<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>شکوفه کاشکی &#8211; روان حامی</title>
	<atom:link href="https://ravanhami.com/author/shukufee/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://ravanhami.com</link>
	<description>روانشناسی/ رواندرمانی و مشاوره</description>
	<lastBuildDate>Sat, 01 Feb 2020 20:25:24 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.7.9</generator>
	<item>
		<title>بررسی ساختار شخصیت خودشیفته و پویش‌های روانی آنها</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%db%8c%d9%81%d8%aa%d9%87-%d9%88-%d9%be%d9%88%db%8c%d8%b4%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%db%8c%d9%81%d8%aa%d9%87-%d9%88-%d9%be%d9%88%db%8c%d8%b4%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[شکوفه کاشکی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 02 Feb 2020 18:30:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اختلال‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=152485</guid>

					<description><![CDATA[<p>خودشیفتگی چه در حد طبیعی و چه به شکل بیمارگون، عنوانی بود که فروید (۱۹۱۴) به بازگردانی جهت توجه[۱] داده است. وی این اصطلاح را از داستان اساطیری یونانی به نام نارسیسوس گرفته است، جوانی که شیفته بازتابش تصویر خود در برکه آبی می‌شود. آلیس میلر اظهار می‌دارد بسیاری از خلنواده ها فرزندی دارند که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%db%8c%d9%81%d8%aa%d9%87-%d9%88-%d9%be%d9%88%db%8c%d8%b4%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/">بررسی ساختار شخصیت خودشیفته و پویش‌های روانی آنها</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خودشیفتگی چه در حد طبیعی و چه به شکل بیمارگون، عنوانی بود که فروید (۱۹۱۴) به بازگردانی جهت توجه<a href="#_ftn1" name="_ftnref1">[۱]</a> داده است. وی این اصطلاح را از داستان اساطیری یونانی به نام نارسیسوس گرفته است، جوانی که شیفته بازتابش تصویر خود در برکه آبی می‌شود.</p>
<p>آلیس میلر اظهار می‌دارد بسیاری از خلنواده ها فرزندی دارند که مراقبین آنها بطور ناخوداگاه برای حفظ عزت نفس خود از استعدادهای طبیعی ذاتی آنها بهره کشی کرده و بتدریج که به سنین بالا پا می‌گذارند به اشتباه تصور می‌کنند که در همه عرصه‌ها سرآمد هستند. میلر معتقد است به احتمال زیاد این قبیل کودکان با استعداد که والدینشان به &#8221; رواج خودشیفتگی&#8221; در آنها دامن می‌زنند بیش از کودکان کم استعداد تحت درمان بوده‌اند و طبیعتاً در بزرگسالی نیز بیش از دیگران به شخصیت خودشیفته گرایش پیدا می‌کنند.</p>
<p>کرنبرگ در نوشتاری متفاوت و با طرح موضوعات بحث برانگیز می‌گوید مراجعان خودشیفته بزرگ پندار با اینکه ذاتاً سائق پرخاشگری قوی دارند اما بنیه تحمل اضطراب ناشی از همین تکانه‌های پرخاشگرانه را در خود ندارند. وجود چنین طبعی شاید روشن سازد که بخشی از ابعاد خودشیفتگی این افراد شاید در اجتناب از آگاهی یافتن به سائق‌ها و امیال خودشان باشد؛ به عبارت دیگر شاید آنها از آگاهی به قدرت خود دچار رعب و وحشت می‌شوند.</p>
<p>هیجان‌های اصلی که ساختار شخصیت خودشیفته را همراهی می‌کنند، شرم و حسادت هستند که به کرات در متون بالینی بر آنها تاکید شده است، لحساس شرم و ترس از شرمگینی به تدریج بر دنیای تجارب ذهنی افراد خودشیفته سایه می‌افکند. روان تحلیل گران اولیه ارزش این دسته از هیجانات را دست کم گرفته بودند و اغلب آن را با احساس گناه اشتباه گرفته و تعابیر معطوف به احساس گناه از آن بیرون می‌کشیدند که در نتیجه بیمار خودشیفته را غیرهمدل می‌ساخت. گناه عبارتی است که در محکوم ساختن فردی که عصیانگری کرده یا مرتکب کار خلافی شده است به کار گرفته می‌شود؛ و به راحتی در مقام یک والد درونی یا سوپرایگوی ملامت گر درک می‌شود. شرم، احساسی از بد یا مقصر دیده شدن است؛ حضاری که اینجا هستند خارج از خویشتن، ناظر من هستند. گناه احساسی از توانمندی فعال برای انجام کارهای شرورانه را با خود یدک می‌کشد در حالی که شرم دلالت ضمنی بر درماندگی، زشتی و عجز فرد دارد.</p>
