<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>روانکاوی &#8211; روان حامی</title>
	<atom:link href="https://ravanhami.com/category/psychoanalysis/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://ravanhami.com</link>
	<description>روانشناسی/ رواندرمانی و مشاوره</description>
	<lastBuildDate>Tue, 13 Aug 2019 22:13:18 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.7.11</generator>
	<item>
		<title>مرگ چیست؟ مقدمه‌ای در باب مرگ، از چیستی تا چرایی</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[سجاد مزدآبادی]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Aug 2019 12:30:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=151954</guid>

					<description><![CDATA[<p>‌آیا بهتر نیست که در واقعیت و در اندیشه‌هایمان، جایگاهی را به مرگ بدهیم که شایسته‌ی آن است و اهمیت نگرش ناخودآگاه به مرگ‌ را که تاکنون چنین با جدیت آن را سرکوب کرده‌ایم، کمی بارزتر کنیم؟ زیگموند فروید (۱۹۱۵)[۱]اندیشه‌هایی در خورِ ایامِ جنگ و مرگ بسیاری از ما نمی‌توانیم با حقیقت مرگ‌ کنار بیاییم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/">مرگ چیست؟ مقدمه‌ای در باب مرگ، از چیستی تا چرایی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>‌آیا بهتر نیست که در واقعیت و در اندیشه‌هایمان، جایگاهی را به مرگ بدهیم که شایسته‌ی آن است و اهمیت نگرش ناخودآگاه به مرگ‌ را که تاکنون چنین با جدیت آن را سرکوب کرده‌ایم، کمی بارزتر کنیم؟</p>
<p>زیگموند فروید (۱۹۱۵)<span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_151954_2('footnote_plugin_reference_151954_2_1');" onkeypress="footnote_moveToReference_151954_2('footnote_plugin_reference_151954_2_1');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_151954_2_1" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۱]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_151954_2_1" class="footnote_tooltip">اندیشه‌هایی در خورِ ایامِ جنگ و مرگ</span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_151954_2_1').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_151954_2_1', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script></p>
<p>بسیاری از ما نمی‌توانیم با حقیقت مرگ‌ کنار بیاییم که هر جا که ممکن باشد، هر چه را یادآور مرگ‌ هست نفی و انکار می‌کنیم و از آن کناره می‌گیریم، مهم‌تر تلاش می‌کنیم تا مرگ‌ را به تأخیر بیندازیم اگر فایده‌ای مهم در علم طب باشد همانا این است که از مرگ‌و‌میر می‌کاهد و بر طول عمر می‌افزاید.</p>
<p>سخن از مرگ‌ برای عده‌ی زیادی از ما سخت و دلهره‌آور است،‌ تصور مرگ‌ عزیزان یا دوستان و خودمان ممکن است ما را بشدت آشفته کرده و باعث اضطراب و وحشت ما شود، این وحشت ممکن است درنتیجه‌ی انجام ندادن کارهای ناتمام، فرصت‌های ازدست‌رفته‌ی ما وزندگی زیست نشده‌ی ما باشد.</p>
<p>اضطرابی که گاه و ناگاه و بدون دلیل شخصی به سراغ ما می‌آید می‌تواند شاهدی بر این مدعا باشد که مرگ جایگاه مهمی در ساختار روان ما دارد. اروین یالوم در جای‌جای نوشته‌های خود گزارش‌های موردی‌ای را مطرح می‌کند که اضطراب نیست شدن در تاروپود هستی ما جای گرفته است. مردمانی هستند که زمانی که به سالمندی می‌رسند در و مرگ‌ را در یک‌قدمی خود حس می‌کنند به‌قدری با این اضطراب درگیرند که خود را ناتوان از مقابله با نشانه‌های آن یافته و تنها در آن زمان به جست‌وجوی چرایی‌ها می‌پردازند. این نشانه‌ها لزوماً ارتباطِ شکلیِ مستقیمی با مرگ‌ و مردن ندارند و می‌توانند در ساده‌ترین یا پیچیده‌ترین، نادرترین یا روزمره‌ترین اتفاقات زندگی پدیدار شوند.</p>
<p>مرگ‌ مسئله‌ای است مربوط به زندگان. از میان مخلوقات بسیاری که در این کره‌ی خاکی می‌میرند تنها انسان‌ها هستند که مرگ‌ نزد آن‌ها یک مسئله است. آن‌ها در تولد، در بلوغ، جوانی، سالخوردگی و مرگ‌ با حیوانات سهیم‌اند ولی از میان همه آن‌ها تنها انسان‌ها (به این شکل) می‌دانند که خواهند مرد، تنها آن‌ها می‌توانند پایان کار خویش را انتظار کشند و تنها آن‌ها به این نکته آگاه هستند که بالاخره زمانش فرا خواهد رسید.</p>
<p>درواقع مسئله‌ی پیش روی انسان‌ها در مواجه با مرگ همین است: خود مرگ نیست که اضطراب را ایجاد می‌کند بلکه آگاهی از مرگ ما را دچار تشویش و نگرانی می‌کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2>مرگ راهی به رهایی</h2>
<p><img class=" wp-image-151957 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/783fce3b2f6bdf91498d8708d385c896-240x300.jpg" alt="" width="307" height="384" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/783fce3b2f6bdf91498d8708d385c896-240x300.jpg 240w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/783fce3b2f6bdf91498d8708d385c896.jpg 564w" sizes="(max-width: 307px) 100vw, 307px" /></p>
<p>در سری مقالات پیش رو در باب مرگ سعی کرده‌ام تا با نگاهی عمیق‌تر این مسئله را بررسی کرده و اهمیت مفهوم مرگ را در علوم انسانی و سطوح کاربردی‌تر بفهمیم.</p>
<p>افراد زیادی فعالیت‌ها و اقدامات خودشان را به خاطر ترس از شکست، تنها شدن با احساسات درونی خود و ترس از طرد شدن توسط افراد مهم زندگی‌شان کنار می‌گذارند؛ ترس از بیان احساسات واقعی به نزدیکان و &#8230; زندگی واقعی که لیاقتش راداریم به عقب می‌اندازیم.</p>
<p>می‌توانیم بکوشیم از اندیشه‌ی مرگ‌ دوری‌کنیم آن‌هم از طریق راندن آن از خویش ـ با پنهان یا سرکوب کردنِ این تصور ناخوشایند و شوم ـ یا از طریق توسل به باوری تزلزل‌ناپذیر به نامیرایی شخص خودمان ـ <span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_151954_2('footnote_plugin_reference_151954_2_2');" onkeypress="footnote_moveToReference_151954_2('footnote_plugin_reference_151954_2_2');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_151954_2_2" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۲]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_151954_2_2" class="footnote_tooltip">دیگران می‌میرند ولی من نه</span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_151954_2_2').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_151954_2_2', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script>. (نوربرت الیاس)</p>
<p>این امروز و فردا کردن یک‌راه حل دارد و آن مثبت اندیشی یا و اطمینان دادن نیست، باید به چیزی عظیم‌تر و هولناک‌تر از شک و تردید های خودمان فکر کنیم و آن اندیشیدن به مرگ است، از فکر کردن به مرگ‌ استفاده کنیم نه برای نا‌امیدی بلکه برای رسیدن به کاری که رسالت ماست.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2>چرا باید در باب مرگ‌ و معنای آن تأمل کرد؟</h2>
<p>اهمیت مسئله‌ی مرگ‌ نه موضوعی جدید و نو بلکه مبحثی است که از پیدایش نخستین انسان مطرح بوده و هست. خیلی عجیب نیست که نخستین کتابی که از تمدن‌های بزرگ باستانی به دست ما رسیده کتاب مردگان مصر و نخستین افسانه، افسانه گیل‌گمش بابلی باشدکه در تلاش برای یافتن گیاه جوانی وزندگی جاویدان بوده است. گویی کهن‌ترین هراس یا آرزو هراس از مرگ و نامیرایی بوده و هست.</p>
<p>موضوع مرگ پایه‌ی اصلی تمام ادیان ابراهیمی و بسیاری ادیان دیگر را شکل می‌‌دهد، مالینوفسکی یادآور شده است که مرگ که بیش از هر رویداد دیگری محاسبات آدمی را به هم می‌ریزد شاید منشأ اصلی اعتقادات مذهبی باشد. متون مقدس پر است از اشاراتی که مرگ‌ را کیفری مناسب برای گناه می‌داند. در کتاب مقدس می‌خوانیم؛ مرگ از زمان حضرت آدم آغاز شد؛ و از آن پس همواره جزو میراث ما بوده است.</p>
<p>مرگ‌ با گناه آمد و بدین سبب مرگ‌ بر تمام آدمیان چیره شد؛ زیرا همه گناه‌کارند؛ بنابراین دین از طریق مرگ‌ است که گناه امید و ترس به وجود می‌آورد. ما مرگ‌‌ را بزرگ‌ترین خطر برای حس تسلط خود به شمار می‌آوریم و دین به لحاظ تاریخی ابزار اصلی فرهنگ ما برای سازگاری با سرنوشت محتوممان یعنی مرگ‌ است.</p>
<p>دین به مرگ معنا می‌دهد، مرگ به‌عنوان امری ناشناخته فاقد معنا و نیاز به تبیین است درواقع چون ما ابهام را به‌آسانی تحمل نمی‌کنیم، سؤال‌های داریم و دین پاسخ‌های لازم را به ما می‌دهد. مرگ چنان‌که هست پایانی ساده و ابدی است، معلوم است که منظره خاموشی خود را نمی‌توانیم به‌آسانی بپذیریم. این نه‌تنها ازآن‌رو که می‌خواهیم زنده بمانیم بلکه دوست داریم به این امر یقین داشته باشیم است. دین تضمین می‌دهد که زندگی ابدی است و سرانجام تحقق خواهد یافت.</p>
<p>مسئله‌ی جاودانگی منشأ و مقوم ادیان است و دین یگانه پناهگاه در برابر خطر مرگ است. (اونامونو)</p>
<p>در باب ارتباط مرگ و دین در مقالات بعدی به‌طور مفصل ‌بحث خواهیم کرد اما در ادامه‌ی اهمیت تفکر در مورد مرگ باید به دعوت اندیشمندان و متفکران دنیا در مورد این موضوع اشاره کرد، در نقل‌قولی از افلاطون در رابطه با سقراط آمده است که سقراط <span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_151954_2('footnote_plugin_reference_151954_2_3');" onkeypress="footnote_moveToReference_151954_2('footnote_plugin_reference_151954_2_3');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_151954_2_3" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۳]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_151954_2_3" class="footnote_tooltip">تمامی زندگی فیلسوفان را آماده شدن برای مرگ دانسته.</span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_151954_2_3').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_151954_2_3', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script> (۴۵-۴۴ قبل از میلاد)</p>
<p>همین‌طور برای افلاطون، سنکا، اپیکور، میشل دومونتنی، فرانسیس بیکن، هایدگر، سارتر، فروید، یونگ، اتورنک و&#8230; مرگ موضوعی اساسی و اصلی را در نظریه‌ها و گفتارشان ایفا می‌کند. (در مقالات بعدی به رابطه‌ی بین مرگ و فلسفه خواهیم پرداخت)</p>
<p>مرگ به سبب احساسی که در افراد برمی‌انگیزد هم بسیار مهم است احتمالاً تجربه‌‌های از سوگ را داشته یا دارید (فوت یکی از عزیزان، تمام شدن یک رابطه‌ی پرمعنا و یا حتی از دست دادن شغل ـ که همگی نمونه‌هایی از سوگ هستندـ) این مسئله بارها موردتوجه دانشمندان علوم انسانی قرارگرفته است (راه‌های برای برون‌رفت از احساسات ناخوشایند و شناخت عواملی که ما را به سمت این احساسات سوق می‌دهند).</p>
<p>همچنین اگر درک درستی از مفهوم مرگ بخصوص درک اینکه من به‌عنوان موجودی فانی خواهم مرد داشته باشیم می‌توانیم به درک درست‌تری از خویشتن خویش دست‌یابیم درواقع با آگاهی به این نکته که فقط یک‌بار زندگی خواهیم کرد به دنبال بهینه کردن خودمان در مسیر تمایلات و خواسته‌هایمان خواهیم بود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2>نگاهی به آینده‌ی مرگ‌</h2>
<p><img class=" wp-image-151958 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/6f73b8116bd3dc2c7dcfb282c7eece4f-214x300.jpg" alt="" width="288" height="404" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/6f73b8116bd3dc2c7dcfb282c7eece4f-214x300.jpg 214w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/6f73b8116bd3dc2c7dcfb282c7eece4f.jpg 474w" sizes="(max-width: 288px) 100vw, 288px" /></p>
<p>این مقاله اولین قسمت از سری مقالات مرتبط با مرگ بود در قسمت‌های بعدی سعی خواهم کرد تا با تعریف اجمالی اسطوره‌ها و همچنین برخی اصطلاحات مرتبط با مرگ در فلسفه به بررسی عمیق‌تر مرگ در این حوزه‌ها بپردازم سپس به بیان رابطه‌ی مرگ و روان‌شناسی پرداخته و موضوعاتی همچون اضطراب مرگ در روان‌شناسی، مرگ در فضای درمان، معنا و مرگ در زندگی و &#8230;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>ما را در <a href="http://t.me/ravanhami">تلگرام</a>  و در <a href="http://instagram.com/ravanhami">اینستاگرام</a> دنبال کنید.</p>
<div class="speaker-mute footnotes_reference_container"> <div class="footnote_container_prepare"><p><span role="button" tabindex="0" class="footnote_reference_container_label pointer" onclick="footnote_expand_collapse_reference_container_151954_2();">References</span><span role="button" tabindex="0" class="footnote_reference_container_collapse_button" style="display: none;" onclick="footnote_expand_collapse_reference_container_151954_2();">[<a id="footnote_reference_container_collapse_button_151954_2">+</a>]</span></p></div> <div id="footnote_references_container_151954_2" style=""><table class="footnotes_table footnote-reference-container"><caption class="accessibility">References</caption> <tbody> 

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_151954_2('footnote_plugin_tooltip_151954_2_1');"><a id="footnote_plugin_reference_151954_2_1" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۱</a></th> <td class="footnote_plugin_text">اندیشه‌هایی در خورِ ایامِ جنگ و مرگ</td></tr>

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_151954_2('footnote_plugin_tooltip_151954_2_2');"><a id="footnote_plugin_reference_151954_2_2" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۲</a></th> <td class="footnote_plugin_text">دیگران می‌میرند ولی من نه</td></tr>

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_151954_2('footnote_plugin_tooltip_151954_2_3');"><a id="footnote_plugin_reference_151954_2_3" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۳</a></th> <td class="footnote_plugin_text">تمامی زندگی فیلسوفان را آماده شدن برای مرگ دانسته.</td></tr>

 </tbody> </table> </div></div><script type="text/javascript"> function footnote_expand_reference_container_151954_2() { jQuery('#footnote_references_container_151954_2').show(); jQuery('#footnote_reference_container_collapse_button_151954_2').text('−'); } function footnote_collapse_reference_container_151954_2() { jQuery('#footnote_references_container_151954_2').hide(); jQuery('#footnote_reference_container_collapse_button_151954_2').text('+'); } function footnote_expand_collapse_reference_container_151954_2() { if (jQuery('#footnote_references_container_151954_2').is(':hidden')) { footnote_expand_reference_container_151954_2(); } else { footnote_collapse_reference_container_151954_2(); } } function footnote_moveToReference_151954_2(p_str_TargetID) { footnote_expand_reference_container_151954_2(); var l_obj_Target = jQuery('#' + p_str_TargetID); if (l_obj_Target.length) { jQuery( 'html, body' ).delay( 0 ); jQuery('html, body').animate({ scrollTop: l_obj_Target.offset().top - window.innerHeight * 0.2 }, 380); } } function footnote_moveToAnchor_151954_2(p_str_TargetID) { footnote_expand_reference_container_151954_2(); var l_obj_Target = jQuery('#' + p_str_TargetID); if (l_obj_Target.length) { jQuery( 'html, body' ).delay( 0 ); jQuery('html, body').animate({ scrollTop: l_obj_Target.offset().top - window.innerHeight * 0.2 }, 380); } }</script><p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/">مرگ چیست؟ مقدمه‌ای در باب مرگ، از چیستی تا چرایی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%b2-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چرا و چگونه رویا می‌بینیم؟ و تعبیر رویاهایمان چیست؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-%d9%88-%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-%d9%88-%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[شکوفه کاشکی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 10 Aug 2019 12:30:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=149748</guid>

