیریت در سازمان‌های خیریه و تامین اجتماعی</p>
<p>مشاغل مرتبط با روابط عمومی خدمات و ارتباطات مردمی مشاور باشگاه و امور جوانان، مورخ</p>
<p>علوم‌تربیتی، روانشناسی و مشاوره</p>
<p>افسر پلیس و مامورآگاهی</p>
<p>کاردان بهداشت دهان و دندان</p>
<p>مدیر کارگزینی و توسعه کارکنان</p>
<p>پرستار/درمانگر</p>
<p>هر نوع شغلی که در ارتباط با مردم است و آموزش، تدریس و رفاه اجتماعی را در نظر دارد.</td>
<td width="98">مدیریت و بازرگانی</p>
<p>بازاریاب، رهبری</p>
<p>ریاست/سرپرستی در هر صنفی</p>
<p>مشاور املاک</p>
<p>مشاورمالی وسهام</p>
<p>تجارت، معامله‌گر</p>
<p>واسطه‌گر</p>
<p>وکیل، سیاست‌مدار</p>
<p>مامورخرید و فروش در هر صنفی</p>
<p>مدیریت امور بانکی</p>
<p>مهماندار هواپیما</p>
<p>مدیر خدمات</p>
<p>مدیرشرکت خصوصی</p>
<p>مدیریت منابع انسانی</p>
<p>نماینده‌مردم</p>
<p>واسطه رابط کارگری</p>
<p>کارشناس علوم سیاسی</p>
<p>کارشناس وزارت کار</p>
<p>مهندسی صنایع</p>
<p>مدیریت دولتی</p>
<p>رئیس اتاق بازرگانی</p>
<p>کارشناس روابط بین‌الملل</p>
<p>هر نوع شغلی که در ارتباط با مردم است و اهداف سازمانی، مدیریت و فروشندگی را دارا هست.</td>
<td width="105">حسابدار</p>
<p>اپراتور</p>
<p>کارشناس امورمالی</p>
<p>بازرس اعتبارات</p>
<p>کارشناس و مشاور مالیاتی</p>
<p>مدیریت دفاتر</p>
<p>دفتردار حقوقی/قضایی</p>
<p>ثبت و تنظیم داده‌های اداری (بانک، گمرک، بیمه و غیره)</p>
<p>گزارش نویس دادگاه</p>
<p>سرپرست پذیرش مدارک پزشکی</p>
<p>تحلیل‌گر بودجه</p>
<p>تحویلدار بانک</p>
<p>هر نوع مشاغلی که توجه و دقت به جزئیات و ریزه‌کاری در داده‌ها بپردازد.</p>
<p>&nbsp;</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p>&nbsp;</p>
<p>درنهایت باید توجه داشت که ممکن است شما به‌طور صددرصدی به یک تیپ شخصیتی به‌خصوص تعلق نداشته باشید و ویژگی‌هایی از گروه‌های مختلف را با خود به همراه داشته باشید. برای شناخت بیشتر نوع شخصیت و ویژگی‌های خود می‌توانید از راه‌های زیر کمک بگیرید:</p>
<ul>
<li>فهرستی تهیه کنید از افراد نزدیکتان و ویژگی‌های مثبت و منفی آن‌ها را یادداشت کنید. این ویژگی‌ها را به‌خوبی بررسی کنید خواهید دید که بسیاری از این صفات، ویژگی‌های شخصیتی شمارا نشان می‌دهند.</li>
<li>از اطرافیان و نزدیکانتان بخواهید که ویژگی‌های شما و توانمندی‌هایی که در شما می‌بینند را برایتان یادداشت کنند. سپس تمامی جواب‌ها را کنار یکدیگر بزارید و آن‌ها را بررسی کنید.</li>
<li>به نمرات و سابقه تحصیلی و هنری خود توجه کنید تا دید بهتری به نقاط قوت و ضعف خود به دست آورید.</li>
<li>بررسی کنید که مطالعه چه درس‌ها و حوزه‌هایی وانجام چه‌کارهایی بیشتر از سایرین برای شما لذت‌بخش است.</li>
<li>از یک مشاور خوب کمک بگیرید.</li>
</ul>
<p>منابع:</p>
<ul>
<li><a href="https://ganj.irandoc.ac.ir/viewer/4ab327590196dce93da18c0c58bd4fef">ارزشیابی ملاک‌ها و فرایند انتخاب رشته تحصیلی دانش آموزان مقطع متوسطه</a></li>
<li><a href="https://ganj.irandoc.ac.ir/viewer/6aee66261e233731f0cf8c20921d6545">مقایسه عوامل موثر بر انتخاب رشته دانشجویان دانشگاه گیلان در سال تحصیلی ۹۰-۱۳۸۹</a></li>
</ul>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d8%b1%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87%e2%80%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c/">چگونه انتخاب رشته ای موفق داشته‌ باشیم؟ در انتخاب رشته چه عواملی را بسنجیم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d8%b1%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%87%e2%80%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چگونه هیجان های خود را کنترل کنیم؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[kimia jalilvand]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 15 Aug 2019 17:30:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انگیزش و هیجان]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=151983</guid>

					<description><![CDATA[<p>تصور کنید که در یک روز گرم تابستانی پشت یک چراغ قرمزی که بسیار طولانی است قرارگرفته‌اید و پس از سبز شدن چراغ ناگهان متوجه می‌شوید که ماشین جلویی شما بسیار کند حرکت می‌کند تا جایی که احتمال این می‌رود که شما پشت چراغ بعدی بمانید. خب ازآنجایی‌که این مسئله برای شما کاملاً نامطلوب تلقی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/">چگونه هیجان های خود را کنترل کنیم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تصور کنید که در یک روز گرم تابستانی پشت یک چراغ قرمزی که بسیار طولانی است قرارگرفته‌اید و پس از سبز شدن چراغ ناگهان متوجه می‌شوید که ماشین جلویی شما بسیار کند حرکت می‌کند تا جایی که احتمال این می‌رود که شما پشت چراغ بعدی بمانید. خب ازآنجایی‌که این مسئله برای شما کاملاً نامطلوب تلقی می‌شود پس عصبی می‌شوید، در این هنگام تغییرات زیادی در احساسات، افکار، رفتار و به‌طورکلی در بدن شما رخ می‌دهد. فشارخونتان افزایش می‌یابد، فرمان را محکم‌تر نگه می‌دارید و آماده می‌شوید تا ناسزایی به راننده جلویی بدهید ولی درست در همین لحظه این فکر از ذهنتان عبور می‌کند که این کار ممکن است شرایط بد را به بدتر تبدیل نماید پس از انجام آن خودداری می‌کنید.داستانی که ذکر شد تنها نمونه‌ای از فرایند <a href="https://www.sciencedirect.com/topics/psychology/emotion-regulation" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">تنظیم هیجانی</a> است که شما در طول روز با آن مواجه می‌شوید؛ اما سؤال اصلی و مهم‌تر آن است که آیا ما همیشه کنترل مطلوبی روی چگونگی ابراز هیجان مان داریم؟ اگر این‌گونه است پس چرا در بسیاری از اوقات دچار مشکل می‌شویم؟</p>
<p>برای پاسخ دادن به سؤال بالا و بسیاری از سؤالاتی که در رابطه با <a href="https://www.dictionary.com/browse/emotion?s=t" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">هیجانات</a> و چگونگی کنترل آن‌ها دارید پیشنهاد می‌کنم این مطلب را از دست ندهید.</p>
<h2>هیجان‌ چیست و چگونه می‌توان آن را کنترل کرد؟</h2>
<p><img class=" wp-image-151987 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/ثث3.jpg" alt="" width="366" height="366" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/ثث3.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/ثث3-120x120.jpg 120w" sizes="(max-width: 366px) 100vw, 366px" /></p>
<p>هیجان‌ها به‌عنوان واکنشی به رویدادهای مهم زندگی پدید می‌آیند. بعدازاینکه هیجان‌ها فعال شدند، احساس‌ها را ایجاد می‌کنند، بدن را برای عمل تحریک می‌کنند، حالت‌های انگیزش به وجود می‌آورند و جلوه‌های صورت قابل‌تشخیص تولید می‌کنند. برای آگاهی از این فرایند، ابتدا به بررسی ماهیت هیجان و سپس به هیجان‌های خاص می‌پردازیم.</p>
<h3>هیجان و مؤلفه‌های آن</h3>
<p>ارائه تعریفی واحد و کامل از هیجان کاری بسیار پیچیده و دشوار است. ممکن است در نگاه اول از این حرف متحیر شوید زیرا همه ما در زندگی روزمره‌مان هیجاناتی مانند ترس، خشم و نفرت را تجربه کرده‌ایم پس هرکسی می‌داند تجربه هیجانات چه هستند و چگونه‌اند. پس مشکل کجاست؟ مشکل اینجاست که: <span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_151983_6('footnote_plugin_reference_151983_6_1');" onkeypress="footnote_moveToReference_151983_6('footnote_plugin_reference_151983_6_1');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_151983_6_1" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۱]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_151983_6_1" class="footnote_tooltip">هرکسی می‌داند هیجان چیست تا اینکه از او درخواست شود تعریفی را ارائه دهد</span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_151983_6_1').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_151983_6_1', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script> (فر و راسل، ۱۹۸۴).</p>
<p>درواقع هیجانات ما از چهار بعد کاملاً متفاوت و مجزا ساخته‌شده‌اند و همین امر سبب مشکل شدن تعریف آن می‌شود. پس برای شناخت بهتر و بیشتر آن بهتر است با مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده آن آشنا شویم.</p>
<ol>
<li><strong>عنصر احساسات:</strong> این عنصر نوعی <u>تجربه ذهنی</u> به هیجانات ما می‌دهد که هم‌معنی و هم اهمیت شخصی دارد. هیجان ازنظر شدت و کیفیتی که دارد در این سطح ذهنی (پدیدار شناختی) تجربه و حس می‌شود.</li>
<li><strong>عنصر پاسخ جسمانی</strong>: پس از قرار گرفتن در موقعیت‌های خاصی که سبب پدیدار شدن هیجانات در ما می‌شوند این بعد <u>سبب تغییر و فعال‌سازی دستگاه‌های جسمی همانند سیستم غدد درون‌ریز و مغز می‌شود</u>. برای درک هرچه بهتر این بعد فردی عصبانی یا متنفر را تصور کنید، آیا می‌توانید او را بدون تغییراتی که در ضربان قلب، افزایش میزان هورمون‌هایی چون اپی‌نفرین در خون و تغییراتی در نظام عضلانی همچون حالت هوشیاری بدن و گره کردن مشت تصور کنید؟</li>
<li><strong>عنصر هدفمند (احساس مقصود):</strong> این مؤلفه سبب هدفمند شدن هیجانات ما می‌شود. به‌گونه‌ای که فرد برای مقابله با شرایط و موقعیتی که در آن است، اقدامی را انجام می‌دهد. این مؤلفه <u>سبب ایجاد تکانه‌ای</u> در فرد می‌شود که درنتیجه آن می‌توان تمایل افراد در انجام کارهایی خاص را هنگام تجربه هیجانی خاص توجیه کرد.</li>
<li><strong>عنصر رفتار بیانگر</strong><u>: ما معمولاً پس از تجربه‌ی هیجانی خاص نوع حرکات بدنمان، لحن کلاممان، اشاراتمان، حالت چهره‌مان و بسیاری از جلوه‌های ظاهری‌مان تغییر می‌کنند که سبب پی بردن دیگران به هیجان ما می‌شود.</u> این مؤلفه از هیجان سبب آشکار شدن هیجانات فردی دیگر برای ما می‌شود و جنبه ارتباطی دارد. به‌طور مثال هنگامی‌که به فردی خبری خاص را می‌دهیم به‌طور ناخودآگاه به چهره او خیره می‌شویم تا احساسات و هیجانات او را از چهره‌اش بهتر بفهمیم.</li>
</ol>
<p>کاملاً واضح است که هیجانات تمامی وجود و ابعاد وجودی ما را دربرمی‌گیرند؛ که شامل: احساسات، برانگیختگی جسمانی، احساس مقصود و ارتباط‌های غیرکلامی می‌شود.</p>
<p>اما برمی‌گردیم به سؤال اولمان. هیجان چیست؟ همان‌گونه که گفته شد تعاریف متعددی برای این اصطلاح آورده شده ولی یکی از جامع‌ترین و برترین تعاریف آن را می‌تواند تعریف پیش رو در نظر گرفت:</p>
<p><strong><em>«هیجان‌ها پاسخ‌های کم‌دوام احساسی، هدفمند، بیانگر و جسمانی هستند که به ما کمک می‌کنند تا با فرصت‌ها و چالش‌هایی که در مدت رویدادهای مهم زندگی با آن‌ها مواجه می‌شویم، سازگار شویم».</em></strong></p>
<p>هیجان هیچ‌کدام از عناصرش به‌تنهایی نیست بلکه در تجربه یک هیجان باید حتماً هر چهار مؤلفه آن در فرد دیده شود. برای مثال فردی را در نظر بگیرید که چون دزدی به دنبال اوست ترسیده است. پس او احساس وحشت می‌کند (جنبه احساسی)، سپس ضربان قلبش بالا می‌رود و ممکن است دستانش کمی عرق بکنند و دهانش خشک شود (جنبه پاسخ جسمانی) حال او با همه وجود به تنها چیزی که فکر می‌کند و برایش مهم است نجات پیدا کردن از موقعیت به وجود آمده است (جنبه هدفمند) و درنهایت اگر به چهره او نگاه کنید متوجه می‌شوید که صورتش درهم‌رفته است و حتی گوشه دهانش به عقب کشیده شده و در حال دویدن است (جنبه بیانگر). این مثال به‌خوبی بیانگر آن است که بخش‌های مختلف هیجان چگونه باهم در ارتباط و تعامل هستند و به‌طور منسجم و هماهنگ با یکدیگر کار می‌کنند.</p>
<p>البته برخی پژوهشگران معتقدند که برای تعریف هیجان به چیزی بیش از مجموع اجزای آن نیاز است. درنتیجه در سال ۲۰۱۰ <a href="https://rasekhoon.net/article/show/889678/%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86-(%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3)/">کارول ایزارد</a> از ۳۴ پژوهشگر برجسته هیجان درخواست کرد که تعریف خود از هیجان را ارائه بدهند. توصیف زیر مجموع توصیف آن‌هاست:</p>
<p><strong><em>«هیجان از مدارهای عصبی (که حداقل تااندازه‌ای اختصاصی هستند)، سیستم‌های پاسخ و حالت/فرایند احساسی که شناخت و عمل را برانگیخته می‌کنند و سازمان می‌دهند، تشکیل می‌شود. هیجان همچنین اطلاعاتی را برای فردی که آن را تجربه می‌کند تأمین می‌نماید و امکان دارد ارزیابی‌های شناختی پیشایند و شناخت جاری، ازجمله تعبیر حالت احساسی، جلوه یا علائم اجتماعی- ارتباطی آن را دربرداشته باشند و ممکن است رفتارگرایشی یا اجتنابی را برانگیخته کند، پاسخ‌های کنترل- تنظیم را اعمال نماید و ازنظر ماهیت، اجتماعی یا ارتباطی باشد (ایزارد، ۲۰۱۰)».</em></strong></p>
<h3>آیا تنظیم هیجان برای ما ضروری است؟</h3>
<p><img class=" wp-image-151988 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/ثث2-225x300.jpg" alt="" width="285" height="380" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/ثث2-225x300.jpg 225w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/ثث2.jpg 340w" sizes="(max-width: 285px) 100vw, 285px" /></p>
<p>در ژانویه ۱۹۸۹ مردی خوش‌قیافه و کاریزماتیک به نام <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%AF_%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">«تدباندی»</a> در زندان ایالتی فلوریدا به جرم قتل و تجاوز به بیش از ۳۰ زن اعدام شد. باندی ابتدا قربانیان را به قتل می‌رساند و سپس به بدن بی‌جان آن‌ها تعرض می‌کرد. طبق برخی اعترافاتی که باندی کرده گاهی تا مدت‌ها جسد قربانی‌هایش را نگه می‌داشته و به آن‌ها نگاه می‌کرده و یا از آن‌ها عکس می‌گرفته همچنین پس از دستگیری او چند جمجمه در مخفیگاهش در سیاتل یافت شد.</p>
<p>مسئله‌ای که در مورد باندی نظر بسیاری از متخصصان را جلب کرد این بود که او برخلاف رفتار بسیار پرخاشگرانه و غیرانسانی که داشته به‌هیچ‌عنوان احساس ندامت و یا شرم نداشت و فردی شاد و بشاش به نظر می‌رسید و حتی گاهی به خود افتخار می‌کرد و پیش از اعدامش عاری از هرگونه احساس گناه و شرمی بیان کرده بود که به قتل رساندن برای او تجربه‌ای عمیق و حتی عرفانی به شمار می‌آمده و به ارضای نیاز او به کسب قدرت کمک می‌کرده.</p>
<p>درواقع افرادی مثل باندی از برخی اختلالات روانی همچون اختلال شخصیت ضداجتماعی رنج می‌برند. این اختلال با نقص در ابراز و درک هیجانات – به‌ویژه نقص در هیجاناتی مانند شرم، گناه و ترس- و همچنین نقص در ادراک و پاسخ‌دهی به هیجانات دیگران همراه است (هیر، ۱۹۹۹؛ مارش و همکاران، ۲۰۱۱). البته افرادی مثل باندی هم احتمالاً بسیاری از هیجانات را تجربه می‌کنند ولی به عقیده برخی متخصصان این هیجانات بسیار سطحی و زودگذر هستند به‌گونه‌ای که گستره و عمق احساسات آن‌ها را محدود می‌کند.</p>
<p>از داستان بالا می‌توان این برداشت را داشت که هیجان‌های ما نقش کلیدی در تجارب انسانی و اجتماعی ما دارند و شناخت، کنترل و تنظیم آن‌ها می‌توانند به ما و اطرافیانمان در تجربه کردن زندگی سالم‌تر و شاداب‌تر کمک ویژه‌ای بکنند.</p>
<p>به‌گونه‌ای که رابرت لوینسون (۱۹۹۹) هم خاطرنشان می‌کند، در دنیای مدرن امروز انسان با بسیاری از خطرهای کشنده قدیمی همچون حمله ببر و پلنگ، دزدیده شدن غذایشان و یا کشته شدن فرزندانشان توسط حیوانات وحشی مواجه نیستند. تهدیدهایی که ما با آن مواجه هستیم در مقیاسی کوچک‌تر است و شاید به‌اندازه گذشته نیاز به چنین سازگارهای قوی نداشته باشد. درنتیجه بهبود توانایی‌هایمان در تنظیم هیجانات در اثر تجربه بسیار اهمیت دارد و مسئولیتی دائمی را با خود به همراه می‌آورد.</p>
<p>به‌طورکلی هیجان‌ها نقش بسزایی در بسیاری از فعالیت‌های مهم زندگی ما ازجمله آماده کردن پاسخ‌های رفتاری، تنظیم تصمیم‌گیری، بهبود حافظه برای رویدادهای مهم و تسهیل و بهبود روابط بین فردی دارند. بااین‌وجود اگر به مقدار نامناسب و در شرایط بد و اشتباه بروز بدهند می‌توانند مخرب و آسیب‌زا نیز باشند و پاسخ‌های هیجانی اشتباه و نامناسب عامل بسیاری از آسیب‌های روانی است.</p>
<p>برخی پژوهشگران معتقدند که وجود هیجان در ما جنبه تکاملی دارد و درگذشته وجود هیجان سبب سازگاری انسان با محیط زندگی و مسائلی بود که با آن‌ها مواجه بود. ولی در زندگی مدرن امروز هیجان‌های ما دیگر کارکرد خود را ازدست‌داده‌اند و سودی ندارند و تنها سبب آشفته کردن رفتار و مختل کردن منطق و عقلانیت و به‌طورکلی زندگی ما می‌شوند. ولی این نظر با یکی از مهم‌ترین وظایف هیجان یعنی کمک شایانی که به اولویت‌بندی بین رفتارها در موقعیت‌های خاص می‌کند کاملاً در تضاد است؛ زیرا اگر هیجان‌ها نبودند امکان سازگاری کامل با محیط نبود. مسئله این است که هر دو دیدگاه درباره هیجان تا حد زیادی درست هستند. هیجان‌ها هم به‌صورت کاملاً بی‌نظیر سبب سازگاری ما با محیط می‌شوند و هم گاهی سبب ایجاد سختی و ناملایماتی در زندگی مدرن ما می‌شوند.</p>
<p>پس به صورتی کلی هیجان‌ها بد نیستند ولی اگر در موقعیت، زمان و در شدتی نامناسب بروز کنند می‌توانند آسیب‌هایی جبران‌ناپذیر به ما وارد کنند. و اینکه هیجان‌های ما به ما کمک می‌کنند یا نه بستگی به توانایی ما در تنظیم و کنترل آن‌ها دارد.</p>
<h2>چگونه هیجانات خود را کنترل کنیم؟</h2>
<p><img class="wp-image-151986 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/f0d8a3d4edf8ebcea4f09788d37472be-300x300.jpg" alt="چگونه هیجان های خود را کنترل کنیم؟" width="339" height="339" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/f0d8a3d4edf8ebcea4f09788d37472be-300x300.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/f0d8a3d4edf8ebcea4f09788d37472be-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/f0d8a3d4edf8ebcea4f09788d37472be.jpg 564w" sizes="(max-width: 339px) 100vw, 339px" /></p>
<p>تنظیم هیجان شامل تلاش ما برای:</p>
<ul>
<li>اینکه کدام هیجان را و در چه موقعیتی داشته باشیم</li>
<li>هیجاناتمان را چگونه تجربه و ابراز کنیم</li>
<li>کنترل داشتن بر یکی یا چند بخش از هیجان (احساسات، پاسخ جسمانی، میل انگیزشی یا حالت بیانگر).</li>
<li>تغییر دادن نهفتگی، بزرگی و مدت هیجان است.</li>
</ul>
<p>برای درک بهتر اینکه ما چه موقع و چگونه سعی در تغییر و کنترل هیجاناتمان داریم جیمز گراس جریان رویداد هیجانی را به شکل زیر تقسیم می‌کند.</p>
<ol>
<li>هیجان با یک موقعیت یا به‌صورت یک رویداد مهم زندگی، شروع می‌شود. در این شرایط فرد به دنبال تغییر و یا مدیریت آن موقعیت است.</li>
<li>او در این شرایط توجه خود را به موقعیت‌های مهم زندگی هدایت یا از آن دور می‌کند</li>
<li>سپس به ارزیابی شناختی و بررسی بهتر و عمیق‌تر آن موضوع می‌پردازد</li>
<li>و درنهایت پاسخی برای مقابله با آن مسئله ارائه می‌دهد و فعالیتی انجام می‌دهد.</li>
</ol>
<p>نکته مهم و قابل‌توجه این است که شما فرصت‌های متعددی برای تنظیم هیجان‌های خوددارید.</p>
<h2>راهبردهای تنظیم هیجان‌</h2>
<p>به‌طورکلی پنج فرصت برای مداخله در تنظیم واقعه هیجانی وجود دارند که شامل:</p>
<ol>
<li><strong>انتخاب موقعیت:</strong></li>
</ol>
<p>انتخاب موقعیت اولین راهکار در کنترل هیجانات است. به‌طورکلی این راهبرد تلاشی برای جلوگیری از ایجاد هیجان است. به‌طور مثال اگر قرار گرفتن در ترافیک شمارا بسیار خشمگین می‌کند می‌توانید به‌جای استفاده از ماشین شخصی با مترو بروید. ولی به‌طورکلی انتخاب موقعیت شامل موارد زیر است:</p>
<ul>
<li>تصمیم‌گیری درباره اینکه چه‌کاری انجام دهیم</li>
<li>به کجا برویم</li>
<li>با چه کسی وقت بگذرانیم</li>
<li>به چه فعالیت‌هایی بپردازیم</li>
<li>به کدام قرار ملاقات پایبند و متعهد باشیم</li>
<li>در اوقات فراغت و یا بعد از کار چه‌کارهایی انجام دهیم و مواردی از این قبیل.</li>
</ul>
<ol start="2">
<li><strong>تغییر موقعیت:</strong></li>
</ol>
<p>ما در طول زندگی خود با موقعیت‌های گوناگونی مواجه می‌شویم که گاهی مواجه‌شدن با آن‌ها از کنترل ما خارج است. در این شرایط است که <u>رفتار و نوع برخورد ما با آن شرایط است که می‌تواند سبب تغییر هیجانات و نوع تجربه ما شوند</u>. به‌طور مثال وقتی در یک کلاس کسل‌کننده و حوصله سربر قرار می‌گیرید می‌توانید شرایط را تحمل‌کنید و تا آخر کلاس کلافه و عصبی باشید و یا می‌توانید با سؤال پرسیدن و ایجاد چالش در کلاس روند آن را پویاتر کنید و هیجانات متفاوت‌تر را تجربه بکنید.</p>
<ol start="3">
<li><strong>تمرکز توجه:</strong></li>
</ol>
<p>در هر تجربه هیجانی همواره جنبه‌های متفاوتی وجود دارد که شما می‌توانید به آن‌ها توجه کنید. به‌طور مثال زمانی که در یک مجلس ختم هستید می‌توانید به غم و اندوه و سختی‌های آینده صاحب‌مجلس فکر کنید، می‌توانید به کودکانی که در حال بازی و لذت بردن هستند توجه کنید و یا حتی می‌توانید به فعالیت‌هایی که بعد از مجلس ترحیم باید انجام بدهید توجه کنید. در مثال یادشده شما با جلب‌توجه‌تان بر روی هرکدام از این مسائل هیجانات متفاوتی را تجربه می‌کنید.</p>
<p><u>به‌طورکلی راهبردهای تمرکز توجه متعددی وجود دارند، اما به نظر می‌رسد که حواس‌پرتی از همه آن‌ها مؤثرتر است. </u>برای مثال نقاشی کردن یا پرداختن به فعالیت‌های هنری راهکاری بسیار مؤثر برای کاهش و یا از بین بردن بسیاری از هیجانات منفی است.</p>
<p><u>برعکس حواس‌پرتی نشخوار (تمرکز مداوم) است. </u>البته نشخوار درباره مسائل مثبت می‌تواند منافعی به همراه داشته باشد ولی نشخوار کردن افکار منفی راهبردی بسیار مضر است که سبب افزایش شدت و مدت تجربه بسیاری از هیجانات منفی همچون ترس یا عصبانیت می‌شود.</p>
<ol start="4">
<li><strong>ارزیابی مجدد</strong>:</li>
</ol>
<p>ارزیابی مجدد به معنی «تغییر دادن شیوه‌ای که فرد به موقعیت بالقوه هیجان‌انگیز فکر می‌کند برای تغییر دادن تأثیر هیجانی آن» است.</p>
<p>سؤالی که در اینجا به وجود می‌آید آن است که ما چه افکاری را می‌توانیم تغیر بدهیم (ارزیابی مجدد بکنیم)؟ درواقع این افکار شامل:</p>
<ul>
<li><em><u>نحوه‌ای که فرد به موقعیت فکر می‌کند یا همان ارزیابی نخستین</u></em> مثلاً فرض کنید در خیابانی شلوغ در حال راه رفتن هستید و کسی به شما محکم تنه می‌زند. ابتدا شما عصبانی می‌شوید زیرا به‌طور ناخودآگاه احساس خصومت به شما دست می‌دهد از سمت ان فرد ولی اگر در همان لحظه به این فکر کنید که چرا چنین مسئله‌ای رخ داد و با خود بگویید که این مسئله تنها یک تصادف است نه چیز دیگری قطعاً از عصبانیت شما کاسته می‌شود.</li>
<li><em><u>نحوه‌ای که با آن مقابله می‌نماییم یا ارزیابی ثانویه‌ای که داریم.</u></em> مثلاً سعی کنیم نوعی همدلی داشته باشیم با افراد مثلاً در مثال بالا می‌توانیم به این فکر کنیم که آن فردی که به ما تنه زده بسیار عجله داشته و ممکن است رئیسش او را اخراج یا دعوا بکند براثر دیر رسیدن؛ و یا فردی را که مبتلابه سرطان است در نظر بگیرید، این بیماری بی‌شک بسیار ناراحت‌کننده و عذاب‌آور است برای او. در ارزیابی اولیه او احساس افسردگی، اضطراب و ناراحتی دارد ولی شاید بتوان از دید دیگری به مسئله نگاه کرد و برخی جنبه‌های دیگر آن مانند همدلی و محبت اطرافیان و درک بهتر معنی زندگی توجه کرد.</li>
<li><em><u>یک راهبرد بسیار مؤثر «ارزیابی مجدد کارکردی منفی» است؛ که طی آن فرد تشخیص می‌دهد که واقعه‌ای سخت و ناگوار است ولی آن رویداد غیرقابل‌تحمل و مصیبت‌بار نیست.</u></em> به‌طور مثال به معنی این عبارت توجه کنید «گرفتار بودن، ناکام کننده است؛ اما می‌توانم ناکامی گرفتار بودن را تحمل‌کنم» و یا اینکه با خود بیندیشید که چقدر آدم توانمندی هستید و با شناخت بهتر خویشتن و توانمندی‌هایتان به خود یادآور شوید که اگرچه برخی مشکلات سخت و طاقت‌فرسا هستند ولی شما می‌توانید از پس آن بربیایید.</li>
</ul>
<p><em><u>به‌طورکلی این راهبرد بسیار مؤثر است و افرادی که به استفاده از ارزیابی مجدد گرایش دارند، گرایش بیشتری به بهزیستی روانی، اجتماعی و جسمانی دارند.</u></em></p>
<p>&nbsp;</p>
<ol start="5">
<li><strong>جلوگیری:</strong></li>
</ol>
<p>این راهکار برخلاف راهکارهای قبلی است و به تنظیم هیجان‌هایی که مربوط به تجربه‌های گذشته است می‌پردازد.</p>
<p>این روش تنظیم هیجانی عمدتاً بیانگر کارهایی است که نباید انجام بدهیم؛ و سعی در جلوگیری از بروز جلوه‌های هیجانی و ایجاد آن‌ها دارد. مثلاً به جوکی که قومیت‌ها را مسخره می‌کند نخند، سعی کن هنگام ارائه کلاسی استرست را نشان ندهی یا هنگام دیدن فیلمی غمگین گریه نکن.</p>
<p>این راهکار به‌طورکلی خیلی مفید نیست و حتی گاهی سبب تشدید هیجانات در ما می‌شود؛ زیرا هنگامی‌که به دنبال جلوگیری یا کاهش هیجان و عناصر آن هستیم ممکن است بدتر بشود مثلاً می‌خواهیم استرس نداشته باشیم ولی بدتر ضربان قلبمان بالا می‌رود. همچنین این راهکار می‌تواند به زیان‌های اجتماعی منجر شود زیرا معمولاً افرادی که در تعامل با طرف مقابل خود به‌جای ابراز هیجانات به دنبال کنترل و سرکوب آن هستند، احساس ناراحتی بیشتری می‌کنند و بعداً ممکن است به‌گونه‌ای شدیدتر آن را بروز دهند.</p>
<p><em><u>به‌طورکلی، جلوگیری راهبرد نسبتاً ضعیفی است و آنچه در تنظیم هیجان مؤثرتر واقع می‌شود، مداخله انعطاف‌پذیر، ویژه موقعیت و ازلحاظ موقعیتی حساس است.</u></em></p>
<p>درمجموع، تنظیم هیجان یک مهارت است و به نظر می‌رسد که هرچه افراد از این مهارت بیشتر برخوردار باشند بهتر عمل می‌کنند؛ یعنی کیفیت مهارت تنظیم هیجان افراد، کیفیت عملکرد آن‌ها را در زمینه‌های مختلف پیش‌بینی می‌کند، نظیر داشتن روابط باکیفیت بالا با همسالان، روابط باکیفیت بالا با استادان و معلمان و پیشرفت تحصیلی بهتر.</p>
<p>منابع:</p>
<p><a href="https://www.adinehbook.com/gp/product/9646184049" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">سیدمحمدی، یحیی: انگیزش و هیجان، جان مارشال ریو. ویراست ششم،ویرایش، تهران،۱۳۹۷.</a></p>
<div class="speaker-mute footnotes_reference_container"> <div class="footnote_container_prepare"><p><span role="button" tabindex="0" class="footnote_reference_container_label pointer" onclick="footnote_expand_collapse_reference_container_151983_6();">References</span><span role="button" tabindex="0" class="footnote_reference_container_collapse_button" style="display: none;" onclick="footnote_expand_collapse_reference_container_151983_6();">[<a id="footnote_reference_container_collapse_button_151983_6">+</a>]</span></p></div> <div id="footnote_references_container_151983_6" style=""><table class="footnotes_table footnote-reference-container"><caption class="accessibility">References</caption> <tbody> 

