<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>روانشناسی بالینی &#8211; روان حامی</title>
	<atom:link href="https://ravanhami.com/category/clinical/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://ravanhami.com</link>
	<description>روانشناسی/ رواندرمانی و مشاوره</description>
	<lastBuildDate>Fri, 14 Jun 2019 09:13:10 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.7.9</generator>
	<item>
		<title>مفاهیم روانکاوی فروید: تعریف و توضیح</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%85%d9%81%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%85%d9%81%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 14 Jun 2019 09:13:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[پایگاه پژوهشی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=118593</guid>

					<description><![CDATA[<p>مفاهیم روانکاوی فروید: تعریف و توضیح &#160; ۱. اصل لذت pleasure principle اصل لذت یکی از مفاهیم اصلی نظریه روانکاوی فروید است. این اصل به این معناست که بشر به طور غریزی سعی دارد تا از درد و ناراحتی پرهیز کرده و جهت ارضا و لذت تلاش کند. &#160; ۲. اصل واقعیت reality principle اصل [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d9%81%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad/">مفاهیم روانکاوی فروید: تعریف و توضیح</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مفاهیم روانکاوی فروید: تعریف و توضیح</p>
<blockquote class="mom_quote " style="font-family:;"><a href="http://ravanhami.com/نظریه-روانکاوی-زیگموند-فروید-نظریه-شخ/">نظریه‌ی</a> روانکاوی فروید مفاهیم زیادی را در برمی‌گیرد که هر دانشجوی روانشناسی باید به خوبی با آن‌ها آشنا باشد و بتواند به درستی آن‌ها را تعریف کند. در این مقاله قصد دارم که تعریف مفاهیم روانکاوی نظریه فروید را به صورت خلاصه ارائه دهم. هرچند که تعریف مفاهیم روانکاوی کار دشواری است و در کتاب‌های مختلف به شکل‌های متفاوت ارائه شده است اما در اینجا سعی می‌شود تعریف مفاهیم روانکاوی به صورت حتی‌‌الامکان ساده و مختصر باشد. قبل از هر چیز باید بدانید که تعریف مفاهیم روانکاوی می‌تواند اولین گام مؤثر در شناخت نظریه‌ی شخصیت و رواندرمانی فرویدی باشد. در ادامه تعریف مفاهیم روانکاوی به صورت خلاصه آورده شده است. </blockquote>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱. اصل لذت </strong><strong>pleasure principle</strong></p>
<p>اصل لذت یکی از مفاهیم اصلی نظریه روانکاوی فروید است. این اصل به این معناست که بشر به طور غریزی سعی دارد تا از درد و ناراحتی پرهیز کرده و جهت ارضا و لذت تلاش کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲. اصل واقعیت </strong><strong>reality principle</strong></p>
<p>اصل واقعیت عبارت است از مفهومی که اصل لذت به طور معمول به وسیله‌ی خواست‌های غیرقابل اجتناب و شرایط جهان خارج تغییر می‌کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۳. انتقال </strong></p>
<p>این واژه به انتقال ناهوشیارانه احساسات و نگرش‌هایی اطلاق می‌شود که به دیگران منتقل می‌شود که معمولاً آن فرد روانکاو است. این احساس و نگرش‌ها در اصل با شخصیت‌های مهم اوایل زندگی فرد، یعنی والیدن ارتباط و پیوند دارد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۴. انتقال متقابل</strong></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d9%81%d8%b1%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%81%d8%b1/">انتقال</a> متقابل یکی از مفاهیم روانکاوی است و عبارت از واکنش هوشیار یا ناهوشیار درمانگر نسبت به بیمار است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۵. پالایش </strong></p>
<p>تخیله درمانی افکار از طریق گفتگو و صحبت کردن درباره موضوعات هوشیارانه است که همراه با واکنش‌های هیجانی مناسب می‌باشد و در معنایی عمیق‌تر پالایش، تخیله‌ی موضوع سرکوب شده از ناهوشیار به هوشیار است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۶. تثبیت</strong></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%84%d9%87-%d8%a2%d9%84%d8%aa%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d9%84-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%b3%db%8c/">تثبت</a> به عنوان یکی از اساسی‌ترین مفاهیم روانکاوی در مراحل رشد روانی _ جنسی رخ می‌دهد. به طور خلاصه تثبیت یعنی هنگامی که بلوغ روانی جنسی در مرحله‌ای متوقف می‌شود. تأخیر در رشد را تثبیت می‌گویند. به عنوان مثال اگر کسی در مرحله‌ی مقعدی رشد روانی جنسی متوقف شود می‌گویند که او در این مرحله تثبیت شده است. به دو دلیل تثبت رخ می‌دهد: <strong>اول ارضای بیش از حد نیازها و دوم ارضای کم یا عدم ارضای نیازها در هر مرحله. </strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۷. تحلیل آموزش</strong></p>
<p>یعنی تحلیل منش کسی که قرار است در آینده روانکاو یا تحلیل‌گر شود. این کار به منظور تربیت او در چارچوب مفاهیم و مسائل روانکاوی صورت می‌گیرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۸. تخلیه‌ی هیجانی</strong></p>
<p>یعنی آزاد یا رهاسازی هیجانی ناشی از یادآوری آگاهانه یک تجربه دردناک که به خاطر غیرقابل تحمل بودنش سرکوب شده بود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۹. تداعی آزاد</strong></p>
<p>یکی از مفاهیم روانکاوی که به قاعده‌ی بینادین روانکاوی معروف است تداعی آزاد می‌باشد. تداعی آزاد عبارت است از گفتار خودانگیخته و سانسورنشده‌ی بیمار درباره‌ی هرآنچه که به ذهنش می‌رسد. تداعی آزاد تکنیک اولیه، برای تخلیه‌ی مطالب سرکوب شده است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۰. تعادل حیاتی</strong></p>
<p>گرایش موجود زنده برای حفظ و نگهداری و استواری و ثبات محیط دورنی است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۱. خودشیفتگی</strong></p>
<p>شخصیتی است در افسانه‌های یونانی که عاشق خود شد. خودشیفتگی یعنی عشق به خود که مخالف عشق به دیگران است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۲. ایگو (خود یا من)</strong></p>
<p>ایگو یکی از مفاهیم روانکاوی است که در مدل ساختاری شخصیت مطرح شده است. <a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/">ایگو</a> بخشی از ساختار شخصیت که واسطه‌ای است بین شخص و واقعیت. وظیفه‌ی نخست آن عبارت است از درک واقعیت و تطابق با آن. خود همچنین می‌تواند  به عنوان واسطه‌ای بین تقاضاهای نهاد و فراخود عمل کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۳. روان‌رنجوری انتقال</strong></p>