<p><img class=" wp-image-152494 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/33-200x300.jpg" alt="" width="228" height="342" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/33-200x300.jpg 200w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/33.jpg 500w" sizes="(max-width: 228px) 100vw, 228px" /></p>
<h2><strong>فرایندهای دفاعی در خودشیفتگی</strong></h2>
<p>&nbsp;</p>
<p>شاید افرادی که دارای ساختار شخصیتس خودشیفته هستند از انواع مختلف دفاع‌ها استفاده کنند، اما به طور بنیادین بیشترین وابستگی آنها به دفاع‌های آرمان سازی و بی ارزش سازی است. این دفاع‌ها مکمل هم عمل می‌کنند به این نحو که وقتی از خویشتن خود ارمان سازی می‌کنند دیگران را بی ارزش می‌سازند و برعکس.</p>
<p>کوهات اولین بار اصطلاح &#8221; خویشتن عالی&#8221; را در توضیح احساس عظمت و برتری خویشتن به کار برده است که یک قطبی بودن دنیای درونی افراد خودشیفته را مشخص می‌کند‌. فرد خودشیفته ممکن است این بزرگ پنداری را از درون احساس کند، یا حتی ممکن است این احساس را به دیگران فرافکنی کند. افراد خودشیفته دائماً در حال رتبه بندی شرایطی هستند که با آن مواجه هستند: چه کسی &#8221; بهترین&#8221; پزشک است؟ &#8221; عالی‌ترین&#8221; مدرسه پیش دبستانی کدام است؟ و&#8230;</p>
<p><strong> </strong></p>
<h2><strong>الگوهای ارتباطی افراد خودشیفته</strong></h2>
<p><strong> </strong></p>
<p>بر اساس توصیفی که تا اینجای کار از پویش‌های افراد خودشیفته به عمل آمد ممکن است خواننده نتیجه گیری کرده باشد که رابطه افراد خودشیفته با دیگران به شدت تحت سیطره موضوعات مرتبط با عزت نفس شخص خودشیفته است. اگرچه به ندرت پیش می اید فرد خودشیفته با درخواست روشن مثلاً تقاضای دوست بهتری شدن، عضو یا همدمی صمیمی برای خانوادا شدن به درمان مراجعه کند، اما کم نیستند افرادی کا به خصوص در میانه عمر زندگی خود و یا کمی بعد از این سنین تمایل دارند بدانند چه چیزی در این وسط وجود دارد که رابطه آنها را با دیگران خراب می‌کند. مشکل اساسی در کمک به این افراد انتقال این پیام است که آنها باید دیگران را بدون هیچ قضاوتی و یا بدون هیچ هدف استثماری بپذیرند، دیگران را بدون آرمان سازی از آنها، آنگونه که هستند دوست داشته باشند و احساسات حقیقی خود را بی هیچ خجالتی ابراز کنند. امکان دارد افراد خودشیفته هیچ مفهومی از این موضوعات در ذهن خود نداشته باشند؛ بنابراین پذیرشی که درمانگر از مراجع به عمل می‌آورد می‌تواند کلیشه‌ای از درک صمیمیت را در ذهن آنها ایجاد کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>افراد خودشیفته شدیداً به ابژه‌های خویشتن نیازمند هستند و سایر جنبه‌های ارتباطی برای آنها ارزشی نداشته و حتی شاید قابل تصور نباشد، همانطور که پدر یکی از مراجعینم به او گفته بود هرگز از فرزندش حمایتی نمی‌کند مگر اینکه بخواهد پزشک یا وکیل شود. بنابراین بهای سنگینی که افراد با گرایش به خودشیفتگی می‌پردازند <strong>بازداری در شکل گیری ظرفیت دوست داشتن </strong>است. علی رغم اهمیت جایگاه دیگران در تعادل جویی یک شخص خودشیفته، نیاز افراطی آنها به اطمینان یابی مجدد از ارزشمندی خویشتن هیچ انرژی را برای دوست داشتن دیگران در آنها باقی نمی‌گذارد مگر اینکه دیگران به بسط خودشیفتگی آنها کمک کنند یا تابعی از ابژه‌های خویشتن وی باشند. بنابراین، افراد خودشیفته پیامهای سردرگم کننده‌ای به دوستان و اعضای خانواده خود می‌فرستند به نحوی که تصور می‌شود نیاز آنها به دیگران بسیار عمیق، اما محبتشان به آنها سطحی است.</p>
<h2></h2>
<h2><strong>مفهوم نارسیسم در حوزه‌های مختلفی کاربرد دارد:</strong></h2>
<p>یک. به‌عنوان نوعی لیبیدو یا هدف لیبیدو</p>
<p>دو. به عنوان مرحله‌ای از رشد</p>
<p>سه. به عنوان ملاکی برای انتخاب مغعولی</p>
<p>چهار. به‌عنوان نوعی طرز تلقی</p>
<p>پنج. به‌عنوان بخشی از سیستم روانی و فرایندهای مرتبط با علم روان‌شناسی</p>
<p>شش. به‌عنوان نوعی شخصیت (اعم از نرمال، غیرنرمال یا همراه با سایر اختلالات روان‌پزشکی یا شخصیتی)</p>