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_151983_6('footnote_plugin_tooltip_151983_6_1');"><a id="footnote_plugin_reference_151983_6_1" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۱</a></th> <td class="footnote_plugin_text">هرکسی می‌داند هیجان چیست تا اینکه از او درخواست شود تعریفی را ارائه دهد</td></tr>

 </tbody> </table> </div></div><script type="text/javascript"> function footnote_expand_reference_container_151983_6() { jQuery('#footnote_references_container_151983_6').show(); jQuery('#footnote_reference_container_collapse_button_151983_6').text('−'); } function footnote_collapse_reference_container_151983_6() { jQuery('#footnote_references_container_151983_6').hide(); jQuery('#footnote_reference_container_collapse_button_151983_6').text('+'); } function footnote_expand_collapse_reference_container_151983_6() { if (jQuery('#footnote_references_container_151983_6').is(':hidden')) { footnote_expand_reference_container_151983_6(); } else { footnote_collapse_reference_container_151983_6(); } } function footnote_moveToReference_151983_6(p_str_TargetID) { footnote_expand_reference_container_151983_6(); var l_obj_Target = jQuery('#' + p_str_TargetID); if (l_obj_Target.length) { jQuery( 'html, body' ).delay( 0 ); jQuery('html, body').animate({ scrollTop: l_obj_Target.offset().top - window.innerHeight * 0.2 }, 380); } } function footnote_moveToAnchor_151983_6(p_str_TargetID) { footnote_expand_reference_container_151983_6(); var l_obj_Target = jQuery('#' + p_str_TargetID); if (l_obj_Target.length) { jQuery( 'html, body' ).delay( 0 ); jQuery('html, body').animate({ scrollTop: l_obj_Target.offset().top - window.innerHeight * 0.2 }, 380); } }</script><p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/">چگونه هیجان های خود را کنترل کنیم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چگونه استرس شب آزمون را کنترل کنیم؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%b4%d8%a8-%d8%a2%d8%b2%d9%85%d9%88%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%b4%d8%a8-%d8%a2%d8%b2%d9%85%d9%88%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[kimia jalilvand]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 May 2019 11:19:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب داغ]]></category>
		<category><![CDATA[استرس]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب امتحان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=85620</guid>

					<description><![CDATA[<p>احساس اضطراب تجربه‌ای است که همه افراد در زندگی با‌ آن مواجه شده‌اند. چنانچه به تجربه‌های خود پیرامون اضطراب بیاندیشیم، درمی‌یابیم که بخش گسترده‌ای از این تجربه‌ها هنگامی است که کارکردهایمان مورد ارزیابی دیگران قرارمی‌گیرد. لکن وجود اندکی اضطراب برای انجام کارها مفید است و تنها در صورتی که میزان اضطراب از سطح بهینه خارج [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%b4%d8%a8-%d8%a2%d8%b2%d9%85%d9%88%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/">چگونه استرس شب آزمون را کنترل کنیم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>احساس <a href="http://ravanhami.com/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%84-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85/">اضطراب</a> تجربه‌ای است که همه افراد در زندگی با‌ آن مواجه شده‌اند. چنانچه به تجربه‌های خود پیرامون اضطراب بیاندیشیم، درمی‌یابیم که بخش گسترده‌ای از این تجربه‌ها هنگامی است که کارکردهایمان مورد ارزیابی دیگران قرارمی‌گیرد. لکن وجود اندکی اضطراب برای انجام کارها مفید است و تنها در صورتی که میزان اضطراب از سطح بهینه خارج شود اثر منفی بر کارکرد می‌گذارد. اضطراب امتحان نیز معمولا با نزدیک شدن امتحانات در فرد نمایان می‌شود؛ به‌طوری که هر کسی در طول زندگی خود، دست کم یک بار این احساس را تجربه کرده است. همانطور که پیش از این گفتیم، وجود اندکی اضطراب هم طبیعی و هم لازم است. اما اگر از حد بگذرد، برای فرد مشکل‌ساز خواهد شد؛ به طوری که با داشتن اطلاعات و مهارت، قادر نخواهد بود امتیاز لازم را کسب کند. اگر شما هم از جمله کسانی هستید که هنگام آزمون دچار استرس زیادی می‌شوید پیشنهاد می‌کنم خواندن این مقاله را از دست ندهید.</p>
<h2>اضطراب آزمون چیست؟</h2>
<p><a href="http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8+%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D9%86+%D9%88+%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C+%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4+%D8%A2%D9%86&amp;SSOReturnPage=Check&amp;Rand=0">اضطراب آزمون</a> مجموعه‌ای از پاسخ‌های <a href="http://ensani.ir/fa/article/163286/%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-">پدیدارشناختی،</a> هیجانی، فیزیولوژیکی و رفتاری است که با نگرانی در مورد پیامدهای منفی اجتماعی یا ردشدن در آزمون و یا جایگاه ارزیابانه مشابه همراه است.</p>
<p><strong>بعد پدیداری:</strong> دربرگیرنده‌ی مولفه‌های شناختی و هیجانی است که مولفه‌ی شناختی آن نگرانی است که با اضطراب همراه است. مانند: نگرانی درمورد رد شدن در آزمون، اخراج از مدرسه، عدم توانایی برای تمام کردن آزمون و یا نگرانی درمورد واکنش والدین.</p>
<p><strong>بعد هیجانی:</strong> اشاره به برانگیختگی هیجانی دارد که افراد در حین آزمون تجربه می‌کنند، از قبیل: ترس، نگرانی، پریشانی، احساس ناامیدی و درماندگی و ناکامی.</p>
<p><strong>بعد فیزیولوژیک:</strong> علایمی چون برانگیختگی فیزیولوژیک مثل تعریق کف دست، احساس ناراحتی معده، سر درد، سرگیجه و افزایش ضربان قلب می‌باشند.</p>
<p><strong>بعد رفتاری:</strong> شامل سازوکارهای گوناگونی که افراد برای کنار آمدن با اضطراب استفاده می‌کنند. مانند: تکان دادن بدن.</p>
<p><strong>اضطراب آزمون نوعی اشتغال ذهنی است که با خود کم‌انگاری و تردید درمورد توانایی‌های خود همراه است و اغلب به ارزیابی شناختی منفی، عدم حواس و افت عملکرد آموزشی منجر می‌شود.</strong></p>
<p>با توجه به اینکه اضطراب آزمون اثرات سویی بر کارکرد آموزشی دارد و دیگر ناراحتی‌های روانی را موجب می‌شود، پس سبب‌شناسی اضطراب آزمون کاری ضروری است تا با شناخت عوامل اثرگذار در ایجاد آن بتوان راهکارهایی را در جهت کاستن این دشواری بکار بست.</p>
<h2>سبب شناسی:</h2>
<p>پژوهشگران عواملی را که در ایجاد اضطراب آزمون موثر هستند را به سه دسته‌ی عوامل فردی، شخصیتی، عوامل آموزشگاهی و عوامل خانوادگی دسته‌بندی کرده‌اند.</p>
<h3>علل فردی</h3>
<p>در بین علل فردی می‌توان به اضطراب عمومی، عزت نفس پایین، وجود برخی مشکلات روانی وسواس، ارزیابی شناختی منفی، نداشتن آمادگی کافی، ضعف تمرکز و توجه به هنگام آزمون، روش‌های نادرست مطالعه، اسناد درونی شکست‌ها، الگوی رفتاری  تیپ A( کمال‌گرا)، هوش متوسط و کم بودن انگیزه اشاره کرد.</p>
<h3>علل آموزشگاهی</h3>
<p>این دسته از عوامل به محیط آموزش و موقعیت آزمون ارتباط دارد که در این رابطه می‌توان به انتظارهای نابجای آموزشیاران، نوع درس، آزمون‌های دشوار، ایجاد رقابت نادرست بین آموزندگان، محدودیت زمانی برای آزمون، مکان نامناسب برای آزمون، مراقبین آزمون و وجود عوامل مزاحم مانند: سروصدا، نور، تهویه نامناسب اشاره کرد.</p>
<h3>علل خانوادگی</h3>
<p>سخت‌گیری بیش از اندازه والدین، انتظارات نابجای آن‌ها، اندیشه کمال‌گرایانه والدین، وضعیت اجتماعی- اقتصادی پایین خانواده، شیوه‌های خشک پرورش یاری تنبیه و سرزنش از جمله علل خانوادگی در بوجود آمدن اضطراب می‌باشند.</p>
<p>از آن‌جایی که انتظارات سطح بالا و ویژگی‌های شخصیتی والدین از جمله مواردی هستند که با اضطراب امتحان همبستگی بالایی دارند، لذا رعایت نکات مهم زیر به والدین محترم توصیه می‌شود:</p>
<ol>
<li>به فرزند خود یادآوری کنید همواره به خدا توکل داشته باشد و هرکاری را با نام او آغاز کند، زیرا نام خدا آرام ‌بخش جان‌هاست.</li>
<li>در حد امکان، محیط خانواده و جو عاطفی حاکم بر آن، آرام و دور از تنش‌های عاطفی حاکم و مشاجره باشد.</li>
<li>کوشش نمایید در ایام امتحانات، رفت‌ و آمدها و میهمانی‌های خانوادگی را تعطیل یا محدود کنید.</li>
<li>محیط فیزیکی آرام و بی‌سروصدا برای مطالعه دانش‌آموزان فراهم کنید.</li>
<li>به استراحت و خواب آن‌ها توجه کنید.</li>
<li>وظایف خانگی مربوط به آن‌ها را در زمان امتحانات کاهش دهید.</li>
<li>ساعات استفاده از گوشی و یا تماشای تلوزیون را محدود کنید.</li>
<li>از ایجاد ترس و دلهره بی‌جا و فشار بیش‌از حد توان برای مطالعه خودداری کنید.</li>
<li>به تغذیه دانش‌آموز توجه کنید.</li>
<li>از محدودکردن دانش‌آموز در اتاق برای مطالعه کردن خودداری کنید و به او اجازه استراحت و تفریح لازم بدهید.</li>
<li>درصورتی که فرزندتان در یکی از امتحانات رضایت خاطر نداشت، آن‌ها را مورد حمایت قرار دهید و از سرزنش آن‌ها خودداری کنید.</li>
<li>از مهم نشان دادن بیش از حد بعضی از درس‌ها امتناع کنید.</li>
<li>فرزندتان را روز امتحان با ملایمت بیدار کرده و زودتر از معمول، راهی مدرسه کنید که به‌موقع سر جلسه امتحان حاضر شوند تا اضطراب دیر رسیدن، به اضطراب آزمون اضافه نشود.</li>
<li>تشویق، تحسین و تاکید روی نقاط قوت فرزندانمان را فراموش نکنیم. زیرا این رفتارها، انگیزه‌ی آنان را برای پیشرفت، بیشتر می‌کنند.</li>
<li>عملكرد فرزندان‌مان را با خودشان مقايسه كنيم؛ درصورت پيشرفت، آنانرا تشويق كنيم و درغير اين صورت، درصدد علت يابى و رفع آن باشيم.</li>
<li>به فرزندان‌مان اطمينان خاطر دهيم كه در كنار آنان خواهيم بود ويارى‌شان خواهيم داد.</li>
<li>به آنان يادآور شويم كه تمامى تلاش خود را صرف يادگيرى درس‌هانمايند نه كسـب نمره. زيرا كسانى كــه فقط براى به دست آوردن نمرهدرس مى‌خوانند، مطالب درسى را زودتر فراموش مى‌كنند.</li>
<li>بــا آنان به گونه‌اى رفتار كنيم كه بتوانند عقايد و نگرانى‌هاى خود رادرباره‌ى امتحان، آشكارا بيان كنند.</li>
</ol>
<h2>گونه‌های مختلف افراد دچار اضطراب آزمون</h2>
<h3>آزمون دهندگان با ضعف در مهارت‌های مطاله و آزمون دهی</h3>
<p>عملکرد ضعیف این افراد ناشی از ضعف مهارت‌هایشان در اکتساب، رمزگردانی، سازمان‌دهی تمرین مهارت‌های مطالعه و بازیابی و کاربرد مطالب در هنگام آزمون است.</p>
<h3>آزمون‌دهندگانی که وقفه اضطرابی و مشکلات در ارزیابی دارند</h3>
<p>این گروه دارای مهارت‌های مطالعه کارآمد می‌باشند، اما از وقفه اضطرابی و در پی آن مشکل در بازیابی آموخته‌ها در جلسه‌ی آزمون رنج می‌برند. این افراد آموختنی‌ها را به خوبی رمزگردانی می‌کنند. زمان را به خوبی تقسیم می‌کنند و نیز راهبردهایی را به کار<br />
می‌برندکه احتمال موفقیتشان را در انواع آزمون‌های شناختی به حداکثر می‌رساند(مثلا خواندن زیاد برای امتحان). با این وجود به دلیل عدم توانایی کنترل استرس و فشار ناشی از جایگاه ارزیابی عملکرد ضعیفی در آزمون‌ها دارند. در حقیقت آن‌ها نمی‌توانند آنچه را آموخته‌اند در طی آزمون به یاد آورند و یا بیان کنند.</p>
<h3>آزمون دهندگان پذیرنده شکست</h3>
<p>این دسته از افراد به دلیل ضعف در شیوه‌ی آموختن و ناکامی‌های آموزشی پی در پی خود را کم‌توان و ضعیف می‌پندارند. این طور فرض شده که این افراد در تعریف شایستگی خود بر حسب موفقیت رقابتی دچار مشکل می‌باشند. در نتیجه اینان به بی‌تفاوتی کناره‌گیری و احساس شکست روی می‌آورند. این افراد آن چنان از ناکامی‌های خود احساس شرم می‌کنند که از کاریابی‌های خود احساس شادمانی نمی‌کنند. گروه دیگر افراد دوری کننده از شکست می‌باشند.</p>
<h3>آزمون دهندگان اجتناب کننده از شکست</h3>
<p>برای این گروه از یک سو تلاش بسیار و آمادگی زیاد شانس موفقیت را زیاد می‌کند. لکن شکست نیز وجود دارد. از سویی نقش‌های بالای اینان در دوره‌ی آمادگی برای آزمون خود سبب تلاش و کوشش زیاد می‌شود که این نیز می‌تواند منجر به اضطراب تضعیف کننده در فرد شود.</p>
<p>در طی پژوهش‌های صورت گرفته در این زمینه مشخص شد که ترس و نگرانی‌های بسیار زیاد قبل از جلسه آزمون منجر به بزرگ‌نمایی‌های مختلفی در افراد می‌شود. این نگرانی‌ها نه تنها طولانی مدت و با دوام می‌باشند، بلکه هر چه فرد به زمان آزمون نزدیک‌تر می‌شود، شدت می‌یابد. این نگرانی‌ها به صورت افکار دفاع گرایانه خود را نشان می دهند که از طریق تنش‌های هیجانی و واکنش‌های فیزیولوژیکی توجه فرد را از خواندن به موارد دیگر منحرف می‌سازد. بنابراین افراد دوری کننده از شکست با وجود مطالعه بسیار خود را سرجلسه آزمون ناآماده می‌بینند.</p>
<h3>خود معلول کنندگان</h3>
<p>این افراد دارای سطح بالای نگرانی در جاوگاه های ارزیابی هستند. و از اضطراب به صورت کنش دفاعی بهره می‌برند. در واقع یک تبیین متقاعد کننده‌ای از شکست برای خود دارند. برطبق پژوهش‌های اسمیت و همکاران افراد دارای اضطراب آزمون بالا تلاش‌های بسیار کمی را بر طبق یک الگوی خود معلول کننده از خود نشان می‌دهند. به معنایی دیگر این دسته از افراد در میزان اضطراب خود مبالغه می‌کنند تا بتوانند از این روش به بهانه‌های قابل قبولی را برای شکست خود فراهم کنند.</p>
<p>به طور کلی افراد دچار اضطراب شدید معمولا از علائم خود به عنوان یک سبک خود محافظتی استفاده می‌کنند. آخرین گروه افراد پر‌تلاش کمال‌گرا هستند.</p>
<h3>پرتلاشان کمال‌گرا</h3>
<p>پر‌تلاشان <a href="http://ravanhami.com/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%C2%AD%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%B4%E2%80%8C%C2%AD%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C/">کمال‌گرا</a> دارای ویژگی‌هایی چون استانداردهای شخصی بالا برای موفقیت، انتظارهای بالا و تردید در خصوص کیفیت عملکرد آموزشی و نیاز به سازمان دهی فعالیت آموزشی می‌باشند. این افراد پیوسته به دنبال مورد قبول واقع شدن توسط دیگران و دوری از شکست و اشتباه می‌باشند. تنها نمره‌ی کامل گرفتن در نگاه آن‌ها خوب است. اینگونه اندیشه‌ها سبب افزایش اضطراب آن‌ها می‌شود و در نتیجه این افراد با وجود داشتن توانایی لازم عملکرد ضعیفی نسبت به آنچه باید انجام دهند به نمایش می‌گذارند.</p>
<p>برطبق مطالعات انجام‌شده ، افرادی که دارای سطوح بالایی از خود‌انتقاد‌گری و کمال‌گرایی می‌باشند، نسبت به تجربه شکست، آسیب‌پذیر بوده و به صورت افزایش اضطراب و درماندگی واکنش نشان می‌دهند. این افراد کمال‌گرا اثرات منفی را حین و در قبل و بعد از تکلیف ارزیابی تجربه می‌کنند.</p>
<h2> راه‌کارهای کاهش اضطراب آزمون</h2>
<ul>
<li><strong>اعتماد:</strong> «اعتماد» به خود و اعتقاد به توانستن، موفقیت و کامروایی را به ارمغان می‌آورد. به خود اعتماد کنید و معتقد باشید که قادر به انجام هرکاری هستید. هنگامی که شما حافظه‌ی خود را ضعیف می‌دانید، به خود تلقیین کرده‌اید که همه‌چیز را فراموش کنید.</li>
<li><strong><a href="http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87+%D8%B1%DB%8C%D8%B2%DB%8C+%D8%AA%D8%AD%D8%B5%DB%8C%D9%84%DB%8C&amp;SSOReturnPage=Check&amp;Rand=0">برنامه‌ریزی</a></strong><strong>:</strong> برای کارهای روزمره و تصمیم‌گیری برنامه داشته باشید. برنامه‌ریزی، همت و پشتکار، پله‌های موفقیت را تشکیل می‌دهند.</li>
<li><strong><a href="http://ravanhami.com/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C%D9%85%D8%9F/">سلامت و آرامش ذهنی و عاطفی</a></strong><strong>:</strong> وجود سلامت و آرامش ذهنی و عاطفی، شرط اصلی مطالعه خوب و موفق شدن در امتحانات است؛ بنابراین باید تلاش کنید که در آرامش فکری، هرچه بیش‌تر به مطالعه بپردازید و در پی ایجاد آرامش فکری و بهداشت روانی برای خود و دوستانتان باشید.</li>
<li><strong>علاقه:</strong> علاقه در مطالعه و انجام هرکاری، نقش مهمی ایفا می‌کند. اگر مطالب را با علاقه برای فهمیدن یا برای یک هدف مشخص بخوانید، آن‌ها را بهتر درک می‌کنید و بیش‌تر به‌خاطر می‌سپارید.</li>
<li><strong>تقسیم مطالب:</strong> مطالب دشوار را به قسمت‌های ساده‌تر و کوچک‌تری تقسیم کنید.</li>
<li><strong>تمرکز نیرو:</strong> برای این که بر خویش مسلط شوید، باید بتوانید نیروی خود را متمرکز کنید و آن را در مسیر هدف از پیش تعیین‌شده به‌کار بیندازید.</li>
<li><strong>احساس رضایتمندی:</strong> سعی کنید پس از مطالعه هر مطلب، خود را تقویت و تشویق نمایید و احساس رضایتمندی و خودارزشی کنید.</li>
<li><strong><a href="https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/03/15/1428223/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B3-%D9%BE%D8%B1%D8%AA%DB%8C">تمرکز حواس</a></strong><strong>:</strong> برای به‌خاطر سپردن یا به‌یادآوردن هر مطلب، باید تمرکز حواس داشته‌ باشید؛ به عبارتی دیگر درحالی که حواس شما به چیز دیگری‌ ااست، حافظه نمی‌تواند مطلبی را به‌خاطر بسپرد یا به یاد‌آورد.</li>
<li><strong>فعال بودن:</strong> در هنگام مطالعه باید فعال بود. یادداشت ‌برداری، حاشیه نویسی، طبقه ‌بندی و سازمان ‌دادن، برجسته و بارزکردن نکات مهم مورد نظر و به زبان خود تکرار کردن، از جمله فنونی است که انسان را در هنگام مطالعه، فعال نگه‌ می‌دارد.</li>
</ul>
<p>۱۰)<strong><a href="https://www.yjc.ir/fa/news/6336454/%D9%81%D9%88%D8%AA%E2%80%8C%D9%88-%D9%81%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%D8%B3%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%B3-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AF%D9%87%DB%8C%D8%AF">به‌خاطر سپردن</a></strong><strong>:</strong> سعی کنید مطالب را بفهمید و خلاصه آن را در ذهن خود نگه‌دارید.</p>
<ul>
<li><strong>تکرار:</strong> «تکرار» مهم‌ترین و اساسی‌تری مرحله در یادگیری درست است.</li>
<li><strong>تحرک و ورزش:</strong> برای رسیدن به اهداف خود در زندگی تلاش کنید. روزها را با ورزش آغاز کنید و برای تقویت روحیه‌ی خود، اهداف‌تان را در ذهن، مجس کنید و هرگونه تردید در رسیدن به آن‌ها را دور بریزید که تردیدها، بازدارنده هستند.</li>
<li><strong>وقت کافی برای مطالعه:</strong> میزان یادگیری با مدتی که صرف آن می‌شود، رابطه‌ی نزدیک دارد. بنابراین توصیه می‌شود که برای مطالعه، وقت کافی در نظر بگیرید.</li>
<li><strong>خونسردی:</strong> دلهره و اضطراب، عدم موفقیت را در بردارند و شما را به‌سوی شکست خواهند کشاند. به شکست فکر نکنید و هرگونه دلهره و اضطراب را با ایجاد افکار مثبت و اعتماد ‌به‌ نفس، از بین ببرید.</li>
</ul>
<h2>منابع:</h2>
<ul>
<li><a href="http://ensani.ir/file/download/article/20120326155510-3076-974.pdf">مشتاقی، مرضیه(۱۳۹۰)، رهایی از اضطراب امتحان، روانشناسی شادکامی و موفقیت؛۸(۸۸).</a></li>
</ul>
<p><a href="https://ganj.irandoc.ac.ir/#/articles/87ca99caa6701cce65e6cfc1b48b42ff">زارع حسینی منشادی، سمیه(۱۳۹۲)، طراحی و آزمایش یک دوره آموزشی برای کاهش اضطراب آزمون: بهبود کارکرد آموزشی با راهبردهای فراشناختی، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه الزهرا.</a></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%b4%d8%a8-%d8%a2%d8%b2%d9%85%d9%88%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/">چگونه استرس شب آزمون را کنترل کنیم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%b4%d8%a8-%d8%a2%d8%b2%d9%85%d9%88%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چگونه کنترل اضطراب خود را به دست بگیریم؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%85/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[kimia jalilvand]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Apr 2019 18:03:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب داغ]]></category>
		<category><![CDATA[ریلکسیشن]]></category>
		<category><![CDATA[کنترل استرس]]></category>
		<category><![CDATA[کنترل اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[کنترل ترس]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=82306</guid>

