<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مدل ساختاری &#8211; روان حامی</title>
	<atom:link href="https://ravanhami.com/tag/%D9%85%D8%AF%D9%84-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://ravanhami.com</link>
	<description>روانشناسی/ رواندرمانی و مشاوره</description>
	<lastBuildDate>Sat, 13 May 2017 16:28:12 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.7.12</generator>
	<item>
		<title>محتوای درمانی در نظریه روانکاوی زیگموند فروید: تعارض‌ های میان‌ فردی</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1%d8%b6%e2%80%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86%e2%80%8c-%d9%81%d8%b1%d8%af%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1%d8%b6%e2%80%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86%e2%80%8c-%d9%81%d8%b1%d8%af%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 24 Mar 2017 10:07:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های روانکاوی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[تعارض های درون فردی]]></category>
		<category><![CDATA[تعارض‌ های میان‌ فردی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل پویشی]]></category>
		<category><![CDATA[مدل توپوگرافیک]]></category>
		<category><![CDATA[مدل ساختاری]]></category>
		<category><![CDATA[مراحل رشد روانی جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم های دفاعی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=8818</guid>

					<description><![CDATA[<p>محتوای درمانی در نظریه روانکاوی زیگموند فروید: تعارض‌ های میان‌ فردی تعارض‌ های میان‌ فردی صمیمیت و میل جنسی. از نظر شخصیت نابالغ، صمیمیت افشای رازها و سهیم شدن در افکار یکدیگر بین اشخاص اصولاً ناممکن است. مشکل صمیمیت اصولاً مشکل انتقال است. شخصیت پیش تناسلی نمی‌تواند با اشخاص دیگر آنگونه که واقعاً هستند رابطه [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1%d8%b6%e2%80%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86%e2%80%8c-%d9%81%d8%b1%d8%af%db%8c/">محتوای درمانی در نظریه روانکاوی زیگموند فروید: تعارض‌ های میان‌ فردی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h1><span style="font-size: 12pt;">محتوای درمانی در نظریه روانکاوی زیگموند فروید: تعارض‌ های میان‌ فردی</span></h1>
<h2><span style="font-size: 12pt;"><img class=" wp-image-8663 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/03/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="103" height="103" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/03/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/03/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/03/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 103px) 100vw, 103px" />تعارض‌ های میان‌ فردی</span></h2>
<p><span style="font-size: 12pt;"><span style="color: #ff0000;">صمیمیت و میل جنسی.</span> از نظر شخصیت نابالغ، صمیمیت افشای رازها و سهیم شدن در افکار یکدیگر بین اشخاص اصولاً ناممکن است. مشکل صمیمیت اصولاً مشکل انتقال است. شخصیت پیش تناسلی نمی‌تواند با اشخاص دیگر آنگونه که واقعاً هستند رابطه برقرار کند، بلکه آنها را بر اساس تصورات دوره‌ی کودکی از اینکه چه نوع آدمی به نظر می‌رسند تحریف می‌کند. به بیان پیاژه تجربیات میان‌فردی اولیه شخصی با والدینیش به طرحواره‌های درونی شده‌ای منجر می‌شود که مفاهیم ابتدایی در این‌باره است که مردم چگونه به نظر می‌رسند و هر تجربه جدید فرد از طریق توجه انتخابی به اعمال آن شخص جذب این طرحواره می‌شود. </span></p>
