<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>روانشناسی شخصیت &#8211; روان حامی</title>
	<atom:link href="https://ravanhami.com/category/personality/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://ravanhami.com</link>
	<description>روانشناسی/ رواندرمانی و مشاوره</description>
	<lastBuildDate>Wed, 25 Jul 2018 08:59:58 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.7.12</generator>
	<item>
		<title>ذهن خودشیفته را بهتر بفهمیم</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b0%d9%87%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%db%8c%d9%81%d8%aa%d9%87-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d9%81%d9%87%d9%85%db%8c%d9%85/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b0%d9%87%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%db%8c%d9%81%d8%aa%d9%87-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d9%81%d9%87%d9%85%db%8c%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[سروش جاویدنیا]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 15 May 2018 15:43:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب داغ]]></category>
		<category><![CDATA[خودشیفتگی]]></category>
		<category><![CDATA[نارسیسیسم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13463</guid>

					<description><![CDATA[<p>علی رغم شخصیتی که قدرتمند به نظر می‌رسد، نارسیسیست‌ها ( خودشیفته ) از کمبودهای عمده‌ای در سازمان «خود[i]» رنج می‌برند. خودنگاره‌ی این افراد، آن چیزی که بدان فکر میکنند و رفتاری که بر اساس آن انجام می‌دهند نه تنها خودمحور نیست (بر  خلاف آنچه به نظر می‌رسد) بلکه دیگری محور[ii] است. تا از طریق آن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b0%d9%87%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%db%8c%d9%81%d8%aa%d9%87-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d9%81%d9%87%d9%85%db%8c%d9%85/">ذهن خودشیفته را بهتر بفهمیم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="115" height="115" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 115px) 100vw, 115px" />علی رغم شخصیتی که قدرتمند به نظر می‌رسد، نارسیسیست‌ها ( خودشیفته ) از کمبودهای عمده‌ای در سازمان «خود<a href="#_edn1" name="_ednref1"><sup>[i]</sup></a>» رنج می‌برند. خودنگاره‌ی این افراد، آن چیزی که بدان فکر میکنند و رفتاری که بر اساس آن انجام می‌دهند نه تنها خودمحور نیست (بر  خلاف آنچه به نظر می‌رسد) بلکه دیگری محور<a href="#_edn2" name="_ednref2"><sup>[ii]</sup></a> است. تا از طریق آن بتوانند اعتماد به نفس شکننده و آسیب پذیر خود را پایداری و استحکام بخشند. با <a href="http://ravanhami.com">روان حامی</a> همراه باشید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>خودشیفتگی یا نارسیسیسم ریشه در افسانه‌ی نارسیسوس در اساطیر یونانی باستان دارد. وی به حکم خدایان از عشق انسانی منع شده و به تبع آن به انعکاس تصویر خود در آب دلباخته و در نهایت از عطش این فراق جان باخت. مانند نارسیسوس افراد خودشیفته تنها آن «خود»ی را دوست دارند که در انعکاس چشم دیگران می‌بینند. این یک اشتباه مرسوم است که ما خودشیفتگی را عشق به خود درک می‌کنیم نه عشق به دیدگاهی که دیگران از ما دارند. درست‌تر این است که با اطمینان نظری پا را ازین فراتر گذاشته و بگوییم خودشیفته‌ها یا به عبارت دقیقتر افراد متبلا به اختلال شخصیت خودشیفته در واقع خودشان را دوست ندراند! این علاقه اغراق شده نسبت به خود، خودبینی و کمال‌گرایی تنها پوشش‌هایی هستند که بیزاری این افراد از خودشان را می‌پوشانند تا بلکه شاید این افراد به بی‌میلی عمیقشان به خویشتن اعتراف نکنند (حتی نزد خود).</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>افراد مبتلا به این اختلال بیزاری از خویشتن را از طریق توهین،‌ تحقیر و انتقاد از دیگران فرافکنی می‌کنند. آن‌ها می‌ترسند که به خود نگاه کنند زیرا باور دارند که حقیقت وحشتناکی را خواهند دید. در واقع از «خود» این افراد چیز زیادی باقی نمانده و از نظر هیجانی مرده محسوب می‌شوند و می‌خواهند این خلأ درونی را از تعریف و تمجیدی که از دیگران طلب می‌کنند پر کنند. حقیقت غم انگیز ماجرا اینجاست که این افراد نمی‌توانند از این علاقه و کسانی که آن را ابراز می‌کنند قدردانی کنند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>تشخیص</p>
<p>ما معمولا افراد خودشیفته را به صورت کسانی یاد می‌کنیم که خود بزرگ بینی بسیار اغراق شده و همدلی پایین دارند. برای تشخیص اختلال شخصیت خودشیفته علاوه بر موارد فوق باید حداقل ۵ مورد از موارد ذیل را دارا باشند:</p>
<p>۱. حس خود بزرگ بینی و اغراق در مورد موفقیت‌ها و استعدادها</p>
<p>۲. رویاهایی مانند قدرت نامحدود، موفقیت، درخشش، زیبایی و یا عشق ایده آل</p>
<p>۳. اعتقاد به این که او خاص و یکتاست و تنها توسط افراد خاص و با موقعیت بالا درک خواهند شد.</p>
<p>۴. طلب کردن تمجید مداوم از دیگران</p>
<p>۵. طلب کردن غیرمنطقی برآورده شدن خواسته‌ها و نیازهایش</p>
<p>۶. سوءاستفاده از دیگران برای رسیدن به اهداف شخصی</p>
<p>۷. حسادت به دیگران و یا اعتقاد به این که دیگران به وی حسادت می‌ورزند.</p>
<p>۸. همدلی پایین در ارتباط با احساسات و نیازهای دیگران</p>
<p>۹. نگرش‌ها و یا رفتارهای گردن فرازانه</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>علاوه بر خودشیفته‌های نمایان که در بالا توضیح داده شد تحقیقات نشان داده‌اند که نوع دیگری ازاین اختلال وجود دارند که تحت عنوان خودشیفته‌ی پنهان قرار دارند. این افراد ممکن است خجالتی، مضطرب و یا فروتن به نظر برسند. این گونه افراد نیز به مانند گروه اول در نهایت تعریف و تمجید را طلب می‌کنند اما به صورت غیرمستقیم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>درک این افراد و همدلی کردن با آنان کار ساده‌ای نیست اما اینان انتخاب نکرده‌اند که اینگونه باشه‌اند. می‌توان مادرانی را که در دوران کودکی فرزندانشان را با ارتباطی مناسب تغذیه نکرده‌اند و یا فرصت‌های کافی برای تطابق فرزندانشان با ایده‌آل‌های شخصیشان فراهم نکرده‌اند را مسبب این اختلال در شخصیت کودکانشان و بعدها بزرگسالان مبتلا دانست. بعضی اعتقاد دارند علت زیربنایی در والدگری سخت گیرانه و انتقاد مداوم است در حالی که باور عده‌ای دیگر این است که علت اصلی محبت زیاد از حد والدین به فرزندانشان است. تحقیقاتی هم درباره همبستگی ژنتیکی در بروز این اختلال انجام شده است و موید این ارتباط است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>ارتباط با فرد خودشیفته</p>
<p>این افراد در خانه کاملا متفاوت از نقاب (شخصیت) بیرونی خود رفتار می‌کنند ممکن است در خفا راجع به فردی که به تازگی با وی بگو بخند کرده‌اند بدگویی کنند. این افراد بعد از یک رابطه‌ی عاشقانه‌ی کوتاه انتظار قدردانی زیادی بابت «خاص»بودنشان دارند تا احساس حقارت و شرم درونیشان را بهبود بخشند. این افراد همواره کمال‌گرا هستند؛ هر کاری که دیگران انجام دهند ناقص، نادرست و یا فاقد ارزش قدردانی است. نیاز بی‌انتهای این افراد به تمجید شدن، عشق و خدمت همواره در روابطشان مشکل ساز است و هنگامی که نه بشوند (حتی به نیازهایی که ابراز نکرده‌اند و انتظار دارند دیگران به تنهایی متوجه آن بشوند) شریکشان را به طرقی از قبیل احساس گناه دادن مجازات می‌کنند.</p>
<p>تلاش برای اغنای یک فرد خودشیفته از نظر احساسی به مثابه پر کردن سطلیست که در انتهای آن سوراخ بزرگی قرار دارد؛ شما هیچ گاه موفق نخواهید شد و حتی اگر به صورت موقتی این افراد را از نظر عاطفی راضی کنید به زودی آن‌ها با درخواست و انتظار بیشتری باز خواهند گشت.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>شرکای زندگی این افراد غالبا درباره‌ی انتقاداتی  که به اعمالشان می‌شوند احساس بی‌عدالتی می‌کنند و گاهی به شک می‌افتند که شاید این گزاره‌های انتقاد آمیز که به صورت مداوم برایشان تکرار شده درست باشد! در واقع اتهام نادرستی که به آن‌ها وارد شده را می‌پذیرند تا مبادا پیوند عاطفی که شریک خودشیفته‌شان برقرار کرده قطع شود. در حین این فداکاری آن‌ها همواره به این فکر می‌کنند که شریکشان به چه فکر می‌کند و همیشه از اعمال و رفتار آینده‌ی وی هراسانند.  به صورت خلاصه می‌توان گفت آن‌ها به اندازه‌ای با شریک خودشیفته‌شان مشغول می‌شوند که آن‌ها به خود مشغول هستند .</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>ممکن است سوال کنید که چرا این افراد در این روابط باقی می‌مانند ؟ پاسخ این جاست که هنگامی که فرد خودشیفته تهدید قطع شدن رابطه را نزدیک می‌بیند به رفتارهایی که نشان از عشق و علاقه‌ی اولیه دارند باز می‌گردد و هنگامی که تهدید دور می‌شود این رفتارها قطع شده و شریک فرد خودشیفته انتظار می‌کشد تا شاید روزی آن رفتارها باز گردند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>هنگامی که دو فرد خودشیفته با هم زندگی کنند همواره بر سر این که نیازهای کدام یک در اولویت است بحث و تنش پیش آمده و مداوم یک دیگر را مقصر می‌شمارند. زندگی این دو فرد حالت بینوایانه‌ای به خود خواهد گرفت.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>هنگامی که پای مسائل پیچیده‌ی احساسی از جمله وابستگی در میان است افراد خودشیفته فورا اجتناب می‌کنند و دوری را بر می‌گزینند؛ زیرا وابستگی برای  آنان به ضعف تعبیر شده و به تبع آن شرم یعنی همان احساسی که از حضور آن در آگاهیشان به شدت پرهیز می‌کنند .</p>
<p>این امر سبب می‌شود که شریک زندگی آن‌ها برای مورد محبت واقع شدن احساس نالایق بودن کند؛ درست همان احساسی که خود آن‌ها در عمیق‌ترین قسمت‌های وجودشان تجربه می‌کنند.</p>
<p><a href="#_ednref1" name="_edn1"><sup>[i]</sup></a> self</p>
<p><a href="#_ednref2" name="_edn2"><sup>[ii]</sup></a> other oriented</p>
<p>منبع: <a href="https://www.psychologytoday.com/us/blog/toxic-relationships/201804/understanding-the-mind-narcissist">Understanding the Mind of a Narcissist</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b0%d9%87%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%db%8c%d9%81%d8%aa%d9%87-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d9%81%d9%87%d9%85%db%8c%d9%85/">ذهن خودشیفته را بهتر بفهمیم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b0%d9%87%d9%86-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%db%8c%d9%81%d8%aa%d9%87-%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d9%81%d9%87%d9%85%db%8c%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رفتارهای انواع خودشیفته ها در اولین قرار آشنایی &#8211; نشانه ها را ببینید</title>
		<link>https://ravanhami.com/12977-2/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/12977-2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[الهام نیک فر]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Feb 2018 17:10:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>
		<category><![CDATA[روان حامی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی تربیتی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات زناشویی]]></category>
		<category><![CDATA[یافته‌های جالب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال شخصیت خودشیفته]]></category>
		<category><![CDATA[خودشیفته]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=12977</guid>

					<description><![CDATA[<p>&#160; هرکدام از ۳ نوع افراد خودشیفته در اولین قرار آشنایی چطور رفتار می‌کنند &#160; از اولین قرار آشنایی می‌توانید پیش‌بینی کنید که خودشیفته‌ها در رابطه نزدیک چطور رفتار خواهند کرد. &#160; برای زمان استراحت به کافه‌ی کتابخانه رفته و غرق مطالعه کتاب شعری که یکی از دوستان به‌تازگی معرفی کرده بود، چای می‌نوشیدم و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/12977-2/">رفتارهای انواع خودشیفته ها در اولین قرار آشنایی &#8211; نشانه ها را ببینید</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify"><img class="size-full wp-image-12317 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo.jpg" alt="خودشیفته" width="133" height="113" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo.jpg 133w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo-120x102.jpg 120w" sizes="(max-width: 133px) 100vw, 133px" /></p>
<p>&nbsp;</p>
<h3 style="text-align: center">هرکدام از ۳ نوع افراد خودشیفته در اولین قرار آشنایی چطور رفتار می‌کنند</h3>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify;padding-right: 60px">از <strong>اولین قرار آشنایی</strong> می‌توانید<strong> پیش‌بینی کنید</strong> که خودشیفته‌ها در رابطه نزدیک چطور رفتار خواهند کرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify">برای زمان استراحت به کافه‌ی کتابخانه رفته و غرق مطالعه کتاب شعری که یکی از دوستان به‌تازگی معرفی کرده بود، چای می‌نوشیدم و لذت می‌بردم. از آنجایی که با کسی صحبت نمی‌کردم، ناگزیر گفتگوهای دانشجویان میزهای کناری را می‌شنیدم. بین ۳ نفر از آن‌ها راجع به اینکه تعداد معدودی از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان برخی از رشته‌های علمی در جامعه ما فقط خود را قبول دارند و دیگران را به‌حساب نمی‌آورند بحث جالبی درگرفته بود و خلاصه شمایی کلی از ویژگی‌های یک شخصیت خودشیفته را بیان می‌کردند و چون رشته تخصصی‌شان روانشناسی نبود دقیقاً از این لفظ استفاده نمی‌کردند اما رفتارهای آشکاری که از آن‌ها توصیف می‌کردند دقیقاً مشابه علائم چنین شخصیت‌هایی بودند. رفتارهایی که این دوستان از دیدنشان آزرده شده بودند.<br />
من سعی می‌کردم حواسم را به مطالعه جمع کنم، اما از آنجایی که قبلاً چنین بحثی را باهم رشته‌ای‌های خود تجربه کرده بودم (البته نه صرفاً در مورد قشر خاصی از افراد)، دوست داشتم از نظرات افراد از گروه‌های مختلف جامعه و تجربیات آن‌ها هم آگاه باشم. و ازآنجایی‌که درست قبل از آمدن به کافه برای استراحت، شروع به ترجمه این متن درباره ویژگی‌های<a href="http://ravanhami.com/%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B4%D9%87-%D9%88-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%B4-%D8%A2%D9%86%E2%80%8C%D9%87/"> افراد خودشیفته</a> در اولین قرار آشنایی‌شان کرده بودم، دل کندن از مکالمه برام سخت دشوار بود. در همین حین یکی از آن‌ها سؤال جالبی مطرح کرد که بی‌ارتباط به موضوع ترجمه‌ام نبود. اینکه  &#8220;آیا این افراد در زندگی شخصی و عاطفی‌شان هم این ویژگی‌ها را با خود به همراه می‌برند یا خیر و خلاصه اینکه زندگی در کنار آن‌ها به همین سختیِ روابط اجتماعی خواهد بود یا خیر&#8221;. دیگر نتوانستم تاب بیاورم و وقتی در انتهای بحث یکی از آن‌ها به دیگران می‌گفت که باید این سؤال را از یکی از دوستان روانشناسم بپرسم، با خنده‌ای دستم رو شد و این فرصت پیش آمد که برای آن‌ها برخی از ویژگی‌های چنین شخصیتی را توضیح بدهم و سپس به سؤال یکی دیگر از دانشجویان آن جمع پاسخ دهم که : &#8220;خب این افراد با چه کسانی قادر به زندگی خواهند بود؟&#8221;</p>
<p style="text-align: justify">اما اینجا می‌خواهم از شما همراهان همیشگی <a href="http://www.ravanhami.com">روان حامی</a> دعوت کنم که بعد از خواندن این مقاله، پیش خودتان جواب این دوست عزیز را بدهید که زندگی با چنین افرادی چه مزایا و معایبی دارد و اینکه در اولین قرار چطور می‌توان به اینکه طرف خودشیفته هست یا خیر و اینکه از چه نوع خودشیفتگی رنج می‌برد، پی برد.</p>
<p style="text-align: center"><span style="color: #800080"><strong>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</strong></span></p>
<p style="text-align: justify">وقتی که سخن از فرد خودشیفته به میان می‌آید، تصویری که به ذهن اکثر مردم می‌آید یک فرد برون‌گرای معاشرتی است که با اعتمادبه‌نفس بسیار بالا به نظر می‌رسد و در هر دورهمی، به‌ سرعت خود را مرکز توجه قرار می‌دهد. اگرچه این تعریف کوتاه و مناسبی از رفتار یک فرد خودشیفته از نوع متظاهر است که احساس خودبزرگ‌بینی می‌کند، اما افرادی با ویژگی‌های متفاوتی نسبت به این گروه هم هستند که در طیف افراد دارای اختلال خودشیفتگی قرار می‌گیرند.</p>
<p style="text-align: justify">چیزی که به من بسیار کمک کرد تعیین ۳ زیرگروه اصلی برای گروه افراد دارای اختلال شخصیت خودشیفته است:</p>
<p style="text-align: justify;padding-right: 60px"><strong><span style="color: #9016a8">&#8211; متظاهر (خودنما) (exhibitionist)</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;padding-right: 60px"><span style="color: #3366ff"><strong>&#8211; گنجه‌ای (closet)</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;padding-right: 60px"><span style="color: #ff0000"><strong>&#8211; زهرآگین، سمی (toxic)</strong></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify">برخی نظریه‌پردازان برای آن‌ها اسامی متفاوتی در نظر می‌گیرند و یا انواع بیشتر یا کمتری از افراد خودشیفته را معرفی می‌کنند. (مثل: نخبه‌گرا، عاشق‌پیشه، غیراخلاقی، جبرانی. دسته‌بندی دیگری شامل آشکار، پنهان، اغواگر و انتقام‌جو. و یا دسته‌ای با دو نوع خودبزرگ‌بین و آسیب‌پذیر.)</p>
<p style="text-align: justify">نوعی که من آن‌ها را خودشیفته‌های زهرآگین می‌نامم، ممکن است توسط سایرین <strong>بدخیم و مهلک</strong> هم نامیده شوند. یا دیگر نظریه‌پردازان ممکن است همه‌ی خودشیفته‌های غیر متظاهر را <strong>خودشیفته‌های پنهان</strong> بنامند. اگر نخواهیم روی اسامی حساسیت به خرج دهیم، آسان‌ترین راه برای شناسایی اینکه شما با کدام زیرگروه از آن‌ها سروکار دارید این است که به‌ دقت به این نکته توجه کنید که <strong>آن‌ها بیشتر از چه راهی ترجیح می‌دهند خوراکِ خودشیفتگی خود را تأمین کنند.</strong> به‌طور خلاصه می‌توانم بگویم:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify"><span style="color: #9016a8"><strong>خودشیفته‌های متظاهر (خودنما) :</strong> می‌خواهند که تحسین و تمجید شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="color: #3366ff"><strong>خودشیفته‌های گنجه‌ای :</strong> می‌خواهند به‌نوعی به فردی مربوط باشند که برایشان قابل‌تحسین است.</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="color: #ff0000"><strong>خودشیفته‌های زهرآگین (سمی) :</strong> می‌خواهند که مسلط و چیره باشند و کاری کنند که شخص دیگر احساس بی‌ارزشی کند.</span></p>
</blockquote>
<hr />
<h3 style="text-align: justify">چرا اهمیت دارد که بفهمیم خودشیفته موردنظر به کدام زیرگروه تعلق دارد؟</h3>
<p style="text-align: justify">اگر قصد دارید که باکسی که از اختلال شخصیت خودشیفته رنج می‌برد وارد رابطه عاشقانه شوید، باید دقیقاً آگاه باشید که خودتان را درگیر چه نوع رابطه‌ای می‌کنید و اثر این خودشیفتگی روی رابطه شما دقیقاً چطور خواهد بود. اگر زود متوجه شوید که فرد موردنظر شما برخی مشکلات مربوط به خودشیفتگی را دارد، می‌توانید اطلاعات اولیه‌ای از<a href="http://ravanhami.com/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D8%B8%D8%B1%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1/"> ویژگی‌های مشترک</a> افراد دارای این اختلال شخصیتی به دست آورید. مثل‌اینکه:</p>
<p style="text-align: justify;padding-right: 30px"><strong><span style="color: #3366ff">&#8211; بسیار سرگرم و در بند مسائل مربوط به عزت‌نفس هستند.</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;padding-right: 30px"><strong><span style="color: #3366ff">&#8211; خودمحورند</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;padding-right: 30px"><strong><span style="color: #3366ff">&#8211; همدلی عاطفی ندارند.</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;padding-right: 30px"><strong><span style="color: #3366ff">&#8211; حساسیت افراطی نسبت به کم‌محلی‌ها و خفیف شمرده شدن دارند.</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;padding-right: 30px"><strong><span style="color: #3366ff">&#8211; به‌آسانی خشمگین می‌شوند.</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;padding-right: 30px"><strong><span style="color: #3366ff">&#8211; نا ارزنده سازی می‌کنند. (فرد مقابل را بی‌ارزش یا کم‌ارزش می‌کنند.)</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;padding-right: 30px"><strong><span style="color: #3366ff">&#8211; بسیار نسبت به وضعیت ظاهری خود آگاه‌اند.</span></strong></p>
<p style="text-align: justify">همه این‌ها باعث می‌شوند که افرادی با چنین اختلالی به‌سختی بتوانند روابط باثبات، صمیمانه و عاشقانه‌ای را حفظ کنند.</p>
<h3 style="text-align: justify">انواع زیرگروه‌های خودشیفته‌ها</h3>
<p style="text-align: justify">حال اگر یک‌قدم جلوتر برویم و خودشیفته‌ها را در این ۳ گروه طبقه‌بندی کنیم، اطلاعات بیشتری در مورد چگونگی رفتار آن‌ها در روابط صمیمانه می‌یابیم.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: center"><span style="font-size: 24px;color: #ff0000">شما ممکن است بدون آنکه حتی متوجه آن شده باشید، در رابطه با یک فرد خودشیفته بوده باشید.</span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify">هرکدام از ۳ گروه افراد خودشیفته<a href="http://ravanhami.com/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D9%85-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86/"> الگوی مخصوص به خود</a> را در روابط دارند. از آنجایی که تمرکز بسیار زیادی روی گروه خودشیفته‌های متظاهر بوده است، بسیاری از مردم نمی‌دانند که انواع دیگری نیز در گروه افراد دارای اختلال شخصیت خودشیفته وجود دارند. این به این معناست که شما ممکن است سالهای سال، همسرِ یک خودشیفته‌ی غیرمتظاهر بوده باشید، بدون اینکه حتی از خودشیفته بودن شریک زندگی‌تان اطلاعی داشته باشید.</p>
<p style="text-align: justify">وقتی که اوضاع خیلی وخیم می‌شود، و ویژگی‌های مربوط به خودشیفتگیِ شریک زندگی ناگهان، خیلی بیشتر بروز و جلوه بیرونی می‌یابند ، مردم از من می‌پرسند که :</p>
<p style="text-align: justify"><span style="color: #ff6600"><strong>&#8220;آیا این امکان وجود دارد که همسر من به‌طور ناگهانی بعد از این همه سال خودشیفته شده باشد؟&#8221;</strong></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify">جواب این است : &#8220;خیر&#8221;. اختلال شخصیت خودشیفته در کودکی شکل می‌گیرد و اوایل جوانی قابل‌تشخیص است. فقط شما تابه‌حال قادر به تشخیص نشانه‌ها نبوده‌اید.</p>
<p style="text-align: center"><span style="color: #800080"><strong>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</strong></span></p>
<h3 style="text-align: justify">چرا خودشیفتگی آن‌ها در حال حاضر نمود بیشتری یافته است و بیشتر به چشم می‌آید؟</h3>
<blockquote>
<p style="text-align: justify"><span style="color: #ff6600">معمولاً&#8221; مشخص می‌شود که برخی از بحران‌های زندگی، عزت‌نفس همسر خودشیفته‌ی شما را تهدید کرده‌اند. سپس او برای سازگار کردن خود با این چالش‌ها، شروع به استفاده‌ی بیشتر از مکانیسم‌های دفاعیِ مخصوصِ خودشیفتگی کرده است. به همین دلیل است که این رفتارهای دفاعی در آن برهه از زندگی فرد خیلی بیشتر به چشم می‌آیند.</span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify">این به آن معناست که به‌احتمال بسیار زیاد، مشکلات و شیوه‌های سازگاریِ همسرِ خودشیفته‌ی شما در تمام مدتِ بودنِ شما باهم، باعث ایجاد مشکلاتی در رابطه شما می‌شده است. فقط شما نسبت به این موضوع آگاهی نداشته‌اید که مشکل اصلی این بوده است. زمانی که متوجه شوید باید به دنبال چه نشانه‌هایی بگردید، قادر خواهید بود ببینید که حساسیت‌های همسر خودشیفته‌ی شما چه نقش پررنگی در بسیاری از مجادلات و سوءتفاهم‌های میان شما دو نفر در طول این سالیان دراز ایفا کرده است.</p>
<h3 style="text-align: justify">معرفی ۳ تیپ (زیرگروه) خودشیفته و نحوه ورود آن‌ها به رابطه</h3>
<p style="text-align: justify">در ادامه مطلب، معرفی اجمالی از ۳ زیرگروه اصلی در اختلال شخصیت خودشیفته خواهیم داشت و مثال‌هایی ارائه می‌شوند که نحوه رفتار این افراد را با شخصی جدید در اولین قرار آشنایی، به‌صورت ملموس نشان می‌دهند.</p>
<p style="text-align: justify">نحوه رفتار آن‌ها در اولین جلسه آشنایی به شما اطلاعات مفیدی در مورد نحوه عملکرد آن‌ها در یک رابطه صمیمانه‌ی طولانی‌مدت (اگر رابطه‌ای بعد از قرار اول شکل بگیرد!) خواهد داد. تفاوت تنها در این است که در اولین قرار، آن‌ها حداکثر تلاش خود را می‌کنند که خوب به نظر بیایند. اگر در جلسه اول رفتار آن‌ها را نپسندیدید، پس به‌احتمال زیاد از بودن با آن‌ها در جلسات بعدی، که ماندنتان در رابطه برای آن‌ها اثبات‌شده و به‌اندازه قبل برای به دست آوردن شما تلاش نمی‌کنند، هم لذت چندانی نخواهید برد.</p>
<p style="text-align: justify">خودشیفته‌ها معمولاً زمانی که نوبت به نشان دادنِ سبکِ رابطه‌شان می‌شود، کاملاً آشکارا به شما اطلاعات می‌دهند زیرا معمولاً از این موضوع آگاه نیستند که رفتارشان همه‌چیز را درباره‌ی شخصیت آن‌ها به دیگران می‌گوید. آن‌ها همچنین تمایل دارند سبک ارتباطی غلطشان را بارها و بارها تکرار کنند. پس با خیال راحت می‌توانید این‌طور نتیجه‌گیری کنید که : اگر این فرد در جلسه اول با من این‌طور رفتار می‌کند، پس قبلاً هم‌چنین رفتاری داشته است و اگر با او وارد رابطه شوم، با من هم‌چنین رفتاری خواهد داشت.</p>
<hr />
<h3 style="text-align: justify">خودشیفته‌های متظاهر (خودنما)</h3>
<p style="text-align: justify">وقتی صحبت از فرد خودشیفته به میان می‌آید، اکثراً این گروه در خاطرِ بیشترِ مردم تداعی می‌شوند. آن‌ها تمایل دارند که مرکزِ توجه و تحسین قرار بگیرند. آن‌ها دوست دارند که در مکالمات فرد مسلط باشند، خود را برای اینکه با آن‌ها رفتار و برخورد ویژه‌تری شود محق می‌دانند، مانند فردی با اعتمادبه‌نفس بسیار بالا رفتار می‌کنند و از داستان‌گویی و مشورت دادن به دیگران لذت می‌برند. وقتی این افراد احساس ناامنی می‌کنند از &#8220;<span style="color: #ff0000"><strong>دفاع GOD</strong></span>&#8221; استفاده می‌کنند.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify"><strong><span style="color: #ff0000">  GOD  = خودبزرگ‌بینی (G) ، همه کار توانی (O) ، نا ارزنده سازی (D)</span></strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify">&#8220;دفاع GOD &#8221; واژه مخفف من برای توصیف ظاهرِ خودشیفته‌های متظاهر است که به طرز غیرواقع‌بینانه‌ای بی‌نقص به نظر می‌رسند و درواقع <span style="color: #ff6600"><strong>دفاع آن‌هاست که به‌وسیله‌ی ساختنِ آن، تلاش می‌کنند که عدم اعتمادبه‌نفس خود را پشتِ آن پنهان کنند.</strong></span> آن‌ها به‌جای اینکه خود را به افراد عادی‌ای معرفی کنند که استعدادها و نیز نقاط ضعف متفاوتی دارند، اصرار دارند که خاص هستند، بی‌نقص‌اند، همه‌چیز را می‌دانند و همیشه حق با آن‌هاست. آن‌ها همچنین از اطرافیان خود توقع دارند که با دیدگاه آن‌ها موافقت کنند. در ذهن آن‌ها، خودشان از همه بالاترند و بقیه افراد (به‌ جز تعداد معدودی که خودشان برگزیده‌اند) در جایگاهی پایین‌تر از آن‌ها قرار دارند.</p>
<p style="text-align: justify"><span style="color: #ff6600"><strong>از آنجایی که این ژست متکبرانه و خود بزرگ بینانه درواقع یک نمای ظاهری بسیار نازک و شکننده روی عدم اعتمادبه‌نفس  و احساس واقعی درون آن‌هاست، این نما به‌راحتی قابل درهم شکستن است. به همین دلیل است که خودشیفته‌های متظاهر حساسیت بیش از حدی حتی به کوچک‌ترین کم‌محلی و خفیف شمرده شدن دارند.</strong></span> برای همین خیلی زود عصبانی می‌شوند و آماده دعوا و جنجال بر سر موضوعاتی هستند که بیشتر مردم حتی متوجه آن موضوعات نمی‌شوند. همچنین این افراد می‌توانند نسبتاً بی‌رحم باشند زیرا فاقد چیزی تحت عنوان<span style="color: #339966"><strong> همدلی عاطفی</strong></span> هستند.</p>
<p style="text-align: justify"> وقتی که آن‌ها در حال لاف زدن و بزرگنمایی راجع به موفقیت‌ها و فضل و کمالات خود نیستند یا درگیر تعریف کردن داستان‌هایی نیستند که در آن نقش قهرمان یا ستاره داستان را بازی می‌کنند، سخت مشغول بی‌ارزش کردن و تحقیر هرکسی هستند که با آن‌ها مخالفت کند. آن‌ها ممکن است کسی را که در فاصله نزدیکشان قرار دارد به طرز بی‌رحمانه‌ای دست بیاندازند :&#8221;پسر، نگاه کن اون خانمه توی اون لباس چاق به نظر میاد!&#8221; یا &#8220;نمیتونم باور کنم که پیشخدمت ما اینقدر احمق است&#8221;. آن‌ها تمایل دارند که نسبت به واکنش‌های واقعی افراد دیگر نسبت به نگرش‌ها و رفتارهایشان بی‌اعتنا باشند. آن‌ها به‌قدری به دلیل دفاع‌های خودشان کورکورانه رفتار می‌کنند و بی‌بصیرت هستند که تصور می‌کنند که دیگران یا با آن‌ها موافق‌اند و یا اینکه تصور می‌کنند که گفته‌های این افراد خودشیفته برایشان سرگرم‌کننده است.</p>
<p style="text-align: justify"><strong>مثال – تد و سو سر اولین قرار آشنایی</strong></p>
<p style="text-align: justify">تد، که یک تاجر خودشیفته از نوع متظاهر است، برای اولین بار به دیدار زن جذابی به نام سو رفت که در سایتِ آشنایی مجازی باهم آشنا شده بودند. حال توصیفی را که هر یک از آن‌ها از اولین دیدارشان داشتند بخوانید:</p>
<p style="text-align: justify"><span style="color: #339966">تد : &#8220;من او را سخت تحت تأثیر قرار دادم! به او گفتم که چند نفر از افراد مهم را می‌شناسم و با آن‌ها رابطه دوستی دارم، او را به یک رستوران گران‌قیمت بردم و یک غذای عالی برایش سفارش دادم.سپس یک نوشیدنی درجه‌یک را که قبلاً ننوشیده بود برایش انتخاب کردم. بی‌صبرانه منتظر قرار بعدی هستم. او بسیار پرشور و حرارت است! مطمئناً در قرار بعدی صمیمیت ما بیشتر خواهد شد.&#8221;</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="color: #ff6600">سو: &#8220;وای چقدر عصر مزخرفی بود. کسی که سر قرار اومده بود یه مرد منزجرکننده بود. تنها کاری که انجام داد این بود که تمام شب راجع به خودش حرف زد. حتی ۱ سؤال که راجع به من ازم نپرسید. بعدش اصرار داشت که باوجود مخالفت‌های من، برام استیک و یه نوشیدنی درجه‌یک سفارش بده. من هیچ‌وقت گوشت قرمز نمی‌خورم و ماهی اون رستوران خیلی هوس‌انگیز به نظر میومد. می‌خواستم یه نوشیدنی مخلوط هلو رو امتحان کنم،اما اون اصرار داشت که به جاش از اون نوشیدنی درجه‌یک بنوشم. تمام شب به همین منوال گذشت. همه‌چیز اون‌طوری جلو رفت که اون می‌خواست. اگر دوباره به من زنگ بزنه یا پیغام بذاره، حتی زحمت جواب دادن هم به خودم نمی‌دم.&#8221;</span></p>
<h3 style="text-align: justify"><strong>سبک رابطه‌ی اصلیِ فردِ خودشیفته‌ی متظاهر :</strong></h3>
<p style="text-align: justify">آن‌ها بی‌ملاحظه و رئیس مآبانه رفتار می‌کنند. آن‌ها توقع دارند که تمام همراهان و اطرافیانشان آن‌ها را تحسین کنند و درباره همه‌چیز با نظر آن‌ها موافق باشند. عدم توافق برای آن‌ها به معنی انتقاد است و با تحقیر و مسخره کردن توسط آن‌ها پاسخ داده می‌شود. آن‌ها نیاز دارند به‌صورت متناوب از اطرافیان اطمینان خاطر مجدد بگیرند مبنی بر اینکه آن‌ها خاص و بی‌نقص هستند و همواره حق با آن‌هاست.</p>
<p style="text-align: justify"><span style="color: #ff6600"><b>پایان بخش اول از دو بخش </b></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3>منبع:</h3>
<p><a href="https://www.psychologytoday.com/blog/understanding-narcissism/201712/how-the-3-types-narcissists-act-first-date">How the 3 Types of Narcissists Act on a First Date</a></p>
<h3></h3>
<h3></h3>
<h3>در صورتی که تمایل دارید بیشتر در مورد خودشیفته ها بدانید:</h3>
<p><a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%D9%87/"> اختلال شخصیت خودشیفته : نظریه‌ها، سبب‌شناسی و درمان</a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%D9%87/">خودشیفتگی و اینترنت: اینترنت بهشت افراد خودشیفته است.</a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%9F/">آیا رهبران خودشیفته کارآمدترند؟</a></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/12977-2/">رفتارهای انواع خودشیفته ها در اولین قرار آشنایی &#8211; نشانه ها را ببینید</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/12977-2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خودافشایی در رویکردهای رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT)، طرحواره درمانی (ST) و سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP)</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[هانیه غلامحسین پور]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 26 Jan 2018 11:34:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اختلالات شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان شناختی ـ رفتاری به زبان ساده]]></category>
		<category><![CDATA[درمان فراشناختی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[طرحواره‌درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب داغ]]></category>
		<category><![CDATA[اتحاد درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال شخصیت مرزی]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی مزمن]]></category>
		<category><![CDATA[بازوالدینی حد و مرزدار]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگسال سالم]]></category>
		<category><![CDATA[خودافشایی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان شناختی رفتاری (CBT)]]></category>
		<category><![CDATA[ذهنیت طرحواره ای]]></category>
		<category><![CDATA[رفتار درمانی دیالکتیک (DBT)]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP)]]></category>
		<category><![CDATA[طرحواره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=12846</guid>

