<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>درمان شناختی ـ رفتاری به زبان ساده &#8211; روان حامی</title>
	<atom:link href="https://ravanhami.com/category/%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D9%80-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://ravanhami.com</link>
	<description>روانشناسی/ رواندرمانی و مشاوره</description>
	<lastBuildDate>Mon, 28 Jun 2021 07:04:47 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.7.10</generator>
	<item>
		<title>خودافشایی در رویکردهای رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT)، طرحواره درمانی (ST) و سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP)</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[هانیه غلامحسین پور]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 26 Jan 2018 11:34:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اختلالات شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان شناختی ـ رفتاری به زبان ساده]]></category>
		<category><![CDATA[درمان فراشناختی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[طرحواره‌درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب داغ]]></category>
		<category><![CDATA[اتحاد درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال شخصیت مرزی]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی مزمن]]></category>
		<category><![CDATA[بازوالدینی حد و مرزدار]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگسال سالم]]></category>
		<category><![CDATA[خودافشایی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان شناختی رفتاری (CBT)]]></category>
		<category><![CDATA[ذهنیت طرحواره ای]]></category>
		<category><![CDATA[رفتار درمانی دیالکتیک (DBT)]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP)]]></category>
		<category><![CDATA[طرحواره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=12846</guid>

					<description><![CDATA[<p>خودافشایی در رویکردهای رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT)، طرحواره درمانی (ST) و سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP) &#160; علی‌رغم موفقیت بی‌چون‌وچرای رویکرد درمانی شناختی-رفتاری (CBT) در درمان بسیاری از اختلالات روانی، اثربخشی این رویکرد، در درمان برخی از بیماران مانند افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD) و افسردگی مزمن (CD)، محدود بوده است (کریستون [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1/">خودافشایی در رویکردهای رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT)، طرحواره درمانی (ST) و سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP)</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خودافشایی در رویکردهای رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT)، طرحواره درمانی (ST) و سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP)</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_custom mom_box_sc clear " style="background-color:#f2f2f2;color:#dd0202;"></p>
<p>در سال‌های اخیر، مداخلات درمانی مختلفی با هدف گسترش درمان شناختی-رفتاری (CBT) بنا نهاده شده‌اند که به‌ اصطلاح &#8220;درمان‌های موج سوم&#8221; نام‌گذاری شدند. برخی از درمان‌های موج سوم، تأکید ویژه‌ای بر خودافشایی درمانگر، به‌منظور رسیدگی به چالش‌های درمانی خاص در گروه معینی از بیمارانی داشتند که به درمان شناختی-رفتاری کلاسیک پاسخ نمی‌دادند. این مقاله خودافشایی درمانی را به‌عنوان وسیله‌ای برای بررسی مسائل بین فردی با مقایسه سه راهبرد در سه رویکرد درمانی از درمان‌های موج سوم برجسته می‌سازد؛ که این ۳ راهبرد عبارتند از: ۱- راهبرد &#8220;پذیرش و تغییر&#8221; که در رویکرد &#8220;رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT)&#8221;  استفاده می‌شود ۲- راهبرد &#8220;باز والدینی حد و مرزدار&#8221; که در رویکرد &#8220;طرحواره درمانی (ST)&#8221; استفاده می‌شود ۳- راهبرد  &#8220;مشارکت شخصی حد و مرزدار&#8221; که در &#8220;سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی رفتاری (CBASP)&#8221; استفاده می‌شود. بر اساس بحث مهمی که در مورد فرصت‌ها و چالش‌های هر یک از این سه مفهوم صورت می‌گیرد، خودافشایی به‌عنوان یک ابزار درمانی نویدبخش پیشنهاد می‌شود که ارزش این را دارد تا در مطالعات آینده عمیقاً موردبررسی قرار گیرد.</p>
<p>با <a href="http://ravanhami.com/">روان‌حامی</a> همراه باشید.</p>
<p></div>
<p>&nbsp;</p>
<p><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="92" height="92" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 92px) 100vw, 92px" />علی‌رغم موفقیت بی‌چون‌وچرای رویکرد درمانی شناختی-رفتاری (CBT) در درمان بسیاری از اختلالات روانی، اثربخشی این رویکرد، در درمان برخی از بیماران مانند افراد مبتلا به<span style="color: #bf0a5b;"><span style="background-color: #ffffff;"> <strong>اختلال شخصیت مرزی (BPD) و افسردگی مزمن (CD)</strong></span>،</span> محدود بوده است (کریستون و همکاران، ۲۰۱۴).</p>
<p>این محدودیت‌ها باعث به وجود آمدن موج سومی از درمان‌های شناختی- رفتاری و گسترش راهبردهای جدیدی مانند <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%db%8c%da%a9-dbt-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">رفتاردرمانی دیالکتیکی</a> (DBT؛ لینهان، ۱۹۹۳) و یا <a href="http://ravanhami.com/%d8%b7%d8%b1%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">طرحواره درمانی</a> (ST؛ یانگ، ۱۹۹۴) برای <a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">درمان اختلال شخصیت مرزی</a> (BPD) و سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP؛ مک کالوف، ۲۰۰۰) برای درمان افسردگی مزمن (CD) شد. این رویکردهای درمانی موج سوم ممکن است به‌عنوان روش‌های پیشرفته‌ی <a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">درمان شناختی رفتاری</a> (CBT) شناخته شوند که بیشتر بر روی <strong><span style="color: #bf0a5b;"><a href="http://ravanhami.com/%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%af%d9%84-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%a2/" target="_blank" rel="noopener">هیجانات</a> و تنظیم آن‌ها</span></strong> و همچنین <span style="color: #bf0a5b;"><strong>رابطه درمانی</strong></span> متمرکزند (کاهل و همکاران، ۲۰۱۲). یکی از جنبه‌های کلیدی و اصلی رابطه درمانی که در این زمینه بسیار مهم به نظر می‌رسد، <span style="color: #bf0a5b;"><strong>خودافشایی توسط درمانگر</strong></span> است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #048f6e;">به‌طورکلی خودافشایی درمانگر شامل هر سخنی است که چیزی شخصی و خصوصی را در برداشته باشد (هیل و ناکس، ۲۰۰۲)؛ که می‌تواند برای اهداف مختلفی مانند تقویت اعتماد متقابل و صحت و درستی واکنش‌های بیمار (از قبیل ابراز احساساتش) کاربرد داشته باشد</span></strong>. اگرچه خودافشایی در حدود ۹۰ درصد از درمانگران به‌کاربرده می‌شود، (ادوارد و مرداک، ۱۹۹۴)، اما جنبه‌های خاصی از خودافشایی (شکل، تناوب، هدف، نقطه زمان) برخلاف زمینه‌های نظری آن بسیار کم موردتوجه قرارگرفته‌اند (هنرتی و لویت، ۲۰۱۰).</p>
<p>محققان در دو آزمایش تصادفی کنترل‌شده (RCT)، اثربخشی خودافشایی درمانی را به‌صورت تجربی موردبررسی قرار دادند و دریافتند بیمارانی که روان‌درمانی را با درجه بالایی از خودافشایی درمانگر تجربه کردند، نسبت به آن دسته از بیمارانی که از خودافشایی درمانگر بهره‌مند نشدند، علائم اضطرابی کمتری را از خود نشان دادند و علاقه بیشتری نسبت به درمانگر خود داشتند (بارت و برمن، ۲۰۰۱؛ بیمن و شهر، ۲۰۱۶).</p>
<p>از دیدگاه بیماران، خودافشایی درمانگر باعث می‌شود که او صداقت و اصالت و انسانیت بیشتری داشته باشد؛ که این به‌نوبه‌ی خود موجب تقویت <span style="background-color: #ff99cc;"><strong>اتحاد درمانی</strong></span> می‌شود (ناکس و همکاران، ۱۹۹۷). بااین‌حال، مقاله‌ حاضر باهدف تعریفی دقیق‌تر از خودافشایی، به ارائه‌ی بازخورد در مورد تأثیرات بین فردی رفتار بیمار بر درمانگر می‌پردازد. با توجه به زیرمجموعه‌های مختلفی از خودافشایی که توسط ناکس و هیل (۲۰۰۳) ارائه شد، این تعریف به &#8220;<span style="color: #bf0a5b;"><strong>خودافشایی در لحظه</strong></span>&#8221; اشاره دارد که برای ساخت یک روش منظم در برخی از درمان‌های شناختی-رفتاری موج سوم (مانند رفتاردرمانی دیالکتیکی، طرحواره درمانی و سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی رفتاری) نیز کاربرد دارد. به‌خصوص در درمان بیماران مبتلا به اختلالات شخصیت،که مشکلات بین فردی در آن‌ها یک ویژگی تعریف‌شده است، این شکل از خودافشایی، در <span style="color: #bf0a5b;"><strong>تعامل بین درمانگر و بیمار</strong></span> عنصری کلیدی به‌حساب می‌آید؛ زیرا <strong><span style="color: #bf0a5b;">در یک رابطه‌ی درمانی، بیمار به‌احتمال‌زیاد با همان مشکلاتی روبرو می‌شود که در زندگیش با دیگر افراد دارد</span></strong> (ناکس و هیل، ۲۰۰۳).</p>
<p>فراتر از هدف کلی <strong><span style="color: #0000ff;">تقویت اتحاد درمانی</span></strong>، این نوع از خودافشایی به طور خاص به <span style="color: #0000ff;"><strong>تعامل بین بیمار و درمانگر</strong></span> اشاره دارد. این روش با آن دسته از روش‌های ذهن آگاهانه و تمرکز محوری که در درمان‌های موج سوم به کار می‌رود، مانند &#8220;<a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%d8%b4-%d9%88-%d8%aa%d8%b9%d9%87%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد</a> (ACT)&#8221; ( هایس و همکاران، ۱۹۹۹) و یا &#8220;درمان فراشناختی&#8221; (MCT) (ولز، ۱۹۹۴)، مغایرت دارد. همچنین باید گفت که در اینجا اتحاد درمانی از اهمیت بالایی برخوردار است (ویلارداگا و هایس، ۲۰۰۹). که این اتحاد درمانی مبنایی است برای کمک به بیماران در جهت غلبه بر افکار و احساسات منفیشان که با استفاده از راهکارهایی مانند استعاره‌ها، تضادها و تمرینات تجربی، صورت می‌گیرد. اگرچه این راهبردها به خودی خود درصدد تمرکز بر روی روابط بیمار و درمانگر نیستند، اما ما برای نمونه در ادامه این بحث از سه رویکرد &#8220;<a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%db%8c%da%a9-dbt-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">رفتاردرمانی دیالکتیکی</a>&#8221; ، &#8220;<a href="http://ravanhami.com/%d8%b7%d8%b1%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">طرحواره درمانی</a>&#8221; و &#8221; سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری &#8220;، برای درک بهتر مفهوم خودافشایی به‌عنوان یک ابزار درمانی استفاده می‌کنیم.</p>
<p>توجه داشته باشید که تمرکز بر روی این سه درمان موج سومی به منظور فراگیر و جامع بودن آن‌ها نیست. درمان‌های دیگری نیز وجود دارند که تا حدی از خودافشایی به‌عنوان یک ابزار درمانی استفاده می‌کنند، اما ما در اینجا فقط بر روی آن دسته از روان‌درمانی‌هایی تمرکز می‌کنیم که در نظر ما توصیفات واضح‌تر و مستقیم تری از پدیده‌ها دارند و برای بررسی مشکلات بین فردی بیمار از خودافشایی استفاده می‌کنند. اگرچه شواهد تجربی مستقیمی در حال حاضر برای اثربخشی خودافشایی در میان این راهبردها وجود ندارد؛ اما به نظر می‌رسد که <span style="color: #bf0a5b;"><strong>خودافشایی به‌عنوان عاملی مهم در کیفیت اتحاد درمانی</strong></span> در این فنون به شمار می‌آید (ناکس و همکاران، ۱۹۹۷؛ ناکس و هیل، ۲۰۰۳). ما آن دسته از مطالعات مروری را بررسی خواهیم کرد که در آن‌ها اتحاد درمانی را اندازه‌گیری کرده و به نقش خودافشایی در درمان اشاره‌کرده باشند و در آخر در مورد فرصت‌ها و چالش‌های استفاده از خودافشایی بحث خواهیم کرد و سوالاتی که باید در تحقیقات آینده مورد توجه قرار گیرند را برجسته خواهیم نمود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><span style="background-color: #33cccc; font-size: 14px;"><strong>خودافشایی در رفتاردرمانی دیالکتیک (</strong><strong>Dialectical Behavioral Therapy</strong><strong>):</strong></span></h2>
<p><a href="http://ravanhami.com/%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%DB%8C%DA%A9-dbt-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87/">رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT)</a>، در اصل به‌عنوان راهبردی مشخص برای <strong><span style="color: #bf0a5b;">بررسی و حل مشکل مختل شدن مداوم رابطه درمانی در بیماران مبتلابه اختلال شخصیت مرزی در درمان شناختی-رفتاری کلاسیک (CBT)</span></strong> بنانهاده شد (لینهان، ۱۹۹۳). یکی از عناصر مهم و کاربردی در رویکرد رفتاردرمانی دیالکتیکی، اتحاد (پیمان) درمانی است (لینهان، ۱۹۹۳؛ بارنیکت و همکاران، ۲۰۱۲). پایه اصلی این نظریه به تعریف قدیمی &#8220;دیالکتیک&#8221; (که این اصطلاح از دیدگاه هگل گرفته‌شده است)، بازمی‌گردد که بر دو جنبه استوار است: <span style="color: #0000ff;"><strong>پذیرش و تغییر</strong></span>.</p>
<p>در این نظریه، دیالکتیک در ایجاد رابطه بین بیمار و درمانگر و تشکیل اتحاد درمانی نقش دارد. بنابراین رابطه درمانی ازلحاظ دیالکتیکی، به‌عنوان اثری متقابل و پایدار بین پذیرش و تغییر با برقراری نوعی ارتباط با بیمار شناخته می‌شود؛ که در آن درمانگر در حین پذیرا بودن نسبت به بیمار، هم‌زمان نیز او را به سمت تغییر سوق می‌دهد. بنابراین رفتاردرمانی دیالکتیکی به راهبردهایی اشاره دارد که بر پذیرش و یا تغییر تمرکز می‌کنند. خودافشایی جنبه‌ای مهم از اتحاد درمانی در رفتاردرمانی دیالکتیکی محسوب می‌شود؛ که می‌تواند دو حالت داشته باشد مانند: <span style="color: #0000ff;"><strong>خودافشایی توسط اطلاعات شخصی درمانگر</strong> </span>(مانند تجارب گذشته، فعالیت‌های حرفه‌ای، وضعیت خانوادگی) و <span style="color: #0000ff;"><strong>خودافشایی لحظه‌ای توسط واکنش‌های عاطفی درمانگر به بیمار</strong></span> در رابطه‌ی درمانی.</p>
<p>همان‌طور که ما بر خودافشایی به‌عنوان یک ابزار درمانی برای حل مشکلات بین فردی تمرکز داریم، عناصر مربوط به رویکرد رفتاردرمانی دیالکتیکی را نیز برجسته می‌سازیم. <strong><span style="color: #0000ff;">راهبردهای پذیرش</span> </strong>شامل: &#8220;فنون اعتباربخشی&#8221;، &#8220;پیشنهادات انعطاف‌پذیر درمانی&#8221; (به‌عنوان‌مثال، تماس تلفنی) و مهم‌تر از آن &#8220;خودافشایی توسط درمانگر&#8221; (مانند: &#8220;من واقعاً دوست دارم با شما کارکنم&#8221;)، می‌باشند. <span style="color: #0000ff;"><strong>راهبردهای تغییر</strong></span> علاوه بر اینکه شامل &#8220;استفاده از مهارت‌ها و تجزیه‌وتحلیل رفتاری&#8221; می‌باشد، &#8220;نوعی سبک ارتباطی مقابله ایست (مواجهه‌ای)&#8221; که هدف آن تعدیل افکار و باورهای افراطی و ناکارآمد و اتخاذ دیدگاه‌های متفاوت است که شامل خودافشایی توسط درمانگر نیز می‌باشد (&#8220;اینکه هرروز به من زنگ بزنی، ممکنه باعث بشه به دردسر بیفتم که این خیلی ناراحتم می‌کنه چون دوست دارم به حمایتم با تماس تلفنی به تو ادامه بدم&#8221;).</p>
<p>بنابراین <strong><span style="color: #bf0a5b;">خودافشایی قسمت مهمی از رابطه دیالکتیکی بین بیمار و درمانگر است که می‌تواند هم از راهبرد پذیرش و هم از راهبرد تغییر پشتیبانی کند</span></strong>. خطری که ذاتاً این رویکرد را تهدید می‌کند، عدم تعادل بالقوه بین دو راهبرد پذیرش و تغییر است که ممکن است به‌نوبه خود سبب تشدید اختلالات عاطفی بیمار شود. در چارچوب رویکرد درمانی دیالکتیکی لازم است که از خودافشایی با تأکید بر حفظ مرزهای شخصی درمانگر (از قبیل افشای ضعف‌های شخصی)، استفاده شود.</p>
<p>اثربخشی درمان شناختی رفتاری دیالکتیکی توسط آزمایش‌ها تصادفی کنترل‌شده (RCT) و  فرا تحلیل‌ها  اثبات‌شده است (لینهان و همکاران، ۲۰۰۶؛ استافرز و همکاران، ۲۰۱۲). بااین‌حال، اثربخشی خودافشایی در این رویکردها کمتر شناخته‌شده است. در یک آزمایش تصادفی کنترل‌شده نتایج بدین گونه بود که میزان تعهد درمانگر و میزان تلاش او از دیدگاه بیمار، با کاهش دفعات تلاش برای خودکشی ارتباط داشت. همچنین <strong><span style="color: #bf0a5b;">تعهد درمانی با کاهش صدمات خود آسیب‌رسان</span></strong> ارتباط داشت که این نتایج به‌نوبه خود به <span style="color: #bf0a5b;"><strong>اتحاد درمانی در رابطه</strong></span> اشاره دارد (بدیکس و همکاران، ۲۰۱۵).</p>
<p>علاوه بر این در یک مطالعه مشاهده‌ای، بیمارانی که به روش رفتاردرمانی دیالکتیکی تحت درمان بودند و نتیجه خوبی از این درمان گرفتند، پیوندی همدلانه و پذیرا بین خود و درمانگرشان برقرار کردند که این پیوند به‌عنوان عاملی حمایت‌کننده درروند درمان محسوب می‌شود (استیگلمایر و همکاران، ۲۰۱۴). در حالیکه این نتایج بر اهمیت اتحاد درمانی قوی در درمان بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی تأکیددارند، تأثیر خودافشایی در رویکرد رفتاردرمانی دیالکتیکی همچنان موردبررسی قرارگرفته است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><span style="background-color: #33cccc;"><span style="font-size: 14px;"><strong>خودافشایی در طرحواره درمانی (</strong><strong>Schema Therapy</strong></span><strong><span style="font-size: 14px;">):</span> </strong></span></h2>
<p>مفهوم اصلی <a href="http://ravanhami.com/%D8%B7%D8%B1%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/">طرحواره درمانی (ST)</a>، عمدتاً توسط یانگ و همکارانش (۲۰۰۳)، باهدف شناسایی <a href="http://ravanhami.com/%D8%B7%D8%B1%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1/">طرحواره های ناسازگار</a> (maladaptive schemas) مطرح شد. یک مفهوم مهم در طرحواره درمانی، &#8220;<span style="color: #bf0a5b;"><strong>مدل ذهنیت طرحواره</strong></span> &#8221; است. یک مدل ذهنیت طرحواره ای شامل : &#8220;طرحواره ها، سبک‌های مقابله‌ای، یا رفتارهای سالمی است که در حال حاضر در یک فرد فعالند&#8221; . تمرکز اصلی رویکرد طرحواره درمانی بر روی <span style="color: #bf0a5b;"><strong>هیجانات</strong></span> فرد است که هدفش تقویت ساختار شخصیتی بیمار و به‌ویژه یکپارچه‌سازی الگوهای مختلف تحت کنترل &#8220;<span style="color: #bf0a5b;"><strong>بزرگسال سالم</strong></span>&#8221; است.</p>
<p>خودافشایی توسط درمانگر در این رویکرد، ابزاری مهم و ضروری برای رسیدن به این اهداف است که در این راستا &#8220;<span style="color: #bf0a5b;"><strong>باز والدینی حدومرز دار</strong></span>&#8221; نقش ویژه‌ای را ایفا می‌کند (الکساندر و فرنچ، ۱۹۴۶)؛ که در اینجا (بازوالدینی حد و مرزدار) نیازهای ارضا نشده‌ی دوران کودکی بیمار  باید در یک رابطه درمانی در نظر گرفته شود و درعین‌حال رفتارهای ناکارآمد و مخرب بیمار باید در فضایی همدلانه بررسی شوند.</p>
<p><span style="color: #bf0a5b;"><strong>خودافشایی در رویکرد طرحواره درمانی، بر روی طرحواره های ناسازگار اولیه تمرکز دارد.</strong></span> برای مثال در حوزه &#8220;بی‌اعتمادی/بدرفتاری&#8221;، درمانگر کاملاً به روشی قابل‌اعتماد و صادقانه رفتار می‌کند و به احساسات و انتظارات منفی بیمار نسبت به خودش توجه می‌کند. در طرحواره &#8220;نقص و شرم&#8221;، باز والدینی بدین معناست که درمانگر نسبت به بیمار حالتی پذیرا داشته و نگرش غیر قضاوتی را از خود نشان می‌دهد. <span style="color: #bf0a5b;"><strong>خودافشایی در چارچوب باز والدینی حدومرزدار نقش کلیدی را بر عهده دارد.</strong></span> درمانگر بر اساس نوع طرحواره ناسازگار بیمار، احساسات، افکار و تجربیاتش را افشا می‌کند؛ مانند: من هم در دوران کودکی از مهر و محبتی زیادی برخوردار نبودم؛ به همین دلیل است که می‌دانم چقدر به دست آوردن این مهر و محبت مهم است&#8221; (یانگ و همکاران، ۲۰۰۳). در طول دوره‌ی درمان، <span style="color: #bf0a5b;"><strong>بیمار رفتار درمانگر را به‌عنوان بخشی از بزرگسال سالم خود درونی می‌کند</strong> </span>(یانگ و همکاران، ۲۰۰۳).</p>