<p><img class=" wp-image-152495 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/11-225x300.jpg" alt="" width="281" height="375" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/11-225x300.jpg 225w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2020/02/11.jpg 564w" sizes="(max-width: 281px) 100vw, 281px" /></p>
<p>در اختلال شخصیت خودشیفته دو جریان به موازات یکدیگر حرکت می‌کنند:</p>
<p>یک. خودبزرگ‌بینی، جاه‌طلبی شدید و خود را مستحق امتیازات عالی دانستن. از ویژگی‌های بارز این افراد نیاز افراطی‌شان به دریافت مستمر تعریف و تمجید از سوی دیگران است. در عین حال چنین افرادی به‌قدری با موضوع اهمیت خودشان مشغله ذهنی دارند که فرصت یا ظرفیتی دیگر برای داشتن حس همدلی با دیگران ندارند.</p>
<p>دو. احساس عدم امنیت، حساسیت بیش از حد و حس عدم کفایت. اعتمادبه‌نفس به‌ظاهر متورم این افراد بسیار شکننده است و احساس خودبزرگ‌بینی‌شان با احساس بی‌ارزشی و یأس به تناوب جا عوض می‌کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>باخ دو نوع اختلال شخصیت خودشیفته را تعریف نمود:</p>
<p>یک. خود بزرگ‌بین</p>
<p>دو. خود کم‌بین</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>کوت این نوع شخصیت را ماحصل بروز نقص در خط سیر رشد روانی می‌دانست. به‌عقیده وی والدین چنین کودکی در تدارک حمایت صحیح عاطفی و بذل توجه به نیازهای کودک ناکامل و لذا الزامات روحی کودک را برای دریافت تأیید و تحسین مأیوس می‌سازند. سرخوردگی‌های مکرر کودک از سوی والدین بر توانایی غایی او برای درون‌سازی احساسات مناسب و مرتبط با قائل بودن احترام‌به‌خود و کنترل‌بر‌خود اثر سو می‌گذارد.</p>
<p>چنین کودک محروم و مأیوسی از نقطه‌نظر عاطفی یک فرد بدوی باقی مانده و هرگز یک حس صحیح را در خصوص خویشتن خویش به‌دست نمی‌آورد.</p>
<p>کرنبرگ معتقد بود که چنین خودشیفتگی بیمارگونه‌ای حاصل غلیان و وفور احساسات نامناسب خشم نفرت و خصومت‌ورزی در فرد است که کلاً در نتیجه درون‌سازی روابط مختل و ناسالم با دیگران حاصل می‌آید. بیمار در اصل قربانی والدینی استثمارگر و ناکارآمد است که ضمن سترون نهادن نیازهای عاطفی کودک موجب می‌گردند تا همین طفل بعداً نسبت به آنان با خشم و تهاجم پاسخ دهد. این امر نهایتاً منجر به فرافکنی خصومت و نفرت درونی و شکل‌گیری ساختار فکری پارانوئبد (مبتنی بر سوظن) می‌گردد که از رفتار کنترل‌کننده، و خودبزرگ‌بینانه و غیربالغ دراصل برای دفاع از خودش برعلیه سوظن‌هایش نسبت به محیط پیرامون سود می‌جوید.</p>
<p>اصولاً لیبیدو و (شور حیات و هیجان لذت‌طلبی) پس از مرحله خودارضایی ارگانیسم و همگام با رشد سیستم عصبی و بسط هوشیاری و خودآگاهی کودک تدریجاً متوجه خویشتن خویش شده و فرایند نارسیسم اولیه (خودشیفتگی طبیعی) را برپا می‌سازد. با ادامه رشد و بسط توجه کودک به محیط پیرامون، بخشی از خودشیتگی معطوف به غیر خود شده و در ادامه پس از توجه به هم‌جنس در نهایت متوجه غیرهم‌جنس و گزینش نهایی آن به عنوان مفعول و جفت جنسی می‌گردد.</p>
<p>اما اگر این بخش اخیر بدین صورت جهت‌گیری نگردد و همچنان وقف خود باقی بماند یک خودشیفتگی بیمارگونه شکل می‌گیرد که چنانچه دست به انتخاب مفعول برمبنای خودشیفتگی‌اش نیز بزند بالطبع از نوع هم‌جنس بوده و روندی هم‌جنس‌طلبانه نیز خواهد داشت. افراطی‌ترین وجه قضیه را می‌توان در اختلال جنون زودرس ملاحظه کرد که در آنجا نحوه رفتارشان چنان است که انگار کاملاً در مرحله خود ارضایی سابق‌الذکر باقی مانده‌اند و کاملاً از جهان خارج دست کشیده‌اند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>کرنبرگ معتقد بود که روانکاو بایستی در طی کار با یک فرد نارسیسیک به امر تعیین و تفسیر تقلاهای وی برای کسب توانایی مطلق از جانب او و نیازش به ایده‌آل‌سازی اولیه و ظاهری روانکاو و نیز سپس سلب اهمیت بعدی‌اش (در یک قالب برون‌فکنانه و پارانوییدی و برای بزرگ و مهم پنداشتن خودش و جلوگیری از آسیب دیدن خویشتن متزلزلش) بپردازد. روانکاو باید بداند که به‌هرحال، سروکار داشتن با اینان و انجام فعالیت درمانی در خصوص آنان بسیار مشکل است. کوت معتقد بود که بیماران نارسیستیک خودشیفته طوری با دیگران رفتار می‌کنند که انگار اینان جزئی از وجودش بوده و فقط برای تنظیم هیجانات خودش اینان را به کار می‌گیرند تا موجبات ارتقا اعتماد به نفس خویش را فراهم سازند. اما بعدها، زمانی که درمان موفقیت‌آمیز از آب درآید بیمار می‌تواند از رابطه‌اش با روانکاو برای رشد حس حقیقی خویشتن خویش سود جوید. چنین حسی از ساختاری برخوردار خواهد بود که مالا با نوسانات خلق و خوی به‌طور افراطی نابود یا متورم نمی‌شود.</p>