					<description><![CDATA[<p>در مقاله قبلی درباره ترس و اضطراب صحبت کردیم. در این مقاله به دنبال یافتن راهکارهایی جدید برای مبارزه با اضطراب و کنترل آن هستیم. به امید اینکه بتوانیم زندگی سالم‌‌تری تجربه کنیم. کنترل اضطراب ها اکثر افرادی که دچار اضطراب، هراس‌های بیمارگونه( فوبی‌ها)، حملات وحشت(پانیک)، افسردگی‌های ساده و ناراحتی‌های روان‌تنی هستند، می‌توانند این اختلالات [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%85/">چگونه کنترل اضطراب خود را به دست بگیریم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class="wp-image-6432 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150.jpg" alt="" width="114" height="114" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 114px) 100vw, 114px" />در <a href="http://ravanhami.com/%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%D9%87-%DA%A9/">مقاله قبلی</a> درباره ترس و اضطراب صحبت کردیم. در این مقاله به دنبال یافتن راهکارهایی جدید برای مبارزه با اضطراب و کنترل آن هستیم. به امید اینکه بتوانیم زندگی سالم‌‌تری تجربه کنیم.</p>
<h2>کنترل اضطراب ها</h2>
<p>اکثر افرادی که دچار اضطراب، <a href="http://ravanhami.com/%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%D9%88%D8%A8%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D8%A7/">هراس‌های بیمارگونه( فوبی‌ها)</a>، <a href="http://ravanhami.com/%D8%AD%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D9%88%D8%AD%D8%B4%D8%AA%E2%80%8C%D8%B2%D8%AF%DA%AF%DB%8C%E2%80%8C-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF/">حملات وحشت(پانیک)،</a> <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87-%D8%B4%D9%88%DB%8C/">افسردگی‌</a>های ساده و ناراحتی‌های روان‌تنی هستند، می‌توانند این اختلالات را به خوبی تشریح کنند، اما چون آن‌ها به ندرت چیزی درباره ایجاد یا در خصوص فائق آمدن بر این ناراحتی‌ها می‌دانند، نمی‌توانند آن‌گونه که باید و شاید از این مشکلات سردربیاورند. اکثر این افراد فکر می‌کنند که ناراحتی‌های روانی آن‌ها به  خاطر اینکه به صورت اختلالات جسمی بروز می‌کنند، پس لابد علت جسمانی دارند.</p>
<p>بسیاری از مبتلایان به این نوع عوارض، برای مداوا به پزشکان عمومی، درمانگران تجربی و سایر درمانگران از حوزه‌های مختلف، مثلا فراروانشناسی و انرژی درمانی، مراجعه می‌کنند و از دارو‌های مختلفی استفاده‌ می‌کنند. چه بسا ابتدا به یک بهبودی نسبی نائل شوند که غالبا کم دوام است، به‌طوری که مشکل و ناراحتی آن‌ها مجددا بروز می‌کند. در نتیجه جای هیچ شگفتی نیست که مبتلایان به این نتیجه برسند که از دست کسی کاری برنمی‌آید و آنان با مشکلات تنها مانده‌اند. درحالی که جای نگرانی نیست و آن‌ها نباید ناامید شوند و از تلاش و چاره جویی برای غلبه بر مشکلات خود دست بردارند.</p>
<p>پنج رهیافت روانشناختی که مددجویان با توسل به راهکارها می‌توانند گام‌به‌گام از مشکلات و ناراحت‌های خود رهایی یابند عبارتنداز:</p>
<ul>
<li><a href="http://saba-mo.ir/?p=65">آرمیدگی و تن‌آرامی</a></li>
<li>افکار و تصورات جدید و مثبت</li>
<li>بهبود <a href="http://ravanhami.com/%D8%B9%D8%B2%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86/">اعتماد به نفس</a> و ارتقای سطح ارتباط اجتماعی</li>
<li>کنترل و هدایت افکار و خودبیانی‌های روزانه</li>
<li>ارتقای کیفیت تخیل و <a href="http://ravanhami.com/%D8%B9%D8%B2%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86/">خلاقیت خویش</a>.</li>
</ul>
<p>این راهکار‌ها نه تنها در کاستن از محدودیت‌های مبتنی بر ترس و اضطراب به مددجویان کمک می‌کند بلکه برای رشد و شکوفایی ابعاد شخصیتی آنان نیز مفیدند، به طوری که آنان می‌توانند از این راه به سطح مناسبی از یک زندگی فعال، موفقیت آمیز و رضایت‌بخش نائل شوند.</p>
<h3>تنش‌زدایی و آرمیدگی</h3>
<p>روش‌های تنش‌زدایی و تن‌آرامی معطوف به مشکلات سه‌گانه زیر هستند:</p>
<ul>
<li>گرفتگی و انقباض عضلانی همراه با احساسات ناخوشایند مثل سردرد، گرفتگی عضله گردن، درد شانه‌ها، سفتی قفسه سینه، اشکال در تنفس، لرزش، احساس سوزش در دست‌ها و صورت، درد کمر، خشکی دهان، مشکلات بلع و ناراحتی معده.</li>
<li>انسداد سیستم هشداردهنده ارگانیسم که توجه بیشتر به تنظیم کارکرد خودکار دستگاه‌های مختلف بدن و اثرات ناشی از اختلال در ارگانیسم را ایجاب می‌کند.</li>
<li>یکسونگری شناختی به معنای مطلق نگری باید‌ها و نباید‌ها، طرز تلقی‌ها و باور‌های منفی. ناچیز انگاری احساس، تخیل، حساسیت و خلاقیت.</li>
</ul>
<p>تکنیک‌های متفاوتی برای تنش‌زدایی و تن‌آرامی وجود دارند. «آرامش عضلانی پیش‌رونده» از ادموند جاکوبسن یکی از آن روش‌های موفق و امتحان شده است. در چهارچوب این فن تن‌آرامی، تنش‌زدایی را می‌توان در حال نشسته یا خوابیده به اجرا درآورد. چنانچه حین برنامه تنش‌زدایی و آرامش دهی موسیقی ملایمی پخش شود، درمان‌جو نسبت به دستورالعمل‌ها خیلی راحت‌تر واکنش نشان ‌می‌دهد. همچنین پیش از شروع اجرای برنامه تن‌آرامی بهتر است درباره نحوه اجرا و همچنین اثرات آن به مددجو توضیحاتی ارائه شود:</p>
<ul>
<li><strong><em>در وضعیتی آرام و راحت بنشینید یا دراز بکشید و برای مثال یک دست خود را کمی بلند کنید. عضلات دست را کمی منقبض کنید و بعد آن را به حالت شل و آزاد رها کنید.</em></strong></li>
</ul>
<p>شایان ذکر است، به نظر می‌رسد منقبض و سفت کردن عضلات برای افراد چندان دشوار نیست، درحالی که بسیاری از افراد با شل کردن و به حالت آرمیدگی درآوردن عضلات مشکل دارند. این وضعیت وجود تمرینات پیش‌نیاز را ضروری می‌سازد. از این رو در مرحله پیش نیاز، ارائه برخی توضیحات درباره تن‌آرامی ضروری به نظر می‌رسد. مثلا یادآوری این نکته که دست‌ها هنگام رفع تنش به آهستگی فرو می‌افتند. در اینجا تمرین تنش‌زدایی عضلانی و تن‌آرامی ارائه می‌شود<em>. علامت دایره سیاه یا ستاره جلوی هر عبارت نشانه‌ی شروع تمرین جدید است. مربع‌های بین عبارات به معنی استراحت و قطع تمرین به مدت سه ثانیه است.‌</em></p>
<p><strong>تمرین تنش‌زدایی عضلانی و تن‌آرامی</strong></p>
<p>جای آرامی را برای تمرین انتخاب کنید. تمرین را با دراز کشیدن در وضعیت آسوده و لباس‌های راحت شروع کنید. بعدها می‌توانید تمرین تن‌آرامی را در حالت ایستاده یا نشسته نیز انجام دهید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>چشم‌هارا ببندید. حواس خود را روی بدن‌تان متمرکز کنید و سنگینی بدن را احساس کنید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>با چشمان بسته به طور آهسته نفس بکشید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>احساس کنید که چگونه هنگام بازدم تنش‌ها از بین می‌روند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>در ذهنتان با خود صحبت کنیدکه بهتر است بیخیال باشید. نگران نحوه عملکردتان یا موفقیت در رسیدن به حالت آرامش نباشید. فقط به تمرین‌ها ادامه دهید و صبر کنید تا آرامش خود به سراغ‌تان بیاید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>حال به آهستگی نفس عمیقی بکشید و عمل بازدم را انجام دهید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>حس کنید که در هنگام بازدم چگونه تنش‌ها از بدن شما خارج می‌شوند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>حال مجددا آهسته و عمیق نفس بکشید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>آهسته و به طور منظم نفس بکشید.</p>
<ul>
<li></li>
</ul>
<p>حال پیش خود مجسم کنید که چگونه تنش‌ها از عضلات شما بیرون می‌روند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>با خود بگویید:آرام و آسوده باش!</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>پاهای خود را تا جای ممکن از هم باز کنید و انگشتان پا را هر قدر که می‌توانید به طرف استخوان ساق پا به طرف بالا بکشید و قدری تنش و فشار را حفظ کنید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>پاها و مچ پاها را دوباره به حالت آرمیدگی درآورید و بگذارید کاملا شل و آزاد شود. حالت آرمیدگی را حس کنید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>حال پاها را از قسمت ران و همچنین زانو و عضلات پشت پا، انگشتان و مچ پا را تا جایی که می‌توانید به حالت انقباض و تنش درآورید. حالت سفتی و انقباض را حفظ کنید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>پاها و مچ‌ها را دوباره به حالت آرمیدگی درآورید.</p>
<p>بگذارید کاملا شل و آزاد شوند. حالت آرمیدگی را حس کنید.</p>
<p>عضلات باسن را منقبض کنید و این انقباض را حفظ کنید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>عضلات باسن را شل و آزاد کنید و این حالت شل بودن و آرمیدگی را حس کنید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>عضلات شکم را به حالت سفت و انقباض درآورید، به این ترتیب که شکم خود را به طرف بیرون به‌شدت فشار دهید تا عضلات کاملا به حالت منقبض درآیند. عضلات شکم را شل کنید و این عمل را تکرار کنید.</p>
<p>حالت آرمیدگی را در شکم خود حس کنید.</p>
<p>شانه‌ها و گردن را به آرامی بالا بیاورید. سر را به پشت فشار دهید.</p>
<p>این حالت فشار را در خود احساس کنید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>عضلات شانه‌ها را آزاد کنید و این حالت آرمیدگی را حس کنید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نفس عمیقی بکشید و عمل بازدم را انجام دهید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>حس کنید که چگونه عضلات قفسه سینه و پشت به حالت آرمیدگی درمی‌آیند.</p>
<p>حس کنید که چگونه عضلات آزاد و شل می شوند و تنش رفته رفته کاهش می‌یابد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>همه عضلات را کاملا شل و آزاد کنید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<ul>
<li>حال دست‌ها و پاها را کشش دهید. مشت‌های خود را گره کنید.</li>
</ul>
<p>عضلات را شل کنید و این عمل را تکرار کنید. از این حالت رفع تنش احساس لذت کنید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<ul>
<li>عضلات صورت و فک و پیشانی را سفت کنید و به حالت انقباض درآورید.</li>
</ul>
<p>ابروها را به پایین جمع کنید. دندان‌ها را روی هم فشار دهید. قدری حالت فشردگی را حفظ کنید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>بگذارید که عضلات صورت شما دوباره شل شود. از عضلات صورت، چانه و پیشانی رفع تنش کنید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<ul>
<li>بدن خود، پاها، ساق پا، شکم، پشت، شانه‌ها، گردن، بازوها و صورت را سفت کنید. به مدت چند ثانیه تنش را حفظ کنید. عضلات را شل کنید. بدن را به حالت آرمیدگی درآورید. آرامش در تمام بدن شما جریان می‌یابد. از این حالت لذت ببرید.</li>
</ul>
<p><strong>بازگشت به حالت اولیه</strong></p>
<p>به آرامی و منظم تنفس کنید. امواج آرمیدگی و رفع تنش در تن شما جریان دارد. قدری بیشتر در این حالت باقی بمانید. زمان بازگشت به حالت اولیه ۲-۳ دقیقه. می‌توانید برای طی زمان بازگشت به حالت عادی تا شماره ۵ بشمارید:</p>
<p>۱-آرام و در حالت تن‌آرامی</p>
<p>۲-درحالت آرمیدگی</p>
<p>۳-تن آرام و سرحال</p>
<p>۴- سرحال و بیدار</p>
<p>۵- چشم‌ها را باز کنید. بیدارو سرحال و با نشاط هستید.</p>
<p>به یاد داشته باشید که تن آرامی نوعی مهارت خود یاری است و به تمرین منظم &#8211; حداقل روزی یک‌بار &#8211; نیاز دارد. (تمرین تنش‌زدایی و تن‌آرامی به‌خاطر اجتناب از اطاله‌ی کلام تا حدودی کوتاه‌تر شده‌است).</p>
<h4>تنش‌زدایی از سلسله اعصاب نباتی</h4>
<p>تا چندی پیش فرض براین بود که گویی فعالیت سیستم اعصاب نباتی یا خودمختار را تنها می‌توان با دارو تحت تاثیر قرار داد. امروزه همه می‌دانیم که سیستم اعصاب نباتی همچنین ممکن است از طریق فرایند روحی- روانی و در واقع تمرکز ذهنی تحت تاثیر قرار گیرد. براساس مشاهدات مبتنی بر متد‌های علمی که بر گزارش‌های اساتید <a href="http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B0%D9%86&amp;SSOReturnPage=Check&amp;Rand=0">فنون ذن(Zen)</a> و <a href="http://ravanhami.com/%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%82%D8%A7%D8%AA-%DB%8C%D9%88%DA%AF%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA/">یوگا(Yoga)</a> مربوط به فرهنگ‌های شرق دور به عمل آمده، این نحوه برداشت به‌طور تعیین کننده‌ای دگرگون شده‌است.</p>
<p><strong><em>تمرین برای تنش‌زدایی و آرمیدگی سلسله اعصاب نباتی ( تمرین تن‌آرامی خودآفرین)</em></strong></p>
<p>ابتدابا موسیقی آغاز می‌کنیم. بهتر است خود را کاملا به موسیقی بسپارید و به دنبال موسیقی از رهنمودهای زیر پیروی کنید.</p>
<p><em>رهنمودهای کلی: </em></p>
<ul>
<li>بنشینید یا دراز بکشید.</li>
<li>چشمان خود را ببندید.</li>
<li>حواس خود را کاملا روی بدنتان متمرکز کنید. اگر چپ دست هستید، در هردو تمرین نخست، افکار خود را ابتدا روی دست چپ خود متمرکز کنید.</li>
<li>جملات زیر را جهت نیل به آرمیدکی سلسله اعصاب خودکار بازگو کنید و تاثیر آن را بر خود به صورت تصویری و مشخص مجسم کنید.</li>
<li>این جملات را با آرامش و در سکوت به گونه‌ای اثرگذار، هر دفعه شش بار تکرار کنید. در حین کار، جملاتی را که کلمه آرام و آرامش در ترکیب آن به کار رفته هر دفعه دوبار تکرار کنید.</li>
</ul>
<p>من کاملا آرام هستم (۲بار)</p>
<p>دستم کاملا سنگین است (۶بار)</p>
<p>(۲ دقیقه مکث)</p>
<p>من کاملا آرام هستم (۲بار)</p>
<ul>
<li></li>
</ul>
<p>دستم کاملا گرم است (۶بار)</p>
<p>( ۲ دقیقه مکث)</p>
<p>من کاملا آرام هستم (۲بار)</p>
<ul>
<li></li>
</ul>
<p>قلبم با آرامش و قدرت می‌تپد (۶بار)</p>
<p>(۲ دقیقه مکث)</p>
<p>من کاملا آرام هستم (۲بار)</p>
<ul>
<li></li>
</ul>
<p>تنفس من آرام و منظم است (۶بار)</p>
<p>(۲ دقیقه مکث)</p>
<p>من کاملا آرام هستم (۲بار)</p>
<ul>
<li></li>
</ul>
<p>احساس گرما به آرامی در تن من جریان می‌یابد  (۶بار)</p>
<p>(۲ دقیقه مکث)</p>
<p>من کاملا آرام هستم (۲بار)</p>
<ul>
<li></li>
</ul>
<p>پیشانی‌ام به‌طور خوشایندی خنک است (۶بار)</p>
<p>(۲ دقیقه مکث)</p>
<p>من کاملا آرام هستم (۲بار)</p>
<ul>
<li></li>
</ul>
<p>در مرحله بعدی جملاتی را به صورت میل و خواسته خطاب به خود به زبان آورید. مثلا:</p>
<ul>
<li>من به زودی خوابم می‌برد و راحت به خواب می‌روم.</li>
<li>موقعیت‌های دشوار زندگی من را به چالش و غلبه برآن فرامی‌خواند.</li>
<li>در هنگام نوشیدن اعتدال را حفظ کنم.</li>
<li>من در موقعیت‌های بحرانی افکارم را از پراکندگی حفظ می‌کنم.</li>
<li>یا من فعا هستم. من خودم زندگی‌ام را شکل می‌دهم.</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<ul>
<li>اکنون جملات بالا را که حاکی از بیان تمایلات و خواسته‌های شما هستند، دوبار تکرار کنید. این جملات درواقع بیانگر خواست‌ها و اهداف مشخص شما هستند. جملات فوق را بارها ۳۰ دفعه تکرار کنید و در حین تکرار خربار پیش خود مجسم کنید به هدف خود رسیده‌اید.</li>
<li>اکنون حدود ۴ تا ۶ دقیقه فاصله ایجاد کنید. آرامش خود را حفظ کنید و پس از آن، این جمله را دوبار تکرار کنید: «من در کمال آرامش هستم.»</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<ul>
<li>بازگشت به حالت عادی:</li>
</ul>
<p>به آرامی چشم‌هایتان را باز کنید. به بدن خود مثل یک گربه کش و قوس بدهید. شما درحالت آرمیدگی هستید و احساس خوبی دارید – کاملا بیدار و سرحال هستید. کاملا با انبساط خاطر و سرحال هستید. بگذارید همان قطعات موسیقی که پیش از شروع تمرین‌ها گوش می‌کردید، بار دیگر شما را حدود ۲-۳ دقیقه تحت تاثیر قرار دهد<strong>.</strong></p>
<p>شایان ذکر است، جملات آرزویی و بیانگر امیال و خواست‌ها که در حین تمرین تنش‌زدایی و مطابق با مثال‌های ارائه شده بر زبان آورید، می‌تواند همچنین به‌طور مشخص بیانگر خواست‌های شما حول محور حذف ترس یا اضطراب،  برطرف کردن انگیختگی‌ها، بازداری شدگی‌ها و درهم شکستن وسواس‌ها، رفتار اشتباه آموخته شده، چرخه‌ها و مشکلات رفتاری باشند. در عین حال،باید توجه خود را هربار روی یک هدف متمرکز کنید و به همین ترتیب روی هدف بعدی کار کنید. در پایان تمرینات دوباره موسیقی گوش کنید (آثار باخ، ویوالدی و&#8230;).</p>
<p>ادامه دارد&#8230;</p>
<p><strong>منابع:</strong></p>
<ul>
<li><a href="https://shahreketabonline.com/products/6/87080/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C_%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86_%D8%AA%D8%B1%D8%B3_%D9%88_%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C">لوکرت، هانس، لوکرت، اینگه(۲۰۰۰)، زندگی بدون ترس و رفتار اضطرابی. ترجمه علی تحصیلی .تهران:کتاب آمنه، ۱۳۹۲.</a></li>
</ul>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%85/">چگونه کنترل اضطراب خود را به دست بگیریم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ترس چیست و چگونه می‌توان با آن مقابله کرد؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%86-%d9%85%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84%d9%87-%da%a9/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%86-%d9%85%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84%d9%87-%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[kimia jalilvand]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 09 Apr 2019 20:13:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[ترس]]></category>
		<category><![CDATA[مقابله با اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[مقابله با ترس]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=79252</guid>

					<description><![CDATA[<p>انسان از همان آغاز کودکی که مراحل زندگی را یکی پس از دیگری پشت سر می‌گذارد، تا به سن کهولت و پیری برسد. او همیشه دچار ترس و وحشت بوده و هست. در هر یک از این مراحل زندگی، ترس، سایه‌وار او را دنبال می‌کند؛ منتهی در هر دوره و مرحله به شکلی پدیدار می‌گردد. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%86-%d9%85%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84%d9%87-%da%a9/">ترس چیست و چگونه می‌توان با آن مقابله کرد؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" wp-image-6432 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150.jpg" alt="" width="115" height="115" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 115px) 100vw, 115px" />انسان از همان آغاز کودکی که مراحل زندگی را یکی پس از دیگری پشت سر می‌گذارد، تا به سن کهولت و پیری برسد. او همیشه دچار ترس و وحشت بوده و هست. در هر یک از این مراحل زندگی، ترس، سایه‌وار او را دنبال می‌کند؛ منتهی در هر دوره و مرحله به شکلی پدیدار می‌گردد. گاه از تاریکی می‌ترسد، زمانی از بیماری خطرناکی می‌لرزد و گاهی هم از فقر و نداری وحشت می‌کند و سرانجام از پیری و مرگ می‌هراسد. در فواصل زندگی، شاید نتوان موردی را پیدا کرد که در آن انسان بدون ترس و دغدغه خاطر زندگی کرده باشد.</p>
<p>بشر غارنشین، با فقدان امکانات، از خیلی چیزها می‌ترسید. بشر عصر تسخیر فضا در عصر طلایی علم و تکنولوژی نیز می‌ترسد و برخود می‌لرزد.</p>
<p>در طول تاریخ بشریت حتی اگر با انسان‌های مومن و با ایمانی برخورد کنیم که در پرتو روح ایمان از بسیاری از ترس‌های بشری خود را برکنار داشته و نمی‌ترسیدند. ولی در عوض این عده با ترس‌های دیگری از قبیل ترس از گناه و عصیان و ترس از  عقاب‌های آخرت و خدا سر وکار داشته‌اند.</p>
<h2>ترس چیست؟</h2>
<p>دلیل اینکه چرا ترس به صورت تکاملی ظهور پیدا کرده است، کاملا روشن است. انسان موجودی که فاقد قوه ترس است، وقت کمتری برای بقا و محافظت از خویش دارد. روشن است که ترس غالبا می‌تواند فریادرس باشد. ترس آمادگی ما را بیشتر می‌کند و بنابراین می‌تواند به ما کمک کند که از موقعیت‌های خطرناک برهیم یا اصلا از افتادن در دام این موقعیت‌ها پیشگیری کنیم. ترس نه تنها ما را در برابر حیوانات درنده و سایر خطرهایی که در طبیعت هستند محافظت می‌کند، بلکه ما را از بسیاری از خطرهایی که خودمان برای خودمان به‌وجود می‌آوریم نیز، در امان می‌دارد. مثل عبور از خیابانی پر تردد، بی‌هیچ احتیاطی؛ ترس به ما کمک می‌کند که زنده بمانیم. اما ترس در ضمن می‌تواند ما را فلج هم بکند. زمانی که میان ترس و آنچه از آن می‌ترسیم تناسبی وجود نداشته باشد. یا زمانی که ترس باعث می‌شود «عقلمان را از دست بدهیم»، ترس ما را فلج می‌کند.</p>
<p>برخی واکنش‌های جسمانی هستندکه غالبا به ترس ربط داده می‌شوند، مثلا تند تند نفس کشیدن یا بالا رفتن ضربان قلب، یا لرزیدن یا «انقباض» همه حرکات. موش‌ها و آدم‌ها در این  مورد فیزیولوژی بسیار مشابهی دارند، زیرا در هر دو، <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%85%DB%8C%DA%AF%D8%AF%D8%A7%D9%84">آمیگدالا</a> –مراکز احساسات در مغز- تحریک می‌شود و پیام‌هایی به <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%DB%8C%D9%BE%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B3">هیپوتالاموس</a> و <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%DB%8C%D9%BE%D9%88%D9%81%DB%8C%D8%B2">هیپوفیز</a> می‌فرستد که باعث می‌شود هورمون‌های استرس از <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%BA%D8%AF%D9%87_%D9%81%D9%88%D9%82_%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%88%DB%8C">غده‌های آدرنال</a> آزاد شوند. مغز ما، مثل سایر حیوانات، با آزاد کردن موادی نظیر <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%BE%DB%8C%E2%80%8C%D9%86%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86">آدرنالین</a> و <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D8%B2%D9%88%D9%84">کورتیزول</a> به مقدار زیاد، واکنش نشان می‌دهد که باعث می‌شود <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%B9%D8%B5%D8%A8%DB%8C">سیستم عصبی</a> تندتر عمل کند و مردمک چشم گشاد شود. آمیگدالا پیام‌هایش را چنان سریع می‌فرستد که این واکنش‌های شیمیایی پیش از اینکه ما فرصت مداخله عقلانی داشته باشیم، صورت می‌گیرند. با عملی ارادی نمی‌تواند به آسانی ترس را مرتفع کرد، اما با استفاده از دارو یا با عادت کردن در طول زمانی به چیزی که از آن می‌ترسیم، می‌توان ترس را تخفیف داد. یک علاج مطمئن و قطعی برای ترس، از کار انداختن آمیگدالاست. چون افرادی که آمیگدالایشان آسیب دیده است اصلا احساس ترس نمی‌کنند، حتی در موقعیت‌های مرگبار. این افراد حتی ترس را در چهره دیگران هم تشخیص نمی‌دهند. اما کسانی که آمیگدالایشان کار می‌کند وقتی ترس به سراغشان آمد به سختی می‌توانند متوقف کنند. نمی‌شود فقط با اراده و تصمیم نترسید، چون در چنین مواردی آمیگدالا عقلانیت را «لورده» می‌کند، اما، چنانکه گفتیم، می‌شود با تمرین در طول زمان الگوی واکنشی خود را به ترس و چیزهای ترسناک تغییر داد.</p>
<p>نوروفیزیولوژیست آمریکایی<a href="https://www.amazon.com/Emotional-Brain-Mysterious-Underpinnings-Life/dp/0684836599">، جوزف لدوکس</a>، معتقد است، موفق شده نشان دهد که ترس را دو مسیر عصبی جداگانه در مغز کنترل می‌کنند. یکی از این مسیرها باعث واکنشی بسیار سریع می‌شود. اما این مسیر در ضمن می‌تواند فوق العاده حساس شود و غالبا «هشداری کاذب» می‌فرستد. مسیر دیگر کندتر است، اما اطلاعات زیادتری را به حساب می‌آورد و این مسیر می‌تواند آن واکنش سریع ترس اول را در مواردی که ترس بنیانی ندارد متوقف کند. اما باید تاکید کرد که واکنش دوم یک پدیده جسمی هم هست – سروکار ما با سوژه‌ای نیست که آگاهانه یک واکنش هراس‌آلود را متوقف می‌کند. شخصی که در یک مورد از یک اتفاق یا یک چیز بدجوری ترسیده است در موارد بعدی هم خیلی آسان‌تر از همان اتفاق یا چیز خواهد ترسید. به نظر می‌رسد وقتی مکرر در معرض اتفاقی قرار می‌گیریم که ما را می‌ترسانند، اعضای درگیر عملا رشد می‌کنند،  لذا آن اعضا در واقع توانایی ارگانیسم را برای احساس ترس بالاتر می‌برند. این امر در نهایت منجر به حالت مزمن ترس در ارگانیسم یا اضطراب می‌شود.</p>
<p>مشکل رویکردهایی نظیر رویکرد لدوکس  این است که جنبه‌های فرهنگی زندگی احساسی ما را اصلا در نظر نمی‌گیرند. لدوکس هیچ علاقه‌ای به احساسات جدا از جنبه‌های فیزیولوژیکی آن ندارد، چون از نظر او آنچه اساسی است حالت‌های مغز و واکنش‌های جسمی است و احساسات آگاهانه در نظر او در قیاس با حالت‌های مغز و واکنش‌های جسمی پدیده‌هایی سطحی و صوری هستند.</p>
<p>اگر به زبان بیولوژی بخواهیم بیان کنیم، ما تا حدود زیادی برای احساس ترس مجهز به همان دستگاه‌هایی هستیم که سایر حیوانات هستند، اما مهارت‌های شناختی، زبانی و نمادی ما به ما امکان می‌دهد بایگانی ذهنی به کلی متفاوتی از <a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%da%86%d9%87-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa-%d9%85%d8%a7/">احساساتمان</a> داشته باشیم.</p>
<h2>نگرانی، تشویش و پریشانی</h2>
<p><a href="http://ravanhami.com/%da%a9%d8%a7%d9%87%d8%b4-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%85%da%a9-%d8%af%db%8c/">اضطراب</a> را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:</p>
<ol>
<li><strong>اضطراب وضعیتی:</strong> یعنی اضطرابی که ما در موقعیت‌های مختلف به صورت واقعی تجربه می‌کنیم</li>
<li><strong>اضطراب خصلتی:</strong> به منزله‌ی ویژگی شخصیتی در افراد مستعد برای ترس</li>
</ol>
<p>اضطراب وضعیتی دارای دو مولفه‌ی اساسی است: الف) تهییج یا برانگیختگی به منزله‌ی تظاهر بیرونی تهییج فیزیولوژیکی و عاطفی، ب) نگرانی در مورد چگونگی نتیجه‌ی یک رویداد به منزله‌ی جنبه‌ی شناختی اضطراب وضعیتی.</p>
<p>اضطراب خصلتی به شکل‌های مختلف بر عنصر نگرانی در اضطراب وضعیتی تاثیر می‌گذارد. به طوری که در فعالیت‌ها، به ویژه فعالیت‌های حل مسئله یا تکلیف، تکانه‌های وابسته به اضطراب یا حل مسئله بروز می‌کند. افرادی که به عادت در موقعیت‌های امتحانی گرایش به مضطرب بودن دارند غالبا حرکاتی بروز می‌دهند که به حل مسئله نمی‌انجامد. آن‌ها می‌ترسند که مبادا به منزلت و عزت نفس‌شان خدشه‌ای وارد آید. از این رو، دچار پیامدهای عدم موفقیت یا تنبیه می‌شوند یا اینکه احساس‌هایی نظیر درماندگی، حقارت، عدم اطمینان و عصبانیت به آن‌ها دست می‌دهد.</p>
<p>چهار حیطه‌ی رایج اضطراب به شرح زیر است:</p>
<ol>
<li>نگرانی درباره‌ی گذشت زمان (من باید عجله کنم وگرنه وای به حالم)</li>
<li>نگرانی از ناکامی، شکست یا طرد شدن از طرف دیگران (بخت مطمئنا با من یار نخواهد بود. این کار حتما به شکست خواهد انجامید).</li>
<li>نگرانی درباره‌ی توانایی‌های شخصی (من بسیار ناشی و احمقم، از پس این کار برنخواهم آمد).</li>
<li>نگرانی از احساس سردرگمی (من آنقدر سردرگم هستم که نمی‌دانم چه باید بکنم).</li>
</ol>
<p>دیل کارنگی در کتاب خود تحت عنوان <strong>نگران نباش زندگی کن! </strong>توصیف خوبی از خودآزاری مضطربانه دارد و برای رهایی از آن راهکار‌های خوبی ارائه داده است. او نگرانی را بیماری خلقی و یکی از سخت‌ترین فشارهای روحی انسان معرفی می‌کند.</p>
<p><strong>   کار روزانه، خود بهترین تمهید و تعهد برای آینده است. بهترین ابزار مقابله با دلواپسی و اضطراب عبارتند از:</strong></p>
<ul>
<li><strong>تفکر روشن</strong></li>
<li><strong>برنامه ریزی سازنده</strong></li>
<li><strong>فعال بودن</strong></li>
</ul>
<p><strong>در برخورد با مشکلات چهار سوال مطرح می‌شود.</strong></p>
<ol>
<li><strong>مشکلات در کجاها هستند؟</strong></li>
<li><strong>علت چیست؟</strong></li>
<li><strong>راهکار‌های مناسب کدام اند؟</strong></li>
<li><strong>راه حل کدام است؟</strong></li>
</ol>
<p><strong>در مورد مشکلاتی که قادر به تغییر آن‌ها نیستیم، مانند: مرگ عزیزان، هر قدر هم که دردناک باشند باید بیاموزیم که چگونه بپذیریم. پذیرفتن و تحمل احساسات دردناک(واقعیات) موجب تقویت شخصیت ما و افزایش اعتماد به نفس در ما می‌شود.</strong></p>
<h2>اشکال گوناگون ترس و اضطراب</h2>
<ul>
<li>اضطراب وجودی: در صورتی که زندگی ما در معرض تهدید قرار گیرد، مثلا هنگامی که در آستانه از دست دادن دارایی خود قرار گیریم یا توقعات بیش از حد جهان اجتماعی، عرصه را بر ما تنگ سازد، مضطرب و پریشان می‌شویم.</li>
</ul>
<h2>انواع اضطراب وجودی عبارتند از:</h2>
<ul>
<li><strong>ترس از ابتلا به بیماری</strong></li>
<li><strong>ترس از فقر و بی‌چیزی</strong></li>
<li><strong>ترس از انزوا </strong></li>
<li><strong>ترس از مرگ</strong></li>
<li><strong>ترس از دست دادن تسلط بر خود و دیوانه شدن</strong></li>
<li>اضطراب کارایی و عملکرد: بعضی اشخاص از کودکی در مقایسه با دیگران، برای اختلال اضطراب آمادگی بیشتری دارند. براساس همین آمادگی برای اضطراب می‌توان افراد مبتلا را به افرادی دچار اختلال اضطراب کم یا زیاد تقسیم کرد.انواع اضطراب عملکری عبارتند از:</li>
<li><strong>ترس از پاسخ‌گویی و مسئولیت</strong></li>
<li><strong>ترس از اینکه نداشتن قاطعیت و نارسایی‌ها در کارایی و قابلیت علنی و آشکار شوند</strong></li>
<li><strong>تر از اینکه نتواند با پیشرفت‌های علمی همراه باشد و نیروهای جوان بهتری روی کار بیایند</strong></li>
<li><strong>ترس از اینکه به علت کارهای روزمره فرصت تصمیم‌گیری‌ها را از دست بدهد</strong></li>
<li>ترس‌های اجتماعی: از آن‌ها به عنوان هراس های اجتماعی نیز نام می‌برند، بسیار شایع هستند. ریشه این ترس‌ها در نداشتن اعتماد به نفس کافی، فقدان جرئت ورزی لازم و ابراز وجود است. بسیاری از مردم اصلا از ماهیت این‌گونه ترس ها آگاه نیستند، فقط با ساده انگاری بر این باورند که دچار بازداری یا منع اجتماعی شده اند که گه گاه پرخاشگر می‌شوند. انواع آن عبارتند از:</li>
<li><strong>ترس از مقامات و مراجع قدرت</strong></li>
<li><strong>ترس از مواجه با تعارضات</strong></li>
<li><strong>ترس از سخن گفتن در حضور دیگران</strong></li>
<li><strong>ترس از اعلام خواست‌های بحق و بجای خود</strong></li>
<li><strong>ترس از انتقاد کردن.</strong></li>
<li><strong><a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%81%d9%88%d8%a8%db%8c%d8%a7-%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%b3-%d9%87%d8%a7/">فوبی‌ها یا هراس‌ها</a></strong><strong>:</strong> فهرست گسترده‌ای از فوبی‌ها وجود دارد. برخی از فوبی‌های رایج عبارتند از:</li>
<li><strong>ترس از آمپول</strong></li>
<li><strong>ترس از پرواز </strong></li>
<li><strong><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%86%DA%A9%D8%A8%D9%88%D8%AA%E2%80%8C%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C">ترس از عنکبوت‌های بی خطر تا ترس از مارها</a></strong></li>
<li><strong><a href="http://ravanhami.com/%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d9%88-%d9%81%d9%88%d8%a8%db%8c%d8%a7-%d8%aa%d9%86%da%af%d9%86%d8%a7-%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%81%d8%b6%d8%a7%d9%87%d8%a7/">ترس از مکان‌های بسته</a></strong></li>
<li><strong><a href="http://ravanhami.com/%d8%a2%da%af%d9%88%d8%b1%d8%a7-%d9%81%d9%88%d8%a8%db%8c%d8%a7-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%db%8c%d8%a7-%da%af%d8%b0%d8%b1%d9%87/">ترس از مکان‌های باز یا گذر هراسی</a></strong></li>
<li><strong><a href="https://www.farsnews.com/news/13930411000258/%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA">ترس از استفاده از آسانسور</a></strong></li>
</ul>
<h2>رویکردهای مقابله با اضطراب</h2>
<p>مقابله با ترس‌ها و استرس معمولا به دو سبک زیر انجام می‌شود:</p>
<h3>۱)   مقابله‌های مسئله مدار</h3>
<p>در این نوع مقابله، فرد در جهت تغییر موقعیت یا رفتار دیگران، یا در جهت گسترش مهرت‌ها و پاسخ‌های جدید عمل  می‌کند. در واقع فرد سعی می‌کند برای رفع استرس یا به حداقل رساندن آن فعالیتی انجام دهد.</p>
<p>فرد تلاش و کوشش فراوانی در جهت حل مسئله انجام می‌دهد. این شیوه، زمانی به کار می‌رود که فرد فکر می‌کند می‌تواند کاری در مورد حل مسئله انجام دهد.</p>
<p>نمونه‌هایی از مقابله‌های مسئله مدار عبارتند از:</p>
<ul>
<li>استفاده از مهارت حل مسئله</li>
<li>تلاش در جهت حذف یا تحویل استرس</li>
<li>برنامه ریزی</li>
<li>جستجوی اطلاعات راهنمایی و مشورت گرفتن از دیگران</li>
<li>صبر و بردباری به جای استفاده از راه حل‌های عجولانه</li>
</ul>
<h3>۲)   مقابله‌های هیجان مدار</h3>
<p>در این نوع از مقابله بر عواطف ناشی از استرس تاکید می‌شود. زمانی که مسئله فراتر از کنترل فرد ادراک می‌شود، فرد برای کاهش پریشانی هیجانی و آرام ساختن خود اعمالی را انجام می‌دهد. در این مرحله فرد می‌کوشد تا خود را از آشفتگی‌ها و پریشانی‌های حاصل از وقوع استرس رها کند.در واقع تاکید فرد در این نوع مقابله نه بر خود مسئله بلکه بر عواطف ناشی از آن است.</p>
<h2>نمونه‌هایی از مقابله‌های هیجان مدار:</h2>
<ul>
<li>گرفتن حمایت عاطفی و اجتماعی</li>
<li>دعا و نیایش</li>
<li>درد دل کردن</li>
<li>توجه زدایی: عدم توجه به مسئله گویی که اتفاقی نیفتاده است.</li>
<li>گریه کردن</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<h2>راهکارهایی برای رهایی از نگرانی و ترس</h2>
<p>همواره باید این نکته را در نظر داشت که این مسیر نیازمند زمان و تلاش است. همچنین، نیازمند آن است که بتوانید ناکامی(شکست)، بلاتکلیفی، عالی نبودن، و رنج وسختی را تحمل کنید. آیا تمایل دارید که کاری کنید تا به خود کمک نمایید؟ اگر پاسخ‌تان بلی است، مطالبی را که در ادامه می‌آیند، مطالعه کنید.</p>
<ol>
<li>گام اول:</li>
</ol>
<ul>
<li><strong>از نگرانی‌های ویژه خود، فهرستی تهیه کنید.</strong></li>
<li><strong>راه اندازهای نگرانی خود را مشخص کنید.</strong></li>
<li><strong>بررسی کنید که چه ارتباطی بین نگرانی‌تان با احساسات و حس‌های بدنی وجود دارد.</strong></li>
<li><strong>عناوین اختصاصی نگرانی‌های خود را مشخص کنید</strong>.</li>
</ul>
<ol start="2">
<li>گام دوم:</li>
</ol>
<ul>
<li><strong>مواردی را که دائما درباره آن‌ها نگران اید، شناسایی کنید.</strong></li>
<li><strong>زمانی را برای نگرانی تعییین کنید<u>: <em>سه ساعت قبل خواب یا کمتر از آن را انتخاب نکنید. اواخر صبخ یا بعد از ظهر، زمان مناسبی‌ست. بنشینید و سی دقیقه، نگرانی‌های خود را بنویسید. فقط اففکار منفی را بنویسید که به ذهنتان خطور می‌کنند.</em></u></strong></li>
<li><strong>مزایا و معایب نگرانی درباره‌ی مواردی که نوشتید را بیابید .</strong></li>
<li><strong>بررسی کنید که آیا نگرانی مورد نظر، کارساز است یا دردسر ساز.</strong></li>
</ul>
<p><strong> </strong></p>
<ol start="3">
<li>گام سوم:</li>
</ol>
<ul>
<li><strong>تا جایی که ممکن است نگرانی را به تاخیر بیاندازید.</strong></li>
<li><strong>به یاد داشته باشید که نگرانی مزایای واقعی چندانی ندارد و انجام دادن کارها بهتر از نگرانی درباره آن‌هاست.</strong></li>
</ul>
<p><strong><em>ادامه دارد&#8230;</em></strong></p>
<p>منابع:</p>
<ul>
<li><a href="https://taaghche.ir/book/3709/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D8%B3">اسوندسن، لارس(۱۹۷۰)، فلسفه ترس . ترجمه خشایار دیهیمی. تهران: نشر گمان، ۱۳۹۲.</a></li>
<li><a href="https://shahreketabonline.com/products/6/87080/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C_%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86_%D8%AA%D8%B1%D8%B3_%D9%88_%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1_%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C">لوکرت، هانس، لوکرت، اینگه(۲۰۰۰)، زندگی بدون ترس و رفتار اضطرابی. ترجمه علی تحصیلی .تهران:کتاب آمنه، ۱۳۹۲.</a></li>
</ul>
<p><a href="https://www.gisoom.com/book/11337152/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/">لیهی، رابرت ، رهایی از بندهای نگرانی در هشت هفته. ترجمه لیلا شورین اصل و سامان نونهال. تهران:انتشارات ابن سینا، ۱۳۹۶</a></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%86-%d9%85%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84%d9%87-%da%a9/">ترس چیست و چگونه می‌توان با آن مقابله کرد؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%86-%d9%85%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84%d9%87-%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بازی چگونه توجه و تمرکز کودکان را افزایش می‌دهد؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%ac%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%ac%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[kimia jalilvand]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 11 Mar 2019 19:19:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[ADHD]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال نقص توجه]]></category>
		<category><![CDATA[بازی درمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=73223</guid>

