<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>سجاد مزدآبادی &#8211; روان حامی</title>
	<atom:link href="https://ravanhami.com/author/sajjad-mozdabadi/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://ravanhami.com</link>
	<description>روانشناسی/ رواندرمانی و مشاوره</description>
	<lastBuildDate>Thu, 16 Apr 2020 17:10:59 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.7.12</generator>
	<item>
		<title>مرگ و چیستی آن؛ فلاسفه به مرگ چگونه نگاه می‌کنند؟(۲)</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%d9%88-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%a2%d9%86%d8%9b-%d9%81%d9%84%d8%a7%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%da%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7-2/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%d9%88-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%a2%d9%86%d8%9b-%d9%81%d9%84%d8%a7%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%da%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7-2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[سجاد مزدآبادی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 16 Apr 2020 17:30:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=152609</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل در رابطه با ارسطو و فلسفه‌اش، نگاهش به مرگ و مسائل پیرامون آن سخن گفتم، در این مقاله میخواهم به سراغ دو فلسفه بروم که تا حدودی بهم نزدیک هستند؛ فلسفه رواقی و اپیکوری احتمالا در مورد این دو فلسفه شنیده یا خوانده‌اید، اما اینبار قرار است به بررسی آرا و نظرات [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%d9%88-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%a2%d9%86%d8%9b-%d9%81%d9%84%d8%a7%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%da%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7-2/">مرگ و چیستی آن؛ فلاسفه به مرگ چگونه نگاه می‌کنند؟(۲)</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در <a href="https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%d9%88-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%a2%d9%86%d8%9b-%d9%81%d9%84%d8%a7%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%da%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">قسمت قبل</a> در رابطه با ارسطو و فلسفه‌اش، نگاهش به مرگ و مسائل پیرامون آن سخن گفتم، در این مقاله میخواهم به سراغ دو فلسفه بروم که تا حدودی بهم نزدیک هستند؛ فلسفه رواقی و اپیکوری احتمالا در مورد این دو فلسفه شنیده یا خوانده‌اید، اما اینبار قرار است به بررسی آرا و نظرات این دو فلسفه در رابطه با مرگ بپردازیم.</p>
<h2><img class=" wp-image-152611 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/04/2-300x197.jpg" alt="" width="365" height="240" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/04/2-300x197.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/04/2-90x60.jpg 90w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/04/2.jpg 600w" sizes="(max-width: 365px) 100vw, 365px" /></h2>
<h2>رواقیان(stoics) و مرگ</h2>
<p>سیر پیدایش فلسفه رواقی را باید در فلسفه کلبیان جستجو کرد آنان در پیدایش این نهله حدود سیصد سال پیش از میلاد مسیح در آتن نقش داشتند، بنیانگذار این مکتب زنون بود. وی پیروان خود را معمولا زیر سقف یک رواق جمع می‌کرد به همین خاطر به رواقیون مشهور شدند.<span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_152609_2('footnote_plugin_reference_152609_2_1');" onkeypress="footnote_moveToReference_152609_2('footnote_plugin_reference_152609_2_1');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_152609_2_1" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۱]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_152609_2_1" class="footnote_tooltip">stoa  در یونانی به معنی رواق است.</span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_152609_2_1').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_152609_2_1', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script></p>
<p>آن‌ها معتقد بودند که هر انسان بازتاب کوچکی از جهان بزرگ است، این دیدگاه منجر به ایجاد نوعی قانون طبیعی شد که تغییر ناپذیر است این قانون همه را در برمی‌گرفت (از جمله بردگان را) و قوانین هر کشور را تقلیدی ناقص از قانون طبیعت می‌دانستند.</p>
<p>در واقع رواقیون تفاوت بین فرد و جهان را زایل می‌دانستند و هر گونه تضاد میان روح و ماده را منکر شدند.(فقط یک طبیعت وجود دارد.)</p>
<p>یکی از مشهور‌ین افراد در این مکتب سنکا (۴ پیش از میلاد – ۶۵ پس از میلاد) است. سنکا در مقاله ای در باب دهشت‌های مرگ عنوان می‌کند که :</p>
<p><span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_152609_2('footnote_plugin_reference_152609_2_2');" onkeypress="footnote_moveToReference_152609_2('footnote_plugin_reference_152609_2_2');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_152609_2_2" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۲]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_152609_2_2" class="footnote_tooltip">تمام آن‌چه نیاز داری به پیش رفتن است؛ بدین سان درخواهی یافت که هستند چیزهایی که چندان نباید از آن در هراس بود،&nbsp;&#x2026; <span class="footnote_tooltip_continue"  onclick="footnote_moveToReference_152609_2('footnote_plugin_reference_152609_2_2');">Continue reading</span></span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_152609_2_2').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_152609_2_2', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script></p>
<p>سنکا در ادامه یه این نکته اشاره می‌کند که اکثر “ما” انسان‌ها در تشویش و اضطراب بین مرگ و سختی‌های زندگی حیات پر از سختی و مشقت را انتخاب می‌کنیم، که حتی ممکن است به آن رغبتی نداشته باشیم.</p>
<p>سنکا راه‌حلی را پیشنهاد می‌کند و آن این است که بکوشیم با طرد و پس زدن همه‌ی دل‌نگرانی‌ها، زندگی را به کام خویش کنیم و این مهم به نظر او پیش نمی‌آید مگر آنکه خودمان را با امکان از دست دادن هرآنچه برای ما خوشایند است روبرو کنیم.</p>
<p><span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_152609_2('footnote_plugin_reference_152609_2_3');" onkeypress="footnote_moveToReference_152609_2('footnote_plugin_reference_152609_2_3');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_152609_2_3" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۳]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_152609_2_3" class="footnote_tooltip">هیچ نعمتی دارنده‌اش را سعاتمند نخواهد کرد، مگر آنکه او در ذهنش با امکان خسران آن کنار آمده باشد.</span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_152609_2_3').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_152609_2_3', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script></p>
<p>مرگ روزی به سراغ همه‌ی ما خواهد آمد به کسانی فکر کنید که فاتحان شهرها و دره‌ها بودند و اندکی بعد به دست پسرکی کشته شدند، به تقدیر کراسوس که به دست یک اشکانی رقم خورد یا چنان که مشهور است آغا محمد خان هم توسط نوکرانش به قتل رسید. شمار کسانی که بدست بردگان کشته شده‌اند دقیقا همانقدر است که شمار قربانیان شاهان خشمگین از این رو چه فرقی می‌کند کسی که از او می‌ترسی تا چه حد قدرتمند است حال آنکه هر کس قدر به هراس افکندن تو را دارد؟!</p>
<p>سنکا با ابهام زدایی و دعوت به تفکر در این رابطه که روزی ما هم با هر قدرت و مقامی که داریم این زندگی را ترک خواهیم کرد تلاش می‌کند ما را با امکان خسران این نعمت پیش از از دست دادنش روبرو می‌کند که البته از نتیجه‌ی اینچنین روبرو شدنی صلح و آرامش درونی است که به فرد هدیه می‌کند.</p>
<p><img class=" wp-image-152612 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/04/3-300x150.jpg" alt="" width="360" height="180" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/04/3-300x150.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/04/3.jpg 318w" sizes="(max-width: 360px) 100vw, 360px" /></p>
<h2>اپیکوریان و مرگ</h2>
<p>اپیکوروس در حدود سیصد سال پیش از میلاد مکتبی فلسفی را در آتن پایه گذاری کرد. پیروان او را اپیکوریان نام نهادند.</p>
<p>اپیکوروس بر این باور بود که باید خوشی‌ها را با عوارض جانبی آن در نظر گرفت بطور مثال فرض کنید به یک نوشیدنی علاقه دارید و همه پول خود را برای خرید و خوردن مقدار زیادی از این نوشیدنی صرف می‌کنید بعد از خوردن این مقدار نوشیدنی می‌فهمید که منظور اپیکوروس چیست.</p>
<p>او همچنین معتقد بود که لذت‌های زودگذر بی نتیجه هستند و باید به دنبال خوشی‌های پایدار، ماندگار و عمیق‌تر بود. منظور اپیکوروس از خوشی‌ها لزوما لذت‌های جسمانی نبود بلکه وی به لذت‌هایی همچون نوع دوستی، هنر و &#8230; هم توجه داشت.</p>
<p>نقل قول مشهوری از اپیکوروس هست که می‌گوید:</p>
<p><span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_152609_2('footnote_plugin_reference_152609_2_4');" onkeypress="footnote_moveToReference_152609_2('footnote_plugin_reference_152609_2_4');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_152609_2_4" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۴]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_152609_2_4" class="footnote_tooltip"> مرگ به ما مربوط نیست، چون مادام که ما هستیم مرگ وجود ندارد. و وقتی مرگ وجود دارد ما دیگر وجود نداریم.</span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_152609_2_4').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_152609_2_4', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script></p>
<p>احتمالا مرده‌ها هم از مردن خود دلگیر نیستند، اما نقدی از دکتر مصطفی ملکیان در مورد این جمله وجود دارد بطور خلاصه ایشان به این مسئله اشاره می‌کنند که اگر انسان را فقط دارای قوه‌ی تفکر و منطق در نظر بگیریم این جمله کاملا درست است، اما نباید از این نکته غافل شویم که آدمی دارای قوه‌ی احساس هم هست و در واقع در مواجه با مسئله‌ی مرگ و اضطراب مرگ این قوه‌ی احساس است که مارا دچادر تشویش و نگرانی می‌کند.</p>
<p>پس از اپیکوروس، بسیاری از پیروان او به تمتع و بهره‌مندی از لذات نفسانی بیش از حد پای فشاری کردند. آنان با تاکید بر این نکته دم را دریاب فلسفه‌ی اپیکور را به حاشیه راندند بطوری که امروزه این فلسفه در نظر عوام بصورت منفی به کار برده می‌شود و اینطور تصور می‌شود که منظور فقط کسب لذات و خوشی‌های زندگی است.</p>
<p>( پیروان یک مکتب معمولا نگرشی متعصبانه نسبت به آن مکتب داشته و دارند بطور مثال نو‌فرویدی ها و &#8230; ).</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2>نتیجه‌گیری</h2>
<p>با همه‌ی مواردی که گفته شد و مواردی که در آینده سعی در انتشار آن‌ها خواهم کرد باید این سوال را از خود بپرسیم که :</p>
<p>آیا اندیشیدن به مرگ فایده‌ای هم دارد؟ برای پاسخ به این سوال ابتدا میخواهم رویدادی از زندگی میشل دومونتین را برای شما بازگو کنم.</p>
<p>دومونتین به این موضوع در نوشته‌های خویش اقرار می‌کند که زمانی طولانی با مسئله‌ی مرگ دست و پنجه نرم کرده و در وحشت و رنج و عذاب (حتی پس از بهبود بیماری‌اش) بوده است. دومونتنی با آگاهی از  این اندیشه که عاقبت زندگی‌اش مرگ است می‌زیست، و هر لحظه از زندگی خویش را با این وسواس فکری فلج کننده ‌می‌گذراند او با خواندن نوشته‌های سنکا سعی کرد بر این افکار غلبه کند زیرا بر این عقیده بود که فلسفه می‌تواند به اون بیاموزد که از مرگ نهراسد.</p>
<p>دومونتین مقاله‌ی خود را با عنوان <span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_152609_2('footnote_plugin_reference_152609_2_5');" onkeypress="footnote_moveToReference_152609_2('footnote_plugin_reference_152609_2_5');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_152609_2_5" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۵]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_152609_2_5" class="footnote_tooltip"> فلسفیدن آموختن چگونه مردن است</span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_152609_2_5').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_152609_2_5', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script> آغاز کرد و در این مقاله است که عنوان می‌کند <span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_152609_2('footnote_plugin_reference_152609_2_6');" onkeypress="footnote_moveToReference_152609_2('footnote_plugin_reference_152609_2_6');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_152609_2_6" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۶]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_152609_2_6" class="footnote_tooltip"> مرگ شما بخشی از نظم این جهان است.</span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_152609_2_6').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_152609_2_6', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script> او عقیده دارد سرکوب فکر مرگ کار عوام الناس است فیلسوف باید مرگ آگاه باشد و بداند مرگ هرکجا و در هر زمان به انتظار اوست.</p>
<p>دومونیتن پند سنکا را که دائم اندیشیدن به مرگ بهترین راه برای فائق آمدن بر ترس از مرگ است روبروی خود گذاشت، ولی تجربه‌ی مرگِ نزدیک او را وا داشت تا جور دیگری بیندیشد، دومونتین با تجربه‌ی مرگ دخترش دریافته بود که آمادگی دائم برای مرگ مشکلی را حل نمی‌کند، نمی‌توان دائم در هشدار مسمر نسبت به این موضوع بسر برد در واقع نگاه کردن دائم به پرده‌ی نمایش مانع از افتادن آن نمی‌شود. او در ۱۵۸۸ می‌نویسد:</p>
<p><span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_152609_2('footnote_plugin_reference_152609_2_7');" onkeypress="footnote_moveToReference_152609_2('footnote_plugin_reference_152609_2_7');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_152609_2_7" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۷]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_152609_2_7" class="footnote_tooltip"> ما زندگانی را با نگرانی خود درباره‌ی مرگ رنجور می‌کنیم و با نگرانی درباره‌ی زندگی، مرگ را </span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_152609_2_7').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_152609_2_7', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script></p>
<p>اما باید به این نکته توجه داشته باشم که بین مرگ اندیشی و مرگ آگاهی تفاوت وجود دارد، در مرگ آگاهی ما نسبت به مرگ محتوم ولی نامعلوم خود آگاهی داریم درحالیکه در مرگ اندیشی، اندیشه‌ی مفرط و نادرستی در رابطه با از دست دادن و مردن برما چیره می‌شود که باید نسبت به تفاوت این دو آگاه باشیم، در این سلسه مقالات سعی دارم به مفهوم مرگ‌آگاهی نزدیک شویم، در این‌صورت احتمالا از لایه‌های سطحی خودمان به لایه‌های درونی‌تر رفته و زندگی پربارتری را تجربه خواهیم کرد.</p>
<p>دوباره برگردیم به سوالی که بالاتر مطرح کردم،‌ مرگ آگاهی (آگاهی از اینکه “من” خواهم مرد بطور حتم ولی در زمانی نامعلوم) و نه مرگ اندیشی (اندیشه مداوم نسبت به مرگ که به ترس و اضطراب شبیه است) باعث نیروی محرکه‌ای در درون انسان فانی ‌می‌شود که ممکن است به رشد و شکوفایی وی منجر شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>ما را در <a href="http://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تلگرام</a> و <a href="http://instagram.com/ravanhami" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اینستاگرام</a> دنبال کنید.</p>
<div class="speaker-mute footnotes_reference_container"> <div class="footnote_container_prepare"><p><span role="button" tabindex="0" class="footnote_reference_container_label pointer" onclick="footnote_expand_collapse_reference_container_152609_2();">References</span><span role="button" tabindex="0" class="footnote_reference_container_collapse_button" style="display: none;" onclick="footnote_expand_collapse_reference_container_152609_2();">[<a id="footnote_reference_container_collapse_button_152609_2">+</a>]</span></p></div> <div id="footnote_references_container_152609_2" style=""><table class="footnotes_table footnote-reference-container"><caption class="accessibility">References</caption> <tbody> 