<p>همچنین بیمار درمانگر را به‌عنوان موجودی توانا که به او انرژی می‌بخشد تلق می‌کند.</p>
<p>فروید معتقد بود که در نوروز (اختلال عصبی) ناشی از نارسیسم، سلب توجه از جهان خارج به نفع عشق ورزیدن با خود مانع برقراری رابطه عاطفی مناسب با جهان پیرامونی می‌گردد. حال اگر در طی کار درمان بیمار بتواند بخشی از توجه خود را، اعم از تهاجمی یا لیبیدویی، به فرایندهای فرضی یا واقعی اطراف خود، از جمله روانکاو، معطوف سازد، لذا زمینه برای برقراری نوروز ناشی از پدیده انتقال فراهم می‌آید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>به‌عقیده کوت، اگر بیمار مبتلا به نوروز نارسیسم بتواند نوعی ارتباط را با درمانگر برقرار سازد که او را مستعد درمان روانکاوی نمایدَ، پس دز اینجا ما با یک انتقال مثبت سروکار داریم. ولی اگر انتقال از نوعی باشد که منجر به بروز یک حالت خشمگینانه، متکبرانه و منزوی گردد، ما با یک انتقال منفی روبرو هستیم. در نوع خاصی از انتقال ما با یک حالت متواضعانه و کمک‌طلبلانه روبرو خواهیم بود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منابع:</p>
<ul>
<li>تشخیص روان تحلیلی ساختار شخصیت، نانسی مک ویلیامز، غلامرضا جواد زاده، نشر ارجمند</li>
</ul>
<p>ما را در <a href="http://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تلگرام</a> و <a href="http://instagram.com/ravanhami" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اینستاگرام</a> دنبال کنید.</p>
<p><a href="#_ftnref1" name="_ftn1">[۱]</a> Recurrent attention</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%db%8c%d9%81%d8%aa%d9%87-%d9%88-%d9%be%d9%88%db%8c%d8%b4%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/">بررسی ساختار شخصیت خودشیفته و پویش‌های روانی آنها</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%db%8c%d9%81%d8%aa%d9%87-%d9%88-%d9%be%d9%88%db%8c%d8%b4%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چرا و چگونه رویا می‌بینیم؟ و تعبیر رویاهایمان چیست؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-%d9%88-%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-%d9%88-%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[شکوفه کاشکی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 10 Aug 2019 12:30:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=149748</guid>

					<description><![CDATA[<p>رویا به‌حقیقت پیوستن خواست‌ها و آرزوهای ماست رویا هیاهویی از اصوات ناساز نیست و بی‌معنی و بی‌حاصل هم نمی‌باشد. برای توجیه آن نیازی به فرضیه به‌ خواب رفتن قسمتی از تجسمات و بیدار ماندن قسمت دیگر آن نیست بلکه رویا پدیده‌ای روانی است و چیزی نیست مگر به حقیقت پیوستن خواست‌ها و آرزوها و باید [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-%d9%88-%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c/">چرا و چگونه رویا می‌بینیم؟ و تعبیر رویاهایمان چیست؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2><strong>رویا به‌حقیقت پیوستن خواست‌ها و آرزوهای ماست</strong></h2>
<p>رویا هیاهویی از اصوات ناساز نیست و بی‌معنی و بی‌حاصل هم نمی‌باشد. برای توجیه آن نیازی به فرضیه به‌ خواب رفتن قسمتی از تجسمات و بیدار ماندن قسمت دیگر آن نیست بلکه رویا پدیده‌ای روانی است و چیزی نیست مگر به حقیقت پیوستن خواست‌ها و آرزوها و باید آن را دنباله‌ اعمال روانی معقول هنگام بیداری به‌حساب آورد و فعالیت ذهنی‌ای که موجد آن بسیار عالی و پیچیده است.</p>