<p>یعنی یک روان‌رنجوری مصنوعی که در خلال درمان روانکاوی واقع می‌شود و روانکاو نماینده‌ی یکی یا هر دو والدین است. گویی که روانکاو یکی ازوالدین واقعی بیمار در دوران کودکی اوست.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۴. روش تمرکز</strong></p>
<p>پیش درآمد تداعی آزاد است. این روش اولیه بیمار را مجبور می‌سازد که فکر خود را بر یک نشانه‌ی خاص متمرکز کرده و سپس سعی نماید که خاطرات همراه با آن را به یاد آورد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۵. زیست‌مایه یا لیبیدو</strong></p>
<p>یک انرژی یا سائق روانی است که معمولاً با غریزه‌ی جنسی همراه می‌باشد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۶. سائق</strong></p>
<p>وراثت عامل تعیین‌کننده سائق است. سائق تشکیل‌دهنده‌ی روان است. زمانی که فعال می‌باشد یک حالت هیجانی روانی را ایجاد می‌کند. این هیجان یا تنش فرد را وادار به فعالیت می‌کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۷. عقده‌ی اختگی</strong></p>
<p>یعنی مجموعه‌ای از افکار هیجانی که ناهوشیار بوده و به ترس از دست دادن عضو جنسی مربوط می‌شود که معمولاً به عنوان مجازاتی برای تمایلات جنسی ممنوع شده می‌باشد. این ترس به خیال‌پردازی‌های جنسی دوران کودکی زمانی که تصور می‌کند آلت جنسی زنانه به خاطر از دست دادن آلت جنسی مردانه است مربوط می‌شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۸. عقده‌ی ادیپ </strong></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b9%d9%82%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%be-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86-%d9%87%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%a7%db%8c/">ادیپ</a> نیز شخصیتی در افسانه‌های یونانی است که پدرش را کشت و با مادرش ازدواج کرد. در اینجا به دلبستگی به یکی از والدینی که مخالف جنس اوست اطلاق می‌شود. این دلبستگی با احساسات حسادت‌آمیز و تهاجمی نسبت به والد همجنس خودش همراه است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۹. غبطه‌ی آلت</strong></p>
<p>به معنی دقیق کلمه به غبطه‌ای که زنان نسبت به مردان دارند اطلاق می‌شود. به طور کلی این مطلب اشاره دارد به آرزوی زنان نسبت به مرد بودن یا موقعیت و امتیازات مردان را داشتن.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۰. غریزه</strong></p>
<p>طبق نظر فروید یک میل یا گرایش اولیه است که نمی‌تواند قبلاً رفع شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۱. سوپرایگو یا فراخود</strong></p>
<p>بخشی از ساختار شخصیت است که با اخلاقیات، معیارها و انتقاد از خود همراه است. فراخود به وسیله‌ی همانندسازی کودک با افراد مهم و محترم در دوران اولیه زندگی به خصوص با والدین شکل می‌گیرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۲. فرآیند ثانویه</strong></p>
<p>یعنی فعالیت و تفکر ذهنی که ویژگی «خود» است و از خواسته‌های محیط متأثیر می‌باشد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۳. فرآیند نخستین</strong></p>
<p>روانکاوان این واژه را معمولاً برای فعالیت‌های ذهنی نامنظم که ویژگی یک زندگی ذهنی ناهشیار است به کار می‌برند که علامت آن تخلیه‌ی آزاد انرژی و هیجان روانی بدون توجه به تقاضاهای محیط یا واقعیت یا منطق است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۴. مقاومت </strong></p>
<p>عبارت است دفاع روانی هشیارانه یا ناهشیارانه فرد در برابر آشکار شدن موضوعات و مطالب سرکوب شده.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۵. مکانیزم دفاعی</strong></p>
<p>مکانیزم‌های دفاعی یا «دفاع‌ از خود» که عبارت است از دفاع‌های درون‌روانی ویژه که به طور ناهشیار عمل می‌کنند و به منظور رهایی از تضاد هیجانی و آزادی از اضطراب به کار گرفته می‌شوند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۶. ناهشیار</strong></p>
<p>بخشی از ذهن یا کارکرد ذهنی است که فرد مستقیماً قادر به دسترسی به محتوای آن نیست. این بخش انبار و مخزن مطالب سرکوب شده است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۷. اید یا نهاد</strong></p>
<p>بخشی از ساختار شخصیت است که مأمور تنظیم ناهشیار، کوشش‌ها و امیال غریزی فرد است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۸. نیمه‌هوشیار</strong></p>
<p>به افکار اطلاق می‌شود که در آن آگاهی فوری و بی‌واسطه قرار ندارد اما می‌توان از طریق کوشش آگاهانه آن را به یاد آورد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۹. هشیاری</strong></p>
<p>بخشی از زندگی فکری یا ذهنی که فرد هر لحظه از زمان بدان آگاه است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۳۰. تکثیر در تاریکی</strong></p>
<p><a href="https://www.verywellmind.com/the-id-ego-and-superego-2795951">وقتی</a> احساسات و افکار سرکوب می‌شوند و در ناهشیاری ذخیره می‌شوند در تاریکی ناهشیار شروع به تکثیر می‌کنند و بالاخره بر هشیاری تأثیر می‌گذارند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d9%81%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad/">مفاهیم روانکاوی فروید: تعریف و توضیح</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%85%d9%81%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ایگو و کارکردهای آن در نظریه روانکاوی و مدل ساختاری شخصیت</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 Nov 2018 08:41:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان‌پویشی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های روانکاوی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=14721</guid>