					<description><![CDATA[<p>اختلال نقص توجه شایع ترین اختلال روانپزشکی دوران کودکی است که حدود ۱۵درصد مراجعان به مراکز روانپزشکی  اطفال را تشکیل می‌دهد ( ویلسن و همکاران، ۲۰۰۳ ). شیوع این اختلال در کودکان ایرانی ۶ تا ۱۲ساله در دامنه ای بین ۳تا ۶ درصد گزارش شده است ( خوشابی و همکاران،  ۱۳۸۱) و ۳۳ درصد از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%ac%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c/">بازی چگونه توجه و تمرکز کودکان را افزایش می‌دهد؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://ravanhami.com/%D8%A8%DB%8C%D8%B4-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%B5-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87/">اختلال نقص توجه</a> شایع ترین اختلال روانپزشکی دوران کودکی است که حدود ۱۵درصد مراجعان به مراکز روانپزشکی  اطفال را تشکیل می‌دهد ( ویلسن و همکاران، ۲۰۰۳ ). شیوع این اختلال در کودکان ایرانی ۶ تا ۱۲ساله در دامنه ای بین ۳تا ۶ درصد گزارش شده است ( خوشابی و همکاران،  ۱۳۸۱) و ۳۳ درصد از مراجعان به مراکز درمانی را به خود اختصاص داده است ( بهینا و نخعی، ۱۳۸۴ ).  گرچه به نظر می‌رسد با بالا رفتن سطح انتظارات و پیچیده تر شدن تکالیف محوله به این کودکان در شهرهای بزرگ و مناطق پرجمعیت درصد این اختلال تا ۹۸ درصد نیز گزارش شود ( میچل و مندل ،۲۰۰۵ ).</p>
<p>کودکان دچار این اختلال به صورت مکرر با همسالان مورد مقایسه قرار می‌گیرند که همین امر موجبات کاهش <a href="http://ravanhami.com/%D8%B9%D8%B2%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86/">اعتماد به نفس</a>، نقصان فعالیت تحصیلی، کاهش استقلال فکری و به دنبال آن افزایش سطح استرس واضطراب را به همراه دارد. این عوامل در اطفالی که سطح <a href="http://www.aftabir.com/articles/view/social/communications/c4_1342165553p1.php/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D8%B4-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF">سازگاری</a> و قدرت تطابق کمتری دارند، می‌تواند منجر به ضایعات بیمارگونه وسیعی شود. تمام کودکانی که از درجاتی از اختلالات توجهی رنج می‌برند، نیازمند استفاده از درمان های دارویی و غیر دارویی هستند و از آنجایی که درمان های دارویی علاوه بر نتایج مثبت دارای عوارض منفی نیز هستند و همچنین پر هزینه و زمان بر بودن درمان های توانبخشی، پر واضح است که خانواده این کودکان نیز با کشمکش‌های فراوانی مواجه می‌شوند.</p>
<p>عملکردهای توجهی جهت یادگیری کودک به ویژه در ارتباط با تحصیلات وی پیش نیازی مهم تلقی می‌گردند ( کیس اسمیت، ۲۰۰۵ ). کاهش توجه با مشکلات تحصیلی، دشواری های متعدد در روابط اجتماعی و خانوادگی و همچنین شکست‌ها و افت تحصیلی ارتباط دارد ( شافر و همکاران، ۲۰۰۱، به نقل از نجفی و همکاران  ۱۳۸۴). علاوه بر این مشکلاتِ تحصیلی کودکان دچار اختلال نقص توجه-بیش فعالی فشار روانی مضاعفی به اعضای خانواده تحمیل می‌شود. مطالعات صورت گرفته حاکی از آن‌ است که کودکان دچار اختلال نقص توجه-بیش فعالی در مقایسه با کودکان هنجار با هوش بهر برابر، در آموزش‌های آکادمیک از جمله مهارت‌های خواندن، ریاضیات و دیکته با مشکلات بیشتری مواجه اند (بارکلی و همکاران، ۱۹۹۹). معلمین و والدین این کودکان به دفعات، یادگیری ضعیف تر آن‌ها را نسبت به همکلاسی های هنجارشان گزارش می‌کنند (بارکلی، ۱۹۹۸).</p>
<h2>توجه چیست؟</h2>
<p><a href="https://gyrusclinic.com/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%A2%D9%86/">توجه</a>، به سلسله‌ای از عملیات پیچیده ذهنی اطلاق می‌شود که شامل تمرکز کردن یا درگیر شدن در هدف، نگه داشتن یا تحمل کردن و گوش به زنگ بودن در زمان طولانی، رمزگردانی ویژگی‌های محرک و تغییر تمرکز از هدفی به هدف دیگر است.</p>
<p>یکی از مهم‌ترین مدل‌های بالینی توجه، مدل سلسله مراتبی است که انواع توجه را به ترتیب زیر ارائه می‌دهد:</p>
<ol>
<li>توجه متمرکز<sup>۱</sup> ( توانایی پاسخ‌دهی به محرکات بینایی، شنیداری، لمسی به‌طور مجزا )</li>
<li>توجه انتخابی<sup>۲</sup> ( توانایی حفظ یک مجموعه رفتاری یا شناختی در مواجه با مواجهه با محرک‌‌های مزاحم یا رقیب )</li>
<li>توجه پایدار<sup>۳</sup> ( توانایی حفظ پاسخ رفتاری پایدار در حین فعالیتی تکراری یا مداوم )</li>
<li>انتقال توجه<sup>۴</sup> ( توانایی انتقال توجه بین تکالیف دارای نیازهای شناختی متفاوت ) و</li>
<li>توجه تقسیم شده <sup>۵</sup>( توانایی پاسخ‌دهی همزمان به چندین تکلیف ).</li>
</ol>
<p>در ادامه به چند بازی که در ارتقای توجه کودکان موثرند اشاره می‌کنیم به این نکته توجه کنید که این بازی ها را می‌توان برای افزایش توانایی‌های بچه‌های عادی هم به کار برد.</p>
<h2>بازی‌ها</h2>
<h3>۱-صداهارا نام ببر</h3>
<p>اگر می خواهید هنگام راه رفتن بازی بکنید که توجه بچه را به صداهای اطرافش زیاد بکند این بازی توصیه می شود.این بازی ساده را می‌توان تنها و یا در کنار یک یا چند نفر انجام داد. اگر کودک شما برای پیاده روی و یا بازی کردن بیرون از خانه می­رود، می­توانید از او بخواهید که به صداها  گوش بدهد و وقتی به خانه برگشت آن­ها را برای شما بازگو کند ویا هنگامی که تنها به دویدن می­روید به او قول بدهید که خوب به صداهای اطرافتان گوش می­دهید و بعدا به او می‌گویید که چه صداهایی شنیدید.</p>
<p><strong>نوع توجهی که تقویت می­شود  </strong></p>
<h2><a href="https://siyli.org/resources/open-and-focused-attention">توجه باز</a><sup>۶</sup></h2>
<p><strong>وسایل مورد نیاز</strong></p>
<p>کاغذ و قلم (اختیاری)</p>
<p><strong>دستورالعمل بازی</strong></p>
<p>پیش از آنکه بخواهید به پیاده­روی بروید – بخصوص راهی که قبلا هم بسیار از آن گدشته اید و می­خواهید توجه افراد را جمع کنید، از فرزندنتان بخواهید تا تعداد صداهای متفاوتی را که می­شنوید را حدس بزند و در طی مسیر بگویید <span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_73223_14('footnote_plugin_reference_73223_14_1');" onkeypress="footnote_moveToReference_73223_14('footnote_plugin_reference_73223_14_1');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_73223_14_1" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۱]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_73223_14_1" class="footnote_tooltip"> من دارم صدای&#8230;&#8230;را می­شنوم </span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_73223_14_1').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_73223_14_1', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script> و تا زمانی که دیگران هم آن صدا را بشنوند صبر کنید. به راه رفتن خود ادامه دهید و اجازه بدهید تا هرکس به نوبت صدایی را تشخیص بدهد. نوشتن صداها به شما این امکان یادآوری تعداد صداهایی که شنیده­اید را می­دهد. آیا تعداد صداها را درست حدس زدید؟</p>
<h3>شکل دیگر بازی</h3>
<p>به جای گفتن ( من می­شنوم ) از ( من می­بینم ) استفاده کنید و به چیز های جالبی که می­بینید اشاره کنید. همچنین می­توانید به چیزهایی که می بینید توجه  کنید. تنها چیزهای قرمز؟ تنها چیزهایی که قبلا ندیده اید، مانند یک پنجره جدید، یک ماشین جدید، یا گلی که به تازگی شکفته. می توانید حدس بزنید چند تا چیز جدید می‌توانید ببینید؟</p>
<h3>چه چیز آموخته می­شود؟</h3>
<p>این بازی توجه باز را تقویت می­کند و در عین حال به اسکن کردن مداوم محیط با چشم و گوش نیاز دارد.</p>
<h2>۲- مسیر یاب (هدایتگر)</h2>
<p>بیشتر بچه ها نگاه کردن به نقشه را دوست دارند ولی نمی‌توانند به سرعت آن را با دنیای واقعی اطرافشان تطبیق دهند. در این فعالیت به فرزندتان این مسئولیت را بدهید که با توجه کردن به نقشه، یک مسیریاب واقعی شود.</p>
<p><strong>نوع توجهی که درگیر می­شود </strong></p>
<h2><a href="https://siyli.org/resources/open-and-focused-attention">باز و متمرکز</a><sup>۷</sup></h2>
<p><strong>وسایل مورد نیاز</strong></p>
<p>نقشه محلی محل سکونت شما</p>
<p><strong>دستورالعمل بازی</strong></p>
<p>به مسیریاب بالقوه خود  نشان دهید که چگونه مکان فعلی خودرا روی نقشه پیدا کند. سپس جایی که می‌خواهید بروید را به او نشان دهید و سعی کنید با هم مسیری را که باید طی کنید تا به مقصد برسید را پیدا کنید. اگر این یک فعالیت برای فرزندتان کاملا جدید است، این کار را با قرار دادن یک نقشه روی میز آشپزخانه و کارکردن روی جزئیاتش آغاز کنید. سپس فعالیت خود را همراه با مسیریابتان که جهت حرکت را  به شما می‌گوید انجام دهید تا به مقصدتان برسید.&#8221; به راست بروید، داخل خیابان ستاره .&#8221; &#8221; اکنون به چپ بپیچید داخل راه ساحلی &#8221; و به همین ترتیب. با راهی آغاز کنید که ساده باشد و تنها نیازمند چند تغییر جهت ساده باشد. همچنان که توانایی فرزندتان بالا می­رود به او اجازه بدهید تا مسیرهای سخت­تر را بیابد.</p>
<p><strong>شکل دیگر بازی</strong></p>
<p>هنگامی که بچه تصویر ذهنی درستی نسبت به کار پیدا کرد، در مسافرت های خانودگی مسئولیت پیدا کردن راه مطلوب را به او بسپاریم.</p>
<p><strong>چه چیزی آموخته می­شود؟</strong></p>
<p>بچه­ها درحال ضمن آشنایی بیشتر با محیط اطراف، در حال درگیر کردن آگاهی  فضایی و توجه باز خود هستند. سپس آن­ها از مهارت­های توجه خود برای پیدا کردن راهی خاص به سمت مقصدتان استفاده می­کنند.</p>
<h2>۳-گزارش پلیس</h2>
<p>متاسفانه انجام دادن وظایف روزمره و بدون توجه به جزئیات زندگی کار بسیار راحتی است. دفعه بعدی که همراه با فرزندتان در صف بانک یا خواربار فروشی بودی،این بازی را امتحان کنید تا هر دو در لحظه متمرکز باید.</p>
<p><strong>نوع تمرکز درگیر</strong></p>
<h2>بازی و متمرکز</h2>
<p><strong>وسائل مورد نیاز</strong></p>
<p>چیزی لازم ندارد</p>
<p><strong>دستورالعمل بازی</strong></p>
<p>وانمود کنید که در زمانی که شما آنجا ایستاده بودید، جرمی صورت گرفته و هر دو شما باید به عنوان شاهد برای پلیس و یا گزارشگر روزنامه گزارش دهید. زمانی که در صف منتظر بودید چه اتفاقی اطرافتان رخ داد؟</p>
<p>به طور مثال اگر در صف بانک هستید، وانمود کنید که نزدیک بوده در بانک سرقتی رخ بدهد. از فرزندتان بخواهید که خوب به آدم­های اطرافش در صف نگاه کند و سعی کند جزییات هرکدام را بگوید. آن‌ها چه پوشیده­اند؟ چگونه ایستاده­اند؟ فکر می‌کنی برخوردشان چگونه است؟ ( با آرامش ایستاده­اند، بیقرارند، پریشانند و از این قبیل ویژگی­ها ). اگر آن‌ها دو نفر باهم هستند، حدس بزنید چه رابطه­ای با هم دارند و یا چگونه با هم آشنا شده­اند.( آیا آنها باهم دوستانه­اند، عصبانی هستند، عاشق یکدیگرند و یا به هم توجه نمی­کنند؟ ). اگر شما از دور مکالمه آنها را شنیدید، به تون ، محتوا و احساسات احتمالی صدا توجه کنید. به فرزندتان بگویید تا زمانی که کارتان در بانک تمام نشده است چیزی به شما نگوید.هنگامی که بیرون از بانک رفتید،هردو آنچه را که دیدید، فکر کردید و یا احساس کردید،  گزارش کنید. این بسیار جذاب است که هر کدام از ما براساس ادراک منحصر بفرد خود، روی جزئیات متاوتی تمرکز می­کنیم. چون که هیچکدام‌مان نمی‌دانیم که تفسیرمان از اینکه دیگران چه احساسی  دارند درست است یا خیر؟ این بازی درست و غلط ندارد و تنها لذت تماشا کردن و حدس زدن در آن وجود دارد.</p>
<p><strong>چه چیزی </strong><strong>آموخته می­شود؟</strong></p>
<p>کودکان در حال یادگرفتن جستجو کردن ( اسکن کردن ) محیط با استفاده از توجه باز و سپس تمرکز کرد روی جزئیات ویژه هیجانی و فیزیکی هستند. این فعالیت به رشد مهارت اجتماعی فهمیدن زبان بدن نیز کمک می‌کند. همچنین  به یادآوری جزیات بعد از آن سبب تقویت حافظه می­شود.</p>
<h3>۴-حلقه زدن طناب</h3>
<p>معمولا می­توانیم بدون نگاه کردن به چیزها، آن‌ها را ببینیم. بچه ها در این بازی تشویق می­شوند که به دقت به یک نقطه نگاه کنند و هرچه در آن است ببینند.</p>
<p><strong>نوع توجهی که درگیر است</strong></p>
<h2>متمرکز</h2>
<p><strong>وسایل مورد نیاز</strong></p>
<p>طناب، ذره­بین یا پارچ پر از آب ( اختیاری )، انبرک ( اختیاری )، بشقاب ( اختیاری )</p>
<p><strong>دستورالعمل بازی</strong></p>
<p>روی زمین با طناب دایره­ای بسازید. دایره می­تواند هر سایزی باشد ( محیط ۲تا ۳ فوتی به خوبی کار می­کند ). همراه با فرزندتان به دقت به محیط پیرامونی خود  نگاه کنید و ببینید چه چیزی در آنجا روییده است. علف هرزی از خاک بیرون بکشید و ریشه های آن را ببیند. آیا بذر گیاهی دراطرافتان می­بینید؟ چه چیزی درون آن است؟ حفره ای بکنید و ببینید آیا حشره­ای آنجا هست یا خیر. چه حشراتی هستند و چه تفاوتی با هم دارند؟ چه کار می­کنند؟ آیا به سرعت به اطراف می­روند تا از شما پنهان شوند و یا اینکه خودشان را به مردن می­زنند و یا اصلا متوجه شما نشده­اند؟ آیا خاک درون حفره ای که کنده اید با خاک سطحی زمین فرق می­کنند؟ با استفاده از ذره بین یا یک لیوان پر از آب به چیزهای متفاوت اطرافتان دوباره نگاه کنید. حالا چه تفاوتی دارند؟ با استفاده از یک انبرک چیزهای مختلف را درون بشقاب بگذارید تا با دقت بیشتری بتوانید آن‌ها را ببینید. چیزهایی مانند دانه ها، گلبرگ ها، غله، پوست درخت، میکا و یا دانه های شن چیزهای خوبی برای جمع آوری و بررسی هستند.</p>
<p><strong>نوع دیگر بازی</strong></p>
<p>بخش خاصی از باغ را در نظر بگیرید و به نوع گیاهانی که در آن می­روید توجه کنید، به تفاوت ها و شباهت ها و بو و رنگ هایشان توجه کنید.</p>
<p><strong>چه چیزی آموخته می­شود؟</strong></p>
<p>توانایی یکجا ایستادن و بدقت توجه کردن به آنچه که در دست دارند، مهارت توجهی است که در این بازی ارتقا می­یابد. دیدن شگفتی های ریز طبیعت که در حیاط خانه خودمان است بسیار لذت بخش است.</p>
<ol>
<li>Focused Attention</li>
<li>Selective Attention</li>
<li>Sustained Attention</li>
<li>Alternating Attention (or attention switching)</li>
<li>Divided Attention</li>
<li>Open</li>
<li>Focused</li>
</ol>
<h2>منابع</h2>
<ol>
<li>SHER, BARBARA, Attention Games (101 fun, easy games that help kids learn to focus)</li>
</ol>
<p>نجاتی،وحید، برزگر،بهاره، پورگلدوز، پگاه (۱۳۹۲)، سیر تحولی توجه پایدار در نمونه‌ای از کودکان ایرانی، فصلنامه طب توانبخشی،۲(۲)،۷-۱.</p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="speaker-mute footnotes_reference_container"> <div class="footnote_container_prepare"><p><span role="button" tabindex="0" class="footnote_reference_container_label pointer" onclick="footnote_expand_collapse_reference_container_73223_14();">References</span><span role="button" tabindex="0" class="footnote_reference_container_collapse_button" style="display: none;" onclick="footnote_expand_collapse_reference_container_73223_14();">[<a id="footnote_reference_container_collapse_button_73223_14">+</a>]</span></p></div> <div id="footnote_references_container_73223_14" style=""><table class="footnotes_table footnote-reference-container"><caption class="accessibility">References</caption> <tbody> 

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_73223_14('footnote_plugin_tooltip_73223_14_1');"><a id="footnote_plugin_reference_73223_14_1" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۱</a></th> <td class="footnote_plugin_text"> من دارم صدای&#8230;&#8230;را می­شنوم </td></tr>

 </tbody> </table> </div></div><script type="text/javascript"> function footnote_expand_reference_container_73223_14() { jQuery('#footnote_references_container_73223_14').show(); jQuery('#footnote_reference_container_collapse_button_73223_14').text('−'); } function footnote_collapse_reference_container_73223_14() { jQuery('#footnote_references_container_73223_14').hide(); jQuery('#footnote_reference_container_collapse_button_73223_14').text('+'); } function footnote_expand_collapse_reference_container_73223_14() { if (jQuery('#footnote_references_container_73223_14').is(':hidden')) { footnote_expand_reference_container_73223_14(); } else { footnote_collapse_reference_container_73223_14(); } } function footnote_moveToReference_73223_14(p_str_TargetID) { footnote_expand_reference_container_73223_14(); var l_obj_Target = jQuery('#' + p_str_TargetID); if (l_obj_Target.length) { jQuery( 'html, body' ).delay( 0 ); jQuery('html, body').animate({ scrollTop: l_obj_Target.offset().top - window.innerHeight * 0.2 }, 380); } } function footnote_moveToAnchor_73223_14(p_str_TargetID) { footnote_expand_reference_container_73223_14(); var l_obj_Target = jQuery('#' + p_str_TargetID); if (l_obj_Target.length) { jQuery( 'html, body' ).delay( 0 ); jQuery('html, body').animate({ scrollTop: l_obj_Target.offset().top - window.innerHeight * 0.2 }, 380); } }</script><p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%ac%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c/">بازی چگونه توجه و تمرکز کودکان را افزایش می‌دهد؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%aa%d9%88%d8%ac%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آیا از سلامت روان خود مطمئن هستید؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%85%d8%b7%d9%85%d8%a6%d9%86-%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c%d8%af%d8%9f/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%85%d8%b7%d9%85%d8%a6%d9%86-%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c%d8%af%d8%9f/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[kimia jalilvand]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 Mar 2019 20:17:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی سلامت]]></category>
		<category><![CDATA[خودبینی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت روان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=71166</guid>