					<description><![CDATA[<p>خودافشایی در رویکردهای رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT)، طرحواره درمانی (ST) و سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP) &#160; علی‌رغم موفقیت بی‌چون‌وچرای رویکرد درمانی شناختی-رفتاری (CBT) در درمان بسیاری از اختلالات روانی، اثربخشی این رویکرد، در درمان برخی از بیماران مانند افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (BPD) و افسردگی مزمن (CD)، محدود بوده است (کریستون [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1/">خودافشایی در رویکردهای رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT)، طرحواره درمانی (ST) و سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP)</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خودافشایی در رویکردهای رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT)، طرحواره درمانی (ST) و سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP)</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_custom mom_box_sc clear " style="background-color:#f2f2f2;color:#dd0202;"></p>
<p>در سال‌های اخیر، مداخلات درمانی مختلفی با هدف گسترش درمان شناختی-رفتاری (CBT) بنا نهاده شده‌اند که به‌ اصطلاح &#8220;درمان‌های موج سوم&#8221; نام‌گذاری شدند. برخی از درمان‌های موج سوم، تأکید ویژه‌ای بر خودافشایی درمانگر، به‌منظور رسیدگی به چالش‌های درمانی خاص در گروه معینی از بیمارانی داشتند که به درمان شناختی-رفتاری کلاسیک پاسخ نمی‌دادند. این مقاله خودافشایی درمانی را به‌عنوان وسیله‌ای برای بررسی مسائل بین فردی با مقایسه سه راهبرد در سه رویکرد درمانی از درمان‌های موج سوم برجسته می‌سازد؛ که این ۳ راهبرد عبارتند از: ۱- راهبرد &#8220;پذیرش و تغییر&#8221; که در رویکرد &#8220;رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT)&#8221;  استفاده می‌شود ۲- راهبرد &#8220;باز والدینی حد و مرزدار&#8221; که در رویکرد &#8220;طرحواره درمانی (ST)&#8221; استفاده می‌شود ۳- راهبرد  &#8220;مشارکت شخصی حد و مرزدار&#8221; که در &#8220;سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی رفتاری (CBASP)&#8221; استفاده می‌شود. بر اساس بحث مهمی که در مورد فرصت‌ها و چالش‌های هر یک از این سه مفهوم صورت می‌گیرد، خودافشایی به‌عنوان یک ابزار درمانی نویدبخش پیشنهاد می‌شود که ارزش این را دارد تا در مطالعات آینده عمیقاً موردبررسی قرار گیرد.</p>
<p>با <a href="http://ravanhami.com/">روان‌حامی</a> همراه باشید.</p>
<p></div>
<p>&nbsp;</p>
<p><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="92" height="92" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 92px) 100vw, 92px" />علی‌رغم موفقیت بی‌چون‌وچرای رویکرد درمانی شناختی-رفتاری (CBT) در درمان بسیاری از اختلالات روانی، اثربخشی این رویکرد، در درمان برخی از بیماران مانند افراد مبتلا به<span style="color: #bf0a5b;"><span style="background-color: #ffffff;"> <strong>اختلال شخصیت مرزی (BPD) و افسردگی مزمن (CD)</strong></span>،</span> محدود بوده است (کریستون و همکاران، ۲۰۱۴).</p>
<p>این محدودیت‌ها باعث به وجود آمدن موج سومی از درمان‌های شناختی- رفتاری و گسترش راهبردهای جدیدی مانند <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%db%8c%da%a9-dbt-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">رفتاردرمانی دیالکتیکی</a> (DBT؛ لینهان، ۱۹۹۳) و یا <a href="http://ravanhami.com/%d8%b7%d8%b1%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">طرحواره درمانی</a> (ST؛ یانگ، ۱۹۹۴) برای <a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">درمان اختلال شخصیت مرزی</a> (BPD) و سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP؛ مک کالوف، ۲۰۰۰) برای درمان افسردگی مزمن (CD) شد. این رویکردهای درمانی موج سوم ممکن است به‌عنوان روش‌های پیشرفته‌ی <a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">درمان شناختی رفتاری</a> (CBT) شناخته شوند که بیشتر بر روی <strong><span style="color: #bf0a5b;"><a href="http://ravanhami.com/%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%af%d9%84-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%a2/" target="_blank" rel="noopener">هیجانات</a> و تنظیم آن‌ها</span></strong> و همچنین <span style="color: #bf0a5b;"><strong>رابطه درمانی</strong></span> متمرکزند (کاهل و همکاران، ۲۰۱۲). یکی از جنبه‌های کلیدی و اصلی رابطه درمانی که در این زمینه بسیار مهم به نظر می‌رسد، <span style="color: #bf0a5b;"><strong>خودافشایی توسط درمانگر</strong></span> است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #048f6e;">به‌طورکلی خودافشایی درمانگر شامل هر سخنی است که چیزی شخصی و خصوصی را در برداشته باشد (هیل و ناکس، ۲۰۰۲)؛ که می‌تواند برای اهداف مختلفی مانند تقویت اعتماد متقابل و صحت و درستی واکنش‌های بیمار (از قبیل ابراز احساساتش) کاربرد داشته باشد</span></strong>. اگرچه خودافشایی در حدود ۹۰ درصد از درمانگران به‌کاربرده می‌شود، (ادوارد و مرداک، ۱۹۹۴)، اما جنبه‌های خاصی از خودافشایی (شکل، تناوب، هدف، نقطه زمان) برخلاف زمینه‌های نظری آن بسیار کم موردتوجه قرارگرفته‌اند (هنرتی و لویت، ۲۰۱۰).</p>
<p>محققان در دو آزمایش تصادفی کنترل‌شده (RCT)، اثربخشی خودافشایی درمانی را به‌صورت تجربی موردبررسی قرار دادند و دریافتند بیمارانی که روان‌درمانی را با درجه بالایی از خودافشایی درمانگر تجربه کردند، نسبت به آن دسته از بیمارانی که از خودافشایی درمانگر بهره‌مند نشدند، علائم اضطرابی کمتری را از خود نشان دادند و علاقه بیشتری نسبت به درمانگر خود داشتند (بارت و برمن، ۲۰۰۱؛ بیمن و شهر، ۲۰۱۶).</p>
<p>از دیدگاه بیماران، خودافشایی درمانگر باعث می‌شود که او صداقت و اصالت و انسانیت بیشتری داشته باشد؛ که این به‌نوبه‌ی خود موجب تقویت <span style="background-color: #ff99cc;"><strong>اتحاد درمانی</strong></span> می‌شود (ناکس و همکاران، ۱۹۹۷). بااین‌حال، مقاله‌ حاضر باهدف تعریفی دقیق‌تر از خودافشایی، به ارائه‌ی بازخورد در مورد تأثیرات بین فردی رفتار بیمار بر درمانگر می‌پردازد. با توجه به زیرمجموعه‌های مختلفی از خودافشایی که توسط ناکس و هیل (۲۰۰۳) ارائه شد، این تعریف به &#8220;<span style="color: #bf0a5b;"><strong>خودافشایی در لحظه</strong></span>&#8221; اشاره دارد که برای ساخت یک روش منظم در برخی از درمان‌های شناختی-رفتاری موج سوم (مانند رفتاردرمانی دیالکتیکی، طرحواره درمانی و سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی رفتاری) نیز کاربرد دارد. به‌خصوص در درمان بیماران مبتلا به اختلالات شخصیت،که مشکلات بین فردی در آن‌ها یک ویژگی تعریف‌شده است، این شکل از خودافشایی، در <span style="color: #bf0a5b;"><strong>تعامل بین درمانگر و بیمار</strong></span> عنصری کلیدی به‌حساب می‌آید؛ زیرا <strong><span style="color: #bf0a5b;">در یک رابطه‌ی درمانی، بیمار به‌احتمال‌زیاد با همان مشکلاتی روبرو می‌شود که در زندگیش با دیگر افراد دارد</span></strong> (ناکس و هیل، ۲۰۰۳).</p>
<p>فراتر از هدف کلی <strong><span style="color: #0000ff;">تقویت اتحاد درمانی</span></strong>، این نوع از خودافشایی به طور خاص به <span style="color: #0000ff;"><strong>تعامل بین بیمار و درمانگر</strong></span> اشاره دارد. این روش با آن دسته از روش‌های ذهن آگاهانه و تمرکز محوری که در درمان‌های موج سوم به کار می‌رود، مانند &#8220;<a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%d8%b4-%d9%88-%d8%aa%d8%b9%d9%87%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد</a> (ACT)&#8221; ( هایس و همکاران، ۱۹۹۹) و یا &#8220;درمان فراشناختی&#8221; (MCT) (ولز، ۱۹۹۴)، مغایرت دارد. همچنین باید گفت که در اینجا اتحاد درمانی از اهمیت بالایی برخوردار است (ویلارداگا و هایس، ۲۰۰۹). که این اتحاد درمانی مبنایی است برای کمک به بیماران در جهت غلبه بر افکار و احساسات منفیشان که با استفاده از راهکارهایی مانند استعاره‌ها، تضادها و تمرینات تجربی، صورت می‌گیرد. اگرچه این راهبردها به خودی خود درصدد تمرکز بر روی روابط بیمار و درمانگر نیستند، اما ما برای نمونه در ادامه این بحث از سه رویکرد &#8220;<a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%db%8c%da%a9-dbt-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">رفتاردرمانی دیالکتیکی</a>&#8221; ، &#8220;<a href="http://ravanhami.com/%d8%b7%d8%b1%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">طرحواره درمانی</a>&#8221; و &#8221; سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری &#8220;، برای درک بهتر مفهوم خودافشایی به‌عنوان یک ابزار درمانی استفاده می‌کنیم.</p>
<p>توجه داشته باشید که تمرکز بر روی این سه درمان موج سومی به منظور فراگیر و جامع بودن آن‌ها نیست. درمان‌های دیگری نیز وجود دارند که تا حدی از خودافشایی به‌عنوان یک ابزار درمانی استفاده می‌کنند، اما ما در اینجا فقط بر روی آن دسته از روان‌درمانی‌هایی تمرکز می‌کنیم که در نظر ما توصیفات واضح‌تر و مستقیم تری از پدیده‌ها دارند و برای بررسی مشکلات بین فردی بیمار از خودافشایی استفاده می‌کنند. اگرچه شواهد تجربی مستقیمی در حال حاضر برای اثربخشی خودافشایی در میان این راهبردها وجود ندارد؛ اما به نظر می‌رسد که <span style="color: #bf0a5b;"><strong>خودافشایی به‌عنوان عاملی مهم در کیفیت اتحاد درمانی</strong></span> در این فنون به شمار می‌آید (ناکس و همکاران، ۱۹۹۷؛ ناکس و هیل، ۲۰۰۳). ما آن دسته از مطالعات مروری را بررسی خواهیم کرد که در آن‌ها اتحاد درمانی را اندازه‌گیری کرده و به نقش خودافشایی در درمان اشاره‌کرده باشند و در آخر در مورد فرصت‌ها و چالش‌های استفاده از خودافشایی بحث خواهیم کرد و سوالاتی که باید در تحقیقات آینده مورد توجه قرار گیرند را برجسته خواهیم نمود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><span style="background-color: #33cccc; font-size: 14px;"><strong>خودافشایی در رفتاردرمانی دیالکتیک (</strong><strong>Dialectical Behavioral Therapy</strong><strong>):</strong></span></h2>
<p><a href="http://ravanhami.com/%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%DB%8C%DA%A9-dbt-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87/">رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT)</a>، در اصل به‌عنوان راهبردی مشخص برای <strong><span style="color: #bf0a5b;">بررسی و حل مشکل مختل شدن مداوم رابطه درمانی در بیماران مبتلابه اختلال شخصیت مرزی در درمان شناختی-رفتاری کلاسیک (CBT)</span></strong> بنانهاده شد (لینهان، ۱۹۹۳). یکی از عناصر مهم و کاربردی در رویکرد رفتاردرمانی دیالکتیکی، اتحاد (پیمان) درمانی است (لینهان، ۱۹۹۳؛ بارنیکت و همکاران، ۲۰۱۲). پایه اصلی این نظریه به تعریف قدیمی &#8220;دیالکتیک&#8221; (که این اصطلاح از دیدگاه هگل گرفته‌شده است)، بازمی‌گردد که بر دو جنبه استوار است: <span style="color: #0000ff;"><strong>پذیرش و تغییر</strong></span>.</p>
<p>در این نظریه، دیالکتیک در ایجاد رابطه بین بیمار و درمانگر و تشکیل اتحاد درمانی نقش دارد. بنابراین رابطه درمانی ازلحاظ دیالکتیکی، به‌عنوان اثری متقابل و پایدار بین پذیرش و تغییر با برقراری نوعی ارتباط با بیمار شناخته می‌شود؛ که در آن درمانگر در حین پذیرا بودن نسبت به بیمار، هم‌زمان نیز او را به سمت تغییر سوق می‌دهد. بنابراین رفتاردرمانی دیالکتیکی به راهبردهایی اشاره دارد که بر پذیرش و یا تغییر تمرکز می‌کنند. خودافشایی جنبه‌ای مهم از اتحاد درمانی در رفتاردرمانی دیالکتیکی محسوب می‌شود؛ که می‌تواند دو حالت داشته باشد مانند: <span style="color: #0000ff;"><strong>خودافشایی توسط اطلاعات شخصی درمانگر</strong> </span>(مانند تجارب گذشته، فعالیت‌های حرفه‌ای، وضعیت خانوادگی) و <span style="color: #0000ff;"><strong>خودافشایی لحظه‌ای توسط واکنش‌های عاطفی درمانگر به بیمار</strong></span> در رابطه‌ی درمانی.</p>
<p>همان‌طور که ما بر خودافشایی به‌عنوان یک ابزار درمانی برای حل مشکلات بین فردی تمرکز داریم، عناصر مربوط به رویکرد رفتاردرمانی دیالکتیکی را نیز برجسته می‌سازیم. <strong><span style="color: #0000ff;">راهبردهای پذیرش</span> </strong>شامل: &#8220;فنون اعتباربخشی&#8221;، &#8220;پیشنهادات انعطاف‌پذیر درمانی&#8221; (به‌عنوان‌مثال، تماس تلفنی) و مهم‌تر از آن &#8220;خودافشایی توسط درمانگر&#8221; (مانند: &#8220;من واقعاً دوست دارم با شما کارکنم&#8221;)، می‌باشند. <span style="color: #0000ff;"><strong>راهبردهای تغییر</strong></span> علاوه بر اینکه شامل &#8220;استفاده از مهارت‌ها و تجزیه‌وتحلیل رفتاری&#8221; می‌باشد، &#8220;نوعی سبک ارتباطی مقابله ایست (مواجهه‌ای)&#8221; که هدف آن تعدیل افکار و باورهای افراطی و ناکارآمد و اتخاذ دیدگاه‌های متفاوت است که شامل خودافشایی توسط درمانگر نیز می‌باشد (&#8220;اینکه هرروز به من زنگ بزنی، ممکنه باعث بشه به دردسر بیفتم که این خیلی ناراحتم می‌کنه چون دوست دارم به حمایتم با تماس تلفنی به تو ادامه بدم&#8221;).</p>
<p>بنابراین <strong><span style="color: #bf0a5b;">خودافشایی قسمت مهمی از رابطه دیالکتیکی بین بیمار و درمانگر است که می‌تواند هم از راهبرد پذیرش و هم از راهبرد تغییر پشتیبانی کند</span></strong>. خطری که ذاتاً این رویکرد را تهدید می‌کند، عدم تعادل بالقوه بین دو راهبرد پذیرش و تغییر است که ممکن است به‌نوبه خود سبب تشدید اختلالات عاطفی بیمار شود. در چارچوب رویکرد درمانی دیالکتیکی لازم است که از خودافشایی با تأکید بر حفظ مرزهای شخصی درمانگر (از قبیل افشای ضعف‌های شخصی)، استفاده شود.</p>
<p>اثربخشی درمان شناختی رفتاری دیالکتیکی توسط آزمایش‌ها تصادفی کنترل‌شده (RCT) و  فرا تحلیل‌ها  اثبات‌شده است (لینهان و همکاران، ۲۰۰۶؛ استافرز و همکاران، ۲۰۱۲). بااین‌حال، اثربخشی خودافشایی در این رویکردها کمتر شناخته‌شده است. در یک آزمایش تصادفی کنترل‌شده نتایج بدین گونه بود که میزان تعهد درمانگر و میزان تلاش او از دیدگاه بیمار، با کاهش دفعات تلاش برای خودکشی ارتباط داشت. همچنین <strong><span style="color: #bf0a5b;">تعهد درمانی با کاهش صدمات خود آسیب‌رسان</span></strong> ارتباط داشت که این نتایج به‌نوبه خود به <span style="color: #bf0a5b;"><strong>اتحاد درمانی در رابطه</strong></span> اشاره دارد (بدیکس و همکاران، ۲۰۱۵).</p>
<p>علاوه بر این در یک مطالعه مشاهده‌ای، بیمارانی که به روش رفتاردرمانی دیالکتیکی تحت درمان بودند و نتیجه خوبی از این درمان گرفتند، پیوندی همدلانه و پذیرا بین خود و درمانگرشان برقرار کردند که این پیوند به‌عنوان عاملی حمایت‌کننده درروند درمان محسوب می‌شود (استیگلمایر و همکاران، ۲۰۱۴). در حالیکه این نتایج بر اهمیت اتحاد درمانی قوی در درمان بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی تأکیددارند، تأثیر خودافشایی در رویکرد رفتاردرمانی دیالکتیکی همچنان موردبررسی قرارگرفته است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><span style="background-color: #33cccc;"><span style="font-size: 14px;"><strong>خودافشایی در طرحواره درمانی (</strong><strong>Schema Therapy</strong></span><strong><span style="font-size: 14px;">):</span> </strong></span></h2>
<p>مفهوم اصلی <a href="http://ravanhami.com/%D8%B7%D8%B1%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/">طرحواره درمانی (ST)</a>، عمدتاً توسط یانگ و همکارانش (۲۰۰۳)، باهدف شناسایی <a href="http://ravanhami.com/%D8%B7%D8%B1%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1/">طرحواره های ناسازگار</a> (maladaptive schemas) مطرح شد. یک مفهوم مهم در طرحواره درمانی، &#8220;<span style="color: #bf0a5b;"><strong>مدل ذهنیت طرحواره</strong></span> &#8221; است. یک مدل ذهنیت طرحواره ای شامل : &#8220;طرحواره ها، سبک‌های مقابله‌ای، یا رفتارهای سالمی است که در حال حاضر در یک فرد فعالند&#8221; . تمرکز اصلی رویکرد طرحواره درمانی بر روی <span style="color: #bf0a5b;"><strong>هیجانات</strong></span> فرد است که هدفش تقویت ساختار شخصیتی بیمار و به‌ویژه یکپارچه‌سازی الگوهای مختلف تحت کنترل &#8220;<span style="color: #bf0a5b;"><strong>بزرگسال سالم</strong></span>&#8221; است.</p>
<p>خودافشایی توسط درمانگر در این رویکرد، ابزاری مهم و ضروری برای رسیدن به این اهداف است که در این راستا &#8220;<span style="color: #bf0a5b;"><strong>باز والدینی حدومرز دار</strong></span>&#8221; نقش ویژه‌ای را ایفا می‌کند (الکساندر و فرنچ، ۱۹۴۶)؛ که در اینجا (بازوالدینی حد و مرزدار) نیازهای ارضا نشده‌ی دوران کودکی بیمار  باید در یک رابطه درمانی در نظر گرفته شود و درعین‌حال رفتارهای ناکارآمد و مخرب بیمار باید در فضایی همدلانه بررسی شوند.</p>
<p><span style="color: #bf0a5b;"><strong>خودافشایی در رویکرد طرحواره درمانی، بر روی طرحواره های ناسازگار اولیه تمرکز دارد.</strong></span> برای مثال در حوزه &#8220;بی‌اعتمادی/بدرفتاری&#8221;، درمانگر کاملاً به روشی قابل‌اعتماد و صادقانه رفتار می‌کند و به احساسات و انتظارات منفی بیمار نسبت به خودش توجه می‌کند. در طرحواره &#8220;نقص و شرم&#8221;، باز والدینی بدین معناست که درمانگر نسبت به بیمار حالتی پذیرا داشته و نگرش غیر قضاوتی را از خود نشان می‌دهد. <span style="color: #bf0a5b;"><strong>خودافشایی در چارچوب باز والدینی حدومرزدار نقش کلیدی را بر عهده دارد.</strong></span> درمانگر بر اساس نوع طرحواره ناسازگار بیمار، احساسات، افکار و تجربیاتش را افشا می‌کند؛ مانند: من هم در دوران کودکی از مهر و محبتی زیادی برخوردار نبودم؛ به همین دلیل است که می‌دانم چقدر به دست آوردن این مهر و محبت مهم است&#8221; (یانگ و همکاران، ۲۰۰۳). در طول دوره‌ی درمان، <span style="color: #bf0a5b;"><strong>بیمار رفتار درمانگر را به‌عنوان بخشی از بزرگسال سالم خود درونی می‌کند</strong> </span>(یانگ و همکاران، ۲۰۰۳).</p>
<p>حمایت و اعمال محدویت ها باید به شکلی انعطاف‌پذیر، متوازن باشد؛ باز والدینی بیش از اندازه، ممکن است مانع تشکیل حالت بزرگسال سالم شود و روند درمان را مسدود کند (رودیگر و زاربوک، ۲۰۱۵). از طرفی دیگر مرزهای بیش‌ازحد محدودکننده نیز می‌تواند به درخواست‌های بیش‌ازحد از سوی بیمار منجر شده و باعث ایجاد احساس گناه در درمانگر شود. در دو مطالعه آزمایشی تصادفی کنترل‌شده بر روی بیماران مبتلا به <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%B2%DB%8C/">اختلال شخصیت مرزی (BPD)</a>، شواهد به اثربخشی طرحواره درمانی در این بیماران اشاره داشتند (گیسن بلو و همکاران، ۲۰۰۶؛ فارل و همکاران، ۲۰۰۹). اگرچه هنوز هم نقش خودافشایی در طرحواره درمانی مورد مطالعه قرار نگرفته است، اما شواهد بر این دلالت دارند که اتحاد درمانی توان ویژه‌ای در کیفیت طرحواره درمانی و پیش‌بینی بهبود علائم بالینی دارد (اسپینهاون و همکاران، ۲۰۰۷).</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="background-color: #33cccc; font-size: 14px;"><strong>خودافشایی در سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری</strong> <strong>(</strong><strong>CBASP</strong><strong>):</strong></span></h3>
<p><strong><span style="color: #94195b;"><span style="color: #c4186b;">سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP)، به‌طور خاص برای درمان بیماران مبتلا به افسردگی مزمن (CD)، توسط جیمز پی. مک کالوف (۲۰۰۰) طراحی شد</span>.</span></strong> این رویکرد تلفیقی از نظریه‌های عقلانی-هیجانی، رفتاری، بین فردی و روان تحلیلی است که راهبردهای درمانی آن به‌منظور بررسی بیماری افسردگی مزمن به وجود آمده‌اند. رفتار بین فردی در افراد مبتلا به افسردگی مزمن معمولاً موارد زیر را در برمی‌گیرد: تفکرات پیشگویانه و پیش داورانه ، مقاومت در برابر استدلال منطقی و بازخورد مبتنی بر واقعیت، خودمحور بودن، صحبت یک‌جانبه، فقدان همدلی، و عدم توانایی تنظیم هیجان تحت شرایط استرس‌زا (مک کالوف، ۲۰۰۰؛ کوهن و همکاران، ۲۰۱۱).</p>
<p>این رفتارها منبع تخریب روابط بین فردی بیمار با همکاران ازجمله درمانگر است. مک کالوگ معتقد است که <span style="color: #94195b;"><strong>رابطه درمانی</strong></span> وسیله‌ای است برای برقراری ارتباط مجدد بیمار با محیط اطرافش و بهبود تجارب بین فردی بیمار برخلاف سابقه آسیب‌های روانی او. برخلاف نگرش بی‌طرفانه درمانگر در درمان شناختی-رفتاری (CBT)، درمانگر سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP)، به شیوه‌ای شخصی‌تر که <strong> &#8220;<span style="color: #0000ff;">مشارکت شخصی حد و مرزدار (DPI)</span>&#8220;</strong> نامیده می‌شود، خودافشایی می‌کند (مک کالوگ، ۲۰۰۶). اگرچه سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری، <span style="color: #c4186b;"><strong>مشارکت شخصی درمانگر</strong> </span>را به‌عنوان <strong><span style="color: #c4186b;">عنصری کلیدی</span></strong> در درمان بیماران مبتلابه افسردگی مزمن ارزیابی می‌کند؛ اما درمان شناختی-رفتاری به روش کلاسیک نیز مانع استفاده درمانگر از خودافشایی در درمان نمی‌شود. در پاسخ به مشکلات بین فردی در محیط درمان، درمانگر تمام تمرکزش را به رابطه دو جانبه بین خودش و بیمار جلب می‌کند؛ برای مثال: &#8220;هنگامی‌که تماس چشمی‌ات را با من قطع می‌کنی، احساس می‌کنم که وجود خارجی ندارم&#8221;(مک کالوف و همکاران، ۲۰۱۵). خود افشاگری درمانگر را ملزم می‌کند که سبک روابط بین فردی خود را با توجه به تاریخچه‌ی یادگیری بیمار با افرادی که در زندگی‌اش &#8220;بیشترین تأثیر&#8221; را داشته‌اند (مانند والدین) ، هماهنگ کند.</p>
<p>برای تطابق و هماهنگی پاسخ واقعی درمانگر با پاسخی که انتظار می‌رود بیمار بر اساس تجارب قبلی‌اش با افراد نزدیک بدهد، روش دومی که اصطلاحاً <strong>&#8220;<span style="color: #0000ff;">تمرین افتراق بین فردی (IDE)</span> &#8220;</strong> نامیده می‌شود به کاربرده می‌شود. درمانگران به بیمارانشان می‌آموزند تا پاسخ‌های اصلاحی عقلانی-عاطفی و رفتاری که باعث مشارکت آن‌ها در روابط بین فردی سالم می‌شود را تشخیص دهند (برای مثال: &#8220;هنگامی‌که در مورد رخدادی که اتفاق افتاده با من صحبت می‌کنی، پاسخ و واکنش من به تو چه خواهد بود؟ این پاسخ من چه تفاوتی با پاسخ‌هایی که معمولاً مادرت به تو می‌دهد دارد؟&#8221;) (مک کالوگ و همکاران، ۲۰۱۵). <span style="color: #0000ff;">روش‌های مشارکت شخصی حد و مرزدار (DPI) و تمرین افتراق بین فردی (IDE)</span> چندین بار در طول مدت درمان به‌کاربرده می‌شوند.</p>
<p>لازم است که درمانگران شفافیت داشته باشند و به شیوه‌ای صادقانه به بیمار واکنش نشان دهند و همچنین صریح و بی‌طرفانه ولی درعین‌حال با رعایت حدومرزی مشخص و تعیین‌شده با بیمار رفتار کنند (مک کالوگ، ۲۰۰۶).  <span style="color: #c4186b;"><strong>به‌منظور شناخت تعارضات شخصی و جلوگیری از انتقال متقابل غیر نظام‌مند</strong></span>، <strong><span style="color: #94195b;">درمانگران</span></strong> در سیستم تحلیل شناختی- رفتاری باید درجه بالایی از <span style="color: #c4186b;">خودآگاهی</span> را نسبت به <strong><span style="color: #c4186b;">تاریخچه یادگیری بین فردی</span></strong> خود داشته باشند.</p>
<p>اگرچه مطالعات مختلفی اثربخشی سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری را دریافته‌اند (کوکسیس و همکاران، ۲۰۰۹؛ اسکرام و همکاران، ۲۰۱۱، ۲۰۱۷؛ ویرسما و همکاران، ۲۰۱۴؛ براکمیر و همکاران، ۲۰۱۵)، اما عوامل مفیدی که در این رویکرد فعالند، هنوز مورد بحث و بررسی قرار دارند. بااینکه خودافشایی نقشی محوری در این رویکرد درمانی دارد اما در حال حاضر هنوز هم مطالعات تجربی در رابطه با اثربخشی خودافشایی درمانی در این رویکرد در دسترس نیست. اما بااین‌حال شواهد تجربی وجود دارد که <span style="color: #c4186b;"><strong>اهمیت اتحاد (پیمان) درمانی</strong></span> در سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری را برجسته می‌سازد. به نظر می‌رسد که کیفیت اتحاد درمانی در طول دوره درمان، نتایج درمان را مستقل از سایر عواملی که با این نتایج مرتبطند، پیش‌بینی می‌کند (کلین و سانتیاگو، ۲۰۰۳؛ آرنو وهمکاران، ۲۰۱۳).</p>
<p>یک اتحاد درمانی قوی، پیش‌بینی کننده کاهش سبک‌های بین فردی خصمانه و متضاد بیماران می‌باشد؛ که این به نوبه خود در بهبود علائم افسردگی در پایان درمان موثر است (کنستانتینو و همکاران، ۲۰۱۶).  بااینکه خودافشایی عامل مهمی در بهبود رابطه ی درمانی است، اما امکان دارد که افراد وسوسه شوند تا به ‌اشتباه تمام اثرات مثبت را به خودافشایی ربط دهند. با اینکه این مسئله هنوز نیازمند تحقیقات تجربی مستقیم است، اما باید توجه داشت که سطوح واکنشی بالاتر براساس عدم تمایل به دریافت ورودی از سوی دیگران و همچنین تمایلات مخالف، به شکلی مثبت پیش‌بینی کننده نتایج درمان در سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری می‌باشد (آرنو و همکاران، ۲۰۰۳). این مسئله حاکی از آن است که روش‌های خودافشایی مانند  DPIو IDE که بخش‌های جدایی‌ناپذیر این رویکرد درمانی هستند ممکن است در کمک به درمانگر برای کنترل اختلالات در روابط درمانی به نحوی سازنده مؤثر باشند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><span style="background-color: #ffcc99; font-size: 14px;"><strong>مقایسه خودافشایی درمانی در رویکردهای درمانی &#8220;شناختی-رفتاری&#8221;، &#8220;طرحواره درمانی&#8221; و &#8221; سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری</strong> <strong>&#8220;: فرصت‌ها و چالش‌ها</strong></span></h2>
<p><span style="color: #c4186b;"><strong>سبک‌های ناسازگار بین فردی</strong></span> به طور خاص در اختلالات شخصیت به‌خصوص اختلال شخصیت مرزی و یا افسردگی مزمن دیده می‌شود که خودشان را در <strong><span style="color: #c4186b;">محیط درمانی</span></strong> نشان می‌دهند. در رویکردهای درمانی موج سوم (دیالکتیکی، طرحواره درمانی، سیستم تحلیل شناختی-رفتاری)، در مقایسه با درمان‌های موج اول و دوم، درمانگر از خودافشایی به‌عنوان وسیله‌ای کلیدی برای بررسی مشکلات بین فردی استفاده می‌کند. این راهبردها، اهمیت خودافشایی درمانی را برجسته ساخته و درمانگر را به روش‌های خاصی برای بررسی سبک‌های بین فردی ناسازگار که می‌توانند روند درمان را مختل کنند، مجهز می‌کند.</p>
<p>علی‌رغم اینکه <span style="color: #c4186b;"><strong>نیازها و ویژگی‌های خاص بیماران، هدف مشترک این رویکردها می‌باشد</strong></span>، اما  <span style="color: #c4186b;"><strong>خودافشایی</strong></span> درمانگر در بین سه رویکرد رفتاردرمانی دیالکتیکی، طرحواره درمانی و سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری از <span style="color: #c4186b;"><strong>تفاوت معناداری</strong></span> برخوردار است؛ در رویکرد طرحواره درمانی، در درجه اول مفهوم &#8220;باز والدینی حد و مرزدار&#8221; کمک می‌کند تا درمانگر با بروز هیجانات مثبت و پذیرا و با ملایمت خودافشایی کند تا بر نیازهای ارضا نشده دوران کودکی بیمار، غلبه کند. بیشترین نقشی که <span style="color: #48a880;"><strong>خودافشایی در رویکرد طرحواره درمانی (ST)</strong></span> دارد، ارائه الگویی برای بیماران است تا بتوانند خودشان الگو (ذهنیت) بزرگسال سالم را در خود ایجاد کنند. <span style="color: #48a880;"><strong>در رویکرد رفتاردرمانی دیالکتیکی (DBT)</strong></span>، راهبردهای پذیرش و تغییر از خودافشایی برای مقابله با خشم نسبت به خود و رفتارهای مخربی که روند درمان را مختل می‌کنند، استفاده می‌کنند.</p>
<p>خودافشایی در این رویکرد هر دو نوع احساس منفی و مثبت را شامل می‌شود. همچنین باید گفت <span style="color: #48a880;"><strong>خودافشایی در سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP)</strong></span>، تا حدودی فراتر از خودافشایی در دو رویکرد طرحواره درمانی و رفتاردرمانی دیالکتیکی است؛ که هدفش تمرکز بر <span style="color: #c4186b;"><strong>موقعیت‌های پرتعارض بیمار</strong></span> است که در آن موقعیت‌ها بیمار از درمانگر انتظار دارد درمانگر با او به همان شیوه‌ای رفتار کند که افراد نزدیک زندگیش با او رفتار می‌کرده‌اند). خودافشایی به‌صورت مثبت و منفی باهدف و نیت شفاف‌سازی پیامدهای بین فردی به کار می‌رود. در سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری ، خودافشایی به‌عنوان پیش‌شرطی اساسی برای ارتباط دوباره بیماران مبتلا به افسردگی مزمن با محیط بین فردیشان و درنتیجه ایجاد تجربیات ارتباطی سالم در برابر سابقه آسیب‌های اولیه شناخته می‌شود.</p>
<p><strong><span style="color: #3366ff;">تمام سه رویکرد درمانی موج سومی که در اینجا موردبحث قرار گرفتند، تمایل به تنظیم سازگارانه احساساتی (هیجاناتی) دارند که منجر به رفتارهای بین فردی ناسازگار می‌شوند.</span> </strong>دیالکتیک (مباحثه) در رویکرد رفتاردرمانی دیالکتیکی، به تنظیم نوسانات شدید بین پیوستگی و انفصال در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی پرداخته و روند پذیرش و تغییر را حفظ می‌کند. راهبرد &#8220;باز والدینی حد و مرزدار&#8221; در طرحواره درمانی، در پردازش آن دسته از حالات هیجانی دشواری که شامل الگوهای عملکردی و بدعملکردی هستند کمک می‌کند که ممکن است به ترتیب تقویت شده یا مهارشده باشند. برانگیختگی هیجانی در موقعیت های پرتعارض در سیستم تحلیل شناختی رفتاری (CBASP)، به گونه ای است که توسط خودافشایی (DPI) و همچنین توسط تفاوت های رفتاری (IDE) بین اطرافیان نزدیک بیمار با پاسخ‌هایی که درمانگر در حین تمرین تنظیم هیجانی به بیمار می‌دهد بررسی می‌شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="background-color: #ccffcc;">برای اجرای این شکل از خودافشایی، لازم است که به چند عامل مهم توجه داشته باشیم:</span> </strong></p>
<p><span style="color: #c4186b;"><strong>توجه به تاریخچه زندگی بیمار</strong></span>: که در اینجا تمرکز بر تجربیات دوران کودکی و تاریخچه یادگیری‌های بین فردی بیمار نقش بسیار قابل‌توجهی نسبت به درمان شناختی رفتاری کلاسیک (cbt) دارد. پس باید در نظر داشت که بدون مراجعه به تاریخچه تجربیات دوران کودکی بیمار، استفاده از خودافشایی آن هم به‌عنوان ابزاری مفید برای ایجاد تجربیات بین فردی سالم، امکان‌پذیر نخواهد شد. علاوه بر این در درجه اول لازم است که درمانگر خودش تمایل به خودافشایی داشته باشد و بروز این خودافشایی نیز مستلزم آن است که درمانگر درجه بالایی از خودآگاهی و نظارت منظم را دارا باشد. یکی از خطرات تمرکز بر خودافشایی ممکن است این باشد که دیگر راهبردها و تکنیک های مهم و تأثیرگذار مربوط به درمان شناختی-رفتاری (cbt) (مانند فعال‌سازی رفتاری، بازسازی شناختی و مواجهه درمانی)، نادیده گرفته شود؛ علاوه بر این، خودافشایی <span style="color: #c4186b;"><strong>چالشی عاطفی</strong></span> برای درمانگران محسوب شده و خطر تمرکز اغراق گونه و بیش از حد معمول بر احساسات را در بر دارد. خطر دیگری که ناشی از خودافشایی می‌باشد، ایجاد بحران و تهدید در رابطه درمانی است. بااین‌حال شواهدی وجود دارد که اتفاقات &#8220;مثبت&#8221; و &#8220;منفی&#8221; در مراحل درمان را با نتایج مطلوب درمانی مرتبط می‌داند (سافران و همکاران، ۲۰۱۱).</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="background-color: #cc99ff;"><strong>تفسیر نتایج:</strong></span></p>
<p>به عقیده ی ما، خودافشایی درمانی به‌عنوان مؤلفه‌ای مهم در رویکردهای شناختی رفتاری موج سوم محسوب شده و یک ابزار درمانی نویددهنده برای درمان بیماران مبتلا به اختلالات مزمن و ناتوان‌کننده‌ای که مقاومت درمانی بالایی دارند، به شمار می‌رود. رویکردهای درمانی شناختی-رفتاری موج سوم، شیوه‌های مختلفی را برای استفاده از خودافشایی به‌عنوان یک ابزار درمانی ایجاد کردند. بااین‌حال این سؤال مطرح می‌شود که آیا خودافشایی در روانشناسی مدرن یک شرط لازم محسوب می‌شود یا خیر؟ یکی از مطالعات مروری که اخیراً توسط التویس و همکارانش (۲۰۱۵) انجام شد، با این هدف بود که نتایج مطالعاتی که درمان شناختی-رفتاری اینترنتی (ICBT) را با درمان چهره به چهره در رویکرد شناختی-رفتاری (CBT) در بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی مقایسه کرده بودند را موردبررسی قرار دهند. آن‌ها در این مطالعه دریافتند که درمان شناختی-رفتاری به‌صورت اینترنتی (در مقایسه با لیست انتظار) اثربخش بوده، اما بین دو رویکرد درمانی (CBT) و (ICBT) تفاوت معناداری مشاهده نشد.</p>
<p>یک عامل مهم و کلیدی در تعیین اثربخشی خودافشایی می‌تواند این باشد که آیا اختلال موردنظر با رفتار بین فردی ناسازگار مشخص می‌شود؟ لازم به ذکر است که در حال حاضر این ادعا باید به‌صورت نظری باقی بماند زیرا شواهد مربوط به آزمایش‌های تصادفی کنترل‌شده هنوز هم تا به امروز ناکافی است. برای ارزیابی اثربخشی خودافشایی لازم است تحقیقات بیشتری انجام گیرد (هگلند، ۲۰۱۴). طرح عملی ای که در اینجا و در مورد مفاهیم روان‌درمانی پرداختیم، مقایسه (به‌عنوان‌مثال مقایسه سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP) با و بدون مشارکت شخصی حدومرزدار (DPI) درمانگر) را شامل شد که به‌منظور ارزیابی اثرات جانبی احتمالی خودافشایی درمانی است. جنبه‌های دیگری که باید موردبررسی قرار گیرند عبارتند از <u>شکل دقیق</u>، <u>فراوانی و تناوب</u> خودافشایی و تأثیری که این عوامل بر نتیجه درمان می‌گذارد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p dir="ltr" style="text-align: left;"><span style="font-size: 14px; color: #3366ff;"><a style="color: #3366ff;" href="https://www.frontiersin.org/articles/10.3389/fpsyg.2017.02073/full"><strong><span style="font-size: 12px;">Therapeutic Self-Disclosure within DBT, Schema Therapy, and CBASP: Opportunities and Challenges</span></strong></a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;">Alexander, E., and French, T. (1946). <i>Psychoanalytic Therapy: Principles and Application.</i> New York, NY: Ronald Press.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Psychoanalytic+Therapy%3A+Principles+and+Application%2E&amp;author=Alexander+E.&amp;author=and+French+T.&amp;publication_year=1946" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B2" name="B2"></a>Arnow, B. A., Manber, R., Blasey, C., Klein, D. N., Blalock, J. A., Markowitz, J. C., et al. (2003). Therapeutic reactance as a predictor of outcome in the treatment of chronic depression. <i>J. Consult. Clin. Psychol.</i> ۷۱, ۱۰۲۵–۱۰۳۵. doi: 10.1037/0022-006X.71.6.1025</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=14622078" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1037/0022-006X.71.6.1025" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Therapeutic+reactance+as+a+predictor+of+outcome+in+the+treatment+of+chronic+depression%2E&amp;journal=J%2E+Consult%2E+Clin%2E+Psychol%2E&amp;author=Arnow+B.+A.&amp;author=Manber+R.&amp;author=Blasey+C.&amp;author=Klein+D.+N.&amp;author=Blalock+J.+A.&amp;author=Markowitz+J.+C.&amp;publication_year=2003&amp;volume=71&amp;pages=1025-1035" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B3" name="B3"></a>Arnow, B. A., Steidtmann, D., Blasey, C., Manber, R., Constantino, M. J., Klein, D. N., et al. (2013). The relationship between the therapeutic alliance and treatment outcome in two distinct psychotherapies for chronic depression. <i>J. Consult. Clin. Psychol.</i> ۸۱, ۶۲۷–۶۳۸. doi: 10.1037/a0031530</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=23339536" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1037/a0031530" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=The+relationship+between+the+therapeutic+alliance+and+treatment+outcome+in+two+distinct+psychotherapies+for+chronic+depression%2E&amp;journal=J%2E+Consult%2E+Clin%2E+Psychol%2E&amp;author=Arnow+B.+A.&amp;author=Steidtmann+D.&amp;author=Blasey+C.&amp;author=Manber+R.&amp;author=Constantino+M.+J.&amp;author=Klein+D.+N.&amp;publication_year=2013&amp;volume=81&amp;pages=627-638" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B4" name="B4"></a>Bamelis, L. L., Evers, S. M., Spinhoven, P., and Arntz, A. (2014). Results of a multicenter randomized controlled trial of the clinical effectiveness of schema therapy for personality disorders. <i>Am. J. Psychiatry</i> ۱۷۱, ۳۰۵–۳۲۲. doi: 10.1176/appi.ajp.2013.12040518</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=24322378" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1176/appi.ajp.2013.12040518" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Results+of+a+multicenter+randomized+controlled+trial+of+the+clinical+effectiveness+of+schema+therapy+for+personality+disorders%2E&amp;journal=Am%2E+J%2E+Psychiatry&amp;author=Bamelis+L.+L.&amp;author=Evers+S.+M.&amp;author=Spinhoven+P.&amp;author=and+Arntz+A.&amp;publication_year=2014&amp;volume=171&amp;pages=305-322" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B5" name="B5"></a>Barnicot, K., Katsakou, C., Bhatti, N., Savill, M., Fearns, N., and Priebe, S. (2012). Factors predicting the outcome of psychotherapy for borderline personality disorder: a systematic review. <i>Clin. Psychol. Rev.</i> ۳۲, ۴۰۰–۴۱۲. doi: 10.1016/j.cpr.2012.04.004</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=22681913" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1016/j.cpr.2012.04.004" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Factors+predicting+the+outcome+of+psychotherapy+for+borderline+personality+disorder%3A+a+systematic+review%2E&amp;journal=Clin%2E+Psychol%2E+Rev%2E&amp;author=Barnicot+K.&amp;author=Katsakou+C.&amp;author=Bhatti+N.&amp;author=Savill+M.&amp;author=Fearns+N.&amp;author=and+Priebe+S.&amp;publication_year=2012&amp;volume=32&amp;pages=400-412" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B6" name="B6"></a>Barrett, M. S., and Berman, J. S. (2001). Is psychotherapy more effective when therapists disclose information about themselves? <i>J. Consult. Clin. Psychol</i>. ۶۹, ۵۹۷–۶۰۳. doi: 10.1037/0022-006X.69.4.597</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=11550726" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1037/0022-006X.69.4.597" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Is+psychotherapy+more+effective+when+therapists+disclose+information+about+themselves%B4&amp;journal=J%2E++Consult%2E++Clin%2E++Psychol%2E&amp;author=Barrett+M.+S.&amp;author=and+Berman+J.+S.&amp;publication_year=2001&amp;volume=69&amp;pages=597-603" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B7" name="B7"></a>Bedics, J. D., Atkins, D. C., Harned, M. S., and Linehan, M. M. (2015). The therapeutic alliance as a predictor of outcome in dialectical behavior therapy versus nonbehavioral psychotherapy by experts for borderline personality disorder. <i>Psychotherapy</i> ۵۲, ۶۷–۷۷. doi: 10.1037/a0038457</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=25751116" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1037/a0038457" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=The+therapeutic+alliance+as+a+predictor+of+outcome+in+dialectical+behavior+therapy+versus+nonbehavioral+psychotherapy+by+experts+for+borderline+personality+disorder%2E&amp;journal=Psychotherapy&amp;author=Bedics+J.+D.&amp;author=Atkins+D.+C.&amp;author=Harned+M.+S.&amp;author=and+Linehan+M.+M.&amp;publication_year=2015&amp;volume=52&amp;pages=67-77" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B8" name="B8"></a>Brakemeier, E. L., Radtke, M., Engel, V., Zimmermann, J., Tuschen-Caffier, B., Hautzinger, M., et al. (2015). Overcoming treatment resistance in chronic depression: a pilot study on outcome and feasibility of the cognitive behavioral analysis system of psychotherapy as an inpatient treatment program. <i>Psychother. Psychosom.</i> ۸۴, ۵۱–۵۶. doi: 10.1159/000369586</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=25547778" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1159/000369586" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Overcoming+treatment+resistance+in+chronic+depression%3A+a+pilot+study+on+outcome+and+feasibility+of+the+cognitive+behavioral+analysis+system+of+psychotherapy+as+an+inpatient+treatment+program%2E&amp;journal=Psychother%2E+Psychosom%2E&amp;author=Brakemeier+E.+L.&amp;author=Radtke+M.&amp;author=Engel+V.&amp;author=Zimmermann+J.&amp;author=Tuschen-Caffier+B.&amp;author=Hautzinger+M.&amp;publication_year=2015&amp;volume=84&amp;pages=51-56" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B9" name="B9"></a>Constantino, M. J., Laws, H. B., Coyne, A. E., Greenberg, R. P., Klein, D. N., Manber, R., et al. (2016). Change in patients’ interpersonal impacts as a mediator of the alliance-outcome association in treatment for chronic depression. <i>J. Consult. Clin. Psychol.</i> ۸۴, ۱۱۳۵–۱۱۴۴. doi: 10.1037/ccp0000149</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=27748609" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1037/ccp0000149" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Change+in+patients%27+interpersonal+impacts++as+a+mediator+of+the+alliance-outcome+association+in+treatment+for+chronic+depression%2E&amp;journal=J%2E+Consult%2E+Clin%2E+Psychol%2E&amp;author=Constantino+M.+J.&amp;author=Laws+H.+B.&amp;author=Coyne+A.+E.&amp;author=Greenberg+R.+P.&amp;author=Klein+D.+N.&amp;author=Manber+R.&amp;publication_year=2016&amp;volume=84&amp;pages=1135-1144" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B10" name="B10"></a>Edwards, C., and Murdock, N. (1994). Characteristics of therapist self-disclosure in the counseling process. <i>J. Couns. Dev.</i> ۷۲, ۳۸۴–۳۸۹. doi: 10.1002/j.1556-6676.1994.tb00954.x</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="https://doi.org/10.1002/j.1556-6676.1994.tb00954.x" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Characteristics+of+therapist+self-disclosure+in+the+counseling+process%2E&amp;journal=J%2E++Couns%2E++Dev%2E&amp;author=Edwards+C.&amp;author=and+Murdock+N.&amp;publication_year=1994&amp;volume=72&amp;pages=384-389" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B11" name="B11"></a>Farrell, J. M., Shaw, I. A., and Webber, M. A. (2009). A schema-focused approach to group psychotherapy for outpatients with borderline personality disorder: a randomized controlled trial. <i>J. Behav. Ther. Exp. Psychiatry</i> ۴۰, ۳۱۷–۳۲۸. doi: 10.1016/j.jbtep.2009.01.002</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=19176222" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1016/j.jbtep.2009.01.002" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=A+schema-focused+approach+to+group+psychotherapy+for+outpatients+with+borderline+personality+disorder%3A+a+randomized+controlled+trial%2E&amp;journal=J%2E+Behav%2E+Ther%2E+Exp%2E+Psychiatry&amp;author=Farrell+J.+M.&amp;author=Shaw+I.+A.&amp;author=and+Webber+M.+A.&amp;publication_year=2009&amp;volume=40&amp;pages=317-328" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B12" name="B12"></a>Giesen-Bloo, J., Van Dyck, R., Spinhoven, P., Van Tilburg, W., Dirksen, C., Van Asselt, T., et al. (2006). Outpatient psychotherapy for borderline personality disorder: randomized trial of schema-focused therapy vs transference-focused psychotherapy. <i>Arch. Gen. Psychiatry</i> ۶۳, ۶۴۹–۶۵۸. doi: 10.1001/archpsyc.63.6.649</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=16754838" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1001/archpsyc.63.6.649" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Outpatient+psychotherapy+for+borderline+personality+disorder%3A+randomized+trial+of+schema-focused+therapy+vs+transference-focused+psychotherapy%2E&amp;journal=Arch%2E+Gen%2E+Psychiatry&amp;author=Giesen-Bloo+J.&amp;author=Van+Dyck+R.&amp;author=Spinhoven+P.&amp;author=Van+Tilburg+W.&amp;author=Dirksen+C.&amp;author=Van+Asselt+T.&amp;publication_year=2006&amp;volume=63&amp;pages=649-658" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B13" name="B13"></a>Hayes, S. C., Strosahl, K. D., and Wilson, K. G. (1999). <i>Acceptance and Commitment Therapy: An Experiential Approach to Behavior Change.</i> New York: Guilford Press.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Acceptance+and+Commitment+Therapy%3A+An+Experiential+Approach+to+Behavior+Change%2E&amp;author=Hayes+S.+C.&amp;author=Strosahl+K.+D.&amp;author=and+Wilson+K.+G.&amp;publication_year=1999" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B14" name="B14"></a>Henretty, J. R., and Levitt, H. M. (2010). The role of therapist self-disclosure in psychotherapy: a qualitative review. <i>Clin. Psychol. Rev.</i>۳۰, ۶۳–۷۷. doi: 10.1016/j.cpr.2009.09.004</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=19837497" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1016/j.cpr.2009.09.004" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=The+role+of+therapist+self-disclosure+in+psychotherapy%3A+a+qualitative+review%2E&amp;journal=Clin%2E+Psychol%2E+Rev%2E&amp;author=Henretty+J.+R.&amp;author=and+Levitt+H.+M.&amp;publication_year=2010&amp;volume=30&amp;pages=63-77" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B15" name="B15"></a>Hill, C. E., and Knox, S. (2002). “Therapist self-disclosure,” in <i>Psychotherapy Relationships that Work: Therapist Contributions and Responsiveness to Patients</i>, ed. J. C. Norcross (Oxford: Oxford University Press), 255–۲۶۵.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Therapist+self-disclosure&amp;journal=Psychotherapy+Relationships+that+Work%3A+Therapist+Contributions+and+Responsiveness+to+Patients&amp;author=Hill+C.+E.&amp;author=and+Knox+S.&amp;publication_year=2002&amp;pages=255-265" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B16" name="B16"></a>Høglend, P. (2014). Exploration of the patient-therapist relationship in psychotherapy. <i>Am. J. Psychiatry</i> ۱۷۱, ۱۰۵۶–۱۰۶۶. doi: 10.1176/appi.ajp.2014.14010121</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=25017093" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1176/appi.ajp.2014.14010121" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Exploration+of+the+patient-therapist+relationship+in+psychotherapy%2E&amp;journal=Am%2E+J%2E+Psychiatry&amp;author=H%C3%B8glend+P.&amp;publication_year=2014&amp;volume=171&amp;pages=1056-1066" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B17" name="B17"></a>Kahl, K. G., Winter, L., and Schweiger, U. (2012). The third wave of cognitive behavioural therapies: What is new and what is effective? <i>Curr. Opin. Psychiatry</i> ۲۵, ۵۲۲–۵۲۸. doi: 10.1097/YCO.0b013e328358e531</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=22992547" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1097/YCO.0b013e328358e531" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=The+third+wave+of+cognitive+behavioural+therapies%3A+What+is+new+and+what+is+effective%B4&amp;journal=Curr%2E+Opin%2E++Psychiatry&amp;author=Kahl+K.++G.&amp;author=Winter+L.&amp;author=and+Schweiger+U.&amp;publication_year=2012&amp;volume=25&amp;pages=522-528" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B18" name="B18"></a>Klein, D. N., and Santiago, N. J. (2003). Dysthymia and chronic depression: introduction, classification, risk factors, and course. <i>J. Clin. Psychol.</i> ۵۹, ۸۰۷–۸۱۶. doi: 10.1002/jclp.10174</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=12858423" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1002/jclp.10174" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Dysthymia+and+chronic+depression%3A+introduction%2C+classification%2C+risk+factors%2C+and+course%2E&amp;journal=J%2E++Clin%2E++Psychol%2E&amp;author=Klein+D.+N.&amp;author=and+Santiago+N.+J.&amp;publication_year=2003&amp;volume=59&amp;pages=807-816" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B19" name="B19"></a>Knox, S., Hess, S. A., Petersen, D. A., and Hill, C. E. (1997). A qualitative analysis of client perceptions of the effects of help-ful therapist self-disclosure in long-term therapy. <i>J. Couns. Psychol.</i> ۴۴, ۲۷۴–۲۸۳. doi: 10.1037/0022-0167.44.3.274</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="https://doi.org/10.1037/0022-0167.44.3.274" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=A+qualitative+analysis+of+client+perceptions+of+the+effects+of+help-ful+therapist+self-disclosure+in+long-term+therapy%2E&amp;journal=J%2E++Couns%2E++Psychol%2E&amp;author=Knox+S.&amp;author=Hess+S.++A.&amp;author=Petersen+D.++A.&amp;author=and+Hill+C.++E.&amp;publication_year=1997&amp;volume=44&amp;pages=274-283" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B20" name="B20"></a>Knox, S., and Hill, C. E. (2003). Therapist self-disclosure: research-based suggestions for practitioners. <i>J. Clin. Psychol.</i> ۵۹, ۵۲۹–۵۳۹. doi: 10.1002/jclp.10157</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=12696129" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1002/jclp.10157" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Therapist+self-disclosure%3A+research-based+suggestions+for+practitioners%2E&amp;journal=J%2E+Clin%2E++Psychol%2E&amp;author=Knox+S.&amp;author=and+Hill+C.++E.&amp;publication_year=2003&amp;volume=59&amp;pages=529-539" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B21" name="B21"></a>Kocsis, J. H., Gelenberg, A. J., Rothbaum, B. O., Klein, D. N., Trivedi, M. H., Manber, R., et al. (2009). Cognitive behavioral analysis system of psychotherapy and brief supportive psychotherapy for augmentation of antidepressant nonresponse in chronic depression: the REVAMP Trial. <i>Arch. Gen. Psychiatry</i> ۶۶, ۱۱۷۸–۱۱۸۸. doi: 10.1001/archgenpsychiatry.2009.144</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=19884606" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1001/archgenpsychiatry.2009.144" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Cognitive+behavioral+analysis+system+of+psychotherapy+and+brief+supportive+psychotherapy+for+augmentation+of+antidepressant+nonresponse+in+chronic+depression%3A+the+REVAMP+Trial%2E&amp;journal=Arch%2E++Gen%2E+Psychiatry&amp;author=Kocsis+J.+H.&amp;author=Gelenberg+A.+J.&amp;author=Rothbaum+B.+O.&amp;author=Klein+D.+N.&amp;author=Trivedi+M.++H.&amp;author=Manber+R.&amp;publication_year=2009&amp;volume=66&amp;pages=1178-1188" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B22" name="B22"></a>Kriston, L., Von Wolff, A., Westphal, A., Holzel, L. P., and Harter, M. (2014). Efficacy and acceptability of acute treatments for persistent depressive disorder: a network meta-analysis. <i>Depress. Anxiety</i> ۳۱, ۶۲۱–۶۳۰. doi: 10.1002/da.22236</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=24448972" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1002/da.22236" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Efficacy+and+acceptability+of+acute+treatments+for+persistent+depressive+disorder%3A+a+network+meta-analysis%2E&amp;journal=Depress%2E+Anxiety&amp;author=Kriston+L.&amp;author=Von+Wolff+A.&amp;author=Westphal+A.&amp;author=Holzel+L.++P.&amp;author=and+Harter+M.&amp;publication_year=2014&amp;volume=31&amp;pages=621-630" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B23" name="B23"></a>Kuhnen, T., Knappke, F., Otto, T., Friedrich, S., Klein, J. P., Kahl, K. G., et al. (2011). Chronic depression: development and evaluation of the luebeck questionnaire for recording preoperational thinking (LQPT). <i>BMC Psychiatry</i> ۱۱:۱۹۹. doi: 10.1186/1471-244X-11-199</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=22185564" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1186/1471-244X-11-199" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Chronic+depression%3A+development+and+evaluation+of+the+luebeck+questionnaire+for+recording+preoperational+thinking+%28LQPT%29%2E&amp;journal=BMC+Psychiatry&amp;author=Kuhnen+T.&amp;author=Knappke+F.&amp;author=Otto+T.&amp;author=Friedrich+S.&amp;author=Klein+J.+P.&amp;author=Kahl+K.+G.&amp;publication_year=2011" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B24" name="B24"></a>Linehan, M. M. (1993). <i>Cognitive Behavior Treatment of Borderline Personality Disorder.</i> New York, NY: Guilford Press.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Cognitive+Behavior+Treatment+of+Borderline+Personality+Disorder%2E&amp;author=Linehan+M.++M.&amp;publication_year=1993" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B25" name="B25"></a>Linehan, M. M., Comtois, K. A., Murray, A. M., Brown, M. Z., Gallop, R. J., Heard, H. L., et al. (2006). Two-year randomized controlled trial and follow-up of dialectical behavior therapy vs therapy by experts for suicidal behaviors and borderline personality disorder. <i>Arch. Gen. Psychiatry</i> ۶۳, ۷۵۷–۷۶۶. doi: 10.1001/archpsyc.63.7.757</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=16818865" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1001/archpsyc.63.7.757" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Two-year+randomized+controlled+trial+and+follow-up+of+dialectical+behavior+therapy+vs+therapy+by+experts+for+suicidal+behaviors+and+borderline+personality+disorder%2E&amp;journal=Arch%2E+Gen%2E+Psychiatry&amp;author=Linehan+M.+M.&amp;author=Comtois+K.+A.&amp;author=Murray+A.+M.&amp;author=Brown+M.+Z.&amp;author=Gallop+R.+J.&amp;author=Heard+H.+L.&amp;publication_year=2006&amp;volume=63&amp;pages=757-766" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B26" name="B26"></a>McCullough, J. P. (2000). <i>Treatment of Chronic Depression. Cognitive Behavioral Analysis System of Psychotherapy.</i> New York, NY: The Guilford Press.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Treatment+of+Chronic+Depression%2E++Cognitive+Behavioral+Analysis+System+of+Psychotherapy%2E&amp;author=McCullough+J.++P.&amp;publication_year=2000" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B27" name="B27"></a>McCullough, J. P. (2006). <i>Treating Chronic Depression with Disciplined Personal Involvement, Cognitive Behavioral Analysis System of Psychotherapy.</i> New York, NY: Springer.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Treating+Chronic+Depression+with+Disciplined+Personal+Involvement%2C+Cognitive+Behavioral+Analysis+System+of+Psychotherapy%2E&amp;author=McCullough+J.++P.&amp;publication_year=2006" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B28" name="B28"></a>McCullough, J. P. Jr., Schramm, E., and Penberthy, J. K. (2015). <i>CBASP as a Distinctive Treatment for Persistent Depressive Disorder.</i>New York, NY: Routledge.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=CBASP+as+a+Distinctive+Treatment+for+Persistent+Depressive+Disorder%2E&amp;author=McCullough+J.+P.+Jr.&amp;author=Schramm+E.&amp;author=and+Penberthy+J.+K.&amp;publication_year=2015" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B29" name="B29"></a>Olthuis, J. V., Watt, M. C., Bailey, K., Hayden, J. A., and Stewart, S. H. (2015). Therapist-supported internet cognitive behavioural therapy for anxiety disorders in adults. <i>Cochrane Database Syst. Rev.</i> ۳:CD011565. doi: 10.1002/14651858.CD011565</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=25742186" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1002/14651858.CD011565" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Therapist-supported+internet+cognitive+behavioural+therapy+for+anxiety+disorders+in+adults%2E&amp;journal=Cochrane+Database+Syst%2E+Rev%2E&amp;author=Olthuis+J.++V.&amp;author=Watt+M.++C.&amp;author=Bailey+K.&amp;author=Hayden+J.++A.&amp;author=and+Stewart+S.++H.&amp;publication_year=2015" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B30" name="B30"></a>Roediger, E., and Zarbock, G. (2015). Schema therapy for personality disorders. A critical review. <i>Nervenarzt</i> ۸۶, ۶۰–۷۱. doi: 10.1007/s00115-014-4008-8</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=24676551" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1007/s00115-014-4008-8" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Schema+therapy+for+personality+disorders%2E+A+critical+review%2E&amp;journal=Nervenarzt&amp;author=Roediger+E.&amp;author=and+Zarbock+G.&amp;publication_year=2015&amp;volume=86&amp;pages=60-71" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B31" name="B31"></a>Safran, J. D., Muran, J. C., and Eubanks-Carter, C. (2011). Repairing alliance ruptures. <i>Psychotherapy</i> ۴۸, ۸۰–۸۷. doi: 10.1037/a0022140</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=21401278" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1037/a0022140" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Repairing+alliance+ruptures%2E&amp;journal=Psychotherapy&amp;author=Safran+J.+D.&amp;author=Muran+J.+C.&amp;author=and+Eubanks-Carter+C.&amp;publication_year=2011&amp;volume=48&amp;pages=80-87" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B32" name="B32"></a>Schramm, E., Kriston, L., Zobel, I., Bailer, J., Wambach, K., Backenstrass, M., et al. (2017). Effect of disorder-specific vs nonspecific psychotherapy for chronic depression: a randomized clinical trial. <i>JAMA Psychiatry</i> ۷۴, ۲۳۳–۲۴۲. doi: 10.1001/jamapsychiatry.2016.3880</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=28146251" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1001/jamapsychiatry.2016.3880" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Effect+of+disorder-specific+vs+nonspecific+psychotherapy+for+chronic+depression%3A+a+randomized+clinical+trial%2E&amp;journal=JAMA+Psychiatry&amp;author=Schramm+E.&amp;author=Kriston+L.&amp;author=Zobel+I.&amp;author=Bailer+J.&amp;author=Wambach+K.&amp;author=Backenstrass+M.&amp;publication_year=2017&amp;volume=74&amp;pages=233-242" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B33" name="B33"></a>Schramm, E., Zobel, I., Dykierek, P., Kech, S., Brakemeier, E. L., Kulz, A., et al. (2011). Cognitive behavioral analysis system of psychotherapy versus interpersonal psychotherapy for early-onset chronic depression: a randomized pilot study. <i>J. Affect. Disord.</i> ۱۲۹, ۱۰۹–۱۱۶. doi: 10.1016/j.jad.2010.08.003</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=20822814" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1016/j.jad.2010.08.003" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Cognitive+behavioral+analysis+system+of+psychotherapy+versus+interpersonal+psychotherapy+for+early-onset+chronic+depression%3A+a+randomized+pilot+study%2E&amp;journal=J%2E+Affect%2E+Disord%2E&amp;author=Schramm+E.&amp;author=Zobel+I.&amp;author=Dykierek+P.&amp;author=Kech+S.&amp;author=Brakemeier+E.+L.&amp;author=Kulz+A.&amp;publication_year=2011&amp;volume=129&amp;pages=109-116" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B34" name="B34"></a>Spinhoven, P., Giesen-Bloo, J., Van Dyck, R., Kooiman, K., and Arntz, A. (2007). The therapeutic alliance in schema-focused therapy and transference-focused psychotherapy for borderline personality disorder. <i>J. Consult. Clin. Psychol.</i> ۷۵, ۱۰۴–۱۱۵. doi: 10.1037/0022-006X.75.1.104</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=17295569" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1037/0022-006X.75.1.104" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=The+therapeutic+alliance+in+schema-focused+therapy+and+transference-focused+psychotherapy+for+borderline+personality+disorder%2E&amp;journal=J%2E++Consult%2E+Clin%2E+Psychol%2E&amp;author=Spinhoven+P.&amp;author=Giesen-Bloo+J.&amp;author=Van+Dyck+R.&amp;author=Kooiman+K.&amp;author=and+Arntz+A.&amp;publication_year=2007&amp;volume=75&amp;pages=104-115" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B35" name="B35"></a>Stiglmayr, C., Stecher-Mohr, J., Wagner, T., Meibetaner, J., Spretz, D., Steffens, C., et al. (2014). Effectiveness of dialectic behavioral therapy in routine outpatient care: the berlin borderline study. <i>Borderline Personal. Disord. Emot. Dysregul.</i> ۱:۲۰. doi: 10.1186/2051-6673-1-20</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=26401303" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1186/2051-6673-1-20" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Effectiveness+of+dialectic+behavioral+therapy+in+routine+outpatient+care%3A+the+berlin+borderline+study%2E&amp;journal=Borderline+Personal%2E++Disord%2E+Emot%2E+Dysregul%2E&amp;author=Stiglmayr+C.&amp;author=Stecher-Mohr+J.&amp;author=Wagner+T.&amp;author=Meibetaner+J.&amp;author=Spretz+D.&amp;author=Steffens+C.&amp;publication_year=2014" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B36" name="B36"></a>Stoffers, J. M., Vollm, B. A., Rucker, G., Timmer, A., Huband, N., and Lieb, K. (2012). Psychological therapies for people with borderline personality disorder. <i>Cochrane Database Syst. Rev.</i> ۸:CD005652.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Psychological+therapies+for+people+with+borderline+personality+disorder%2E&amp;journal=Cochrane+Database+Syst%2E+Rev%2E&amp;author=Stoffers+J.+M.&amp;author=Vollm+B.+A.&amp;author=Rucker+G.&amp;author=Timmer+A.&amp;author=Huband+N.&amp;author=and+Lieb+K.&amp;publication_year=2012" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B37" name="B37"></a>Vilardaga, R., and Hayes, S. C. (2009). Acceptance and commitment therapy and the therapeutic relationships stance. <i>Eur. Psychother.</i>۹, ۱–۲۳.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Acceptance+and+commitment+therapy+and+the+therapeutic+relationships+stance%2E&amp;journal=Eur%2E+Psychother%2E&amp;author=Vilardaga+R.&amp;author=and+Hayes+S.+C.&amp;publication_year=2009&amp;volume=9&amp;pages=1-23" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B38" name="B38"></a>Wells, A., and Matthews, G. (1994). <i>Attention and Emotion: A Clinical Perspective.</i> Hove: Lawrence Erlbaum Associates.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Attention+and+Emotion%3A+A+Clinical+Perspective%2E&amp;author=Wells+A.&amp;author=and+Matthews+G.&amp;publication_year=1994" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B39" name="B39"></a>Wiersma, J. E., Van Schaik, D. J., Hoogendorn, A. W., Dekker, J. J., Van, H. L., Schoevers, R. A., et al. (2014). The effectiveness of the cognitive behavioral analysis system of psychotherapy for chronic depression: a randomized controlled trial. <i>Psychother. Psychosom.</i>۸۳, ۲۶۳–۲۶۹. doi: 10.1159/000360795</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=25116461" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1159/000360795" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | <a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=The+effectiveness+of+the+cognitive+behavioral+analysis+system+of+psychotherapy+for+chronic+depression%3A+a+randomized+controlled+trial%2E&amp;journal=Psychother%2E++Psychosom%2E&amp;author=Wiersma+J.++E.&amp;author=Van+Schaik+D.++J.&amp;author=Hoogendorn+A.++W.&amp;author=Dekker+J.++J.&amp;author=Van+H.++L.&amp;author=Schoevers+R.++A.&amp;publication_year=2014&amp;volume=83&amp;pages=263-269" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B40" name="B40"></a>Young, J. E. S. (1994). <i>Cognitive Therapy for Personality Disorders: A Schema-Focussed Approach.</i> Sarasota, FL: Professional Resource.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Cognitive+Therapy+for+Personality+Disorders%3A+A+Schema-Focussed+Approach%2E&amp;author=Young+J.++E.++S.&amp;publication_year=1994" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<p class="ReferencesCopy1" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a id="B41" name="B41"></a>Young, J. E., Klosko, J. S., and Weishaar, M. E. (2003). <i>Schema Therapy: A Practitioner’s Guide.</i> New York, NY: Guilford Press.</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" dir="ltr"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Schema+Therapy%3A+A+Practitioner%27s+Guide%2E&amp;author=Young+J.+E.&amp;author=Klosko+J.+S.&amp;author=and+Weishaar+M.+E.&amp;publication_year=2003" target="_blank" rel="noopener">Google Scholar</a></span></p>
<div class="References" dir="ltr">
<p class="ReferencesCopy1" style="text-align: left;"><span style="font-size: 12px;">Ziv-Beiman, S., and Shahar, G. (2016). Therapeutic self-disclosure in integrative psychotherapy: When is this a clinical error? <i>Psychotherapy</i> ۵۳, ۲۷۳–۲۷۷. doi: 10.1037/pst0000077</span></p>
<p class="ReferencesCopy2" style="text-align: left;"><span style="font-size: 12px;"><a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/sites/entrez?Db=pubmed&amp;Cmd=ShowDetailView&amp;TermToSearch=27631855" target="_blank" rel="noopener">PubMed Abstract</a> | <a href="https://doi.org/10.1037/pst0000077" target="_blank" rel="noopener">CrossRef Full Text</a> | </span><a href="http://scholar.google.com/scholar_lookup?&amp;title=Therapeutic+self-disclosure+in+integrative+psychotherapy%3A+When+is+this+a+clinical+error%B4&amp;journal=Psychotherapy&amp;author=Ziv-Beiman+S.&amp;author=and+Shahar+G.&amp;publication_year=2016&amp;volume=53&amp;pages=273-277" target="_blank" rel="noopener"><span style="font-size: 12px;">Google Scholar</span></a></p>
</div>
<p><span style="background-color: #ffcc99; font-size: 16px;"><strong>مطالب مرتبط:</strong></span></p>
<ul>
<li><span style="color: #008000;"><strong><span style="font-size: 14px;"><a style="color: #008000;" href="http://ravanhami.com/%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87/">درمان شناختی رفتاری (CBT) به زبان ساده</a></span></strong></span></li>
<li class="mom-post-meta single-post-meta"><span style="color: #008000;"><strong><a style="color: #008000;" href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AB%D8%B1%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%AC-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C/"><span style="font-size: 14px;">اثربخشی موج سوم درمانهای رفتاری</span></a></strong></span></li>
<li><span style="color: #008000;"><strong><a style="color: #008000;" href="http://ravanhami.com/%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%84%DA%A9%D8%AA%DB%8C%DA%A9-dbt-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D9%87/"><span style="font-size: 14px;">رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT) به زبان ساده: معرفی مفاهیم و تکنیک‌ها</span></a></strong></span></li>
<li><span style="color: #008000;"><strong><a style="color: #008000;" href="http://ravanhami.com/%D8%B7%D8%B1%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9%E2%80%8C%D9%87%D8%A7/"><span style="font-size: 14px;">طرحواره درمانی چیست؟ مبانی و تکنیک‌ها</span></a></strong></span></li>
<li><span style="color: #008000;"><strong><a style="color: #008000;" href="http://ravanhami.com/%D8%B7%D8%B1%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1/"><span style="font-size: 14px;">طرحواره های ناسازگار اولیه: اولین خشت‌های کج زندگی</span></a></strong></span></li>
<li><span style="color: #008000;"><strong><a style="color: #008000;" href="http://ravanhami.com/%D8%B7%D8%B1%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5/"><span style="font-size: 14px;">طرحواره‌درمانی برای اختلال‌های شخصیت تاثیرگذارتر از دیگر درمان های اصلی است.</span></a></strong></span></li>
<li><span style="color: #008000;"><strong><a style="color: #008000;" href="http://ravanhami.com/%D8%B7%D8%B1%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%87-%D9%88-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA/"><span style="font-size: 14px;">طرحواره‌های ناسازگار اولیه و شخصیت مرزی</span></a></strong></span></li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<div>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1/">خودافشایی در رویکردهای رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT)، طرحواره درمانی (ST) و سیستم روان‌درمانی تجزیه و تحلیل شناختی-رفتاری (CBASP)</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a7%d9%81%d8%b4%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اختلال شخصیتی مرزی : یکی از شدیدترین اختلالات شخصیتی‌ که در آن فعالیت قسمتی از مغز که به همدلی مرتبط است، تضعیف می‌شود.</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c-%d8%b4%d8%af%db%8c%d8%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c-%d8%b4%d8%af%db%8c%d8%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[هانیه غلامحسین پور]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Jan 2018 13:42:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اختلالات شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[تازه‎‌های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال شخصیت مرزی]]></category>
		<category><![CDATA[عصب روانشناختی]]></category>
		<category><![CDATA[نوروسایکولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[همدلی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=12621</guid>

