<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>فرید حاجی &#8211; روان حامی</title>
	<atom:link href="https://ravanhami.com/author/farid-haji/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://ravanhami.com</link>
	<description>روانشناسی/ رواندرمانی و مشاوره</description>
	<lastBuildDate>Sun, 23 Dec 2018 17:52:06 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.7.9</generator>
	<item>
		<title>غنیمتِ خیام، لیبیدویِ فروید</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%ba%d9%86%db%8c%d9%85%d8%aa%d9%90-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%8c-%d9%84%db%8c%d8%a8%db%8c%d8%af%d9%88%db%8c%d9%90-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%ba%d9%86%db%8c%d9%85%d8%aa%d9%90-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%8c-%d9%84%db%8c%d8%a8%db%8c%d8%af%d9%88%db%8c%d9%90-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[فرید حاجی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 23 Dec 2018 17:51:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=52064</guid>

					<description><![CDATA[<p>نویسنده: فرید حاجی انگار که هر چه هست، در عالم نیست/ پندار که هر چه نیست در عالم هست این یک نقل قول از زیگموند فروید است: ذهن نابالغ، خروجی‌هایِ «نیروگذاری‌هایِ روانیِ» کمی برای هدایت انرژی روانی دارد و از این رو انعطاف‌پذیری یا ظرفیت کمی برای به تاخیر انداختن پاسخ دارد. از سوی دیگر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%ba%d9%86%db%8c%d9%85%d8%aa%d9%90-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%8c-%d9%84%db%8c%d8%a8%db%8c%d8%af%d9%88%db%8c%d9%90-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">غنیمتِ خیام، لیبیدویِ فروید</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نویسنده: فرید حاجی</p>
<p>انگار که هر چه هست، در عالم نیست/ پندار که هر چه نیست در عالم هست</p>
<p>این یک نقل قول از زیگموند فروید است:</p>
<p>ذهن نابالغ، خروجی‌هایِ «نیروگذاری‌هایِ روانیِ» کمی برای هدایت انرژی روانی دارد و از این رو انعطاف‌پذیری یا ظرفیت کمی برای به تاخیر انداختن پاسخ دارد. از سوی دیگر ذهن بالغ مسیرهای زیادی برای پاسخ‌گویی دارد که انعطاف‌پذیری بیشتری را حاصل میکند (نیکولز و شوارتز، ۱۹۹۱)</p>
<p>با <a href="http://ravanhami.com/">روان‌حامی</a> همراه باشید</p>
<p>چیزی که در این متن از فروید نظرم را جلب کرد این بود که انسان بالغ را شخصی میداند که منابع یا خروجی‌های زیادی برای کسب لذت (لیبیدو) دارد و شخص نابالغ، بلعکس منابع اندکی برای کسب لذت یا همان ارضای لیبیدو دارد. وقتی شخصی منابع زیادی برای لذت بردن دارد گویی خیالش آسوده است و ترسِ از دست دادن لذت‌های آنی و یا اندک را ندارد چرا که اگر «این منبع نشد، یکی دیگه» بنابراین منعطف بوده و انقباضِ خاصی به منبعِ لذتِ خاصی ندارد. بلعکس فردی که منابع کمی برای کسب لذت دارد، نسبت به همان منبعِ اندک انقباض داشته و ممکن است رفتاری ناپخته در مواجهه با آن داشته باشد.</p>
<p>چگونه انسانِ سیری ناپذیر در جهان زمختِ امروزی میتواند منابع زیادی برای ارضای لذت داشته باشد؟ تا لذت را چه چیزی تعریف بکنیم؟ لذت را هر چیزی تعریف بکنیم باز هم منابع لذت بی‌انتها نبوده و محدودیت دارد، حتی اگر به فرض محال منابع لذت فراوان باشد، آیا روان و تن انسان می‌تواند از همه‌ی منابع لذت استفاده کند؟ پس چگونه میتوان منبعی پایدار برای کسب لذت تدارک دید؟</p>
<p>ما روزانه ۸ ساعت در خوابیم. ۱۶ ساعت بیدار. از ۱۶ ساعت باقیمانده چند ساعتی را دربند ترافیک، مترو، صف نان و غیره هستیم. در کلان شهرها این ساعات مرده رسما به یک سومِ روز میرسد. در واقع میتوان گفت ما یک سومِ یا در بهترین حالت یک چهارمِ روزگارمان را در مسیر رفت و آمد و خرید کردن‌ها و کارهایِ خسته کننده‌ایم. این ساعات خسته‌کننده لحظاتِ واقعیِ زندگیِ ماست که در بهترین حالت به سکوت و در بدترین حالت به دعوا با بغل دستی یا ماشین جلویی میگذرد و حداقل سهمِ ما ازین ساعاتِ خسته‌کننده نشخوارهای فکری، اضطراب و اندکی افسردگی است. چگونه میتوان این لحظات مرده و از دست رفته را به منبعی برای کسب لذت تبدیل کرد؟ شاید اندیشه خیام نیشابوری آغاز خوبی برای پاسخ باشد.</p>
<p>امروز تو را دسترس فردا نیست/ وَندیشه‌ی فردات بجز سودا نیست</p>
<p>ضایع مکن این دم اَر دلت شیدا نیست/ که این باقیِ عمر را بها پیدا نیست</p>
<p>صادق هدایت در متنِ «ترانه‌های خیام » با نگاهی خلاقانه به آثار خیام به شکلی عاشقانه شاعر نیشابوری را ستایش کرده و می‌نویسد؛ (این نقل قول غیرمستقیم است:) اگر فردی هر روز بر یک کیش و آئین باشد و هر روز در تناسب با عقایدِ همان روزش شعر بسراید، باز هم تنوع اندیشه‌ی خیام را نخواهد داشت. از همین نقل قول غیرمستقیم از هدایت میتوان به مسیرهای زیاد و منابع زیادی که خیام از آنها تغذیه میکرد، پِی برد. یکی از صدها اندیشه‌یِ پیچیده‌یِ ساده‌نمایِ خیام «دم را غنیمت شمردن است» که پرتکرارترین درونمایه رباعیات اوست.</p>
<p>پس آیا میتوان گفت «دَم را غنیمت شمردن» منبعی بی‌انتها برای لذت بردن است؟ آیا میتوان گفت لذت بردن از اینجا-اکنون ما را منعطف میکند؟ رویکرد روان‌درمانیِ درمانِ مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) خیمه‌ی خود را در همین زمین «دَم» علم میکند. زمینِ دَم، که منبعی بیکران برای عمیق شدن است؛ در رویکرد ادبا و عرفای مشرق زمین قدمتی چند صد ساله دارد. استیون هیز، پایه‌گذار رویکرد ACT هم در گام‌های «پذیرش» و هم در گام‌های «تعهد» حال و هوایی خیامی دارد. چه زمانی که پذیرشِ مصائبِ هستی (مثل مرگ، خیانت، جدایی و&#8230;) اجتناب‌ناپذیر است باید پذیرایی درد بود:</p>
<p>ای دل، چو زمانه میکند غمناکت/  ناگه برود زِ تَن روانِ پاکت</p>
<p>برسبزه نشین و خوش بِزی روزی چند/  زآن پیش که سبزه بردمد از خاکت</p>
<p>چه زمانی که انسان کمر به تغییر زندگانی خویش بسته و به اصطلاح درمانگران ACT خود را متعهد به تغییر ارزش‌ها میداند؛ باز هم حال و هوایِ سخنانِ هیز و پیروانش، خیامی است.</p>
<p>منبع:</p>
<p>خانواده درمانی. مفاهیم و روش‌ها. نیکولز و شوارتز. ۱۹۹۱. ترجمه دهقانی و همکاران. نشر دانژه.</p>
<p>ترانه‌های خیام. نویسنده: صادق هدایت.</p>
<p>&nbsp;</p>
<ul>
<li><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div></li>
</ul>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%ba%d9%86%db%8c%d9%85%d8%aa%d9%90-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%8c-%d9%84%db%8c%d8%a8%db%8c%d8%af%d9%88%db%8c%d9%90-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">غنیمتِ خیام، لیبیدویِ فروید</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%ba%d9%86%db%8c%d9%85%d8%aa%d9%90-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%85%d8%8c-%d9%84%db%8c%d8%a8%db%8c%d8%af%d9%88%db%8c%d9%90-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سانسور واقعیت (قسمت دوم)</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%b3%d9%88%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%b3%d9%88%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[فرید حاجی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Dec 2018 07:42:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=50098</guid>

					<description><![CDATA[<p>نویسنده: فرهاد معمار صادقی اندر حکایت تفاوت واقعیت در دو رویکرد واقعیت درمانی و ISTDP هر کسی از ذن خود شد یار من پس از مطالعه متن نگاشته شده در باب مقایسه نادیده گرفتنِ واقعیت در رویکردهای واقعیت درمانی و ISTDP و بیان مشترکات بین این دو رویکرد در رابطه با نادیده گرفتن واقعیت و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%b3%d9%88%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/">سانسور واقعیت (قسمت دوم)</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نویسنده: فرهاد معمار صادقی</p>
<p>اندر حکایت تفاوت واقعیت در دو رویکرد واقعیت درمانی و ISTDP<br />
هر کسی از ذن خود شد یار من</p>
<p>پس از مطالعه متن نگاشته شده در باب مقایسه نادیده گرفتنِ واقعیت در رویکردهای واقعیت درمانی و ISTDP و بیان مشترکات بین این دو رویکرد در رابطه با نادیده گرفتن واقعیت و آسیب‌های مرتبط، بر آن شدم تا ادامه ای بر آن نوشته، بنگارم تا تصویری کامل تراز مقایسه این دو رویکرد در رابطه با تفاوت واقعیت صورت پذیرد.</p>
<p>با <a href="http://ravanhami.com/">روان‌حامی</a> همراه باشید</p>
<p>به منظور سهولت در فهم آنچه در ادامه می آید و خالی بودن این نگاشته از بحثهای مجرد و پر طمطراق، ترجیح می دهم که این تفاوت را با مثالی شروع نموده و دو رویکرد را در قالب همین مثال به تصویر کشم. اما قبل از آن مایلم  تا نام این مثال را با اقتباس از نمایشنامه بی نظیر نمایشنامه نویس شهیر آمریکایی &#8221; تنسی ویلیامز &#8220;، که بر اساس آن، فیلمی نیز با همین نام به کارگردانی الیا کازان بزرگ با بازی مارلون براندو بزرگ نیز ساخته شده است، &#8221; اتوبوسی به نام هوس &#8221; گذارم.</p>
<p><strong>و اما مثال &#8221; اتوبوسی به نام هوس &#8221; </strong></p>
<p>&#8221; تصور فرمایید شما راننده اتوبوس یک مدرسه هستید. از شما درخواست می شود که در یک روز تعطیل بچه های مدرسه را به عنوان تشویق به شهربازی ببرید. طبیعتا با توجه به اینکه روز تعطیل این اتفاق می بایست انجام پذیرد و شما روزهای تعطیل را با خانواده می گذرانید رغبتی به انجام این سرویس ندارید، اما پس از اصرار بچه ها و توجه به این مطلب که شما عاشق بچه ها هستید و یا حتی همذات پنداری کرده و آنها را مثل بچه های خود می دانید، تصمیم به انجام این کار میگیرید. پس از رسیدن روز موعود و حرکت در مسیر به سمت شهربازی، با توجه به دغدغه های متعدی که شما در زندگی دارید حواس شما پرت شده و یک خروجی را زودتر می پیچید. همین مطلب باعث می شود تا شما وارد راههایی شوید که بچه ها می دانند که این راهها به شهر بازی ختم نمی شوند. پس از گذر چند زمانی، کم کم حوصله بچه ها سر رفته و از نرسیدن شاکی شده و شروع به مشاجره و دعوا و اذیت می کنند. در ابتدای این مشاجرات شما سعی می کنید تمرکز خود راحفط نموده تا راهی برای پیدا نمودن خروجی صحیح پیدا کرده و به سمت شهر بازی حرکت کنید، ولی وقتی این سر و صداها افزایش می یابد، شما سرسام گرفته و ماشین را درکناری پارک نموده و در کنار جاده متوقف می شوید.&#8221;</p>
<p>حال اجازه دهید با طرح این مثال چند خطی از آن فاصله بگیریم و به صورت تئوری تفاوت این دوریکرد را با توجه به آنچه به تصویر کشیده شد بررسی نمایم. اساسا تفاوت دو رویکرد در سه حوزه قابل بررسی است. اول، تفاوت در تعریف واقعیت ، دوم، در چگونگی نادیده گرفتن و تحریف واقعیت و در نهایت چگونگی برخورد با این واقعیت که منجر به حل تعارض نادیده گرفتن واقعیت می شود، می باشد. مجددا اجازه دهید برای روشن تر شدن این بحث به همان اتوبوسی به نام هوس بازگردم تا این تقاوتها را مورد به مورد در این مثال بررسی کنم.</p>
<p><strong>اول در باب تعریف واقعیت</strong></p>
<p>واقعیتِ اتفاقی که در اتوبوس صورت می پذیرد در ISTDP بدین شکل تعریف می شود که: پسران مدرسه ای، بر اساس یک سری اتفاقات ( کج شدن مسیر، اشتباه شما در مسیر یابی، پرت شدن حواس شما و  یا &#8230; ) شما را مجبور نمودند تا برای بررسی و حل این مشکل ( سروصدا، اعتراض بچه ها، مشاجره ها و &#8230; ) اتوبوس را در کنار جاده متوقف سازید.</p>
<p>اما واقعیت این اتفاق در رویکرد واقعیت درمانی بدین شکل گزارش می شود که شما، به همراه تعدادی از بچه های مدرسه ای در کنار جاده متوقف شده اید و از رسیدن به شهر بازی باز مانده اید. ( فارغ از هر دلیلی، این شما بوده اید که تصمیم گرفتید با توجه به مشاجرات اتوبوس را در کنار جاده متوقف سازید.)</p>
<p><strong>دوم در باب چگونگی نادیده گرفتن و تحریف واقعیت</strong></p>
<p>در ISTDP نادیده گرفتن و تحریف واقعیت که منجر به ایجاد مشکل نهایی می شود بدین شکل صورت می پذیرد که، شما احساس خود نسبت به اذیت کردن بچه ها را تغییر می دهید و این واقعیت که آنها شما را اذیت می کنند را نادیده می گیرید و این اذیت کردن را برای خود به شکلهای مختلف توجیه می کنید. مثلا می گویید که این بچه ها حق دارند که اذیت کنند، فریاد بکشند، چون این من بودم که آنها را به این مسیر کشاندم، یا اینکه به خود بگویید دارن شوخی میکنند اصلا اذیت نمی کنند که!!!، این اذیت کردن های چیز مهمی نیست، یا من انسان نوع دوستی هستم و این خدمتی است در حق بچه های مردم و در حق انسانیت، یا من با این کار ایثار می کنم.</p>
<p>اما در رویکرد واقعیت درمانی ، شما واقعیت هدفی که در نظر داشته اید، که همانا رسیدن به شهر بازی بوده است را نادیده می گیرید. به این دلیل که با توجه به تعریف واقعیت در قسمت قبلی، وقتی شما حرکت نمی کنید یعنی واقعیت رسیدن به هدف خود را نادیده گرفته و از آن هدف و یا آنچه که واقعا می خواستید باز مانده اید.</p>
<p><strong>سوم در باب چگونگی برخورد با این واقعیت و حل این مشکل</strong></p>
<p>در رویکرد ISTDP  برای حل این مشکل شما می بایست از روی صندلی خود بلند شده، به میان بچه ها رفته و با برخورد مستقیم با هر یک از دانش آموزانی که اذیت می کرده اند و بحث در مورد دلایل آنها و اطمینان خاطر یافتن از اینکه دیگر در این رابطه دردسری ایجاد نخواهد شد، میتوانید با خیالی راحت به صندلی خود برگشته و با توجه به برخورد مستقیم خود با بچه های دردسرساز و اطمینان خاطر از این بابت به مسیر ادامه دهید و به مقصد که شهربازی است برسید.</p>
<p>در رویکرد واقعیت درمانی ، فقط کافیست شما دست از تصمیم خود برای ایستادن کنار جاده کشیده و تصمیم بگیرید که من میخواهم به شهر بازی برسم و آنچه که واقعا میخواهم رسیدن به شهربازی است و فارغ از هر مشکلی که در این مسیر پیش بیاید تا زمانی که مشکلات فیزیکی پیش نیاید که مجبور به ایستادن باشد ( مثل پنچری و یا خرابی ماشین ) من به راه خود ادامه می دهم تا به شهر بازی برسم، و حتی در صورت پنچری و یا خرابی ماشین هم برای رفع این خرابی یا پنچری کاری انجام می دهم که در اسرع وقت بتوانم در جهت رسیدن به شهربازی حرکت کنم، سپس ترمز دستی را خوابانده، دنده را جا زده و حرکت کنید. با رسیدن به هدف و یا حتی نزدیک شدن به شهربازی، بچه ها خود به خود دست از مشاجرات و اذیتهای خود برداشته و حتی تبدیل به بچه هایی خوشحال و سرزنده می شوند، چون آنها اساسا مشاجراتشان با شما بر سر گم کردن راه بوده است.</p>
<p>بسیار زیبا و جذاب می نماید، مفهومی به نام واقعیت، یا آنچه وقوع یافته است. گویی مفهومی است در مرکز یک منشور که از هر طرفی که بدان بنگری، تعبیری و تفسیری از آن خواهی داشت. عجیب نیست که نظریه پردازان نیز با توجه به نوع نگاه و تفسیری که از واقعیت داشته اند مدلهای درمانی و یا رویکردهای مختلف را نشر و بسط داده اند.</p>
<p>ولی از نگاه واقعیت حق مطلب را فقط مولانا ادا نموده و گویی از زبان اوست که فریاد بر می آورد:</p>
<p>&#8221; هر کسی از ذن خود شد یار من &#8221;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<ul>
<li><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div></li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%b3%d9%88%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/">سانسور واقعیت (قسمت دوم)</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%b3%d9%88%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>میزِ شام ِ رویکردهایِ روان‌درمانی</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%90-%d8%b4%d8%a7%d9%85-%d9%90-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c%d9%90-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%90-%d8%b4%d8%a7%d9%85-%d9%90-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c%d9%90-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[فرید حاجی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 16 Dec 2018 14:47:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=47389</guid>