<p>البته بسیاری این نقد را وارد کردند که اظهار اینکه همه‌ رویاها درحقیقت چیزی جز به حقیقت پیوستن امیال و آرزوها نیست تعمیمی غیرموجه است و می توان بی‌درنگ آن را انکار کرد زیرا بسیارند رویاهایی که واجد یک محتوای غم‌انگیز باشند. اما با این وجود رد چنین ایرادهای به‌ظاهر قانع‌کننده چندان مشکل نیست فقط کافیست بدانید که تئوری ما مبتنی است بر بررسی دقیق محتوای اندیشه ‌هایی که تعبیر کردن در ورای هر رویایی مشخص می‌کند نه بررسی محتوای ظاهری رویا، بدین معنی که ما محتوای ناپیدا را درمقابل محتوای پیدا قرار می‌دهیم.البته رویاهایی هم هست که محتوای پیدای آن‌ها غم‌آلود است، اما آیا هیچ‌وقت به فکر افتاده‌اید که اگر این نوع رویاها تشریح شوند و به محتوای ناپیدای آن‌ها پی ببرید در باطن امر همان رویاهای حاوی اجابت میل و آرزو می‌باشند؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><strong>منابع رویا        </strong><strong> </strong></h2>
<p>فروید در کتاب تعبیر رویا بیان میکند که منابع رویا ممکن است متعدد باشد و از تن یا روان سرچشمه بگیرد.</p>
<p>یک. تحریکات حسی خارجی: ما در هنگام خواب تلاش می‌کنیم چشم‌ها را که به عنوان مهم‌ترین حس بدن است ببندیم اما هرچه تلاش کنیم کوشش‌های ما کاملا به نتیجه نمی‌رسد برای اینکه نه می‌توانیم تمام محرکات را از قلمرو حواس خود دور کنیم و نه اینکه قابلیت تحریک حواس خود را از بین ببریم. همین تحریکات خارجی در خواب، ممکن است منابع رویا تلقی شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>دو. تحریکات داخلی، اندامهای حواس: مثلا تحریکات داخلی شبکیه نقش مهمی در جلوه‌های رویا بازی میکند. مهم ترین عامل این تحریکات داخلی و دلیل عمل آنها وجود توهم هیپناگوریک است که ژ.مولر آنرا به &#8221; تجلیات وهمی بصری&#8221; تعبیر کرده است و اینها تصاویر بسیار زنده و متغیری هستند که نسبتا منظم و در عده زیادی از مردم در موقع خواب و یا حتی در بیداری جلوه می‌کند و چند لحظه پس از باز شدن چشمها، همچنان برجای می‌ماند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>سه. تحریکات داخلی تمام بدن: در حالت عادی از اندام‌های درونی خود احساسی نداریم اما ممکن است منبع احساس‌هایی برای ما بشوند. ارسطو در قدیم ممکن می‌دانست که رویا ما را از امراضی که تازه دارد در بدنِ ما جا باز می‌کند، آگاه کند در حالی که در موقع بیداری ممکن است ملتفت آن نشویم.( برای اینکه احساس‌های ما در هنگام خواب، واضح‌تر و بزرگتر جلوه می‌کند)</p>
<p>نظریه ی شوپنهاور در ۱۸۵۱ که عالم در ذهنِ ما متجلی می‌شود برای اینکه ذهن ما تاثراتی را که از خارج به‌دست  می‌آورد، در قلبِ زمان و مکان و علیت می‌ریزد. تاثیرهای عضوی حاصل از دستگاه سمپاتیک در روز تاثیری غیر از تاثیر ناخودآگاهانه در ما ندارد و حال آنکه در شب اهمیت تاثرات عضوی، خود را به‌دقت به ما تحمیل می‌کنند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>چهار. تحریکات روانی: به گفته فروید باید فرقی گذاشت بین تحریک عصبی و رویای مبتنی بر تداعی. این رویا ریشه‌اش فقط در احیای نفسانیات است. او بیان می‌کند که اگر استقلال عالم روانی را در قبال تغییرات عضوی اثبات‌پذیر، علم کنید و یا یک نوع خودکاری و خودمختاری را به تظاهرات آن نسبت بدهید، موجب وحشت روانپزشکان خواهد شد بطوری که گویی با قبولِ آن موجب بازگشت عصر فلسفه طبیعی و جوهر متافیزیکی روح خواهند شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2> <u>لحظه رویارویی انسان با خویش</u></h2>
<p><img class=" wp-image-150060 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/194aeff9ed35597135a3791807924331-244x300.jpg" alt="" width="321" height="395" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/194aeff9ed35597135a3791807924331-244x300.jpg 244w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/194aeff9ed35597135a3791807924331.jpg 563w" sizes="(max-width: 321px) 100vw, 321px" /></p>
<p>فرض کنید که در یک لحظه تمام سیستم روانی شما به سمتی می‌رود که با تمامیتِ خودتان‌، تمام‌ امیال و تکانه‌های خود در آینه روبه‌رو می‌شوید، چه واکنشی خواهید داشت؟</p>
