<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>انگیزش و هیجان &#8211; روان حامی</title>
	<atom:link href="https://ravanhami.com/category/%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D8%B4-%D9%88-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://ravanhami.com</link>
	<description>روانشناسی/ رواندرمانی و مشاوره</description>
	<lastBuildDate>Wed, 14 Aug 2019 23:33:13 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.7.12</generator>
	<item>
		<title>چگونه هیجان های خود را کنترل کنیم؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[kimia jalilvand]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 15 Aug 2019 17:30:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انگیزش و هیجان]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=151983</guid>

					<description><![CDATA[<p>تصور کنید که در یک روز گرم تابستانی پشت یک چراغ قرمزی که بسیار طولانی است قرارگرفته‌اید و پس از سبز شدن چراغ ناگهان متوجه می‌شوید که ماشین جلویی شما بسیار کند حرکت می‌کند تا جایی که احتمال این می‌رود که شما پشت چراغ بعدی بمانید. خب ازآنجایی‌که این مسئله برای شما کاملاً نامطلوب تلقی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/">چگونه هیجان های خود را کنترل کنیم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تصور کنید که در یک روز گرم تابستانی پشت یک چراغ قرمزی که بسیار طولانی است قرارگرفته‌اید و پس از سبز شدن چراغ ناگهان متوجه می‌شوید که ماشین جلویی شما بسیار کند حرکت می‌کند تا جایی که احتمال این می‌رود که شما پشت چراغ بعدی بمانید. خب ازآنجایی‌که این مسئله برای شما کاملاً نامطلوب تلقی می‌شود پس عصبی می‌شوید، در این هنگام تغییرات زیادی در احساسات، افکار، رفتار و به‌طورکلی در بدن شما رخ می‌دهد. فشارخونتان افزایش می‌یابد، فرمان را محکم‌تر نگه می‌دارید و آماده می‌شوید تا ناسزایی به راننده جلویی بدهید ولی درست در همین لحظه این فکر از ذهنتان عبور می‌کند که این کار ممکن است شرایط بد را به بدتر تبدیل نماید پس از انجام آن خودداری می‌کنید.داستانی که ذکر شد تنها نمونه‌ای از فرایند <a href="https://www.sciencedirect.com/topics/psychology/emotion-regulation" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">تنظیم هیجانی</a> است که شما در طول روز با آن مواجه می‌شوید؛ اما سؤال اصلی و مهم‌تر آن است که آیا ما همیشه کنترل مطلوبی روی چگونگی ابراز هیجان مان داریم؟ اگر این‌گونه است پس چرا در بسیاری از اوقات دچار مشکل می‌شویم؟</p>
<p>برای پاسخ دادن به سؤال بالا و بسیاری از سؤالاتی که در رابطه با <a href="https://www.dictionary.com/browse/emotion?s=t" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">هیجانات</a> و چگونگی کنترل آن‌ها دارید پیشنهاد می‌کنم این مطلب را از دست ندهید.</p>
<h2>هیجان‌ چیست و چگونه می‌توان آن را کنترل کرد؟</h2>
<p><img class=" wp-image-151987 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/ثث3.jpg" alt="" width="366" height="366" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/ثث3.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/ثث3-120x120.jpg 120w" sizes="(max-width: 366px) 100vw, 366px" /></p>
<p>هیجان‌ها به‌عنوان واکنشی به رویدادهای مهم زندگی پدید می‌آیند. بعدازاینکه هیجان‌ها فعال شدند، احساس‌ها را ایجاد می‌کنند، بدن را برای عمل تحریک می‌کنند، حالت‌های انگیزش به وجود می‌آورند و جلوه‌های صورت قابل‌تشخیص تولید می‌کنند. برای آگاهی از این فرایند، ابتدا به بررسی ماهیت هیجان و سپس به هیجان‌های خاص می‌پردازیم.</p>
<h3>هیجان و مؤلفه‌های آن</h3>
<p>ارائه تعریفی واحد و کامل از هیجان کاری بسیار پیچیده و دشوار است. ممکن است در نگاه اول از این حرف متحیر شوید زیرا همه ما در زندگی روزمره‌مان هیجاناتی مانند ترس، خشم و نفرت را تجربه کرده‌ایم پس هرکسی می‌داند تجربه هیجانات چه هستند و چگونه‌اند. پس مشکل کجاست؟ مشکل اینجاست که: <span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_151983_2('footnote_plugin_reference_151983_2_1');" onkeypress="footnote_moveToReference_151983_2('footnote_plugin_reference_151983_2_1');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_151983_2_1" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۱]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_151983_2_1" class="footnote_tooltip">هرکسی می‌داند هیجان چیست تا اینکه از او درخواست شود تعریفی را ارائه دهد</span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_151983_2_1').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_151983_2_1', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script> (فر و راسل، ۱۹۸۴).</p>
<p>درواقع هیجانات ما از چهار بعد کاملاً متفاوت و مجزا ساخته‌شده‌اند و همین امر سبب مشکل شدن تعریف آن می‌شود. پس برای شناخت بهتر و بیشتر آن بهتر است با مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده آن آشنا شویم.</p>
<ol>
<li><strong>عنصر احساسات:</strong> این عنصر نوعی <u>تجربه ذهنی</u> به هیجانات ما می‌دهد که هم‌معنی و هم اهمیت شخصی دارد. هیجان ازنظر شدت و کیفیتی که دارد در این سطح ذهنی (پدیدار شناختی) تجربه و حس می‌شود.</li>
<li><strong>عنصر پاسخ جسمانی</strong>: پس از قرار گرفتن در موقعیت‌های خاصی که سبب پدیدار شدن هیجانات در ما می‌شوند این بعد <u>سبب تغییر و فعال‌سازی دستگاه‌های جسمی همانند سیستم غدد درون‌ریز و مغز می‌شود</u>. برای درک هرچه بهتر این بعد فردی عصبانی یا متنفر را تصور کنید، آیا می‌توانید او را بدون تغییراتی که در ضربان قلب، افزایش میزان هورمون‌هایی چون اپی‌نفرین در خون و تغییراتی در نظام عضلانی همچون حالت هوشیاری بدن و گره کردن مشت تصور کنید؟</li>
<li><strong>عنصر هدفمند (احساس مقصود):</strong> این مؤلفه سبب هدفمند شدن هیجانات ما می‌شود. به‌گونه‌ای که فرد برای مقابله با شرایط و موقعیتی که در آن است، اقدامی را انجام می‌دهد. این مؤلفه <u>سبب ایجاد تکانه‌ای</u> در فرد می‌شود که درنتیجه آن می‌توان تمایل افراد در انجام کارهایی خاص را هنگام تجربه هیجانی خاص توجیه کرد.</li>
<li><strong>عنصر رفتار بیانگر</strong><u>: ما معمولاً پس از تجربه‌ی هیجانی خاص نوع حرکات بدنمان، لحن کلاممان، اشاراتمان، حالت چهره‌مان و بسیاری از جلوه‌های ظاهری‌مان تغییر می‌کنند که سبب پی بردن دیگران به هیجان ما می‌شود.</u> این مؤلفه از هیجان سبب آشکار شدن هیجانات فردی دیگر برای ما می‌شود و جنبه ارتباطی دارد. به‌طور مثال هنگامی‌که به فردی خبری خاص را می‌دهیم به‌طور ناخودآگاه به چهره او خیره می‌شویم تا احساسات و هیجانات او را از چهره‌اش بهتر بفهمیم.</li>
</ol>
<p>کاملاً واضح است که هیجانات تمامی وجود و ابعاد وجودی ما را دربرمی‌گیرند؛ که شامل: احساسات، برانگیختگی جسمانی، احساس مقصود و ارتباط‌های غیرکلامی می‌شود.</p>
<p>اما برمی‌گردیم به سؤال اولمان. هیجان چیست؟ همان‌گونه که گفته شد تعاریف متعددی برای این اصطلاح آورده شده ولی یکی از جامع‌ترین و برترین تعاریف آن را می‌تواند تعریف پیش رو در نظر گرفت:</p>
<p><strong><em>«هیجان‌ها پاسخ‌های کم‌دوام احساسی، هدفمند، بیانگر و جسمانی هستند که به ما کمک می‌کنند تا با فرصت‌ها و چالش‌هایی که در مدت رویدادهای مهم زندگی با آن‌ها مواجه می‌شویم، سازگار شویم».</em></strong></p>
<p>هیجان هیچ‌کدام از عناصرش به‌تنهایی نیست بلکه در تجربه یک هیجان باید حتماً هر چهار مؤلفه آن در فرد دیده شود. برای مثال فردی را در نظر بگیرید که چون دزدی به دنبال اوست ترسیده است. پس او احساس وحشت می‌کند (جنبه احساسی)، سپس ضربان قلبش بالا می‌رود و ممکن است دستانش کمی عرق بکنند و دهانش خشک شود (جنبه پاسخ جسمانی) حال او با همه وجود به تنها چیزی که فکر می‌کند و برایش مهم است نجات پیدا کردن از موقعیت به وجود آمده است (جنبه هدفمند) و درنهایت اگر به چهره او نگاه کنید متوجه می‌شوید که صورتش درهم‌رفته است و حتی گوشه دهانش به عقب کشیده شده و در حال دویدن است (جنبه بیانگر). این مثال به‌خوبی بیانگر آن است که بخش‌های مختلف هیجان چگونه باهم در ارتباط و تعامل هستند و به‌طور منسجم و هماهنگ با یکدیگر کار می‌کنند.</p>
<p>البته برخی پژوهشگران معتقدند که برای تعریف هیجان به چیزی بیش از مجموع اجزای آن نیاز است. درنتیجه در سال ۲۰۱۰ <a href="https://rasekhoon.net/article/show/889678/%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86-(%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3)/">کارول ایزارد</a> از ۳۴ پژوهشگر برجسته هیجان درخواست کرد که تعریف خود از هیجان را ارائه بدهند. توصیف زیر مجموع توصیف آن‌هاست:</p>
<p><strong><em>«هیجان از مدارهای عصبی (که حداقل تااندازه‌ای اختصاصی هستند)، سیستم‌های پاسخ و حالت/فرایند احساسی که شناخت و عمل را برانگیخته می‌کنند و سازمان می‌دهند، تشکیل می‌شود. هیجان همچنین اطلاعاتی را برای فردی که آن را تجربه می‌کند تأمین می‌نماید و امکان دارد ارزیابی‌های شناختی پیشایند و شناخت جاری، ازجمله تعبیر حالت احساسی، جلوه یا علائم اجتماعی- ارتباطی آن را دربرداشته باشند و ممکن است رفتارگرایشی یا اجتنابی را برانگیخته کند، پاسخ‌های کنترل- تنظیم را اعمال نماید و ازنظر ماهیت، اجتماعی یا ارتباطی باشد (ایزارد، ۲۰۱۰)».</em></strong></p>
<h3>آیا تنظیم هیجان برای ما ضروری است؟</h3>
<p><img class=" wp-image-151988 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/ثث2-225x300.jpg" alt="" width="285" height="380" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/ثث2-225x300.jpg 225w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/ثث2.jpg 340w" sizes="(max-width: 285px) 100vw, 285px" /></p>
<p>در ژانویه ۱۹۸۹ مردی خوش‌قیافه و کاریزماتیک به نام <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%AF_%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">«تدباندی»</a> در زندان ایالتی فلوریدا به جرم قتل و تجاوز به بیش از ۳۰ زن اعدام شد. باندی ابتدا قربانیان را به قتل می‌رساند و سپس به بدن بی‌جان آن‌ها تعرض می‌کرد. طبق برخی اعترافاتی که باندی کرده گاهی تا مدت‌ها جسد قربانی‌هایش را نگه می‌داشته و به آن‌ها نگاه می‌کرده و یا از آن‌ها عکس می‌گرفته همچنین پس از دستگیری او چند جمجمه در مخفیگاهش در سیاتل یافت شد.</p>
<p>مسئله‌ای که در مورد باندی نظر بسیاری از متخصصان را جلب کرد این بود که او برخلاف رفتار بسیار پرخاشگرانه و غیرانسانی که داشته به‌هیچ‌عنوان احساس ندامت و یا شرم نداشت و فردی شاد و بشاش به نظر می‌رسید و حتی گاهی به خود افتخار می‌کرد و پیش از اعدامش عاری از هرگونه احساس گناه و شرمی بیان کرده بود که به قتل رساندن برای او تجربه‌ای عمیق و حتی عرفانی به شمار می‌آمده و به ارضای نیاز او به کسب قدرت کمک می‌کرده.</p>
<p>درواقع افرادی مثل باندی از برخی اختلالات روانی همچون اختلال شخصیت ضداجتماعی رنج می‌برند. این اختلال با نقص در ابراز و درک هیجانات – به‌ویژه نقص در هیجاناتی مانند شرم، گناه و ترس- و همچنین نقص در ادراک و پاسخ‌دهی به هیجانات دیگران همراه است (هیر، ۱۹۹۹؛ مارش و همکاران، ۲۰۱۱). البته افرادی مثل باندی هم احتمالاً بسیاری از هیجانات را تجربه می‌کنند ولی به عقیده برخی متخصصان این هیجانات بسیار سطحی و زودگذر هستند به‌گونه‌ای که گستره و عمق احساسات آن‌ها را محدود می‌کند.</p>
<p>از داستان بالا می‌توان این برداشت را داشت که هیجان‌های ما نقش کلیدی در تجارب انسانی و اجتماعی ما دارند و شناخت، کنترل و تنظیم آن‌ها می‌توانند به ما و اطرافیانمان در تجربه کردن زندگی سالم‌تر و شاداب‌تر کمک ویژه‌ای بکنند.</p>
<p>به‌گونه‌ای که رابرت لوینسون (۱۹۹۹) هم خاطرنشان می‌کند، در دنیای مدرن امروز انسان با بسیاری از خطرهای کشنده قدیمی همچون حمله ببر و پلنگ، دزدیده شدن غذایشان و یا کشته شدن فرزندانشان توسط حیوانات وحشی مواجه نیستند. تهدیدهایی که ما با آن مواجه هستیم در مقیاسی کوچک‌تر است و شاید به‌اندازه گذشته نیاز به چنین سازگارهای قوی نداشته باشد. درنتیجه بهبود توانایی‌هایمان در تنظیم هیجانات در اثر تجربه بسیار اهمیت دارد و مسئولیتی دائمی را با خود به همراه می‌آورد.</p>
<p>به‌طورکلی هیجان‌ها نقش بسزایی در بسیاری از فعالیت‌های مهم زندگی ما ازجمله آماده کردن پاسخ‌های رفتاری، تنظیم تصمیم‌گیری، بهبود حافظه برای رویدادهای مهم و تسهیل و بهبود روابط بین فردی دارند. بااین‌وجود اگر به مقدار نامناسب و در شرایط بد و اشتباه بروز بدهند می‌توانند مخرب و آسیب‌زا نیز باشند و پاسخ‌های هیجانی اشتباه و نامناسب عامل بسیاری از آسیب‌های روانی است.</p>
<p>برخی پژوهشگران معتقدند که وجود هیجان در ما جنبه تکاملی دارد و درگذشته وجود هیجان سبب سازگاری انسان با محیط زندگی و مسائلی بود که با آن‌ها مواجه بود. ولی در زندگی مدرن امروز هیجان‌های ما دیگر کارکرد خود را ازدست‌داده‌اند و سودی ندارند و تنها سبب آشفته کردن رفتار و مختل کردن منطق و عقلانیت و به‌طورکلی زندگی ما می‌شوند. ولی این نظر با یکی از مهم‌ترین وظایف هیجان یعنی کمک شایانی که به اولویت‌بندی بین رفتارها در موقعیت‌های خاص می‌کند کاملاً در تضاد است؛ زیرا اگر هیجان‌ها نبودند امکان سازگاری کامل با محیط نبود. مسئله این است که هر دو دیدگاه درباره هیجان تا حد زیادی درست هستند. هیجان‌ها هم به‌صورت کاملاً بی‌نظیر سبب سازگاری ما با محیط می‌شوند و هم گاهی سبب ایجاد سختی و ناملایماتی در زندگی مدرن ما می‌شوند.</p>
<p>پس به صورتی کلی هیجان‌ها بد نیستند ولی اگر در موقعیت، زمان و در شدتی نامناسب بروز کنند می‌توانند آسیب‌هایی جبران‌ناپذیر به ما وارد کنند. و اینکه هیجان‌های ما به ما کمک می‌کنند یا نه بستگی به توانایی ما در تنظیم و کنترل آن‌ها دارد.</p>
<h2>چگونه هیجانات خود را کنترل کنیم؟</h2>
<p><img class="wp-image-151986 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/f0d8a3d4edf8ebcea4f09788d37472be-300x300.jpg" alt="چگونه هیجان های خود را کنترل کنیم؟" width="339" height="339" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/f0d8a3d4edf8ebcea4f09788d37472be-300x300.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/f0d8a3d4edf8ebcea4f09788d37472be-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/f0d8a3d4edf8ebcea4f09788d37472be.jpg 564w" sizes="(max-width: 339px) 100vw, 339px" /></p>
<p>تنظیم هیجان شامل تلاش ما برای:</p>
<ul>
<li>اینکه کدام هیجان را و در چه موقعیتی داشته باشیم</li>
<li>هیجاناتمان را چگونه تجربه و ابراز کنیم</li>
<li>کنترل داشتن بر یکی یا چند بخش از هیجان (احساسات، پاسخ جسمانی، میل انگیزشی یا حالت بیانگر).</li>
<li>تغییر دادن نهفتگی، بزرگی و مدت هیجان است.</li>
</ul>
<p>برای درک بهتر اینکه ما چه موقع و چگونه سعی در تغییر و کنترل هیجاناتمان داریم جیمز گراس جریان رویداد هیجانی را به شکل زیر تقسیم می‌کند.</p>
<ol>
<li>هیجان با یک موقعیت یا به‌صورت یک رویداد مهم زندگی، شروع می‌شود. در این شرایط فرد به دنبال تغییر و یا مدیریت آن موقعیت است.</li>
<li>او در این شرایط توجه خود را به موقعیت‌های مهم زندگی هدایت یا از آن دور می‌کند</li>
<li>سپس به ارزیابی شناختی و بررسی بهتر و عمیق‌تر آن موضوع می‌پردازد</li>
<li>و درنهایت پاسخی برای مقابله با آن مسئله ارائه می‌دهد و فعالیتی انجام می‌دهد.</li>
</ol>
<p>نکته مهم و قابل‌توجه این است که شما فرصت‌های متعددی برای تنظیم هیجان‌های خوددارید.</p>
<h2>راهبردهای تنظیم هیجان‌</h2>
<p>به‌طورکلی پنج فرصت برای مداخله در تنظیم واقعه هیجانی وجود دارند که شامل:</p>
<ol>
<li><strong>انتخاب موقعیت:</strong></li>
</ol>
<p>انتخاب موقعیت اولین راهکار در کنترل هیجانات است. به‌طورکلی این راهبرد تلاشی برای جلوگیری از ایجاد هیجان است. به‌طور مثال اگر قرار گرفتن در ترافیک شمارا بسیار خشمگین می‌کند می‌توانید به‌جای استفاده از ماشین شخصی با مترو بروید. ولی به‌طورکلی انتخاب موقعیت شامل موارد زیر است:</p>
<ul>
<li>تصمیم‌گیری درباره اینکه چه‌کاری انجام دهیم</li>
<li>به کجا برویم</li>
<li>با چه کسی وقت بگذرانیم</li>
<li>به چه فعالیت‌هایی بپردازیم</li>
<li>به کدام قرار ملاقات پایبند و متعهد باشیم</li>
<li>در اوقات فراغت و یا بعد از کار چه‌کارهایی انجام دهیم و مواردی از این قبیل.</li>
</ul>
<ol start="2">
<li><strong>تغییر موقعیت:</strong></li>
</ol>
<p>ما در طول زندگی خود با موقعیت‌های گوناگونی مواجه می‌شویم که گاهی مواجه‌شدن با آن‌ها از کنترل ما خارج است. در این شرایط است که <u>رفتار و نوع برخورد ما با آن شرایط است که می‌تواند سبب تغییر هیجانات و نوع تجربه ما شوند</u>. به‌طور مثال وقتی در یک کلاس کسل‌کننده و حوصله سربر قرار می‌گیرید می‌توانید شرایط را تحمل‌کنید و تا آخر کلاس کلافه و عصبی باشید و یا می‌توانید با سؤال پرسیدن و ایجاد چالش در کلاس روند آن را پویاتر کنید و هیجانات متفاوت‌تر را تجربه بکنید.</p>
<ol start="3">
<li><strong>تمرکز توجه:</strong></li>
</ol>
<p>در هر تجربه هیجانی همواره جنبه‌های متفاوتی وجود دارد که شما می‌توانید به آن‌ها توجه کنید. به‌طور مثال زمانی که در یک مجلس ختم هستید می‌توانید به غم و اندوه و سختی‌های آینده صاحب‌مجلس فکر کنید، می‌توانید به کودکانی که در حال بازی و لذت بردن هستند توجه کنید و یا حتی می‌توانید به فعالیت‌هایی که بعد از مجلس ترحیم باید انجام بدهید توجه کنید. در مثال یادشده شما با جلب‌توجه‌تان بر روی هرکدام از این مسائل هیجانات متفاوتی را تجربه می‌کنید.</p>
<p><u>به‌طورکلی راهبردهای تمرکز توجه متعددی وجود دارند، اما به نظر می‌رسد که حواس‌پرتی از همه آن‌ها مؤثرتر است. </u>برای مثال نقاشی کردن یا پرداختن به فعالیت‌های هنری راهکاری بسیار مؤثر برای کاهش و یا از بین بردن بسیاری از هیجانات منفی است.</p>
<p><u>برعکس حواس‌پرتی نشخوار (تمرکز مداوم) است. </u>البته نشخوار درباره مسائل مثبت می‌تواند منافعی به همراه داشته باشد ولی نشخوار کردن افکار منفی راهبردی بسیار مضر است که سبب افزایش شدت و مدت تجربه بسیاری از هیجانات منفی همچون ترس یا عصبانیت می‌شود.</p>
<ol start="4">
<li><strong>ارزیابی مجدد</strong>:</li>
</ol>
<p>ارزیابی مجدد به معنی «تغییر دادن شیوه‌ای که فرد به موقعیت بالقوه هیجان‌انگیز فکر می‌کند برای تغییر دادن تأثیر هیجانی آن» است.</p>
<p>سؤالی که در اینجا به وجود می‌آید آن است که ما چه افکاری را می‌توانیم تغیر بدهیم (ارزیابی مجدد بکنیم)؟ درواقع این افکار شامل:</p>
<ul>
<li><em><u>نحوه‌ای که فرد به موقعیت فکر می‌کند یا همان ارزیابی نخستین</u></em> مثلاً فرض کنید در خیابانی شلوغ در حال راه رفتن هستید و کسی به شما محکم تنه می‌زند. ابتدا شما عصبانی می‌شوید زیرا به‌طور ناخودآگاه احساس خصومت به شما دست می‌دهد از سمت ان فرد ولی اگر در همان لحظه به این فکر کنید که چرا چنین مسئله‌ای رخ داد و با خود بگویید که این مسئله تنها یک تصادف است نه چیز دیگری قطعاً از عصبانیت شما کاسته می‌شود.</li>
<li><em><u>نحوه‌ای که با آن مقابله می‌نماییم یا ارزیابی ثانویه‌ای که داریم.</u></em> مثلاً سعی کنیم نوعی همدلی داشته باشیم با افراد مثلاً در مثال بالا می‌توانیم به این فکر کنیم که آن فردی که به ما تنه زده بسیار عجله داشته و ممکن است رئیسش او را اخراج یا دعوا بکند براثر دیر رسیدن؛ و یا فردی را که مبتلابه سرطان است در نظر بگیرید، این بیماری بی‌شک بسیار ناراحت‌کننده و عذاب‌آور است برای او. در ارزیابی اولیه او احساس افسردگی، اضطراب و ناراحتی دارد ولی شاید بتوان از دید دیگری به مسئله نگاه کرد و برخی جنبه‌های دیگر آن مانند همدلی و محبت اطرافیان و درک بهتر معنی زندگی توجه کرد.</li>
<li><em><u>یک راهبرد بسیار مؤثر «ارزیابی مجدد کارکردی منفی» است؛ که طی آن فرد تشخیص می‌دهد که واقعه‌ای سخت و ناگوار است ولی آن رویداد غیرقابل‌تحمل و مصیبت‌بار نیست.</u></em> به‌طور مثال به معنی این عبارت توجه کنید «گرفتار بودن، ناکام کننده است؛ اما می‌توانم ناکامی گرفتار بودن را تحمل‌کنم» و یا اینکه با خود بیندیشید که چقدر آدم توانمندی هستید و با شناخت بهتر خویشتن و توانمندی‌هایتان به خود یادآور شوید که اگرچه برخی مشکلات سخت و طاقت‌فرسا هستند ولی شما می‌توانید از پس آن بربیایید.</li>
</ul>
<p><em><u>به‌طورکلی این راهبرد بسیار مؤثر است و افرادی که به استفاده از ارزیابی مجدد گرایش دارند، گرایش بیشتری به بهزیستی روانی، اجتماعی و جسمانی دارند.</u></em></p>
<p>&nbsp;</p>
<ol start="5">
<li><strong>جلوگیری:</strong></li>
</ol>
<p>این راهکار برخلاف راهکارهای قبلی است و به تنظیم هیجان‌هایی که مربوط به تجربه‌های گذشته است می‌پردازد.</p>
<p>این روش تنظیم هیجانی عمدتاً بیانگر کارهایی است که نباید انجام بدهیم؛ و سعی در جلوگیری از بروز جلوه‌های هیجانی و ایجاد آن‌ها دارد. مثلاً به جوکی که قومیت‌ها را مسخره می‌کند نخند، سعی کن هنگام ارائه کلاسی استرست را نشان ندهی یا هنگام دیدن فیلمی غمگین گریه نکن.</p>
<p>این راهکار به‌طورکلی خیلی مفید نیست و حتی گاهی سبب تشدید هیجانات در ما می‌شود؛ زیرا هنگامی‌که به دنبال جلوگیری یا کاهش هیجان و عناصر آن هستیم ممکن است بدتر بشود مثلاً می‌خواهیم استرس نداشته باشیم ولی بدتر ضربان قلبمان بالا می‌رود. همچنین این راهکار می‌تواند به زیان‌های اجتماعی منجر شود زیرا معمولاً افرادی که در تعامل با طرف مقابل خود به‌جای ابراز هیجانات به دنبال کنترل و سرکوب آن هستند، احساس ناراحتی بیشتری می‌کنند و بعداً ممکن است به‌گونه‌ای شدیدتر آن را بروز دهند.</p>
<p><em><u>به‌طورکلی، جلوگیری راهبرد نسبتاً ضعیفی است و آنچه در تنظیم هیجان مؤثرتر واقع می‌شود، مداخله انعطاف‌پذیر، ویژه موقعیت و ازلحاظ موقعیتی حساس است.</u></em></p>
<p>درمجموع، تنظیم هیجان یک مهارت است و به نظر می‌رسد که هرچه افراد از این مهارت بیشتر برخوردار باشند بهتر عمل می‌کنند؛ یعنی کیفیت مهارت تنظیم هیجان افراد، کیفیت عملکرد آن‌ها را در زمینه‌های مختلف پیش‌بینی می‌کند، نظیر داشتن روابط باکیفیت بالا با همسالان، روابط باکیفیت بالا با استادان و معلمان و پیشرفت تحصیلی بهتر.</p>
<p>منابع:</p>
<p><a href="https://www.adinehbook.com/gp/product/9646184049" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">سیدمحمدی، یحیی: انگیزش و هیجان، جان مارشال ریو. ویراست ششم،ویرایش، تهران،۱۳۹۷.</a></p>
<div class="speaker-mute footnotes_reference_container"> <div class="footnote_container_prepare"><p><span role="button" tabindex="0" class="footnote_reference_container_label pointer" onclick="footnote_expand_collapse_reference_container_151983_2();">References</span><span role="button" tabindex="0" class="footnote_reference_container_collapse_button" style="display: none;" onclick="footnote_expand_collapse_reference_container_151983_2();">[<a id="footnote_reference_container_collapse_button_151983_2">+</a>]</span></p></div> <div id="footnote_references_container_151983_2" style=""><table class="footnotes_table footnote-reference-container"><caption class="accessibility">References</caption> <tbody> 

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_151983_2('footnote_plugin_tooltip_151983_2_1');"><a id="footnote_plugin_reference_151983_2_1" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۱</a></th> <td class="footnote_plugin_text">هرکسی می‌داند هیجان چیست تا اینکه از او درخواست شود تعریفی را ارائه دهد</td></tr>

 </tbody> </table> </div></div><script type="text/javascript"> function footnote_expand_reference_container_151983_2() { jQuery('#footnote_references_container_151983_2').show(); jQuery('#footnote_reference_container_collapse_button_151983_2').text('−'); } function footnote_collapse_reference_container_151983_2() { jQuery('#footnote_references_container_151983_2').hide(); jQuery('#footnote_reference_container_collapse_button_151983_2').text('+'); } function footnote_expand_collapse_reference_container_151983_2() { if (jQuery('#footnote_references_container_151983_2').is(':hidden')) { footnote_expand_reference_container_151983_2(); } else { footnote_collapse_reference_container_151983_2(); } } function footnote_moveToReference_151983_2(p_str_TargetID) { footnote_expand_reference_container_151983_2(); var l_obj_Target = jQuery('#' + p_str_TargetID); if (l_obj_Target.length) { jQuery( 'html, body' ).delay( 0 ); jQuery('html, body').animate({ scrollTop: l_obj_Target.offset().top - window.innerHeight * 0.2 }, 380); } } function footnote_moveToAnchor_151983_2(p_str_TargetID) { footnote_expand_reference_container_151983_2(); var l_obj_Target = jQuery('#' + p_str_TargetID); if (l_obj_Target.length) { jQuery( 'html, body' ).delay( 0 ); jQuery('html, body').animate({ scrollTop: l_obj_Target.offset().top - window.innerHeight * 0.2 }, 380); } }</script><p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/">چگونه هیجان های خود را کنترل کنیم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چگونه تغییر کنیم؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-2/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[نگار احمدزاده]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 19 Mar 2019 10:59:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آکادمیک 1]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزش و هیجان]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی سلامت]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب داغ]]></category>
		<category><![CDATA[تغییر، تغییرات رفتاری، روانشناسی وجودی، مدل شش مرحله تغییر، مدل تغییر رفتاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=74319</guid>