					<description><![CDATA[<p>چرا افراد مبتلا به اختلالات شدید شخصیتی، برایشان دشوار است که روابط عاشقانه و دوستانه‌ای داشته باشند؟ &#160; &#160; &#160; تحقیقات نشان داده‌اند افرادی که اختلال شخصیتی مرزی دارند، در نواحی مغزیشان که با همدلی مرتبط است، نواقصی دارند. با روان‌حامی همراه باشید. &#160; &#160; &#160; این یافته‌ها به توضیح و درک بهتر اینکه چرا [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c-%d8%b4%d8%af%db%8c%d8%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5/">اختلال شخصیتی مرزی : یکی از شدیدترین اختلالات شخصیتی‌ که در آن فعالیت قسمتی از مغز که به همدلی مرتبط است، تضعیف می‌شود.</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چرا افراد مبتلا به اختلالات شدید شخصیتی، برایشان دشوار است که روابط عاشقانه و دوستانه‌ای داشته باشند؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #ff6600"><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="86" height="86" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 86px) 100vw, 86px" /></span></strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong><span style="color: #ff6600">تحقیقات نشان داده‌اند افرادی که اختلال شخصیتی مرزی دارند، در نواحی مغزیشان که با همدلی مرتبط است، نواقصی دارند. با <a href="http://ravanhami.com/">روان‌حامی</a> همراه باشید.</span></strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>این یافته‌ها به توضیح و درک بهتر اینکه چرا افراد مبتلا به اختلال شخصیتی مرزی حالات خلقی ناپایداری دارند، کمک می‌کنند.</p>
<p>آن‌ها همچنین در <strong><span style="color: #008080">حفظ روابطشان با دیگران</span> </strong>مشکل دارند.</p>
<p>دکتر بریان هاس که از نویسندگان اصلی این مطالعه است، می‌گوید: نتایج ما نشان داد که در افراد مبتلا به اختلال شخصیتی مرزی ، فعالیت مغز در مناطق مرتبط با همدلی کاهش یافته و ضعیف است؛ که این کاهش فعالیت به این نکته اشاره دارد که افراد دارای ویژگی‌های شخصیتی مرزی بالا نسبت به افرادی که کمتر از این ویژگی‌ها برخوردارند، درک و پیش‌بینی احساسات دیگران برایشان دشوارتر است.</p>
<p>این مطالعه بر روی بیش از ۸۰ نفر آزمودنی انجام گرفت که بر اساس آن، ویژگی‌های شخصیتی مرزی آن‌ها اندازه‌گیری شد.</p>
<p>دکتر هاس توضیح داد:</p>
<p>غالباً اختلال شخصیت مرزی به‌عنوان پدیده‌ای دوگانه در نظر گرفته می‌شود: یعنی یا شما آن را دارید و یا به آن مبتلا نیستید.</p>
<p>اما ما در مطالعه‌مان آن را فراتر از روش‌های مداوم اندازه‌گیری کردیم که بتوانیم<strong><span style="color: #008080"> تمام این طیف را</span></strong> (از افرادی که فاقد این ویژگی ها هستند تا افراد دارای ویژگی های شخصیتی مرزی با شدت بالا ) در نظر بگیریم و تفاوتشان را بسنجیم.</p>
<p>آزمایش به این گونه بود که: در یک اسکن مغزی، برای اندازه‌گیری پردازش هیجانی، به آزمودنی‌ها وظایفی داده شد که با پردازش هیجانات و احساسات مرتبط بودند.</p>
<p>به گفته پروفسور جاشوا میلر که یکی دیگر از نویسندگان این مقاله است، <strong><span style="color: #008080">فرایندهای همدلانه،</span></strong> در افرادی که مبتلا به<span style="color: #008080"><strong> ویژگی‌های شخصیتی مرزی</strong></span> هستند، <strong><span style="color: #008080">به‌آسانی قابل فعال شدن نیستند</span></strong>. همچنین او اضافه می‌کند که: اختلال شخصیت مرزی یکی از شدیدترین و مشکل‌سازترین اختلالات شخصیتی است که ایجاد و حفظ روابط دوستانه موفقیت‌آمیز و روابط عاشقانه را برای فرد دشوار می‌کند؛ که یافته‌های این مطالعه به درک بهتر این مطلب کمک کرده است.</p>
<p><span style="color: #ff00ff"><strong>منبع:</strong></span></p>
<p>journal  of <em>Personality Disorders: Theory, Research and Treatment</em> (<a href="http://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/26168407">Haas et al., ۲۰۱۶</a>)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #ff00ff"><strong>بیشتر بدانیم:</strong></span></p>
<ul style="list-style-type: disc">
<li><strong><a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%B2%DB%8C/"><span style="font-size: 14px">اختلال شخصیت مرزی : تعریف، ویژگی‌های تشخیصی و درمان</span></a></strong></li>
<li><strong><a href="http://ravanhami.com/%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%A8%D8%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C/"><span style="font-size: 14px">رابطه بدرفتاری هیجانی و نشانه­ های اختلال شخصیت مرزی</span></a></strong></li>
<li class="post-tile entry-title"><strong><a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%AE%D8%B4%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C/"><span style="font-size: 14px">اثر توانبخشی شناختی روی عملکرد روانی‌اجتماعی در اختلال شخصیت مرزی</span></a></strong></li>
<li class="post-tile entry-title"><strong><span style="font-size: 14px"><a href="http://ravanhami.com/%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B4%D9%87-%D9%88-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%B4-%D8%A2%D9%86%E2%80%8C%D9%87/">پنج نوع شخصیت پر مناقشه (و اهداف سرزنش و گاهی اوقات خشونت آن‌ها)</a></span></strong></li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<div class="mom-post-meta single-post-meta"><strong> </strong></div>
<div></div>
<div class="mom-post-meta single-post-meta"></div>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c-%d8%b4%d8%af%db%8c%d8%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5/">اختلال شخصیتی مرزی : یکی از شدیدترین اختلالات شخصیتی‌ که در آن فعالیت قسمتی از مغز که به همدلی مرتبط است، تضعیف می‌شود.</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c-%d8%b4%d8%af%db%8c%d8%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آیا در مکان درستی به دنبال رابطه عشقی می‌گردید؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%af%d8%aa/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%af%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[الهام احمدی]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 25 Aug 2017 13:15:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[تازه‎‌های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[بلند مدت]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیتی]]></category>
		<category><![CDATA[صفات]]></category>
		<category><![CDATA[کوتاه مدت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=10675</guid>