<p><span style="font-size: 12pt;">به نقل از<a href="http://ravanhami.com/"> روان حامی</a>، در حالکیه پیاژه معتقد است طرحواره‌هایی که کودکان از اشخاص دارند برای انطباق با تجربیات جدید دگرگون می‌شود مفهوم فرویدی تثبیت حاکی از این است که شخصیت‌های پیش‌تناسلی به گسترس طرحواره‌هایی که از مردم دارند ادامه نمی‌دهند. به بیان دقیق‌تر افراد نابالغ تجربیاتشان را از مردم به گونه‌ای تحریف می‌کنند که با تصورات درونی‌شده‌ی آنها هماهنگ شود. برای مثال اگر چنین برداشت کرده باشند که افراد غیرقابل اعتماد طردکننده‌اند به جزئی‌ترین دلیل برای بی‌اعتمادی و کوچک‌ترین نشانه حاکی از طرد در فرد جدید بالقوه صمیمی توجه می‌کنند و آن را دلیلی در تأیید آن عقیده خود می‌بینند که او نیز همانند همه اشخاص طردکننده‌ای است که از ابتدای تولد شناخته‌اند. </span></p>
<p><span style="font-size: 12pt;">روانکاوی کامل تنها راهی است که این اشخاص می‌توانند به کمک آن به اندازه‌ای بالغ شوند که دیگران را با همان تازگی و بی‌مانندی که هر کسی سزاوار آن است درک کنند. فقط با آگاه شدن کامل از این موضوع که چگونه روابط‌مان را در گذشته تحریف کرده‌ایم می‌توانیم از تحریف مخرب در زمان حال اجتناب کنیم. </span></p>
<p><span style="font-size: 12pt;">برای افراد نابالغ روابط جنسی نیز عمدتاً روابط انتقالی است. دو فرد نابالغ فقط می‌توانند درگیر روابط شیئی شوند، روابطی که در آن فرد دیگر عاملی تلقی می‌شود که شاید سرانجام غرایز پیش تناسلی ارضانشده را برآورده سازد. بنابراین شخصیت دهانی ممکن است با همسرش به چنان شیوه وابسته و پرتوقعی رابطه‌ی جنسی برقرار کند که همسرش احساس خفگی کند. شخصیت مقعدی ممکن است رابطه‌ی جنسی را به شیوه‌ای بسیار یکنواخت برقرار کند، مثلاً هر شب جمعه بعد از اخبار ساعت ۱۱، نه اینکه هر وقت میل جنسی به طور خود به خود برانگیخته می‌شود. شخصیت آلتی ممکن است به صورت فردی مردم‌آزار و اغواکننده رابطه برقرار کند به این شکل که هنگام همخوابگی وعده‌های زیادی بدهد اما کمتر به آنها عمل کند. توانایی برقراری رابطه با دیگری به عنوان شریک جنسی بالغ و دگرجنس‌گرا فقط پس از بینش‌یابی ارضاکننده از تثبیت‌های پیش تناسلی خود امکان‌پذیر می‌شود. در غیر این صورت افراد به دو شیء تنزل می‌کندکه شب‌هنگام به هم برمی‌خورند. </span></p>
<h2><span style="font-size: 12pt;">ارتباط </span></h2>
<p><span style="font-size: 12pt;">بیشتر ارتباطات بین‌فردی دو شخص نابالع تک‌گویی‌های به هم پیوسته است تا گفتگوی واقعی. شخصیت‌های نابالع در دنیای خودمحور خویش زندانی‌اند، دنیایی که در آن دیگران فقط ابزارهایی هستند برای ارضای آنها. آنها به آنچه دیگران می‌گویند پاسخ نمی‌دهند بلکه به امیال خودشان پاسخ می‌دهند که می‌خواهند دیگران آنها را برآورده سازند. آنان با یکدیگر گفتگو نمی‌کنند بلکه با تصورات درونی از آنچه انتظار می‌رود فرد دیگر باشد صحبت می‌کنند. پیام‌هایی که ارسال می‌کنند محتوای آشکاری دارد که آن هم متوجه مخفی کردن جیزی است که شخص واقعاً نمی‌خواهد بگوید.</span></p>
<p><span style="font-size: 12pt;"> اگر روانکاو برای تفسیر منظور واقعی شخص باید سال‌ها با گوش سوم حرف‌های او را بشنود چگونه می‌توان از همسری که دو گوش او بسته است انتظار داشت که بشنود؟ از دیدگاه فرویدی کلاسیک کوشش‌هایی که در درمان زنانشویی بین دو شخصیت نابالغ انجام می‌شود فقط به گفتگویی بی‌معنی می‌انجامد که بهتر است به نمایشنامه‌نویسان مدرن واگذار شود. </span></p>
<h3><span style="font-size: 12pt;">خصومت</span></h3>