					<description><![CDATA[<p>رویا به‌حقیقت پیوستن خواست‌ها و آرزوهای ماست رویا هیاهویی از اصوات ناساز نیست و بی‌معنی و بی‌حاصل هم نمی‌باشد. برای توجیه آن نیازی به فرضیه به‌ خواب رفتن قسمتی از تجسمات و بیدار ماندن قسمت دیگر آن نیست بلکه رویا پدیده‌ای روانی است و چیزی نیست مگر به حقیقت پیوستن خواست‌ها و آرزوها و باید [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-%d9%88-%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c/">چرا و چگونه رویا می‌بینیم؟ و تعبیر رویاهایمان چیست؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2><strong>رویا به‌حقیقت پیوستن خواست‌ها و آرزوهای ماست</strong></h2>
<p>رویا هیاهویی از اصوات ناساز نیست و بی‌معنی و بی‌حاصل هم نمی‌باشد. برای توجیه آن نیازی به فرضیه به‌ خواب رفتن قسمتی از تجسمات و بیدار ماندن قسمت دیگر آن نیست بلکه رویا پدیده‌ای روانی است و چیزی نیست مگر به حقیقت پیوستن خواست‌ها و آرزوها و باید آن را دنباله‌ اعمال روانی معقول هنگام بیداری به‌حساب آورد و فعالیت ذهنی‌ای که موجد آن بسیار عالی و پیچیده است.</p>
<p>البته بسیاری این نقد را وارد کردند که اظهار اینکه همه‌ رویاها درحقیقت چیزی جز به حقیقت پیوستن امیال و آرزوها نیست تعمیمی غیرموجه است و می توان بی‌درنگ آن را انکار کرد زیرا بسیارند رویاهایی که واجد یک محتوای غم‌انگیز باشند. اما با این وجود رد چنین ایرادهای به‌ظاهر قانع‌کننده چندان مشکل نیست فقط کافیست بدانید که تئوری ما مبتنی است بر بررسی دقیق محتوای اندیشه ‌هایی که تعبیر کردن در ورای هر رویایی مشخص می‌کند نه بررسی محتوای ظاهری رویا، بدین معنی که ما محتوای ناپیدا را درمقابل محتوای پیدا قرار می‌دهیم.البته رویاهایی هم هست که محتوای پیدای آن‌ها غم‌آلود است، اما آیا هیچ‌وقت به فکر افتاده‌اید که اگر این نوع رویاها تشریح شوند و به محتوای ناپیدای آن‌ها پی ببرید در باطن امر همان رویاهای حاوی اجابت میل و آرزو می‌باشند؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><strong>منابع رویا        </strong><strong> </strong></h2>
<p>فروید در کتاب تعبیر رویا بیان میکند که منابع رویا ممکن است متعدد باشد و از تن یا روان سرچشمه بگیرد.</p>
<p>یک. تحریکات حسی خارجی: ما در هنگام خواب تلاش می‌کنیم چشم‌ها را که به عنوان مهم‌ترین حس بدن است ببندیم اما هرچه تلاش کنیم کوشش‌های ما کاملا به نتیجه نمی‌رسد برای اینکه نه می‌توانیم تمام محرکات را از قلمرو حواس خود دور کنیم و نه اینکه قابلیت تحریک حواس خود را از بین ببریم. همین تحریکات خارجی در خواب، ممکن است منابع رویا تلقی شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>دو. تحریکات داخلی، اندامهای حواس: مثلا تحریکات داخلی شبکیه نقش مهمی در جلوه‌های رویا بازی میکند. مهم ترین عامل این تحریکات داخلی و دلیل عمل آنها وجود توهم هیپناگوریک است که ژ.مولر آنرا به &#8221; تجلیات وهمی بصری&#8221; تعبیر کرده است و اینها تصاویر بسیار زنده و متغیری هستند که نسبتا منظم و در عده زیادی از مردم در موقع خواب و یا حتی در بیداری جلوه می‌کند و چند لحظه پس از باز شدن چشمها، همچنان برجای می‌ماند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>سه. تحریکات داخلی تمام بدن: در حالت عادی از اندام‌های درونی خود احساسی نداریم اما ممکن است منبع احساس‌هایی برای ما بشوند. ارسطو در قدیم ممکن می‌دانست که رویا ما را از امراضی که تازه دارد در بدنِ ما جا باز می‌کند، آگاه کند در حالی که در موقع بیداری ممکن است ملتفت آن نشویم.( برای اینکه احساس‌های ما در هنگام خواب، واضح‌تر و بزرگتر جلوه می‌کند)</p>
<p>نظریه ی شوپنهاور در ۱۸۵۱ که عالم در ذهنِ ما متجلی می‌شود برای اینکه ذهن ما تاثراتی را که از خارج به‌دست  می‌آورد، در قلبِ زمان و مکان و علیت می‌ریزد. تاثیرهای عضوی حاصل از دستگاه سمپاتیک در روز تاثیری غیر از تاثیر ناخودآگاهانه در ما ندارد و حال آنکه در شب اهمیت تاثرات عضوی، خود را به‌دقت به ما تحمیل می‌کنند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>چهار. تحریکات روانی: به گفته فروید باید فرقی گذاشت بین تحریک عصبی و رویای مبتنی بر تداعی. این رویا ریشه‌اش فقط در احیای نفسانیات است. او بیان می‌کند که اگر استقلال عالم روانی را در قبال تغییرات عضوی اثبات‌پذیر، علم کنید و یا یک نوع خودکاری و خودمختاری را به تظاهرات آن نسبت بدهید، موجب وحشت روانپزشکان خواهد شد بطوری که گویی با قبولِ آن موجب بازگشت عصر فلسفه طبیعی و جوهر متافیزیکی روح خواهند شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2> <u>لحظه رویارویی انسان با خویش</u></h2>
<p><img class=" wp-image-150060 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/194aeff9ed35597135a3791807924331-244x300.jpg" alt="" width="321" height="395" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/194aeff9ed35597135a3791807924331-244x300.jpg 244w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/194aeff9ed35597135a3791807924331.jpg 563w" sizes="(max-width: 321px) 100vw, 321px" /></p>
<p>فرض کنید که در یک لحظه تمام سیستم روانی شما به سمتی می‌رود که با تمامیتِ خودتان‌، تمام‌ امیال و تکانه‌های خود در آینه روبه‌رو می‌شوید، چه واکنشی خواهید داشت؟</p>
<p>به احتمال زیاد اضطراب پیش‌رونده باعث می‌شود که در کمتر از یک دقیقه ذهنِ شما تاب‌آوریِ لازم را نداشته باشد و سیستم، خودش را نابود کند! چون هرچه باشد بهتر از این است که با خودش روبه رو شود!</p>
<p>اگر خواب نبینیم نشانه‌هایی که از تعارضات درونی بروز می‌دهیم و رفتارهایی که ناخودآگاه انجام ‌می‌دهیم و حرف‌هایی که می‌زنیم و نمی‌دانیم چرا؛ کم‌کم ما را از پا درمی‌آورند.</p>
<p>ما در خواب با استفاده مکانیسم‌‌های دفاعی مثل ادغام و جابه‌جایی (همان مجاز و استعاره به تعبیرِ لکان) امیال خود را بی‌آنکه دچار فروپاشی روانی شویم می‌بینیم. فروید رویا را حافظ و نگهبان خواب میبیند یعنی بر آن است که اولین وظیفه رویا این است که خواب به بیداری نینجامد. اما این امیال در خواب به‌طور کامل ارضا نمی‌شوند. لکان می‌گوید: رویاهای ما در خواب کاملا ارضا نمی‌شوند چرا که ‌اگر به طور کمل ارضا می‌شدند دیگر برای از خواب بیدار شدن میل و دلیلی نداشتیم. لازم است محرومیتی باشد که بتواند ما را از خواب بیدار کند.</p>
<p>در مرحله‌ای که رویا عمدتا در آن صورت می‌گیرد و خواب همراه با حرکات سریع چشم (REM) نام دارد به معنای واقعی آنچه مرحله ضد و نقیض خواب خوانده میشود پی می‌بریم؛ زیرا در این مرحله شدت فعالیت‌های مغز نه تنها با میزان فعالیت آن در هنگام بیداری برابر است، بلکه حتی ممکن است از آن هم بیشتری شود. و همین دلیل مهر تاییدی است بر این جمله فروید که رویا شاهراهی است عمده در جهت کشف ضمیرناآگاه. در همین مرحله ضد و نقیض خواب است که رویا مکانیسم عمده خود، یعنی استقبال و مضارعه<a href="#_ftn1" name="_ftnref1">[۱]</a> آرزومندی را بر مرحله عمل می‌گذارد چون تحقق آرزومندی و کوشش در تعهد آن وظیفه اصلی رویا است و به همین جهت است که پیوسته رویا سعی در حفظ و نگهبانی خواب و اجتناب از بیداری دارد.</p>
<p>برای آشنایی بیشتر با مراحل خواب میتوانید نگاهی به  <a href="http://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%85/">این مقاله</a> بیندازید</p>
<p>فروید می‌نویسد ، وقتی که با یک رویای کامل روبه‌رو می‌شویم آن را به‌عنوان یک چیزِ خارجی تلقی می‌کنیم و آنقدر از حق مالکیتِ خود نسبت بدان صرف نظر می‌کنیم که می‌گوییم:&#8221;در رویا بر من ظاهر شد&#8221; یا &#8221; خواب دیدم&#8221;. این بیگانگی و خارجی بودن روانی رویا از کجا ناشی می‌شود؟</p>
<p>انسان همواره در حال پیشی گرفتن از خویشتنِ خویش است. این استقبال نفسانی واجد نحو عملی است و نمایش در آن نقش به‌سزایی دارد زیرا نقل و حکایت هدفی مادی را دنبال نمی‌کند و کمابیش حالت نوعی بازی باطنی را به خود می‌گیرد، بنابراین زمینه برای بیان آرزومندی انسان‌ها بسیار مساعد است. ولی این پیشی گرفتن از خود را نمی‌توان به عنوان یک فرایند استقبالی و انعکاسی از وجود آدمی دانست. غیریت ذاتی فرد نسبت به وجود خود هم حاکی از هویت اوست هم ناشی از تفارق او با وجود خویش.</p>
<p>خویشتنِ خویش من‌ کسی جز غیر نیست‌(&#8220;Je est un autre&#8221;)، غیری که بقای خود را مدیون فرهنگ و جامعه ای است که یکایک افراد در آن سهیم هستند. یکچنین سهم عظیمی را نمیتوان حاصل کار و فعالیت یک فرد خاص به حساب آورد.</p>
<p>رویا حدیث غیر است. به واسطه چنین حدیثی است که فاعل نفسانی به نقل حکایت‌ها و افسانه‌های گوناگون برای خود می‌پردازد، حکایت‌هایی که گرچه از گذشته او نشات می‌گیرند، ولی پیوسته به آینده‌ای اشاره دارند که در پیِ تحقق یافتن در زمان حال می‌باشد. لذا رویا تقلیدی است روایی از ساخت و بافت حکایات موجود در فرهنگ.</p>
<p>میان رویا و هنر نیز رابطه‌ای ناگسستنی وجود دارد. شاعر رویاهای خود را بازمی‌گوید و یا به همان طریق که رویا ساخته می‌شود، در عالم بیداری رویا می‌سازد. افسانه‌های ملل و اساطیر و ضرب‌المثل‌ها نیز درواقع رویاهایی هستند که جامعه به‌طور کلی آن‌‌ها را می‌آفریند. ما همانطور که با تجزیه و تحلیل خواب‌ها می‌توانیم به شخصیت افراد پی ببریم می‌توانیم با تجزیه و تحلیل افسانه‌ها و اساطیر به روحیات ملتی پی ببریم و این امر از لحاظ تاریخ تمدن و بازیافتن ریشه‌ و اصل بسیاری از ملاحظات اجتماعی حائز اهمیت است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><u>عوامل در رویا</u></h2>
<p>یک. تراکم: رویا با این عامل خلاصه و فشرده می‌شود و فقط بخشی از همه‌ جریانات پشت پرده به صورت محتوای پیدا در خواب دیده ‌می‌شود.</p>
<p>دو. تغییر مکان: در سایه‌ این عامل بار عاطفی و احساسی که ما را به‌طرف یک چیز می‌کشاند از هدف اصلی خود جدا شده موقتا به هدف ظاهری و دروغین و فریب‌دهنده دیگری منتقل می‌شود.</p>
<p>سه. نمایش دادن: این عامل افکار انتزاعی و مفاهیم مجرد ذهن را به‌صورت تجسمی و ملموس درمی‌آورد.</p>
<p>چهار. کنایه‌آفرینی و تمثیل‌سازی و تدارکات ثانویه: رویاها معمولا سرشار از نماد و کنایه است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2></h2>
<h2><u>چرا گاهی خواب‌هایمان را فراموش می‌کنیم</u><u>؟</u></h2>
<p><img class=" wp-image-150063 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/d47a147045d4f79d0c8a63ce08c404b5-240x300.jpg" alt="" width="362" height="453" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/d47a147045d4f79d0c8a63ce08c404b5-240x300.jpg 240w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/d47a147045d4f79d0c8a63ce08c404b5.jpg 564w" sizes="(max-width: 362px) 100vw, 362px" /></p>
<p>ما رویاها را تنها از راه خاطراتی که بعد از بیدار شدن از آن باقی می‌ماند به‌جا می‌آوریم اما اغلب می‌پنداریم که این خاطرات ناقص است و شب غنی‌تر بوده است.</p>
<p>اولین نکته این است که دلایل فراموشی در بیداری در فراموش کردن رویا هم موثر است. ما تعداد زیادی از احساس‌ها و دریافت‌های خودمان را از یاد می‌بریم برای اینکه ضعیف هستند و تاثیرشان در ما ناچیز بوده است و این در باب رویاها نیز صادق است.</p>
<p>اما گاهی فرد تصاویری از رویای خود را فراموش می‌کند که می‌داند قوی و شدید بوده است و حال آنکه تصاویر ضعیف تر را به‌خوبی به یاد می‌آورد. اشترامپل در اینباره می‌گوید ما در موقع بیداری آنچه را یکبار بر ما گذشته است به آسانی فراموش می‌کنیم درصورتی‌که آنچه را بارها دیده‌ایم بهتر حفظ می‌کنیم و بسیاری از تصاویر رویا هم به همین نحو جز یک‌بار ظاهر نمی‌شوند و همین ویژگی به فراموشی آن‌ها کمک می‌کند.</p>
<p>سومین دلیل فراموشی رویا مهم‌تر است، چون افکار و احساسات و تصوراتی که به یادمان ‌می‌آیند باید از هم جدا نباشند بلکه میان آن ها ارتباطی وجود داشته باشد و یک تداعی کامل آن ها را به هم مربوط بکند اما در اغلب موارد رویا فاقد صراحت و نظم و ترتیب است  و شیوه ترکیب رویاهای ما مانع حفظ شدن آن‌هاست و ما آن‌ها را فراموش می‌کنیم برای اینکه اغلب اوقات بلافاصله از هم می‌پاشند.</p>
<p>سوال دیگر این است که آیا حقیقتا ما آنچه را در رویای خود دیده‌ایم تماما و به‌درستی به‌خاطر می‌آوریم یا نه؟</p>
<p>خیلی از اوقات بدون اینکه عمد یا غرضی داشته باشیم هنگامی که رویایی را در حافظه حاضر میکنیم، جاهای خالی آن را پر میکنیم و یا اینکه پاره ای از تصاویر و عناصرِ آن را با چیزهایی دیگر عوض و بدل می سازیم. یک‌رویای یکپارچه خیلی کمیاب است  و شاید هیچ وقت چنبن رویایی وجود نداشته باشد.</p>
<p>آدمیزاد تعجب می‌کند ازینکه با توجه به تمام علل فراموشی رویا باز مقدار زیادی از رویاها در حافظه ما پابرجا می‌ماند. کوشش مداوم محققان برای یافتن قوانین حافظه رویا موید این است که هنوز در این خصوص معمایی وجود دارد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><u>تعبیر رویا</u></h2>
<p>خواب‌های ما پس از رویا دیدن و به خاطر آوردن آن در لحظه‌آی که برای دیگری تعریف می‌شوند در جامه‌ زبان و دال و مدلول‌هایش واقعیت می‌یابند.</p>
<p>اگرچه بخشی از فرایند تحلیل کردن یک رویا در رویکرد روان‌تحلیلی با توجه به معنای نمادها انجام می‌شود ولی بخش مهم و منحصربه‌فرد تعبیر هر رویا با توجه به تجارب زیسته و محتوای مکانیسم‌های دفاعی و دنیای ناخودآگاه هرفرد و تخصص و نگاه تحلیل‌گر انجام می‌شود.</p>
<p>انسان همواره برای تعبیر رویا کوشیده و برای این منظور از دو شیوه کاملا مختلف استفاده کرده است. شیوه نخستین محتوای رویا را به عنوان یک کل درنظر می گیرد و می کوشد تا محتوای مشابه دیگری را جانشین آن کند که برخلاف آن کاملا معقول و قابل فهم باشد. این شیوه به تعبیر کنایه‌ای و سمبولیک موسوم است. اما این شیوه از تعبیر رویاهای نه همان غامض بلکه مبهم نیز عاجز است. توجیهی که حضرت یوسف در تورات از رویای فرعون به دست می‌دهد نمونه خوبی برای این روش است. روش پیدا کردن این معنای کنایه‌ای قابل آموختن نیست و پیشرفت و موفقیت در این‌باره به درجه مهارت و قدرت انتقال منوط است. ازین جهت تعبیر کنایه‌ای رویا توانسته است در جرگه فنونی قلمداد شود که فراگرفتن آن مستلزم داشتن استعدادهای مخصوصی است.</p>
<p>دومین شیوه عمومی در مورد تجزیه و تحلیل رویا را می‌توان روش کشف رمز نامید. این شیوه رویا را در حکم نوشته مرموزی به‌حساب می‌آورد که تمام علامت‌های آن با علامت‌های مشابه قابل کشف است و آن‌هم به‌مدد کلیدی که هیچ‌گاه تغییر نمی‌کند. البته در این روش نه فقط محتوای رویا بلکه شخصیت و مقتضیات زندگانی شخص نیز مطرح است و همین مورد خصیصه مکانیکی و خشک اینگونه ترجمه و تفسیر را به‌نحوی اصلاح می‌کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2></h2>
<h2><u>خواب امتحان</u></h2>
<p>&nbsp;</p>
<p>به عنوان یک مثال کلیت تحلیل خواب امتحان را در زیر خواهیم خواند</p>
<p>بسیاری از کسانی که امتحان دیپلم متوسطه خود را داده اند دچار این کابوس شده‌اند که در امتحان مردود شده‌اند و باید دوباره در همان کلاس که بوده‌اند، بمانند ولی کسانی که امتحانات عالی‌تری داده‌اند خواب می‌بینند که در مثلا دوباره باید مسابقه دشواری را بگذرانند. این رویاها انعکاس خاطرات آن تنبیه‌هایی است که در روزگار کودکی تحمل کرده‌ایم و هیچگاه نیز محو نخواهد شد و در مواقع مهم ادوار تحصیلی در ذهن ما احیا می‌شود. این خاطرات دقایق خشم‌آمیزیست که در تحمل آزمایش‌های سخت پیشین بر ما گذشته است و نیز همین ترس‌های مربوط به زمان کودکی‌ست که موجب تشدید دلهره مبتلایان به‌ امراض عصبی به هنگام امتحان می‌شود . البته وقتی که تحصیلات ما به پایان رسید دیگر از جور پدر و مربی و معلم بیمناک نخواهیم بود اما همبستگی بی‌رحمانه‌ حوادث بار تربیت ما  را به‌دوش خواهد کشید و در نتیجه هر آن وقت که به‌دلیل رفتار بد و یا عدم انجام وظیفه و خلاصه هنگامی که مسئولیتی بر دوش ما سنگینی می‌کند از توفیق خویش بیمناک و نامطمئن هستیم، خواب امتحان می‌بینیم و کیست که ازین نوع رویاها نلرزد، حتی‌ از میانه اشخاص دانشمند&#8230;؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><strong><em><u>جمع‌بندی</u></em></strong></h2>
<p>در این مقاله با استفاده از آرای فروید، لکان و دیدگاه روان‌تحلیلی مختصری درباره‌ چرایی خواب دیدن، فرایند آن و تحلیل و تفسیرش صحبت کردیم.</p>
<p>لطفا سوال‌هایتان در این موضوع از ما بپرسید و اگر دوست داشتنید بنویسید که خواب تکرارشونده شما چیست؟</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><strong><em><u>منابع</u></em></strong></h3>
<p>تعبیر خواب و بیماری‌های روانی، فروید، ایرج‌پورباقر، مشرآسیا</p>
<p>ذهن و زمان، کرامت موللی، نشر نی</p>
<p>سمیناری درباب تحلیل رویا از منظر لکان</p>
<p>ما را در <a href="http://t.me/ravanhami">تلگرام</a> و <a href="http://instagram.com/ravanhami">اینستاگرام</a> دنبال کنید.</p>
<p><a href="#_ftnref1" name="_ftn1"></a> مضارعه در اصل به معنای شباهت میان حال و آینده است. و ما آن را به نوع مضارع التزامی فعل ارجاع می‌دهیم که فرهنگ دهخدا آنرا فعلی می‌داند که کار را در آینده به طریق شک و تردید و مانند این‌ها بیان کند: بروم، بروی &#8230;  با این تفاوت که در رویا مبدل به مضارع اخباری می‌شود که در تعریفی که فرهنگ یادشده از آن به دست میدهد، فعلی است که کار را در زمان حال یا آینده و گاهی در گذشته و نیز هرسه زملن به نحو خبر و قطع بیان کند. مضارعه در واقع عبارت است از تلاش و کوشش فاعل نفسانی است در جهت فائق آمدن بر مشکلات و معضلات مترتب بر آرزومندی خود [۱]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-%d9%88-%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c/">چرا و چگونه رویا می‌بینیم؟ و تعبیر رویاهایمان چیست؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-%d9%88-%d8%aa%d8%b9%d8%a8%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مفاهیم روانکاوی فروید: تعریف و توضیح</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%85%d9%81%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%85%d9%81%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 14 Jun 2019 09:13:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[پایگاه پژوهشی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=118593</guid>