					<description><![CDATA[<p>نویسنده: فرید حاجی فردی، دوستش را به رستورانی دعوت میکند تا در کنار یکدیگر شام بخورند. دوستش، بنا به هر دلیلی (کمبود وقت، بی حوصلگی، بی‌پولی، درگیر بودن در کارهای خانه یا محل کار، به هم خوردن حالش از ریخت دوستش، در انتظار دیگری بودن، بیماری و یا &#8230;) پاسخ او را رد میکند. فرد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%90-%d8%b4%d8%a7%d9%85-%d9%90-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c%d9%90-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/">میزِ شام ِ رویکردهایِ روان‌درمانی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نویسنده: فرید حاجی</p>
<p>فردی، دوستش را به رستورانی دعوت میکند تا در کنار یکدیگر شام بخورند. دوستش، بنا به هر دلیلی (کمبود وقت، بی حوصلگی، بی‌پولی، درگیر بودن در کارهای خانه یا محل کار، به هم خوردن حالش از ریخت دوستش، در انتظار دیگری بودن، بیماری و یا &#8230;) پاسخ او را رد میکند. فرد از این که دوستش دعوت او را نپذیرفت خشمگین شده و به او پرخاشگری میکند و ارتباط آنها به هم میخورد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>قصد دارم از طریق مثال بالا روندی یکپارچه از پنج رویکرد معتبر بالینی (فرویدی، ISTDP، ACT، وجودی، واقعیت درمانی) بنویسم.</p>
<p>با <a href="http://ravanhami.com/">روان‌حامی</a> همراه باشید</p>
<p>نکته‌ی مهم: دیالوگ‌نویسیِ متن حاضر کاملا من‌درآوردی بوده و صرفا کوششی است برای توضیح اینکه رویکرد مورد اشاره چگونه جلو می‌رود؛ بنابراین نمونه درستی در استفاده از کلمات و عبارات نیست.</p>
<p>&nbsp;</p>
<ul>
<li>زمانیکه فردِ غیرمنطقی پاشخ منفی شنید، خشمگین شد. این خشم میتواند حاصلِ خودبزرگ‌بینی او باشد. خود بزرگ‌بینی چه زمانی روی میدهد؟ ممکن است حاصلِ تثبیت در مرحله آلتی فروید باشد. مرحله آلتی چه ربطی به خودبزرگ‌بینی دارد؟ زمانی که مادر یا (یکی از والد) توجه زیادی به نیازهای کودک کرده باشد و او را خودشیفته بار آورده باشد کودک دنیا را به این شکل درک میکند که نیازش باید فورا ارضا شود. پس اگر آن فرد در آینده از شخصی تقاضایی را کرد حتما باید پاسخ مثبت بشنود و گرنه جهانی که از کودکی درک میکرد به هم میریزد.</li>
</ul>
<p>چگونه میتوانیم خودبزرگ‌بینیِ فرد را درمان کنیم؟ یا حداقل به او نشان دهیم که خودشیفته است؟ شاید بتوان با کمک رویکرد پویشی کوتاه مدت که مسیری ضربتی‌تر از پویشی کلاسیک است، به این مهم نائل آئیم.</p>
<ul>
<li>پویشی کوتاه مدت (ISTDP) چگونه به خودبزرگ‌بینیِ مرد نگاه میکند؟</li>
</ul>
<p>درمانگر:ازینکه دوستت با تو نیومد تا با هم شام بخورید چه احساسی داری؟</p>
<p>فرد غیرمنطقی: خشمگین شدم از دستش</p>
<p>درمانگر   :اون با تو به شام خوردن نیومد و تو خشمگین شدی.</p>
<p>فرد غیرمنطقی: بله</p>
<p>درمانگر   :پس فقط برای اینکه شما خشمگین نشید اون باید هر وقت که شما خواستین با شما برای شام خوردن بیاد؟</p>
<p>فرد غیرمنطقی: شما هم که دارید مثل اون با من برخورد میکنید. شما هم که دارید من رو نقد میکنید</p>
<p>درمانگر   :ظاهرا از من خشمگین شدید؟</p>
<p>فرد غیرمنطقی   :معلومه که خشمگین شدم</p>
<p>درمانگر   :این خشم شما رو یاد کی میندازه؟</p>
<p>فدر غیر منطقی   :پدرم. اون همیشه من رو نقد میکرد. من خیلی کودکی بدی داشتم. مادرم همیشه هوای من رو داشت (سینه‌ی خوب در نظریه اشپیتز) از طرفی پدرم همیشه من رو نقد میکرد. من واقعا نمیدونستم چی جوری باید رفتار میکردم. الان هم نمیدونم؟</p>
<p>درمانگر   :کاملا مشخصه که الان هم نمیدونید. مثلا از دوستتون حتما توقع داشتید که با شما به رستوران بیاد چون باید مثل مادرتون عمل میکرد و حتما نیاز شما رو برآورده میکرد ولی دوستتون چون مادرتون نبود این کار رو برای شما نکرد. از من هم توقع دارید که به شما نقدی نکنم حتی اگه اون نقدی باشه که به حال شما کمک کنه</p>
<p>(فرض را بر این میگذاریم که فرد غیرمنطقیِ مثال ما انسانی بدون دفاع و پخته است و سریعا قانع می‌شود- این پرش را از این جهت زدیم که از هدف اصلی تحلیل که کنار هم نشاندن رویکردهاست دور نشویم)</p>
<p>درمانگر   :حالا میتونیم بگیم شما نباید اون روز که دوستتون باهاتون به رستوران نیومد ناراحت میشدید؟</p>
<p>فرد غیر منطقی: بله</p>
<p>درمانگر   :پس ممکنه از اینکه دستتون با شما به رستوران نیومد احساس دیگه‌ای داشته باشید؟ فکر میکنید اون احساس چیه؟</p>
<p>لَختی سکوت</p>
<p>فرد غیرمنطقی   :غمگینم، برای اینکه این چندمین نفری‌ِ که دست رد به سینه‌ی من میزنه</p>
<p>درمانگر   :پس بهتره بیای غمت رو بررسی کنیم و اون رو تجربه کنی</p>
<p>درمانگر پویشی کوتاه مدت او را تا تجربه‌ی کامل غمش میبرد</p>
<p>فرد غیرمنطقی  :خب من واقعا احساس سبکی میکنم ازینکه غمم را تجربه کردم. الان باید چی کار کنم؟</p>
<p>از اینجا به بعد رویکرد ACT پاسخ مناسبی برای مراجع حاضر دارد</p>
<ul>
<li>ACT : درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد چه میگوید؟</li>
</ul>
<p>فرد غیر منطقی   :چی کار میتونم بکنم تا دیگه احساس تنهایی نکنم؟</p>
<p>درمانگر   :خبر بد اینکه ممکنه آدم هر وقتی تنهایی رو تجربه کنه. خبر خوب اینکه شما همین الان با تجربه کردن غمتون نشون دادید، که «پذیرفتن» رو خوب بلدید. چون تونستید احساساتِ درونتون رو «بپذیرید» حالا اگه بخوایم که شما این واقعیت رو هم بپذیرید که ممکنه بعضی از آدمها دوست نداشته باشن با شما شام بخورن، باز هم میتونید بپذیریدش؟</p>
<p>فرد غیرمنطقی   :بله میپذیریم. ولی تعداد کسانی که دعوت من رو رد کردن داره زیاد میشه</p>
<p>درمانگر   :شاید وقتی دوستات رو دعوت میکنی یه نکاتی رو رعایت نمیکنی؟</p>
<p>(نکته: بدیهی است که در این بخشِ تحلیل-مکالمه بسیاری از رویکردها و حتی آموختن مهارت‌های اجتماعی میتواند کارایی داشته باشد و انتخاب رویکرد ACT تشخیص شخصیِ نگارنده است)</p>
<p>در ادامه درمانگر فرد غیرمنطقی را به این بینش میرساند که ارزش‌هایی جدیدی را جایگزین ارزش‌هایش کند تا دعوت‌هایش به ثمر بنشیند</p>
<p>فرد غیرمنطقی  :شما چه ارزش‌هایی رو پیشنهاد میدید؟</p>
<p>درمانگر   :ارزش رو باید، درونِ بالغِ خودتون انتخاب بکنه. من شاید فقط بتونم شما رو کمی هدایت کنم و مثلا بگم برای شما ارزش بود که با اون آدم شام بخورید، ولی برای اون این ارزش مطرح نبود. پس شاید معقول باشه شما ارزشی رو انتخاب کنید و در نهایت آدمی رو پیدا کنید که ارزش‌هاش با شما همخوان باشه.</p>
<p>فرد غیرمنطقی   :اینکه آدم بخواد جستجو بکنه تا کسی رو پیدا کنه تا ارزش‌هاش باهاش همخوان باشه کار احمقانه‌ای به نظر نمیرسه؟</p>
<p>درمانگر   :خب البته که شما مختارید «جستجو کردن» رو در لیست ارزش‌هاتون نگذارید و مثلا «تنهایی» رو تو لیست ارزش هاتون بذارید</p>
<p>فرد غیرمنطقی   :خب من ترجیح میدم به جای انتخاب «تنهایی» خودم رو خلاص کنم</p>
<p>درمانگر میتواند این پرسش فلسفی را از دریچه وجودی پاسخ دهد:</p>
<ul>
<li>وجودی: رویکرد وجودگرایی معقد است که سه نوع تنهایی وجود دارد:</li>
</ul>
<p>۱- تنهایی بین فردی (انزوای اجتماعی): زمانی که دعوت فرد به بن‌بست خورد و او تنهایی شام خورد.</p>
<p>۲- تنهایی درون فردی (ندیدن احساسات): زمانی که فرد از تنهایی شام خوردن احساس اندوه کرد ولی عواطفش را نمیدید (به  پاسخ ISTDP مراجعه شود)</p>
<p>۳- تنهاییِ وجودی ( existencial) وجودگرایان معتقدند نوعی تنهایی برای انسان همواره پابرجاست و تا وقتی انسان وجود دارد این تنهایی نیز وجود دارد و آن «تنهاییِ وجودی» است؛ به این معنا که بین احساسات فرد به دنیا و احساسات فرد دیگر به دنیا شکافی پرنشدنی وجود دارد و این شکاف موجب درک احساس تنهایی است. چرا که این شکاف از زیستن و نوعِ بودنِ هر فرد به وجود آمده: مثلا:</p>
<p>فرض کنیم یک دوقلو به دنیا آمدند و این فرض را میپذیریم که دو قلوها بیشتر از هر فرد دیگری شبیه به هم هستند و شاید نهایتا اندکی تفاوتی با یکدیگر داشته باشند. ولی بالاخره زمانی فرا میرسد که دوقلوی نامبرده لحظه‌ای از یکدیگر جدا شوند. مثلا دوقلوها نوجوان شده به زمین فوتبال می‌روند. یکی از قُل‌ها در تیمی ضعیف تر و قُلِ دیگر در تیمی قوی تر بازی میکند. یکی باخت را و دیگری برد را تجربه میکند. پس جهان تجربه کردن آن دو متفاوت است. پس تفاوت در نوع زیستنِ آنها شروع می‌شود (البته سالهاست که شروع شده) مثلا برادری که در تیم پیروز بود به فوتبال ادامه میدهد و فوتبالیست می‌شود دیگری به کاری غیرورزشی علاقه‌مند میشود و مثلا دانشمند می‌شود. نتیجه میگیریم که به دلیل این که هر کسی نوعی خاص زیست میکند: در نتیجه نوعی خاص احساس و رفتار میکند و هیچ کس دیگری در تاریخِ هستی مثل او این احساس و رفتار را تجربه نمیکند. پس انسان در حقیقت همیشه تنهاست؛ چرا که همیشه شکافی پرنشدنی میان نگاهش با دیگری وجود دارد.</p>
<p>اما درمانگر چگونه باید این اصل فلسفی را کاربردی تر به کار گیرد؟ برای عمل به این فلسفه میتوانیم از رویکرد واقعیت‌درمانی مدد بگیریم.</p>
<ul>
<li>واقعیت درمانی:</li>
</ul>
<p>با جمله‌ای مستقیم از گلسر شروع میکنیم:</p>
<p><em>از منظر چهل ساله تجربه روان‌پزشکی، برایم روشن شده است که تمامی افراد ناخشنود، مشکل واحدی دارند: نمیتوانند با کسانی که دوست دارند با آنها به تفاهم برسند، به خوبی کنار بیایند. </em></p>
<p>گلسر(۱۹۹۹) در ادامه می‌آرد ما برای ایجاد تفاهم باید دست از کنترل بیرونی برداریم.</p>
<p>درمانگر   :رستوران رفتن مورد علاقه‌ی شماست. ولی علاقه‌ی دیگری نیست. این واقعیت برای شما پذیرفتنی است؟</p>
<p>اگر فرد همچنان به تفکرات و باروهای غیرمنطقی‌اش ادامه داد شاید بتوان با رویکرد تجربه‌ای آرون.تی.بک در روش CBT با او کار کرد.</p>
<p>در این تحلیل سعی داشتم پنج رویکرد را در هم بِتَنَم.</p>
<p>یک. فرویدی (بنیاد نظریه) دو. پویشی کوتاه مدت (کاربرد نظریه)</p>
<p>سه. درمان مبتنی برپذیرش و تعهد (پل یک و دو به چهار و پنج)</p>
<p>چهار. درمان وجودی (بنیاد نظریه) پنج. واقعیت درمانی  (کاربرد نظریه)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منابع:</p>
<ul>
<li>نظریه‌های روان درمانی . ۲۰۰۷. پروچسکا و نورکراس. ترجمه آوادیس یانس. نشر رشد</li>
<li>هم آفرینی تغییر. ۲۰۱۳. فردریکسون، جان. ترجمه سیگارودی. نشر ارجمند.</li>
<li>ACT به زبان ساده. ۲۰۰۹. هریس، راس. ترجمه انوشه امین زاده. نشر ارجمند.</li>
<li>روان‌درمانی اگزیستانسیال. یالوم، اروین. ۱۹۸۰. ترجمه سپیده حبیب. نشر نی.</li>
<li>نظریه انتخاب. ۱۹۹۹. گلسر، ویلیام. ترجمه صاحبی. نشر سایه سخن.</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<ul>
<li><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div></li>
</ul>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%90-%d8%b4%d8%a7%d9%85-%d9%90-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c%d9%90-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/">میزِ شام ِ رویکردهایِ روان‌درمانی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%85%db%8c%d8%b2%d9%90-%d8%b4%d8%a7%d9%85-%d9%90-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c%d9%90-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سانسور واقعیت (مقایسه‌یِ نادیده گرفتنِ «واقعیت» در رویکردهایِ واقعیت درمانی و ISTDP)</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%b3%d9%88%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%b3%d9%88%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[فرید حاجی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 04 Dec 2018 09:24:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=21934</guid>