<p><span style="font-size: 12pt;">پیروان فروید خشونت در دوران شهرنشینی را بازتاب خصومت داتی در انسان‌ها می‌دانند. کارهای فروید حاکی از این بود که انسان نیز دارای غرایز پرخاشگری برای حمله و نابود کردن است اما انسان‌ها همچنین می‌خواهند در جوامع متمدن زندگی کنند و پایداری نهادهای اجتماعی از جمله خویشاوندهای‌ها، خانواده‌ها و اجتماعات همواره در معرض تهدید فوران‌های خصمانه‌ی شخصیت‌هایی قرار دارد که دفاع‌های ضعیفی دارند.</span></p>
<p><span style="font-size: 12pt;"> در شخصیت‌های پارانویید که خشم خود را با دشواری مهار می‌کنند، باید دفاع‌ها با درمان حمایتی یا دارو تقویت شود نه اینکه روانکاو آنها را نمایان کند. در مورد اشخاص روان‌رنجوری که بیش از اندازه مهار شده‌اند بهترین انتظاری که می‌توان داشت هدایت خصومت در مجراهای پذیرفته شده‌ی اجتماعی مثل رقابت، ابراز وجود یا شکار است. در غیر این صورت همه ما شکارچی و شکار خواهیم بود. </span></p>
<h3><span style="font-size: 12pt;">کنترل</span></h3>
<p><span style="font-size: 12pt;">کشمکش بر سر کنترل میان‌فردی اغلب مبارزه بر سر این است که دفاع‌های چه کسی بر رابطه‌ی میان‌فردی مسلط خواهد شد. هر چه دفاع‌های افراد انعطاف‌ناپذیرتر باشد بیشتر احتمال دارد که بر پیروی دیگران از جهان‌بینی و شیوه‌های عمل خودشان اصرار کنند. برای مثل شخصی که به طور مکرر خصومت خود را به دنیای بیرون فرافکنی می‌کند احتمالاً فشار زیادی بر دیگران وارد خواهد کرد تا دنیا را مکانی خصومت آمیز در نظر بگیرند. </span></p>
<p><span style="font-size: 12pt;">بر عکس اگر شخص با دید خوش‌بینانه و بازدارنده دفاع کند، تعامل‌های او فقط بر جنبه‌های خوشایند دنیا متمرکز خواهد شد. اگر دو نفر با دفاع‌های ناسازگار برای تعامل با یکدیگر سعی کنند تعارض ایجاد می‎شود. موضوع بی‎اهمیتی مثل تصمیم‌گیری درباره تماشای فیلم سینمایی ممکن است به کشکمش شدیدی برای کنترل تبدیل شود که در آن همسر خوش‌بین مایل است فیلم شاد و خنده‌داری تماشا کند اما شوهرش که خصومت خود را فرافکنی می‌کند می‌خواهد فیلم جنگی ببیند. </span></p>
<h5><span style="font-size: 12pt;">افرادی که دیگران را چیزی جز وسیله‌ای برای ارضای امیال کودکانه خود نمی‌بینند انتظار کنترل روابط را دارند. هر سنخ شخصیت پیش تناسلی شیوه‌ی منحصر به فردی برای کنترل کردن دارد: </span></h5>
<p><span style="font-size: 12pt;">شخصیت دهانی با چسبیدن به دیگران، شخصیت‌های مقعدی با لجاجت شدید، و شخصیت‌های آلتی با اغواگری کنترل می‌کنند. </span></p>
<p><span style="font-size: 12pt;">افرادی که زیاد کنترل‌کننده هستند به نظر می‌رسد شخصیت‌هایی مقعدی باشند که در خانواده‌های با کنترل افراطی تربیت شده‌اند. این افراد احساس می‌کنند که مجبور شده‌اند در توالت تسلیم شوند بنابراین کنترل بدنشان را از دست داده‌اند. اینک آنان به گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویی مصمم‌اند هیچگاه دوباره تسلیم نشوند. </span></p>
<p><span style="font-size: 12pt;">روانکاو باید در جریان درمان کاملاً مراقب چگونگی تلاش بیمار برای کنترل کردن باشد. روانکاو متوجه خواهد شد که چه موقعی رفتار کنترل کردن در خدمت اهداف دفاعی مقاومت یا اهداف ارضاکننده‌ی انتقال است. روانکاو باید به رویارویی و روشن‌گری تلاش‌های بیمار برای کنترل بپردازد و سپس معنی و علت ترفندهای کنترل کردن را تفسیر کند. سکوت روانکاو کارآمدترین شیوه‌ی مقابله با کنترل است: مهم نیست که بیمار بر چه پاسخی اصرار می‌کند روانکاو می‌تواند با سکوت پاسخ دهد. این وضع شبیه دعوا کردن با همسری است که آرامش خود را حفظ می‌کند چنین موقعیتی ممکن است بسیار ناکام‌کننده باشد زیرا شخص آرام کنترل را در اختیار دارد. </span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع: نظریه‌های