<p>حمایت و اعمال محدویت ها باید به شکلی انعطاف‌پذیر، متوازن باشد؛ باز والدینی بیش از اندازه، ممکن است مانع تشکیل حالت بزرگسال سالم شود و روند درمان را مسدود کند (رودیگر و زاربوک، ۲۰۱۵). از طرفی دیگر مرزهای بیش‌ازحد محدودکننده نیز می‌تواند به درخواست‌های بیش‌ازحد از سوی بیمار منجر شده و باعث ایجاد احساس گناه در درمانگر شود. در دو مطالعه آزمایشی تصادفی کنترل‌شده بر روی بیماران مبتلا به <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%B2%DB%8C/">اختلال شخصیت مرزی (BPD)</a>، شواهد به اثربخشی طرحواره درمانی در این بیماران اشاره داشتند (گیسن بلو و همکاران، ۲۰۰۶؛ فارل و همکاران، ۲۰۰۹). اگرچه هنوز هم نقش خودافشایی در طرحواره درمانی مورد مطالعه قرار نگرفته است، اما شواهد بر این دلالت دارند که اتحاد درمانی توان ویژه‌ای در کیفیت طرحواره درمانی و پیش‌بینی بهبود علائم بالینی دارد (اسپینهاون و همکاران، ۲۰۰۷).</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="background-color: #33cccc; font-size: 14px;"><strong>خودافشایی در سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری</strong> <strong>(</strong><strong>CBASP</strong><strong>):</strong></span></h3>
<p><strong><span style="color: #94195b;"><span style="color: #c4186b;">سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP)، به‌طور خاص برای درمان بیماران مبتلا به افسردگی مزمن (CD)، توسط جیمز پی. مک کالوف (۲۰۰۰) طراحی شد</span>.</span></strong> این رویکرد تلفیقی از نظریه‌های عقلانی-هیجانی، رفتاری، بین فردی و روان تحلیلی است که راهبردهای درمانی آن به‌منظور بررسی بیماری افسردگی مزمن به وجود آمده‌اند. رفتار بین فردی در افراد مبتلا به افسردگی مزمن معمولاً موارد زیر را در برمی‌گیرد: تفکرات پیشگویانه و پیش داورانه ، مقاومت در برابر استدلال منطقی و بازخورد مبتنی بر واقعیت، خودمحور بودن، صحبت یک‌جانبه، فقدان همدلی، و عدم توانایی تنظیم هیجان تحت شرایط استرس‌زا (مک کالوف، ۲۰۰۰؛ کوهن و همکاران، ۲۰۱۱).</p>
<p>این رفتارها منبع تخریب روابط بین فردی بیمار با همکاران ازجمله درمانگر است. مک کالوگ معتقد است که <span style="color: #94195b;"><strong>رابطه درمانی</strong></span> وسیله‌ای است برای برقراری ارتباط مجدد بیمار با محیط اطرافش و بهبود تجارب بین فردی بیمار برخلاف سابقه آسیب‌های روانی او. برخلاف نگرش بی‌طرفانه درمانگر در درمان شناختی-رفتاری (CBT)، درمانگر سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP)، به شیوه‌ای شخصی‌تر که <strong> &#8220;<span style="color: #0000ff;">مشارکت شخصی حد و مرزدار (DPI)</span>&#8220;</strong> نامیده می‌شود، خودافشایی می‌کند (مک کالوگ، ۲۰۰۶). اگرچه سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری، <span style="color: #c4186b;"><strong>مشارکت شخصی درمانگر</strong> </span>را به‌عنوان <strong><span style="color: #c4186b;">عنصری کلیدی</span></strong> در درمان بیماران مبتلابه افسردگی مزمن ارزیابی می‌کند؛ اما درمان شناختی-رفتاری به روش کلاسیک نیز مانع استفاده درمانگر از خودافشایی در درمان نمی‌شود. در پاسخ به مشکلات بین فردی در محیط درمان، درمانگر تمام تمرکزش را به رابطه دو جانبه بین خودش و بیمار جلب می‌کند؛ برای مثال: &#8220;هنگامی‌که تماس چشمی‌ات را با من قطع می‌کنی، احساس می‌کنم که وجود خارجی ندارم&#8221;(مک کالوف و همکاران، ۲۰۱۵). خود افشاگری درمانگر را ملزم می‌کند که سبک روابط بین فردی خود را با توجه به تاریخچه‌ی یادگیری بیمار با افرادی که در زندگی‌اش &#8220;بیشترین تأثیر&#8221; را داشته‌اند (مانند والدین) ، هماهنگ کند.</p>
<p>برای تطابق و هماهنگی پاسخ واقعی درمانگر با پاسخی که انتظار می‌رود بیمار بر اساس تجارب قبلی‌اش با افراد نزدیک بدهد، روش دومی که اصطلاحاً <strong>&#8220;<span style="color: #0000ff;">تمرین افتراق بین فردی (IDE)</span> &#8220;</strong> نامیده می‌شود به کاربرده می‌شود. درمانگران به بیمارانشان می‌آموزند تا پاسخ‌های اصلاحی عقلانی-عاطفی و رفتاری که باعث مشارکت آن‌ها در روابط بین فردی سالم می‌شود را تشخیص دهند (برای مثال: &#8220;هنگامی‌که در مورد رخدادی که اتفاق افتاده با من صحبت می‌کنی، پاسخ و واکنش من به تو چه خواهد بود؟ این پاسخ من چه تفاوتی با پاسخ‌هایی که معمولاً مادرت به تو می‌دهد دارد؟&#8221;) (مک کالوگ و همکاران، ۲۰۱۵). <span style="color: #0000ff;">روش‌های مشارکت شخصی حد و مرزدار (DPI) و تمرین افتراق بین فردی (IDE)</span> چندین بار در طول مدت درمان به‌کاربرده می‌شوند.</p>
<p>لازم است که درمانگران شفافیت داشته باشند و به شیوه‌ای صادقانه به بیمار واکنش نشان دهند و همچنین صریح و بی‌طرفانه ولی درعین‌حال با رعایت حدومرزی مشخص و تعیین‌شده با بیمار رفتار کنند (مک کالوگ، ۲۰۰۶).  <span style="color: #c4186b;"><strong>به‌منظور شناخت تعارضات شخصی و جلوگیری از انتقال متقابل غیر نظام‌مند</strong></span>، <strong><span style="color: #94195b;">درمانگران</span></strong> در سیستم تحلیل شناختی- رفتاری باید درجه بالایی از <span style="color: #c4186b;">خودآگاهی</span> را نسبت به <strong><span style="color: #c4186b;">تاریخچه یادگیری بین فردی</span></strong> خود داشته باشند.</p>
<p>اگرچه مطالعات مختلفی اثربخشی سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری را دریافته‌اند (کوکسیس و همکاران، ۲۰۰۹؛ اسکرام و همکاران، ۲۰۱۱، ۲۰۱۷؛ ویرسما و همکاران، ۲۰۱۴؛ براکمیر و همکاران، ۲۰۱۵)، اما عوامل مفیدی که در این رویکرد فعالند، هنوز مورد بحث و بررسی قرار دارند. بااینکه خودافشایی نقشی محوری در این رویکرد درمانی دارد اما در حال حاضر هنوز هم مطالعات تجربی در رابطه با اثربخشی خودافشایی درمانی در این رویکرد در دسترس نیست. اما بااین‌حال شواهد تجربی وجود دارد که <span style="color: #c4186b;"><strong>اهمیت اتحاد (پیمان) درمانی</strong></span> در سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری را برجسته می‌سازد. به نظر می‌رسد که کیفیت اتحاد درمانی در طول دوره درمان، نتایج درمان را مستقل از سایر عواملی که با این نتایج مرتبطند، پیش‌بینی می‌کند (کلین و سانتیاگو، ۲۰۰۳؛ آرنو وهمکاران، ۲۰۱۳).</p>
<p>یک اتحاد درمانی قوی، پیش‌بینی کننده کاهش سبک‌های بین فردی خصمانه و متضاد بیماران می‌باشد؛ که این به نوبه خود در بهبود علائم افسردگی در پایان درمان موثر است (کنستانتینو و همکاران، ۲۰۱۶).  بااینکه خودافشایی عامل مهمی در بهبود رابطه ی درمانی است، اما امکان دارد که افراد وسوسه شوند تا به ‌اشتباه تمام اثرات مثبت را به خودافشایی ربط دهند. با اینکه این مسئله هنوز نیازمند تحقیقات تجربی مستقیم است، اما باید توجه داشت که سطوح واکنشی بالاتر براساس عدم تمایل به دریافت ورودی از سوی دیگران و همچنین تمایلات مخالف، به شکلی مثبت پیش‌بینی کننده نتایج درمان در سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری می‌باشد (آرنو و همکاران، ۲۰۰۳). این مسئله حاکی از آن است که روش‌های خودافشایی مانند  DPIو IDE که بخش‌های جدایی‌ناپذیر این رویکرد درمانی هستند ممکن است در کمک به درمانگر برای کنترل اختلالات در روابط درمانی به نحوی سازنده مؤثر باشند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><span style="background-color: #ffcc99; font-size: 14px;"><strong>مقایسه خودافشایی درمانی در رویکردهای درمانی &#8220;شناختی-رفتاری&#8221;، &#8220;طرحواره درمانی&#8221; و &#8221; سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری</strong> <strong>&#8220;: فرصت‌ها و چالش‌ها</strong></span></h2>
<p><span style="color: #c4186b;"><strong>سبک‌های ناسازگار بین فردی</strong></span> به طور خاص در اختلالات شخصیت به‌خصوص اختلال شخصیت مرزی و یا افسردگی مزمن دیده می‌شود که خودشان را در <strong><span style="color: #c4186b;">محیط درمانی</span></strong> نشان می‌دهند. در رویکردهای درمانی موج سوم (دیالکتیکی، طرحواره درمانی، سیستم تحلیل شناختی-رفتاری)، در مقایسه با درمان‌های موج اول و دوم، درمانگر از خودافشایی به‌عنوان وسیله‌ای کلیدی برای بررسی مشکلات بین فردی استفاده می‌کند. این راهبردها، اهمیت خودافشایی درمانی را برجسته ساخته و درمانگر را به روش‌های خاصی برای بررسی سبک‌های بین فردی ناسازگار که می‌توانند روند درمان را مختل کنند، مجهز می‌کند.</p>
<p>علی‌رغم اینکه <span style="color: #c4186b;"><strong>نیازها و ویژگی‌های خاص بیماران، هدف مشترک این رویکردها می‌باشد</strong></span>، اما  <span style="color: #c4186b;"><strong>خودافشایی</strong></span> درمانگر در بین سه رویکرد رفتاردرمانی دیالکتیکی، طرحواره درمانی و سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری از <span style="color: #c4186b;"><strong>تفاوت معناداری</strong></span> برخوردار است؛ در رویکرد طرحواره درمانی، در درجه اول مفهوم &#8220;باز والدینی حد و مرزدار&#8221; کمک می‌کند تا درمانگر با بروز هیجانات مثبت و پذیرا و با ملایمت خودافشایی کند تا بر نیازهای ارضا نشده دوران کودکی بیمار، غلبه کند. بیشترین نقشی که <span style="color: #48a880;"><strong>خودافشایی در رویکرد طرحواره درمانی (ST)</strong></span> دارد، ارائه الگویی برای بیماران است تا بتوانند خودشان الگو (ذهنیت) بزرگسال سالم را در خود ایجاد کنند. <span style="color: #48a880;"><strong>در رویکرد رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT)</strong></span>، راهبردهای پذیرش و تغییر از خودافشایی برای مقابله با خشم نسبت به خود و رفتارهای مخربی که روند درمان را مختل می‌کنند، استفاده می‌کنند.</p>
<p>خودافشایی در این رویکرد هر دو نوع احساس منفی و مثبت را شامل می‌شود. همچنین باید گفت <span style="color: #48a880;"><strong>خودافشایی در سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP)</strong></span>، تا حدودی فراتر از خودافشایی در دو رویکرد طرحواره درمانی و رفتاردرمانی دیالکتیکی است؛ که هدفش تمرکز بر <span style="color: #c4186b;"><strong>موقعیت‌های پرتعارض بیمار</strong></span> است که در آن موقعیت‌ها بیمار از درمانگر انتظار دارد درمانگر با او به همان شیوه‌ای رفتار کند که افراد نزدیک زندگیش با او رفتار می‌کرده‌اند). خودافشایی به‌صورت مثبت و منفی باهدف و نیت شفاف‌سازی پیامدهای بین فردی به کار می‌رود. در سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری ، خودافشایی به‌عنوان پیش‌شرطی اساسی برای ارتباط دوباره بیماران مبتلا به افسردگی مزمن با محیط بین فردیشان و درنتیجه ایجاد تجربیات ارتباطی سالم در برابر سابقه آسیب‌های اولیه شناخته می‌شود.</p>
<p><strong><span style="color: #3366ff;">تمام سه رویکرد درمانی موج سومی که در اینجا موردبحث قرار گرفتند، تمایل به تنظیم سازگارانه احساساتی (هیجاناتی) دارند که منجر به رفتارهای بین فردی ناسازگار می‌شوند.</span> </strong>دیالکتیک (مباحثه) در رویکرد رفتاردرمانی دیالکتیکی، به تنظیم نوسانات شدید بین پیوستگی و انفصال در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی پرداخته و روند پذیرش و تغییر را حفظ می‌کند. راهبرد &#8220;باز والدینی حد و مرزدار&#8221; در طرحواره درمانی، در پردازش آن دسته از حالات هیجانی دشواری که شامل الگوهای عملکردی و بدعملکردی هستند کمک می‌کند که ممکن است به ترتیب تقویت شده یا مهارشده باشند. برانگیختگی هیجانی در موقعیت های پرتعارض در سیستم تحلیل شناختی رفتاری (CBASP)، به گونه ای است که توسط خودافشایی (DPI) و همچنین توسط تفاوت های رفتاری (IDE) بین اطرافیان نزدیک بیمار با پاسخ‌هایی که درمانگر در حین تمرین تنظیم هیجانی به بیمار می‌دهد بررسی می‌شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="background-color: #ccffcc;">برای اجرای این شکل از خودافشایی، لازم است که به چند عامل مهم توجه داشته باشیم:</span> </strong></p>
<p><span style="color: #c4186b;"><strong>توجه به تاریخچه زندگی بیمار</strong></span>: که در اینجا تمرکز بر تجربیات دوران کودکی و تاریخچه یادگیری‌های بین فردی بیمار نقش بسیار قابل‌توجهی نسبت به درمان شناختی رفتاری کلاسیک (cbt) دارد. پس باید در نظر داشت که بدون مراجعه به تاریخچه تجربیات دوران کودکی بیمار، استفاده از خودافشایی آن هم به‌عنوان ابزاری مفید برای ایجاد تجربیات بین فردی سالم، امکان‌پذیر نخواهد شد. علاوه بر این در درجه اول لازم است که درمانگر خودش تمایل به خودافشایی داشته باشد و بروز این خودافشایی نیز مستلزم آن است که درمانگر درجه بالایی از خودآگاهی و نظارت منظم را دارا باشد. یکی از خطرات تمرکز بر خودافشایی ممکن است این باشد که دیگر راهبردها و تکنیک های مهم و تأثیرگذار مربوط به درمان شناختی-رفتاری (cbt) (مانند فعال‌سازی رفتاری، بازسازی شناختی و مواجهه درمانی)، نادیده گرفته شود؛ علاوه بر این، خودافشایی <span style="color: #c4186b;"><strong>چالشی عاطفی</strong></span> برای درمانگران محسوب شده و خطر تمرکز اغراق گونه و بیش از حد معمول بر احساسات را در بر دارد. خطر دیگری که ناشی از خودافشایی می‌باشد، ایجاد بحران و تهدید در رابطه درمانی است. بااین‌حال شواهدی وجود دارد که اتفاقات &#8220;مثبت&#8221; و &#8220;منفی&#8221; در مراحل درمان را با نتایج مطلوب درمانی مرتبط می‌داند (سافران و همکاران، ۲۰۱۱).</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="background-color: #cc99ff;"><strong>تفسیر نتایج:</strong></span></p>
<p>به عقیده ی ما، خودافشایی درمانی به‌عنوان مؤلفه‌ای مهم در رویکردهای شناختی رفتاری موج سوم محسوب شده و یک ابزار درمانی نویددهنده برای درمان بیماران مبتلا به اختلالات مزمن و ناتوان‌کننده‌ای که مقاومت درمانی بالایی دارند، به شمار می‌رود. رویکردهای درمانی شناختی-رفتاری موج سوم، شیوه‌های مختلفی را برای استفاده از خودافشایی به‌عنوان یک ابزار درمانی ایجاد کردند. بااین‌حال این سؤال مطرح می‌شود که آیا خودافشایی در روانشناسی مدرن یک شرط لازم محسوب می‌شود یا خیر؟ یکی از مطالعات مروری که اخیراً توسط التویس و همکارانش (۲۰۱۵) انجام شد، با این هدف بود که نتایج مطالعاتی که درمان شناختی-رفتاری اینترنتی (ICBT) را با درمان چهره به چهره در رویکرد شناختی-رفتاری (CBT) در بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی مقایسه کرده بودند را موردبررسی قرار دهند. آن‌ها در این مطالعه دریافتند که درمان شناختی-رفتاری به‌صورت اینترنتی (در مقایسه با لیست انتظار) اثربخش بوده، اما بین دو رویکرد درمانی (CBT) و (ICBT) تفاوت معناداری مشاهده نشد.</p>
<p>یک عامل مهم و کلیدی در تعیین اثربخشی خودافشایی می‌تواند این باشد که آیا اختلال موردنظر با رفتار بین فردی ناسازگار مشخص می‌شود؟ لازم به ذکر است که در حال حاضر این ادعا باید به‌صورت نظری باقی بماند زیرا شواهد مربوط به آزمایش‌های تصادفی کنترل‌شده هنوز هم تا به امروز ناکافی است. برای ارزیابی اثربخشی خودافشایی لازم است تحقیقات بیشتری انجام گیرد (هگلند، ۲۰۱۴). طرح عملی ای که در اینجا و در مورد مفاهیم روان‌درمانی پرداختیم، مقایسه (به‌عنوان‌مثال مقایسه سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP) با و بدون مشارکت شخصی حدومرزدار (DPI) درمانگر) را شامل شد که به‌منظور ارزیابی اثرات جانبی احتمالی خودافشایی درمانی است. جنبه‌های دیگری که باید موردبررسی قرار گیرند عبارتند از <u>شکل دقیق</u>، <u>فراوانی و تناوب</u> خودافشایی و تأثیری که این عوامل بر نتیجه درمان می‌گذارد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;"><span style="font-size: 14px; color: #3366ff;"><a style="color: #3366ff;" href="https://www.frontiersin.org/articles/10.3389/fpsyg.2017.02073/full"><strong><span style="font-size: 12px;">Therapeutic Self-Disclosure within DBT, Schema Therapy, and CBASP: Opportunities and Challenges</span></strong></a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;">Alexander, E., and French, T. (1946). <i>Psychoanalytic Therapy: Principles and Application.</i> New York, NY: Ronald Press.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Psychoanalytic+Therapy%3A+Principles+and+Application%2E&amp;author=Alexander+E.&amp;author=and+French+T.&amp;publication_year=1946" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B2" name="B2"></a>Arnow, B. A., Manber, R., Blasey, C., Klein, D. N., Blalock, J. A., Markowitz, J. C., et al. (2003). Therapeutic reactance as a predictor of outcome in the treatment of chronic depression. <i>J. Consult. Clin. Psychol.</i> ۷۱, ۱۰۲۵–۱۰۳۵. doi: 10.1037/0022-006X.71.6.1025</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=14622078" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1037/0022-006X.71.6.1025" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Therapeutic+reactance+as+a+predictor+of+outcome+in+the+treatment+of+chronic+depression%2E&amp;journal=J%2E+Consult%2E+Clin%2E+Psychol%2E&amp;author=Arnow+B.+A.&amp;author=Manber+R.&amp;author=Blasey+C.&amp;author=Klein+D.+N.&amp;author=Blalock+J.+A.&amp;author=Markowitz+J.+C.&amp;publication_year=2003&amp;volume=71&amp;pages=1025-1035" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B3" name="B3"></a>Arnow, B. A., Steidtmann, D., Blasey, C., Manber, R., Constantino, M. J., Klein, D. N., et al. (2013). The relationship between the therapeutic alliance and treatment outcome in two distinct psychotherapies for chronic depression. <i>J. Consult. Clin. Psychol.</i> ۸۱, ۶۲۷–۶۳۸. doi: 10.1037/a0031530</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=23339536" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1037/a0031530" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=The+relationship+between+the+therapeutic+alliance+and+treatment+outcome+in+two+distinct+psychotherapies+for+chronic+depression%2E&amp;journal=J%2E+Consult%2E+Clin%2E+Psychol%2E&amp;author=Arnow+B.+A.&amp;author=Steidtmann+D.&amp;author=Blasey+C.&amp;author=Manber+R.&amp;author=Constantino+M.+J.&amp;author=Klein+D.+N.&amp;publication_year=2013&amp;volume=81&amp;pages=627-638" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B4" name="B4"></a>Bamelis, L. L., Evers, S. M., Spinhoven, P., and Arntz, A. (2014). Results of a multicenter randomized controlled trial of the clinical effectiveness of schema therapy for personality disorders. <i>Am. J. Psychiatry</i> ۱۷۱, ۳۰۵–۳۲۲. doi: 10.1176/appi.ajp.2013.12040518</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=24322378" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1176/appi.ajp.2013.12040518" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Results+of+a+multicenter+randomized+controlled+trial+of+the+clinical+effectiveness+of+schema+therapy+for+personality+disorders%2E&amp;journal=Am%2E+J%2E+Psychiatry&amp;author=Bamelis+L.+L.&amp;author=Evers+S.+M.&amp;author=Spinhoven+P.&amp;author=and+Arntz+A.&amp;publication_year=2014&amp;volume=171&amp;pages=305-322" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B5" name="B5"></a>Barnicot, K., Katsakou, C., Bhatti, N., Savill, M., Fearns, N., and Priebe, S. (2012). Factors predicting the outcome of psychotherapy for borderline personality disorder: a systematic review. <i>Clin. Psychol. Rev.</i> ۳۲, ۴۰۰–۴۱۲. doi: 10.1016/j.cpr.2012.04.004</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=22681913" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1016/j.cpr.2012.04.004" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Factors+predicting+the+outcome+of+psychotherapy+for+borderline+personality+disorder%3A+a+systematic+review%2E&amp;journal=Clin%2E+Psychol%2E+Rev%2E&amp;author=Barnicot+K.&amp;author=Katsakou+C.&amp;author=Bhatti+N.&amp;author=Savill+M.&amp;author=Fearns+N.&amp;author=and+Priebe+S.&amp;publication_year=2012&amp;volume=32&amp;pages=400-412" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B6" name="B6"></a>Barrett, M. S., and Berman, J. S. (2001). Is psychotherapy more effective when therapists disclose information about themselves? <i>J. Consult. Clin. Psychol</i>. ۶۹, ۵۹۷–۶۰۳. doi: 10.1037/0022-006X.69.4.597</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=11550726" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1037/0022-006X.69.4.597" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Is+psychotherapy+more+effective+when+therapists+disclose+information+about+themselves%B4&amp;journal=J%2E++Consult%2E++Clin%2E++Psychol%2E&amp;author=Barrett+M.