					<description><![CDATA[<p>ایگو و کارکردهای آن در نظریه روانکاوی و مدل ساختاری شخصیت ایگو برای اینکه تعادل ایجاد کند، تلاش می‌کند تا با توجه به خواسته‌های اخلاقی سوپرایگو و ارزیابی واقعیت، نیازهای اید را برآورده سازد. بنابراین او از عمل‌کردن تکانشی برای برآوردن نیازها جلوگیری به عمل می‌آورد. این بخش از شخصیت در هر سه سطح ذهن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/">ایگو و کارکردهای آن در نظریه روانکاوی و مدل ساختاری شخصیت</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p1" dir="rtl"><blockquote class="mom_quote " style="font-family:;"><span class="quote-arrow" style="border-left-color:;"></span>ایگو بر اساس نظریه‌ی روانکاوی فروید درباره‌ی شخصیت، بخشی از شخصیت است که بین خواسته‌های اید، سوپرایگو و واقعیت میانجی‌گری می‌کند. اید از نظر فروید اساسی‌ترین قسمت شخصیت است که افراد را وادار می‌کند نیازهای اولیه‌ی خود را فوری برآروده سازند. از طرف دیگر، سوپرایگو بخش اخلاقی شخصیت است که نسبت به اید دیرتر در طول رشد شکل می‌گیرد. سوپرایگو نتیجه‌ی فرزندپروری و نیروهای اجتماعی است که اخلاق را تعریف می‌کنند. وظیفه‌ی ایگو این است که بین این دو نیروی متعارض یعنی اید و سوپرایگو تعادل ایجاد کند به نحوی که نیازهای اید برآورده شود و سوپرایگو با خواسته‌های واقعیت همنوا شود. با <a href="http://ravanhami.com">روان حامی</a> همراه باشید<span class="Apple-converted-space"> </span></blockquote></p>
<h2 class="p2" dir="rtl"><span class="s1" style="font-size: 16px;">ایگو و کارکردهای آن در نظریه روانکاوی و مدل ساختاری شخصیت</span></h2>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1"><img class=" wp-image-13592 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/07/logo-1.png" alt="" width="77" height="65" />ایگو برای اینکه تعادل ایجاد کند، تلاش می‌کند تا با توجه به خواسته‌های اخلاقی سوپرایگو و ارزیابی واقعیت، نیازهای اید را برآورده سازد. بنابراین او از عمل‌کردن تکانشی برای برآوردن نیازها جلوگیری به عمل می‌آورد. این بخش از شخصیت در هر سه سطح ذهن یعنی هشیاری، نیمه‌هشیاری و ناهشیار عمل می‌کند.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">ایگو بر اساس اصل واقعیت عمل می‌کند به این معنا که خواسته‌های اید را به شیوه‌ای برآورده می‌کند که واقع‌بینانه و جامعه‌پسند باشد. به عبارت دیگر کمک می‌کند که ارضای خواسته‌های‌مان تا رسیدن به زمان و مکان مناسب به تعویق بیفتد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<h3 class="p1" dir="rtl"><span class="s1" style="font-size: 16px;">مشاهدات فروید درباره‌ی ایگو<span class="Apple-converted-space"> </span></span></h3>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">فروید در کتاب خود در سال ۱۹۳۳ رابطه بین‌ اید و ایگو را به رابطه‌ی بین اسب و سوارکار تشبیه کرده است. اسب در اینجا استعاره‌ای از اید و ایگو همان سوارکار است. اسب نیروی لازم جهت حرکت را فراهم می‌کند و سوارکار به آن جهت می‌دهد تا در مسیر درست حرکت کند.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">البته باید در نظر داشت که رابطه بین اسب و سوارکار همیشه آنطور که برنامه‌ریزی شده پیش نمی‌رود. یعنی ایگو همیشه نمی‌تواند بر اید تسلط داشته باشد زیرا در بعضی موارد تکانه‌ها و خواسته‌های اید آنقدر نیرومند می‌شود که ایگو نمی‌تواند برای آنها کاری کند.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">آنا فروید در سال ۱۹۳۶ کتابی به عنوان ایگو و مکانیسم‌های دفاعی منتشر کرد. او معقتد بود که ایگو از مکانسیم‌های دفاعی برای مقابله با اید استفاده می‌کند.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1"><span class="Apple-converted-space"> </span>آنا فروید معتقد بود که نمی‌توان در عمل مکانیسم‌های دفاعی را مشاهده کرد بلکه فقط به صورت گذشته‌نگر می‌توان آنها را فهمید. به عنوان مثال در واپس‌رانی از ورود مواد ناهشیار به هشیاری جلوگیری می‌شود و ایگو از اینکه بعضی اطلاعات مفقود شده‌اند بی‌خبر می‌ماند. اما بعدها زمانی که مشاهده می‌شود برخی اطلاعات وجود ندارند می‌توانیم بفهمیم که ایگو با مکانیسم‌های دفاعی آنها را سرکوب کرده است.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><blockquote class="mom_quote " style="font-family:;"><span class="quote-arrow" style="border-left-color:;"></span>فروید معتقد است که ایگو به عنوان بخشی از اید است که در مواجهه با دنیای بیرونی بیرونی رشد می‌کند. فروید همچنین معتقد است که ایگو در خانه‌ی خودش ارباب نیست. ایگو آنچیزی است که ما آن را استدلال و خردمندی می‌نامیم و اید شامل شهوت است. ایگوی بیچاره لحظات سختی دارد زیرا باید به سه ارباب خشن خدمت‌رسانی کند و بهترین شکل ممکن خواسته‌های آنها را برآروده سازد. این سه ارباب خشن عبارت اند از دنیای بیرونی، سوپرایگو و اید (فروید، ۱۹۳۲، مقدمه‌ای نو بر روانکاوی).<span class="Apple-converted-space"> </span></blockquote></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">فروید معتقد است که این بخش از شخصیت همیشه حد و مرز خود را با دنیای بیرونی مشخص می‌کند. فقط در یک شرایط است که ایگو نمی‌تواند مرزهای خود را حفظ کند. البته آن هم پاتولوژیک نیست و آن زمانی است که در اوج عشق هستیم. به عنوان مثال یک مرد عاشق ممکن است بگوید که من و تو یک نفر هستیم.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<h3 class="p1" dir="rtl"><span class="s1" style="font-size: 16px;">کارکرد‌های ایگو<span class="Apple-converted-space"> </span></span></h3>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">می‌توان کارکرد ایگو را به ۱۱ ظرفیت اصلی تقسیم کرد:<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۱.<span style="color: #ff0000;"> واقعیت‌آزمایی و درک واقعیت:</span> واقعیت آزمایی به توانایی تمایز بین ادراک‌هایی که واقعی یا غیرواقعی هستند اشاره دارد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۲. <span style="color: #ff0000;">قضاوت</span>: داشتن قضاوت سالم و بی‌عیب بدین معناست که فرد از مناسبات و یپامدهای احتمالی یک رفتار آگاهی داشته باشد و به گونه‌ای رفتار کند که این آگاهی را نشان دهد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۳. <span style="color: #ff0000;">ارتباط با دیگران</span>: این کارکرد شامل ادراک‌ها و انتظارات ما از دیگران است و به طور گسترده‌تر کیفیت الگوهای دایمی روابط فرد در طول زندگی است.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۴. <span style="color: #ff0000;">تنظیم محرک حسی</span>: در جهت کارکرد مؤثر در جهان هستی، افراد باید قادر باشند فعالانه تحریک حسی اضافی را از خود دور کنند.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۵. <span style="color: #ff0000;">تحمل اضطراب/عاطفه</span>: این کارکرد به توانایی تحمل و کنترل اضطراب و سایر احساسات مثبت و منفی شدید اشاره دارد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۶. <span style="color: #ff0000;">کنترل تکانه</span>: کنترل تکانه خوب به معنای توانایی فرد برای نشان دادن یا تغییر دادن احساسات، امیال یا آروزهایش به صورت کنترل شده است.