					<description><![CDATA[<p>مفاهیم روانکاوی فروید: تعریف و توضیح &#160; ۱. اصل لذت pleasure principle اصل لذت یکی از مفاهیم اصلی نظریه روانکاوی فروید است. این اصل به این معناست که بشر به طور غریزی سعی دارد تا از درد و ناراحتی پرهیز کرده و جهت ارضا و لذت تلاش کند. &#160; ۲. اصل واقعیت reality principle اصل [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d9%81%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad/">مفاهیم روانکاوی فروید: تعریف و توضیح</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مفاهیم روانکاوی فروید: تعریف و توضیح</p>
<blockquote class="mom_quote " style="font-family:;"><a href="http://ravanhami.com/نظریه-روانکاوی-زیگموند-فروید-نظریه-شخ/">نظریه‌ی</a> روانکاوی فروید مفاهیم زیادی را در برمی‌گیرد که هر دانشجوی روانشناسی باید به خوبی با آن‌ها آشنا باشد و بتواند به درستی آن‌ها را تعریف کند. در این مقاله قصد دارم که تعریف مفاهیم روانکاوی نظریه فروید را به صورت خلاصه ارائه دهم. هرچند که تعریف مفاهیم روانکاوی کار دشواری است و در کتاب‌های مختلف به شکل‌های متفاوت ارائه شده است اما در اینجا سعی می‌شود تعریف مفاهیم روانکاوی به صورت حتی‌‌الامکان ساده و مختصر باشد. قبل از هر چیز باید بدانید که تعریف مفاهیم روانکاوی می‌تواند اولین گام مؤثر در شناخت نظریه‌ی شخصیت و رواندرمانی فرویدی باشد. در ادامه تعریف مفاهیم روانکاوی به صورت خلاصه آورده شده است. </blockquote>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱. اصل لذت </strong><strong>pleasure principle</strong></p>
<p>اصل لذت یکی از مفاهیم اصلی نظریه روانکاوی فروید است. این اصل به این معناست که بشر به طور غریزی سعی دارد تا از درد و ناراحتی پرهیز کرده و جهت ارضا و لذت تلاش کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲. اصل واقعیت </strong><strong>reality principle</strong></p>
<p>اصل واقعیت عبارت است از مفهومی که اصل لذت به طور معمول به وسیله‌ی خواست‌های غیرقابل اجتناب و شرایط جهان خارج تغییر می‌کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۳. انتقال </strong></p>
<p>این واژه به انتقال ناهوشیارانه احساسات و نگرش‌هایی اطلاق می‌شود که به دیگران منتقل می‌شود که معمولاً آن فرد روانکاو است. این احساس و نگرش‌ها در اصل با شخصیت‌های مهم اوایل زندگی فرد، یعنی والیدن ارتباط و پیوند دارد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۴. انتقال متقابل</strong></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d9%81%d8%b1%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%81%d8%b1/">انتقال</a> متقابل یکی از مفاهیم روانکاوی است و عبارت از واکنش هوشیار یا ناهوشیار درمانگر نسبت به بیمار است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۵. پالایش </strong></p>
<p>تخیله درمانی افکار از طریق گفتگو و صحبت کردن درباره موضوعات هوشیارانه است که همراه با واکنش‌های هیجانی مناسب می‌باشد و در معنایی عمیق‌تر پالایش، تخیله‌ی موضوع سرکوب شده از ناهوشیار به هوشیار است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۶. تثبیت</strong></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%84%d9%87-%d8%a2%d9%84%d8%aa%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d9%84-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%b3%db%8c/">تثبت</a> به عنوان یکی از اساسی‌ترین مفاهیم روانکاوی در مراحل رشد روانی _ جنسی رخ می‌دهد. به طور خلاصه تثبیت یعنی هنگامی که بلوغ روانی جنسی در مرحله‌ای متوقف می‌شود. تأخیر در رشد را تثبیت می‌گویند. به عنوان مثال اگر کسی در مرحله‌ی مقعدی رشد روانی جنسی متوقف شود می‌گویند که او در این مرحله تثبیت شده است. به دو دلیل تثبت رخ می‌دهد: <strong>اول ارضای بیش از حد نیازها و دوم ارضای کم یا عدم ارضای نیازها در هر مرحله. </strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۷. تحلیل آموزش</strong></p>
<p>یعنی تحلیل منش کسی که قرار است در آینده روانکاو یا تحلیل‌گر شود. این کار به منظور تربیت او در چارچوب مفاهیم و مسائل روانکاوی صورت می‌گیرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۸. تخلیه‌ی هیجانی</strong></p>
<p>یعنی آزاد یا رهاسازی هیجانی ناشی از یادآوری آگاهانه یک تجربه دردناک که به خاطر غیرقابل تحمل بودنش سرکوب شده بود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۹. تداعی آزاد</strong></p>
<p>یکی از مفاهیم روانکاوی که به قاعده‌ی بینادین روانکاوی معروف است تداعی آزاد می‌باشد. تداعی آزاد عبارت است از گفتار خودانگیخته و سانسورنشده‌ی بیمار درباره‌ی هرآنچه که به ذهنش می‌رسد. تداعی آزاد تکنیک اولیه، برای تخلیه‌ی مطالب سرکوب شده است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۰. تعادل حیاتی</strong></p>
<p>گرایش موجود زنده برای حفظ و نگهداری و استواری و ثبات محیط دورنی است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۱. خودشیفتگی</strong></p>
<p>شخصیتی است در افسانه‌های یونانی که عاشق خود شد. خودشیفتگی یعنی عشق به خود که مخالف عشق به دیگران است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۲. ایگو (خود یا من)</strong></p>
<p>ایگو یکی از مفاهیم روانکاوی است که در مدل ساختاری شخصیت مطرح شده است. <a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/">ایگو</a> بخشی از ساختار شخصیت که واسطه‌ای است بین شخص و واقعیت. وظیفه‌ی نخست آن عبارت است از درک واقعیت و تطابق با آن. خود همچنین می‌تواند  به عنوان واسطه‌ای بین تقاضاهای نهاد و فراخود عمل کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۳. روان‌رنجوری انتقال</strong></p>
<p>یعنی یک روان‌رنجوری مصنوعی که در خلال درمان روانکاوی واقع می‌شود و روانکاو نماینده‌ی یکی یا هر دو والدین است. گویی که روانکاو یکی ازوالدین واقعی بیمار در دوران کودکی اوست.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۴. روش تمرکز</strong></p>
<p>پیش درآمد تداعی آزاد است. این روش اولیه بیمار را مجبور می‌سازد که فکر خود را بر یک نشانه‌ی خاص متمرکز کرده و سپس سعی نماید که خاطرات همراه با آن را به یاد آورد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۵. زیست‌مایه یا لیبیدو</strong></p>
<p>یک انرژی یا سائق روانی است که معمولاً با غریزه‌ی جنسی همراه می‌باشد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۶. سائق</strong></p>
<p>وراثت عامل تعیین‌کننده سائق است. سائق تشکیل‌دهنده‌ی روان است. زمانی که فعال می‌باشد یک حالت هیجانی روانی را ایجاد می‌کند. این هیجان یا تنش فرد را وادار به فعالیت می‌کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۷. عقده‌ی اختگی</strong></p>
<p>یعنی مجموعه‌ای از افکار هیجانی که ناهوشیار بوده و به ترس از دست دادن عضو جنسی مربوط می‌شود که معمولاً به عنوان مجازاتی برای تمایلات جنسی ممنوع شده می‌باشد. این ترس به خیال‌پردازی‌های جنسی دوران کودکی زمانی که تصور می‌کند آلت جنسی زنانه به خاطر از دست دادن آلت جنسی مردانه است مربوط می‌شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۸. عقده‌ی ادیپ </strong></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b9%d9%82%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%be-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86-%d9%87%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%a7%db%8c/">ادیپ</a> نیز شخصیتی در افسانه‌های یونانی است که پدرش را کشت و با مادرش ازدواج کرد. در اینجا به دلبستگی به یکی از والدینی که مخالف جنس اوست اطلاق می‌شود. این دلبستگی با احساسات حسادت‌آمیز و تهاجمی نسبت به والد همجنس خودش همراه است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۹. غبطه‌ی آلت</strong></p>
<p>به معنی دقیق کلمه به غبطه‌ای که زنان نسبت به مردان دارند اطلاق می‌شود. به طور کلی این مطلب اشاره دارد به آرزوی زنان نسبت به مرد بودن یا موقعیت و امتیازات مردان را داشتن.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۰. غریزه</strong></p>
<p>طبق نظر فروید یک میل یا گرایش اولیه است که نمی‌تواند قبلاً رفع شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۱. سوپرایگو یا فراخود</strong></p>
<p>بخشی از ساختار شخصیت است که با اخلاقیات، معیارها و انتقاد از خود همراه است. فراخود به وسیله‌ی همانندسازی کودک با افراد مهم و محترم در دوران اولیه زندگی به خصوص با والدین شکل می‌گیرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۲. فرآیند ثانویه</strong></p>
<p>یعنی فعالیت و تفکر ذهنی که ویژگی «خود» است و از خواسته‌های محیط متأثیر می‌باشد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۳. فرآیند نخستین</strong></p>
<p>روانکاوان این واژه را معمولاً برای فعالیت‌های ذهنی نامنظم که ویژگی یک زندگی ذهنی ناهشیار است به کار می‌برند که علامت آن تخلیه‌ی آزاد انرژی و هیجان روانی بدون توجه به تقاضاهای محیط یا واقعیت یا منطق است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۴. مقاومت </strong></p>
<p>عبارت است دفاع روانی هشیارانه یا ناهشیارانه فرد در برابر آشکار شدن موضوعات و مطالب سرکوب شده.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۵. مکانیزم دفاعی</strong></p>
<p>مکانیزم‌های دفاعی یا «دفاع‌ از خود» که عبارت است از دفاع‌های درون‌روانی ویژه که به طور ناهشیار عمل می‌کنند و به منظور رهایی از تضاد هیجانی و آزادی از اضطراب به کار گرفته می‌شوند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۶. ناهشیار</strong></p>
<p>بخشی از ذهن یا کارکرد ذهنی است که فرد مستقیماً قادر به دسترسی به محتوای آن نیست. این بخش انبار و مخزن مطالب سرکوب شده است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۷. اید یا نهاد</strong></p>
<p>بخشی از ساختار شخصیت است که مأمور تنظیم ناهشیار، کوشش‌ها و امیال غریزی فرد است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۸. نیمه‌هوشیار</strong></p>
<p>به افکار اطلاق می‌شود که در آن آگاهی فوری و بی‌واسطه قرار ندارد اما می‌توان از طریق کوشش آگاهانه آن را به یاد آورد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۹. هشیاری</strong></p>
<p>بخشی از زندگی فکری یا ذهنی که فرد هر لحظه از زمان بدان آگاه است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۳۰. تکثیر در تاریکی</strong></p>
<p><a href="https://www.verywellmind.com/the-id-ego-and-superego-2795951">وقتی</a> احساسات و افکار سرکوب می‌شوند و در ناهشیاری ذخیره می‌شوند در تاریکی ناهشیار شروع به تکثیر می‌کنند و بالاخره بر هشیاری تأثیر می‌گذارند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d9%81%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad/">مفاهیم روانکاوی فروید: تعریف و توضیح</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%85%d9%81%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ایگو و کارکردهای آن در نظریه روانکاوی و مدل ساختاری شخصیت</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 Nov 2018 08:41:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان‌پویشی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های روانکاوی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=14721</guid>

					<description><![CDATA[<p>ایگو و کارکردهای آن در نظریه روانکاوی و مدل ساختاری شخصیت ایگو برای اینکه تعادل ایجاد کند، تلاش می‌کند تا با توجه به خواسته‌های اخلاقی سوپرایگو و ارزیابی واقعیت، نیازهای اید را برآورده سازد. بنابراین او از عمل‌کردن تکانشی برای برآوردن نیازها جلوگیری به عمل می‌آورد. این بخش از شخصیت در هر سه سطح ذهن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/">ایگو و کارکردهای آن در نظریه روانکاوی و مدل ساختاری شخصیت</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p1" dir="rtl"><blockquote class="mom_quote " style="font-family:;"><span class="quote-arrow" style="border-left-color:;"></span>ایگو بر اساس نظریه‌ی روانکاوی فروید درباره‌ی شخصیت، بخشی از شخصیت است که بین خواسته‌های اید، سوپرایگو و واقعیت میانجی‌گری می‌کند. اید از نظر فروید اساسی‌ترین قسمت شخصیت است که افراد را وادار می‌کند نیازهای اولیه‌ی خود را فوری برآروده سازند. از طرف دیگر، سوپرایگو بخش اخلاقی شخصیت است که نسبت به اید دیرتر در طول رشد شکل می‌گیرد. سوپرایگو نتیجه‌ی فرزندپروری و نیروهای اجتماعی است که اخلاق را تعریف می‌کنند. وظیفه‌ی ایگو این است که بین این دو نیروی متعارض یعنی اید و سوپرایگو تعادل ایجاد کند به نحوی که نیازهای اید برآورده شود و سوپرایگو با خواسته‌های واقعیت همنوا شود. با <a href="http://ravanhami.com">روان حامی</a> همراه باشید<span class="Apple-converted-space"> </span></blockquote></p>
<h2 class="p2" dir="rtl"><span class="s1" style="font-size: 16px;">ایگو و کارکردهای آن در نظریه روانکاوی و مدل ساختاری شخصیت</span></h2>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1"><img class=" wp-image-13592 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/07/logo-1.png" alt="" width="77" height="65" />ایگو برای اینکه تعادل ایجاد کند، تلاش می‌کند تا با توجه به خواسته‌های اخلاقی سوپرایگو و ارزیابی واقعیت، نیازهای اید را برآورده سازد. بنابراین او از عمل‌کردن تکانشی برای برآوردن نیازها جلوگیری به عمل می‌آورد. این بخش از شخصیت در هر سه سطح ذهن یعنی هشیاری، نیمه‌هشیاری و ناهشیار عمل می‌کند.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">ایگو بر اساس اصل واقعیت عمل می‌کند به این معنا که خواسته‌های اید را به شیوه‌ای برآورده می‌کند که واقع‌بینانه و جامعه‌پسند باشد. به عبارت دیگر کمک می‌کند که ارضای خواسته‌های‌مان تا رسیدن به زمان و مکان مناسب به تعویق بیفتد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<h3 class="p1" dir="rtl"><span class="s1" style="font-size: 16px;">مشاهدات فروید درباره‌ی ایگو<span class="Apple-converted-space"> </span></span></h3>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">فروید در کتاب خود در سال ۱۹۳۳ رابطه بین‌ اید و ایگو را به رابطه‌ی بین اسب و سوارکار تشبیه کرده است. اسب در اینجا استعاره‌ای از اید و ایگو همان سوارکار است. اسب نیروی لازم جهت حرکت را فراهم می‌کند و سوارکار به آن جهت می‌دهد تا در مسیر درست حرکت کند.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">البته باید در نظر داشت که رابطه بین اسب و سوارکار همیشه آنطور که برنامه‌ریزی شده پیش نمی‌رود. یعنی ایگو همیشه نمی‌تواند بر اید تسلط داشته باشد زیرا در بعضی موارد تکانه‌ها و خواسته‌های اید آنقدر نیرومند می‌شود که ایگو نمی‌تواند برای آنها کاری کند.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">آنا فروید در سال ۱۹۳۶ کتابی به عنوان ایگو و مکانیسم‌های دفاعی منتشر کرد. او معقتد بود که ایگو از مکانسیم‌های دفاعی برای مقابله با اید استفاده می‌کند.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1"><span class="Apple-converted-space"> </span>آنا فروید معتقد بود که نمی‌توان در عمل مکانیسم‌های دفاعی را مشاهده کرد بلکه فقط به صورت گذشته‌نگر می‌توان آنها را فهمید. به عنوان مثال در واپس‌رانی از ورود مواد ناهشیار به هشیاری جلوگیری می‌شود و ایگو از اینکه بعضی اطلاعات مفقود شده‌اند بی‌خبر می‌ماند. اما بعدها زمانی که مشاهده می‌شود برخی اطلاعات وجود ندارند می‌توانیم بفهمیم که ایگو با مکانیسم‌های دفاعی آنها را سرکوب کرده است.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><blockquote class="mom_quote " style="font-family:;"><span class="quote-arrow" style="border-left-color:;"></span>فروید معتقد است که ایگو به عنوان بخشی از اید است که در مواجهه با دنیای بیرونی بیرونی رشد می‌کند. فروید همچنین معتقد است که ایگو در خانه‌ی خودش ارباب نیست. ایگو آنچیزی است که ما آن را استدلال و خردمندی می‌نامیم و اید شامل شهوت است. ایگوی بیچاره لحظات سختی دارد زیرا باید به سه ارباب خشن خدمت‌رسانی کند و بهترین شکل ممکن خواسته‌های آنها را برآروده سازد. این سه ارباب خشن عبارت اند از دنیای بیرونی، سوپرایگو و اید (فروید، ۱۹۳۲، مقدمه‌ای نو بر روانکاوی).<span class="Apple-converted-space"> </span></blockquote></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">فروید معتقد است که این بخش از شخصیت همیشه حد و مرز خود را با دنیای بیرونی مشخص می‌کند. فقط در یک شرایط است که ایگو نمی‌تواند مرزهای خود را حفظ کند. البته آن هم پاتولوژیک نیست و آن زمانی است که در اوج عشق هستیم. به عنوان مثال یک مرد عاشق ممکن است بگوید که من و تو یک نفر هستیم.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<h3 class="p1" dir="rtl"><span class="s1" style="font-size: 16px;">کارکرد‌های ایگو<span class="Apple-converted-space"> </span></span></h3>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">می‌توان کارکرد ایگو را به ۱۱ ظرفیت اصلی تقسیم کرد:<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۱.<span style="color: #ff0000;"> واقعیت‌آزمایی و درک واقعیت:</span> واقعیت آزمایی به توانایی تمایز بین ادراک‌هایی که واقعی یا غیرواقعی هستند اشاره دارد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۲. <span style="color: #ff0000;">قضاوت</span>: داشتن قضاوت سالم و بی‌عیب بدین معناست که فرد از مناسبات و یپامدهای احتمالی یک رفتار آگاهی داشته باشد و به گونه‌ای رفتار کند که این آگاهی را نشان دهد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۳. <span style="color: #ff0000;">ارتباط با دیگران</span>: این کارکرد شامل ادراک‌ها و انتظارات ما از دیگران است و به طور گسترده‌تر کیفیت الگوهای دایمی روابط فرد در طول زندگی است.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۴. <span style="color: #ff0000;">تنظیم محرک حسی</span>: در جهت کارکرد مؤثر در جهان هستی، افراد باید قادر باشند فعالانه تحریک حسی اضافی را از خود دور کنند.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۵. <span style="color: #ff0000;">تحمل اضطراب/عاطفه</span>: این کارکرد به توانایی تحمل و کنترل اضطراب و سایر احساسات مثبت و منفی شدید اشاره دارد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۶. <span style="color: #ff0000;">کنترل تکانه</span>: کنترل تکانه خوب به معنای توانایی فرد برای نشان دادن یا تغییر دادن احساسات، امیال یا آروزهایش به صورت کنترل شده است.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۷. <span style="color: #ff0000;">ظرفیت بازی کردن</span>: این استعداد به مفهوم توانایی آرام شدن، دستخوش خیال‌پردازی و رویاهای روز شدن و تجربه احساس و امیال ناخودآگاه، بدون احساس اضطراب و بیش‌برانگیختگی است.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۸. <span style="color: #ff0000;">خودآگاهی/ذهنیت روانشناختی</span>: خودآگاهی و ذهنیت روانشناختی داشتن به این معناست که فرد درباره‌ی وضعیت درونی خود کنجکاور است، این توانایی را دارد که به طور دقیق احساسات افراد را تشخیص دهد و قابلیت درک افراد و انگیزه‌های ناهشیار آنها را دارد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۹. <span style="color: #ff0000;">تنظیم عزت نفس/خودارزیابی دقیق</span>: عزت نفس و تنظیم آن به توانایی فرد برای تنظیم واکنش نسبت به ضربه‌هایی که به ایگو وارد می‌شود اشاره دارد. خودارزیابی دقیق عبارت است از میزان همبستگی بین شناختی که فرد از توانایی‌های خود دارد با توانایی‌های واقعی او.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۱۰.<span style="color: #ff0000;"> عملکرد شناختی</span>: به دستگاه شناختی درونی یک فرد اشاره دارد که با هوش، حافظه، توجه، تفکر خطی و غیره مجهز شده است.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۱۱. <span style="color: #ff0000;">دفاع‌ها</span>: دفاع شیوه‌ی ناهشیار و خودکاری است که ذهن به واسطه‌ی آن به فشار داخلی و خارجی و تعارضات هیجانی واکنش نشان می‌دهد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><blockquote class="mom_quote " style="font-family:;"><span class="quote-arrow" style="border-left-color:;"></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">بیشتر بخوانیم:</span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><a href="http://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><span class="s1"> آشنایی با مکانیز‌مهای دفاعی: مدیریت آب و هوای دورنی</span></a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">مدل ساختاری در نظریه روانکاوی فروید: اید، ایگو و سوپرایگو </a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">اید در مدل ساختاری: تعریف و کارکردها</a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae/" target="_blank" rel="noopener">نظریه روانکاوی شخصیت فروید</a></p>
<p class="p1" dir="rtl"></blockquote></p>
<p dir="ltr">source: <a href="http://journalpsyche.org/the-freudian-theory-of-personality/">The Freudian Theory of Personality</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/">ایگو و کارکردهای آن در نظریه روانکاوی و مدل ساختاری شخصیت</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مدل ساختاری در نظریه روانکاوی فروید: اید، ایگو و سوپرایگو</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Oct 2018 06:25:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان‌پویشی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13798</guid>