+S.&amp;author=and+Berman+J.+S.&amp;publication_year=2001&amp;volume=69&amp;pages=597-603" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B7" name="B7"></a>Bedics, J. D., Atkins, D. C., Harned, M. S., and Linehan, M. M. (2015). The therapeutic alliance as a predictor of outcome in dialectical behavior therapy versus nonbehavioral psychotherapy by experts for borderline personality disorder. <i>Psychotherapy</i> ۵۲, ۶۷–۷۷. doi: 10.1037/a0038457</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=25751116" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1037/a0038457" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=The+therapeutic+alliance+as+a+predictor+of+outcome+in+dialectical+behavior+therapy+versus+nonbehavioral+psychotherapy+by+experts+for+borderline+personality+disorder%2E&amp;journal=Psychotherapy&amp;author=Bedics+J.+D.&amp;author=Atkins+D.+C.&amp;author=Harned+M.+S.&amp;author=and+Linehan+M.+M.&amp;publication_year=2015&amp;volume=52&amp;pages=67-77" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B8" name="B8"></a>Brakemeier, E. L., Radtke, M., Engel, V., Zimmermann, J., Tuschen-Caffier, B., Hautzinger, M., et al. (2015). Overcoming treatment resistance in chronic depression: a pilot study on outcome and feasibility of the cognitive behavioral analysis system of psychotherapy as an inpatient treatment program. <i>Psychother. Psychosom.</i> ۸۴, ۵۱–۵۶. doi: 10.1159/000369586</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=25547778" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1159/000369586" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Overcoming+treatment+resistance+in+chronic+depression%3A+a+pilot+study+on+outcome+and+feasibility+of+the+cognitive+behavioral+analysis+system+of+psychotherapy+as+an+inpatient+treatment+program%2E&amp;journal=Psychother%2E+Psychosom%2E&amp;author=Brakemeier+E.+L.&amp;author=Radtke+M.&amp;author=Engel+V.&amp;author=Zimmermann+J.&amp;author=Tuschen-Caffier+B.&amp;author=Hautzinger+M.&amp;publication_year=2015&amp;volume=84&amp;pages=51-56" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B9" name="B9"></a>Constantino, M. J., Laws, H. B., Coyne, A. E., Greenberg, R. P., Klein, D. N., Manber, R., et al. (2016). Change in patients’ interpersonal impacts as a mediator of the alliance-outcome association in treatment for chronic depression. <i>J. Consult. Clin. Psychol.</i> ۸۴, ۱۱۳۵–۱۱۴۴. doi: 10.1037/ccp0000149</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=27748609" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1037/ccp0000149" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Change+in+patients%27+interpersonal+impacts++as+a+mediator+of+the+alliance-outcome+association+in+treatment+for+chronic+depression%2E&amp;journal=J%2E+Consult%2E+Clin%2E+Psychol%2E&amp;author=Constantino+M.+J.&amp;author=Laws+H.+B.&amp;author=Coyne+A.+E.&amp;author=Greenberg+R.+P.&amp;author=Klein+D.+N.&amp;author=Manber+R.&amp;publication_year=2016&amp;volume=84&amp;pages=1135-1144" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B10" name="B10"></a>Edwards, C., and Murdock, N. (1994). Characteristics of therapist self-disclosure in the counseling process. <i>J. Couns. Dev.</i> ۷۲, ۳۸۴–۳۸۹. doi: 10.1002/j.1556-6676.1994.tb00954.x</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="https://doi.org/10.1002/j.1556-6676.1994.tb00954.x" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Characteristics+of+therapist+self-disclosure+in+the+counseling+process%2E&amp;journal=J%2E++Couns%2E++Dev%2E&amp;author=Edwards+C.&amp;author=and+Murdock+N.&amp;publication_year=1994&amp;volume=72&amp;pages=384-389" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B11" name="B11"></a>Farrell, J. M., Shaw, I. A., and Webber, M. A. (2009). A schema-focused approach to group psychotherapy for outpatients with borderline personality disorder: a randomized controlled trial. <i>J. Behav. Ther. Exp. Psychiatry</i> ۴۰, ۳۱۷–۳۲۸. doi: 10.1016/j.jbtep.2009.01.002</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=19176222" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1016/j.jbtep.2009.01.002" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=A+schema-focused+approach+to+group+psychotherapy+for+outpatients+with+borderline+personality+disorder%3A+a+randomized+controlled+trial%2E&amp;journal=J%2E+Behav%2E+Ther%2E+Exp%2E+Psychiatry&amp;author=Farrell+J.+M.&amp;author=Shaw+I.+A.&amp;author=and+Webber+M.+A.&amp;publication_year=2009&amp;volume=40&amp;pages=317-328" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B12" name="B12"></a>Giesen-Bloo, J., Van Dyck, R., Spinhoven, P., Van Tilburg, W., Dirksen, C., Van Asselt, T., et al. (2006). Outpatient psychotherapy for borderline personality disorder: randomized trial of schema-focused therapy vs transference-focused psychotherapy. <i>Arch. Gen. Psychiatry</i> ۶۳, ۶۴۹–۶۵۸. doi: 10.1001/archpsyc.63.6.649</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=16754838" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1001/archpsyc.63.6.649" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Outpatient+psychotherapy+for+borderline+personality+disorder%3A+randomized+trial+of+schema-focused+therapy+vs+transference-focused+psychotherapy%2E&amp;journal=Arch%2E+Gen%2E+Psychiatry&amp;author=Giesen-Bloo+J.&amp;author=Van+Dyck+R.&amp;author=Spinhoven+P.&amp;author=Van+Tilburg+W.&amp;author=Dirksen+C.&amp;author=Van+Asselt+T.&amp;publication_year=2006&amp;volume=63&amp;pages=649-658" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B13" name="B13"></a>Hayes, S. C., Strosahl, K. D., and Wilson, K. G. (1999). <i>Acceptance and Commitment Therapy: An Experiential Approach to Behavior Change.</i> New York: Guilford Press.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Acceptance+and+Commitment+Therapy%3A+An+Experiential+Approach+to+Behavior+Change%2E&amp;author=Hayes+S.+C.&amp;author=Strosahl+K.+D.&amp;author=and+Wilson+K.+G.&amp;publication_year=1999" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B14" name="B14"></a>Henretty, J. R., and Levitt, H. M. (2010). The role of therapist self-disclosure in psychotherapy: a qualitative review. <i>Clin. Psychol. Rev.</i>۳۰, ۶۳–۷۷. doi: 10.1016/j.cpr.2009.09.004</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=19837497" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1016/j.cpr.2009.09.004" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=The+role+of+therapist+self-disclosure+in+psychotherapy%3A+a+qualitative+review%2E&amp;journal=Clin%2E+Psychol%2E+Rev%2E&amp;author=Henretty+J.+R.&amp;author=and+Levitt+H.+M.&amp;publication_year=2010&amp;volume=30&amp;pages=63-77" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B15" name="B15"></a>Hill, C. E., and Knox, S. (2002). “Therapist self-disclosure,” in <i>Psychotherapy Relationships that Work: Therapist Contributions and Responsiveness to Patients</i>, ed. J. C. Norcross (Oxford: Oxford University Press), 255–۲۶۵.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Therapist+self-disclosure&amp;journal=Psychotherapy+Relationships+that+Work%3A+Therapist+Contributions+and+Responsiveness+to+Patients&amp;author=Hill+C.+E.&amp;author=and+Knox+S.&amp;publication_year=2002&amp;pages=255-265" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B16" name="B16"></a>Høglend, P. (2014). Exploration of the patient-therapist relationship in psychotherapy. <i>Am. J. Psychiatry</i> ۱۷۱, ۱۰۵۶–۱۰۶۶. doi: 10.1176/appi.ajp.2014.14010121</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=25017093" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1176/appi.ajp.2014.14010121" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Exploration+of+the+patient-therapist+relationship+in+psychotherapy%2E&amp;journal=Am%2E+J%2E+Psychiatry&amp;author=H%C3%B8glend+P.&amp;publication_year=2014&amp;volume=171&amp;pages=1056-1066" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B17" name="B17"></a>Kahl, K. G., Winter, L., and Schweiger, U. (2012). The third wave of cognitive behavioural therapies: What is new and what is effective? <i>Curr. Opin. Psychiatry</i> ۲۵, ۵۲۲–۵۲۸. doi: 10.1097/YCO.0b013e328358e531</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=22992547" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1097/YCO.0b013e328358e531" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=The+third+wave+of+cognitive+behavioural+therapies%3A+What+is+new+and+what+is+effective%B4&amp;journal=Curr%2E+Opin%2E++Psychiatry&amp;author=Kahl+K.++G.&amp;author=Winter+L.&amp;author=and+Schweiger+U.&amp;publication_year=2012&amp;volume=25&amp;pages=522-528" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B18" name="B18"></a>Klein, D. N., and Santiago, N. J. (2003). Dysthymia and chronic depression: introduction, classification, risk factors, and course. <i>J. Clin. Psychol.</i> ۵۹, ۸۰۷–۸۱۶. doi: 10.1002/jclp.10174</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=12858423" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1002/jclp.10174" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Dysthymia+and+chronic+depression%3A+introduction%2C+classification%2C+risk+factors%2C+and+course%2E&amp;journal=J%2E++Clin%2E++Psychol%2E&amp;author=Klein+D.+N.&amp;author=and+Santiago+N.+J.&amp;publication_year=2003&amp;volume=59&amp;pages=807-816" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B19" name="B19"></a>Knox, S., Hess, S. A., Petersen, D. A., and Hill, C. E. (1997). A qualitative analysis of client perceptions of the effects of help-ful therapist self-disclosure in long-term therapy. <i>J. Couns. Psychol.</i> ۴۴, ۲۷۴–۲۸۳. doi: 10.1037/0022-0167.44.3.274</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="https://doi.org/10.1037/0022-0167.44.3.274" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=A+qualitative+analysis+of+client+perceptions+of+the+effects+of+help-ful+therapist+self-disclosure+in+long-term+therapy%2E&amp;journal=J%2E++Couns%2E++Psychol%2E&amp;author=Knox+S.&amp;author=Hess+S.++A.&amp;author=Petersen+D.++A.&amp;author=and+Hill+C.++E.&amp;publication_year=1997&amp;volume=44&amp;pages=274-283" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B20" name="B20"></a>Knox, S., and Hill, C. E. (2003). Therapist self-disclosure: research-based suggestions for practitioners. <i>J. Clin. Psychol.</i> ۵۹, ۵۲۹–۵۳۹. doi: 10.1002/jclp.10157</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=12696129" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1002/jclp.10157" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Therapist+self-disclosure%3A+research-based+suggestions+for+practitioners%2E&amp;journal=J%2E+Clin%2E++Psychol%2E&amp;author=Knox+S.&amp;author=and+Hill+C.++E.&amp;publication_year=2003&amp;volume=59&amp;pages=529-539" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B21" name="B21"></a>Kocsis, J. H., Gelenberg, A. J., Rothbaum, B. O., Klein, D. N., Trivedi, M. H., Manber, R., et al. (2009). Cognitive behavioral analysis system of psychotherapy and brief supportive psychotherapy for augmentation of antidepressant nonresponse in chronic depression: the REVAMP Trial. <i>Arch. Gen. Psychiatry</i> ۶۶, ۱۱۷۸–۱۱۸۸. doi: 10.1001/archgenpsychiatry.2009.144</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=19884606" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1001/archgenpsychiatry.2009.144" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Cognitive+behavioral+analysis+system+of+psychotherapy+and+brief+supportive+psychotherapy+for+augmentation+of+antidepressant+nonresponse+in+chronic+depression%3A+the+REVAMP+Trial%2E&amp;journal=Arch%2E++Gen%2E+Psychiatry&amp;author=Kocsis+J.+H.&amp;author=Gelenberg+A.+J.&amp;author=Rothbaum+B.+O.&amp;author=Klein+D.+N.&amp;author=Trivedi+M.++H.&amp;author=Manber+R.&amp;publication_year=2009&amp;volume=66&amp;pages=1178-1188" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B22" name="B22"></a>Kriston, L., Von Wolff, A., Westphal, A., Holzel, L. P., and Harter, M. (2014). Efficacy and acceptability of acute treatments for persistent depressive disorder: a network meta-analysis. <i>Depress. Anxiety</i> ۳۱, ۶۲۱–۶۳۰. doi: 10.1002/da.22236</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=24448972" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1002/da.22236" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Efficacy+and+acceptability+of+acute+treatments+for+persistent+depressive+disorder%3A+a+network+meta-analysis%2E&amp;journal=Depress%2E+Anxiety&amp;author=Kriston+L.&amp;author=Von+Wolff+A.&amp;author=Westphal+A.&amp;author=Holzel+L.++P.&amp;author=and+Harter+M.&amp;publication_year=2014&amp;volume=31&amp;pages=621-630" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B23" name="B23"></a>Kuhnen, T., Knappke, F., Otto, T., Friedrich, S., Klein, J. P., Kahl, K. G., et al. (2011). Chronic depression: development and evaluation of the luebeck questionnaire for recording preoperational thinking (LQPT). <i>BMC Psychiatry</i> ۱۱:۱۹۹. doi: 10.1186/1471-244X-11-199</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=22185564" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1186/1471-244X-11-199" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Chronic+depression%3A+development+and+evaluation+of+the+luebeck+questionnaire+for+recording+preoperational+thinking+%28LQPT%29%2E&amp;journal=BMC+Psychiatry&amp;author=Kuhnen+T.&amp;author=Knappke+F.&amp;author=Otto+T.&amp;author=Friedrich+S.&amp;author=Klein+J.+P.&amp;author=Kahl+K.+G.&amp;publication_year=2011" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B24" name="B24"></a>Linehan, M. M. (1993). <i>Cognitive Behavior Treatment of Borderline Personality Disorder.</i> New York, NY: Guilford Press.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Cognitive+Behavior+Treatment+of+Borderline+Personality+Disorder%2E&amp;author=Linehan+M.++M.&amp;publication_year=1993" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B25" name="B25"></a>Linehan, M. M., Comtois, K. A., Murray, A. M., Brown, M. Z., Gallop, R. J., Heard, H. L., et al. (2006). Two-year randomized controlled trial and follow-up of dialectical behavior therapy vs therapy by experts for suicidal behaviors and borderline personality disorder. <i>Arch. Gen. Psychiatry</i> ۶۳, ۷۵۷–۷۶۶. doi: 10.1001/archpsyc.63.7.757</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=16818865" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1001/archpsyc.63.7.757" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Two-year+randomized+controlled+trial+and+follow-up+of+dialectical+behavior+therapy+vs+therapy+by+experts+for+suicidal+behaviors+and+borderline+personality+disorder%2E&amp;journal=Arch%2E+Gen%2E+Psychiatry&amp;author=Linehan+M.+M.&amp;author=Comtois+K.+A.&amp;author=Murray+A.+M.&amp;author=Brown+M.+Z.&amp;author=Gallop+R.+J.&amp;author=Heard+H.+L.&amp;publication_year=2006&amp;volume=63&amp;pages=757-766" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B26" name="B26"></a>McCullough, J. P. (2000). <i>Treatment of Chronic Depression. Cognitive Behavioral Analysis System of Psychotherapy.</i> New York, NY: The Guilford Press.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Treatment+of+Chronic+Depression%2E++Cognitive+Behavioral+Analysis+System+of+Psychotherapy%2E&amp;author=McCullough+J.++P.&amp;publication_year=2000" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B27" name="B27"></a>McCullough, J. P. (2006). <i>Treating Chronic Depression with Disciplined Personal Involvement, Cognitive Behavioral Analysis System of Psychotherapy.</i> New York, NY: Springer.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Treating+Chronic+Depression+with+Disciplined+Personal+Involvement%2C+Cognitive+Behavioral+Analysis+System+of+Psychotherapy%2E&amp;author=McCullough+J.++P.&amp;publication_year=2006" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B28" name="B28"></a>McCullough, J. P. Jr., Schramm, E., and Penberthy, J. K. (2015). <i>CBASP as a Distinctive Treatment for Persistent Depressive Disorder.</i>New York, NY: Routledge.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=CBASP+as+a+Distinctive+Treatment+for+Persistent+Depressive+Disorder%2E&amp;author=McCullough+J.+P.+Jr.&amp;author=Schramm+E.&amp;author=and+Penberthy+J.+K.&amp;publication_year=2015" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B29" name="B29"></a>Olthuis, J. V., Watt, M. C., Bailey, K., Hayden, J. A., and Stewart, S. H. (2015). Therapist-supported internet cognitive behavioural therapy for anxiety disorders in adults. <i>Cochrane Database Syst. Rev.</i> ۳:CD011565. doi: 10.1002/14651858.CD011565</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=25742186" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1002/14651858.CD011565" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Therapist-supported+internet+cognitive+behavioural+therapy+for+anxiety+disorders+in+adults%2E&amp;journal=Cochrane+Database+Syst%2E+Rev%2E&amp;author=Olthuis+J.++V.&amp;author=Watt+M.++C.&amp;author=Bailey+K.&amp;author=Hayden+J.++A.&amp;author=and+Stewart+S.++H.&amp;publication_year=2015" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B30" name="B30"></a>Roediger, E., and Zarbock, G. (2015). Schema therapy for personality disorders. A critical review. <i>Nervenarzt</i> ۸۶, ۶۰–۷۱. doi: 10.1007/s00115-014-4008-8</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=24676551" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1007/s00115-014-4008-8" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Schema+therapy+for+personality+disorders%2E+A+critical+review%2E&amp;journal=Nervenarzt&amp;author=Roediger+E.&amp;author=and+Zarbock+G.