					<description><![CDATA[<p>مناسبت هایی چون نوروز و حال و هوای منحصر به فرد آن، مفهومی مستتر را در بر دارد که با کمی دقت می‌توان آن را دریافت؛مفهوم تغییر. در تکاپوهای خانه تکانی، بازارگردی ها و خرید لباس های نو در حقیقت در پی آنیم که برای سالی جدید تغییری در خود ایجاد کنیم و یا حتی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-2/">چگونه تغییر کنیم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مناسبت هایی چون نوروز و حال و هوای منحصر به فرد آن، مفهومی مستتر را در بر دارد که با کمی دقت می‌توان آن را دریافت؛مفهوم <strong>تغییر</strong>.</p>
<p>در تکاپوهای خانه تکانی، بازارگردی ها و خرید لباس های نو در حقیقت در پی آنیم که برای سالی جدید <strong>تغییر</strong>ی در خود ایجاد کنیم و یا حتی تلاش کنیم آدمی نو باشیم. اما تغییرات رفتاری هیچ وقت مانند <strong>تغییر</strong> ظاهری آسان نبوده اند. برای به وجود آوردن <strong>تغییر</strong> در زندگی مان همیشه با سختی مواجه بوده ایم. با اینکه در اکثر مواقع انگیزه و دلایل معقول برای تغییر داریم، چرا تغییر کردن برایمان سخت است؟</p>
<h3>دشواری تغییر</h3>
<p>مفهوم سکون (inertia) به معنای تمایل به کار نکردن برای بدون <strong>تغییر</strong> ماندن، مفهومی است که ما را در یافتن علت <a href="http://ravanhami.com/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AA-%D8%BA%D8%B0%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8/">سختی تغییر کردن</a> یاری می‌دهد؛ این مفهوم بیان می‌کند که چگونه بدن ما گرایش دارد که بر علیه ما باشد، دقیقا هنگامی که تصمیم داریم تغییری در زندگی مان به وجود آوریم.</p>
<p>مفهوم سکون در بدن ما به حالتی از تعادل که به هومئوستازی معروف است، شناخته می‌شود.</p>
<p>هومئوستازی به بدن ما کمک می‌کند که در شرایطی طبیعی از لحاظ عملکرد های مورد نیاز برای بقا قرار بگیرد که مانند یک ترموستات برای بدن ما عمل می‌کند.</p>
<p>وقتی که می‌خواهیم <strong>تغییر</strong> جدیدی در زندگی مان ایجاد کنیم؛ در حقیقت این حالت تعادل بدن را در معرض خطر قرار می‌دهیم. تغییرات فیزیولوژیکی و روان شناختی هر دو می‌توانند این حالت تعادل در بدن را از بین ببرند. همچنین تغییرات می‌توانند علیه مسیرهای عصبی مغز ما که برای عادات مان طراحی شده اند قرار گیرند و این موضوع نیز <strong>تغییر</strong> را دشوار می‌سازد.</p>
<h3>لزوم تغییر</h3>
<p>اما تغییر از دیدگاه بسیاری از بزرگان ضروری تلقی می‌شود؛ جان مکسول بیان می‌کند که زندگی هرگز تغییر نمی‌کند، مگر اینکه کاری را که هر روز انجام می‌دهیم، <strong>تغییر</strong> دهیم. چرچیل اظهار می‌کند: رو به پیشرفت، یعنی تغییر؛ رو به تکامل، یعنی تغییرهای بسیار.گوته می‌گوید که باید پیوسته <strong>تغییر</strong> کرد، تجدید حیات کرده و جوان شد که در غیر این صورت متعصب و سخت می‌شویم.</p>
<p>تغییر در <strong>روانشناسی وجودی</strong> نیز مفهوم با اهمیتی است. تغییرات می‌توانند حس و حال ویژه ای را از لحاظ وجودی ایجاد کنند. تغییراتی همچون گذشتن یک سال که خبر از مسن تر شدن ما می‌دهد. می‌تواند در ما <a href="http://ravanhami.com/%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF-%D8%9B-%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87/"><strong>اضطراب مرگ</strong></a> ایجاد کند و یالوم اظهار می‌دارد که ما برای پوشاندن این اضطراب است که مناسبت هایی مانند عید و <strong>تغییر</strong> سال و یا تولد هایمان را جشن می‌گیریم.</p>
<p>از زاویه ای دیگر، تغییر مفهومی کلیدی در <a href="http://ravanhami.com/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F/">روان درمانی اگزیستانسیال</a> است. به طور کلی مراجعانی که به روان درمانگران مراجعه می‌کنند، انتظار به وجود آمدن تغییر دارند. رویکرد وجودی نیز معتقد به ایجاد تغییر است اما مسئله وقتی به وجود می‌آید که مراجعان به اشتباه انتظار دارند که درمان گران تغییری را برای آن‌ها به وجود آورند. روان درمانگران وجودی گرچه تغییر را ضروری و عاملی مهم برای درمان می‌دانند؛ اما برای درمانی موفق مراجع باید خود تغییری در خود ایجاد کند و به راستی خواهان این تغییر باشد و وظیفه درمان گر راهنمایی و هدایت وی به سمت تغییری مطلوب و درست می باشد. اگر مراجع خود حقیقتا خواهان تغییر نباشد، تغییر مطلوبی ایجاد نخواهد شد.</p>
<h3>راهکار تغییر</h3>
<p>دریافتیم که تغییر کردن در زندگی ضروری بوده و از طرفی دیگر انجام تغییرات هم ساده نیستند، پس نمی‌توان به سادگی و بدون برنامه ای دست به تغییر زد و انتظار پایداری رفتار ها را نیز داشت. از این رو دو پژوهشگر به نام های جیمز پروچسکا و کارلو دی کلمنت مدلی شش مرحله ای برای تغییر رفتار ارائه داده اند که در طی سال ها به عنوان مدلی موفق ارزیابی شده است. در این مدل، <strong>تغییر</strong> به تدریج رخ می‌دهد و عود به عنوان بخشی اجتناب ناپذیر از روند تغییر در طول عمر است. مردم اغلب در مراحل اولیه تمایل به تغییر ندارند یا مقاوم در برابر تغییر هستند. اما در نهایت یک رویکرد پیشگیرانه و متعهد برای تغییر رفتار ایجاد می‌شود.</p>
<p>این مدل نشان می دهد که تغییر آسان نبوده و اغلب به پیشرفت تدریجی با گام های کوچک به سمت یک هدف بزرگ نیاز دارد.</p>
<h3>مختصری از مدل تغییر:</h3>
<h3>عناصر تغییر</h3>
<p>برای موفقیت، شما باید سه عامل مهم در تغییر رفتار را درک کنید:</p>
<p>آمادگی برای تغییر: آیا شما منابع و دانش را برای ایجاد یک تغییر پایدار با موفقیت دارید؟</p>
<p>موانع تغییر: آیا چیزی مانع از تغییر شما می‌شود؟</p>
<p>انتظار عود: چه چیزی ممکن است به بازگشت رفتار سابق منجر شود؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3>مراحل مدل تغییر</h3>
<p>مرحله اول: پیش تامل</p>
<p>این مرحله، مرحله انکار و یا نپذیرفتن مشکل است.</p>
<p>راهکار پیشنهادی برای این مرحله تشویق افراد به تفکر مجدد در مورد رفتار، تشویق به تحلیل کردن خود و درون نگری و توضیح ریسک های رفتار فعلی می باشد.</p>
<p>مرحله دوم: تامل</p>
<p>این مرحله مرحله ی دو دلی و احساسات متناقض راجع به تغییر می‌باشد.</p>
<p>راهکار پیشنهادی برای این مرحله ارزیابی فواید و مضرات، تشویق کردن به اطمینان داشتن از توانایی ها و شناسایی موانع تغییر است.</p>
<p>مرحله سوم: آماده سازی</p>
<p>مرحله ی تجربه تغییرات کوچک و جمع آوری اطلاعاتی در مورد تغییر می‌باشد.</p>
<p>راهکار پیشنهادی این مرحله یادداشت کردن اهداف، آماده سازی برنامه ای برای انجام اهداف و تهیه لیستی از جملات انگیزشی است.</p>
<p>مرحله چهارم: عمل کردن</p>
<p>این مرحله مرحله ی عمل کردن مستقیم برای رسیدن به اهداف است.</p>
<p>راهکار پیشنهادی این مرحله پاداش دادن به موفقیت ها، یافتن پشتیبان های اجتماعی و جملات انگیزشی است.</p>
<p>مرحله پنجم: نگهداری</p>
<p>مرحله ی نگهداری و مراقبت کردن از رفتار جدید و دوری از وسوسه ها می‌باشد.</p>
<p>راهکار پیشنهادی این مرحله افزایش توان در مهارت های مقابله ای برای کنار آمدن با وسوسه ها و به یاد داشتن پاداش دهی برای موفقیت ها است.</p>
<p>مرحله ی ششم: عود کردن</p>
<p>این مرحله مرحله ی احساس شکست و یاس و نا امیدی است.</p>
<p>راهکار پیشنهادی این مرحله شناسایی مواردی که منجر به عود می‌شوند، شناسایی موانع موفقیت و اقدام برای گذر از این موانع و تایید دوباره اهداف و تعهد به انجام تغییر می‌باشد.</p>
<p>مطمئنا آسان نیست که تغییر بزرگی انجام دهید و آن را دائمی کنید. با استفاده از این مراحل، ممکن است در حفظ تصمیم های تان موفق تر باشید. بسیاری از برنامه های بالینی برای تغییر رفتار از جمله توقف سیگار تا بازیابی اعتیاد از از این مراحل استفاده می‌کنند.</p>
<p>اگر می‌خواهید که برای ساختن تغییرات برنامه ای ساختارمند داشته باشید، ممکن است این مراحل را مفید بیابید.</p>
<p>&#8220;آدمها فکر می‌کنند اگر یک بار دیگر متولد شوند، جور دیگری زندگی می‌کنند.&#8221;</p>
<p>شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود.</p>
<p>فکر می‌کنند می‌توانند همه چیز را از نو بسازند، محکم و بی نقص!</p>
<p>اما حقیقت ندارد، اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم، اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم،</p>
<p>اگر آدمِ ساختن بودیم، از همین جای زندگیمان به بعد را مى ساختيم&#8230;&#8221;</p>
<p>&#8220;آنتوان دوسنت اگزوپری&#8221;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منابع:</p>
<p>_ Kendra, Cherry (2018). The 6 Stages of Behavior Change: Very Well Mind site.</p>
<p>_ Ralph, Ryback (2017). Why We Resist Change: Psychology Today site.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-2/">چگونه تغییر کنیم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نظریه خودتعیین‌گری و تعریف نیازهای بنیادین روانشناختی</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86%e2%80%8c%da%af%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86%e2%80%8c%da%af%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[zahra zabolipour]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 02 Mar 2018 15:55:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انگیزش و هیجان]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13063</guid>

					<description><![CDATA[<p>کارهای اولیه‌ای که به ارائه‌ی نظریه خودتعیین‌گری منجر شدند، به دهه‌ی ۱۹۷۰ برمی‌گردند. نظریه خودتعیین‌گری برای اولین بار در اواسط دهه‌ی ۱۹۸۰، توسط دسی و رایان مطرح شد (دسی و رایان، ۲۰۰۸) و در طی ۴۰ سال به صورت تدریجی توسعه یافت. نظریه خودتعیین‌گری زاییده‌ی علاقه و توجه صاحب‌نظران آن به مطالعه‌ی انگیزش درونی، به معنای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86%e2%80%8c%da%af%d8%b1%db%8c/">نظریه خودتعیین‌گری و تعریف نیازهای بنیادین روانشناختی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;">کارهای اولیه‌ای که به ارائه‌ی نظریه خودتعیین‌گری منجر شدند، به دهه‌ی ۱۹۷۰ برمی‌گردند. نظریه خودتعیین‌گری برای اولین بار در اواسط دهه‌ی ۱۹۸۰، توسط دسی و رایان مطرح شد (دسی و رایان، ۲۰۰۸) و در طی ۴۰ سال به صورت تدریجی توسعه یافت. نظریه خودتعیین‌گری زاییده‌ی علاقه و توجه صاحب‌نظران آن به مطالعه‌ی انگیزش درونی، به معنای انجام دادن کاری به خاطر خود آن کار، می‌باشد و تا به امروز با کمک تعداد زیادی از پژوهشگران در سراسر دنیا مورد بسط و اصلاح قرار گرفته است (گانیه و دسی، ۲۰۱۴).</p>
<p>&nbsp;</p>
<hr />
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify;">نظریه خودتعیین‌گری (SDT)، نظریه‌‌ای مبتنی بر تجربه و درباره‌ی انگیزه، تحول و <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">سلامت</a> انسان است. این نظریه به جای مقدار، بر انواع انگیزه‌های انسان تمرکز دارد و میان انواع انگیزه‌ها تمایز قائل می‌شود (دسی و رایان، ۲۰۰۸). نظریه خودتعیین‌گری شامل شش خرده نظریه که عبارتند از:</p>
<ul style="text-align: justify;">
<li>نظریه‌ی ارزیابی شناختی (CET): این خرده نظریه، به انگیزش درونی و عوامل تأثیرگذار بر آن مثل پاداش‌های بیرونی، ارزیابی‌ها و بازخوردها می‌پردازد.</li>
<li>نظریه‌ی یکپارچگی ارگانیزمی (OIT): این خرده نظریه، بر فرآیندهایی تمرکز دارد که از طریق آن‌ها بتوان انگیزش فرد را برای انجام فعالیت‌هایی که انگیزه‌ی درونی ایجاد نمی‌کنند، درونی نمود.</li>
<li>نظریه‌ی جهت‌گیری‌های علّی (COT): این خرده ‌نظریه، به تفاوت‌های فردی در گرایش افراد به جهت دادن به محیط و تنظیم رفتارها می‌پردازد.</li>
<li>نظریه‌ی نیازهای بنیادین روان‌شناختی (BPNT): این خرده ‌نظریه، مفهوم &#8220;نیازهای بنیادین روان‌شناختی&#8221; را با جزئیات توصیف می‌کند و به رابطه‌ی این نیازها با سلامت روان‌شناختی و بهزیستی می‌پردازد.</li>
<li>نظریه‌ی محتوای هدف (GCT): این خرده ‌نظریه، به تمایز میان اهداف درونی و بیرونی و تأثیر آن‌ها بر انگیزش و بهزیستی می‌پردازد.</li>
<li>نظریه‌ی انگیزه‌ی روابط (RMT) : این خرده ‌نظریه، به عواملی که فرد را به سوی حفظ روابط نزدیک خود با دیگران سوق می‌دهند، می‌پردازد.</li>
</ul>
<p style="text-align: justify;">هر یک از این خرده نظریه‌ها به توضیح مجموعه‌ای از پدیده‌های مبتنی بر انگیزه و در واقع به یک جنبه از انگیزه یا عملکرد شخصیت می‌پردازند و حاصل تحقیقات آزمایشگاهی و میدانی می‌باشند (وون‌چیا، ون‌چی‌کِنگ و رایان، ۲۰۱۶).</p>
<p style="text-align: justify;">نظریه خودتعیین‌گری، یک رویکرد ارگانیزمیِ دیالکتیک است. این نظریه، با این فرض آغاز می‌شود که انسان‌ها موجوداتی زنده و فعال با تمایلات تکامل یافته به سوی رشد، تسلط بر چالش‌های محیطی و یکپارچه کردن تجربیات جدید برای دست یافتن به یک احساس منسجم از خود، هستند. در این میان، بافت اجتماعی هم می‌تواند از گرایش‌های طبیعی به سوی تعامل فعال و رشد روان‌شناختی پشتیبانی و هم از آن جلوگیری کند. بنابراین، این دیالکتیک بین ارگانیسم فعال و بافت اجتماعی است که مبنای پیش‌بینی‌های نظریه خودتعیین‌گری در مورد رفتار، تجربه و تحول قرار می‌گیرد (سایت نظریه خودتعیین‌گری).</p>
<p style="text-align: justify;">بر اساس نظریه خودتعیین‌گری، برخی تمایلات روان‌شناختی و اجتماعیِ مشخص وجود دارند که اگر در قالب بافت‌های بین‌فردی و فرهنگی مرتبط با رشد فرد ارضا شوند، رشد، یکپارچگی و بهزیستی فرد را تسهیل خواهند کرد. اما در صورتی که ارضای این تمایلات روان‌شناختی با ناکامی روبرو شود، آسیب‌های روان‌شناختی جدی به بار خواهند آمد. در نظریه خودتعیین‌گری به این ارضاهای ضروری برای رشد شخصیت و شناخت، نیازهای بنیادین روان‌شناختی گفته می‌شود (رایان و دسی، ۲۰۱۷). در حقیقت، در نظریه خودتعیین‌گری ملزومات تحول و عملکرد سالم با استفاده از مفهوم نیازهای بنیادین روانشناختی به خودمختاری، شایستگی و ارتباط مشخص می‌شوند (سایت نظریه‌ی خودتعیین‌گری).</p>
<p style="text-align: justify;">نیازهای بنیادین روان‌شناختی دارای ۳ کارکرد هستند:</p>
<ul style="text-align: justify;">
<li>نیازهای بنیادین روان‌شناختی بیانگر سمت و سوی حرکت افراد هستند. نیازهای بنیادین برای مشارکت در فعالیت‌هایی که این نیازها را ارضا می‌کنند، انرژی فراهم می‌کنند. اگر یکی از نیازهای بنیادین فرد ارضا نشود، به احتمال زیاد فرد درگیر فعالیت‌هایی خواهد شد که به ارضای آنچه در نظریه خودتعیین‌گری &#8220;جانشین نیاز&#8221; نامیده‌ می‌شود، منجر خواهند شد. جانشین‌های نیاز به خودی خود، به ارضای واقعی نیاز منجر نمی‌شوند بلکه تنها تا حدودی خشنودکننده هستند و ممکن است در یک زمان خاص بهترین گزینه برای فرد باشند.</li>
<li>نیازها، به مشاهده‌گران آگاه برای فهم این موضوع که چگونه ممکن است یک انسان به شکوفایی برسد، کمک می‌کنند. به عبارت دیگر اگر مشاهده‌گران بدانند که نیازهای بنیادین فرد ارضا شده است، مطمئنا&#8221; قادر به پیش‌بینی این موضوع خواهند بود که فرد مورد نظر به احتمال زیاد سلامت، رشد و بهزیستی را تجربه خواهد کرد.</li>
<li>با درک کارکرد سه نیاز بنیادین روان‌شناختی، والدین، معلمان، مدیران و پزشکان می‌توانند به ارزیابی این موضوع بپردازند که کدام جنبه‌ از بافت‌های اجتماعی به طور چشمگیری مشارکت و کارآمدی فرد در محیط را تقویت خواهند کرد. این بافت اجتماعی ممکن است یک بافت مجاور، یک بافت تحولی که در طی زمان بوجود می‌آید و یا یک بافت اجتماعی دور مثل فرهنگ باشد. بنابراین با اطلاع از اینکه نیازهای بنیادین روان‌شناختی افراد باید جهت پیشرفت از لحاظ روان‌شناختی و برخورداری از کارکرد مؤثر ارضا شوند، خواهیم توانست در خانه، مدرسه، محل کار و کلینیک بافت‌های اجتماعی حامی شکوفایی ایجاد کنیم (دسی و رایان، ۲۰۱۱).</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>انواع نیازهای بنیادین روان‌شناختی</strong><strong>:</strong></p>
<p style="text-align: justify;">بر اساس خرده نظریه‌ی نیازهای بنیادین روان‌شناختی، سلامت روانی و عملکرد بهینه مستقیماٌ توسط ارضای سه نیاز بنیادین روان‌شناختی یعنی خودمختاری، شایستگی و ارتباط قابل پیش‌بینی است (راکووِک‌فِلسِر ۲۰۱۵). این نیازها فطری و همگانی‌اند و ارضای آن‌ها ضروری است (گازلا، ۲۰۱۵). صرف نظر از جنسیت، نژاد، فرهنگ، موقعیت اجتماعی و اینکه آیا افراد برای نیازهای بنیادین روان‌شناختی ارزش قائل هستند یا خیر، ارضای این سه نیاز باید در سطوح بین‌فردی و درون‌فردی صورت گیرد تا رشد و عملکرد بهینه در افراد حاصل شود (سانچِز اولیوا و همکاران، ۲۰۱۷؛ کمپبِل و همکاران، ۲۰۱۶؛ دسی و رایان، ۲۰۱۱).</p>
<p style="text-align: justify;">این سه نیاز اساسی، به منزله‌ی خوراک روان‌شناختی هستند و ارضای آن‌ها منجر به تسهیل رشد و کمال شخصی و عدم ارضای آن‌ها منجر به بروز پیامدهای منفی مثل فعالیت‌های جبرانی به عنوان جایگزین نیازهای اساسی، رفتارهای انعطاف‌ناپذیر، احساس بی‌دفاعی و ناامنی روان‌شناختی، فرسودگی هیجانی و جسمانی و آسیب‌های روان‌شناختی مانند افسردگی و رفتارهای خوردن نابهنجار می‌شود (آلترمن و همکاران، ۲۰۱۶؛ چِن و همکاران، ۲۰۱۶؛ گانِل و همکاران، ۲۰۱۳).</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>خودمختاری</strong></p>
<p style="text-align: justify;">خودمختاری یعنی پردازش یکپارچه‌ی امکان‌پذیرها و تطبیق این امکان‌پذیرها با احساسات، نیازها و محدودیت‌ها. وقتی افراد خودمختار عمل می‌کنند، عمیق‌تر درگیر فعالیت‎‌ها می‌شوند و عملکردشان نیز پربارتر می‌شود (رایان و دسی، ۲۰۰۶).</p>
<p style="text-align: justify;">این نیاز، اصلی‌ترین و بحث‌انگیزترین مفهوم در میان نیازهای بنیادین روان‌شناختی است که بر شروع و تنظیم رفتار توسط خود فرد یعنی تجربه‌ی اراده‌ی آزاد، خودتأییدی و خودکنترلی، اشتیاق ارگانیزم برای سازمان‌دهی به تجربیات و عمل کردن به صورت هماهنگ با تصویری که از خودش دارد، اشاره دارد. از آنجا که افراد از طریق تنظیم رفتارهایشان به دستیابی و ارضای سایر نیازهای بنیادین جسمانی و روان‌شناختی خود می‌پردازند، نیاز به خودمختاری از جایگاه ویژه‌ای به عنوان یک نیاز بنیادین روان‌شناختی برخوردار است (واکر، ۲۰۱۶؛ رایان و دسی، ۲۰۱۷؛ ونستین‌کیست و رایان، ۲۰۱۳؛ گانِل و همکاران، ۲۰۱۳؛ اِوِلین و همکاران، ۲۰۰۸ ).</p>
<p style="text-align: justify;">خودمختاری به صورت رسمی عبارت است از: نیاز به تجربه کردن انتخاب در آغاز و تنظیم کردن رفتار. فرد خودمختار کسی است که میل دارد به جای اینکه رویدادهای محیط اعمال او را تعیین کنند، خودش حق انتخاب داشته باشد (جان‌مارشال؛ ۲۰۰۵؛ ترجمه‌ی سیدمحمدی، ۱۳۹۳). در واقع، نیاز به خودمختاری یا خودپیروی، به نیاز فرد به احساس حق انتخاب داشتن و خودآغازگری در شروع، ادامه و تنظیم فعالیت‌ها و تکالیف، اشاره دارد. خودمختاری زمانی اتفاق می‌افتد که فرد احساس کند خودش علت رفتارش است؛ یعنی در انتخاب‌های خود اراده و اختیار دارد (وطن‌پناه‌، ۱۳۹۵).</p>
<p style="text-align: justify;">پیش از مطرح شدن نظریه خودتعیین‌گری مفهوم خودمختاری به معنای اختیار و خودتأییدی، تا حد زیادی توسط چشم‌انداز جریان روان‌شناسی تجربی نادیده گرفته شده بود. در حقیقت، این مفهوم نه تنها توسط رفتارگرایان، بلکه توسط برخی نظریه‌پردازان نسبی‌گرا، کاهش‌گرا و پست‌مدرن نیز مورد انتقاد قرار می‌گرفت. این منتقدان، مفهوم خودمختاری را با مفاهیمی مثل استقلال، جدایی و خودکفایی ادغام می‌کردند و با آن مخالف بودند (رایان و دسی، ۲۰۱۷).</p>
<p style="text-align: justify;">محیط‌ها، رویدادهای بیرونی، موقعیت‌های اجتماعی و روابط، از این نظر که تا چه اندازه از نیاز افراد به خودمختاری حمایت می‌کنند، تفاوت دارند. برخی محیط‌ها نیاز انسان به خودمختاری را فعال و از آن حمایت می‌کنند. همان‌طور که پیش‌تر نیز گفته شد نظریه‌ی ارزیابی شناختی (CET)، یکی از خرده‌ نظریه‌های نظریه‌ی خودتعیین‌گری است. این خرده نظریه نیز بر نقش حمایت از خودمختاری، یعنی محیطی که در آن افراد برای رفتارکردن به شیوه‌ی خاصی تحت فشار قرار ندارند و می‌توانند خودشان باشند، تأکید دارد. به عبارت دیگر، این محیط‌ها حامی خودمختاری‌ هستند و افراد را ترغیب می‌کنند برای خودشان هدف تعیین کنند، رفتار خود را هدایت کنند، روش خودشان برای حل مسئله را انتخاب و تمایلات و ارزش‌های خودشان را دنبال نمایند که در نهایت خودتنظیمی و سلامت روانی را برای فرد به همراه دارد. در حالیکه محیط‌های کنترل‌کننده، نیاز به خودمختاری را نادیده می‌گیرند و آن را ناکام می‌کنند زیرا به افراد فشار می‌آورند تا از روش‌های از پیش تعیین شده‌ای برای فکر، احساس و یا رفتار کردن پیروی نمایند (‌جان‌مارشال، ۲۰۰۵؛ ترجمه سیدمحمدی، ۱۳۹۳؛ سوئسمه و همکاران، ۲۰۱۶).</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین، به نظر می‌رسد که وقتی رفتار حمایتگرانه از نیاز به خودمختاری توسط افراد مهم مثل والدین یا مربیان اعمال شود، می‌تواند ادراک افراد از ارضای نیازهای روان‌شناختی را افزایش دهد (فِلتون و ژوئِت، ۲۰۱۳؛ گانیه، ۲۰۰۳).</p>
<p style="text-align: justify;">در این میان ون‌دِرکپ دیدِر و همکاران (۲۰۱۷)، بر اهمیت روابط دوستانه‌ی حمایت‌کننده از خودمختاری تأکید کرده‌اند. طبق نظر آنان، افراد حمایت‌کننده از خودمختاری به نقطه نظرات دوستان خود اهمیت می‌دهند و آن‌ها را تأیید می‌کنند؛ این عمل به آن‌ها کمک می‌کند تا به دوستان خود به صورت مناسب و هم‌آهنگ با هر فرد خاص مشورت بدهند و حس خودمختار بودن را در آنان تحریک می‌کند. بنابراین، ارضای نیاز به خودمختاری در روابط دوستانه زمانی محقق می‌شود که افراد برای ابراز هیجانات خود در تعامل با دوستان آزاد باشند. در مقابل، دوستان کنترل‌گر از لحاظ روان‌شناختی، نقطه‌ نظرات مخاطبان خود را کوچک می‌شمرند، نادیده می‌گیرند یا آن‌ها را انکار می‌کنند و با استفاده از انواع راهبردهای روان‌شناختی مانند القای احساس گناه و شرم، نظرات خود را به دیگران تحمیل می‌نمایند. بنابراین، زمانی که افراد برای شرکت در فعالیت‌های خاص با دوستانشان احساس فشار بکنند، نیاز به خودمختاری در روابط دوستانه ناکام خواهد ماند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>شایستگی</strong>:</p>
<p style="text-align: justify;">یکی از ملزومات بدیهی رشد که بسیار مورد پژوهش قرار گرفته، مفهوم شایستگی است. در نظریه خودتعیین‌گری دیدگاه رایان و دسی در مورد شایستگی، از کارهای وایت (۱۹۵۹) گرفته شده است. طبق نظر وایت، موجودات زنده با نوعی گرایش برای مؤثر بودن و کنترل محیط اطراف متولد می‌شوند. او این گرایش را &#8221; انگیزش اثر &#8221; می‌نامید. انگیزش اثر یعنی احساس خشنودی که همراه با تولید اثر ایجاد می‌شود (اِوِلین و همکاران، ۲۰۰۸؛ رایان و دسی، ۲۰۱۷).</p>
<p style="text-align: justify;">شایستگی، نیاز روان‌شناختی به داشتن تعامل مؤثر با محیط برای تولید پیامدهای مطلوب و جلوگیری از پیامدهای نامطلوب است که بیانگر گرایش برای به کاربردن استعدادها و مهارت‌ها و در انجام این کار، دنبال کردن چالش‌های بهینه و تسلط یافتن بر آن‌هاست. چالش‌های بهینه، چالش‌های متناسب با رشد هستند؛ وقتی به کاری می‌پردازیم که سطح دشواری آن دقیقا&#8221; با مهارت‌های فعلی ما متناسب است، احساس می‌کنیم خیلی به آن علاقه داریم و نیاز ما را به شایستگی ارضا می‌کند (لئون و نانِز، ۲۰۱۳؛ جان‌مارشال، ۲۰۰۵؛ ترجمه سیدمحمدی، ۱۹۹۳).</p>
<p style="text-align: justify;">شایستگی، به عنوان یک نیاز روان‌شناختی، نه تنها از لحاظ کاربردی مهم است، بلکه از لحاظ تجربه‌ای نیز برای خود اهمیت چشمگیری دارد. احساس مؤثر بودن، خود (self) افراد را تغذیه می‌کند در حالیکه احساس بی‌تأثیر بودن، حس عاملیت را تهدید می‌کند و باعث می‌شود فرد توانایی خود را در سازمان‌دهی اعمال دست کم بگیرد. بنابراین، برای کمک به رشد احساس واقعی از ادراک شایستگی، فرد باید فعالیت‌هایی را که در آن‌ها موفقیت کسب کرده به خودش نسبت دهد (رایان و دسی، ۲۰۱۷).</p>
<p style="text-align: justify;"> ارضای نیاز به شایستگی، باعث احساس تسلط فرد بر تعاملاتش با محیط بیرونی و در نهایت افزایش عاطفه‌ی مثبت و کاهش عاطفه‌ی منفی می‌شود (چنگ و همکاران، ۲۰۱۵).  عدم ارضای نیاز به شایستگی نیز زمانی رخ می‌دهد که به فرد احساس بی‌اثر بودن و ناکارآمدی دست بدهد یا در محیطی باشد که توانایی‌هایش دست کم گرفته شوند (گانِل و همکاران، ۲۰۱۳).</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین، آن دسته از نقش‌های اجتماعی که مطابق با خود واقعی فرد باشند، به احتمال زیاد احساس شایستگی را در فرد افزایش خواهند داد. در عین حال ممکن است افراد احساس شایسته بودن را از ایفای آن دسته از نقش‌های اجتماعی که احساس تعلق را در آنان ایجاد می‌کنند، استنتاج نمایند. نظریه‌های جامعه‌شناختی نیز پیشنهاد می‌کنند که احساس شایسته بودن ممکن است از ارزیابی‌های فرد و همچنین حمایت دیگرانی که با نقش اجتماعی او در ارتباط هستند و به ایجاد احساس تعلق در فرد کمک می‌کنند، ناشی شود. چراکه به نظر می‌رسد در واقع بازخورد اجتماعی مثبت است که منجر به ادراک شایستگی فرد در ایفای نقش اجتماعی‌اش می‌شود (تِیلی و همکاران، ۲۰۱۲).</p>
<p style="text-align: justify;"><strong> </strong></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>ارتباط:</strong></p>
<p style="text-align: justify;">یکی از قواعد کلی در اکثر نظریه‌پردازی‌های امروزی این است که رفتار در بافت اجتماعی شکل می‌گیرد. وقتی کمی عمیق‌تر به مسئله نگاه کنیم، به این نتیجه خواهیم رسید که قضیه فراتر از این است که افراد صرفا&#8221; برای بقا و سازگاری به مراقبت واقعی و کمک دیگران نیاز دارند بلکه حقیقت این است که یکی از اهداف نخستین رفتار، دست یافتن به احساس تعلق و مهم بودن برای دیگران است. واقعیتی که نه تنها درباره‌ی انسان‌، بلکه برای سایر پستانداران نیز صدق می‌کند، عبارت است از این که نیازی اساسی و بنیادین برای مورد احترام دیگران قرار گرفتن، اهمیت داشتن نزد دیگران و تعلق داشتن به یک گروه یا اجتماع و در مقابل، اجتناب از طرد و بی‌اهمیت انگاشته شدن و قطع ارتباط با دیگران، وجود دارد (رایان و دسی، ۲۰۱۷؛ اِوِلین و همکاران، ۲۰۰۸).</p>
<p style="text-align: justify;">ارتباط، نیاز به برقراری پیوندها و دلبستگی‌های عاطفی با دیگران است و بیانگر میل به مرتبط بودن عاطفی و درگیر بودن در روابط صمیمانه می‌باشد. ارتباط، ساختار انگیزشی مهمی است زیرا زمانی که روابط میان فردی افراد از این نیاز آن‌ها حمایت کنند، افراد وظایف خود را بهتر انجام می‌دهند، در برابر استرس انعطاف‌پذیرتر و به مشکلات روان‌شناختی کمتری دچار می‌شوند زیرا احساس می‌کنند دارای پایگاه بین‌فردی امنی هستند. این احساس امنیت، از میزان اضطراب ناشی از تهدیدهای بیرونی محیط می‌کاهد و احساس سلامتی و خوشی را در فرد تقویت می‌کند (‌جان‌مارشال، ۲۰۰۵؛ ترجمه سیدمحمدی، ۱۳۹۳؛ چنگ و همکاران، ۲۰۱۵).</p>
<p style="text-align: justify;">افراد اساسا&#8221; در آن دسته از روابطی که آن‌ها را به عنوان روابط ارضاکننده‌ی نیاز به ارتباط در نظر می‌گیرند، به دنبال فرصتی هستند تا به شکل صادقانه‌‌ای بین خودشان و فرد دیگر ارتباطی معنادار از لحاظ هیجانی برقرار کنند (راکوواک‌فِلسِر، ۲۰۱۳). اما در محیط‌هایی که بی‌توجهی و غفلت حاکم است، نیاز به ارتباط در افراد ارضا نمی‌شود (گانِل و همکاران، ۲۰۱۳).</p>
<p style="text-align: justify;">معنا و انگیزه بسیاری از رفتارهای انسان، از نحوه‌ی لباس پوشیدن و رعایت بهداشت گرفته تا آمادگی برای شرکت در مراسم اجتماعی، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم با نیاز وی به ارتباط مرتبط است. نیاز به ارتباط یا تعلق به ویژه در درک تمایل افراد برای درونی کردن ارزش‌ها و رفتارهای مورد تأیید فرهنگ، نقش مهمی ایفا می‌کند. چراکه افراد به دلیل نیازشان به تعلق، آمادگی دارند تا دیدگاه‌های بیرونی را به عنوان بخشی از ساختمان روانی خود بپذیرند. از دید نظریه‌ی خودتعیین‌گری مسئله‌ی مهم میزانی است که این ارزش‌ها و اهداف درونی شده، با خود (self) افراد یکپارچه می‌شوند (رایان و دسی، ۲۰۱۷)، چراکه رابطه با دیگران بستری اجتماعی فراهم می‌کند که درونی کردن در آن روی می‌دهد. اگر فرد احساس کند با دیگری ارتباط عاطفی دارد و باور داشته باشد که او واقعا&#8221; به رفاه و سعادت وی اهمیت می‌دهد، رابطه عالی است و درونی کردن با اشتیاق روی خواهد داد در غیر این صورت، درونی کردن به ندرت روی می‌دهد (جان‌مارشال، ۲۰۰۵؛ ترجمه‌ی سیدمحمدی، ۱۳۹۳).</p>
<p style="text-align: justify;"><a href="#_ftnref1" name="_ftn1"></a><strong>نویسنده: زهرا زابلی‌پور</strong></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام<a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener"> ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div></span></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86%e2%80%8c%da%af%d8%b1%db%8c/">نظریه خودتعیین‌گری و تعریف نیازهای بنیادین روانشناختی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86%e2%80%8c%da%af%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چشم‌ها دریچه‌ای برای پی بردن به احساسات</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%b7%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%b7%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[هانیه غلامحسین پور]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 02 Jan 2018 08:35:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انگیزش و هیجان]]></category>
		<category><![CDATA[تازه‎‌های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[احساسات]]></category>
		<category><![CDATA[چشم‌ها و بروز احساسات]]></category>
		<category><![CDATA[حالات چهره ای]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=12595</guid>