					<description><![CDATA[<p>هر قسمتی نقش منحصر به فردی در شخصیت انسان ایفا می‌کند و روش‌های تعامل آنها با یکدیگر تأثیر عمده‌ای بر فرد می‌گذارد. هر کدام از این سه قسمت در زمان خاصی از زندگی ظهور پیدا می‌کند. مدل ساختاری: اید، ایگو، سوپرایگو بیایید نگاه نزدیکتری به هر کدام از این قسمت داشته باشیم برای اینکه بفهمیم [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">مدل ساختاری در نظریه روانکاوی فروید: اید، ایگو و سوپرایگو</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="mom_quote " style="font-family:;"><span class="quote-arrow" style="border-left-color:;"></span>مدل ساختاری در <a href="http://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">نظریه فروید</a> به ساختارهای شخصیت شامل اید، ایگو و سوپرایگو اشاره دارد. بر اساس نظر زیگموند فروید شخصیت انسان پیچیده است و بیش از یک مؤلفه دارد. او در یکی از مشهورترین نظریه‌های خود درباره شخصیت مطرح کرده است که شخصیت هر انسانی از سه عنصر یا مؤلفه تشکیل شده است. این سه عنصر با عنوان اید، ایگو، و سوپرایگو شناخته می‌شوند. در واقع از نظر فروید تعامل بین این سه قسمت شخصیت است که رفتار پیچیده‌ی انسان را شکل می‌دهد. با <a href="http://ravanhami.com" target="_blank" rel="noopener">روان حامی</a> همراه باشید.</blockquote>
<p><img class=" wp-image-13592 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/07/logo-1.png" alt="" width="93" height="79" />هر قسمتی نقش منحصر به فردی در شخصیت انسان ایفا می‌کند و روش‌های تعامل آنها با یکدیگر تأثیر عمده‌ای بر فرد می‌گذارد. هر کدام از این سه قسمت در زمان خاصی از زندگی ظهور پیدا می‌کند.</p>
<h3><span style="font-size: 16px;">مدل ساختاری: اید، ایگو، سوپرایگو</span></h3>
<p>بیایید نگاه نزدیکتری به هر کدام از این قسمت داشته باشیم برای اینکه بفهمیم چگونه کار می‌کنند و چگونه با یکدیگر تعامل می‌کنند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="font-size: 16px;">اید</span></h3>
<p>اید اولین قسمت مدل ساختاری است. اید تنها قسمتی از شخصیت است که از روز تولد حضور دارد. این قمست شخصیت تماماً ناهشیار است و دربرگیرنده‌ی رفتارهای غریزی و ابتدایی است.</p>
<p>بر اساس نظر فروید اید منبع انرژی روانی است که این موضوع آن را قسمت اساسی شخصیت می‌سازد.</p>
<p>اید بر اساس اصل لذت عمل می‌کند، یعنی تلاش می‌کند که ارضای فوری بدست آورد. به عبارت دیگر اید خواستار برآورده شدن بلافاصله‌ی آروزها، خواسته‌ها و نیازهاست. اگر این نیازها فوری برآورده نشوند نتیجه‌ی حاصله اضطراب یا تنش است. به عنوان مثال افزایش گرسنگی یا تشنگی باعث می‌شود که فرد تلاش کند فوراً به غذا یا نوشیدنی دست پیدا کند.</p>
<p>در ابتدای تولد وجود اید بسیار حیاتی و ضروری است زیرا باعث می‌شود که نیازهای نوزاد برآورده شوند. اگر نوزاد گرسنه شود یا احساس ناراحتی کند شروع به گریه می‌کند و تا زمانی که خواسته‌اش برآورده نشود دست از گریه کردن بر نمی‌دارد. به خاطر اینکه نوزاد سراسر اید است هیچ استدلالی زمانی که آنها به چیزی نیاز دارند مؤثر واقع نمی‌شود. پس اید به طور کلی خواستار ارضای فوری نیازهاست و چون سایر بخش‌های شخصیت وجود ندارند او به رفتار گریه کردن ادامه می‌دهد تا نیازهایش را برآورده سازد.</p>
<p>با وجود این، ارضای فوری نیازها همیشه امکان‌پذیر نیست. اگر ما همیشه تحت اصل لذت عمل کنیم ممکن است چیزی را که می‌خواهیم از دست دیگران بقاپیم چون به آن نیاز داریم. این رفتارها اما از لحاظ اجتماعی ناپسند است. بر اساس نظر فروید، اید سعی می‌کند تنش ایجاد شده توسط اصل لذت را با فرآیند نخستین تفکر حل کند. فرآیند نخستین یک تصویر ذهنی از شیء خواسته‌شده  ایجاد می‌کند تا از طریق آن نیازها را ارضا کند.</p>
<p>اگرچه افراد اغلب کنترل اید را می‌آموزند، اما این بخش شخصیت به شکل نوزادگونه و ابتدایی در سراسر طول عمر باقی می‌ماند. رشد و ظهور ایگو و سوپرایگو است که به افراد  قدرت کنترل اید را می‌دهد و باعث می‌شود که افراد هم واقع‌گرایانه و جامعه‌پسند رفتار کنند.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-13823" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/10/id-ego-superego2.jpg" alt="مدل ساختاری نظریه روانکاوی فروید" width="778" height="395" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/10/id-ego-superego2.jpg 778w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/10/id-ego-superego2-600x305.jpg 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/10/id-ego-superego2-300x152.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/10/id-ego-superego2-768x390.jpg 768w" sizes="(max-width: 778px) 100vw, 778px" /></p>
<h3><span style="font-size: 16px;">ایگو</span></h3>
<p>ایگو دومین بخش مدل ساختاری شخصیت است و بخشی از شخصیت است که مسئولیت آن رسیدگی به واقعیت است.</p>
<p>بر اساس نظر فروید ایگو از اید ساخته می‌شود و این اطمینان را می‌دهد که تکانه‌های اید به شکل قابل قبولی در دنیای واقعی می‌توانند ابراز شوند.</p>
<p>بنابراین عملکرد ایگو بر اساس اصل واقعیت است. به عبارت دیگر اید تلاش می‌کند که به شکل واقع‌گرایانه و جامعه‌پسندانه آرزوهای اید را برآورده سازد. اصل واقعیت باعث، مزایا و معایب اعمال را قبل از عمل می‌سنجد و تصمیم می‌گیرد که آن عمل انجام شود یا خیر. در بسیاری از موارد تکانه‌های اید از طریق به تعویق انداختن ارضا برآورده می‌شود، زیرا ایگودر نهایت به رفتارها اجازه می‌دهد که در زمان و مکان مناسب رخ دهند.</p>
<p>فروید اید را به اسب تشبیه کرد و ایگو را به سوارکار. اسب نیرو و حرکت را تولید می‌کند و سوارکار جهت و راهنمایی‌های لازم را. بدون سوارکار، اسب به سادگی به هر سمتی که دلش بخواهد منحرف می‌شود و هر کاری را که به او لذت دهد انجام می‌دهد.</p>
<p>ایگو از طریق فرآیند ثانویه تنش ایجاد شده توسط تکانه‌های برآورده نشده را تخلیه می‌کند. با استفاده از فرآیند ثانویه ایگو سعی می‌کند چیزی را در دنیای واقعی پیدا کند که شباهت بسیار بالایی با تصویر ذهنی ایجاد شده توسط فرآیند نخستین داشته باشد.</p>
<h3><span style="font-size: 16px;">سوپرایگو</span></h3>
<p>آخرین قسمت مدل ساختاری شخصیت که شکل می‌گیرد سوپرایگو است.</p>
<p>سوپرایگو آن بخشی از شخصیت است که تمام استاندارهای اخلاقی درونی‌شده‌ از سمت والدین و جامعه را در خود ذخیره کرده است. سوپرایگو، دستورالعمل‌ها و راهنمایی‌های لازم جهت قضاوت کردن را فراهم می‌سازد. بر اساس نظر فروید سوپرایگو در حدود ۵ سالگی ظهور پیدا می‌کند.</p>
<p>سوپرایگو دارای دو بخش است:</p>
<p><span style="color: #ff0000;">ایگوی آرمانی:</span> ایگوی آرمانی شامل قوانینی برای استانداردها و رفتارهای خوب است. رفتارهای خوب شامل رفتارهایی است که توسط والدین و یا مراجع قدرت تأیید شده‌اند. اطاعت کردن از این رفتارها احساس غرور، ارزشمندی و فضیلت‌مندی ایجاد می‌کند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">وجدان:</span> وجدان دربرگیرنده‌ی اطلاعاتی است که توسط والدین و یا جامعه بد در نظر گرفته شده‌اند. این رفتارها اغلب ممنوعه اعلام شده‌اند و منجر به پیامدهای بد، تنبیه، یا احساس گناه و افسوس می‌شوند.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;">تعامل در مدل ساختاری: تعامل اید، ایگو و سوپرایگو</span></h3>
<p>هنگامی که درباره‌ی اید، ایگو، و سوپرایگو حرف می‌زنیم مهم است که به یاد داشته باشید آنها ساختارهای کاملاً مجزا از یکدیگر به همراه مرزهای مشخصی نیستند. این جنبه‌های شخصیت پیا هستند و در درون شخص با یدیگر تعامل می‌کنند تا شخصیت و رفتار شکل بگیرد.</p>
<p>با وجود نیروهای متعارض در درون شخصیت، به سادگی می‌توانیم بفهمیم که همیشه تعارضی بین اید، ایگو و سوپرایگو وجود دارد. فروید از اصطلاح استحکام ایگو استفاده کرده است. استحکام ایگو به این معناست که ایگو می‌تواند در شرایطی که بین ساختارهای شخصیت تعارض وجود دارد عملکردهای خود را انجام دهد. فردی که از استحکام ایگوی خوبی برخوردار باشد قادر است به صورت مؤثری فشارهای درونی را مدیریت کند، اما کسی که استحکام ایگوی کافی ندارد به سادگی مضطرب می‌شود و همیشه در تعارض به سر می‌برد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3>اگر بین ساختارهای شخصیت عدم تعادل وجود داشته باشد چه می‌شود؟</h3>
<p>بر اساس نظر فروید محور سلامت شخصیت تعادل در مدل ساختاری است. اگر ایگو بتواند به‌اندازه کافی بین خواسته‌ها و واقعیت (یعنی بین اید و سوپرایگو) تعادل ایجاد کند شخصیت در سلامت به سر می‌برد. فروید معتقد بود که عدم تعادل بین این جنبه‌های شخصیت باعث ایجاد شخصیت ناسازگار می‌شود. به عنوان مثال فردی که اید بر او غلبه دارد ممکن است تکانشی، غیرقابل کنترل و یا حتی جنایتکار باشد. این فرد بر اساس نیروهای اید بدون توجه و نگرانی به رفتارهای مناسب، قابل قبول و قانونی عمل می‌کند.</p>
<p>در فردی که سوپرایگو غلبه زیادی داشته باشد فرد تبدیل به یک شخصیت بیش‌اخلاقی و قضاوت‌گر می‌شود. این فرد نمی‌تواند هر فرد یا هر چیزی را که بد یا غیراخلاقی باشد بپذیرد.</p>
<p>غلبه‌ی بیش از اندازه ایگو نیز باعث مشکلاتی می‌شود. در این صورت فرد بیش از اندازه به قوانین، واقعیت و می‌چسبد و خودانگیختگی او از بین می‌رود. دگم و انعطاف‌ناپذیر می‌شود. تغییر را نمی‌پذیرد و احساس درونی درست و غلط را از دست می‌دهد.</p>
<h3><span style="font-size: 16px;">نتیجه گیری</span></h3>
<p>نظریه فروید درباره‌ی چگونگی ساختارمندی و عملکرد اید، ایگو و سوپرایگو مفهوم‌پردازی انجام داده است. در نظر فروید شخصیت سالم نتیجه تعادل بین روابط پویای اید،‌ ایگو و سوپرایگو است.</p>
<p>ایگو در عملکرد خود تنها نیست. اضطراب نقش کمک‌کننده‌ی ایگو را به عهده دارد. زمانی که تکانه‌های اید، ارزش‌های اخلاقی و دنیای واقعی فشار ایجاد می‌کنند اضطراب ایجاد می‌شود و ایگو را برانگیخته می‌سازد تا کاری انجام دهد. زمانی که انواع مختلف اضطراب بر فرد ایجاد می‌شود<a href="http://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"> مکانیسم‌های دفاعی</a> توسط ایگو برانگیخته می‌شوند و اضطراب را کاهش می‌دهند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p id="article-heading_1-0" class="comp article-heading" dir="ltr">Source: <a style="outline-width: 0px !important; user-select: auto !important;" href="https://www.verywellmind.com/the-id-ego-and-superego-2795951">What Are the Id, Ego, and Superego?</a></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">مدل ساختاری در نظریه روانکاوی فروید: اید، ایگو و سوپرایگو</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بازی درونی خود سرزنش‌گری (۱): چگونه با خودمان می‌جنگیم؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%b4%e2%80%8c%da%af%d8%b1%db%8c-1-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%af/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%b4%e2%80%8c%da%af%d8%b1%db%8c-1-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[zahra zabolipour]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Jul 2018 19:49:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان‌پویشی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13685</guid>

					<description><![CDATA[<p>&#160; هدف این مطلب شفاف‌سازی عبارت زیر است: « بزرگ‌ترین دشمن شما، خودتان هستید » جمله‌ی فوق، توصیفی دیگر برای اصطلاح خود سرزنش‌گری است که متأسفانه بسیاری از ما بدان گرایش داریم. همچنین، این عبارت نشان می‌دهد که ما برای داشتن احساس بهتر درباره‌ی خودمان (یا حداقل برای بدتر نشدن) چه می‌کنیم. هیجان ناشی از خودکم‌بینی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%b4%e2%80%8c%da%af%d8%b1%db%8c-1-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%af/">بازی درونی خود سرزنش‌گری (۱): چگونه با خودمان می‌جنگیم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<p><img class="alignnone size-full wp-image-13592" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/07/logo-1.png" alt="" width="133" height="113" /></p>
<p style="text-align: center"><span style="font-size: 14px"><strong>هدف این مطلب شفاف‌سازی عبارت زیر است:</strong></span></p>
<p style="text-align: center"><span style="font-size: 14px">« بزرگ‌ترین دشمن شما، خودتان هستید »</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: 14px">جمله‌ی فوق، توصیفی دیگر برای اصطلاح <u>خود سرزنش‌گری</u> است که متأسفانه بسیاری از ما بدان گرایش داریم. همچنین، این عبارت نشان می‌دهد که ما برای داشتن احساس بهتر درباره‌ی خودمان (یا حداقل برای بدتر نشدن) چه می‌کنیم.</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: 14px">هیجان ناشی از خودکم‌بینی که بسیاری از ما ناامیدانه و به شدت برای رهایی از آن تلاش می‌کنیم، <u>شرم</u> نامیده می‌شود؛ هیجانی که به این باور بنیادی گره خورده است که: ما به اندازه‌ی کافی خوب نیستیم؛ ناقص، بی‌کفایت و بی‌ارزش هستیم و کسی ما را نمی‌خواهد.</span></p>
<p style="text-align: center"><span style="color: #ff0000"><strong><span style="font-size: 14px"><em>با وجود چنین هیجاناتی کیست که نخواهد برای خلاص شدن از این افکار نفرت‌انگیز هر کاری بکند؟</em></span></strong></span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: 14px">ادامه‌ی زندگی با وجود گرفتار شدن به این خودتردیدی‌های فرساینده، واقعا&#8221; غیرقابل تحمل است. بنابراین، خواه فقط کمی از خودمان شرمگین باشیم، خواه شرم ما آنقدر بر شخصیت‌مان غالب شده باشد که به عنوان یک فرد دارای « هویت مبتنی بر شرم » توصیف شویم، <strong><u>دفاع‌های</u></strong> بسیار نیرومندی را برای محافظت کردن از خودمان به کار خواهیم گرفت.</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: 14px">به عقیده‎ی فروید، تقریبا&#8221; همه‌ی مکانیزم‌های دفاعی برای مخفی کردنِ (از خودمان یا دیگران) حس منفی و تحریف شده از خود، طراحی شده‌اند. دو مکانیزم دفاعی که من در این مطلب بر آن‌ها تمرکز کرده‌ام، کاملا&#8221; مخالف هم عمل می‌کنند و در عین حال می‌توان آن‌ها را مکمل‌هایی عالی برای یکدیگر در نظر گرفت:</span></p>
<ul style="text-align: justify">
<li><span style="font-size: 14px">ایمن بودن در برابر دیگران از طریق حمله کردن به خود( در مطلب حاضر در این مورد صحبت می‌کنم)</span></li>
<li><span style="font-size: 14px">ایمن بودن در برابر دیگران از طریق حمله کردن به آن‌ها (در مقاله‌ای دیگر این باره خواهم گفت)</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: 14px">در درون ما یک منتقد درونی یعنی صدایی سرزنش‌گر وجود دارد که دائما&#8221; بیدار است و ما را به خاطر نقص‌هایمان (چه واقعی باشند چه تصوری) سرزنش می‌کند. علاوه بر منتقد درونی، ما یک <u>منتقد بیرونی</u> هم داریم که معمولا&#8221; حس انتقادگری یا خشم نسبت به دیگران را در ما فرامی‌خواند تا بتوانیم خشم خود را به آن‌هایی که در حقیقت منشأ و مسئول رنج هیجانی کنونی ما هستند، ابراز نماییم هرچند که بی‌‌ادبانه به نظر برسد.</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: 14px">اگرچه همه‌ی این موارد در کل ناهشیار هستند، در این سناریو ما به دنبال راه‌هایی می‌گردیم که عیب و نقص‌های دیگران را بیابیم و به نظر می‌رسد این عمل مطابق با همان رفتاری است که مراقبان اصلی‌مان با ما داشته‌اند. بنابراین، دیگران را طی یک تلاش مداوم برای بالا بردن خودمان، بدنام می‌کنیم. در غیر این صورت، حس مبهمی به ما خواهد گفت که بیشتر و بیشتر در آن سیاه چال خودتخریب‌گری که منتقد درونی‌ اشتباها&#8221; برایمان حفر کرده است، فرو خواهیم رفت.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify"><strong><span style="font-size: 14px"><u>ایمن بودن در برابر دیگران از طریق حمله کردن به خود</u></span></strong></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: 14px">در ابتدا بر منتقد درونی متمرکز می‌شویم یعنی بخشی از وجودمان که در قضاوت‌های تند و سختش از ما بسیار بی‌رحمانه عمل می‌کند؛ این‌ها همان پیام‌های محکم، منفی و ارزیابی‌کننده هستند که ما زمانی از والدین بسیار انتقادگرمان دریافت می‌کردیم.</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: 14px">اگرچه کل محیط اطراف مثل خانواده، همسایه‌ها، همسالان، مدارس و یا مذهب بوده که در ایجاد تردید در ما درباره‌ی ارزش اصلی‌مان و همچنین در ایجاد تصویر ذهنی منفی از خودمان دخیل بوده است، این تردیدها در درجه‌ی اول از والدینی که انتظارات و استانداردهای بسیار غیرواقع‌بینانه یا غیرمنصفانه‌ای داشته‌اند، ناشی شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: 14px">متأسفانه، این دسته از والدین صرفا&#8221; توانایی فهم این موضوع را نداشته‌اند که یک کودک:</span></p>
<ol style="text-align: justify">
<li><span style="font-size: 14px">توانایی اندکی برای کنترل تکانه‌هایش داشته ‌است،</span></li>
<li><span style="font-size: 14px">قادر نبوده‌ قانون‌های خانواده را که احتمالا&#8221; چندان استوار یا واضح نبوده‌اند، کاملا&#8221; درک کند،</span></li>
<li><span style="font-size: 14px">تلاش می‌کرده خواسته‌ها و نیازهایش را مطرح کند و در آن زمان طفولیت نمی‌توانسته تشخیص بدهد که این نیازها و خواسته‌ها ممکن است والدین‌ را بترساند یا با نظرات آنان ضدیت داشته باشد.</span></li>
</ol>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: 14px">در نتیجه‌ی همه‌ی این سوء‌تفاهم‌ها و بدفهمی‌ها، والدین سرزنش‌گر بدون توجه به اینکه واقعا&#8221; قصد داشته‌اند یا نه، این پیام را که « تو باید از خودت شرمگین باشی/ از خودت خجالت بکش » به کودک منتقل کرده‌اند (در حقیقت والدین این عبارت ناخوشایند را در زمان‌هایی که از دست فرزندانشان خسته می‌شوند مدام تکرار می‌کنند).</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: 14px">بنابراین، به عنوان یک کودک ضعیف و بی‌دفاع که نهایت تلاش خود را برای خوب بودن و مورد پذیرش خانواده قرار گرفتن انجام می‌دهد، فرد راهی جز پذیرش این حکم تحقیرآمیز، هرچند به صورت ناهشیار، و تبدیل آن به یک بخش درونی از هویتش نداشته ‌است.</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: 14px">به دلیل احساس اجبار برای هماهنگ کردن یک منتقد درونی با منتقدهای بیرونی که همان والدین بوده‌اند و کودک آن‌ها را در ضدیت با خود تصور می‌کرده، یک نمایشنامه‌ی مملوء از انکار و خیانت به خود برای زندگی اقتباس کرده و به عنوان یک کودک خشمگین و نگران در موقعیتی نبوده که بتواند برای حکم‌های منفی والدین خود استثناء قائل شود.</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: 14px">در عوض، احساس می‌کرده مجبور است هر کاری که می‌تواند انجام دهد تا پیوند ناپایدار خود را با والدین محکم کند. احساس می‌کرده مجبور است در ارزیابی‌های منفی به آن‌ها ملحق شود تا درباره‌ی خود به این نتیجه برسد که « <strong>به اندازه‌ی کافی خوب نیست</strong>« . اما همزمان با این خودارزیابی ظالمانه (که روان‌شناسان آن را فرامن یا سوپرایگوی مستبد می‌نامند)، کودک نیاز دارد به دنبال راه‌هایی برای <strong><u>کنار آمدن</u></strong> با این ارزیابی فوق‌العاده ناخوشایند بگردد یا <strong><u>حداقل آن را اصلاح کند</u></strong> تا در یأسی ابدی فرو نرود.</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: 14px">جِی اِرلِی<a href="#_ftn1" name="_ftnref1">[۱]</a>، یکی از درمانگران برجسته‌ی <u>سیستم‌های درون خانواده (</u><u>IFS</u><u>)</u><a href="#_ftn2" name="_ftnref2">[۲]</a>، در سال ۲۰۱۳ کتابی با این عنوان نوشته است:<u> رهایی از منتقدهای درونی‌تان: یک رویکرد خوددرمانی</u><a href="#_ftn3" name="_ftnref3">[۳]</a>. اِرلِی با آگاهی از جهت‌گیری پارادوکسیکال IFS در برابر رفتارهایی که فرد برای شکست دادن خودش انجام می‌دهد، منتقد درونی را تحت عنوان « حمله به خود برای محافظت از خود » توصیف می‌کند.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify"><strong><span style="font-size: 14px">چگونه این فرآیند (<u>حمله به خود برای محافظت از خود</u>) به هدف معیوب خود دست می‌یابد؟</span></strong></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: 14px">صرفا&#8221; از این طریق که به شما هشدار می‌دهد (که گاهی نیز بسیار شدید و سرسختانه است) که شکست خواهید خورد مگراینکه از کارفرمای نزدیک او(سوپرایگو) کمک بگیرید. این کارفرما باعث می‌شود شما بسیار سخت کار کنید تا موفق شوید و از انتقاد والدین‌تان اجتناب کنید. بعد از مدتی نیز این کارفرما جای پای خود را در مغز شما محکم می‌کند و بی‌وقفه سرش را به نشانه‌ی نارضایتی برای شما تکان می‌دهد (فرآیند درونی‌سازی عقاید و رفتارهای والدین).</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: 14px">هدف این بخش زننده‌ی وجود شما که حالا دیگر شما را برده‌ی خود ساخته، این است که شما را برانگیزد تا نهایت تلاشتان را برای مورد قبول واقع شدن و در نتیجه اجتناب از محکوم شدن به کار بندید و درد روانی ناشی از احساس بد و پست بودن که در دوران کودکی به شما تحمیل شده بود را دوباره تجربه کنید.</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: 14px">علاوه بر این، با توجه به مدل IFS، ما همچنین دارای بخشی به نام &#8220;خودتخریب‌گر درونی&#8221; هستیم. این بخش، یک قسمت محافظتی است که به شدت با کارفرمای ما تعارض دارد و ما را تشویق می‌کند که به هیچ وجه دست به اقدامات چالشی نزنیم. در اینجا، پیامی که ما دریافت می‌کنیم، ناامیدکننده و فرساینده‌ی اعتماد به نفس است و به ما می‌گوید اگر چیز جدید یا دشواری را امتحان کنیم، قطعا&#8221; شکست خواهیم خورد بنابراین، مطمئن‌ترین و امن‌ترین راه خروج کامل از زمین بازی است.</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: 14px">مطمئنا&#8221; این یک جریمه‌ی‌ زودهنگام است و نوعی احساس شکست به دنبال خواهد داشت چراکه فرصت فراتر رفتن از محدودیت‌های فعلی را به خود نمی‌دهیم. اما به این علت که تقریبا&#8221; تمام بخش‌های محافظتی در &#8220;سیستم درون خانواده&#8221;ی ما <u>احمقانه</u> هستند (زیرا معمولا&#8221; زمانی که هنوزکودک بوده‌ایم ایجاد شده‌اند)، نتیجه نهایی نامناسب(احساس شکست ) چیزی نیست که قادر به درک آن باشیم.</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: 14px">ممکن است مسخره به نظر برسد اما در صورتی که موفقیت ما منجر به عصبانیت <u>والدین مقیم در ذهن ما</u> بشود، خودتخریب‌گر درونی ما ممکن است حتی به تلاش خود برای محافظت از ما در برابر موفقیت نیز ادامه دهد؛ گاهی والدین ما در کودکی در یک بازی مثل شطرنج یا تنیس با ما رقابت می‌کنند و اگر ما آنها را شکست بدهیم، کاری می‌کنند که ما احساس گناه کنیم. اگر پیروزی ما پیوند ناپایدار ما با والدین‌مان را تهدید کرده، این پیروزی کوتاه مدت و اساسا&#8221; احساس شکست بوده است (و بنابراین بسیار مهم است که در آینده از این احساس جلوگیری شود).</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="font-size: 14px">کارفرما و خودتخریب‌گر درونی مثل منتقد درونی، در واقع برای <u>کاهش</u> دردی که عمدتا&#8221; توسط والدین بی‌عاطفه یا سوءاستفاده‌گر در ما ایجاد شده، به سختی کار می‌کنند. اما از آنجا که هر دوی آن‌ها در ایجاد احساس بی‌کفایتی در ما بسیار سخت و انعطاف‌ناپذیر هستند، تنها می‌توانند آرمان‌ها و اهداف بلند مدت ما را خراب کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify">
<p style="text-align: justify"><a href="#_ftnref1" name="_ftn1">[۱]</a> . Jay Earley</p>
<p><a href="#_ftnref2" name="_ftn2">[۲]</a> . internal family systems (IFS)</p>
<p><a href="#_ftnref3" name="_ftn3">[۳]</a> . freedom from your inner critic: a self-therapy approach</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>۳۰ می ۲۰۱۸</p>
<p>نویسنده:<strong> دکتر لئون اِف. شِلتزِر</strong></p>
<p>مترجم:<strong> زهرا زابلی‌پور</strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: center">برای مطالعه قسمت دوم این مقاله با <a href="http://ravanhami.com">روان‌حامی</a> همراه باشید.</p>
<p><span style="font-size: 14px"><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div></span></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%b4%e2%80%8c%da%af%d8%b1%db%8c-1-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%af/">بازی درونی خود سرزنش‌گری (۱): چگونه با خودمان می‌جنگیم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%88%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%b4%e2%80%8c%da%af%d8%b1%db%8c-1-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بازگشت صحیح به فروید : قسمت اول</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d8%b5%d8%ad%db%8c%d8%ad-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d8%b5%d8%ad%db%8c%d8%ad-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[سروش جاویدنیا]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 13 Jul 2018 13:49:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[تازه‎‌های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روان حامی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[شاخه‌های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مبانی روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب داغ]]></category>
		<category><![CDATA[بازگشت به فروید]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[لکان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13647</guid>