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۷. <span style="color: #ff0000;">ظرفیت بازی کردن</span>: این استعداد به مفهوم توانایی آرام شدن، دستخوش خیال‌پردازی و رویاهای روز شدن و تجربه احساس و امیال ناخودآگاه، بدون احساس اضطراب و بیش‌برانگیختگی است.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۸. <span style="color: #ff0000;">خودآگاهی/ذهنیت روانشناختی</span>: خودآگاهی و ذهنیت روانشناختی داشتن به این معناست که فرد درباره‌ی وضعیت درونی خود کنجکاور است، این توانایی را دارد که به طور دقیق احساسات افراد را تشخیص دهد و قابلیت درک افراد و انگیزه‌های ناهشیار آنها را دارد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۹. <span style="color: #ff0000;">تنظیم عزت نفس/خودارزیابی دقیق</span>: عزت نفس و تنظیم آن به توانایی فرد برای تنظیم واکنش نسبت به ضربه‌هایی که به ایگو وارد می‌شود اشاره دارد. خودارزیابی دقیق عبارت است از میزان همبستگی بین شناختی که فرد از توانایی‌های خود دارد با توانایی‌های واقعی او.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۱۰.<span style="color: #ff0000;"> عملکرد شناختی</span>: به دستگاه شناختی درونی یک فرد اشاره دارد که با هوش، حافظه، توجه، تفکر خطی و غیره مجهز شده است.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۱۱. <span style="color: #ff0000;">دفاع‌ها</span>: دفاع شیوه‌ی ناهشیار و خودکاری است که ذهن به واسطه‌ی آن به فشار داخلی و خارجی و تعارضات هیجانی واکنش نشان می‌دهد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><blockquote class="mom_quote " style="font-family:;"><span class="quote-arrow" style="border-left-color:;"></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">بیشتر بخوانیم:</span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><a href="http://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><span class="s1"> آشنایی با مکانیز‌مهای دفاعی: مدیریت آب و هوای دورنی</span></a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">مدل ساختاری در نظریه روانکاوی فروید: اید، ایگو و سوپرایگو </a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">اید در مدل ساختاری: تعریف و کارکردها</a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae/" target="_blank" rel="noopener">نظریه روانکاوی شخصیت فروید</a></p>
<p class="p1" dir="rtl"></blockquote></p>
<p dir="ltr">source: <a href="http://journalpsyche.org/the-freudian-theory-of-personality/">The Freudian Theory of Personality</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/">ایگو و کارکردهای آن در نظریه روانکاوی و مدل ساختاری شخصیت</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وجو‌د و نیستی تا روان رنجوری: درد روانی از منظر اگزیستانسیالیسم؛ قسمت دوم</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%86%d8%ac-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%da%af%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%84/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%86%d8%ac-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%da%af%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[سروش جاویدنیا]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Jul 2018 09:51:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات اضطرابی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات وسواسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگسالی]]></category>
		<category><![CDATA[پایگاه پژوهشی]]></category>
		<category><![CDATA[روان حامی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب داغ]]></category>
		<category><![CDATA[وسواس]]></category>
		<category><![CDATA[اگزیستانسیالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[رنج]]></category>
		<category><![CDATA[روان رنجوری]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی وجودی]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[هستی شناسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13625</guid>

					<description><![CDATA[<p>در قسمت قبل درباره مبانی فلسفی رنج در چارچوب فلسفه وجودی صحبت کردیم در این قسمت بیشتر روی نشانه ها و چرایی رنج صحبت خواهیم کرد . با روان حامی همراه باشید . فهمیدن رنج روانی خویش کار بزرگی است . شاید به نظرتان اینگونه نباشد ، اما تاریخ روانشناسی مملو است از کسانی که [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%86%d8%ac-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%da%af%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%84/">وجو‌د و نیستی تا روان رنجوری: درد روانی از منظر اگزیستانسیالیسم؛ قسمت دوم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class="size-full wp-image-13592 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/07/logo-1.png" alt="" width="133" height="113" />در <a href="http://ravanhami.com/%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af-%d9%88%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c/">قسمت قبل</a> درباره مبانی فلسفی رنج در چارچوب فلسفه وجودی صحبت کردیم در این قسمت بیشتر روی نشانه ها و چرایی رنج صحبت خواهیم کرد . با <a href="http://ravanhami.com">روان حامی</a> همراه باشید .</p>
<p>فهمیدن رنج روانی خویش کار بزرگی است . شاید به نظرتان اینگونه نباشد ، اما تاریخ روانشناسی مملو است از کسانی که نمیفهمند یا نمیخواهند بفهمند که در خود رنجی حس میکنند که منشاء پزشکی ندارد و به جای اینکه از آن صحبت کنند ، نشانه هایی بروز میدهند که متخصصین مدتها به دنبال منشاء منطقی برای آن میگردند .</p>
<p>اما زمانی که بخواهیم قدمی دیگر پس از فهم اینکه &#8221; دارم رنج میبرم &#8221; برداریم لازم است تا برای نگاه خود دریچه ای انتخاب کنیم . این نوشتار با نگاهی وجودی ( اگزیستانسیال ) به مسئله درد روانشناختی برخورد میکند .</p>