					<description><![CDATA[<p>&#160; تنگ و گشاد شدن چشمان افراد می‌تواند اطلاعات زیادی را در مورد احساساتشان به ما بدهد. با روان‌حامی همراه باشید: &#160; &#160; &#160; &#160; مطالعات نشان می‌دهند که باریک و تنگ شدن چشمان افراد نشان‌دهنده بیدار شدن یک احساس در آن‌هاست؛ که این می‌تواند دال بر عصبانی بودن، بدگمانی، تهاجمی بودن و تحقیر شدن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%b7%d8%b1%db%8c/">چشم‌ها دریچه‌ای برای پی بردن به احساسات</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong><span style="color: #ff00ff"><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="87" height="86" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 87px) 100vw, 87px" /></span></strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #ff00ff">تنگ و گشاد شدن چشمان افراد می‌تواند اطلاعات زیادی را در مورد احساساتشان به ما بدهد. با <a href="http://ravanhami.com/">روان‌حامی</a> همراه باشید:</span></strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>مطالعات نشان می‌دهند که <strong><span style="color: #ff6600">باریک و تنگ شدن چشمان افراد</span></strong> نشان‌دهنده بیدار شدن یک احساس در آن‌هاست؛ که این می‌تواند دال بر عصبانی بودن، بدگمانی، تهاجمی بودن و تحقیر شدن باشد.</p>
<p>همچنین <strong><span style="color: #ff6600">باز و گشادشدن چشم‌ها</span></strong> به این معنی است که فرد نسبت به اطلاعاتی که دریافت می‌کند بسیار حساس است؛ که این نیز می‌تواند بر علاقه‌مندی، هیجان‌زدگی و ترس آن‌ها دلالت داشته باشد.</p>
<p>شیوه‌ی حرکت چشم‌ها برای بروز هیجانات با چگونگی حرکت دادن آن‌ها برای بهتر دیدن دنیا ارتباط دارد.</p>
<p>برای مثال باریک و کوچک کردن چشم‌ها باعث می‌شود که بتوانیم نقاط دور را راحت‌تر ببینیم درحالی‌که گشاد و باز کردن چشم‌ها اجازه ورود نور بیشتری به چشم را می‌دهد.</p>
<p>دکتر دنیل لی (استاد روانشناسی و علوم اعصاب دانشگاه کلرادو واقع در ایالات ‌متحده آمریکا) که نخستین نویسنده این مطالعه است می‌گوید: هنگامی‌که در حال تماشای برنامه &#8220;زیاد ذوق‌زده نشو&#8221; هستید و در تعجبید که بدانید چرا لری دیوید به هنگام تمرکز و بررسی دقیق بر روی یک مسئله چشمانش را باریک و تنگ می‌کند، مطالعه ما می‌تواند دلیل کارش را به‌خوبی توضیح دهد.</p>
<blockquote><p>&nbsp;</p>
<p><strong>&#8220;</strong><strong><em> زیاد ذوق‌زده نشو</em></strong><strong> </strong><strong>(Curb Your Enthusiasm) </strong><strong> یک سریال کمدی آمریکایی محصول شبکه</strong><strong> </strong><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%DA%86%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%A7%D9%88"><strong>HBO</strong></a><strong> </strong><strong> است که در آن</strong><strong> </strong><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%D8%B1%DB%8C_%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%D8%AF"><strong>لری دیوید</strong></a><strong>، نویسنده و تدوین‌کننده سریال کمدی معروف</strong><strong> </strong><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%81%D9%84%D8%AF"><strong>ساینفلد</strong></a><strong>، در نقش خودش بازی می‌کند</strong><strong>.</strong><strong>سبک این سریال به حالتی است که به‌گونه‌ای فیلم مستند از زندگی روزمره لری دیوید شباهت دارد</strong><strong>.</strong><strong><br />
</strong><strong>برای بازیگران این سریال دیالوگ‌های ازپیش‌آماده تهیه نشده و چارچوب موضوع به آن‌ها داده می‌شود تا خود در آن چارچوب</strong><strong> </strong><a href="https://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%87%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C&amp;action=edit&amp;redlink=1"><strong>بداهه‌گویی</strong></a><strong> </strong><strong>کنند. تمامی صحنه‌ها نیز با دوربین دستی فیلم‌برداری می‌شود</strong><strong>&#8220;</strong></p>
<p>&nbsp;</p></blockquote>
<p><strong><span style="color: #ff00ff">نتیجه‌ای که از این مطالعه برداشت می‌شود این است که با نگاه کردن به حرکات و حالات چشمان افراد می‌توان به احساسات مختلف و متفاوت افراد پی برد.</span></strong></p>
<p>علی‌رغم پیچیده بودن حالات چهره‌ای، گشاد و باریک شدن چشم‌ها به‌صورت شگفت‌آوری حاوی اطلاعات مفیدی است.</p>
<p>به گفته دکتر لی:</p>
<p>حالات چهره‌ای انسان بسیار پیچیده‌اند؛ که به هنگام شمارش ماهیچه‌های صورت، تخمین زده‌شده که حداقل ۳.۷ x 10<sup>۱۶</sup>   ترکیبات حالات چهره‌ای مختلف وجود دارد.</p>
<p>با نگاه به زیرمجموعه‌ی این فضا (یعنی فقط منطقه چشم) متوجه می‌شویم که این فقط یک بعد ساده‌ی فیزیکی است.  اما باکمی دقت به تنگ و گشادشدن چشم‌ها، به پیچیدگی این فضا در ارتباطات اجتماعی پی می‌بریم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>همچنین آدام اندرسون (استاد و مدرس توسعه انسانی در دانشکده بوم‌شناسی انسان دانشگاه کارنل نیویورک) که یکی دیگر از نویسندگان این مطالعه است می‌گوید: چشم‌ها پنجره‌ای به سمت روح هستند؛ که وقتی به آن‌ها نگاه می‌کنیم به ارتباطات عاطفی انسان با آن‌ها پی می‌بریم. همچنین باید در نظر داشت که چشم‌ها به هدف بینایی در حدود ۵۰۰ میلیون سال پیش تکامل‌یافته‌اند؛ اما امروزه باید به هدف<span style="color: #008000"><strong> بینش بین فردی</strong></span> این عضو از صورت توجه داشت.</p>
<p>محققان دریافته‌اند که باوجوداینکه می‌توانیم تمام‌صورت را ببینیم، اما چشم‌ها همچنان  برای درک احساسات دیگران حیاتی هستند.</p>
<p><span style="font-size: 16px"><strong><span style="color: #666699">منبع: </span></strong></span></p>
<p style="margin: 0in;margin-bottom: .0001pt;background: white"><span style="font-size: 14px"><strong><span style="font-family: 'Arial','sans-serif';color: #111111">(journal <em><span style="font-family: 'Arial','sans-serif'">Psychological Science</span></em> (</span><a href="http://dx.doi.org/10.1177/0956797616687364" target="_blank" rel="noopener"><span style="font-family: 'Arial','sans-serif';color: red">Lee &amp; Anderson, 2017</span></a></strong></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: 16px;color: #666699"><strong>مطالب مرتبط: </strong></span></p>
<ul style="list-style-type: disc">
<li class="post-tile entry-title"><strong><a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%88-7-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A8/"><span style="font-size: 14px;color: #008000">احساسات و ۷ اشتباه رایج درمورد چگونگی بروز آن‌ها که نیرومندی روانی را کاهش می‌دهند.</span></a></strong></li>
<li class="post-tile entry-title"><strong><a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D8%AF%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%85/"><span style="color: #008000"><span style="font-size: 14px">ابزار احساسات: چطور حرف دلمان را بزنیم.</span></span></a></strong></li>
<li class="post-tile entry-title"><strong><a href="http://ravanhami.com/%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87/"><span style="color: #008000"><span style="font-size: 14px">هیجانات خود-آگاه: معرفی پنج ویژگی اصلی و اهمیت تمایز هیجانات</span></span></a></strong></li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<ul>
<li>  <div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div></li>
</ul>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%b7%d8%b1%db%8c/">چشم‌ها دریچه‌ای برای پی بردن به احساسات</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d8%b7%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>افزایش توانایی یادگیری مغز با یادگیری بیشتر (۱) &#8211; حقیقتی تعجب برانگیز</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d8%a8%d8%a7-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d8%a8%d8%a7-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[الهام نیک فر]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 07 Oct 2017 20:29:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزش و هیجان]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی یادگیری]]></category>
		<category><![CDATA[یادگیری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=11209</guid>

					<description><![CDATA[<p>توانایی یادگیری مغز با یادگیری بیشتر افزایش می‌یابد.این بار روان حامی به سراغ موضوع داغ این روزها یعنی یادگیری رفته است. یادگیری نه تنها شما را توانمند می‌کند؛ بلکه بسیار کام بخش است. یادگرفتن، هم به زندگی معنا می‌بخشد و هم می‌تواند به پیشرفت ما در زندگی و شغل وتحصیلمان کمک کند. همچنین یادگیری بهترین [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d8%a8%d8%a7-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c/">افزایش توانایی یادگیری مغز با یادگیری بیشتر (۱) &#8211; حقیقتی تعجب برانگیز</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify">توانایی یادگیری مغز با یادگیری بیشتر افزایش می‌یابد.این بار <a href="http://ravanhami.com/"><strong>روان حامی</strong></a> به سراغ موضوع داغ این روزها یعنی یادگیری رفته است.</p>
<p style="text-align: justify">یادگیری نه تنها شما را توانمند می‌کند؛ بلکه بسیار کام بخش است. یادگرفتن، هم به زندگی معنا می‌بخشد و هم می‌تواند به پیشرفت ما در زندگی و شغل وتحصیلمان کمک کند. همچنین یادگیری بهترین پادزهر برای دلزدگی و ملال و افسردگی است. خبر خوب اینکه <span style="color: #000000"><strong>ما می‌توانیم توانایی یادگیری مان را افزایش دهیم.</strong></span></p>
<p style="text-align: justify">همزمان با اینکه  مدارهای مغزی ما در اثر تجربیات متفاوتمان تغییر می‌کنند، ظرفیت مغزمان برای توانایی یادگیری تغییر می‌کند. به این معنا که <span style="color: #800080"><strong>مغز ما یاد میگیرد که چطور یاد بگیرد.</strong></span> این موضوع خصوصاً در مورد برخی مهارت های یادگیری خاص، بسیار صدق میکند.</p>
<h3>سلسله مراتب یادگیری و طبقه بندی بلوم ؛ بر توانایی یادگیری موثرند؟</h3>
<p style="text-align: justify">یادگیری طی چندین مرحله به صورت <span style="color: #000000"><strong>سلسله مراتبی</strong></span> رخ می‌دهد. که از <span style="color: #0000ff"><strong>دانش ساده</strong> </span>پیدا کردن آغاز میشود و در مراحل بالاتر به <strong><span style="color: #0000ff">ادراک</span> </strong>و <span style="color: #0000ff"><strong>یکپارچه سازی</strong></span> ادراکات می‌رسد، جایی که دانش، برای حل مسئله و به کار بردن خلاقانه آنچه یاد گرفته ایم درموقعیت های جدید، به کار می‌رود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<div id="attachment_11285" style="width: 638px" class="wp-caption aligncenter"><img aria-describedby="caption-attachment-11285" class="wp-image-11285" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/Blooms_Old_New-300x190.jpg" alt="توانایی یادگیری" width="628" height="397" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/Blooms_Old_New-300x190.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/Blooms_Old_New-600x379.jpg 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/Blooms_Old_New-768x485.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/Blooms_Old_New-1000x632.jpg 1000w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/Blooms_Old_New-120x76.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/Blooms_Old_New-265x168.jpg 265w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/Blooms_Old_New-284x180.jpg 284w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/Blooms_Old_New-274x173.jpg 274w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/Blooms_Old_New-220x140.jpg 220w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/Blooms_Old_New.jpg 1029w" sizes="(max-width: 628px) 100vw, 628px" /><p id="caption-attachment-11285" class="wp-caption-text"><span style="color: #ff6600"><strong>                                 طبقه بندی حوزه شناختی یادگیری</strong></span></p></div>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<div id="attachment_11221" style="width: 509px" class="wp-caption aligncenter"><img aria-describedby="caption-attachment-11221" class=" wp-image-11221" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/Blooms_taxonomies-1111111-300x154.png" alt="توانایی یادگیری" width="499" height="256" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/Blooms_taxonomies-1111111-300x154.png 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/Blooms_taxonomies-1111111-600x308.png 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/Blooms_taxonomies-1111111-768x394.png 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/Blooms_taxonomies-1111111-1000x514.png 1000w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/Blooms_taxonomies-1111111.png 2000w" sizes="(max-width: 499px) 100vw, 499px" /><p id="caption-attachment-11221" class="wp-caption-text"><span style="color: #ff6600"><strong>حوزه های مختلف یادگیری</strong></span></p></div>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify"> طبقه بندی رسمی برای انواع مختلف یادگیری، براساس تئوری &#8220;<span style="color: #800080"><strong>طبقه بندی یادگیری</strong></span>&#8221; است که <span style="color: #800080"><strong>بلوم</strong> </span>آن را مطرح ساخت.این نمودار، سه حوزه اصلی برای یادگیری درنظر گرفته  است: <span style="color: #0000ff"><strong><a href="http://ravanhami.com/%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%81-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F/">تفکر</a><span style="color: #000000">،</span> <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%88-7-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A8/">احساس</a> <span style="color: #000000">و</span> عمل</strong></span>. که هر سه حوزه شامل <strong><span style="color: #0000ff">حافظه</span> </strong>هم می‌شوند. استفاده از اطلاعاتی که دریک طبقه به خاطر سپرده شده اند، روی اینکه حافظه با چه کیفیتی بر یک بنیان استوار پرورش می‌یابد اثرگذار است. اینجا میخواهم براین موضوع تاکید کنم که هرکدام از حوزه های سطح بالای یادگیری، به میزان بسیار زیادی روی تسط بر حفظیات بلندمدت (که در سطوح پایین ترِ یادگیریِ دانش نیاز بود) اثر می‌گذارند. اگر بخواهم خلاصه بگویم، اعتقاد من این است که <strong><span style="color: #000000">حافظه ای که دانش ما در آن ذخیره</span> می‌شود</strong> و <strong>سطوح بالای یادگیری</strong>، متقابلاً <strong>پشتیبان و یاور</strong> هم هستند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<div id="attachment_11294" style="width: 506px" class="wp-caption aligncenter"><img aria-describedby="caption-attachment-11294" class=" wp-image-11294" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/بلوم1-1-300x171.png" alt="توانایی یادگیری" width="496" height="283" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/بلوم1-1-300x171.png 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/بلوم1-1-600x341.png 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/بلوم1-1-768x437.png 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/بلوم1-1-1000x569.png 1000w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/بلوم1-1.png 2000w" sizes="(max-width: 496px) 100vw, 496px" /><p id="caption-attachment-11294" class="wp-caption-text"><span style="color: #ff6600"><strong>تفکر سطح بالا و سطح پایین</strong></span></p></div>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify">مغز همچنین یک <strong>سلسله مراتب از پاسخ های هیجانی</strong> را به منظور غنی کردن درک ما از رفتارها و احساساتمان و کمک به رشدشان، یاد می‌گیرد. این سلسله مراتب طبقه بندی شده، با<span style="color: #0000ff"> <strong>دریافت </strong><span style="color: #000000">و</span> <strong>پاسخ‌دهی</strong></span> آغاز می‌شود (که اشاره به توجه کردن و واکنش نشان دادن به محرک‌های هیجانی دارد). مرحله بعدی <span style="color: #0000ff"><strong>ارزش گذاری کردن</strong></span> است که در این مرحله یادگیرنده، اهمیت و معنی هیجانی شی یا ایده را به آن الصاق میکند. مرحله آخر هم قسمت <span style="color: #0000ff"><strong>سازمان دهی</strong> <span style="color: #000000">و</span> <strong>ایجاد تمایز</strong> </span>است. که بلوم این دو را دو مرحله جداگانه در نظر گرفت، ولی از نظر من میتوان آنها را یکی در نظر گرفت. این بالاترین سطح از حافظه هیجانی زمانی شکل میگیرد که یادگیرنده، پاسخ های هیجانی متفاوت را با طرحواره های هیجانی آنها جور می‌کند، تا حدی که یادگیری، تبدیل به یک ویژگی <a href="http://ravanhami.com/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%BA%D8%B2/">شخصیت</a>ی می‌شود. یک مثال بارز از این موضوع، <strong>تعدیل رفتار</strong> است که در آن شخص، سوگیری ها و تعصباتش را تغییر می‌دهد تا بتواند پاسخ هیجانی جدیدی به همان محرک های قبلی بدهد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<div id="attachment_11293" style="width: 433px" class="wp-caption aligncenter"><img aria-describedby="caption-attachment-11293" class="wp-image-11293" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/cognitive-affective-and-psychomotor-domains-assessment-in-science-education-6-638-1-300x225.jpg" alt="توانایی یادگیری" width="423" height="317" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/cognitive-affective-and-psychomotor-domains-assessment-in-science-education-6-638-1-300x225.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/cognitive-affective-and-psychomotor-domains-assessment-in-science-education-6-638-1-600x450.jpg 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/cognitive-affective-and-psychomotor-domains-assessment-in-science-education-6-638-1-768x576.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/cognitive-affective-and-psychomotor-domains-assessment-in-science-education-6-638-1-1000x751.jpg 1000w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/cognitive-affective-and-psychomotor-domains-assessment-in-science-education-6-638-1-45x35.jpg 45w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/cognitive-affective-and-psychomotor-domains-assessment-in-science-education-6-638-1.jpg 2000w" sizes="(max-width: 423px) 100vw, 423px" /><p id="caption-attachment-11293" class="wp-caption-text"><span style="color: #ff6600"><strong>حوزه هیجانی یادگیری</strong></span></p></div>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify">آنچه که در فرمول بندی اصلی ِ یادگیری هیجانی به طور کامل از نظر دور مانده بود،<span style="color: #800080"><strong> اثر هیجانات روی فرآیند به خاطر سپاری</strong> </span>بود. آیا هیجانات روی توانایی یادگیری مغز هم اثر گذارند؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3 style="text-align: justify">خبره کیست؟</h3>
<p style="text-align: justify">وقتی فردی دانش و معلومات زیادی در همه سطوح یادگیری درباره یک موضوع دارد، او را <span style="color: #0000ff"><strong>خبره</strong></span> آن حیطه می ‌نامیم. چه چیزی فرد را تبدیل به یک خبره و متخصص میکند؟ میتوان گفت در اکثر حیطه ها و مشاغل، متخصصان به سختی می‌توانند بگویند که چه چیزی آنها را تبدیل به خبره آن حوزه ساخته است. معمولا&#8221; قادر نیستند برایتان توضیح دهند که چطور مسایل را حل می‌کنند یا بینش جدیدی در آن حیطه کسب میکنند.دلیل آن این است که خبرگی و مهارت در طول زمان رشد میکند و گسترش می‌یابد و قسمت اعظمِ این یادگیری، آنقدر خوب آموخته شده که به صورت <strong>خودکار</strong> درآمده است. به علاوه، متخصصان چیزی را کسب کرده اند که برخی آن را ظرفیت و توانایی مطلق و بی چون و چرا می نامند و دیگران آن را یک <span style="color: #0000ff"><strong>سبک یادگیری (learning style)</strong></span> یا <span style="color: #0000ff"><strong>الگوی یادگیری</strong></span> یا <span style="color: #0000ff"><strong>طرح واره یادگیری</strong></span> نامیده اند.</p>
<p style="text-align: justify"><strong>پایان قسمت اول </strong></p>
<p style="text-align: justify">منبع:</p>
<p style="text-align: justify"><a href="https://www.psychologytoday.com/blog/memory-medic/201208/learning-learn-re-visited"><span style="color: #ff6600"> <strong>https://www.psychologytoday.com/blog/memory-medic/201208/learning-learn-re-visited</strong></span></a></p>
<p style="text-align: justify">بیشتر بدانیم:</p>
<p><strong><a href="http://ravanhami.com/%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1/">افزایش توانایی یادگیری مغز با یادگیری بیشتر (۲) &#8211; الگوهای یادگیری</a></strong></p>
<p style="text-align: justify"><a href="http://ravanhami.com/%D9%84%D8%B0%D8%AA-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3-%D9%86%D8%A7%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%AF%D8%9F/"><strong>لذت یادگیری چطور در مدارس ناپدید شد؟می‌توان دوباره کودکان را مشتاق یادگیری کرد؟</strong></a></p>
<p style="text-align: justify"><strong><a href="http://ravanhami.com/%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C/">درد اختلال یادگیری، پای درد و دل کودک دارای اختلال یادگیری</a></strong></p>
<p style="text-align: justify"><a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C/"><strong>اخلاقی بودن انسان‌ها و نظریه‌های یادگیری اجتماعی</strong></a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d8%a8%d8%a7-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c/">افزایش توانایی یادگیری مغز با یادگیری بیشتر (۱) &#8211; حقیقتی تعجب برانگیز</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a7%d9%81%d8%b2%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d8%a8%d8%a7-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خشم: نوعی احساس، در مقابل پرخاشگری: نوعی رفتار</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%ae%d8%b4%d9%85-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%be%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d8%b4%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%ae%d8%b4%d9%85-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%be%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d8%b4%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[الهام نیک فر]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 25 Sep 2017 09:42:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انگیزش و هیجان]]></category>
		<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>
		<category><![CDATA[روان حامی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی تربیتی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی سلامت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=10923</guid>

					<description><![CDATA[<p> هرکس گاهی در زندگی احساس خشم می‌كند. خشم واکنشی عادی است و به خودی خود یک مشکل بشمار نمی‌رود؛ پاسخ رفتاری به خشم است که مسئله‌ساز بودن آن را تعیین می‌کند. درحقیقت در برخی شرایط خشم این قدرت را به ما می‌دهد که به جدال با بی‌عدالتی یا ایجاد تغییراتی جدی در زندگی خود بپردازیم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%ae%d8%b4%d9%85-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%be%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d8%b4%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87/">خشم: نوعی احساس، در مقابل پرخاشگری: نوعی رفتار</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><img class="size-full wp-image-10610 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/08/logo.jpg" alt="خشم و پرخاشگری" width="133" height="113" /> هرکس گاهی در زندگی احساس خشم می‌كند. <strong>خشم واکنشی عادی است و به خودی خود یک مشکل بشمار نمی‌رود</strong>؛ <span style="color: #ff0000;"><strong>پاسخ رفتاری به خشم است که مسئله‌ساز بودن آن را تعیین می‌کند.</strong></span> درحقیقت در برخی شرایط خشم این قدرت را به ما می‌دهد که به جدال با بی‌عدالتی یا ایجاد تغییراتی جدی در زندگی خود بپردازیم اما مواقعی وجود دارد که خشم به پرخاشگری تبدیل می‌شود. <strong>خشم همراه با پرخاشگری، بطورمعمول واکنشی در برابر احساس تهدید یا بی‌عدالتی است.</strong> خشم ممکن است دراثر <strong><span style="color: #ff0000;">نداشتن مهارت‌های جراتمندی، <a href="http://ravanhami.com/%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D9%85%D8%A8%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C/">استرس</a>، خلق پائین یا خود آزاری</span> </strong>متوجه درون فرد شود.</p>
<p style="text-align: justify;">در دنیای امروز تعداد بسیار اندکی از ما درمعرض انواع خطرات فیزیکی قرار داریم که مقابله با آنها نیاز به خشم و پرخاشگری دارد. امروزه ناچار نیستیم از ببرهای تیزدندان بهراسیم یا به دفاع از خود در برابر مهاجمان و حقوق انحصاری خود نسبت به جفت بپردازیم و به هم‌گروهان خود نشان دهیم که هنوز دارای احترام هستیم ـ یا شايد ناچاریم این کارها را انجام دهیم؟!!! با <a href="http://ravanhami.com">روان حامی</a> جواب سوال خود را بیابید:</p>
<h3 style="text-align: justify;">خشم در دنیای امروز</h3>
<p style="text-align: justify;">در دنیای امروز &#8220;<span style="color: #ff0000;"><strong>تهدید <a href="http://ravanhami.com/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D9%86/">هویت</a></strong></span>&#8221; جانشین &#8220;<span style="color: #ff0000;"><strong>تهدید حیات</strong></span>&#8221; شده است. برخی از چیزهایی که در جامعه امروز احساس خشم و افکار پرخاشگرانه را برمی‌انگیزند؛ عبارتند از:</p>
<ul style="text-align: justify;">
<li><strong> احساس بی‌احترامی نسبت به افکار، عقاید، احساسات و نیازهایمان</strong></li>
<li><strong> احساس تهدید نسبت به بقا یا موفقیت </strong>در چیزهایی که نسبت به آنها به شدت متعهديم؛ مانند، شریک زندگی، دوره دانشگاهی و سبک زندگی</li>
<li> <strong>احساس بی‌عدالتی</strong></li>
<li> <strong>احساس سوءظن یا خصومت.</strong> &#8220;آنها آن کار را از روی قصد انجام دادند، فقط برای اینکه مرا آزار دهند؛ بهترین شکل دفاع، حمله پیش از انجام کاری از سوی آنهاست&#8221;.</li>
</ul>
<p style="text-align: justify;">همانگونه که می‌بینید، علاوه بر ببر تیزدندان، چیزهای دیگری نیز وجود دارند که ما را خشمگين مي‌سازند.</p>
<h3 style="text-align: justify;">خشم چه زمان به یک معضل تبدیل می‌شود؟</h3>
<p style="text-align: justify;">خشم، برای برخی افراد معضل نیست. آنها عصبانی می‌شوند؛ نسبتاً سریع آن را از خود دور می‌سازند و سپس آرامش و دیدگاه عادی خود نسبت به جهان را باز می‌یابند. <strong>خشم وقتی مسئله‌ساز است که به آسانی ایجاد شود و مدت زیادی ادامه داشته باشد و بر تمرکز، خلق، روابط، عزت‌نفس و زندگی اجتماعی و شغلی اثربگذارد و سلامت فرد یا دیگران را تهدید کند.</strong></p>
<p style="text-align: justify;">برای برخی افراد، قسمت عمده مشکل، مقابله با احساس خشم و پیامدهای احتمالی آن است تا موقعیتی که خشم را موجب شده است. بنابراین، آنها سعی می‌کنند این احساس را سرکوب کنند یا فقط به آن امکان ظهور در مسیرهایی متفاوت را بدهند. به همین دلیل، این افراد ممکن است <strong>به شدت از درون دچار استرسی شوند</strong> که با گذشت زمان می‌تواند به افسردگی و مشکلاتی در سلامت تبدیل شود یا به رفتارهای مقابله ای ناسالم مانند، خودآزاری و سوءمصرف مواد منجر گردد.</p>
<p style="text-align: justify;">خشم و عصبانیت، در تعداد کمی از افراد، <strong>تقریبا در تمام زمانها وجود دارد</strong> و <span style="color: #ff0000;"><strong>بطورمداوم با برداشت‌های منفی آنها از آنچه رخ می‌دهد، تقویت می‌شود و همواره آماده بروز است</strong></span>. به همین دلیل این افراد بسیار آسان خود را در موقعیت‌های نزاع و برخورد قرار می‌دهند و بنابراین همچنان برداشت‌های منفی خود را تقویت می‌کنند. آنها به شدت استرس دارند و با گذشت زمان، خطر ابتلا به بیماری‌های جسمی و روحی در آنها افزایش می‌یابد.</p>
<p style="text-align: justify;">همانطور که دیدید، صرف داشتن احساس خشم و عصبانیت مشکل‌ساز نیست، بلکه نحوه برداشت از وقایع و نحوه بروز احساسات است که مشکل‌ساز است.</p>
<p style="text-align: justify;">موقعیت معمول دیگری که می‌تواند احساس خشم را به یک معضل تبدیل کند،<span style="color: #ff0000;"><strong> ناتوانی در سازگاری با تغییر پیش آمده در موقعیت یا نگرش یک فرد نسبت به خودمان</strong></span> است.</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;">تغییر، تا زمانی که راهی برای <strong>ادغام آن در چارچوب‌های مرجع (ملاک‌های داوری) خود</strong> بیابیم، احساس ناامنی ایجاد می‌کند. در چنین شرایطی، قوه ادراک تمام‌وقت، درفعالیت است تا کمک کند هرچه سریع‌تر به محیط تغییر یافته مفهوم ببخشیم. </span>تغییراتی از این نوع عبارتند از:</p>
<ul style="text-align: justify;">
<li><strong>شکست‌ها و پایان یافتن‌ها</strong> (پایان یافتن یک رابطه یا تغییر در گروه دوستی)</li>
<li><strong> تغییر محیط زندگی</strong> ( به عنوان مثال ترک خانه و رفتن به دانشگاه)</li>
</ul>
<h3 style="text-align: justify;"><strong>مفهوم ما از هویت خود</strong></h3>
<p style="text-align: justify;"><strong>ممکن است در محیط تغییریافته، تطبیق دادن چگونگی دیدگاهی که نسبت به خود داریم با موقعیت جدید، همواره کاری آسان یا ممکن نباشد.</strong> به عنوان مثال، شاید دیگر قادر نباشیم با تصور اینکه، مهمترین یا با هوش ترین فرد هستیم، عزت نفس خود را افزایش دهیم. شاید دریابیم که دیدگاه‌ها و روش‌های ما برای معرفی و ابراز وجود که در محیط‌های قبلی بسیار خوب عمل کرده‌اند، در محیط جدید موثر نیستند و باید روش‌های دیگری برای ارتقاء خود و برقراری رابطه با افراد بیابیم.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>وقتی وارد یک چارچوب مرجع جدید می‌شویم که آن را برای یک دلبستگی مهم، تهدیدکننده می‌یابیم، مراکز ابتدائی مغز برانگیخته می‌شوند؛ این مراکز، آزاد سازی هورمون‌های خاص ایجادکننده واکنش‌های پرخاشگرانه را کنترل می‌کنند.</strong> فعالیت این مراکز برای بررسی درستی و یا نادرستی چارچوب‌های مرجع جدید متوقف نمی‌شود. زمانی که خشمگین هستیم صحت و درستی تمام احساسات خود را کاملا تصدیق می‌کنیم. با این حال همه ما زمانی تجربه کشف این حقیقت را نیز داشته‌ایم که احساس یقین ناشی از خشم ما اشتباه بوده است. این قبیل تجربیات باید ما را به سمتی هدایت کنند که کنترل احساسات خود را در دست گیریم و این امکان را مد نظر قرار دهیم که احتمالا ما نیز در اشتباه هستیم.</p>
<p style="text-align: justify;">متاسفانه و به دلایل مختلف بنظر می‌رسد برخی مردم قادر به انجام این کار نیستند و گاهی به مدت چند سال احساسات ناشی از خشم را در یک شکل یا اشکال دیگر حفظ می‌کنند. هنگامی که این افراد از موقعیتی به موقعیت دیگر منتقل می‌شوند غالبا، نه تنها فراموش کرده‌اند که مشکل احساسات خشمگینانه‌شان از چه زمانی آغاز شده است، بلکه حتی به یاد نمی‌آورند زمانی را که خشمگين نبوده‌اند.</p>
<p style="text-align: justify;">افرادي هم هستند که تا بدان حد درگیر موقعیت‌های تحریک کننده احساسات خشمگنانه قرار می‌گیرند که فرصت فارغ ماندن و رهاشدن از این احساسات را به دست نمی‌آورند و پیوسته دیگران را سرزنش می‌کنند که موجبات خشم آنها را فراهم نموده‌اند.</p>
<h3 style="text-align: justify;"><strong>تاثیرات بلندمدت خشم دائم و مزمن کدامند؟</strong></h3>
<p style="text-align: justify;">خشم مزمن و دائمی می‌تواند پیامدهایی جدی برای سلامت به همراه داشته باشد که عبارتند از:</p>
<ul style="list-style-type: square; text-align: justify;">
<li><strong>فشار خون بالا</strong><strong> </strong></li>
<li><strong>افزایش کلسترول خون</strong></li>
<li><strong>مسدود شدن شریان‌های خونی</strong></li>
<li><strong>تشدید بیماری‌های قلبی</strong></li>
<li><strong>افزایش حساسیت نسبت به بیماری‌های عفونی </strong>به علت ضعف سیستم ایمنی بدن</li>
<li><strong>افزایش مدت زمان ماندگاری ضربه‌های وارد شده به بدن</strong> ازقبیل عمل‌های جراحی یا ضربه‌های ناشی از تصادفات.علت این مشکلات واکنش‌های بیولوژیکی هستند که در نتیجه خشم ایجاد شده‌اند.</li>
<li></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;">این واکنش‌ها عبارتند از :</p>
<ul style="list-style-type: circle;">
<li style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;">ترشح آدرنالین اضافی</span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"> افزایش سرعت ضربان قلب و بالارفتن فشار خون</span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"> افزایش سرعت تنفس</span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"> تغییر مسیر خون از معده، کبد و روده‌ها به قلب ،سیستم عصبی مرکزی و ماهیچه‌ها</span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"> افزایش تولید کورتیزول و ضعیف شدن سیستم ایمنی بدن</span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"> افزایش ترشح هورمون تستوسترون در مردان</span></li>
<li style="text-align: justify;"><span style="color: #ff0000;"> ریخته شدن مواد شیمیایی طحال به داخل خون</span></li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify;">این عوامل به احساسات درونی منتهی می‌شوند که عبارتند از:</p>
<ul style="list-style-type: circle;">
<li style="text-align: justify;"> احساس گرما و انرژی</li>
<li style="text-align: justify;">تمایل به فریاد کشیدن و حرکت دادن سریع و با قدرت دست و پا</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify;">و آنچه دیگران هنگام عصبانیت در ما مشاهده می‌کنند:</p>
<ul style="list-style-type: circle;">
<li style="text-align: justify;">نفس نفس زدن، باز شدن چشم‌ها و گشاد شدن مردمک چشم</li>
<li style="text-align: justify;">تیره شدن رنگ چهره که البته ممکن است گاهی به رنگ پریدگی تبدیل شود.</li>
<li style="text-align: justify;">بلندن شدن صدا و تند شدن صحبت‌ها</li>
<li style="text-align: justify;">سریع‌ترشدن حرکات و منقبض شدن عضلات (ازجمله درهم کشیده شدن چهره، گره کردن مشت‌ها و خم شدن شانه‌ها)</li>
</ul>
<blockquote>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #339966;"><strong>برانگیختگی شدید، فشار زیادی بر جسم وارد می‌سازد. این وضعیت صرفا به عنوان یک واکنش اضطراری کوتاه مدت مفید است و نه به عنوان یک ویژگی شخصی بلند مدت یا یک سبک زندگی.</strong></span></p>
</blockquote>
<p>&nbsp;</p>
<h3 style="text-align: justify;">با مشكل در بیان یا کنترل كردن خشم، چه کار می‌توان کرد؟</h3>
<p style="text-align: justify;">اگر پس از خواندن این متن، فکر می‌کنید که در کنترل خشم خود مشکل دارید، کارهای ذيل مي‌توانند كمك كننده باشند.</p>
<ul style="list-style-type: circle;">
<li style="text-align: justify;">یادتان باشد، هدف از مواجهه با منبع خشم، مقابله با احساس خشم است تا تغییری بوجود آید که بدون داشتن پیامدی مخرب برای ما یا دیگران، احساس خشم را کاهش دهد.این کار به مفهوم کنترل واکنش‌های ناشی از خشم در شما واز بین بردن امکان تبدیل آنها به نیرویی مخرب است.</li>
<li style="text-align: justify;">سرکوب ساختن احساسات ناشی از خشم و امتناع از پذیرفتن آنها، این احساسات را از بین نمی‌برد. ممکن است این احساسات قابل رویت نباشند، اما در بلند مدت بر سلامت اثر مي‌گذارند. نمی توان جسم را فریب داد؛ شما هنوز به روشی نیاز دارید که با آن خشم خود رابه روشي مناسب و کارآمد ابراز نمائید.</li>
<li style="text-align: justify;">اگر نسبت به خشم خود یا چیزهایی که به علت این خشم روی داده‌اند نگران هستید، می توانید با مشاور صحبت کنید.</li>
<li style="text-align: justify;">اگر واکنش های ناشی از خشم آنقدر در شما تثبیت شده‌اند که نمی‌توانید بدون کمک دیگران آنها را کنترل کنید، &#8220;مرکز خدمات مشاوره&#8221; می‌تواند كمك كند تا با روش‌هايي که کمتر آزاردهنده‌اند، با اين احساس مقابله و آن را كنترل كنيد.</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3 style="text-align: justify;">دو راه برای آغاز این روند بطور شخصی</h3>
<h4></h4>
<h4 style="text-align: center;"><span style="color: #008000;"><strong>ایجاد چارچوبی جدید</strong></span></h4>
<p style="text-align: justify;">این اصطلاحی است که برای توصیف چگونگی ایجاد یک چارچوب مرجع جدید پیرامون افکار ما به کار می‌رود. سعی کنید به جای داشتن افکار و سناریوهای منفی و مضر که خشم را درحد کنترل‌ناپذيري تشدید می‌کنند، در جستجوی توضیحات جایگزین و موجه باشید. به عنوان مثال،</p>
<p style="text-align: justify;">به جای اینکه بگویید: &#8220;دوستم خودرای و لجباز است و نگرانی من برایش مهم نیست&#8221; بگویید: &#8221; این نشان می‌دهد که دوست من قادر است از حق خود دفاع کند و به اجبار من یا دیگران کاری را انجام نمی‌دهد. این شاید به این معنی باشد که من باید با او بیشتر صحبت کنم و بتوانم به آنچه می‌گوید اعتماد کنم&#8221;.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>یا به جای گفتن این جمله که: &#8221; دوستم معمولا دیر به سر قرارها می آید. اگر او مرا واقعا دوست داشت و برای من اهمیت قائل بود، مرا منتظر نمی‌گذاشت&#8221;، بگویید: &#8221; این بخشی از طبیعت راحت و آرام اوست که بسیار دوست دارم. او با همه اینگونه رفتار می کند و قصدش آزار رساندن به کسی نیست&#8221;.</strong></p>
<h4></h4>
<h4 style="text-align: center;"><span style="color: #008000;"><strong>استفاده از الگوی گ ـ م ـ آ ـ ه ـ برای تغییر موقعیت‌های نگران‌کننده به لحاظ عاطفی</strong></span></h4>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #008000;"><strong>گ.</strong></span> <strong>به آنچه دیگران می‌گویند با دقت گوش دهید.</strong> با نشان دادن درک خود از موقعیت، این فضا را برای دیگران فراهم سازید تا چارچوب مرجع شما را تایید یا اصلاح کنند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #008000;">م .</span> از عباراتی استفاده کنید که با &#8220;من &#8221; شروع می‌شوند.</strong> به شخص مقابل فقط بگویید که چه چیزی شما را خشمگین می‌سازد، بدون آنکه او را مقصر بدانید یا اختلاف و درگيري را تشديد كنيد. بعنوان مثال، به جای اینکه بگویید: &#8220;تو برای من احترام قائل نیستی، پس جای تعجب ندارد که تا این حد عصبانی شوم.&#8221;، از این عبارت استفاده کنید: &#8220;عصبانی می شوم، وقتی که بدون هماهنگی با من ترتیب کارها را می‌دهی و از من انتظار داری با تو همراه شوم. احساس من از این کار تو این است که برای من احترام قائل نیستی&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;"><strong><span style="color: #008000;">آ .</span> دیگران را آزاد بگذارید تا با مشکلاتشان آنگونه برخورد کنند که صلاح می‌بینند.</strong> درست نیست به این دلیل که آنها نمی‌توانند متوجه عقلانیت رویکرد شما شوند، عصبانی شوید؛ این امر فقط اوضاع را وخیم‌تر می کند.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>هـ.</strong> <strong>همه برنده هستند.</strong> به گفتگوها ادامه دهید، تازمانی که دوطرف احساس کنند، سخنان آنها شنیده شده است و چیزی از موقعیت بدست آورده‌اند. احساس قدرت یک جانبه یا ایجاد حس بازنده بودن در یک نفر، تنها به مشکلات آتی دامن می‌زند.</p>
<p style="text-align: justify;">استفاده از الگوی &#8220;گـ ـ م ـ آ ـ ه ـ&#8221; با ارایه یک چارچوب کاری کمک می‌کند تا بدون تبدیل یک موقعیت به اختلاف، آنچه را که در شما خشم ایجاد می‌کند، سریعا نشان دهید. &#8220;نگران بودن&#8221; نسبت به احساس خشم تان یا &#8220;فروخوردن&#8221; این احساس به منظور آنکه وانمود کنید موضوع چندان مهم نیست، می‌تواند در نهایت به افسردگی، احساس ناامیدی یا &#8220;بدخلقی&#8221; که ممکن است در موارد شدید با طغیان‌های پرخاشگرانه ارتباط یابد، تبدیل گردد. زمانی که شخص در یکی از این چرخه ها قرار می‌گیرد، ایجاد یک سبک زندگی متوازن و مسالمت آمیز برای او سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3 style="text-align: justify;">خشم و افسردگی</h3>
<p style="text-align: justify;">همانگونه که در بالا گفته شد،<strong> طغیان های پرخاشگرانه، تحریک پذیری و بدخلقی های کوتاه مدت می توانند نشانه هایی از افسردگی پنهان باشند</strong>. گاهی اوقات که احساس افسردگی می کنیم، از اینکه مرتب اتفاقات بد رخ می دهند یا از اینکه به لحاظ عاطفی بسیار رنج می بریم یا حتی از وضعیت به ظاهر فلاکت بار خود، دچار احساس خشم می شویم.<strong><span style="color: #ff0000;"> اغلب تصور می کنیم که خشم در مقایسه با گریستن یا درخواست مستقیم برای کمک، راهی قابل قبول تر برای بیان دردهای عاطفی است.</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">مشکل آن است که گاهی عبارات خشونت آمیزمان افراد را از ما دور می سازند و آنها را از تلاش برای درک مشکلاتی که احتمالا با آنها روبرو هستیم، دلسرد می کنند. آنگاه با احساس تنهایی خود رها می شویم که این امر می تواند احساس خشم را افزایش دهد و افسردگی مان را تشدید کند.</p>
<p style="text-align: justify;">اگر فکر می کنید که در چنین چرخه ای قرار گرفته اید، بدانید كه خشمگین شدن راهبردی مفید برای غلبه بر افسردگی نیست. شما به کسی نیاز دارید که بتوانید با او صحبت کنید.</p>
<p style="text-align: justify;">یادتان باشد: <strong>برخی شرایط فیزیکی (جسمی) آستانه خشم درحال شکل گیری را پائین می آورند.</strong> این شرایط عبارتند از:</p>
<ul>
<li style="text-align: justify;">خستگی مفرط</li>
<li style="text-align: justify;">گرسنگی</li>
<li style="text-align: justify;">ناکامی جنسی</li>
<li style="text-align: justify;">تغییرات هورمونی ناشی از بلوغ جنسی، دوره پیش از قاعدگی در زنان، یائسگی و تولد نوزاد</li>
<li style="text-align: justify;">عطش جسمی به مواد اعتیاد آور از قبیل مشروبات الکلی، نیکوتین، کافئین یا سایر مواد مخدر</li>
<li style="text-align: justify;">مستی</li>
<li style="text-align: justify;">بیماری جسمی</li>
<li style="text-align: justify;">دردهای حاد و مزمن</li>
<li style="text-align: justify;">زوال عقل</li>
</ul>
<p style="text-align: justify;">افراد ممكن است عوامل یاد شده را در ناتوانی خود برای مدیریت و کنترل خشم مقصر بدانند اما این نکته را بگوييم که <strong><span style="color: #008000;">بسیاری از افراد در شرایط یاد شده نیز در کنترل خشم خود موفق هستند. هر شخص که از توانایی تمرکز ذهنی برخوردار است و انگیزه یادگیری دارد، می تواند تحت آموزش مدیریت خشم و احساسات پرخاشگرانه قرار گیرد.</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">وقتی بر خشم خود کنترل ندارید، درواقع اختیار شما در دست خشم تان است. شما به نوع جدیدی از رابطه میان خود و احساساتتان نیاز دارید؛ رابطه ای که در آن هيجانات شما را كنترل نمي كنند بلكه شماييد كه آنها را كنترل مي كنيد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع: http://darmoon.com/Psychiatry/index.html</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>با روان حامی بیشتر بدانیم:</strong></p>
<ul>
<li><strong><a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%AE%D8%B4%D9%85-%D9%88-%D9%81%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D9%86/"><span style="color: #339966;">احساس </span></a><span style="color: #339966;">خشم</span><a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%AE%D8%B4%D9%85-%D9%88-%D9%81%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D9%86/"><span style="color: #339966;"> و رمزگشایی از سودمندی، مزایا و کارکرد آن در روابط انسانی</span></a></strong></li>
<li> <a href="http://ravanhami.com/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%AE%D8%AA%D9%86-%D8%AE%D8%B4%D9%85-%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%AA%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1/"><span style="color: #339966;"><strong>برانگیختن </strong></span></a><span style="color: #339966;"><strong>خشم</strong></span><a href="http://ravanhami.com/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%AE%D8%AA%D9%86-%D8%AE%D8%B4%D9%85-%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%AA%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1/"><span style="color: #339966;"><strong> و ناراحتی همسر: چه کسی، چه کسی را اذیت می‌کند؟</strong></span></a></li>
<li><a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%88-7-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%A8/"><span style="color: #339966;"><strong> احساسات و ۷ اشتباه رایج درمورد چگونگی بروز آن‌ها که نیرومندی روانی را کاهش می‌دهند</strong></span></a></li>
</ul>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%ae%d8%b4%d9%85-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%be%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d8%b4%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87/">خشم: نوعی احساس، در مقابل پرخاشگری: نوعی رفتار</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%ae%d8%b4%d9%85-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%be%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d8%b4%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>احساسات  و ۷ اشتباه رایج درمورد چگونگی بروز آن‌ها که نیرومندی روانی را کاهش می‌دهند.</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d9%88-7-%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%ac-%d8%af%d8%b1%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%da%af%db%8c-%d8%a8/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d9%88-7-%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%ac-%d8%af%d8%b1%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%da%af%db%8c-%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[هانیه غلامحسین پور]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 01 Sep 2017 16:48:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انگیزش و هیجان]]></category>
		<category><![CDATA[تازه‎‌های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی تکاملی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی سلامت]]></category>
		<category><![CDATA[احساسات]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرش]]></category>
		<category><![CDATA[تجربه احساسات]]></category>
		<category><![CDATA[خشم]]></category>
		<category><![CDATA[خودآگاهی هیجانی]]></category>
		<category><![CDATA[شادی]]></category>
		<category><![CDATA[ضعف]]></category>
		<category><![CDATA[غم]]></category>
		<category><![CDATA[هیجانات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=10723</guid>