رواندرمانی و مشاوره پروچاسکا و نورکراس</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1%d8%b6%e2%80%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86%e2%80%8c-%d9%81%d8%b1%d8%af%db%8c/">محتوای درمانی در نظریه روانکاوی زیگموند فروید: تعارض‌ های میان‌ فردی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1%d8%b6%e2%80%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86%e2%80%8c-%d9%81%d8%b1%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نظریه روان­کاوی شخصیت</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%c2%ad%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%c2%ad%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 22 May 2016 17:38:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[مبانی روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[رویکرد روان­کاوی درباره شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[زیگموند فروید]]></category>
		<category><![CDATA[مدل ساختاری]]></category>
		<category><![CDATA[مدل مکان نگاری]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزمهای دفاعی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=5813</guid>

					<description><![CDATA[<p>نظریه روان­کاوی شخصیت: زیگموند فروید، بنیانگذار مکتب روان کاوی، چهره­‌ی اصلی در نظریه­‌های شخصیت است. در نظریه‌­ی روان­کاوی، اکثر افکار و اعمال انسان تحت تأثیر فرآیندهای ناهشیار (ناخودآگاه) قرار دارد. فروید، پزشک عصب‌­شناس بود و از روش‌­های پزشکی معمولی استفاده ‌می‌­کرد تا بیمارانی را که از انواع اختلالات «عصبی» رنج ‌می‌­بردند، درمان کند. این روش‌­ها [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%c2%ad%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/">نظریه روان­کاوی شخصیت</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h1><span style="color: #339966; font-size: 16px;">نظریه روان­کاوی شخصیت: </span></h1>
<p><span style="font-size: 16px;"><img class="wp-image-5805 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/Picture1-2.png" alt="Picture1" width="94" height="86" />زیگموند فروید، بنیانگذار مکتب روان کاوی، چهره­‌ی اصلی در نظریه­‌های شخصیت است. در نظریه‌­ی روان­کاوی، اکثر افکار و اعمال انسان تحت تأثیر فرآیندهای ناهشیار (ناخودآگاه) قرار دارد. فروید، پزشک عصب‌­شناس بود و از روش‌­های پزشکی معمولی استفاده ‌می‌­کرد تا بیمارانی را که از انواع اختلالات «عصبی» رنج ‌می‌­بردند، درمان کند. این روش‌­ها معمولاً مفید واقع نمی‌­شد. به همین دلیل، فروید به روش هیپنوتیزم روی آورد، اما خیلی زود آن را کنار گذاشت. بعدها، روش تداعی آزاد را کشف کرد. در این روش، روانکاو به درمانجو ‌می‌­گوید هر چه را که به ذهنش ‌می‌­رسد بلافاصله بگوید.</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">فروید، با دقت به تداعی‌­های کلا‌می‌ گوش ‌می‌­داد و موضوعات آشکار و نهانی را که در اکثر آنها تکرار ‌می‌­شد کشف ‌می‌­کرد. همچنین، فروید متوجه شد که رویاهای افراد و خاطراتی را که از کودکی به یاد ‌می‌­آورند، هر دو، از این موضوعات آشکار و نهان مملو است.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: 16px;">یکی از مسائل فرآیندی­‌های ناهشیار، باور فروید به دتر‌مینیسم (جبراگرایی) در رفتار انسان است. دتر‌مینیسم یعنی وجود رابطه­‌ی علت و معلولی بین رویدادهای مختلف، رابطه‌­ای که بر اثر آن، رویدادهای قبلی رویدادهای بعد را تعیین ‌می‌­کنند. دتر‌مینیسم با «جبر» فلسفی ارتباط دارد اما متفاوت از آن است.