&amp;publication_year=2015&amp;volume=86&amp;pages=60-71" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B31" name="B31"></a>Safran, J. D., Muran, J. C., and Eubanks-Carter, C. (2011). Repairing alliance ruptures. <i>Psychotherapy</i> ۴۸, ۸۰–۸۷. doi: 10.1037/a0022140</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=21401278" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1037/a0022140" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Repairing+alliance+ruptures%2E&amp;journal=Psychotherapy&amp;author=Safran+J.+D.&amp;author=Muran+J.+C.&amp;author=and+Eubanks-Carter+C.&amp;publication_year=2011&amp;volume=48&amp;pages=80-87" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B32" name="B32"></a>Schramm, E., Kriston, L., Zobel, I., Bailer, J., Wambach, K., Backenstrass, M., et al. (2017). Effect of disorder-specific vs nonspecific psychotherapy for chronic depression: a randomized clinical trial. <i>JAMA Psychiatry</i> ۷۴, ۲۳۳–۲۴۲. doi: 10.1001/jamapsychiatry.2016.3880</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=28146251" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1001/jamapsychiatry.2016.3880" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Effect+of+disorder-specific+vs+nonspecific+psychotherapy+for+chronic+depression%3A+a+randomized+clinical+trial%2E&amp;journal=JAMA+Psychiatry&amp;author=Schramm+E.&amp;author=Kriston+L.&amp;author=Zobel+I.&amp;author=Bailer+J.&amp;author=Wambach+K.&amp;author=Backenstrass+M.&amp;publication_year=2017&amp;volume=74&amp;pages=233-242" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B33" name="B33"></a>Schramm, E., Zobel, I., Dykierek, P., Kech, S., Brakemeier, E. L., Kulz, A., et al. (2011). Cognitive behavioral analysis system of psychotherapy versus interpersonal psychotherapy for early-onset chronic depression: a randomized pilot study. <i>J. Affect. Disord.</i> ۱۲۹, ۱۰۹–۱۱۶. doi: 10.1016/j.jad.2010.08.003</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=20822814" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1016/j.jad.2010.08.003" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Cognitive+behavioral+analysis+system+of+psychotherapy+versus+interpersonal+psychotherapy+for+early-onset+chronic+depression%3A+a+randomized+pilot+study%2E&amp;journal=J%2E+Affect%2E+Disord%2E&amp;author=Schramm+E.&amp;author=Zobel+I.&amp;author=Dykierek+P.&amp;author=Kech+S.&amp;author=Brakemeier+E.+L.&amp;author=Kulz+A.&amp;publication_year=2011&amp;volume=129&amp;pages=109-116" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B34" name="B34"></a>Spinhoven, P., Giesen-Bloo, J., Van Dyck, R., Kooiman, K., and Arntz, A. (2007). The therapeutic alliance in schema-focused therapy and transference-focused psychotherapy for borderline personality disorder. <i>J. Consult. Clin. Psychol.</i> ۷۵, ۱۰۴–۱۱۵. doi: 10.1037/0022-006X.75.1.104</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=17295569" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1037/0022-006X.75.1.104" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=The+therapeutic+alliance+in+schema-focused+therapy+and+transference-focused+psychotherapy+for+borderline+personality+disorder%2E&amp;journal=J%2E++Consult%2E+Clin%2E+Psychol%2E&amp;author=Spinhoven+P.&amp;author=Giesen-Bloo+J.&amp;author=Van+Dyck+R.&amp;author=Kooiman+K.&amp;author=and+Arntz+A.&amp;publication_year=2007&amp;volume=75&amp;pages=104-115" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B35" name="B35"></a>Stiglmayr, C., Stecher-Mohr, J., Wagner, T., Meibetaner, J., Spretz, D., Steffens, C., et al. (2014). Effectiveness of dialectic behavioral therapy in routine outpatient care: the berlin borderline study. <i>Borderline Personal. Disord. Emot. Dysregul.</i> ۱:۲۰. doi: 10.1186/2051-6673-1-20</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=26401303" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1186/2051-6673-1-20" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Effectiveness+of+dialectic+behavioral+therapy+in+routine+outpatient+care%3A+the+berlin+borderline+study%2E&amp;journal=Borderline+Personal%2E++Disord%2E+Emot%2E+Dysregul%2E&amp;author=Stiglmayr+C.&amp;author=Stecher-Mohr+J.&amp;author=Wagner+T.&amp;author=Meibetaner+J.&amp;author=Spretz+D.&amp;author=Steffens+C.&amp;publication_year=2014" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B36" name="B36"></a>Stoffers, J. M., Vollm, B. A., Rucker, G., Timmer, A., Huband, N., and Lieb, K. (2012). Psychological therapies for people with borderline personality disorder. <i>Cochrane Database Syst. Rev.</i> ۸:CD005652.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Psychological+therapies+for+people+with+borderline+personality+disorder%2E&amp;journal=Cochrane+Database+Syst%2E+Rev%2E&amp;author=Stoffers+J.+M.&amp;author=Vollm+B.+A.&amp;author=Rucker+G.&amp;author=Timmer+A.&amp;author=Huband+N.&amp;author=and+Lieb+K.&amp;publication_year=2012" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B37" name="B37"></a>Vilardaga, R., and Hayes, S. C. (2009). Acceptance and commitment therapy and the therapeutic relationships stance. <i>Eur. Psychother.</i>۹, ۱–۲۳.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Acceptance+and+commitment+therapy+and+the+therapeutic+relationships+stance%2E&amp;journal=Eur%2E+Psychother%2E&amp;author=Vilardaga+R.&amp;author=and+Hayes+S.+C.&amp;publication_year=2009&amp;volume=9&amp;pages=1-23" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B38" name="B38"></a>Wells, A., and Matthews, G. (1994). <i>Attention and Emotion: A Clinical Perspective.</i> Hove: Lawrence Erlbaum Associates.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Attention+and+Emotion%3A+A+Clinical+Perspective%2E&amp;author=Wells+A.&amp;author=and+Matthews+G.&amp;publication_year=1994" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B39" name="B39"></a>Wiersma, J. E., Van Schaik, D. J., Hoogendorn, A. W., Dekker, J. J., Van, H. L., Schoevers, R. A., et al. (2014). The effectiveness of the cognitive behavioral analysis system of psychotherapy for chronic depression: a randomized controlled trial. <i>Psychother. Psychosom.</i>۸۳, ۲۶۳–۲۶۹. doi: 10.1159/000360795</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=25116461" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1159/000360795" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=The+effectiveness+of+the+cognitive+behavioral+analysis+system+of+psychotherapy+for+chronic+depression%3A+a+randomized+controlled+trial%2E&amp;journal=Psychother%2E++Psychosom%2E&amp;author=Wiersma+J.++E.&amp;author=Van+Schaik+D.++J.&amp;author=Hoogendorn+A.++W.&amp;author=Dekker+J.++J.&amp;author=Van+H.++L.&amp;author=Schoevers+R.++A.&amp;publication_year=2014&amp;volume=83&amp;pages=263-269" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B40" name="B40"></a>Young, J. E. S. (1994). <i>Cognitive Therapy for Personality Disorders: A Schema-Focussed Approach.</i> Sarasota, FL: Professional Resource.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Cognitive+Therapy+for+Personality+Disorders%3A+A+Schema-Focussed+Approach%2E&amp;author=Young+J.++E.++S.&amp;publication_year=1994" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B41" name="B41"></a>Young, J. E., Klosko, J. S., and Weishaar, M. E. (2003). <i>Schema Therapy: A Practitioner’s Guide.</i> New York, NY: Guilford Press.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Schema+Therapy%3A+A+Practitioner%27s+Guide%2E&amp;author=Young+J.+E.&amp;author=Klosko+J.+S.&amp;author=and+Weishaar+M.+E.&amp;publication_year=2003" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<div class="References" dir="ltr">
<p class="ReferencesCopy1" style="text-align: left;"><span style="font-size: 12px;">Ziv-Beiman, S., and Shahar, G. (2016). Therapeutic self-disclosure in integrative psychotherapy: When is this a clinical error? <i>Psychotherapy</i> ۵۳, ۲۷۳–۲۷۷. doi: 10.1037/pst0000077</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" style="text-align: left;"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=27631855" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1037/pst0000077" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | </span><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Therapeutic+self-disclosure+in+integrative+psychotherapy%3A+When+is+this+a+clinical+error%B4&amp;journal=Psychotherapy&amp;author=Ziv-Beiman+S.&amp;author=and+Shahar+G.&amp;publication_year=2016&amp;volume=53&amp;pages=273-277" target="_blank" rel="noopener"><span style="font-size: 12px;">Google Scholar</span></a></p>
</div>
<p><span style="background-color: #ffcc99; font-size: 16px;"><strong>مطالب مرتبط:</strong></span></p>
<ul>
<li><span style="color: #008000;"><strong><span style="font-size: 14px;"><a style="color: #008000;" href="http://ravanhami.com/%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87/">درمان شناختی رفتاری (CBT) به زبان ساده</a></span></strong></span></li>
<li class="mom-post-meta single-post-meta"><span style="color: #008000;"><strong><a style="color: #008000;" href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%AC-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C/"><span style="font-size: 14px;">اثربخشی موج سوم درمانهای رفتاری</span></a></strong></span></li>
<li><span style="color: #008000;"><strong><a style="color: #008000;" href="http://ravanhami.com/%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%DB%8C%DA%A9-dbt-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87/"><span style="font-size: 14px;">رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT) به زبان ساده: معرفی مفاهیم و تکنیک‌ها</span></a></strong></span></li>
<li><span style="color: #008000;"><strong><a style="color: #008000;" href="http://ravanhami.com/%D8%B7%D8%B1%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/"><span style="font-size: 14px;">طرحواره درمانی چیست؟ مبانی و تکنیک‌ها</span></a></strong></span></li>
<li><span style="color: #008000;"><strong><a style="color: #008000;" href="http://ravanhami.com/%D8%B7%D8%B1%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1/"><span style="font-size: 14px;">طرحواره های ناسازگار اولیه: اولین خشت‌های کج زندگی</span></a></strong></span></li>
<li><span style="color: #008000;"><strong><a style="color: #008000;" href="http://ravanhami.com/%D8%B7%D8%B1%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5/"><span style="font-size: 14px;">طرحواره‌درمانی برای اختلال‌های شخصیت تاثیرگذارتر از دیگر درمان های اصلی است.</span></a></strong></span></li>
<li><span style="color: #008000;"><strong><a style="color: #008000;" href="http://ravanhami.com/%D8%B7%D8%B1%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%87-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA/"><span style="font-size: 14px;">طرحواره‌های ناسازگار اولیه و شخصیت مرزی</span></a></strong></span></li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<div>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1/">خودافشایی در رویکردهای رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT)، طرحواره درمانی (ST) و سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP)</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بازتوانی عصبی ـ شناختی برای وابستگی به مواد</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%b5%d8%a8%db%8c-%d9%80-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%b5%d8%a8%db%8c-%d9%80-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 Aug 2017 09:39:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[تازه‎‌های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان شناختی ـ رفتاری به زبان ساده]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی سلامت]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌شناسی شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتیاد]]></category>
		<category><![CDATA[مواد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=10226</guid>

					<description><![CDATA[<p>علی‌رغم اینکه در بسیاری از جوامع دسترسی گسترده و شیوع بالای مواد اعتیادآور مشاهده می‌شود (آندرسون، ۲۰۱۶) تنها عده‌ی اندکی از مصرف‌کنندگان در نهایت به این مواد وابسته می‌شوند (کسلر و همکاران، ۲۰۰۵). تحقیقات برای شناسایی مکانیسم‌های واسطه‌ای در انتقال از مصرف کنترل‌شده‌ی داروها به مصرف غیرقابل کنترل که مشخصه‌ی اختلال مصرف مواد است ادامه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%b5%d8%a8%db%8c-%d9%80-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%af/">بازتوانی عصبی ـ شناختی برای وابستگی به مواد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="115" height="115" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 115px) 100vw, 115px" />علی‌رغم اینکه در بسیاری از جوامع دسترسی گسترده و شیوع بالای مواد اعتیادآور مشاهده می‌شود (آندرسون، ۲۰۱۶) تنها عده‌ی اندکی از مصرف‌کنندگان در نهایت به این مواد وابسته می‌شوند (کسلر و همکاران، ۲۰۰۵). تحقیقات برای شناسایی مکانیسم‌های واسطه‌ای در انتقال از مصرف کنترل‌شده‌ی داروها به مصرف غیرقابل کنترل که مشخصه‌ی اختلال مصرف مواد است ادامه دارد (هیمن، ۲۰۰۷).</p>
<p dir="rtl">در اروپا، هزینه‌های اختلال‌های مرتبط با مغز که توسط بیماری‌های روانی ایجاد می‌شود حدود ۲۴۰ میلیارد در سال است (آندلین ـ سوبوسکی و رهم، ۲۰۰۵). از این مقدار حدود ۵۷ میلیارد آن به سوءمصرف مواد و <a href="http://ravanhami.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%da%a9%d8%b4%db%8c-%d8%aa%d8%ad%d8%aa-%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d9%84%da%a9%d9%84/">الکل</a> اختصاص داده می‌شود. در حقیقت مصرف الکل یکی از جدی‌ترین مشکلات سلامت عمومی است؛ تخیمن زده می‌شود که ۳ تا ۸ درصد مرگ‌ها و ۴ درصد ناتوانی‌هایی که در طول زندگی ایجاد می‌شوند را می‌توان به الکل نسبت داد (پرینیس و همکاران، ۲۰۰۷). بنابراین به کار بستن مراقبت بالینی برای بیماران وابسته، چالش بزرگ در حیطه‌ی خدمات سلامتی است.</p>
<p dir="rtl">از دیدگاه پیشگیری، هدف بسیاری از مطالعات ژنتیک روشن ساختن ژنهای آسیب‌پذیری در زیربنای اختلال‌ وابستگی به مواد است. با وجود این، علی‌رغم وجود شواهد محکم درباره نقش ژنتیک در سبب‌شناسی اختلال مصرف مواد (آهی، ۲۰۰۴)، هنوز اساس ژنتیکی اختلال‌های مصرف مواد ناشناخته باقی مانده‌اند (ایسور و همکاران، ۲۰۱۲).</p>
<p dir="rtl">ناشناخته ماندن اساس ژنتیکی اختلال‌های مصرف مواد به طور اساسی ناشی از متغیرهای مداخله‌گر فراوانی است که بین نسخه‌ی ژنتیکی و پیامدهای رفتاری آنها اثر می‌گذارد (فردریک و لاکانو، ۲۰۰۶).</p>
<p dir="rtl">علاوه بر این، درباره‌ی درمان بیماران وابسته به مواد مباحثاتی وجود دارد و هدف آنها پیدا کردن ترکیب مناسبی از رواندرمانی و مداخلات عصب‌داروشناختی است که به طور مؤثری نشانه‌های بیماران را درمان کند. اگرچه اولین گام در درمان سوءمصرف الکل واضح است (مسمومیت‌زدایی) اما مشکل اصلی متخصصان بالینی پیشگیری از عود است:</p>
<p dir="rtl">(۱) ۴۰ تا ۷۰ درصد بیمارانی که فقط درمان روانی ـ اجتماعی دریافت می‌کنند در طول یک سال بعد از درمان مصرف الکل را دوباره شروع می‌کنند (فینی و همکاران، ۱۹۹۶)</p>
<p dir="rtl"> (۲) شواهد متقاعدکننده‌ی اندکی درباره مزایایی بهبود شناختی داروها وجود دارد و یا اینکه بهبودی ناچیزی در سطح بالینی و عملکردی بیماران مشاهده می‌شود (به عنوان مثال، لاریو و رابالو، ۲۰۱۰). در حال حاضر علاقه زیادی به ایجاد درمان‌های دیگری در کنار رواندرمانی و دارودرمانی وجود دارد (دابسون و همکاران، ۲۰۰۸).</p>
<p dir="rtl">در سالهای اخیر ما شاهد ظهور چندین راهبرد درمانی که هدفشان ارتقای درمان‌های روانپزشکی است بوده‌ایم، مانند درمان‌های چندسیستمی (هنگلر، ۱۹۹۹)، شناختی ـ رفتاری (پیک و همکاران، ۲۰۰۳) یا بهوشیاری (چیسا و اسرتی، ۲۰۱۱). هدف این درمان‌های جدید از رده خارج کردن درمان‌های موجود نیست بلکه هدفشان فراهم کردن مجموعه‌ای از ابزارهای تکمیلی برای کمک به متخصصان در ارتقای رزیابی و درمان است.</p>
<p dir="rtl">شاخص‌های زیستی به طور گسترده‌ای در بسیاری از انواع درمان‌های دارویی استفاده می‌شوند: ویژگی‌های بیولوژیکی خاص هر بیمار اطلاعات بالینی درباره‌ی تشخیص، پیش‌آگهی و پیش‌بینی پاسخ درمانی فراهم می‌کند (کوک، ۲۰۰۸).</p>
<p dir="rtl">در دهه‌ی اخیر آسیب‌های عصب‌شناختی و نوروفیزیولوژیکی که بیانگر آسیب‌های عملکردی در اختلال‌های مصرف مواد است کشف شده‌اند. در سطح عصب‌شناختی دو فرآیند مجزای تفکر رفتار ما را کنترل می‌کنند: یکی از آنها سریع، خودکار و ناآشکار است و دیگری آهسته، آشکار، کنترل شده و وابسته به منابع حافظه فعال مرکزی است.</p>
<p dir="rtl">در این رویکرد، وابستگی به مواد نتیجه عدم تعادل بین این دو سیستم است (سیستم عادتی/انگیزشی در برابر سیستم اجرایی). در واقع مطرح شده است که اختلال مصرف مواد با افزایش چشم‌گیر نشانه‌های مرتبط با دارو مشخص می‌شوند. این نشانه‌ها تمام توجه را به سوی خود جلب می‌کنند، آنگاه به خاطر اثرات نورتاکسیک (مسمومیت عصبی) مصرف مکرر دارو، افراد وابسته به مواد به سبب فقدان منابع اجرایی مورد نیاز برای نادیده گرفتن نشانه‌ها و در برابر مصرف دارو ناتوان می‌شوند. در حال حاضر شواهدی برای تغییرات موجود در این مکانیسم‌ها برای انواع مختلفی از اختلال‌های مصرف مواد وجود دارد.</p>
<p dir="rtl">به عنوان مثال معلوم شده است در مقایسه با نشانه‌های خنثی، منابع توجه بیشتر به نشانه‌های مرتبط با مصرف معطوف می‎شود (این پدیده به عنوان سوگیری توجه تعریف شده است). این نتایج از مطالعه مصرف کنندگان هروئین (فرانکن و همکاران، ۲۰۰۰) مصرف کنندگان کوکائین (وسترس و همکاران، ۲۰۱۲)، مصرف کنندگان الکل (نول و همکاران، ۲۰۰۷) و همچنین بیماران چاق به دست آمده است.</p>
<p dir="rtl">بیماران چاق تمرکز بیشتری بر توجه دیداری به تصاویر غذاها بدون توجه به وضعیت گرسنگی‌شان داشتند (کاستلونز و همکاران، ۲۰۰۹). علاوه بر این سوگیری توجه در رفتارهای وابستگی دیگر که در آنها ماده خاصی مصرف نمی‌شود مانند قماربازی نیز مشاهده شده است (بریورز و همکاران، ۲۰۱۱).</p>
<p dir="rtl">مصرف کنندگان کوکائین همچنین نشان داده‌اند که در بازداری پاسخ‌هایشان ناتوان هستند (فلیمور و راش، ۲۰۰۲؛ ورجدجو ـ گارسیا و همکاران، ۲۰۰۷). این موضوع همچنین در مصرف کنندگان مزمن متامفتامین (مونترسو و همکاران، ۲۰۰۵) و بیماران وابسته به الکل (نول و همکاران، ۲۰۰۱) نیز مشاهده شده است. علاوه براین، نقص و کاهش مهارت‌های بازداری در رفتاری وابستگی دیگر مانند قماربازها، نیز مشاهده می‌شود (متکالف و پامر، ۲۰۱۱).</p>
<p dir="rtl">مکانیسم‌های عصبی زیربنایی این پدیده نیز توسط مطالعات تصویربرداری عصبی مورد بررسی قرار گرفته‌ است. در این مطالعات مشاهده شده است زمانی که محرکهای شرطی مرتبط با مواد وجود دارند میزان دوپامین در مدار کورتیکواستریاتال (corticostriatal circuit) به خصوص در کرتکس سینگولای قدامی، آمیگدال، و هسته‌های آکومبنس افزایش پیدا می‌کند. این جریان توجه فرد به سمت محرکهای مرتبط با دارو می‌کشد (ول استاد ـ کلین و همکاران، ۲۰۱۲).</p>