					<description><![CDATA[<p>بروز احساسات نشانه ضعف است!!! اگر چه احساسات بر نحوه درک و تصمیم‌گیری ما تاثیر می‌گذارد، اما اکثر افراد زمان کمی را برای صحبت در مورد احساساتشان اختصاص می‌دهند و به جای گفتن جمله‌ی ناخوشایند &#8220;احساس غم و اندوه می‌کنم&#8221;، بیشتر آن‌ها تمایل دارند که برای توصیف وضعیت عاطفیشان این جملات را به کار ببرند: [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d9%88-7-%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%ac-%d8%af%d8%b1%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%da%af%db%8c-%d8%a8/">احساسات  و ۷ اشتباه رایج درمورد چگونگی بروز آن‌ها که نیرومندی روانی را کاهش می‌دهند.</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="134" height="134" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 134px) 100vw, 134px" />بروز احساسات نشانه <span style="color: #3366ff">ضعف</span> است!!!</p>
<p>اگر چه احساسات بر نحوه درک و تصمیم‌گیری ما تاثیر می‌گذارد، اما اکثر افراد زمان کمی را برای صحبت در مورد احساساتشان اختصاص می‌دهند و به جای گفتن جمله‌ی ناخوشایند &#8220;احساس غم و اندوه می‌کنم&#8221;، بیشتر آن‌ها تمایل دارند که برای توصیف وضعیت عاطفیشان این جملات را به کار ببرند: &#8220;توده ای را در گلویم احساس می‌کنم&#8221; یا &#8220;در شکمم انگار پروانه‌ای در حال بال و پر زدن است&#8221;! با <a href="http://ravanhami.com/">روان‌حامی</a> همراه باشید.</p>
<p>متاسفانه به بسیاری از کودکان درباره شناخت و چگونگی ابراز احساساتشان نیز آموزشی داده نشده است. و انتظار می‌رود که آن‌ها از طریق مشاهده، راه‌های مورد قبول اجتماع را برای مقابله با احساساتشان یاد بگیرند. اما حقیقت این است که بسیاری از بزرگسالان مهارت‌های مقابله‌ای سالم را بلد نیستند.</p>
<p>تمایل ما به صحبت کردن و به اشتراک‌گذاری احساساتمان بسیار وابسته به <span style="color: #3366ff">فرهنگ </span>ماست. سن، دین، قومیت و حتی نوع زبانی که با آن صحبت می‌کنید به <span style="color: #3366ff">چگونگی تفسیری</span> که از احساسات دارید تاثیر می‌گذارد.</p>
<p>در حقیقت، با اینکه دانشمندان سراسر دنیا هنوز هم بر سر <span style="color: #3366ff">تعداد</span> هیجانات به توافق نرسیده‌اند، اما ماهنامه‌ای آمریکایی به اسم &#8220;<a href="http://www.popsci.com/science/article/2013-01/emotions-which-there-are-no-english-words-infographic">علم برای عموم</a>&#8221; ، اخیرا ۲۱ نوع هیجان را از سراسر جهان به اشتراک گذاشته است.</p>
<p>اینکه در مورد احساسات و چگونگی بروزدادن یا بروز‌ندادن آن‌ها دچار سردرگمی می‌شویم جای تعجبی نیست. به عنوان یک روان‌پزشک، من بسیاری از مشکلات  مربوط به رابطه، سلامت روان، سلامت فیزیکی و مسائل اختصاصی را ناشی از سردرگمی در مورد احساسات دیده‌ام. که در اینجا به ۷ نوع از بزرگترین اشتباهاتی که درمورد احساسات رایج است اشاره می‌کنم:</p>
<ul>
<li><strong>&#8220;<span style="color: #ff00ff">نمی‌توانم احساساتم را کنترل کنم</span>&#8220;</strong></li>
</ul>
<p>هنگامی که احساسات (هیجانات) به سراغتان می‌آیند، لازم نیست که<span style="color: #3366ff"> منفعل</span> باشید. اما با این حال بسیاری از مردم فکر می‌کنند که در حالتی هیجانی که در همان لحظه برایشان رخ داده است، بدون هیچ کنترلی بر موقعیتشان<span style="color: #3366ff"> گیر افتاده‌اند</span>. پس اگر عصبانی هستید، می‌توانید با انجام برخی از رفتارها ذهن و جسمتان را به آرامش برسانید. اگر می‌خواهید راهی را برای تغییر احساساتان پیدا کنید، ابتدا شیوه فکر کردنتان را در مورد موضوعی که هیجانتان را تحت تاثیر قرار داده تغییر دهید سپس رفتاری متفاوت انجام دهید. این کار به مراتب از منفعلانه رفتار کردن بهتر است.</p>
<ul>
<li><strong>&#8220;<span style="color: #ff00ff">باید احساس متفاوتی داشته باشم</span>&#8220;</strong></li>
</ul>
<p>اینکه شما برخی از احساساتتان را کنترل می‌کنید دلیل بر اشتباه بودن آن نیست. اما در اغلب اوقات افراد چنین جملاتی را در مقابل احساساتشان به کار می‌برند؛ مثلا می‌گویند که: &#8220;من نباید در مورد مسائل کوچک خیلی ناراحت شوم&#8221; یا &#8220;من باید شادتر از اینی که هستم باشم&#8221;.</p>
<p>سعی کنید به جای اینکه تمرکز و انرژیتان را صرف این کنید که باید چه احساسی داشته باشید، این را بپذیرید که در حال حاضر احساس خاصی در شما به وجود آمده است و بدانید که درمورد <span style="color: #3366ff">چگونگی واکنش</span> نشان دادن نسبت به آن احساس، حق انتخاب دارید.</p>
<ul>
<li><strong>&#8220;<span style="color: #ff00ff">برون ریزی (تخلیه) هیجانی به من کمک می‌کند که احساس بهتری داشته باشم</span>&#8220;</strong></li>
</ul>
<p><span style="color: #3366ff">شکوه و شکایت</span> نسبت به روز بدی که داشته‌اید و نسبت به رئیستان نمی‌تواند به بهبود حالتان کمک کند. در حقیقت، مطالعات نشان داده‌اند که عکس این قضیه درست است که: صحبت در مورد چیزهایی که در حالت احساسیتان نقش دارند، آتش آن را شعله‌ورتر می‌کند. بنابراین تشویق دوستانتان به ناله و شکوه و شکایت کردن و وادار کردن کودکان به تخلیه هیجانی خشمشان آن هم از طریق مشت زدن به بالشت راهکار مناسبی برای بهبود وضعیت روانیشان نیست. بنابراین بهترین راه این است که در درجه اول احساستان را بشناسید و آن را تایید کنید سپس اگر مایل به بهبود هستید درجا نزنید و به دنبال راهکاری درست و مناسب باشید.</p>
<ul>
<li><strong>&#8220;<span style="color: #ff00ff">کنترل احساساتم مرا شبیه به یک ربات بی‌جان می‌کند</span>&#8220;</strong></li>
</ul>
<p><span style="color: #3366ff">تنظیم</span> هیجانات و یا همان احساسات به منظور سرکوب کردن آن‌ها نیست. شما قادرید که طیف وسیعی از احساسات را <span style="color: #3366ff">تجربه</span> کنید اما لازم نیست که توسط آن‌ها کنترل شوید. تنظیم عواطف و احساسات، مهارتی است که می‌تواند در ایجاد و بالا بردن قدرت ذهنیتان به شما کمک کند. هرچه که راه‌های سالم‌تر و بیشتری را در مورد چگونگی تنظیم هیجاناتتان یاد بگیرید، برای التیام دادن دردهای عاطفیتان مجهزتر خواهید شد، همچنین احساساتتان را به اقداماتی سازنده هدایت می‌کنید و بهترین تصمیمات را برای خود می‌گیرید.</p>
<ul>
<li><strong>&#8220;<span style="color: #ff00ff">این دیگران هستند که در من احساسات خاصی را به وجود می‌آورند</span>&#8220;</strong></li>
</ul>
<p>رئیستان نمی‌تواند موجب عصبانی کردنتان بشود و یا مادرتان نمی‌تواند احساس بی‌کفایتی و ناامنی را در شما بوجود آورد. هیچ‌کس نمی‌تواند دلیلی برای ایجاد احساسات در شما شود. به طور واضح، رفتار دیگران می‌تواند بر احساساتتان <span style="color: #3366ff">تاثیر گذار</span> باشد، اما نمی‌تواند آن‌ها را <span style="color: #3366ff">کنترل</span> کند. بنابراین اینکه چگونه فکر کنید، احساس کنید و رفتار کنید به خود شما بستگی دارد و مسئولیتش بر عهده خود شماست.</p>
<ul>
<li><strong>&#8220;<span style="color: #ff00ff">نمی‌توانم احساسات ناخوشایند را اداره کنم</span>&#8220;</strong></li>
</ul>
<p>اگر در مورد توانایی‌تان در مورد روبرو شدن با احساسات ناخوشایندی مانند اضطراب یا غم و اندوه <span style="color: #3366ff">شک و تردید</span> داشته باشید، از روبرو شدن با آن‌ها اجتناب می‌کنید. و هرچه که بیشتر از روبرو شدن با <span style="color: #3366ff">درد</span> اجتناب کنید، <span style="color: #3366ff">اعتماد به نفستان</span> نسبت به توانایی مقابله با <span style="color: #3366ff">رنج‌ها و سختی‌ها</span>، کمتر خواهد شد.</p>
<p>اگر چه بعضی از احساسات ناراحت کننده هستند، اما قابل تحملند. اگر به خودتان این اجازه را بدهید که احساساتتان را تجربه کنید، این کار می‌تواند به عنوان بخشی از<span style="color: #3366ff"> بهبود</span> محسوب شود و تجربه این احساسات می‌تواند کلیدی برای ساختن بهترین زندگی برایتان باشد. بنابراین حتی اگر عصبانی هستید حرف بزنید، هنگامی‌که احساس ترس و غم و اندوه می‌کنید درمورد آن صحبت کنید (سعی کنید احساساتتان را <span style="color: #3366ff">صادقانه</span> تجربه کنید).</p>
<ul>
<li><strong>&#8220;<span style="color: #ff00ff">اگر احساسم را نشان بدهم ضعیف به نظر می‌رسم</span>&#8220;</strong></li>
</ul>
<p>اگر هنگامی که احساس می‌کنید حال خوشی ندارید، عادی رفتار کنید، این رفتار می‌تواند سالم به نظر برسد اما اگر با رفتارتان نشان بدهید که خسته و آسیب پذیر هستید، نشانه ضعیف بودنتان نیست. در حقیقت آگاه بودن از احساساتتان و به اشتراک گذاشتن این احساسات با دیگران آن هم به صورتی که از لحاظ اجتماعی مناسب است، می‌تواند نشان دهنده <span style="color: #3366ff">قدرت</span> باشد.</p>
<p>همچنین ابراز احساسات می‌تواند نشان دهنده سطح معینی از <span style="color: #3366ff">اعتماد</span> در یک <span style="color: #3366ff">رابطه</span> باشد. اینکه به کسی بگویید که احساس خشم دارید یا غمگین هستید، نشان می‌دهد که <span style="color: #3366ff">تمایل و ظرفیت پذیرش</span> این احساسات را دارید.</p>
<p><strong><span style="color: #800080">نسبت به احساساتتان آگاه‌تر شوید.</span></strong></p>
<p>هنگامی که از حقیقت احساساتتان آگاه می‌شوید، شروع به تمرین مهارت‌هایی می‌کنید که برای <span style="color: #3366ff">تشخیص</span>، <span style="color: #3366ff">تحمل</span> و <span style="color: #3366ff">تنظیم</span> احساساتتان به شما کمک می‌کنند. افزایش <span style="color: #3366ff">خودآگاهی هیجانی</span> کلیدی برای افزایش قدرت ذهن و دستیابی به موفقیت در زندگی شخصی و حرفه ای شماست.</p>
<p>منبع: <span style="font-size: 12px"> <a href="https://www.psychologytoday.com/blog/what-mentally-strong-people-dont-do/201707/7-myths-about-emotions-will-rob-you-mental-strength"><strong>Myths About Emotions That Will Rob You of Mental Strength 7</strong></a></span></p>
<ul style="list-style-type: square">
<li>مطالب مرتبط:</li>
<li><span style="font-size: 12px"><a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%AE%D8%B4%D9%85-%D9%88-%D9%81%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D9%86/"><strong>احساس خشم و رمزگشایی از سودمندی، مزایا و کارکرد آن در روابط انسانی</strong></a></span></li>
<li>
<h1 class="post-tile entry-title"><span style="font-size: 12px"><a href="http://ravanhami.com/%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87/"><strong>هیجانات خود-آگاه: معرفی پنج ویژگی اصلی و اهمیت تمایز هیجانات</strong></a></span></h1>
</li>
<li>
<h1 class="post-tile entry-title"><span style="font-size: 12px"><a href="http://ravanhami.com/%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%AF%D9%84-%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A2/"><strong>یک مدل نظری فرآیندی برای هیجانات خود-آگاه</strong></a></span></h1>
</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d9%88-7-%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%ac-%d8%af%d8%b1%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%da%af%db%8c-%d8%a8/">احساسات  و ۷ اشتباه رایج درمورد چگونگی بروز آن‌ها که نیرومندی روانی را کاهش می‌دهند.</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d9%88-7-%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%ac-%d8%af%d8%b1%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%da%af%db%8c-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تکنولوژی چگونه هوش هیجانی فرزندانمان را تضعیف می‌کند؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%aa%da%a9%d9%86%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%aa%da%a9%d9%86%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[هانیه غلامحسین پور]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 Aug 2017 15:09:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزش و هیجان]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[فرزندپروری]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزه]]></category>
		<category><![CDATA[تکنولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[خودآگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[خودتنظیمی]]></category>
		<category><![CDATA[دانیل گلمن]]></category>
		<category><![CDATA[مهارتهای اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[همدلی]]></category>
		<category><![CDATA[هوش هیجانی]]></category>
		<category><![CDATA[وابستگی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=10309</guid>

					<description><![CDATA[<p>آیا نسلی را پرورش داده‌ایم که با تکنولوژی روز یعنی صفحه‌ نمایش موبایل و کامپیوتر بهتر از انسان‌ها ارتباط برقرار می‌کند؟ من تکنولوژی را هر نوع مکانیسم بیرونی که توانایی فرزندان را در ارائه افکار و احساساتشان و سازگاری با دیگران مختل می‌کند، تعریف می‌کنم؛ که شامل هر نوع ابزاری می‌شود که توجه کودکان را [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%aa%da%a9%d9%86%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c/">تکنولوژی چگونه هوش هیجانی فرزندانمان را تضعیف می‌کند؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2><span style="font-size: 14px;"><strong>آیا نسلی را پرورش داده‌ایم که با تکنولوژی روز یعنی صفحه‌ نمایش موبایل و کامپیوتر بهتر از انسان‌ها ارتباط برقرار می‌کند؟</strong></span></h2>
<p><img class=" wp-image-10066 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/07/logo.jpg" alt="" width="110" height="94" />من تکنولوژی را هر نوع مکانیسم بیرونی که توانایی فرزندان را در ارائه افکار و احساساتشان و سازگاری با دیگران مختل می‌کند، تعریف می‌کنم؛ که شامل هر نوع ابزاری می‌شود که توجه کودکان را به خود جلب کرده (مانند هندزفری‌ها و هدست‌های گوشی، تلفن‌های هوشمند و لپ‌تاپ‌ها) و احساسات فرزندان را در رابطه با جهان و دیگران تحت تاثیر قرار می‌دهد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>من در میان جمع و دلم جای دیگر است (</strong><strong>&#8220;</strong><strong>به ظاهر</strong><strong>&#8220;</strong><strong> دور هم بودن)!</strong></span></p>
<p>اخیرا در یکی از رستوران‌ها خانواده‌ای را دیدم که با سکوت سنگینی که در میانشان حکم‌فرما بود، مشغول صرف شام بودند و در عین حال هرکدام از آن‌ها با گوشی هوشمندی که در دست داشت سرگرم بود. در حقیقت بیشتر بچه‌هایی که در آن رستوران بودند به نوعی مشغول نگاه کردن به صفحه نمایش بودند. درآن هنگام دختر نوجوانی را دیدم که در حال چت کردن با تلفن همراهش بود و همزمان به سمت بیرون از رستوران حرکت می‌کرد که ناگهان به میزی در نزدیکی یک زوج سالخورده برخورد کرد.</p>
<p>تعاملات ساده‌ی انسانی، تفکر، مهربانی و حسن نیت به طور کامل در نوجوانان از میان رفته است. بدتر این است که والدین با سرمشق قرار دادن تکنونولوژی بی‌روح و وابستگی به آن، از رفتار کودکانشان حمایت می‌کنند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>هنگامی که به تکنولوژی متصل می‌شوید، ارتباطتان با دنیای بیرون قطع می‌شود.</strong></span></p>
<p>هر چیزی که ما را از یک محیط استرس‌زا جدا کند می‌تواند مفید باشد. برای مثال گوش دادن به موزیک باعث می‌شود که نفسی تازه کنید و از یک موقعیت طاقت فرسا رهایی یابید و به این ترتیب استرستان کاهش یابد. همچنین بعضی از برنامه‌ها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که توسط مراقبه‌های هدایت شده و تمرین‌های آرمیدگی، ذهن آگاهی را بالا برده و استرس را کاهش می‌دهند.</p>
<p>مشکل زمانی شروع می‌شود که تکنولوژی نسبت به روابط، اولویت پیدا می‌کند. هنگامی که وابستگی به تکنولوژی افزایش پیدا می‌کند، کودکان در حبابی از دنیای خودشیفتگی محدود می‌شوند، بین افکار و احساسات خودشان و دیگران جدایی و تضاد اتفاق می‌افتد. تکنولوژی همچنانکه مهارت‌های برقراری ارتباط و تعاملات مثبت کودکان را تخریب می‌کند، احساسات انسانی آن‌ها را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد و باعث می‌شود که نسبت به دیگران کمتر دلسوز و احساساتی ‌شوند و کمتر احساساتشان برانگیخته شود.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong> </strong><strong>ظهور تکنولوژی و کاهش هوش هیجانی</strong></span></p>
<p>دنیل گلمن در کتابش به نام <a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">هوش هیجانی</a>، آن‌را به عنوان توانایی شناسایی احساسات خود و دیگران تعریف می‌کند و یادآور می‌شود افرادی که دارای درجه بالایی از <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%a7%db%8c%db%8c%d9%86-%d8%a8%d9%88%d8%af%d9%86-%d9%87%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">هوش هیجانی</a> هستند، روابط سالم‌تری دارند، با محیط اطرافشان بهتر سازگار می‌شوند و برای رسیدن به اهدافشان مهارت بیشتری دارند.</p>
<h3><span style="font-size: 14px; color: #ff0000;"><strong>دکتر گُلمن پنج مؤلفه‌ی هوش هیجانی را مشخص کرد که عبارتند از: خودآگاهی، خودنظم‌دهی (خودمدیریتی)، خودانگیزشی، همدلی و مهارت‌های اجتماعی (تنظیم روابط با دیگران)</strong></span></h3>
<p>معلمان و همچنین والدین برای پرورش این مولفه‌ها  سعی بر این دارند که آگاهی و توجه متفکرانه نسبت به دیگران را در کودکان بالا ببرند. بدین ترتیب کودکان هوش هیجانیشان را توسط سازگارشدن با دنیای بیرون و دیگران رشد می‌دهند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><span style="font-size: 14px;"><strong> چگونه وابستگی به تکنولوژی می‌تواند به ضرر هوش هیجانی عمل کند؟ </strong></span></h2>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">وابستگی به تکنولوژی:</span> </strong></p>
<ul>
<li><span style="color: #0000ff;"><strong>خودآگاهی را تضعیف می‌کند.</strong></span></li>
</ul>
<p>هرچقدر که زمان بیشتری را صرف گذراندن با تکنولوژی کنید، زمان کمتری را برای اختصاص دادن به افکار و احساساتتان خواهید داشت.  هر چقدر که وابستگی به تکنولوژی بیشتر شود، کودکان حالتی از خودبیگانگی را تجربه می‌کنند، و این خودبیگانگی نسبت به هیجانات و احساساتشان، توانایی خودآگاهی را ازآن‌ها می‌گیرد و به جای اینکه متفکرانه تصمیم بگیرند، بیشتر به صورت واکنشی و انفعالی عمل می‌کنند.</p>
<ul>
<li><span style="color: #0000ff;"><strong>خودتنظیمی (خودمدیریتی) را کاهش می‌دهد.</strong></span></li>
</ul>
<p>پژوهش‌ها اثبات کرده‌اند که وابستگی به تکنولوژی، برانگیختگی و تکانشوری را افزایش داده و تحمل ناکامی را کاهش می‌دهد. با کاهش یافتن توانایی خودنظم‌دهی، هیجانات کودک به صورت نابالغ و ناپخته باقی می‌ماند و باعث می‌شود که رفتارهایی ابتدایی و کودکانه (مانند زورگویی، بداخلاقی و خشونت های انفجاری) از خود بروز دهند.</p>
<ul>
<li><span style="color: #0000ff;"><strong>مهارت‌های اجتماعی را کاهش می‌دهد.</strong></span></li>
</ul>
<p>روابطی که کودک از طریق فضای مجازی با دیگران برقرار می‌کند، از نوع روابطی بی روح و مصنوعی است که به ندرت به دوستی واقعی منجر می‌شود و به این ترتیب وابستگی به تکنولوژی منجر به انزوا و گوشه‌گیری می‌شود. با غلبه بیشتر تکنولوژی بر زندگی، رشد اجتماعی کاهش می‌یابد و این وابستگی  کودکان را با مهارت‌های مقابله‌ای ضعیف رها کرده و ابزارهای محدودی را برای هدایت روابط به کودک می‌دهد.</p>
<ul>
<li><span style="color: #0000ff;"><strong>توانایی همدلی کردن را تضعیف می‌کند.</strong></span></li>
</ul>
<p>هنگامی که وقت گذرانی با دنیای مجازی و تکنولوژی جایگزین وقت گذرانی با خانواده یا دوستان شود، کودکان دنیا را به صورتی شبیه به حالت خلسه و سرگشتگی، خودشیفتگی و جدا از دیگران تجربه می‌کنند و نمی‌توانند به صورت همدلانه و مشفقانه با دیگران ارتباط برقرار کنند و پایه‌های اصلی شفقت سالم به صورت رشدنایافته باقی می‌مانند.</p>
<ul>
<li><span style="color: #0000ff;"><strong>موجب بی انگیزگی می‌شود.</strong></span></li>
</ul>
<p>انگیزه ای که برای دستیابی افراد به اهداف نیازمند نیرویی محرک و کشاننده می‌باشد و توجه پایدار را تقویت کرده و باعث تحمل سطح بالایی از تحمل ناکامی می‌شود، به سرعت کاهش می‌یابد. تکنولوژی مانند هر نوع اعتیادی کودکان را به خود وابسته می‌کند و باعث می‌شود که نسبت به خود و آینده‌شان غافل شوند. حال به این فکر کنید که کودکان وابسته و معتاد به تکنولوژی به صورت ناگهانی و به اجبار با دنیای بیرون روبرو شوند؛ در چنین شرایطی آنها به شدت احساس نارضایتی کرده و به شدت کج خلق و تحریک پذیر می‌شوند. این واکنش به دلیل آن است که برخلاف دنیای ساختگی تکنولوژی، آن‌ها نمی‌توانند دنیای واقعی و مردم درون آن را تحت کنترل خود دربیاورند. درنتیجه هنگامی‌که با انتخاب‌ها و تصمیمات دشوار زندگی روبرو می‌شوند، از علائم اضطراب و افسردگی رنج می‌برند.</p>
<p><span style="color: #993366;"><strong>پیشنهاداتی برای والدین:</strong></span></p>
<p>همه افراد از وابستگی به تکنولوژی که به صورت غیرمستقیم شکل می‌گیرد، رنج می‌برند. علاوه بر این تکنولوژی به این دلیل ایجاد شده که کیفیت زندگی کودکان را بالا ببرد نه اینکه زندگیشان را تحت سلطه خود دربیاورد. تلاش کنید که برای استفاده از تکنولوژی به صورت نظام‌مند عمل کنید و برای استفاده بیش از حد از آن برای همه اعضای خانواده محدودیت ایجاد کنید. به یاد داشته باشید که تکنولوژی باید برای کودکان ابزار باشد نه اینکه تمام زندگیشان را در‌بر‌بگیرد.</p>
<p><strong>نویسنده: دکتر سین گرور</strong></p>
<p>منبع: <span style="font-size: 12px;"><strong><a href="https://www.psychologytoday.com/blog/when-kids-call-the-shots/201707/how-technology-lowers-emotional-intelligence-in-kids">How Technology Lowers Emotional Intelligence in Kids</a></strong></span></p>
<p>مطالب مرتبط:</p>
<ul>
<li><strong><span style="font-size: 12px;"><a href="http://ravanhami.com/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C/">درباره هوش هیجانی از زبان روانشناسان</a>  </span></strong></li>
<li><strong><span style="font-size: 12px;"><a href="http://ravanhami.com/%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D9%86-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C/">نشانه های پایین بودن هوش هیجانی</a></span></strong></li>
<li><span style="font-size: 12px;"><a href="http://ravanhami.com/5-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C/">۵ نشانه هوش هیجانی</a> </span></li>
</ul>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%aa%da%a9%d9%86%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c/">تکنولوژی چگونه هوش هیجانی فرزندانمان را تضعیف می‌کند؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%aa%da%a9%d9%86%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>لبخند: یک ابزار قدرتمند یک ترفند سریع برای فریب دادن مغزتان تا فکر کند شاد هستید</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%84%d8%a8%d8%ae%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%aa%d8%b1%d9%81%d9%86%d8%af-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%b9-%d8%b4%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%84%d8%a8%d8%ae%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%aa%d8%b1%d9%81%d9%86%d8%af-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%b9-%d8%b4%d8%a7%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[زهرا رضازاده]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 Aug 2017 10:55:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انگیزش و هیجان]]></category>
		<category><![CDATA[تازه‎‌های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی سلامت]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[خنده]]></category>
		<category><![CDATA[شادی]]></category>
		<category><![CDATA[هیجان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=10242</guid>