					<description><![CDATA[<p>هیچ وقت زندگی را همانطور که بود نمی‌توانستم بپذیرم هرگز تمام زهرش را یک‌جا نبلعیدم ولی لحظه‌هایی بود&#8230; شروع کردم به دیدن چیزها: ردیف فنجان‌ها در پشت پیشخوان کافه بوکوفسکی در این تحلیل کوتاه قصد دارم «نادیده گرفتن واقعیت را از دو رویکرد واقعیت درمانی و روان‌پویشی کوتاه مدت مقایسه کنم» نویسنده: فرید حاجی با [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%b3%d9%88%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa/">سانسور واقعیت (مقایسه‌یِ نادیده گرفتنِ «واقعیت» در رویکردهایِ واقعیت درمانی و ISTDP)</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center">هیچ وقت زندگی را همانطور که بود نمی‌توانستم بپذیرم<br />
هرگز تمام زهرش را یک‌جا نبلعیدم<br />
ولی لحظه‌هایی بود&#8230;<br />
شروع کردم به دیدن چیزها:<br />
ردیف فنجان‌ها در پشت پیشخوان کافه<br />
بوکوفسکی</p>
<p style="text-align: right">در این تحلیل کوتاه قصد دارم «نادیده گرفتن واقعیت را از دو رویکرد واقعیت درمانی و روان‌پویشی کوتاه مدت مقایسه کنم»<br />
نویسنده: فرید حاجی</p>
<p style="text-align: right">با <a href="http://ravanhami.com/">روان‌حامی</a> همراه باشید</p>
<p>گلسر در ابتدای کتاب نظریه انتخاب معتقد است که والدین در سالهای اولیه کودکی (تولد تا ۷ سالگی) مقداری از واقعیت را که برای انسان استرس‌زاست، سانسور میکنند. مثلا زمانی که کودک شیر میخواهد، مادر موظف است از نیازهای خود (مثلا استراحت) موقتا صرف نظر کند و شیردهی کند. این کنشِ مادر سانسورِ بخشی از واقعیت است. کدام واقعیت: اینکه : «همیشه نیازهای ما سر موقع برآورده نمیشوند»</p>
<p>ولی آیا پس از دوره کودکی، فرد باز هم میتواند هر نیازی که خواست را درجا برآورده کند؟ مثلا اینکه فرد با سانسور واقعیت خود را مستحق این بداند که هر زمان که احساس نیاز کرد باید درجا نیازش ارضا شود و از طرفی شریکی برای ارضای فوری نیازهایش پیدا کند که او هم واقعیت را به شکلی دیگر سانسور میکند (مثلا خود را لایق صبر و شکیبایی نمیداند) و در نهایت این دو نفر که سانسورچیِ واقعیتِ هستی هستند به هم خواهند پیوست ولی آتشی در زیر ارتباط آنها روشن است که مستعد سوزاندن است.</p>
<p>رویکرد روان‌پویشی کوتاه مدت نظر متفاوتی نسبت به سانسور واقعیت دارد. فردریکسون، در کتابِ درخشانِ «هم‌آفرینیِ تغییر» می‌آرد:</p>
<p><em>دفاع‌ها با تغییر دادن نحوه دیدن یا تفسیر واقعیت، نحوه احساس ما را تغییر میدهند. ما از کودکی یاد میگیریم که هر عنصری از واقعیت را (محرک، احساس، اضطراب، دفاع‌ها، مشکلات) که مراقبینمان را مضطرب میگیرد، نادیده (سانسور کردن) بگیریم و به این ترتیب پیوندمان را با آنها حفظ میکنیم. </em></p>
<p>فردریکسون در مواجهه با یک بیمار که از دفاع‌های ناپخته استفاده میکرد و انتقادهای پدرش را به جان میخرید، به او اشاره کرد که شاید در کودکی برای اجتناب از ترسِ از دست دادنِ مراقب رفتار تند مراقب را تحمل کردید ولی حالا که به بزرگسالی رسیدید، نیازی نیست آن بدرفتاری را از سوی دیگری (هر کسی) تحمل کنید.</p>
<p>پس می‌شود نتیجه گرفت، در کودکی والدین، واقعیت سخت را سانسور میکنند یا خودمان با دفاع‌ها احساساتِ اضطراب‌آورِ واقعیت را سانسور میکنیم. اما مشکلات منش‌شناختی و شخصیتی از زمانی آغاز می‌شود که در سنین نوجوانی و بزرگسالی همچنان واقعیت را به وسیله‌ی دفاع‌های ناپخته برای خود سانسور کنیم. مثلا :انسان اول، انسان دوم را انتخاب میکند، انسان دوم میتواند انسان اول را انتخاب بکند یا نکند. این بخش «میتواند انتخاب بکند یا نکند» یک واقعیت است. اگر انسان دوم، انسان اول را انتخاب نکند:</p>
<ul>
<li>«واقعیت-درمانگر»ها با دیدن و پذیرش این واقعیت کمر بر ارزشی دیگر بسته و هدف دیگری را پیش می‌گیرند.</li>
<li>درمانگران پویشی‌ کوتاه مدت نیز این واقعیت را می‌بینند؛ احساسات برآمده از این واقعیت را تجربه میکنند و در نهایت انتخابی سازنده‌تر میکنند.</li>
</ul>
<p>کتاب «دروغ‌هایی که به خودمان می‌گوئیم» نوشته فردریکسون در عنوان خود به همین اصل نپذیرفتن واقعیت و در حقیقت دروغ گفتن به خویش اشاره میکند.</p>
<p>نکته آخر اینکه: آیا با وجود سختیِ هستی، باز هم ادامه دادن به زندگی جایز است؟ هر کس مختار است به سوال حاضر پاسخی دلبخواه بدهد. نگارنده پاسخ خانوم لینهان روان‌درمانگر شهیر رویکرد رفتاردرمانی دیالکتیک را میدهم که به برخی بیماران مبتلا به شخصیت مرزی میداد: «همینِ که هست»</p>
<p>منابع</p>
<ul>
<li>تئوری انتخاب. گسلر، ویلیام. ترجمه: علی صاحبی. نشر سایه سخن.</li>
<li>هم‌آفرینیِ تغییر. فردریسکون، جان. ترجمه: سیگارودی. نشر ارجمند.</li>
<li>سوختن در آب، غرق شدن در آتش. بوکوفسکی، چارلز. ترجمه پیمان خاکسر. نشر چشمه.</li>
<li><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div></li>
</ul>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%b3%d9%88%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa/">سانسور واقعیت (مقایسه‌یِ نادیده گرفتنِ «واقعیت» در رویکردهایِ واقعیت درمانی و ISTDP)</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%b3%d9%88%d8%b1-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بهداشت روان: معرفی مجله اینترنتی برای علاقه‌مندان روان‌شناسی</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a8%d9%87%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%85%d8%ac%d9%84%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b9/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a8%d9%87%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%85%d8%ac%d9%84%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[فرید حاجی]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 05 Sep 2018 20:38:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13761</guid>

					<description><![CDATA[<p>مجله‌ی روانشناسی بهداشت روان با هدف ارتقای سلامت روان، درک بهتر فرد از خود و بالا بردن آگاهی جامعه در حوزه‌ی روانشناسی و فلسفه فعالیت می‌کند. هدف ما ارائه‌ی مقالات و مطالب معتبر و مرتبط با حوزه‌ی روانشناسی و گاهاً با نگاه فلسفی است. مسئول محتوایی این سایت دکتر بهروز هاشمی تحصیل‌کرده‌ی رشته‌ی روانشناسی است. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a8%d9%87%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%85%d8%ac%d9%84%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b9/">بهداشت روان: معرفی مجله اینترنتی برای علاقه‌مندان روان‌شناسی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مجله‌ی روانشناسی بهداشت روان با هدف ارتقای سلامت روان، درک بهتر فرد از خود و بالا بردن آگاهی جامعه در حوزه‌ی روانشناسی و فلسفه فعالیت می‌کند.</p>
<p>هدف ما ارائه‌ی مقالات و مطالب معتبر و مرتبط با حوزه‌ی <a href="http://behdashtravan.com">روانشناسی</a> و گاهاً با نگاه فلسفی است. مسئول محتوایی این سایت دکتر بهروز هاشمی تحصیل‌کرده‌ی رشته‌ی روانشناسی است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>اهداف و انگیزه‌ها</p>
<p>انگیزه‌ی کلی ما از راه‌اندازی این وب‌سایت بالا بردن سطح آگاهی و ایجاد علاقه به مطالعه‌ی بیشتر در افراد جامعه است. به‌طور دقیق‌تر، مجله‌ی بهداشت روان این اهداف را دنبال می‌کند:</p>
<p>۱. ارتقای سطح سلامت روان افراد در جامعه</p>
<p>۲. آشنایی مخاطبان با انواع اختلالات و آسیب‌های روان‌شناختی</p>
<p>۳. ارائه‌ی اطلاعات و مفاهیم روانشناسی متنوع به افراد علاقه‌مند به این رشته</p>
<p>۴. آشنایی مخاطبان با متفکرین بزرگ در حوزه‌های علوم اجتماعی</p>
<p>۵. ترویج و تقویت مطالعه‌ی علوم انسانی در جامعه</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>برخی از موضوعات اصلی سایت بدین شرح است:</p>
<p>بهداشت روان، خودشکوفایی و عزت نفس، روانشناسی شخصیت، ارتقاء سلامت روان، فرزندپروری و رشد، سبک زندگی، هوش هیجانی، آسیب‌شناسی روانی، اختلالات روانی، اختلالات شخصیت، <a href="http://behdashtravan.com/category/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/">مکانیزم‌های دفاعی</a>،  خطاهای شناختی، مکاتب روانشناسی، روانکاوی و روانپویشی، انسانگرایی و روانشناسی مثبت، روانشناسی وجودی یا اگزیتانسیالیسم، رفتاری شناختی.</p>
<p>همچنین بخش دیگری از سایت بهداشت روان به آشنایی با <a href="http://behdashtravan.com/category/%d9%85%d8%aa%d9%81%da%a9%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af/">بزرگان روانشناسی</a> و فلسفه اختصاص دارد که در این بخش جملات، سخنان و همچنین زندگینامه‌ی این افراد قرار گرفته است. از جمله: زیگموند فروید، کارل گوستاو یونگ، آلفرد آدلر، کارن هورنای، ، البرت الیس، آرون بک، اروین یالوم، جفری یانگ، کارل راجرز ، ابراهام مزلو، اسکینر، پاولف، نیچه، شوپنهاور، کانت، دکارت، ویتگنشتاین، افلاطون، ارسطو ، سقراط.</p>
<p>علاوه بر مطالب مفصل وب‌سایت، سعی می‌شود که مقالات دشوارتر و تخصصی‌تر به نکته‌های ریز تبدیل شود و در شبکه‌های اجتماعی این وب‌سایت، بررسی و آموزش داده شود.</p>
<p>امید است که «<a href="http://behdashtravan.com/">مجله‌ی اینترنتی تخصصی بهداشت روان</a>» گامی مؤثر در حوزه‌ی ترویج و شناخت علوم انسانی باشد و رضایت مخاطبان را فراهم کند.</p>
<p><a href="http://behdashtravan.com/"><strong>ورود به سایت بهداشت روان</strong></a></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a8%d9%87%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%85%d8%ac%d9%84%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b9/">بهداشت روان: معرفی مجله اینترنتی برای علاقه‌مندان روان‌شناسی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a8%d9%87%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%85%d8%ac%d9%84%d9%87-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>همایش روان‌حامی: ورود به دنیای روان‌شناسی ویژه دانشجویان کارشناسی رشته روان‌شناسی</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%87%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%ad%d8%a7%d9%85%db%8c-%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%87%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%ad%d8%a7%d9%85%db%8c-%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[فرید حاجی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 04 Sep 2018 10:07:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آکادمیک 1]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13757</guid>

					<description><![CDATA[<p>‍ ‍ ??کلینیک روان‌حامی برگزار می‌کند: همایش روان‌حامی?? با روان‌حامی همراه باشید &#160; ✅ #همایش روان‌حامی: ورود به دنیای روان‌شناسی ویژه دانشجویان مقطع کارشناسی رشته روان‌شناسی و تمام علاقه‌مندان به این حیطه &#160; ۱⃣ بررسی وضعیت روان‌شناختی جامعه‌ی ایرانی و تاثیر معضلات اجتماعی بر روان افراد &#160; ۲⃣ بررسی نقش مشاور و روان‌شناس در بهبود [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%87%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%ad%d8%a7%d9%85%db%8c-%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4/">همایش روان‌حامی: ورود به دنیای روان‌شناسی ویژه دانشجویان کارشناسی رشته روان‌شناسی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&#x200d; &#x200d; ??کلینیک روان‌حامی برگزار می‌کند: همایش روان‌حامی??</p>
<p>با <a href="https://ravanhami.com/">روان‌حامی</a> همراه باشید</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><img src="https://s.w.org/images/core/emoji/13.0.1/72x72/2705.png" alt="✅" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /> #همایش روان‌حامی: ورود به دنیای روان‌شناسی ویژه دانشجویان مقطع کارشناسی رشته روان‌شناسی و تمام علاقه‌مندان به این حیطه</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>۱&#x20e3; بررسی وضعیت روان‌شناختی جامعه‌ی ایرانی و تاثیر معضلات اجتماعی بر روان افراد</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>۲&#x20e3; بررسی نقش مشاور و روان‌شناس در بهبود وضعیت سلامت روان و راهکارهای ایفای نقش به عنوان روان‌شناس در جهان مدرن</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>۳&#x20e3; بررسی رشته روان‌شناسی در مقطع ارشد و دکتری در ایران و خارج از کشور</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>۴&#x20e3; بررسی و تحلیل تخصصی کنکور کارشناسی ارشد وزارت علوم و بهداشت ( توسط رتبه‌های تک رقمی کنکور ارشد ) و تحلیل درس به درس آن و معرفی منابع ارشد و دکتری</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>?توسط دکتر حمید بهرامی‌زاده</p>
<p>?مدرس دانشگاه علامه طباطبایی</p>
<p>?مدرس کارگاه‌های روان‌شناسی</p>
<p>?موسس و مدیر موسسه روان‌حامی</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>? با حضور ۵ نفر از رتبه‌های زیر ۲۰ کنکور سال ۹۷</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>? ظرفیت همایش روان‌حامی به دلیل رایگان بودن آن محدود است و اولویت با کسانی است که زودتر ثبت‌نام می‌کنند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>?حضور با رزرو قبلی امکان پذیر است <img src="https://s.w.org/images/core/emoji/13.0.1/72x72/2757.png" alt="❗" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" /></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>?زمان : جمعه ۱۶/شهریور از ساعت ۱۷ الی ۲۰</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>?مکان : فلکه دوم صادقیه ،خیابان آیت الله کاشانی ، بعد از پمپ بنزین ، نرسیده به بلوار اباذر ، مجتمع آموزشی نابینایان شهید محبی</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>??در همایش روان‌حامی بن تخفیف کارگاه‌ها و کلاس‌های مجموعه روان‌حامی به قید قرعه به عزیزان تقدیم می‌گردد??</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>? راه‌های ارتباطی</p>
<p>ارسال نام و نام خانوادگی به شناسه</p>
<p>@asalostovari</p>
<p>و یا</p>
<p>ارسال نام و نام خانوادگی و تماس با شماره:</p>
<p>۰۹۱۲۷۲۱۸۱۵۴</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>کلینیک روان‌شناسی روان‌حامی</p>
<p>آکادمیک ترین و علمی‌ترین گروه کارشناسی ارشد و تنها برگزار کننده کلاس برای کنکور وزارت بهداشت</p>
<p>@psycho_ravanhami</p>
<p>www.ravanhami.com</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%87%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%ad%d8%a7%d9%85%db%8c-%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4/">همایش روان‌حامی: ورود به دنیای روان‌شناسی ویژه دانشجویان کارشناسی رشته روان‌شناسی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%87%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%ad%d8%a7%d9%85%db%8c-%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فیلم از نفس افتاده (۱۹۶۰) تحلیلی روان‌شناختی.</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%81%d8%b3-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%87-1960-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%81%d8%b3-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%87-1960-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[فرید حاجی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Aug 2018 19:28:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[رواندرمانی وجودی]]></category>
		<category><![CDATA[نمای سی و یک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13689</guid>