<p dir="rtl"> ترکیب این داده‌ها با یکدیگر منجر به شکل‌گیری یک رویکرد عصب‌شناختی درباره‌ی اعتیاد شده است. به عنوان مثال روشن شده است که سوگیری توجه می‌تواند در پیگیری سه ماهه در مصرف کنندگان هروئین، عود را پیش‌بینی کند (ماریسن و همکاران، ۲۰۰۶). کاهش سوگیری توجه از طریق مواجهه با نشانه‌های مرتبط با الکل ممکن است به بدست آوردن مجدد کنترل روی تکانه‌های اعتیادآور کمک کند (فدردی و کوکس، ۲۰۰۹؛ شوئنماکرز و همکاران، ۲۰۰۷؛ شوئنماکرز و همکاران، ۲۰۱۰).</p>
<p dir="rtl">آموزش بازداری پاسخ هم ارزیابی محرک مرتبط با متوقف کردن پاسخ را تغییر می‌دهد و کنترل بازداری را بر این محرک‌ها در مصرف‌کننده‌های سنگین افزایش می‌دهد (هوبن و همکاران، ۲۰۱۱).</p>
<p dir="rtl">در حالیکه اهمیت در نظر گرفتن آشفتگی‌های شناختی در موقعیت‌های بالینی روانپزشکی به خصوص در دارودرمانی برای اعتیاد به خوبی تأییده است، درباره‌ی شیوه‌های مؤثر اجرای تحلیل‌های شناختی هنوز مباحثاتی وجود دارد. این امر ناشی از این است که کارکردهای اجرایی به دامنه گسترده‌ای از فرآیندهای شناختی مانند حل مسئله، انعطاف‌پذیری، بازداری، برنامه‌ریزی، تصمیم‌گری و عملکرد شخص در یکی از این عمکلردهای اجرایی درباره‌ی عملکرد در سایر عملکردها اطلاعاتی به دست نمی‌دهد.</p>
<p dir="rtl">از این رو ارزیابی کلی عملکردهای شناختی ممکن است ساعت‌ها به طول بیانجامد که این هم با وضعیت بیماران روانپزشکی و هم با فشارهای اقتصادی سازگاری ندارد. غربالگری شناختی به شناسایی آسیب‌های خاص در اندک زمان ممکن، استفاده از ابزارهایی که به سادگی اجرا می‌شوند نیاز دارد.</p>
<p dir="rtl"><b>ترجمه: نیکتا نیازی </b></p>
<p dir="rtl">منبع: <a href="http://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S007961231500120X">Neurocognitive rehabilitation for addiction medicine</a></p>
<p dir="rtl"><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%b5%d8%a8%db%8c-%d9%80-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%af/">بازتوانی عصبی ـ شناختی برای وابستگی به مواد</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%b5%d8%a8%db%8c-%d9%80-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آیا با نگرانی و ترس مزمن زندگی می‌کنید؟ آشنایی با اضطراب فراگیر</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%85%d8%b2%d9%85%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%85%d8%b2%d9%85%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[هانیه غلامحسین پور]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Jul 2017 20:41:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اختلالات اضطرابی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[استرس]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[تازه‎‌های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[ترس]]></category>
		<category><![CDATA[حساسیت اضطرابی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان شناختی ـ رفتاری به زبان ساده]]></category>
		<category><![CDATA[درمان‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال اضطراب فراگیر]]></category>
		<category><![CDATA[دارو درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[روان درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[مزمن]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=10174</guid>

					<description><![CDATA[<p>هنگامی که امنیت، ایمنی و رفاه شما یا عزیزانتان تهدید شود، داشتن احساس اضطراب غیرمعمول نمی‌باشد. همانطور که عادات سیگار کشیدن در طول زمان می‌تواند برایتان تهدید برانگیز باشد، ترس‌ها نیز می‌توانند آینده‌ی شما را مورد تهدید قرار دهند. بنابراین اضطرابی که شما را از تهدیدات جدی آگاه می‌کند، انطباقی و سازگارانه می‌باشد. این اضطراب [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%85%d8%b2%d9%85%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%db%8c%d8%af/">آیا با نگرانی و ترس مزمن زندگی می‌کنید؟ آشنایی با اضطراب فراگیر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="87" height="87" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 87px) 100vw, 87px" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;">هنگامی که امنیت، ایمنی و رفاه شما یا عزیزانتان تهدید شود، داشتن احساس اضطراب غیرمعمول نمی‌باشد. همانطور که عادات سیگار کشیدن در طول زمان</span> <span style="color: #ff0000;">می‌تواند برایتان تهدید برانگیز باشد، ترس‌ها نیز می‌توانند آینده‌ی شما را مورد تهدید قرار دهند. بنابراین اضطرابی که شما را از تهدیدات جدی آگاه می‌کند، انطباقی و</span> <span style="color: #ff0000;">سازگارانه می‌باشد. این اضطراب به شما می‌فهماند که در خطر هستید و تا زمانی که عامل تهدید را ازبین ببرید شما را در حالت برانگیختگی نگه می‌دارد.</span></p>
<p>اما افرادی وجود دارند که ساختمان بدنیشان آن‌ها را مستعد اضطرابی مزمن می‌کند که با تهدیدات نامرتبط است. آن‌ها در مورد همه چیز نگرانی دارند، حتی علت و چگونگی ادراک تهدیدی که غیر‌واقعی به نظر می‌رسد نیز برایشان اهمیتی ندارد. آن‌ها دچار اختلال اضطراب فراگیر هستند. این نوع از اضطراب ناسازگارانه می‌باشد که به شما نسبت به چیز خاصی هشدار نمی‌دهد، به طوریکه راهی برای پایان دادن به احساسات خود پیدا نمی‌کنید. اختلال اضطراب فراگیر آشفتگی قابل توجهی را در شما ایجاد کرده و در زندگی روزمره‌تان اختلال ایجاد می‌کند. شما دائما منتظر این هستید که اتفاقات بدی برایتان رخ بدهد؛ از تحویل به موقع کارهایتان گرفته تا مرگ در بلایای طبیعی. همچنین به دلیل رفتارهای مضطربانه‌ای که دارید، ممکن است از دید دیگران فردی عصبی (روان‌رنجور)، بسیار حساس و کمال‌گرا به نظر برسید.</p>
<p>شما بیشتر سعی بر این دارید که رخدادهای بد را از طریق اعمال کنترل بر روی زندگی روزمره‌تان و همچنین با به کارگیری راهبردهای ناسازگارانه برای مدیریت اضطرابتان، از خود دور کنید. افرادی که اختلال اضطراب فراگیر دارند اغلب به انواع دیگری از اختلالات اضطرابی شخصیت مانند اختلال وسواس اجباری نیز مبتلا هستند.</p>
<p>اما اشتباه نکنید، چراکه اختلال اضطراب فراگیر سندرمی متمایز است که از اختلال در قسمت‌هایی از مغز که با ترس، هیجان و حافظه سروکار دارد، ناشی می‌شود. محققان دریافته اند که آمیگدال (یک جفت از دسته های بادامی شکل از رشته های عصبی موجود در مغز میانی که هیجان، حافظه و ترس را پردازش می‌کند)، با اختلالات اضطرابی مانند اختلال اضطراب فراگیر مرتبط است. اما اخیرا با اینکه این مطالعه توسط پژوهشگران دانشکده پزشکی هاروارد انجام شده بود، پژوهشگران قادر نبودند مسیر گذرگاه های عصبی ای که قسمت های فرعی این ناحیه را با قسمت های دیگر مغز متصل می‌کردند به طور واضح نشان دهند. آن‌ها دریافتند که ارتباطات درهم آمیخته‌ای بین قسمت‌هایی از مغز که ترس و هیجان را پردازش می‌کنند و نواحی دیگری از مغز وجود دارد (<a href="http://escience.com/">EScience.com</a>). این ارتباطات درهم آمیخته حتی اگر عامل تهدید کننده‌ای نیز وجود نداشته باشد اضطراب را برمی‌انگیزند. به علاوه آن‌ها دریافتند که با تحریک مسیر مشخصی از مغز در آمیگدال، اضطراب بیشتری برانگیخته شده و میل حیوانات را برای خطرپذیری بالا می‌برد. این اکتشاف منجر به ایجاد درمان جدیدی برای آن دسته ازاختلالات اضطرابی شد که به طور خاص با مدارهای آمیگدال مرتبط بودند.</p>
<p>اگرچه تا به حال در حیطه‌ی بهداشت روان، طیف وسیعی از درمان‌های مفید و اثربخش برای اضطراب وجود داشته است، اما سریع‌ترین راه برای کاهش اضطراب از طریق دارو امکان پذیر است. امروزه داروهای ضداضطرابی به سرعت عمل می‌کنند، اما مانند داروهای دیگر بدون عوارض جانبی نیستند. اگر به دنبال این هستید که درمان اضطراب خود را پیگیری کنید، بهتر است بدانید که پژوهش ها در مورد دارودرمانی و روان درمانی برای اختلالات اضطرابی و افسردگی چه نظراتی دارند.</p>
<p>این پژوهش نشان داد که دارو‌درمانی و روان‌درمانی به طور همزمان برای بهبود این اختلالات نتیجه بخش‌تر است تا اینکه بخواهیم هر کدام از این درمان‌ها را به صورت جداگانه به‌کار ببریم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>دارو درمانی</strong></p>
<p>دارو درمانی سبب کاهش علایم می‌شود به طوری‌که میزان اضطراب را برای خطرپذیری کاهش داده و باعث می‌شود راهبردهای مقابله‌ای سالم‌تری را انجام دهید. معمولا مهارکننده‌های بازجذب سروتونین (SSRI) اولین گزینه‌ی انتخابی روانپزشکان برای درمان اضطراب می‌باشد که همچنین این دارو به عنوان درمان برای افسردگی نیز استفاده می‌شود. و دلیل آن هم اعتیاد‌آور نبودن و ایمنی‌تر بودن این داروها نسبت به داروهای ضد اضطراب سنتی (مانند بنزودیازپین‌ها) می‌باشد. برای داشتن عملکرد در سطحی بهینه و مطلوب، سروتونین که یک انتقال دهنده‌ی شیمیایی تثبیت‌کننده حالت خلق‌و‌خو می‌باشد، سطح معینی را در سیستم عصبی و مغزمان حفظ می‌کند. برای اختلال در عملکرد مغز، دلایل بسیار وجود دارد. در حالت افسردگی و اضطراب، اغلب اوقات میزان سروتونین افت می‌کند. مهارکننده‌های بازجذب سروتونین (SSRI)، باعث می‌شوند که میزان ترشح سروتونین در سیستم عصبی و مغزمان افزایش یابد، که درنتیجه اضطراب و افسردگی کاهش یافته و موجب ثبات و پایداری در حالت خلقی‌مان شود. آن نوع از مهارکننده های بازجذب سروتونینی که برای درمان اضطراب به کار می‌روند عبارتند از لگزاپرو و پاکسیل. بنزودیازپین ها شامل داروهای شناخته شده‌ی والیوم (دیازپام)، زنکس (آلپرازولام)، کلونوپین (کلونازپام) و آتیوان (لورازپام) می‌باشند. اگرچه این داروها اضطراب را به سرعت کاهش می‌دهند اما به دلیل اعتیادآور بودنشان در اولویت اول درمان قرار ندارند و زیاد مورد استفاده قرار نمی‌گیرند. افرادی که روانپزشک نیستند، اغلب این نوع داروها را برای درمان اضطراب به‌کار می‌برند در حالیکه این افراد برای تشخیص اختلالات روانپزشکی آموزش ندیده‌اند. قبل از شروع درمان با این نوع از دارو باید بسیار احتیاط کرد زیرا استفاده از این دارو نیازمند این است که برای کم کردن علائمتان بیشتر از آن استفاده کنید.</p>
<p>بنابراین اعتیاد پیدا کردن به بنزودیازپین‌ها خطرناک است. بوسپیرون یکی دیگر از داروهای ضد اضطرابی است که نه در رده مهارکننده‌های بازجذب سروتونین و نه در رده  بنزودیازپین‌ها قرار می‌گیرد. با این حال این دارو مانند مهارکننده‌های بازجذب سروتونین (SSRI) عمل کرده و برای کاهش اضطراب سروتونین را در بدن افزایش می‌دهد با این تفاوت که برخلاف مهارکننده‌های بازجذب سروتونین میل جنسی را کاهش نمی‌دهند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>روان درمانی</strong></p>
<p>اضطراب فیزیولوژیکی است. اما با توجه به راه‌هایی که انتخاب می‌کنید، می‌توانید آن را کاهش دهید و یا حتی باعث بدتر شدن آن شوید. بنابراین روان درمانی برای درمان اختلالات اضطرابی لازم است؛ به خصوص آن دسته از درمان‌هایی که بر مدیریت علایم تاکید دارند؛ مانند درمان شناختی – رفتاری، ذهن‌آگاهی و درمان های مدیریت استرس. به ویژه این درمان‌ها به شما راه‌هایی را برای آرامش‌دهی به جسم و روحتان آموزش داده و از افکار نامعقولی که منجر به ترس و نگرانی بیش‌از‌حد می‌شوند، جلوگیری می‌کنند. داشتن اضطراب آن هم به صورت طولانی مدت می‌تواند از کیفیت زندگیتان بکاهد. همچنین یک فرد متخصص و آموزش دیده می‌تواند در جایگزین کردن رفتارهای ناسالم و محدود کننده‌ با رفتارهایی که شما را با تجربیات جدید روبرو می‌کنند،کمک کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>مراقبت از خود (رژیم غذایی و ورزش)</strong></p>
<p>مصرف برخی از غذاها و نوشیدنی‌ها می‌تواند برایتان اضطراب زا باشد. مصرف ناکافی آن دسته از مواد غذایی که کربوهیدرات، پروتئین و چربی کافی دارند، می‌تواند باعث نوسان در سطح گلوکز خون شده و اضطرابتان را افزایش دهند. علاوه بر‌این با‌‌توجه به اینکه اسیدچرب‌امگا۳ در درمان افسردگی بسیار موثر بوده است، محققان برآن شدند که رابطه بین اسید چرب امگا ۳ و علائم اضطراب را نیز در افراد مضطرب مورد بررسی قرار دهند. آن‌ها دریافتند که دریافت دوز بالایی از اسیدهای چرب امگا۳ (بیش از ۲ گرم در روز)، می‌تواند باعث کاهش علائم اضطراب در افراد شود و این میزان کاهش اضطراب، با کاهش نسبت هورمون‌های التهابی در خون، از همبستگی بالایی برخوردار است. واین بدان معناست که مصرف اسیدهای چرب امگا ۳، التهاب را که با اضطراب رابطه‌ی مثبتی دارد کاهش می‌دهد و افراد توانایی بیشتری در مدیریت بهتر استرس داشته و بهبود قابل توجهی را در خلق‌وخویشان احساس می‌کنند. همچنین ورزش کردن هنگامی‌که با برنامه‌ی درمان شناختی – رفتاری همراه شود، مزایای زیادی برای سلامت روان داشته واثرات مثبت روان‌درمانی را افزایش می‌دهد. برخی از مطالعات نشان داده‌اند که ورزش کردن می‌تواند تاثیری مشابه با تاثیر دارودرمانی داشته باشد. محققان برای کاهش اضطراب، ورزش کردن را در حدود ۳۰ الی ۴۰ دقیقه و سه بار در هفته توصیه می‌کنند (PsychologyToday.com؛ ورزش و حالت خلق و خو).</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>آیا شما مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر هستید؟</strong></p>
<p>اگر فکر می‌کنید که به اختلال اضطراب فراگیر مبتلا هستید، بهتر است به سوالاتی که با ملاک‌های تشخیصی اختلال اضطراب فراگیر مطابقت دارند (ویرایش چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی؛ ایالت واشنگتن: انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۰۰) پاسخ دهید:</p>
<ul>
<li>آیا در مدت زمانی طولانی احساس نگرانی و ترس دارید؟</li>
<li>آیا احساس اضطراب، خستگی، تنش و بی‌قراری می‌کنید و به آسانی دچار خستگی و فرسودگی می‌شوید؟ و یا در توجه و تمرکز مشکل دارید؟ آیا به‌خواب‌رفتن و ادامه خواب برایتان دشوار است؟ اگر به سوال ۱ یا ۲ پاسختان مثبت است، آیا این علایم را در بیشتر روزها و بیشتر از ۶ ماه داشته اید؟</li>
<li>آیا حتی اگر شواهد کمی برای ترس‌هایتان وجود داشته باشد، مجازات قریب‌الوقوعی را پیش‌بینی می‌کنید؟</li>
<li>آیا در تلاشید که کنترل و راحتی اعصاب خود را بدست آورید؟ یا اینکه کنار آمدن با علایمتان بی‌فایده است؟ آیا علایمی که دارید با اختلال روانی دیگری مرتبط نیست؟</li>
<li>آیا علایمتان اضطراب و پریشانی قابل توجهی را در شما به‌وجود‌می‌آورد و مشکلات زیادی را در روابط، شغل و دیگر جنبه‌های زندگیتان ایجاد می‌کند؟</li>
<li>آیا می‌توانید علایم اضطرابتان را در دوران کودکیتان نیز ردیابی کنید؟</li>
</ul>
<p>اگر به بیشتر این سوالات پاسخ مثبت دادید، بهتر است برای دریافت کمک حرفه‌ای به متخصصی که برای تشخیص این علایم آموزش دیده است، مراجعه کنید. در واقع بهترین و ماهرترین متخصص کسی است که خود اضطراب را تشخیص دهد و اضطرابی را که ناشی از اختلالات وابسته به مواد و اختلالات شخصیتی دیگر بوده و به عنوان یک مشخصه از مشکل اصلی می‌باشد را رد کند.</p>
<p>متاسفانه به دلیل مراجعه افراد به متخصصانی که اختلال را به درستی تشخیص نداده‌اند، در بسیاری از مواقع دارو به اشتباه تجویز می‌شود که این خود باعث اضطراب و رنجش بیشتری در فرد می‌شود.</p>
<p>این نکته را به یاد داشته باشید که هیچ یک از دو بیمار شبیه به هم نیستند. به همین دلیل است که یک دارو و یا رویکرد درمانی خاص برای یک فرد می‌تواند سودمند باشد درحالیکه همان دارو یا رویکرد برای فرد دیگرمتفاوت بوده و ممکن است به خوبی کمک‌کننده نباشد.</p>
<p>امید است اطلاعاتی که در این مقاله فراهم شده است برایتان مفید بوده باشد. همچنین شناخت بیشتر حالات روحیتان و گزینه‌هایی که در درمان وجود دارد، شما را برای داشتن سلامت روانی بهتر توانمند‌تر می‌کند.</p>
<p>با احترام، دکتر دبورا</p>
<p>دانلود پاورپوینت درمان شناختی رفتاری اختلال اضطراب فراگیر (<a href="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/07/اختلال-اضطراب-فراگیر.pdf">اختلال-اضطراب-فراگیر.pdf</a>)</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%85%d8%b2%d9%85%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%db%8c%d8%af/">آیا با نگرانی و ترس مزمن زندگی می‌کنید؟ آشنایی با اضطراب فراگیر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%85%d8%b2%d9%85%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شکست درمان شناختی ـ رفتاری در اثبات اثربخشی</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%80-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%ab%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ab%d8%b1/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%80-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%ab%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ab%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 04 Oct 2016 10:17:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[درمان شناختی ـ رفتاری به زبان ساده]]></category>
		<category><![CDATA[درمان فراشناختی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب داغ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=7533</guid>

					<description><![CDATA[<p>شکست درمان شناختی ـ رفتاری در اثبات اثربخشی: چکیده درمان شناختی ـ رفتاری در حال حاضر رویکرد اصلی روانشناسان در درمان بیماری‌های روانی است. با توجه به این وضعیت می‌توان درمان شناختی ـ رفتاری را حکومت مرکزی رواندرمانی به حساب آورد. مطالعات قدیمی درباره‎ی اثربخشی درمان شناختی ـ رفتاری نشان داده بودند که اثربخشی آن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%80-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%ab%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ab%d8%b1/">شکست درمان شناختی ـ رفتاری در اثبات اثربخشی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h1><span style="font-size: 16px;"><strong>شکست درمان شناختی ـ رفتاری در اثبات اثربخشی:<br />
</strong></span></h1>
<p><span style="font-size: 16px;"><strong><img class=" wp-image-7470 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="photo_2016-05-28_13-56-24-150x150" width="113" height="113" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 113px) 100vw, 113px" />چکیده</strong></span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">درمان شناختی ـ رفتاری در حال حاضر رویکرد اصلی روانشناسان در درمان بیماری‌های روانی است. با توجه به این وضعیت می‌توان درمان شناختی ـ رفتاری را حکومت مرکزی رواندرمانی به حساب آورد. مطالعات قدیمی درباره‎ی اثربخشی درمان شناختی ـ رفتاری نشان داده بودند که اثربخشی آن به خصوص در درمان افسردگی بسیار بالا است (دابسون، ۱۹۹۰). </span></p>
<p><span style="font-size: 16px;"> </span><span style="font-size: 16px;">با استناد به این پژوهش‌ها می‌توان گفت که درمان شناختی رفتاری بر یکی از دشمنان انسان‌ها یعنی بیماری‌های روانی تا حد زیادی غلبه کرده است. اما مطالعات جدید نتوانسته‌اند همان میزان اثربخشی گزارش‌شده در مطالعات قدیمی‌تر را اثبات کنند. به عنوان مثال یک مطالعه‎ی فراتحلیل جدید (جانسون و فریبورگ، ۲۰۱۵) نشان داده است که اثربخشی درمان شناختی ـ رفتاری در طول زمان کاهش یافته است. علاوه بر این، درمان‌های رقیب مانند روانکاوی و به خصوص شکل نوین‌تر آن یعنی درمان‌های روان‌پویشی در حال انجام پژوهش‌های اثربخشی هستند و مطالعات، اثربخشی آنها را تأیید کرده‌اند (عباس، ۲۰۰۰).</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;"> از طرفی دیگر در درون مرزهای درمان شناختی ـ رفتاری، درمان‌هایی متولد شده‌اند که انتقادهایی به آن وارد کرده‌اند و تا حدودی سعی کرده‌اند با اسامی متفاوتی مانند درمان‌های موج سوم خود را حکومت مستقلی اعلام کنند. برخی دیگر از این درمان‌ها مانند طرحواره‌درمانی با کمک گرفتن از رویکردهای رقیب مانند روانکاوی، از طرفی بر عدم تأکید درمان شناختی &#8211; رفتاری بر تجربیات دوران کودکی و هیجانات بیمار تاخته است و از طرفی دیگر ارزش درمان‌های روان ـ تحلیلی را زنده کرده است.</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">از این رو حکومت مرکزی درمان شناختی ـ رفتاری در قلمرو پهناور رواندرمانی از جانب یک همسایه (روانکاوی) و چندین نیروی داخلی (درمان‌های موج سوم و طرحواره‌درمانی) در حال تهدید شدن است. از یک طرف نرخ بالای عود پس از درمان شناختی ـ رفتاری (یانگ، کلسکو و ویشار، ۲۰۰۳) و از طرف دیگر، انتقادهایی که درمان‌های موج سومی (هیز، ۲۰۰۴) و طرحواره‌درمانی بر پیکره‌ی درمان شناختی ـ رفتاری وارد کرده‌اند، چالش‌های موجود در درمان شناختی ـ رفتاری را می‌تواند به بحران تبدیل کند. آیا بار دیگر تاریخ رواندرمانی در حال تکرار است؟ آیا درمان شناختی ـ رفتاری به پایان حکومت خود نزدیک می‌شود؟ پیش از این نیز درمان‌های روانکاوی از مطالعات اثربخشی، سربلند بیرون نیامده بودند و انتقادهای تند و تیز درمان‌های شناختی و رفتاری از رویکرد روانکاوی، رونق پرشکوه آن را متوقف کردند. اما آیا درمان شناختی ـ رفتاری نیز در حال تجربه‎ی بحران و فروپاشی است؟ با روان حامی همراه شوید تا دقیق‌تر این موضوع را بررسی کنیم.   </span></p>