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_152609_2('footnote_plugin_tooltip_152609_2_1');"><a id="footnote_plugin_reference_152609_2_1" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۱</a></th> <td class="footnote_plugin_text">stoa  در یونانی به معنی رواق است.</td></tr>

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_152609_2('footnote_plugin_tooltip_152609_2_2');"><a id="footnote_plugin_reference_152609_2_2" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۲</a></th> <td class="footnote_plugin_text">تمام آن‌چه نیاز داری به پیش رفتن است؛ بدین سان درخواهی یافت که هستند چیزهایی که چندان نباید از آن در هراس بود، دقیقا از آن‌رو که هراسی عظیم را به تو تلقین می‌کند. هیچ شری از آن‌رو که آخرین شر است عظیم نیست. مرگ سر می‌رسد: بناست که از آن بهراسیم، اگر که بتواند با ما بماند. ولی مرگ یا نباید اصلا سر برسد، یا در غیر این صورت ، بیاید و بگذرد.</td></tr>

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_152609_2('footnote_plugin_tooltip_152609_2_3');"><a id="footnote_plugin_reference_152609_2_3" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۳</a></th> <td class="footnote_plugin_text">هیچ نعمتی دارنده‌اش را سعاتمند نخواهد کرد، مگر آنکه او در ذهنش با امکان خسران آن کنار آمده باشد.</td></tr>

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_152609_2('footnote_plugin_tooltip_152609_2_4');"><a id="footnote_plugin_reference_152609_2_4" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۴</a></th> <td class="footnote_plugin_text"> مرگ به ما مربوط نیست، چون مادام که ما هستیم مرگ وجود ندارد. و وقتی مرگ وجود دارد ما دیگر وجود نداریم.</td></tr>