					<description><![CDATA[<p>فروید را به ما بد شناسانده اند . کافیست مدت کوتاهی را با روانشناسان و روانشناسی خوانان گذرانده باشید تا دریابید اصلی ترین مهره این زمین فروید است و هیچکسی را پیدا نمیکنید که نظری راجع به او و نظریه اش نداشته باشد . همه و همه موظفند به فروید و روانکاوی پاسخ بدهند ، یا [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d8%b5%d8%ad%db%8c%d8%ad-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/">بازگشت صحیح به فروید : قسمت اول</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class="size-full wp-image-13592 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/07/logo-1.png" alt="" width="133" height="113" />فروید را به ما بد شناسانده اند . کافیست مدت کوتاهی را با روانشناسان و روانشناسی خوانان گذرانده باشید تا دریابید اصلی ترین مهره این زمین فروید است و هیچکسی را پیدا نمیکنید که نظری راجع به او و نظریه اش نداشته باشد . همه و همه موظفند به فروید و روانکاوی پاسخ بدهند ، یا او را تایید کنند ، یا از مفاهیم او قرض بگیرند و یا در یک روند دیالکتیکی موضعی شدیداً مخالف یا معتدل نسبت به وی داشته باشند ؛ بنابراین چیزی که واضح است این است که تا به امروز نتوانسته ایم و احتمالا هیچگاه نخواهیم توانست فروید و مبانی نظری روانکاوی را نادیده بگیریم . با <a href="http://ravanhami.com">روان حامی</a> همراه باشید</p>
<p>من معتقدم علیرغم این شهرت و این &#8220;همه جا بودن&#8221; ما هنوز فروید را نمیشناسیم . البته این به این معنا نیست که روانشناسان از وی و نظریه اش چیزی نمیدانند ، بلکه به این معناست که در کلام و اعمالشان هیچگاه فروید به صورتی نظام مند ظهور نمیکند ، بلکه درست به مانند ارسطو و افلاطون در تاریخ دانش به او نگاه میشود : پدرانه ، کلی ، قدیمی و پراکنده .</p>
<p>این امر یک ایراد بزرگ در پی دارد : باعث میشود به جای آنکه از چارچوب های نظری روانکاوی به درستی آگاه باشیم و بی آنکه روانکاوی را به عنوان یک کل بفهمیم به استفاده جزیی و دلبخواهی از ابزار ها و نگاه های آن رو بیاوریم . بگذازید مثالی بزنم تا مطلب را بهتر در یابید. هنگامی که در کلاس درس از دانشجویان سوال شود که راجع به فروید چه میدانید ، غالبا با این پاسخ ها روبرو میشوید : &#8220;او میگوید علت اختلالات روانی را میتوان در دوران کودکی جست و جو کرد&#8221; ، &#8220;به مسائل جنسی و سائق های فیزیولوژیک خیلی تاکید داشت&#8221; ، &#8220;اعتقاد داشت نیروی محرکه آدمی نیروی جنسی است&#8221; و الی اخر . تماماً برداشت هایی سطحی ، پراکنده و جزیی که میتوان آنها را به آجر هایی کوچک از بنای مستحکم روانکاوی فرویدی تشبیه کرد .</p>
<p>این موضوع به کلاس درس محدود نمیشود ، روانشناسان در اتاق درمان هم به فروید ار دریچه خودشان نگاه میکنند ، روانکاوی را با قرائتی سلیقه ای یا به زعم خودشان &#8220;منعطف&#8221; در درمان به کار میگیرند ، یعنی انتخاب میکنند از کدام قسمت نظریه (به عبارتی کدام فرآیند درمانی) استفاده کنند و کدام را کنار بگذارند . مثلاً از تداعی آزاد استفاده میکنند اما در آن مداخله کرده و بیمار را به سمتی سوق میدهند تا نتایجی بدست آورند که دوست دارند .</p>
<p>اما متاسفانه این مسئله تنها به این اشکال ظهور نمیکند . بسیار رایج است که فروید یا روانکاویش اشتباه دیده میشوند. در روانشناسی ما تلاش میکنیم قبل از اشراف به یک نظریه با شخصیت نظریه پرداز آشنا شویم ، این امر به روشن کردن ذهن ما در بسیاری پیچیدگی های درون نظری کمک میکند و در پی آن میتوانیم به چرایی بسیاری از گزاره های نظریه پی ببریم (منظور نظریه پرداز را بفهمیم) یا قادر باشیم به صورتی بسیار ظریف موقعیت هایی که نظریه در آنها قابلیت اعمال یا تعمیم دارد را درک کنیم .</p>
<p>در درک فروید بسیارند افرادی که دیدگاه هایی بسیار نادرست یا در بهترین حالت منحرف از واقع دارند ، بخشی از این موضوع به جبهه گیری دانشمندان و فیلسوفان هم عصر خود فروید باز میگردد که تا به امروز هم ادامه دارد (خود فروید این موضوع گیری هارا از طریق مفاهیم <a href="http://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/">مکانیسم های دفاعی</a> تفسیر آسیب شناختی میکرد و این امر تا به امروز قابلیت اعمال دارد ) این امر تا به جایی پیش رفته است که فروید با صفاتی چون رادیکال ، غیر منعطف ، خیال پرداز و غیر علمی یا حتی متوهم وصف شده است .</p>
<p>علاوه بر شخصیت خود فروید ، نظریه اش هم دستخوش تحریف شده است . این تحریف ها در حوزه های متعددی جای میگیرند ؛ در حوزه شخصیت ، در حوزه ماهیت انسان و ماهیت درمان، در حوزه اهداف درمان و فرد ایده آل و در نهایت در حوزه تمدن و اجتماع ( فروید نه تنها به عنوان رواندرمانگر بلکه به عنوان یک فیلسوف هم اشتباه درک شده است).</p>
<p>علاوه بر این بعضی از این تغییرات در چارچوب های علمی قرار گرفته و شاخه هایی هستند بر تنه اصلی روانکاوی . یعنی درمانگران اولیه ای که به علت اختلاف نظر های گسترده به زعم خود فروید دیگر از حلقه روانکاوی فرویدی جدا شده بودند (یا اصلاً روانکاو نبودند ؛ فروید اعتقاد داشت به عنوان بنیان گذاز روانکاوی حق قضاوت درباره اینکه چه چیزی روانکاوی هست و چه چیزی نیست برای وی محفوظ است) اما به گمان خودشان هنوز به بسیاری از مفاهیم وی وفادار مانده بودند .</p>
<p>در قسمت های بعدی تلاش خواهم کرد تا در یک سیر تاریخی <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/">گسلش</a> هایی که در حلقه فرویدی اولیه به وجود آمدند و پس از آن تحریفات نظریه فروید و در آخر تحریفات و قضاوت های نادرست راجع به شخصیت فروید را به شما بشناسانم ، تا بتوانیم به فروید بازگردیم ؛ بازگشتی صحیح .</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>سروش جاویدنیا</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d8%b5%d8%ad%db%8c%d8%ad-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/">بازگشت صحیح به فروید : قسمت اول</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d8%b5%d8%ad%db%8c%d8%ad-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چیستی شعر سپید به زبان روان‌کاوی</title>
		<link>https://ravanhami.com/%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d8%b3%d9%be%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d8%b3%d9%be%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[فرید حاجی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Jun 2018 09:58:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[هنردرمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13564</guid>

					<description><![CDATA[<p>تحلیل را با این سوال ساده شروع  میکنیم: چرا شعر «به طور خاص شعر سپید » را نمی‌شود برای دیگری توضیح داد؟ نویسنده: فرید حاجی این یک شعر سپید از گروس عبدالملکیان است: دست­های هم را گرفته بودیم تو در شب قدم می­زدی من در تاریکی این شعر سپید درباره­‌ی چیست؟ عشق؟ تنهایی؟ وصال؟ فراغ؟ [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d8%b3%d9%be%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/">چیستی شعر سپید به زبان روان‌کاوی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تحلیل را با این سوال ساده شروع  میکنیم: چرا شعر «به طور خاص شعر سپید » را نمی‌شود برای دیگری توضیح داد؟</p>
<p>نویسنده: فرید حاجی</p>
<p>این یک شعر سپید از گروس عبدالملکیان است:</p>
<p><em>دست­های هم را گرفته بودیم</em></p>
<p><em>تو در شب قدم می­زدی</em></p>
<p><em>من</em></p>
<p><em>در تاریکی</em></p>
<p>این شعر سپید درباره­‌ی چیست؟ عشق؟ تنهایی؟ وصال؟ فراغ؟ همین‌ها؟ واقعا همین‌ها؟ به راستی خواننده تنها همین‌ عبارات را احساس می­کند؟ چه کسی می‌تواند این شعر را توضیح دهد؟ یا معنا کند؟ یا اصلا پرسشی وحشتناک‌تر: چه کسی می‌تواند بگوید شعر در او چه چیزی را زنده کرده است؟</p>
<p>با <a href="http://ravanhami.com/">روان‌حامی</a> همراه باشید</p>
<p>همان­طور که مدعی هستیم شعر غیرقابل تفسیر است، ما بقی هنرها هم به همین شکل است؛ چه کسی می‌تواند توضیح بدهد که فیلم چشمان کاملا بسته (۱۹۹۹) ساخته استنلی کوبریک درباره ی چیست؟ درباره تعهد و زناشویی؟ همین؟ واقعا همین؟ یا چه کسی می‌تواند توضیخ بدهد فلان موسیقی، فلان نقاشی و الی آخر.</p>
<p>این ناتوانی زبان در توضیح هنر و به طور خاص شعر از کجا می‌آید؟</p>
<p>«توضیح دادن»، «معنا کردن»، «گفتن» همگی ابزار آلات زبان هستند تا در نتیجه مفهوم را انتقال دهند و راهی به سوی انتقال واقعیت پیدا کنند ولی گویا فلاسفه پسامدرن خبر ترسناکی می­دهند که به زعم شاعران بسیار خوشایند است.</p>
<p>این یک شعر سپید از هوشنگ چالنگی است:</p>
<p><em>سمور!</em></p>
<p><em>من که بمیرم </em></p>
<p><em>ماه را بچر!</em></p>
<p>موضوع این شعر سپید چیست؟ خودشیفتگی شاعر است که ماه را جایگزین خود کرده؟ پس به چه علت خود را حقیر کرده و به نوعی سمور را هم‌بستر خویش میداند؟ نکند ماه و سمور پیوندی پنهانی دارند و اخیرا سمور باشکوه و ماه حقیر شده است؟ این تفسیر که رفته رفته به سالاد کلمات کشیده می‌شود، چیزی نیست جز تفسیر بداهه و بدون قطع نگارنده از شعر، که هیچ معلوم نیست که معنایی از شعر در آن هست یا خیر؟</p>
<p>فلاسفه یا روان‌شناسان یا زبان‌شناسان چه پاسخی در برابر این وادی پر از حس ولی بی‌معنا دارند؟ در این نوشته تنها به تحلیل کوتاهی از مقدمه کتاب تفسیر خواب فروید نوشته شیوا رویگریان می‌پردازیم:</p>
<p><em>نیچه حقیقت را قدیمی‌ترین توهم بشر ­می­داند. نزد فروید حقیقت حتی از این نیز موهوم‌تر و دیریاب‌تر است، همانند داوری. برای روان‌کاوی حقیقت می‌تواند تکه‌های «حقیقت» باشد که از زمان گذشته، از شکل افتاده و بی‌ارتباط به هم، نزد ما باز می­گردند (منبع) </em></p>
<p>با توجه به خطوط اخیر می‌توانیم جستن حقیقت را به جستن معنای شعر تشبیه کنیم؛ به عبارتی دیگر معنای شعری در کار نیست؛ بلکه شعر به وسیله واژه­‌هایش چیزی‌هایی را در درون ما دستکاری می­کند.</p>
<p><em>لکان تحلیل روانی را بر تحلیل زبانی استوار می­کند. نظریه‌پردازان و هنرمندان پست‌مدرن، پسا-لکانی و اکوفمینیست جملگی در پی راهی هستند که در آن بشریت اخلاقی خلق کند که در آن انسان شاکر باشد، شاکر آگاهی خود از نقش ثانوی خود در هستی، و نیز شاکر آگاهی خود از طعن واقعیت که همواره بیشتر بیرون زبان می‌ماند و در دام تخیل ما </em><em>–</em><em>گفتمان‌ما- نمی‌افتد. واقعیتی که گویی زبان هم پنهانش می­کند و هم رخنه‌هایی در آن ایجاد ­می­کند (منبع). </em></p>
<p>در خطوط اخیر شاید بتوان به پرسش اصلی این نوشته پاسخی داد، و آن این که واقعیتی که از شعر در ذهن و جان ما حاضر می‌شود بیرون زبان می‌ایستد و ما عملا نمی‌توانیم معنایی برای چنین شعرهایی در زبان بگنجانیم.</p>
<p>این یک شعر سپید از احمد شاملو است:</p>
<p><em>خواب چون درفکند از پایم</em></p>
<p><em>خسته می­خوابم از آغاز غروب</em></p>
<p><em>لیک آن هرزه علف‌ها که دست </em></p>
<p><em>ریشه کن می­کنم از مزرعه،روز،</em></p>
<p><em>می­کَنَم شان شب در خواب، هنوز</em></p>
<p>این که احمد شاملو در این شعر سپید دغدغه روزانه خود را در خواب شبانه با تشبیهی خلاقانه به شعر کشیده است، یکی از هزاران نمونه کجاییِ منبعِ شعر است.</p>
<p><em>بهای مدرنیته دردهای روان‌پریشانه و روان‌نژندانه است. تمدن انسان را ناخشنود می­کند و بالقوه یا بالفعل در برابر جامعه قرار میدهد (منبع).</em></p>
<p>در شعر شاملو نیز دقیقا جملات بالا عیان است. شاعر از دردی روحی می‌نالد که تنیده در رویدادهای روز است.</p>
<p>در پایان با بیتی از صدرنشین غزل‌سرایان حضرت حافظ شیرازی شما را به اشعار سپید می‌سپاریم:</p>
<p>از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود            زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>سپاس از محسن موسوی</p>
<p>برای تنظیم اعتبار اشعار</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع:</p>
<p>بخش‌هایی که در پرانتز به رویگریان نسبت داده شده است، نقل قولی مستقیم از بخش‌هایی از مقدمه شیوا رویگریان در کتاب تفسیرخواب فروید است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d8%b3%d9%be%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/">چیستی شعر سپید به زبان روان‌کاوی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d8%b3%d9%be%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روان‌ تحلیل‌گری زنده، پویا و خوب است</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84%e2%80%8c%da%af%d8%b1%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d9%be%d9%88%db%8c%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84%e2%80%8c%da%af%d8%b1%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d9%be%d9%88%db%8c%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[zahra zabolipour]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 Jun 2018 17:30:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13536</guid>

					<description><![CDATA[<p>چگونه روان‌ تحلیل‌گری معاصر به شما برای کاهش درد و افزایش رضایت کمک می‌کند؟ تصویری که بسیاری از افراد از روان‌ تحلیل‌گری در ذهن دارند، مربوط به دهه‌ی ۱۹۵۰ یا حتی پیش‌تر است. با عوض شدن زمانه، روان‌ تحلیل‌گری نیز تغییر کرده است. در این مطلب، به شیوه‌هایی که روان‌تحلیل‌گری مدرن برای تازه، به روز [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84%e2%80%8c%da%af%d8%b1%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d9%be%d9%88%db%8c%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/">روان‌ تحلیل‌گری زنده، پویا و خوب است</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چگونه روان‌ تحلیل‌گری معاصر به شما برای کاهش درد و افزایش رضایت کمک می‌کند؟</p>
<p><img class=" wp-image-13082 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/03/logo.jpg" alt="روان حامی" width="101" height="86" />تصویری که بسیاری از افراد از روان‌ تحلیل‌گری در ذهن دارند، مربوط به دهه‌ی ۱۹۵۰ یا حتی پیش‌تر است. با عوض شدن زمانه، روان‌ تحلیل‌گری نیز تغییر کرده است. در این مطلب، به شیوه‌هایی که روان‌تحلیل‌گری مدرن برای تازه، به روز و مرتبط ماندن و همچنین برای کمک به مردم در جهت رهایی از علائم هیجانی دردناک، بهبود روابط فردی و فهم عمیق‌تر از خود ایجاد کرده است، اشاره می‌کنیم، با <a href="http://ravanhami.com" target="_blank" rel="noopener">روان حامی</a> همراه باشید.</p>
<p><strong><u>الگوها، نه والدین</u></strong></p>
<p>تمرکز روان‌ تحلیل‌گری مدرن بر حفر باستان‌شناسانه‌ی دوران کودکی و تعاملات با والدین در آن دوران نیست. در حقیقت، ممکن است در دوران طفولیت رویدادهای مهمی به وقوع پیوسته باشند و به محض اینکه در پروسه‌ی درمان به خاطر بیمار بیایند مورد بررسی قرار خواهند گرفت اما تمرکز اصلی بر <u>زمان حال</u> است.</p>
<p>شما به عنوان بیمار و روان‌ تحلیل‌گرتان، باهم، به دنبال الگوهایی در روابط روزانه‌ی زمان حال در محل کار یا دانشگاه می‌گردید که با ناراحتی، ترس، ناامیدی، استفاده‌ی کاهش‌یافته از پتانسیل‌هایتان و درد هیجانی در ارتباط هستند.</p>
<p>ممکن است الگوهایی وجود داشته باشند که شما از وجود آن‌ها آگاه باشید و همچنین ممکن است الگوهایی نیز باشند که بویژه در ابتدای روند درمان ناهشیارند. هدف، بررسی افکار، احساسات و اعمال است تا آن الگوهای ناهشیار شناسایی و درک شوند. وقتی این الگوها فهمیده شوند، شما برای انتخاب کردن آزادتر خواهید شد که همین موضوع منجر به افزایش لذت و خشنودی در روابط بین‌فردی، محل کار یا دانشگاه می‌شود.</p>
<p><strong><u>روان‌درمانی و روان‌ تحلیل‌گری دو چیز کاملاً</u></strong><u> </u><strong><u>متفاوت نیستند</u></strong></p>
<p>بعد متمایز کار کردن با دیدگاه روان‌تحلیل‌گرانه، تمرکز بر بررسی و زیر و رو کردن افکار، احساسات و اعمال با هدف جستجوی الگوها و معنای هیجانی آن‌ها می‌باشد. تکرار جلسات می‌تواند از یکبار در هفته تا چندین بار در هفته تغییر یابد. خط جداکننده‌ی دقیقی میان روان‌درمانی و روان‌ تحلیل‌گری در مورد تکرار جلسات وجود ندارد. روان‌تحلیل‌گری، جستجوی الگوها و معنای هیجانی آن‌هاست.</p>
<p><strong><u>تحلیل‌گران هم آدم‌اند</u></strong></p>
<p>این‌طور تصور می‌شود که روزهای یک تحلیل‌گر به ساکت ماندن مانند یک گیاه ساکن در یک گوشه می‌گذرد اما در حقیقت، تحلیل‌گران هم مثل افرادی که تحت درمان‌شان قرار می‌گیرند، آدم‌اند. صمیمت، جدیت و شوخ‌طبعی خود را پنهان نمی‌کنند.</p>
<p><strong><u>نه به مبل راحتی</u></strong><strong><u>/ </u></strong><strong><u>آری به مبل راحتی</u></strong></p>
<p>تصاویری که انتشاراتی‌ها همیشه از بیمار تحت روان‌ تحلیل‌گری نشان می‌دهند، در حالی است که وی روی مبل راحتی دراز کشیده است. بر خلاف آن تصاویر و تصور معمول، استفاده از مبل راحتی لازم نیست. تصمیم در مورد استفاده یا عدم استفاده از مبل راحتی به این بستگی دارد که آیا مبل راحتی در کاهش اختلال و حواس‌پرتی در حین تفکر و صحبت در مورد زندگی هیجانی یک فرد مفید خواهد بود یا خیر.</p>
<p><strong><u>مواردی که از قدیم تاکنون در روان‌ تحلیل‌گری تغییر نکرده‌اند</u></strong></p>
<p>سایر جنبه‌های روان‌ تحلیل‌گری که در طی زمان بی‌تغییر مانده‌اند عبارتند از:</p>
<ul>
<li>تحلیل‌گران تلاش می‌کنند به افراد کمک کنند تا از روابط بین‌فردی و شغل خود رضایت و لذت کسب کنند.</li>
<li>روان‌تحلیل‌گران برای هرکس به عنوان یک آدم منحصر به فرد احترام زیادی قائل‌اند.</li>
<li>هدف، افزایش توانایی فرد برای بیشتر در ارتباط بودن با دیگران است و اینکه همزمان بتواند خودش باشد و یک فرد جدا باشد.</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<p>روان‌تحلیل‌گری معاصر به تغییر یافتن ادامه می‌دهد و همزمان با کوشش در کمک به مردم برای کاهش رنج درونی آن‌ها در دنیای مدرن و پرمشغله‌ی امروز، تکامل می‌یابد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>۱۷ می ۲۰۱۸</p>
<p>نویسنده: فِرِد پیسونی</p>
<p>مترجم: زهرا زابلی‌پور</p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84%e2%80%8c%da%af%d8%b1%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d9%be%d9%88%db%8c%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/">روان‌ تحلیل‌گری زنده، پویا و خوب است</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84%e2%80%8c%da%af%d8%b1%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d9%be%d9%88%db%8c%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رویاها به ما کمک می‌کنند تا با دنیای درونمان ارتباط برقرار کنیم!</title>
		<link>https://ravanhami.com/%db%8c%d8%a7%d9%81%d8%aa%d9%86-%d9%85%d8%b9%d9%86%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%db%8c%d8%a7%d9%81%d8%aa%d9%86-%d9%85%d8%b9%d9%86%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[zahra zabolipour]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 17 Nov 2017 14:14:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=11821</guid>