<p><span style="font-size: 16px;"><strong>واژگان کلیدی:</strong> <a href="https://varanpsy.org/product/%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-cbt/">درمان شناختی رفتاری</a>، روانکاوی، درمان‌های موج سوم، طرحواره‌درمانی، درمان مبتنی بر شواهد</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">برای آشنایی بیشتر با درمان شناختی ـ رفتاری می‌توانید مقاله «<a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/">درمان شناختی ـ رفتاری به زبان ساده</a>» را مطالعه کنید.</span></p>
<h2><span style="font-size: 16px;"><strong>مقدمه</strong></span></h2>
<p><span style="font-size: 16px;">در ابتدای تاریخ رواندرمانی، روانکاوی توانسته بود یک حکومت مرکزی در قلمرو رواندرمانی تشکیل دهد، حکومتی که فروید برای سال‌ها بر تخت آهنین آن تکیه زده بود. هر روانشناسی که قصد فعالیت در قلمرو رواندرمانی را داشت با روانکاوی بیعت و باید سرسپردگی خود را به ناهشیاری، محوریت انگیزه جنسی، عقده‌ی ادیپ، تعارض و مصالحه، اعلام می‌کرد و هر کسی مخالفتی نشان می‌داد از قلمرو مقدس اخراج می‌شد. اما این به معنای خروج اخراجی‌ها از صحنه‌ی تاریخ رواندرمانی نبود.</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">اخراجی‌ها برای خود حکومت‌های محلی تشکیل دادند و با فعالیت‌های منظم به قدرت خود می افزودند. از یک منظر می‌توان اخراجی‌ها را به دو دسته تقسیم کرد. مخالفت دسته‌ی اول با مفاهیم فرویدی مانند انگیزه‌ی جنسی آنها را از روانکاوی ارتدوکس منحرف ساخت، اما در حکومت‌های محلی خود، نیز همان راه روانکاوی را با اندکی تفاوت ادامه دادند. آنها در حال حاضر به <strong>نوفرویدی‌ها</strong> و <strong>روان‌پویشی‌ها</strong> معروف هستند. دسته‌ی دوم کسانی بودند که به طور کلی با مفروضه‌های روانکاوی به مخالفت برخاستند و راهی را در پیش گرفتند که بر خلاف دسته‌ی اول هیچ شباهتی به روانکاوی نداشت. این دسته خواستار در دست گرفتن حکومت مرکزی بودند زیرا معتقد بودند که روانکاوی از عینیت فاصله گرفته است و با اینکه به صورت طولانی‌مدت به جنگ با دشمن دیرینه‌ی انسان یعنی بیماری‌های روانی می‌پردازد باز هم شکست می‌خورد. آنها خواستار انجام پژوهش درباره‌ی اثربخشی درمان و آزمایش مفاهیم روانکاوی بودند اما روانکاوی در برابر این خواسته‌ها از خود مقاومت نشان می‌داد. این مبارزه تا آنجا ادامه پیدا کرد که جنبشی به نام درمان‌های مبتنی بر شواهد شکل گرفت که در واقع ضربه‌ای نهایی بر پیکر روانکاوی بود و به طور واقعی روانکاوی را از مرزهای دانشگاهی اخراج کرد و خود، حکومت مرکزی را به دست گرفت. روانکاوی نیز به حکومت‌های محلی پراکنده‌ای تبدیل شد.</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">دسته‌ی دوم مخالفان سلسله جدیدی از درمان‌ها به نام درمان‌های شناختی را پایه‌گذاری کردند که هدف آنها عبارت بود از عینیت بخشیدن به درمان و افزایش اثربخشی آن. آنها به مرور زمان به منظور قدرتمندی بیشتر در برابر بیماری‌های روانی با درمان‌های رفتاری اتحاد برقرار کردند و نام خود را <strong>درمان شناختی ـ رفتاری</strong> گذاشتند. تاریخ رواندرمانی نشان می‌دهد که آنها کاملاً موفق بودند و توانستند به واسطه‌ی پژوهش‌های متعددی که انجام دادند روز به روز به گسترش مرزهای خود ادامه دهند.</span></p>
<h3><span style="font-size: 16px;"><strong>معرفی مختصر درمان شناختی ـ رفتاری</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 16px;">درمان شناختی ـ رفتاری شامل تکنیک‌هایی است که بر این ادعای اساسی استوار هستند که اختلال‎های روانی و پریشانی‌های روان‌شناختی توسط عوامل شناختی و پردازش‌های شناختی ایجاد می‌شوند و تداوم پیدا می‌کنند (هافمن و همکاران، ۲۰۱۲). بک و الیس به عنوان پیشگامان اصلی این رویکرد مطرح کرده بودند که افکار ناسازگار آبشخور اختلال هیجانی و رفتار ناکارآمد هستند و از این رو برای بهبودی و درمان بیماری‌ها باید به سرچشمه رجوع و افکار ناسازگار را شناسایی کرد و آنها را تغییر داد. نظریه‌ی اصلی شناخت‌درمانی در طول زمان به طور پیوسته تکامل پیدا کرد و مفاهیم جدیدتری را در بر‌گرفت مانند افکار خودآیند، افکار واسطه‎ای، باورهای هسته‎ای و نظریه‌ی طرحواره.</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">این رویکرد ابتدا برای افسردگی معرفی شد اما مرزهای خود را تا اختلال‌های دیگر گسترش داد و برای بسیاری از بیماری‌های روانی، مدلی از درمان شناختی ـ رفتاری معرفی شد و این مسیر آنقدر ادامه پیدا کرد تا توانست به بیماری‌هایی که زمانی به نظر می‌رسید درمان‌های روانشناختی جز کمکی ساده برای آنها چیز دیگری نیست راه پیدا کند. مثال برجسته‌ی این موضوع انطباق درمان شناختی ـ رفتاری برای اسکیزوفرنی است.</span></p>
<h3><span style="font-size: 16px;"><strong>جنبش درمان‌های مبتنی بر شواهد </strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 16px;">درمان شناختی ـ رفتاری یکی از اصلی‌ترین درمان‌های مبتنی بر شواهد در روانشناسی معاصر است. درمان شناختی ـ رفتاری به سبب دارا بودن ویژگی‌هایی مانند عینیت، تعریف‌های عملیاتی از مفاهیم نظری و تکنیک‌های درمانی، ساختارمندی، کوتاه‌مدت بودن، کم هزینه بودن، هدف‌مداری و نگرش خاص خود به اختلال‌های روانشناختی گزینه‌ی مناسبی برای پژوهش بود. از این رو به جرأت می‌توان ادعا کرد که درمان شناختی ـ رفتاری بیشترین پشتوانه‌ی تجربی را به خود اختصاص داده است. در این جریان دانشمندان و پژوهشگرانی که شیفته‌ی عینیت علمی بودند به تدریج نظریه‌ی روانکاوی فروید را به سبب اینکه قابل آزمایش نبود نکوهش کردند. این جریان در نهایت به طرد شدن نظریه‌ی روانکاوی منجر شد و دانشگاه‌ها بیشتر به آموزش درمان شناختی ـ رفتاری  روی آوردند. درمان‌های روانکاوی نیز اغلب بیرون از مرزهای دانشگاهی به توسعه و تکامل خود ادامه دادند. تمام این جریان به شکل گیری جنبش درمان‌های مبتنی بر شواهد شد. یعنی باید درمانگران از درمان‌هایی استفاده کنند که پژوهش‌ها اثربخشی و کارآیی آنها را برای اختلالی خاص اثبات کرده‌اند.</span></p>
<h4><span style="font-size: 16px;"><strong>چالش‌ها و بحران درمان شناختی ـ رفتاری</strong></span></h4>
<h4><span style="font-size: 16px;"><strong>الف) کاهش اثربخشی در طول زمان</strong></span></h4>
<p><span style="font-size: 16px;">تعداد زیادی از پژوهش‌ها کارآمدی درمان شناختی ـ رفتاری کلاسیک را در درمان افسردگی تأیید کرده‌اند. فراتحلیل‌های منتشرشده در دهه‌ی ۱۹۸۰ توسط دابسون (۱۹۹۸)، و در دهه‌ی ۱۹۹۰ (توسط هالون، شلتون و لوسن، ۱۹۹۱؛گلوآگن و همکاران، ۱۹۹۸) نتیجه گرفتند که درمان شناختی ـ رفتاری اثربخشی درمانی بالایی دارد. با وجود این، هیچ کوششی برای ارزیابی کارآیی درمان شناختی ـ رفتاری در طول زمان انجام نشده است. بنابراین جانسون و فریبورگ (۲۰۱۵) برای مطالعه‌ی تغییرات زمانی در کارآیی درمان شناختی ـ رفتاری فراتحلیلی بر روی مطالعات منتشر شده از ۱۹۷۷ تا ۲۰۱۴ انجام دادند. سوالات آنها از این قرار بود که <strong>کارآیی درمان شناختی رفتاری در طول زمان چگونه تغییر کرده است؟ آیا بیشتر شده است، مثل قبل باقی مانده است یا اینکه کاهش یافته است؟</strong></span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">نتایج این فراتحلیل نشان داد که اندازه‌ی اثر درمان شناختی (بر اساس پرسشنامه‎ی افسردگی بک و پرسشنامه افسردگی همیلتون) رابطه‌ی منفی معناداری با زمان دارد. نرخ بهبودی (درصد بیماران بهبود یافته) نیز با زمان رابطه‌ی منفی معنادار داشت. منظور از زمان در پژوهش جانسون و فریبورگ سال انتشار مطالعات اثربخشی است. به عبارت دیگر آنها اثربخشی درمان را در طول سال‌های ۱۹۷۷ تا ۲۰۱۴ با یکدیگر مقایسه کردند و به این نتیجه رسیدند که هر چقدر زمان از ۱۹۷۷ به سمت ۲۰۱۴ به پیش رفته است از میزان اثربخشی منتشرشده در مطالعات کاسته شده است. بنابراین بین گذشت زمان و اثربخشی درمان شناختی ـ رفتاری رابطه‌ی منفی به دست آمد. بنابراین به نظر می‌رسد که آزمایش‌های بالینی معاصر اثربخشی کمتری از درمان‌هایی که دهه‌های قبل انجام می‌شد دارند.</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">یک توضیح احتمالی این است که اهداف درمان شناختی ـ رفتاری مانند تغییر شناخت‌های ناسازگار و رفع اختلال‌های هیجانی جذابیت زیادی دارد. اما این جذابیت بلای جان درمان شناختی ـ رفتاری شده است زیرا این گمان را ایجاد کرده است که یادگیری آن بسیار آسان است. با و جود این، آموزش، تمرین و نظارت ضعیف از دلایل دیگر است. بنابراین برخی از پژوهشگران بالینی هشدار داده‌اند که از مداخلات درمانی مبتنی بر شواهد منحرف نشوید، زیرا پژوهش نشان داده است هر چه درمانگر کمتر به دستورالمل‌ها پای‌بندی نشان می‌دهد اثربخشی نیز کمتر می‌شود. توضیح دیگر، کاهش درمانگران باتجربه است. درمانگران اولیه به درمان وفادارای بیشتری داشتند و قبل از اجرای آزمایش‌های کنترل شده‌ی تصادفی به خوبی آموزش می‌دیدند.</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">بنابراین باید پرسید سرانجام درمان شناختی ـ رفتاری چه می‌شود؟ آیا درمانی که خود طلایه‌دار پژوهش بود و بر اساس اثبات اثربخشی خود پیشرفت کرده است توسط پژوهش‌های جدید از سرعت تکامل آن کاسته می‌شود؟</span></p>
<h2><span style="font-size: 16px;"><strong>ب) تشکیل حکومت‌های محلی داخلی در قلمرو درمان‌ شناختی ـ رفتاری</strong></span></h2>
<p><span style="font-size: 16px;">به مرور زمان، انواعی از روش‌های درمانی متنوعی برپایه‌های رویکرد شناختی ـ رفتاری شکل گرفتند مانند درمان شناختی ـ رفتاری ترکیب شده با بهوشیاری (ذهن آگاهی) (سگال، ویلیامز و تیزدل، ۲۰۰۲)، درمان شناختی رفتاری یکپارچه شده با عناصری از درمان بین فردی (کاستونگی، ۱۹۹۶)، و درمان فراشناختی آدریان ولز (۲۰۰۸) که جنبه‌های نوآورانه‌ای را در درمان شناختی ـ رفتاری وارد کرده است. این اشکال جدید در واقع حکومت‌های داخلی محلی بودند که از قوانین و مفاهیم درمان شناختی ـ رفتاری سرباز زدند و می‌توان گسترش آنها را به یک شورش داخلی توصیف کرد. درمان‌های شناختی ـ رفتاری کارآمدی بالایی در درمان بیماری‌های روانی مانند هیپوکندریا و اختلال اضطراب فراگیر نشان داده‌اند. با وجود این، مطالعات اندکی نشان داده‌اند که این درمان‌ها در درمان افسردگی از درمان شناختی ـ رفتاری کلاسیک اثربخش‌تراند. با شکست درمان شناختی ـ رفتاری در اثربخشی این درمان‌ها رواج بیشتری پیدا خواهند کرد.<br />
</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">باید به بحران کاهش اثربخشی درمان شناختی ـ رفتاری، انتقادهای وارده از سوی درمان‌های موج سوم مانند درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش، و طرحواره‌درمانی را نیز اضافه کرد. درمان‌های موج سوم تغییر افکار و کنترل افکار منفی را نه تنها کمک‌کننده نمی‌دانند بلکه این فرآیند را اساس مشکلات روانشناختی می‌دانند و معقتدند که «مشکل، کنترل کردن است».</span></p>
<h3><span style="font-size: 16px;"><strong>ج) تهدیدی از جانب قدرت‌های همسایه</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 16px;">در سال‌های اخیر دانشمندانی در حال سنجیدن اثربخشی درمان‌های روانکاوی هستند (به عنوان مثال عباس، ۲۰۰۰) و مطالعات آنها حاکی از اثربخشی درمان‌های روانکاوی به همان اندازه‌ی درمان‌های شناختی ـ رفتاری است. بنابراین آیا پژوهش‌های جدید به خون‌خواهی فروید و پیروانش، درمان شناختی را از سکه می‌اندازند و بار دیگر درمان روانکاوی سکه‌ی روز بازار روانشناسی می‌شود؟</span></p>
<h3><span style="font-size: 16px;"><strong>بحث و نتیجه گیری</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 16px;">تاریخ رواندرمانی نشان داده است هر درمانی که در حوزه‌ی رواندرمانی معرفی شده است یک دوره‌ی طلایی اوج گرفتن و یک دوره‌ی تاریک افول را پیشت سر گذارده‌ است: روانکاوی فرویدی در دهه‌ی ۱۹۳۰ در اوج بود، درمان شناختی ـ رفتاری در دهه‎ی ۱۹۹۰ و امروزه درمان‌های مبتنی بر بهوشیاری یا ذهن‎آگاهی. همیشه کسانی هستند که از وضعیت نظریه‌های موجود و روش درمانی غالب ناراضی‌اند و در پی روش‌های نوین درمانی هستند. زمانی که نظریه‌پردازی، نظریه‌ی جدیدی را مطرح می‌کند، اولین هواداران او به شدت عزم خود را جمع می‌کنند تا رویکرد جدید خود را به دیگران معرفی کنند و نشان دهند که رویکرد آنها اثربخشی دارد. اما رفته‌رفته زمانی که این رویکرد رواج پیدا می‌کند اندک اندک درمانگرانی از آن رویکرد استفاده می‌کنند که به اندازه‎ی هواداران اولیه احساس تعهد به آن نمی‌کنند. بنابراین ممکن است افت اثربخشی درمان‌ها ریشه در رواج گسترده‌ی آنها و افتادن به دست درمانگران نابلد داشته باشد. البته این فقط یک تبیین است.</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">درمان شناختی ـ رفتاری یکی از بهترین و اثربخش‌ترین درمان‌های حال حاضر است. اما مطالعات نشان داده‌اند که در طول زمان از اثربخشی آن کاسته شده است. اگر همین روند ادامه پیدا کند درمان شناختی ـ رفتاری در وضعیت بحرانی قرار خواهد گرفت و رویکردهای درمانی دیگر رواج بیشتری پیدا خواهند کرد.</span></p>
<p>حمید بهرامی زاده، دانشجوی دکتری روانشناسی دانشگاه علامه</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/ravanhami" rel="nofollow">ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%80-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%ab%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ab%d8%b1/">شکست درمان شناختی ـ رفتاری در اثبات اثربخشی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%80-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%ab%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%ab%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خطاهای شناختی زندگی را سخت می‌کنند</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 03 May 2016 09:36:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[درمان شناختی ـ رفتاری به زبان ساده]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[خطاهای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان شناختی رفتاری]]></category>
		<category><![CDATA[طرحواره]]></category>
		<category><![CDATA[طرحواره درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[طرحواره های ناسازگار اولیه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=5093</guid>

					<description><![CDATA[<p>خطاهای شناختی زندگی را سخت می‌کنند: خطاهای شناختی، خطاهایی است که در نحوه‌ی فکر کردن ما رخ می‌دهد. در واقع آنها شیوه‌‎ی تفکر ما هستند. با روان حامی همراه باشید. به طور کلی می‌توان افکار را به دو بخش قسمت کرد: اول محتوای فکر و دوم فرآیند فکر. محتوای فکر دقیقاً افکار ما هستند مانند: [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c/">خطاهای شناختی زندگی را سخت می‌کنند</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: 14px; color: #333333;">خطاهای شناختی زندگی را سخت می‌کنند: </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><img class=" wp-image-5217 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/logo.jpg" alt="logo" width="99" height="84" />خطاهای شناختی، خطاهایی است که در نحوه‌ی فکر کردن ما رخ می‌دهد. در واقع آنها شیوه‌‎ی تفکر ما هستند. با روان <a href="http://ravanhami.com/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">حامی همراه </a>باشید.<div class="clear" style="height:1px;"></div></span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">به طور کلی می‌توان افکار را به دو بخش قسمت کرد: اول محتوای فکر و دوم فرآیند فکر. محتوای فکر دقیقاً افکار ما هستند مانند: «من دوست داشتنی نیستم»، «من آدم موفقی هستم» و یا «من اگر در امتحان ۲۰ نگیرم به این معناست که هیچ وقت آدم موفقی نخواهم شد». این مثالها دقیقا افکاری هستند که از ذهن ما عبور می‌کنند. اما این افکار شکل خاصی دارند، مثلاً بعضی افراد سیاه و سفید فکر می‌کنند مانند «من اگر در امتحان ۲۰ نگیرم به این معناست که هیچ وقت آدم موفقی نخواهم شد»، یعنی همه چیز خوب پیش می‌رود یا اینکه اتفاقات بسیار بدی رخ خواهد داد. </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">همانطور که می‌بینید تفکر سیاه و سفید، فکر خاصی نیست اما یک نحوه یا یک شیوه‎ی فکر کردن است. به این شیوه‌های فکر کردن، فرآیند تفکر یا پردازش اطلاعات گفته می‎شود. به طور کلی به نحوه فکر کردن فرآیند پردازش اطلاعات می‌گویند؛ زیرا در حین فکر کردن ما بر روی اطلاعاتی که در ذهن خود داریم و اطلاعاتی که از محیط به دست می‎آوریم پردازش‌ها یا محاسباتی انجام می‌دهیم. به عنوان مثال وقتی کسی با اطلاعات را به صورت سیاه و سفید فکر کند همه چیز را در دوقطب افراطی به شکل خوب یا بد طبقه‌بندی می‌کند. به این خاطر به خطاهای شناختی گاهی سوگیری‌های پردازش اطلاعات نیز گفته می‌شود.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">خطاهای شناختی زندگی را برای ما سخت و طاقت فرسا خواهند کرد، زیرا از یک طرف خطاهای شناختی باعث می‌شوند که ما اطلاعات دریافتی را به صورت بسیار منفی پردازش و تفسیر کنیم. نتیجه پردازش منفی اطلاعات نیز هیجانات منفی مانند اضطراب و افسردگی است. از طرف دیگر آنها به روابط ما با خانواده، همسر، دوستان و جامعه آسیب می‌زنند.</span></p>
<h2><span style="font-size: 14px;">انواع مختلفی از خطاهای شناختی وجود دارد که در اینجا به صورت مختصر آنها را مرور می‌کنیم.</span></h2>
<h4><span style="font-size: 14px;">۱- تفکر سیاه و سفید:</span></h4>
<div id="attachment_5275" style="width: 178px" class="wp-caption alignright"><img aria-describedby="caption-attachment-5275" class="wp-image-5275 " src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/c098ff809dab7d71301ec37151d4a478-209x300.jpg" alt="تفکر سیاه و سفید" width="168" height="241" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/c098ff809dab7d71301ec37151d4a478-209x300.jpg 209w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/c098ff809dab7d71301ec37151d4a478.jpg 564w" sizes="(max-width: 168px) 100vw, 168px" /><p id="caption-attachment-5275" class="wp-caption-text"><span style="font-size: 14px;">خطاهای شناختی: تفکر سیاه و سفید</span></p></div>
<p><span style="font-size: 14px;">اگر کسی فکر کند که اگر در هر زمینه‌ای آمادگی کامل نداشته باشد حتما در زندگی شکست خواهد خورد، این فرد دارد به صورت سیاه و سفید فکر می‌کند. در این نوع تفکر،شما به جای اینکه یک موقعیت را به صورت یک پیوستار در نظر بگیرید آن را به دو قطب متضاد می‌بینید. خلاصه اینکه همه چیز یا سیاه است یا سفید و هیچ منطقه خاکستری رنگی وجود ندارد. افرادی که سیاه و سفید فکر می‌کنند هیچ احتمالی برای در نظر گرفتن دیدگاه های دیگر در نظر نمی گیرند. این نحوه تفکر می‌تواند باعث تنها شدن شما شود و اجازه ندهد که تمام جنبه‌های یک موقعیت را درک کنید. این نوع تفکر حتی ممکن است شما را تبدیل به یک آدم دگم و خشک و متعصب نسبت به دیدگاه خود بکند. به این نوع تفکر، تفکر همه یا هیچ نیز گفته می‌شود. <div class="clear" style="height:40px;"></div></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="font-size: 14px;">۲-تفکر فاجعه آمیز</span></h3>
<div id="attachment_5288" style="width: 374px" class="wp-caption aligncenter"><img aria-describedby="caption-attachment-5288" class="wp-image-5288" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/3-300x164.jpg" alt="تفکر فاجعه آمیز" width="364" height="199" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/3-300x164.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/3-610x335.jpg 610w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/3-600x328.jpg 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/3.jpg 613w" sizes="(max-width: 364px) 100vw, 364px" /><p id="caption-attachment-5288" class="wp-caption-text"><span style="font-size: 14px;">خطاهای شناختی: تفکر فاجعه آمیز</span></p></div>
