هورنای معتقد بود که هر یک از مکانیزمهای محافظت از خود میتواند آنچنان جزء دایمی شخصیت شود که ویژگی سایق یا نیاز را در تعیین رفتار فرد به خود بگیرد. او ۱۰ مورد از این نیازها را فهرست کرد و آنها را نیازهای روانرنجور نامید، زیرا راه حلهای غیرمنطقی برای مشکلات فرد هستند. این ۱۰ نیاز روانرنجور به قرار زیر هستند:
۱. محبت و تایید
۲. همسر سلطهجو
۳. قدرت
۴. بهره کشی
۵. مقام
۶. تحسین
۷. پیشرفت یا جاهطلبی
۸. خودبسندگی
۹. کمال
۱۰. محدودیتهای تنگ برای زندگی
این نیازهای روانرنجور، چهار شیوه محافظت از خود را در برابر اضطراب در بر میگیرند. کسب محبت، در نیاز روانرنجور به محبت و تایید ابراز میشود. مطیع بودن، نیاز روانرنجور به همسر سلطه جو را شامل میشود. کسب قدرت، با نیاز به قدرت، بهره کشی، مقام، تحسین و پیشرفت یا جاهطلبی ارتباط دارد. کناره گیری، نیاز به خود بسندگی، کمال و محدودیتهای تنگ برای زندگی را شامل میشود.
هورنای خاطرنشان کرد که همه ما این نیازها را تا اندازهای نشان میدهیم. برای مثال: گاهی هر کسی جویای محبت است یا پیشرفت را جستجو میکند. هیچ یک از این نیازها به مفهوم روزمره و گذرا، نابهنجار یا روانرنجور نیستند. چیزی که آنها را نابهنجار میکند این است که فرد به عنوان تنها راه برای حل کردن اضطراب بنیادی، شدیدا و بیاختیار به دنبال ارضا کردن آنها باشد. وقتی این اتفاق میافتد، نیاز روانرنجور با غلبه کردن بر شخصیت، به طور فزایندهای شدید و از آن پس خودکامه میشود. ارضا کردن این نیازها به ما کمک نمیکند احساس امنیت کنیم، بلکه فقط به ما کمک میکند تا از ناراحتی ایجاد شده توسط اضطراب، بگریزیم. در ضمن، وقتی صرفا برای مقابله کردن با اضطراب، ارضای این نیازها را جستجو میکنیم، فقط روی یک نیاز تمرکز کرده و به صورت بیاختیار، در تمام موقعیتها میخواهیم آن را ارضا کنیم.
گرایشهای روانرنجور
هورنای در نوشتههای بعدی خود، فهرست نیازها را بازنگری کرد. او در اثر کارکردن با بیماران، نتیجه گرفت که این نیازها را میتوان در سه طبقه قرار داد که هر یک نگرشهای فرد را نسبت به خود و دیگران نشان میدهد. او این سه طبقه حرکت جهتدار را گرایشهای روانرنجور نامید.
چون گرایشهای روانرنجور از مکانیزمهای محافظت از خود به وجود میآیند، میتوانیم شباهتهایی را با توصیفات قبلیمان ببینیم. گرایشهای روانرنجور، نگرشها و رفتارهای بیاختیار را شامل میشوند؛ یعنی، افراد روانرنجور مجبورند مطابق با حداقل یکی از گرایشهای روانرنجور رفتار کنند. این گرایشها، همچنین در هر موقعیتی، به صورت کورکورانه آشکار میشوند. گرایشهای روانرنجور عبارتند از:
* حرکت به سوی مردم (شخصیت مطیع)
* حرکت علیه مردم (شخصیت پرخاشگر)
* حرکت به دور از مردم (شخصیت جدا)
فرستنده: محمدامین موفق – HotsonHor M.A.M
منبع: نظریههای شخصیت شولتز