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_152609_2('footnote_plugin_tooltip_152609_2_5');"><a id="footnote_plugin_reference_152609_2_5" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۵</a></th> <td class="footnote_plugin_text"> فلسفیدن آموختن چگونه مردن است</td></tr>

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_152609_2('footnote_plugin_tooltip_152609_2_6');"><a id="footnote_plugin_reference_152609_2_6" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۶</a></th> <td class="footnote_plugin_text"> مرگ شما بخشی از نظم این جهان است.</td></tr>

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_152609_2('footnote_plugin_tooltip_152609_2_7');"><a id="footnote_plugin_reference_152609_2_7" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۷</a></th> <td class="footnote_plugin_text"> ما زندگانی را با نگرانی خود درباره‌ی مرگ رنجور می‌کنیم و با نگرانی درباره‌ی زندگی، مرگ را </td></tr>

 </tbody> </table> </div></div><script type="text/javascript"> function footnote_expand_reference_container_152609_2() { jQuery('#footnote_references_container_152609_2').show(); jQuery('#footnote_reference_container_collapse_button_152609_2').text('−'); } function footnote_collapse_reference_container_152609_2() { jQuery('#footnote_references_container_152609_2').hide(); jQuery('#footnote_reference_container_collapse_button_152609_2').text('+'); } function footnote_expand_collapse_reference_container_152609_2() { if (jQuery('#footnote_references_container_152609_2').is(':hidden')) { footnote_expand_reference_container_152609_2(); } else { footnote_collapse_reference_container_152609_2(); } } function footnote_moveToReference_152609_2(p_str_TargetID) { footnote_expand_reference_container_152609_2(); var l_obj_Target = jQuery('#' + p_str_TargetID); if (l_obj_Target.length) { jQuery( 'html, body' ).delay( 0 ); jQuery('html, body').animate({ scrollTop: l_obj_Target.offset().top - window.innerHeight * 0.2 }, 380); } } function footnote_moveToAnchor_152609_2(p_str_TargetID) { footnote_expand_reference_container_152609_2(); var l_obj_Target = jQuery('#' + p_str_TargetID); if (l_obj_Target.length) { jQuery( 'html, body' ).delay( 0 ); jQuery('html, body').animate({ scrollTop: l_obj_Target.offset().top - window.innerHeight * 0.2 }, 380); } }</script><p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%d9%88-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%a2%d9%86%d8%9b-%d9%81%d9%84%d8%a7%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%da%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7-2/">مرگ و چیستی آن؛ فلاسفه به مرگ چگونه نگاه می‌کنند؟(۲)</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%d9%88-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%a2%d9%86%d8%9b-%d9%81%d9%84%d8%a7%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%da%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7-2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مرگ و چیستی آن؛ فلاسفه به مرگ چگونه نگاه می‌کنند؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%d9%88-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%a2%d9%86%d8%9b-%d9%81%d9%84%d8%a7%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%da%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%d9%88-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%a2%d9%86%d8%9b-%d9%81%d9%84%d8%a7%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%da%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[سجاد مزدآبادی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Feb 2020 18:30:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=152580</guid>