<p><span style="font-size: 14px;">عده‌ای از افراد آینده را به صورت بسیار منفی پیش‎بینی می‌کنند بدون آنکه سایر پیامدهای احتمالی را در نظر بگیرند. به این نوع تفکر می‌گویند تفکر فاجعه‌آمیز. علت این تفکر این است که فرد یک موضوع جزئی را در ذهنیش بسیار بزرگ می‌کند. به عنوان مثال بعضی از افراد وقتی سر درد می‌شود و دردشان برای چندساعت یا کمتر ادامه پیدا می کنند فورا گمان می کنند که این موضوع چیزی بیشتر از یک سردرد معمولی است و آنها حتما مبتلا به یک تومور بدخیم کشنده شده اند.</span></p>
<h2><span style="font-size: 14px;">۳-نادیده‌انگاشتن جنبه‌های مثبت</span></h2>
<div id="attachment_5287" style="width: 362px" class="wp-caption aligncenter"><img aria-describedby="caption-attachment-5287" class="wp-image-5287" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/2-300x163.jpg" alt="نادیده‌انگاشتن جنبه‌های مثبت" width="352" height="191" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/2-300x163.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/2-600x326.jpg 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/2.jpg 607w" sizes="(max-width: 352px) 100vw, 352px" /><p id="caption-attachment-5287" class="wp-caption-text"><span style="font-size: 14px;">خطاهای شناختی: نادیده‌انگاشتن جنبه‌های مثبت</span></p></div>
<p><span style="font-size: 14px;">یکی دیگر از انواع خطاهای شناختی نادیده انگاشتن جنبه‌های مثبت است. بعضی از افراد هم هستند که اصلاً نمی‌توانند به جنبه‌های مثبت زندگی و دنیا و از همه مهمتر به جنبه‌های مثبت خویش توجه کنند. مثلاً وقتی در نمره خوبی در امتحان کسب می‌کنند می‌گویند که شانس آوردم. بدیهی به نظر می رسد که زمانی که جنبه های مثبت ماجرا را در نظر نمی گیریم در حال توجه کردن شدید به جنبه های منفی هستیم.</span></p>
<h2><span style="font-size: 14px;">۴-استدلال هیجانی</span></h2>
<div id="attachment_5290" style="width: 404px" class="wp-caption aligncenter"><img aria-describedby="caption-attachment-5290" class="wp-image-5290" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/5-300x160.jpg" alt="استدلال هیجانی" width="394" height="210" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/5-300x160.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/5-600x321.jpg 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/5.jpg 606w" sizes="(max-width: 394px) 100vw, 394px" /><p id="caption-attachment-5290" class="wp-caption-text"><span style="font-size: 14px;">خطاهای شناختی: استدلال هیجانی</span></p></div>
<p><span style="font-size: 14px;">گاهی اوقات چیزهایی را حس می‌کنیم و قویاً باور داریم که آنها واقعیت مطلق دارند. چیزی را حس می‌کنیم و آن را باور می‌کنیم. به این می‌گویند استدلال هیجانی، یعنی بر اساس هیجاناتمان دست به عمل می‌زنیم نه بر اساس منطق و دلیل و در این حین هرگونه شواهدی را که مخالف باشد نادیده می‎گیریم.</span></p>
<h4><span style="font-size: 14px;">۵- برچسب‌های منفی</span></h4>
<div id="attachment_5292" style="width: 387px" class="wp-caption aligncenter"><img aria-describedby="caption-attachment-5292" class="wp-image-5292" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/7-300x163.jpg" alt="برچسب‌های منفی" width="377" height="205" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/7-300x163.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/7.jpg 589w" sizes="(max-width: 377px) 100vw, 377px" /><p id="caption-attachment-5292" class="wp-caption-text"><span style="font-size: 14px;">خطاهای شناختی: برچسب‌های منفی</span></p></div>
<p><span style="font-size: 14px;">یکی دیگر از خطاهای شناختی برجسب‎ زدن منفی به خود و دیگران است. بعضی‌ها عادت دارند به خودشان برچسب‌های منفی بزنند: من خنگم، من بازنده هستم و . . . . آنها شواهد موجود درباره خود را اصلا در نظر نمی‌گیرند که شاید اگر این کار را انجام دهند نتیجه‌ای غیر از بازنده بودن به دست می‌آید. به هر حال آنها دچار خطای برچسب زدن هستند.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;">۶- تعمیم افراطی</span></h3>
<div id="attachment_5285" style="width: 382px" class="wp-caption aligncenter"><img aria-describedby="caption-attachment-5285" class="wp-image-5285" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/1-300x175.jpg" alt="تعمیم افراطی" width="372" height="217" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/1-300x175.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/1.jpg 591w" sizes="(max-width: 372px) 100vw, 372px" /><p id="caption-attachment-5285" class="wp-caption-text"><span style="font-size: 14px;">خطاهای شناختی: تعمیم افراطی</span></p></div>
<p><span style="font-size: 14px;">نوع دیگری از خطاهای شناختی وجود دارد که به آن تعمیم افراطی می‌گویند. افراد دارای این خطای شناختی عموماً وقتی یک اتفاق بدی برایشان رخ می دهد آنها را به تمام زندگی و دنیای خود تعمیم می دهند. این افراد همیشه از واژه هایی مثل همیشه، هرگز، و برای همیشه استفاده می کنند.</span></p>
<h4><span style="font-size: 14px;">۷- انتظارات غیرواقع‌بینانه</span></h4>
<p><span style="font-size: 14px;">زمانی که شما از خود و یا دیگران انتظارات بالایی دارید دچار این خطای شناختی می شوید. این خطای شناختی دارای یک واژه سرنخ است: باید. به عنوان مثال من باید تا آخر امشب این مقاله را تمام کنم. یا اینکه همسرم باید بداند که من به چه چیزی نیاز دارم. وقتی انتظارات برآورده نمی شوند که در اغلب موارد چنین خواهد شد زیرا انتظارات مورد نظر بسیار بالا هستند، اعتماد به نفس شما، روابط شما و حتی استرس شما بدتر می‌شود.</span></p>
<h1><span style="font-size: 14px;"><strong><span style="color: #ff0000;">۸- نتیجه‌گیری شتاب‌زده </span></strong></span></h1>
<div id="attachment_5289" style="width: 450px" class="wp-caption aligncenter"><img aria-describedby="caption-attachment-5289" class="wp-image-5289" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/4-300x161.jpg" alt="نتیجه‌گیری شتاب‌زده" width="440" height="236" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/4-300x161.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/4-600x322.jpg 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/4.jpg 630w" sizes="(max-width: 440px) 100vw, 440px" /><p id="caption-attachment-5289" class="wp-caption-text"><span style="font-size: 14px;">خطاهای شناختی: نتیجه‌گیری شتاب‌زده</span></p></div>
<p><span style="font-size: 14px;">شما در حال رفتن به آبدار خانه هستید و ناگهان متوجه می شوید که همکارانتان به شما نگاه می کنند. در این حالت شما فورا نتیجه می گیرید که آنها درباره شما حرف می زنند.</span></p>
<h2><span style="font-size: 14px;"><strong><span style="color: #ff0000;">۹-شخصی‌سازی</span></strong></span></h2>
<div id="attachment_5293" style="width: 392px" class="wp-caption aligncenter"><img aria-describedby="caption-attachment-5293" class="wp-image-5293" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/8-300x165.jpg" alt="شخصی‌سازی" width="382" height="210" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/8-300x165.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/8.jpg 582w" sizes="(max-width: 382px) 100vw, 382px" /><p id="caption-attachment-5293" class="wp-caption-text"><span style="font-size: 14px;">خطاهای شناختی: شخصی‌سازی</span></p></div>
<p><span style="font-size: 14px;">اگر معتقد هستید که شما علت بدبختی های خویش و دیگران هستید بدانید که در حال شخصی‌سازی هستید. اگر فکر میکنید که شما مسئول اتفاقهای افتاده هستید شما در حال تجریه یک خطای شناختی هستید. به عنوان مثال لیلا از برادرش خواسته بود که هنگام برگشت از مسافرت، با ماشین بیاید دنبالش. اما در راه برادرش تصادف می‌کند و لیلا به این نتیجه می رسد که مقصر این ماجرا او بوده است زیرا او از برادرش خواسته بود که به ترمینال بیاید. اما همه ما می دانیم که ممکن است رانندگی بد برادر لیلا با هر علت فرضی دیگری علت اصلی این تصادف بوده است نه درخواست لیلا از برادرش. اگر درخواست لیلا از برادرش باعث تصادف شده است پس ما نباید ازهیچ کسی هیچ درخواستی داشته باشیم زیرا در حین اجرای آن درخواست ممکن است فرد مورد نظر بی احتیاطی کند و آن وقت مسئولیتش بیفتد گردن ما. می دانیم که اینگونه فکر کردن نمی تواند درست باشد.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong><span style="color: #ff0000;">۱۰- سرزنش کردن </span></strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">این خطا زمانی رخ می دهد که شما مسئولیت اعمال و افکار خود را به گردن نمی گیرید و بابت آنها دیگران را سرزنش می کنید یا اینکه مسئولیت اعمال دیگران را نیز به عهده می گیرید و خودتان را سرزنش میکنید. بین خود و دیگران مرزی قایل شوید.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong><span style="color: #ff0000;">۱۱- بزرگ کردن و کوچک کردن </span></strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">وقتی که خودتان شخص دیگر یا یک موقعیت را ارزیابی می‌کنید، به طور غیرمنطقی جنبه‌های منفی را اغراق آمیز جلوه می‌دهید و یا جنبه‌های مثبت را کم اهمیت می شمارید (بک، ترجمه فتی و همکاران، ۲۰۰۵).</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong><span style="color: #ff0000;">۱۲- باید و نباید</span> </strong></span></h3>
<div id="attachment_5291" style="width: 436px" class="wp-caption aligncenter"><img aria-describedby="caption-attachment-5291" class="wp-image-5291" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/6-300x160.jpg" alt="باید و نباید" width="426" height="227" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/6-300x160.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/6.jpg 588w" sizes="(max-width: 426px) 100vw, 426px" /><p id="caption-attachment-5291" class="wp-caption-text"><span style="font-size: 14px;">خطاهای شناختی: باید و نباید</span></p></div>
<p><span style="font-size: 14px;">برخی از آدم‌ها یک سری باید و نبایدهای بسیار انعطاف‌ناپذیر درباره‌ی رفتار خود و دیگران دارند و عمل نکردن بر طبق این باید و نبایدها از آنها وحشتناک و فاجعه‎آمیز است.</span></p>
<div id="attachment_5296" style="width: 328px" class="wp-caption aligncenter"><img aria-describedby="caption-attachment-5296" class="wp-image-5296" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/Untitled-204x300.png" alt="خطاهای شناختی زندگی را سخت می‌کنند" width="318" height="467" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/Untitled-204x300.png 204w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/Untitled.png 533w" sizes="(max-width: 318px) 100vw, 318px" /><p id="caption-attachment-5296" class="wp-caption-text"><span style="font-size: 14px;">خطاهای شناختی زندگی را سخت می‌کنند</span></p></div>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: 14px;"><div class="base-box news-box mom_box_sc_ mom_box_sc clear " style="">نویسنده: حمید بهرامی زاده</div> </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:15px; line-height:25px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;">یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در <a href="https://telegram.me/ravanhami">تلگرام</a> با ما همراه باشید.</div></span></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c/">خطاهای شناختی زندگی را سخت می‌کنند</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>افکار اتوماتیک منفی (خودآیند منفی)، واسطه‌ای و باورهای هسته‌ای</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a7%d9%81%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%aa%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%aa%db%8c%da%a9/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a7%d9%81%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%aa%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%aa%db%8c%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 Apr 2016 14:47:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[درمان شناختی ـ رفتاری به زبان ساده]]></category>
		<category><![CDATA[درمان‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب داغ]]></category>
		<category><![CDATA[افکار اتوماتیک]]></category>
		<category><![CDATA[افکار واسطه‌ای]]></category>
		<category><![CDATA[باورهای هسته‌ای]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=5072</guid>

					<description><![CDATA[<p>افکار اتوماتیک ، واسطه‌ای و باورهای هسته‌ای: درمان شناختی رفتاری بر یک مفروضه­‌ی اساسی مبتنی است و آن این است که هیجان­‌ها و رفتاها محصول شناخت­‌ها هستند و بنابراین مداخله‌­های شناختی می­‌توانند منجر به تغییراتی در تفکر، احساس و رفتار شوند (استالارد[۱]، ۲۰۰۲). با روان حامی همراه باشید تا در این مطلب درباره سطوح شناختی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%d9%81%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%aa%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%aa%db%8c%da%a9/">افکار اتوماتیک منفی (خودآیند منفی)، واسطه‌ای و باورهای هسته‌ای</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>افکار اتوماتیک ، واسطه‌ای و باورهای هسته‌ای: درمان شناختی رفتاری بر یک مفروضه­‌ی اساسی مبتنی است و آن این است که هیجان­‌ها و رفتاها محصول شناخت­‌ها هستند و بنابراین مداخله‌­های شناختی می­‌توانند منجر به تغییراتی در تفکر، احساس و رفتار شوند (استالارد<a href="#_ftn1" name="_ftnref1">[۱]</a>، ۲۰۰۲). با <a href="http://ravanhami.com/" target="_blank" rel="noopener">روان حامی</a> همراه باشید تا در این مطلب درباره سطوح شناختی مطالعه‌ای داشته باشیم.</p>
<p>در مدل شناختی رفتاری سه سطح فکر یا شناخت معرفی شده است.</p>
<div style="width: 290px" class="wp-caption aligncenter"><img class="irc_mi iwzOrCR4bO_o-pQOPx8XEepE" src="http://apocalypse-how.com/images/core%20beliefs.jpg" alt="سطوح شناختی" width="280" height="310" /><p class="wp-caption-text"><span style="font-family: 'comic sans ms', sans-serif;">سطوح شناختی</span></p></div>
<ul>
<li>افکار اتوماتیک (خودآیند)</li>
<li>افکار واسطه­‌ای با باورهای میانجی(قوانین زندگی کردن)</li>
<li>باورهای هسته­‌ای</li>
</ul>
<h2><span style="color: #ff0000;"> </span><span style="color: #ff0000;">افکار اتوماتیک یا </span><span style="color: #ff0000;">خودآیند<br />
</span></h2>
<p>در مدل شناختی (بک و همکاران، ۱۹۷۶، ۱۹۷۹) افکار اتوماتیک به عنوان ارزیابی شخص از موقعیت یا رویدادی خاص در نظر گرفته می‌­شوند. اجازه بدهید این تعریف را کمی بیشتر توضیح بدهیم.</p>
<p>در واقع افکار اتوماتیک افکاری هستند که موازی با افکار آگاهانه و آشکار ما در ذهنمان جریان دارند. در نظر داشته باشید که این افکار مختص کسانی که به بیماری روانی مبتلا می‌شوند نیست. همه‌ی ما دارای این افکار هستیم. این افکار سریع هستند، ناگهان به ذهن آمده، سریع و کوتاه بوده و شما کمتر از آنها آگاه هستید. اما از هیجانی که تولید می‌کنند به خوبی آگاهی دارید، زیرا بعد از این که این فکار به ذهنتان می‌آید بسته به منفی یا مثبت بودنشان در شما هیجان خوب یا بد ایجاد می‌کنند.</p>
<p>به دلیل اینکه ما از افکار اتوماتیک خود اطلاعی نداریم در نتیجه بیشتر احتمال دارد که آنها را بدون ارزیابی به عنوان واقعیت بپذیریم. ولی می‌توانیم یاد بگیریم که با توجه به تغییرات هیجانی و احساسی خویش، افکار اتوماتیک‌مان را شناسایی کنیم. به عنوان مثال می‌توان هر وقت متوجه احساس ناراحتی در خودمان شدیم از خود بپرسیم: «همین الان چی از ذهنم می‌گذره؟» (جودیت بک، ۲۰۱۱).</p>
<p>در اینجا مثالی می‌زنم تا از طریق آن معنای افکار اتوماتیک روشن‌تر شود. فرض کنید که به خانه تلفن می‌زنید و کسی جواب تلفن شما را نمی‌دهد. بعد از چند دقیقه دوباره زنگ می‌زنید و باز هم کسی جواب نمی‌دهد. در نتیجه شما چندبار پشت سرهم به صورت متوالی تماس می‌گیرید. خب در این حالت واکنش آدم‌ها به چند دسته تقسیم می‌شود. اکثر آدم‌ها نگران می‎شوند، برخی بدون نگرانی تماس گرفتن را به زمان دیگری موکول می‌کنند و برخی بعد از همان تماس اولیه‌ی بی‌جواب دیگر تماس نمی‌گیرند، برخی ناراحت و آشفته می‌شوند و . . . . دلیل این واکنش‌های متفاوت چیست؟</p>
<p>حال اگر از آنهایی که نگران شده‌اند بپرسیم که چه چیزی از ذهنشان گذشت که آنها را نگران کرده است احتمالا پاسخ خواهند داد که نکند اتفاق بدی افتاده باشد؟ (یا یک فکر منفی دیگری را بیان خواهند کرد). دیگران ممکن است فکر کنند که حتماً اعضای خانواده برای انجام کاری از خانه بیرون رفته‌اند، برخی ممکن است فکر کنند که حتماً خواب هستند و . . . به این نوع افکار که در موقعیت‌های خاصی، سریع به ذهن ما می‌آیند افکار خودآیند یا اتوماتیک گفته می‌شود. در نظر داشته باشید که آنها علاوه بر سریع بودن، موقعیت را به نحوی ارزیابی می‌کنند: اتفاق بدی رخ داده است.</p>
<p>از این مثال می‌توانیم نتیجه بگیریم که افکار خودآیند می‌توانند منفی باشند یا مثبت. افکار خودآیند مفنی احساسات منفی و افکار خودآیند مثبت احساسات مثبت ایجاد می‌کنند. در درمان شناختی رفتاری سعی می‌شود که از دو جنبه افکار خودآیند منفی بررسی شوند: اولین مورد این است که آیا این افکار صحیح هستند؟ و دیگر اینکه آیا این افکار، فایده‌ای دارند و سودمند محسوب می‌شوند؟</p>
<p>در رابطه با افکار خودآیند باید به یک سؤال دیگر پاسخ می‎دهیم: افکار خودآیند از کجا نشأت می‌گیرند؟ چه چیز باعث می‌شود تعبیر و تفسیر آدم‌ها از یک موقعیت یکسان با هم فرق داشته باشد؟ چرا فرد واحدی در دو زمان مختلف موقعیت یکسانی را به دو شیوه‌ی متفاوت تعبیر می‌کند؟ ابتدا باید بدانیم که افکار خودآیند در بین سه سطح شناختی (افکار خودآیند، افکار واسطه‌ای و باورهای هسته‌ای) سطحی‌ترین آنها محسوب می‌شود. بنابراین منشأ افکار خودآیند در سطوح عمیق‎تر یعنی باورهای هسته‌ای قرار دارد که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">سطح دوم: افکار واسطه‌ای یا قوانین زندگی</span></p>
<p>دومین سطح شناخت به صورت گسترده‌­ای مفروضات ناکارآمد را شامل می­‌شود (بک، ۲۰۱۱؛ بک و همکاران، ۱۹۷۹). در سال­‌های اخیر مفروضات ناکارآمد<a href="#_ftn2" name="_ftnref2">[۲]</a> یا قوانین زندگی باورهای شرطی<a href="#_ftn3" name="_ftnref3">[۳]</a> نیز نامیده می­‌شوند (گرینبرگ و پدسکی<a href="#_ftn4" name="_ftnref4">[۴]</a>، ۱۹۹۵).</p>
<div style="width: 640px" class="wp-caption aligncenter"><img class="irc_mut i_SlUq6MuJKU-HwpH6ZlgJaI" src="https://encrypted-tbn0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQ7vlfd1fsd2NJPw5i0IjHKvj6Evt2pIGz0HMJ2QA8UkpMF1akH" alt="سطح دوم: افکار واسطه‌ای یا قوانین زندگی" width="630" height="354" /><p class="wp-caption-text">سطح دوم: افکار واسطه‌ای یا قوانین زندگی <span style="color: #ffffff;">افکار اتوماتیک</span></p></div>
<p>در درمان شناختی رفتاری دو نوع قانون وجود دارد:</p>
<ul>
<li><span style="color: #ff0000;">اولین دسته عبارت­های شرطی هستند</span>: اگر&#8230;&#8230; آنگاه. اگر من خیلی خوب درس بخوانم و خیلی تلاش کنم، آنگاه دیگران مرا دوست خواهند داشت.</li>
<li><span style="color: #ff0000;">نوع دوم عبارت­های متوقعانه است</span>: من باید کامل باشم. این قوانین با احساس نیرومند وظیفه‌­شناسی و اخلاق­مندی همراه است و اغلب به سختی درمان می‌­شوند.</li>
</ul>
<p>قوانین زندگی مستقیماً با کارهایی که به منظور حفظ عزت نفس و حس امنیت و سلامت انجام می‌­دهیم، مرتبط هستند. بنابراین به هر دلیلی که به توانایی ما برای ارضای قوانین شرطی و متوقعانه خدشه وارد شود ما مستعد اضطراب و افسردگی خواهیم شد.</p>
<p>بین افکار منفی خودآیند و قوانین زندگی دو تمایز عمده و مهم وجود دارد:</p>
<ul>