					<description><![CDATA[<p>این روزها به هر خونه‌ای که پا می‌گذاریم درحال خونه تکونی و یا عوض کردن  وسایلشان هستند و چقدر کم هستند افرادی که به فکر خونه تکونی دل و وجودشون از گرد و غبار بدی‌ها و اشتباهاتشان باشند و چقدر کمتر هستن کسایی که به دنبال ایجاد تغییر و درست کردن مشکلات وجودیشان باشند. برای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%85%d8%b7%d9%85%d8%a6%d9%86-%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c%d8%af%d8%9f/">آیا از سلامت روان خود مطمئن هستید؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>این روزها به هر خونه‌ای که پا می‌گذاریم درحال خونه تکونی و یا عوض کردن  وسایلشان هستند و چقدر کم هستند افرادی که به فکر خونه تکونی دل و وجودشون از گرد و غبار بدی‌ها و اشتباهاتشان باشند و چقدر کمتر هستن کسایی که به دنبال ایجاد تغییر و درست کردن مشکلات وجودیشان باشند. برای کمی متفاوت گذراندن این روزهای آخر سال چقدر خوب است اگر کمی هم به سلامت روان و عقایدمان توجه می‌کردیم و شاید خواندن این مطلب بتواند آغاز خوبی باشد.</p>
<p>اخیرا چگونه بوده‌اید؟ وقتی به ماه گذشته فکر می‌کنید، چند روز آن، روزهای خوشی بوده‌اند؟ در دانشگاه یا محل کار، چقدر احساس رضایت و نشاط کردید؟ روابط شما چگونه پیش می‌روند؟ آیا این روابط تجربه‌هایی را برای شما تامین کردند که باعث شده باشند نیرومند و خشنود باشید، یا اینکه باعث شدند عمدتا احساس ناکامی کنید؟ وضعیت مالی شما چگونه است؟ سلامت شما در چه وضعیتی است؟ آینده شغلی شما چگونه است؟</p>
<p>با درنظر گرفتن این سوال‌ها، ببینید آیا با هر یک از اظهارات زیر موافقید یا مخالف؟</p>
<ul>
<li>چند ویژگی شخصی من به قدر کافی آزارم می‌دهند که آرزو می‌کنم می‌توانستم آن‌ها را تغییر دهم.</li>
<li>در روابط میان فردی، احساس انزوا و ناکامی می‌کنم.</li>
<li>هنگام تصمیم‌گیری‌های مهم، به قضاوت دیگران اتکا می‌کنم.</li>
<li>اغلب قادر نیستم شرایط خود را تغییر دهم یا بهبود ببخشم.</li>
<li>زندگی من بی‌معنی است.</li>
<li>احساس رکود شخصی دارم که اغلب مرا کسل می‌کند.</li>
</ul>
<p>این شش اظهار، جنبه‌های <a href="http://ravanhami.com/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%B5%D9%81%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C/">سلامت روانشناختی</a> را بیان می‌دارند. این جنبه‌ها به ترتیب عبارتند از: <a href="https://www.isna.ir/news/8406-11307.33493/%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D9%BE%D8%B0%D9%8A%D8%B1%D9%8A-%DA%86%D9%8A%D8%B3%D8%AA-%D9%BE%D8%B0%D9%8A%D8%B1%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84%D9%8A%D9%86-%D9%82%D8%AF%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%8A-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%BA%D9%8A%D9%8A%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA">خودپذیری</a>، <a href="http://ensani.ir/file/download/article/20121231092437-9561-9.pdf">روابط میان فردی</a> مثبت، <a href="https://www.tasnimnews.com/fa/news/1394/12/11/1015670/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C">استقلال</a>، تسلط محیطی، مقصود در زندگی و <a href="https://www.beytoote.com/psychology/zendegi-behtar/behavioral5-personal-growth.html">رشد شخصی</a>.</p>
<p>پاسخ شما به هر یک از مواد فوق، بیانگر طرح مجزای عملکرد خود و سلامت روان‌شناختی در برابر فلاکت است.</p>
<p>سلامت روان شناختی داشتن به معنی برخورداری از حرمت نفس، روابط مثبت، استقلال، تسلط، مقصود و مسیر رشد و ترقی است.</p>
<p>دنبال کردن این ویژگی‌ها در حوزه عمل خود( Self ) است. این کاری است که خود انجام می‌دهد. در ادامه این شش بعد عملکرد « خود » را به صورت مشروح‌تر توصیف می‌کنیم.</p>
<ul>
<li>خودپذیری؛ ارزیابی‌های مثبت خود</li>
<li>فردی که نمره بالا می‌گیرد، نگرش مثبت به خود دارد؛ جنبه‌های متعدد خود، از جمله ویژگی‌های خوب و بد را می‌پذیرد و درباره گذشته احساس خوبی دارد.</li>
<li>فردی که نمره پایین می‌گیرد: از خود احساس نارضایتی دارد؛ از آنچه در گذشته رخ داده، احساس سرخوردگی می‌کند؛ از برخی ویژگی‌ها ناراحت است؛ آرزو دارد با آنچه اکنون هست، متفاوت باشد.</li>
<li>روابط میان فردی مثبت؛ روابط نزدیک و صمیمی با دیگران:</li>
<li>فردی که نمره بالا می‌گیرد؛ روابط گرم، رضایت بخش و مطمئنی با دیگران دارد، به رفاه دیگران اهمیت می‌دهد، توانایی همدلی، محبت و صمیمیت عمیق دارد و مصالحه در روابط انسانی را درک می‌کند.</li>
<li>فردی که نمره پایین می‌گیرد، روابط نزدیک و صمیمی معدودی دارد، صمیمی و روراست بودن با دیگران و اهمیت دادن به آن‌ها را دشوار می‌داند، در روابط میان فردی منزوی و ناکام است و برای نگهداری روابط مهم با دیگران تمایلی به مصالحه ندارد.</li>
<li>استقلال، خودمختاری و علیت شخصی:</li>
<li>فردی که نمره بالا می‌گیرد، خودمختار است، می‌تواند در برابر فشارهای اجتماعی برای فکر و عمل کردن به شیوه‌های خاص مقاومت کند، رفتار را از درون تنظیم می‌کند و خود را با معیارهای شخصی ارزیابی می‌کند.</li>
<li>فردی که نمره پایین می‌گیرد، به انتظارات و ارزیابی‌های دیگران اهمیت می‌دهد، برای تصمیم‌گیری‌های مهم به قضاوت دیگران متکی است؛ برای فکر و عمل کردن به شیوه‌های خاص، از فشارهای اجتماعی پیروی می‌کند.</li>
<li>تسلط محیطی: احساس کا‌رآمدی در تسلط یافتن بر شرایط و چالش‌ها:</li>
<li>فردی که نمره بالا می‌گیرد، در مدیریت محیط، احساس تسلط و شایستگی دارد؛ چند فعالیت بیرونی را به‌طور همزمان به شیوه موثری مدیریت می‌کند؛ از فرصت‌های پیرامون خود استفاده موثر می‌کند؛ موقعیت‌های مناسبی را برای نیازها و ارزش‌های شخصی به‌وجود می‌آورد.</li>
<li>فردی که نمره پایین می‌گیرد، در مدیریت کارهای روزمره مشکل دارد؛ احساس می‌کند نمی‌تواند موقعیت پیرامون خود را تغییر دهد یا بهبود ببخشد؛ از فرصت‌های پیرامون خود آگاه نیست؛ از احساس کنترل بر دنیای بیرونی برخوردار نیست.</li>
<li>مقصود در زندگی، احساس معنی که به زندگی جهت و هدف می‌بخشد:</li>
<li>فردی که نمره بالا می‌گیرد، در زندگی هدف و احساس رهنمود داشتن می‌کند؛ احساس می‌کند که در زندگی حال و گذشته معنی وجود دارد؛ عقایدی دارد که به زندگی مقصود می‌دهند؛ برای زندگی هدف و برنامه دارد.</li>
<li>فردی که نمره پایین می‌گیرد، در زندگی احساس معنی نمی‌کند؛ هدف‌ها و برنامه‌های معدودی دارد؛ احساس رهنمود داشتن نمی‌کند؛ در گذشته مقصودی نمی‌بیند؛ عقایدی ندارد که به زندگی معنی بدهند.</li>
<li>رشد شخصی، مسیر رشدی که ویژگی آن پیشرفت و ترقی است:</li>
<li>فردی که نمره بالا می‌گیرد: خود ( Self ) را به صورتی که رشد می‌کند و گسترش می‌یابد در نظر می‌گیرد؛ پذیرای تجربه‌های تازه است؛ احساس تحقق بخشیدن به احساس خود را دارد؛ با گذشت زمان در خود و رفتار بهبود می‌بیند؛ به شیوه‌ای تغییر می‌کند که بیانگر خودآگاهی و اثربخشی بیشتر است.</li>
<li>فردی که نمره پایین می‌گیرد، احساس رکود شخصی می‌کند؛ با گذشت زمان احساس بهبود و گسترش نمی‌کند؛ احساس کسالت می‌کند؛ احساس می‌کند قادر نیست نگرش‌ها و رفتارهای جدیدی را پرورش دهد.</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<h2>خود:</h2>
<p>در تحلیل انگیزش <a href="https://motamem.org/%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%AF/">خود ( Self</a> ) و تلاش‌های آن، چهار مسئله مهم وجود دارد ( بامیستر، ۱۹۸۷):</p>
<ol>
<li><strong>توصیف یا آفریدن خود:</strong> هنگام توصیف یا آفریدن خود، از خود می‌پرسیم کیستیم؟ چگونه دیگران ما را می‌بینند؟ چه شباهت و تفاوتی با دیگران داریم؟ و آیا می‌توانیم فردی شویم که دوست داریم باشیم؟ ما این سوال اساسی را می‌پرسیم :« من کیستم ؟». توصیف یا آفریدن خود نشان می‌دهد که چگونه <a href="http://www.iust.ac.ir/content/26927/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%BE%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87--%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F">خودپنداره</a> رفتار را نیرومند و هدایت می‌کند. برخی جنبه‌های توصیف خود صرفا به ما نسبت داده شده‌اند( مثل جنسیت )، ولی جنبه‌های دیگر باید از طریق پیشرفت و انتخاب ( مثل شغل، دوستان، ارزش‌ها ) به‌دست آیند.</li>
<li><strong>کشف کردن و پرورش دادن استعداد شخصی: </strong>ما برای پی بردن به خود و پرورش دادن آن، آنچه ما را جلب می‌کند و نمی‌کند، کاوش می‌کنیم، ارزش‌های افرادی را که محترم می‌شماریم درون سازی می‌کنیم، تلاش می‌کنیم مقصود و معنی بیافرینیم. می‌خواهیم استعدادهای خود را کشف کنیم و پرورش دهیم و وقت خود را صرف پرورش دادن برخی مهارت‌ها و روابط به جای مهارت‌ها و روابط دیگر می‌کنیم. ما می‌پرسیم:« هدف‌های من کدامند ؟». کشف کردن و پرورش دادن استعداد خود، عاملیت را منعکس و ایجاب می‌کند. عاملیت یعنی یک عامل ( خود ) قدرت و قصد عمل کردن را دارد. عاملیت، انگیزش فطری درون خود را آشکار می‌سازد، بنابراین، نیروی انگیزشی طبیعی درون فرد را انتقال می‌دهد.</li>
<li><strong>مدیریت و تنظیم خود: </strong>ما برای مدیریت و تنظیم خود، به قابلیت‌های خویش فکر می‌کنیم، هدف‌های بلند مدتی را برای دنبال کردن تعیین می‌نماییم، برنامه‌ها و راهبردهای بلند مدت را اجرا می‌کنیم، نحوه به انجام رساندن هدف‌های خود را زیر نظر می‌گیریم و برای رسیدن به هدف‌های بلند مدت و عملکرد بهتر در آینده، تنظیم‌های لازم را انجام می‌دهیم. ما می‌پرسیم:« آیا می‌توانم اِعمال کنترل کنم ؟». مدیریت یا تنظیم خود نشان می‌دهد که چگونه خود تنظیمی احتمال عملکرد شایسته را بیشتر می‌کند. خود به جای اینکه به صورت تکانشی عمل کند، می‌تواند ارضا را به تاخیر اندازد و جلوی پاداش‌های کوتاه مدت و وسوسه را بگیرد تا هدف‌های بلند مدتی را دنبال کند که بزرگ‌تر و خشنودکننده‌ترند.</li>
<li><strong>ربط دادن خود به جامعه:</strong> ما برای ربط دادن خود به جامعه، به جایگاه خویش در دنیای اجتماعی و اینکه چه نقش‌هایی برای ما فراهم هستند ( و نیستند )، می‌اندیشم، ما می‌پرسیم:« نقش من چیست؟». ربط دادن خود با جامعه نشان می‌دهد که چگونه هویت رفتار را هدایت و نیرومند می‌کند و نگه می‌دارد. جامعه از لحاظ نقش‌هایی که ترغیب می‌کند یا حتی به افراد اجازه می‌دهد تا آن‌ها را دنبال کنند، تا اندازه‌ای خشک و انعطاف ناپذیر، ولی از جهات دیگر انعطاف پذیر است. جامعه در تعیین اینکه چه کسی همسر فرد خواهد بود و چه نقش‌های اجتماعی اختیار خواهند داشت (مثل دانشجو، مادر، سیاست‌مدار، معلم)، مقداری حق انتخاب و مسئولیت شخصی به فرد می‌دهد.</li>
</ol>
<h2>سلامت روان از دیدگاه آلبرت الیس:</h2>
<p><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%AA_%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3">الیس</a>، اصول سیزده‌گانه‌ای را به مثابه معیارهایی برای سلامت روان در نظر گرفته است؛ این اصول عبارتند از: نفع شخصی، <a href="http://storeha.ir/%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D8%B1%D8%BA%D8%A8%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86/">رغبت</a> اجتماعی، خودفرمانی، <a href="http://ravanhami.com/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%B9%D8%B7%D8%A7%D9%81%E2%80%8C-%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C/">انعطاف پذیری</a>، پذیرش عدم اطمینان، <a href="http://ravanhami.com/%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%AB%D9%84%D8%AB-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%A8%D8%B1%DA%AF/">تعهد</a> و تعلق نسبت به چیزی خارج از وجود خود، تفکر علمی، پذیرش خود، خطر کردن و <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%D8%B0%D8%AA%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C">لذت‌گرایی</a> بلندمدت پایا ( خدارحیمی، ۱۳۷۴).</p>
<p>به نظر الیس انسان‌های سالم فاقد این باورهای غیر منطقی هستند:</p>
<ol>
<li>امیال اساسی انسان، مثل امیال شهوانی و جنسی به این دلیل نیاز تلقی می‌شوند که ما آن‌ها را نیاز تعریف می‌کنیم ( درحالی که آن‌ها ترجیحات ما هستند).</li>
<li>ما نمی‌توانیم برخی رویدادها را تحمل کنیم؛ خواه اين رويدادها، اجبار به انتظار كشيدن در صف باشد يا مواجه شدن با انتقاد، يا طرد (درحالی که این رویدادها را می‌توان تحمل کرد).</li>
<li>موفقيت‌ها و شكستهای ما با ويژگي‌های خاصي مانند <a href="http://ravanhami.com/%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%DA%98%D9%86%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%B1-%D9%87%D9%88%D8%B4%D8%8C-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%DB%8C%DA%A9/">هوش</a>، ارزش ما را به عنوان انسان مشخص مي‌كنند.</li>
<li>دنيا بايد با ما عادلانه برخورد كند؛ گويي كه دنيا مي‌تواند از اميال ما پيروی كند.</li>
<li>ما بايــد رضايت ديگران را جلب كنيم؛ گويي هستي ما به آن‌ها بستگي دارد.</li>
<li>برخي افراد، رذل يا شرورند و بايد به خاطر شرارتشان تنبيه شوند؛ گويي ما مي‌توانيم بي‌ارزش بودن انسان را ارزيابی كنيم.</li>
<li>وقتي اوضاع آن گونه كه ما دوست داريم نيست، گويي مفهوم وحشتناک بودن را مي‌توان به صورت تجربي تعريف كرد.</li>
<li>اگر فكر نمي‌كرديم كه اوضاع وحشتناک است يا اگر به دليل خشم يا اضطراب ناراحت نبوديم، نمي‌توانستيم عمل كنيم.</li>
<li>چيزهاي زيان‌بخشي مانند سـيگار يا مواد مخدر، خوشي زندگي را بيشتر مي‌كنند؛ يا مصرف اين مواد زيان آور، صرفاً به ايـن دليل ضرورت دارد كه گذراندن زندگي بدون آن‌ها ممكن است برای مدتي ناخوشايند باشد.</li>
<li>عامل بيروني موجب شادي آنان مي‌شود و ما نمي‌توانيم احساساتمان را كنترل كنيم.</li>
<li>سابقه و گذشـته‌ی فرد تنها عامل تعيين كننده مهم رفتار فعلي اوست؛ گويي چيزي كه زماني زندگي فرد را به شدت تحت تـأثير قرارداده است، براي هميشه بر آن تأثير دارد.</li>
<li>عقايــدي كه در كودكي آموخته‌ايم؛ خــواه عقايد مذهبي، خــواه اخلاقي، يا سياسي مي توانند راهنماي خوبي براي بزرگسالي باشند؛ حتي اگر تعصب‌آميز يا افسانه‌اي باشند( پروچاسکا، ۱۹۹۹).</li>
</ol>
<h2>سلامت روان از دید اریک فرام</h2>
<p>فرام تصوير روشني از <a href="http://ravanhami.com/%D8%AA%DB%8C%D9%BE-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%AA%DB%8C%D9%BE%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4/">شخصيت</a> سالم به دست مي‌دهد؛ چنين انساني به‌طور عميق <a href="http://ravanhami.com/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%B3%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D8%A8%D8%AF%D9%84-%D9%86%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF%D8%9B-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87/">عشق</a> مي‌ورزد، آفريننده است، قوه  تعقلش را كاملاپرورانده است، جهان و خود را به‌طور عيني ادراک مي‌كند، حس هويت پايدار دارد، با جهان در پيوند است و در آن ريشه دارد، حاكم و عامل خود و سرنوشت خويش است. فرام سلامت شخصيت  را در گروی جهت‌گيري بارور مي‌داند. او با كاربرد واژه جهت‌گيــري، اين نكته را بيان مي‌كند كه جهت‌گيري، گرايش با نگرش كلی، يكی اســت كه همه جنبه‌هاي زندگي، يعني پاسخ‌های فكری، عاطفی و حسی به مردم و موضوع و رويدادها را، خواه در جهان و خواه در خود در برمي‌گيرد. بارور بودن يعني به كار بستن همه قدرت‌ها و استعدادهای بالقوه خويش.  چهار جنبه شخصيت سالم در روشن ساختن مرام فرام از جهت‌گيری  بارور مؤثر است. اين چهار جنبه عبارت‌ا‌ند از: عشق بارور، <a href="http://ensani.ir/fa/article/119508/%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C">تفکر بارور</a>، خوش بختی و <a href="http://ensani.ir/fa/article/39067/%D9%88%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C">وجدان اخلاقی</a>. لازمه عشق بارور، رابطه آزاد و برابر بشری است. طرفین رابطه می‌توانند فردیتشان را حفظ کنند. عشق بارور از چهتر ویژگی برخوردار است: توجه، احساس مسئولیت، احترام و شناخت، تفکر بارور، مستلزم هوش، عقل و عینیت است. خوش‌بختی، بخش جدایی‌ناپذیر و پیامد زیستن در سوی موافق جهت‌گیری بارور و همراه همه‌ی فعالیت‌های زایاست. فرام میان دو نوع وجدان اخلاقی، که عبارتند از: <a href="https://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/986088/%D9%88%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%DB%8C%D8%A7-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D8%A7-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DB%8C%DA%A9-%D8%B2%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D9%84%D9%87%D8%B1">وجدان اخلاقی قدرت‌گرا و وجدان اخلاقی</a> <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C">انسان‌گرا</a>، تفاوت قائل است. او اولی را نمایانگر قدرت خارجی درونی شده می‌داند، که رفتار شخص را هدایت می‌کند و دومی را تداعی خود تلقی می‌کند، که از تاثیر عامل خارجی آزاد است. عشق از نوع بودن، بهترین نوع عشق است نه از نوع داشتن( فرام، ترجمه‌ی پوری سلطانی، ۱۳۶۲و گنجی، ۱۳۷۶ ).</p>
<h2>منابع:</h2>
<ol>
<li><strong>ریو، جان مارشال (۲۰۱۵). انگیزش و هیجان. ترجمه یحیی سید محمدی(۱۳۹۷). تهران:نشر ویرایش.</strong></li>
<li><strong>لطافتی بریس، رامین (۱۳۹۰)، معیار‌های سلامت روان، مجله رشد،۶(۴). ۳۶-۳۲.</strong></li>
</ol>
<p><strong> </strong></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%85%d8%b7%d9%85%d8%a6%d9%86-%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c%d8%af%d8%9f/">آیا از سلامت روان خود مطمئن هستید؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%85%d8%b7%d9%85%d8%a6%d9%86-%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c%d8%af%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چرا بعضی تمایل دارند همواره مرکز توجه باشند؟(بررسی اختلال شخصیت نمایشی)</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c_%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84_%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa_%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c_%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84_%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa_%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[kimia jalilvand]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 Feb 2019 16:04:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اختلالات شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب داغ]]></category>
		<category><![CDATA[ا ختلال شخصیت هیستریونیک]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال شخصیت نمایشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=69503</guid>

					<description><![CDATA[<p>اختلالات شخصیتی به علت عدم تطابق با انتظارات جامعه معمولا از هنجارها تخطی کرده و به سمت ارتکاب جرم پیش می‌روند. شاید به همین دلیل میزان شیوع آن در زندانیان بسیار بالا و از ۲۰ درصد تا ۷۵ درصد گزارش شده است. از طرف دیگر اکثر تحقیقات نشان داده‌اند که اختلالات شخصیت با سوء مصرف [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c_%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84_%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa_%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c/">چرا بعضی تمایل دارند همواره مرکز توجه باشند؟(بررسی اختلال شخصیت نمایشی)</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" wp-image-6432 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150.jpg" alt="" width="115" height="115" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 115px) 100vw, 115px" />اختلالات شخصیتی به علت عدم تطابق با انتظارات جامعه معمولا از هنجارها تخطی کرده و به سمت ارتکاب جرم پیش می‌روند. شاید به همین دلیل میزان شیوع آن در زندانیان بسیار بالا و از ۲۰ درصد تا ۷۵ درصد گزارش شده است. از طرف دیگر اکثر تحقیقات نشان داده‌اند که اختلالات شخصیت با سوء مصرف مواد، <a href="http://ravanhami.com/%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%B4%DB%8C-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF/">خودکشی</a> و رفتار پرخاشگرانه رابطه دارند. بنابراین می‌توان گفت که اختلال شخصیت یکی از عمده‌ مشکلاتی است که دامن گیر جوامع بوده و در هنجارشکنی‌ها و بسیاری از مشکلات اجتماعی دیگر دخیل است. آنچه که سالانه  هزینه‌های هنگفتی را برای دولت ها به ارمغان می‌آورد. لذا بررسی‌ها و تحقیقات بیشتر در مورد درمان‌هایی که می‌توانند بر بهبودی این اختلالات موثر باشند می‌تواند به‌طور چشمگیری در کاهش مشکلات اجتماعی موثر باشد. از جمله‌ی این اختلالات می‌توان به اختلال شخصیت نمایشی اشاره کرد.</p>
<h2>اختلال شخصیت چیست؟</h2>
<p>اختلال شخصیت، یک الگوی فراگیر، با دوام و غیرقابل انعطاف از تجارب درونی و بیرونی است که به طرز مشخص با انتظارات فرهنگی فرد تفاوت دارد و به درماندگی یا اختلال منجر می‌شود. طیف محدود تجارب و پاسخ‌هایی که مبتلایان به این اختلالات از خود نشان می‌دهند، اغلب منجر به مشکلات روانشناختی، اجتماعی یا شغلی می‌شود. درماندگی و مشکلات ناشی از اختلال شخصیت، در تمام عمر دامن‌گیر فرد می‌شود، ولی انواع این اختلالات از نظر میزان فروپاشی زندگی فرد مبتلا، از هم متفاوت هستند، اما با این حال چه اختلال شخصیت خفیف و چه شدید باشد، تمام جنبه‌های وجود فرد را متاثر می‌سازد (گنجی،۱۳۹۶). درمان این اختلالات از دشوارترین نوع درمان‌های اختلالات روانشناختی است. تخمین زده می‌شود که شیوع اختلالات شخصیت در بین بزرگسالان ۴ الی ۱۵ درصد باشد (سادوک، سادوک و روئیز، ۲۰۱۷).</p>
<p>طبق پنجمین مجموعه راهنمای تشخیص و آماری اختلالات روانی (DSM-5) اختلالات شخصیتی الگوی پایداری از تجربه درونی و رفتارند که آشکارا از انتظارات فرهنگ فاصله دارند، فراگیر و انعطاف ناپذیرند. شروع این اختلالات در نوجوانی یا اوایل بزرگسالی است، این اختلال در طول زمان پایدار می‌ماند و منجر به ناراحتی یا آسیب می‌شود و حداقل در دو زمینه زیر نمایان می‌شود: ۱-شناخت (شیوه‌های ادراک و تعبیر و تفسیر خود، دیگران و رخدادها)۲- عواطف ( محدوده، شدت، نوسان و تناسب پاسخ هیجانی) ۳- کارکرد بین فردی ۴- کنترل تکانه. این الگوی رفتاری پایدار در بسیاری از موقعیت‌های شخصی و اجتماعی انعطاف‌ناپذیر است و از نظر بالینی منجر به نگرانی شدید یا آسیب جدی در کارکردهای اجتماعی، شغلی یا دیگر زمینه‌های مهم می‌شود. اختلالات شخصیتی با توجه به شباهت‌های توصیفی به سه گروه تقسیم می‌شوند:</p>
<ul>
<li>اختلالات شخصیت گروه A، ویژگی‌های عجیب و غریب و غیر متعارف دارند و معمولا افرادی سرد، کناره‌گیر و نامتعارف هستند وعبارتند از: شخصیت <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A6%DB%8C%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F/">پارانویید (Paranoid)</a>، <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%A6%DB%8C%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F/">اسکیزویید( Schizoid)</a> و <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%BE%DB%8C/">اسکیزوتایپال (Schizotypal)</a>.</li>
</ul>
<p>در افراد دارای اختلال شخصیت گروه A به ویژه شخصیت اسکیزوتایپال احتمال ابتلا به <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%DB%8C%D8%B2%D9%88%D9%81%D8%B1%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA/">اسکیزوفرنی</a> بیشتر است.</p>
<ul>
<li>افراد مبتلا به اختلالات شخصیت گروه B، ویژگی‌های نمایشی (dramatic)، تکانه‌ای (impulsive) و غیر قابل پیش‌بینی (erratic) دارند. این اختلالات عبارتند از: <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B6%D8%AF%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F/">شخصیت ضد اجتماعی ( Antisocial)</a>، <a href="http://ravanhami.com/%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%DB%8C%D9%BE-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D9%84%D9%81-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%B2%DB%8C/">مرزی (Borderline)،</a> <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%D9%87/">خودشیفته (Narcissistic)</a> و <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D8%8C-%D8%AA%D8%B4%D8%AE%DB%8C%D8%B5/">نمایشی (Histrionic).</a></li>
</ul>
<p>الکلیسم در افراد دارای شخصیت ضد اجتماعی و <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%AC%D9%87-%D8%B4%D9%88%DB%8C/">افسردگی</a> در بستگان درجه اول افراد دارای شخصیت مرزی شایع‌تر است.</p>
<ul>
<li>افراد مبتلا به شخصیت‌های گروهC مضطرب و هراسان هستند. این اختلالات شخصیتی عبارتند از: <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%86%D8%A7%D8%A8%DB%8C/">شخصیت اجتنابی (Avoidant)</a>، <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%87/">وابسته (Dependent)</a> و <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AC%D8%A8%D8%B1%DB%8C/">وسواسی جبری (Obsessive-Compulsive)</a>.</li>
</ul>
<p>در افراد دارای شخصیت‌های گروهC <a href="https://honarehzendegi.com/fa/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%D8%8C-%D8%B9%D9%84%D9%84-%D9%88-%D9%86%D8%AD%D9%88%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86">اختلالات اضطرابی</a> شایع است.</p>
<p>اختلالات شخصیت نمایشی و وسواسی- جبری از رایج‌ترین این اختلالات به‌شمار می‌روند.</p>
<h2>اختلال شخصیت نمایشی</h2>
<p>اختلال ‌شخصیت ‌نمایشی با ‌رفتاری ‌پر ‌زرق ‌و ‌برق ‌نمایشی ‌و ‌برون ‌گرا ‌در ‌اشخاص ‌هیجانی ‌و ‌تحریک‌پذیر مشخص‌است.‌ معهذا، ‌در‌کنار‌ ظاهر ‌پر‌زرق‌ و‌برق،‌ ‌در‌این‌افراد‌غالبا‌ ناتوانی‌ در‌برقراری‌ وابستگی‌های‌عمیق‌ وجود دارد. ‌این ‌اختلال ‌به ‌نام ‌شخصیت ‌هیستریانیک نیز ‌معروف ‌است. ‌نشانه‌های ‌بارز ‌این ‌اختلال ‌عبارتند ‌از ‌رفتارشدید‌هیجانی،‌ خودنمایی،‌ نمایشی،‌ برون‌ریزی،‌ البته ‌همراه‌ با‌اختلال‌ در ‌روابط ‌انسانی ‌و‌بین‌فردی، ‌افراد‌ مبتلا‌ به ‌این‌ اختلال‌ بسیار ‌سرزنده،‌ نمایشی‌ و ‌پرتحرک‌ هستند؛‌ تکلم‌ آن‌ها‌پر‌سروصدا‌ همراه ‌با‌ رفتار ‌اغراق‌آمیز ‌است.</p>
<p>هدف آن‌ها، جلب توجه دائمی دیگران است. این افراد معمولا در مسائل غلو می‌کنند و به نحو اغراق آمیزی نمایشی رفتار می‌کنند. محرک‌های بسیار کوچک، سبب تحریک عواطف و هیجانات آن‌ها می‌شود و رفتار غیرمنطقی بچه‌گانه و عصبانیت‌های شدید توام با داد و فریاد از خود نشان می‌دهند. این افراد تنوع طلب هستند و دائم‌ دنبال ‌هیجان،‌ خوشحالی ‌و ‌لذت طلبی و محرک‌های تازه‌ای می‌گردند. ‌البته ‌به ‌سرعت‌ هم ‌از ‌آن‌ها‌ دلسرد ‌و زده می‌شوند. انجام کارهای روزمره و تکراری آن‌ها را بی حوصله می‌کند. از نظر روابط انسانی، به ظاهر اشخاص خونگرم و اجتماعی هستند، لیکن در واقع کم عاطفه و بی‌احساس هستند. آن‌ها غالبا به سرعت دوست می‌گیرند، ولی در رابطه با آن‌ها، بسیار خودخواه، بی‌توجه، استثمارگر، تهدیدکننده، متوقع و اتکالی هستند. علاوه بر علائم فوق، افراد مبتلا به این اختلال غالبا دوران‌های افسردگی دارند که به تغییرات محیط از قبیل اتفاقات خانوادگی، شغلی و عاطفی مربوط می‌شود. در این حالت قصد خودکشی و یا حتی احتمال انجام آن نیز وجود دارد. این افراد غالبا علاقه‌ای به فعالیت‌های فکری ندارند، اما استعدادهای خلاقی دارند، بسیار تلقین پذیرند و به آسانی تحت تاثیر پیشنهادات و اوامر دیگران قرار می‌گیرند و ساده لوحانه با آن‌ها هم عقیده می‌شوند.</p>
<p>مبتلایان به این اختلال به طرق مختلف جلب توجه می‌کنند. مثلا نمایش اغراق‌آمیز ضعف جسمانی و بیماری و رفتار تحریک‌آمیز نامناسب و اغواگری جنسی در آن‌ها شایع است. بیشتر افراد نمایشی درمورد اینکه نزد دیگران چگونه به‌ نظر برسند و دیگران چه نظری راجع به آن‌ها دارند، وسواس پیدا می‌کنند و اغلب لباس‌های درخشان و چشمگیر می‌پوشند.</p>
<p>افراد نمایشی در مورد شدت روابطشان هم اغراق می‌کنند. مثلا ممکن است خود را پناهگاه نهایی افرادی بدانند که خود آن افراد، این فرد را یک آشنای دور به‌ حساب می‌آورند.</p>
<h2>همه‌گیر شناسی اختلال شخصیت نمایشی</h2>
<p>تا به حال اعتقاد بر این بوده که اختلال شخصیت نمایشی در زنان بیش از مردان شایع است و  در مورد نیمرخ «زن نمایشی» (هیستریکال) در متون روانشناختی بحث‌های طولانی صورت گرفته است، ولی مطالعات متعددی که اخیرا صورت گرفته، نتوانسته اساس جنسی برای تشخیص مبتلایان به این اختلال پیدا کند. مطالعات همه‌گیرشناسی (اپیدمیولوژی) نشان می‌دهد که ۳-۲ درصد از جمعیت بزرگسالان مبتلا به این اختلال هستند و تشخیص آن در زن‌ها بیشتر از مردهاست و در برخی مطالعات ارتباطی میان این اختلال و اختلال جسمانی سازی و اختلالات مربوط به مصرف الکل دیده شده است.</p>
<h2>ملاک‌های تشخیصی اختلال شخصیت نمایشی</h2>
<p>این الگوی فراگیر با هیجان‌پذیری و توجه طلبی زیاد از اوایل بزرگسالی آغاز شده و در زمینه‌های گوناگون دست کم با پنج مورد (یا بیش از پنج مورد) از موارد زیر مشخص می‌شود.</p>
<ol>
<li>در موقعیت‌هایی که مرکز توجه نیست ناراحت است.</li>
<li>تعامل با دیگران اغلب با رفتار نامناسب تحریک کننده یا اغواکننده جنسی مشخص می‌شود.</li>
<li>بیان هیجان‌ها سطحی و به سرعت متغیر است.</li>
<li>به‌طور پیوسته از ظاهر جسمانی خود برای جلب توجه دیگران استفاده می‌کند.</li>
<li>سبک گفتاری فرد به شدت تاثیر گذار و فاقد جزئیات است.</li>
<li>خودنمایی، تظاهر و اغراق در بیان هیجانی نشان می‌دهد.</li>
<li>تلقیین پذیر است یعنی به سادگی تحت تاثیر دیگران یا شرایط قرار می‌گیرد.</li>
<li>روابط را صمیمانه تر از آنچه واقعا هست تلقی می‌کند.</li>
</ol>
<h2>اختلالات همراه</h2>
<p>خطر واقعی خودکشی این افراد مشخص نیست اما تجربه‌های بالینی نشان می‌دهند که افراد مبتلا به این اختلال برای جلب توجه، در معرض خطر زیاد ژست‌های تهدیدهای خودکشی هستند. اختلال شخصیت نمایشی به میزان بیشتری با اختلال جسمانی، اختلال تبدیلی و افسردگی عمده همراه است. معمولا اختلال شخصیت مرزی، خودشیفته، ضد اجتماعی و وابسته، همراه با این اختلال ظاهر می‌شوند.</p>
<h2>تشخیص افتراقی</h2>
<p>ممكن است ساير اختلال‌های شخصيت با اختلال شخصيت نمايشی اشتباه گرفته شوند، چون ويژگی‌های مشترک معينی دارند، بنابراين تمايز ميان اين اختلال‌ها، براساس تفاوت‌های موجود در ويژگی‌های بارز آن‌ها مهم است.</p>
<p>افراد مبتلا به اختلال شخصيت ضداجتماعی و اختلال شخصيت نمايشی، در گرايش به تكانشگری، سطحی بودن، هيجان طلبی، بی‌پروايی، اغواگری و فريبكاری، شبيه هم هستند اما اشخاص مبتلا به اختلال شخصيت نمايشی، بيشتر در هيجان‌های خود اغراق می‌كنند و درگير رفتارهای ضداجتماعی نمی‌شوند. افراد مبتلا به اختلال شخصيت نمايشی در كسب محبت، مهارت دارند، در حالی‌ كه اشخاص مبتلا به اختلال شخصيت ضداجتماعی در كسب منفعت، قدرت يا ساير رضايتمندی‌های مادی، ماهر هستند. اگرچه افراد مبتلا به اختلال شخصيت خودشيفته نيز به توجه ديگران نياز دارند اما معمولا برای برتری خود، خواهان تمجيد ديگران هستند، در حالیكه افراد مبتلا به اختلال شخصيت نمايشی، مايلند لطيف يا وابسته به نظر بيايند؛ به شرطی كه اين امر وسيله‌ای برای جلب توجه باشد. افراد مبتلا به اختلال شخصيت خودشيفته، ممكن است در صميميت روابط خود با ديگران اغراق كنند اما بيشتر مايل به تأكيد بر وضعيت (يک شخص بسيار مهم) يا ثروت دوستان خود هستند. در اختلال شخصيت وابسته، شخص برای دريافت تمجيد و راهنمايی، به‌ شدت به ديگران وابسته است اما فاقد ويژگیهای نمايشی، اغراق گونه و هيجانی اختلال شخصيت نمايشی است.</p>
<p>اختلال شخصيت نمايشی را بايد از تغيير شخصيت ناشی از يک بيماری جسمانی كه در آن، اين صفات به واسطه ی اثرات مستقيم يک بيماری جسمانی روی دستگاه عصبی- مركزی پديدار می‌شوند، تفكيک كرد. همچنين بايد اختلال شخصيت نمايشی را از نشانه هايی كه ممكن است در ارتباط با مصرف مزمن مواد به وجود آيند (برای نمونه، اختلال مرتبط با كوكائين كه در جای ديگر مشخص نشده است) متمايز كرد. بسياری از افراد، ممكن است صفات شخصيت نمايشی را نشان دهند. تنها هنگامی كه اين صفات انعطاف ناپذير، ناسازگارانه و پايدار باشند و آسيب كاركردی يا پريشانی ذهنی قابل ملاحظه‌ای را موجب شوند، اختلال شخصيت نمايشی تلقی می‌شوند.</p>
<h2>درمان اختلال شخصیت نمایشی</h2>
<h3>·       روان‌درمانی</h3>
<p>اين بيماران اغلب از احساسات واقعی خود بی خبرند؛ بنابراين كمک به آنان در جهت بينش احساسات درونیشان، يكی از فرآيندهای مهم درمان است. احتمال تعجب، انكار يا خشم در مقابل اين بينش داده شده، وجود دارد.</p>
<h3>·       دارو درمانی</h3>
<p>داروهايی مانند ضداضطراب ها، ضدافسردگی ها و ضدجنون ها همراه با روان درمانی میتواند مفيد باشد.</p>
<p>منابع:</p>
<ul>
<li>American Psychiatric Association (2013). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (5th ed.). Arlington, VA: American Psychiatric Publishing.</li>
<li>جباری قاضی جهانی، حامد،احسانی کناری،آزاده،(۱۳۹۷)، بررسی کانون توجه در اختلالات شخصیت نمایشی و وسواسی-جبری، مجله پیشرفتهای نوین در علوم رفتاری، ۳(۲۷)،۷۶-۶۳</li>
<li>مرادی،علی(۱۳۹۵)،اثربخشی آموزش تنظیم هیجانی بر تکانش گری افراد مبتلا به اختلال شخصیت نمایشی (پایان نامه کارشناسی ارشد)، دانشگاه علامه طباطبائی</li>
<li>یوسفی، مریم(۱۳۸۹)،موفقیت و شادکامی،۷(۸۳)،۴۵-۴۶</li>
</ul>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c_%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84_%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa_%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c/">چرا بعضی تمایل دارند همواره مرکز توجه باشند؟(بررسی اختلال شخصیت نمایشی)</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c_%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84_%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa_%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>احساسات چه هستند و چگونه بر روی شناخت ما تاثیر می‌گذارند؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%da%86%d9%87-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa-%d9%85%d8%a7/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%da%86%d9%87-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa-%d9%85%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[kimia jalilvand]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 24 Feb 2019 20:09:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[احساسات]]></category>
		<category><![CDATA[شناخت]]></category>
		<category><![CDATA[هیجان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=69268</guid>