<p>پس از فروید هیچکس نتوانست از تاثیر عمیقی که وی بر فهم روان انسان داشت در امان بماند ، <a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">فروید</a> به ادبیات <a href="http://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%85%d8%b1%d9%87/">آسیب شناسی</a> ، شخصیت و رشد روان انسان چارچوب داد ، و دری را باز کرد که رو به دنیای روانشناسی امروز باز میشد ، هرکس به شیوه خود در این دنیا نقشی را ایفا میکند .</p>
<p>نگاه وجودی هم از این تاثیر در امان نبوده است . در آسیب شناسی <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/">وجودی</a> مفهوم &#8221; تحریف واقعیت &#8221; که اولین بار در مکانیزم های دفاعی فروید مطرح شد کماکان همان بار معنایی را دارد ، با این تفاوت که دیگر زحمتی برای شناخت نوع آن نمیکشیم . این تحریف واقعیت را میتوان دروغگویی تعریف کرد . دروغی که در هر سطح وجودی ( خود ، دیگری ، هستی محیط ) میتواند جاری شود . دروغ مفهوم کلیدی در فهمیدن رنج آدمی است.</p>
<p>بگذارید اندکی بیشتر راجع به این دروغ ها صحبت کنیم . ما میتوانیم راجع به طبیعت دروغ پردازی کنیم ، مثلا اگر انسان به سلامت خویش رسیدگی کند ، غذای خوب بخورد و خدمات پزشکی منظم دریافت کند هیچکاه نخواهد مرد ! پارانویید ها اعتقاد دارند که طبیعت سرشار است از نیرو های شروری که به محض یافتن فرصتی آنها را از هم میدرند و &#8230;</p>
<p>هرروز به دیگران دروغ میگوییم یاد میگیریم <a href="http://ravanhami.com/%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%88%d8%aa-%d8%b7%d8%b1%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-istdp/">دروغ</a> گویی میتواند با تلاش کمی قدرت عظیمی برای ما فراهم کند. میتواند کمکمان کند از مهلکه بگریزیم و شاید یک لبخند دروغین به ما در حفظ کردن شغلمان کمک کند.</p>
<p>آنچیزی که برای ما اهمیت دارد دروغگویی به خویشتن است . ماحصل این دروغ برای آدمی رفع مسئولیت است محدود کردن آزادی و اراده خویش است و این دارویی است بسیار لذت بخش ، چه چیزی خوشایند تر از اینکه ما دلیل &#8220;نیستی&#8221; خویش نیستیم؟</p>
<p>انسان در عصر مدرن خدایان را از زمین بیرون کرده و مایل است خود به جای آنان بنشیند ، او میخواهد فاعل بما یشاء باشد ، اراده اش مساوی با شدن باشد ، و آن چیز که در درون خویش دارد محقق کند . اما آنچیز که مانع میشود ترس از نیستی است . ترس از روبرو شدن با مفاهیم اضطراب آور وجودی . این گریز ، این فرار همیشگی ارمغانی دارد به اسم اضطراب روان رنجور . هنگامی که فرزندانتان از شما دور میشوند ، مضطرب میشوید ، هنگامی که نشانه کوچکی از بیماری میبینید فکر های وحشتناکی به ذهنتان خطور میکند و بی نهایت درگیر کنترل کردن محیط اطرافتان هستید . هرکدام از اینها نشانه هایی از یک دروغ بزرگ است . این دروغ که : <em>اگر به اندازه کافی هشیار باشم میتوانم از بروز یک فاجعه جلوگیری کنم ..</em></p>
<p>آن &#8221; فاجعه &#8221; چه شما هشیار باشید ، چه نباشید زمانی خواهد رسید ، کمال هیچگاه در هستی ای که نیستی مستلزم آن است ظهور نخواهد کرد . بنابراین این رنج را کنار بگذارید ، به جای آن اصالت را به بهای اضطراب وجودی بخرید .</p>
<p>درواقع :</p>
<p><strong><em>اضطراب روان رنجور پاسخ بدلی به هستی است ، در حالی که اضطراب وجودی پاسخ صادقانه به نیستی است &#8230;</em></strong></p>
<p>روبرو شدن با مفاهیم مرگ و انزوا ، آزادی بینهایت ، انتخاب ناگزیر و مسئولیت ناشی از آن و معنا های موقتی و بی <a href="http://ravanhami.com/%db%8c%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%86%d8%a7/">معنا</a>یی نهایی زندگی در نهایت شما را با وجود حقیقی خویش آشنا میکند و این سرآغاز هست شدن انسان است .</p>
<p>این راه با شجاعت تحقق وجود ( تیلیش ۱۹۵۲) ادامه میابد . زمانی که این جرات را پیدا کردیم که اضطراب وجودی را بپذیریم ، ملزومیم که آن را محقق کنیم . این تحقق میتواند شیوه های مختلفی بپذیرد . شاید عصیان ، شاید پذیرفتن طرد شدن و شاید فقر . به عوض میتوانیم از اینکه انسان منحصر به فردی هستیم لذت ببریم.</p>
<p><strong><em>زنـدگی در آن سـوی نا امـیدی آغـاز می شود ..</em></strong></p>
<p><em>سارتر</em></p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>سروش جاویدنیا</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%86%d8%ac-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%da%af%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%84/">وجو‌د و نیستی تا روان رنجوری: درد روانی از منظر اگزیستانسیالیسم؛ قسمت دوم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%86%d8%ac-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%da%af%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مرگ آموزی به کودک: چگونه به فرزندم مفهوم مرگ را آموزش دهم؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[سروش جاویدنیا]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Jul 2018 17:07:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[رشد]]></category>
		<category><![CDATA[روان حامی]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی وجودی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی تربیتی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌شناسی رشد]]></category>
		<category><![CDATA[فرزندپروری]]></category>
		<category><![CDATA[کودکی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب داغ]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ آموزی به کودک ، آموزش مرگ به کودکان ، مرگ ، اضطراب وجودی ، سوگ ، اگزیستانسیالیسم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13609</guid>

					<description><![CDATA[<p>مرگ یک عزیز بسیار دردآور است و طبیعی ست که آرامش روانی شما را به هم ریخته و خلقتان را افسرده کند. علیرغم اینکه شما را درک می‌کنیم و برای کمک به شما آماده ایم، در همین حین وظایفی بر دوش شماست که در صورت کوتاهی از انجام آن خساراتش گریبانگیرتان خواهد شد. این مسئولیت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9/">مرگ آموزی به کودک: چگونه به فرزندم مفهوم مرگ را آموزش دهم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class="wp-image-13592 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/07/logo-1.png" alt="" width="86" height="73" /></p>
<p>مرگ یک عزیز بسیار دردآور است و طبیعی ست که آرامش روانی شما را به هم ریخته و خلقتان را افسرده کند. علیرغم اینکه شما را درک می‌کنیم و برای کمک به شما آماده ایم، در همین حین وظایفی بر دوش شماست که در صورت کوتاهی از انجام آن خساراتش گریبانگیرتان خواهد شد. این مسئولیت در قبال فرزندانتان است.</p>