<li>در حالیکه افکار منفی خودآیند ارزیابی شخص از یک رویداد یا یک موقعیت <em><u>خاص</u></em> است، قوانین زندگی در <em><u>تمام</u></em> موقعیت­‌ها وجود دارند، به عبارت دیگر فراگیراند و صرفاً به یک موقعیت خاص مربوط نمی­‌شوند.</li>
<li>در حالیکه افکار منفی خودآیند در محتوا و فرآیند دچار سوگیری می­‌شوند، قوانین زندگی قضاوت­‌های ارزشی هستند.</li>
</ul>
<p><span style="color: #ff0000;">عمیق‌ترین سطح شناخت: باورهای هسته­‌ای</span></p>
<p>سومین سطح شناخت، مفروضات زیربنایی درباره‌ی خود، دیگران و دنیا وجود دارد که به آنها باورهای هسته‌ای گفته می‌شود (بک و همکاران، ۱۹۹۵). در سال­‌های اخیر به باروهای هسته‌ای، باورهای غیرشرطی (گرینبرگ و پدسکی، ۱۹۹۵) و طرحواره (یانگ<a href="#_ftn5" name="_ftnref5">[۵]</a>، ۱۹۹۴) نیز گفته می­‌شود. باورهای هسته­‌ای مکانیزم­هایی هستند که اطلاعات را پردازش می­‌کنند و قوانین زندگی و افکار خودآیند را فعال می‌­کنند.</p>
<div id="attachment_5081" style="width: 625px" class="wp-caption aligncenter"><img aria-describedby="caption-attachment-5081" class="wp-image-5081" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/04/Beliefs-300x169.jpg" alt="عمیق‌ترین سطح شناخت: باورهای هسته­‌ای" width="615" height="346" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/04/Beliefs-300x169.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/04/Beliefs-600x338.jpg 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/04/Beliefs.jpg 624w" sizes="(max-width: 615px) 100vw, 615px" /><p id="caption-attachment-5081" class="wp-caption-text">عمیق‌ترین سطح شناخت: باورهای هسته­‌ای <span style="color: #ffffff;">افکار اتوماتیک</span></p></div>
<p>باورهای هسته­‌ای در دوران کودکی و نوجوانی، در نتیجه­‌ی تجارب زندگی شکل گرفته‌­اند (بک، ۱۹۷۶؛ بک و همکاران، ۱۹۷۹؛ پدسکی و گرینبرگ، ۱۹۹۵). از همان اوائل کودکی، باورهای خاص درباره‌ی ‌خود، دیگران، و دنیا در آدم‌ها شکل می‌گیرد.</p>
<p>وقتی یک باور بنیادین فعال می‌شود فرد موقعیت‌ها را از منظر این باور تعبیر می‌کند، حتی اگر بر اساس عقل و منطق، این تعبیر غلط باشد. وقتی یک باور بینادین فعال می‌شود فرد به طور انتخابی به اطلاعاتی توجه می‌کند که در جهت تأیید باور بینادین وی هستند و اطلاعات مخالف یا مغایر را نادیده گرفته یا به حساب نمی‎آورد. به این ترتیب وی باور خود را حفظ می‌کند.</p>
<p>باورهای بینادین عمیق‎ترین سطح شناختی هستند. آنها فراگیر، کلی، انعطاف‌ناپذیر و بیش از حد تعمیم یافته‌ هستند. افکار خودآیند واژه‎ها یا تصاویر ذهنی واقعی هستند که عملاً از ذهن فرد می‌گذرند، آنها مربوط به یک موقعیت به خصوص بوده و می‌توان آنها را سطحی‌ترین شناخت‌ها دانست. وقتی والدین با کودک خود به گونه‌ی بدی رفتار می‌کنند مثلاً او را تنبیه می‌کنند ممکن است آن کودک به این نتیجه برسد که لایق دوست داشتن نیست: «من دوست داشتنی نیستم». این یک بارو هسته‌ای است. افرادی که در دوران کودکی تجربه‌های منفی زیادی داشته‌اند آنها را در قالب باروهای هسته‌ای منفی سازمان‌دهی کرده‌اند.</p>
<p>این باورها خیلی عمیق هستند، به گونه‌ای که حتی ممکن است از وجود آنها اطلاعی نداشته باشیم، اما آنها تأثیر خود را بر زندگی و رفتار ما می‌گذارند و هرچه منفی‌تر باشند بیشتر ما را مستعد افسردگی، اضطراب یا هر بیماری دیگری می‌کنند.</p>
<p>به لحاظ نظری این سطوح سه­‌گانه به یکدیگر مرتبط هستند و می­‌توان آنها را با یک استعاره­ به زیباترین شکل تبیین کرد. اگر این سطوح سه‌­گانه را به عنوان یک فواره­‌ی آب در نظر بگیریم باورهای هسته‌­ای مخزن آب، قوانین زندگی (افکار واسطه‌ای) مانند فواره­، آب را به بیرون هدایت می­‌کنند و سرانجام افکار منفی خودآیند قطرات آبی هستند که از هر یک از فواره­‌ها به بیرون می­‌جهند. باورهای هسته­‌ای بازنمایی حس اساسی از خود و کلید چگونگی دید ما نسبت به خودمان، دیگران و دنیا است و با سطوح بالایی از هیجان مربتط هستند. قوانین مانند اصولی عمل می­‌کنند که رفتار فرد را هدایت می­کنند و اینکه چگونه رفتار کنیم و چگونه با دیگران و دنیا رابطه برقرار کنیم. افکار منفی خودآیند تولیدات مستقیم باورها و قوانین هستند.</p>
<p>افکار خودآیند منفی، افکار واسطه‌ای و باورهای هسته‌ای در تعامل با یکدیگر یک نحوه‌ی تفکر خاص، مانند سیاه و سفید فکر کردن، را می‌سازند. به این نوع فرآیند تفکر، خطاهای شناختی گفته می‌شود. در مطلب بعدی خطاهای شناختی را بررسی خواهیم کرد و در ادامه به نحوه‌ی انجام درمان شناختی رفتاری خواهیم پرداخت.</p>
<p>افکار اتوماتیک، واسطه‌ای و باورهای هسته‌ای</p>
<p>ادامه: <a href="http://ravanhami.com/%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C/">خطاهای شناختی زندگی را سخت می‌کنند.</a></p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_ mom_box_sc clear " style="-moz-border-radius: 30px; border-radius: 30px;">نویسنده: حمید بهرامی‌زاده، دانشجوی دکتری روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی</div>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:15px; line-height:25px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;">یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در <a href="https://telegram.me/ravanhami">تلگرام</a> با ما همراه باشید.</div>
<p>&nbsp;</p>
<hr />
<p>&nbsp;</p>
<p dir="ltr"><a href="#_ftnref1" name="_ftn1">[۱]</a> . Stallard, P.</p>
<p dir="ltr"><a href="#_ftnref2" name="_ftn2">[۲]</a> . dysfunctional assumptions</p>
<p dir="ltr"><a href="#_ftnref3" name="_ftn3">[۳]</a> . conditional beliefs</p>
<p dir="ltr"><a href="#_ftnref4" name="_ftn4">[۴]</a> . Greenberger, D. and Padesky, C. A</p>
<p dir="ltr"><a href="#_ftnref5" name="_ftn5">[۵]</a> . Young, J. E.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%d9%81%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%aa%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%aa%db%8c%da%a9/">افکار اتوماتیک منفی (خودآیند منفی)، واسطه‌ای و باورهای هسته‌ای</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a7%d9%81%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%aa%d9%88%d9%85%d8%a7%d8%aa%db%8c%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>درمان شناختی رفتاری (CBT) به زبان ساده و کاربردی</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 25 Apr 2016 20:01:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[درمان شناختی ـ رفتاری به زبان ساده]]></category>
		<category><![CDATA[درمان‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب داغ]]></category>
		<category><![CDATA[افکار اتوماتیک]]></category>
		<category><![CDATA[افکار منفی]]></category>
		<category><![CDATA[افکار ناسازگار]]></category>
		<category><![CDATA[افکار واسطه ای]]></category>
		<category><![CDATA[باورهای واسطه ای]]></category>
		<category><![CDATA[درمان شناختی رفتاری]]></category>
		<category><![CDATA[مدل شناختی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=5054</guid>

					<description><![CDATA[<p>درمان شناختی رفتاری: شاید تا الان زیاد شنیده باشید که افکار ما دنیای ما را می‌سازند و یا اینکه «دنیای هر کسی به اندازه‌ی وسعت فکر اوست». همچنین به کرات این بیت حضرت مولانا را شنیده‌ایم: &#160; ای برادر تو همان اندیشه‌ای مابقی تو استخوان و ریشه‌ای بنابراین به نوعی همه‌ی ما می‌دانیم که رمز [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/">درمان شناختی رفتاری (CBT) به زبان ساده و کاربردی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>درمان شناختی رفتاری:</p>
<p><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1" width="102" height="102" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 102px) 100vw, 102px" /> شاید تا الان زیاد شنیده باشید که افکار ما دنیای ما را می‌سازند و یا اینکه «دنیای هر کسی به اندازه‌ی وسعت فکر اوست». همچنین به کرات این بیت حضرت مولانا را شنیده‌ایم:<div class="clear" style="height:2px;"></div>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: center;">ای برادر تو همان اندیشه‌ای</p>
<p style="text-align: center;">مابقی تو استخوان و ریشه‌ای</p>
<p>بنابراین به نوعی همه‌ی ما می‌دانیم که رمز موفقیت در زندگی درست فکر کردن است. خوب است که بدانید یکی از درمان‌های روانشناختی (<a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">رواندرمانی</a>) روی این موضوع تأکید ویژه‌ای دارد. این شیوه‌ی درمانی تأکید می‌کند که نوع تفکر ما و نحوه‌ی تفسیر کردن اطلاعات توسط ما، علت رفتار ماست و اگر افکار منفی باشند علت رنجش می‌شوند و اگر مثبت باشند سبب‌ساز شادکامی. نام این درمان، درمان شناختی ـ رفتاری است. با <a href="http://ravanhami.com/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روان حامی</a> همراه باشید تا این درمان را به زبان ساده با هم مرور کنیم.</p>
<hr />
<p>مقالات مرتبط:</p>
<ul>
<li><a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">رواندرمانی چیست؟</a></li>
<li><a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%aa%d9%86%db%8c%e2%80%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d8%a2%d8%ba%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">دانستنی‌های قبل از آغاز رواندرمانی</a></li>
<li><a href="https://varanpsy.org/product/%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-cbt/">دوره درمان شناختی رفتاری </a></li>
</ul>
<hr />
<p>من همیشه وقتی بخواهم مطلبی را بیان کنم سعی می‌کنم ابتدا مثالی بزنم و بعد با تحلیل مثال به هدف اصلی گفتارم برسم. بنابراین از شما می‌خواهم که در این مثال مشارکت داشته باشید تا بتوانم درمان شناختی &#8211; رفتاری را به زبان هر چه ساده‌تر توضیح دهم. موقعیت زیر را فرض کنید: (سعی کنید تا جایی که می‌توانید موقعیتی را که در زیر توصیف می‌شود خیلی خوب و دقیق تصور کنید، طوری که انگار همین الان اتفاق زیر در حال رخ دادن است. این کار برای درک مطالبی که بعداً ارائه می‌شود حیاتی است).</p>
<h2><span style="font-size: 12pt;">آخر شب است و شما دارید از مهمانی به منزل خود برمی‌گردید. در حین قدم زدن صدای پایی را پشت سر خود می‌شنوید. پشت سر خود را نگاه می‌کنید اما کسی را نمی‎بینید، بنابراین به راه خود ادامه می‌دهید اما باز هم صدای پا را می‌شنوید. در این لحظه احساس شما چیست؟ آیا ترسیده‌اید؟ و وحشت کرده‌اید؟</span></h2>
<div id="attachment_5063" style="width: 648px" class="wp-caption aligncenter"><img aria-describedby="caption-attachment-5063" class="wp-image-5063 size-full" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/04/Captures.jpg" alt="طبق درمان شناختی رفتاری افکار ما باعث احساسات و نوع رفتار ما می شوند" width="638" height="464" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/04/Captures.jpg 638w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/04/Captures-300x218.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/04/Captures-278x202.jpg 278w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/04/Captures-373x270.jpg 373w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/04/Captures-600x436.jpg 600w" sizes="(max-width: 638px) 100vw, 638px" /><p id="caption-attachment-5063" class="wp-caption-text"><span style="font-size: 12px;">طبق <a href="https://varanpsy.org/product/%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-cbt/">درمان شناختی رفتاری</a> افکار ما باعث احساسات و نوع رفتار ما می شوند</span></p></div>
<p>حالا به این سوال پاسخ دهید که چه چیزی در این موقعیت باعث ترس شما شده است؟ به احتمال زیاد پاسخ می‌دهید که شنیدن صدای پایی که در حال تعقیب کردنتان است. بله درست می‌گویید اما اجازه بدهید کمی دقیق‌تر موضوع را بررسی کنیم. به همین خاطر یک سوال دیگر می‌پرسم: آیا واقعاً شنیدن صدای پا باعث شد که احساس ترس به شما دست بدهد؟ جواب این پرسش منفی است.</p>
<p>همه‌ی ما می‌دانیم که صدای پا باعث ایجاد ترس نمی‌شود. احتمالاً این سؤال برایتان پیش آمده است که پس چه چیزی باعث ترس شده است؟ پاسخ این است: افکار شما. وقتی صدای پایی را که در تاریکی در حال تعقیب کردن ماست می‌شنویم بلافاصله فکر می‌کنیم که نکند یک دزد قصد حمله به ما را دارد و شاید فکرهای منفی دیگری داشته باشیم؛ اما فکر ما هر چه باشد علت ترس همان است.</p>
<p>اگر به جای فکر منفی بالا (حمله دزد) این فکر به سراغ ما می‌آمد که یکی از دوستانمان قصد شوخی کردن با ما را دارد، آیا باز هم دچار ترس می‌شدیم؟ پس منطقی است اگر نتیجه بگیریم که افکار ما باعث ایجاد احساساتی (مانند ترس یا هر احساس دیگری) در ما می‌شوند. اگر فکر ما مثبت باشند احساس خوبی خواهیم داشت و اگر افکار ما منفی باشند احساس بدی را تجربه خواهیم کرد.</p>
<p>این موضوع که افکار، نوع احساس و رفتار آدمی را بوجود می‎آورد محور اصلی یکی از انواع رواندرمانی است. این رواندرمانی به درمان شناختی ـ رفتاری معروف است. (در ادامه خط فاصله‌ی بین شناختی و رفتاری را حذف می‌کنیم). در واقع مفروضه‌ی اصلی درمان شناختی  رفتاری این است که این رویدادها و اتفاق‌ها (مانند شنیدن صدای پا) نیستند که باعث ایجاد ناراحتی و آشفتگی می‌شوند بلکه آنچه باعث ناراحتی می‌شود معنایی است که ما به آن رویدادها می‌دهیم. حالا که رابطه‌ی بین فکر و احساس و رفتار را متوجه شدید بگذارید به سراغ توضیح مفصل درمان شناختی رفتاری برویم.در این درمان به رابطه‎ی بین رویدادها، افکار و رفتار مدل شناختی ABC می‌گویند.</p>
<div id="attachment_5057" style="width: 478px" class="wp-caption aligncenter"><img aria-describedby="caption-attachment-5057" class="wp-image-5057" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/04/Capture-3-300x152.jpg" alt="مدل شناختی ABC در درمان شناختی رفتاری" width="468" height="237" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/04/Capture-3-300x152.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/04/Capture-3-768x389.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/04/Capture-3-600x304.jpg 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/04/Capture-3.jpg 802w" sizes="(max-width: 468px) 100vw, 468px" /><p id="caption-attachment-5057" class="wp-caption-text">مدل شناختی ABC در درمان شناختی رفتاری</p></div>
<p>&nbsp;</p>
<h2><span style="color: #ff0000; font-size: 12pt;"><a href="https://varanpsy.org/product/%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-cbt/">درمان شناختی رفتاری</a> چیست؟</span></h2>
<p>درمان شناختی رفتاری اصطلاحی است برای توصیف نوعی از رواندرمانی که هدف آن کاهش آشفتگی روانشناختی و رفتارهای ناسازگار بوسیله‌ی تغییر فرآیندهای شناختی (نحوه‌ی فکر کردن) است. همانطور که مشخص است درمان شناختی رفتاری دو بخش دارد: شناختی و رفتاری. منظور از شناختی این است که این درمان بر روی افکار انسان‌ها تأکید می‌کند و منظور از رفتاری این است که در این درمان در کنار استفاده از تکنیک‌های شناختی برای تغییر افکار ناسازگار و منفی از تکنیک‌های رفتاری نیز استفاده می‌شود.</p>
<p>بنابراین بر اساس نظریه‌ی درمان شناختی رفتاری آنچه باعث آشفتگی هیجانی یا همان اختلال و بیماری روانشناختی می‌شود افکار ناسازگار و ناکارآمد است. منظور از افکار ناسازگار و ناکارآمد افکاری است که منطقی نیستند، در آنها خطاهایی وجود دارد، و مناسب با موقعیت واقعی نیستند. افکار ناسازگار باعث تحریف واقعیت می‌شوند و احساسات نابهنجاری مانند افسردگی و اضطراب ایجاد می‌کنند. درمان شناختی رفتاری تلاش می‌کند افکار ناسازگار را شناسایی کند و در صورت لزوم آنها را تغییر دهد.</p>
<div id="attachment_5060" style="width: 658px" class="wp-caption aligncenter"><img aria-describedby="caption-attachment-5060" class="wp-image-5060 size-full" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/04/فکر.jpg" alt="بر اساس درمان شناختی رفتاری افکار ما احساسات ما را تعیین می‌کنند" width="648" height="458" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/04/فکر.jpg 648w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/04/فکر-300x212.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/04/فکر-600x424.jpg 600w" sizes="(max-width: 648px) 100vw, 648px" /><p id="caption-attachment-5060" class="wp-caption-text"><span style="font-size: 12px;">بر اساس درمان شناختی رفتاری افکار ما احساسات ما را تعیین می‌کنند</span></p></div>
<p>در نظر داشته باشید که در بسیاری از مواقع مانند مثالی که در ابتدای این مطلب ارائه شد ما نمی‌دانیم که چه افکاری داریم و نمی‌توانیم آنها را تشخیص دهیم. دلیلش این است که این افکار بسیار سریع هستند و می‌توان گفت که به صورت اتوماتیک در موقعیت‌ها فعال می‌شوند.</p>
<p>درمان شناختی رفتاری به ما یاد می‌دهد که بتوانیم افکار اتوماتیک خود را شناسایی کنیم. اما افکار اتوماتیک فقط بخشی از دنیای شناختی ما انسانهاست. درمان شناختی رفتاری دو نوع دیگر از شناخت‌ها یا افکار ما را کشف کرده است: افکار واسطه‎ای و باورهای هسته‌ای.</p>
<div class="clear" style="height:40px;"></div>
<p>بنابراین به طور کلی افکار و دنیای شناختی ما انسان‌ها، از نظر درمان شناختی رفتاری سه سطح دارد:</p>
<ul>
<li>افکار اتوماتیک</li>
<li>افکار واسطه‌ای</li>
<li>باورهای هسته‌ای.</li>
</ul>
<p>تعامل بین افکار اتوماتیک، واسطه‌ای و باورهای هسته‌ای باعث بیمار شدن انسان‌ها می‌شود و با شناسایی، تغییر و یا مقابله کردن با آنها باعث بهبودی بیماری‌های روانشناختی می‌شود.</p>
<p>تا اینجا سعی شد که درمان شناختی رفتاری و مفروضه‌ی اصلی آن به صورت مختصر معرفی شود. پیشنهاد می‌کنیم که برای آشنایی بیشتر با درمان شناختی رفتاری، سه سطح شناختی، خطاهای شناختی و نحوه‌ی انجام درمان شناختی رفتاری با ما در ادامه مطالب همراه روان‌حامی باشید.</p>
<p>ادامه: <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D9%81%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D8%AA%DB%8C%DA%A9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">افکار اتوماتیک، واسطه‌ای و باورهای هسته‌ای</a></p>
<hr />
<p>مقاله مرتبط: <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">آیا نیاز به رواندرمانی دارید؟ </a></p>
<hr />
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:15px; line-height:25px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;">یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در <a href="https://t.me/ravanhami">تلگرام </a>با ما همراه باشید.</div>
<h1 style="text-align: center;"><span style="color: #333333; font-size: 12pt;">درمان شناختی رفتاری به زبان ساده</span></h1>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_ mom_box_sc clear " style="">نویسنده: حمید بهرامی زاده</div>
<blockquote class="wp-embedded-content" data-secret="mZ5HiPadZp"><p><a href="https://ravanhami.com/%d8%b7%d8%b1%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/">طرحواره درمانی چیست؟ مبانی و تکنیک‌ها</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" title="&#8220;طرحواره درمانی چیست؟ مبانی و تکنیک‌ها&#8221; &#8212; روان حامی" src="https://ravanhami.com/%d8%b7%d8%b1%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/embed/#?secret=mZ5HiPadZp" data-secret="mZ5HiPadZp" width="500" height="282" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<p><a href=”https://varanpsy.org/product/%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-cbt/” rel=”follow”> دوره cbt </a></p>
<p><a href="https://varanpsy.org/product/%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-cbt/” rel=”follow”>دوره درمان شناختی رفتاری</a>:</p>
<p>جلسه اول سی بی تی</p>
<p>جلسه دوم</p>
<p>جلسه سوم</p>
<p><a href="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/04/جلسه-چهارم-.pdf">جلسه چهارم</a></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/">درمان شناختی رفتاری (CBT) به زبان ساده و کاربردی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