					<description><![CDATA[<p>[۱]تمام زندگی فیلسوف آماده شدن برای مرگ است. رساله‌ی فایدون،‌ افلاطون به نقل از سقراط در مقاله‌ی قبل مقدمه‌ی کوتاهی در باب مرگ‌ مطرح کردیم و به بررسی مواردی از جمله اهمیت موضوع مرگ، مرگ‌ اندیشی و مرگ آگاهی، رابطه‌ی مرگ و دین و همچنین رابطه‌ی مرگ و دین پرداختیم. در این شماره و شماره‌های [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%d9%88-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%a2%d9%86%d8%9b-%d9%81%d9%84%d8%a7%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%da%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87/">مرگ و چیستی آن؛ فلاسفه به مرگ چگونه نگاه می‌کنند؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_152580_4('footnote_plugin_reference_152580_4_1');" onkeypress="footnote_moveToReference_152580_4('footnote_plugin_reference_152580_4_1');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_152580_4_1" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۱]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_152580_4_1" class="footnote_tooltip">تمام زندگی فیلسوف آماده شدن برای مرگ است.</span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_152580_4_1').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_152580_4_1', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script></p>
<p>رساله‌ی فایدون،‌ افلاطون به نقل از سقراط</p>
<p>در <a href="http://ravanhami.com/%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a7%d8%b2-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%da%86%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">مقاله‌ی قبل</a> مقدمه‌ی کوتاهی در باب مرگ‌ مطرح کردیم و به بررسی مواردی از جمله اهمیت موضوع مرگ، مرگ‌ اندیشی و مرگ آگاهی، رابطه‌ی مرگ و دین و همچنین رابطه‌ی مرگ و دین پرداختیم.</p>
<p>در این شماره و شماره‌های بعدی به بررسی آراء فیلسوفان بزرگ در رابطه با مرگ خواهیم پرداخت. بیشتر فیلسوفان به نوعی به مساله مرگ پرداخته‌اند به خاطر همین گوناگونی و تعدد نمی‌توانیم به همه فیلسوفان و نظرات آن‌ها در رابطه با مرگ بپردازیم.</p>
<p>برای شروع سقراط را به علت آرا و زندگی و بیشتر از همه بخاطر نحوه‌ی مرگش برگزیدم.</p>
<p>نام سقراط در تاریخ فلسفه با نام پرسش و زایش همراه است. روش فلسفه سقراطی «مامایی روح» است: گفت‌وگو برای داناتر شدن. سقراط از خلال مکالمه می‌کوشد به حقیقت‌ نزدیک شود. از نظر سقراط راه دانا شدن از اعتراف به نادانی آغاز می‌شود. از همین روست که به گفته دریدا: <span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_152580_4('footnote_plugin_reference_152580_4_2');" onkeypress="footnote_moveToReference_152580_4('footnote_plugin_reference_152580_4_2');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_152580_4_2" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۲]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_152580_4_2" class="footnote_tooltip">‌ سقراط آن کس که چیزی ننوشت.</span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_152580_4_2').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_152580_4_2', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script> خصلت پرسشگری سقراط در گفت‌وگو شکل می‌گرفت. به عقیده هگل، سقراط <span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_152580_4('footnote_plugin_reference_152580_4_3');" onkeypress="footnote_moveToReference_152580_4('footnote_plugin_reference_152580_4_3');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_152580_4_3" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۳]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_152580_4_3" class="footnote_tooltip">یکی از شخصیت‌های جهان تاریخی بود، زیرا فکر چون و چرا کردن در همه چیز را با خودش آورد</span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_152580_4_3').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_152580_4_3', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script></p>
<p><img class=" wp-image-152583 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/2-3-275x300.jpg" alt="" width="317" height="346" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/2-3-275x300.jpg 275w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/2-3.jpg 400w" sizes="(max-width: 317px) 100vw, 317px" /></p>
<h2>مرگ در اندیشه‌ی سقراط</h2>
<p>سقراط فلسفه را تمرینی برای مردن می‌دانست و زندگی او به معنای واقعی به سوی مرگ بود، مرگ او نیز نشانی از هماهنگی میان نظر و عمل این فیلسوف بود. در فلسفه سقراطی مرگ از چه تعریف، شان و جایگاهی برخوردار است؟<br />
سقراط از مرگ به عنوان واقعه‌ای در پایان زندگی دنیوی انسان هراسی نداشت و معتقد بود که پس از مرگ به دیدار هرآنچه خوبی و زیبایی است نائل می‌آید. آنچه در اندیشه منتسب به سقراط در باب مرگ اهمیت دارد، مرگ به عنوان روشی برای درک حقیقت است. سقراط معتقد است که در این زندگی خاکی تنها اندکی به حقیقت نزدیک می‌شویم و آن اندک نیز تنها زمانی است که رابطه ما با تن کم می‌شود بدین صورت که جز به ضرورت به آن نپرداخته‌ایم. پاکی روح در گرو تجرد است و اندک اندک مرگ را آموختن. تمام رساله فایدون بدون هیچ گپنه مبالغه‌ای در خدمت این است که فلسفه را تنها کسانی در می‌یابند و می‌فهمند که از تن عاری شده باشند. به عقیده‌ی سقراط عامل اصلی ترس از مرگ دوست داشتن تن خاکی است.</p>
<p>وی معتقد است افرادی که خود را وقف تن می‌کنند باید از ویرانی آن نگران و بیمناک باشند. (در هر حال دیر یا زود این اتفاق به وقوع خواهد پیوست و تن نابود خواهد شد.) او شجاعت مواجهه با مرگ را ناشی از عدم توجه به تن می‌داند. کسانی که برای آن‌ها لذت‌ها ارزشی ندارد و آن را کوچک می‌شمارند، کسانی اند که تن را خوار می‌دانند و تنها کسانی که تن را خوار می‌دارند، عالم را کوچک می‌بینند. این فاصله گرفتن از تن و خواهش‌های آن همان تمرین مردنی است که منجر به درک حقیقت می‌شود و در عرفان نیز محل توجه است.</p>
<p><img class=" wp-image-152584 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/3-3-300x167.jpg" alt="" width="331" height="184" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/3-3-300x167.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/3-3-768x427.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/3-3.jpg 800w" sizes="(max-width: 331px) 100vw, 331px" /></p>
<h2>شرحی بر رساله‌ی فایدون</h2>
<p>رساله‌ی فایدون، شرحی است از آخرین ساعات زندگی سقراط است که  در همان روز باید جام شوکران را سر بکشد و توسط افلاطون نوشته شده است. (خوانندگان به این نکته توجه داشته باشند که این روایت دقیقاً آن‌چیزی نست که روی داده چرا که افلاطون در آن روز بیمار بود و اصلاً در آن مجلس حضور نداشت.)</p>
<p>طبق نوشته‌ی ثبت شده در فایدون، افلاطون در ضمن تصویر سازی، اندیشه‌های خود را در قالب این داستان و از زبان سقراط تشریح می‌کند. در این رساله سقراط سه دلیل بر فنا نا پذیری نفس اقامه می‌کند.<br />
رساله‌ی فایدون از آنجا آغاز به بحث در خصوص مسئله‌ی مرگ می‌کند که سقراط به سیمیاس می‌گوید از طرف وی به اوئنوس بگوید که با اشتیاق آماده‌ی مرگ باشد (همچنان که سقراط بود) چراکه به زعم سقراط تمام کار فیسوفان آماده شدن برای مرگ است (فایدون ۶۲)</p>
<p>سقراط در حالی که آخرین لحظات زندگی خود را می‌گذراند شاد است و معتقد است که باید شاد باشد. این امر ناشی از آن اندیشه‌ی مذهبی است که در آن زمان – و کما کان در حال حاضر – شایع بوده است چنانکه خود به این مورد معترف است: اگر معتقد نبودم که پس از مرگ به نزد خدایان دانا و مهربان خواهم رفت و با درگذشتگانی که بهتر از مردم این جهان هستند همنشین خواهم شد البته روا نبود به پیشواز مرگ بشتابم اگر هم این سخن را با اطمینان کامل نتوانم گفت در این تردید ندارم که خدایان مهربان مرا در پناه خود خواهند گرفت. از این رو نه تنها از مرگ نمی‌هراسم بلکه شادمانم که پس از مرگ زندگی دیگری هست و چنانکه همواره گفته‌اند نیکان سرانجامی بهتر از بدان دارند.</p>
<p><img class=" wp-image-152585 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/4-2-300x200.jpg" alt="" width="323" height="215" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/4-2-300x200.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/4-2-768x512.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/4-2-90x60.jpg 90w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/4-2-180x120.jpg 180w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/4-2-95x64.jpg 95w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/4-2.jpg 900w" sizes="(max-width: 323px) 100vw, 323px" /></p>
<h2>تشریح و تبین مرگ از نگاه سقراط</h2>
<p>سپس سقراط به تشریح و تبیین مرگ می‌پردازد و توضیح می‌دهد که مرگ چیست و چرا فیلسوف با گشاده‌رویی باید آن را بپذیرد. وی می‌گوید مرگ آن هنگام رخ می‌دهد که روح از تن خاکی جدا می‌گردد و درنهایت سخن را به آنجا می‌رساند که در خصوص شناسایی که کار فیلسوف است سخن بگوید، سقراط می‌گوید که حواس آدمی که از تن است نظیر بینایی و شنوایی که قوی‌ترین آن‌ها هستند تنها آدمی را به گمراهی می‌رسانند و جز فریب دادن چیزی برای آدمی ندارند (برای مثال خطاهای دیدی که انسان به آن مبتلا می‌شود در صورتی که واقعاً وجود ندارند). سپس او به این نکته اشاره می‌کند که تنها راه گریختن از این اشتباهات آن است که به قوه‌ی عقل و تفکر روی بیاوریم و با آن به ادراک جهان برسیم. و نفس آدمی هنگامی به بالاترین درجه‌ی خود می‌رسد که تنها تفکر ناب کند و از حواس خود روی برگرداند و به قول خودش باید تا جایی که می‌شود از حواس روی گرداند، علاوه بر این تمامی مفاهیم نظیر عدالت، فضیلت و ذات و … نیز تنها به واسطه‌ی عقل است که قابل تشریح و تحلیل است که این نیز دلیلی بر اهمیت آن است. (فایدون ۶۵- ۶۶-۶۷)<br />
سقراط  از این گفتگو به این نتیجه نائل می‌آید که هنگامی که مرگ می‌رسد و روح از تن جدا می‌شود، روحی که دیگر در قید تن نیست و دیگر از تن تبعیت نمی‌کند است که می‌تواند به حقیقت برسد و چون تمام آمال فیلسوف رسیدن به حقیقت است پس نباید از مرگ هراسی داشته باشد.<br />
همان‌طور که مشاهده کردید سقراط در اینجا به تمامی منکر حواس می‌شود و کاملاً به طرد معرفت تجربی می‌پردازد، این در حالی است که اگر آدمی منکر این نوع معرفت شود (که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان تاریخ و جغرافیا را نام برد) دیگر حتی نمی‌دانستیم، آتن کجاست و سقراط در چه زمانی می‌زیسته است و بر او چه گذشته است و حتی از شجاعتی که او در زمان مرگ داشته است نیز آگاهی نداشتیم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2>سخن آخر &#8230;</h2>
<p>فایدون کتابی در ستایش مرگ‌ است. این تنها سخنی است که می‌توان درباره این کتاب گفت. سقراط در این کتاب در آخرین روز زندگی خویش، وقتی که فقط چند ساعت به زمان مرگش فرا رسیده، در حلقه شاگردان و دوستان و محبوس در زندانی که خود‌خواسته در آن به بند کشیده شده است، از مرگ‌ سخن می‌گوید و از انسان و از راز حیات او. بدین‌سان فایدون رساله‌ای در معنای مرگ از چشم فیلسوف است.</p>
<p>زندگی سقراط همانند مرگش نمونه‌ای از زندگی فیلسوفانه‌ای است که در تمام عمرش به آن تأکید داشت مرگ‌ سقراط مرگی است در را همه آرمان‌هایی که به نظر سقراط و هر کسی درست می‌آید و او هیچ گونه شک و ترسی به دل راه نداد زیرا به آنچه باید عمل کرده و آغوش خود را برای مرگ باز گذاشته بود در تمام عمرش نه فقط لحظه‌ی، سقراط کار فیلسوفانه‌ی خود را به‌درستی به پایان خویش رسانید که آن کار همانا آماده شدن برای مرگ بود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>در شماره بعدی مقاله به بررسی سایر اندیشمندان و فلاسفه در رابطه با مرگ و اندیشه در باب مرگ خواهیم پرداخت.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>ما را در <a href="http://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تلگرام</a> و <a href="http://instagram.com/ravanhami" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اینستاگرام</a> دنبال کنید.</p>
<div class="speaker-mute footnotes_reference_container"> <div class="footnote_container_prepare"><p><span role="button" tabindex="0" class="footnote_reference_container_label pointer" onclick="footnote_expand_collapse_reference_container_152580_4();">References</span><span role="button" tabindex="0" class="footnote_reference_container_collapse_button" style="display: none;" onclick="footnote_expand_collapse_reference_container_152580_4();">[<a id="footnote_reference_container_collapse_button_152580_4">+</a>]</span></p></div> <div id="footnote_references_container_152580_4" style=""><table class="footnotes_table footnote-reference-container"><caption class="accessibility">References</caption> <tbody> 

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_152580_4('footnote_plugin_tooltip_152580_4_1');"><a id="footnote_plugin_reference_152580_4_1" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۱</a></th> <td class="footnote_plugin_text">تمام زندگی فیلسوف آماده شدن برای مرگ است.</td></tr>

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_152580_4('footnote_plugin_tooltip_152580_4_2');"><a id="footnote_plugin_reference_152580_4_2" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۲</a></th> <td class="footnote_plugin_text">‌ سقراط آن کس که چیزی ننوشت.</td></tr>

