عاطفه منفی مداوم و مشکلات در تجربۀ عاطفه مثبت از ویژگیهای مشخصۀ اختلال افسردگی اساسی هستند. تحقیقات اخیر نشان دادهاند که مشکلات در تنظیم هیجان هستۀ اصلی علائم افسردگی اساسی را تشکیل میدهند؛ بیماران افسرده بطور مکرر از راهبردهای ناسازگارانه تنظیم هیجان استفاده کرده و بطور موثر در اعمال راهبردهای سازگارانه مشکل دارند. با این حال، هنوز مشخص نیست که، زیربنای این مشکلات در تنظیم هیجان چه هستند. نظریههای شناختی ِ افسردگی سنت طولانی مدتی از تمرکز بر عوامل شناختی در زمینه عوامل خطر و حفظ دورههای افسردگی را دارا هستند، اما ارتباط بین جنبههای شناختی و عاطفی اختلال افسردگی اساسی همچنان مورد پژوهش است. ما فرض میکنیم که سوگیریهای شناختی و نواقص در کنترل شناختی از طریق تأثیر بر تنظیم هیجان با افسردگی ارتباط دارند، درنتیجه زمینه را برای حفظ عواطف منفی مهیا کرده و سطوح عاطفه مثبت را کاهش میدهند. با بحث در مورد کاربردهای درمان و جهتگیریهای تحقیقی آینده در این حوزه، مبحث را خاتمه میدهیم.
کلیدواژهها: افسردگی، شناخت، هیجان، سوگیری، تنظیم هیجان در افسردگی
تنظیم هیجان در افسردگی : نقش سوگیری شناختی و کاهش کنترل شناختی
مترجم: شیما پژوهینیا، دانشجوی دکتری تخصصی روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی
اثرات ملال (دیسفوریا) و نشخوار فکری روی انعطافپذیری شناختی و انتخاب تکلیف
تنوع تجارب در افزایش انعطافپذیری شناختی
هوش هیجانی، انعطافپذیری شناختی و نشانگان روانشناختی در معلمان قبل از خدمت
بررسی ماهیت انعطافپذیری شناختی
سهم سبکهای دلبستگی، باورهای غیرمنطقی و نشانگان روانی در پیشبینی انعطافپذیری شناختی