</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">دتر‌مینیسم روان­شناختی معتقد است که همه­‌ی افکار، احساسات، و اعمال انسان­‌ها، علت دارند. فروید عقیده داشت که همه­‌ی رویدادهای ذهنی علت دارند و علت اکثر آن‌ها، سایق‌­ها و آرزوهای ناهشیار است. او ‌می‌­گفت که همه‌­ی رویاها، شوخی‌­ها، فراموش کار‌‌‌‌ی­‌ها، و اشتباهات لُپی، هدفشان این است که با ارضای تمایلات یا آرزوهای ممنوعه و ارضاء نشده است، از تنش روانی بکاهند. در اینجا بعضی توضیحات فروید و مکتب روان­کاوی درباره‌­ی شخصیت را شرح ‌می‌­دهیم.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">مدل مکان‌نگاری روان </span></p>
<div id="attachment_5815" style="width: 202px" class="wp-caption alignleft"><img aria-describedby="caption-attachment-5815" class="wp-image-5815" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/13240087_679806255490947_6295349618786468843_n-248x300.jpg" alt="مدل مکان‌نگاری روان" width="192" height="232" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/13240087_679806255490947_6295349618786468843_n-248x300.jpg 248w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/05/13240087_679806255490947_6295349618786468843_n.jpg 397w" sizes="(max-width: 192px) 100vw, 192px" /><p id="caption-attachment-5815" class="wp-caption-text"><span style="font-size: 16px;">مدل مکان‌نگاری روان</span></p></div>
<p><span style="font-size: 16px;">در این مدل فروید، ذهن انسان را به سه قمست هشیار، نیمه‎هوشیار، و ناهشیار تقسیم کرده است. فروید، ذهن انسان را به کوه یخی (آیسبرگ) تشبیه ‌می‌­کرد قسمت کوچکی از آن، که در بالای سطح آب مشاهده ‌می‌­شود، از هشیار و نیمه­‌هشیار تشکیل ‌می‌­شود. هشیار همان آگاهی فعلی و لحظه­‌ای است. نیمه هشیار حاوی تما‌می‌ اطلاعاتی است که فعلاً «در ذهن» حضور ندارند اما هر وقت بخواهیم، ‌می‌­توانیم آنها را وارد هشیاری کنیم. قسمت بزرگتر کوه یخی در زیر آب قرار دارد و همان ناهشیار است. ناهشیار انباری مملو از تمایلات، آروزها، خاطرات خارج از دسترس است که بر افکار و اعمال تأثیر ‌می‌­گذارند.</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;"><div class="clear" style="height:15px;"></div></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">مدل ساختاری روان</span></p>
<p><span style="color: #0000ff; font-size: 16px;">اید یا نهاد</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">به نظر فروید، اید یا نهاد، ابتدایی­‎ترین قسمت شخصیت است، همان قسمتی که بعداً ایگو و سوپرایگو را به وجود ‌می‌­آورد. نهاد در نوزاد تازه متولد وجود دارد و از اصلی‌­ترین نیازها یا سایق­‌ها تشکیل شده است، مثلاً نیاز به خوردن، نوشیدن، دفع ضایعات، اجتناب از درد، و دریافت لذت حسی (یا جنسی). فروید عقیده داشت که پرخاشگری نیز سایق فیزیولوژیک و اصلی است. در واقع، او عقیده داشت که  سایق­های جنسی و پرخاشگری، مهمترین عوامل تعیین کننده‌­ی شخصیت در تمام طول عمر هستند. نهاد بر اساس اصل لذت عمل می‌کند و  ‌می‌­خواهد که این نیازها هر چه زودتر ارضاء شوند. نهاد به طور دایم ‌می‌­خواهد که لذت ببرد و از درد اجتناب کند، و برایش فرقی نمی‌­کند که چه شرایطی بر محیط حاکم باشند: همان چیزی که در نوزادان و کودکان ‌می‌­بینیم.