					<description><![CDATA[<p>رویاها اهمیت خود را در درمان نیز از دست داده‌اند. با این حال، توجه به رویاها در درمان روانکاوی هنوز می‌تواند عمیقا&#8221; مؤثر واقع شود. همه‌ی انسان‌ها خواب می‌بینند و ماجراهای خصوصی شبانه‌ی ما، نشانگر چشم‌اندازی از قلمروی گسترده‌ی تخیل و تفکر خلاق است که هدیه‌ی بشر محسوب می‌شود. صحبت کردن در مورد رویاها در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%db%8c%d8%a7%d9%81%d8%aa%d9%86-%d9%85%d8%b9%d9%86%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c/">رویاها به ما کمک می‌کنند تا با دنیای درونمان ارتباط برقرار کنیم!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><div class="base-box news-box mom_box_sc_custom mom_box_sc clear " style="background-color:#f2f2f2;color:#dd0202;"> چهارم نوامبر، صد و هجدهمین سالگرد انتشار شاهکار <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%c2%ad%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">زیگموند فروید</a>، یعنی کتاب &#8220;تفسیر رویاها&#8221; بود. کتابی که اهمیت رویاها در رابطه با زندگی روزمره‌ را نشان می‌دهد. آیا پس از بیشتر از یک قرن، آثار فروید همچنان معنادار باقی خواهند ماند؟ ارزش تفسیر رویاها در زندگی معاصر چیست؟ فروید به ما آموخت که تصاویر موجود در رویا می‌توانند به ما کمک کنند تا بر افکار، احساسات و خواسته‌هایمان تمرکز و با آن‌ها ارتباط برقرار کنیم. امروزه، فرهنگ ما به طور گسترده‌ای از دنیای درونی رویگردان شده و به دنیای بیرونیِ فیلم، و  دنیای مجازی در انواع دستگاه‌های هوشمند روی آورده است. اگرچه تصاویر موجود در رویا نسبت به تصاویر موجود در دستگاه‌های هوشمند بسیار کم رنگ‌تر هستند، اما تمرکز زیاد بر دنیای بیرونی باعث شده که افراد ارتباط با دنیای درونی خود را از دست بدهد. در ادامه با <a href="http://www.ravanhami.com">روان‌حامی </a>همراه باشید. </div>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><img class=" wp-image-11653 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120-5.jpg" alt="" width="103" height="103" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120-5.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120-5-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 103px) 100vw, 103px" />رویاها اهمیت خود را در درمان نیز از دست داده‌اند. با این حال، توجه به رویاها در درمان روانکاوی هنوز می‌تواند عمیقا&#8221; مؤثر واقع شود. همه‌ی انسان‌ها خواب می‌بینند و ماجراهای خصوصی شبانه‌ی ما، نشانگر چشم‌اندازی از قلمروی گسترده‌ی تخیل و تفکر خلاق است که هدیه‌ی بشر محسوب می‌شود. صحبت کردن در مورد رویاها در روان‌درمانی یکی از ارزشمندترین و در عین حال، ویرانگرترین کارهاست چراکه:</p>
<p style="text-align: center;"><strong><span style="color: #800000;">تحلیل رویا، بر زندگی کردن در فرهنگی که در آن جهان تجربه‌های درونی بی‌ارزش است، استوار است.</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;">رویاها، حتی بدون کمک یک روان‌درمانگر، برای فردی که خواب می‌بیند مساعدت رایگان محسوب می‌شوند. رویاها دارای زمینه‌ای از تجربیات روزانه هستند، ایده‌ها، افکار و خاطرات فرد را بسط می‌دهند، تمرینی برای آینده هستند، فرد را برای مشکلات پیشِ رو آماده می‌کنند و آسیب‌ها را بهبود بخشیده و یا بازسازی می‌کنند، منجر به یادآوری افراد، مکان‌ها و تجربیات گم‌شده می‌شوند، به تصور پیامدهای مختلف کمک می‌کنند، راه‌های نرفته را جستجو می‌کنند و به بیننده‌ی رویا کمک می‌کنند تا افکار تابو را بدون وجود هیچ تماشاگر، قضاوت‌گر یا منتقدی بررسی کند.</p>
<p style="text-align: justify;">رویاهای ما می‌توانند خواسته‌هایی را که در زندگی دردناک و دشوار برآورده نمی‌شوند، برآورده کنند. آنها می‌توانند تصاویری در مورد اوقات بهتر یا بدتر از شرایط موجود، در جهت حفظ تعادل زندگی هوشیار ما بیافرینند. و از همه مهم‌تر،</p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong>رویاها نگاهی اجمالی هستند به:</strong></span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong> توانایی‌های ذهنی ما برای بازی، تخیل، یادآوری و حتی آن روی بی‌معنی، مسخره، غیرمنطقی و دیوانه‌وارِ هستی بشر.</strong></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify;">ممکن است رویاها ما را بترسانند ولی اغلب به ما می‌آموزند که همیشه منتظر تجربه‌ی کابوس‌های غیرقابل تحمل باشیم و بتوانیم آن را به یادآوریم و از آن‌ها بگذریم.</p>
<p style="text-align: justify;">برای بهره‌مندی از این مزایا، لزومی ندارد که حتما&#8221; رویاها را به خاطر داشته باشید یا در طی درمان روی آن‌ها کار کنید چراکه تنها حدود ۱۰ درصد از رویاهای ما، یادمان می‌مانند. به نظر می‌رسد که طبیعت این طور اراده کرده که ما انسان‌ها خواب ببینیم اما لزومی ندارد تمام آن ماجراهای شبانه را صبح روز بعد به یاد آوریم. شاید در طول روز به اندازه کافی مسائلی هست که بخواهیم هوشیارانه به آن‌ها فکر کنیم و دیگر جایی برای ذهنیات غیرمنطقی و رویایی ما باقی نمی‌ماند.</p>
<p style="text-align: justify;">اگرچه لازم نیست حتما رویاها را به خاطر داشته باشید تا از مزایای آنها بهره‌مند شوید، رویاهایی که گه‌گاه به یادمان می‌آیند می‌تواند برای زندگی روزمره ما مفید واقع شوند و در تفکر در مورد کارکردهای درونی‌مان به ما کمک کنند. اگر می‌خواهید رویاهای خود را بررسی کنید و ببینید که آن‌ها چگونه می‌توانند کمک رایگان خود را به شما ارائه دهند، به ایده‌های زیر توجه کنید:</p>
<ul style="text-align: justify;">
<li>کمی بخوابید.</li>
<li>به محض اینکه از خواب بیدار شدید به سراغ تلویزیون یا گوشی هوشمند خود نروید.</li>
<li>رویاهایتان را بنویسید، قبل از اینکه آنها به دنیای خود فرار کنند.</li>
<li>اجازه دهید رویاهایتان در طول روز در ذهن شما بچرخند.</li>
<li>آرام باشید و سعی کنید به ذهن رویابافتان که ممکن است با سرعت کامپیوتر کار نکند، احترام بگذارید.</li>
<li>ذهنتان را تنها برای پیدا کردن معنای رویاها محدود نکنید.</li>
</ul>
<p style="text-align: justify;">بیشتر رویاها دارای معانی متعددی هستند. بنابراین به جای اینکه یک معنی خاص را جستجو کنید، این پنج سوال را از خودتان بپرسید:</p>
<ul style="text-align: justify;">
<li><strong><span style="color: #ff0000;">این رویا چه احساسی در شما ایجاد کرد؟</span></strong></li>
<li><strong><span style="color: #ff0000;">این رویا شما را به یاد چه چیزی انداخت؟</span></strong></li>
<li><strong><span style="color: #ff0000;">آیا این رویا تلاش می‌کند چیزی ارزشمند در مورد روز قبل یا روز بعد به شما بگوید؟</span></strong></li>
<li><strong><span style="color: #ff0000;">آیا افراد، حیوانات یا ارواح موجود در رویا اهمیت خاصی برای شما دارند؟</span></strong></li>
<li><strong><span style="color: #ff0000;">و چرا سعی دارند با شما ارتباط برقرار کنند؟</span></strong></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;">باید از زیگموند فروید برای آوردن حیرت، سحر و جادو، و واقعیتِ رویاها به دوران مدرن ما تشکر کنیم. روانکاوهای معاصر ممکن است چیزهایی به نظریه‌های تفسیر رویا اضافه کنند، از آن‌ها بکاهند یا آن‌ها را بازی تلقی کنند، اما کار انقلابی فروید همچنان به تبیین چگونگی درک ما از اهمیت رویاها ادامه خواهد داد. تأثیر این کار بزرگ نباید دست کم گرفته شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نویسنده: پاول لیپمن</p>
<p>مترجم: زهرا زابلی‌پور</p>
<p style="text-align: center;">با <a href="http://www.ravanhami.com">روان‌حامی </a>همراه باشید</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام<a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener"> ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%db%8c%d8%a7%d9%81%d8%aa%d9%86-%d9%85%d8%b9%d9%86%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c/">رویاها به ما کمک می‌کنند تا با دنیای درونمان ارتباط برقرار کنیم!</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%db%8c%d8%a7%d9%81%d8%aa%d9%86-%d9%85%d8%b9%d9%86%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%a7%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آیا بیماران هنوز هم در جلسات روان‌درمانی روی مبل راحتی دراز می‌کشند؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a8%d9%84-%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a8%d9%84-%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[zahra zabolipour]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Oct 2017 19:19:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=11585</guid>

					<description><![CDATA[<p>&#160; چرا باید از مبل راحتی استفاده کرد؟ بیش از یک قرن پس از آنکه استفاده از مبل راحتی برای اولین بار توسط فروید معرفی شد، همچنان حس کنجکاوی و تمسخر را برمی‌انگیزد. فروید در اوایل دهه‌ی ۱۹۰۰، برای گذر کردن از روش معتبر هیپنوتیزم به روش متقابل (دو جانبه‌ی) تداعی آزاد، شروع به استفاده [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a8%d9%84-%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa%db%8c/">آیا بیماران هنوز هم در جلسات روان‌درمانی روی مبل راحتی دراز می‌کشند؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class="alignnone  wp-image-11527 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120-3.jpg" alt="" width="91" height="91" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120-3.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120-3-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 91px) 100vw, 91px" /></p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_custom mom_box_sc clear " style="background-color:#f2f2f2;color:#dd0202;">مبل راحتی به نماد روانکاوی در کاریکاتور‌ها، تلویزیون و فیلم‌ها تبدیل شده است. با این حال، تمام درمانگران، و یا حتی همه‌ی روانکاوها، از مبل راحتی استفاده نمی‌کنند. هنگامی که شما برای اولین بار با یک درمانگر مشاوره کنید، بعید است که وی از همان ابتدا استفاده از مبل راحتی را پیشنهاد کند. استفاده از مبل راحتی، رویکردی است که برای برخی از بیماران مناسب است. در حالی که برخی از متخصصان سلامت روان در اتاق‌هایی که مبل راحتی داشته باشند روان‌درمانی انجام می‌دهند، تنها روانکاوها به طور گسترده‌ای برای استفاده از مبل راحتی آموزش دیده‌اند. در ادامه با روان‌حامی همراه باشید. </div>
<hr />
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>چرا باید از مبل راحتی استفاده کرد؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">بیش از یک قرن پس از آنکه استفاده از مبل راحتی برای اولین بار توسط <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae/" target="_blank" rel="noopener">فروید </a>معرفی شد، همچنان حس کنجکاوی و تمسخر را برمی‌انگیزد.</p>
<p style="text-align: justify;">فروید در اوایل دهه‌ی ۱۹۰۰، برای گذر کردن از روش معتبر هیپنوتیزم به روش متقابل (دو جانبه‌ی) تداعی آزاد، شروع به استفاده کردن از مبل راحتی نمود. فروید همانند بسیاری از متخصصان پس از او، آموخت که تعاملات بیمار و روانکاو هنگامی عمیق‌تر می‌شوند که هر دوی آنها از محدودیت‌های ناشی از نگاه کردن به هم رها شوند. چراکه در این صورت هر دوی آنها فرصت دارند تا ذهن خود را در رابطه با یکدیگر آزاد بگذارند.</p>
<p style="text-align: justify;">هنگامی که بیماران از مبل راحتی استفاده می‌کنند، اغلب اینگونه اظهار نظر می‌نمایند: &#8220;این که بتوانم آنچه در ذهنم می‌گذرد را بدون نگرانی در مورد واکنش‌هایم بیان کنم، بسیار آزادانه است&#8221;. روی مبل راحتی، بیماران از اشارات ناخودآگاهی که ما اغلب در تعاملات چهره به چهره برای هدایت افکار خود بر آنها تکیه می‌کنیم آزاد هستند. ما اغلب، رفتار خود را با توجه به پاسخ‌هایی که در دیگران ایجاد می‌کنیم، تنظیم می‌نماییم. مبل راحتی، اساسا&#8221; وسیله‌ای است برای آزادی شخصی؛ آزادی از محدودیت‌های معمول اجتماعی که مانع از آگاهی ما از خودمان می‌شوند؛ این آگاهی از خود، ما را از تخیل کردن منحرف می‌کند. همچنین، استفاده از مبل راحتی منجر به آزاد شدن از نوعی اجتماعی بودن سطحی می‌شود که می‌تواند مانع از ایجاد صداقتی عمیق‌تر شود.</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>آیا استفاده از مبل راحتی واقعا مؤثر است؟</strong></p>
<p style="text-align: justify;">بیماری، به این دلیل روان‌درمانی را آغاز کرد زیرا متوجه شده بود که اخیرا&#8221; در رابطه با شوهرش که او را عمیقا&#8221; دوست می‌داشت، بسیار خودش را سرزنش می‌کند. او به دنبال درمان بود تا بفهمد چرا اینطور شده. او اظهار داشت: &#8220;هر کاری که می‌کنم، خودم را به خاطر اینکه به اندازه کافی خوب نبوده‌ام سرزنش می‌کنم.&#8221; پس از چندین جلسه درمان، او به این نتیجه رسید که این حس مزمن ارزیابی انتقادی به تربیت او مربوط است. در تصور او، مادرش مدام از او انتقاد می‌کرد. بعدها او متوجه شد در حالی که مادرش در حقیقت گاهی اوقات خشن می‌شد، تصویر درونی او از مادرش، تاریک‌تر از واقعیت مادرش بود. مادری که در تصوراتش همیشه از او می‌ترسید، با مادر واقعی او متفاوت بود.</p>
<p style="text-align: justify;">او خیلی زود تحت روان‌درمانی قرار گرفت و کم‌کم احساس آزادی بیشتری نمود بنابراین خودش را کم‌تر سرزنش می‌کرد. او به گرمی صحبت و از بینش‌های من قدردانی می‌کرد. پس از مدتی، او دچار احساس ناراحتی و به طور فزاینده‌ای ساکت شد. یک روز، به مبل راحتی نگاه کرد و گفت: &#8220;مردم وقتی روی این مبل می‌نشینند واقعا&#8221; دیگر دروغ نمی‌گویند. اینطور نیست؟&#8221;</p>
<p style="text-align: justify;">من به معذب بودن اخیر وی اشاره کردم و درباره‌ی کنجکاوی‌اش راجع به مبل راحتی صحبت کردیم. او در مورد مبل راحتی به صورت آنلاین مطالعه کرده بود اما از اینکه بپذیرد علاقه دارد یک بار آن را امتحان کند خجالت می‌کشید. او کنجکاو بود بداند مبل راحتی چگونه کار می‌کند و چقدر با درمان چهره به چهره ما متفاوت است. من از او پرسیدم که آیا افکاری مبنی بر اینکه اگر به من نگاه نکند راحت‌تر صحبت خواهد کرد دارد یا نه؟</p>
<p style="text-align: justify;">در درمان چهره به چهره، بیمار از بیان افکار خود احساس معذب بودن می‌کرد. اگرچه او از موضع غیرقضاوتی من قدردانی کرده بود، باز هم از صحبت کردن درباره احساسات خصوصی‌اش احساس شرم می‌کرد. او احساس می‌کرد همانطور که خودش شوهرش را  قضاوت می‌کند، من هم او را قضاوت خواهم کرد. همانطور که معلوم شد، حوزه‌هایی از زندگی او بود که عمدا&#8221; مخفی نگه داشته بود. اینها مسائلی بودند که او در موردشان عمیقا&#8221; احساس ناراحتی و شرم داشت. مبل راحتی به او کمک کرد تا احساس آزادتری داشته باشد و بتواند منابع شرم خود را پیدا کند.</p>
<p style="text-align: justify;">بیمار: &#8220;اکنون می‌توانم همه‌ی چیزهایی را که نمی‌توانستم چهره به چهره به شما بگویم، مطرح کنم. مدتی است که می‌خواهم به شما بگویم از کراوات‌هایتان خوشم نمی‌آید، اما هرگز جرأت نمی‌کردم. &#8220;</p>
<p style="text-align: justify;"><strong>آیا درباره مبل راحتی کنجکاو هستید؟ در اینجا برخی از ملاحظات مطرح شده‌اند:</strong></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li>از مبل راحتی زمانی استفاده می‎شود که بیمار احساس آمادگی کند، هیچ اجباری در این مورد وجود ندارد.</li>
<li>برای استفاده از مبل راحتی &#8220;روش درست یا غلط&#8221; وجود ندارد. این تجربه برای هر بیمار متفاوت است.</li>
<li>مبل راحتی منجر به ایجاد سطوحی از صداقت می‌شود که می‌تواند زندگی شما را تازه کند.</li>
<li>مبل راحتی &#8220;پذیرش خود&#8221; را تسهیل کرده و بازداری را کاهش می‌دهد.</li>
<li>مبل راحتی محلی برای آزادی است؛ برای کشف جنبه‌های عمیق‌تری از درد و احساساتتان.</li>
</ul>
<p style="text-align: justify;">اگر می‌بینید که افکار صادقانه خود را از درمانگرتان مخفی می‌کنید، احساس می‌کنید گیر کرده‌اید یا می‌خواهید انگیزه‌های ناخودآگاه را باز کنید، شاید دراز کشیدن روی مبل راحتی تنها چیزی است که بدان نیاز دارید.</p>
<p style="text-align: justify;">نویسنده: دکتر سوزان کولاد</p>
<p style="text-align: justify;">مترجم: زهرا زابلی‌پور</p>
<p style="text-align: justify;">۲۰ اکتبر ۲۰۱۷</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام<a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener"> ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a8%d9%84-%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa%db%8c/">آیا بیماران هنوز هم در جلسات روان‌درمانی روی مبل راحتی دراز می‌کشند؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%a8%d9%84-%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d8%aa%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>یالوم در درمان و معنا (گزیده‌ای از مصاحبه با اروین یالوم)</title>
		<link>https://ravanhami.com/%db%8c%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%86%d8%a7/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%db%8c%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%86%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[الهام احمدی]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 11 Oct 2017 15:48:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انتهای زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=11245</guid>