<p>به احتمال زیاد اضطراب پیش‌رونده باعث می‌شود که در کمتر از یک دقیقه ذهنِ شما تاب‌آوریِ لازم را نداشته باشد و سیستم، خودش را نابود کند! چون هرچه باشد بهتر از این است که با خودش روبه رو شود!</p>
<p>اگر خواب نبینیم نشانه‌هایی که از تعارضات درونی بروز می‌دهیم و رفتارهایی که ناخودآگاه انجام ‌می‌دهیم و حرف‌هایی که می‌زنیم و نمی‌دانیم چرا؛ کم‌کم ما را از پا درمی‌آورند.</p>
<p>ما در خواب با استفاده مکانیسم‌‌های دفاعی مثل ادغام و جابه‌جایی (همان مجاز و استعاره به تعبیرِ لکان) امیال خود را بی‌آنکه دچار فروپاشی روانی شویم می‌بینیم. فروید رویا را حافظ و نگهبان خواب میبیند یعنی بر آن است که اولین وظیفه رویا این است که خواب به بیداری نینجامد. اما این امیال در خواب به‌طور کامل ارضا نمی‌شوند. لکان می‌گوید: رویاهای ما در خواب کاملا ارضا نمی‌شوند چرا که ‌اگر به طور کمل ارضا می‌شدند دیگر برای از خواب بیدار شدن میل و دلیلی نداشتیم. لازم است محرومیتی باشد که بتواند ما را از خواب بیدار کند.</p>
<p>در مرحله‌ای که رویا عمدتا در آن صورت می‌گیرد و خواب همراه با حرکات سریع چشم (REM) نام دارد به معنای واقعی آنچه مرحله ضد و نقیض خواب خوانده میشود پی می‌بریم؛ زیرا در این مرحله شدت فعالیت‌های مغز نه تنها با میزان فعالیت آن در هنگام بیداری برابر است، بلکه حتی ممکن است از آن هم بیشتری شود. و همین دلیل مهر تاییدی است بر این جمله فروید که رویا شاهراهی است عمده در جهت کشف ضمیرناآگاه. در همین مرحله ضد و نقیض خواب است که رویا مکانیسم عمده خود، یعنی استقبال و مضارعه<a href="#_ftn1" name="_ftnref1">[۱]</a> آرزومندی را بر مرحله عمل می‌گذارد چون تحقق آرزومندی و کوشش در تعهد آن وظیفه اصلی رویا است و به همین جهت است که پیوسته رویا سعی در حفظ و نگهبانی خواب و اجتناب از بیداری دارد.</p>
<p>برای آشنایی بیشتر با مراحل خواب میتوانید نگاهی به  <a href="http://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85/">این مقاله</a> بیندازید</p>
<p>فروید می‌نویسد ، وقتی که با یک رویای کامل روبه‌رو می‌شویم آن را به‌عنوان یک چیزِ خارجی تلقی می‌کنیم و آنقدر از حق مالکیتِ خود نسبت بدان صرف نظر می‌کنیم که می‌گوییم:&#8221;در رویا بر من ظاهر شد&#8221; یا &#8221; خواب دیدم&#8221;. این بیگانگی و خارجی بودن روانی رویا از کجا ناشی می‌شود؟</p>
<p>انسان همواره در حال پیشی گرفتن از خویشتنِ خویش است. این استقبال نفسانی واجد نحو عملی است و نمایش در آن نقش به‌سزایی دارد زیرا نقل و حکایت هدفی مادی را دنبال نمی‌کند و کمابیش حالت نوعی بازی باطنی را به خود می‌گیرد، بنابراین زمینه برای بیان آرزومندی انسان‌ها بسیار مساعد است. ولی این پیشی گرفتن از خود را نمی‌توان به عنوان یک فرایند استقبالی و انعکاسی از وجود آدمی دانست. غیریت ذاتی فرد نسبت به وجود خود هم حاکی از هویت اوست هم ناشی از تفارق او با وجود خویش.</p>
<p>خویشتنِ خویش من‌ کسی جز غیر نیست‌(&#8220;Je est un autre&#8221;)، غیری که بقای خود را مدیون فرهنگ و جامعه ای است که یکایک افراد در آن سهیم هستند. یکچنین سهم عظیمی را نمیتوان حاصل کار و فعالیت یک فرد خاص به حساب آورد.</p>
<p>رویا حدیث غیر است. به واسطه چنین حدیثی است که فاعل نفسانی به نقل حکایت‌ها و افسانه‌های گوناگون برای خود می‌پردازد، حکایت‌هایی که گرچه از گذشته او نشات می‌گیرند، ولی پیوسته به آینده‌ای اشاره دارند که در پیِ تحقق یافتن در زمان حال می‌باشد. لذا رویا تقلیدی است روایی از ساخت و بافت حکایات موجود در فرهنگ.</p>
<p>میان رویا و هنر نیز رابطه‌ای ناگسستنی وجود دارد. شاعر رویاهای خود را بازمی‌گوید و یا به همان طریق که رویا ساخته می‌شود، در عالم بیداری رویا می‌سازد. افسانه‌های ملل و اساطیر و ضرب‌المثل‌ها نیز درواقع رویاهایی هستند که جامعه به‌طور کلی آن‌‌ها را می‌آفریند. ما همانطور که با تجزیه و تحلیل خواب‌ها می‌توانیم به شخصیت افراد پی ببریم می‌توانیم با تجزیه و تحلیل افسانه‌ها و اساطیر به روحیات ملتی پی ببریم و این امر از لحاظ تاریخ تمدن و بازیافتن ریشه‌ و اصل بسیاری از ملاحظات اجتماعی حائز اهمیت است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><u>عوامل در رویا</u></h2>
