در این مقاله، سؤالاتی را مطرح خواهیم کرد که باید از خودتان بپرسید تا وضعیت فعلی درمان را ارزیابی و درباره ترک درمان و درمانگر مطالبی را بررسی کنید. با روانحامی همراه باشید.
آیا احساس امنیت میکنید؟
درمان یعنی صحبت کردن در مورد چیزهایی که ممکن است تمایلی به صحبت کردن در موردشان نداشته باشید بنابراین برای انجام این کار باید احساس امنیت کنید تا نگران مورد قضاوت قرار گرفتن نباشید. مطمئناً، طبیعی است که در چند جلسه اول، حداقل تا وقتی یکدیگر را بهتر بشناسید، احساس اضطراب کنید اما بعد از مدتی باید این احساس در شما ایجاد شود که درمانگرتان همه تلاش خود را برای آرام کردن شما میکند. اگر این احساس ایمنی در شما ایجاد نشود، بقیه جلسات هم به همین منوال پیش خواهد رفت. بنابراین در این شرایط بهتر است به ترک درمان و درمانگر فکر کنید.
آیا احساس میکنید که روی آب راه میروید؟
ممکن است بعضی از افراد بگویند که درمان یعنی هنر گفتن مکرر یکسری چیزها. اما حقیقت این است که در اتاق درمان باید انرژی وجود داشته باشد. نباید شما این احساس را داشته باشید که حول همان موضوعات قدیمی میچرخید بدون اینکه رو به جلو حرکت کنید، یا اینکه مدام در مورد مسائلی حرف میزنید که ربطی به نگرانیهای فعلی شما ندارند.
اگر این اتفاق بیفتد، نشانگر وجود چندین پدیده اساسی در کار درمان است. یکی این که، ایمنی در کار نیست و شما به جای اینکه خطر خود افشاسازی را بیشتر به جان بخرید، به عقب برمیگردید. یا ممکن است که شما و درمانگرتان هر دو در یک الگوی راحت قرار گرفته باشید که در آن، او (درمانگر) فشاری به شما نمیآورد چون فرض میکند که شما آنچه را که نیاز دارید، دریافت میکنید. بدین ترتیب، شما پیش میروید و به خودتان اطمینان میدهید که همه چیز درست پیش میرود.
یا ممکن است که واقعاً چیز بیشتری وجود نداشته باشد تا نیاز باشد در موردش افشاسازی انجام دهید. مشکلاتی که به خاطر آنها برای درمان مراجعه کرده بودید، اساسا” حل شدهاند اما شما از داشتن رابطه با درمانگر خود لذت میبرید، و درمانگرتان هم همینطور است. انگار که هر دو به هم عادت کردهاید و نمیخواهید این رابطه را تمام کنید. اگر شما تنها و یا منزوی باشید، این کشش حتی قویتر خواهد بود، زیرا اتاق درمان تنها جایی است که در کل هفته احساس میکنید واقعا” با فرد دیگری ارتباط برقرار میکنید.
سؤال بالینی و اخلاقی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا درمان واقعاً به شما برای حل مشکلاتتان و حرکت رو به جلو در زندگی کمک میکند یا اینکه تنها حمایتی را که برای پایدار و کارآمد ماندن در زندگی بدان نیاز دارید اما هیچ جای دیگری نتوانستهاید از دیگران دریافت کنید در اختیارتان قرار میدهد؟ در حقیقت آیا اساسا” دارید روی آب قدم میگذارید؟
بسیار مفید است که از خودتان این سؤالها را بپرسید چراکه خطر زیربنایی در اینجا، وابستگی است که میتوان آن را به عنوان رابطه خوبی که هیچ تغییری در آن رخ نمیدهد تعریف نمود که اجتناب از آن مسئولیت اخلاقی همه بالینگران است. ممکن است گاهی درمانگران به خاطر پول اجازه دهند رابطه درمانی با وجود بیفایده بودن همچنان ادامه یابد. بنابراین در این شرایط بهتر است به ترک درمان و درمانگر فکر کنید.
آیا احساس میکنید که رویکرد درمانی درمانگر برای شما مناسب است؟
اکثر مردم وقتی در شرایط بحرانی قرار میگیرند به درمانگر مراجعه میکنند. در ابتدا، همه درمانجویان خیال میکنند که صرف داشتن محلی برای تخلیه کردن خود مفید است. اما پس از اینکه گرد و غبارها پاک شدند و فرد توانست درست تنفس کند، ممکن است متوجه شود که انگار اوضاع آنقدرها هم خوب پیش نمیرود – درمانگر بیش از حد یا خیلی کم صحبت میکند، یا طرز تفکرش در مورد مشکلات و تمرکزش بر آنها خیلی بیگانه و به درد نخور است. بنابراین در این شرایط بهتر است به ترک درمان و درمانگر فکر کنید.
اگر به تازگی از نزدیک با رواندرمانی آشنا شدهاید و واقعاً نمیدانید باید از درمان چه انتظاری داشته باشید یا چه گزینههایی وجود دارد، و در شرایطی قرار گرفتهاید که در آن درمانگر همه چیزدان است و شما منفعل هستید، به احتمال زیاد نمیتوانید پاسخ این سؤالها را بدهید.