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_152580_4('footnote_plugin_tooltip_152580_4_3');"><a id="footnote_plugin_reference_152580_4_3" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۳</a></th> <td class="footnote_plugin_text">یکی از شخصیت‌های جهان تاریخی بود، زیرا فکر چون و چرا کردن در همه چیز را با خودش آورد</td></tr>

 </tbody> </table> </div></div><script type="text/javascript"> function footnote_expand_reference_container_152580_4() { jQuery('#footnote_references_container_152580_4').show(); jQuery('#footnote_reference_container_collapse_button_152580_4').text('−'); } function footnote_collapse_reference_container_152580_4() { jQuery('#footnote_references_container_152580_4').hide(); jQuery('#footnote_reference_container_collapse_button_152580_4').text('+'); } function footnote_expand_collapse_reference_container_152580_4() { if (jQuery('#footnote_references_container_152580_4').is(':hidden')) { footnote_expand_reference_container_152580_4(); } else { footnote_collapse_reference_container_152580_4(); } } function footnote_moveToReference_152580_4(p_str_TargetID) { footnote_expand_reference_container_152580_4(); var l_obj_Target = jQuery('#' + p_str_TargetID); if (l_obj_Target.length) { jQuery( 'html, body' ).delay( 0 ); jQuery('html, body').animate({ scrollTop: l_obj_Target.offset().top - window.innerHeight * 0.2 }, 380); } } function footnote_moveToAnchor_152580_4(p_str_TargetID) { footnote_expand_reference_container_152580_4(); var l_obj_Target = jQuery('#' + p_str_TargetID); if (l_obj_Target.length) { jQuery( 'html, body' ).delay( 0 ); jQuery('html, body').animate({ scrollTop: l_obj_Target.offset().top - window.innerHeight * 0.2 }, 380); } }</script><p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%d9%88-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%a2%d9%86%d8%9b-%d9%81%d9%84%d8%a7%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%da%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87/">مرگ و چیستی آن؛ فلاسفه به مرگ چگونه نگاه می‌کنند؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%d9%88-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%a2%d9%86%d8%9b-%d9%81%d9%84%d8%a7%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%da%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مقدمه‌ای در باب مرگ ، از چیستی تا چرایی</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a7%d8%b2-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%da%86%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a7%d8%b2-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%da%86%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[سجاد مزدآبادی]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 07 Feb 2020 18:30:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[رواندرمانی وجودی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=152535</guid>