					<description><![CDATA[<p>دانشمندان، طی مدت زمان طولانی دریافته‌اند که هیجانات انسان (مثلاً شادی، ترس و …)، با تغییرات زیادی در بدن او همراه است. از افزایش ضربان قلب گرفته تا انقباض عضله اصلی زایگوماتیک (عضلة ایجاد لبخند). با این حال اخیراً متوجه شده‌ایم که این یک مسیر دوطرفه است. مغز شما عموماً به آنچه بدنتان انجام می‌دهد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%84%d8%a8%d8%ae%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%aa%d8%b1%d9%81%d9%86%d8%af-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%b9-%d8%b4%d8%a7%d8%af/">لبخند: یک ابزار قدرتمند یک ترفند سریع برای فریب دادن مغزتان تا فکر کند شاد هستید</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="112" height="112" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 112px) 100vw, 112px" />دانشمندان، طی مدت زمان طولانی دریافته‌اند که هیجانات انسان (مثلاً شادی، ترس و …)، با تغییرات زیادی در بدن او همراه است. از افزایش ضربان قلب گرفته تا انقباض عضله اصلی زایگوماتیک (عضلة ایجاد لبخند). با این حال اخیراً متوجه شده‌ایم که این یک مسیر دوطرفه است. مغز شما عموماً به آنچه بدنتان انجام می‌دهد توجه می‌کند و این بر هیجانات شما اثر می‌گذارد. با <a href="http://ravanhami.com">روان حامی</a> همراه باشید.</p>
<p dir="rtl">این امر، درابتدا «فرضیه بازخورد صورت» نامیده شد، اما باید گفت چیزی بیش از عضلات صورت را در برمی‌گیرد. خبر خوب این است که زمانیکه کنترل هیجان برایمان دشوار است، کنترل عضلات، بسیار آسان‌تر است.</p>
<p dir="rtl">بنابراین جهت یادگیری نحوه استفاده از بدن خود برای فریب مغزتان، مجموعه‌ای راهکار ارائه می‌دهم تا حس شادی، آرامش و اعتماد به نفستان افزایش یابد.</p>
<h2 dir="rtl"><span style="font-size: 16px;"><b>یک راهکار سریع برای شاد شدن </b></span></h2>
<p dir="rtl">لبخند بزنید، حتماً این کار را انجام دهید که با عمل به آن، لذت بیشتری از این متن خواهید برد.</p>
<p dir="rtl">لبخند شما یک ابزار قدرتمند است. بسیاری از مردم فکر می کنند که ما می‌خندیم چون شاد هستیم، اما طور دیگری هم می شود نگاه کرد. «ما احساس شادی می کنیم چون می‌خندیم».</p>
<p dir="rtl">یکی از بهترین آزمایش‌ها برای نشان دادن این امر، در اواخر دهه ۸۰ انجام شده است. پژوهشگران، نمی‌خواستند با گفتن موضوع مطالعه (یعنی هیجان) به آزمودنی‌ها، نتایج را تحت تأثیر قرار دهند. بنابراین روش هوشمندانه‌ای طراحی کردند تا آزمودنی‌ها بدون اینکه دلیلش را بدانند، عضلات معینی از صورتشان را منقبض کنند.</p>
<p dir="rtl">در این آزمایش، از ۳ گروه آزمودنی خواسته شد، مدادی را به سه شکل نگه دارند:</p>
<ul>
<li dir="rtl">گروه اول، مداد را بین دندان‌هایشان نگه داشتند (لبخند اجباری).</li>
<li dir="rtl">گروه دوم، مداد را بین لب‌هایشان نگه داشتند. یعنی نمی‌توانستند لبخند بزنند و در واقع حالتی شبیه اخم کردن در آنها ایجاد شده بود.</li>
<li dir="rtl">گروه کنترل نیز مداد را در دستشان نگه داشتند.</li>
</ul>
<p dir="rtl"><img class="aligncenter size-full wp-image-10243" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/08/image1-1.jpeg" alt="" width="364" height="138" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/08/image1-1.jpeg 364w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/08/image1-1-300x114.jpeg 300w" sizes="(max-width: 364px) 100vw, 364px" /></p>
<p dir="rtl">سپس برای آزمودنی‌ها کارتون پخش شد و آنها باید از لحاظ خنده‌آور بودن، به کارتون‌ها امتیاز می‌دادند. نتایج نشان داد، امتیاز خنده‌آور بودن کارتون‌ها در گروه لبخند، بسیار بالا ‌ر از گروه اخمو بود. میزان امتیازدهی گروه کنترل نیز جایی در وسط آن دو گروه قرار داشت.</p>
<p dir="rtl">همچنین در یک مطالعه اخیر، مجموعه‌ای تصاویر چهره با حالت های شاد، خنثی و عصبانی به آزمودنی‌ها ارائه و به آنها گفته شد که این مطالعه قصد دارد زمان واکنش عضلات صورت را اندازه گیری کند اما درواقع پژوهشگران درحال بررسی «<a href="http://ravanhami.com/%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%88-%d8%aa%d9%86%d8%b8%db%8c%d9%85-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c/">هیجان</a>» بودند. علاوه بر ارائه تصاویر، به آزمودنی‌ها دستور داده شد گونه‌هایشان را بالا ببرند (شبیه لبخند) یا ابرو هایشان را منقبض کنند (شبیه اخم کردن).</p>
<p dir="rtl">نتایج نشان داد حالت چهره‌ی افراد بر چگونگی درک تصاویر اثر می‌گذارد. وقتی آزمودنی‌ها حالت لبخند داشتند، تصاویر را خوشایندتر از زمانی درک می‌کردند که حالت اخم داشتند. باید گفت اثرات لبخند کوتاه، حتی تا ۴ دقیقه بعد هم ادامه داشت.</p>
<p dir="rtl">بازخورد صورت نتیجه می‌دهد؛ زیرا مغز، انقباض عضلات معینی از صورت را حس می‌کند (مانند انقباض عضله اصلی زایگوماتیک که لبخند را ایجاد می‌کند) و مغز آن را اینگونه تفسیر می‌کند: «اوه! من باید درمورد چیزی خوشحال باشم». به همین ترتیب اگر این عضلات منقبض نشوند، مغز شما تفسیر می‌کند: «اوه! من نباید شاد باشم».</p>
<p dir="rtl">همچنین شما علاوه بر بازخورد عصبی مستقیم، از مزایای بازخورد اجتماعی در دنیای واقعی نیز بهره مند می‌شوید.</p>
<p dir="rtl">لبخندها مُسری هستند، بنابراین هنگامی‌که احساس شادی نمی‌کنید، احتمال دارد اطرافیانتان لبخند بزنند و این کار، حالتان را خوب می‌کند.</p>
<p dir="rtl">در نهایت، اگر بتوانید انرژی‌تان را برای یک لبخند واقعی صرف کنید، شاید سود بیشتری ببرید.</p>
<p dir="rtl">در حالی که عضله اصلی زایگوماتیک گوشه‌های دهانتان را کنترل می‌کند، عضله‌ای نیز در گوشه چشم‌ها به نام (اُربی کیولارایز اُکولار) وجود دارد و تنها زمانی منقبض می شود که شما واقعاً می‌خندید.</p>
<p dir="rtl">بنابراین اگر می‌خواهید بیشترین سود را از بازخورد چهره بدست آورید، چیزهایی را برای خندیدن پیدا کنید (شاید درحقیقت سعی می کنید عضلات خاصی از صورتتان را منقبض کنید تا مغزتان فریب بخورد و فکر کند که شاد هستید). این امر، احتمالاً منجر به ایجاد لبخندی واقعی خواهد شد. همچنین این کار، ترفند خوبی برای خوش‌عکس‌تر شدنتان است.</p>
<p dir="rtl">دلیل اینکه بسیاری از مردم فکر می‌کنند لبخندشان در تصاویر، مصنوعی به نظر می‌رسد این است که لبخندشان ساختگی است زیرا عضلات گوشه چشمانشان منقبض نمی‌شود.</p>
<p dir="rtl">بنابراین دفعه بعد که خواستید خُلق و خوی‌تان را بهبود دهید، تنها کاری که باید انجام دهید این است که عضلات اصلی زایگوماتیک صورتتان را منقبض کنید تا گوشه‌های دهانتان بالا برود (شبیه لبخند).</p>
<p dir="rtl">هرچند اگر می‌خواهید برنده بهترین مدل بعدی آمریکا شوید، باید عضلات گوشه چشمانتان را نیز منقبض کنید.</p>
<p dir="rtl"><b>نویسنده : دکتر الکس کُرب</b></p>
<p dir="rtl"><b>منبع : </b><a href="https://www.psychologytoday.com/blog/prefrontal-nudity/201208/smile-powerful-tool"><b>Smile: A Powerful Tool</b></a></p>
<p dir="rtl"><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام<a href="https://t.me/ravanhami"> </a>ravanhami@ با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%84%d8%a8%d8%ae%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%aa%d8%b1%d9%81%d9%86%d8%af-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%b9-%d8%b4%d8%a7%d8%af/">لبخند: یک ابزار قدرتمند یک ترفند سریع برای فریب دادن مغزتان تا فکر کند شاد هستید</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%84%d8%a8%d8%ae%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%aa%d8%b1%d9%81%d9%86%d8%af-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%b9-%d8%b4%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آیا برونگرایان نسبت به درون‌گرایان خوشحال تر هستند؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%b1%d9%88%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%b1%d9%88%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 27 Jun 2017 13:27:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انگیزش و هیجان]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[برونگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[درونگرایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=9694</guid>

					<description><![CDATA[<p>شخصیت دارای پنچ ویژگی اساسی است که عبارت اند از برونگرایی، توافق، تجربه پذیری، وظیفه شناسی و ثبات هیجانی. در این مقاله درباره اینکه آیا برونگراها انسانهای خوشحالی هستند یا نه مطالبی را مرور کرده ایم. سوال: چه افرادی خوشحالترند؟ پاسخ: برونگرایان. روان‌شناسان شخصیت برای تعریف برون‌گرایی درباره سه جنبه آن بحث می‌کنند: معاشرتی بودن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%b1%d9%88%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/">آیا برونگرایان نسبت به درون‌گرایان خوشحال تر هستند؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><img class=" wp-image-7470 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="115" height="115" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 115px) 100vw, 115px" />شخصیت دارای <a href="http://ravanhami.com/%d9%8e%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">پنچ ویژگی اساسی</a> است که عبارت اند از برونگرایی، توافق، تجربه پذیری، وظیفه شناسی و ثبات هیجانی. در این مقاله درباره اینکه آیا برونگراها انسانهای خوشحالی هستند یا نه مطالبی را مرور کرده ایم. <div class="clear" style="height:1px;"></div>
<p dir="rtl">سوال: چه افرادی خوشحالترند؟ پاسخ: برونگرایان. روان‌شناسان شخصیت برای تعریف برون‌گرایی درباره سه جنبه آن بحث می‌کنند:</p>
<ol>
<li dir="rtl"><b>معاشرتی</b><b> </b><b>بودن</b> یا لذت بردن از دیگران و موقعیت‌های اجتماعی</li>
<li dir="rtl"><b>جسارت</b> یا گرایش به تسلط اجتماعی</li>
<li dir="rtl"><b>ماجراجویی</b> یا گرایش به جستجو کردن موقعیت‌های هیجان انگیز و تحریک کننده و لذت بردن از آن‌ها</li>
</ol>
<p dir="rtl">به نقل از <a href="http://ravanhami.com/">روان حامی</a>، در نتیجه برونگرایان از لحاظ هیجانی خوشحالتر از درون‌گرایان و بیشتر از آن‌ها از خلق مثبت بهره‌مند هستند. برونگرایان خیلی معاشرتی هستند، ولی این توجیهی برای خوشحالتر بودن آن‌ها نیست. برونگرایان خواه تنها زندگی کنند یا با دیگران، در شهرهای بزرگ زندگی کنند یا در مناطق روستایی پرت و دور افتاده، مشاغل اجتماعی داشته باشند یا غیراجتماعی، خوشحالترند.</p>
<p dir="rtl">برونگرایان به جای اینکه از <a href="http://ravanhami.com/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">درون‌گرایان </a>اجتماعی‌تر باشند، خوشحالترند، زیرا نسبت به پاداش‌های جدایی ناپذیر در اغلب موقعیت‌های اجتماعی، حساستر هستند. چون برونگرایان نسبت به پاداش‌ها حساس هستند، بیشتر از درون‌گرایان مستعد احساس‌های مثبت می‌باشند. بنابراین، چون برونگرایان نسبت به احسا‌های مثبت حساستر هستند، بیشتر از درونگرایان به موقعیت‌هایی که بالقوه پاداش دهند هستند، گرایش دارند.</p>
<p dir="rtl">برونگرایان به این علت از درونگرایان خوشحالترند که از توانایی فطری بیشتری برای تجربه کردن هیجان‌های مثبت برخوردارند. برای مثال، اگر واکنش‌های هیجانی یک فرد برون‌گرا و درون‌گرا را زمانی که رویداد زندگی مثبتی برای آن‌ها پیش می‌آید مورد مشاهده قرار دهید، چیزی شبیه شادی را در فرد برون‌گرا ملاحظه خواهید کرد، در حالی که فقط خرسندی را در فرد درون‌گرا مشاهده خواهید کرد.</p>
<p dir="rtl"> این توانایی متفاوت برای هیجان‌های مثبت به این دلیل روی می دهد که برونگرایان و درون‌گرایان از سطح حساسیت متفاوتی نسبت به سیستم انگیزش زیستی زیربنایی، یعنی فعال‌ساز رفتار، برخوردارند. بنابراین، برونگرایان اصولا سیستم فعال‌ساز رفتار قوی‌تری از درون‌گرایان دارند.</p>
<h2 dir="rtl">برونگرایان سیستم فعال‌ساز قوی‌تری دارند</h2>
<p dir="rtl"> در سیستم فعال‌ساز رفتار، علایم پاداش قریب الوقوع، منبع هیجان‌های مثبت هستند. بنابراین، هیجان‌پذیری برون‌گرایان از علایم پاداش بیشتر و شدیدتری بهره‌مند می‌شود که باعث می‌شوند آن‌ها موقعیت‌ها را با هیجان‌زدگی، احساس خوشحالی و میل به سمت آن‌ها، پیش‌بینی کنند. وظیفه انگیزشی سیستم فعال‌ساز رفتار، نیرومند کردن رفتار گرایشی و هدفند است (مانند معاشرتی بودن، جسارت و ماجراجویی).</p>
<p dir="rtl">علایم پاداش در برونگرایان، سیستم فعال‌ساز رفتار را قوی‌تر برانگیخته می‌کند، در حالی که همین علایم محیطی پاداش، سیستم فعال ساز رفتار درون‌گرایان را اندکی برانگیخته می‌کند. بنابراین، برون‌گرایان حالت انگیزشی تشویقی قوی‌تری را تجربه می‌کنند که رفتار گرایشی آن‌ها را نیرومند و هدایت می‌کند.</p>
<p dir="rtl">در ضمن، برانگیخته شدن سیستم فعال‌ساز رفتار، جریان یکنواخت حالت‌های انگیزشی و هیجانی، مانند خوشحالی، تمایل، هیجان زدگی علاقه، انرژی، قدرت و اعتماد به نفس را برای افراد برون‌گرا تامین می‌کند. بنابراین، برونگرایان به احتمال بیشتری رفتار گرایشی نشان می‌دهند و از رفتارهایی چون صحبت کردن و عمل کردن جسورانه برخوردارند.</p>
<p dir="rtl">اعتقاد به این که برون‌گرایی با عملکرد مغز ارتباط دارد (سیستم فعال‌ساز رفتار نیرومند) به معنی آن است که برون‌گرایی، نوعی تفاوت فردی مبتنی بر عوامل زیستی است. حمایت از این عقیده که برون‌گرایی فطری است نه اکتسابی را می‌توان در تحقیقاتی یافت که نشان می‌دهند برون‌گرایی موروثی است.</p>
<p dir="rtl">برای مثال، دوقلوهایی که در محیط‌های بسیار متفاوت بزرگ شده‌اند، در پرسش‌نامه‌هایی که برای ارزیابی برون‌گرایی طراحی شده‌‌اند، نمره مشابهی می‌گیرند، بدین معنی که برون‌گرایی بیشتر بر عوامل زیستی، نه محیطی، استوار است.</p>
<p dir="rtl">محمدامین موفق &#8211; HotsonHor M.A.M</p>
<p dir="rtl">منبع: انگیزش و هیجان، مارشال ریو</p>
<p dir="rtl"><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%b1%d9%88%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/">آیا برونگرایان نسبت به درون‌گرایان خوشحال تر هستند؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%b1%d9%88%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رشد غرور و عمل اخلاقی</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%ba%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d9%88-%d8%b9%d9%85%d9%84-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%ba%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d9%88-%d8%b9%d9%85%d9%84-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 02 Jun 2017 06:26:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انگیزش و هیجان]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌شناسی رشد]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاق]]></category>
		<category><![CDATA[خجالت]]></category>
		<category><![CDATA[رشد]]></category>
		<category><![CDATA[شرم]]></category>
		<category><![CDATA[غرور]]></category>
		<category><![CDATA[گناه]]></category>
		<category><![CDATA[هیجان]]></category>
		<category><![CDATA[هیجانات خودآگاه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=9550</guid>