نقطه آغاز این است که به درون خود اعتماد کنید- آیا زمانی که از اتاق درمان خارج میشوید احساس بهتری دارید یا زمانی که وارد اتاق میشوید؟- شما همچنین میتوانید درباره سایر رویکردهای درمانی موجود از دوستانی که تحت رواندرمانی قرار دارند بپرسید یا به صورت آنلاین تحقیق کنید.
الگوهای ارتباطی خود شما چه هستند؟
سؤالی که ممکن است برای همه مفید باشد این است که از خود بپرسند آیا آنها پیش از این در سایر روابط هم احساسی مشابه داشتهاند؟ ممکن است فردی متوجه شود که آنچه در درمان روی میدهد، در بسیاری از روابط صمیمانه او نیز اتفاق افتاده است- مثلا” این که فرد هرچه را به او بدهند میپذیرد، بیش از حد منفعل میشود، خیلی سریع به حالت سکون و پایداری میرسد و به شرایط عادت میکند و به روتین خود بازمیگردد. در حقیقت، آنچه رخ میدهد، تکرار است. یعنی در اتاق درمان با درمانگر هم، الگوهای ارتباطی همیشگی فرد خود را نشان میدهند.
در حالی که تا حد زیادی درمانگر مسئول پیدا کردن این الگوهاست، اگر او هنوز به اندازه کافی شما را نمیشناسد یا هر دو شما در نوعی حالت راحتی بیفایده قرار گرفتهاید، درمان در معرض این خطر قرار دارد که تغییرات کمی را ایجاد کند و هر جلسه درست مثل جلسه قبل پیش برود.
اگر شما احساس میکنید که امنیت کافی در درمان ندارید، روی آب گام برمیدارید یا رویکرد درمانی درمانگر برای شما مناسب نیست، زمان آن است که اقدامی انجام دهید.
برای شروع میتوانید در مورد رابطه و فرآیند درمانی با درمانگر خود صحبت کنید. بله، این کار میتواند برای شما دشوار باشد، به ویژه اگر این شیوه از جرأتورزی چیزی است که در حال حاضر با آن چالش دارید.
اما باید متوجه باشید که در اینجا، شما مصرفکننده هستید، این درمان شماست و صحبت در مورد چیزی که احساس میکنید به درد شما نمیخورد، به هیچ وجه فرقی با اعتراض کردن به لباسی که با دو بار شستن نخنما شده ندارد. اگر برایتان خیلی سخت است که رو در رو با درمانگر صحبت کنید، برای او ایمیلی بفرستید که در آن از همه نگرانیهای خود صحبت کردهاید.
شما همچنین می توانید خودتان درمانگرتان را رهبری کنید. به این ترتیب که در انتهای هر جلسه بگویید که میخواهید در جلسه بعدی زمانی را به بررسی اهداف خود اختصاص دهید و مایلید درمانگرتان نظراتش را در مورد اینکه چگونه و چطور در مسیر درمان حرکت میکنید، مطرح کند. این کار، زمانی را برای به عقب برگشتن و ارزیابی در اختیار درمانگر قرار خواهد داد.
سپس، بسته به اینکه این گفتگوها چطور پیش بروند، ممکن است تصمیم بگیرید وفقهای در درمان داشته باشید تا ببینید که زندگیتان بدون حمایت درمانگر چگونه خواهد بود. یا ممکن است بخواهید زمان جلسات را گسترش دهید و ببینید که چه احساسی دارید. یا اگر فکر میکنید که رویکرد درمانگرتان برای شما مناسب نیست، نام درمانگران دیگر را بپرسید تا اگر لارم شد با آنها هم مشورت کنید.
و اگر درمانگر شما این مسئله را مطرح کرد که شما در روند درمان هم همان الگوهای قدیمی را تکرار میکنید، آن را جدی بگیرید و در موردش با هم صحبت کنید. در اینجا ممکن است لازم باشد که در مورد آنچه درمانگر میتواند برای ایجاد احساس امنیت در شما انجام دهد، و یا اینکه آیا نیاز است که او نقش فعالتری ایفا کند یا سؤالهای مشکلتری از شما بپرسد تا بتواند شما را تشویق به افشاسازی بیشتر کند یا خیر، با هم صحبت کنید.
از سوی دیگر، اگر شما احساس میکنید که درمانگرتان نگرانیهای شما را جدی نمیگیرد، برای ادامه درمان به طور جدی با شما بحث نمیکند و باعث میشود شما احساس گناه یا ترس از طرد شدن داشته باشید، این دلیل خوبی برای خاتمه دادن به درمان با این درمانگر است. ارعاب، هرگز نباید بخشی از درمان باشد.
درمان یک رابطه است که هرگز کامل نیست و با گذشت زمان تغییر میکند. اما رابطهای است که متمرکز و در خدمت یک هدف مشخص است، و آن هم این است که به شما کمک کند تا آنچه را که میخواهید، تغییر دهید و آنچه را که در حال حاضر بدان نیاز دارید، در اختیارتان بگذارد.
این درمان شماست، شما مصرفکننده هستید و حق دارید چیزی را که برای آن پول میدهید دریافت کنید.
با روانحامی همراه باشید.
پیشنهاد میکنیم قبل از آغاز رواندرمانی با مطالعهی مقالههای زیر اطلاعات بیشتری کسب کنید.
نویسنده: رابرت تائیبی
مترجم: زهرا زابلیپور