<p>با <a href="http://ravanhami.com/">روان حامی</a> همراه باشید تا به شما بگوییم چگونه این مسئولیت را تا جایی که توانایی دارید خوب به سرانجام برسانید.</p>
<p>کودک در مواجهه با مرگ چه یکی از اعضای فامیل یا دوستان شما، چه حیوان خانگی‌اش و یا حتی یک گلبرگ می‌تواند واقعه نیست شدن را ببیند و بلافاصله سوالاتی در ذهنش شکل بگیرند، علاوه بر این در سیر رشد کودک بسیار طبیعی است که از جایی که از آن آمده (مامان بابا بچه چطور به دنیا میاد؟) و جایی که در  به آن رهسپار می‌شود (مامان بابا مردن چیه؟ پیر شدن چیه؟ بابا بزرگ کجا رفته؟)  از شما سوال کند.</p>
<p>بسیاری از والدین درباره اینکه چه پاسخی باید به سوالات کودک درباره تولد بدهند آموزش دیده‌اند. اما درباره واقعه مرگ خیلی اوقات شک‌ها، دلهره‌ها و اضطراب و شاید انکارهای خودشان را به کودکشان منتقل می‌کنند.</p>
<p><strong>کودک از چه سنی مرگ را می‌فهمد؟ </strong></p>
<p>در یک کلام دو و نیم سالگی. در واقع اگر کودکتان بیش از ۳۰ ماه سن دارد لازم است خود را ملزم به دانستن اطلاعاتی کنید که در پاسخ به وی باید در ذهن داشته باشید. البته نوع تفکر کودک ۲ ساله و کودک ۱۰ ساله راجع به مردن و نیست شدن متفاوت است و ما جلوتر درباره انواع آن بحث خواهیم کرد، اما هدف نهایی این است که بدانید از چه سنی به بعد باید راجع به شکل‌گیری مفهوم مرگ در کودکتان حساسیت نشان دهید.</p>
<p><strong>کودکان به مرگ فکر می‌کنند؟ </strong></p>
<p>بله. بیشتر از آنچه فکرش را بکنید. ذهن کودک به خصوص در سنین پایین به طور فراگیری با مسئله مرگ درگیر است، ممکن است گاهی با سوالاتی که کودکان به یکباره بدون هیچ مقدمه‌ای از شما میپرسند یا حرف‌هایی که بدون پیش زمینه خاصی به شما می‌زنند غافلگیر شده باشید. رواندرمانگری می‌گفت: فرزند خردسالم در حالی که باهم قدم می‌زدیم به یکباره گفت: &#8220;می‌دونی هر دوتا بابابزرگم قبل اینکه ببینمشون مردن.&#8221; این نشان از این دارد که کودک مدت‌ها به این مسئله فکر کرده است و این جمله نوک کوه یخی است که قسمت عمده آن زیر آب (در درون کودک) قرار دارد (یالوم ۱۹۸۰).</p>
<p>البته لازم است بدانید میان برداشت ما و برداشت کودک از مفهوم مرگ تفاوت‌هایی وجود دارد، علت این مسئله دو موضوع اساسی است. اول بحث زبان (کودک نمی‌تواند به مانند بزرگسالان از احساساتش، برداشت‌هایش و غیره سخن بگوید) و دوم عدم توانایی در انتزاعی فکر کردن. لازم است این دو مسئله را به خوبی به خاطر داشته باشید. باید از میان جملات پراکنده و یا نامفهوم فرزندتان ترس و سوال او را برداشت کنید و در دادن اطلاعات به وی این را مد نظر داشته باشید که تفکر راجع به مسائل انتزاعی معمولا بعد از ۱۰ سالگی شکل می‌گیرد. بنابراین عینیت (ملموس بودن) بسیار مهم است.</p>
<p><strong>قسمت اول: در صورتی که به سوگ عزیزانتان نشسته‌اید</strong><strong>.</strong></p>
<p>با شما همدردی می‌کنیم، مرگ یک عزیز نه تنها به خودی خود دردآور است، بلکه از آنجایی قسمت‌هایی از وجود ما در دیگران معنا پیدا می‌کنند با مرگ آنها این قسمت از وجود ما هم برای همیشه می‌میرد. شما حق دارید همانگونه که می‌خواهید سوگواری کنید و غم خود را ابراز کنید، طبیعی است که مدتی مرگ عزیزتان همه محتوی فکر شما باشد و مایل نباشید و نتوانید به کار‌های روزمره‌تان برسید، اما توجه کنید وظیفه شما دربرابر فرزندانتان بسیار حیاتی است.</p>
<p>فرزند شما بدون شک حتی کوچکترین نشانه غم و دلواپسی را در شما حس خواهد کرد بنابراین پنهان کردن این مسئله از وی نادرست است و ممکن است این شک که شما دارید موضوعی را از وی پنهان می‌کنید برایش بسیار اضطراب‌آور باشد. بنابراین در وهله اول احساسات خود را صادقانه برای فرزندتان شرح دهید، البته لزومی ندارد وارد جزییات شوید که وی وحشت زده شود اما به او بگویید که فردی را که بسیار دوست داشته‌اید از دست داده‌اید و از این بابت بسیار ناراحت هستید. به او بگویید همه نیاز دارند گریه کنند و گریه کردن موضوع وحشتناکی نیست، بلکه همه وقتی غمگین می‌شوند گریه می‌کنند. نکته کلیدی این است که کودک نباید وحشت‌زده شود و در عین حال نباید مسئله را بی اهمیت درک کند، متعادل و صادق باشید.</p>
<p><strong>قسمت دوم: مواجهه با ماهیت مرگ</strong></p>
<p>اینجا ممکن است نزدیک‌ترین مواجهه کودکتان با مسئله مرگ را ببینید و وی مداوم از شما سوالاتی درباره ماهیت مرگ، چگونگی مردن (آیا مردن درد داره ؟)، علت مردن (سوالاتی درباره پیری، کشته شدن و..) و یا مرگ خودش (آیا من هم میمیرم؟) بپرسد. با توجه به سن کودکتان باید به وی پاسخ دهید. در صورتی که سن کودکتان کمتر از ۹-۱۰ سال است باید پاسخ‌هایتان جنبه عینی داشته باشد، مثلا در پاسخ به سوالات درباره ماهیت مردن می‌توانید به جنبه‌های جسمانی واقعه مرگ اشاره کنید: بابابزرگ مرده است، یعنی دیگر نمی‌تواند راه برود، چیزی بخورد، حرف بزند، نفس بکشد، رویا ببیند. قلب او دیگر کار نمی‌کند و جسم او کاملاً از کار افتاده است و هیچگاه باز نخواهد گشت.</p>
<p>اینجا یک موضوع مطرح است: در روند تکامل همه ما نسبت به کودکان حس پرورندگی داریم، به آنها احساس محبت می‌کنیم و از اینکه رنج بکشند بسیار ناراحت می‌شویم. طینت زیست شناختی ما نمی‌خواهد که کودک را با واقعیت تلخی چون مرگ مواجه کنیم. اما در نظر داشته باشید: انکار مرگ، اینکه چنین چیزی فقط برای پیرها اتفاق میفتد و تو هنوز خیلی کودکی و شاید <strong>تا ابد</strong> زنده بمانی می‌تواند فراری بسیار اضطراب آور در طول زندگی باشد. بسیارند کودکانی که بعدها والدینشان را بخاطر این مسئله که آنها را &#8220;گول زده‌اند&#8221; سرزنش می‌کنند و معمولا جوابی می‌شنوند از این قبیل که &#8220;تو آن زمان درک نمی‌کردی&#8221; اضطراب مرگ در صورتی که انکار شود می‌تواند سالیان سال به صورت ملایم و همیشگی باقی بماند و به زندگی فرد جهتی ناسالم بدهد.</p>
<p>وقتی در مورد ماهیت مرگ صحبت می‌کنید کودک مضطرب می‌شود، او درست نمی‌داند نیست شدن یعنی چه، چرا باید دستی که به خوبی کار می‌کند و قلبی که به خوبی می‌تپد دیگر کار نکند و انسان نیست بشود. ممکن است برای کاهش دادن اضطراب کودک به مفاهیم مذهبی متوسل شوید. مفاهیمی چون آغوش خداوند و بهشت. در نظر داشته باشید اینجا بسیار مرحله حساسی است. حتی اگر قصد دارید کودکتان را با تعلیمات مذهبی بزرگ کنید باید در زمینه مرگ و دنیای پس از مرگ احتیاط کنید. تعدادی از پاسخ‌های رایج عبارتند از اینکه خداوند اورا پیش خودش برده چون او را دوست داشت، و یا او در بهشت خوشحال است. از حسن تعبیر‌هایی اینچنین به شدت اجتناب کنید چون کودک بلافاصله متوجه تناقض صحبت‌های شما می‌شود؛ در درجه اول چرا وقتی او اینقدر خوشحال است تو گریه میکنی؟ چرا خانه همیشه پر از مهمان‌هایی است که غمگینند؟</p>