					<description><![CDATA[<p>آیا مهم است که کجا به دنبال همسر بالقوه خود برای یک رابطه بلند مدت بگردید؟ آیا این می‌تواند به شما بگوید که آن‌ها چه کسی هستند و دنبال چه چیزی می‌گردند؟ تحقیق جدید به این نتیجه رسیده که وقتی افراد در مکان‌های خاصی به دنبال شریک عاطفی می‌گردند، به دنبال صفات شخصیتی خاص و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%af%d8%aa/">آیا در مکان درستی به دنبال رابطه عشقی می‌گردید؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class="wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="رابطه" width="116" height="116" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 116px) 100vw, 116px" />آیا مهم است که کجا به دنبال همسر بالقوه خود برای یک رابطه بلند مدت بگردید؟ آیا این می‌تواند به شما بگوید که آن‌ها چه کسی هستند و دنبال چه چیزی می‌گردند؟ تحقیق جدید به این نتیجه رسیده که وقتی افراد در مکان‌های خاصی به دنبال شریک عاطفی می‌گردند، به دنبال <a href="http://ravanhami.com/%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%88%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d8%ba%d8%b2/">صفات شخصیتی</a> خاص و مقاصد کوتاه مدت و بلند مدت برای برقراری رابطه نیز هستند. با <a href="http://ravanhami.com">روان حامی</a> همراه باشید.</p>
<p>پیتر جاناسون از دانشگاه وسترن سیدنی و همکارانش تحقیق جدیدی درباره همسریابی به انجام رسانده‌اند. تحقیق سه هدف در پی داشت:</p>
<ol>
<li>سنجیدن اینکه افراد چه مکان هایی را برای پیدا کردن شریک‌های عاطفی کوتاه مدت یا بلند ‌مدت انتخاب می‌کنند.</li>
<li>کشف چگونگی ارتباط صفات شخصیتی با ترجیح مکان‌های خاص برای پیدا کردن همسر.</li>
<li>فهمیدن اینکه آیا تفاوت های جنسیتی در ترجیح مکان‌های خاص برای پیدا کردن همسر وجود دارد یا نه.</li>
</ol>
<p>کاری که آن‌ها انجام دادند به این شکل بود: اول، محققان یک لیست ۵۰ تایی از مکان‌هایی که افراد برای پیدا کردن رابطه بلندمدت و کوتاه مدت به آن مراجعه می‌کنند را تهیه کردند. نمونه افراد شامل ۱۰۰ دانش‌جو ( ۷۰٪ دختر و ۳۰٪ پسر) می‌شد که در دانشگاه South Alabama درس می‌خواندند و در رده سنی ۱۸ تا ۳۸ سال بودند. به طور قابل ملاحظه‌ای بین دختر‌ها و پسر‌های این نمونه در مکان جستجوی همسر شباهت وجود داشت.</p>
<p>در اینجا دو گروه ده تایی از این موقعیت ها را از بیشترین به کمترین طبقه‌بندی کرده ‌ایم:</p>
<ul style="list-style-type: square;">
<li>مکان‌های برای پیدا کردن روابط بلند مدت:</li>
<li>کلاس</li>
<li>سازمان‌ها</li>
<li>مذهب</li>
<li>کار</li>
<li>باشگاه</li>
<li>کافی‌ شاپ</li>
<li>گروه‌های داوطلبانه</li>
<li>همسایگی</li>
<li>کنفرانس‌ها</li>
<li>پارک</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<ul>
<li>مکان‌های برای پیدا کردن روابط کوتاه مدت:</li>
<li>بار</li>
<li>کلاب‌های شبانه</li>
<li>مهمانی</li>
<li>کلاب‌های رقص</li>
<li>ساحل</li>
<li>مراسم عروسی‌</li>
<li>باشگاه</li>
<li>کنسرت</li>
<li>مهمانی‌های انجمن‌ها</li>
<li>همسایگی</li>
</ul>
<p>پس از آن جاناسون و تیمش این موضوع را که چگونه <a href="http://ravanhami.com/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c/">صفات شخصیتی</a> خاص با ترجیح موقعیت های خاص مرتبط است را آزمایش کردند. آن‌ها پرسشنامه‌ی کامل برای آزمودنی‌ها داشتند که صفاتی مثل خود‌شیفتگی، اختلالات روانی و ماکیاولی ( که به عنوان صفات تاریک شناخته می‌شوند) را می‌سنجید، هم چنین از پرسشنامه  HEXACO نیزکه سر‌واژه کلمات مهربانی‌/‌تواضع، هیجانی بودن، برون گرایی، سازشگری، وجدانی بودن و گشودگی است، استفاده کردند.</p>
<p>از شرکت کنندگان هم‌چنین خواسته شده بود که تصور کنند که به مکان های لیست رفته‌اند و به اینکه چقدر محتمل است در آن مکان به دنبال همسر بگردند، امتیاز بدهند. این بار، نمونه شامل ۲۰۹ دانشجوی دانشگاه South Alabama ( ۶۵٪ دختر و ۳۵٪ پسر)  در رده سنی ۱۷ تا ۵۶ می‌شد.</p>
<p>محققان اعداد را با کامپیوتر پردازش کردند تا ببینند آیا رابطه معناداری بین صفات شخصیتی خاص و جهت‌گیری کوتاه مدت و بلند مدت برای پیدا کردن شریک عاطفی وجود دارد یا نه.</p>
<p>اما محققان به چه نتایجی رسیدند؟</p>
<p>صفات <a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa-%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%af-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%db%8c%d9%81%d8%aa%d9%87/">خود‌شیفتگی</a>، <a href="http://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%9f/">اختلال روانی</a> و ماکیاولی ( صفات تاریک) ترجیح بیشتری برای موقعیت‌های روابطه کوتاه مدت و نه موقعیت‌های روابط بلند مدت را پیش‌بینی می‌کردند. به علاوه، صفات سازشگری، وجدانی بودن و گشودگی با موقعیت های برقراری رابطه بلند مدت همبستگی داشتند. ( تذکر: تفاوت جنسیتی معناداری پیدا نشد)</p>
<p>جاناسون و تیمش هم چنین این موضوع را که چقدر شرکت‌کننده ها در پیدا کردن شریک عاطفی بلند مدت و کوتاه مدت در این موقعیت های مختلف ( لیست ده تایی) موفق بودند را با پرسش از هرکدام از آن‌ها و رتبه بندی آن ها در مقیاس ۱ تا ۵ ، بررسی کردند.</p>
<p>آن‌ها همچنین به شرکت‌کننده ها پرسشنامه‌ای برای سنجش صفات تاریک دادند تا متوجه بشوند که چگونه این صفات استثمار‌گرانه و فرصت طلبانه در فضای همسر‌یابی وارد می‌شود. حالا نمونه از ۴۷۲ فرد آمریکایی، ۴۴٪ خانم و ۵۶٪ آقا، در رده سنی۱۸ تا ۷۲ سال تشکیل شده بود.</p>
<p>نتایج قابل توجه بود. به نظر می‌آید که صفت خود‌شیفتگی موفقیت را در موقعیت‌های برقراری رابطه کوتاه مدت به همراه داشته باشد. و یک <a href="http://ravanhami.com/%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%88%d8%aa-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%b3%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%aa/">تفاوت جنسیتی</a> معنادار وجود داشت که من آن را «اثر مراسم عروسی ناخوانده» می‌نامم: مردها، نسبت به زنان، موفقیت بیشتری در پیدا کردن رابطه کوتاه مدت در عروسی ها را گزارش می‌دادند. و نتایج کلی نشان می‌دادند که افراد خود‌شیفته معمولا از مراسم عروسی، کلاس‌ها‌ و سواحل برای پیدا کردن رابطه بلند مدت استفاده می‌کردند، و افراد خودشیفته ای که در اختلالات روانی نمره بالایی می‌آوردند بخصوص از مراسم <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d8%a7%d8%b2%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d8%a8%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b4%d8%b1%d9%88%d8%b9%d8%8c-%d9%86%da%af/">ازدواج </a>برای پیدا کردن روابط بلند مدت استفاده می‌کردند.</p>
<p>در نهایت بر اساس یافته‌ها، اگر می‌خواهید رفتار کسانی که صفات خود‌شیفتگی، اختلال روانی و ماکیاولی دارند را اصلاح کنید، داوطلب بشوید. هیچ انجمنی برای ارتباط داوطلبان با کسانی که این صفات تاریک را دارند وجود ندارد.</p>
<p>جاناسون و همکارانش تعدادی از محدودیت های آزمایششان را متذکر شدند. مانند اینکه لیست ده تایی موقعیت‌ها را نویسندگان نوشته بودند و اینکه انجمن‌های <a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1/">دوست‌یابی اینترنتی</a> بررسی نشده بودند. اما آن ها اظهار کردند که مطالب زیادی را می‌توان از نتایج آن‌ها یاد گرفت. این تحقیق مشخصا درستی ضرب المثل «کبوتر با کبوتر، باز با باز» را نشان می‌دهد.</p>
<p>منبع: <a href="https://www.psychologytoday.com/blog/head-games/201505/are-you-looking-love-in-all-the-right-places">Are you looking for love in all the right places</a></p>
<p>نویسنده: وینیتا مهتا Ph.D</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear "><img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<div class="post-tags"></div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%af%d8%aa/">آیا در مکان درستی به دنبال رابطه عشقی می‌گردید؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%af%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>برانگیختن خشم و ناراحتی همسر: چه کسی، چه کسی را اذیت می‌کند؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%ae%d8%aa%d9%86-%d8%ae%d8%b4%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa%db%8c-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%ae%d8%aa%d9%86-%d8%ae%d8%b4%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa%db%8c-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 23 Aug 2017 20:44:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب همسر]]></category>
		<category><![CDATA[برونگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[بی‌ثباتی هیجانی]]></category>
		<category><![CDATA[خشم]]></category>
		<category><![CDATA[خوشایندی]]></category>
		<category><![CDATA[درونگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[ناراحتی همسر]]></category>
		<category><![CDATA[وظیفه شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی‌هاش شخصیت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=10633</guid>