					<description><![CDATA[<p>رشد هیجان غرور رشد غرور باید بر زندگی اخلاقی تأثیر بگذارد. تقریباً هیچ تحقیقی بر روی ارتباط بین رشد غرور و شناخت اخلاقی یا عمل اخلاقی وجود ندارد. در رابطه با تغییر و تحولات رشدی غرور نیز پژوهش چندانی انجام نشده است. در نتیجه، دیدگاه ما در باره­ رشد غرور و تأثیرات آن بر زندگی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%ba%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d9%88-%d8%b9%d9%85%d9%84-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c/">رشد غرور و عمل اخلاقی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h1><span style="font-size: 14px;"><strong>رشد هیجان غرور</strong></span></h1>
<p><span style="font-size: 14px;"><em>رشد </em>غرور باید بر زندگی اخلاقی تأثیر بگذارد. تقریباً هیچ تحقیقی بر روی ارتباط بین رشد غرور و شناخت اخلاقی یا عمل اخلاقی وجود ندارد. در رابطه با تغییر و تحولات رشدی غرور نیز پژوهش چندانی انجام نشده است. در نتیجه، دیدگاه ما در باره­ رشد غرور و تأثیرات آن بر زندگی اخلاقی بر ترکیب و تلفیق ادبیات موجود تکیه دارد، نه بر مرور تعداد زیادی مطالعه­ مرتبط با موضوع. یکی از اهداف این ترکیب، روشن کردن تغییرات رشدی غرور ار خلال کودکی و اوایل نوجوانی است. هدف دوم ما بیان این مطلب است که این تغییرات پایه و اساس رفتار نوع‌دوستانه ­خودخواسته و پایدار هستند.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>هیجانات خود-آگاه</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">غرور یکی از اعضای خانواده­ هیجانات خود-آگاه است (هیجاناتی که الزاماً نیازمند ادراک خویشتن است). رشد هریک از اعضای این خانواده می‌­تواند بینش­‌‌هایی در زمینه­ رشد غرور به بار آورد. محققان به طور کلی توافق دارند که هیجانات خود-آگاه در جریان رشد دیرتر از هیجانات اصلی (مانند شادی و غم)، و معمولاً در دومین سال زندگی پدیدار می‌­شوند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">به نظر می‌­رسد دست کم دو دسته فرآیند هیجانی برای تجربه­ هیجانات خود-آگاه لازم باشد، که نوزاد هنگام تولد از آن‌­ها بی‌­بهره است. اول، برای تجربه­ هیجاناتی نظیر شرم یا گناه، کودک باید قادر به ارزیابی شکست خود در برآورده‌­سازی یک معیار باشد. تصور بر این است که این توانایی­ها بین ۲ تا ۳ سالگی پدید می‌­آیند (لویس، b2000).</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">این یافته با ادعای کیگان (۲۰۰۵) مبنی بر اینکه شرم ناشی از نقض یک استاندارد معمولاً در سومین سال زندگی دیده می‌‌شود‌، و با نظر اسمتانا (۲۰۰۶) مبنی بر اینکه در سن ۳ سالگی کودکان قادر به تشخیص قوانین اخلاقی از قوانین اجتماعی-عرفی هستند، همخوانی دارد. بنابراین، تا حدود سن ۳ سالگی کودک برخی معیار‌‌های اخلاقی و عرفی را درونی کرده، و قادر است رفتار خود را بر مبنای این معیارها ارزیابی کند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">به علاوه، استیپک (۱۹۹۵) میان هیجانات خود-آگاهی که در نتیجه­ تحقق معیار‌‌های درونی ابراز می‌­شوند و هیجانات خود-آگاهی که حاصل تحقق معیار‌‌های خارجی هستند تمایز قائل می‌‌شود‌. بنا به نظر او، کودکان خردسال ابتدا لذت خودمختاری را از طریق برجای نهادن تأثیری خودمختار بر محیط­شان تجربه می‌­کنند، و با واکنش­‌‌های دیگران کاری ندارند. تصور بر این است که آگاهی ابتدایی از واکنش دیگران و ارتباط آن با هیجانات خود-آگاه از حوالی ۲ سالگی پدیدار می‌‌شود‌. بین ۳ تا ۵/۳ سالگی، همزمان با درونی کردن ملاک­‌‌های اجتماعی و قضاوت عملکرد خود بر مبنای آن‌­ها، ابراز هیجانات خود-آگاه توسط کودک مستقل­تر از ارزیابی دیگران می‌‌شود‌.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">علاوه بر تغییراتی که با «ملاک­‌‌های» مورد استفاده ارتباط دارد، تغییرات رشدی شناختی نیز در «ساختار» ارزیابی صورت می‌­گیرد (لویس، ۲۰۰۱). بنا به نظر لویس، سه بعد – سودمندی برای هدف، ظرفیت مقابله و سازگاری با هنجار (استاندارد)- در درک تغییرات رشدی ساختار ارزیابی حائز اهمیت هستند. در هر مرحله­ ساختی، کودکان با موقعیت­‌‌های ارزیابی‌­کننده‌­ای مواجه می‌‌­شوند که اهداف او را تحت تأثیر قرار می‌‌­دهد، چگونگی پاسخ به این موقعیت‌­ها را به منظور دستیابی به اهدافشان تعیین می‌­کند، و رفتار آن‌ها را از نظر برآورده ساختن هنجارها محک می‌­زند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">با این حال، چگونگی ارزیابی و پاسخ آن­ها به موقعیت­ها در هر مرحله متفاوت است. لویس دختر ۵/۳ ساله­ خود را مثال می‌­زند که در نتیجه­ ارزیابی خود بر اساس هنجاری «طرحواره­ای» از یک «دختر خوب» (یا همان ظرفیت رسیدن به هدف) دچار شرم شده بود، که در این سن نسبت به «تعمق و دستکاری» مقاوم باقی می‌­ماند. به علاوه، این تجربه­ شرم احتمالاً به خاطر احساس دخترش مبنی بر نداشتن کنترل بر نظرات دیگران (یعنی ظرفیت مقابله­ پایین) احتمالاً نیرومند است. در عوض، این کودک ممکن است خود را از موقعیت مورد نظر کنار بکشد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">همزمان با رشد، کودک وارد عرصه­ اجتماعی بزرگتری می‌‌شود‌ که هنجارها و انتظارات خاصی در رابطه با پذیرش همسالان به همراه دارد. رفتار‌‌هایی که این هنجارها را برآورده کرده یا نقض کند، نوع هیجاناتی را که کودک تجربه می‌­کند تعیین می‌­نمایند. خوشبختانه کودکان در این مرحله به حدی از بلوغ شناختی دست می‌­یابند. به یمن همین بلوغ است که می‌­توانند در باره­ موقعیت­ها بیاندیشند، راهبرد‌های مؤثری برای دستیابی به اهدافشان طراحی کنند، و در صورت شکست در نیل به این اهداف هم­‌چنان به راه خود ادامه دهند (ظرفیت مقابله­ بالا).</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">دوم، برای تجربه­ هیجانات خود-آگاه لازم است کودک ادراکی از خویشتن (a sense of self) داشته باشد. دارا بودن ادراک خویشتن از این نظر ضروری است که به کودک اجازه می‌­دهد موفقیت یا شکست خود را به عمل خود نسبت دهد. به نظر هارت و کارمل (۱۹۹۶) ادراک خویشتن از دو تجربه تشکیل شده است: خودآگاهی (self-awareness) و خودشناسی (self-understanding).</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">«خودآگاهی» به توانایی فرد در تمرکز بر خود به عنوان موضوعی جدای از سایر موضوعات اشاره دارد. بر اساس مطالعات زبانشناختی و شناختی-رفتاری، به نظر می‌­رسد کودکان در حدود سن ۲ سالگی به خودآگاهی دست می‌­یابند (هارت و کارمل، ۱۹۹۶). برای مثال، بین سال­‌های دوم و سوم زندگی کودکان قادرند از ضمایری برای اشاره به خود، اشاره به خود در مکالمه­ مادر-فرزند، و توصیف کلامی خود استفاده کنند. به علاوه آن‌­ها می‌­توانند خود را در آینه بازشناسند و رفتار‌های دیگران را تقلید کنند. بنابراین، از آن­جا که ۲ سالگی سن ظهور خودآگاهی است، انتظار داریم هیجانات خود-آگاه پیش از این سن وجود نداشته باشند.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><span style="font-size: 14px;"><strong>رشد «خود»</strong></span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;">اگر ابراز هیجان‌­‌های خود-آگاه را تا حدی مرتبط بودن و همخوانی آن­ها با «خود» تعیین می‌­کند، تغییرات «خود» در طول زمان چه تأثیری بر این فرآیند خواهد داشت؟ همان­‌طور که دامون و هارت (۱۹۸۲، ۱۹۸۸) نشان داده­‌‌اند، «خود» در طول دوران کودکی تغییر می‌­کند. در اوایل کودکی، خود به صورت فیزیکی و عینی تعریف می‌‌شود‌. این خودشناسی با ورود به نوجوانی، که کودک قادر است ویژگی­‌های اجتماعی و روانشناختی را یکپارچه سازد، تغییر می‌­کند. به علاوه، کودکان با گذر زمان درمی­یابند که «خود» عنصر ساکنی نیست، بلکه تغییر کرده و تکامل می‌­یابد. بنابراین، آن­چه که «خود» را بی­همتا می‌­سازد، تمرکز را از اسناد‌های جسمی و تجربیات عینی گسسته به اسناد‌های روانشناختی درونی و تجربیات ذهنی و خصوصی که حالت «داستانی» دارند، جابجا می‌­کند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">به علاوه، جلوه­‌های ادراک خویشتن مرتبط با عامل و درون-اندیشی نیز تکامل می‌­یابند (دامون و هارت، ۱۹۸۸). فرد در طول زمان خود را قضاوت می‌­کند تا به توان ارادی دست یابد. کودکان در ابتدا متوجه می‌­شوند که بر توانایی­‌های جسمی خود کنترل دارند. با ورود به نوجوانی، این آگاهی را به دست می‌­آوردند که «خود» افکار و احساساتش را کنترل می‌­کند. در نهایت، نوجوانان قادرند نظریاتی درباره­ خودشان بسازند که جنبه­‌های متفاوت «خود» –جسمی، عملی، اجتماعی و روانشناختی- و تجربیات مختلف را به صورت یک کل واحد منسجم سازند.</span></p>
<h2><span style="font-size: 14px;"><strong>غرور در کودکی و نوجوانی</strong></span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;">تغییرات رشدی کلی را که در ادراک خویشتن پدید می‌­آیند –از دیدگاهی کنش‌­نگرانه تا دیدگاهی که در آن گرایشات، عقاید و عاملیت برجسته هستند &#8211; می‌­­توان در رشد احساس غرور نیز مشاهده کرد. تحقیقات اخیر تریسی، رابینز و لاگاتوتا (۲۰۰۵) نشان داده که کودکان از سن ۴ سالگی قادر به تشخیص نمود‌های غرور از نمود‌های شادی و تعجب هستند، و این توانایی با رشد این کودکان تا سن ۷ سالگی افزایش پیدا کرد. بنابراین، کودکان حتی در سنین پایین قادر به تشخیص غرور هستند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">روزنبرگ (۱۹۷۹) شواهدی ارائه می‌­کند که بر مبنای آن­‌ها کودکان نه تنها غرور را تشخیص می‌­دهند، بلکه آن را تجربه نیز می‌­کنند. او در مطالعه­ خود از کودکان [و نوجوانان] ۸ تا ۱۸ ساله سؤالاتی درباره­ تجربه­ شرم و غرور پرسید. روزنبرگ دریافت که تجربه­ غرور نوجوانان در مقایسه با کودکان به احتمال کمتری با ویژگی‌­‌های جسمانی (مانن رنگ پوست، داشتن جثه­ی بزرگتر)، و بیشتر با صفات بین­‌فردی (مهربان بودن، مورد احترام بودن و مفید بودن) ارتباط داشت. به علاوه، هنگامی که از نوجوانان در رابطه با تجربه­ شرم (عضو دیگری از خانواده­ی هیجانات خود-آگاه) سؤال می‌­شد، باز هم در مقایسه با کودکان تجربه­ آن­‌ها کمتر با ویژگی­‌های جسمی، و بیشستر با صفات حوزه­ کنترل تکانه (مثلاً، به خاطر موضوعی بی­اهمیت سر خواهرم داد کشیدم) در ارتباط بود. از نظر روزنبرگ، تجربه­­‌های غرور و شرم نیز هم­پای سایر جنبه­‌های خود، در نتیجه­ی جابه­جایی مفهوم خارجی و اجتماعی خود در کودکی به مفهوم درونی و روانشناختی خود در نوجوانی، تغییر می‌­یابند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">شواهد بیشتر از رشد غرور در طول دوران زندگی از کار‌های گراهام و واینر (۱۹۹۱) به دست آمده است. آن‌­ها ارتباط بین ارزیابی­‌های وابسته به شرم را در برهه­‌های مختلف زندگی مورد بررسی قرار دادند. ایشان از افراد مختلف، از کودک ۵ ساله گرفته تا بزرگسال ۹۰ ساله، خواستند خود را در نقش قهرمان یک داستان تصور کنند، و ‌میزان غرور خود را از تجربه­‌ رویداد‌های مختلف نمره­‌گذاری کنند. این رویدادها از این نظر که چقدر نتیجه­ قهرمان داستان بودند، تفاوت داشتند. نتایج نشان داد که تجربه­ غرور در کودکان بزرگ­‌تر و نوجوانان به طور مستقیم با ‌میزان عاملیت «خود» در آن‌­ها مرتبط بود، در حالی که در کودکان خردسال چنین ارتباطی دیده نشد. این یافته نشان می‌‌­دهد که غرور در کودکان خردسال ارتباط نزدیکی با این احساس که «خود» مسئول یک رویداد است، ندارد. گراهام و واینر هم­چنین از شرکت­کنندگان در نقش­‌های مختلف خواستند که پاداش­‌‌هایی را در نظر بگیرند که از نظر آن­‌ها در هر سناریو قابل دستیابی است. در بین کودکان خردسال، تعداد پاداش­ها، ‌میزان غرور، و قضاوت­‌‌های مبتنی بر مسئولیت «خود» در ایجاد رویداد مثبت با هم­ ارتباط نزدیکی نداشتند. در مقابل، این مقیاس­ها در کودکان بزرگ­تر و نوجوانان همبستگی قابل توجهی نشان دادند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در مطالعه‎‌­ای در تکمیل کار گراهام و واینر (۱۹۹۱)، کورنیلاکی و کلووراکیس (۲۰۰۴) تأثیر مسئولیت‌­­پذیری قهرمان داستان را در پیامد مثبت به دست آمده بر روی قضاوت کودکان از غرور بررسی کردند. تنها بزرگسال‌­ترین کودکان در مطالعه (۱۱ ساله‌­ها) معتقد بودند که تجربه­ غرور  بر حسب اینکه رویدادها ناشی از عمل خود یا فرد شخص دیگری هستند، متفاوت است.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">این یافته­‌ها حاکی از آن است که در حالی که کودکان خردسال قادرند جلوه‌­‌های غرور را از سایر هیجانات بازشناسند (تریسی و همکاران، ۲۰۰۵)، در پردازش ارزیابی شناختی مشکلاتی دارند. برای مثال، این واقعیت که کودکان خردسال مشکل بیشتری در فهم استدلال مربوط به مراحل یک رویداد دارند (لویس، ۲۰۰۱) می‌­تواند تأییدی باشد بر این یافته­ گراهام و واینر (۱۹۹۱) که کودکان هنگام فکر کردن به پاداش­‌ها مسئله­ منابع مسئول رویدادها را در نظر نمی‌­گیرند. به علاوه، در این پژوهش‌­ها کودکان خردسال در تمایز بین دیدگاه خود از دیدگاه «خود»‌های فرضی و سایرین مشکل داشتند. هرچند این تبیین‌­ها تا حدی گمانه­‌زنی هستند، مطلبی که امیدواریم بدان توجه شود این است که تجربه­ و فهم غرور در طول رشد تغییر کرده و ظاهراً تحت تأثیر عوامل رشد شناختی است.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><span style="font-size: 14px;"><strong>رشد نخوت و خودشیفتگی</strong></span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;">ظاهراً هم‌­آمیزی تغییرات رشدی که بین غرور اوایل کودکی و غرور نوجوانی تفاوت ایجاد می‌­کند، در رشد <em>نخوت (</em><em>hubris</em><em>) </em>و <em>خودشیفتگی (</em><em>narcissism</em><em>) </em>نقش دارد. «نخوت» یعنی غرور بیش از اندازه؛ کسانی که خود را خداگونه می‌‌­بینند احساس غرور بی‌­حد و اندازه‌­ای می‌­کنند که حتی با کاستی‌­ها و شکست‌­‌های فرد در بعضی زمینه‌­ها تعدیل نمی‌‌شود‌. «خودشیفتگی» به معنی خوددوستداری بیش از اندازه است و در ادبیات روانپزشکی به باور فرد به نیرومندی و قادریت مطلق خود اشاره دارد. خودشیفتگی نیز همانند غرور با تمایل فرد به دیدن خود به عنوان انسانی خوب و مستحق رابطه دارد. همان‌­طور که در بخش قبل گفتیم، گرایشات روانشناختی و عاملیت کودکان بزرگتر و نوجوانان ارزیابی‌­‌های آن­ها را از رویداد‌های مثبت تشکیل داده و در نتیجه کانون اصلی تجربه­ غرور آن­هاست. نخوت و خودشیفتگی نیز به وسیله­ ارزیابی‌­‌های مشابهی قوت می‌­گیرند: فردی که نخوت را تجربه می‌­کند رویداد مثبت را به عملی نسبت می‌‌­دهد که از یک گرایش دائمی در «خود» ناشی می‌‌شود‌. این­که آیا در کودکان خردسال که صفات پایدار و برداشت­‌های عاملیت در تعریف­ آن­ها از خود نقش چندانی ندارد، نخوت یا خودشیفتگی وجود دارد یا نه، جای سؤال است.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">علاوه بر تأثیرات گرایشی در پدید­آیی خودشیفتگی و نخوت، عوامل محیطی نیز در رشد آن­ها مؤثر دانسته شده‌­‌اند. به طور خاص، محققان پیشنهاد کرده‌­‌اند که تجربیات طرد در دوران کودکی، توقعات بالای والدین و گرم نبودن والدین می‌­تواند محیطی ایجاد کند که افراد با توجه به گرایش شخصیتی خود، با راهبرد‌های مقابله‌­ای سازگارانه به آن پاسخ دهند (یعنی ظرفیت مقابله­ بالا)، که نه تنها از ایگو حمایت می‌­کند، بلکه آن را بیش از حد نیز بالا می‌­برد. بنابراین، رفتار‌های خودشیفته را می‌­توان به عنوان سازوکار‌هایی سازگارانه دید.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">همانطور که رابینز و همکارانش (۲۰۰۱) گفته­‌اند، افراد خودشیفته «در شرایطی که در آن بزرگ می‌­شوند سازگارترین راهبرد ممکن را به خدمت می‌­گیرند» (ص. ۱۲). به علاوه، این نظریه‌­پردازی پیرامون زمینه­‌کودکی با دیدگاه کلی نظریه­‌های ارزیابی شناختی هیجانات و فهم هیجانی مطابقت دارد، که بر اهمیت خانواده و نقش همالان در رشد آن­ها تأکید کرده­‌اند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در مورد تفاوت‌­‌های نخوت از غرور باید گفت که ارزیابی‌­‌های مرتبط با نخوت از هم متمایز نیستند –تمامی رویداد‌های مثبت را «خود» نیرومندی با صفات مثبت گسترده و پایدار انجام داده است در حالی که ارزیابی­‌های مرتبط با غرور مختص رویدادها و صفات معینی هستند. نخوت تنها زمانی تجربه می‌‌شود‌ که فرد نتواند دریابد که تلاش­‌های «خود» پیشرفت‌­‌های قابل توجهی را در بعضی زمینه­‌ها، نه همه­ آن­ها، به بار آورده است. شکست در تشکیل ادراک خویشتن متمایزی که صفات مثبت و منفی، و هم­‌چنین آگاهی از شکست‌­ها و محدودیت­‌های ارادی را یکجا داشته باشد، با نابهنجاری­‌‌های روانی ارتباط دارد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">برای مثال، نخوت و ادراک خویشتن بزرگ­‌مآبانه­ و نامجزای آن ممکن است به این خاطر ایجاد شود که فرد نتوانسته تغییرات خلقی حاصل از ارزیابی­‌های شکست و موفقیت متوالی را تحمل کند. افرادی که نمی‌­توانند برهه­‌هایی از عاطفه­ منفی –مثلاً احساس گناه یا شرم- را تحمل کنند، احتمالاً منابع روانشناختی قابل توجهی را صرف اجتناب از مواجهه با شکست «خود» در دستیابی به هدف می‌­کنند، و بنابراین احساس غرور خود را حتی هنگامی که زمینه آن را تأیید نمی‌­کند، حفظ می‌‌­کنند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">با اینکه غرور می‌­تواند رفتار اخلاقی را باانگیزه و حفظ کند، نخوت و خودشیفتگی –اقوام نزدیک غرور- آن را تضعیف می‌­کند. وارد (۲۰۰۳) اشاره می‌­کند که اصل اساسی افراد خودشیفته این است که خود-انگاره­ی مثبت را باید به هر قیمتی حفظ کرد. به طور مشابه، بامیستر (۲۰۰۱) استدلال کرده که پرخاشگری می‌‌­تواند حاصل درک این موضوع از سوی افراد خودشیفته یا متکبر باشد که «خود» به اندازه­ای که تصور می‌­شد بی‌­عیب و نیرومند نیست؛ درک و دریافتی که آن­‌ها را نسبت به افرادی که با این بینش ارتباط دارند خشمگین می‌­سازد. برای نمونه، مردانی که زنان را مورد بهره­‌کشی قرار می‌­دهند، این کار را هنگامی می‌­کنند که تصویر مثبت­شان از خود مورد تهدید قرار می‌­گیرد.</span></p>
<h2><span style="font-size: 14px;"><strong>خلاصه</strong></span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;">در بخش‌­‌های پیشین تنها طرحی کلی از رشد غرور ارائه شد، زیرا تحقیقات بسیار کمی در این زمینه موجود است. غرور را در اوایل کودکی -۱۸ ماهگی تا ۴ سالگی- بهتر می‌­توان شناخت، چون شواهد تجربی کافی مبنی بر ظهور ادراک خویشتن در این بازه­ سنی وجود دارد. به علاوه، یافته­‌های موثقی مبنی بر رشد غرور در دوران خردسالی به دست آمده است (برای مثال، استیپک، ۱۹۹۵).</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">پایه­‌‌های تحقیقاتی برای صحبت از رفتار نوعدوستانه­ خودخواسته در خلال تغییرات غرور در کودکی، چیزی که در این فصل به دنبال آن هستیم، بسیار ضعیف است. مطالعات موجود نشان می‌­دهد که با آغاز نوجوانی، اما نه پیش از آن، غرور (۱) با احساس عاملیت «خود» در رویداد مرتبط با هیجان همراه است، (۲) با خود-پاداش­دهی ارتباط دارد، و (۳) با صفات شخصیتی و ویژگی­‌های روانشناختی فرد همبستگی دارد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در نهایت، به نظر ما تغییرات رشدی غرور که مبنای بروز رفتار جامعه‌پسندانه را در نوجوانی می‌­سازد، در اقوام ضداجتماعی غرور، یعنی نخوت و خودشیفتگی نیز به چشم می‌­خورد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">استدلال­‌های ما در رابطه با غرور، ارزیابی­‌های زیربنایی آن، نخوت و رفتار اخلاقی همگی تا حد زیادی مبتنی بر گمانه‌­زنی هستند. همان­طور که در بخش اول این فصل هم گفتیم، تحقیقات بسیار کمی بر روی مؤلفه­‌ها یا ارتباط آن­ها با یکدیگر صورت گرفته است. هنوز هیچ پژوهشی بر روی رابطه­ بین غرور و عمل اخلاقی پایدار؛ انواع ارزیابی­‌هایی که در زمینه­ عمل اخلاقی داوطلبانه موجب احساس غرور می‌­شوند؛ ارتباط بین نخوت و عمل داوطلبانه؛ و ضرورت تغییرات رشدی (که بحث آن رفت) در عمل اخلاقی، صورت نگرفته است. بنابراین این فصل طرحی کلی از یک برنامه­ تحقیقاتی است، تا مروری بر آن­چه که به دست آمده است.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h4><span style="font-size: 14px;"><strong> یک مثال تحقیقاتی</strong></span></h4>
<p><span style="font-size: 14px;">برای روشن کردن نحوه­ بررسی تجربی موضوعات و پرسش­‌های مطرح شده در بخش­‌های قبل، نتایج زمینه‌­یابی می‌<em>دلایف در ایالات متحده </em>(MIDUS) را ارائه می‌­کنیم (شبکه­ تحقیقاتی بنیاد مک‌آرتور در زمینه­ رشد موفقیت‌­آمیز میانسالی، بدون تاریخ). هیچ مطالعه­‌ای به تنهایی نمی‌­تواند تمامی موضوعات را در بر بگیرد، و مثال حاضر نیز از این قاعده مستثنا نیست. به خصوص، ما در این بخش موضوعات رشدی را مد نظر نداریم، چون داده­‌هایمان تنها از نمونه­ بزرگسالان به دست آمده است.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">هدف ما ارائه­ ملاکی مقدماتی برای سنجش چهار فرضیه است.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">اولین فرضیه این است که احساس غرور از برنامه­‌های اخلاقی موجب افزایش فعالیت در آن‌­ها می‌‌شود‌. به طور خاص، به این موضوع می‌­پردازیم که آیا افرادی که غرور بیشتری در ضمن انجام فعالیت­‌های جمعی دارند، زمان بیشتری را نسبت به افرادی که غرور کمتری دارند صرف کار‌های داوطلبانه می‌­­کنند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">دوم، به نظر ما غرور در تلاش­‌های اخلاقی <em>مستقل </em>از ساختار‌های مرتبطی هم­چون زایندگی (generativity) و ابعاد شخصیتی (برون­گرایی، وظیفه‌­شناسی، روان­رنجوری، توافق‌­جویی و گشودگی) است. برای درک بهتر عمل اخلاقی پایدار، غرور اخلاقی باید مستقل از سایر سازه­‌های آشنایی باشد که در پیش‌­بینی عمل اخلاقی شناخته‌ ­­شده هستند. ما این استقلال را ضمن کنترل کردن آماری متغیر‌های شخصیتی، از طریق سنجش ‌میزانی که داشتن غرور باعث پیش‌­بینی ساعات گذرانده ­شده برای کار‌های داوطلبانه و کمک به اعضای خانواده می‌‌شود‌، اندازه می‌­گیریم.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">سوم، ارتباط غرور را با تعاریف نظری کنترل و استاندارد‌های درونی بررسی می‌­کنیم. همان‌­طور که در فصل راجع به نظریه­‌های ارزیابی گفته شد، افراد می‌‌­بایست هنگامی بیشترین احساس غرور را از رفتار خود تجربه کنند که (۱) به داشتن کنترل بر رفتار خود باور داشته باشند و (۲) رفتارشان با استاندارد‌های مربوط به «خود» همخوانی داشته باشد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">چهارم، بررسی خواهیم کرد که تا چه حد می‌­توان بین غرور و نخوت تمایز قائل شد.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>روش‌­شناسی</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">شرکت کنندگان</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در این مثال پژوهشی، از مجموعه داده­‌های زمینه‌­یابی MIDUS استفاده کردیم. زمینه‌­یابی MIDUS در سال ۱۹۹۵ بر روی نمونه­ بزرگی از میان­سالان امریکایی انجام شد. روش نمونه­‌گیری MIDUS به طوری بود که نمونه‌­ای بیانگر از بزرگسالان انگلیسی‌­زبان ۲۵ تا ۷۴ ساله ساکن در خانه­‌های مجهز به تلفن در ۴۸ ایالت همجوار، به دست دهد. به وسیله­ تلفن با آزمودنی‌­ها تماس گرفته شد و کسانی که حاضر به همکاری در مطالعه­ سلامت و بهزیستی میانسالی بودند در زمینه­‌یابی­‌های تلفنی و ایمیلی شرکت داده شدند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">تقریباً ۶۰% از این افراد حاضر به همکاری شدند. از ۴۲۴۲ شرکت­‌کننده­ای که مقیاس‌­ها را تکمیل کردند، نزدیک به ۱۴۰۰ نفر مشغول به کار داوطلبانه­ جمعی بودند و بنابراین می‌­توانستند ‌میزان احساس غرور خود را از کار داوطلبانه­ خود گزارش کنند. از آن­جا که این ۱۴۰۰ نفر به کار داوطلبانه علاقمند بودند، همین افراد هم نمونه­ مورد تحلیل را تشکیل دادند (۷۰۱ مرد، میانه درآمد ۵۴۰۰۰ دلار، که نیمی از ایشان دست کم ۲ سال تحصیلات عالی داشتند و میانگین سن­شان ۴۶ سال بود).</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="font-size: 14px;">ابزار اندازه­‌گیری</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">از آزمودنی­‌ها خواسته شد مقیاس ۴ گزینه‌­ای خود-توصیفی را (از بسیار درست تا بسیار نادرست) در چهار ماده­ مربوط به <em>غرور </em>پر کنند: (الف) «هنگامی که به کاری که در جمع کرده­‌ام فکر می‌­کنم، احساس غرور خوبی می‌­کنم»، (ب) «هنگامی که به کاری که در خانه انجام داده‌­ام فکر می‌­کنم، احساس غرور خوبی می‌­­کنم»، (پ) «هنگامی که به کاری که در محل کار کرده­‌ام فکر می‌­کنم، احساس غرور خوبی به من دست می‌­دهد»، و (ت) «از کار‌هایی که توانسته‌­ام برای کودکانم انجام دهم احساس غرور زیادی می‌­کنم». آزمودنی­‌ها به این پرسش‌­ها تنها در صورتی جواب می‌­دادند که به آن­ها مربوط می‌­شد (۱۱۵۰ پاسخ الف؛ ۱۴۴۲ پاسخ ب؛ ۱۰۸۱ نفر شاغل بوده و پاسخ پ دادند؛ و ۱۲۲۶ پاسخ ت).</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">ما برای این چهار ماده دو مقیاس خلاصه را محاسبه کردیم. اول، میانگین نمرات را محاسبه کردیم (۹۲۵ آزمودنی به هر چهار ماده پاسخ داده بودند). دوم، انحراف معیار نمرات هر چهار ماده را به منظور تعیین تمایز غرور محاسبه نمودیم.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">تعداد ساعات کار داوطلبانه در طول ماه نشان­‌دهنده­ تعهد به کار داوطلبانه بود. از آزمودنی‌­ها پرسیده شد «چند سات در ماه را به کار رسمی داوطلبانه در زمینه­‌های زیر انجام می‌­دهید؟» چهار نوع کار داوطلبانه عبارت بودند از «بهداشت-محور»، «مربوط به مدارس یا کودکان»، «سازمان­‌ها یا جنبش­‌های سیاسی»، و «هر سازمان، نهضت یا مؤسسه خیریه­ دیگر». تعداد ساعات کار داوطلبانه در این چهار حوزه جمع زده شد. تعداد کمی (کمتر از ۱%) از آزمودنی­‌ها از صدها ساعت کار داوطلبانه در ماه خبر دادند؛ به منظور حذف چولگی، نمرات را از ۸۰ ساعت در ماه برش زدیم.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">زایندگی با استفاده از مقیاسی هفت‌­ماده‌­ای (مادهی نمونه: «بسیاری از افراد برای مشورت گرفتن به شما مراجعه می‌­کنند») اندازه­‌‌گیری شد. نمرات هر یک از ابعاد مدل پنج عاملی شخصیت از نمرات شخصی افراد در ۳۰ صفت شخصیتی به دست آمد. درآمد خانگی، پیشرفت تحصیلی و سن نیز توسط خود افراد گزارش شد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">همان‌­طور که پیش­تر در همین فصل گفتیم، غرور باید با ادراکاتی رابطه داشته باشد که (۱) در آن «خود» کنترل عمل را در دست دارد و (۲) آن عمل به معیاری درونی مربوط می‌‌شود‌. آزمودنی­‌ها ‌میزان <em>کنترل </em>خود را با استفاده از مقیاسی ۱۰ نمره­ای، با پاسخ دادن به این پرسش تعیین کردند: «این روزها ‌میزان کنترل خود را بر نقش‌­تان در رفاه و بهزیستی سایرین تا چه حد ارزیابی می‌­کنید؟» ‌میزان <em>التزام مدنی </em>که آزمودنی‌­ها برای مشارکت در فعالیت­‌های جمعی‌­شان احساس می‌­کردند با استفاده از مقیاسی ۱۰ ماده­ای سنجیده شد (ماده­ی نمونه: «اگر از شما خواسته شود در یک هیئت ژوری شرکت کنید، چقدر در این کار احساس تعهد می‌­کنید؟»). ما دریافتیم افرادی که احساس اجبار مدنی می‌­کنند، کار‌های داوطلبانه برای دیگران را با معیار‌های درونی خود همخوان می‌­بینند.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>نتایج</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">در تجزیه و تحلیل اول، ما رگرسیون انجام کار داوطلبانه بر غرور، متغیر‌های مرتبط با غرور، سازه­‌های شخصیتی، متغیر‌های اسنادی و متغیر‌های جمعیت­‌شناختی را محاسبه کردیم.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">اول، از بین ماده­‌های غرور تنها <em>غرور جمعی </em>بود که ‌میزان ساعات کار داوطلبانه را در طول ماه پیش‌­بینی می‌­کرد. این نتیجه‌­ای معقول و مورد انتظار است؛ به دلایلی که در بخش قبلی این فصل گفتیم، غرور باید بر فعالیتی معطوف باشد که آن را موجب شده است. غروری که به فعالیت­‌های فرد در یک زمینه­ زندگی مربوط می‌‌شود‌ اصولاً نباید فعالیت­‌های او را در زمینه‌­ای دیگر پیش‌­بینی کند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">دوم، غرور جمعی پیش‌­بینی کننده­ اقدام به کار داوطلبانه است، حتی وقتی نمرات زایندگی و پنج بعد شخصیتی را وارد معادله کنیم. این یافته نشان می‌­دهد که غرور یگانه عامل پیش‌­بینی کننده­ فعالیت داوطلبانه است.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در دومین تجزیه و تحلیل، رگرسیون غرور را بر فعالیت داوطلبانه، متغیر‌های مربوط به غرور، زایندگی و ابعاد شخصیتی، و متغیر‌های جمعیت‌­شناختی محاسبه کردیم. غرور در افرادی بیشتر است که (۱) تعداد ساعات زیادی به کار داوطلبانه مشغول‌اند، (۲) بر این باورند که خدمت­شان به جمع تحت کنترل خودشان است، و (۳) خود را معتهد به خدمت به جامعه­ خود می‌­دانند. این یافته‌­ها دقیقاً همان چیزی است که نظریه‌­ها و مروری که در نیمه­ نخست این فصل داشتیم، پیش‌­­بینی می‌­کرد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در آخرین دسته تحلیل‌­ها به ارتباط میان سطوح متوسط غرور و اختصاصی نمودن غرور در ابعاد مختلف شخصیتی پرداختیم. استدلال ما این بود که نخوت باید ناشی از غرور نامتمایز باشد. به بیان دیگر، افرادی که سطوح مشابهی از غرور را در تمام زمینه­‌های اجتماع، خانواده، فرزندان و کار تجربه می‌­کنند، ظاهراً بر این باورند که در تمام حوزه­‌های زندگی موفق­‌اند – که نشان­ دهنده­ نخوت است.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">برای آزمودن این تحلیل، با کنترل کردن سطح متوسط غرور، همبستگی میان غرور متمایزشده را با نمرات زایندگی و پنج عامل شخصیت به دست آوردیم. از آن­جا که تمایز در غرور و سطح متوسط غرور الزاماً همبسته هستند – برای مثال، افراد با سطح متوسط غرور ۴ در نمرات غرورشان تمایزی دیده نمی‌شود‌ (سطح متوسط غرور ۴ مستلزم آن است که افراد خود را در بالاترین سطح غرور در هر یک از چهار حوزه ببینند)- همبستگی‌­‌های غرور متمایزشده و نمرات شخصیتی را برای هر سطح متوسط غرور محاسبه کردیم. </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">تنها کمی بیش از ۱۰۰ نفر نمره­ متوسط غرور ۳ یا بیشتر به دست آوردند، که نشان می‌­دهد بزرگسالان امریکایی به طور کلی مغرور هستند – که نشانه‌­­ای از نخوت است. از آن‌­جا که می‌­خواستیم همبستگی­‌های بین غرور متمایزشده و متغیر‌های شخصیتی را محاسبه کنیم، تنها سطوح متوسط غروری را انتخاب کردیم که در آن‌­ها تغییرپذیری غرور متمایزشده به چشم می‌­خورد. در بین سطوح متوسط غرور ۳ و بالاتر، انحراف معیار نمرات غرور متمایزشده تنها برای سطوح متوسط غرور ۳  و ۲۵/۳ بالاتر از ۲/۰ بود. بنابراین، تنها از آزمودنی‌­‌هایی (n=225) با سطوح متوسط غرور ۳ و ۲۵/۳ در تجزیه و تحلیل همبستگی استفاده کردیم.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">به طور کلی، نتایج ما نشان می‌­دهد که تمایز کم در غرور (نشان دهنده­ی نمرات بالای نخوت) با ویژگی­‌های شخصیتی نامطلوب ارتباط دارد. تمایز در غرور همبستگی مثبتی با زایندگی (r= 0.31)، گشودگی (r=0.2)، توافق­­‌جویی (r= 0.14) و مسئولیت‌­پذیری (r=0.20)، و همبستگی منفی با روان‌­آزردگی (r= -0.16) داشت.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h4><span style="font-size: 14px;"><strong>بحث بر روی تجزیه و تحلیل­‌های تجربی</strong></span></h4>
<p><span style="font-size: 14px;">هدف از مثال تحقیقاتی ارائه شده، پاسخ به چهار پرسش بود. اول، آیا غرور با کار داوطلبانه ارتباط دارد؟ دوم، اگر غرور با کار داوطلبانه­ جمعی رابطه دارد، آیا این رابطه در صورت کنترل کردن سایر سازه­‌های شناخته‌­شده در ارتباط با کار داوطلبانه، باز هم معنا­دار است؟ سوم، آیا متغیر‌های ارزیابی با ابراز هیجانی غرور ارتباط دارند؟ چهارم، آیا غرور را می‌­توان از نخوت متمایز ساخت؟ در ادامه پاسخ به هر یک از این پرسش‌­ها را ارائه می‌­کنیم.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h4><span style="font-size: 14px;">غرور به عنوان یک عامل انگیزشی</span></h4>
<p><span style="font-size: 14px;">با این­که تحقیقات قبلی ارتباط نیرومندی بین ابراز هیجانات مربوط به همدردی و عمل جامعه‌پسندانه نشان داده­‌اند (آیزنبرگ، ۲۰۰۰)، تنها تعداد کمی از هیجانات دیگر به عنوان برانگیزاننده­­‌های بالقوه­ چنین رفتاری شناخته شده­‌اند. یکی از اهداف تحقیق ما این بود که نشان دهیم غرور می‌­تواند با انگیزه دادن به افراد در جهت انجام عمل جامعه‌پسندانه، هیجان بااهمیتی در زندگی اخلاقی باشد. تحلیل رگرسیون ما نشان داد که غرور جمعی پیش‌­بینی­‌کننده­ مهمی برای کار داوطلبانه است، حتی وقتی سایر متغیر‌های شخصیتی مرتبط با فعالیت داوطلبانه کنترل شده باشند. بنابراین، نتایج ما در اثبات این­ موضوع حائز اهمیت است که به جز همدردی هیجانات اخلاقی دیگری نیز می‌­توانند عوامل انگیزشی اضافی یا جایگزین برای انجام عمل اخلاقی باشند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در حالی که نتایج ما ارتباطی میان غرور و عمل جامعه‌پسندانه نشان می‌­دهد، در دنیای بیرون شواهد روشنی مبنی بر جهت علّی واقعی این ارتباط وجود ندارد. اگر تحقیقات آتی ارتباطی علّی میان غرور و عمل جامعه‌پسندانه نشان دهد، نیاز مطالعه­‌ای تعقیبی برای بررسی گذرگاه­‌های زیربنایی این ارتباط است. همان­طور که پیش‌­تر هم گفتیم، دو گذرگاه بالقوه برای چنین ارتباطی پیشنهاد شده است (داویدیو و پنر، ۲۰۰۴). یک گذرگاه این است که غرور برای تصویری که افراد از خود در جامعه ادراک می‌­کنند کارکرد تقویتی دارد. در این حالت، افراد به این خاطر به فعالیت داوطلبانه روی می‌­آورند که جایگاه اجتماعی خود را در نظر دیگران حفظ کرده یا ارتقا بخشند. گذرگاه دوم این است که غرور باعث می‌‌شود‌ افراد احساس خوبی راجع به خودشان پیدا کنند. در این حالت، افراد از انجام کار داوطلبانه در قبال دیگران احساس خوبی نسبت به خودشان پیدا کنند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در هر دو حالت، ماهیت هر گذرگاه خودمحورانه است، و این پرسش را مطرح می‌­سازد که آیا اعمالی که جامعه‌پسندانه و اخلاقی نامیده می‌­شوند نیز در خدمت به «خود» قرار دارند؟ با مطرح کردن این پرسش در مطالعه­ حاضر، آیا می‌­توان به طور همزمان اعمال داوطلبانه را هم نوعدوستانه در نظر گرفت و هم خودمحورانه؟ به اعتقاد ما چنین چیزی ممکن است. اگر فرد ابتدا صرفاً به خاطر دغدغه­ همدردی با دیگران باانگیزه شود، عملی که انجام می‌­دهد متوجه دیگران است. به مجرد انجام عمل نوعدوستانه، فرد این رویداد را طوری ارزیابی می‌­کند که منجر به تجربه­ غرور می‌‌شود‌. در این صورت نمی‌­توان گفت انگیزه­ زیربنایی برای انجام این کار نفع شخصی بوده است. به علاوه، در عمل بعدی که در آن غرور و همدردی هر دو منابع انگیزشی عمل هستند، تا جایی که پای دغدغه­ دیگران در میان باشد، به نظر ما می‌­توان هم­چنان آن عمل را جامعه‌پسندانه دانست.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="font-size: 14px;">ارزیابی­‌ها و غرور</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">این مطالعه در درجه­ دوم بر روی کسب بینش در زمینه­ فرآیند‌هایی تمرکز داشت که منجر به تجربه­ غرور می‌­شوند. ما در طول تحقیق خود توانستیم شواهدی برای برخی نظریه­‌های شناختی بیابیم که اسناد درونی و ارزیابی بر مبنای معیار‌های درونی را در فرآیند تجربه هیجانات مهم می‌­شمارند. هر دوی این متغیرها در مطالعه ما پیش­‌بینی‌­کننده­‌های مهم و مستقلی برای غرور جمعی بودند، حتی زمانی که عمل داوطلبانه و متغیر‌های شخصیتی کنترل شده بودند. بنابراین، در زمینه ارائه خدمات جمعی، نتایج ما با دیدگاه نظریه‌­پردازان ارزیابی همخوانی دارد که معتقدند غرور جمعی به درک افراد از داشتن کنترل بر عمل جمعی خود، و به درک همخوانی آن با معیار‌های درونی وابسته است. متأسفانه تحقیق ما تنها بخشی از مدل ارزیابی شناختی تریسی و رابینز (۲۰۰۴) را تأیید می‌­کند. همخوانی با هویت و مربوط شدن به هویت، دو پیش‌­بینی‌­­­کننده مهم هیجانات خود-آگاه هستند که باید در آینده بیشتر مورد مطالعه قرار گیرند.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h4><span style="font-size: 14px;">غرور، نخوت و خودشیفتگی</span></h4>
<p><span style="font-size: 14px;">در نهایت، تلاش ما بر این بود که میان نخوت و غرور تفکیک قائل شویم. در این مطالعه نخوت با سطوح بالای غرور شرکت‌­کنندگان در هر چهار حوزه (جامعه، خانه، کودکان و کار) مشخص می‌­شد. ما دریافتیم که نخوت با زایندگی، گشودگی به تجربه، توافق­‌جویی و مسئولیت­‌پذیری همبستگی منفی، و با روان­‌آزردگی همبستگی منفی دارد. به عبارت دیگر، افرادی که نخوت را تجربه می‌­کنند کسانی هستند که کمتر به درآمیختن با دیگران و کمک به دیگران می‌اندیشند، کمتر افکار خلاقانه دارند و تجربه­‌های جدید زیادی ندارند، و تعهدات و مسئولیت­‌های خود را برآورده نمی‌­سازند. به علاوه، این افراد پایداری هیجانی ندارند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">یافته­‌های ما از چند جهت با تحقیقات قبلی بر روی نخوت همخوانی دارد. تریسی و رابینز (۲۰۰۴) به تحقیقاتی اشاره کرده­‌اند که نتایج رفتاری متفاوتی را در رابطه با غرور و نخوت نشان می‌­دهند. از یک سو غرور با نیرو­گذاری جامعه‌پسندانه در ارتباط است. از سوی دیگر، نخوت در «پرخاشگری و دشمنی، مشکلات بین‌فردی، تعارض در روابط، و انواع مختلف رفتار‌های خود-تخریبی» دخیل است (ص.۱۱۶). بنابراین، تجربه نخوت با انواع پیامد‌های منفی همراه است.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">یک تبیین برای این ارتباطات منفی می‌­تواند این باشد که بیشتر افرادی که نخوت را تجربه می‌­کنند از خودشیفتگی رنج می‌­برند. دیدگاه جدید در رابطه با خودشیفتگی پیشنهاد می‌­کند که افراد خودشیفته هنگامی که تهدیدی برای «خود»شان ادراک کنند پرخاشگر و خشن می‌­شوند – این موضوع به عنوان «نظریه خودخواهیِ تهدیدشده» شناخته می‌‌شود‌ (بامیستر، ۲۰۰۱).</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">بامیستر در این مطالعه دریافت که افراد خودشیفته به طور معمول گرایشات پرخاشگرانه بیشتری نسبت به افراد غیرخودشیفته ندارند. تنها حالت استثنا برای این یافته کلی هنگامی بود که افراد خودشیفته مورد اهانت یا نقد قرار می‌­گرفتند. در چنین شرایطی، ایشان ‌میزان پرخاشگری زیادی نشان می‌­دادند. از نظر بامیستر، هنگامی که خودپنداره بزرگ­شده افراد خودشیفته به هر شکلی مورد سؤال قرار گیرد، ماهیت پاسخ آن­ها در بیشتر مواقع پرخاشگرانه است.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">به علاه، یافته تحقیقاتی وینک (۱۹۹۱) بر روی زنان  بزرگسال با این یافته‌­ها همخوانی دارد. او در کار‌های ابتدایی خود بر روی این مطالعه، از هشت ارزیاب (مثلاً روانشناس بالینی) خواست تا ماده­‌هایی از آزمون کالیفرنیا (California Q-set) را که مربوط به الگوی خودشیفته بودند (یعنی مواد خود-محور) و ماده­‌هایی را که مربوط به ضد الگوی خودشیفته بودند (یعنی مواد دیگر-محور) شناسایی کنند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">از طریق تحلیل عاملی این ماده­ها، سه بعد خودشیفتگی – حساسیت بیش از حد، خودرأیی، و خودمختاری- و دو بعد «ضدخودشیفتگی» به دست آمد: روراستی و بخشندگی. هنگامی که وینک اطلاعات مربوط به این ابعاد را از زنان بزرگسال جمع­آوری کرد، دریافت که سه بعد خودشیفتگی به طور کلی با نمرات پرخاشگری و نمایشگری همبستگی مثبت، و با خویشتن‌­داری، مهرورزی و بهزیستی همبستگی منفی دارد. برای دو بعد ضدخودشیفتگی عکس این موضوع صادق بود. بنابراین، نتایج ما بر روی نخوت و مطالعات اخیر بر روی خودشیفتگی نشان از آن دارد که این دو مفهوم ارتباط نزدیکی با خود-محوری در مقابل دیگر-محوری دارند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">تحقیقات اخیر بر روی نوجوانانی که قلدری می‌­کنند نیز الگویی مشابه با آن­چه در ادبیات خودشیفتگی بزرگسالی دیده می‌‌شود‌، به دست داده است. مطالعه‌­ای جدید بر روی قلدری نشان داده که افراد قلدر نوعی احساس غرور نخوت‌­گون نسبت به رفتار پرخاشگرانه خود در قبال سایرین دارند (مِنسینی و همکاران، ۲۰۰۳). در مطالعه­ای دیگر، سالمیوالی، کاکیاینن، کایستانیمی و لارسپتز (۱۹۹۹) گزارش کرده­‌اند که نیاز به توجه، خودارزیابی مثبت و مشکل در پذیرفتن انتقاد در پسران با رفتارهای قلدرانه مرتبط است. در نهایت، مطالعه‌­ای بر روی کودکان خودشیفته ۱۰ ساله نشان داده که آن­ها نیز همدردی نشان نداده، مشکلاتی در زمینه پایداری «خود» و هویت داشته، و کنترل ضعیفی بر تکانه­‌های خود داشته­‌اند (وایز و توبر، ۲۰۰۴). بنابراین، حتی در کودکی و نوجوانی هم شواهدی مبنی بر ارتباط نخوت و نداشتن همدردی با رفتار‌های ضداجتماعی و غیراخلاقی دیده می‌‌شود‌.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="font-size: 14px;"> <strong>نتیجه‌­گیری</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">اگر فرضیات مطرح شده در این فصل صحیح باشند – این­که بروز تجربه غرور که با احساسی از خود و اراده در اواخر کودکی و نوجوانی ارتباط دارد می‌­تواند رفتار جامعه‌پسندانه را باانگیزه کرده و آن را حفظ کند – آن­گاه تصویر غیردقیق غرور را به عنوان احساسی گستاخانه و غیراخلاقی باید به نفع تصویری ظریف که در آن غرور از نخوت و خودشیفتگی قابل تشخیص است، کنار بگذاریم. از نظر ما نخوت، که به غرور نزدیک است اما با آن یکی نیست، همان حالت هیجانی است که کتب مقدس مذهبی از آن به عنوان غرور یاد کرده­‌اند. در واقع، در تحقیقات ما روان‌­آزردگی –صفت ناخوشایندی که با سازگاری ضعیف همراه است- در افرادی که ‌میزان بالایی نخوت (غرور نامتمایز به خود) نشان دادند، بیشتر از افرادی بود که نخوت کمی داشتند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">با این که نخوت و خودشیفتگی با سازگاری ضعیف‌­تر و در نتیجه با نقایص منشی همراه هستند، به نظر ما شواهدی وجود دارد که بر اساس آن غرور می‌­تو‌اند رفتار اخلاقی را باانگیزه کند. فیلسوفانی هم­چون کریستجانسون (۲۰۰۲) و روانشناسانی مانند داویدیو و پِنِر (۲۰۰۴) چنین استدلال کرده­‌اند که افرادی که هنگام انجام کار‌های اخلاقی احساس غرور می‌­کنند – و هنگام انجام کار‌های غیراخلاقی احساس شرم و گناه- با معیار‌های رفتاری گروه­‌های اجتماعی و هم­چنین با معیار‌های درونی خودشان هماهنگی خوبی دارند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">با پیوند دادن اعمال اخلاقی به معیارها و تلاش‌های فردی، هیجان غرور به گرایشی جهت عمل برای دیگران حتی در غیاب تقویت وسیله­ای، تبدیل می‌‌شود‌. نتایج تجزیه و تحلیل­‌های ما حمایت خوبی از این دیدگاه فراهم می‌­کند. ما دریافتیم افرادی که در فعالیت­‌های داطلبانه خود احساس غرور می‌­کنند بیشتر از افرادی که چنین احساسی را ندارند درگیر این فعالیت‌­ها می‌­شوند. نکته مهم آن­که تجربه غرور به طور یکتا در انجام فعالیت داوطلبانه نقش داشت، و از ویژگی­‌های شخصیتی گسترده­ و ویژگی­‌های شخصیتی جامعه‌پسندانه‌ای هم­چون زایندگی متمایز بود. در نهایت، ما دریافتیم که تجربه غرور در عمل داوطلبانه با این ادراک از جانب فرد همراه است که فعالیت داوطلبانه بازتاب مستقیمی از اراده و ارزش­‌های فرد است.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">سرانجام، در این فصل اشاره کردیم که تغییرات رشدی غرور در خلال کودکی در توضیح و تبیین ظهور نوعدوستی داوطلبانه، با برنامه و پایدار در نوجوانی نقش دارد. ما اشاره کردیم که کودکان خردسال توانایی ترکیب اراده، ارزش­ها و عمل خود را به طوری که رفتار اخلاقی خودمختار را باانگیزه کنند، ندارند. با تشکیل این ترکیب –در اواخر کودکی و اوایل نوجوانی- کودک قادر است حتی در غیاب پاداش­‌های آشکار، رضایت خود را در انجام رفتار اخلاقی بیابد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">تمامی بخش­‌های نظریه ما در زمینه تعامل رشد، غرور و عمل اخلاقی ترکیبی از واقعیت و مقادیر زیادی گمانه­‌زنی است. هنوز دانش ما در رابطه با فصول مشترک این سازه­‌ها بسیار ناچیز است. با این حال، علاقه رو به رشد نسبت به سلسله رشد، غرور و عمل اخلاقی در بین روانشناسان و فلاسفه، به همراه یافته­‌های نویدبخشی که در این فصل مرور شد، نشان از آن دارد که این جهل و گمانه­پردازی جای خود را به حجم روزافزون وقایع و نظریات می‌­دهد. ما معتقدیم که با عمیق شدن آگاهی­ها در این زمینه، نقش غرور در حفظ عمل اخلاقی و اهمیت رشد غرور در میسر شدن چنین رفتار‌هایی هرچه بیشتر مورد توجه قرار خواهد گرفت.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><span style="font-size: 14px;">مقاله‌های مرتبط: </span></h2>
<ul>
<li><span style="font-size: 14px;"><a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b8%d8%b1-%d9%be%db%8c%d8%a7%da%98%d9%87/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">نظریه رشد اخلاقی پیاژه</a></span></li>
<li><span style="font-size: 14px;"><a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c-%da%a9%d9%84%d8%a8%d8%b1%da%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">نظریه رشد اخلاقی کلبرگ</a></span></li>
<li><span style="font-size: 14px;"><a href="http://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%ae%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d9%86%d8%b9%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%db%8c%d8%a7-%d9%85%d8%b5%db%8c%d8%a8%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">آیا خجالت نعمت است یا مصیبت؟</a></span></li>
<li><span style="font-size: 14px;"><a href="http://ravanhami.com/%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87/">هیجانات خود-آگاه: معرفی پنج ویژگی اصلی</a></span></li>
<li><span style="font-size: 14px;"><a href="http://ravanhami.com/%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%af%d9%84-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%a2/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">یک مدل نظری فرآیندی برای هیجانات خود-آگاه</a></span></li>
<li><span style="font-size: 14px;"><a href="http://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%ba%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">مروری بر رشد غرور و اخلاق در فسلفه و روانشناسی</a></span></li>
</ul>
<hr />
<p><span style="font-size: 14px;">این مقاله  فصل هفتم کتاب <span class="title">The Self-Conscious Emotions</span> <span class="subtitle">Theory and Research</span> است که توسط آقای پیوند جلالی، کارشناسی ارشد روان شناسی عمومی دانشگاه علامه طباطبایی، برای انتشار در <a href="http://ravanhami.com/">وب سایت روان حامی</a> ترجمه شده است.</span></p>
<hr />
<p><span style="font-size: 14px;"><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:15px; line-height:25px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;">یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در <a href="https://telegram.me/ravanhami">تلگرام</a> با ما همراه باشید.</div></span></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%ba%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d9%88-%d8%b9%d9%85%d9%84-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c/">رشد غرور و عمل اخلاقی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%ba%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d9%88-%d8%b9%d9%85%d9%84-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مروری بر رشد غرور و اخلاق در فسلفه و روانشناسی</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%ba%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%ba%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 02 Jun 2017 05:59:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انگیزش و هیجان]]></category>
		<category><![CDATA[تازه‎‌های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌شناسی رشد]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاق]]></category>
		<category><![CDATA[خجالت]]></category>
		<category><![CDATA[خودشیفتگی]]></category>
		<category><![CDATA[رشد]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[شرم]]></category>
		<category><![CDATA[غرور]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه]]></category>
		<category><![CDATA[گناه]]></category>
		<category><![CDATA[نخوت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=9552</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسیحیت، آیین بودا و سایر مکاتب مذهبی ما را به محافظت از خود در برابر خطرات غرور توصیه کرده‌‌اند. مسیحیان به طور سنتی باور داشتند که غرور از گناهان کبیره‌­ای است که فرد را از عضویت در جمع مؤمنان خارج می‌‌­سازد. غرور نشانه­‌ای است مبنی بر این­که کانون پرستش از خداوند به خود فرد منتقل [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%ba%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82/">مروری بر رشد غرور و اخلاق در فسلفه و روانشناسی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: 14px;"><strong><img class="size-full wp-image-9555 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/06/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-90x90.jpg" alt="" width="90" height="90" /></strong>مسیحیت، آیین بودا و سایر مکاتب مذهبی ما را به محافظت از خود در برابر خطرات غرور توصیه کرده‌‌اند. مسیحیان به طور سنتی باور داشتند که غرور از گناهان کبیره‌­ای است که فرد را از عضویت در جمع مؤمنان خارج می‌‌­سازد. غرور نشانه­‌ای است مبنی بر این­که کانون پرستش از خداوند به خود فرد منتقل شده است. برای مروری بر غرور و اخلاق در فلسفه و روانشناسی با <a href="http://ravanhami.com">روان حامی</a> همراه باشید.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"> در میان بوداییان غرور از این نظر زیان‌­آور است که دستیابی به «درست­‌اندیشی» را که شرط لازم کشف خوشبختی واقعی است، مختل می‌‌­سازد. در واقع غرور یک دیدگاه <em>غیراخلاقی </em>–خودخواهانه، خودپرستانه- نسبت به خود و جهان است. انسانیت را می‌­توان با دور ساختن تجربیاتی که منجر به غرور می‌­شوند، اخلاقی‌­تر نمود.</span></p>
<h1 style="text-align: center;"><span style="font-size: 14px;">مروری بر رشد غرور و اخلاق در فسلفه و روانشناسی</span></h1>
<p><span style="font-size: 14px;">اما دیدگاه ما با نظر فوق متفاوت است. ما معتقدیم که تغییر شکل‌­‌هایی که در طول دوران رشد کودکی و بزرگسالی در احساس غرور پدید می‌‌­آیند، تعهد به فعالیت­‌‌های اخلاقی بلندمدت را تقویت می‌­سازند. این دیدگاه از تحقیقات پیشین ما بر روی فعالیت اخلاقی پایدار و کار‌‌های داوطلبانه برآمده است. ما در این پژوهش­ها مشاهده کردیم که تعهد به فعالیت اخلاقی پایدار و داوطلبانه به ندرت پیش از نوجوانی دیده می‌‌شود‌‌؛ یافته‌ای که با تفسیر‌های نظری کُلبرگ (۱۹۸۴)، کولبی و دامون (۱۹۹۲)، و بسیاری از پژوهشگران دیگر در رابطه با رفتار اخلاقی همخوانی دارد. ظهور فعالیت اخلاقی پایدار در نوجوانی تا حدی بیانگر گسترش هویت اخلاقی است، اما علاوه بر آن، نشان‌­دهنده­ تبدیل رشدیِ غرور به هیجانی است که می‌‌­تو‌اند رفتار اخلاقی داوطلبانه را برقرار سازد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">ما معتقدیم که این دیدگاه اساساً دیدگاهی جدید است، زیرا (۱) تنها برخی از روانشناسان (مانند تانجنی، ۲۰۰۲) و فیلسوفان (مانند کریستجانسون، ۲۰۰۲) به ارتباط میان غرور و زندگی اخلاقی پرداخته­‌اند، و (۲) تحقیقات ‌اندکی بر روی رشد غرور انجام شده است (جستجوی کامپیوتری ادبیات تنها تعداد کمی تحقیق را نتیجه داد). اهداف ما در این فصل عبارتند از</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">(۱) ترسیم نقش غرور در زندگی اخلاقی،</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">(۲) استفاده از ادبیات موجود برای طرح­‌ریزی رشد غرور در کودکی و نوجوانی، و</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">(۳) ارائه­ی شواهد جدید در ارتباط با غرور و عمل اخلاقی.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><span style="font-size: 14px;"><strong>هیجانات و اخلاق</strong></span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;">هرچند ارتباط بین غرور و رفتار اخلاقی به ندرت توسط روانشناسان و فلاسفه مورد بررسی قرار گرفته، اما مطالعات زیادی بر روی اخلاق، عمل اخلاقی و هیجانات اخلاقی موجود است. ما ابتدا مروری خواهیم داشت بر این مطالعات تا زمینه­ای برای بحث خود بر روی نقش غرور در انگیزه دادن و حمایت از تعهدات اخلاقی فراهم ساخته باشیم.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>همدردی (</strong><strong>Empathy</strong><strong>) و همدلی (</strong><strong>Sympathy</strong><strong>)</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">هیوم (۱۷۴۰/۱۹۷۸) زمانی گفته بود که بهترین راه برای درک اخلاق این است که ببینیم چه­‌طور توسط هیجان­ها باانگیزه می‌‌شود‌‌. طبق نظر او، «اخلاق را بهتر از آن­چه بتوان قضاوت کرد می‌­توان احساس نمود». به بیان دیگر، تجربیات اولیه­ی درد یا لذت منجر به قضاوت­ها و اعمال اخلاقی می‌‌‌شود‌، و این استدلال می‌‌­تو‌اند این ارتباط علت و معلولی از پیش موجود را روشن سازد. بخش بزرگی از تحقیقات از همین سنت پیروی کرده­‌اند. علیرغم برخی استثنائات، تحقیق بر روی هیجانات اخلاقی و رشد آن در طول ۴۰ سال اخیر به طور گسترده بر روی پریشانی تلقینی (هافمن، ۱۹۹۱) و پاسخدهی وابسته به همدردی (آیزنبرگ، ۲۰۰۰، ۲۰۰۵) تمرکز داشته است. از نظر هافمن «پریشانی تلقینی»، که گرایش به تجربه­ هیجانی است که دیگری ابراز می‌‌­دارد، کانون اصلی رفتار اخلاقی و رشد اخلاقی است. هافمن بر این باور بود که نوزادان زمینه­ تجربه­ پریشانی تلقینی را دارند، و این پریشانی است که عمل اخلاقی را باانگیزه می‌‌­سازد. پریشانی تلقینی با گسترش درک کودک از خودش و دیگران در خلال رشد تغییل شکل می‌‌­یابد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">آیزنبرگ (۲۰۰۰، ۲۰۰۵) نیز بر پاسخدهی وابسته به همدردی به عنوان کلید فهم اخلاق تأکید می‌‌­کند. «پاسخدهی وابسته به همدردی» به رفتاری اشاره دارد که از درک حالت هیجانی دیگران ناشی می‌‌‌شود‌. به طور نوعی، پاسخدهی وابسته به همدردی از طریق همدلی (یعنی احساس دلمشغولی نسبت به فرد دیگر)، پریشانی شخصی (یعنی واکنش هیجانی نامطلوبِ معطوف به خود در قبال هیجان دیگران)، یا ترکیبی از این دو ابراز می‌‌‌شود‌. به علاوه، شواهد کافی وجود دارد که ارتباط میان پاسخ­‌‌های وابسته به همدردی و تفکر اخلاقی و رفتار اخلاقی را به اثبات می‌‌­رساند. برای مثال، آیزنبرگ و همکارانش دریافتند که پاسخدهی همدلانه به نیاز‌‌های دیگران با رفتار‌‌های کمک­رسانی و استدلال اخلاقی ارتباط مثبت دارد. در مقابل، پاسخدهی خود-پریشانی با رفتار کمک­رسانی همبستگی منفی داشت. این نتایج اعتبار بالایی دارند و در زمینه­‌‌های موقعیتی و زمان­‌‌های متفاوت معتبر هستند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">به علاوه، محققان به روشنی ثابت کرده­‌اند که همدردی می‌‌­تواند رفتار جامعه‌پسند (prosocial behavior) را با انگیزه سازد. برای مثال، کار‌‌های اخیر باتسون و همکارانش (۱۹۹۵) نشان داده که دستکاری سطح همدردی نسبت به کسی که نیاز به کمک دارد موجب می‌‌‌شود‌ مردم منابع بیشتری را به آن فرد اختصاص دهند، و بنابراین از ‌میزان منابع در دسترس برای گروه جمعی بزرگتر کاسته شود. در مطالعه­ای دیگر، باتسون، تورک، شاو و کلین (۱۹۹۵) نشان دادند که دستکاری سطوح همدلی نسبت به کسی که نیاز به کمک دارد می‌‌­تواند ‌میزان اهمیتی را که دیگران برای رفاه حال او قائل هستند تغییر دهد. کسانی که ‌میزان بیشتری همدردی نسبت به فرد نیازمند تجربه کردند، برای او ارزش بیشتری قائل شدند، و این ثابت می‌‌­کند که افراد می‌‌­توانند بر مبنای پاسخ­‌‌های هیجانی خود به رویدادها نسبت به نظام ارزشی خود بینش کسب کنند.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>اهانت، خشم و نفرت</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">در دهه­ اخیر محققان حوزه­ هیجانات اخلاقی تمرکز خود را به ورای همدردی گسترش دادند تا طیف گسترده­ای از هیجاناتی را دربرگیرند که در درک زندگی اخلاقی مؤثرند. روزین و همکارانش اخیراً بر <em>هیجانات دیگر-محکوم‌­کننده </em>به عنوان عامل مهمی در تنظیم زندگی اخلاقی تمرکز کرده­‌اند. هیجانات دیگر-محکوم­‌کننده شامل اهانت، خشم و نفرت می‌‌­شوند، و از این جهت «اخلاقی» نام گرفته­‌اند که غالباً هنگام مشاهده­ اخلال دیگران در نظم اخلاقی موجود در فرهنگ تجربه می‌‌­شوند. روزین و همکارانش مدعی هستند که اینکه چه هیجان دیگر-محکوم­‌کننده­ای تجربه شود تا حدودی بستگی به این دارد که نقض اخلاقی مشاهده شده چه چیز باشد. بعضی تجاوزها منجر به اهانت، بعضی دیگر منجر به خشم و برخی هم منجر به نفرت می‌‌­گردند. روزین و همکارانش با استفاده از مدل اخلاقی شوِدِر توانستند ارتباطاتی بین نوع تجاوز اخلاقی و نوع هیجان تجربه شده تدوین کنند. طبق نظر شوِدِر سه نوع اخلاق وجود دارد: جامعه (مثلاً عرف­‌‌های اجتماعی)، خودمختاری (مثلاً حقوق فردی) و الاهیات (مثل قوانین مقدس مذهبی). روزین و همکارانش به طور خاص پیش­‌بینی کردند که وقتی افراد شاهد نقض اخلاقیات جامعه، خودمختاری و الاهیات می‌­شوند، به ترتیب هیجان­‌‌های اهانت، خشم و نفرت (هیجانات سه­گانه­ CAD) را تجربه می‌­کنند.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><span style="font-size: 14px;"><strong>شرم و گناه</strong></span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;">سومین دسته از هیجانات اخلاقی که ما به آن­ها می‌­پردازیم هیجانات خود-آگاهی هستند که شامل شرم، گناه، خجالت و غرور می‌­شوند. شرم، گناه و خجالت هنگامی نجربه می‌­شوند که فرد احساس کند نتوانسته یک معیار، قانون یا هدف را برآورده سازد. در مورد شرم، این شکست به خودِ «کلی» نسبت داده می‌‌شود‌ – به عبارت دیگر در مورد شرم، شکست به عنوان عیب و ایرادی در منش دیده می‌‌شود‌ که در تمام زمینه­ها وجود دارد. از سوی دیگر احساس گناه هنگامی تجربه می‌‌شود‌ که شکست را به خود نسبت می‌­دهیم و آن را به موقعیت خاصی که در آن شکست خورده­ایم محدود ساخته و به سایر زمینه‌ها تعمیم نمی­­دهیم. در مورد گناه، شکست به عنوان بیانگر مشکل در زمینه­ خودِ «کلی» دیده نمی‌شود‌. خجالت هنگامی تجربه می‌‌شود‌ که فرد نتواند برخی قرارداد‌‌های اجتماعی را برآورده سازد. از آن­جا که خجالت بدون دغدغه­­ای خاص تجربه می‌‌شود‌ و نسبت به گناه یا شرم بار منفی کمتری دارد، بسیاری بر این باورند که در بهترین حالت خجالت نقشی ناچیز در رفتار اخلاقی بازی می‌­کند.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>مروری بر هیجانات اخلاقی</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">سنت­‌‌های موجود کمک بزرگی به شناخت ما از عملکرد اخلاقی و رشد آن کرده است. مروری که داشتیم نشان می‌­دهد که کار‌‌های تحقیقاتی هیجاناتی را شناسایی کرده­‌اند که پاسخ­‌‌های اخلاقی را نسبت به افراد گرفتار (همدردی، همدلی) و در پاسخ به نقض هنجار‌‌های اجتماعی (شرم، گناه، نفرت، اهانت و خشم) باانگیزه می‌­سازند. این‌­ها همگی دستاورد‌‌های بزرگی هستند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">با این حال، یکی از حوزه­‌‌های زندگی اخلاقی که از کانون توجه تحقیقات دور مانده، عمل اخلاقی داوطلبانه در قبال دیگران است. گاهی دیده شده افرادی که ‌میزان بالای تعهد را به دیگران نشان می‌­دهند، همدردی و همدلی بیشتری نیز با دیگران دارند (برای مثال، پنر، ۲۰۰۲)، اما سایر تحقیقات تفاوت معناداری بین همدلی نوعدوستان و افراد دیگر پیدا نکرده­‌اند. این الگو نشان می‌­دهد که همدردی و همدلی به تنهایی برای تبیین عمل اخلاقی داوطلبانه و پایدار کافی نیستند. به علاوه، تلاش­ها برای تبیین نوعدوستی پایدار برحسب متغیر پیچیده­ی استدلال اخلاقی نیز ناامیدکننده بوده­‌اند. عمل اخلاقی داوطلبانه و پایدار را از طریق پژوهش­‌‌های مرسوم بر روی زندگی اخلاقی به سختی می‌­توان درک کرد.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>غرور و زندگی اخلاقی</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">غرور که معمولاً نظریه­‌پردازان اخلاق از آن غافل شده – و وقتی هم به آن پرداخته­‌اند آن را مانعی بر سر راه عمل اخلاقی دانسته­‌اند- شایسته­ توجه بیشتر به عنوان عامل انگیزشی رفتار نوعدوستی است. به ویژه، ما معتقدیم که به حساب آوردن غرور در زندگی اخلاقی می‌­تواند دو مسئله را در فهم تعهد اخلاقی روشن سازد:</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">(۱) <em>چگونه </em>عمل اخلاقی داوطلبانه و با برنامه در طول زمان پابرجا باقی می‌­ماند، در حالی که زمینه­ فراخوان آن دیگر وجود ندارد؟؛ و</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">(۲) <em>چرا </em>عمل اخلاقی داوطلبانه، با برنامه و پایدار تا اواخر کودکی و اوایل نوجوانی دیده نمی‌شود‌؟ در بخش­‌‌هایی که خواهد آمد برخی از ادبیات فلسفی و روانشناختی را در زمینه­ این سؤالات بررسی خواهیم کرد.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="font-size: 14px;">غرور در متون فلسفه­ اخلاق</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">فلسفه نیز مانند الاهیات، غرور را نتیجه­ نقصی در منش و برانگیزاننده­ رفتار غیراخلاقی و حتی شرورانه می‌­داند. با این وجود، این دیدگاه همان‌قدر از معنای بسیار کلی غرور برخاسته که از بررسی دقیق غرور و نقش آن در زندگی اخلاقی. همانطور که دیلون (۲۰۰۳) گفته، غرور را معمولاً به عنوان معادل حرمت نفس، اعتماد به نفس و خوددوستی به کار برده‌­ایم، و شاید کاربرد کنونی آن نیز تا حدی استفاده­ این اصطلاحات را به جای هم ممکن سازد. با این حال، استفاده­ محاور‌ه­ای به جای روشن ساختن جنبه­‌‌های منحصر به فرد یک واژه، با معادل ساختن آن با سایر واژه‌­ها ایجاد ابهام می‌­کند. به طور خاص، غرور را می‌­توان واکنش هیجانی مشخصی به یک عمل یا رویداد دانست که (۱) «خود» را به اهدف و استانداردها نزدیک­‌تر می‌­سازد، و (۲) حاصل تلاش فرد است. با در نظر داشتن این ویژگی‌­ها، غرور چه ارتباطی با اخلاق پیدا می‌­کند؟</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">کریستجانسون (۲۰۰۲) دیدگاهی ارسطویی از ارتباط میان غرور و زندگی اخلاقی ارائه می‌­کند. از نظر او، فردی که فضیلت اخلاق را داراست «هیجانات عارضی غرور و شرم خالص را به عنوان نشانه­‌‌های گذرای موفقیت یا شکست در نظر گرفته، و در خود منبع انگیزشی نیرومندی ایجاد می‌­کند: شرم نقطه­ پایانی قطعی بر مباهات فردی است و باید به هر طریقی از آن اجتناب کرد، در حالی که غرور خالص هدفی به غایت مطلوب است» (ص. ۱۰۶). این مدل پیشنهاد می‌­کند که فضیلت اخلاق تا حدودی بر مبنای سیستمی هیجانی قرار دارد که هم به اعمال فرد و هم به محیط اجتماعی بازخورد دهنده در رابطه با موفقیت و ارزش این اعمال، پاسخ می‌­دهد. افرادی که اعمال ارزشمند در شبکه­ اجتماعی خود انجام می‌­دهند غرور خالص را تجربه می‌­کنند؛ هیجانی بسیار خوشایند که «هدفی به غایت مطلوب» است. رفتار نوعدوستی را نیز می‌­توان دارای این ویژگی­‌ها دانست:</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">یک سری اعمال که توسط فرد آغاز و کنترل شده و در بیشتر جوامع بسیار ارزشمند تلقی می‌‌شود‌. به علاوه، از آن­جا که رفتار نوعدوستی پایدار – مثلاً کار داوطلبانه­ مکرر در مدرسه- باعث می‌‌شود‌ فرد دریابد که عملش تسط قضاوت اجتماعی دیگران تأیید و تصدیق می‌‌شود‌، در مقایسه با اعمالی که تنها یک بار صورت گرفته­‌اند به احتمال بیشتری توسط تجربه­ غرور تقویت می‌­گردد. بنابراین تجربه­ غرور می‌­تواند انگیزه­ نیرومندی برای رفتار نوعدوستی پایدار باشد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">کریستجانسون (۲۰۰۲) معتقد است روی دیگری از غرور، که وی آن را «مباهات» می‌­نامد، نیز رفتار اخلاقی را حمایت می‌­کند. مباهات یعنی احساس «سربلندی از منش اخلاقی نیکو [ی فرد] و نتایج آن» (ص. ۱۰۵). مباهات نتیجه­ تأمل بر خویشتن و دریافتن ارزش خود به عنوان یک فاعل اخلاقی است. استفاده­ کریستجانسون از مباهات تا حدی بازتاب دیدگاه هیوم است مبنی بر این­که خود-اندیشی می‌­تواند هم احترام به خود و هم احترام به دیگران را به همراه داشته باشد. آن­چه کریستجانسون و هیوم می‌­خواهند به تجزیه و تحلیل زندگانی اخلاقی بیافزایند این نکته است که تأمل درونی بر صفات منشی و اعمال اخلاقی که از آن­ها برمی­آیند، می‌­­تواند تعهد به زندگی اخلاقی را عمیق‌­تر سازد.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><span style="font-size: 14px;">غرور در متون روانشناسی اخلاق</span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;">بیشتر مطالعات غرور بر روی <em>ارزیابی‌­ها </em>(appraisals)، یا تفسیر‌‌های افراد در رابطه با رویدادها و نتایج آن­‌ها در تجربه­ کردن غرور، تمرکز دارد. این مطالعات تقریباً گسترش همان دیدگاه­ها در رابطه با غرور است که پایه‌­‌‌های مطالعات فلسفی اخلاق را تشکیل می‌­دهند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">تریسی و رابینز (۲۰۰۴) این زنجیره­ ارزیابی را در فراخوانی هیجانات خود-آگاه از جمله غرور پیشنهاد دادند: اول می‌‌­بایست رویداد راه‌­اندای وجود داشته باشد که توجه فرد را به خود معطوف کرده، و بازنمایی‌­‌‌های خودِ بخصوصی را فعال سازد. دوم، این رویداد می‌­بایست مرتبط با هدف یا همخوان با هدف باشد. به بیان دیگر، رویداد می‌­بایست برای فرد و برای آن­چه که قصد دارد بدان برسد مهم و بامعنی باشد. سوم، علت رویداد می‌­بایست به خود نسبت داده شود.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">حجم قابل توجهی از تحقیقات تجربی وجود دارد که ثابت می‌­کند این زنجیره­ اسنادی با تجربه­ غرور همخوانی دارد. پژوهشگران از افراد خواستند احساس خود را در صورت داشتن ترکیب­‌‌های متفاوتی از ارزیابی­ نسبت به رویدادها گزارش کنند، و  یافته­ها از انواع مختلف تحقیقات با پیش‌­بینی­‌‌های تریسی و رابینز (۲۰۰۴) همخوانی خوبی دارد. با این حال، تا جایی که ما می‌­دانیم تقریباً هیچ پژوهشی وجود ندارد که انواع ارزیابی­‌‌های افراد را در رابطه با انواع اعمال اخلاقی پایداری که در این فصل به آن می‌­پردایم، بررسی کرده باشد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">فلاسفه و روانشناسان نه تنها الگو‌‌های کلی مشابهی برای ارزیابی‌­‌‌های زیربنایی تجربه­ غرور ارائه می‌­کنند، بلکه در رابطه با این موضوع که غرور چگونه عمل اخلاقی را باانگیزه می‌­کند نیز زمینه­‌‌‌های استدلالی مشترکی دارند. ما با اقتباس از کار‌‌های داویدیو و پِنِر (۲۰۰۴)، به دو راه که از طریق آن غرور باعث تسهیل عمل جامعه‌پسندانه می‌‌شود‌، رسیدیم. از یک طرف، تجربه­ غرور در افراد باعث می‌‌شود‌ طوری رفتار کنند که تصویر بهتری از خود در ذهن دیگران برجای بگذارند – فرضیه­ <em>ارتقای تصویر ذهنی. </em></span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">راه دوم می‌­تواند این باشد که غرور افراد را به انجام عمل جامعه­‌گرایانه ترغیب می‌­کند تا احساس بهتری در باره­ خود داشته باشند –فرضیه­ <em>ارتقای حالت مثبت. </em>این روش دوم شبیه به ادعای تانجنی (۱۹۹۹) است که «غرور باعث افزایش خود-ارزشمندی افراد، و احتمالاً مهمتر از آن، تشویق رفتار آتی در جهت استاندارد‌‌های ارزشمندی و شایستگی اجتماعی می‌­گردد» (ص.۳۹۵). هر دو دیدگاه در رابطه با غرور با مدل کریستجانسون (۲۰۰۲) از نقش غرور در اخلاق که در بخش قبل بیان شد همخوانی دارند، و هر دو کمک می‌­­کنند چگونگی تعهد افراد را به رفتار‌‌های نوعدوستانه­ داوطلبانه توضیح دهیم.</span></p>
<p><span style="font-size: 12px;">مقاله‌های مرتبط: </span></p>
<ul>
<li><span style="font-size: 12px;"><a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b8%d8%b1-%d9%be%db%8c%d8%a7%da%98%d9%87/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">نظریه رشد اخلاقی پیاژه</a></span></li>
<li><span style="font-size: 12px;"><a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c-%da%a9%d9%84%d8%a8%d8%b1%da%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">نظریه رشد اخلاقی کلبرگ</a></span></li>
<li><span style="font-size: 12px;"><a href="http://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%ae%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d9%86%d8%b9%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%db%8c%d8%a7-%d9%85%d8%b5%db%8c%d8%a8%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">آیا خجالت نعمت است یا مصیبت؟</a></span></li>
<li><span style="font-size: 12px;"><a href="http://ravanhami.com/%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87/">هیجانات خود-آگاه: معرفی پنج ویژگی اصلی</a></span></li>
<li><span style="font-size: 12px;"><a href="http://ravanhami.com/%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%af%d9%84-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%a2/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">یک مدل نظری فرآیندی برای هیجانات خود-آگاه</a></span></li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<hr />
<p>این مقاله فصل هفتم کتاب <span class="title">The Self-Conscious Emotions</span> <span class="subtitle">Theory and Research</span> است که توسط آقای پیوند جلالی، کارشناسی ارشد روان شناسی عمومی دانشگاه علامه طباطبایی، برای انتشار در <a href="http://ravanhami.com/">وب سایت روان حامی</a> ترجمه شده است.</p>
<hr />
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:15px; line-height:25px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;">یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در <a href="https://telegram.me/ravanhami">تلگرام</a> با ما همراه باشید.</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%ba%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82/">مروری بر رشد غرور و اخلاق در فسلفه و روانشناسی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%ba%d8%b1%d9%88%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>یک مدل نظری فرآیندی برای هیجانات خود-آگاه</title>
		<link>https://ravanhami.com/%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%af%d9%84-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%a2/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%af%d9%84-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%a2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 31 May 2017 18:23:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انگیزش و هیجان]]></category>
		<category><![CDATA[تازه‎‌های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزش]]></category>
		<category><![CDATA[خجالت]]></category>
		<category><![CDATA[شرم]]></category>
		<category><![CDATA[گناه]]></category>
		<category><![CDATA[مدل نظری فرآیندی]]></category>
		<category><![CDATA[هیجان]]></category>
		<category><![CDATA[هیجانات خودآگاه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=9510</guid>