<p>یک. تراکم: رویا با این عامل خلاصه و فشرده می‌شود و فقط بخشی از همه‌ جریانات پشت پرده به صورت محتوای پیدا در خواب دیده ‌می‌شود.</p>
<p>دو. تغییر مکان: در سایه‌ این عامل بار عاطفی و احساسی که ما را به‌طرف یک چیز می‌کشاند از هدف اصلی خود جدا شده موقتا به هدف ظاهری و دروغین و فریب‌دهنده دیگری منتقل می‌شود.</p>
<p>سه. نمایش دادن: این عامل افکار انتزاعی و مفاهیم مجرد ذهن را به‌صورت تجسمی و ملموس درمی‌آورد.</p>
<p>چهار. کنایه‌آفرینی و تمثیل‌سازی و تدارکات ثانویه: رویاها معمولا سرشار از نماد و کنایه است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2></h2>
<h2><u>چرا گاهی خواب‌هایمان را فراموش می‌کنیم</u><u>؟</u></h2>
<p><img class=" wp-image-150063 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/d47a147045d4f79d0c8a63ce08c404b5-240x300.jpg" alt="" width="362" height="453" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/d47a147045d4f79d0c8a63ce08c404b5-240x300.jpg 240w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/d47a147045d4f79d0c8a63ce08c404b5.jpg 564w" sizes="(max-width: 362px) 100vw, 362px" /></p>
<p>ما رویاها را تنها از راه خاطراتی که بعد از بیدار شدن از آن باقی می‌ماند به‌جا می‌آوریم اما اغلب می‌پنداریم که این خاطرات ناقص است و شب غنی‌تر بوده است.</p>
<p>اولین نکته این است که دلایل فراموشی در بیداری در فراموش کردن رویا هم موثر است. ما تعداد زیادی از احساس‌ها و دریافت‌های خودمان را از یاد می‌بریم برای اینکه ضعیف هستند و تاثیرشان در ما ناچیز بوده است و این در باب رویاها نیز صادق است.</p>
<p>اما گاهی فرد تصاویری از رویای خود را فراموش می‌کند که می‌داند قوی و شدید بوده است و حال آنکه تصاویر ضعیف تر را به‌خوبی به یاد می‌آورد. اشترامپل در اینباره می‌گوید ما در موقع بیداری آنچه را یکبار بر ما گذشته است به آسانی فراموش می‌کنیم درصورتی‌که آنچه را بارها دیده‌ایم بهتر حفظ می‌کنیم و بسیاری از تصاویر رویا هم به همین نحو جز یک‌بار ظاهر نمی‌شوند و همین ویژگی به فراموشی آن‌ها کمک می‌کند.</p>
<p>سومین دلیل فراموشی رویا مهم‌تر است، چون افکار و احساسات و تصوراتی که به یادمان ‌می‌آیند باید از هم جدا نباشند بلکه میان آن ها ارتباطی وجود داشته باشد و یک تداعی کامل آن ها را به هم مربوط بکند اما در اغلب موارد رویا فاقد صراحت و نظم و ترتیب است  و شیوه ترکیب رویاهای ما مانع حفظ شدن آن‌هاست و ما آن‌ها را فراموش می‌کنیم برای اینکه اغلب اوقات بلافاصله از هم می‌پاشند.</p>
<p>سوال دیگر این است که آیا حقیقتا ما آنچه را در رویای خود دیده‌ایم تماما و به‌درستی به‌خاطر می‌آوریم یا نه؟</p>
<p>خیلی از اوقات بدون اینکه عمد یا غرضی داشته باشیم هنگامی که رویایی را در حافظه حاضر میکنیم، جاهای خالی آن را پر میکنیم و یا اینکه پاره ای از تصاویر و عناصرِ آن را با چیزهایی دیگر عوض و بدل می سازیم. یک‌رویای یکپارچه خیلی کمیاب است  و شاید هیچ وقت چنبن رویایی وجود نداشته باشد.</p>
<p>آدمیزاد تعجب می‌کند ازینکه با توجه به تمام علل فراموشی رویا باز مقدار زیادی از رویاها در حافظه ما پابرجا می‌ماند. کوشش مداوم محققان برای یافتن قوانین حافظه رویا موید این است که هنوز در این خصوص معمایی وجود دارد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><u>تعبیر رویا</u></h2>
<p>خواب‌های ما پس از رویا دیدن و به خاطر آوردن آن در لحظه‌آی که برای دیگری تعریف می‌شوند در جامه‌ زبان و دال و مدلول‌هایش واقعیت می‌یابند.</p>
<p>اگرچه بخشی از فرایند تحلیل کردن یک رویا در رویکرد روان‌تحلیلی با توجه به معنای نمادها انجام می‌شود ولی بخش مهم و منحصربه‌فرد تعبیر هر رویا با توجه به تجارب زیسته و محتوای مکانیسم‌های دفاعی و دنیای ناخودآگاه هرفرد و تخصص و نگاه تحلیل‌گر انجام می‌شود.</p>