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff; font-size: 16px;">ایگو یا من</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">کودکان، خیلی زود یاد ‌می‌­گیرند که اغلب، ارضای بلافاصله‌­ی نیاز، غیر ممکن است. تا زمانی که کسی نیاید و به آنها غذا ندهد، گرسنگی از بین نخواهد رفت. برای راحت شدن از فشار روده ها یا مثانه، باید تا رسیدن به دستشویی صبر کرد. بعضی تمایلات، مثلاً بازی با اندام­های تناسلی خود یا کتک زدن دیگران، تنبیه خواهد شد. همزامان با توجه کردن به واقعیات زندگی، قسمت جدید شخصیت ظهور ‌می‌­کند. ایگو از اصل واقع‌بینی پیروی ‌می‌­کند. اصل واقع بینی یا واقعیت­‌گرایی ‌می‌­گوید که باید ارضای نیازها، تا فراهم آمدن شرایط مناسب، به تعویق بیفتد. به این ترتیب، ایگو مدیریت اجرایی در شخصیت را بر عهده ‌می‌­گیرد. ایگو است که تص‌می‌م ‌می‌­گیرد کدام تمایلات نهاد و به چه شیوه­ای، باید ارضاء شود. ایگو، بین مطالبات اید، واقعیات دنیا، و مطالبات سوپرایگو، واسطه قرار ‌می‌­گیرد.</span></p>
<p><span style="color: #0000ff; font-size: 16px;">سوپرایگو</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">سو‌مین قسمت شخصیت، سوپرایگو نام دارد. سوپرایگو، درباره­‌ی صحیح یا ناصحیح بودن اعمال انسان از نظر اخلاقی قضاوت ‌می‌­کند. سوپرایگو، تصویر نمایدن از ارزش­‌ها و اخلاقیات جامعه و نهادینه شدن در فرد است. سوپرایگو، که همان وجدان است، تصویری از فرد ارائه ‌می‌­دهد که، از لحاظ اخلاقی، همان چیزی است که او دوست دارد باشد، یعنی ego ideal یا خودآرمانی.</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">اجزای سه­‌گانه‌­ی شخصیت معمولاً در کشمکش دایمی‌ به سر ‌می‌­برند. اید ‌می‌­خواهد نیازهایش بلافاصله ارضاء شود، و ایگو، آنها را دائماً به تعویق ‌می‌­اندازد. سوپرایگو نیز باید، به عنوان قاضی، دایماً بین آن دوم وساطت کند، زیرا رفتارهای مختلف، معمولاً کدهای اخلاقی او را رعایت نمی‌­کنند.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">مکانیسم­‌های دفاعی</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">یکی از قوانینی که فروید آن را بسیار دوست داشت، اصل حفظ انرژی بود. طبق اصل حفظ انرژی، ‌می‌­توان انرژی را به شکل‌­های مختلف در آورد اما ن‌می‌­توان آن را به وجود آورد یا از بین برد. فروید به این نتیجه رسید که انسان­‌ها نیز سیستم­‌های انرژی محدودی دارند. انرژی روانی (ذهنی)، در تک تک افراد، مقدار خاصی دارد که نه کم ‌می‌­شود و نه زیاد. فروید این انرژی روانی رالیبیدو نا‌مید. لیبیدو کلمه‌­ی لاتین برای شهوت است. ابتدا، فروید لیبیدو را با انرژی جنسی معادل ‌می‌­دانست، اما با انبوه­‌تر شدن شواهد مخالف، این مفهوم را گسترش داد تا انرژی مربوط به همه‌­ی غرایز زندگی، از جمله سکس، گرسنگی، و تشنگی را نیز در بر گیرد. مطرح کردن انرژی روانی لیبیدو، منعکس کننده‌­ی باور فروید به اولیه‌ی و اصلی بودن سایق جنسی است.</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">طبق یکی از فرضیه‌­های اصل حفظ انرژی، اگر عمل یا ‌میل ممنوع‌ه­ای سرکوب شود، انرژی آن به دنبال مفر در جای دیگری از کل سیستم خواهد گشت و گاهی، برای عبور از مرز، گریم خواهد کرد و با لباس مبدل از درون سیستم خارج خواهد شد. مطالبات و ا‌میال نهاد، حاوی انرژی روانی است و این انرژی باید به نحوی نشان داده شود و ممانعت از بروز تمایلات، آنها را از بین نخواهد برد. مثلاً، ‌میل به پرخاشگری ممکن است، در لباس مبدل، به صورت مسابقات اتوموبیل رانی، شطرنج بازی، طعنه­زنی و متلک انداختن، نشان داده شود. رؤیاها و عارضه­‌های نوروتیک نیز جلوه­‌هایی از انرژی روانی هستند که فرد نمی‌­تواند آنها را به طور مستقیم نشان دهد.</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">افرادی که دوست دارند کارهای ممنوعه انجام دهند، به اضطراب دچار ‌می‌­شوند. یکی از روش­های کاهش اضطراب، نشان دادن تمایلات در لباس مبدل است، به طوری که نه جامعه و نه نماینده­ی درونی آن (سوپرایگو) متوجه آن نشوند و، در نتیجه، فرد را مجازات نکنند. فروید و یکی از دخترانش به نام آنا، از مکانیسم­های دفاعی نام ‌می‌ برند که در چنین مواقعی به داد فرد ‌می‌­رسند. مکانیسم دفاعی عبارت است از روشی سیستماتیک برای اجتناب از اضطراب یا کاهش آن.