					<description><![CDATA[<p>اساس و مبنای مدل نظری فرآیندی عبارت است از نظریات و تحقیقات قبلی بر روی اسناد‌‌های علی و هیجانات؛ ارزیابی­‌‌های شناختی و هیجانات؛ پیش­آیند‌‌های شناختی شرم، گناه و غرور؛ و فرآیند‌‌های خود-نگرانه. برای یک مدل نظری فرآیندی برای هیجانات خود-آگاه با روان حامی همراه باشید. &#160; رابطه با اهداف بقا: آیا رویداد محیطی با بقا [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%af%d9%84-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%a2/">یک مدل نظری فرآیندی برای هیجانات خود-آگاه</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: 14px;"><img class=" wp-image-8663 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/03/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="87" height="87" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/03/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/03/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/03/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 87px) 100vw, 87px" />اساس و مبنای مدل نظری فرآیندی عبارت است از نظریات و تحقیقات قبلی بر روی اسناد‌‌های علی و هیجانات؛ ارزیابی­‌‌های شناختی و هیجانات؛ پیش­آیند‌‌های شناختی شرم، گناه و غرور؛ و فرآیند‌‌های خود-نگرانه. برای یک مدل نظری فرآیندی برای هیجانات خود-آگاه با <a href="http://ravanhami.com">روان حامی</a> همراه باشید.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h2 style="text-align: center;"><span style="font-size: 14px;"><strong>رابطه با اهداف بقا: آیا رویداد محیطی با بقا و تولید مثل ارتباطی دارد؟</strong></span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;">اولین ارزیابی در مدل نظری فرآیندی مطرح شده برآورد این مسئله است که آیا رویداد فراخوان با بقای فرد و نوع ارتباط دارد یا خیر. طبق نظریه­‌‌های ارزیابی و کارکردگراییِ فرآیند هیجان اصلی، رویداد‌‌هایی که مرتبط با اهداف بقای فرد ارزیابی می‌­شوند به یکی از هیجانات اصلی منجر می‌­گردند. اگر رویدادی بی‌­ارتباط با اهداف بقا ارزیابی شود، هیچ هیجانی برنمی‌­انگیزد – مگر آن­که مرتبط با اهداف هویتی دانسته شود.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>توجه به خود: فعال‌­سازی بازنماییِ خود</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">فرآیند شناختی بعدی در مدل نظری فرآیندی شامل باریک شدن توجه («من») به سوی بازنماییِ فرد از خود («مرا») است، که منجر به حالتی می‌­شود که آن را «خودآگاهی عینی» یا «توجه به خود» نامید‌ه‌اند. این حالت و بازنمایی­‌‌های فعال‌­شده مربوط به آن به فرد امکان خود-نگریِ بازتابی را می‌­دهند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">بازنمایی­‌‌های خودی که در این فرآیند فعال می‌­شوند هم بازنمایی­‌‌های واقعی و جاری («من فردی مستقل هستم»)، هم بازنمایی­‌‌های اید‌ه‌ال یا مطلوب («می­‌خواهم مستقل‌­تر شوم») و هم بازنمایی­‌‌های الزام­‌آور را در رابطه با  تعهدات و وظایف مهم («والدینم فکر می‌­کنند من باید مستقل‌­تر شوم») دربرمی­‌گیرد. این بازنمای­‌‌های خود شامل خود‌‌های گذشته، حال و آینده می‌­شود، و هم جنبه­‌‌های خصوصی (فردی) و هم جنبه­­‌‌های عمومی (ارتباطی، اجتماعی و گروهی) را دربردارد. این بازنمایی­‌ها روی­هم‌­رفته هویت شخص را تشکیل می‌­دهند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">بنا بر مدل نظری ما، برای رخ دادن <a href="http://ravanhami.com/%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87/">هیجانات خود-آگاه</a> می‌­بایست بازنمایی­‌‌های خود (به طور آشکار یا ضمنی) فعال شوند؛ تنها از طریق توجه به خود است که فرد می‌­تواند بین بازنمایی­‌‌های خود و رویداد بیرونی مسببِ هیجان دست به مقایسه بزند. در واقع، تحقیقات اخیر نشان می‌­دهد که توجه به خود یکی از پیش‌­شرط­‌‌‌های ضروری برای وقوع بسیاری از هیجانات در پاسخ به ناهمخوانی­‌‌های خود است.</span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: 14px;"><strong>رابطه با اهداف هویتی: آیا رویداد محیطی با چیزی که هستم ارتباط دارد؟</strong></span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">هنگامی که کانون توجه به بازنمایی­‌‌های خود معطوف شود، می‌­توان رویداد‌ها را مرتبط با اهداف هویتی ارزیابی کرد (برای مثال، «آیا این رویداد با آن­چه هستم یا مایلم باشم ارتباطی دارد؟»). بنابر مدل نظری فرآیندی، هر رویدادی که به بازنمایی مهمی از خود ارتباط داشته باشد احتمالاً مرتبط با هدف هویتی ارزیابی می‌­شود، و با توجه به رخ دادن ارزیابی­‌‌های دیگر (که در ادامه توضیح خواهیم داد)، هیجان خود-آگاه را پدید می‌­آورد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در مقابل، رویدادی که تنها به سازگاری محیطی فرد (و بنابراین به خودِ زیستی ساده­‌تر فرد که حتی موجودات تک­ سلولی  نیز آن را دارند) مربوط شود، به عنوان رویداد مرتبط با هدف بقا ارزیابی می‌­گردد. توجه به این نکته حائز اهمیت است که رویداد‌‌هایی که مرتبط با اهداف هویتی ارزیابی می‌­شوند می‌­توانند هیجانات اصلی را نیز ایجاد نمایند (به ادامه بحث توجه کنید).</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">بسیاری از محققان بر این باورند که اهداف اصلی مورد بحث در فراخوانی هیجانات خود-آگاه، دغدغه­‌‌های هویتی به معنای عام آن نیستند، بلکه طیف محدودتری از مسائل هویتی هستند که شامل ارزیابی بین‌­فردی، اجتماعی یا عمومی می‌­شود. از نقطه نظر ما، هیجانات خود-آگاه هنگامی تجربه می‌­شوند که هویت فرد دستخوش تهدید یا ترفیع می‌­شود –که ممکن است در حضور جمع یا در تنهایی، در زمینه بین ­فردی یا هنگام اجرای یک تکلیف رخ دهد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"> در واقع، اگر فرد ارزیابی خود-نگرانه انجام ندهد، ارزیابی­‌‌های اجتماعی نمی‌­توانند به خودی خود هیجانات خود-آگاه را فراخوانی کنند. برای مثال، تعریف و تمجید دیگران نمی‌­تواند در افرادی که این ارزیابی­‌ها را ناچیز می‌­انگارند (مانند کسانی که حرمت نفس کمی دارند) موجب ایجاد هیجان غرور شود، و ارزیابی­‌‌های منفی باعث تجربه­ شرم نمی‌­شوند اگر به حوزه­‌‌های غیرمرتبط با خود وابسته باشند. </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">جیمز (۱۸۹۰) در این رابطه می‌­نویسد: «من که اکنون تمام وجود خودم برای روانشناس شدن مایه گذاشته‌ام، از این که ببینم دیگران بیشتر از من روانشناسی می‌­دانند اذیت خواهم شد. اما خوشبختانه می‌­توانم خود را به بی‌­اطلاعی کامل بزنم».</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">بنابراین، ما بر اساس چندین دهه تحقیق بر روی «خود»، معتقدیم که ارزیابی­‌‌های اجتماعی منفی موجب بروز احساس شرم می‌­شوند <em>زیرا </em>انواع فرآیند‌‌های خود-نگرانه را به راه می‌­اندازند. این فرآیند‌‌های خود-نگرانه واسطه ضروری بین ارزیابی اجتماعی و هیجانات خود-آگاه هستند. مدل ما با تأکید بر طیف گسترده­‌تر فرآیند‌‌های هویتی به جای ارزیابی اجتماعی، ماهیت بالقوه خصوصی این هیجانات را در نظر دارد –یعنی این واقعیت که تنها در پاسخ به رویداد‌‌هایی رخ می‌­دهند که فرد از آن­‌ها آگاه است— و ارزیابی اجتماعی را سرمنشأ پیدایش خود-پنداره (یعنی هویت­‌‌هایی که از طریق اجتماعی شدن تشکیل می‌­دهیم) قرار می‌­دهد، نه سرمنشأ هیجاناتی که توسط آن فراخوانی می‌­شوند.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><span style="font-size: 14px;"><strong>همخوانی با اهداف هویتی: آیا این رویداد با اهداف مربوط به «من کیستم» و «می­خواهم چه کسی باشم» همخوانی دارند؟</strong></span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;">هنگامی که رویدادی مرتبط با اهداف هویتی ارزیابی شد، قدم بعدی ارزیابی همخوانی یا عدم همخوانی آن با این اهداف است. این ارزیابی نیرومندی هیجان حاصله را تعیین می‌­کند: رویداد‌‌های همخوان با هدف هیجانات مثبت یا خوشایند را فراخوانی می‌­کنند، و رویداد‌‌های غیرهمخوان با هدف هیجانات منفی یا ناخوشایند را برمی­‌انگیزند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">اما افراد چه‌­طور می‌­فهمند رویدادی با اهداف هویتی­شان همخوان یا ناهمخوان است؟ بازنمایی­‌‌های کنونی خود، که با رویداد فراخوانِ هیجان (مثل شکست در امتحان) فعال می‌­شوند، با بازنمایی­‌‌های پایدار و درازمدتِ واقعی («من دانشجویی موفق هستم») و اید‌ه‌ال («دوست دارم دانشجوی موفقی باشم») مقایسه می‌­شوند. اگر شخص تفاوتی بین بازنمایی­‌‌های کنونی، واقعی و اید‌هال «خود» بیابد، آن رویداد را با هدف هویتی خود ناهخوان ارزیابی خواهد کرد. این ارزیابی نهایتاً منجر به برانگیختن هیجانی منفی مانند شرم یا گناه می‌‌شود.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">تأکید ما در مدل نظری فرآیندی بر نقش تفاوت­‌‌های میان بازنمایی­‌‌های کنونی خود و بازنمایی­‌‌های پایدارتر خود، بر مبنای مفاهیمی از خود و هیجانات است که ابتدا توسط کولی (۱۹۰۲) و جیمز (۱۸۹۰) مطرح شد. در سال­‌‌های اخیر، کاروِر و شیِر (۱۹۹۸) استدلال کرد‌ه‌اند که خلق منفی حاصل فرآیند خود-تنظیمی سیبرنتیک است، به طوری که آگاهی از ناهمخوانی بین وضعیت کنونی خود و استاندارد ذهنی (مثلاً بازنمایی اید‌هال خود) منجر به خلق منفی می‌­شود، در حالی که کاهش این ناهمخوانی خلق مثبت ایجاد می‌­کند. مدل ما بر مبنای همین دیدگاه قرار داشته و انواع مختلف هیجانات منفی و مثبت را نتیجه و حاصل این ناهمخوانی­‌ها می‌­داند.</span></p>
<h3 style="text-align: center;"><span style="font-size: 14px;"><strong>اسناد‌‌های درونی: آیا این اتفاق به خاطر چیزی در درون من رخ داد؟</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">پس از آن­که رویدادی به عنوان همخوان یا ناهمخوان با اهداف هویتی ارزیابی شد، نوبت به تعیین علت ­آن می‌­رسد. این تصمیم شامل یک سری ارزیابی است که مهم­ترین آن­‌ها شناسایی منبع علیت است: آیا علت رویداد درونی (در خود فرد) یا بیرونی (خارج از فرد) است؟ پیشتر نظریه‌­پردازان حوزه­ ارزیابی به بررسی اسناد منبع علیت پرداخته‌اند و آن را «مزیت یا عیب فرد»، «میزان مسئول بودن»، «عاملیت»، «مسئولیت» و «گزارش اسناد علی» نامید‌ه‌اند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">توجه داشته باشید که ما این ارزیابی را با معنی محدودی که در نظریه ارزیابی آمده (مثلاً «آیا من مسبب این واقعه بودم؟») به کار نمی­‌بریم، بلکه معنای عام­تر آن را به صورت «آیا چیزی در من یا در ارتباط با من هست که مسبب این واقعه باشد؟» به کار می‌­بریم، که در آن «من» شامل تمامی جنبه­‌‌های هویت فرد می‌­شود. این تمایز مخصوصاً در مورد احساس خجالت حائز اهمیت است، که در آن ارزیابی­‌‌های درونی معمولاً در رابطه با رویداد‌‌هایی به کار می‌­روند که فرد در آن­‌ها مسئولیت یا تعمدی نداشته است (مثل کسی که سر میز شام لیوان آب روی لباس او خالی می‌­شود). </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">این مفهوم وسیع­تر درونی‌­سازی هم­چنین به موقعیت­‌‌هایی که در آن­‌ها افراد به خاطر رفتار‌‌های شخص دیگر احساس شرم یا غرور می‌­کنند نیز مربوط می‌­شود –مثل عضوی از خانواده، دوست صمیمی، یا حتی غریبه‌ای که هویت جمعی مشترک با ما دارد (مانند هموطنی که قهرمان المپیک می‌­شود).  </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در این موارد هیجان خود-آگاه به صورت «نیابتی»، و در صورتی که فرد مسئول فراخوانی هیجان هویت مشترکی با شخص تجربه‌­کننده هیجان داشته باشد، این هیجان به طور مستقیم‌­تر تجربه می‌­گردد. به بیان دیگر، ما از احساس خجالت فرد دیگر آگاه شده و بدون این­که خودمان آن احساس را داشته باشیم با او همدلی می‌­کنیم (مانند خجالت نیابتی که هنگام تپق زدن بازیگر تئاتر تجربه می‌­کنیم)، اما اگر با آن فرد چنان همانندسازی کرده باشیم که مشکل او را مشکل خودمان بدانیم، و این «خودمان» به مفهوم کلی و جمعی به کار رود، آن­گاه خجالت به طور مستقیم­‌تر، نه نیابتی، احساس می‌­شود (مثل وقتی که همسرمان در جمع لغزش بزرگی مرتکب می‌­شود). هیجانات خود-آگاه از این نظر منحصر به فرد هستند که خود-نگری در آن­‌ها اهمیت حیاتی دارد و این «خود» می‌­تواند شامل بازنمایی­‌‌های خود جمعی نیز باشد (و معمولاً هست).</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">هیجان­‌‌های خود-آگاه هنگامی رخ می‌­دهند که رویداد فراخوان­ را اسناد درونی کند. در حمایت از این ادعا، مطالعات نشان داده که اسناد‌‌های درونی برای شکست منجر به احساس گناه و شرم، و اسناد‌‌های درونی برای موفقیت منجر به احساس غرور می‌­شود. همین­طور، یافته­‌ها نشان می‌­دهد که ابعاد ارزیابی «عاملیت» و «مسئول بودن فرد» می‌­توانند هیجانات خود-آگاه را پیش­‌بینی نمایند. </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در مقابل، اسناد رویداد‌ها به علل بیرونی معمولاً منجر به بروز یک هیجان اصلی می‌­شود، حتی زمانی که رویداد‌ها مربوط به اهداف هویتی باشند. در واقع، در جوامع امروزی این فرآیند علّی رایج­ترین روش فراخوانی هیجانات اصلی است، زیرا تهدید‌ها برای بقا بسیار کم­تر از تهدید‌ها برای هویت هستند. هنگامی که مردم احساس خشم یا نگرانی می‌­کنند، به احتمال قوی احساساتشان به خاطر اسناد خارجی تهدید هویت (یا «ایگو») مثلاً بی‌­احترامی از جانب یک همکار، برانگیخته شده تا به خاطر تهدید مستقیمی برای زندگی­شان.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><span style="font-size: 14px;"><strong>اسناد‌‌های مربوط به پایداری، کلیّت و قابلیت کنترل: آیا این رویداد چیزی است که همیشه انجام می‌­دهم و نمی­توانم کنترلش کنم؟ آیا این بخشی از شخصیت من است؟</strong></span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;">به غیر از منبع علیت، سه اسناد علی دیگر برای فراخوانی هیجانات خود-آگاه، و خصوصاً برای تفکیک قائل شدن بین آن­‌ها ضروری هستند. این اسناد‌ها با <em>پایداری، کنترل­‌پذیری </em>و <em>کلیّت </em>علت­‌ها سروکار دارند. این عوامل علّی در مرکز فرآیند‌‌های اسنادی قرار دارند و از نظر تجربی با وضعیت­‌‌های هیجانی ارتباط داده شد‌ه‌اند. هرچند دو مفهوم کنترل­‌پذیری و پایداری از لحاظ نظری مستقل از یکدیگرند، اما از لحاظ تجربی همبستگی بالایی دارند؛ علت­‌‌های پایدار به احتمال بیشتری کلی و غیرقابل­ کنترل هستند، و علت­‌‌های ناپایدار به احتمال بیشتری اختصاصی و کنترل­‌پذیرند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"> با این حال، برخی از محققان معتقدند کنترل­‌پذیری واریانس اضافی به نتایج هیجانات می‌­افزاید. همان­طور که در ادامه شرح خواهیم داد، ما معتقدیم اسناد‌‌های کلیّت، کنترل­‌پذیری و پایداری بر این­که چه هیجان خود-آگاهی پس از درونی‌­سازی رویداد‌ها فراخوانی شود نقش دارند.</span></p>
<h2><span style="font-size: 14px;"><em>شرم و گناه در مدل نظری فرآیندی<br />
</em></span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;">بسیاری از نظریه‌­پردازان هیجان بر این باورند که شرم شامل احساس منفی در رابطه با خودِ پایدار و کلی است، در حالی که گناه احساسات منفی­‌ای را درباره­ رفتار خاصی که «خود» انجام داده شامل می‌­شود. بنا بر این مفهوم نظری، مدل نظری فرآیندی ما نشان می‌­دهد که اسناد‌‌های درونی، پایدار، غیرقابل کنترل و کلی («من آدم کودنی هستم») منجر به احساس شرم می‌­شود، در حالی که اسناد‌‌های درونی، قابل کنترل و اختصاصی («به اندازه­ی کافی تلاش نکردم») احساس گناه را برمی‌­انگیزد. </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در حمایت از این تفکیک، مطالعات نشان داده که افرادی که عملکرد ضعیف خود را به توانایی‌­شان نسبت می‌­دهند (عامل درونی، پایدار و غیرقابل کنترل) به احتمال بیشتری احساس شرم می‌­کنند، در صورتی­ که افرادی که عملکرد ضعیف خود را به تلاش­شان نسبت می‌­دهد (عامل درونی، ناپایدار و قابل کنترل) به احتمال بیشتری احساس گناه می‌­کنند. </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">به علاوه، افرادی که همواره اسناد‌‌های درونی، ناپایدار و قابل کنترل می‌­کنند مستعد احساس گناه، و کسانی که همواره اسناد‌‌های درونی، پایدار و غیرقابل­ کنترل می‌­کنند مستعد احساس شرم هستند. هم­چنین نیدنت‌هال و همکارانش (۱۹۹۴) دریافتند که جملات غیرواقع‌بینانه در رابطه با تغییر جنب‌‌های پایدار و کلی از خود-پنداره («اگر فقط می‌­توانستم دوست بهتری باشم») منجر به احساس شرم بیشتر و احساس گناه کمتری نسبت به جملات غیرواقع­‌بینانه‌ای می‌­شود که هدف­شان تغییر رفتاری بخصوص است («اگر فقط به همسر او نزدیک نمی‌­شدم»).</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><span style="font-size: 14px;"><em>خجالت در مدل نظری فرآیندی </em></span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;">همانند شرم و گناه، احساس خجالت نیز مستلزم ارزیابی ارتباط رویداد با هدف هویتی، ناهمخوانی آن با هدف هویتی، و اسناد آن به علت­‌‌های درونی است. با این وجود، برخلاف شرم و گناه، به نظر می‌­رسد که برای احساس خجالت نیازی به اسناد‌‌های دیگر نیست، و همان­طور که در مدل نظری فرآیندی ما نشان داده شده است، این هیجان می‌­تواند صرفاً زمانی که کانون توجه به <em>خودِ جمعی </em>معطوف شده است، رخ دهد. </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">به بیان دیگر، فرد می‌­تواند با رویداد‌‌هایی که به خاطر جنبه­‌‌های درونی، پایدار، کنترل­ن اپذیر و کلی خودِ جمعی اتفاق افتاد‌هاند خجالت‌­زده شود، مثل معرفی شدن دائمی در انظار عمومی به عنوان فردی نالایق؛ یا با رویداد‌‌هایی که به خاطر جنبه­‌‌های درونی، ناپایدار، قابل کنترل و اختصاصی خودِ جمعی به وقوع پیوسته‌اند احساس خجالت کند، مثل لیز خوردن در خیابان. </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">توجه داشته باشید که فعال­سازی خودِ جمعی لزوماً در زمینه­ جمعی رخ نمی­‌دهد. خودِ اجتماعی همه‌­جا حاضر است، زیرا بیانگر تصویر (واقعی یا خیالی) است که فکر می‌­کنیم دیگران از ما دارند. بنابراین، در خصوص این­که آیا احتمال تجربه­ خجالت وجود دارد، پرسش اساسی این است که آیا خودِ اجتماعی فعال شده یا خیر، نه این­که آیا فعل در زمینه اجتماعی رخ داده یا نه.</span></p>
<p><span style="font-size: 12px;">مقاله‌های مرتبط:</span></p>
<ul>
<li><span style="font-size: 12px;"> <a href="http://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%ae%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d9%86%d8%b9%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%db%8c%d8%a7-%d9%85%d8%b5%db%8c%d8%a8%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">آیا خجالت نعمت است یا مصیبت؟</a></span></li>
<li><span style="font-size: 12px;"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://ravanhami.com/%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87/">هیجانات خود-آگاه: معرفی پنج ویژگی اصلی</a></span></span></li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<hr />
<p>این مقاله با عنوان یک مدل نظری فرآیندی برای هیجانات خود-آگاه فصل اول کتاب <span class="title">The Self-Conscious Emotions</span> <span class="subtitle">Theory and Research</span> است که توسط آقای پیوند جلالی، کارشناسی ارشد روان شناسی عمومی دانشگاه علامه طباطبایی، برای انتشار در <a href="http://ravanhami.com/">وب سایت روان حامی</a> ترجمه شده است.</p>
<hr />
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:15px; line-height:25px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;">یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در <a href="https://telegram.me/ravanhami">تلگرام</a> با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%af%d9%84-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%a2/">یک مدل نظری فرآیندی برای هیجانات خود-آگاه</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%af%d9%84-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%a2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>هیجانات خود-آگاه: معرفی پنج ویژگی اصلی و اهمیت تمایز هیجانات</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 28 May 2017 08:22:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انگیزش و هیجان]]></category>
		<category><![CDATA[تازه‎‌های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[خجالت]]></category>
		<category><![CDATA[خود-آگاه]]></category>
		<category><![CDATA[شرم]]></category>
		<category><![CDATA[غرور]]></category>
		<category><![CDATA[گناه]]></category>
		<category><![CDATA[هیجان]]></category>
		<category><![CDATA[هیجانات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=9480</guid>