					<description><![CDATA[<p>این بار سراغ مهم‌ترین فیلم یکی از مهم‌ترین فیلمسازان تاریخ سینما می‌رویم: از نفس افتاده (۱۹۶۰) ساخته ژان لوک گدار، فیلمی جریان ساز که قویا درونمایه و اجرایش در هم تنیده‌اند. میچل :پاتریشیا بیا بریم رم، چون من تو رو دوست دارم پاتریشیا :ولی من مطمئن نیستم که تو رو دوست داشته باشم میچل :کی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%81%d8%b3-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%87-1960-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae/">فیلم از نفس افتاده (۱۹۶۰) تحلیلی روان‌شناختی.</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify">این بار سراغ مهم‌ترین فیلم یکی از مهم‌ترین فیلمسازان تاریخ سینما می‌رویم: از نفس افتاده (۱۹۶۰) ساخته ژان لوک گدار، فیلمی جریان ساز که قویا درونمایه و اجرایش در هم تنیده‌اند.<br />
میچل :پاتریشیا بیا بریم رم، چون من تو رو دوست دارم<br />
پاتریشیا :ولی من مطمئن نیستم که تو رو دوست داشته باشم<br />
میچل :کی مطمئن میشی؟<br />
پاتریشیا :به زودی<br />
میچل :به زودی یعنی چقدر؟ هشت ثانیه، هشت دقیقه، هشت روز، هشت قرن<br />
پاتریشیا :هشت روز خوبه<br />
میچل :زن ها همیشه کاری رو که میتونن توی هشت ثانیه انجام بدن هشت روز طولش میدن<br />
اینها سخنان میچل جوان تیکه و پاره فیلمی تیکه پاره نما است که در هتلی در فرانسه به دختر آمریکاییِ زیبایی گفته می‌شود که در فرانسه به روشنفکری مشغول است. اینکه چه چیزی در شخصیت میچل دستمایه تحلیل روانشناختی می‌شود میتواند اختلال شخصیت ضداجتماعی عیان او باشد که در دقایق اول فیلم پیداست. میچل به آب خوردنی ماشین میدزدد، همدست زنش را که به او علاقه مند است رها میکند، بد رانندگی میکند، از دست پلیس فرار میکند و زمانی که پلیس پیدایش میکند، یکی از پلیس‌ها را میکشد و در ادامه تا آخر فیلم قهرمان هر لحظه ممکن است به دام قانون بیافتد.</p>
<p>با <a href="https://ravanhami.com/">روان حامی</a> همراه باشید</p>
<p style="text-align: justify">نکته عجیبی که درباره شخصیت میچل مطرح است این است که او در عین حالی که آدم ولگرد و بی‌اخلاقی به نظر می‌آید دغدغه‌های فلسفی دارد، در صحنه‌ای که با معشوقه‌اش در هتل است مدام نشخوار میکند که نمونه‌ای از آن در زیر آمده است:</p>
<p style="text-align: justify">میچل :پاتریشیا تو به مرگ فکر میکنی؟ من خیلی به مرگ فکر میکنم<br />
پاتریشیا :میچل لطفا حرف های بهتری بزن</p>
<p>به راستی چه چیزی باعث می‌شود که میچلِ ولگرد مرگ اندیش بکند و دختر به ظاهر متفکر فیلم از نفس افتاده حتی شهامت تفکر مرگ را ندارد. شاید بتوان فرض را بر این گذاشت که از آنجایی که میچل در طول فیلم و در حقیقت در طول زندگی‌اش بسیار به مکافات و مرگ نزدیک است او را تا به این حد خالص و عاشق زندگی و مرگ کرده است، اما میتوان پرسشی عمیق تر مطرح کرد: نکند چونکه میچل مرگ‌اندیش است در نتیجه عاشق زندگی‌ست و دست به هر کاری میزند تا دمی بیاساید؟<br />
چیزی که از پاسخ این پرسش مهم‌تر است این است که میچل برای زندگی خود ارزش قائل است هر چند تکانشی؛ و فیلم از نفس افتاده به شدت پیگیر اوست نه پیگیر معشوقه ی میشل (پاتریشیا) که نه تنها مدام در حال فکر کردن و تردید است بلکه باید برای بیشتر ماندن در کشور آزادی مثل فرانسه به اجبار در سوربن فرانسه ثبت نام کند و مقاله‌های روشنفکری بنویسد و برای انتشار مقاله‌هایش به مردهای بالادستی‌اش بوسه بدهد.<br />
چرا میچلی که هم دوربین و هم ما دوسش داریم توامان برای زندگی له له میزند و در عین حال به مرگ می‌اندیشد؟ شاید روشن‌ترین پاسخ را وجودگرایان بدهند. اروین یالوم در کتاب روان‌درمانی اگزیستانسیال به نقل از ادبا و علمای وجودگرایی می‌آورد شیوه‌های انکار مرگ بسیارند، با این حال یکی از اساسی‌ترین ابزارهای انکار مرگ اعتقاد و وابستگی به نجات‌دهنده‌ای غایی و اعتقاد به استثنایی بودن است (۱۹۸۰) پاتریشیا در فیلم وابسته به مردان قدرتمند بالادستی خویش است تا مقاله‌ی او را چاپ کنند، اگر چنین نکنند چه می‌شود، از رفتارهای پاتریشیا پیداست که احساس ناامنی میکند و در بدترین شکل (شاید بهترین شکلش) او را یاد نجات‌دهنده‌ی غایی نداشتن در نتیجه میرا بودن آدمیزادی بیاندازد؛ اما در آن سوی طیف میشل است که راست راست برای خود راه می‌رود و نه نحات‌دهنده‌ای می‌شناسد و نه حتی سقوط کننده‌ای؛ صرفا سیگار و عینک تیره را می‌شناسد و با روزنامه کفش‌هایش را پاک میکند.</p>
<p style="text-align: justify">اینکه در ابتدای متن مدعی شدم درونمایه و اجرای فیلم از نفس افتاده در هم تنیده هستند از آن روست که از لحاظ درونمایه ما با قهرمانی (میشل) رو به رو هستیم که در لحظه زیست میکند و به جز لحظاتی که شتابی دارد تا چیزی لذت بخش را لمس کند فیلمساز چیز دیگری را نشان نمیدهد و تنها پرش میزند روی لحظاتی که میشل دارد به لذت دسترسی پیدا میکند. این پرش زدن ها در تصاویر هم دیده می‌شود و در زبان سینما جامپ کات نامیده می‌شود و به این معناست که دو تصویر که تداوم زمان و مکان ندارند به یکدیگر پیوند زده میشوند و در نتیجه تصویر در ذهن مخاطب پرش میگیرد. مثل میشل که ذهنش تداوم زمان و مکان ندارد و تنها از لذتی به لذت دیگر پرش میکند.<br />
پاتریشیا :تو تو کتاب نخل‌های وحشی فاکنر رو خوندی؟<br />
میشل :گفتم بیا عشق بازی کنیم<br />
پارتیشیا :گوش کن جمله آخرش خیلی قشنگه : «بین غم و نیستی، من غم را انتخاب میکنم» تو کدوم یکی رو انتخاب میکنی<br />
میشل :غم یه چیز احمقانه‌ست، من نیستی رو انتخاب میکنم<br />
از همین مکالمه در میانه فیلم پیداست که ریشه میل میشل به زیستن از کجا ناشی می‌شود ازینکه تا به چه حد خود را نزدیک مرگ میداند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع:</p>
<p>یالوم. اروین. ۱۹۸۰. روان درمانی اگزیستانسیال. ترجمه سپیده جبیب. نشر نی.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%81%d8%b3-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%87-1960-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae/">فیلم از نفس افتاده (۱۹۶۰) تحلیلی روان‌شناختی.</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%81%d8%b3-%d8%a7%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%87-1960-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چیستی شعر سپید به زبان روان‌کاوی</title>
		<link>https://ravanhami.com/%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d8%b3%d9%be%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d8%b3%d9%be%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[فرید حاجی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Jun 2018 09:58:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[هنردرمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13564</guid>

					<description><![CDATA[<p>تحلیل را با این سوال ساده شروع  میکنیم: چرا شعر «به طور خاص شعر سپید » را نمی‌شود برای دیگری توضیح داد؟ نویسنده: فرید حاجی این یک شعر سپید از گروس عبدالملکیان است: دست­های هم را گرفته بودیم تو در شب قدم می­زدی من در تاریکی این شعر سپید درباره­‌ی چیست؟ عشق؟ تنهایی؟ وصال؟ فراغ؟ [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d8%b3%d9%be%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/">چیستی شعر سپید به زبان روان‌کاوی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تحلیل را با این سوال ساده شروع  میکنیم: چرا شعر «به طور خاص شعر سپید » را نمی‌شود برای دیگری توضیح داد؟</p>
<p>نویسنده: فرید حاجی</p>
<p>این یک شعر سپید از گروس عبدالملکیان است:</p>
<p><em>دست­های هم را گرفته بودیم</em></p>
<p><em>تو در شب قدم می­زدی</em></p>
<p><em>من</em></p>
<p><em>در تاریکی</em></p>
<p>این شعر سپید درباره­‌ی چیست؟ عشق؟ تنهایی؟ وصال؟ فراغ؟ همین‌ها؟ واقعا همین‌ها؟ به راستی خواننده تنها همین‌ عبارات را احساس می­کند؟ چه کسی می‌تواند این شعر را توضیح دهد؟ یا معنا کند؟ یا اصلا پرسشی وحشتناک‌تر: چه کسی می‌تواند بگوید شعر در او چه چیزی را زنده کرده است؟</p>
<p>با <a href="http://ravanhami.com/">روان‌حامی</a> همراه باشید</p>
<p>همان­طور که مدعی هستیم شعر غیرقابل تفسیر است، ما بقی هنرها هم به همین شکل است؛ چه کسی می‌تواند توضیح بدهد که فیلم چشمان کاملا بسته (۱۹۹۹) ساخته استنلی کوبریک درباره ی چیست؟ درباره تعهد و زناشویی؟ همین؟ واقعا همین؟ یا چه کسی می‌تواند توضیخ بدهد فلان موسیقی، فلان نقاشی و الی آخر.</p>
<p>این ناتوانی زبان در توضیح هنر و به طور خاص شعر از کجا می‌آید؟</p>
<p>«توضیح دادن»، «معنا کردن»، «گفتن» همگی ابزار آلات زبان هستند تا در نتیجه مفهوم را انتقال دهند و راهی به سوی انتقال واقعیت پیدا کنند ولی گویا فلاسفه پسامدرن خبر ترسناکی می­دهند که به زعم شاعران بسیار خوشایند است.</p>
<p>این یک شعر سپید از هوشنگ چالنگی است:</p>
<p><em>سمور!</em></p>
<p><em>من که بمیرم </em></p>
<p><em>ماه را بچر!</em></p>
<p>موضوع این شعر سپید چیست؟ خودشیفتگی شاعر است که ماه را جایگزین خود کرده؟ پس به چه علت خود را حقیر کرده و به نوعی سمور را هم‌بستر خویش میداند؟ نکند ماه و سمور پیوندی پنهانی دارند و اخیرا سمور باشکوه و ماه حقیر شده است؟ این تفسیر که رفته رفته به سالاد کلمات کشیده می‌شود، چیزی نیست جز تفسیر بداهه و بدون قطع نگارنده از شعر، که هیچ معلوم نیست که معنایی از شعر در آن هست یا خیر؟</p>
<p>فلاسفه یا روان‌شناسان یا زبان‌شناسان چه پاسخی در برابر این وادی پر از حس ولی بی‌معنا دارند؟ در این نوشته تنها به تحلیل کوتاهی از مقدمه کتاب تفسیر خواب فروید نوشته شیوا رویگریان می‌پردازیم:</p>
<p><em>نیچه حقیقت را قدیمی‌ترین توهم بشر ­می­داند. نزد فروید حقیقت حتی از این نیز موهوم‌تر و دیریاب‌تر است، همانند داوری. برای روان‌کاوی حقیقت می‌تواند تکه‌های «حقیقت» باشد که از زمان گذشته، از شکل افتاده و بی‌ارتباط به هم، نزد ما باز می­گردند (منبع) </em></p>
<p>با توجه به خطوط اخیر می‌توانیم جستن حقیقت را به جستن معنای شعر تشبیه کنیم؛ به عبارتی دیگر معنای شعری در کار نیست؛ بلکه شعر به وسیله واژه­‌هایش چیزی‌هایی را در درون ما دستکاری می­کند.</p>
<p><em>لکان تحلیل روانی را بر تحلیل زبانی استوار می­کند. نظریه‌پردازان و هنرمندان پست‌مدرن، پسا-لکانی و اکوفمینیست جملگی در پی راهی هستند که در آن بشریت اخلاقی خلق کند که در آن انسان شاکر باشد، شاکر آگاهی خود از نقش ثانوی خود در هستی، و نیز شاکر آگاهی خود از طعن واقعیت که همواره بیشتر بیرون زبان می‌ماند و در دام تخیل ما </em><em>–</em><em>گفتمان‌ما- نمی‌افتد. واقعیتی که گویی زبان هم پنهانش می­کند و هم رخنه‌هایی در آن ایجاد ­می­کند (منبع). </em></p>
<p>در خطوط اخیر شاید بتوان به پرسش اصلی این نوشته پاسخی داد، و آن این که واقعیتی که از شعر در ذهن و جان ما حاضر می‌شود بیرون زبان می‌ایستد و ما عملا نمی‌توانیم معنایی برای چنین شعرهایی در زبان بگنجانیم.</p>
<p>این یک شعر سپید از احمد شاملو است:</p>
<p><em>خواب چون درفکند از پایم</em></p>
<p><em>خسته می­خوابم از آغاز غروب</em></p>
<p><em>لیک آن هرزه علف‌ها که دست </em></p>
<p><em>ریشه کن می­کنم از مزرعه،روز،</em></p>
<p><em>می­کَنَم شان شب در خواب، هنوز</em></p>
<p>این که احمد شاملو در این شعر سپید دغدغه روزانه خود را در خواب شبانه با تشبیهی خلاقانه به شعر کشیده است، یکی از هزاران نمونه کجاییِ منبعِ شعر است.</p>
<p><em>بهای مدرنیته دردهای روان‌پریشانه و روان‌نژندانه است. تمدن انسان را ناخشنود می­کند و بالقوه یا بالفعل در برابر جامعه قرار میدهد (منبع).</em></p>
<p>در شعر شاملو نیز دقیقا جملات بالا عیان است. شاعر از دردی روحی می‌نالد که تنیده در رویدادهای روز است.</p>
<p>در پایان با بیتی از صدرنشین غزل‌سرایان حضرت حافظ شیرازی شما را به اشعار سپید می‌سپاریم:</p>
<p>از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود            زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>سپاس از محسن موسوی</p>
<p>برای تنظیم اعتبار اشعار</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع:</p>
<p>بخش‌هایی که در پرانتز به رویگریان نسبت داده شده است، نقل قولی مستقیم از بخش‌هایی از مقدمه شیوا رویگریان در کتاب تفسیرخواب فروید است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d8%b3%d9%be%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/">چیستی شعر سپید به زبان روان‌کاوی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d8%b9%d8%b1-%d8%b3%d9%be%db%8c%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تحلیل فیلم چشمان کاملا بسته (۱۹۹۹) از نگاه روان‌درمانی وجودی</title>
		<link>https://ravanhami.com/13544-2/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/13544-2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[فرید حاجی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 Jun 2018 19:06:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[نمای سی و یک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13544</guid>

