نظریه اسناد کِلِی به طور کلی به ما میگوید، چه نوع اطلاعاتی باعث اسنادهای شخصی یا موقعیتی میشود. اما بین این دو نوع اسناد، اسنادهای متعدد دیگری هم میتواند وجود داشته باشد. در ادامه با روان حامی همراه باشید.
برای توصیف احتمال اسنادهای دیگری، برنارد واینر یک طبقه بندی سه بعدی فرض کرد که اسنادهای مربوط به شکست و موفقیت را توصیف میکنند.
طبق نظر واینر، مردم میتوانند بازدههای رفتاری را نه فقط به عواملی که ۱. درونی (شخصی) یا بیرونی (موقعیتی) هستند، اسناد دهند؛ بلکه ممکن است به عواملی هم که ۲. پایداری یا ناپایدار، یا ۳. قابل کنترل یا غیرقابل کنترل هستند، اسناد بدهند. این که ما سعی داریم یک پیروزی یا شکست ورزشی، یک نمره امتحانی، شکست یک کالای مصرفی را در بازار، تنهایی، یا بیکاری را تبیین کنیم، تبیینهای ما غالبا در هشت نوع اسناد ممکن که به وسیله ترکیب این سه بعد حاصل میشوند، قرار میگیرند.
وقتی مردم به توصیف عملکرد خود میپردازند، انواع مختلف اسناد میتواند پیامدهای انگیزشی و عاطفی مختلفی برای آنها داشته باشد. ما پس از پیروزی نسبت به خودمان و دیگران احساس بهتری داریم، تا پس از شکست. اما اسنادهایی که برای این پیامدها درست میکنیم به همان اندازه اهمیت دارند که خود آن پیامدها.
اسناد درونی و بیرونی
اسنادهای درونی | اسنادهای بیرونی | |||
پایدار | ناپایدار | پایدار | ناپایدار | |
قابل کنترل | بازیکنان، ورزشکارانی خوب آموزش دیدهاند. | ورزشکاران، تمرینی فشرده برای این بازی دیدهاند. | تیم، یک روانشناس ورزش را در اختیار دارد. | تیم، از مزیت تیم میزبان بودن برخوردار بود. |
غیرقابل کنترل | بازیکنان، استعداد زیادی دارند. | بازیکنان، از سلامت کامل برخوردارند. | حریف، حریفی ضعیف بود. | تیم، خوش شانس بود. |
طبق گفته واینر، مکان درونی یا بیرونی یک اسناد عواطف وابسته به عزت نفس را که همراه عملکرد ما هستند، تحت تاثیر قرار میدهد. مردم بعد از موفقیت احساس غرور میکنند، و بعد از شکست احساس شرمساری. همین طور وقتی این موفقیت را به عوامل درونی (مثل استعداد و کوشش خود) نسبت میدهند، احساس غرور میکنند؛ و وقتی شکست خود را به عوامل بیرونی (ویژگیهای تکلیف یا شانس) نسبت میدهند، احساس شرمساری میکنند.
بر عکس، این ثبات و پایداری یک اسناد است که انتظارات آینده را تعیین میکند. وقتی مردم موفقیت یا شکست را به عواملی نسبت میدهند که از یک لحظه تا لحظه دیگر تغییر نمیکنند (چه درونی (استعداد) و چه بیرونی (عوامل مربوط به تکلیف))، مطابق عملکرد خود، امیدهای خود را کم و زیاد میکنند و وقتی همان بازدهها را به عوامل ناپایدار (شانس یا تلاش) نسبت میدهند، امید آنها به عملکرد در آینده نسبتا بدون تغییر میماند.
و بالاخره قابلیت کنترل یک اسناد باعث برانگیختن آن چه واینر آن را عواطف اجتماعی میخواند، میشوند؛ عواطفی که به سوی دیگران متوجهاند. وقتی آنها همین بازده را به عوامل غیرقابل کنترل اسناد میدهند (فقدان استعداد)، با ترحم با قضیه برخورد میکنند.
فرستنده: محمدامین موفق – HotsonHor M.A.M
منبع: روانشناسی اجتماعی کریمی.