					<description><![CDATA[<p>بعد از این که انتخاب اوليه‌ی همسر صورت گرفت، شخصیت می‌تواند حداقل به دو روش نقش مهمی‌ در برانگیختن تعارض در روابط صمیمانه و ناراحتی همسر ایفا کند. اول این که، فرد اعمالی را انجام دهد که موجب برانگیخته شدن پاسخ هیجانی در همسرش ‌شود. با روان حامی همراه باشید. برای مثال، فرد سلطه‌گر ممکن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%ae%d8%aa%d9%86-%d8%ae%d8%b4%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa%db%8c-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1/">برانگیختن خشم و ناراحتی همسر: چه کسی، چه کسی را اذیت می‌کند؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" wp-image-10610 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/08/logo.jpg" alt="" width="71" height="60" />بعد از این که <a href="http://ravanhami.com/%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8/" target="_blank" rel="noopener">انتخاب اوليه‌ی همسر</a> صورت گرفت، شخصیت می‌تواند حداقل به دو روش نقش مهمی‌ در برانگیختن تعارض در روابط صمیمانه و ناراحتی همسر ایفا کند. اول این که، فرد اعمالی را انجام دهد که موجب برانگیخته شدن پاسخ هیجانی در همسرش ‌شود. با <a href="http://ravanhami.com/">روان حامی</a> همراه باشید.</p>
<p>برای مثال، فرد سلطه‌گر ممکن است به روش متکبرانه و تحکم‌آمیزی رفتار کند، که طبق معمول موجب ناراحتی همسر می‌شود یا شوهری که <a href="http://ravanhami.com/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">وظیفه‌شناسی </a>پایینی دارد ممکن است به آراستگی شخصی خود توجه نکند و مدام لباس‌هایش را کف اتاق بیندازد که این کار باعث ناراحتی همسر می‌شود. به طور خلاصه، ویژگی‌های شخصیتی می‌توانند از طریق اعمالی که باعث رخ دادنشان شده‌اند، هیجاناتی را در دیگران برانگیزند.</p>
<p>شکل دوم برانگیختن وقتی اتفاق می‌افتد که فرد، اعمالی را در دیگری برمی‌انگیزد و به دنبال آن، خودش ناراحت می‌شود. برای مثال، یک مرد پرخاشگر ممکن است موجب سکوت همسرش شود، و بعد به دلیل این که همسرش با او صحبت نمی‌کند، ناراحت شود. یک همسر متکبر ممکن است عزت‌نفس شوهرش را تضعیف کند و سپس به دليل فقدان اعتماد به نفس از او عصبانی شود.</p>
<p>به طور خلاصه، ویژگی‌های شخصیتی افراد می‌تواند به طور مستقیم از طریق تأثیری که بر نحوه‌ی عمل آنها در برابر دیگران می‌گذارد، یا به طور غیرمستقیم از طریق برانگیختن اعمالی از سوی دیگران، آنها را ناراحت کند. برای پژوهشی درباره‌ی این انواع فراخوانی یا برانگیختن، لازم است پژوهشی طراحی شود که ویژگی‌های شخصیتی افرادر هر دو طرف را بسنجد.</p>
<p>با هدف بررسی نقش پنج بعد شخصیتی اصلی که در <a href="http://ravanhami.com/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">الگوی پنج عاملی شخصیت</a> ارائه می‌شود، چنین پژوهشی روی فراخوانی خشم و ناراحتی در نمونه‌ای از زوج‌ها انجام گرفت (باسی، ۱۹۹۱). ویژگی‌های شخصیتی شوهران و همسران از طریق سه منبع اطلاعاتی ارزیابی شد &#8211; گزارش شخصی، گزارش همسر، و گزارش‌های مستقلی که دو مصاحبه‌گر درباره‌ی آنها داده بودند. ابزاری که برای سنجش گسترده‌ی منابع خشم و ناراحتی در روابط نزدیک به کار رفت، بر اعمالی مبتنی بود که مردان و زنان انجام می‌دهند که باعث خشم و ناراحتی یکدیگر می‌شوند (باس، ۱۹۸۹).</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>بعد از این که اطلاعاتی درباره‌ی ویژگی‌های شخصیتی شوهران، زنان و ماجراهایی که هر یک پیش آورده بود که دیگری را ناراحت کرده بود، جمع‌آوری شد، تحلیل‌های آماری انجام شد تا تعیین شود کدام صفات شخصیتی پیش‌بینی‌کننده‌ی ناراحت شدن همسر خواهند بود. از آنجا که نتایج برای مردان و زنان مشابه بود، از صفات شخصیتی مردان که باعث ناراحتی زنان می‌شود استفاده می‌کنیم تا نتایج را توضیح دهیم.</p>
<h2><span style="font-size: 16px;">نتایج پژوهش برانگیختن خشم و ناراحتی همسر</span></h2>
<p>شوهرانی که سلطه‌گری بالایی داشتند معمولاً همسران خود را با متکبر بودن ناراحت می‌کردند &#8211; عقاید همسر خود را احمقانه و پیش پاافتاده تلقی می‌کردند، و برای عقاید خودشان ارزش بیشتری قائل بودند. برعکس، شوهرانی که نمره‌ی پایینی در وظیفه‌شناسی گرفتند، معمولاٌ با برقرار کردن روابط خارج از ازدواج، همسر خود را ناراحت می‌کردند &#8211; یعنی رابطه‌ای صمیمی ‌یا فراتر از آن با زنی دیگر برقرار می‌کردند.</p>
<p>شوهرانی که نمره‌ی پایینی در <a href="http://ravanhami.com/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">تجربه‌پذیری </a>گرفتند معمولا با طرد کردن (نادیده گرفتن احساسات همسر)، بدرفتاری (کتک زدن یا اذیت کردن همسر)، خودببینی جسمی ‌(توجه خیلی زیاد به چهره‌ و موی خود)، امتناع از رابطه‌ی جنسی (پس زدن رفتارهای جنسی زن)، و سوء مصرف الکل (مست شدن)، موجب ناراحتی همسر خود می‌شدند.</p>
<p>با وجود این، تا به حالی قوی‌ترین عواملی که پیش‌بینی‌کننده‌ی خشم و ناراحتی برانگیخته شده در همسر افراد بودند، <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%b7%d9%84%d8%a7%d9%82/" target="_blank" rel="noopener">ویژگی‌های شخصیتی خوشایند نبودن و بی‌ثباتی هیجانی بودند</a>. شوهران ناخوشایند، به روش‌های زیر موجب خشم و ناراحتی همسران خود می‌شدند: تکبر، مثلاً رفتار با آنها به نحوی که انگار فرودست بودند؛ بی‌توجهی و طرد آنها، مثلاً با صرف نکردن وقت کافی با آنها و بی‌توجهی به احساسات‌شان؛ بدرفتاری با آنها، مثلاً با سیلی زدن، کتک کاری یا تف انداختن؛ خیانت کردن؛ سوء مصرف الکل؛ توهین به ظاهر آنها، مثلاً زشت نامیدن آنان؛ و نشان دادن خودخواهی، در واقع، در این بررسی، خوشایندی پایین شوهران در مقایسه با سایر متغیرهای شخصیتی، پیش‌بینی‌کننده‌ی بهتری برای برانگیختن ناراحتی در همسرانشان بود.</p>
<p>بی‌ثباتی هیجانی شوهران نیز خشم و ناراحتی را در همسرانشان برمی‌انگیزد. علاوه بر تکبر، بدرفتاری، خیانت، بی‌توجهی، و سوء مصرف الکل، این شوهران با دمدمی‌بودن (با تندخویی رفتار کردن)، حسادت و سلطه‌گری نیز همسران خود را ناراحت می‌کردند. برای مثال، مردانی که ثبات هیجانی ندارند معمولاً با توجه‌طلبی زیاد، گرفتن تمام وقت همسر، وابستگی بسیار زیاد به همسر، و از حسادت از کوره در رفتن، همسران خود را ناراحت می‌کنند.</p>
<p>در چندین بررسی دیگر هم، نقش مهم خوشایند بودن و ثبات هیجانی در برانگیختن یا کاهش تعارض در روابط میان‌فردی تأیید شده اند. در پژوهشی در مورد تعارض که در آن، هم از ارزیابی‌های فرضی و هم از اریابی‌های مبتنی بر خاطرات روزانه‌ی افراد استفاده شده بود، مشاهده شد که، کسانی که در ویژگی خوشایند بودن بالا بودند معمولاً تعارض میان‌فردی کمنتری را موجب می‌شدند.</p>
<p>یکی از دلایل آن ممکن است این باشد که افرادی که ویژگی خوشایندی در آنها بالا است، در برخورد با تعارض، معمولا «مصالحه» به کار می‌برند، در حالی که افرادی که خوشایندی پایینی دارند تمایل کمتری به مصالحه نشان می‌دهند و در برخورد با تعارض، با احتمالی بیشتری از توهین کلامی‌ و زور بازو استفاده می‌کنند. به نظر می‌رسد اهمیت خوشایندی پایین در ایجاد تعارض، به بسیاری از روابط میان فردی، از جمله روابط در محیط کار تعمیم پیدا می‌کند.</p>
<p>این روابطی که میان شخصیت و تعارض وجود دارند، حداقل در اوایل نوجوانی آشکار می‌شوند &#8211; نوجوانانی که از لحاظ خوشایند بودن پایین هستند نه تنها تعارضی بیشتری را برمی‌انگیزند، بلکه احتمال بیشتری هم دارد که در دورهٔ دبیرستان مورد بدرفتاری همسالان خود واقع شوند (جنسن &#8211; کمبل و همکاران، ۲۰۰۲). افراد خوشایند معمولاً از شیوه‌های مؤثر حل تعارض &#8211; راهی به سوی تعامل‌های اجتماعی هماهنگ &#8211; نیز استفاده می‌کنند (جنسن &#8211; کمبل و همکاران، ۲۰۰۳).</p>
<p>با این حال، بررسی دیگری نشان داد کسانی که تهییج‌پذیری منفی بالایی داشتند (روان‌رنجورخویی بالا) به احتمال بیشتری در روابط خود، با تعارض مواجه می‎شدند، در حالی که آنهایی که تهییج‌پذیری مثبت بالایی داشتند (یعنی ویژگی بسیار نزدیکی به خوشایندی) در تمام روابط خود با تعارض کمتری روبه‌رو می‌شدند (رابینز، کسپی، و مافیت، ۲۰۰۲). در واقع، پژوهش‌های انجام شده در امریکا، استرالیا، هلند، و آلمان نشان می‌دهند که خوشایند بودن و ثبات هیجانی، پایدارترین صفاتِ منجر به رضایت از روابط هستند (بارلدز، ۲۰۰۵؛ دانلان، لار سین &#8211; رایف و کانگر، ۲۰۰۵؛ هیون و همکاران، ۲۰۰۳؛ نیر و وویت، ۲۰۰۴؛ وایت، هندریک، و هندریک، ۲۰۰۴).</p>
<p>به طور خلاصه، شخصیت نقش مهمی‌ در فرایند فراخوانی &#8211; در این مورد، فراخوانی و برانگیختن خشم و ناراحتی &#8211; ایفا می‌کند. از هر لحاظ، قوی‎ترین پیش‌بینی کننده‌های این ناراحتی عبارت‌اند از خوشایندی پایین و بی‌ثباتی ھیجانی.  شتابزده خواهد بود اگر از این بررسی‌ها نتیجه بگیریم که بر مبنای این یافته، توصیه می‌شود با چه کسانی ازدواج نکنیم (به عبارت دیگر، اجتناب از افراد ناخوشایند دارای بی‌ثباتی هیجانی). اما این یافته نشان می‌دهد که اگر با کسی ازدواج می‌کنید که این صفات شخصیتی را داراست، همسرتان احتمالاً با شما طوری رفتار خواهد کرد که خشمگین خواهید شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>خارج از زندگی زناشویی و ناراحتی همسر ، <a href="http://ravanhami.com/%d9%8e%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">شخصیت </a>در زمینه‌های بسیار گسترده‌ای نیز، پاسخ‌هایی را در دیگران برمی‌انگیزد. افراد <a href="http://ravanhami.com/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener">برونگرا </a>معمولاً زیاد لطیفه می‌گویند و موجب خنده‌ی بیشتر دیگران می‌شوند تا <a href="http://ravanhami.com/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">درونگراها </a>(آیزنک و آیزنک، ۱۹۸۵). افراد خوشایند معمولاً حمایت اجتماعی بیشتری را از والدینشان دریافت می‌کنند (گالو و اسمیت، ۱۹۹۹). و افراد پرخاشگر معمولاً خصومت بیشتری را در غریبه‌ها برمی‌انگیزند (داج و کویی، ۱۹۸۷). به طور خلاصه، شخصیت یک فرد می‌تواند محیط اجتماعی‌ای را به وجود آورد که خود فرد از طریق فرایند فراخوانی، در معرض آن قرار می‌گیرد.</p>
<ul>
<li>بیشتر بدانیم:</li>
<li><a href="http://ravanhami.com/%d9%8e%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">شخصیت چیست: تعریف شخصیت به زبان ساده </a></li>
<li><a href="http://ravanhami.com/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">پنج ویژیگی اصلی شخصیت </a></li>
<li><a href="http://ravanhami.com/%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8/" target="_blank" rel="noopener">ویژگی‌های شخصیت همسر مطلوب </a></li>
<li><a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%b7%d9%84%d8%a7%d9%82/" target="_blank" rel="noopener">رابطه بین شخصیت و طلاق </a></li>
<li><a href="http://ravanhami.com/%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%85-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85/" target="_blank" rel="noopener">شخصیت و رضایت زناشویی: آیا می‌توانیم همسر مناسب خود را پیدا کنیم؟ </a></li>
<li><a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d8%a7%d8%b2%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d8%a8%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b4%d8%b1%d9%88%d8%b9%d8%8c-%d9%86%da%af/" target="_blank" rel="noopener">رازهایی برای ازدواج خوب و حفظ آن </a></li>
<li><a href="http://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%af%d8%aa-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%86%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c%d9%85/" target="_blank" rel="noopener">با حسادت همسر خود چه کنم؟ </a></li>
</ul>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"><img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%ae%d8%aa%d9%86-%d8%ae%d8%b4%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa%db%8c-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1/">برانگیختن خشم و ناراحتی همسر: چه کسی، چه کسی را اذیت می‌کند؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%ae%d8%aa%d9%86-%d8%ae%d8%b4%d9%85-%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa%db%8c-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش آخر]</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[محمدامین موفق]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 13 Aug 2017 14:45:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی نامه]]></category>
		<category><![CDATA[زیگموند فروید]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=10508</guid>

					<description><![CDATA[<p>ابتدا نظریه فروید بر مبنای شهودی تدوین شد و از تجربیات و خاطرات خودش به دست آمد. او از طریق کار با بیماران، بررسی تجربیات و خاطرات کودکی آنها از راه موردپژوهی و تحلیل رؤیا، نظریه خود را در طرح کلی منطقی‌تر و تجربی ساخت. او از این مواد، تصویر منسجمی از رشد شخصیت فرد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش آخر]</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1"><img class=" wp-image-7470 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="114" height="114" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 114px) 100vw, 114px" />ابتدا</span> <span class="s1">نظریه</span> <span class="s1">فروید</span> <span class="s1">بر</span> <span class="s1">مبنای</span> <span class="s1">شهودی</span> <span class="s1">تدوین</span> <span class="s1">شد</span> <span class="s1">و</span> <span class="s1">از</span> <span class="s1">تجربیات</span> <span class="s1">و</span> <span class="s1">خاطرات</span> <span class="s1">خودش</span> <span class="s1">به</span> <span class="s1">دست</span> <span class="s1">آمد</span><span class="s2">. </span><span class="s1">او</span> <span class="s1">از</span> <span class="s1">طریق</span> <span class="s1">کار</span> <span class="s1">با</span> <span class="s1">بیماران،</span> <span class="s1">بررسی</span> <span class="s1">تجربیات</span> <span class="s1">و</span> <span class="s1">خاطرات</span> <span class="s1">کودکی</span> <span class="s1">آنها</span> <span class="s1">از</span> <span class="s1">راه</span> <span class="s1">موردپژوهی</span> <span class="s1">و</span> <span class="s1">تحلیل</span> <span class="s1">رؤیا،</span> <span class="s1">نظریه</span> <span class="s1">خود</span> <span class="s1">را</span> <span class="s1">در</span> <span class="s1">طرح</span> <span class="s1">کلی</span> <span class="s1">منطقی</span><span class="s3">‌</span><span class="s1">تر</span> <span class="s1">و</span> <span class="s1">تجربی</span> <span class="s1">ساخت</span><span class="s2">. </span><span class="s1">او</span> <span class="s1">از</span> <span class="s1">این</span> <span class="s1">مواد،</span> <span class="s1">تصویر</span> <span class="s1">منسجمی</span> <span class="s1">از</span> <span class="s1">رشد</span> <span class="s1">شخصیت</span> <span class="s1">فرد</span> <span class="s1">و</span> <span class="s1">فرایندها</span> <span class="s1">و</span> <span class="s1">کارکردهای</span> <span class="s1">آن</span> <span class="s1">طراحی</span> <span class="s1">کرد</span><span class="s2">. </span> با<span class="s4"> <a href="http://ravanhami.com"><span class="s5">روان</span> <span class="s5">حامی</span></a> </span>همراه باشید<span class="s4">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><b>اوج</b><b> </b><b>موفقیت</b><b> </b></p>
<p class="p1" dir="rtl">وقتی نظریهٔ فروید از طریق مقالات و کتاب<span class="s7">‌</span>های منتشر شده و مقالاتی که در جلسات علمی ارایه شدند، معروف شد، گروهی از پیروان را جلب کرد که هفته<span class="s7">‌</span>ای یک بار با او ملاقات می<span class="s7">‌</span>کردند تا از نظام تازهٔ او آگاه شوند<span class="s4">. </span>موضوع اولین جلسهٔ آنها روان<span class="s7">‌</span>شناسی سیگار سازی بود<span class="s4">. </span>یک نویسنده، به این گروه با عنوان<span class="s4"> «</span>مجموعه ای از روان رنجورهای حاشیه<span class="s7">‌</span>ای<span class="s4">» </span>درجهٔ دو اشاره کرد<span class="s4">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">آنا دختر فروید، این پیروان اولیه را با قدری بلند نظری توصیف کرد<span class="s4">: «</span>افراد نامتعارف و شکاکی که از محدودیت<span class="s8">‌</span>های تحمیل شده بر دانش ناخشنود بودند؛ در بین آن<span class="s8">‌</span>ها افراد عجیب و غریب و خیالباف<span class="s4">.»</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">کارل یونگ و آلفرد آدلر که بعداً از فروید جدا شدند تا نظریه<span class="s7">‌</span>های خودشان را به وجود آورند، از جملهٔ این پیروان بودند<span class="s4">. </span>فروید آن<span class="s8">‌</span>ها را خیانتکاران به آرمان دانست و هرگز آنها را به خاطر زیر سؤال بردن رویکردش به روانکاوی نبخشید<span class="s4">. </span>او در شام خانوادگی، از بی<span class="s7">‌</span>وفایی پیروانش شکایت کرد<span class="s4">. </span>خالهٔ او گفت<span class="s4"> «</span>زیگی مشکل تو این است که اصلاً مردم را درک نمیکنی<span class="s4">».</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">فروید در خانه، زندگی منضبط و خشکی داشت<span class="s4">. </span>عروس او اظهار داشست که<span class="s4"> «</span>خانوادهٔ فروید، غذای هنگام ظهر داشت، غذای اصلی در وین، و سر ساعت یک، خواه جنگ باشد یا نباشد، مجبورید به موقع آنجا باشید، در غیر این صورت غذا نمیخورید<span class="s4">».</span>در سال ۱۹۰۹، جامعهٔ روان<span class="s8">‌</span>شناسی آمریکا رسماً فروید را تأیید کرد<span class="s4">. </span>از او دعوت شد تا در دانشگاه کلارک واقع در شهر ورسستر، ایالت ماساچوست یک رشته سخنرانی ایراد کند و مدرک دکترای افتخاری بگیرد<span class="s4">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">گرچه فروید از این افتخار خوشحال بود، ولی ایالات متحده را دوست نداشت و از غیررسمی بودن، غذای بد، و کمبود توالت<span class="s7">‌</span>های آن شاکی بود<span class="s4">. </span>با اینکه او به مدت چند سال قبل از دیدار خود از آمریکا، دچار مشکلات معدی<span class="s4">&#8211;</span>روده<span class="s7">‌</span>ای بود، اما<span class="s4"> «</span>دنیای جدید<span class="s4"> (</span>آمریکا<span class="s4">) </span>را به خاطر مشکل گوارش خود سرزنش کرد<span class="s4">».</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">در ایالات متحده از نظام روانکاوی فروید به گرمی استقبال شد<span class="s4">. </span>دو سال بعد از دیدار او، پیروان آمریکایی، انجمن روانکاوی آمریکا و انجمن روانکاوی نیویورک را دایر کردند<span class="s4">. </span>ظرف چند سال بعد، در بوستون، شیکاگو، و واشنگتن دی<span class="s4">. </span>سی<span class="s4">.</span>، انجمنهای روانکاوی تأسیس شدند<span class="s4">.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl">در سال ۱۹۲۰، تنها ۱۱ سال بعد از سفر فروید به آمریکا، بیش از ۲۰۰ کتاب دربارهٔ روانکاوی منتشر شده بودند<span class="s4">. </span>مجله های عمدهٔ ایالات متحده مانند<span class="s8">:</span> لیدیز هوم جورنال، نیو ریپابلیک و تایم مقالاتی را درباره فروید منتشر کردند. کتاب های مراقبت از نوزاد و کودک بسیار موفق دکتر بنجامین اسپاک، که بر پرورش چندین نسل از کودکان آمریکا تأثیر داشتند، بر آموزه های فروید استوار بودند<span class="s4">. </span></p>
<p class="p3" dir="rtl">کار فروید در زمینهٔ رؤیاها، الهام بخش ترانه معروفی بود که این مصراع را دربر داشت<span class="s4">: «</span>به من نگو که دیشب چه خوابی دیدی<span class="s4"> &#8211; </span>زیرا من فروید را خوانده<span class="s8">‌</span>ام<span class="s4">». </span>امکان دارد که آمریکا فروید را مریض کرده باشد<span class="s4"> (</span>به طوری که او ادعا کرد<span class="s4">) </span>اما برای وی شهرت جهانی ارمغان آورد<span class="s4">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">در طول دههٔ ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، فروید به اوج موفقیت خود رسید، اما در همان زمان، سلامتی او به طور جدی تحلیل رفت<span class="s4">. </span>او از سال ۱۹۲۳ تا ۱۶ سال بعد که زمان مرگش بود، تحت ۳۳ عمل جراحی برای سرطان دهان قرار گرفت<span class="s4"> (</span>او روزی ۲۰ سیگار برگ می کشید<span class="s4">). </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">قسمت<span class="s7">‌</span>هایی از سقف دهان و فک او برداشته شدند و همواره درد می کشید و برای تسکین آن از مصرف دارو خودداری می کرد<span class="s4">. </span>او تحت درمانهای اشعهٔ<span class="s4"> X </span>و عقیم سازی<span class="s4"> (</span>وازکتومی<span class="s4">) </span>نیز قرار گرفت که برخی پزشکان تصور می کردند از پیشروی سرطان جلوگیری میکند<span class="s4">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">وقتی نازیها در سال ۱۹۳۳ در المان به قدرت رسیدند، با سوزاندن علنی کتاب<span class="s7">‌</span>های فروید به همراه کتاب<span class="s8">‌</span>های سایر به اصطلاح دشمنان حکومت، مانند آلبرت انیشتین فیزیکدان و ارنست همینگوی نویسنده، احساسات خود <span class="s9">را</span> ابراز کردند<span class="s4">. «</span>عجب پیشرفتی می کنیم<span class="s4">. </span>آن<span class="s8">‌</span>ها در قرون وسطا مرا می سوزاندند؛ اکنون به سوزاندن کتابهایمرضایت می دهند<span class="s4">»(</span>نقل شده از فروید در جونز، ۱۹۵۷، ص ۱۸۲<span class="s4">).</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">درسال۱۹۳۸،نازی<span class="s7">‌</span>ها اتریش را اشغال کردند، ولی فروید با وجود اصرار دوستانش، از ترک کردن وین خودداری کرد<span class="s4">. </span>چند بار دسته<span class="s7">‌</span>های نازی به خانه او هجوم بردند<span class="s4">. </span>بعد از اینکه آنا، دختر فروید دستگیر شد، فروید رضایت داد که اتریش را به مقصد لندن ترک کند<span class="s4">. </span>چهار تن از خواهران او در اردوگاه کار اجباری نازی<span class="s7">‌</span>ها مردند<span class="s4">. </span>سلامتی فروید به نحو چشمگیری تحلیل رفت، ولی او از لحاظ عقلانی هوشیار ماند و تقریباً تا آخرین روز زندگی خود به کار کردن ادامه داد<span class="s4">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">فرویددراواخرسپتامبر۱۹۳۹بهپزشکخودمکسشورگفت<span class="s4">: «</span>اکنون زندگی چیزی جز شکنجه نیست و<span class="s4"><span class="Apple-converted-space">  </span></span>دیگر معنایی ندارد<span class="s4">». </span>دکتر قول داده بود که اجازه نخواهد داد فروید بی<span class="s7">‌</span>جهت درد بکشد<span class="s4">. </span>او ظرف ۲۴ ساعت بعد، سه تزریق مورفین تجویز کرد که هر مقدار بیشتر از اندازهٔ لازم برای تسکین درد بود و بدین ترتیب به سال<span class="s7">‌</span>های طولانی رنج و عذاب او خاتمه داد<span class="s4">.</span></p>
<p class="p5" dir="rtl"><span class="s10">منبع</span><span class="s11">: <a href="https://www.adinehbook.com/gp/product/9646184480"><span class="s5">کتاب</span> <span class="s5">نظریه</span><span class="s12">‌</span><span class="s5">های</span> <span class="s5">شخصیت</span></a></span></p>
<blockquote data-secret="RnjEzhB7qd" class="wp-embedded-content"><p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش اول]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/embed/#?secret=RnjEzhB7qd" data-secret="RnjEzhB7qd" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش اول]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<blockquote data-secret="r4pLEKnGpq" class="wp-embedded-content"><p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش دوم]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/embed/#?secret=r4pLEKnGpq" data-secret="r4pLEKnGpq" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش دوم]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<blockquote data-secret="MNSuibRnK1" class="wp-embedded-content"><p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b4%d9%84%d9%88%d9%85%d9%88-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش سوم]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b4%d9%84%d9%88%d9%85%d9%88-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/embed/#?secret=MNSuibRnK1" data-secret="MNSuibRnK1" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش سوم]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<p dir="rtl"><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش آخر]</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش سوم]</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b4%d9%84%d9%88%d9%85%d9%88-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b4%d9%84%d9%88%d9%85%d9%88-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[محمدامین موفق]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 09 Aug 2017 19:25:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی نامه]]></category>
		<category><![CDATA[زیگموند فروید]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=10377</guid>