					<description><![CDATA[<p>جهنم زیبایی که استنلی کوبریک در فیلم چشمان کاملا بسته خلق میکند، تاثیر ارتباط جنسی را بر روح انسان و موجود صنعتی امروز عیان کرده و به قول اروین. یالوم حضور دیگری را برای واقعی کردن واقعیت لازم میداند. با روان‌حامی همراه باشید اروین یالوم، روان‌درمانگر وجودی (شاخه‌ای از روان‌درمانی که در آن مشکلات روانی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/13544-2/">تحلیل فیلم چشمان کاملا بسته (۱۹۹۹) از نگاه روان‌درمانی وجودی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>جهنم زیبایی که استنلی کوبریک در فیلم چشمان کاملا بسته خلق میکند، تاثیر ارتباط جنسی را بر روح انسان و موجود صنعتی امروز عیان کرده و به قول اروین. یالوم حضور دیگری را برای واقعی کردن واقعیت لازم میداند.</p>
<p>با <a href="http://ravanhami.com/">روان‌حامی</a> همراه باشید</p>
<p>اروین یالوم، روان‌درمانگر وجودی (شاخه‌ای از روان‌درمانی که در آن مشکلات روانی را ناشی از مسائل محوری هستی مثل، مرگ، تنهایی و غیره میدانند) معتقد است که همانطور که فروید نمادهای بسیاری را جایگزین رابطه و اندام جنسی میداند، مثل سیگار که نماد آلت جنسی مردانه است و جعبه که نماد آلت جنسی زنانه و غیره؛ گاهی اوقات رابطه جنسی خودش نماد چیز دیگری‌ست، مثل اضطراب مرگ، اضطراب تنهایی، پوچی و غیره. مثلا، یالوم اشاره میکند در کار روان‌درمانی با افراد سرطانی، برخی از آنها تنها دلمشغول مسائل جنسی بودند.</p>
<p>یالوم، رابطه جنسی را به سنگری قدرتمند تشبیه میکند که در آن شلیک‌هایی مثل اضطراب تنهایی، مرگ، مسئولیت‌پذیری و پوچی موقتا به شخص اصابت نمیکند؛ چرا که رابطه جنسی نیروی قدرتمند بیرونی است که شخص را افسون کرده و باعث می‌شود که فرد فراموش کند که زندگی اساسا چیزی رو به زوال است و مرگ حتمی است. فراموش کند که انسان حقیقتا موجودی تنهاست و صرفا برای لحظاتی در کنار دیگری‌ها به نظاره روزگار می‌نشیند، فراموش کند که آزاد است انتخاب کند و تاوان انتخابی که کرده را به تنهایی پس بدهد. چه چیزی بهتر از فراموشی؟</p>
<p>آیا به این تعبیر رابطه جنسی رفتاری زشت و ناشیانه است؟ زمانی که رابطه اجبارا و در جهت رفع اضطراب‌های نامبرده روی بدهد، رابطه‌ای عمیق، بلندمدت و رضایت‌بخش نخواهد بود. رابطه‌ای که تمام هستیِ دو فرد را به هم متصل نکند و تنها بخشی مثل بخش جنسی وجود را ارضا کند، رابطه‌ای سطحی و ابزاری در جهت رفع اضطراب‌های نامبرده است (یالوم، ۱۹۸۰)</p>
<p>در فیلم چشمان کاملا بسته بارها شاهدیم که شخصیت‌ها درگیرودار پیوندجویی جنسی هستند ولی یا مضطرب می‌شوند یا از حال می‌روند یا پرخاشگری میکنند، که همین باعث آشفته‌تر شدن احوال آنها می‌شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><img class="size-medium wp-image-13546 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/06/eyes-wide-shut-the-game-300x172.png" alt="" width="300" height="172" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/06/eyes-wide-shut-the-game-300x172.png 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/06/eyes-wide-shut-the-game-600x345.png 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/06/eyes-wide-shut-the-game-768x441.png 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/06/eyes-wide-shut-the-game-1000x574.png 1000w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px" /></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>زوجی جوان، در زندگی مرفه خود دچار تزلزل در رابطه عاطفی‌شان می‌شوند. زن خشمگین از توجه متقابل شوهرش به زنانی‌ست که او را به دلیل شغل پزشکی ستایش میکنند و مرد در پاسخ به خشم نامعقول همسرش به روابط فرازناشویی می‌پردازد، ولی هر دویشان اضطراب ناشی از روابط غیرمتعارف و تنهایی را تاب نمی‌آورند و در نهایت در یکدیگر میگریند.</p>
<p>آنچه که در خلاصه  فیلم مورد تحلیل است، احساس تنهایی و اضطرابِ حاصل از آن و مسئولیت‌پذیری در برابر این اضطراب است.</p>
<p>در اوایل فیلم چشمان کاملا بسته در یک مهمانی مجلل شبانه مرد غریبه که قصد نزدیکی عاطفی-جنسی به قهرمان زن فیلم را دارد به او می‌گوید که تا حالا اشعار وید در کتاب هنر عشق رو خوندی؟ و زن مرد غریبه را با این جملات دفع میکند :«همون که شخصیت زنش دوره خیلی خوبی داشت ولی در نهایت تنها شد؟»</p>
<p>مرد: «ولی دوره ای خیلی خوب داشت»</p>
<p>مشخص است که قهرمان زن فیلم از ترس تنهایی اقدام به خیانت نمیکند و هر چقدر مرد غریبه اصرار در به دست آوردن او دارد، زن از او دورتر می‌شود. دور باطلی که شخصیت زن فیلم در آن افتاده این است که به دلیل اضطراب ناشی از بی‌تعهدی همسرش (که سوءتعبیری بیش نیست) تن به کنش ممنوعه‌ی جنسی میدهد (رقص معاشقه‌گونه به مرد غریبه) ولی به دلیل اضطراب ناشی از ترس از تنهایی در آینده از این کنش دست میکشد.</p>
<p>یالوم، اشاره دارد که بیماری به دلیل حملات اضطرابی بستری شده بود و گزارش کرده بود که «بدترین چیز در مورد تنها بودن این است که در آن لحظه هیچ کس در دنیا به من فکر نمیکند» ترس از تنهایی و اضطرابی که در طی آن انسان را فرا می‌گیرد از جنس اضطرابی‌ست که آدمی سعی در پنهان کردن آن با رابطه‌ی جنسی و هر منبع لذت بخش بیرونی دارد (۱۹۸۰)</p>
<p>روان‌درمانی وجودی چه پاسخی در برابر اینگونه اضطراب‌ها میدهد؟ یالوم اشاره میکند که بوبر انسان را موجودی ذاتا مشتاق رابطه میداند و از دو عنوان محوری «من-تو» و «من-آن» استفاده میکند. که شاید در بینابین و کشاکش تشکیل رابطه انسان اضطراب تنهایی خویش را رفع کند. رابطه «من-آن» نوعی رابطه است که در آن فرد با «آن» ‌های زیادی رابطه برقرار کرده و در نتیجه «من» در جمع کثیری از ابژه‌ها و روابط تقسیم می‌شود ولی رابطه «من-تو» نوعی رابطه است که در آن «من» و «تو» در رابطه‌ای عمیق قرار گرفته و در حقیقت «من» در متن یک رابطه ظاهر می‌شود و به عبارتی دیگر «من» از رابطه با «تو» تاثیری عمیق می‌پذیرد (یالوم، ۱۹۸۰)</p>
<p>بنابراین قهرمان زن فیلم چشمان کاملا بسته از رابطه با «من-آن» اجتناب میکند ولی توان دستیابی به رابطه «من-تو» را نیز ندارد. از طرفی قهرمان مرد فیلم نیز بارها در واکنش به قصد خیانت زنش، خود را در موقعیت‌ رابطه جنسی با «آن» های بسیاری قرار میدهد ولی در نهایت اضطراب وجودی ناشی از ترس تنها ماندن به قهرمان اجازه چنین خیانت‌هایی را نمیدهد.</p>
<p>ویکتور فرانکل نیز انسانی را که توان «رو کردن به سوی دیگری برای عشق اصیل» یا همان «من-تو» ی بوبر را ندارد مخلوقی میداند که قادر نیست خود را تعالی ببخشد و مدام بر خودبیان‌گری‌های ناشیانه، مشت کوبیدن بر کیسه بوکس جهت تخلیه خشم، تاکیید افراطی بر اعتماد به نفس پافشاری میکند.</p>
<p>به راستی که فیلم بزرگ چشمان کاملا بسته ساخته استنلی کوبریک بزرگ یکی از برجسته‌ترین صحنه‌های زندگی بشری و سقوط اخلاق در آن است و تنها راه نجاتی که فیلم در دقایق آخر معرفی میکند «رابطه متعهدانه» است؛ که آنهم راه نجاتی همیشگی به نظر نمی‌رسد، با این حال برای آشوبی که به جان شخصیت‌های فیلم که نماینده همه شهرنشینان مدرن هستند، آرامشی است هر چند موقتی.</p>
<p>وجودگرایان به روایت یالوم پیشنهاد میکنند، عشق عاری از نیاز می‌تواند آشوب نامبرده را تسکینی بادوام‌تر بدهد. یالوم در دسته بندی انواع عشق به دو نوع عشق اشاره میکند:</p>
<ul>
<li>عشق کاستی مدار: که عشقی خودخواهانه است و در آن نیازمندی برای توجه و تعالی از سوی دیگران در میان است. این افراد از نگاه سود و فایده به دیگران می‌نگرند و از آنها در جهت رفع نیاز های خویش استفاده میکنند.</li>
<li>عشق هستی مدار: : که تملک‌گرا نیست، کاربردی نبوده و عاری از نیاز است. این افراد وابستگی کمتری به دیگری دارند و از منابع درونی برای تعالی خویشتن استفاده میکنند، مانند استعدادهایشان، تکانه‌های خلاقه‌شان و غیره. این نوع عشق کمترین میزان اضطراب را در خود جای میدهد، عاشقان هستی مدار مستقل‌ترند، کمتر حسود یا تهدید کننده‌اند، کمتر نیازمندند و در عین حال همزمان بیشتر مایلند تا طرف مقابل خود را به شکوفایی نزدیک کنند.</li>
</ul>
<p>در جامعه‌ای که فیلم چشمان کاملا بسته به ما ارائه میدهد، شخصیت‌ها همگی به دنبال عشق کاستی‌مدار هستند. یکی از شواهد این ادعا آن است که همه اعضای جامعه خصوصا شخصیت‌های زن فیلم، قهرمان مرد فیلم که پزشک است را ستایش میکنند؛ چرا که همگی آرامش و خوشنودی خود را بر پایه منابع بیرونی گذاشته و به دنبال آرامش در بیرون هستند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع:</p>
<ul>
<li>روان‌درمانی اگزیستانسیال. نویسنده: یالوم. ۱۹۸۰. ترجمه: حبیب. نشر نی.</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/13544-2/">تحلیل فیلم چشمان کاملا بسته (۱۹۹۹) از نگاه روان‌درمانی وجودی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/13544-2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فیلم قوی سیاه: یک تحلیل روانکاوانه فرویدی</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%82%d9%88%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%82%d9%88%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[فرید حاجی]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 04 Apr 2018 07:51:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[نمای سی و یک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13289</guid>

					<description><![CDATA[<p>فیلم قوی سیاه یکی از جنبه‌های روانکاوی که هنوز در اتاق‌های درمان مورداستفاده است و از معدود نظرات فروید بوده است که بین طرفداران متأخرش نیز مورد قبول است و به عبارتی منسوخ نشده است؛ مسئله اضطراب روان رنجورانه است که به وسیله دفاع‌های فرد در ناهشیار باقی می‌ماند. برای اینکه به زبان ساده اضطراب [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%82%d9%88%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af%db%8c/">فیلم قوی سیاه: یک تحلیل روانکاوانه فرویدی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>فیلم قوی سیاه</h2>
<p><img class=" wp-image-13082 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/03/logo.jpg" alt="روان حامی" width="64" height="54" />یکی از جنبه‌های <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوی</a> که هنوز در اتاق‌های درمان مورداستفاده است و از معدود نظرات <a href="http://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">فروید</a> بوده است که بین طرفداران متأخرش نیز مورد قبول است و به عبارتی منسوخ نشده است؛ مسئله <a href="http://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%85%d8%b2%d9%85%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">اضطراب</a> روان رنجورانه است که به وسیله <a href="http://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دفاع‌های</a> فرد در ناهشیار باقی می‌ماند.</p>
<p>برای اینکه به زبان ساده اضطراب روان رنجورانه را تعریف کنیم، به دسته‌بندی فروید از اضطراب می‌پردازیم؛ اضطراب سه دسته است:</p>
<ul>
<li>اضطراب واقعی: مثل ترس از ماشینی که دنده بریده و به سمت ما در حرکت است</li>
<li>اضطراب اخلاقی: مثل موقعیت‌هایی که وجدان انسانی به چالش کشیده می‌شود</li>
<li>اضطراب روان رنجورانه: زمانی که تکانه یعنی، میلی ممنوع مثل پرخاشگری یا میل جنسی در ضمیر ناهشیار ما میل به ارضا شدن دارد (پروچسکا، ۲۰۰۷)</li>
</ul>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%be%d9%88%db%8c%d8%b4%db%8c-%d9%81%d8%b4%d8%b1%d8%af%d9%87-%d9%88-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87-%d9%85%d8%af%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">نظریه‌ی روان‌پویشی کوتاه‌مدت</a> به تأثیر از فروید بیان می‌دارد که تعارضات و امیالی در ناهشیار ما وجود دارند که مایه اضطراب هستند، چراکه جامعه و محیط آن‌ها را ممنوع اعلام کرده است؛ بنابراین بخش هشیار انسان سعی می‌کند به وسیله ابزارهایی به نام مکانیسم‌های دفاعی جلوی ورود این امیال خطرناک به هشیاری را بگیرد؛ اما اگر دفاع‌های روانی فرد مهلت دهند و آن تکانه‌ها یا امیال به حیطه آگاهی بیایند در ابتدای امر مایه اضطراب و عواطف منفی (خشم، اندوه و&#8230;) خواهد بود ولی در بلندمدت این آگاهی مایه بینش یافتن فرد و سلامتی نسبی روانش خواهد بود (دلاسلوا، ۱۹۹۶)</p>
<p>در فیلم قوی سیاه چندین بار شاهد هستیم چیزهای مبهم و نامشخصی برای لحظه‌ای عیان می‌شوند و به‌سرعت محو می‌شوند. مثلاً زمانی که نینا قهرمان فیلم می‌خواهد با مترو جابه‌جا شود، همزادی اشباح مانند را می‌بیند که لحظه‌ای خود را عیان و سریعاً غیب می‌شود. گو اینکه آن همزاد نینا همان تکانه و میلی است که در درون نیناست ولی برون آمدنش خطرناک است؛ چراکه در دنیای بیرون نینا مادرش که خودزنی روان رنجور به نظر می‌رسد، برای نینا قواعد بسیار و کنترل‌های فراوانی حکم کرده است که در صورت رعایت نکردن نینا مضطرب خواهد شد (مانند صحنه کیک تولد)</p>
<p><img class="size-medium wp-image-13293 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/04/photo_2018-04-04_12-19-57-202x300.jpg" alt="" width="202" height="300" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/04/photo_2018-04-04_12-19-57-202x300.jpg 202w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/04/photo_2018-04-04_12-19-57.jpg 220w" sizes="(max-width: 202px) 100vw, 202px" /></p>
<p>یکی دیگر از لحظات واضحی که امیال خطرناک قهرمان قصد برون آمدن دارد، نوک زدن پرهای قو از پشت قهرمان است که با خلاقیت و جسارتی کم‌نظیر در تاریخ سینما توسط فیلم‌ساز پرداخت‌شده است. حالا چرا این امیال آن‌قدر خطرناک است که قهرمان را مضطرب می‌کند و قهرمان برآمدن این تکانه‌ها را برنمی‌تابد، مگر نه اینکه تحولش وابسته به پذیرفتن همین تکانه‌ها و کنار آمدن منطقی با آن‌هاست؟ باز به همان مفهوم اضطراب روان رنجورانه رجوع می‌کنیم و در فیلم نیز عیان است که قهرمان به شیوه غیرمنطقی و لجوجانه و گاهی بچه‌گانه سعی در حفظ خویشتنی دارد که دارد از هم می‌پاشد و نمی‌تواند دفاع‌ها را کنار گذاشته و تکانه و امیال ممنوعش را بپذیرد و در بلندمدت زیست بهنجار و سالم داشته باشد. یکی از فرضیات ما است که این روش‌های غیرمنطقی تفکر را نینا از مادرش فراگرفته است، مادری که بنا بر ادعای خودش سال‌ها پیش به خاطر خانواده، علاقه‌ی خود را رها کرد و حالا دخترش را کنترل می‌کند که به همان شیوه غیرمنطقی که خود می‌اندیشید، بیندیشد و اصلاً برنمی‌تابد که می‌توان در کنار علاقه و اهداف کمی هم‌زیست.</p>
<p>دیگر نمونه‌هایی که در فیلم می‌تواند بیانگر امیال خطرناک نینا باشد زنانگی مدفون شده نیناست که ضدقهرمانان در فیلم (رقبای نینا در مسابقه) به‌شدت آن را دارند. فیلم‌ساز با خلاقیت در لحظه‌ای که نینا در حال آرایش خویش است صدای تنفس زنی که گویی افیون‌زده است را صداگذاری کرده ولی سریعاً صدای تنفس محوشده و نینا به زندگی خود می‌پردازد، گو اینکه بروز زنانگی برای نینا امری خطرناک است و او محکوم است تا ابد دختر خوب مادر باشد. یا مثلاً در لحظاتی که نینا از درآمدن پر از پوستش درد می‌کشد، همان صداهای تنفس اغواگرانه می‌آیند، گو اینکه امیال و تکانه‌های ناله می‌کنند تا رها شوند.</p>
<p>یکی دیگر از نقاط قوت فیلم قوی سیاه ایهامی است که در خواسته مربی رقص نینا از نینا نهفته است؛ مربی به نینا سفارش می‌کند برای اینکه نینا در رسیدن به نقش قوی سیاه که قویی اغواگر است باید خود را رها کند و این انقباض بیمارگونه خویش را کنار بگذارد ولی نینا هر چه تلاش می‌کند تنها به بخش معصومانگی قوی سفید می‌رسد. بنابراین مربی برای نینا شرط می‌گذارد که برای به دست آوردن نقش مجبور است که با او رابطه جنسی داشته باشد وگرنه از نقش خبری نیست. مسلماً برای نینا که از طرفی در آرزوی نقش است و از طرفی شدیداً هنجارشده و اخلاق‌گراست این پیشنهاد شدیداً اضطراب زاست و اما ایهام شرط مربی آنجاست که نینا با این کنش هم از لحاظ مادی به نقش می‌رسد و نقش را تصاحب می‌کند و هم از لحاظ معنوی به خصوصیات زن اغواگر که مشخصه قوی سیاه است نزدیک می‌شود. پیشنهاد می شود فیلم قوی سیاه را تماشا کنید.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%82%d9%88%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af%db%8c/">فیلم قوی سیاه: یک تحلیل روانکاوانه فرویدی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%82%d9%88%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تحلیل روان‌شناختی رمان جزء از کل</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d8%b2%d8%a1-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%84/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d8%b2%d8%a1-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[فرید حاجی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 Mar 2018 16:36:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13156</guid>