<p>انسان همواره برای تعبیر رویا کوشیده و برای این منظور از دو شیوه کاملا مختلف استفاده کرده است. شیوه نخستین محتوای رویا را به عنوان یک کل درنظر می گیرد و می کوشد تا محتوای مشابه دیگری را جانشین آن کند که برخلاف آن کاملا معقول و قابل فهم باشد. این شیوه به تعبیر کنایه‌ای و سمبولیک موسوم است. اما این شیوه از تعبیر رویاهای نه همان غامض بلکه مبهم نیز عاجز است. توجیهی که حضرت یوسف در تورات از رویای فرعون به دست می‌دهد نمونه خوبی برای این روش است. روش پیدا کردن این معنای کنایه‌ای قابل آموختن نیست و پیشرفت و موفقیت در این‌باره به درجه مهارت و قدرت انتقال منوط است. ازین جهت تعبیر کنایه‌ای رویا توانسته است در جرگه فنونی قلمداد شود که فراگرفتن آن مستلزم داشتن استعدادهای مخصوصی است.</p>
<p>دومین شیوه عمومی در مورد تجزیه و تحلیل رویا را می‌توان روش کشف رمز نامید. این شیوه رویا را در حکم نوشته مرموزی به‌حساب می‌آورد که تمام علامت‌های آن با علامت‌های مشابه قابل کشف است و آن‌هم به‌مدد کلیدی که هیچ‌گاه تغییر نمی‌کند. البته در این روش نه فقط محتوای رویا بلکه شخصیت و مقتضیات زندگانی شخص نیز مطرح است و همین مورد خصیصه مکانیکی و خشک اینگونه ترجمه و تفسیر را به‌نحوی اصلاح می‌کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2></h2>
<h2><u>خواب امتحان</u></h2>
<p>&nbsp;</p>
<p>به عنوان یک مثال کلیت تحلیل خواب امتحان را در زیر خواهیم خواند</p>
<p>بسیاری از کسانی که امتحان دیپلم متوسطه خود را داده اند دچار این کابوس شده‌اند که در امتحان مردود شده‌اند و باید دوباره در همان کلاس که بوده‌اند، بمانند ولی کسانی که امتحانات عالی‌تری داده‌اند خواب می‌بینند که در مثلا دوباره باید مسابقه دشواری را بگذرانند. این رویاها انعکاس خاطرات آن تنبیه‌هایی است که در روزگار کودکی تحمل کرده‌ایم و هیچگاه نیز محو نخواهد شد و در مواقع مهم ادوار تحصیلی در ذهن ما احیا می‌شود. این خاطرات دقایق خشم‌آمیزیست که در تحمل آزمایش‌های سخت پیشین بر ما گذشته است و نیز همین ترس‌های مربوط به زمان کودکی‌ست که موجب تشدید دلهره مبتلایان به‌ امراض عصبی به هنگام امتحان می‌شود . البته وقتی که تحصیلات ما به پایان رسید دیگر از جور پدر و مربی و معلم بیمناک نخواهیم بود اما همبستگی بی‌رحمانه‌ حوادث بار تربیت ما  را به‌دوش خواهد کشید و در نتیجه هر آن وقت که به‌دلیل رفتار بد و یا عدم انجام وظیفه و خلاصه هنگامی که مسئولیتی بر دوش ما سنگینی می‌کند از توفیق خویش بیمناک و نامطمئن هستیم، خواب امتحان می‌بینیم و کیست که ازین نوع رویاها نلرزد، حتی‌ از میانه اشخاص دانشمند&#8230;؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><strong><em><u>جمع‌بندی</u></em></strong></h2>
<p>در این مقاله با استفاده از آرای فروید، لکان و دیدگاه روان‌تحلیلی مختصری درباره‌ چرایی خواب دیدن، فرایند آن و تحلیل و تفسیرش صحبت کردیم.</p>
<p>لطفا سوال‌هایتان در این موضوع از ما بپرسید و اگر دوست داشتنید بنویسید که خواب تکرارشونده شما چیست؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><strong><em><u>منابع</u></em></strong></h3>
<p>تعبیر خواب و بیماری‌های روانی، فروید، ایرج‌پورباقر، مشرآسیا</p>
<p>ذهن و زمان، کرامت موللی، نشر نی</p>
<p>سمیناری درباب تحلیل رویا از منظر لکان</p>
<p>ما را در <a href="http://t.me/ravanhami">تلگرام</a> و <a href="http://instagram.com/ravanhami">اینستاگرام</a> دنبال کنید.</p>
<p><a href="#_ftnref1" name="_ftn1"></a> مضارعه در اصل به معنای شباهت میان حال و آینده است. و ما آن را به نوع مضارع التزامی فعل ارجاع می‌دهیم که فرهنگ دهخدا آنرا فعلی می‌داند که کار را در آینده به طریق شک و تردید و مانند این‌ها بیان کند: بروم، بروی &#8230;  با این تفاوت که در رویا مبدل به مضارع اخباری می‌شود که در تعریفی که فرهنگ یادشده از آن به دست میدهد، فعلی است که کار را در زمان حال یا آینده و گاهی در گذشته و نیز هرسه زملن به نحو خبر و قطع بیان کند. مضارعه در واقع عبارت است از تلاش و کوشش فاعل نفسانی است در جهت فائق آمدن بر مشکلات و معضلات مترتب بر آرزومندی خود [۱]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-%d9%88-%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c/">چرا و چگونه رویا می‌بینیم؟ و تعبیر رویاهایمان چیست؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-%d9%88-%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