					<description><![CDATA[<p>در این بخش به طور خلاصه پنج ویژگی اصلی هیجانات خود-آگاه را بیان می‌­کنیم که آن­‌ها را از هیجانات غیرخود-آگاه متمایز می‌‌­سازند. از دیدگاه ما، هر مدل جامعی از هیجان­‌‌‌های خود-آگاه می‌‌­بایست تمامی این ویژگی­‌‌ها را مد نظر قرار دهد. با روان حامی همراه باشید. هیجانات خود-آگاه: معرفی پنج ویژگی اصلی و اهمیت تمایز هیجانات [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87/">هیجانات خود-آگاه: معرفی پنج ویژگی اصلی و اهمیت تمایز هیجانات</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: 14px;"><img class=" wp-image-8663 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/03/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="86" height="86" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/03/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/03/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/03/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 86px) 100vw, 86px" />در این بخش به طور خلاصه پنج ویژگی اصلی هیجانات خود-آگاه را بیان می‌­کنیم که آن­‌ها را از هیجانات غیرخود-آگاه متمایز می‌‌­سازند. از دیدگاه ما، هر مدل جامعی از هیجان­‌‌‌های خود-آگاه می‌‌­بایست تمامی این ویژگی­‌‌ها را مد نظر قرار دهد. با <a href="http://ravanhami.com/">روان حامی</a> همراه باشید.</span></p>
<h1 style="text-align: center;"><span style="font-size: 14px; color: #333333;">هیجانات خود-آگاه: معرفی پنج ویژگی اصلی و اهمیت تمایز هیجانات </span></h1>
<h3><span style="color: #333333; font-size: 14px;"><em>۱. هیجان­‌‌‌‌های خود-آگاه نیازمند خودآگاهی (</em><em>sef-awareness</em><em>) و بازنماییِ خود (</em><em>self-representation</em><em>) هستند.</em></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;"> پیش از هر چیز، هیجانات خود-آگاه از این نظر با هیجانات اصلی تفاوت دارند که مستلزم خودآگاهی و خودبیانگری هستند. هرچند هیجان­‌‌‌های اصلی هم­چون ترس و غم نیز می‌‌<em>­توانند </em>فرآیند‌‌‌های خود-نگری را در بر داشته باشند و غالباً نیز چنین هستند، اما تنها هیجانات خود-آگاهند که می‌‌<em>­بایست </em>این فرآیند‌ها را به کار گیرند. مفهوم احساسِ خویشتن (Sense of self) که از زمان ویلیام جیمز مطرح شد، هم شامل احساس مداوم خودآگاهی («من؛ I») و هم شامل ظرفیت بازنمایی پیچیده­ی خود («مرا؛ me»، یا بازنمایی ذهنی­ شامل هویت فرد) است. این فرآیند‌‌‌های خود در کنار یکدیگر خود-نگری را ممکن می‌‌­سازند، و بنابراین هیجانات خود-آگاه شکل می‌‌­گیرند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">شایان ذکر است که منظور ما از بازنمایی­ خود صرفاً محتوای شناختی خودِ شخصی نیست، بلکه بازنمایی­‌‌‌های خودِ ارتباطی، اجتماعی و جمعی را نیز شامل می‌­شود. ما انسان­‌ها موجوداتی اجتماعی هستیم، لذا بازنمایی­‌‌‌های «خود» ما در اصل دیدن خود در آیینه­ی نزدیکان (مثلاً به عنوان شریک زندگی)، گروه­‌‌‌های اجتماعی (مثلاً به عنوان استاد دانشگاه) و جمع­‌‌‌های فرهنگی بزرگ­تر (مثلاً به عنوان یک زن، یک امریکایی) است.</span></p>
<h2><span style="color: #333333; font-size: 14px;"><em>۲. هیجانات خود-آگاه در کودکی دیرتر از هیجان­‌‌‌های اصلی ظاهر می‌­شوند. </em></span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;">ویژگی دوم هیجان­‌‌‌های خود-آگاه این است که پس از هیجان­‌‌‌های اصلی پدیدار می‌­گردند. بیشتر هیجان­‌‌‌های اصلی طی ۹ ماه اول زندگی ظاهر می‌­شوند؛ در واقع، تقدم ظهور این هیجان­‌ها در طی رشد کودک یکی از دلایل دسته­ بندی آن­‌ها به عنوان «اصلی» است. در عوض، حتی احساسات کلی و عمومی خود-آگاه (که گاهی به عنوان نوعی خجالت ابتدایی شناخته می‌­شود) تا پیش از ۲۴-۱۸ ماهگی پدیدار نمی­‌شوند. </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">هیجان­‌‌‌های خود-آگاه پیچیده‌­تر از جمله شرم، گناه و غرور، حتی از این هم دیرتر، و احتمالاً در اواخر سال سوم زندگی کودک پدیدار می‌­شوند.</span></p>
<h2><span style="color: #333333; font-size: 14px;"><em>۳. هیجانات خود-آگاه دستیابی به اهداف اجتماعی پیشرفته را تسهیل می‌­کنند. </em></span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;">فرض کلی بر آن است که هیجان­‌ها از طریق فرآیند انتخاب طبیعی در راستای کمک به اهداف بقای فرد و نوع (که به آن­‌ها «اهداف بقا؛ survival goals» می‌­گوییم) تکامل یافته‌اند. تصور این­که چه‎­طور یک هیجان اصلی اهداف بقا را تأمین می‌­کند کار سختی نیست – برای مثال ترس باعث فرار از چنگ شکارچی، و افزایش شانس زنده ­ماندن در شرایط خطر می‌­شود. </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در مقابل، ما معتقدیم که هیجان­‌‌‌های خود-آگاه در درجه اول برای دستیابی به اهداف <em>اجتماعی </em>به­‌خصوصی، مانند حفظ یا ارتقای جایگاه اجتماعی یا پیش­گیری از طرد شدن از جانب گروه، تکامل یافته‌اند. انسان­‌ها طوری تکامل پیدا کرد‌ه‌اند که بتوانند در جوامعی زندگی کنند که لایه­‌‌‌های سلسله ­مراتبی پیچیده و چندگانه، هم­پوشان و گاهی nontransitive داشتند (مثلاً جوامعی که در آن­‌ها برترین شکارچیان لزوماً برترین جنگاوران نبودند). </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در تاریخ تکامل بشر، بقا مستلزم توانمندی انسان در غلبه بر انواع مسائل اجتماعی پیچیده از جمله تعاون دونفره، سه نفره یا گروهی؛ کارکرد گروهی بدون اشکال؛ تقلب؛ شناسایی متقلبان؛ رقابت درون گروهی (و خصوصاً درون-جنسیتی) و رقابت بین­ گروهی بوده است. این پویایی­‌ها احتمالاً منجر به تکامل گروه خاصی از هیجانات شدند که هدف­شان تنها تسهیل دستیابی به اهداف اجتماعی بوده است. وجود هیجانات خود-آگاه تنها در انسان و چند گونه­ جانوری دیگر (مانند بوزینه­‌‌های بزرگ) با سلسله­ مراتب­‌‌های اجتماعی پیچیده و دائماً در حال تغییر، گواهی بر این دیدگاه است.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">از نقطه نظر جمعی، هیجانات خود-آگاه رفتار‌‌هایی را موجب می‌­شوند که پایداری سلسله ­مراتب اجتماعی را افزایش داده و باعث تثبیت نقش­‌‌های اجتماعی می‌­گردند. به طور خاص، شرم و خجالت رفتار‌‌های سلطه­­ پذیری و اجتناب را پس از تخطی اجتماعی برمی­‌انگیزند، گناه باعث اقدام به غذرخواهی و اعتراف پس از ارتکاب به خطای اجتماعی می‌­شود، و غرور موجب بروز فخرفروشی و سایر رفتار‌‌های گرایشی پس از دستیابی به موفقیت ارزشمند اجتماعی می‌­گردد. این اهداف اجتماعی به نوبه­ خود بقای فرد و نوع را ممکن می‌­سازند –برای مثال، هدف اجتماعی دوستی و اتحاد را می‌­توان به عنوان گامی به سوی هدف بقاییِ یافتن غذا دید.</span></p>
<h2><span style="font-size: 14px; color: #339966;"><em><span style="color: #333333;">۴. هیجانات خود-آگاه جلوه­ چهره‌ای یکتا و جهانی ندارند.</span> </em></span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;">هر یک از شش هیجان اصلی جلوه­ صورتی متمایز و جهانی دارند. در مقابل، محققان نتوانست‌هاند جلوه چهره‌ای یکتایی برای هیجانات خود-آگاه بیابند. با این حال آن­‌ها در هیجان­‌‌های خجالت، غرور و شرم به نمود‌‌های متمایزی دست یافته‌اند که تلفیقی از ژست بدنی و حرکت سر به همراه جلوه­ صورتی است. به علاوه، تحقیقات اخیر در قبیله­‌‌های منزوی در بورکینافاسو نشان داده که دست کم دو تا از این هیجان­‌ها –غرور و شرم—در همه­ فرهنگ­‌ها قابل شناسایی هستند. برای عدم وجود جلوه­ صورتی ممتاز در هیجانات خود-آگاه تبیین­‌‌های مختلفی وجود دارد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;"> اول،</span> نشانه­‌‌های قامتی یا بدنی پیچیده­ موجود در خجالت، غرور و شرم با پیام­‌‌های پیچید‌‌ه‌ای که این هیجان­‌ها منتقل می‌­کنند تطابق دارد. جلوه­ چهره‌ای ناگهانی، احتمالاً پیام «فرار کنید!» را بهتر به همنوعان منتقل می‌­کند، اما جلوه­ بدنی پیچیده‌­تر احتمالاً بهتر پیام پیچید‌‌ه‌ای مثل این را می‌­رساند: «من کاری کرد‌ه‌ام که مرا شایسته­ جایگاه اجتماعی بالاتری می‌­سازد». </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">دوم،</span> هیجان­‌‌های خود-آگاه بیشتر از طریق زبان منتقل می‌­شوند تا از راه بیان غیرکلامی. هرچند جلوه­ چهره‌ای این مزیت را داراست که خودکار و بی­درنگ است، اما هیجان­‌‌های خود-آگاه پیام­‌‌هایی را می‌­رسانند که نوعاً فوریت کم­تری دارند، و احتمالاً این امر اجازه­ پردازش آگا‌هانه و استفاده از زبان کلامی را میسر می‌­سازد. برای مثال، منتقل کردن احساس گناه ناشی از تخطی اجتماعی مهم است، اما زمان بیان آن طولانی‌­تر است از بیان ترس فرد از حضور یک شکارچی.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">سوم،</span> بیان هیجان­‌‌های خود-آگاه ممکن است در برخی مواقع ناسازگارانه باشد، و همین امر تنظیم کردن­شان را پیش از بیان ضروری می‌­سازد. تنظیم جلوه­‌‌های صورتی دشوارتر از تنظیم حرکات و ژست بدنی است، زیرا بسیاری از عضلات صورت به طور خودکار و غیرعمدی درگیر می‌­شوند. هرچند در دنیای امروز ترجیح می‌­دهیم تمام هیجان­‌‌هایمان را کنترل کنیم، اما در طول تاریخ تکامل برای ما سازگارانه‌­تر بود که هیجانات (اصلی) به طور خودکار ابراز شوند. به طور عکس، بیان هیجان­‌‌های خود-آگاه می‌­تواند برای سازگاری مضر باشد. برای نمونه، در بسیاری از فرهنگ­‌ها ابراز آشکار غرور پذیرفته­ شده نیست، و چنین کاری موجب کاهش محبوبیت می‌­گردد.</span></p>
<h3><span style="color: #333333; font-size: 14px;"><em>۵. هیجانات خود-آگاه پدیده­‌‌های پیچیده­ شناختی هستند. </em></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">پنجمین ویژگی ممتاز هیجانات خود-آگاه این است که این هیجانات بیش از هیجان­‌‌های اصلی از نظر شناختی پیچید‌ه‌اند. برای تجربه­ کردن ترس افراد نیاز به ظرفیت شناختی بسیار کمی دارند؛ تنها کافی است رویدادی را برای اهداف بقایی خود تهدیدآمیز بدانند. با این حال، برای تجربه کردن شرم فرد باید ظرفیت تشکیل بازنماییِ پایدار از خود و تشکیل تصویر آگا‌هان‌‌های از خود (یعنی توجه مستقیم به این بازنمایی­‌ها) را داشته باشد. </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">این دو ظرفیت به فرد امکان می‌­دهند تا در انواع مختلفی از فرآیند‌‌های خود-نگری درگیر شود، که همان­طور که توضیح خواهیم داد هیجانات خود-آگاه را فراخوانی می‌­کنند. هیجان­‌‌های اصلی هم می‌­توانند این فرآیند‌‌های پیچیده را به کار گیرند، اما بر خلاف هیجان­‌‌های خود-آگاه، می‌­توانند با ارزیابی­‌‌های بسیار ساده­‌تری نیز پدیدار شوند (و اغلب نیز چنین می‌­شود).</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><span style="font-size: 16px;"><strong>اهمیت تمایز هیجان­‌‌های خود-آگاه</strong></span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;">همان­طور که این پنج ویژگی نشان می‌­دهد، هیجان­‌‌های خود-آگاه گروه یکتایی از هیجان­‌ها هستند که نمی­‌توان آن­‌ها را با سایر هیجان­‌‌هایی که «خود» را اساساً درگیر نمی­‌کنند در یک دسته قرار داد. با این حال، این بدان معنا نیست که هیجانات خود-آگاه هیچ وجه مشترکی با هیجان­‌‌های اصلی ندارند. </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">کمنی، گرونوالد و دیکرسون (۲۰۰۴) معتقدند می‌­توان هیجانات را به جای دو دسته­ مجزا، به صورت طیفی پیوسته از هیجانات اصلی تا هیجانات خود-آگاه دید. از نظر ما، هیجان­‌‌های اصلی و خود-آگاه را بهترین صورت می‌­توان به عنوان مقوله­‌‌های «در هم تنیده» صورت­‌بندی کرد، که در آن هر هیجان از نظر میزان تعلق به هر مقوله با هیجان دیگر تفاوت دارد. از این منظر، شرم و غرور خصوصاً دو نمونه خوب از هیجان­‌‌های خود-آگاه هستند، زیرا نیازمند بازنمایی خود و خودآگاهی هستند، در روند رشد دیرتر ظاهر می‌­شوند، نمود‌‌های غیرکلامی ممتازی ندارند که تنها بتوان از جلوه صورتی تشخیص­شان داد، و از نظر شناختی پیچیده هستند. با این وجود، اگر آن­طور که شواهد روزافزون نشان می‌­دهد این دو هیجان ج‌هانی، سازگارانه و همراه با پاسخ­‌‌های فیزیولوژیکی یا درون­ریز کارکردی هم باشند، آن­گاه ملاک­‌‌های گروه هیجان­‌‌های اصلی را هم به خوبی برآورده می‌­سازند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">برعکس، به نظر می‌­رسد احساس گناه هیچ­گونه جلوه­ غیرکلامی نداشته، شواهد کمی مبنی بر همگانی بودن آن وجود دارد، و احتمال آنکه همبسته­‌‌های فیزیولوژیکی متمایز داشته باشد کم است. بنابراین احساس گناه نماینده­ خوبی برای گروه هیجان­‌‌های اصلی نیست. با این حال، احساس گناه از نظر شناختی پیچیده است، مستلزم ظرفیت بازتابِ خود و توسل به اسناد‌‌های علّی است (شرط لازم برای هیجان­‌‌های خود-آگاه، که در ادامه توضیح خواهیم داد)، و کارکرد‌‌های اجتماعی مهمی دارد. بنا به این دلایل، احساس گناه نماینده­ بسیار خوبی برای مقوله­ هیجان­‌‌های خود-آگاه است.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">نکته­ مهم در این فصل (و به طور کلی در این کتاب) این است که تفکیک قائل شدن بین این دو مقوله مهم و ارزشمند بوده، و چارچوب باارزشی برای پژوهش بر روی شباهت­‌ها و تفاوت­‌‌های هیجانات درون و بین این دو مقوله فراهم می‌­کند. برای مثال، علیرغم یافته­‌‌های جدید مبنی بر این­که دست کم یک هیجان خود-آگاه (غرور) ویژگی­‌‌های دوام اندک، قابلیت بازشناسی بالا و شناخته شدن حتی توسط کودکان را دارد، این پرسش به قوت خود باقی خواهد ماند: چرا هیجان­‌‌های اصلی با صورت منتقل می‌­شوند، در حالی که هیجانات خود-آگاه به روشنی اجزای غیرصورتی دارند؟ </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">تشخیص این تفاوت ارزشمند است، و بررسی بیشتر آن روشن خواهد ساخت که هیجانات خود-آگاه چگونه و با چه هدفی تکامل یافته‌اند. با صورت­‌بندی دو دسته به عنوان مقوله­‌‌های درهم‌­تنیده به جای مقوله­‌‌های مجزا، می‌­توان از بحث بر سر این­که یک هیجانِ به خصوص اولیه است یا خود-آگاه اجتناب کرده، و به کاوش دلایل تکاملی وجود این دسته هیجانات پرداخت. شاید میزانی که هر هیجان نماینده­ هر گروه است اطلاعات مهمی را پیرامون زمان و چرایی پیوستن این هیجان به گنجینه­ رفتاری انسان برملا سازد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">به علاوه این تفکیک مبنایی برای تشکیل مدلی فرآیندی به منظور نمایش پیش­آیند‌‌های شناختی هیجانات خود-آگاه فراهم می‌­آورد. چنین مدلی می‌­تواند با تعریف کردن هیجانات خود-آگاه بر اساس فرآیند‌‌های زیربنایی (و احتمالاً جهانی) آن­‌ها، قلمر تحقیقاتی را به فراتر از تعاریف شهودی این هیجانات –که در جای‌جایِ ادبیات دیده می‌­شود— ببرد. اگر هیجان­‌ها به صورت فرآیندی تعریف شوند آن­گاه پرسش پیرامون تفاوت­‌‌های فردی و فرهنگی دیگر در این مورد نخواهد بود که آیا این هیجان همان است یا چیز دیگری است، تجربه شده یا نشده، یا در افراد و فرهنگ­‌‌های مختلف اهمیت دارد یا ندارد، بلکه در این مورد خواهد بود که آیا فرآیند زیربنایی آن متفاوت است (و این تفاوت در چیست). این چارچوب منجر به تقویت رویکردی بیشتر اکتشافی و کم­تر توصیفی می‌­گردد.</span></p>
<h2><span style="font-size: 16px;"><strong>محدودیت­‌‌های مدل­‌‌های بقایی هیجان</strong></span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;">طبق نظر بیشتر نظریه­ پردازان، هیجان­‌ها با ادراکی از یک محرک آغاز می‌­شوند، که به طور هشیار یا ناهشیار ارزیابی (ارزش­گذاری) شده و یک «برنامه­ خلقی» را به راه می‌­اندازد. تصور بر این است که این برنامه الگوی عصبی ممتازی است که یک دسته پاسخ جهت‌مند را، شامل آمادگی حرکت و سایر رفتار‌‌های مرتبط، تغییرات فیزیولوژیکی، جلوه چهره‌ای متمایز، و احساسی درونی و ذهنی، ایجاد می‌­نماید. </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">این مدل فرآیند ارزیابی بسیار ساد‌‌ه‌ای را در نظر می‌­گیرد که برای تبیین هیجان­‌‌های خود-آگاه به اندازه­ کافی دقیق نیست. هرچند نظریه­‌‌های ارزیابی در مطالعه هیجان اصلاح شده و ابعاد ارزیابی نسبی بالقوه را نیز به مدل کلی افزود‌ه‌اند، اما تصویری روشن و رضایت‌بخش از آن­ دسته ارزیابی­‌‌های دقیقی که هیجانات خود-آگاه را پدید می‌­آورند، به دست نمی­‌دهند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">محدودیت دیگر مدل­‌‌های بقایی در مورد هیجان­‌‌های خود-آگاه این است که این مدل­‌ها فرآیند‌‌های خود-نگرانه را به طور کامل در بر نمی‌گیرند. معمولاً در این مدل­‌ها صحبت بسیار کمی از فرآیند‌‌های پیچیده­ «خود» از جمله توجه معطوف به خود، فعال­‌سازی بازنمایی­‌‌های پایدار از خود، و بازتاب مبتنی بر اختلاف بین خود واقعی و تصویری استاندارد از هویت شخصی (مثلاً بازنمایی خودِ آرمانی) می‌­شود. یک مدل فرآیندی کامل برای تبیین هیجانات خود-آگاه باید این عناصر را، که بخش اعظم تفاوت بین هیجانات خود-آگاه و غیرخود-آگاه را تشکیل می‌­دهند، دربرگیرد.</span></p>
<p>مقاله مرتبط: <a href="http://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%ae%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d9%86%d8%b9%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%db%8c%d8%a7-%d9%85%d8%b5%db%8c%d8%a8%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">آیا خجالت نعمت است یا مصیبت؟</a></p>
<hr />
<p>این مقاله فصل اول کتاب <span class="title">The Self-Conscious Emotions</span> <span class="subtitle">Theory and Research</span> است که توسط آقای پیوند جلالی، کارشناسی ارشد روان شناسی عمومی دانشگاه علامه طباطبایی، برای انتشار در <a href="http://ravanhami.com/">وب سایت روان حامی</a> ترجمه شده است.</p>
<hr />
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87/">هیجانات خود-آگاه: معرفی پنج ویژگی اصلی و اهمیت تمایز هیجانات</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