					<description><![CDATA[<p>آیا بهتر نیست که در واقعیت و در اندیشه‌هایمان، جایگاهی را به مرگ بدهیم که شایسته‌ی آن است، و اهمیت نگرش ناخودآگاه به مرگ‌ را که تا کنون چنین با جدیت آن را سرکوب کرده‌ایم، کمی بارزتر کنیم؟ زیگموند فروید (۱۹۱۵) [۱]اندیشه‌هایی در خورِ ایامِ جنگ و مرگ بسیاری از ما نمی‌توانیم با حقیقت مرگ [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a7%d8%b2-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%da%86%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/">مقدمه‌ای در باب مرگ ، از چیستی تا چرایی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آیا بهتر نیست که در واقعیت و در اندیشه‌هایمان، جایگاهی را به مرگ بدهیم که شایسته‌ی آن است، و اهمیت نگرش ناخودآگاه به مرگ‌ را که تا کنون چنین با جدیت آن را سرکوب کرده‌ایم، کمی بارزتر کنیم؟</p>
<p>زیگموند فروید (۱۹۱۵) <span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_152535_6('footnote_plugin_reference_152535_6_1');" onkeypress="footnote_moveToReference_152535_6('footnote_plugin_reference_152535_6_1');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_152535_6_1" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۱]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_152535_6_1" class="footnote_tooltip">اندیشه‌هایی در خورِ ایامِ جنگ و مرگ</span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_152535_6_1').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_152535_6_1', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script></p>
<p>بسیاری از ما نمی‌توانیم با حقیقت مرگ کنار بیاییم که هر جا که ممکن باشد، هر چه را یادآور مرگ هست نفی و انکار می‌کنیم و از آن کناره می‌گیریم، مهم‌تر تلاش می‌کنیم تا مرگ را به تأخیر بی‌اندازیم اگر فایده‌ای مهم در علم طب باشد همانا این است که از مرگ‌و‌میر می‌کاهد و بر طول عمر می‌افزاید.</p>
<p>سخن از مرگ‌‌ برای عده‌ی زیادی از ما سخت و دلهره آور است،‌ تصور مرگ‌ عزیزان یا دوستان و خودمان ممکن است ما را بشدت آشفته کرده و باعث اضطراب و وحشت ما شود، این وحشت ممکن است در نتیجه‌ی انجام ندادن کارهای ناتمام، فرصت‌های از دست رفته‌ی ما و زندگی زیست نشده‌ی ما باشد.</p>
<p>اضطرابی که گاه و ناگاه و بدون دلیل شخصی به سراغ ما می‌آید می‌تواند شاهدی بر این مدعا باشد که مرگ جایگاه مهمی در ساختار روان ما دارد. آروین یالوم در جای جای نوشته‌های خود گزارش‌های موردی‌ای را مطرح می‌کند که اضطراب نیست شدن در تار و پود هستی ما جای گرفته است. مردمانی هستند که زمانی که به سالمندی می‌رسند در و مرگ را در یک قدمی خود حس می‌کنند به قدری با این اضطراب درگیرند که خود را ناتوان از مقابله با نشانه‌های آن یافته و تنها در آن زمان به جست‌وجوی چرایی‌ها می‌پردازند. این نشانه‌ها لزوماً ارتباطِ شکلیِ مستقیمی با مرگ‌‌ و مردن ندارند و می‌توانند در ساده‌ترین یا پیچیده‌ترین، نادرترین یا روزمره‌ترین اتفاقات زندگی پدیدار شوند.</p>
<p>مرگ‌‌ مسئله‌ای است مربوط به زندگان. از میان مخلوقات بسیاری که در این کره‌ی خاکی می‌میرند تنها انسان‌ها هستند که مرگ نزد آن‌ها یک مسئله است. آن‌ها در تولد، در بلوغ، جوانی، سالخوردگی و مرگ با حیوانات سهیم‌اند ولی از میان همه آنها تنها انسان‌ها (به این شکل) می‌دانند که خواهند مرد، تنها آن‌ها می‌توانند پایان کار خویش را انتظار کشند و تنها آنها به این نکته آگاه هستند که بالاخره زمانش فرا خواهد رسید.</p>
<p>در واقع مسئله‌ی پیش روی انسان‌ها در مواجه با مرگ همین است: خود مرگ نیست که اضطراب را ایجاد می‌کند بلکه آگاهی از مرگ ما را دچار تشویش و نگرانی می‌کند.</p>
<p><img class=" wp-image-152538 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/c77714b6b364f75cdc17063cfb09fc05-202x300.jpg" alt="" width="223" height="331" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/c77714b6b364f75cdc17063cfb09fc05-202x300.jpg 202w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/c77714b6b364f75cdc17063cfb09fc05.jpg 564w" sizes="(max-width: 223px) 100vw, 223px" /></p>
<h2>مرگ راهی به رهایی</h2>
<p>در سری مقلات پیش رو در باب مرگ سعی کرده‌ام تا با نگاهی عمیق‌تر این مسئله را بررسی کرده و اهمیت مفهوم مرگ را در علوم انسانی و سطوح کاربردی‌تر بفهمیم.</p>
<p>افراد زیادی فعالیت‌ها و اقدامات خودشان را بخاطر ترس از شکست، تنها شدن با احساسات درونی خود و ترس از طرد شدن توسط افراد مهم زندگیشان کنار می‌گذارند؛ ترس از بیان احساسات واقعی به نزدیکان و &#8230; زندگی واقعی که لیاقتش را داریم به عقب می‌اندازیم.</p>
<p>می‌توانیم بکوشیم از اندیشه‌ی مرگ دوری کنیم آن هم از طریق راندن آن از خویش ـ با پنهان یا سرکوب کردنِ این تصور ناخوشایند و شوم ـ یا از طریق توسل به باوری تزلزل‌ناپذیر به نامیرایی شخص خودمان ـ <span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_152535_6('footnote_plugin_reference_152535_6_2');" onkeypress="footnote_moveToReference_152535_6('footnote_plugin_reference_152535_6_2');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_152535_6_2" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۲]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_152535_6_2" class="footnote_tooltip">دیگران می‌میرند ولی من نه</span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_152535_6_2').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_152535_6_2', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script>. (نوربرت الیاس)</p>
<p>این امروز و فردا کردن یک راه حل دارد و آن مثبت اندیشی یا و اطمینان دادن نیست، باید به چیزی عظیم‌تر و هولناک‌تر از شک و تردیدهای خودمان فکر کنیم و آن اندیشیدن به مرگ است، از فکر کردن به مرگ استفاده کنیم نه برای نا‌امیدی بلکه برای رسیدن به کاری که رسالت ماست.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2>چرا باید در باب مرگ‌ و معنای آن تأمل کرد؟</h2>
<p>اهمیت مسئله‌ی مرگ‌ نه موضوعی جدید و نو بلکه مبحثی است که از پیدایش نخستین انسان مطرح بوده و هست. خیلی عجیب نیست که نخستین کتابی که از تمدن‌های بزرگ باستانی به دست ما رسیده کتاب مردگان مصر و نخستین افسانه، افسانه گیل گمش بابلی باشدکه در تلاش برای یافتن گیاه جوانی و زندگی جاویدان بوده است. گویی کهنترین هراس یا آرزو هراس از مرگ و نامیرایی بوده و هست.</p>
<p>موضوع مرگ پایه‌ی اصلی تمام ادیان ابراهیمی و بسیاری ادیان دیگر را شکل می‌‌دهد،. مالینوفسکی یادآور شده است که مرگ که بیش از هر رویداد دیگری محاسبات آدمی را به هم می‌ریزد شاید منشأ اصلی اعتقادات مذهبی باشد. متون مقدس پر است از اشاراتی که مرگ را کیفری مناسب برای گناه می‌داند. در کتاب مقدس می‌خوانیم؛ مرگ از زمان حضرت آدم آغاز شد. و از آن پس همواره جزو میراث ما بوده است.</p>
<p>مرگ‌ با گناه آمد و بدین سبب مرگ بر تمام آدمیان چیره شد. زیرا همه گناه کار‌اند. بنابراین دین از طریق مرگ است که گناه امید و ترس بوجود می‌آورد. ما مرگ را بزرگ‌ترین خطر برای حس تسلط خود به شمار می‌آوریم و دین به لحاظ تاریخی ابزار اصلی فرهنگ ما برای سازگاری با سرنوشت محتوممان یعنی مرگ است.</p>
<p>دین به مرگ معنا می‌دهد، مرگ‌ به عنوان امری ناشناخته فاقد معنا و نیاز به تبیین است در واقع چون ما ابهام را به آسانی تحمل نمی‌کنیم، سوال‌های داریم و دین پاسخ‌های لازم را به ما می‌دهد. مرگ چنان که هست پایانی ساده و ابدی است، معلوم است که منظره خاموشی خود را نمی‌توانیم به آسانی بپذیریم. این نه تنها از آن رو که می‌خواهیم زنده بمانیم بلکه دوست داریم به این امر یقین داشته باشیم است. دین تضمین می‌دهد که زندگی ابدیست و سرانجام تحقق خواهد یافت.</p>
<p>مسئله‌ی جاودانگی منشأ و مقوم ادیان است و دین یگانه پناهگاه در برابر خطر مرگ است. (اونامونو)</p>
<p>در باب ارتباط مرگ و دین در مقالات بعدی بطور مفصل ‌بحث خواهیم کرد اما در ادامه‌ی اهمیت تفکر در مورد مرگ باید به دعوت اندیشمندان و متفکران دنیا در مورد این موضوع اشاره کرد، در نقل قولی از افلاطون در رابطه با سقراط آمده است که سقراط <span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_152535_6('footnote_plugin_reference_152535_6_3');" onkeypress="footnote_moveToReference_152535_6('footnote_plugin_reference_152535_6_3');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_152535_6_3" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۳]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_152535_6_3" class="footnote_tooltip">تمامی زندگی فیلسوفان را آماده شدن برای مرگ دانسته.</span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_152535_6_3').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_152535_6_3', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script> (۴۵-۴۴ قبل از میلاد)</p>
<p>همینطور برای افلاطون، سنکا، اپیکور، میشل دومونتنی، فرانسیس بیکن،، هایدگر، سارتر، فروید، یونگ، اتورنک و&#8230; مرگ‌ موضوعی اساسی و اصلی را در نظریه‌ها و گفتارشان ایفا می‌کند. (در مقالات بعدی به رابطه‌ی بین مرگ و فلسفه خواهیم پرداخت)</p>
<p>مرگ‌ به سبب احساسی که در افراد بر می‌انگیزد هم بسیار مهم است احتمالاً تجربه‌‌های از سوگ را داشته یا دارید (فوت یکی از عزیزان، تمام شدن یک رابطه‌ی پر معنا و یا حتی از دست دادن شغل ـ که همگی نمونه‌هایی از سوگ هستندـ) این مسئله بارها مورد توجه دانشمندان علوم انسانی قرار گرفته است (راه‌های برای برون رفت از احساسات ناخوشایند و شناخت عواملی که ما را به سمت این احساسات سوق می‌دهند).</p>
<p>همچنین اگر درک درستی از مفهوم مرگ‌ بخصوص درک اینکه من به عنوان موجودی فانی خواهم مرد داشته باشیم می‌توانیم به درک درست‌تری از خویشتن خویش دست یابیم در واقع با آگاهی به این نکته که فقط یکبار زندگی خواهیم کرد بدنبال بهینه کردن خودمان در مسیر تمایلات و خواسته‌هایمان خواهیم بود.</p>
<p><img class=" wp-image-152539 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/396ed4ea4302b6a7127a74635b2c6666-206x300.jpg" alt="" width="226" height="329" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/396ed4ea4302b6a7127a74635b2c6666-206x300.jpg 206w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/396ed4ea4302b6a7127a74635b2c6666.jpg 564w" sizes="(max-width: 226px) 100vw, 226px" /></p>
<h2>نگاهی به آینده‌ی مرگ‌</h2>
<p>این مقاله اولین قسمت از سری مقالات مرتبط با مرگ‌ بود در قسمت‌های بعدی سعی خواهم کرد تا با تعریف اجمالی اسطوره‌ها و همچنین برخی اصطلاحات مرتبط با مرگ‌ در فلسفه به بررسی عمیق‌تر مرگ‌ در این حوزه‌ها بپردازم سپس به بیان رابطه‌ی مرگ‌ و روان‌شناسی پرداخته و موضوعاتی همچون اضطراب مرگ‌ در روان‌شناسی، مرگ‌ در فضای درمان، معنا و مرگ‌ در زندگی و &#8230;</p>
<p>ما را در <a href="http://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تلگرام</a> و <a href="http://instagram.com/ravanhami" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اینستاگرام</a> دنبال کنید.</p>
<div class="speaker-mute footnotes_reference_container"> <div class="footnote_container_prepare"><p><span role="button" tabindex="0" class="footnote_reference_container_label pointer" onclick="footnote_expand_collapse_reference_container_152535_6();">References</span><span role="button" tabindex="0" class="footnote_reference_container_collapse_button" style="display: none;" onclick="footnote_expand_collapse_reference_container_152535_6();">[<a id="footnote_reference_container_collapse_button_152535_6">+</a>]</span></p></div> <div id="footnote_references_container_152535_6" style=""><table class="footnotes_table footnote-reference-container"><caption class="accessibility">References</caption> <tbody> 

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_152535_6('footnote_plugin_tooltip_152535_6_1');"><a id="footnote_plugin_reference_152535_6_1" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۱</a></th> <td class="footnote_plugin_text">اندیشه‌هایی در خورِ ایامِ جنگ و مرگ</td></tr>

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_152535_6('footnote_plugin_tooltip_152535_6_2');"><a id="footnote_plugin_reference_152535_6_2" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۲</a></th> <td class="footnote_plugin_text">دیگران می‌میرند ولی من نه</td></tr>

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_152535_6('footnote_plugin_tooltip_152535_6_3');"><a id="footnote_plugin_reference_152535_6_3" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۳</a></th> <td class="footnote_plugin_text">تمامی زندگی فیلسوفان را آماده شدن برای مرگ دانسته.</td></tr>