					<description><![CDATA[<p>احساس پدیده‌ی پیچیده‌ای است که از مسایل روزمره نشات می‌گیرد و بر تصمیمات فرد تاثیرات بسزایی دارد. گستره‌ی این تصمیمات می‌تواند بر زندگی فردی و اجتماعی افراد یک جامعه اثر بگذارد. مثلا، حالت احساسی یک فرد درهنگام رانندگی می‌تواند تاثیر مستقیمی بر واکنش‌[۱]های او بگذارد و بروز یک حادثه‌ی رانندگی تاثیر مستقیمی بر زندگی خود [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%da%86%d9%87-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa-%d9%85%d8%a7/">احساسات چه هستند و چگونه بر روی شناخت ما تاثیر می‌گذارند؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" wp-image-6432 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150.jpg" alt="" width="115" height="115" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 115px) 100vw, 115px" />احساس پدیده‌ی پیچیده‌ای است که از مسایل روزمره نشات می‌گیرد و بر تصمیمات فرد تاثیرات بسزایی دارد. گستره‌ی این تصمیمات می‌تواند بر زندگی فردی و اجتماعی افراد یک جامعه اثر بگذارد. مثلا، حالت احساسی یک فرد درهنگام رانندگی می‌تواند تاثیر مستقیمی بر واکنش‌<a href="#_ftn1" name="_ftnref1">[۱]</a>های او بگذارد و بروز یک حادثه‌ی رانندگی تاثیر مستقیمی بر زندگی خود فرد و دیگر افراد جامعه دارد. احساسات، در یادگیری و برقراری ارتباط از اهمیت زیادی برخوردارند و بیان آنها نقش زیادی در روابط انسان‌ها بازی می‌کند. به عبارت دیگر،انسان‌ها برای برقراری روابط،  آموزش و انجام امور روزانه، به بیان احساسات خود نیاز دارند و درواقع بیان احساسات پل ارتباطی انسان‌هاست.</p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%aa%d8%ac%d8%b1%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84-%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a7/">احساس</a> می‌تواند بر عملکرد یک فرد تاثیر مستقیم  بگذارد ‌‌و به صورت عامیانه با بیان عباراتی مانند “حالم خوب نیست!“، ”دلم شور می‌زند. “ و &#8230;، که نمود بیرونی یک سری اتفاقات (احساسات) درونی است، بروز پیدا کند؛ لذا، تلاش برای شناخت منابع و کنترل آن مهم است. احساس یکی از حالت‌های مغزی است که به دنبال فعالیت الکتریکی میلیون‌ها عصب و تحریک آن‌ها تولید می‌شود و نیز حاصل تعامل عوامل ذهنی محیطی و فرایندهای عصبی و در واقع حالت ذهنی یا لمسی نسبت به تلاش‌های آگاهانه است؛ که خود به خود روی می‌دهد و با تغییرات فیزیولوژیک تمام بدن همراه است.</p>
<p>هنگام بروز احساسات،عملکردهای مختلف دو نیم کره راست و چپ ساختار مغز نیز بسیار قابل توجه است. اغلب یافته‌ها این فرضیه را مطرح می‌کنند: که قشر پیشانی مغز درگیر این مسئله است. تحقیقات &#8220;داویدسون&#8221; نشان داد که بخش پیش پیشانی چپ بیشتر در واکنش‌های احساسی وابسته و بخش پیش پیشانی راست در واکنش‌های گوشه‌گیری درگیر است. برخی محققان نیز بیان کرده ‌اند که عملکردهای مختلف دو نیمکره راست و چپ ساختار مغز وابسته به احساسات مثبت ومنفی است. برای مثال، برخی تحریکات منفی(مثلا: عصبانیت) می‌تواند به سمت واکنش‌های رویکردی جهت ‌گیری کند. همچنین مشاهده‌شده که نیم‌کره‌‌ی راست بیشتر از نیم‌کره چپ در روند احساسی درگیر است.</p>
<p>در نهایت مطالعات نشان داده‌اند که فعالیت احساسی فقط محدود به همین نواحی نیست و سایر نواحی مغز نیز در این فرایند دخیل‌اند. به‌طور مثال، &#8220;آفتناس&#8221; و همکارانش نشان دادند که از داده‌های الکتروانسفالوگرام شرکت کنندگانی که تصاویری با انگیختگی زیاد،کم و میانه را می‌دیده‌اند، تفاوت انگیختگی زیادی جمع آوری شده است. این اختلاف در نواحی گوناگون از قبیل بخش‌های آهیانه‌ای <a href="#_ftn2" name="_ftnref2">[۲]</a>،گیجگاهی و پس سری<a href="#_ftn3" name="_ftnref3">[۳]</a> دیده می‌شود.</p>
<p>&#8220;چنل&#8221; در سال ۲۰۱۳ با پردازش آثار متقابل نواحی قشری در طی نمایش یک فیلم احساسی کوتاه، نشان داد که نواحی مغز به طور متفاوتی و وابسته به تحریک، هم‌زمان شده ‌اند. برای مثال، برای فیلم‌های غم انگیز در مقایسه با فیلم‌های شاد، بین نواحی جلویی راست و چپ هم‌زمانی<a href="#_ftn4" name="_ftnref4">[۴]</a> بیشتری مشاهده شد. فرضیه والانس بیان کرده که هنگام بروز پدیده احساس در هر شکل از بیان‌های احساسی و یا درک احساسی، نیم‌کره‌ی چپ در احساسات مثبت و نیم‌کره‌ی راست در احساسات منفی غالب است. همچنین این فرضیه بیان کرده که تقارن نیم‌کره‌ها برای بیان یا درک احساسات،وابسته به میزان خوشایندی احساس است.</p>
<p>اخیرا مطالعات به مغز و عملکرد آن توجه خاصی نشان داده‌اند به طوری که در سال ۲۰۱۳ رییس جمهور آمریکا، پروژه‌ای ۱۰۰ میلیون دلاری به تهیه‌ی نقشه‌ی مغز اختصاص داد.<br />
مطالعات برای درک بهتر عملکرد مغز بر ارتباطات نواحی مختلف قشری و چگونگی تعامل این نواحی در هنگام انجام یک عمل حسی-حرکتی یا شناختی مشخص، متمرکز شده‌اند.</p>
<p><strong> </strong></p>
<h1>هیجان و احساسات</h1>
<p>حرکات کسی که می خندد، برای هر فردی قابل فهم است. ایما و اشاره<a href="#_ftn5" name="_ftnref5">[۵]</a> در سرتاسر جهان معتبر و بیانگر احساسات و عواطف انسان و از ویژگیهای ذاتی وی هستند. وجود احساسات به انسان‌ها کمک می کند که با هم ارتباط بر قرار کنند. احساسات بیانگر وضعیت روانی افراد بوده و برای رفتار مناسب در شرایط مختلف بسیار مهم هستند. بسیاری از مردم دو لغت هیجانات (Emotions) و احساسات (Feelings) را به عنوان مفاهیمی یکسان می پندارند، اگرچه این دو، مفاهیمی متفاوت اند ولی به شدت به هم مرتبط هستند. هیجانات مجموعه‌ای همچون وجد، شور و اشتیاق، خشم، شهوت، غم و اندوه و وحشت هستند. هیجانات، محرک هایی قابل پیش بینی دارند و به گونه ای عینی توسط جریان خون، فعالیت مغزی، ترشح هورمونی، ابرازهای چهره‌ای و یا حالت بدن قابل انداره گیری اند. در حقیقت هیجانات ما،نوعی انرژی هستند که در ما جریان دارند.</p>
<p>(E-motion =Energy In Motion) نوعی گردش انرژی، درحقیقت هیجانات ما،که بر اثر محرک های (بیرونی یا درونی) با سرعتی خاص، در بدن به جریان می افتند.<br />
از لحاظ عصب شناسی نیز، واکنش های بیولوژیکی هستند، که در برابر تغییرات یا محرکات(Stimuli) اتفاق می افتند، تجربه ای که تقریبا مشترک یا فرا شخصیتی است.</p>
<p>احساسات، همتای ذهنی هیجانات هستند؛ و بازتاب دهنده معانی و تحلیل هایی هستند که فرد، خودآگاه یا ناخودآگاه از هیجانات دارد. احساسات، معرف تجربه انتزاعی فرد، از هیجانات هستند، به این معنی که آنها نه در بخشی از بدن، بلکه در ذهن فرد اتفاق می افتند، و اغلب برای هر فرد منحصر به فرد هستند. مجموعه ای از حالات مانند، خشم، تنفر، شادی، عشق، اندوه، آرزو، ترس و. . . احساسات هر فرد را تشکیل می دهند.</p>
<p>با وجود اینکه تمامی انسان‌ها احساسات را در وجود خود درک می‌کنند، اما تعریف مشخصی برای آن وجود ندارد.احساسات را به طور عام، پدیده‌های پیچیده ‌ای تعریف کرده‌اند که تحت تاثیر عوامل مختلف زندگی روزمره هستند و در تحقیقات گذشته چهار تئوری برای تعریف آن توصیف کرده‌اند. بهترین و کاربردی ترین تعریفی که تاکنون از احساس شده، به این صورت می‌باشد که، احساس پدیده ای است متشکل از چهار مولفه که عبارتند از:۱-واکنش‌های رفتاری(Behavioral Reactions) ۲-واکنش‌های بروز حالت/معنایی (Expressive Reactions) ۳- واکنش‌های فیزیولوژیک (Physiological Reactions) ۴- تجربه ذهنی و درونی (Subjective Feelings ) . (Desmet,2001)</p>
<p>با جداسازی هیجان و احساس می‌توان آرایش عملکردی زیر را مطرح کرد: ادراک وقایع مهیج باعث ایجاد پاسخ‌های هیجانی سریع، خودکار و یک شکل می‌شوند و در مقابل، اثرات تنظیم‌کننده رفتاری طولانی‌تری وجود دارند که به وسیله حالت‌های احساس تنظیم می‌شوند.اگر این طرح کلی درست باشد، انتظار می‌رود که دستگاه‌های مغزی مربوط به اجرا و ادراک هیجانی از آن‌هایی که با حالت‌های احساس ارتباط دارند، مجزا باشند(Dolan R.J,2002).</p>
<p>&nbsp;</p>
<h1>هیجانات و شناخت</h1>
<p>مطالعات در زمینه شناخت و هیجان نشان ‌می دهد که این دو، در هم تنیده‌اند و مطالعه‌‌ی جامع یکی بدون دیگری ممکن نیست. برخلاف دهه‌های نخست علوم شناختی، پژوهش‌های جاری در روان‌شناسی، علوم اعصاب و حتی هوش مصنوعی، توجه چشم گیری به هیجان‌ها نشان داده‌اند. این حقیقت تصدیق شده است که بازنمایی<a href="#_ftn6" name="_ftnref6">[۶]</a>‌های ذهنی غالبا با ارزیابی‌های هیجانی، که در بسیاری از فرایندهای شناختی به ویژه در تصمیم‌گیری نقش دارند، مرتبط است.</p>
<p>در تعریف شناخت می‌توان گفت فرایندهای شناختی، بخش کامل کننده انگیزه و هیجان هستند که بر میزان تاثیر هیجان، بر رفتار اثرگذار هستند. در حقیقت شناخت، کامل کننده و برنامه‌ریز روندهای رسیدن به اهدافی است که مدنظر هیجان است؛ یعنی همان کسب پاداش و دوری از مجازات. بدین منظور اموری مانند تخمین خطا در رسیدن به هدف، قدرت تحلیل و تصمیم‌گیری و پیش‌بینی برای رسیدن به اهداف فوق‌الذکر، بیشتر بر دوش مراکز شناختی و بینابینی گذاشته می‌شود (Crocker LD, Heller W, Warren SL. 2013 ). مطالعات نشان داده ا‌ند زمانی که فرد در معرض تحریک هیجانات منفی قرار می‌گیرد، مراکز هیجانی مربوطه فعال می‌شوند و اگر نخواهد در بروز احساساتش تغییری ایجاد کند مراکز شناختی، فعالیت زیادی نمی‌کند؛ اما اگر بخواهد تغییری در بروز هیجانات خود به طور ارادی اعمال کند استراتژی‌های شناختی وارد عمل می‌شوند.</p>
<p>یکی از این استراتژی‌ها، رفتار ارزیابی دوباره<a href="#_ftn7" name="_ftnref7">[۷]</a> است که فرد در آن سعی می‌کند احساسات منفی خود را کاهش دهد. همچنین در رفتار حواس‌پرتی، فرد سعی می‌کند در زمان روبرو شدن با واقعه ی منفی، قبل از بروز هیجان منفی، ذهن خود را از مسئله منفی به مسئله مثبت یا خنثی متمرکز کند.( Tolegenova  A , Kustubayeva AM, Matthews G. 2014).</p>
<p>اگر بخواهیم روند رفتار هیجان ـ شناخت را بر اساس ارتباطات آناتومیکی شرح بدهیم، می‌توان این‌گونه بیان کرد که اطلاعات محیطی، ابتدا آمیگدال را به عنوان مرکز هیجان فعال می‌کنند. در حالی که فعال شدن قشر پیش‌پیشانی خارجی(LPFC) بعد از روند انتقال اطلاعات در قشرهای ارتباطی است و زمان بیشتری طول می‌کشد. آمیگدال با فعال شدنش چند عمل اصلی انجام می‌دهد: هسته‌هایی که بر عملکرد هیپوتالاموس نقش مهاری داشتند را مهار می‌کند؛ که در نتیجه می‌توان گفت که هیپوتالاموس را فعال می‌کند تا رفتارهای اتونومیک و هورمونی مربوط به افزایش هیجان شروع شود. ACC <a href="#_ftn8" name="_ftnref8">[۸]</a> وOFC<a href="#_ftn9" name="_ftnref9">[۹]</a> هم در ادامه تحریک می‌شوند.</p>
<p>( Ziegler DR, Herman JP .2002 )</p>
<p><strong> </strong></p>
<h1>چگونه عواطف دیگران را تشخیص می‌دهیم؟</h1>
<p>روشی که  به کمک آن عواطف را در دیگران می‌بینیم؛ عمیقا ریشه در پیش‌بینی‌ها دارد. برای ما اینطور به نظر می‌رسد که چهره فردی را نگاه می‌کنیم و عواطف او را از حالات چهره اش می‌خوانیم، مثل خواندن کتاب. اما در واقع،این مغز شماست که به پیش بینی کردن مشغول است. تجربیات قبلی را بر اساس موقعیت‌های مشابه قرار می‌دهد تا از آن‌ برای خودش مفهومی بسازد. این بار، در پی یافتن مفهوم در اَشکالِ مبهم نیستید؛ بلکه، دنبال یافتن معنی در حرکات چهره هستید مثل انحنای لب یا بالا انداختن ابرو. پس درسی که می‌گیریم این است که منشأ عواطفی که در بقیه کشف می‌کنید در واقع در سر شماست! عواطف در چهره و جسم شما نیست. حرکات جسمی ، معنای احساسی باطنی ندارند. ما هستیم که باید به آنها معنی ببخشیم. بدین شکل است که می‌دانیم یک لبخند شاید معنای غم بدهد و یا گریه‌ای که  به معنای شادی است.</p>
<p>اساساً مغز شما پیش‌بینی می‌کند و فرضیه می‌سازد و این کار با همکاری هم زمان میلیاردها نورون صورت می گیرد. مغز شما یک سری احساسات ذاتی دارد، احساسات ساده‌ای که از فیزیولوژی جسم شما ناشی می‌شود . بنابراین وقتی متولد می‌شوید، حس‌هایی مثل آرامش، آشفتگی، هیجان و ناراحتی را دارید. اما این احساسات ساده عواطف نیستند. آنها در واقع در تک تک لحظات بیداریتان با شما هستند. آنها شرح مختصر ساده‌ای از چیزی هستند که درون جسم شما اتفاق می‌افتد مثل یک هواسنج. اما آنها جزییات خیلی کمی دارند، و شما به آن جزییات برای برداشتن گام بعدی خود نیاز دارید. درباره این احساسات چکار می‌کنید؟ و مغزتان چطور آن جزییات را به شما می‌دهد؟ خب پیش‌‌بینی‌ها برای همین کار هستند. پیش‌بینی‌ها شور و احساسات را به جسم متصل می‌کند تا این احساسات ساده را از آنچه در دنیای اطراف شما رخ می‌دهد را به شما بدهد تا بدانید چه کار کنید.؛ و گاهی اوقات آن سازه‌ها عواطف هستند.<br />
برای مثال، اگر به یک نانوایی بروید، مغز شما پیش‌بینی می‌کند که شما با بوی خوشمزه کلوچه‌های شکلاتی تازه از تنور درآمده مواجه شوید. من می دانم که مغز من بوی خوشمزه کلوچه‌های شکلاتی تازه از تنور درآمده را حس خواهد کرد . و مغز ما باعث می‌شود که شکممان کمی ضعف کند تا آماده خوردن این کلوچه‌ها شویم؛ و اگر اشتباه نکرده باشیم، در صورتی که چندتایی کلوچه از اجاق تازه بیرون در آمده باشد آنوقت است که مغز گرسنگی را خواهد ساخت و ما با ملچ ملوچ کردن آماده خوردن آن کلوچه‌ها شده‌ایم و آنها را به بطرز موثری هضم می‌کنیم، یعنی می‌توانیم کلی از آنها را بخوریم که واقعا کار خوبی خواهد بود.اما نکته‌ای وجود دارد. این ضعف کردن اگر در موقعیت دیگری اتفاق بیافتد، شاید معنای کاملا متفاوتی پیدا کند. پس اگر مغز شما قادر به پیش بینی دل ضعفه ی شما {برای مثال} در جایی مثل اتاق بیمارستان بود که منتظر نتایج آزمایش نشستید آن وقت است که مغز چیزهایی مثل اضطراب، نگرانی یا هراس را پیش بینی می‌کند، و شاید باعث شود که دستهای خود را محکم درهم قلاب کنید یا نفس عمیق بکشید یا حتی جیغ بزنید.  یک حالت فیزیکی مشابه، همان ضعف رفتن شکم اما تجربه‌ای متفاوت.</p>
<p>و خب درسی که در اینجا می‌گیریم این است که عواطفی که ظاهرا در شما رخ می‌دهند در واقع به دست شما ساخته می‌شوند. شما بنده ی مدارهای عاطفی رمزآلودی نیستید که در اعماق بخشی کهن از مغز شما مدفون شده باشند.  شما بیشتر از آنچه که فکرش را می‌کنید بر روی عواطف خود کنترل دارید.  منظورم این نیست که با یک بشکن زدن می‌توانید حس خود را نسبت به لباستان تغییر دهید، اما مغز شما سیم‌کشی شده است؛ در نتیجه با تغییر در مواد اولیه‌‌ای که مغز در ساخت عواطف بکار می‌برد می توانید زندگی عاطفی خود را دگرگون کنید.  پس اگر آن مواد اولیه را امروز تغییر دهید در اصل به مغز خود می آموزید چطور فردا را جور متفاوتی پیش‌بینی کند و این چیزی است که می‌توان آن را معماری تجربیات نامید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h1>آیا مردان از زنان بی عاطفه تر هستند؟</h1>
<p>با استفاده از MRI ، محققان توانستند نگاه دقیق­تری به رشد مغزی نوجوانان با رشد معمول داشته­ باشند و دریابند که آیا صفات بی­اعتنایی و بی­عاطفگی با تفاوت در ساختار مغزی ذر ارتباط است یا نه.<br />
محققان به ویژه مایل بودند که دریابند آیا رابطه ی میان صفات بی­اعتنایی و بی­عاطفگی و ساختار مغزی در دختران و پسران متفاوت است؟</p>
<p>نتایج نشان داد که تفاوت در ساختار مغزی تنها در پسران دیده ­می­شود! یافته ها حاکی از آن است که در پسران دارای رشد معمولی، حجم اینسولای قدامی<a href="#_ftn10" name="_ftnref10">[۱۰]</a>، ناحیه­ای از مغز که در تشخیص احساسات در دیگران و همدلی دخیل است- در افرادی که میزان صفات بی­اعتنایی و بی عاطفگی در آن­ها بارزتر است، بیشتر است. این تفاوت در ساختار مغزی تنها در پسران دیده شده و در دختران با همان صفات شخصیتی مشاهده نگردید.</p>
<p>یافته­ها نشان می­دهد که صفات بی­اعتنایی و بی­عاطفگی با تفاوت در ساختار مغزی در پسران دارای رشد معمولی و بیماری­های بالینی در ارتباط است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h1>حس و مغز</h1>
<p>مناطقی مانند لیمبیک و قشر پیش‌پیشانی در مسیر مستقیم پایین به بالای درک حسی یا بالا به پایین پاسخ‌های حرکتی و خودمختار قرار ندارند. نقش این مراکز با تعاملات پیچیده و چندجانبه، تأثیر بر درک حسی و طراحی هدف در واکنش‌های شناختی و حرکتی است. با هر درک جدید علاوه بر ذخیره خصوصیات فیزیکی از آنچه درک شده، زمینه هیجانی و انگیزشی مربوط به محیط اطرافِ مورد درک شده نیز ذخیره می‌شود. در زمانی که فرد در معرض تجربه ی مکرر آن درک ذخیره شده قرار می‌گیرد علاوه بر بازخوانی حافظه درکی، احساس ذخیره شده همراه با آن نیز، بازخوانی می‌گردد و اثر بازخوردی بر ایجاد درک جدید و پاسخ به محیط می‌گذارد. (Larkum M. A,2013; Lerner JS , Li Y,Valdesolo P, Kassam KS, 2015)</p>
<p>برای مثال فرض کنیم کودکی برای اولین بار قلمی را در دست می‌گیرد؛او ابتدا با دست و دهان خود و همه حواس در دسترسش سعی می‌کند حافظه درکی خوبی نسبت به قلمی که در دست گرفته در مغز خود ایجاد کند. در این زمان اگر این کودک با تشویق یا تنبیه مادرش مواجه شود احساس زمینه‌ای که با قلم در ذهنش ذخیره می‌شود، متفاوت است. اگر حافظه تشکیل شده با احساس خوشایند و پاداش که هوشیاری بیشتر در کودک را فعال می‌کند همراه باشد، این پاداش اثر تحریکی بر تشکیل حافظه حسی دارد. در حالی که حافظه تشکیل شده در حالت تنبیهی و منفی هر چند جزئیات قوی‌تری از آنچه را حافظه کودک ذخیره می‌کند اما با احساس ترس همراه است. حال فرض کنید در آینده، کودک بارها و بارها در شرایط مختلف قلم به دست گرفتن را تجربه کند. علاوه بر اینکه کودک در برابر شرایط هیجانی جدید محیط اطراف خود است، وضعیت هیجانی ذخیره شده در شبکه ی هیجانی متفاوت نیز، بازخوانی می‌شود. در اینجا حافظه ی احساسی اولیه که در پیوند قوی تر با بازخوانی قلم می‌باشد و احساس جدید مربوط به شرایط حاضر به‌طور ضعیف‌تر، اثر کنترلی و بازخوردی بر پاسخ کودک در قلم به دست گرفتن می‌گذارد. این تاثیر باعث شکل‌گیری میزان توجه کودک به قلم و نوع احساس و قضاوت او نسبت به قلم می‌شود. مطمئنا در تلفیق این دو، آنچه به‌طور غالب عمل می‌کند، حافظه احساسی اول است اما شرایط احساسی جدید نیز در تعدیل آن در جهت کاهش یا افزایش احساس اول نقش دارند.</p>
<p>شبکه هیجانی که قطب مرکزی آن آمیگدال است؛ در ارتباط دوطرفه با قسمت‌های مختلف قشر پیشانی است. قشر پیش پیشانی از یک طرف دریافت کننده ی درک اجتماع یافته از حس‌های مختلف است و از طرف دیگر، ارسال کننده تصمیم‌گیری حرکتی و کنترل کننده واکنش‌های رفتاری و هیجانی است؛ بنابراین اینکه ما تصمیم می‌گیریم نسبت به محیط اطرافمان چه واکنشی انجام دهیم و چه هدفی را طراحی کنیم؛ تحت تأثیر ارتباطات دو طرفه قشر پیش پیشانی و سیستم لیمبیک با مراکز حسی و حرکتی است. در ضمن میزان فعالیت این مراکز از لحاظ شدت، مدت و سکانس فعالیت در هر تجربه درکی متفاوت است؛ که بیانگر داینامیک بودن شدید سیستم هیجانی و شناختی ما در بروز رفتار است؛ بنابراین تجربیات حسی، نقش مهمی در تشکیل شخصیت هر فرد و میزان توجه و ارزش‌گذاری او به وقایع اطرافش دارد و سیستم هیجان-شناخت در یک زنجیره بسته با بازخوردهای پاداشی و تنبیهی که از محیط می‌گیرد؛ باعث تغییر ارزش‌گذاری باورهای فرد می‌شود. (Yonelinas AP, Ritchy M, 2015; Osaka M,YaoiK,Minamoto, 2013 )</p>
<p>&nbsp;</p>
<h1></h1>
<h1>منابع</h1>
<p>۱-Mahmoud Talkhabi, khosrowBagheriNoaparast, AzadeBozorgi, LalehSahafi, Azad Mohammadi, The Coherence between cognition and emotion in education, Advances in cognitive Science.2016.)</p>
<p>۲-Boshra Hatef, SajadShiri ,HedayatSahraei, Why Human React Differently to the Same Sensory Experiences: an Emotion-Cognition Interaction, 2015)</p>
<p>۳-Dolan R.J. ,Emotion, Cognition and Behavior. Science, 298, 1191-1194, 2002)</p>
<p>۴<a href="https://www.ted.com/talks/lisa_feldman_barrett_you_aren_t_at_the_mercy_of_your_emotions_your_brain_creates_them/discussion?utm_source=facebook.com&amp;utm_medium=social&amp;utm_campaign=tedspread--b&amp;inf_contact_key=19d3a358ae22c53972bfca8f72e1e54595267e9afe19c8c4f9c991e7f723a81e">-Lisa Feldman Barrett , You aren’t at the mercy of your emotions- your brain creates them, Ted talk)</a></p>
<p>۵-Science Daily</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><a href="#_ftnref1" name="_ftn1">[۱]</a> Reaction</p>
<p><a href="#_ftnref2" name="_ftn2">[۲]</a> Parietal</p>
<p><a href="#_ftnref3" name="_ftn3">[۳]</a> Occipital Lobe</p>
<p><a href="#_ftnref4" name="_ftn4">[۴]</a> Synchrony</p>
<p><a href="#_ftnref5" name="_ftn5">[۵]</a> Gesture</p>
<p><a href="#_ftnref6" name="_ftn6">[۶]</a> Mental Images</p>
<p><a href="#_ftnref7" name="_ftn7">[۷]</a> Reappraisal</p>
<p><a href="#_ftnref8" name="_ftn8">[۸]</a> Anterior Cingulate Cortex</p>
<p><a href="#_ftnref9" name="_ftn9">[۹]</a> Orbitofrontal Cortex</p>
<p><a href="#_ftnref10" name="_ftn10">[۱۰]</a> Anterior Insula</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%da%86%d9%87-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa-%d9%85%d8%a7/">احساسات چه هستند و چگونه بر روی شناخت ما تاثیر می‌گذارند؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%da%86%d9%87-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%86%d8%af-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa-%d9%85%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تیپ شخصیتی شما چیست؟( براساس تیپ‌های شخصیتی کارل  یونگ )</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%aa%db%8c%d9%be-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%aa%db%8c%d9%be%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%aa%db%8c%d9%be-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%aa%db%8c%d9%be%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[kimia jalilvand]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 19 Feb 2019 19:43:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آزمونهای روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های روانکاوی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[MBTI]]></category>
		<category><![CDATA[آزمون MBTI]]></category>
		<category><![CDATA[ایزابل مایرز]]></category>
		<category><![CDATA[تیپ شخصیتی]]></category>
		<category><![CDATA[کاترین بریگز]]></category>
		<category><![CDATA[کارل یونگ]]></category>
		<category><![CDATA[مایزر بریگز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=68566</guid>