					<description><![CDATA[<p>تحلیل روان‌شناختی رمان بزرگ « جزء از کل » نویسنده: استیو تولتز ترجمه: پیمان خاکسار نویسنده تحلیل : فرید حاجی درباره جزء از کل چه می‌توان نوشت؟ در پاسخ کسی که می‌پرسد «کتاب درباره چیه؟» چه می‌توان گفت؟ زندگی؟ جاودانگی؟ تنهایی؟ عشق؟ خانواده؟ بی‌پولی؟ رسانه؟ عمق؟ معنا؟ معناباختگی؟ پلشتی؟ جفنگی؟ سیاهی؟ عسل ادبی؟ بهتر است [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d8%b2%d8%a1-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%84/">تحلیل روان‌شناختی رمان جزء از کل</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تحلیل روان‌شناختی رمان بزرگ « جزء از کل »<br />
نویسنده: استیو تولتز<br />
ترجمه: پیمان خاکسار</p>
<p>نویسنده تحلیل : فرید حاجی</p>
<p>درباره جزء از کل چه می‌توان نوشت؟ در پاسخ کسی که می‌پرسد «کتاب درباره چیه؟» چه می‌توان گفت؟ زندگی؟ جاودانگی؟ تنهایی؟ عشق؟ خانواده؟ بی‌پولی؟ رسانه؟ عمق؟ معنا؟ معناباختگی؟ پلشتی؟ جفنگی؟ سیاهی؟ عسل ادبی؟ بهتر است به پرسشگر پاسخ داد: خودت مواجه شو تا به دامان دروغ نیافتادم. رمان به شکلی وحشیانه درباره انسان امروزی است.</p>
<p>با <a href="http://ravanhami.com/">روان حامی</a> همراه باشید</p>
<p>نکته اخلاقی: هرگونه نقل‌قول مستقیم از متن هر کتابی در این تحلیل به شکل کج نویسی آورده شده و مابقی متن نوشته تحلیل‌گر است.</p>
<p>شاید پرتکرارترین سوال حین مطالعه رمان جزء از کل این باشد که: آیا واقعاً مُشتی کلمه این عواطف را در درون خواننده زنده می‌کند؟ آیا کلمات این‌همه قدرت دارند؟<br />
قهرمان رمان جزء از کل ، جسپر که راوی اصلی است، نوجوان پسری است که حوادث زندگی خودش در ارتباط با اطرافیان مهمش را تعریف می‌کند:<br />
مارتین دین: پدر جسپر.<br />
تری دین: عموی جسپر.<br />
یکی از پرسش‌های اساسی قهرمان این است که مسیر زندگی پدرش بدبختانه‌تر است یا عمویش؟ و دغدغه‌اش این است از دست هر دو فرار کند، چراکه بزرگ‌ترین ترسش این است که یکی شود مثل پدرش<br />
پدرش به قول راوی: «حل کردن معماهای مختلف هستی» را برگزیده و عمویش به شکلی جفنگ و وحشیانه تن به عیاشی پوچ هستی سپرده و روی افکار جامعه موج‌سواری می‌کند، مثلاً آن‌قدر در خیابان ولگردی می‌کند تا جیبش را بزند، از کنش جیب زده شدن خوشش می‌آید.<br />
البته این سوال مستقیم طرح نمی‌شود که کدام زندگی بهتر است؛ ولی آنچه که عیان است دو سر طیف بودن سبک زندگی پدر و عموی قهرمان است. این که قهرمان به کدام مسیر برود به روشنی می‌گراید و شقاوت به دور است، پرسشی وجودی و سنگینی است که در نظر وجودگرائیان اضطراب زاست؛ اینکه باید با آزادی خویش در زندگی چه کنیم؟ میلان کوندرا در رمان عمیق «بار هستی» معتقد است، هستی سبکی تحمل‌ناپذیری دارد چون سرنوشت آدمیزاد فقط یک‌بار است و هیچ مشخص نیست، چیزی که معتقدیم دنیا را متعالی می‌کند، شاید دنیای ما را متلاشی بکند و بلعکس. پس کاملاً غیرقابل پیش‌بینی است و این دوراهی وجودی همان «اضطراب وجودی» ای است که اگزیستانسیالیست‌ها مدام یادآور می‌شوند.<br />
در قسمتی از رمان جسپر، از پدرش می‌گوید:<br />
پدر من که بود&#8230;.<br />
او مردی بود که برای اولین بار به من گفت اگر اسم بیمه عمر بیمه مرگ بود، هیچ‌کس آن را نمی‌خرید&#8230;.. او فکر می‌کرد آدم‌هایی که کتاب نمی‌خوانند نمی‌دانند تعداد زیادی از نوابغ مرحوم منتظرشان نشسته‌اند. او فکر می‌کرد شور مردم برای زندگی نیست، برای شیوه زندگی است&#8230;.<br />
به‌هرحال او مغزی داخل یک ظرف نبود که صرفاً نظریه صادر می‌کرد، انسانی بود که احساسات داشت و همین احساسات بیمارش کرد&#8230;.. هر بار که می‌شنید مادری در پارک با نگرانی بچه‌اش را صدا می‌کند، او هم اسم بچه را فریاد می‌زد، همیشه این احساس شوم را داشت که برای هوگو کوچولو (یا هر اسم دیگری که داشت) اتفاق بدی افتاده است&#8230;.. می‌توانست با همه همدردی کند و اگر می‌فهمید کسی در دنیا رنج می‌برد باید به خانه می‌رفت و دراز می‌کشید&#8230;.<br />
پدرم همیشه معتقد بود مردم اصلاً سفر نمی‌کنند بلکه تمام عمرشان به دنبال شواهدی می‌گردند تا اعتقاداتی را که از ابتدا داشته‌اند توجیه کنند<br />
چرا قهرمان آن‌قدر می‌ترسد که به چیزی شبیه به پدرش تبدیل شود؟ رمان به زبان قصه درنتیجه به عمیق‌ترین شکل ممکن پاسخ ما را می‌دهد، ولی روان‌‌شناسی نوین چه پاسخی برای این ترس دارد؟ ریشه این ترس را در کجا می‌داند؟<br />
پل واکتل، رواندرمانگر شهیر و خلاق، معتقد است: مرض روانی نباید بیش از مدت معینی طول بکشد، اگر این اتفاق بیافتد پس حتماً رویدادی در بیرون این مرض را دامن می‌زند.<br />
پرسش اینجاست که چرا باید کسی کمر به ادامه دادن مرض روانی خود ببندد؟ پاسخ روشن است چراکه رها شدن از دست امراض و ناسازگاری‌های روانی برای انسان اضطراب زاست. همان‌طور که طرحواره درمانگران معتقدند:<br />
تداوم طرحواره به هر چیزی اشاره دارد که بیمار می‌خواهد انجام دهد تا وضعیت فعلی طرحواره را حفظ کند (طرحواره به معنای تفکر قالبی غلطی است که هیجان، رفتار و روابط میان‌فردی معیوبی را برای فرد رقم می‌زند) تداوم طرحواره تمام افکار، احساسات و رفتارهایی را در برمی‌گیرد که به‌جای بهبود طرحواره، درنهایت باعث تقویت آن می‌شود. فرد از طریق تحریف‌های شناختی، موقعیت‌ها را به‌گونه‌ای سوءتعبیر می‌کند که باعث تقویت طرحواره شود (یانگ، ۲۰۰۶) مثلاً قهرمان رمان جزء از کل مانند پدرش رویدادهای ممکن را به منقبض‌ترین شکل ممکن که شیوه‌ای افسرده ساز است، معنا می‌کند؛ چراکه پدرش او را از آموزش در مدرسه (کنشی در اجتماع) ساقط کرده و به کتاب‌خوانی بیمارگونه افراطی افسرده ساز گوشه انزوا در خانه دعوت کرده:<br />
از دورانی که پدرم سعی کرده بود خودش به من درس بدهد زمان زیادی گذشته بود. برای جبران سپردن من به سیستمی که حقیرش می‌شمرد، به‌طور منظم کتاب‌هایی روی میزم می‌گذاشت که روی‌شان برگه‌های کوچک چسبانده بود. «این‌رو بخون، لامصب خداست» افلاطون، نیچه،&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;. درباره تمام این نوابغ بی‌چون‌وچرا باید بگویم که علاقه و احترامشان فوق‌العاده است. درباره تمام این نوابغ بی‌چون‌وچرا باید بگویم که علاقه و احترامشان به یک نوع انسان (خودشان) و ترس و نفرتشان از نوع دیگر (بقیه آدم‌ها) روی اعصابم بود. هم به این خاطر که اعتقاد داشتند آموزش عمومی در کل جهان باید متوقف شود مبادا تفکر را نابود کند، هم به‌این‌علت که تمام تلاششان بر این بود که هنرشان برای بیشتر مردم غیرقابل درک باشد، هم به این دلیل که همیشه چیزهای غیردوستانه‌ای مثل این‌ها می‌گفتند: «سه تا هورا برای مخترعان گاز سمی»&#8230;&#8230;&#8230;.. تمام آدم‌هایی که من می‌شناختم چیزی نبودن جز جنازه‌هایی که داشتند در حالت عمودی می‌پوسیدند چون تماشای فوتبال را به خواندن ویرژیل ترجیح می‌دادند. این ‌روشنفکرها تف کرده بودند: «سرگرمی توده‌ها مرگ تمدن است» ولی من می‌گویم اگر یک انسان به چیزی کودکانه بخندد و تنش از لذت گرم شود، چه اهمیتی دارد این لذت از یک اثر هنری والا باشد یا بازپخش سریال کمدی طلسم شده از تلویزیون؟ چه فرقی می‌کند؟ آن انسان‌ها لحظه‌ای درونی فوق‌العاده‌ای داشته و از همه مهم‌تر، مجانی حال کرده&#8230;. شخصاً فکر می‌کنم از «میل عوام به شادی» نبود که تنفر داشتند، بیشتر از این بیزار بودند که می‌دیدند عوام گاهی به آن دست پیدا می‌کنند.<br />
خلاصه که هرچقدر قهرمان یا همان راوی داستان جزء از کل سعی بر چشم‌پوشی کردن بر تاریکی اندیشه دارد و قصد دارد قسمت دیگر وجودش را بپروراند که مانند عمویش تری دین، زندگی خواه است و تجربه‌گرا ولی هر چه قصه بیشتر جلو می‌رود بیشتر مغلوب آن بخش از وجودش می‌شود که مانند پدرش مرگ‌اندیش بود و منقبض.<br />
در پایان اشاره‌ای به صحبت‌های فیلم‌ساز بزرگ تاریخ سینما عباس کیارستمی درباره میل به زیستن می‌کنیم:<br />
(نقل‌قول مستقیم از کتاب سر کلاس با کیارستمی) سفر با ماشین تفاوت شایانی با هواپیما دارد. وقتی پای به هواپیما می‌گذاری، همیشه مقصدی هست و البته هیچ‌گاه تنها سفر نمی‌کنی. ماشین به من این اجازه را می‌دهد که از همه‌چیز، حتی مردم دور شوم و در خارج از شهر بپلکم. مبدأ اغلب تهران است و مقصد دشتی باز و نورانی، که میزبانی است مهربان با آغوش باز. دنیای است سرشار از منزل‌های ناشناخته و غیرمنتظره، با میزبانی که انتظاری از من ندارد، اما میهمان‌نواز است. دل به دریا می‌زنم بدن اینکه بدانم کجا قرار است بخوابم و چه بخورم. دوربینی به دست، راه میافتم، چشم می‌گردانم و می‌پویم. بی‌برنامه خانه را ترک می‌کنم بااینکه میدانم ممکن است روزها دور باشم و ساعاتی بعد خود را در دهی می‌یابم، هم‌سفره با خانواده‌هایی که هیچ‌گاه ندیده‌ام و ممکن است بعداً هم هیچ‌گاه نبینم. راهم می‌دهند، سفره خود را به رویم می‌گشایند، رخت خوابی برایم پهن می‌کنند، و صبح پیش ازینکه با پدر و مادر و سه بچه سر صبحانه حاضر شوم، پنجره اتاقم را باز می‌کنم و دره‌ای پیش رویم قرار می‌گیرد، کوه‌هایی پرشکوه در دوردست، تک‌درختی در برف و همه این‌ها شب در هاله‌هایی از تاریکی پوشیده شده بود. شعفی شگرف. شعف بی‌برنامگی. شوری لبریز.</p>
<p>منابع.<br />
&#8211; جز از کل. استیو تولتز. ۲۰۰۸. ترجمه پیمان خاکسار. نشر چشمه.<br />
&#8211; سر کلاس با کیارستمی. پال کرونین. ۲۰۱۵. ترجمه سهراب مهدوی.<br />
&#8211; طرحواره درمانی. یانگ، کلوسکو و ویشار. ۲۰۰۶. ترجمه حمیدپور و اندوز. نشر ارجمند.<br />
&#8211; ارتباط درمانی. پل واکتل. ۱۹۹۸. ترجمه نیما قربانی و سحر طاهباز. انتشارات دانشگاه تهران.</p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d8%b2%d8%a1-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%84/">تحلیل روان‌شناختی رمان جزء از کل</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d8%b2%d8%a1-%d8%a7%d8%b2-%da%a9%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تحلیل کوتاهی بر جهان نمایشنامه‌ و فیلم‌های مارتین مکدونا از منظر روان‌شناسی</title>
		<link>https://ravanhami.com/12957-2/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/12957-2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[فرید حاجی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 06 Feb 2018 10:59:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[نمای سی و یک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=12957</guid>