 </tbody> </table> </div></div><script type="text/javascript"> function footnote_expand_reference_container_152535_6() { jQuery('#footnote_references_container_152535_6').show(); jQuery('#footnote_reference_container_collapse_button_152535_6').text('−'); } function footnote_collapse_reference_container_152535_6() { jQuery('#footnote_references_container_152535_6').hide(); jQuery('#footnote_reference_container_collapse_button_152535_6').text('+'); } function footnote_expand_collapse_reference_container_152535_6() { if (jQuery('#footnote_references_container_152535_6').is(':hidden')) { footnote_expand_reference_container_152535_6(); } else { footnote_collapse_reference_container_152535_6(); } } function footnote_moveToReference_152535_6(p_str_TargetID) { footnote_expand_reference_container_152535_6(); var l_obj_Target = jQuery('#' + p_str_TargetID); if (l_obj_Target.length) { jQuery( 'html, body' ).delay( 0 ); jQuery('html, body').animate({ scrollTop: l_obj_Target.offset().top - window.innerHeight * 0.2 }, 380); } } function footnote_moveToAnchor_152535_6(p_str_TargetID) { footnote_expand_reference_container_152535_6(); var l_obj_Target = jQuery('#' + p_str_TargetID); if (l_obj_Target.length) { jQuery( 'html, body' ).delay( 0 ); jQuery('html, body').animate({ scrollTop: l_obj_Target.offset().top - window.innerHeight * 0.2 }, 380); } }</script><p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a7%d8%b2-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%da%86%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/">مقدمه‌ای در باب مرگ ، از چیستی تا چرایی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a7%d8%b2-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%da%86%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مرگ چیست؟ مقدمه‌ای در باب مرگ، از چیستی تا چرایی</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[سجاد مزدآبادی]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Aug 2019 12:30:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=151954</guid>

					<description><![CDATA[<p>‌آیا بهتر نیست که در واقعیت و در اندیشه‌هایمان، جایگاهی را به مرگ بدهیم که شایسته‌ی آن است و اهمیت نگرش ناخودآگاه به مرگ‌ را که تاکنون چنین با جدیت آن را سرکوب کرده‌ایم، کمی بارزتر کنیم؟ زیگموند فروید (۱۹۱۵)[۱]اندیشه‌هایی در خورِ ایامِ جنگ و مرگ بسیاری از ما نمی‌توانیم با حقیقت مرگ‌ کنار بیاییم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/">مرگ چیست؟ مقدمه‌ای در باب مرگ، از چیستی تا چرایی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>‌آیا بهتر نیست که در واقعیت و در اندیشه‌هایمان، جایگاهی را به مرگ بدهیم که شایسته‌ی آن است و اهمیت نگرش ناخودآگاه به مرگ‌ را که تاکنون چنین با جدیت آن را سرکوب کرده‌ایم، کمی بارزتر کنیم؟</p>
<p>زیگموند فروید (۱۹۱۵)<span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_151954_8('footnote_plugin_reference_151954_8_1');" onkeypress="footnote_moveToReference_151954_8('footnote_plugin_reference_151954_8_1');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_151954_8_1" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۱]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_151954_8_1" class="footnote_tooltip">اندیشه‌هایی در خورِ ایامِ جنگ و مرگ</span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_151954_8_1').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_151954_8_1', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script></p>
<p>بسیاری از ما نمی‌توانیم با حقیقت مرگ‌ کنار بیاییم که هر جا که ممکن باشد، هر چه را یادآور مرگ‌ هست نفی و انکار می‌کنیم و از آن کناره می‌گیریم، مهم‌تر تلاش می‌کنیم تا مرگ‌ را به تأخیر بیندازیم اگر فایده‌ای مهم در علم طب باشد همانا این است که از مرگ‌و‌میر می‌کاهد و بر طول عمر می‌افزاید.</p>
<p>سخن از مرگ‌ برای عده‌ی زیادی از ما سخت و دلهره‌آور است،‌ تصور مرگ‌ عزیزان یا دوستان و خودمان ممکن است ما را بشدت آشفته کرده و باعث اضطراب و وحشت ما شود، این وحشت ممکن است درنتیجه‌ی انجام ندادن کارهای ناتمام، فرصت‌های ازدست‌رفته‌ی ما وزندگی زیست نشده‌ی ما باشد.</p>
<p>اضطرابی که گاه و ناگاه و بدون دلیل شخصی به سراغ ما می‌آید می‌تواند شاهدی بر این مدعا باشد که مرگ جایگاه مهمی در ساختار روان ما دارد. اروین یالوم در جای‌جای نوشته‌های خود گزارش‌های موردی‌ای را مطرح می‌کند که اضطراب نیست شدن در تاروپود هستی ما جای گرفته است. مردمانی هستند که زمانی که به سالمندی می‌رسند در و مرگ‌ را در یک‌قدمی خود حس می‌کنند به‌قدری با این اضطراب درگیرند که خود را ناتوان از مقابله با نشانه‌های آن یافته و تنها در آن زمان به جست‌وجوی چرایی‌ها می‌پردازند. این نشانه‌ها لزوماً ارتباطِ شکلیِ مستقیمی با مرگ‌ و مردن ندارند و می‌توانند در ساده‌ترین یا پیچیده‌ترین، نادرترین یا روزمره‌ترین اتفاقات زندگی پدیدار شوند.</p>
<p>مرگ‌ مسئله‌ای است مربوط به زندگان. از میان مخلوقات بسیاری که در این کره‌ی خاکی می‌میرند تنها انسان‌ها هستند که مرگ‌ نزد آن‌ها یک مسئله است. آن‌ها در تولد، در بلوغ، جوانی، سالخوردگی و مرگ‌ با حیوانات سهیم‌اند ولی از میان همه آن‌ها تنها انسان‌ها (به این شکل) می‌دانند که خواهند مرد، تنها آن‌ها می‌توانند پایان کار خویش را انتظار کشند و تنها آن‌ها به این نکته آگاه هستند که بالاخره زمانش فرا خواهد رسید.</p>
<p>درواقع مسئله‌ی پیش روی انسان‌ها در مواجه با مرگ همین است: خود مرگ نیست که اضطراب را ایجاد می‌کند بلکه آگاهی از مرگ ما را دچار تشویش و نگرانی می‌کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2>مرگ راهی به رهایی</h2>
<p><img class=" wp-image-151957 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/783fce3b2f6bdf91498d8708d385c896-240x300.jpg" alt="" width="307" height="384" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/783fce3b2f6bdf91498d8708d385c896-240x300.jpg 240w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/783fce3b2f6bdf91498d8708d385c896.jpg 564w" sizes="(max-width: 307px) 100vw, 307px" /></p>
<p>در سری مقالات پیش رو در باب مرگ سعی کرده‌ام تا با نگاهی عمیق‌تر این مسئله را بررسی کرده و اهمیت مفهوم مرگ را در علوم انسانی و سطوح کاربردی‌تر بفهمیم.</p>
<p>افراد زیادی فعالیت‌ها و اقدامات خودشان را به خاطر ترس از شکست، تنها شدن با احساسات درونی خود و ترس از طرد شدن توسط افراد مهم زندگی‌شان کنار می‌گذارند؛ ترس از بیان احساسات واقعی به نزدیکان و &#8230; زندگی واقعی که لیاقتش راداریم به عقب می‌اندازیم.</p>
<p>می‌توانیم بکوشیم از اندیشه‌ی مرگ‌ دوری‌کنیم آن‌هم از طریق راندن آن از خویش ـ با پنهان یا سرکوب کردنِ این تصور ناخوشایند و شوم ـ یا از طریق توسل به باوری تزلزل‌ناپذیر به نامیرایی شخص خودمان ـ <span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_151954_8('footnote_plugin_reference_151954_8_2');" onkeypress="footnote_moveToReference_151954_8('footnote_plugin_reference_151954_8_2');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_151954_8_2" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۲]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_151954_8_2" class="footnote_tooltip">دیگران می‌میرند ولی من نه</span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_151954_8_2').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_151954_8_2', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script>. (نوربرت الیاس)</p>
<p>این امروز و فردا کردن یک‌راه حل دارد و آن مثبت اندیشی یا و اطمینان دادن نیست، باید به چیزی عظیم‌تر و هولناک‌تر از شک و تردید های خودمان فکر کنیم و آن اندیشیدن به مرگ است، از فکر کردن به مرگ‌ استفاده کنیم نه برای نا‌امیدی بلکه برای رسیدن به کاری که رسالت ماست.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2>چرا باید در باب مرگ‌ و معنای آن تأمل کرد؟</h2>
<p>اهمیت مسئله‌ی مرگ‌ نه موضوعی جدید و نو بلکه مبحثی است که از پیدایش نخستین انسان مطرح بوده و هست. خیلی عجیب نیست که نخستین کتابی که از تمدن‌های بزرگ باستانی به دست ما رسیده کتاب مردگان مصر و نخستین افسانه، افسانه گیل‌گمش بابلی باشدکه در تلاش برای یافتن گیاه جوانی وزندگی جاویدان بوده است. گویی کهن‌ترین هراس یا آرزو هراس از مرگ و نامیرایی بوده و هست.</p>
<p>موضوع مرگ پایه‌ی اصلی تمام ادیان ابراهیمی و بسیاری ادیان دیگر را شکل می‌‌دهد، مالینوفسکی یادآور شده است که مرگ که بیش از هر رویداد دیگری محاسبات آدمی را به هم می‌ریزد شاید منشأ اصلی اعتقادات مذهبی باشد. متون مقدس پر است از اشاراتی که مرگ‌ را کیفری مناسب برای گناه می‌داند. در کتاب مقدس می‌خوانیم؛ مرگ از زمان حضرت آدم آغاز شد؛ و از آن پس همواره جزو میراث ما بوده است.</p>
<p>مرگ‌ با گناه آمد و بدین سبب مرگ‌ بر تمام آدمیان چیره شد؛ زیرا همه گناه‌کارند؛ بنابراین دین از طریق مرگ‌ است که گناه امید و ترس به وجود می‌آورد. ما مرگ‌‌ را بزرگ‌ترین خطر برای حس تسلط خود به شمار می‌آوریم و دین به لحاظ تاریخی ابزار اصلی فرهنگ ما برای سازگاری با سرنوشت محتوممان یعنی مرگ‌ است.</p>
<p>دین به مرگ معنا می‌دهد، مرگ به‌عنوان امری ناشناخته فاقد معنا و نیاز به تبیین است درواقع چون ما ابهام را به‌آسانی تحمل نمی‌کنیم، سؤال‌های داریم و دین پاسخ‌های لازم را به ما می‌دهد. مرگ چنان‌که هست پایانی ساده و ابدی است، معلوم است که منظره خاموشی خود را نمی‌توانیم به‌آسانی بپذیریم. این نه‌تنها ازآن‌رو که می‌خواهیم زنده بمانیم بلکه دوست داریم به این امر یقین داشته باشیم است. دین تضمین می‌دهد که زندگی ابدی است و سرانجام تحقق خواهد یافت.</p>
<p>مسئله‌ی جاودانگی منشأ و مقوم ادیان است و دین یگانه پناهگاه در برابر خطر مرگ است. (اونامونو)</p>
<p>در باب ارتباط مرگ و دین در مقالات بعدی به‌طور مفصل ‌بحث خواهیم کرد اما در ادامه‌ی اهمیت تفکر در مورد مرگ باید به دعوت اندیشمندان و متفکران دنیا در مورد این موضوع اشاره کرد، در نقل‌قولی از افلاطون در رابطه با سقراط آمده است که سقراط <span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_151954_8('footnote_plugin_reference_151954_8_3');" onkeypress="footnote_moveToReference_151954_8('footnote_plugin_reference_151954_8_3');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_151954_8_3" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۳]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_151954_8_3" class="footnote_tooltip">تمامی زندگی فیلسوفان را آماده شدن برای مرگ دانسته.</span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_151954_8_3').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_151954_8_3', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script> (۴۵-۴۴ قبل از میلاد)</p>
<p>همین‌طور برای افلاطون، سنکا، اپیکور، میشل دومونتنی، فرانسیس بیکن، هایدگر، سارتر، فروید، یونگ، اتورنک و&#8230; مرگ موضوعی اساسی و اصلی را در نظریه‌ها و گفتارشان ایفا می‌کند. (در مقالات بعدی به رابطه‌ی بین مرگ و فلسفه خواهیم پرداخت)</p>
<p>مرگ به سبب احساسی که در افراد برمی‌انگیزد هم بسیار مهم است احتمالاً تجربه‌‌های از سوگ را داشته یا دارید (فوت یکی از عزیزان، تمام شدن یک رابطه‌ی پرمعنا و یا حتی از دست دادن شغل ـ که همگی نمونه‌هایی از سوگ هستندـ) این مسئله بارها موردتوجه دانشمندان علوم انسانی قرارگرفته است (راه‌های برای برون‌رفت از احساسات ناخوشایند و شناخت عواملی که ما را به سمت این احساسات سوق می‌دهند).</p>
<p>همچنین اگر درک درستی از مفهوم مرگ بخصوص درک اینکه من به‌عنوان موجودی فانی خواهم مرد داشته باشیم می‌توانیم به درک درست‌تری از خویشتن خویش دست‌یابیم درواقع با آگاهی به این نکته که فقط یک‌بار زندگی خواهیم کرد به دنبال بهینه کردن خودمان در مسیر تمایلات و خواسته‌هایمان خواهیم بود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2>نگاهی به آینده‌ی مرگ‌</h2>
<p><img class=" wp-image-151958 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/6f73b8116bd3dc2c7dcfb282c7eece4f-214x300.jpg" alt="" width="288" height="404" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/6f73b8116bd3dc2c7dcfb282c7eece4f-214x300.jpg 214w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/6f73b8116bd3dc2c7dcfb282c7eece4f.jpg 474w" sizes="(max-width: 288px) 100vw, 288px" /></p>
<p>این مقاله اولین قسمت از سری مقالات مرتبط با مرگ بود در قسمت‌های بعدی سعی خواهم کرد تا با تعریف اجمالی اسطوره‌ها و همچنین برخی اصطلاحات مرتبط با مرگ در فلسفه به بررسی عمیق‌تر مرگ در این حوزه‌ها بپردازم سپس به بیان رابطه‌ی مرگ و روان‌شناسی پرداخته و موضوعاتی همچون اضطراب مرگ در روان‌شناسی، مرگ در فضای درمان، معنا و مرگ در زندگی و &#8230;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>ما را در <a href="http://t.me/ravanhami">تلگرام</a>  و در <a href="http://instagram.com/ravanhami">اینستاگرام</a> دنبال کنید.</p>
<div class="speaker-mute footnotes_reference_container"> <div class="footnote_container_prepare"><p><span role="button" tabindex="0" class="footnote_reference_container_label pointer" onclick="footnote_expand_collapse_reference_container_151954_8();">References</span><span role="button" tabindex="0" class="footnote_reference_container_collapse_button" style="display: none;" onclick="footnote_expand_collapse_reference_container_151954_8();">[<a id="footnote_reference_container_collapse_button_151954_8">+</a>]</span></p></div> <div id="footnote_references_container_151954_8" style=""><table class="footnotes_table footnote-reference-container"><caption class="accessibility">References</caption> <tbody> 