					<description><![CDATA[<p>خودشناسی یکی از مهم‌ترین مسائل زندگی هر فرد است که در همه زمینه های زندگی او از انتخاب همسر مناسب و شغل گرفته تا شیوه های برخورد او با فشارهای روانی بسیار موثر است. از آنجایی که شناخت صفات و ویژگی‌های شخصیتی‌مان و دانستن تیپ شخصیتی خودمان یکی از گام های بزرگ خود شناسی است [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%aa%db%8c%d9%be-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%aa%db%8c%d9%be%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4/">تیپ شخصیتی شما چیست؟( براساس تیپ‌های شخصیتی کارل  یونگ )</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C">خودشناسی</a> یکی از مهم‌ترین مسائل زندگی هر فرد است که در همه زمینه های زندگی او از انتخاب همسر مناسب و شغل گرفته تا شیوه های برخورد او با فشارهای روانی بسیار موثر است. از آنجایی که شناخت صفات و ویژگی‌های شخصیتی‌مان و دانستن تیپ شخصیتی خودمان یکی از گام های بزرگ خود شناسی است پیشنهاد می‌کنم که مطلب زیر را از دست ندهید.</p>
<h2>شخصیت چیست؟</h2>
<p>همه آدمیان از حیث داشتن شخصیت – به معنای وسیع روانشناسی- با یکدیگر همانندند، یعنی هرکس شخصیتی دارد ولی این شخصیت یا خویشتن در همه یکسان نیست. بلکه در هرکسی، به صورتی خاص می‌باشد؛ که او را از دیگران متمایز می‌کند. تفاوت‌هایی که افراد با یکدیگر دارند، به حدی است که نمی‌توان از میان آن‌ها حتی دو نفر را پیدا کرد که از هر لحاظ شبیه هم باشند. هر انسان و رویدادی در نوع خود منحصر به فرد است. با وجود این، بین بسیاری از انسان‌ها و رویدادهای زندگی آن‌ها آنقدر شباهت وجود دارد که بتوان نکات مشترکی را در نظر گرفت و درست همین الگوهای رفتاری است که روانشناسان شخصیت در پی آنند. آن ویژگی که می‌تواند به ما کمک کند تا خود و دیگران را بهتر بشناسیم، در اصطلاح « <a href="http://ravanhami.com/%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%db%8c%d9%be-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af/">شخصیت</a>» نامیده‌ می‌شود.</p>
<p>شاید کمتر واژه‌ای را بتوان یافت که به اندازه شخصیت برای همگان آشنا و در عین حال معنی‌دار باشد ولی تعریف آن بسیار پیچیده و بغرنج است. اصطلاح شخصیت، مفهومی گسترده و وسیع دارد و نمی‌توان تعریف قاطعی از آن ارائه داد. برخی تعاریف شخصیت عبارتند از:</p>
<ul>
<li>خویشتنی سازمان یافته که محور تمام تجربه‌های وجودی افراد است.</li>
<li>مجموعه عوامل درونی که تمام فعالیت‌های فردی را جهت می‌دهد.</li>
<li>رشد انسان از یک سلسله مراحل و وقایع روانی- اجتماعی ساخته شده و شخصیت انسان تابعی از آن‌هاست.</li>
<li>مجموعه‌ای سازمان یافته و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتا ثابت و مداوم که بر روی هم، یک فرد را از افراد دیگر متمایز می‌سازد.</li>
</ul>
<p>شخصیت را به شیوه‌های بسیار مختلفی تعریف کرده‌اند. بعضی از روانشناسان این کلمه را تنها در ارتباط با رفتارهای قابل مشاهده به کار می‌برند، برخی هم آن را شامل ارتباطات مربوط درون نگری می‌دانند و برخی دیگر هم آن را مجموعه‌ فردی الگوهای تفکر، انگیزش و عواطف می‌دانند (راس،۱۹۹۴). شخصیت در دیدگاه‌های مختلف تعاریف متفاوتی دارد، اما به عنوان تعریف قابل قبولی که به طور نسبی حاوی ویزگی‌های مشترک تعاریف ذکر شده باشد، می‌توان آن را مجموعه‌ ویژگی‌های جسمی، روانی و رفتاری که هر فرد را از افراد دیگر متمایز می‌کند، تعریف کرد (کریمی، ۱۳۹۴).</p>
<h2>تیپ‌های شخصیتی هشت گانه یونگ</h2>
<p><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%84_%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%88_%DB%8C%D9%88%D9%86%DA%AF">یونگ</a> در شخصیت انسان وجود دو نوع نگرش را تشخیص داده است: <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%B1%D9%88%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%88_%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C">برونگرایی و درونگرایی</a>. خیلی از ادراک‌های هشیار و واکنش‌های ما به محیط، توسط نگرش‌های ذهنی متضاد برون گرایی و درون گرایی تعیین می‌شوند. یونگ معتقد بود که انرژی روانی می‌تواند از بیرون به سمت دنیای خارج یا به درون، به سمت خود هدایت شود. همه‌ی افراد قابلیت هر دو گرایش را دارند. اما در نهایت؛ فقط یکی در شخصیت مسلط می‌شود. نگرش برون‌گرایانه، انسان را به‌سوی دنیای عینی بیرون سوق می‌دهد، درحالی که نگرش درون‌گرایانه، او را متوجه دنیای درون خود می‌نماید. این دو نگرش،  معمولا در هر شخص وجود دارد، ولی به طور معمول یکی غالب وآگاه و دیگری مغلوب و ناخودآگاه است (قلی‌زاده،۱۳۷۶). یونگ برای هر کدام(افراد درون گرا و برون گرا) خصایصی می‌شمارد. درون‌گرایی معرف طبیعتی مردد، متفکر و کمرو است که خودش را برای خودش می‌خواهد و خود را پس می‌کشد و همیشه دفاعی عمل می‌کند و موشکافی توام با بی‌اعتمادی را ترجیح می‌دهد. اما برون‌گرایی معرف طبیعت زود جوش، رک و خوش برخوردی است که به راحتی با وضعیت تطبیق می‌یابد، سریعا دلبستگی پیدا می‌کند، بی‌اعتمادی و تردیدها را کنار می‌گذارد وبا اعتمادی جسورانه به استقبال ناشناخته‌ها می‌رود. البته یونگ می‌گفت آدم کاملا درون‌گرا یا برون‌گرا نداریم، بلکه هر آدمی گزیده‌هایی از این دو را دارد (رایکمن، ۱۳۹۱).</p>
<p>برون‌گرایان همچنین به لحاظ اجتماعی جسورند. درون گرایان اغلب خجالتی‌اند. به نظر یونگ در انسان، چهار کنش یا فعالیت اساسی روانی نیز وجود دارد که عبارت اند از: تفکر، احساس، ادراک و الهام. ادراک و الهام از کارکردهای غیرعقلانی هستند و تفکر و احساس از کارکردهای عقلانی که شامل قضاوت و ارزیابی درباره تجربیات می‌شوند( شاملو،۱۳۸۲).</p>
<p>۱_تفکر: افرادی که این کنش در آن‌ها قوی‌تر است می‌کوشند جهان را با استدلال بشناسند و به روابط منطقی جهان توجه دارند.</p>
<p>۲_احساس: افرادی که این کنش در آن‌ها مسلط است می‌کوشند جهان را با احساسات خوشایند و ناخوشایندی که از تجربه‌های خود دارند بشناسند.</p>
<p>۳_حس کردن : به معنای جمع‌ آوری اطلاعات از طریق حواس است. فردی با این مشخصات ترجیح می‌دهد که از طریق نگاه کردن،گوش دادن و یادگیری با محیط اطراف خود ارتباط برقرار کند. حس کردن، به معنای درک بدون قضاوت است.</p>
<p>۴_شهود: افرادی که این کنش در آن‌ها قوی تر است در شناخت جهان، به یک ناخودآگاه یا ادراک درونی توجه دارند و می‌کوشند به نیروی نهانی موجود در اشیا پی‌ببرند. یونگ آن را به «دیدن زوایای پنهان» تشبیه کرده است.</p>
<p>همه این کارکردها تا اندازه‌ای در همه افراد وجود دارند و ایده آل این است که فرد در پی ارتقا و رشد همه‌ی این کارکردها باشد. اما هر فردی یک کارکرد برتر دارد و سایر کارکردهای او رشد کمتری کرده اند. ترکیب نگرش برون‌گرایانه یا درون نگرانه با غالب‌ترین کارکرد فرد، تعیین کننده منش و سنخ شخصیتی اوست. در ادامه طبقه بندی انواع سنخ‌های شخصیتی آمده است. (یونگ خودش را درون  گرای شهودی توصیف کرده است).</p>
<p>۱-سنخ فکری برون‌گرا: چنین افرادي بر طبق قواعد انعطاف ناپذیري زندگی می‌کنند. آن‌ها احساسات و هیجان‌هاي خود را سرکوب کرده، درتمام جنبه هاي زندگی خود واقع‌گرا هستند. دانشمندان در این سنخ قراردارند.</p>
<p>۲- سنخ احساسی برون‌گرا: این افراد تفکر خود را بازداري کرده و شدیدا هیجانی هستند. آن‌ها از ارزش‌ها، اصول اخلاقی و آداب و رسومی که آموخته‌اند، دست برنداشته و از آن‌ها پیروي می‌کنند و به طور غیرمعمول نسبت به انتظارات و عقاید دیگران حساس هستند. اغلب زنان داراي این تیپ شخصیتی هستند.</p>
<p>۳- سنخ ادراکی برون‌گرا: این سنخ شخصیتی متوجه لذت و شادي و تداوم تجربه‌ها و حس‌هاي جدید است. چنین اشخاصی شدیدا واقعیت‌مدار بوده و تا اندازه زیادي با افراد و موقعیت‌هاي مختلف انعطاف پذیر هستند.</p>
<p>۴-سنخ الهامی برون‌گرا:  این افراد به خاطر توانایی زیاد خود در بهره‌برداري از فرصت‌ها، در تجارت و سیاست کارایی بالایی دارند. آن‌ها جذب عقاید جدید شده و خلاق هستند.</p>
<p>۵-سنخ فکری درونگرا: این افراد سازگاري خوبی با دیگران ندارند، در بیان افکار خود مشکل دارند و ظاهرا بی‌احساس بوده و توجهی به دیگران ندارند. آن‌ها نه بر احساس خود، بلکه بر اندیشه هاي خود متمرکزند.</p>
<p>۶-سنخ احساسی درونگرا: در این افراد تفکر و ابراز بیرونی هیجان سرکوب شده است. آن‌ها به نظر دیگران اسرارآمیز و دست نیافتنی می‌آیند و آرام و متواضع هستند.</p>
<p>۷-سنخ ادراکی درون‌گرا: این افراد غیرمنطقی هستند و از دنیا بریده ا‌‌‌ند. آن‌ها به بیشتر فعالیت‌هاي انسان با خیرخواهی و سرگرمی می‌نگرند.</p>
<p>۸- سنخ الهامی درون‌گرا: این افراد ممکن است چنان به شهود توجه کنند که ارتباط اندکی با واقعیت داشته باشند. آن‌ها رویایی و خیال‌پرداز هستند (شولتز، ۱۹۹۴؛ ترجمه ي کریمی،۱۳۷۸ .(</p>
<h2>آزمون شخصیت مایرز بریگز و شانزده تیپ شخصیتی</h2>
<p>کاترین <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88%D9%86_%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA_%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%B2%E2%80%93%D8%A8%D8%B1%DB%8C%DA%AF%D8%B2">بریگز</a> و دخترش ایزابل مایرز در سال ۱۹۲۳ چهار ترجیح شخصیتی و شانزده تیپ شخصیتی را مطرح کردند، سنخ های شخصیتی آن‌ها برای اندازه‌گیری کردن چهار بعد دوگانه برونگرایی-درونگرایی، حسی- شهودی، فکری- احساسی، قضاوتی- ملاحظه کننده طراحی شده است (هیگس،۲۰۰۱). صاحبان هر یک از جنبه‌های شخصیت به شیوهای خاص رفتار می‌کنند و دارای انتظارات خاصی هستند. توانایی منحصر به فرد و نیازهای متفاوتی دارند و بر اساس الگوی شخصیتی خود دارای نیازها، انتظارات، انگیزه‌ها و توقعات و اهداف خاصی هستند (نصیری‌پور و هلالی ناب، ۲۰۰۸).</p>
<p>مایرز و مادرش کاترین بریگز برای قابل فهم‌تر کردن نظریه تیپ‌های شخصیتی یونگ و کاربرد آن در زندگی افراد و گروه‌ها، آزمونی طراحی کردند به نام آزمون <a href="http://www.khodshenas.ir/MBTI/Test">MBTI</a>  که بیشتر بر روی افراد سالم کاربرد دارد. این ابزار چهار ترجیح هر فرد را شناسایی می‌کند و بر این‌اساس ۱۶تیپ شخصیتی دقیق را تعیین می‌کند.</p>
<p>این ابزار برای تفكیك افراد نیست، بلكه تنها ابزاری است كه اجازه می‌دهد ترجیحات افراد در مورد مفاهیم زندگی فهمیده شود. این ترجیحات در نهایت به تفاوت در یادگیری، اشكال ارتباط، مدیریت تضاد و روابط منجر می‌شود.</p>
<p>تیپ‌ها به‌صورت ویژگی‌هایی دو قطبی و متضاد بیان می‌شوند. افراد با توجه به نظریه تیپ شخصیتی از یكی از ۴حالت زیر در رفتار خوداستفاده می‌کنند:</p>
<p>۱-چگونه یك شخص انرژی می‌گیرد؟ از طریق برونگرایی  (E) در مقابل درونگرایی(I)؛<br />
.۲چه اطلاعاتی را فرد دریافت می‌كند؟ از طریق حس گرایی (S) در مقابل شهودگرایی(N) ؛<br />
.۳چگونه یك فرد تصمیم می‌گیرد؟ تفكری ( T) در مقابل احساسی(F)؛<br />
.۴سبك زندگی كه فرد می‌پذیرد: قاطعیت(J)Jدر مقابل انعطاف پذیری(P).</p>
<p>بر این اساس تیپ شخصیتی تمام افراد را در شانزده تیپ دسته‌بندی شدند. تمام تیپ‌های شخصیتی به یك اندازه ارزشمند هستند. هیچ تیپ شخصیتی بهتر یا بدتر نیست، تیپ شخصیتی افراد بیانگر میزان هوش افراد نیست و نمی‌توان از روی آن موفقیت اشخاص را پیش‌بینی كرد. اما روانشناسان با توجه به تیپ شخصیتی اشخاص، می‌فهمند كه چه عواملی به آن‌ها انگیزه می‌دهد و در شرایط گوناگون چه رفتاری بروز می‌دهند.</p>
<h3>منابع</h3>
<ul>
<li>کاظم‌پور،بهنام (۱۳۹۲)،بررسی رابطه بین تیپ‌های شخصیتی یونگ با سلامت روان و رضایت زناشویی(پایان نامه کارشناسی ارشد)، دانشگاه علامه طباطبائی.</li>
<li>عبدالوند، مهری(۱۳۹۵)،بررسی رابطه بین تیپهای شخصیتی و سرایت عملکرد کارکنان شرکت پاکشو( پایان نامه کارشناسی ارشد)، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات.</li>
</ul>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%aa%db%8c%d9%be-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%aa%db%8c%d9%be%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4/">تیپ شخصیتی شما چیست؟( براساس تیپ‌های شخصیتی کارل  یونگ )</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%aa%db%8c%d9%be-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%aa%db%8c%d9%be%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چه عواملی  بر گرایش افراد به جراحی زیبایی تاثیر دارد؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%85%d9%88%d8%ab%d8%b1-%d8%a8%d8%b1-%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d8%ad%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%85%d9%88%d8%ab%d8%b1-%d8%a8%d8%b1-%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d8%ad%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[kimia jalilvand]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 12 Feb 2019 17:01:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی سلامت]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[الگو‌های شخصیتی]]></category>
		<category><![CDATA[تصویر بدنی]]></category>
		<category><![CDATA[جراحی پلاستیک]]></category>
		<category><![CDATA[جراحی زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی‌های شخصیت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=68026</guid>

					<description><![CDATA[<p>از زمانی که بشر پا به عرصه وجود گذاشت مساله زیبایی برای او مهم بوده و در جهت نیل به آن تلاش کرده است. در هر حال باید دانست که تمایل به زیبایی و تلاش برای بدست آوردن آن یک امر جهانی است. از گذشته های دور، زمانی که انسان توانست خود را در آب [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%85%d9%88%d8%ab%d8%b1-%d8%a8%d8%b1-%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d8%ad%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c/">چه عواملی  بر گرایش افراد به جراحی زیبایی تاثیر دارد؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" wp-image-6432 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150.jpg" alt="" width="116" height="116" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 116px) 100vw, 116px" />از زمانی که بشر پا به عرصه وجود گذاشت مساله زیبایی برای او مهم بوده و در جهت نیل به آن تلاش کرده است. در هر حال باید دانست که تمایل به زیبایی و تلاش برای بدست آوردن آن یک امر جهانی است. از گذشته های دور، زمانی که انسان توانست خود را در آب ببیند، متوجه شد که زیبایی ظاهر علاوه بر استعداد ذاتی ضامن یک سری مراقبت‌ها همراه با ایجاد تغییرات نیز می‌باشد که بشر می‌تواند در ظاهر خویش بوجود آورد، دریافت این حقیقت و غریزه طبیعی زیبایی دوستی، سبب ایجاد حرفه ها و علومی گشت که هدف همه آن‌ها پیدا کردن روش‌ها و ایجاد راه‌هایی برای تغییر و دخالت در ظاهر انسان و به‌دست آوردن هر چه بیشتر زیبایی ظاهر بود. که یکی از این راه‌ها جراحی زیبایی است.</p>
<p>در قرن بیستم، مخصوصا در چند دهه اخیر برداشت های تازه‌ای از زیبایی شده است و زیبایی به عنوان</p>
<p>مجموعه‌ای از مولفه‌هایی چون تناسب اندام، آرایش، پوشش و جذابیت و بی‌نقص بودن تعریف می‌شود. تلفیق</p>
<p>زیبایی با دستاوردهای صنعتی و پزشکی باعث شده است زیبایی دیگر تنها یک مشخصه طبیعی و زیستی نباشد</p>
<p>و ویژگی اکتسابی پیدا کند.امروزه جراحی زیبایی به عنوان یکی از شایع‌ترین اعمال جراحی در سطح جهان</p>
<p>مطرح است که میزان بهره‌گیری از آن رو به فزونی است. هر ساله هزاران عمل زیبایی در دنیا انجام می‌گیرد تا</p>
<p>نمای اندام‌ها و صورت فرد زیباترگردد و افراد بتوانند احساس ارزشمندی از خود داشته باشند و دیگران نیز از</p>
<p>دیدن آن‌ها احساس رضایت نمایند. این عمل در کشور ایران نیز به وفور انجام می‌شود و در دهه اخیر میزان این</p>
<p>عمل به شدت افزایش یافته تا جایی که سالیانه ۱۶۰ میلیارد ریال صرف انجام اعمال زیبایی می‌شود. ایران</p>
<p>همچنین رتبه اول را از نظر تعداد جراحی‌های زیبایی انجام شده در جهان دارا می‌باشد.</p>
<h3>اپیدمی و تاریخچه‌ی جراحی زیبایی</h3>
<p>هرساله ده‌ها هزار نفر به ‌طور خود خواسته اقدام به جراحی زیبایی می‌کنند تا ظاهر جسمانی خود را تغییر دهند. برای مثال، در سال ۱۹۹۴، انجمن آمریکایی جراحان پلاستیک و ترمیمی بیش از ۳۹۰۰۰۰ جراحی زیبایی انجام دادند که بخش اعظم آن‌ها مربوط به <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%86%D8%B1%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%B4%DB%8C">لیپوساکشن</a>، بزرگ کردن سینه، جراحی زیبایی بینی و کشیدن پوست صورت بوده است. این آمار کمتر از میزان واقعی آن برآورد شده است، چراکه جراحان عمومی و پزشکان سایر تخصص ها نیز جراحی زیبایی انجام می‌دهند. در نهایت اینکه این جراحی‌ها به منظور افزایش رضایت افراد از ظاهرشان صورت گرفته است و احتمالا در بسیاری از موارد برای افزایش عزت نفس بوده است.</p>
<p>گرایش به زیبا بودن و دقت و توجه به ظاهر در حد معمول امری بهنجار، پسندیده و حتی نشان‌دهنده سلامت روان است اما در جوامع امروزی به علت تاکید بیش از حد بر زیبایی و تصاویر ارائه شده از سوی بلاگر‌ها، مجلات مد و زیبایی، سینما و تلوزیون و رسانه‌ها و حتی پزشکان و آرایشگران  این توجه خصوصا در زنان شکلی افراطی به خود گرفته است. روزانه افراد ساعات و هزینه‌های  بسیار زیادی را صرف آن می‌کنند و حتی گاهی تمایل به تغییر آن دارند.</p>
<p>نکته جالب توجه آن است که طبق تحقیقات انجام شده، همه‌ی زنان تقریبا حداقل یکبار در زندگی خود دچار احساس شرم و نارضایتی از ظاهر بوده‌اند و این امر مختص قشر خاص، طبقه اجتماعی و سطح تحصیلات خاص نمی‌شود. همچنین یافته‌های نظرسنجی نشان داده‌اند که ، حدود یک سوم افراد از قیافه خود ناراضی هستند و اگر این نارضایتی را به یک جنبه از قیافه محدود کنیم، این رقم به پنجاه درصد می‌رسد(ژاندا،۲۰۰۱). طبق گزارش‌های اسپیتزر و هندرسون بیش از ۸۰ درصد زنان دنیا از بدن خود ابراز نارضایتی می‌کنند (مایر و کرودر،۲۰۰۶).</p>
<p>تحقیقات نشان می‌دهند ادراکات اجتماعی که از تصویر بدنی ایده‌آل وجود دارد تقاضا برای جراحی زیبایی را افزایش می‌دهد(رفعت و مارگات،۲۰۰۲) .در بررسی که در سال ۱۹۹۷ در آمریکا انجام شد ۵۶ درصد زنان و ۴۳ درصد مردان از ظاهر فیزیکی خود رضایت نداشته اند و در ادامه بررسی ها از آن سال تا سال ۱۹۹۹افزایش ۱۱۹ درصدی در درخواست جراحی زیبایی دیده شد و در سال ۱۹۹۹، چهار میلیون نفر تحت جراحی زیبایی قرار گرفته اند و در سال ۲۰۰۳ در آمریکا، ۳/۸ میلیون نفر جراحی زیبایی انجام داده‌اند (توتونچی و فخاری،۱۳۸۶). این در حالی است که مالتز(۱۹۹۸) معتقد است که انجام یک جراحی مختصر چهره و صورت در برخی بیماران، شخصیت آن‌ها را به طور چشمگیری تغییر می‌دهد و زندگی آنها را متحول می‌کند، اما انجام جراحی‌های زیبایی عمده در برخی دیگر، هیچ تغییری را در زندگی آن‌ها ایجاد نمی‌کند. وی پس از مطالعات و بررسی‌های مختلف نتیجه گرفت که مسئله اصلی، تغییر ظاهر فیزیکی بیماران نیست بلکه تغییر تصوری است که آنها از خویشتن، در ذهن ایجاد نموده‌اند (جهانگیری،۱۳۸۴).</p>
<p>ملاک‌های زیبایی در طی زمان و مکان متغییر است و زنان مجبور می‌شوند تا با این ملاک‌ها همنوا شوند. نمونه‌ها در سراسر فرهنگ‌ها روشن می‌کند که زنان اغلب در جهت رسیدن به استانداردهای زیبایی و کامل بودن به سختی تلاش می‌کنند. یکی از نمونه‌ها در ایران است که آمار قابل توجهی از دختران و زنان جوانی که اقدام به <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C_%D8%AA%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C_%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C">رینوپلاستی</a>  زیبایی، می‌کنند دارد.حتی وجود باندهای زخم یا چسب زخم روی بینی جنبه پرستیژ دارد. اعمال جراحی زیبایی دیگری نظیر تغییر اندازه سینه، برداشتن چربی‌های شکم و باسن و انواع متنوع جراحی‌های زیبایی در ایران محبوبیت دارد (لیپس،۲۰۰۶). این درحالی است که در نظر بیشتر افراد این احتمال که ظاهر جسمانی، عامل تعیین کننده‌ی میزان علاقه‌ی دیگران به فرد باشد اندکی غیر دموکراتیک است زیرا برخلاف منش و شخصیت، ظاهر جسمانی عاملی است که کنترل کمی روی آن داریم و از این رو منصفانه نیست که از آن به عنوان دوست داشتن کسی استفاده شود. درواقع زمینه‌یابی های انجام شده در طول چند دهه نشان داده است که مردم در دوست داشتن دیگران برای جذابیت جسمانی رتبه‌ی مهمی قایل نمی‌شوند اما رفتار واقعی مردم عکس آن را نشان داده است. (اتکینسون، ترجمه رفیعی؛ ۱۳۸۳).</p>
<p>گیفورد (۲۰۰۸) در مرور تاریخی خود، علاقه‌مندی روانشناسان به روانشناسی جراحی زیبایی بیماران را از زمان <a href="http://ravanhami.com/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D8%AD-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C/">فروید</a> (۱۹۱۸) به بعد مورد بررسی قرار داد. اندکی پس از آن به دنبال جنگ جهانی اول، پیشرفت هایی در علم پزشکی و نیز موفقیت هایی در جراحی ترمیمی افراد دچار بد ریختی بدن یا چهره حاصل شد. این گزارش‌های مثبت منجر به رشد جراحی پلاستیک به‌عنوان یک روش انتخابی برای افرادی که دچار بد ریختی در ظاهر خود شده بودند، کمک کرد و هیچ نوع ارزیابی روانپزشکی در این زمینه صورت نگرفت.</p>
<p>این افراد عموما به عنوان افرادی بسیار <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%B1%D9%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C">روان رنجور</a> و یا<u> خودشیفته</u> شناخته می‌شدند. گزارش شده است که شکایات بیماران از ظاهرشان غالبا ناشی از تعارضات درون روانی است که به صورت شکایات جسمانی نمود می‌یابند. جراحان متوجه بیمارانی شدند که میل سیری ناپذیری نسبت به جراحی دارند و اقدام به جراحی‌های زیبایی متعددی می‌نمایند تا به چهره‌ی ایده‌آل خود دست یابند ولی هیچگاه به آن دست نیافتند.این افراد تا جایی پیش می‌روند که اشتغالات ذهنی فزاینده‌ای درمورد ظاهر خود پیدا می‌کنند که موجب گسترش یک تصویر تحریف شده از بدن و خود شده و حتی به گونه‌ای پیشرفت می‌کند که زمینه ابتلا به <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%AF%D8%B4%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%86/">اختلال بد ریختی بدنی</a> را فراهم سازد.</p>
<p>در چنین شرایطی سوالی که پیش می‌آید این است که چه عواملی سبب گرایش افراد به جراحی زیبایی می‌شود؟</p>
<h3><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D8%A8%D8%AF%D9%86%DB%8C">تصویر بدنی</a></h3>
<p>بر اساس مطالعات پیشین به نظر می‌رسد تصویر بدنی  نقش اساسی در جستجوی عمل‌های زیبایی دارد. طی چند سال اخیر، نگرانی‌های بیماران در مورد تصویر تن‌شان قبل و بعد از عمل جراحی زیبایی مورد مطالعه  قرار گرفته است. همانطور که نارضایتی از تصویر تن می‌تواند انگیزه افراد را برای انجام عمل‌های جراحی زیبایی افزایش دهد، اختلالات روانپزشکی که به وسیله اختلال در تصویر تن شناخته می‌شوند مانند اختلال بد ریختی بدن و <a href="http://ravanhami.com/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D9%BE%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86-1/">اختلالات خوردن</a>، ممکن است بین این افراد شایع باشد (سارور و کررند، ۲۰۰۴).</p>
<p>تصویر بدنی عموما به عنوان « تصویری که از بدن در ذهن وجود دارد و به عبارتی، طریقی که بدن ادراک می‌شود »  تعریف می‌شود. تصویر تن، شیوه‌ای است که یک فرد خود را مفهوم سازی می‌کند و بیشتر به جنبه‌های ناهشیار و جسمانی مربوط می‌شود (پری‌زاده ،۱۳۹۱). تصویر بدنی غالبا به عنوان یک ساختار چند بعدی شامل شناخت، هیجان و عناصر رفتاری شناخته می‌شود. بعد اول، ادراکی است و منعکس کننده برآورد شخص از سایز و اندازه‌ی بدنش است. بعد دوم مولفه‌ای است ذهنی که مربوط به نگرش‌های فرد نسبت به بدنش است.  بعد آخر مولفه رفتاری و مربوط به میزان تاثیر پذیری رفتار فرد نسبت به ادراکات یا احساسات وی درباره بدنش است.(کش و پروزینسکی،۱۹۹۰).</p>
<p>نارضایتی از تصویر تن، دربرگیرنده تفاوت بین ویژگی‌های فعلی بدن فرد با آنچه در حال حاضر به وسیله فرد ادراک می‌شود یا آنچه که می خواهد باشد است؛ که معمولا با هیجانات منفی همراه است. (کش،۱۹۹۸؛ به نقل از بلبلی، حبیبی و رجبی، ۱۳۹۲).</p>
<p>مطالعات اولیه درمورد تصویر تن تحت تاثیر مفهومی بود که هنری هد آن را <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Body_schema">طرحواره بدن</a> می‌نامید؛ یک مکانیزم عصبی فرضی که در نتیجه عدم هماهنگی اعضای بدن در ذهن فرد ایجاد می‌شود. بعد از آن در سال ۱۹۳۰ تصویر بدنی توسط مطالعات شیلدر از یک مفهوم عصب شناختی به یک مفهوم <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%DB%8C%D8%B4%DB%8C">روان‌پویشی</a> تبدیل شد (کش و اسمولاک، ۲۰۱۱).دهه ۱۹۹۰ نقش محوری در تکامل مفهوم تصویر بدنی داشته است. مطالعات فیشر(۱۹۹۰) و کش، پروزینسکی و تامسون (۱۹۹۰) در زمینه مفهوم بندی، ارزیابی و بررسی آسیب‌شناختی تصویر بدن نقش بسزایی داشته‌اند. (به نقل از کش و اسمولاک، ۲۰۱۱).</p>
<p>نارضایتی از تصویر بدنی در ابتدای نوجوانی با مجموعه اختلالات خورد و خوراک و افسردگی رابطه دارد.‌(تامسون و اسمولاک، ۲۰۰۹؛ ضیغمی محمدی و مژده، ۱۳۹۰).</p>
<p>اختلالات تصویر تن در نوجوانان دختر معمولاً بر ویژگی‌های بدنی خاص متمرکز است.متداول‌ترین مطالعات (به علت ارتباط آن‌ها با اختلالات خوردن ) شامل نارضایتی از وزن و شکل بدن می‌شود. (فیوزنر، تون‌سنت و همکاران،۲۰۰۷)؛ اما طیف دیگری از نگرانی‌ها مانند نگرانی درباره ویژگی‌های چهره ای، ظاهر پوست، عضلانی بودن، تناسب اندام و قدرت بدنی در ارتباط با تصویر تن در دختران وجود دارد. (اسمولاک،۲۰۰۴).</p>
<p>نارضایتی از تصویر تن به‌عنوان انگیزه اولیه برای انجام عمل‌های جراحی در نظر گرفته می‌شود. مطالعه‌ی متقاضیان جراحی زیبایی نشان داده است که قبل از عمل جراحی، نارضایتی از تصویر تن به مقدار زیادی در آن‌ها مشاهده شده است. (کش و اسمولاک،۲۰۱۱؛ خواجه‌الدین و ایزدی‌مزیدی، ۱۳۹۱؛ بنی اسدی، ۱۳۹۱).</p>
<p>باید توجه داشت که تصویر بدنی ماهیتی ایستا ندارد، بلکه مدام در حال تغییر است و تحت تاثیر خلق، تجربیات فیزیکی و محیطی قرار می‌گیرد و ماهیت کاملا روانی دارد نه جسمانی. (اسلون، ۲۰۰۲).</p>
<p>باید در نظر داشت که نگرانی شدید از ارزیابی منفی توسط دیگران منجر به نارضایتی از تصویر بدنی شده و شخص را با دو سوال اصلی به چالش می‌کشد:</p>
<p>۱_آیا ارزش من در جهان تحت تاثیر ظاهر جسمانی من است؟</p>
<p>۲_ آیا ظاهر من غیرقابل قبول است؟</p>
<p>تداوم این نارضایتی منجر به افسردگی، اضطراب اجتماعی و پایین آمدن عزت نفس می‌گردد که در ادامه به بررسی آن‌ها می‌پردازیم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<h4>تصویر بدنی <a href="http://ravanhami.com/%D8%B9%D8%B2%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86/">عزت نفس</a></h4>
<p>بررسی تصویر تن در افراد از این نظر حائز اهمیت است که تصویر ذهنی که آن‌ها از بدن خود دارند می‌تواند به نوعی بیانگر میزان اعتماد به نفس، اضطراب ‌و حتی میزان افسردگی در آن‌ها باشد. به‌گونه‌ای که افراد با تصویر بدنی منطبق‌تر با واقعیت، احتمال دارد از عزت نفس بهتری برخوردار باشند و کمتر دچار اضطراب و افسردگی شوند. (فریحی و علیپور، ۱۳۸۸).</p>
<p>کش و لابارگی (۱۹۹۶) الگوی شناختی- رفتاری از ارتباط بین تصویر بدنی و عزت نفس ارائه کرده‌اند که نظریه‌ی «طرحواره شناختی» نامیده شده است. در این مدل، تصویر بدنی حاصل ادراک فرد در نظر گرفته می‌شود که طی فرایندی شکل می‌گیرد که ما جسممان و جسم افراد دیگر را ادراک می‌کنیم و سپس آنها را با هم مقایسه می‌کنیم و این مقایسه را درونی کرده و براساس چنین مقایسه‌ای، تصویر بدنی خودمان را اصلاح می‌کنیم. در این مدل عزت نفس با احساسات درباره‌ی ظاهر جسمانی دارای رابطه تنگاتنگی دانسته شده است. زیرا از یک سو ظاهر جسمانی تحت تاثیر عزت نفس است تا جذابیت جسمانی واقعی (اسلون ،۲۰۰۲) و از سوی دیگر رابطه بین عزت نفس و تصویر از خود این‌گونه مشخص می‌شود که اگر فرد عقیده ضعیف و منفی نسبت به خود داشته باشد عزت نفس ضعیفی خواهد داشت و این روی احساس فرد نسبت به خودش تاثیر می‌گذارد (پورآقاجان، ۱۳۸۶). در تحقیقی که بر نمونه‌ای از دانشجویان ترکیه انجام گرفته ۸/۴۳ درصد نارضایتی بدنی، ۸۵ درصد رفتار وسواسی، ۶۵ درصد کناره‌جویی اجتماعی به دلیل احساس نازیبایی و ۸/۴ درصد معیارهای کامل اختلال بدشکلی را نشان دادند. (بساک‌نژاد و غفاری،۱۳۸۶).</p>
<p>مطالعات نشان داده‌اند که زنانی که اعتماد به نفس بالایی دارند، کمتر تمایل به جراحی زیبایی دارند و از سوی دیگر، زنانی که تصویر منفی از بدن خود دارند، اعتماد به نفس کمتری دارند. همچنین مطالعات نشان داده اند که جراحی زیبایی اثر مثبت و قابل توجهی در اعتماد به نفس ، رضایت از خود ، هویت خود جسمی ، خود خانوادگی و خود اجتماعی دارد. (فالزی و برنول،۱۹۹۰).</p>
<h3></h3>
<h4>تصویر بدنی <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C/"> اضطراب اجتماعی</a></h4>
<p>ظاهری که بـراي خود شخص و براي دیگران دیدنی و نمایش دادنی است، می‌تواند به منزله‌ی نشانه‌ای برای تفسیر کنش به‌کار رود. در نتیجه، بدن نه تنها موجودیتی ساده بلکه وسیله‌ای عملی برای کنارآمدن با اوضاع و احوال بیرونی است و حالات چهره و حرکات بدن، محتوای اساسی نشانه‌هایی است که ارتباطات روزمره ما مشروط به آن‌هاست و برای آنکه بتوانیم نظارتی مداوم و موفق بر چهره و بدن خود اعمال کنیم، جنبه‌ای از خود را نشان می‌دهیم که همگان آن را بپذیرند.</p>
<p>گافمن سه نوع داغ ننگ متفاوت را نام می‌برد؛ نخستین نوع: زشتی‌ها و معایب مربوط به بدن است؛ انواع بدشکلی‌های جسمانی. نوع دوم:نـواقص و کمبودهـاي مربـوط بـه شخصیت افراد را شامل می‌شود و سومین نوع: داغ ننگ قومی و قبیله اي است کـه منظـور از آن، داغ ننگ هاي مربوط به نژاد، ملیت و مذهب است. (گافمن،۲۰۰۷). فرد داغ خورده، که از زشتی رنج می‌برد، ممکن است در واکنش به این موقعیت، با تلاشی مستقیم، آنچه به مثابه مبناي عینـی نقصش بشمار می‌رود از بین ببرد، مثل اقدام به جراحی پلاستیک.</p>
<p>هدف گافمن در این مطالعات نشان دادن این واقعیت است که افراد در تعاملات اجتماعی خـود همواره در تلاش ‌اند اعضاي بدن خود را کنترل کرده و صرفاً آن بخشی را در سپهر اجتماعی نمایش دهند که مورد پذیرش دیگران باشد. گافمن ادعا می کند  افراد کنش هایی را ‌ می‌نمایانند که کمتر شان آن‌ها را در زندگی روزمره زیر سوال برده و داغ ننگ برآن زده شود. گافمن نشان می‌دهد که کنترل شخص بر حرکات بدن خود، در تمامی کنش‌های اجتماعی، باید تا چه حد دقیق، کامل و پایان ناپذیر باشد. او باید از هرگونه فراموشی یا اهمال در کنترل بدنی خود بپرهیزد. بنابراین، بدن نه فقط موجودیتی ساده، بلکه وسیله‌ای عملی برای کنار آمدن با اوضاع و احوال بیرونی است، و حالات چهره و حرکات بدن، محتوای اساسی نشانه‌هایی است که ارتباطات روزمره ما مشروط به آن‌هاست و برای آنکه بتوانیم با دیگران در تولید و باز تولید روابط اجتماعی و هویت شخصی خود شریک شویم، باید بتوانیم نظارتی مداوم و موفق بر چهره و بدن خود اعمال کنیم .(چاوشیان و آزاد،۱۳۸۰). از این رو گافمن مدیریت تاثیرگذاري را مطرح می‌کند و به نظر او افراد می‌خواهند در کنش متقابل جنبه‌ای از خود را نمایش دهند که مورد پذیرش دیگران و جامعه پسند باشند. پس به نظر می‌رسد جامعه پسند شدن و کسب ارزش احترام در جامعه می‌تواند در گرایش زنان به انجام عمل‌های زیبایی موثر باشد.</p>
<p>تحقیقاتی که در این زمینه انجام گرفته‌اند، نشان می‌دهند که بسیاری از افرادی که از خود تصویر ذهنی درستی ندارد و به سمت جراحی های زیبایی می‌روند تصور می‌کردند که با جراحی زیبایی می‌توان ارزش و منزلت خود را در جامعه بالا برد، با جراحی زیبایی دوستان و آشنایان آدم را بیشتر تحویل می‌گیرند، با جراحی زیبایی می‌توان احترام مردم را به خود بیش‌تر کرد و&#8230;</p>
<p>همچنین نتایج تحقیقی دیگر بیان می‌کند که از بین ۱۸۷ شرکت کننده که میانگین سنی ۳۴ سال و میانگین تحصیلی نزدیک به لیسانس داشتند، ۴/۶۴ درصد زنان شاغل در بخش‌ خصوصی هستند. که این مسئله نشان می‌دهد که هر چه زنان بخواهند منزلت اجتماعی بیش‌تری به دست آورند، تمایل آنها به جراحی زیبایی بیشتر می‌شود و برعکس.</p>
<h3><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA">شخصیت</a></h3>
<p>یکی از مفاهیم پایداری که در طی تاریخ بشر همراه با مفهوم شخصیت آمده است، صفات جسمانی است. از گذشته‌های دور این عقیده بر مردم حاکم بود که افراد چاق آدم‌های خوش مشرب و شاد و افراد لاغر خجالتی، مضطرب و عصبی هستند. از آنجا که ظاهر بخش مهمی از هویت فرد است و در موقعیت های اجتماعی، بلافاصله دربرخورد با دیگران نمایان می‌شود، بنابراین اهمیت این سازه شخصیتی مهم است.</p>
<p>همچنین می توان گفت یکی از عواملی که در میزان ارزشی که فرد برای خود احساس می کند دخالت عمده دارد ویژگی های شخصیتی اوست . از نظر روانشناسان ویژگی های شخصیتی،  اساس الگوهای رفتاری افراد می باشد. شخصیت عبارت است از: نمایه کلی الگوهای رفتاری و صفات هیجانی فرد که به ما اجازه می دهد تا رفتار بشر را پیش بینی کنیم. شخصیت هرکس نسبتا ثابت و قابل پیش بینی است. (کاپلان و سادوک،۲۰۰۳). شخصيت هر فرد جنبه ی آشكار منش اوست كه به نحوي در ديگران اثر مي گذارد و به شكل گيري بسياري از جنبه هاي زندگي او كمك ميكند (دیورن، ۲۰۰۳). نظريه هاي مختلفي دربارة ساختار شخصيت انسان و چگونگي شكل گيري آن مطرح شده است. بخشي از نظريه پردازان شخصيت مي خواهند بدانند ويژگي هاي اصلي شخصيت انسان كدام هاست. بر همين اساس، نظريه پردازان مختلف دربارة تعداد عوامل شخصيتي بحث كرده اند، به طوري كه برخي به سه عامل، برخي به پنج عامل، و برخي به شانزده عامل اشاره داشته اند. مك ري و كوستا یكي از مطرح ترين نظريه ها را دربارة تعداد ويژگي هاي شخصيتي ارائه كرده اند (پروین و جان،۱۳۸۹). آن ها، از بين همة عوامل و ويژگي هاي شخصيت، پنج عامل اصلي را شناسايي كرده اند كه عبارت اند از:</p>
<p>روان رنجوري ،برون گرايي ،گشودگي به تجربه ، سازش پذيري و وظيفه شناسي. به اعتقاد آن ها ويژگي هاي كلي شخصيتي را مي توان بر اساس اين پنج عامل دسته بندي كرد .در حال حاضر، اين نظريه از مطرح ترين نظريه ها در حوزة ويژگي هاي شخصيتي است و اين پنج ويژگي به نام پنج ويژگي بزرگ شخصيتي معروف شده است( فرنگوس و فراگکوس، ۲۰۱۱).</p>
<p>ظاهر بخش مهمي از هويت فرد است و در موقعيت هاي اجتماعي بلافاصله در برخورد با ديگران نمايان مي‌شود، بنابراين اهميت اين سازه شخصيتي بسيار بارز است. ظاهر فيزيكي قسمت مهمي از تصوير بدني است زيرا اولين منبع اطلاعاتي است كه ديگران براي تعاملات اجتماعي با فرد از آن استفاده مي‌كنند. ظاهر اشخاص بخشی از نظام شخصیتی آنها را تشکیل می‌دهد. احساس لذت و غرور حاصل از زیبایی یا احساس ناخوشایند زیبا نبودن، شخصیت افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از آنجایی که زیبایی و زیباتر بودن حق طبیعی فرد است، انسانها در تلاش‌اند نقاط ضعف و ناهنجار چهره و اندام خود را با جراحی‌های زیبایی تصحیح و ترمیم نمایند و ظاهر خود را جوان تر و زیباتر حفظ کنند تا خود را زیباتر و ارزشمندتر به اجتماع نشان دهند.(حق شناس، ۱۳۸۰).</p>
<p>ارگوتون (۲۰۰۶) در انجام پژوهشی نشان داد که ۵۳ درصد از زنان و ۱۰۰ درصد از مردانی که متقاضی جراحی زیبایی هستند دچار اختلالات روانپزشکی می‌باشند که اختلالات شخصیت به ویزه اختلال شخصیت خودشیفته در این گروه از بیماران خیلی رایج است.</p>
<h4><a href="http://www.sanjeshserv.ir/hamgam/content.aspx?id=xt8MzTZ7Zgg=">صفات شخصیتی پنج عاملی</a> و تصویر بدنی</h4>
<p>صفات شخصیتی پنج عاملی، یک پیش‌بینی کننده‌ی قوی برای نگرش نسبت به اندازه‌ی بدن(تصویر بدنی) محسوب می‌شود. به این صورت که تصور از خود با دلپذیر و پذیرا بودن و تعیین کیفیت ظاهر بدنی با برون گرایی ارتباط دارد. به طور کلی صفات شخصیتی پنجگانه به ویژه پذیرا بودن،  بر تصویر بدنی و به خصوص پذیرش جراحی زیبایی موثر است. در همین راستا در پژوهشی در افراد متقاضی جراحی زیبایی، الگوی شخصیتی آزرده خویی و دلپذیر بودن، کمتر از افراد گروه شاهد دیده شد.صفت مسئولیت پذیری در افراد متقاضی نسبت به گروه شاهد در حد تعادل نبود و این تفاوت از لحاظ آماری معنی‌دار بود. همچنین یافته‌ها نشان دادند که میزان عزت نفس افراد با احتمال پذیرش جراحی زیبایی، رابطه منفی دارد. به این  معنی که افراد با عزت نفس پایین از جراحی زیبایی به عنوان وسیله‌ای برای بهبود خودانگاره‌ی کلی استفاده می‌کنند.</p>
<p>بررسی تصویر تن از منظر عوامل روانشناختی زیربنایی مانند خصوصیات شخصیتی که در پس آن قرار دارد می‌تواند به درک دقیق‌تر و عمیق‌تر آن منجر شود. از آن‌جایی که خصوصیات شخصیتی از زیربنایی ترین و مهم‌ترین عواملی هستند که می‌توانند در تصویر بدنی افراد و تصمیمشان درباره آینده بدنشان تاثیر بگذارند، بررسی رابطه عوامل شخصیتی با تن بسیار اهمیت مند است.</p>
<p>نتایج پژوهشی دیگر  نشان می‌دهد که از میان پنج خرده مقیاس پنج عامل بزرگ شخصیت، تنها وجدان گرایی به شکل معناداری تصویر بدنی را پیش‌بینی می‌کرد خرده مقیاس وجدان گرایی با بالاترین میزان تاثیرگذاری بر تغییرات تصویر بدنی با تمام ابعاد تصویر ذهنی رابطه معنادار و منفی دارد. این نتایج با پژوهش سوامی و همکاران(۲۰۰۹) هم سو است و نشان می‌دهد که افراد با وجدانگرایی بالا بیشتر متقاضی عمل‌های جراحی زیبایی هستند. از سوی دیگر نمرات بالا در خرده مقیاس وجدانگرایی از دو جنبه مثبت و منفی برخوردار است. در بعد مثبت افرادی بااراده و عملگرا هستند و در کار وحرفه خود موفقیت زیادی کسب می‌کنند و در بعد منفی رفتارهایی مانند ایرادگیری‌های فراوان، افکار <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AC%D8%A8%D8%B1%DB%8C/">وسواسی جبری</a> وپافشاری بسیار زیاد در زمینه انجام امور را نشان می‌دهند. خانجانی و همکاران (۱۳۹۱) در مطالعه خود جهت مقایسه وضعیت روانی و تصویر تن متقاضیان جراحی زیبایی با افراد غیر متقاضی، محب و همکاران (۱۳۸۸) در مطالعه مقایسه‌ای اختلالات شخصیت در میان طالبان جراحی زیبایی و افراد عادی و نیز قلعه بندی و ابراهیمی(۱۳۸۳) در بررسی الگوهای شخصیتی متقاضیان جراحی بینی مجموعا به این نکته اذعان داشتند که متقاضیان عمل‌های جراحی زیبایی بیشتر از جامعه عادی دارای ویژگی های شخصیتی <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AC%D8%A8%D8%B1%DB%8C/">وسواسی-جبری</a> ، <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%D9%87/">خودشیفته</a> و <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D8%8C-%D8%AA%D8%B4%D8%AE%DB%8C%D8%B5/">نمایشی</a> هستند.</p>
<h3>نتیجه‌گیری</h3>
<p>توجه به زیبایی و زیبا بودن امری طبیعی و مهم است ولی امروزه تعریف ما از زیبایی به زیبایی ظاهری و قرار گرفتن در چارچوب های ارائه شده توسط بلاگرها و یا هنرپیشه‌ها و مدل‌ها محدود شده است که این امر سبب افزایش میزان نارضایتی افراد از ظاهر خود و در نتیجه آن افزایش تقاضا برای جراحی‌های زیبایی است که در برخی موارد صدمات جسمی جدی به آنها وارد می‌کند.علاوه‌بر آن اکثر پژوهش هایی که در این زمینه انجام شده اند از این نکته حمایت می‌کنند که درصد بالایی از متقاضیان جراحی‌های زیبایی از اختلالات شخصیتی همچون اختلال شخصیت وسواسی،نمایشی و خودشیفته رنج می‌برند.</p>
<h4>منابع</h4>
<p>-دانش،سیمین، فروزنده، الهام.(۱۳۹۷) پنج عامل بزرگ شخصیت و تصویر بدنی در متقاضیان عمل‌های جراحی زیبایی شهر اصفهان،شناخت،۵(۱)؛۱۲۸-۱۱۵</p>
<p>&#8211; محمدپناه اردکان،عذرا، یعقوبی،حسن، یوسفی،رحیم.(۱۳۹۲). عوامل پیش‌بینی کننده‌ی جستجوی جراحی زیبایی،مجله اصول بهداشت روان،۱۵(۴)؛۵۴-۴۵.</p>
<p>-پیراهری،نیر، بیداران، صنم.(۱۳۹۶).عوامل اجتماعی موثر بر گرایش زنان به جراحی زیبایی، فصلنامه زن و جامعه،۸(۴)، ۲۴۶-۲۲۹</p>
<p>-قلعه بندی،میرفرهاد، افخم ابراهیمی،عزیزه.(۱۳۸۳)، الگوهای شخصیتی متقاضیان جراحی زیبایی بینی، اندیشه و رفتار،۹(۴)،۱۰-۴</p>
<p>-سالکی،نازیلا(۱۳۹۲).مقایسه سبک دلبستگی و ویژگی شخصیت متقاضیان جراحی پلاستیک و افراد عادی(پایان نامه کارشناسی ارشد)،دانشگاه آزاد اسلامی ،مرودشت.</p>
<p>-ستایش‌گر، افسانه(۱۳۹۴).رابطه ویژگی‌های شخصیت و تنظیم شناختی هیجان با عزت نفس زنان متقاضی جراحی زیبایی(پایان نامه کارشناسی ارشد)،دانشگاه آزاد اسلامی،مرودشت.</p>
<p>-حسینی، فوزیه سادات(۱۳۸۸)،مقایسه ویژگی‌های شخصیت،سلامت روانشناختی و تصویر بدنی زنان داوطلب و غیر داوطلب جراحی زیبایی و زنانی که تحت عمل جراحی زیبایی قرار گرفته‌اند(پایان نامه کارشناسی ارشد)،دانشگاه پیام نور.</p>
<p>-اسماعیل بیگی،فاطمه(۱۳۹۱).مقایسه میزان وسواس و افسردگی در افراد اقدام کننده به جراحی زیبایی و ترمیمی در شهر تهران(پایان نامه کارشناسی ارشد)،دانشگاه علامه طباطبائی.</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام ravanhami@ با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%85%d9%88%d8%ab%d8%b1-%d8%a8%d8%b1-%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d8%ad%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c/">چه عواملی  بر گرایش افراد به جراحی زیبایی تاثیر دارد؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%85%d9%88%d8%ab%d8%b1-%d8%a8%d8%b1-%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d8%ad%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>PTSD یا اختلال اضطراب پس از سانحه‌‌ای چیست؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/ptsd-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/ptsd-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[kimia jalilvand]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 08 Feb 2019 20:49:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[PTSD]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال استرس پس از سانحه]]></category>
		<category><![CDATA[تشخیص PTSD]]></category>
		<category><![CDATA[درمان PTSD]]></category>
		<category><![CDATA[علایم PTSD]]></category>
		<category><![CDATA[عوامل موثر در PTSD]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=67709</guid>