					<description><![CDATA[<p>زیگموند شلومو فروید در سال ۱۸۹۶، بعد از چند سال کار بالینی، متقاعد شده بود که تعارض‌های جنسی، علت اصلی تمام روان‌رنجوری هاست. او ادعا کرد که اکثر بیماران زن او از تجربیات جنسی آسیب‌زا در دوران کودکی خود خبر داده بودند. این رویدادها به اغفال شباهت داشتند که اغفال کننده، خویشاوند مرد مسن‌تر، معمولاً [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b4%d9%84%d9%88%d9%85%d9%88-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش سوم]</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p1" dir="rtl"><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="117" height="117" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 117px) 100vw, 117px" />زیگموند شلومو فروید در سال ۱۸۹۶، بعد از چند سال کار بالینی، متقاعد شده بود که تعارض<span class="s4">‌</span>های جنسی، علت اصلی تمام روان<span class="s5">‌</span>رنجوری هاست<span class="s3">. </span>او ادعا کرد که اکثر بیماران زن او از تجربیات جنسی آسیب<span class="s5">‌</span>زا در دوران کودکی خود خبر داده بودند<span class="s3">. </span>این رویدادها به اغفال شباهت داشتند که اغفال کننده، خویشاوند مرد مسن<span class="s4">‌</span>تر، معمولاً پدر بود<span class="s3">. با <a href="http://ravanhami.com/"><span class="s4">روان</span> <span class="s4">حامی</span></a> همراه باشید.</span></p>
<p dir="rtl"><span class="s1"><b>سوءاستفادهٔ</b></span><b> </b><span class="s1"><b>جنسی</b></span><b> </b><span class="s1"><b>کودکی</b></span><span class="s2"><b>: </b></span><span class="s1"><b>واقعیت</b></span><b> </b><span class="s1"><b>یا</b></span><b> </b><span class="s1"><b>خیال؟</b></span></p>
<p class="p1" dir="rtl">این روزها ما این گونه تجربیات را سوءاستفاده از کودک می<span class="s5">‌</span>نامیم و اغلب تجاوز جنسی یا زنا با محارم را شامل می<span class="s5">‌</span>شوند<span class="s3">. </span>زیگموند شلومو فروید معتقد بود که همین آسیب<span class="s5">‌</span>های جنسی اولیه، رفتار روان<span class="s5">‌</span>رنجور در بزرگسالی را ایجاد می<span class="s5">‌</span>کنند<span class="s3">. </span>تقریباً یک سال بعد از اینکه زیگموند شلومو فروید این نظریه را منتشر کرد، نظر خود را تغییر داد<span class="s3">. </span>او به این نتیجه رسید که در اغلب موارد، سوء استفاده جنسی کودکی که بیمارانش ذکر کرده بودند، هرگز واقعاً اتفاق نیفتاده بودند<span class="s3">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">زیگموند شلومو فروید ادعا کرد که آنها خیالپردازی<span class="s5">‌</span>های خود را برای او نقل کرده بودند<span class="s3">. </span>در آغاز، این ضربهٔ تکان دهنده<span class="s5">‌</span>ای بود، زیرا به نظر می<span class="s5">‌</span>رسید که اساس <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae/" target="_blank" rel="noopener">نظریهٔ روان<span class="s5">‌</span>رنجوری</a> او متزلزل شده است<span class="s3">. </span>چگونه آسیب<span class="s5">‌</span>های جنسی کودکی می<span class="s5">‌</span>توانند علت رفتار روان<span class="s5">‌</span>رنجور باشند در صورتی که هرگز اتفاق نیفتاده بودند<span class="s3">. </span>فروید پس از تأمل، نتیجه گرفت خیال<span class="s4">‌</span>پردازی<span class="s5">‌</span>هایی که بیمارانش شرح داده بودند، برای آنها کاملاً واقعی بودند<span class="s3">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">آنها معتقد بودند رویدادهای جنسی تکان‌دهنده، واقعاً اتفاق افتاده بودند<span class="s3">. </span>و از آنجایی که این خیال<span class="s4">‌</span>پردازی<span class="s5">‌</span>ها هنوز بر مسایل جنسی تمرکز داشتند، مسایل جنسی به عنوان علت روان رنجوری<span class="s5">‌</span>های بزرگسالی به قوت خود باقی ماند<span class="s3">. </span>فروید در سال ۱۸۹۸ نوشت<span class="s3">: «</span>بی واسطه ترین و برای مقاصد عملی، مهم ترین علت های بیماری روان رنجوری را می توان در عواملی یافت که از زندگی جنسی ناشی می شوند<span class="s3">». </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">در سال ۱۹۸۴، تقریباً یک قرن بعد، یک روانکاو که برای مدت کوتاهی سرپرست بایگانی فر‌وید بود، اظهار داشت که زیگموند شلومو فروید دروغ گفته و بیماران او واقعاً در کودکی قربانی سوء استفادهٔ جنسی بودند<span class="s3">. </span>جفری ماسون ادعا کرد که فروید این تجربیات را خیالپردازی نامید تا عقاید خود را برای عموم خوشایند و پذیرفتنی کند<span class="s3">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">در غیر این صورت، چه کسی باور می کرد که خیلی از پدرها و عموها از دختربچه<span class="s5">‌</span>ها سوء استفادهٔ جنسی می کردند؟ به عبارت دیگر، ماسون گفت برای اینکه فروید نظریهٔ روان رنجوری خود را پذیرفتنی<span class="s5">‌</span>تر کند، روی واقعیت سرپوش نهاد<span class="s3">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">این اتهامات عمومیت بین المللی یافتند و اغلب شاگردان فروید بر این اساس که ماسون، شواهد قانع کنندهٔ ناچیزی ارایه داده است، آنها را مردود شمردند<span class="s3">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">اشاره به این نکته اهمیت دارد که فرو‌ید هرگز ادعا نکرد تمام سوءاستفاده<span class="s5">‌</span>های جنسی کودکی که بیمارانش نقل کرده بودند، خیالپردازی بودند؛ آنچه او قبول نداشت این بود که گزارش<span class="s5">‌</span>های بیمارانش همیشه صحت داشتند<span class="s3">. </span>فر‌وید نوشت<span class="s3">: «</span>به سختی می<span class="s4">‌</span>توان پذیرفت که اعمال منحرف علیه کودکان تا این اندازه عمومیت داشتند<span class="s3">». </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">این روزها می<span class="s4">‌</span>دانیم که سوء استفادهٔ جنسی از کودک خیلی شایع تر از آن است که زمانی تصور می شد، و همین باعث شده که پژوهشگران امروزی بگویند که برداشت اولیهٔ فروید از تجربیات اغفال، ممکن است درست بوده باشد<span class="s3">. </span>ما نمیدانیم که آیا فروید آنگونه که ماسون ادعا کرد، عمداً بر واقعیت سرپوش گذاشت یا واقعاً معتقد بود بیمارانش خیالپردازی خود را نقل می<span class="s5">‌</span>کردند<span class="s3">. </span>شاید درست باشد که بگوییم<span class="s3"> «</span>بیماران فروید بیشتر از آنچه او آمادگی باور کردن داشت، واقعیت را دربارهٔ تجربیات کودکی خود نقل کرده بودند<span class="s3">». </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">ده سال بعد از اینکه فروید نظر خود را تغییر داد و اعلام کرد که سناریوهای اغفال کودکی خیالپردازی بودند، در نامه<span class="s4">‌</span>ای به یک دوست اعتراف کرد که این گونه تجربیات آسیب<span class="s5">‌</span>زا اغلب واقعی بودند<span class="s3">. </span>او چند سال بعل به دوست دیگری گفت<span class="s3"> (</span>من خودم چند مورد زنا بامحارم واقعی<span class="s3"> (</span>از نوع بسیار شدید آن<span class="s3">) </span>را روانکاوی و درمان کرده<span class="s5">‌</span>ام<span class="s3">». </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">یکی از شاگردان فروید در دههٔ ۱۹۳۰ به این نتیجه رسید که سوء استفادهٔ جنسی از کودک بیشتر از آنچه فروید مایل بود به صورت علنی تصدیق کند، اتفاق افتاده بود و فروید سعی کرد از انتشار عقاید او جلوگیری کند<span class="s3">. </span>همچنین گفته شده که فروید موضع خود را دربارهٔ نظریهٔ اغفال به این دلیل تغییر داد که نتیجه گرفت اگر سوء استفادهٔ جنسی این قدر گسترده بوده، در این صورت خیلی از پدران<span class="s3"> (</span>ازجمله شاید پدر خود او<span class="s3">) </span><span class="s5">‌</span>مشکوک به اعمال منحرف علیه فرزندانشان محسوب خواهند شد<span class="s3">.</span></p>
<p dir="rtl"><span class="s8">منبع</span><span class="s9">: <a href="https://www.adinehbook.com/gp/product/9646184480"><span class="s4">کتاب</span> <span class="s4">نظریه</span><span class="s10">‌</span><span class="s4">های</span> <span class="s4">شخصیت</span></a></span></p>
<blockquote data-secret="Z82aHyXhj2" class="wp-embedded-content"><p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش اول]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/embed/#?secret=Z82aHyXhj2" data-secret="Z82aHyXhj2" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش اول]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<blockquote data-secret="qdrnORqJpY" class="wp-embedded-content"><p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش دوم]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/embed/#?secret=qdrnORqJpY" data-secret="qdrnORqJpY" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش دوم]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<blockquote data-secret="hRzO4mGc1s" class="wp-embedded-content"><p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش آخر]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af/embed/#?secret=hRzO4mGc1s" data-secret="hRzO4mGc1s" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش آخر]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<p dir="rtl"><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b4%d9%84%d9%88%d9%85%d9%88-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش سوم]</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b4%d9%84%d9%88%d9%85%d9%88-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش دوم]</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[محمدامین موفق]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 07 Aug 2017 17:25:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی نامه]]></category>
		<category><![CDATA[زیگموند فروید]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=10357</guid>

					<description><![CDATA[<p>زندگی نامه فروید بخش دوم: یکی از استادان، فروید را از دنبال کردن شغل مورد نظرش در پژوهش علمی مأیوس کرد و خاطرنشان ساخت که سال‌ها طول می‌کشد تا او به مقام استادی برسد و خود را از لحاظ مالی در نظام دانشگاهی تأمین کند. چون فروید درآمد مستقلی نداشت، معتقد بود تنها انتخاب او [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش دوم]</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p1" dir="rtl"><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="115" height="115" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 115px) 100vw, 115px" />زندگی نامه فروید بخش دوم: یکی از استادان، فروید را از دنبال کردن شغل مورد نظرش در پژوهش علمی مأیوس کرد و خاطرنشان ساخت که سال‌ها طول می‌کشد تا او به مقام استادی برسد و خود را از لحاظ مالی در نظام دانشگاهی تأمین کند<span class="s3">. </span>چون فروید درآمد مستقلی نداشت، معتقد بود تنها انتخاب او شروع کردن کار آزاد است<span class="s3">. </span>با<span class="s3"> <a href="http://ravanhami.com/"><span class="s4">روان</span> <span class="s4">حامی</span></a> </span>همراه باشید<span class="s3"> تا قسمت دوم زندگی نامه فروید را دنبال کنیم.<br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span class="s1"><b>مبنای</b></span><b> </b><span class="s1"><b>جنسی</b></span><b> </b><span class="s1"><b>روان</b></span><b> </b><span class="s1"><b>رنجوری</b></span></p>
<p class="p1" dir="rtl">در زندگی نامه فروید آمده است که نیروی محرک دیگر، نامزدی او با مارتا بر نایس بود که به مدت چهار سال قبل از اینکه آنها بتوانند از عهدهٔ ازدواج برآیند، ادامه داشت<span class="s3">. </span>فروید در سال ۱۸۸۱ طبابت را با عنوان متخصص اعصاب بالینی شروع کرد و کاوش شخصیت افراد مبتلا به اختلال های هیجانی آغاز نمود<span class="s3">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">او به مدت چند ماه در پاریس با ژان مارتین شارکو روانپزشک، پیشگام استفاده از هیپوتیزم مطالعه کرد<span class="s3">. </span>شارکو فروید را از مبنای جنسی احتمالی روان رنجوری نیز آگاه کرد<span class="s3">. </span>فروید تصادفاً شنید که شارکو میگوید مشکل بیمار خاصی، علت جنسی دارد<span class="s3">. </span>شارکو گفت<span class="s3">: «</span>در چنین موردی، همیشه مسئلهٔ اندام های تناسلی درگیر است، همیشه، همیشه، همیشه<span class="s3">».</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">فروید متوجه شد که وقتی شارکو دربارهٔ این موضوع صحبت می<span class="s6">‌</span>کرد.<span class="s3"> «</span>دست<span class="s6">‌</span>ها را روی سینه در هم قفل می کرد و چند بار بالا و پایین می پرید<span class="s3">&#8230; </span>برای لحظه ای از شگفتی تقریبا فلج شده بودم<span class="s3">». </span>وقتی فروید به وین برگشت، دوباره احتمال علت جنسی مشکلات هیجانی را به او یادآور شدند<span class="s3">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">یکی ا زهمکاران، اضطراب بیمار زنی را شرح داد که درمانگرش معتقد بود از ناتوانی جنسی شوهرش ناشی شده است<span class="s3">. </span>شوهر این خانم ظرف ۱۸ سال زندگی زناشویی، هرگز روابط جنسی با او نداشته بود<span class="s3">. </span>همکار فروید گفت<span class="s3">: «</span>تنها تجویز برای چنین عارضه<span class="s6">‌</span>ای همان است که برای ما آشناست، ولی نمی<span class="s7">‌</span>توانیم آن را توصیه کنیم و آن<span class="s3"> !Penis normalis dosim repetatur.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">درنتیجهٔ این وقایع، و <a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c/">تعارض<span class="s6">‌</span>های جنسی</a> خود فروید، می<span class="s6">‌</span>توان گفت که او قطعاً احتمال مبنای جنسی اختلال هیجانی را پذیرفته بود<span class="s3">.</span></p>
<p class="p4" dir="rtl"><b>زندگی</b><b> </b><b>جنسی</b><b> </b><b>فروید</b></p>
<p class="p4" dir="rtl">این نوعی تناقض است که فروید بر اهمیت میل جنسی در زندگی هیجانی تأکید کرد، در حالی که خودش تعارض<span class="s6">‌</span>های جنسی متعددی را متحمل شد<span class="s3">. </span>او<span class="s3"> «</span>در طول سال های اولیهٔ خود، با اعضای جنس مخالف هیچ تماسی نداشت<span class="s3">. </span>او به طور قطع، خجالتی بود و از زنان می<span class="s7">‌</span>ترسید و وقتی در ۳۰ سالگی <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d8%a7%d8%b2%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d8%a8%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b4%d8%b1%d9%88%d8%b9%d8%8c-%d9%86%da%af/">ازدواج</a> کرد، عزب بود<span class="s3">». </span></p>
<p class="p4" dir="rtl">نگرش او نسبت به مسایل جنسی منفی بود<span class="s3">. </span>او دربارهٔ مخاطرات جنسی نوشت، حتی در مورد کسانی که روان رنجور نبودند، و افراد را ترغیب کرد از آنچه وی نیاز حیوانی به امور جنسی نامید، فراتر روند<span class="s3">. </span>او نوشت که عمل جنسی خفت بار است، زیرا ذهن و بدن را آلوده می<span class="s7">‌</span>کند<span class="s3">. </span>او ظاهراً زندگی جنسی خود را در ۴۱ سالگی ترک کرد و برای یکی از دوستانش نوشت<span class="s3">: «</span>برانگیختگی جنسی برای فردی مانند من، دیگر مفید نیست<span class="s3">». </span></p>
<p class="p4" dir="rtl">بنابر زندگی نامه فروید در طول زندگی زناشویی خود گاهی دچار ناتوانی جنسی می<span class="s7">‌</span>شد و ترجیح میداد از آمیزش جنسی پرهیز کند، زیرا از کاندوم و جماع منقطع که روشهای کنترل موالید رایج در آن زمان بودند، متنفر بود<span class="s3">. </span>فروید همسرش مارتا را به خاطر خاتمهٔ زندگی جنسی خود سرزنش کرد و به مدت چند سال رؤیاهایی داشت که رنجش او از همسرش را به خاطر وادار کردن وی به ترک آمیزش جنسی، در بر داشتند<span class="s3">. </span></p>
<p class="p4" dir="rtl"><span class="s3">«</span>او به این دلیل احساس رنجش می کرد که همسرش به راحتی حامله می<span class="s7">‌</span>شد، و در مدت حاملگی اغلب بیمار می<span class="s7">‌</span>شد، و از انجام دادن هرگونه فعالیت جنسی به جز اعمال زاد و ولد خودداری می کرد<span class="s3">. </span>بنابراین، امکان دارد دوره<span class="s7">‌</span>هایناتوانی جنسی فروید با ترس او از اینکه مارتا دوباره حامله شود نیز ارتباط داشته باشد<span class="s3">. </span>ناکامی<span class="s6">‌</span>ها و تعارض<span class="s6">‌</span>های شخصی فروید در رابطه با مسایل جنسی، به شکل روان رنجوری<span class="s7">‌</span>ها ظاهر شدند؛ به همان صورتی که باور داشت مشکلات جنسی بر بیمارانش تأثیر گذاشته بودند<span class="s3">. </span></p>
<p class="p4" dir="rtl">فروید در ۴۰ تا ۵۰ سالگی، دچار دورهٔ روان رنجوری شدیدی شد که آن را به این صورت توصیف کرد<span class="s3">: «</span>حالت های عجیب و غریب ذهن که برای هشیاری واضح نیستند<span class="s3"> &#8211; </span>افکار تیره و تردیدهای پوشیده، همراه با پرتو نور ضعیفی اینجا و آنجا<span class="s3"> &#8230; </span>هنوز نمی دانم چه بر سرم آمده است<span class="s3">». </span>او به انواع نشانه<span class="s7">‌</span>های بیماری جسمانی نیز مبتلا بود، که سردردهای میگرنی، مشکلات ادرار، و اسپاسم رودهٔ بزرگ از آن جمله بودند<span class="s3">.</span></p>
<p class="p4" dir="rtl">او نگران مردن بود، نگران قلبش بود، و مسافرت وفضاهای باز او را مضطرب می<span class="s7">‌</span>کردند<span class="s3">. </span>فروید بیماری خود را روان رنجوری اضطرابی و نوراستنی<span class="s3"> (</span>بیماری عصبی که با ضعف، نگرانی، و اختلال گوارش و گردش خون مشخص می شود<span class="s3">) </span>تشخیص داد و علت هر دو اختلال را با تراکم تنش جنسی مرتبط دانست<span class="s3">.</span></p>
<p class="p4" dir="rtl">اودرنوشته<span class="s7">‌</span>های خود اعلام کرد که نوراستنی در مردان از استمناء ناشی می شود، و روان رنجوری اضطرابی از روش<span class="s7">‌</span>های آمیزش جنسی غیرعادی مانند جماع منقطع و پرهیز سر چشمه می<span class="s7">‌</span>گیرد<span class="s3">. </span>او با برچسب زدن به نشانه<span class="s7">‌</span>های بیماری خود به شکل،<span class="s3"> «</span>زندگی شخصی<span class="s7">‌</span>اش عمیقا در این نظریه خاص دخالت داشته است، زیرا با کمک آن سعی کرد مشکلات خودش را تعبیر و حل کند<span class="s3">&#8230; </span>بنابراین، نظریهٔ روان رنجوری واقعی فروید<span class="s3">. </span>نظریهٔ نشانه های روان رنجوری خودش است<span class="s3">». </span></p>
<p class="p4" dir="rtl">با وجود تعارض<span class="s6">‌</span>های شخصی فروید دربارهٔ مسایل جنسی<span class="s3"> (</span>یا شاید به علت آنها<span class="s3">) </span>او مجذوب زنان زیبا بود<span class="s3">. </span>یک دوست خاطرنشان ساخت که<span class="s3"> «</span>در بین دانشجویان<span class="s3"> [</span>فروید<span class="s3">] </span>شمار زیادی زنان جذاب وجود داشتند که چندان تصادفی به نظر نمی<span class="s7">‌</span>رسید<span class="s3">». </span>فروید به مدت ۳ سال از طریق بررسی رؤیاهایش، خود را روانکاوی کرد<span class="s3">. </span></p>
<p class="p4" dir="rtl">در همین زمان بود که خلاق<span class="s7">‌</span>ترین کار خود را در ساختن نظریه شخصیت<span class="s7">‌</span>اش انجام داد<span class="s3">. </span>او از طریق کاویدن رؤیاهایش، برای اولین بار فهمید که چقدر نسبت به پدرش احساس خصومت می<span class="s6">‌</span>کرد. او تمایلات جنسی کودکی خود به مادرش را به یاد آورد و خواب دید که به دختر بزرگش میل جنسی دارد<span class="s3">. </span></p>
<p class="p4" dir="rtl">بنابراین، او بیشتر نظریهٔ خود را براساس تعارض<span class="s6">‌</span>های روان رنجور و تجربه کودکی خودش به صورتی که از طریق تعبیر رؤیاهایش از صافی رد شدند، تدوین کرد<span class="s3">. </span>او هوشمندانه اظهار داشت که<span class="s3"> «</span>مهم ترین بیمار برای من، خودم بود<span class="s3">»</span></p>
<p dir="rtl">پایان قسمت دوم زندگی نامه فروید . . .</p>
<p class="p6" dir="rtl"><span class="s8">منبع</span><span class="s9">: <a href="https://www.adinehbook.com/gp/product/9646184480"><span class="s4">کتاب</span> <span class="s4">نظریه</span><span class="s10">‌</span><span class="s4">های</span> <span class="s4">شخصیت</span></a></span></p>
<blockquote class="wp-embedded-content" data-secret="SYqHNZQBOi"><p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش اول]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/embed/#?secret=SYqHNZQBOi" data-secret="SYqHNZQBOi" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش اول]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<blockquote data-secret="FRjuZQvhVZ" class="wp-embedded-content"><p><a href="http://ravanhami.com/%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%b3%d9%88%d9%85/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش سوم]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%b3%d9%88%d9%85/embed/#?secret=FRjuZQvhVZ" data-secret="FRjuZQvhVZ" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش سوم]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<blockquote class="wp-embedded-content" data-secret="TKSk4A3Mrl"><p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش آخر]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af/embed/#?secret=TKSk4A3Mrl" data-secret="TKSk4A3Mrl" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش آخر]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<p dir="rtl"><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش دوم]</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش اول]</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[محمدامین موفق]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 Aug 2017 19:15:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌شناسی رشد]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های روانکاوی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی نامه]]></category>
		<category><![CDATA[زیگموند]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=10347</guid>

					<description><![CDATA[<p>سالهای نخستین زندگی فروید: او در ششم ماه مه ۱۸۵۶ در شهر فریبرگ، موراوی &#8221; متولد شد (اکنون پریبور، جمهوری چک). در سال ۱۹۹۰، این شهر نام میدان استالین خود را به میدان فروید تغییر داد و در سال۲۰۰۶ خانه‌ای که فروید در آن به دنیا آمده بود بازسازی شد و به عنوان موزه گشایش [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش اول]</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p1" dir="rtl"><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="115" height="115" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 115px) 100vw, 115px" />سالهای نخستین زندگی فروید: او در ششم ماه مه ۱۸۵۶ در شهر فریبرگ، موراوی<span class="s3"> &#8221; </span>متولد شد<span class="s3"> (</span>اکنون پریبور، جمهوری چک<span class="s3">). </span>در سال ۱۹۹۰، این شهر نام میدان استالین خود را به میدان فروید تغییر داد و در سال۲۰۰۶ خانه<span class="s4">‌</span>ای که فروید در آن به دنیا آمده بود بازسازی شد و به عنوان موزه گشایش یافت<span class="s3">. </span>پدر او تاجر نسبتاً ناموفق پشم بود<span class="s3">. با <a href="http://ravanhami.com">روان حامی</a> همراه باشید.</span></p>
<h2 dir="rtl"><span class="s1"><b>زندگی</b></span><b> </b><span class="s1"><b>فروید</b></span><span class="s2"><b> (</b></span><span class="s1"><b>۱۹۳۹</b></span><span class="s2"><b>&#8211;</b></span><span class="s1"><b>۱۸۵۶</b></span><span class="s2"><b>)</b></span></h2>
<p class="p1" dir="rtl">وقتی کار و کاسبی او در موراوی ورشکسته شد، خانواده را به شهر لایپزیگ کشور آلمان، و بعداً، وقتی فروید ۴ ساله بود، به شهر وین، کشور اتریش منتقل کرد<span class="s3">. </span>فروید تقریباً ۸۰ سال در وین ماند<span class="s3">. </span>وقتی فروید به دنیا آمد، پدرش ۴۰ ساله و مادرش<span class="s3"> (</span>همسر سوم پدر او<span class="s3">) </span>۲۰ ساله بود<span class="s3">. </span>پدر فروید آدم جدی و خودکامه ای بود<span class="s3">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">بنابر آنچه در نوشته‌هایی که درباره زندگی فروید وجود دارد، فروید خصومت و خشم کودکی خود نسبت به پدرش را به یاد می آورد<span class="s3">. </span>او در ۲ سالگی احساس می کرد از پدرش برتر است<span class="s3">. </span>مادر فروید جذاب بود و رفتار او با پسر اولش فروید<span class="s3"> </span>حفاظت کننده و محبت<span class="s4">‌</span>آمیز بود<span class="s3">. </span>فروید احساس دلبستگی شدید، حتی جنسی به مادرش داشت، وضعیتی که زمینه را برای مفهوم <a href="http://ravanhami.com/%d8%b9%d9%82%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%be-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86-%d9%87%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%a7%db%8c/">عقدهٔ ادیپ</a> او آماده کرد<span class="s3">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">خواهیم دید که بیشتر نظریهٔ فروید، تجربیات کود کی او را منعکس می کند<span class="s3">. در زندگی فروید آمده است که </span>مادر فروید به زیگموند خردسال افتخار می کرد و متقاعد شده بود که او مرد بزرگی خواهد شد<span class="s3">. </span>از جمله ویژگی<span class="s4">‌</span>های فروید، اعتماد به نفس بالا، آرزوی شدید برای موفق شدن، و رؤیای شهرت و افتخار بودند<span class="s3">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">فروید در مورد تأثیر توجه و حمایت مداوم مادرش چنین نوشت<span class="s3">: «</span>مردی که محبوب بی چون و چرای مادرش بوده، در طول زندگی احساس یک فاتح را دارد، نوعی اطمینان از موفقیت که اغلب موجب موفقیت واقعی می شود<span class="s3">». </span>در خانوادهٔ فروید هشت فرزند وجود داشت که دو تن از آنها برادران ناتنی او همراه با فرزندان خودشان بودند<span class="s3">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">فرو‌ید از همهٔ آنها دلخور بود و وقتی رقیبان تازه برای محبت مادرش به دنیا آمدند، حسادت نشان داد<span class="s3">. </span>فروید از همان سال های نخستین، نشان داد که بسیار باهوش است و والدینش به پرورش آن کمک کردند<span class="s3">. </span>خواهران او اجازه نداشتند پیانو تمرین کنند مبادا که سر و صدا مزاحم مطالعهٔ فر‌وید شود<span class="s3">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">اتاقی شخصی به او داده شده بود؛ او اغلب غذای خود را در آنجا میخورد تا وقت مطالعاتش را تلف نکند؛ این تنها اتاق در آپارتمان بود که چراغ نفتی غنیمتی داشت؛ باقی افراد خانواده از استفاده می کردند<span class="s3">. </span>فروید یک سال زودتر از معمول وارد دبیرستان شد و اغلب شاگرد اول بود<span class="s3">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">او که به زبان آلمانی و عبری مسلط بود، در مدرسه بر زبان<span class="s4">‌</span>های لاتین، یونانی، فرانسوی، و انگلیسی تسلط یافت و زبان<span class="s4">‌</span>های ایتالیایی و اسپانیایی را خودش یاد گرفت<span class="s3">. </span>او در کودکی از خواندن آثار شکسپیر به زبان انگلیسی لذت میبرد<span class="s3">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">فر‌وید تمایلات متعددی داشت که تاریخ نظامی از آن جمله بود، اما وقتی زمان آن فرا رسید که از بین چند حرفه‌ای که در وین به روی یهودی<span class="s4">‌</span>ها گشوده بود انتخاب کند، پزشکی را برگزید<span class="s3">. </span>او نمی خواست پزشک شود، بلکه باور داشت مطالعات پزشکی به حرفه<span class="s4">‌</span>ای در پژوهش علمی منجر خواهد شد که ممکن بود شهرتی را که آرزو داشت، به ارمغان آورد<span class="s3">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">فروید در حالی که مشغول کامل کردن مطالعه خود برای مدرک پزشکی در دانشگاه وین بود، در مورد نخاع شوکی ماهی و بیضه<span class="s4">‌</span>های مارماهی پژوهش فیزیولوژیکی انجام داد و با این کار خدمات برجسته<span class="s4">‌</span>ای به این رشته کرد<span class="s3">.</span></p>
<h2 class="p1" dir="rtl"><b>واقعهٔ</b><b> </b><b>کوکائین</b><b> </b></h2>
<p class="p1" dir="rtl">هنگامی که فر‌وید در دانشکدهٔ پزشکی بود، آزمایش کردن کوکائین را آغاز کرد<span class="s3">. (</span>در آن زمان کوکائین داروی غیرمجاز نبود و هنوز معلوم نشده بود که می تواند در برخی مصرف کنندگان، نه همهٔ آنها، اثر اعتیادآور داشته باشد<span class="s3">). </span>او خودش این دارو را مصرف کرد و نامزد، خواهران و دوستانش را تشویق کرد آن را امتحان کنند<span class="s3">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">او شدیداً شیفتهٔ کوکائین شد و آنرا داروی معجزه آسا و مادهٔ سحرآمیزی نامید که می<span class="s4">‌</span>توانست تعدادی از بیماری<span class="s4">‌</span>ها را مداوا کند و وسیله<span class="s4">‌</span>ای باشد برای کسب شهرتی که آرزویش را داشت<span class="s3">. </span>او در سال ۱۸۸۴ مقاله<span class="s4">‌</span>ای را دربارهٔ تأثیرات مفید کوکائین منتشر کرد<span class="s3">. </span>بعدها این مقاله را عامل کمک کننده به شیوع مصرف کوکائین در اروپا و ایالات متحده دانستند که تا دههٔ ۱۹۲۰ ادامه داشت<span class="s3">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">از فروید به خاطر نقشی که در آزاد کردن آفت کوکائین داشت، شدیداً انتقاد شد<span class="s3">. </span>این به جای شهرت، موجب بدنامی فر‌وید شد و او بعدها سعی کرد حمایت پیشین خود را از کوکائین محو کرده و تمام اشارات به آن را از زندگینامهٔ خود پاک کند<span class="s3">. </span>با این حال، بر طبق نامه<span class="s4">‌</span>هایی که مدت<span class="s5">‌</span>ها بعد از مرگ او منتشر شد، تا میانسالی به مصرف کوکائین ادامه داد<span class="s3">.</span></p>
<p dir="rtl">پایان بخش اول زندگی فروید &#8230;</p>
<p class="p3" dir="rtl"><span class="s6">منبع</span><span class="s7">: <a href="https://www.adinehbook.com/gp/product/9646184480"><span class="s8">کتاب</span> <span class="s8">نظریه</span><span class="s10">‌</span><span class="s8">های</span> <span class="s8">شخصیت</span></a></span></p>
<blockquote class="wp-embedded-content" data-secret="kjatswRvqi"><p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش دوم]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/embed/#?secret=kjatswRvqi" data-secret="kjatswRvqi" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش دوم]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<blockquote data-secret="oyYBjqZjD1" class="wp-embedded-content"><p><a href="http://ravanhami.com/%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%b3%d9%88%d9%85/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش سوم]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%b3%d9%88%d9%85/embed/#?secret=oyYBjqZjD1" data-secret="oyYBjqZjD1" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش سوم]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<blockquote class="wp-embedded-content" data-secret="UwnHv3H4hR"><p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش آخر]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af/embed/#?secret=UwnHv3H4hR" data-secret="UwnHv3H4hR" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش آخر]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<p>&nbsp;</p>
<p dir="rtl"><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش اول]</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شرح مختصری از اقدامات و زندگی نامه گوردون ویلارد آلپورت [قسمت دوم]</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b4%d8%b1%d8%ad-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d9%84%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa-2/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b4%d8%b1%d8%ad-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d9%84%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa-2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[محمدامین موفق]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Aug 2017 15:32:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های روانکاوی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[آلپورت]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی نامه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=10204</guid>