					<description><![CDATA[<p>من شانس این را داشته‌ام که چند باری با اروین یالوم صحبت کنم و بعضی از این صحبت‌ها راجع به درمان و معنا بود. مصاحبه‌ها معمولا حول محور مشخصی است، اما مانند خیلی از مصاحبه‌ها، بعضی از بهترین قسمت‌های بحث، خارج از موضوع اصلی بود. در اینجا گزیده‌ای از این موضوعات را آورده‌ام که فکر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%db%8c%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%86%d8%a7/">یالوم در درمان و معنا (گزیده‌ای از مصاحبه با اروین یالوم)</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="معنا" width="114" height="114" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 114px) 100vw, 114px" />من شانس این را داشته‌ام که چند باری با <a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86-%db%8c%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%af%d9%87%d8%af/">اروین یالوم </a>صحبت کنم و بعضی از این صحبت‌ها راجع به درمان و معنا بود. مصاحبه‌ها معمولا حول محور مشخصی است، اما مانند خیلی از مصاحبه‌ها، بعضی از بهترین قسمت‌های بحث، خارج از موضوع اصلی بود. در اینجا گزیده‌ای از این موضوعات را آورده‌ام که فکر می‌کنم ارزش شنیدن دارند.</p>
<p>اگر شما با او آشنا نیستید، دکتر یالوم استاد بازنشسته دانشگاه استنفورد و نویسنده کتاب‌های غیر داستانی متعددی از جمله <strong>تمرین‌ها و نظریه‌های روان درمانی گروهی</strong>، <strong>دژخیم عشق</strong> و کتاب مورد علاقه کلاس درس من، یعنی <strong>هنر درمان</strong> است. او همچنین با استفاده از استعداد نویسندگی‌اش در نوشتن کتاب‌های داستانی مثل <strong>دروغگویی روی مبل</strong>، <strong>وقتی نیچه گریست</strong> و <strong>مسئله اسپینوزا</strong>، مسائل روان شناختی را به عامه مردم ارائه کرد. او علاوه بر نویسنده بودن، یک سخنرانران بزرگ نیز هست.</p>
<p>با خواندن کتاب‌های او و شنیدن سخنرانی‌هایش، متوجه می‌شویم که چرا به او پدر روان‌ درمانی مدرن می گویند. گرمی، همدلی و توجه دائمی او به اینجا و اکنون، باعث شده که او یک سخنران عالی در حوزه خود باشد.</p>
<ul>
<li><strong>بعد از خواندن کتاب هنر درمان با دانشجوهایم، من به آن‌ها این فرصت را دادم که سوالی بنویسند و به آن‌ها قول دادم که بهترین‌ها را از شما می‌پرسم.</strong></li>
</ul>
<p>حتی نمی‌توانم حدس بزنم که آن‌ سوال ها چه چیزی خواهند بود!</p>
<ul>
<li><strong>فکر می‌کنید به طور کلی چه چیزی در برنامه‌های <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%db%8c%da%a9-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d9%85%d8%a7/">بالینی </a>از قلم افتاده؟ ما چه چیز‌هایی را به دانشجو‌هایمان یاد نمی‌دهیم؟</strong></li>
</ul>
<p>من اخیرا بیشتر و بیشتر درباره آینده روان درمانی نگران هستم. من در دانشکده پزشکی دانشگاه استنفورد تدریس می‌کنم و هر جایی را که نگاه می‌کنم، این رویکرد ماشینی درمان شناختی رفتاری را می‌بینم. من قبول دارم که <a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/">CBT </a>جایگاه ویژه خودش را دارد و ارزشمند است، اما احساس می‌کنم که اگر بخواهم بیمارانم را به یک <a href="http://ravanhami.com/5-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%db%8c%da%a9-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c/">درمانگر </a>خردمند ارجاع بدهم، تعداد آن‌ها محدود است. تعدادی زیادی از آن‌ها وجود ندارند که از بیماران بخواهند که به اعماق خود بروند. زمانی که به برنامه‌های آموزشی نگاه می کنم، واقعا نگران می شوم که نکند روزی تمام این‌ها از بین برود. بنابراین سعی می کنم نوشتن را ادامه بدهم و این کتاب‌ها را تا جایی که ممکن است در دسترس دانشجو‌ها بگذارم.</p>
<p>ما امروزه به دانشجو‌هایمان اهمیت رابطه با دیگران را نمی‌آموزیم: اینکه چگونه با دیگران کار کنند، اینکه دلایل آسیب‌های ارتباطی چه چیز‌هایی هستند، اینکه چگونه خودآگاه خود را کشف کنند، چگونه از دنیای درونشان مطلع شوند و چگونه رویاهایشان را بررسی کنند. همه این روش‌های <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%8a-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%88%db%8c%d8%b4%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%d9%8a/">روان پویایی</a> به آن‌ها آموزش داده نمی‌شود. تدریس این مطالب سخت است. یاد دادن CBT بسیار ساده تر از این‌هاست. و همچنین این بخاطر این مسئله است که ما به شدت شیفته رویکرد تجربی شده‌ایم و می‌خواهیم برای هر کاری که انجام می‌دهیم تایید تجربی داشته باشیم. این دیدگاه بعد از مدتی احمقانه می‌شود، چون کیفیت کار‌هایی که ما انجام می دهیم خیلی پیچیدست و انجام این کار ممکن نیست. با این حال، مطالعات جدید  نشان می‌دهند ۲۰ تا ۲۴ جلسه درمان روان‌پویایی تاثیر برابری دارد، یا حتی بیشتر، چون اثرات طولانی مدت‌تری دارد. این مطالعات جدید توسط شدلر انجام شده.</p>
<p>&nbsp;</p>
<ul>
<li><strong>شما می گویید که در گذشته تاکید بیشتری برعوامل درونی و روابط بوده ولی امروز بیش از حد طبق قواعد و دستور‌العمل‌ها اقدام می کنیم.</strong></li>
</ul>
<p>بله دقیقا همینطور است. وقتی که سال های پیش در <a href="http://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b2%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3%db%8c%da%a9-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/">استنفورد </a>بودم، یک کلینیک بیماران سرپایی با ۳۰ گروه – که همه آن‌ها دانشجویانم بودند &#8211;  داشتم. اگر در آن زمان تمام گروه‌های کالیفرنیای شمالی را می شمردید، تعدادشان به ۳۰ تا نمی‌رسید. ۳۰ گروه برای یک کلینیک تعداد خیلی زیادی است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<ul>
<li><strong>شما در یک یاداشت اگزیستانسیال گفته‌اید که معضل بی معنایی به نوعی از مشغولیت سرچشمه می‌گیرد. سوال من اینجاست که افراد چگونه به تعهدات و فعالیت‌هایشان بپردازند وقتی که مشغولیت بی معنا بنظر می رسد؟</strong></li>
</ul>
<p>من اخیرا در حال نوشتن درباره یکی از بیمارانم هستم که در حال احتضار است. او به شدت افسرده شده. یک روز او به من گفت که تصمیم گرفته که برای دوستان و آشنایانش «پیشگام <a href="http://ravanhami.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%85%d9%81%d9%87%d9%88%d9%85-%d9%85%d8%b1%da%af-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86/">مرگ</a>» باشد. من فکر می‌کنم پیشگام مرگ اصطلاح فوق العاده‌ای است. و چیزی که در این میان خیلی مهم است، از نظر من این است که این هدف تا آخرین لحظه زندگی‌اش را پر از معنا می‌کند. او کاری معنادار انجام می دهد. من فکر می‌کنم که همه انواع معنا از خود فرد فراتر می‌روند. معنا‌ها به نسل های دیگر و افراد دور و برمان، فرزندان و خانواده‌مان پیوند می‌خورند. ما چیزی را از خود دریغ می کنیم تا آن‌را به دیگران بدهیم. من فکر می کنم این چیزی است که زندگی‌مان را پر از معنا می‌کند و شما باید خود و زندگی‌تان را گسترش بدهید و کاری را که می توانید، برای دیگران انجام دهید.</p>
<p>&#8212;&#8211;</p>
<p>با تشکر ویژه از دانشجویانم <strong>باربد سلیمی</strong> و <strong>دیوید چوی</strong> برای آماده کردن این سوالات.</p>
<p>سال ۲۰۱۳</p>
<p>نویسنده: رایان هاز (PhD)</p>
<p>منبع: <a href="https://www.psychologytoday.com/blog/in-therapy/201303/yalom-therapy-and-meaning">Yalom on Therapy and Meaning</a></p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear "><img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<div class="post-tags"></div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%db%8c%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%86%d8%a7/">یالوم در درمان و معنا (گزیده‌ای از مصاحبه با اروین یالوم)</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%db%8c%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%86%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش آخر]</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[محمدامین موفق]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 13 Aug 2017 14:45:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی نامه]]></category>
		<category><![CDATA[زیگموند فروید]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=10508</guid>

					<description><![CDATA[<p>ابتدا نظریه فروید بر مبنای شهودی تدوین شد و از تجربیات و خاطرات خودش به دست آمد. او از طریق کار با بیماران، بررسی تجربیات و خاطرات کودکی آنها از راه موردپژوهی و تحلیل رؤیا، نظریه خود را در طرح کلی منطقی‌تر و تجربی ساخت. او از این مواد، تصویر منسجمی از رشد شخصیت فرد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش آخر]</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1"><img class=" wp-image-7470 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="114" height="114" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 114px) 100vw, 114px" />ابتدا</span> <span class="s1">نظریه</span> <span class="s1">فروید</span> <span class="s1">بر</span> <span class="s1">مبنای</span> <span class="s1">شهودی</span> <span class="s1">تدوین</span> <span class="s1">شد</span> <span class="s1">و</span> <span class="s1">از</span> <span class="s1">تجربیات</span> <span class="s1">و</span> <span class="s1">خاطرات</span> <span class="s1">خودش</span> <span class="s1">به</span> <span class="s1">دست</span> <span class="s1">آمد</span><span class="s2">. </span><span class="s1">او</span> <span class="s1">از</span> <span class="s1">طریق</span> <span class="s1">کار</span> <span class="s1">با</span> <span class="s1">بیماران،</span> <span class="s1">بررسی</span> <span class="s1">تجربیات</span> <span class="s1">و</span> <span class="s1">خاطرات</span> <span class="s1">کودکی</span> <span class="s1">آنها</span> <span class="s1">از</span> <span class="s1">راه</span> <span class="s1">موردپژوهی</span> <span class="s1">و</span> <span class="s1">تحلیل</span> <span class="s1">رؤیا،</span> <span class="s1">نظریه</span> <span class="s1">خود</span> <span class="s1">را</span> <span class="s1">در</span> <span class="s1">طرح</span> <span class="s1">کلی</span> <span class="s1">منطقی</span><span class="s3">‌</span><span class="s1">تر</span> <span class="s1">و</span> <span class="s1">تجربی</span> <span class="s1">ساخت</span><span class="s2">. </span><span class="s1">او</span> <span class="s1">از</span> <span class="s1">این</span> <span class="s1">مواد،</span> <span class="s1">تصویر</span> <span class="s1">منسجمی</span> <span class="s1">از</span> <span class="s1">رشد</span> <span class="s1">شخصیت</span> <span class="s1">فرد</span> <span class="s1">و</span> <span class="s1">فرایندها</span> <span class="s1">و</span> <span class="s1">کارکردهای</span> <span class="s1">آن</span> <span class="s1">طراحی</span> <span class="s1">کرد</span><span class="s2">. </span> با<span class="s4"> <a href="http://ravanhami.com"><span class="s5">روان</span> <span class="s5">حامی</span></a> </span>همراه باشید<span class="s4">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><b>اوج</b><b> </b><b>موفقیت</b><b> </b></p>
<p class="p1" dir="rtl">وقتی نظریهٔ فروید از طریق مقالات و کتاب<span class="s7">‌</span>های منتشر شده و مقالاتی که در جلسات علمی ارایه شدند، معروف شد، گروهی از پیروان را جلب کرد که هفته<span class="s7">‌</span>ای یک بار با او ملاقات می<span class="s7">‌</span>کردند تا از نظام تازهٔ او آگاه شوند<span class="s4">. </span>موضوع اولین جلسهٔ آنها روان<span class="s7">‌</span>شناسی سیگار سازی بود<span class="s4">. </span>یک نویسنده، به این گروه با عنوان<span class="s4"> «</span>مجموعه ای از روان رنجورهای حاشیه<span class="s7">‌</span>ای<span class="s4">» </span>درجهٔ دو اشاره کرد<span class="s4">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">آنا دختر فروید، این پیروان اولیه را با قدری بلند نظری توصیف کرد<span class="s4">: «</span>افراد نامتعارف و شکاکی که از محدودیت<span class="s8">‌</span>های تحمیل شده بر دانش ناخشنود بودند؛ در بین آن<span class="s8">‌</span>ها افراد عجیب و غریب و خیالباف<span class="s4">.»</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">کارل یونگ و آلفرد آدلر که بعداً از فروید جدا شدند تا نظریه<span class="s7">‌</span>های خودشان را به وجود آورند، از جملهٔ این پیروان بودند<span class="s4">. </span>فروید آن<span class="s8">‌</span>ها را خیانتکاران به آرمان دانست و هرگز آنها را به خاطر زیر سؤال بردن رویکردش به روانکاوی نبخشید<span class="s4">. </span>او در شام خانوادگی، از بی<span class="s7">‌</span>وفایی پیروانش شکایت کرد<span class="s4">. </span>خالهٔ او گفت<span class="s4"> «</span>زیگی مشکل تو این است که اصلاً مردم را درک نمیکنی<span class="s4">».</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">فروید در خانه، زندگی منضبط و خشکی داشت<span class="s4">. </span>عروس او اظهار داشست که<span class="s4"> «</span>خانوادهٔ فروید، غذای هنگام ظهر داشت، غذای اصلی در وین، و سر ساعت یک، خواه جنگ باشد یا نباشد، مجبورید به موقع آنجا باشید، در غیر این صورت غذا نمیخورید<span class="s4">».</span>در سال ۱۹۰۹، جامعهٔ روان<span class="s8">‌</span>شناسی آمریکا رسماً فروید را تأیید کرد<span class="s4">. </span>از او دعوت شد تا در دانشگاه کلارک واقع در شهر ورسستر، ایالت ماساچوست یک رشته سخنرانی ایراد کند و مدرک دکترای افتخاری بگیرد<span class="s4">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">گرچه فروید از این افتخار خوشحال بود، ولی ایالات متحده را دوست نداشت و از غیررسمی بودن، غذای بد، و کمبود توالت<span class="s7">‌</span>های آن شاکی بود<span class="s4">. </span>با اینکه او به مدت چند سال قبل از دیدار خود از آمریکا، دچار مشکلات معدی<span class="s4">&#8211;</span>روده<span class="s7">‌</span>ای بود، اما<span class="s4"> «</span>دنیای جدید<span class="s4"> (</span>آمریکا<span class="s4">) </span>را به خاطر مشکل گوارش خود سرزنش کرد<span class="s4">».</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">در ایالات متحده از نظام روانکاوی فروید به گرمی استقبال شد<span class="s4">. </span>دو سال بعد از دیدار او، پیروان آمریکایی، انجمن روانکاوی آمریکا و انجمن روانکاوی نیویورک را دایر کردند<span class="s4">. </span>ظرف چند سال بعد، در بوستون، شیکاگو، و واشنگتن دی<span class="s4">. </span>سی<span class="s4">.</span>، انجمنهای روانکاوی تأسیس شدند<span class="s4">.</span></p>
<p class="p3" dir="rtl">در سال ۱۹۲۰، تنها ۱۱ سال بعد از سفر فروید به آمریکا، بیش از ۲۰۰ کتاب دربارهٔ روانکاوی منتشر شده بودند<span class="s4">. </span>مجله های عمدهٔ ایالات متحده مانند<span class="s8">:</span> لیدیز هوم جورنال، نیو ریپابلیک و تایم مقالاتی را درباره فروید منتشر کردند. کتاب های مراقبت از نوزاد و کودک بسیار موفق دکتر بنجامین اسپاک، که بر پرورش چندین نسل از کودکان آمریکا تأثیر داشتند، بر آموزه های فروید استوار بودند<span class="s4">. </span></p>
<p class="p3" dir="rtl">کار فروید در زمینهٔ رؤیاها، الهام بخش ترانه معروفی بود که این مصراع را دربر داشت<span class="s4">: «</span>به من نگو که دیشب چه خوابی دیدی<span class="s4"> &#8211; </span>زیرا من فروید را خوانده<span class="s8">‌</span>ام<span class="s4">». </span>امکان دارد که آمریکا فروید را مریض کرده باشد<span class="s4"> (</span>به طوری که او ادعا کرد<span class="s4">) </span>اما برای وی شهرت جهانی ارمغان آورد<span class="s4">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">در طول دههٔ ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، فروید به اوج موفقیت خود رسید، اما در همان زمان، سلامتی او به طور جدی تحلیل رفت<span class="s4">. </span>او از سال ۱۹۲۳ تا ۱۶ سال بعد که زمان مرگش بود، تحت ۳۳ عمل جراحی برای سرطان دهان قرار گرفت<span class="s4"> (</span>او روزی ۲۰ سیگار برگ می کشید<span class="s4">). </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">قسمت<span class="s7">‌</span>هایی از سقف دهان و فک او برداشته شدند و همواره درد می کشید و برای تسکین آن از مصرف دارو خودداری می کرد<span class="s4">. </span>او تحت درمانهای اشعهٔ<span class="s4"> X </span>و عقیم سازی<span class="s4"> (</span>وازکتومی<span class="s4">) </span>نیز قرار گرفت که برخی پزشکان تصور می کردند از پیشروی سرطان جلوگیری میکند<span class="s4">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">وقتی نازیها در سال ۱۹۳۳ در المان به قدرت رسیدند، با سوزاندن علنی کتاب<span class="s7">‌</span>های فروید به همراه کتاب<span class="s8">‌</span>های سایر به اصطلاح دشمنان حکومت، مانند آلبرت انیشتین فیزیکدان و ارنست همینگوی نویسنده، احساسات خود <span class="s9">را</span> ابراز کردند<span class="s4">. «</span>عجب پیشرفتی می کنیم<span class="s4">. </span>آن<span class="s8">‌</span>ها در قرون وسطا مرا می سوزاندند؛ اکنون به سوزاندن کتابهایمرضایت می دهند<span class="s4">»(</span>نقل شده از فروید در جونز، ۱۹۵۷، ص ۱۸۲<span class="s4">).</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">درسال۱۹۳۸،نازی<span class="s7">‌</span>ها اتریش را اشغال کردند، ولی فروید با وجود اصرار دوستانش، از ترک کردن وین خودداری کرد<span class="s4">. </span>چند بار دسته<span class="s7">‌</span>های نازی به خانه او هجوم بردند<span class="s4">. </span>بعد از اینکه آنا، دختر فروید دستگیر شد، فروید رضایت داد که اتریش را به مقصد لندن ترک کند<span class="s4">. </span>چهار تن از خواهران او در اردوگاه کار اجباری نازی<span class="s7">‌</span>ها مردند<span class="s4">. </span>سلامتی فروید به نحو چشمگیری تحلیل رفت، ولی او از لحاظ عقلانی هوشیار ماند و تقریباً تا آخرین روز زندگی خود به کار کردن ادامه داد<span class="s4">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">فرویددراواخرسپتامبر۱۹۳۹بهپزشکخودمکسشورگفت<span class="s4">: «</span>اکنون زندگی چیزی جز شکنجه نیست و<span class="s4"><span class="Apple-converted-space">  </span></span>دیگر معنایی ندارد<span class="s4">». </span>دکتر قول داده بود که اجازه نخواهد داد فروید بی<span class="s7">‌</span>جهت درد بکشد<span class="s4">. </span>او ظرف ۲۴ ساعت بعد، سه تزریق مورفین تجویز کرد که هر مقدار بیشتر از اندازهٔ لازم برای تسکین درد بود و بدین ترتیب به سال<span class="s7">‌</span>های طولانی رنج و عذاب او خاتمه داد<span class="s4">.</span></p>
<p class="p5" dir="rtl"><span class="s10">منبع</span><span class="s11">: <a href="https://www.adinehbook.com/gp/product/9646184480"><span class="s5">کتاب</span> <span class="s5">نظریه</span><span class="s12">‌</span><span class="s5">های</span> <span class="s5">شخصیت</span></a></span></p>
<blockquote data-secret="RnjEzhB7qd" class="wp-embedded-content"><p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش اول]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/embed/#?secret=RnjEzhB7qd" data-secret="RnjEzhB7qd" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش اول]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<blockquote data-secret="r4pLEKnGpq" class="wp-embedded-content"><p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش دوم]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/embed/#?secret=r4pLEKnGpq" data-secret="r4pLEKnGpq" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش دوم]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<blockquote data-secret="MNSuibRnK1" class="wp-embedded-content"><p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b4%d9%84%d9%88%d9%85%d9%88-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش سوم]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b4%d9%84%d9%88%d9%85%d9%88-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/embed/#?secret=MNSuibRnK1" data-secret="MNSuibRnK1" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش سوم]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<p dir="rtl"><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش آخر]</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش سوم]</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b4%d9%84%d9%88%d9%85%d9%88-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b4%d9%84%d9%88%d9%85%d9%88-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[محمدامین موفق]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 09 Aug 2017 19:25:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی نامه]]></category>
		<category><![CDATA[زیگموند فروید]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=10377</guid>