<p>و اگر خداوند آدم‌های خوب را پیش خودش می‌برد پس من نباید خوب باشم تا نمیرم، مادرم هم اگر خوب باشد می‌میرد !</p>
<p>در این موارد و در صورتی که مایلید کودکتان دید مذهبی را درک کند شرایط را صادقانه به او توضیح بدهید. به او بگویید برای این ناراحت هستید که او برای شما فرد دوست داشتنی‌ای بوده و حالا دیگر در بین شما نیست، دلتنگش می‌شوید و همین حالا هم دلتنگ هستید، بگویید که اندکی آرامش دارید که او اکنون نزد خداوند است اما بسیار غمگینید که دیگر نمی‌توانید او را داشته باشید. توجه داشته باشید باید عینی صحبت کنید، حرف‌های شما باید ملموس باشد طوری که کودک کاملا آن را درک کند.</p>
<p><strong>قسمت سوم: مواجهه با مرگ خویش و ترس از مرگ والدین</strong></p>
<p>کودک بعد از توصیفات شما از مردن، متوجه خودش می‌شود. کودکان معمولاً خودمحورند و بسیاری مسائل را تنها از دید خودشان می‌سنجند و با خود قیاس می‌کنند. در ذهنش این سوال شکل می‌گیرد که آیا من هم خواهم مرد؟ چه زمانی؟ در صورتی که این سوال را مطرح کرد به آن پاسخ بدهید، اما اگر این سوال مطرح نشد خودتان در ادامه توضیحاتتان به وی بگویید که: همه انسان‌ها و حیوان‌ها و گیاه‌ها یک روزی می‌میرند، نمی‌دانیم کی چون زمان بسیار زیادی طول می‌کشد، اما همه می‌میرند. البته همه آنها پیر می‌شوند، تو اکنون کودک هستی و زمان زیادی تا پیری تو باقی مانده است.</p>
<p>در این مرحله کودک ممکن است به این فکر کند که شاید من زنده بمانم، ولی تو داری روز به روز بزرگ‌تر می‌شوی، اگر تو بمیری چه کسی از من مراقبت خواهد کرد؟ این سوال معمولاً اینگونه بیان می‌شود که: &#8220;مامان تو کی می‌میری؟&#8221; شوک زده نشوید. کودک می‌خواهد از اینکه مراقبت خواهد شد اطمینان کسب کند به او بگویید: من و پدرت هردو جوان هستیم، ما زمان زیادی داریم هر دو قوی هستیم و بسیار سالم بنابراین چیزی برای نگرانی وجود ندارد، ما از تو مراقبت می‌کنیم.</p>
<p><strong>قسمت پنجم: سوال درباره علل مرگ و واکنش‌ها</strong></p>
<p>کودک بسیار عینی جملات شما را برداشت می‌کند، وقتی به او می‌گویید پدربزرگت دیگر نمی‌تواند بخورد او گمان می‌کند در صورتی که همیشه شیر نخورد از کار خواهد ایستاد و خواهد مرد (کودکان قبل از ۵ سالگی اکثر چیزهایی که حرکت می‌کنند را زنده فرض می‌کنند، مانند ماشین، و می‌دانند وقتی بنزین ماشین تمام شود از حرکت می‌ایستد، بنابراین گمان می‌کند او هم اگر مایعات نخورد از حرکت خواهد ایستاد!) بنابراین توجه کنید که همه جوانب مرگ را به او توضیح دهید نه فقط یک جنبه، مثلا اینکه &#8220;مامان بزرگ دیگه نمیاد با ما شام بخوره.. &#8221; این صحبت حتی می‌تواند کودک را از دستشویی رفتن بترساند، تا آنچیز که مایه حیاتش است را از شکم خود خالی نکند.</p>
<p>در صورتی که درباره مریضی به عنوان علت حرف می‌زنید مواظب باشید تاکید کنید که مریضی باید بسیار شدید باشد، نه اینکه او فرض کند اگر سرما بخورد خواهد مرد.</p>
<p>به کودک مطلقا نگویید کسی که مرده است به خواب طولانی رفته است، این می‌تواند مدت‌ها وی را از رفتن به بستر خواب بازدارد، و فکر کند مرگ تنها در خواب اتفاق میفتد و در صورتی که نخوابد می‌تواند جلوی آن را بگیرد.</p>
<p>در مورد گفتن اینکه وی سفر کرده است، یا به دنیا دیگر رفته است هم احتیاط کنید. بنا بر همان اصلی که پیش‌تر توضیح دادیم کودکان این دست از مفاهیم انتزاعی (دنیای دیگر) را نمی‌فهمند و همچنین ممکن است سفر رفتن را برای وی بسیار ترسناک کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>قسمت ششم: تجربه مرگ همقطاران و احساس گناه</strong></p>
<p>گاهی اوقات پیش میاید که یکی از همکلاسی‌های وی یا یکی از خواهر و برادر‌هایش فوت کند. همچنین در صورتی که شما دچار عارضه‌ای شوید و فرزند در راهتان را سقط جنین کنید احتمال بسیار زیادی وجود دارد که کودک بسیار متعجب شده و همزمان احساس گناه کند.</p>
<p>وی احساس تعجب می‌کند زیرا تا به امروز مرگ برای پیر‌ها و مریض‌ها بود، لیکن حادثه‌ای که منجر به مرگ یک فرد جوان و سالم شود بسیار برای وی اضطراب‌آور است. همچنین وی ممکن است حس کند حسادتش به خواهر و برادر یا همکلاسیش عامل مرگ وی بوده است. در این خصوص باید بیشتر مراقب باشید. به وی تاکید کنید که حادثه سبب مرگ دوست یا همشیرش شده است و شما از وی مراقبت خواهید کرد و به او نیز آموزش می‌دهید بهتر از خودش مراقبت کند. دوم اینکه فورا احساس گناه را از وی بگیرید، با صراحت با اطمینان و با استحکام کلام. ذره‌ای از این تفکر نباید در وی باقی بماند که حس منفی وی به کسی عامل مرگ او بوده است. در این خصوص می‌توانید وی را به روانشناس کودک معرفی کنید تا با تخصصش جلوی آسیب‌های احتمالی را بگیرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>سروش جاویدنیا</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9/">مرگ آموزی به کودک: چگونه به فرزندم مفهوم مرگ را آموزش دهم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آشنایی با مکانیسم های دفاعی : مدیریت آب و هوای درونی</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 02 Apr 2018 14:45:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[تازه‎‌های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های روانکاوی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13274</guid>