					<description><![CDATA[<p>گر چه آلپورت هنگام فارغ التحصیلی از دبیرستان بین ۱۰۰ دانش آموز، مقام دوم  را کسب کرد، نمی‌دانست بعداً چه کاری انجام دهد. او در پایان تابستان ۱۹۱۵ تقاضای تحصیل در هاروارد را کرد و پذیرفته شد. او نوشت: «زندگی من یک شبه زیر و رو شد». سالهای کالج سالهای کالج برای آلپورت پرماجرا بودند، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b4%d8%b1%d8%ad-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d9%84%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa-2/">شرح مختصری از اقدامات و زندگی نامه گوردون ویلارد آلپورت [قسمت دوم]</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p1" dir="rtl"><span style="font-size: 14px;"><img class=" wp-image-7470 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="115" height="115" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 115px) 100vw, 115px" />گر چه آلپورت هنگام فارغ التحصیلی از دبیرستان بین ۱۰۰ دانش آموز، مقام دوم  را کسب کرد، نمی<span class="s2">‌</span>دانست بعداً چه کاری انجام دهد<span class="s1">. </span>او در پایان تابستان ۱۹۱۵ تقاضای تحصیل در هاروارد را کرد و پذیرفته شد<span class="s1">. </span>او نوشت<span class="s1">: «</span>زندگی من یک شبه زیر و رو شد<span class="s1">».</span></span></p>
<p dir="rtl">
<p dir="rtl">
<h2 dir="rtl"><span style="font-size: 14px;"><b>سالهای</b><b> </b><b>کالج</b></span></h2>
<p class="p1" dir="rtl"><span style="font-size: 14px;">سالهای کالج برای آلپورت پرماجرا بودند، اما نمرات پایین در اولین امتحانات، او را تکان داد، بنابراین، تلاش<span class="s3">‌</span>های خود را دو برابر کرد و آن سال را با نمرات<span class="s1"> A </span>به اتمام رساند<span class="s1">. </span>علاقهٔ آلپورت به اخلاق اجتماعی و خدمات اجتماعی که آنها را از والدین خود کسب کرده بود، در هاروارد تقویت شد<span class="s1">. </span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span style="font-size: 14px;">او برای همکاری در کلوب پسران، گروهی از کارگران کارخانه، و هیأت نمایندگی دانشجویان خارجی، داوطلب شد<span class="s1">. </span>او همچنین در مقام مأمور ناظر<span class="s1"> (</span>در آزادی مشروط<span class="s1">) </span>کار کرد<span class="s1">. </span>او این فعالیت<span class="s3">‌</span>ها را رضایت بخش یافت، زیرا واقعاً دوست داشت به مردم کمک کند<span class="s1">. «</span>این در من احساس شایستگی ایجاد کرد، و به من کمک کرد تا احساس حقارت کلی خودم را جبران کنم<span class="s1">». </span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span style="font-size: 14px;">او معتقد بود که این نوع خدمت، جستجوی وی را برای هویت منعکس می<span class="s2">‌</span>کرد<span class="s1">. </span>آلپورت چند درسی در روانشناسی گرفت، ولی در آن زمان قصد نداشت این رشته را دنبال کند<span class="s1">. </span>او در سال ۱۹۱۹ مدرک کارشناسی خود را گرفت، همان روزی که فلوید مدرک دکترای خود را دریافت کرد<span class="s1">. </span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span style="font-size: 14px;">گوردون بعد از فارغ التحصیلی، یک سال را در کالج رابرت واقع در شهر استانبول، ترکیه گذارند و بعداً هزینه تحصیلی را که دانشگاه هاروارد برای تحصیل در دوره کارشناسی ارشد و دکترای روانشناسی پیشنهاد کرده بود، پذیرفت<span class="s1">. </span>زندگینامه نویس او نوشت<span class="s1">: «</span>برای آلپورت فکر روانشناس شدن و احتمالاً بیشتر شبیهٔ برادر موفقش شدن، جالب بود<span class="s2">»</span>.</span></p>
<h2 class="p1" dir="rtl"><span style="font-size: 14px;"><b>آلپورت</b><b> </b><b>فروید</b><b> </b><b>را</b><b> </b><b>ملاقات</b><b> </b><b>می</b><span class="s3"><b>‌</b></span><b>کند</b></span></h2>
<p class="p1" dir="rtl"><span style="font-size: 14px;">آلپورت در سفر برگشت به ایالات متحده، در وین توقف کرد تا یکی از برادران خود را ببیند<span class="s1">. </span>او در آنجا نامه<span class="s3">‌</span>های برای زیگموند فروید نوشت و از او برای دیدن این مرد بزرگ دعوت به عمل آمد<span class="s1">. </span>وقتی آلپورت وارد دفتر فروید شد، دریافت که فروید صبورانه منتظر است و توقع دارد که این آمریکایی جوان، هدف خود را از دیدار وی توضیح دهد<span class="s1">.</span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span style="font-size: 14px;">این لحظهٔ ناخوشایند سکوت به درازا کشید تا اینکه آلپورت واقعه<span class="s3">‌</span>ای را که هنگام حرکت به سمت دفتر فروید در تراموا مشاهده کرده بود، تعریف کرد<span class="s1">. </span>او گفت پسربچه<span class="s3">‌</span>ای را دیده که ترس آشکاری از کثیفی داشت<span class="s1">. </span>از دید این بچه، همه چیز کثیف به نظر می رسید<span class="s1">. </span>او حتی صندلی خود را عوض کرد و به مادرش گفت اجازه ندهد مرد کثیفی کنار او بنشیند<span class="s1">. </span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span style="font-size: 14px;">فروید این مرد موقر و آراسته را که سرو وضع مرتبی داشت وارسی کرد و پرسید<span class="s1"> «</span>آیا آن پسربچه شما نبودید؟<span class="s1">». </span>فروید با پرسیدن این سؤال، عقیدهٔ خود را دربارهٔ اینکه داستان آلپورت در واقع ترس<span class="s3">‌</span>ها و تعارض<span class="s3">‌</span>های ناهشیار خودش را افشا می<span class="s3">‌</span>کرد، ابراز نمود<span class="s1">. </span>به نظر فروید چنین رسید که آلپورت آدم<span class="s1"> «</span>تمیز، وسواسی، منظم و وقت شناسی است که از چند ویژگی که او با شخصیت وسواسی مرتبط میدانست برخوردار است<span class="s1">».</span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span style="font-size: 14px;">روان<span class="s3">‌</span>شناسی دیگری، هنری موری، بعدها اظهار داشت که<span class="s1"> «</span>فروید مستقیم بر سر آلپورت، درست به دماغ او کوبید<span class="s1">».[</span><span class="s4">?</span><span class="s1">] </span>آلپورت از این سؤال فروید یکه خورد<span class="s1">. </span>او در باقی عمر خود انکار کرد که آن پسربچهٔ بسیار تمیز و موقر در آن ماجرا، خود او بوده است، ولی این رویداد تأثیر عمیقی بر او گذاشت<span class="s1">. </span>چند سال بعد نوشت<span class="s1">: «</span>تنها رویارویی من با فروید تکان دهنده بود<span class="s1">».</span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span style="font-size: 14px;">اوتصورکرد<span class="s1"><span class="Apple-converted-space">  </span></span>که <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%c2%ad%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/">روانکاوی</a>، ناهشیار را خیلی عمیق کاوش می<span class="s3">‌</span>کند، همان کاری که فروید سعی کرد انجام دهد<span class="s1">. </span>آلپورت به این نتیجه رسید که روان<span class="s3">‌</span>شناسی باید به انگیزه<span class="s3">‌</span>های هشیار یا دیدنی هم توجه کند<span class="s1">. </span>این مسیری بود که او برای بررسی شخصیت انتخاب کرد<span class="s1">.</span></span></p>
<h2 class="p1" dir="rtl"><span style="font-size: 14px;"><b>بررسی</b><b> </b><b>صفات</b></span></h2>
<p class="p1" dir="rtl"><span style="font-size: 14px;">آلپورت در سال ۱۹۲۲ دکترای خود را بعد از دو سال تحصیل در دوره کارشناسی ارشد، در هاروارد به انجام رساند<span class="s1">. </span>رساله او با عنوان<span class="s1"> «</span>بررسی تجربی صفات شخصیت<span class="s1">» </span>از یک عمر کار او خبر داد و اولین پژوهشی بود که در ایالات متحده در مورد صفات شخصیت اجرا شده بود<span class="s1">. </span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span style="font-size: 14px;">آلپورت پس از دریافت کمک هزینه صفر، به مدت ۲ سال با روان<span class="s3">‌</span>شناسان سرشناس در آلمان و انگلستان به تحقیق پرداخت<span class="s1">. </span>او در مقام مربی به هاروارد برگشت و درسی را درباره جنبه<span class="s3">‌</span>های روان<span class="s3">‌</span>شناختی و اجتماعی شخصیت ارایه داد که احتمالا اولین درس رسمی درباره این موضوع در کالج آمریکا بود<span class="s1">. </span>او تقریبا به مدت چهل سال در هاروارد خدمت کرد، پژوهش<span class="s3">‌</span>هایی را درباره شخصیت و <a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d9%88-%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%88%d8%aa-%d8%b9%d9%85%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/">روان‌شناسی اجتماعی</a> انجام داد و به چند نسل از دانشجویان تدریس کرد<span class="s1">. </span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span style="font-size: 14px;">آلپورت جوایز متعددی دریافت کرد که مدال طلای بنیاد روان<span class="s3">‌</span>شناسی آمریکا، جایزه خدمات برجسته علمی انجمن علمی روان<span class="s3">‌</span>شناسی آمریکا، و ریاست انجمن روان<span class="s3">‌</span>شناسی آمریکا و انجمن بررسی روان<span class="s3">‌</span>شناختی مسایل اجتماعی از آن جمله هستند<span class="s1">.</span></span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: 14px;"><a href="http://ravanhami.com/%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D9%85%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AF%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A2%D9%84%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%AA/">شرح مختصری از اقدامات و زندگی نامه گوردون ویلارد آلپورت [قسمت اول]</a></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span style="font-size: 14px;">منبع<span class="s1">: </span><a href="https://www.adinehbook.com/gp/product/9646184480">کتاب نظریه<span class="s3">‌</span>های شخصیت</a></span></p>
<p dir="rtl"><span style="font-size: 14px;"><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div></span></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b4%d8%b1%d8%ad-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d9%84%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa-2/">شرح مختصری از اقدامات و زندگی نامه گوردون ویلارد آلپورت [قسمت دوم]</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b4%d8%b1%d8%ad-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d9%84%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa-2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آیا با نگرانی و ترس مزمن زندگی می‌کنید؟ آشنایی با اضطراب فراگیر</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%85%d8%b2%d9%85%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%85%d8%b2%d9%85%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[هانیه غلامحسین پور]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Jul 2017 20:41:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اختلالات اضطرابی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[استرس]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[تازه‎‌های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[ترس]]></category>
		<category><![CDATA[حساسیت اضطرابی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان شناختی ـ رفتاری به زبان ساده]]></category>
		<category><![CDATA[درمان‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال اضطراب فراگیر]]></category>
		<category><![CDATA[دارو درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[روان درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[مزمن]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=10174</guid>

					<description><![CDATA[<p>هنگامی که امنیت، ایمنی و رفاه شما یا عزیزانتان تهدید شود، داشتن احساس اضطراب غیرمعمول نمی‌باشد. همانطور که عادات سیگار کشیدن در طول زمان می‌تواند برایتان تهدید برانگیز باشد، ترس‌ها نیز می‌توانند آینده‌ی شما را مورد تهدید قرار دهند. بنابراین اضطرابی که شما را از تهدیدات جدی آگاه می‌کند، انطباقی و سازگارانه می‌باشد. این اضطراب [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%85%d8%b2%d9%85%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%db%8c%d8%af/">آیا با نگرانی و ترس مزمن زندگی می‌کنید؟ آشنایی با اضطراب فراگیر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="87" height="87" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 87px) 100vw, 87px" /></p>
<p><span style="color: #ff0000;">هنگامی که امنیت، ایمنی و رفاه شما یا عزیزانتان تهدید شود، داشتن احساس اضطراب غیرمعمول نمی‌باشد. همانطور که عادات سیگار کشیدن در طول زمان</span> <span style="color: #ff0000;">می‌تواند برایتان تهدید برانگیز باشد، ترس‌ها نیز می‌توانند آینده‌ی شما را مورد تهدید قرار دهند. بنابراین اضطرابی که شما را از تهدیدات جدی آگاه می‌کند، انطباقی و</span> <span style="color: #ff0000;">سازگارانه می‌باشد. این اضطراب به شما می‌فهماند که در خطر هستید و تا زمانی که عامل تهدید را ازبین ببرید شما را در حالت برانگیختگی نگه می‌دارد.</span></p>
<p>اما افرادی وجود دارند که ساختمان بدنیشان آن‌ها را مستعد اضطرابی مزمن می‌کند که با تهدیدات نامرتبط است. آن‌ها در مورد همه چیز نگرانی دارند، حتی علت و چگونگی ادراک تهدیدی که غیر‌واقعی به نظر می‌رسد نیز برایشان اهمیتی ندارد. آن‌ها دچار اختلال اضطراب فراگیر هستند. این نوع از اضطراب ناسازگارانه می‌باشد که به شما نسبت به چیز خاصی هشدار نمی‌دهد، به طوریکه راهی برای پایان دادن به احساسات خود پیدا نمی‌کنید. اختلال اضطراب فراگیر آشفتگی قابل توجهی را در شما ایجاد کرده و در زندگی روزمره‌تان اختلال ایجاد می‌کند. شما دائما منتظر این هستید که اتفاقات بدی برایتان رخ بدهد؛ از تحویل به موقع کارهایتان گرفته تا مرگ در بلایای طبیعی. همچنین به دلیل رفتارهای مضطربانه‌ای که دارید، ممکن است از دید دیگران فردی عصبی (روان‌رنجور)، بسیار حساس و کمال‌گرا به نظر برسید.</p>
<p>شما بیشتر سعی بر این دارید که رخدادهای بد را از طریق اعمال کنترل بر روی زندگی روزمره‌تان و همچنین با به کارگیری راهبردهای ناسازگارانه برای مدیریت اضطرابتان، از خود دور کنید. افرادی که اختلال اضطراب فراگیر دارند اغلب به انواع دیگری از اختلالات اضطرابی شخصیت مانند اختلال وسواس اجباری نیز مبتلا هستند.</p>
<p>اما اشتباه نکنید، چراکه اختلال اضطراب فراگیر سندرمی متمایز است که از اختلال در قسمت‌هایی از مغز که با ترس، هیجان و حافظه سروکار دارد، ناشی می‌شود. محققان دریافته اند که آمیگدال (یک جفت از دسته های بادامی شکل از رشته های عصبی موجود در مغز میانی که هیجان، حافظه و ترس را پردازش می‌کند)، با اختلالات اضطرابی مانند اختلال اضطراب فراگیر مرتبط است. اما اخیرا با اینکه این مطالعه توسط پژوهشگران دانشکده پزشکی هاروارد انجام شده بود، پژوهشگران قادر نبودند مسیر گذرگاه های عصبی ای که قسمت های فرعی این ناحیه را با قسمت های دیگر مغز متصل می‌کردند به طور واضح نشان دهند. آن‌ها دریافتند که ارتباطات درهم آمیخته‌ای بین قسمت‌هایی از مغز که ترس و هیجان را پردازش می‌کنند و نواحی دیگری از مغز وجود دارد (<a href="http://escience.com/">EScience.com</a>). این ارتباطات درهم آمیخته حتی اگر عامل تهدید کننده‌ای نیز وجود نداشته باشد اضطراب را برمی‌انگیزند. به علاوه آن‌ها دریافتند که با تحریک مسیر مشخصی از مغز در آمیگدال، اضطراب بیشتری برانگیخته شده و میل حیوانات را برای خطرپذیری بالا می‌برد. این اکتشاف منجر به ایجاد درمان جدیدی برای آن دسته ازاختلالات اضطرابی شد که به طور خاص با مدارهای آمیگدال مرتبط بودند.</p>
<p>اگرچه تا به حال در حیطه‌ی بهداشت روان، طیف وسیعی از درمان‌های مفید و اثربخش برای اضطراب وجود داشته است، اما سریع‌ترین راه برای کاهش اضطراب از طریق دارو امکان پذیر است. امروزه داروهای ضداضطرابی به سرعت عمل می‌کنند، اما مانند داروهای دیگر بدون عوارض جانبی نیستند. اگر به دنبال این هستید که درمان اضطراب خود را پیگیری کنید، بهتر است بدانید که پژوهش ها در مورد دارودرمانی و روان درمانی برای اختلالات اضطرابی و افسردگی چه نظراتی دارند.</p>
<p>این پژوهش نشان داد که دارو‌درمانی و روان‌درمانی به طور همزمان برای بهبود این اختلالات نتیجه بخش‌تر است تا اینکه بخواهیم هر کدام از این درمان‌ها را به صورت جداگانه به‌کار ببریم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>دارو درمانی</strong></p>
<p>دارو درمانی سبب کاهش علایم می‌شود به طوری‌که میزان اضطراب را برای خطرپذیری کاهش داده و باعث می‌شود راهبردهای مقابله‌ای سالم‌تری را انجام دهید. معمولا مهارکننده‌های بازجذب سروتونین (SSRI) اولین گزینه‌ی انتخابی روانپزشکان برای درمان اضطراب می‌باشد که همچنین این دارو به عنوان درمان برای افسردگی نیز استفاده می‌شود. و دلیل آن هم اعتیاد‌آور نبودن و ایمنی‌تر بودن این داروها نسبت به داروهای ضد اضطراب سنتی (مانند بنزودیازپین‌ها) می‌باشد. برای داشتن عملکرد در سطحی بهینه و مطلوب، سروتونین که یک انتقال دهنده‌ی شیمیایی تثبیت‌کننده حالت خلق‌و‌خو می‌باشد، سطح معینی را در سیستم عصبی و مغزمان حفظ می‌کند. برای اختلال در عملکرد مغز، دلایل بسیار وجود دارد. در حالت افسردگی و اضطراب، اغلب اوقات میزان سروتونین افت می‌کند. مهارکننده‌های بازجذب سروتونین (SSRI)، باعث می‌شوند که میزان ترشح سروتونین در سیستم عصبی و مغزمان افزایش یابد، که درنتیجه اضطراب و افسردگی کاهش یافته و موجب ثبات و پایداری در حالت خلقی‌مان شود. آن نوع از مهارکننده های بازجذب سروتونینی که برای درمان اضطراب به کار می‌روند عبارتند از لگزاپرو و پاکسیل. بنزودیازپین ها شامل داروهای شناخته شده‌ی والیوم (دیازپام)، زنکس (آلپرازولام)، کلونوپین (کلونازپام) و آتیوان (لورازپام) می‌باشند. اگرچه این داروها اضطراب را به سرعت کاهش می‌دهند اما به دلیل اعتیادآور بودنشان در اولویت اول درمان قرار ندارند و زیاد مورد استفاده قرار نمی‌گیرند. افرادی که روانپزشک نیستند، اغلب این نوع داروها را برای درمان اضطراب به‌کار می‌برند در حالیکه این افراد برای تشخیص اختلالات روانپزشکی آموزش ندیده‌اند. قبل از شروع درمان با این نوع از دارو باید بسیار احتیاط کرد زیرا استفاده از این دارو نیازمند این است که برای کم کردن علائمتان بیشتر از آن استفاده کنید.</p>
<p>بنابراین اعتیاد پیدا کردن به بنزودیازپین‌ها خطرناک است. بوسپیرون یکی دیگر از داروهای ضد اضطرابی است که نه در رده مهارکننده‌های بازجذب سروتونین و نه در رده  بنزودیازپین‌ها قرار می‌گیرد. با این حال این دارو مانند مهارکننده‌های بازجذب سروتونین (SSRI) عمل کرده و برای کاهش اضطراب سروتونین را در بدن افزایش می‌دهد با این تفاوت که برخلاف مهارکننده‌های بازجذب سروتونین میل جنسی را کاهش نمی‌دهند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>روان درمانی</strong></p>
<p>اضطراب فیزیولوژیکی است. اما با توجه به راه‌هایی که انتخاب می‌کنید، می‌توانید آن را کاهش دهید و یا حتی باعث بدتر شدن آن شوید. بنابراین روان درمانی برای درمان اختلالات اضطرابی لازم است؛ به خصوص آن دسته از درمان‌هایی که بر مدیریت علایم تاکید دارند؛ مانند درمان شناختی – رفتاری، ذهن‌آگاهی و درمان های مدیریت استرس. به ویژه این درمان‌ها به شما راه‌هایی را برای آرامش‌دهی به جسم و روحتان آموزش داده و از افکار نامعقولی که منجر به ترس و نگرانی بیش‌از‌حد می‌شوند، جلوگیری می‌کنند. داشتن اضطراب آن هم به صورت طولانی مدت می‌تواند از کیفیت زندگیتان بکاهد. همچنین یک فرد متخصص و آموزش دیده می‌تواند در جایگزین کردن رفتارهای ناسالم و محدود کننده‌ با رفتارهایی که شما را با تجربیات جدید روبرو می‌کنند،کمک کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>مراقبت از خود (رژیم غذایی و ورزش)</strong></p>
<p>مصرف برخی از غذاها و نوشیدنی‌ها می‌تواند برایتان اضطراب زا باشد. مصرف ناکافی آن دسته از مواد غذایی که کربوهیدرات، پروتئین و چربی کافی دارند، می‌تواند باعث نوسان در سطح گلوکز خون شده و اضطرابتان را افزایش دهند. علاوه بر‌این با‌‌توجه به اینکه اسیدچرب‌امگا۳ در درمان افسردگی بسیار موثر بوده است، محققان برآن شدند که رابطه بین اسید چرب امگا ۳ و علائم اضطراب را نیز در افراد مضطرب مورد بررسی قرار دهند. آن‌ها دریافتند که دریافت دوز بالایی از اسیدهای چرب امگا۳ (بیش از ۲ گرم در روز)، می‌تواند باعث کاهش علائم اضطراب در افراد شود و این میزان کاهش اضطراب، با کاهش نسبت هورمون‌های التهابی در خون، از همبستگی بالایی برخوردار است. واین بدان معناست که مصرف اسیدهای چرب امگا ۳، التهاب را که با اضطراب رابطه‌ی مثبتی دارد کاهش می‌دهد و افراد توانایی بیشتری در مدیریت بهتر استرس داشته و بهبود قابل توجهی را در خلق‌وخویشان احساس می‌کنند. همچنین ورزش کردن هنگامی‌که با برنامه‌ی درمان شناختی – رفتاری همراه شود، مزایای زیادی برای سلامت روان داشته واثرات مثبت روان‌درمانی را افزایش می‌دهد. برخی از مطالعات نشان داده‌اند که ورزش کردن می‌تواند تاثیری مشابه با تاثیر دارودرمانی داشته باشد. محققان برای کاهش اضطراب، ورزش کردن را در حدود ۳۰ الی ۴۰ دقیقه و سه بار در هفته توصیه می‌کنند (PsychologyToday.com؛ ورزش و حالت خلق و خو).</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>آیا شما مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر هستید؟</strong></p>
<p>اگر فکر می‌کنید که به اختلال اضطراب فراگیر مبتلا هستید، بهتر است به سوالاتی که با ملاک‌های تشخیصی اختلال اضطراب فراگیر مطابقت دارند (ویرایش چهارم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی؛ ایالت واشنگتن: انجمن روانپزشکی آمریکا، ۲۰۰۰) پاسخ دهید:</p>
<ul>
<li>آیا در مدت زمانی طولانی احساس نگرانی و ترس دارید؟</li>
<li>آیا احساس اضطراب، خستگی، تنش و بی‌قراری می‌کنید و به آسانی دچار خستگی و فرسودگی می‌شوید؟ و یا در توجه و تمرکز مشکل دارید؟ آیا به‌خواب‌رفتن و ادامه خواب برایتان دشوار است؟ اگر به سوال ۱ یا ۲ پاسختان مثبت است، آیا این علایم را در بیشتر روزها و بیشتر از ۶ ماه داشته اید؟</li>
<li>آیا حتی اگر شواهد کمی برای ترس‌هایتان وجود داشته باشد، مجازات قریب‌الوقوعی را پیش‌بینی می‌کنید؟</li>
<li>آیا در تلاشید که کنترل و راحتی اعصاب خود را بدست آورید؟ یا اینکه کنار آمدن با علایمتان بی‌فایده است؟ آیا علایمی که دارید با اختلال روانی دیگری مرتبط نیست؟</li>
<li>آیا علایمتان اضطراب و پریشانی قابل توجهی را در شما به‌وجود‌می‌آورد و مشکلات زیادی را در روابط، شغل و دیگر جنبه‌های زندگیتان ایجاد می‌کند؟</li>
<li>آیا می‌توانید علایم اضطرابتان را در دوران کودکیتان نیز ردیابی کنید؟</li>
</ul>
<p>اگر به بیشتر این سوالات پاسخ مثبت دادید، بهتر است برای دریافت کمک حرفه‌ای به متخصصی که برای تشخیص این علایم آموزش دیده است، مراجعه کنید. در واقع بهترین و ماهرترین متخصص کسی است که خود اضطراب را تشخیص دهد و اضطرابی را که ناشی از اختلالات وابسته به مواد و اختلالات شخصیتی دیگر بوده و به عنوان یک مشخصه از مشکل اصلی می‌باشد را رد کند.</p>
<p>متاسفانه به دلیل مراجعه افراد به متخصصانی که اختلال را به درستی تشخیص نداده‌اند، در بسیاری از مواقع دارو به اشتباه تجویز می‌شود که این خود باعث اضطراب و رنجش بیشتری در فرد می‌شود.</p>
<p>این نکته را به یاد داشته باشید که هیچ یک از دو بیمار شبیه به هم نیستند. به همین دلیل است که یک دارو و یا رویکرد درمانی خاص برای یک فرد می‌تواند سودمند باشد درحالیکه همان دارو یا رویکرد برای فرد دیگرمتفاوت بوده و ممکن است به خوبی کمک‌کننده نباشد.</p>
<p>امید است اطلاعاتی که در این مقاله فراهم شده است برایتان مفید بوده باشد. همچنین شناخت بیشتر حالات روحیتان و گزینه‌هایی که در درمان وجود دارد، شما را برای داشتن سلامت روانی بهتر توانمند‌تر می‌کند.</p>
<p>با احترام، دکتر دبورا</p>
<p>دانلود پاورپوینت درمان شناختی رفتاری اختلال اضطراب فراگیر (<a href="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/07/اختلال-اضطراب-فراگیر.pdf">اختلال-اضطراب-فراگیر.pdf</a>)</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%85%d8%b2%d9%85%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%db%8c%d8%af/">آیا با نگرانی و ترس مزمن زندگی می‌کنید؟ آشنایی با اضطراب فراگیر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%85%d8%b2%d9%85%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شرح مختصری از اقدامات و زندگی نامه گوردون ویلارد آلپورت [قسمت اول]</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b4%d8%b1%d8%ad-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d9%84%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b4%d8%b1%d8%ad-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d9%84%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[محمدامین موفق]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 28 Jul 2017 18:39:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[آلپورت]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=10109</guid>