					<description><![CDATA[<p>مارتین مکدونا نمایشنامه نویس و فیلمساز به نام غربی در تمامی نوشته‌هایش مولفه‌های مشترکی مثل جنایت بیخودی، جفنگی روابط میان فردی و بی‌معنایی زیستن افراد را دارد با روان حامی همراه باشید در تمام طول مدتی که نمایشنامه‌های مارتین مکدونا را مطالعه میکردم به این فکر میکردم جان کلام او چیست؟ معنایی که در پس [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/12957-2/">تحلیل کوتاهی بر جهان نمایشنامه‌ و فیلم‌های مارتین مکدونا از منظر روان‌شناسی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مارتین مکدونا نمایشنامه نویس و فیلمساز به نام غربی در تمامی نوشته‌هایش مولفه‌های مشترکی مثل جنایت بیخودی، جفنگی روابط میان فردی و بی‌معنایی زیستن افراد را دارد</p>
<p>با <a href="http://ravanhami.com/">روان حامی</a> همراه باشید</p>
<p>در تمام طول مدتی که نمایشنامه‌های مارتین مکدونا را مطالعه میکردم به این فکر میکردم جان کلام او چیست؟ معنایی که در پس اندیشه‌هایش که در متن‌‌ها و فیلم هایش تکرار می‌شود چیست؟ چیزی که بیش از همه نظرم را جلب کرد بحران معنا در جهان نمایشنامه و فیلم‌های مارتین مکدونا بود</p>
<p>اروین یالوم در کتاب روان درمانی اگزیستانسیال به روشنی پوچی تشریح می‌کند. معنای زندگی که نقطه مقبل پوچی در نظر گرفته شده است به دو بخش: جستجوی معنای کیهانی و جستجوی معنای شخصی</p>
<p>اشخاصی که معنای کیهانی خویش را یافتند خود را در گستره عظیم‌تری جای می‌دهند و چندان جای اضطراب وجودی ندارند؛ نهایت رنجی که بکشند احساس گناه از این است که آیا وظایف خویش را در خدمت نظامی وسیع‌تر از خویش (مذهب و جامعه بشری و یا &#8230;) انجام داده‌اند یا نه.</p>
<p>و اما دسته دوم یعنی جستجو کنندگان معنای شخصی که تحت تأثیر دو حادثه به بحران معنا خوردند:</p>
<p>یکی. علمی شدن نگاه انسان به هستی در عصر نوین</p>
<p>دو. زیر سؤال بردن هستی به‌عنوان یک حقیقت عینی ثابت</p>
<p><img class="size-medium wp-image-12961 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/n00225668-t-213x300.jpg" alt="نمایشنامه مکدونا" width="213" height="300" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/n00225668-t-213x300.jpg 213w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/n00225668-t-600x845.jpg 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/n00225668-t-768x1081.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/n00225668-t-710x1000.jpg 710w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/n00225668-t.jpg 1000w" sizes="(max-width: 213px) 100vw, 213px" /></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>برای شخصی که خود را عضو نظام کلی بزرگ‌تر از خویش نمی‌داند، واقعاً چه معنای شخصی می‌تواند موجود باشد؟ یالوم از آلبر کامو نقل می‌کند، انسان باید مستقیماً با زندگی پوچ و بی‌معنای خویش روبه‌رو شود و با شکوه زندگی کند، باید با افتخار و عصیان از بی‌تفاوتی دنیا فراتر رفت. یالوم به نقل از سارتر که به شکلی انعطاف‌ناپذیر به دنیا آمدن و از دنیا رفتن آدمی را پوچ و تصادفی می‌داند بی‌معنایی را اصالت می‌دهد و می‌گوید که سارتر معتقد است، معنای در آنجا «یعنی خارج از ذهن انسان و موجود در دنیای واقعی وجود ندارد» بلکه آن معنا را انسان باید خودش بسازد و به آن متعهد باشد. این تعهد و مسئولیت‌پذیری از مفاهیم اساسی فلسفه و روان‌درمانگری وجودی است (یالوم، ۱۹۸۰)</p>
<p>مارتین مکدونا فیلم کوتاهی به نام شش لول ساخته که در آن قهرمان فیلم همسرش، حیوان خانگی مورد علاقه‌اش و چند همسفرش را به اشکال مختلف: تراژدی، کمدی و ملودرام از دست می‌دهد، اما خودش حتی وقتی اقدام به خودکشی می‌کند محکوم است که زنده بماند و ادامه بدهد و معنای زندگی قهرمان در جهان بی‌معنای فیلم چیزی جز ادامه دادن نیست.</p>
<p>از نیچه نقل است که حقیقت به معنای آنچه جستجو کنی و بیابی وجود ندارد بلکه حقیقت همین زیستن توست که ضمن رنج کشیدن ادامه می‌دهی</p>
<p>داستایوفسکی نیز در طول رمان جنایات و مکافات قهرمان داستان یعنی راسکولنیکوف را با این معنا روبه‌رو می‌کند که راز هستی در رنج کشیدن است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع:</p>
<p>رواندرمانی اگزیستانسیال. اروین یالوم. ۱۹۸۰. ترجمه سپیده حبیب. نشر نی.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/12957-2/">تحلیل کوتاهی بر جهان نمایشنامه‌ و فیلم‌های مارتین مکدونا از منظر روان‌شناسی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/12957-2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تحلیل روان‌شناختی فیلم پذیرایی ساده</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[فرید حاجی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 16 Jan 2018 05:44:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[نمای سی و یک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=12770</guid>

					<description><![CDATA[<p>قهرمان‌های لاکچری فیلم پذیرایی ساده (کاوه و لیلا) جلوی دو راننده کامیون را گرفته و می‌خواهند به آن‌ها چند میلیون پول را ببخشند، گویا نذری دارند. راننده دو: الآن دیگه (راننده یک با این پولا) زنم میتونه بگیره کاوه: مگه دیوونه‌ست؟ راننده دو: چهارماهه نامزده کرده لنگ پوله کاوه: ا نامزد کردی؟ لیلا: اسمش چی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/">تحلیل روان‌شناختی فیلم پذیرایی ساده</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right">قهرمان‌های لاکچری فیلم پذیرایی ساده (کاوه و لیلا) جلوی دو راننده کامیون را گرفته و می‌خواهند به آن‌ها چند میلیون پول را ببخشند، گویا نذری دارند.</p>
<p>راننده دو: الآن دیگه (راننده یک با این پولا) زنم میتونه بگیره</p>
<p>کاوه: مگه دیوونه‌ست؟</p>
<p>راننده دو: چهارماهه نامزده کرده لنگ پوله</p>
<p>کاوه: ا نامزد کردی؟</p>
<p>لیلا: اسمش چی هست؟</p>
<p>راننده دو: اسمش سپیده‌ست، سپیده خانوم</p>
<p>کاوه: خوشگله؟</p>
<p>دو برادر خجالت میکشند</p>
<p>لیلا: ای بابا (این چه حرفیه؟)</p>
<p>کاوه: چیه دارم سؤال می‌کنم، میگم اگه خوشگل نیست این پول رو بیخودی حرمش نکنی، صبر کن یه خورده، بهتر گیرت میادا</p>
<p>این تنها یکی از چند مصداق عمیق تحقیر کردن آدمی در این فیلم است. قهرمان‌های فیلم در طول فیلم پذیرایی ساده برای نذر و بخشش چندین میلیون پول به کوه و کمر زده و مردم روستایی را با بخشیدن پول: شگفت‌زده، خوشحال و درنهایت تحقیر می‌کنند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>با <a href="http://ravanhami.com/">روان حامی</a> همراه باشید</p>
<p>اریک فروم به نقل از شولتز (۲۰۱۳) در نوجوانی رویدادهای اجتماعی حیرت‌زده‌اش می‌کرد، مثلاً اینکه چرا یک زن زیبای جوان ترجیح داد نقاشی و لذت زندگی را کنار بگذارد و خودکشی کند و وصیت کند که در تابوت پدرش او نیز خاک شود؟ اودیپ؟ الکترا؟ پاسخ شاید در این مقام بسیار اهمیت نداشته باشد. این پرسش‌ها فرومِ جوان را کنجکاو و پیگیر روانکاوی و جامعه‌شناسی کرد؟</p>
<p>ما نیز به‌عنوان مخاطبان فیلم پذیرایی ساده تعجب می‌کنیم که این پول بخشیدن قهرمان‌های لوکس و ازخودراضی فیلم به مردم کوه و کمر از چ بابت است؟ نذر و بخشش؟ پس چرا در کنار هر بخششی نگاه بالا به پائین به مردم داشته و آن‌ها را ذلیل می‌کنند؟ پاسخ ابتدایی به این سؤال این است که: چون مردم به‌سادگی اعتماد نمی‌کنند و پول را چون ممکن است آن‌ها را به دردسر بی اندازد نمی‌گیرند، پس قهرمانان فیلم مجبورند دروغ‌هایی بافته و از شر نذری که باید بدهند خلاص شوند. سؤال به عمق برنده از فیلم این است که آیا نمی‌شد دروغی مصلحتی‌تر یا دروغی که در آن نگاه بالا به پایین نباشد، بگویند؟ سؤال اصلی تحلیل این است که: «قهرمانان چه مرگشونه؟»</p>
<p><img class="size-medium wp-image-12774 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/01/paziraa-300x174.jpg" alt="فیلم پذیرایی ساده " width="300" height="174" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/01/paziraa-300x174.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/01/paziraa-600x349.jpg 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/01/paziraa-768x446.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/01/paziraa.jpg 1000w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px" /></p>
<p>پاسخ فرضی اول: فروم در کتاب گریز از آزادی معتقد است، هرچقدر افراد آزادی بیشتری به دست بیاورند، احساس تنهایی، پوچی و بیگانگی بیشتری می‌کنند، برعکس هر چه افراد آزادی کمتری داشته و احساس تعلق‌پذیری داشته باشند، احساس امنیت روانی بیشتری دارند، گواهش زندگی پس از رنسانس. قهرمانان فیلم آزادی و اختیار کامل را به‌واسطه اعتباری (پولها) که دارند کسب کرده و لاجرم در مسیر بی‌معنایی قدم زده و درنهایت به جهنم ذهنی برده شدند.</p>
<p>انسان از آزادی فرار می‌کند، چراکه آزادی ترس‌آور است؛ زیرا ما را متوجه مسئولیت و تنهایی خویش می‌کند. انسان یا با سلطه‌پذیری و درمانده و حقیر بودن تسلیم نیروی برتر اجتماعی می‌شود تا احساس امنیت کرده و تنهایی را دفع کند، یا با سلطه‌گری، کنترل دیگران را به دست می‌گیرد تا احساس تعلق ناپذیری و درنتیجه تنهایی نکند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>پاسخ فرضی دوم به پرسش «قهرمانان فیلم پذیرایی ساده چه مرگشونه»: دستیابی کامل به هر صفتی تنها از طریق اشباع شدن نقطه مقابل آن صفت ارضا می‌شود. پرلز که آغازکننده گشتالت‌درمانی‌ست‌ (به معنای کیلت‌گرایی) معتقد است: مفهوم قطبیت صفت‌ها (مثلاً: سلطه‌گر و سلطه‌پذیر، پیوند و جدایی، نیرومندی و آسیب‌پذیری و غیره) زندگی روانی ما را تشکیل داده است. پرلز معتقد است اگر انسان قصد دارد زندگی کاملی را تجربه کند باید بداند همواره که صفتی را داراست درعین‌حال ضد آنچه وانمود می‌کند نیز هست (پروچسکا، ۲۰۰۷)؛ یعنی انسان همواره:</p>
<ul>
<li>هم بی‌رحم است هم مهربان: در جایی از فیلم کاوه جسد نوزاد یک‌روزه‌ای را در قبرستان با پول فراوانی از پدر دختر می‌خرد تا جسد را برای حیوانات گرسنه که صداهایشان می‌آید فراهم کند. ولی کمی بعد شب شده کاوه گریان و عصبی در حال کندن زمین یخ‌زده است تا جسد نوزاد را خاک کند و حیوانات را با توحش فراری می‌دهد.</li>
<li>هم نیرومند است هم ضعیف: کاوه و لیلا که سراسر فیلم بخشندگی کرده و با ماشین لوکس خود بر همگان می‌تازند سر آخر در اتاق استراحت خاک خورده‌ای با بیسکوئیت بسیار ساده‌ای پذیرایی می‌شوند.</li>
</ul>
<p>اریکسون نیز در نظریه معروف رشد روانی انسان در نظر دارد که هر مرحله از رشد روانی انسان قطبیت‌هایی را دارد: مثلاً مرحله اودیپی انسان: یعنی ۳ تا ۶ سالگی. کودک فقط در صورتی به‌طور کامل به اراده می‌رسد که هم قطب ابتکار عمل و هم قطب مخالف آن یعنی احساس گناه را تجربه کرده باشد. با در مرحله کهن‌سالی، شخص سالمند فقط زمانی احساس یکپارچگی شخصیت و امیدواری می‌کند که تأملی در یاس نیز کرده باشد. یاس ناشی از اینکه آیا زندگی پرباری داشته است یا خیر؟ و اگر بتواند معنایی قانع‌کننده برای پرسش وجودی خود پیدا کند به امیدواری دست خواهد یافت (نقل غیرمستقیم از کرین)</p>
<p>منبع</p>
<p>-شولتز و شولتز. نظریه‌های شخصیت. ۲۰۱۳. ترجمه سیدمحمدی. نشر ویرایش.</p>
<p>-پروچسکا و نورکراس. نظریه‌های روان‌درمانی. ۲۰۰۷. ترجمه آوادیس یانس. نشر رشد.</p>
<p>-ویلیام کرین. نظریه‌های رشد، مفاهیم و کاربردها. ویلیام کرین. ترجمه خوی‌نژاد و رجایی. نشر رشد. ۱۳۹۶.</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/">تحلیل روان‌شناختی فیلم پذیرایی ساده</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تحلیل روان‌شناختی مفهوم احساس گناه با محوریت فیلم کله سرخ</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%85%d9%81%d9%87%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%da%af%d9%86%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%a7/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%85%d9%81%d9%87%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%da%af%d9%86%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[فرید حاجی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 28 Dec 2017 21:02:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[نمای سی و یک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=12470</guid>