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_151954_8('footnote_plugin_tooltip_151954_8_1');"><a id="footnote_plugin_reference_151954_8_1" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۱</a></th> <td class="footnote_plugin_text">اندیشه‌هایی در خورِ ایامِ جنگ و مرگ</td></tr>

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_151954_8('footnote_plugin_tooltip_151954_8_2');"><a id="footnote_plugin_reference_151954_8_2" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۲</a></th> <td class="footnote_plugin_text">دیگران می‌میرند ولی من نه</td></tr>

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_151954_8('footnote_plugin_tooltip_151954_8_3');"><a id="footnote_plugin_reference_151954_8_3" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۳</a></th> <td class="footnote_plugin_text">تمامی زندگی فیلسوفان را آماده شدن برای مرگ دانسته.</td></tr>

 </tbody> </table> </div></div><script type="text/javascript"> function footnote_expand_reference_container_151954_8() { jQuery('#footnote_references_container_151954_8').show(); jQuery('#footnote_reference_container_collapse_button_151954_8').text('−'); } function footnote_collapse_reference_container_151954_8() { jQuery('#footnote_references_container_151954_8').hide(); jQuery('#footnote_reference_container_collapse_button_151954_8').text('+'); } function footnote_expand_collapse_reference_container_151954_8() { if (jQuery('#footnote_references_container_151954_8').is(':hidden')) { footnote_expand_reference_container_151954_8(); } else { footnote_collapse_reference_container_151954_8(); } } function footnote_moveToReference_151954_8(p_str_TargetID) { footnote_expand_reference_container_151954_8(); var l_obj_Target = jQuery('#' + p_str_TargetID); if (l_obj_Target.length) { jQuery( 'html, body' ).delay( 0 ); jQuery('html, body').animate({ scrollTop: l_obj_Target.offset().top - window.innerHeight * 0.2 }, 380); } } function footnote_moveToAnchor_151954_8(p_str_TargetID) { footnote_expand_reference_container_151954_8(); var l_obj_Target = jQuery('#' + p_str_TargetID); if (l_obj_Target.length) { jQuery( 'html, body' ).delay( 0 ); jQuery('html, body').animate({ scrollTop: l_obj_Target.offset().top - window.innerHeight * 0.2 }, 380); } }</script><p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/">مرگ چیست؟ مقدمه‌ای در باب مرگ، از چیستی تا چرایی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