</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">همه­‌ی انسان­ها گاهی از مکانیسم­های دفاعی استفاده ‌می‌­کنند. مکانیسم­های دفاعی کمک ‌می‌­کنند تا با مشکلات موقتاً کنار بیایم و برای مقابله­‌ی مستقیم با آنها آمادگی بیشتری پیدا کنیم. مکانیسم­های دفاعی سلامت روانی افراد منجر ‌می‌­شوند.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">واپس‌رانی</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">فروید عقیده داشت که واپس رانی یکی از مکانیسم­های دفاعی اولیه و مهمترین آنهاست. در واپس رانی، ا‌میال یا خاطرات بسیار ترسناک یا دردناک، به آگاهی (خودآگاهی) ممنوع الورود ‌می‌­شوند. خاطراتی که خجالت، عذاب وجدان، یا سرزنش خویشتن را موجب ‌می‌­شوند، معمولاً به درون ناخودآگاه واپس رانده ‌می‌­شوند.</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">واپس رانی با سرکوب تفاوت دارد. سرکوب، فرآیندی خودآگاه و ارادی است که طی آن، فرد ا‌میال و خواسته­‌های خود را کنترل و مهار ‌می‌­کند، یا این که به طور موقت، خاطرات ناراحت کننده را کنار ‌می‌­گذارد و به آنها فکر ن‌می‌­کند. انسان­ها از افکار سرکوب شده آگاهند اما از ا‌میال، آرزوها، یا خاطرات واپس رانده شده، آگاه نیستند.</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">فروید عقیده داشت که واپس رانی خیلی کم به موفقیت کامل منجر ‌می‌­شود. ا‌میال واپس رانده شده معمولاً ‌می‌­خواهند، به زور و کلک، وارد هشیاری شوند، فرد مضطرب ‌می‌­شود (هر چند دلیلش را ن‌می‌­دانم) و از سایر مکانیسم­های دفاعی استفاده ‌می‌­کند تا به ا‌میالی که به طور نصفه – نیمه واپس رانده شده‌­اند، اجازه‌­ی ورود به هشیاری ندهد.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">دلیل‌تراشی</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">با مکانیسم دلیل‌تراشی، فرد رفتارها یا افکاری را که ممکن است اضطراب به وجود آورند، به طور منطقی توجیه ‌می‌­کند یا توضیح ‌می‌­دهد. در دلیل­‌تراشی، یا توجیه منطقی، ایکو با منطق (هر چند غلط)، پیامدهایی را توجیه ‌می‌­کند که اگر به نحوی تبرئه نشوند، ممکن است ناراحتی ایجاد کنند. مردم، در هر تلاش برای پیدا کردن دلیل قانع‌­کننده به جای دلیل واقعی، تعدادی بهانه فراهم ‌می‌­آورند.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">فرافکنی</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">همه‌­ی ما صفات نامطلوبی داریم که مالکیت آنها را، حتی پیش خودمان، قبول نمی‌­کنیم. مکانیسم دفاعی فرافکنی کمک ‌می‌­کند تا به خودمان بقبولانیم که چنین صفات ناپسندی را نداریم. در فرافکنی، فرد صفات نامطلوب خود را، آن هم به مقدار بسیار زیاد، به دیگران نسبت ‌می‌­دهیم. فرافکنی، در واقع نوعی دلیل‌تراشی است، اما چون خیلی رواج دارد ‌می‌­توانیم آن را جداگانه مطرح کنیم.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">انکار</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">یکی از ابتدایی­‌ترین مکانیسم­های دفاعی، انکار است. انکار یعنی محافظت از خود در برابر وقایع تلخ، از طریق قبول نکردن یا باور نکردن آنها. انسان‌­ها مرگ، بیماری، و سایر رویدادهای دردناک و ترسناک را انکار ‌می‌­کنند. گاهی انکار واقعیت ممکن است از مواجه شدن با آنها بهتر باشد. در بحران­‌های جدی، انکار ‌می‌­تواند به فرد زمان کافی دهد تا «سرفرصت» و با سرعتی کمتر، با واقعیت‌­­های ناراحت‌کننده مواجه شد.