					<description><![CDATA[<p>زیگموند شلومو فروید در سال ۱۸۹۶، بعد از چند سال کار بالینی، متقاعد شده بود که تعارض‌های جنسی، علت اصلی تمام روان‌رنجوری هاست. او ادعا کرد که اکثر بیماران زن او از تجربیات جنسی آسیب‌زا در دوران کودکی خود خبر داده بودند. این رویدادها به اغفال شباهت داشتند که اغفال کننده، خویشاوند مرد مسن‌تر، معمولاً [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b4%d9%84%d9%88%d9%85%d9%88-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش سوم]</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p1" dir="rtl"><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="117" height="117" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 117px) 100vw, 117px" />زیگموند شلومو فروید در سال ۱۸۹۶، بعد از چند سال کار بالینی، متقاعد شده بود که تعارض<span class="s4">‌</span>های جنسی، علت اصلی تمام روان<span class="s5">‌</span>رنجوری هاست<span class="s3">. </span>او ادعا کرد که اکثر بیماران زن او از تجربیات جنسی آسیب<span class="s5">‌</span>زا در دوران کودکی خود خبر داده بودند<span class="s3">. </span>این رویدادها به اغفال شباهت داشتند که اغفال کننده، خویشاوند مرد مسن<span class="s4">‌</span>تر، معمولاً پدر بود<span class="s3">. با <a href="http://ravanhami.com/"><span class="s4">روان</span> <span class="s4">حامی</span></a> همراه باشید.</span></p>
<p dir="rtl"><span class="s1"><b>سوءاستفادهٔ</b></span><b> </b><span class="s1"><b>جنسی</b></span><b> </b><span class="s1"><b>کودکی</b></span><span class="s2"><b>: </b></span><span class="s1"><b>واقعیت</b></span><b> </b><span class="s1"><b>یا</b></span><b> </b><span class="s1"><b>خیال؟</b></span></p>
<p class="p1" dir="rtl">این روزها ما این گونه تجربیات را سوءاستفاده از کودک می<span class="s5">‌</span>نامیم و اغلب تجاوز جنسی یا زنا با محارم را شامل می<span class="s5">‌</span>شوند<span class="s3">. </span>زیگموند شلومو فروید معتقد بود که همین آسیب<span class="s5">‌</span>های جنسی اولیه، رفتار روان<span class="s5">‌</span>رنجور در بزرگسالی را ایجاد می<span class="s5">‌</span>کنند<span class="s3">. </span>تقریباً یک سال بعد از اینکه زیگموند شلومو فروید این نظریه را منتشر کرد، نظر خود را تغییر داد<span class="s3">. </span>او به این نتیجه رسید که در اغلب موارد، سوء استفاده جنسی کودکی که بیمارانش ذکر کرده بودند، هرگز واقعاً اتفاق نیفتاده بودند<span class="s3">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">زیگموند شلومو فروید ادعا کرد که آنها خیالپردازی<span class="s5">‌</span>های خود را برای او نقل کرده بودند<span class="s3">. </span>در آغاز، این ضربهٔ تکان دهنده<span class="s5">‌</span>ای بود، زیرا به نظر می<span class="s5">‌</span>رسید که اساس <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae/" target="_blank" rel="noopener">نظریهٔ روان<span class="s5">‌</span>رنجوری</a> او متزلزل شده است<span class="s3">. </span>چگونه آسیب<span class="s5">‌</span>های جنسی کودکی می<span class="s5">‌</span>توانند علت رفتار روان<span class="s5">‌</span>رنجور باشند در صورتی که هرگز اتفاق نیفتاده بودند<span class="s3">. </span>فروید پس از تأمل، نتیجه گرفت خیال<span class="s4">‌</span>پردازی<span class="s5">‌</span>هایی که بیمارانش شرح داده بودند، برای آنها کاملاً واقعی بودند<span class="s3">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">آنها معتقد بودند رویدادهای جنسی تکان‌دهنده، واقعاً اتفاق افتاده بودند<span class="s3">. </span>و از آنجایی که این خیال<span class="s4">‌</span>پردازی<span class="s5">‌</span>ها هنوز بر مسایل جنسی تمرکز داشتند، مسایل جنسی به عنوان علت روان رنجوری<span class="s5">‌</span>های بزرگسالی به قوت خود باقی ماند<span class="s3">. </span>فروید در سال ۱۸۹۸ نوشت<span class="s3">: «</span>بی واسطه ترین و برای مقاصد عملی، مهم ترین علت های بیماری روان رنجوری را می توان در عواملی یافت که از زندگی جنسی ناشی می شوند<span class="s3">». </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">در سال ۱۹۸۴، تقریباً یک قرن بعد، یک روانکاو که برای مدت کوتاهی سرپرست بایگانی فر‌وید بود، اظهار داشت که زیگموند شلومو فروید دروغ گفته و بیماران او واقعاً در کودکی قربانی سوء استفادهٔ جنسی بودند<span class="s3">. </span>جفری ماسون ادعا کرد که فروید این تجربیات را خیالپردازی نامید تا عقاید خود را برای عموم خوشایند و پذیرفتنی کند<span class="s3">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">در غیر این صورت، چه کسی باور می کرد که خیلی از پدرها و عموها از دختربچه<span class="s5">‌</span>ها سوء استفادهٔ جنسی می کردند؟ به عبارت دیگر، ماسون گفت برای اینکه فروید نظریهٔ روان رنجوری خود را پذیرفتنی<span class="s5">‌</span>تر کند، روی واقعیت سرپوش نهاد<span class="s3">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">این اتهامات عمومیت بین المللی یافتند و اغلب شاگردان فروید بر این اساس که ماسون، شواهد قانع کنندهٔ ناچیزی ارایه داده است، آنها را مردود شمردند<span class="s3">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">اشاره به این نکته اهمیت دارد که فرو‌ید هرگز ادعا نکرد تمام سوءاستفاده<span class="s5">‌</span>های جنسی کودکی که بیمارانش نقل کرده بودند، خیالپردازی بودند؛ آنچه او قبول نداشت این بود که گزارش<span class="s5">‌</span>های بیمارانش همیشه صحت داشتند<span class="s3">. </span>فر‌وید نوشت<span class="s3">: «</span>به سختی می<span class="s4">‌</span>توان پذیرفت که اعمال منحرف علیه کودکان تا این اندازه عمومیت داشتند<span class="s3">». </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">این روزها می<span class="s4">‌</span>دانیم که سوء استفادهٔ جنسی از کودک خیلی شایع تر از آن است که زمانی تصور می شد، و همین باعث شده که پژوهشگران امروزی بگویند که برداشت اولیهٔ فروید از تجربیات اغفال، ممکن است درست بوده باشد<span class="s3">. </span>ما نمیدانیم که آیا فروید آنگونه که ماسون ادعا کرد، عمداً بر واقعیت سرپوش گذاشت یا واقعاً معتقد بود بیمارانش خیالپردازی خود را نقل می<span class="s5">‌</span>کردند<span class="s3">. </span>شاید درست باشد که بگوییم<span class="s3"> «</span>بیماران فروید بیشتر از آنچه او آمادگی باور کردن داشت، واقعیت را دربارهٔ تجربیات کودکی خود نقل کرده بودند<span class="s3">». </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">ده سال بعد از اینکه فروید نظر خود را تغییر داد و اعلام کرد که سناریوهای اغفال کودکی خیالپردازی بودند، در نامه<span class="s4">‌</span>ای به یک دوست اعتراف کرد که این گونه تجربیات آسیب<span class="s5">‌</span>زا اغلب واقعی بودند<span class="s3">. </span>او چند سال بعل به دوست دیگری گفت<span class="s3"> (</span>من خودم چند مورد زنا بامحارم واقعی<span class="s3"> (</span>از نوع بسیار شدید آن<span class="s3">) </span>را روانکاوی و درمان کرده<span class="s5">‌</span>ام<span class="s3">». </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">یکی از شاگردان فروید در دههٔ ۱۹۳۰ به این نتیجه رسید که سوء استفادهٔ جنسی از کودک بیشتر از آنچه فروید مایل بود به صورت علنی تصدیق کند، اتفاق افتاده بود و فروید سعی کرد از انتشار عقاید او جلوگیری کند<span class="s3">. </span>همچنین گفته شده که فروید موضع خود را دربارهٔ نظریهٔ اغفال به این دلیل تغییر داد که نتیجه گرفت اگر سوء استفادهٔ جنسی این قدر گسترده بوده، در این صورت خیلی از پدران<span class="s3"> (</span>ازجمله شاید پدر خود او<span class="s3">) </span><span class="s5">‌</span>مشکوک به اعمال منحرف علیه فرزندانشان محسوب خواهند شد<span class="s3">.</span></p>
<p dir="rtl"><span class="s8">منبع</span><span class="s9">: <a href="https://www.adinehbook.com/gp/product/9646184480"><span class="s4">کتاب</span> <span class="s4">نظریه</span><span class="s10">‌</span><span class="s4">های</span> <span class="s4">شخصیت</span></a></span></p>
<blockquote data-secret="Z82aHyXhj2" class="wp-embedded-content"><p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش اول]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/embed/#?secret=Z82aHyXhj2" data-secret="Z82aHyXhj2" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش اول]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<blockquote data-secret="qdrnORqJpY" class="wp-embedded-content"><p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش دوم]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/embed/#?secret=qdrnORqJpY" data-secret="qdrnORqJpY" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش دوم]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<blockquote data-secret="hRzO4mGc1s" class="wp-embedded-content"><p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش آخر]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af/embed/#?secret=hRzO4mGc1s" data-secret="hRzO4mGc1s" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش آخر]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<p dir="rtl"><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b4%d9%84%d9%88%d9%85%d9%88-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش سوم]</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d8%b4%d9%84%d9%88%d9%85%d9%88-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش دوم]</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[محمدامین موفق]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 07 Aug 2017 17:25:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی نامه]]></category>
		<category><![CDATA[زیگموند فروید]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=10357</guid>

					<description><![CDATA[<p>زندگی نامه فروید بخش دوم: یکی از استادان، فروید را از دنبال کردن شغل مورد نظرش در پژوهش علمی مأیوس کرد و خاطرنشان ساخت که سال‌ها طول می‌کشد تا او به مقام استادی برسد و خود را از لحاظ مالی در نظام دانشگاهی تأمین کند. چون فروید درآمد مستقلی نداشت، معتقد بود تنها انتخاب او [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش دوم]</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p1" dir="rtl"><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="115" height="115" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 115px) 100vw, 115px" />زندگی نامه فروید بخش دوم: یکی از استادان، فروید را از دنبال کردن شغل مورد نظرش در پژوهش علمی مأیوس کرد و خاطرنشان ساخت که سال‌ها طول می‌کشد تا او به مقام استادی برسد و خود را از لحاظ مالی در نظام دانشگاهی تأمین کند<span class="s3">. </span>چون فروید درآمد مستقلی نداشت، معتقد بود تنها انتخاب او شروع کردن کار آزاد است<span class="s3">. </span>با<span class="s3"> <a href="http://ravanhami.com/"><span class="s4">روان</span> <span class="s4">حامی</span></a> </span>همراه باشید<span class="s3"> تا قسمت دوم زندگی نامه فروید را دنبال کنیم.<br />
</span></p>
<p dir="rtl"><span class="s1"><b>مبنای</b></span><b> </b><span class="s1"><b>جنسی</b></span><b> </b><span class="s1"><b>روان</b></span><b> </b><span class="s1"><b>رنجوری</b></span></p>
<p class="p1" dir="rtl">در زندگی نامه فروید آمده است که نیروی محرک دیگر، نامزدی او با مارتا بر نایس بود که به مدت چهار سال قبل از اینکه آنها بتوانند از عهدهٔ ازدواج برآیند، ادامه داشت<span class="s3">. </span>فروید در سال ۱۸۸۱ طبابت را با عنوان متخصص اعصاب بالینی شروع کرد و کاوش شخصیت افراد مبتلا به اختلال های هیجانی آغاز نمود<span class="s3">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">او به مدت چند ماه در پاریس با ژان مارتین شارکو روانپزشک، پیشگام استفاده از هیپوتیزم مطالعه کرد<span class="s3">. </span>شارکو فروید را از مبنای جنسی احتمالی روان رنجوری نیز آگاه کرد<span class="s3">. </span>فروید تصادفاً شنید که شارکو میگوید مشکل بیمار خاصی، علت جنسی دارد<span class="s3">. </span>شارکو گفت<span class="s3">: «</span>در چنین موردی، همیشه مسئلهٔ اندام های تناسلی درگیر است، همیشه، همیشه، همیشه<span class="s3">».</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">فروید متوجه شد که وقتی شارکو دربارهٔ این موضوع صحبت می<span class="s6">‌</span>کرد.<span class="s3"> «</span>دست<span class="s6">‌</span>ها را روی سینه در هم قفل می کرد و چند بار بالا و پایین می پرید<span class="s3">&#8230; </span>برای لحظه ای از شگفتی تقریبا فلج شده بودم<span class="s3">». </span>وقتی فروید به وین برگشت، دوباره احتمال علت جنسی مشکلات هیجانی را به او یادآور شدند<span class="s3">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">یکی ا زهمکاران، اضطراب بیمار زنی را شرح داد که درمانگرش معتقد بود از ناتوانی جنسی شوهرش ناشی شده است<span class="s3">. </span>شوهر این خانم ظرف ۱۸ سال زندگی زناشویی، هرگز روابط جنسی با او نداشته بود<span class="s3">. </span>همکار فروید گفت<span class="s3">: «</span>تنها تجویز برای چنین عارضه<span class="s6">‌</span>ای همان است که برای ما آشناست، ولی نمی<span class="s7">‌</span>توانیم آن را توصیه کنیم و آن<span class="s3"> !Penis normalis dosim repetatur.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">درنتیجهٔ این وقایع، و <a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c/">تعارض<span class="s6">‌</span>های جنسی</a> خود فروید، می<span class="s6">‌</span>توان گفت که او قطعاً احتمال مبنای جنسی اختلال هیجانی را پذیرفته بود<span class="s3">.</span></p>
<p class="p4" dir="rtl"><b>زندگی</b><b> </b><b>جنسی</b><b> </b><b>فروید</b></p>
<p class="p4" dir="rtl">این نوعی تناقض است که فروید بر اهمیت میل جنسی در زندگی هیجانی تأکید کرد، در حالی که خودش تعارض<span class="s6">‌</span>های جنسی متعددی را متحمل شد<span class="s3">. </span>او<span class="s3"> «</span>در طول سال های اولیهٔ خود، با اعضای جنس مخالف هیچ تماسی نداشت<span class="s3">. </span>او به طور قطع، خجالتی بود و از زنان می<span class="s7">‌</span>ترسید و وقتی در ۳۰ سالگی <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d8%a7%d8%b2%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac-%d8%a8%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8-%d8%b4%d8%b1%d9%88%d8%b9%d8%8c-%d9%86%da%af/">ازدواج</a> کرد، عزب بود<span class="s3">». </span></p>
<p class="p4" dir="rtl">نگرش او نسبت به مسایل جنسی منفی بود<span class="s3">. </span>او دربارهٔ مخاطرات جنسی نوشت، حتی در مورد کسانی که روان رنجور نبودند، و افراد را ترغیب کرد از آنچه وی نیاز حیوانی به امور جنسی نامید، فراتر روند<span class="s3">. </span>او نوشت که عمل جنسی خفت بار است، زیرا ذهن و بدن را آلوده می<span class="s7">‌</span>کند<span class="s3">. </span>او ظاهراً زندگی جنسی خود را در ۴۱ سالگی ترک کرد و برای یکی از دوستانش نوشت<span class="s3">: «</span>برانگیختگی جنسی برای فردی مانند من، دیگر مفید نیست<span class="s3">». </span></p>
<p class="p4" dir="rtl">بنابر زندگی نامه فروید در طول زندگی زناشویی خود گاهی دچار ناتوانی جنسی می<span class="s7">‌</span>شد و ترجیح میداد از آمیزش جنسی پرهیز کند، زیرا از کاندوم و جماع منقطع که روشهای کنترل موالید رایج در آن زمان بودند، متنفر بود<span class="s3">. </span>فروید همسرش مارتا را به خاطر خاتمهٔ زندگی جنسی خود سرزنش کرد و به مدت چند سال رؤیاهایی داشت که رنجش او از همسرش را به خاطر وادار کردن وی به ترک آمیزش جنسی، در بر داشتند<span class="s3">. </span></p>
<p class="p4" dir="rtl"><span class="s3">«</span>او به این دلیل احساس رنجش می کرد که همسرش به راحتی حامله می<span class="s7">‌</span>شد، و در مدت حاملگی اغلب بیمار می<span class="s7">‌</span>شد، و از انجام دادن هرگونه فعالیت جنسی به جز اعمال زاد و ولد خودداری می کرد<span class="s3">. </span>بنابراین، امکان دارد دوره<span class="s7">‌</span>هایناتوانی جنسی فروید با ترس او از اینکه مارتا دوباره حامله شود نیز ارتباط داشته باشد<span class="s3">. </span>ناکامی<span class="s6">‌</span>ها و تعارض<span class="s6">‌</span>های شخصی فروید در رابطه با مسایل جنسی، به شکل روان رنجوری<span class="s7">‌</span>ها ظاهر شدند؛ به همان صورتی که باور داشت مشکلات جنسی بر بیمارانش تأثیر گذاشته بودند<span class="s3">. </span></p>
<p class="p4" dir="rtl">فروید در ۴۰ تا ۵۰ سالگی، دچار دورهٔ روان رنجوری شدیدی شد که آن را به این صورت توصیف کرد<span class="s3">: «</span>حالت های عجیب و غریب ذهن که برای هشیاری واضح نیستند<span class="s3"> &#8211; </span>افکار تیره و تردیدهای پوشیده، همراه با پرتو نور ضعیفی اینجا و آنجا<span class="s3"> &#8230; </span>هنوز نمی دانم چه بر سرم آمده است<span class="s3">». </span>او به انواع نشانه<span class="s7">‌</span>های بیماری جسمانی نیز مبتلا بود، که سردردهای میگرنی، مشکلات ادرار، و اسپاسم رودهٔ بزرگ از آن جمله بودند<span class="s3">.</span></p>
<p class="p4" dir="rtl">او نگران مردن بود، نگران قلبش بود، و مسافرت وفضاهای باز او را مضطرب می<span class="s7">‌</span>کردند<span class="s3">. </span>فروید بیماری خود را روان رنجوری اضطرابی و نوراستنی<span class="s3"> (</span>بیماری عصبی که با ضعف، نگرانی، و اختلال گوارش و گردش خون مشخص می شود<span class="s3">) </span>تشخیص داد و علت هر دو اختلال را با تراکم تنش جنسی مرتبط دانست<span class="s3">.</span></p>
<p class="p4" dir="rtl">اودرنوشته<span class="s7">‌</span>های خود اعلام کرد که نوراستنی در مردان از استمناء ناشی می شود، و روان رنجوری اضطرابی از روش<span class="s7">‌</span>های آمیزش جنسی غیرعادی مانند جماع منقطع و پرهیز سر چشمه می<span class="s7">‌</span>گیرد<span class="s3">. </span>او با برچسب زدن به نشانه<span class="s7">‌</span>های بیماری خود به شکل،<span class="s3"> «</span>زندگی شخصی<span class="s7">‌</span>اش عمیقا در این نظریه خاص دخالت داشته است، زیرا با کمک آن سعی کرد مشکلات خودش را تعبیر و حل کند<span class="s3">&#8230; </span>بنابراین، نظریهٔ روان رنجوری واقعی فروید<span class="s3">. </span>نظریهٔ نشانه های روان رنجوری خودش است<span class="s3">». </span></p>
<p class="p4" dir="rtl">با وجود تعارض<span class="s6">‌</span>های شخصی فروید دربارهٔ مسایل جنسی<span class="s3"> (</span>یا شاید به علت آنها<span class="s3">) </span>او مجذوب زنان زیبا بود<span class="s3">. </span>یک دوست خاطرنشان ساخت که<span class="s3"> «</span>در بین دانشجویان<span class="s3"> [</span>فروید<span class="s3">] </span>شمار زیادی زنان جذاب وجود داشتند که چندان تصادفی به نظر نمی<span class="s7">‌</span>رسید<span class="s3">». </span>فروید به مدت ۳ سال از طریق بررسی رؤیاهایش، خود را روانکاوی کرد<span class="s3">. </span></p>
<p class="p4" dir="rtl">در همین زمان بود که خلاق<span class="s7">‌</span>ترین کار خود را در ساختن نظریه شخصیت<span class="s7">‌</span>اش انجام داد<span class="s3">. </span>او از طریق کاویدن رؤیاهایش، برای اولین بار فهمید که چقدر نسبت به پدرش احساس خصومت می<span class="s6">‌</span>کرد. او تمایلات جنسی کودکی خود به مادرش را به یاد آورد و خواب دید که به دختر بزرگش میل جنسی دارد<span class="s3">. </span></p>
<p class="p4" dir="rtl">بنابراین، او بیشتر نظریهٔ خود را براساس تعارض<span class="s6">‌</span>های روان رنجور و تجربه کودکی خودش به صورتی که از طریق تعبیر رؤیاهایش از صافی رد شدند، تدوین کرد<span class="s3">. </span>او هوشمندانه اظهار داشت که<span class="s3"> «</span>مهم ترین بیمار برای من، خودم بود<span class="s3">»</span></p>
<p dir="rtl">پایان قسمت دوم زندگی نامه فروید . . .</p>
<p class="p6" dir="rtl"><span class="s8">منبع</span><span class="s9">: <a href="https://www.adinehbook.com/gp/product/9646184480"><span class="s4">کتاب</span> <span class="s4">نظریه</span><span class="s10">‌</span><span class="s4">های</span> <span class="s4">شخصیت</span></a></span></p>
<blockquote class="wp-embedded-content" data-secret="SYqHNZQBOi"><p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش اول]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/embed/#?secret=SYqHNZQBOi" data-secret="SYqHNZQBOi" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش اول]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<blockquote data-secret="FRjuZQvhVZ" class="wp-embedded-content"><p><a href="http://ravanhami.com/%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%b3%d9%88%d9%85/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش سوم]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%b3%d9%88%d9%85/embed/#?secret=FRjuZQvhVZ" data-secret="FRjuZQvhVZ" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش سوم]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<blockquote class="wp-embedded-content" data-secret="TKSk4A3Mrl"><p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش آخر]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af/embed/#?secret=TKSk4A3Mrl" data-secret="TKSk4A3Mrl" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش آخر]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<p dir="rtl"><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش دوم]</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