					<description><![CDATA[<p>هر ساله کشور ما در معرض بلایای طبیعی از انواع گوناگون قرار می گیرد و هرازگاهی شاهد خبرهای ناگواری در زمینه وقوع یکی از آنها در یکی از نقاط کشور هستیم. آیا تا به حال به بازماندگان این فجایع و مسائل ثانویه ای که با آن روبه رو می شوند فکر کرده اید؟ یکی از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/ptsd-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/">PTSD یا اختلال اضطراب پس از سانحه‌‌ای چیست؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" wp-image-6432 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150.jpg" alt="" width="115" height="115" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 115px) 100vw, 115px" />هر ساله کشور ما در معرض بلایای طبیعی از انواع گوناگون قرار می گیرد و هرازگاهی شاهد خبرهای ناگواری در زمینه وقوع یکی از آنها در یکی از نقاط کشور هستیم. آیا تا به حال به بازماندگان این فجایع و مسائل ثانویه ای که با آن روبه رو می شوند فکر کرده اید؟ یکی از شایع ترین آسیب ها بعد از رویدادهای بزرگ اضطراب پس اسیب یا PTSD است.</p>
<h2><strong><span style="font-size: 14px;">اضطراب پس از سانحه چیست؟</span>  </strong></h2>
<p>برخلاف تجارب استرس زاي معمول، حوادث آسیب زاي شدید مانند سوءاستفاده جنسی ، تصادف، جنگ، اعتیاد، بیماری، بلایای طبیعی، دزدیده شدن وهمانند اینها سبب می شوند که افراد، واقعه آسیب زا را در افکار روزانه خود مجددا تجربه کنند وازهرچیزی که آن وقایع را برایشان تداعی کند، دوری می کنند و دچار کرختی پاسخ دهی، همراه با حالت برانگیختگی دستگاه عصبی و افسردگی، کم خوابی ، کابوس ومشکلات شناختی نظیر کاهش تمرکز خواهند شد.</p>
<p>این اختلال درDSM-5 اضطراب پس از سانحه یاPTSD(Post Traumatic Stress Disorder)  نام دارد. مطالعات نشان میدهند که تقریبا ۶-۵ درصد مردان و ۱۲-۱۰ درصد زنان در طول زندگی شان یکبار اختلال استرس پس از سانحه را تجربه می کنند. نکته مهم پیرامون این اختلال آن است که عدم توجه دقیق به علائم روانشناختی فرد سانحه دیده وارزیابی اختلالات همزمان روانشناختی همچون افسردگی  میتواند با تغییر در رفتارهای مرتبط با سلامت نظیر سیگار کشیدن، سوءمصرف مواد، سوء مصرف الکل، اقدام به رفتار های پر خطر جنسی و افزایش احتمال ابتلا به بیماری های مقاربتی همراه شود و با سایر اختلالات اضطرابی،افسردگی و سوء مصرف مواد و با افزایش تمایل به خشونت و خودکشی بروز پیدا می کنند.</p>
<p>سندرم PTSDدر طول سال های متمادی از شروع جنگ در میان افراد بشر اسامی مختلفی چون سندرم ناشی از اسیران،سندرم قلب سرباز و موج انفجار یا شوک گلوله باران به خود گرفته است.سربازان آمریکایی بازگشته از جنگ ویتنام در سال۱۹۷۵،از ترس،اضطراب و کابوس های شبانه اعتراض داشتند و بعد از جنگ ویتنام واژه PTSD در سال ۱۹۸۰ در عالم روانپزشکی وارد شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><span style="font-size: 14px;"><strong>تشخیص افتراقی </strong></span></h2>
<p>براي اينکه بتوان تشخيص اين اختلال را مطرح کرد، علائم  این اختلال بايد حداقل يک ماه ادامه داشته باشد و بر حوزه‏ هاي مهمي از زندگي بيمار نظير حوزه‏ هاي خانوادگي و شغلي او تأثير چشمگيري نهاده باشد. اختلال استرس حاد(ASD) نيز به تعريف DSM-IV-TR به مقدار زيادي شبيه PTSD است، جز اينکه علائم آن زودتر از علايم PTSD (در ظرف چهار هفته پس از واقعه) ظاهر میگردد و به مدت دو روز تا چهار هفته نيز ادامه خواهد داشت. اگر اين علايم پس از ۴ هفته نيز باقي بمانند تشخيص PTSD مطرح خواهد شد.</p>
<h2><span style="font-size: 14px;"><strong>علایم اختلال</strong></span></h2>
<ul>
<li>رویاهای مکرر ناراحت کننده که محتواویا عواطف آن ها در رابطه با رویدادهای آسیب زا هستند.(در کودکان ممکن است رویای ترسناک بدون محتوای قابل شناسایی باشد)</li>
<li>واکنش های فیزیولوژیک چشمگیر به نشانه های درونی یا بیرونی ای که نماد یا شبه جنبه ای از رویدادهای آسیب زا هستند</li>
<li>حالت هیجانی پایدار(برای مثال ترس، وحشت، شرم، گناه)</li>
<li>کاهش چشمگیر علاقه یا مشارکت در فعالیت های مهم.</li>
<li>باور ها یا انتظارات منفی پایدار و افراطی درباره خود و دیگران یا دنیا(برای مثال«آدم بدی هستم»«دنیا جای خطرناکی است»«به هیچ کس نمیشود اعتماد کرد.»)</li>
<li>ناتوانی پایدار در تجربه کردن هیجان های مثبت</li>
<li>گوش به زنگ بودن افراطی</li>
<li>اشکال در تمرکز فکر</li>
</ul>
<p>باید توجه داشت که ملاک ها در کودکان زیر شش سال و کوچکتر متفاوتند. وجود این <a href="http://ravanhami.com/%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%88-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3/">علایم</a> باید بیش از یک ماه باشد و اختلال ، ناشی از اثرات فیزیولوژیک یک ماده (الکل یا دارو) یا عارضه جسمانی دیگر نباشد. این اختلال به ناراحتی یا نقص بالینی قابل ملاحظه ای درکارکرد اجتماعی،شغلی یا زمینه های مهم دیگر منجر می شود.</p>
<h2><span style="font-size: 14px;"><strong>PTSD</strong><strong>  و  اختلالات همراه آن</strong></span></h2>
<p>شایع ترین اختلالات همراه با PTSD  شامل افسردگی، سوءمصرف مواد و الکل، اختلالات اضطرابی به خصوص حملات وحشت زدگی، افکار پارانوئید، اختلال شدید در عملکرد روزانه، مشکلات خانوادگی، شغلی و اجتماعی هستند.نکته مهم پیرامون این اختلال آن است که عدم توجه دقیق به علائم روانشناختی فرد سانحه دیده و ارزیابی اختلالات همزمان روانشناختی مانند افسردگی ، میتواند با تغییر در رفتارهای مرتبط با سلامت نظیر اقدام به رفتارهای پر خطر جنسی و افزایش احتمال ابتلا به بیماری های مقاربتی همراه شود و با سایر اختلالات اضطرابی، افسردگی و سوء مصرف مواد و با افزایش تمایل به خشونت و پرخاشگری و خودکشی بروز می کند.</p>
<h2><span style="font-size: 14px;"><strong>عوامل موثر در ابتلا به </strong><strong>PTSD</strong></span></h2>
<p>از دیدگاه های مختلف عوامل پیش بینی کننده ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه متفاوت هستند. برای نمونه در مطالعات بانتینگ(Bunting) زنان تقریبا دو برابر بیشتر علائم این اختلال را نشان داده اند، اما بلانشارد(Blanchard) و همکارانش زن بودن را عامل خطرزایی برای این اختلال نمی دانند. در مطالعه بانتینگ شرکت کنندگان مسن تر(بیش از ۷۵سال)کمتر نشانه های اختلال را داشتند و شرکت کنندگانی که از نظر وضعیت شغلی بازنشسته یا شغلی نداشتند بیشتر علائم این اختلال را نشان دادند. اما در مطالعه تریکی(Trickey) عوامل خطر متفاوت و شامل،تجربه PTSD برای اولین بار، شروع زودرس علائم، احساس گناه در قبال دیگران، از هم گسیختگی و سرکوب افکار و ابتلا به اختلالات روانشناختی همزمان نظیر اضطراب و افسردگی بود. افسردگی به عنوان مهمترین عامل خطر و یک عامل پیش بینی کننده مطرح گردیده است.</p>
<h2><span style="font-size: 14px;"><strong>روش های درمان </strong><strong>PTSD</strong></span></h2>
<p>-درمان های رفتاری _ شناختی : شامل شناخت درمانی، آموزش ایمن سازی در مقابل استرس(SIT) حساسیت زدایی با استفاده از حرکات چشم(EMDR) مواجه درمانی(ET)و مواجه درمانی طولانی مدت یا ممتد(PE)می باشند که برخی اوقات به صورت جداگانه و در زمان های دیگر به صورت ترکیبی مورد استفاده قرار میگیرند. اگرچه این درمان ها دارای پشتوانه تجربی قوی برای درمان PTSDهستند، اما هنوز تعداد زیادی از بیماران ، به علائم  PTSD  پس از درمان باز می گردند. به همین دلیل باید رویکردهای درمانی گسترده تر شوند تا قادر به حذف کامل نشانه ها گردند.</p>
<p>&#8211; روان درمانی: شامل آموزش مدیریت اضطراب از طریق تکنیک های بازخورد زیستی، حساسیت زدایی تدریجی، آرامش آموزی، بازسازی شناختی و آموزش مصون سازی (احساس تسلط بر ترس که شامل سه مرحله آموزش، ساخت و کاربردی میشود) در مقابل استرس هستند.</p>
<p>-گروه درمانی: گروه، مکان مناسبی برای خود افشایی از طریق الگوگیری است و حمایت اجتماعی در گروه انجام می گیرد. همچنین گروه به بیمار کمک می کند تا از انزوا بیرون آمده و تجربیات منحصر به فرد خود را در اختیار دیگر اعضای گروه قرار دهد.</p>
<p>-دارو درمانی: دارو درمانی به تنهایی موثر نمی باشد. دارو کمک می کند به جای مقابله با خاطرات از آنها دوری شود و در بلند مدت اثرات منفی از خود به جای میگذارد و شخص بیمار برای تسکین و آرامش به دارو درمانی خود باید سالیان متمادی ادامه دهد. به همین دلیل هیچگاه دارو درمانی به تنهایی پیشنهاد نمی­شود. داروهای توصیه شده نیز بسته به علائم بیمار است.</p>
<p>باورهای مذهبی، طرز تلقی از مرگ و باور به جاودانگی باعث بروز تفاوت هایی در واکنش های افراد نسبت به حوادث آسیب زا و خطرات آسیب زا شده است. لذا در درمان PTSD باید به بنیادها و باورهای مذهبی افراد توجه ویژه ای مبذول شود.</p>
<p>طول درمان: بسته به نوع آسیب، میزان وخامت حال بیمار و میزان حمایت های اجتماعی ۱۲ تا ۲۰ جلسه که هر جلسه ۴۵ تا ۵۰ دقیقه طول میکشد.</p>
<p>توصیه هایی در هنگام مواجه با فرد مبتلا به اختلال PTSD</p>
<ul>
<li>توجه داشته باشید که اختلال استرس پس از سانحه یک بیماری پزشکی است و فرد مبتلا به آن گناهی ندارد که چنین احساساتی دارد.این بیماری قابل درمان است ولی بیمار شخصا قادر به درمان آن نیست.</li>
<li>اجازه صحبت کردن در مورد حادثه را به این بیماران بدهید. جریان صحبت بیماررا قطع نکنید و به تجربیات خودتان رجوع نکنید.</li>
<li>احساس بیمار را جویا نشوید و به آنها پیشنهاد نکنید که احساساتشان را کنترل کنند.</li>
<li>سعی در کوچک جلوه دادن تجربیات تلخشان را نداشته باشید.</li>
<li>از آنها دوری نکنید،آنها را سرزنش نکنید و از دست آنها عصبانی نشوید.</li>
<li>فراهم نمودن شرایط جهت تمرینات آرامبخش، ورزش، فعالیت و داشتن اوقات فراغت با دوستان و خانواده.</li>
<li>مراقب عصبانیت، تحریک پذیری، افسردگی، عدم علاقه و عدم تمرکز آنها باشید.</li>
</ul>
<p>دکتر فرانکل، عصب شناس معروف اتریشی و بنیانگذار روش«لوگوتراپی» که خودش تجربه دهشتناک اردوگاه های آلمان نازی را در کارنامه دارد، بر این عقیده است که حتی در تاریک ترین لحظه های زندگی هم انسان میتواند در انتخاب نوع واکنشش به سرنوشت آزادی داشته باشد.</p>
<p>او خود می گوید: <span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_67709_26('footnote_plugin_reference_67709_26_1');" onkeypress="footnote_moveToReference_67709_26('footnote_plugin_reference_67709_26_1');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_67709_26_1" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۱]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_67709_26_1" class="footnote_tooltip">پاسخ مثبت به زندگی، با وجود هر اتفاقی که با آن روبه رو شویم، یک فرمان است.</span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_67709_26_1').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_67709_26_1', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script> شاید این توصیه زیبای دکتر فرانکل همان چیزی است که بیماران  PTSD باید باورش کنند و در راه رسیدن به آن گام بردارند.</p>
<p>منابع:</p>
<p>&#8211; <a href="http://umj.umsu.ac.ir/">مجله پزشکی ارومیه</a>،دوره بیست و هفتم،شماره سوم،ص۲۳۰-۲۲۲،خرداد۱۳۹۵</p>
<p>&#8211; مجله پرستاری و مامایی جامع نگر،سال ۲۴،شماره ۷۲،ص۱۷-۹،تابستان ۱۳۹۳</p>
<p>&#8211; مجله دانشکده پرستاری ارتش جمهوری اسلامی ایران،سال دوازدهم،شماره دوم،ص۷۷-۶۸،زمستان ۱۳۹۱</p>
<p>&#8211; چکیده DSM-5،انتشارات رشد</p>
<p><strong>نویسنده: کیمیا جلیل‌وند</strong></p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<div class="speaker-mute footnotes_reference_container"> <div class="footnote_container_prepare"><p><span role="button" tabindex="0" class="footnote_reference_container_label pointer" onclick="footnote_expand_collapse_reference_container_67709_26();">References</span><span role="button" tabindex="0" class="footnote_reference_container_collapse_button" style="display: none;" onclick="footnote_expand_collapse_reference_container_67709_26();">[<a id="footnote_reference_container_collapse_button_67709_26">+</a>]</span></p></div> <div id="footnote_references_container_67709_26" style=""><table class="footnotes_table footnote-reference-container"><caption class="accessibility">References</caption> <tbody> 

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_67709_26('footnote_plugin_tooltip_67709_26_1');"><a id="footnote_plugin_reference_67709_26_1" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۱</a></th> <td class="footnote_plugin_text">پاسخ مثبت به زندگی، با وجود هر اتفاقی که با آن روبه رو شویم، یک فرمان است.</td></tr>

 </tbody> </table> </div></div><script type="text/javascript"> function footnote_expand_reference_container_67709_26() { jQuery('#footnote_references_container_67709_26').show(); jQuery('#footnote_reference_container_collapse_button_67709_26').text('−'); } function footnote_collapse_reference_container_67709_26() { jQuery('#footnote_references_container_67709_26').hide(); jQuery('#footnote_reference_container_collapse_button_67709_26').text('+'); } function footnote_expand_collapse_reference_container_67709_26() { if (jQuery('#footnote_references_container_67709_26').is(':hidden')) { footnote_expand_reference_container_67709_26(); } else { footnote_collapse_reference_container_67709_26(); } } function footnote_moveToReference_67709_26(p_str_TargetID) { footnote_expand_reference_container_67709_26(); var l_obj_Target = jQuery('#' + p_str_TargetID); if (l_obj_Target.length) { jQuery( 'html, body' ).delay( 0 ); jQuery('html, body').animate({ scrollTop: l_obj_Target.offset().top - window.innerHeight * 0.2 }, 380); } } function footnote_moveToAnchor_67709_26(p_str_TargetID) { footnote_expand_reference_container_67709_26(); var l_obj_Target = jQuery('#' + p_str_TargetID); if (l_obj_Target.length) { jQuery( 'html, body' ).delay( 0 ); jQuery('html, body').animate({ scrollTop: l_obj_Target.offset().top - window.innerHeight * 0.2 }, 380); } }</script><p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/ptsd-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/">PTSD یا اختلال اضطراب پس از سانحه‌‌ای چیست؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/ptsd-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