					<description><![CDATA[<p>گوردن آلپورت در طول بیش از چهل سال زندگی حرفه‌ای خود، شخصیت را به موضوعی از لحاظ علمی قابل احترام، تبدیل کرد. روان‌کاوی و نظریه‌های شخصیت ناشی از آن، بخشی از جریان اصلی روان‌شناسی علمی محسوب نمی‌شدند. تا دهه ۱۹۳۰، بررسی منظم و رسمی شخصیت در روانشناسی، صورت نگرفته بود. با روان حامی همراه باشید. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b4%d8%b1%d8%ad-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d9%84%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa/">شرح مختصری از اقدامات و زندگی نامه گوردون ویلارد آلپورت [قسمت اول]</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p1" dir="rtl"><img class=" wp-image-7470 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="115" height="115" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 115px) 100vw, 115px" />گوردن آلپورت در طول بیش از چهل سال زندگی حرفه<span class="s2">‌</span>ای خود، شخصیت را به موضوعی از لحاظ علمی قابل احترام، تبدیل کرد<span class="s1">. </span>روان<span class="s2">‌</span>کاوی و نظریه<span class="s2">‌</span>های شخصیت ناشی از آن، بخشی از جریان اصلی روان<span class="s2">‌</span>شناسی علمی محسوب نمی<span class="s2">‌</span>شدند<span class="s1">. </span>تا دهه ۱۹۳۰، بررسی منظم و رسمی شخصیت در روانشناسی، صورت نگرفته بود<span class="s1">. با <a href="http://ravanhami.com">روان حامی</a> همراه باشید.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">آلپورت درسال۱۹۳۷کتاب <a href="https://books.google.com/books/about/Personality.html?id=E4I1AAAAIAAJ"><b>شخصیت</b><span class="s1"><b>: </b></span><b>تعبیری</b><b> </b><b>روانشناختی</b></a> را منتشر کرد<span class="s1">. </span>این کتاب فوراً محبوبیت یافت و در مطالعهٔ شخصیت، اثری کلاسیک شده است<span class="s1">. </span>بنابراین، آلپورت دو هدف داشت<span class="s1">: </span>او شخصیت را به جریان اصلی وارد کرد و نظریهٔ شخصیتی را ساخت که صفات در آن نقش برجسته<span class="s3">‌</span>ای دارند.</p>
<h2 dir="rtl">نقد روانکاوری فروید</h2>
<p class="p1" dir="rtl">آلپورت در چند نکته، <a href="http://ravanhami.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-2/">روانکاوی</a> فروید را به چالش کشید<span class="s1">. </span>اول اینکه، آلپورت قبول نداشت که نیروهای ناهشیار بر شخصیت بزرگسالان بهنجار و پخته حاکم هستند<span class="s1">. </span>او معتقد بود که افراد سالم به صورت منطقی و آگاهانه عمل کرده و از نیروهایی که آنها را برانگیخته می<span class="s2">‌</span>کنند، آگاهند و برآنها کنترل دارند<span class="s1">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">به عقیدهٔ آلپورت، ناهشیار فقط برای رفتار روان رنجور یا آشفته، اهمیت دارد<span class="s1">. </span>دوم اینکه، در رابطه با جبرگرایی تاریخی<span class="s1"> &#8211; </span>اهمیت گذشته در تعیین زمان حال<span class="s1"> &#8211; </span>آلپورت گفت آن گونه که فروید معتقد بود، ما زندانیان تعارضهای کودکی و تجربیات گذشته نیستیم، بلکه بیشتر به وسیلهٔ زمان حال و نظری که دربارهٔ آینده داریم، هدایت می شویم<span class="s1">.</span></p>
<h2 dir="rtl">اهمیت آینده نسبت به گذشته</h2>
<p class="p1" dir="rtl">آلپورت نوشت که افراد<span class="s1"> «</span>مشغول هدایت کردن زندگی خود به سمت آینده هستند، در حالی که روان<span class="s2">‌</span>شناسی، عمدتاً مشغول ردیابی آنها در گذشته است<span class="s1">». </span>سوم اینکه، آلپورت با گردآوری اطلاعات از شخصیت<span class="s3">‌</span>های نابهنجار، مخالف بود<span class="s1">. </span>در حالی که فروید بین شخصیت بهنجار و نابهنجار پیوستار می<span class="s3">‌</span>دید، آلپورت بین آنها تفاوت آشکار می<span class="s2">‌</span>دید<span class="s1">.</span></p>
<p class="p2" dir="rtl">از نظر آلپورت، شخصیت نابهنجار در سطح بچگانه عمل می<span class="s2">‌</span>کند<span class="s1">. </span>تنها روش مناسب برای بررسی شخصیت، گردآوری اطلاعات از بزرگسالان سالم است<span class="s1">. </span>جمعیت های دیگر<span class="s1"> &#8211; </span>مانند روان رنجورها، کودکان، و حیوانات<span class="s1"> &#8211; </span>را نباید با بزرگسالان سالم مقایسه کرد<span class="s1">. </span>بین کودک و بزرگسال، بهنجار و نابهنجار، یا حیوان و انسان، شباهت کارکردی در شخصیت وجود ندارد<span class="s1">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">ویژگی برجستهٔ دیگر نظریهٔ آلپورت، تأکید او بر بی<span class="s3">‌</span>همتا بودن شخصیت است که صفات هر فرد آن را توصیف می<span class="s3">‌</span>کند. آلپورت با تأکید علمی سنتی بر تشکیل ساختارها یا قوانین کلی که به صورت همگانی به کاربرده مخالفت بود<span class="s1">. </span>او معتقد بود که شخصیت عمومی یا همگانی نیست، بلکه در هر فردی اختصاصی است<span class="s1">. </span>حال به زندگی آلپورت می<span class="s2">‌</span>پردازیم<span class="s1">.</span></p>
<h2 class="p3" dir="rtl"><b>زندگی</b><b> </b><b>آلپورت</b><span class="s4"><b> (</b></span><b>۱۹۶۷</b><span class="s4"><b> &#8211; </b></span><b>۱۸۹۷</b><span class="s4"><b>)</b></span></h2>
<p class="p1" dir="rtl"><b>انزوا</b><b> </b><b>و</b><b> </b><b>هویت</b><b> </b></p>
<p class="p1" dir="rtl">آلپورت در شهر مونتزوما، ایالت ایندیانا به دنیا آمد و فرزند آخر از چهار پسر خانواده بود<span class="s1">. </span>مادر او معلم و پدرش فروشنده<span class="s2">‌</span>ای بود که تصمیم گرفت دکتر شود<span class="s1">. </span>وضعیت مالی آنها به قدری خراب بود که وقتی پدر آلپورت در بالتیمور به دانشکدهٔ پزشکی می<span class="s2">‌</span>رفت، برای تأمین خانواده<span class="s2">‌</span>اش، از کانادا دارو به آمریکا قاچاق می<span class="s2">‌</span>کرد و می<span class="s2">‌</span>فروخت<span class="s1">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">وقتی که ماموران به خانهٔ او مراجعه کردند، او از روی حصارهای پشت خانه بیرون پرید و گریخت<span class="s1">. </span>او خانوادهٔ خود را به ایندیانا برد و در آنجا طبابت را آغاز کرد<span class="s1">. </span>آلپورت معتقد بود که به دنیا آمدن او، اولین زایمانی بود که پدرش انجام داد<span class="s1">. </span>عقاید مذهبی مادر آلپورت بر خانواده حاکم بود<span class="s1">. </span>سیگار کشیدن، مشروبخواری، رقصیدن مجاز نبودند و اعضای خانواده حق نداشتند لباس های به رنگ روشن و متمایز بپوشند یا از هر گونه جواهرات استفاده کنند<span class="s1">.</span></p>
<h2 dir="rtl">کودکی</h2>
<p class="p1" dir="rtl">آلپورت نوشت که مادرش<span class="s1"> «</span>در ارتباط با درک درست و غلط، خیلی جدی و در عقاید اخلاقی خود بسیار قاطع بود<span class="s1">» </span>آلپورت که برای همبازی بودن با برادران بزرگترش بسیار کوچک بود، از بچه های خارج از خانواده نیز منزوی بود<span class="s1">. </span>او به یاد می آورد که<span class="s1"> «</span>من فعالیت هایی را برای خودم ترتیب دادم، زیرا هرگز با جمع کلی پسرها تناسب نداشتم<span class="s1">».</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">او بعدها نوشت<span class="s1">: «</span>من در زمین بازی رنج می کشیدم<span class="s1">. </span>هیچ وقت با برادرانم توافق نداشتم<span class="s1">. </span>آنها مرا دوست نداشتند و مهربان نبودند و من نمی توانستم با آن ها رقابت کنم<span class="s1">. </span>آنها از نظر تیپ، قدری مردانه تر از من بودند<span class="s1">». </span>او خود را به صورت فردی توصیف کرد که در زمینهٔ گفتار، اما نه در ورزشی<span class="s2">‌</span>ها یا بازی<span class="s2">‌</span>ها مهارت داشت و سخت تلاش می<span class="s2">‌</span>کرد تا مورد توجهٔ دوستان معدودی که داشت، قرار گیرد<span class="s1">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">درنظریهٔ شخصیت آلپورت، یکی از قضایای مهم این است که بزرگسالانی که از لحاظ روانشناختی سالم هستند تحت تأثیر رویدادهای کودکی قرار ندارند<span class="s1">. </span>شاید آلپورت به خاطر همین عقیده، اطلاعات کمی را دربارهٔ سال<span class="s2">‌</span>های کودکی خود آشکار نموده است<span class="s1">. </span>با این حال، آنچه او نقل کرد، شباهت بین تجربیات اولیهٔ خودش و نظریه<span class="s2">‌</span>ای را که بعدها به وجود آورد، نشان می<span class="s2">‌</span>دهد<span class="s1">.</span></p>
<h2 dir="rtl">حقارت آلپورت</h2>
<p class="p1" dir="rtl">آلپورت در اثر شرایط طرد و انزوای کودکی خویش، احساس<span class="s2">‌</span>های حقارتی را پرورش داد که می<span class="s2">‌</span>کرد با ممتاز شدن، آنها را جبران کند<span class="s1">. </span>او دربارهٔ جستجوی هویت نوشت، که از سال<span class="s2">‌</span>های حقارت وی در ارتباط با برادرانش و سایر کودکان ناشی می<span class="s2">‌</span>شد<span class="s1">. </span>وقتی آلپورت بزرگتر شد، با برادر بزرگترش به نام فلوید که احتمالا به موفقیت های او حسادت میکرد، هم مانند سازی کرد<span class="s1">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">اساس حقارت گوردون آلپورت نسبت به فلوید تا بزرگسالی ادامه یافت و سعی کرد با موفقیت<span class="s2">‌</span>های او هم چشمی کند<span class="s1">. </span>او نیز مانند فلوید وارد دانشگاه هاروارد شد و دکترای خود را در روان<span class="s2">‌</span>شناسی گرفت<span class="s1">. </span>فلوید روان<span class="s2">‌</span>شناس اجتماعی مشهوری شد و حتا زمانی که اگوردون در این رشته مشهور شده بود، این احساس که تحت الشعاع برادرش قرار دارد ادامه یافت<span class="s1">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">سعی در رقابت کردن با فلوید احتمالا احساس هویت گوردون را تهدید کرده است<span class="s1">. </span>گوردون آلپورت با تاکید کردن بر فردیت خویش و عنوان کردن این نکته در نظریه شخصیت خود که انگیزه<span class="s2">‌</span>ها و تمایلات بزرگسالی او از احساس<span class="s2">‌</span>های کودکی وی مستقل هستند، شاید قصد داشته است تا همانند سازی با فلوید را رد کند<span class="s1">. </span>او بعدها این عقیده را به صورت مفهوم خودمختاری کارکردی بیان کرد<span class="s1">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><a href="http://ravanhami.com/?p=10204&amp;preview=true">شرح مختصری از اقدامات و زندگی نامه گوردون ویلارد آلپورت [قسمت دوم]</a></p>
<p dir="rtl"><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b4%d8%b1%d8%ad-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d9%84%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa/">شرح مختصری از اقدامات و زندگی نامه گوردون ویلارد آلپورت [قسمت اول]</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b4%d8%b1%d8%ad-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%85%d8%a7%d8%aa-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d9%84%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پنج ویژگی برونگرایی چیست؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 25 Jul 2017 21:18:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[برونگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[پنج ویژگی اصلی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[درونگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[صفات شخصیت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=10028</guid>

					<description><![CDATA[<p>  برونگرایی دقیقا چیست؟ آیا شما بسیار علاقه مند دیدار با افراد جدید هستید؟ آیا یک رویداد بزرگ اجتماعی به شما احساس انرژی و تازگی می‌دهد؟ اگر پاسختان به این سؤالات، مثبت است ممکن است فرد برونگرایی باشید.   از نگاه مثبت، افراد برونگرا اغلب به صورت کلامی، اجتماعی، عمل‌گرا، مشتاق، دوستانه و اهل گردش [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/">پنج ویژگی برونگرایی چیست؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: 14px;"> </span></p>
<p>برونگرایی دقیقا چیست؟</p>
<p><span style="font-size: 14px;"><img class=" wp-image-9577 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/06/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-90x90-1.jpg" alt="" width="84" height="84" />آیا شما بسیار علاقه مند دیدار با افراد جدید هستید؟ آیا یک رویداد بزرگ اجتماعی به شما احساس انرژی و تازگی می‌دهد؟ اگر پاسختان به این سؤالات، مثبت است ممکن است فرد برونگرایی باشید.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"> </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">از نگاه مثبت، افراد برونگرا اغلب به صورت کلامی، اجتماعی، عمل‌گرا، مشتاق، دوستانه و اهل گردش توصیف می‌شوند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">از دید منفی، آنها گاهی اوقات، افرادی توصیف می‌شوند که به دنبال توجه هستند، به راحتی حواسشان پرت می‌شود و قادر به گذراندن وقت در تنهایی نیستند.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>برخی ویژگی‌های کلی مرتبط با افراد دارای برونگرایی عبارت‌اند از:</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">&#8211; به محیط‌های بزرگ و پر جمعیت علاقه دارند</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">&#8211; دوست دارند با صحبت کردن ارتباط برقرار کنند</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">&#8211; از بودن در مرکز توجه لذت می‌برند</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">&#8211; تمایل دارند قبل از فکر کردن عمل کنند</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">&#8211; از کار گروهی لذت می‌برند</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">&#8211; با گذراندن مدت زیادی در تنهایی احساس انزوا می‌کنند</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">&#8211; برای ایده‌ها و الهام گرفتن، به دیگران و منابع بیرونی توجه می‌کنند</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">&#8211; دوست دارند درباره ی اندیشه‌ها و احساساتشان صحبت کنند</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: 14px;">آیا شما فکر می‌کنید ممکن است برونگرا باشید؟ درادامه پنج ویژگی اصلی این تیپ شخصیتی آمده است. آنها را بررسی کنید.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>۱- گفت وگو را بسیار دوست دارید</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">شما نه تنها از صحبت کردن با دوستان، اعضای خانواده و همکاران لذت می‌برید، بلکه دوست دارید با تمام افراد غریبه نیزگفت وگویی داشته باشید. شما بسیار علاقه مند دیدار با افراد جدید و خبرگرفتن از زندگی آنها</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">هستید. برخلاف درونگراها که تمایل دارند قبل از صحبت کردن فکر کنند، افراد برونگرا از صحبت کردن به عنوان راهی برای کشف و سازماندهی افکار و اندیشه‌هایشان استفاده می‌کنند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">همچنین برونگراها تمایل دارند دایره ی وسیعی از دوستان داشته باشند. از آنجا که شما در دیدار با افراد جدید خیلی خوب عمل می‌کنید، گفت و گو با دیگران را افزایش می‌دهید و واقعا از بودن با گروهی از افراد لذت می‌برید، جای تعجب نیست که یافتن دوست برایتان آسان باشد.</span></p>
<h4><span style="font-size: 14px;"><strong>۲- اجتماعی بودن به شما کمک می‌کند احساس افزایش انرژی و حال خوشی داشته باشید</strong></span></h4>
<p><span style="font-size: 14px;">آیا شما پس از صرف وقت با افراد دیگر، احساس شارژ شدن و خوشی دارید؟ افراد برونگرا به دنبال برقراری تعاملات اجتماعی برای احساس تازگی هستند و واقعا از چنین تعاملاتی انرژی کسب می‌کنند. هنگامی‌که آنها مجبور می‌شوند مدت زیادی را در تنهایی بگذرانند، اغلب احساس کسالت و بی میلی می‌کنند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">اگر فرصتی برای انتخاب میان صرف زمان در تنهایی و صرف زمان با افراد دیگر داده شود، فرد برونگرا تقریباً همیشه گذراندن وقت با یک گروه را انتخاب می‌کند.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>۳- شما دوست دارید مشکلات را با بحث و گفتگو درباره آنها حل کنید</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;"><strong> </strong>هنگامی‌که با مشکلی مواجه می‌شوید، ترجیح می‌دهید درباره مسائل و گزینه‌های مختلف، با دیگران به بحث و گفتگو بنشینید. بحث درباره آن به شما کمک می‌کند که مسئله را به طور عمیق بررسی کنید و تعیین کنید کدام گزینه بهتر عمل می‌کند. پس از یک روز سخت در کار یا مدرسه، صحبت کردن با دوستان یا اعضای خانواده درباره ی آن به شما کمک می‌کند تنش کمتری را احساس کنید. اما از سوی دیگر، درونگراها ترجیح می‌دهند درباره مشکلات، فکرکنند و پس از یک روزسخت، مدتی را در تنهایی بگذرانند.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>۴- مردم غالباً شما را دوستانه و در دسترس توصیف می‌کنند </strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">از آنجا که افراد با این تیپ شخصیتی، علاقه‌مند به تعامل بسیار زیاد با مردم هستند، دیگران آنها را دوست داشتنی و به راحتی در دسترس می‌دانند. در یک مهمانی، احتمالاً اولین کسی که با مهمانان جدید قدم می‌زند و آنها را معرفی می‌کند، فردی برونگراست. به این دلیل است که برونگرا‌ها دیدار با افراد و یافتن دوستان جدید را آسان می‌دانند.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>۵- شما بسیار باز و صریح هستید و مردم آن را صفتی برای شناخت آسانتر شما می‌دانند</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">در حالیکه گاهی اوقات درونگراها افرادی تودار و گوشه گیر درک می‌شوند، برونگرا‌ها معمولاً بسیار باز و صریح هستند و مایل‌اند افکار و احساساتشان را به اشتراک بگذارند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">به این خاطر است که عموما مردم، برونگرا‌ها را افرادی می‌دانند که راحت‌تر شناخته می‌شوند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">به خاطر داشته باشید که برونگرایی صفت مشخصی نیست بلکه در واقع یک پیوستار است و برخی مردم ممکن است بسیار برونگرا باشند درحالیکه دیگران، میزان کمتری از برونگرایی را دارند. برونگرایی رایج‌تر از درونگرایی است و از طریق مهارت در تعامل با دیگران سنجیده می‌شود. این به معنای آن نیست که یک تیپ شخصیتی بهتر از دیگری است. باید گفت هرکدام، مزایا و معایب خاص خودش را دارد و شما حتی ممکن است متوجه شوید که در بعضی موقعیت‌ها برونگرا و در شرایط دیگر، بیشتر درونگرا هستید.</span></p>
<hr />
<p>مقالات مرتبط:</p>
<ul>
<li><a href="http://ravanhami.com/%d9%8e%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">شخصیت به زبان ساده</a></li>
<li><a href="http://ravanhami.com/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">پنج ویژگی اصلی شخصیت </a></li>
<li><a href="http://ravanhami.com/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">پنج نشانه درونگرایی</a></li>
</ul>
<hr />
<p><span style="font-size: 14px;"> </span><span style="font-size: 14px;">نویسنده : کندرا چری </span></p>
<p>مترجم: زهرا رضازاده</p>
<p><span style="font-size: 14px;"><strong>منبع: </strong></span></p>
<p dir="ltr"><span style="font-size: 14px;"><strong> </strong><a href="https://www.verywell.com/signs-you-are-an-extrovert-2795426">۵ Personality Traits of Extroverts</a></span></p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p><span style="font-size: 14px;"><strong> </strong></span></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/">پنج ویژگی برونگرایی چیست؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%88%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ویژگی‌ های شخصیت همسر مناسب و ایده‌آل: فرمولی برای انتخاب همسر</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Jul 2017 04:23:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ازدواج]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگسالی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[طلاق]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب داغ]]></category>
		<category><![CDATA[توافق]]></category>
		<category><![CDATA[ثبات هیجانی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشایندی]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[همسر مناسب]]></category>
		<category><![CDATA[وظیفه شناسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=9917</guid>

					<description><![CDATA[<p>همسر مناسب را پیدا کردن آروزی تمام ابناء بشر بوده و هست. اصولاً یکی از اتفاقات خوب زندگی این است که آدم بتواند همسر مناسب خود را پیدا کند. اما گاهی مشاهده می‌شود که آدم‌ها به جای اینکه به دنبال همسر مناسب خود باشند در جستجوی یک «جفت ایده‌آل» هستند. شاید بهتر بود به جای [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8/">ویژگی‌ های شخصیت همسر مناسب و ایده‌آل: فرمولی برای انتخاب همسر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class="size-full wp-image-9555 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/06/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-90x90.jpg" alt="" width="90" height="90" />همسر مناسب را پیدا کردن آروزی تمام ابناء بشر بوده و هست. اصولاً یکی از اتفاقات خوب زندگی این است که آدم بتواند همسر مناسب خود را پیدا کند. اما گاهی مشاهده می‌شود که آدم‌ها به جای اینکه به دنبال همسر مناسب خود باشند در جستجوی یک «جفت ایده‌آل» هستند.</p>
<p>شاید بهتر بود به جای کلمه «گاهی» بگویم «اکثر اوقات» ماجرا از این قرار است که ما کسی را که مناسب وضعیت روانی، شخصیتی، جسمانی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی‌مان است نادیده می‌گیریم و به معیارهایی فکر می‌کنیم که به هیچ‌وجه با وضعیت فعلی ما مطابقت ندارد. خیلی از ما یادمان می‌رود که منظور از همسر ایده‌آل در واقع همان همسری است که از هر لحاظ مناسب ما باشد. با <a href="http://ravanhami.com/">روان حامی</a> همراه باشید.</p>
<p>اما قبل از اینکه جفت مناسب خود را پیدا کنیم باید بفهمیم که خودمان جفت مناسبی برای کسی هستیم آیا؟ یعنی آیا ویژگی‌های شخصیتی و روانی ما، می‌تواند مبنای یک ازدواج موفق باشد؟ اگر پاسخ‌مان به این سوال مثبت بود و تشخیص دادیم که خودمان آدم مناسبی هستیم آن‌وقت باید به دنبال شخص مناسب دیگر بگردیم. و اگر پاسخ‌مان منفی است لطفاً ازدواج نکنیم! و از یک بلای خانمان‌سوز جلوگیری کنیم. بهتر است اول خودمان را اصلاح کنیم، شاخ و برگ اضافه‌مان را هرس کنیم و به اصلاح اخلاقمان را خوب کنیم. قدیم‌ها راست می‌گفتند که اخلاقتو خوب کن تا برات زن بگیریم (و البته بالعکس)، باشد که رستگار بشویم (چشمک).</p>
<p>اما چطوری بفهمیم که خودمان و کسی که قصد انتخابش را داریم آدم‌های مناسبی هستیم؟ روانشناسان دست به کار شده‌اند و برای پاسخ به این سؤال پژوهش‌های زیادی را انجام داده‌اند. خدا خیرشان بدهد واقعاً.</p>
<h2><span style="font-size: 20px;">ویژگی‌ های شخصیت همسر مناسب و ایده‌آل</span></h2>
<p>یکی از پژوهش‌های معتبر در روانشناسی که با نمونه‌ی وسیعی از سراسر دنیا انجام شده، سعی کرده است به این سوال پاسخ بدهد. بگذارید اول خود این پژوهش را برای‌تان توصیف کنم که بدانید این پژوهش، پروژه بزرگی بوده است. این پژوهش روی ده ‌هزار نفر از شش قاره و پنج جزیره در سراسر دنیا اجرا شده است. نمونه‌ی مورد نظر از ۳۳ کشور و در تمام گروه‌های قومی، نژادی، مذهبی و سیاسی انتخاب شده است. ابتدا پرسشنامه‌ی مورد نظر در هر کشوری بومی‌سازی و هنجارسازی شده است، سپس اطلاعات مورد نظر را جمع‌آوری کرده‌اند.</p>
<p>از شرکت‌کنندگان در پژوهش خواسته شده بود که ویژگی‌های شخصیتی مطلوب یک همسر مناسب را مشخص کنند. نتایج نشان داد که جذابیت متقابل یا <a href="http://ravanhami.com/%d8%b9%d9%84%d9%85-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%88-%d8%b9%d8%a7%d8%b4%d9%82%db%8c-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%ba%d8%b2%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d8%af%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">عشق</a>، اولین چیزی بود که افراد آنها را در همسر خود، مطلوب می‌دانند. یعنی از نظر قریب به اتفاق کسانی که به سوالات پژوهش پاسخ داده بودند مهم‌ترین مؤلفه‌ی همسر خوب، <a href="http://ravanhami.com/%d8%aa%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b2-%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">عشق </a>است. به هر حال همه ما دوست داریم با کسی در ارتباط باشیم که دوستمان داشته باشد و دوستش داشته باشیم. بدون وجود این <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%a8%d8%b1%da%af-%d8%b4%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7%d9%82%d8%8c-%d8%b5%d9%85%db%8c%d9%85%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">عشق</a> متقابل بنای زندگی روی آب است.</p>
<p>نتایج پژوهش نشان داد که در اولویت‌های بعدی شخصیت قابل اتکا، ثبات هیجانی، و خصلت‌های خوشایند دیگری است که آدم‌ها بر این باورند داشتن آنها، فرد را به یک همسر مناسب و ایده‌آل تبدیل می‌کند. در ادامه این سه مورد را توضیح می‌دهم.</p>
<p>شخصیت قابل اتکا، یعنی کسی که <a href="http://ravanhami.com/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">وظیفه‌شناس</a> است و می‌شود روی او حساب باز کرد و کارها را به دست او سپرد. کسی که وظیفه‌شناس است می‌تواند زندگی را بچرخاند، مسائل و مشکلات را حل کند. آدم‌های وظیفه‌شناس سخت‌کوش هستند و دارای پشتکار. وقت‌شناسی از خصلت‌های خوب آنهاست و می‌شود به آنها اعتماد کرد. آنها کار امروز را به فردا موکول نمی‌کنند. یک پژوهش در بین زندانی‌ها نشان داد که در بین آنها نمره وظیفه‌شناسی پایین است. احتمال خیانت‌های زناشویی در کسانی که وظیفه‌شناس هستند اندک است. حتی بیماری‌های روانی کمتر سراغ وظیفه‌شناس‌ها می‌رود. خیلی خوب است که آدم وظیفه‌شناس باشد. قبول ندارید؟</p>
<p>خب حالا، چطوری بفهمیم که وظیفه‌شناس هستیم؟ اول از همه باید بدانید که طبق نظریه‌های صفات در <a href="http://ravanhami.com/%d9%8e%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">روانشناسی شخصیت</a>، وظیفه‌شناسی یکی از صفت‌های اصلی شخصیت است. دو پرسشنامه‌ی خوب و معتبر برای سنجش آن وجود دارد، یکی <a href="http://ravanhami.com/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">پرسشنامه‌ی نئو (NEO)</a> و دیگری پرسشنامه‌ی «پنج بزرگ» (BIG 5). این دو پرسشنامه پنج عامل اصلی شخصیت را اندازه‌گیری می‌کنند که یکی از این عوامل، وظیفه‌شناسی است. اگر این پرسشنامه‌ها را پاسخ دادید و متوجه شدید که نمره‌ی وظیفه‌شناسی‌تان پایین است، لطفاً قبل از ازدواج، خودتان را اصلاح کنید و خودتان را به یکی دوتا روانشناس نشان بدهید.</p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">ثبات هیجانی</a> نیز در اولویت بعدی افراد قرار دارد. یعنی آدمها اول می‌خواهند طرف مقابل عاشقان باشد، در درجه دوم می‌خواهند که او عاشق وظیفه‌شناسی باشد و بعد از این دوست دارند که او ثبات هیجانی هم داشته باشد. زندگی پر استرس و فشار روانی است. ثبات هیجانی به شیوه افراد برای مقابله کردن به استرس‌های زندگی اشاره دارد. کسانی که ثبات هیجانی دارند مثل قایقی هستند که حتی وقتی جریان آب متلاطم است به مسیر خود ادامه می‌دهند. اما اگر کسی ثبات هیجانی نداشته باشد قایقش با باد و امواج آب به هر سویی کشیده می‌شود. به عبارتی دیگر کسی که ثبات هیجانی دارد افت و خیز هیجانی کمتری را تجربه می‌کند و حال او در طول زمان معمولاً نوسان ندارد.</p>
<p>پژوهش‌ها نشان داده‌اند در افرادی که ثبات هیجانی وجود ندارد خستگی بیشتری را احساس می‌کنند و در اثر فشارهای زندگی افسرده می‌شوند. آنها در مقابل فشارهای وارد شده، احساس بریدن از زندگی به آنها دست می‌دهد یعنی آنها بیشتر به خودکشی فکر می‌کنند. سلامت جسمی این افراد نیز در وضعیت خوبی قرار ندارد. آنها همچنین برای فراموش کردن مشکلات زندگی‌شان به مشروب و مواد مخدر نیز پناه می‌برند. در روابط بین‌فردی مدام کشمکش دارند و فراز و نشیب‌های زیادی را تجربه می‌کنند. احتمال موفقیت شغلی در آنها نیز کمتر است. برای فهمیدن ثبات هیجانی خود می‌توانید از همان پرسشنامه‌های نئو و پنج بزرگ استفاده کنید.</p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">خوشایند بودن</a> همسر نیز یکی دیگر از اولویت‌های آدم‌ها برای مطلوب بودن همسرشان است. افرادی که در خوشایندی نمره بالایی کسب می‌کنند اهل گفتگو هستند و برای حل مشکلات‌شان از مذاکره و مناظره استفاده می‌کنند. اما افرادی که خوشایندی پایینی دارند برای حل مشکلات به زور متوسل می‌شوند. افراد خوشایند تعاملات اجتماعی هماهنگ و زندگی خانوادگی جمعی را دوست دارند. کسانی که در خوشایندی نمره بالایی می‌گیرند می‌توانند به راحتی ذهن دیگران را بخوانند و بنابراین قدرت همدلی خوبی دارند. روی دیگر سکه خوشایند بودن پرخاشگری است. عموماً آدمهای پرخاشگر، خوشایند نیستند.</p>
<p>افراد خوشایند به خوبی با دیگران تا می‌کنند، دوست‌داشتنی‌اند، از درگیری اجتناب می‌کنند، برای هماهنگی زندگی خانوادگی خود تلاش می‌کنند، و ممکن است مشاغلی را ترجیح دهند که دوست داشتنی بودن در آنها یک امتیاز است. افراد ناخوشایند اما پرخاشگر هستند و به نظر می‌رسد خودشان را وارد تعارض‌های اجتماعی زیادی می‌کنند.</p>
<p>نتیجه</p>
<p>خب برای انیکه خودمان همسر مناسب باشیم لازم است که بعد از عاشق شدن و ابراز عشق، وظیفه‌شناس، خوشایند و دارای ثبات هیجانی باشیم. البته این ویژگی‌ها تا حدودی از طریق ژنتیک و تا حدودی از طریق تجربه‌های زندگی در ما شکل گرفته است. البته بهتر این است که قبل از عاشقی خودمان را بشناسیم، چون وقتی عاشق شدیم دیگر به چیزی توجه نخواهیم کرد و صرفاً در آروزی وصال یار هستیم. در این صورت ممکن است یادمان برود که نمی‌توانیم «همسر مناسب» باشیم. پارتنر خود را نیز باید از لحاظ این سه ویژگی بررسی کنید. احتمال موفقیت و رضایت زناشویی شما در صورت وجود این سه عامل بیشتر است. باشد که رستگار شوید. تا پست بعدی . . . .</p>
<p>مقاله بعدی:</p>
<p class="post-tile entry-title"><a href="http://ravanhami.com/%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%85-%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b1%d8%a7-%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85/">آیا می‌توانیم همسر مناسب خود را پیدا کنیم ؟ اگر پیدا کنیم آیا از زندگی مشترک‌ راضی خواهیم بود؟</a></p>
<p>نویسنده: حمید بهرامی‌زاده</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8/">ویژگی‌ های شخصیت همسر مناسب و ایده‌آل: فرمولی برای انتخاب همسر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%87%d9%85%d8%b3%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