					<description><![CDATA[<p>فیلم کله سرخ که این روزها در سینماهای هنروتجربه در حال اکران است، داستان مردی بی‌حوصله و تنهاست که احساس گناه حالش را جا میاورد. در این تحلیل کوتاه آگاهانه کوشیده شده است قصه فیلم لو نرود و صرفاً با ایجاد حال و هوایی نزدیک به فیلم به تحلیل مفهوم احساس گناه پرداخته شود. احساس [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%85%d9%81%d9%87%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%da%af%d9%86%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%a7/">تحلیل روان‌شناختی مفهوم احساس گناه با محوریت فیلم کله سرخ</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>فیلم کله سرخ که این روزها در سینماهای هنروتجربه در حال اکران است، داستان مردی بی‌حوصله و تنهاست که احساس گناه حالش را جا میاورد.</p>
<p>در این تحلیل کوتاه آگاهانه کوشیده شده است قصه فیلم لو نرود و صرفاً با ایجاد حال و هوایی نزدیک به فیلم به تحلیل مفهوم احساس گناه پرداخته شود.</p>
<p>احساس گناه مفهومی آن‌چنان عمیق است که گاهی ریشه‌هایش ما را به کودکی‌مان می‌برد و گاهی آن‌چنان دم‌دستی است که سر خود را راست کنیم در اطرافمان می‌چرخد.</p>
<p>با <a href="http://ravanhami.com/">روان حامی</a> همراه باشید.</p>
<p>اروین یالوم در کتاب روان‌درمانی اگزیستانسیال (۱۹۸۰) میان احساس گناه روان‌نژندانه و احساس گناه حقیقی تفاوت قائل می‌شود.</p>
<p>یک. احساس گناه روان‌نژندانه (روان‌رنجورخویی) به خاطر تخلفی‌ جزئی یا خیالی است که در حق دیگری انجام داده‌ایم و یا تابوای کهن یا امروزی را زیر پا گذاشته‌ایم که برای درمان این حالت زننده‌ی روان باید روی احساس بد بودن، خشونت ناخودآگاه و میل به تنبیه شدن، کارکرد.</p>
<p>دو. احساس گناه به مفهوم حقیقی، یک معصیت واقعی در حق دیگری است. برای درمان این وضعیت روانی باید به جبران واقعی یا نمادین خسارت متناسب با گناه پرداخت.</p>
<p>خلاقیت اروین یالوم و برخی دیگر از وجودگرایان آنجاست که مفهوم احساس گناه را ورقی زده و مفهوم احساس گناه وجودی (existential) را تدوین می‌کنند:</p>
<p>سه. احساس گناه وجودی می‌گوید: فرد نه‌تنها به دلیل معصیت‌هایش در حق دیگری یا زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی و اجتماعی، بلکه ممکن است به دلیل معصیت در حق خویشتن گناهکار باشد. گناهی از جنس دور افتادن از آنچه می‌توانست باشد ولی مسئولیتش را نپذیرفت؛ چراکه مسئولیت‌پذیری اضطراب‌آور است. مازلو (به نقل از یالوم) معتقد است که اگر جوهر اصلی فرد انکار یا سرکوب شود، بیمار می‌شود، گاهی محسوس، گاهی نامحسوس (یالوم، ۱۹۸۰)</p>
<p>بنا به تعبیر مازلو، قهرمان فیلم کله سرخ به بیماری محسوسی دچار می‌شود؛ چرا که رسماً از زندگی بازایستاده و تمام نیروی زیستن خود را در اتاقک خسته‌ای دفن می‌کند. اینکه قهرمان چه مرگش است را فیلم‌ساز توضیح چندانی نمی‌دهد؛ اصلاً چقدر اهمیت دارد که چه مرگش است؟ در فیلم شاید صرفاً این مهم است که نای زیستن ندارد حتی وقتی خواهر معصومش او را به انتقام که کنشی است در قلب زندگی، دعوت می‌کند. خلاصه که قهرمان فیلم کله سرخ لاجون تر از آن است که گناهی در حق دنیای بیرون و آدم‌هایش بکند و «ظاهراً» هیچ گناهی در حق خود نیز نکرده ولی اتفاقی عجیب در یک‌سوم ابتدایی فیلم احساس گناهی به جان قهرمان می‌اندازد که او را از انزوای روان-تنی به انقلابی قیصری در ابعاد روستایی می‌کشاند؛ تا شاید بتواند کاری برای زندگی نزیسته‌ی خویش کند. گر چه فیلم‌ساز مسیر قیصری فیلم را ضد کلیشه طی کرده و تلخی هدف قهرمان را به جفنگی برگزار می‌کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><img class="size-medium wp-image-12472 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/2284314-300x200.jpg" alt="کله سرخ" width="300" height="200" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/2284314-300x200.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/2284314-90x60.jpg 90w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/2284314-180x120.jpg 180w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/2284314-95x64.jpg 95w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/2284314.jpg 600w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px" /></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>احساس گناه وجودی یک حالت عاطفی ناخوشایند است که به‌عنوان ندای درونی باید به آن گوش فرا داد تا بتواند باعث تحقق آرزوهای فرد باشد. ندای درونی قهرمان فیلم مصداقی عجیب و خلاقانه دارد که برای سینمای ملی این روزها فاز جدیدی است.</p>
<p>در این تحلیل هم مانند تمام تحلیل‌های گذشته نگارنده بر این است که کاهش دادن فیلم به یک صفحه نوشته صرفاً در جهت معرفی پدیده‌ای روانی است و قطعاً فیلم وسیع‌تر از این نوشته‌هاست یا شاید اصلاً فیلم‌ساز به دنبال قصه گفتن محض باشد که در این صورت تفسیرها همگی زائیده ذهن مفسر است.</p>
<p>فیلم کله سرخ بی‌شک فیلمی کم‌نظیر در درون‌مایه و البته اجراست که تجربه تماشایش روی پرده سینما، مخاطب را به سفری عاطفی-شناختی می‌برد. پس تماشای فیلم کله سرخ را در گروه سینمای <a href="https://www.cinematicket.org/?p=nfilmdetailae&amp;fid=1424&amp;fileid=2600&amp;t=%DA%A9%D9%84%D9%87%20%D8%B3%D8%B1%D8%AE">هنر و تجربه</a> از دست ندهید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع:</p>
<ul>
<li>روان‌درمانی اگزیستانسیال (۱۹۸۰) اروین یالوم. ترجمه سپیده حبیب. نشر نی.</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%85%d9%81%d9%87%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%da%af%d9%86%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%a7/">تحلیل روان‌شناختی مفهوم احساس گناه با محوریت فیلم کله سرخ</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%85%d9%81%d9%87%d9%88%d9%85-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%da%af%d9%86%d8%a7%d9%87-%d8%a8%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تحلیل روان‌شناختی قهرمانِ سریال برکینگ‌بد و فارگو</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%82%d9%87%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%90-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%b1%da%a9%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%82%d9%87%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%90-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%b1%da%a9%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[فرید حاجی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 14 Dec 2017 05:48:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[نمای سی و یک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=12238</guid>

					<description><![CDATA[<p>تحلیل شخصیت‌ اصلی سریال‌های برکینگ‌بد و فارگو را باید ضمن تحلیل عمیق فلسفی جهان‌بینی سازندگان آن خواند که جهانی جفنگ، تلخ و عمیق است؛ که این مهم از حوصله و توان این تحلیل کوتاه خارج است. والتر وایت، قهرمان سریال برکینگ بد (افسارگسیخته) مردی میان‌سال و متأهل است که در دبیرستان شیمی تدریس می‌کند و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%82%d9%87%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%90-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%b1%da%a9%db%8c/">تحلیل روان‌شناختی قهرمانِ سریال برکینگ‌بد و فارگو</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تحلیل شخصیت‌ اصلی سریال‌های برکینگ‌بد و فارگو را باید ضمن تحلیل عمیق فلسفی جهان‌بینی سازندگان آن خواند که جهانی جفنگ، تلخ و عمیق است؛ که این مهم از حوصله و توان این تحلیل کوتاه خارج است.</p>
<p>والتر وایت، قهرمان سریال برکینگ بد (افسارگسیخته) مردی میان‌سال و متأهل است که در دبیرستان شیمی تدریس می‌کند و سربه‌راه است. والتر به خاطر شخصیت محافظه‌کارش مدام در کنار اطرافیان احساس حقارت می‌کند؛ تا اینکه می‌فهمد به بیماری لاعلاجی مبتلاست، پس تصمیم می‌گیرد از علم شیمی به نفع تولید مواد مخدر استفاده کند تا خودی در دنیای گنگستری که نماد شجاعت است نشان داده باشد.</p>
<p>لستر نیگارد، قهرمان سریال فارگو، نیز مردی میان‌سال و متأهل است که او نیز ترسو، محافظه‌کار و حرف‌گوش‌کن است. در اوایل داستان از سوی زنش و همکلاسی دوران کودکی‌اش تحقیری نابخشودنی می‌شود و هر دو را به طریقی می‌کشد و در جریان تحول گام می‌زند.</p>
<p>اینکه چرا هر دو شخصیت اصلی سریال‌های برکینگ‌بد و فارگو از الگوی شخصیتی تحقیر به‌سوی تحول و انتقام قدم برمی‌دارند و در حقیقت اینکه چرا در کشور آمریکا سریال‌هایی با درونمایه‌هایی مثل شناخت خویشتن در راه انتقام ساخته می‌شود جای تأمل داشته و در حوصله تحلیل‌های اجتماعی-فرهنگی می‌گنجد. بااین‌حال نگارنده قصد دارد در این تحلیل، شخصیت اصلی این دو سریال را از ابعاد روان‌شناختی بررسی کند. هر دو شخصیت را می‌توان اسیر طرحواره‌ نقص/‌شرم دید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: center">برای خواندن تحلیل شخصیت‌ اصلی سریال‌های برکینگ‌بد و فارگو با <a href="http://ravanhami.com/">روان‌حامی</a> همراه باشید</p>
<p><img class="size-medium wp-image-12239 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/fargo-season-1-240x300.jpg" alt="فارگو" width="240" height="300" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/fargo-season-1-240x300.jpg 240w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/fargo-season-1-600x750.jpg 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/fargo-season-1-768x960.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/fargo-season-1-800x1000.jpg 800w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/fargo-season-1.jpg 1000w" sizes="(max-width: 240px) 100vw, 240px" /></p>
<p>طرحواره چه بود؟ الگوی فکری، هیجانی و رفتاری که هم می‌تواند سازگار و بهنجار و هم می‌تواند ناسازگار و نابهنجار باشد. طرحواره نقص/ شرم، الگویی از تفکر و احساس است که در آن فرد احساس ناقص بودن، نامطلوب بودن و بی‌ارزش بودن می‌کند؛ حتی اگر فردی کاملاً باکفایت و باارزش باشد (یانگ، ۲۰۰۶)</p>
<p>اینکه چرا قهرمان‌های سریال‌های برکینگ‌بد و فارگو یعنی والتر (برکینگ بد) و لستر (فارگو) به این‌گونه از تفکر معیوب مبتلا شدند موضوع این تحلیل از سریال‌های برکینگ‌بد و فارگو نیست؛ ولی علت تداوم و شدیدتر شدن این افکار و عواطف منفی در شخصیت‌های اصلی یعنی والتر و لستر در سریال عیان است. اشخاصی که طرح‌واره‌ی معیوبی دارند با طرحواره خود احساس راحتی می‌کنند، زیرا همیشه در حال انجام دادن رفتارهایی هستند که طرح‌واره‌هایشان را تأیید کند.</p>
<p>مثلاً در سریال برکینگ بد، والتر بعد از اخراج شدن از مدرسه در اوایل سریال چشم روی مقام تحصیلات خود می‌بندد و به شغلی ساده (کارواش) می‌پردازد، نه اینکه این کانش به‌خودی‌خود اشتباه باشد، ولی در جامعه سرمایه‌داری سریال که به ظرافت ترسیم‌شده تحقیری نسبی در پی دارد، چنانکه می‌بینیم در سریال والتر به خاطر کارواشی بودنش توسط یک جفت دانش‌آموز دختر-پسر لوکس تحقیر می‌شود. حال چرا فردی که طرحواره دارد به طرحواره خود دامن می‌زند؟ مثلاً چرا شخصیتی که احساس شرم از نقص‌های من‌درآوردی خود دارد، خود را در سرازیری این باور می‌اندازد؟ چرا که نمی‌تواند دنیایی بدون طرح‌واره‌اش را تصور کند که در آن به‌اندازه مهارت‌هایش به او توجه شود و از او استقبال شود و اگر حادثه‌ای وجودی مثل بیماری لاعلاج در زندگی والتر روی نمی‌داد، قصد داشت تا دم آخر در ناحیه امن و آرام ولی حقیر و کذایی خود سپری کند.</p>
<p>در فارگو نیز، لستر نیگارد برخوردی با مشتریان محل کارش می‌کند که پیشاپیش باروت تحقیر شدن خود را جرقه میزند و یا مثلاً زمانی که دوست دوران دبستان خود که به همراه دو پسر دم‎‌کفلتش در خیابان راه می‌روند را می‌بیند اجازه می‌دهد دوستش او را دست بیاندازد و تحقیر کند؛ و اگر در فارگو نیز شخصیتی مثل جنایتکار (که کاربرد همان بیماری لاعلاج در برکینگ بد را دارد) نبود و لستر را به جسارت دعوت نمی‌کرد، لستر نیز می‌پذیرفت تا ابد زنش بر سر او بکوبد.</p>
<p>افرادی که طرحواره‌ای معیوب دارند با چه نوع رفتار‌هایی به این الگوی معیوب دامن می‌زنند؟ با رفتارهایی که طرحواره درمانگران آن را پاسخ‌های مقابله‌ای ناسازگار می‌نامند. این نوع پاسخ‌های ناسازگار سه نوع‌اند:</p>
<p>یک. تسلیم: در این نوع پاسخ افراد در برابر حوادث زندگی که طرحواره آن‌ها را فعال می‌کنند به درست پنداشتن آن طرحواره گردن می‌نهند و اجازه می‌دهند طرحواره آن‌ها ادامه پیدا کند؛ مثلاً والتر در سریال برکینگ بد اجازه می‌دهد شاگرد بی‌ادبش او را تحقیر کند. یا لستر در سریال اجازه می‌دهد برادرش او را غیرمستقیم و بدون همدلی بازنده بنامد.</p>
<p>دو. اجتناب: در این نوع دفاع مقابله‌ای، فرد پیشاپیش زندگی خود را به‌گونه‌ای تنظیم می‌کند که طرح‌واره‌اش هیچ‌وقت فعال نشود و عملاً از موقعیت‌هایی که ممکن است برای او کفایت به همراه داشته باشد جلوگیری می‌کند: مثلاً لستر از ادامه مکالمه با جنایت‌کار خونسرد سریال جلوگیری می‌کند چرا که آن فرد باعث می‌شد آفتاب جسارت در لستر بدمد و این روشنایی طرحواره اشتباه لستر را تخریب کند.</p>
<p>سه. جبران افراطی: و این نوع پاسخ مقابله‌ای ناپخته ازاین‌قرار است که شخص از نتایج منفی و زننده طرح‌واره‌اش به ستوه آمده و با پاسخی افراطی و ناسازگار قصد در جبران طرح‌واره‌اش دارد. مثلاً در برکینگ بد و فارگو هر دو قهرمان در اوایل سریال دست به جنایاتی مثل قتل می‌زنند (البته که کمدی سیاه و شیرین سریال جنایات را حکایت می‌کند و از منظر زبان سینما با آثاری هیجان‌انگیز و دوست‌داشتنی روبه‌رو هستیم ولی تحلیل رفتار شخصیت‌ها ماده خوبی برای زندگی واقعی توأم با طرحواره بسیاری از ماست)</p>
<p>در آخر اگر بپرسیم رفتار پخته و انسانی و در جهت طرحواره سازگار چیست باید گفت، رفتاری خالی از دفاع‌ها و پاسخ‌های مقابله‌ای ناپخته و اینکه هر فرد باید به حقوق فکری-هیجانی-اجتماعی خود دست پیدا کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع: طرحواره‌درمانی. یانگ، کلوسکو و ویشار. ۲۰۰۶. ترجمه حمیدپور و اندوز. نشر ارجمند.</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%82%d9%87%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%90-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%b1%da%a9%db%8c/">تحلیل روان‌شناختی قهرمانِ سریال برکینگ‌بد و فارگو</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%82%d9%87%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%90-%d8%b3%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%b1%da%a9%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