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">جابه‌جایی</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">مکانیسم دفاعی جابه‌جایی یعنی انتقال احساسات یا رفتارها از موضوعی خطرناک به موضوعی که خطر کمتری دارد. کارمندی که از دست رئیسش عصبانی است، ممکن است سکوت کند، بعد به خانه برود و سر زن یا بچه داد بکشد. محدودیت­‌ها و الزام‌های اجتماعی معمولاً افراد را مجبور ‌می‌­کنند تا خشم خود را نگهدارند و آن را سر کسانی خالی کنند که بیشتر از همه دوستشان دارند.</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">فروید عقیده داشت که جابجایی بهترین روش برای کنترل پرخاشگری و ‌میل جنسی است. نمی‌­توان سایق‌­های اولیه را تغییر داد اما ‌می‌­توان هدف یا شیئی را که موضوع سایق­‌ها را تشکیل ‌می‌­دهد تغییر داد. ‌می‌­توان گروهی از ا‌میال جنسی را، که نشان دادن آنها به طور مستقیم ممنوع است، به طور غیر­مستقیم نشان داد، مثلاً از طریق هنر، شعر و موسیقی. ا‌میال پرخاشگرانه نیز ممکن است به صورت ورزش‌­های رز‌می‌، که مورد قبول جامعه است، نشان داده شود.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">واکنش وارونه</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">واکنش وارونه عبارت است از طرز فکر یا نگرشی که با تمایل یا آرزوی سرکوب شده تضاد دارد و در واکنش به آن جلوه ‌می‌­کند. به این ترتیب، واکنش وارونه ابتدا یک سرکوب و بعد سرمایه­‌گذاری متقابل در چیزی متفاوت اما با نیرویی یکسان است. در واکنش وارونه، یک ویژگی شخصیتی به یک ویژگی شخصیتی دیگر تغییر «شکل» ‌می‌­دهد یا به گفته­‌ی انگلیسی زبانان، «form» trans (متحول) ‌می‌­شود. ویژگی دوم معمولاً از لحاظ اجتماعی مقبول‌تر است. به طور کلی، ویژگی شخصیتی حاصل از واکنش وارونه دو حالت دارد: افراطی بودن و رشد سریع.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">والایش (تصعید)</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">والایش یا تصعید، عبارت است از فرآیند ناخودآگاه حل آرزوهای ناکام از طریق فعالیت­‌هایی که از نظر اجتماعی مقبول است. فروید عقیده داشت که ‌می‌­توان هنر، موسیقی، رقص، شاعری، تحقیق علمی‌، و سایر فعالیت­‌های خلاقانه را، برای کاتالیزه کردن انرژی‌­های مختلف در جهت رفتارهای سازنده، به کار گرفت. ساده‌­ترین حالت از والایش زمانی است که فرد با همکاری یا برادرش دعوا ‌می‌­کند ولی بعد از برگشت به خانه، به جای خالی کردن خشم خود برسر فرزند یا همسر (جابجایی)، بیرون ‌می‌­رود و مدتی در پارک قدم ‌می‌­زند.</span></p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">بازگشت</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">یکی دیگر از مکانیسم‌­های دفاعی، بازگشت است. در بازگشت، فرد به زمان گذشته بر ‌می‌­گردد و به مرحله­‌ای از زندگی ‌می‌­رود که در آن اضطراب کمتری داشته و مسئولیت­هایش کمتر و سبک­تر بوده است.</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">عنوان: نظریه روانکاوی شخصیت </span></p>
<p><span style="font-size: 16px;">منبع: زمینه روانشناسی هیلگارد</span></p>
<p><span style="font-size: 16px;"><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:15px; line-height:25px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;">یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال <a href="https://telegram.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تلگرام</a> ماست. در تلگرام با ما همراه باشید.</div></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%c2%ad%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/">نظریه روان­کاوی شخصیت</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%c2%ad%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