					<description><![CDATA[<p>مکانیسم های دفاعی: ما انسان‌ها در زمره‌ی موجودات زنده محسوب می‌شویم و همانند همه آن‌ها طوری تکامل یافته‌ایم تا سیستم‌های دفاعی چندگانه‌ای در برابر خطراتی که بقای ما یا سلامت جسمانی‌مان را تهدید می‌کنند داشته باشیم. دفاع کردن از خود در مقابل هرگونه خطری در ذات هر موجود زنده‌ای از طریق تکامل در فیزیولوژی آن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/">آشنایی با مکانیسم های دفاعی : مدیریت آب و هوای درونی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2><span style="font-size: 14px;">مکانیسم های دفاعی:</span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;"><img class=" wp-image-13082 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/03/logo.jpg" alt="روان حامی" width="71" height="60" />ما انسان‌ها در زمره‌ی موجودات زنده محسوب می‌شویم و همانند همه آن‌ها طوری تکامل یافته‌ایم تا سیستم‌های دفاعی چندگانه‌ای در برابر خطراتی که بقای ما یا سلامت جسمانی‌مان را تهدید می‌کنند داشته باشیم. </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">دفاع کردن از خود در مقابل هرگونه خطری در ذات هر موجود زنده‌ای از طریق تکامل در فیزیولوژی آن موجود تعبیه‌شده است. این مکانیسم های  دفاعی به‌صورت خودکار، کار خود را انجام می‌دهند. به‌عنوان‌مثال سیستم ایمنی یک نمونه آن است، لخته شدن خون یکی دیگر و مکانیسم جنگ‌وگریز یکی دیگر.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">اما با سایر موجودات زنده یک تفاوت اساسی داریم: ما برای محافظت از معماری روانشناختی‌مان نیز مجهز به سیستم‌های دفاعی هستیم. معماری روانشناختی ما شامل احساس خود، هویت و اعتبار خود می‌شود.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;">نظریه فروید</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">با مرور تاریخ روانشناسی و برگشتن به ابتدای قرن بیستم، متوجه می‌شویم که <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae/" target="_blank" rel="noopener">زیگموند فروید</a> اولین کسی بود که سیستم دفاع‌های روانشناختی را در معماری روان انسان توصیف کرد. پس بهتر آن است که برای درک سیستم‌های دفاعی روانشناختی ابتدا نظریه فروید را در مورد آن بررسی کنیم. به نظر فروید، شخصیت انسان محصول تعامل متقابل سه ساختار روانی است: اید، ایگو و سوپرایگو. اید منبع انرژی زندگی است که فروید به این منبع لیبیدو می‌گوید. تازه نوزادها سراسر اید هستند، آن‌ها تنها چیزهایی را می‌خواهند که لذت حسی ایجاد می‌کنند و از هر چیزی که باعث درد شود دوری می‌کنند. مشکل اید این است که ظرفیت محافظت از خود و قضاوت صحیح را در اختیار ما نمی‌گذارد. اید فقط خواسته دارد و خواسته‌هایش صرفاً کسب لذت و اجتناب از درد و تنش است. بنابراین شخصی که فقط اید داشته باشد نمی‌تواند بقا پیدا کند و ناتوان از همکاری با دیگران است. به‌عنوان‌مثال، اید من وقتی آیفون شما را می‌بیند، به آن طمع پیدا می‌کند و ممکن است در چشم بهم زدنی آن را از دست شما بقاپد. در این صورت شما ناراحت می‌شوید و با هم در تعارض قرار می‌گیریم. این تعارض‌ها به نفع ما نیست، ما حیوانات اجتماعی هستیم به‌منظور حفظ بقای خودمان در گروه‌های سازمان‌یافته و منسجم گرد هم آمده‌ایم تا با هم در راستای حفظ بقا همکاری کنیم. بنابراین، اید می‌تواند خطرناک باشد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در طول دوره رشد اما، ما به ساختار دیگری مجهز می‌شویم. ساختاری که بتواند ما را بدون ایجاد درگیری و تعارض با دیگران به خواسته‌هایمان برساند و درعین‌حال باعث خود تخریبی نشود. این ساختار، نامش ایگو است. برگردیم به مثال تمایل من به آیفون شما. اید من به آیفون شما چشم طمع دارد، ایگوی من نقشه‌ای طراحی می‌کند و در یک‌لحظه که شما حواستان نیست آن را یواشکی برمی‌دارم. در اینجا با وجود ایگو، من در دزدی پیشرفت کرده‌ام زیرا می‌توانم گوشی شما را طوری بدزدم که شما متوجه نشوید و وقتی بفهمید گوشی‌تان نیست دیگر دیر شده است. اما هنوز مشکلی وجود دارد. شما درنهایت متوجه گم شدن گوشی خود می‌شوید و باز هم بین ما تعارض به وجود می‌آید و اعتماد بین ما از بین می‌رود. عدم وجود اعتماد نیز باعث تعارض گروهی می‌شود. بنابراین، ایگو به اید کمک می‌کند تا زمان مناسب ارضای نیازهایش برسد، اما ممکن است باز هم مسئله‌ساز شود. پس به ساختار دیگری نیاز داریم که جلوی مسئله‌سازی‌های اید و ایگو را بگیرد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در طول رشد سومین ساختار معماری روانشناختی‌مان ظهور می‌کند: سوپرایگو. سوپرایگو مجری اخلاق است و از درست و نادرست‌های رفتارهای اجتماعی تشکیل شده است. اینجاست که سوپرایگو حتی در شرایط مهیا بودن دزدی، به من اجازه نمی‌دهد آیفون شما را بدزدم. بنابراین سوپرایگو، اید و ایگو را تعدیل می‌کند و به‌خوبی به پروژه مشترک ما انسان‌ها خدمت می‌کند. پروژه مشترک ما ساختن و حفظ تمدن است.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">همان‌طور که می‌بینید معماری سیستمی که فروید آن را طراحی کرده است مدام در حال تنش است. در این تنش ایگو باید به سه ارباب خدمت‌رسانی کند: اید که به دنبال لذت‌های آنی است، سوپرایگو که اولویت‌های اخلاقی را دیکته می‌کند و واقعیت که موانع یا وسوسه‌هایی را سر راه ما قرار می‌دهد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">گاهی اوقات تکانه‌های نیرومند اید تحریک می‌شوند و برای ایگو دردسر ایجاد می‌کنند و حتی آن را تحت سلطه‌ی خود درمی‌آورند، حس خویشتن ما را بهم می‌زنند و یکپارچگی‌ شخصیت‌مان را می‌شکنند. تحریک تکانه‌های ایگو سبب‌ساز اضطراب می‌شود. برای مقابله با چنین وضعیتی ایگو مکانیسم های  دفاعی ناهشیار را در برابر آن‌ها صف‌آرایی می‌کند که تمامی این مکانیسم‌ها واقعیت را به‌منظور کاهش اضطراب تحریف می‌کنند.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;">مکانیسم های دفاعی در نظریه فروید</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">فروید چندین مکانیسم دفاعی را معرفی کرده است: انکار (سر باز زدن از پذیرفتن حقایق: «او نمرده است، خوابیده فقط»)؛ واکنش وارونه (عمل کردن برخلاف احساس واقعی: «من آدم عضلانی و ورزشکاری نیستم اما به گونه اغراق‌آمیزی سعی می‌کنم خودم را عضلانی نشان دهم»)؛ جابه‌جایی (هدایت کردن تکانه‌های فعال‌شده به سمت یک هدفی که کمتر خطرناک است: «به‌شدت از دست رئیسم عصبانی‌ام اما گربه‌ام را لگد می‌زنم») و والایش (چالش کردن با تکانه‌های مخرب به‌صورت تبدیل کردن آن‌ها به یک عمل موردپسند جامعه: خیلی آدم خشمگین و عصبانی هستم اما یک بوکسر حرفه‌ای می‌شوم).</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">محققان و نظریه‌پردازان بعد از فروید هر کدام‌شان به نحوی از مفهومی مشابه مکانیسم های  دفاعی بهره گرفته‌اند. به‌عنوان‌مثال، آلفرد آدلر علی‌رغم جدایی تلخی که با فروید داشت نوعی از مکانیسم های  دفاعی را معرفی کرد و نام آن‌ها را «استراتژی‌های حراستی» نامید.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;">مکانیسم های دفاعی در نظریه آدلر</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">از نظر <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">آدلر</a> اساسی‌ترین انگیزه‌ی ما غلبه کردن بر حقارت اولیه‌مان است. در افراد سالم، این انگیزه در راستای گرایش اجتماعی ذاتی ما قرار گرفته است که آدلر نام آن را علاقه اجتماعی نامیده است. علاقه اجتماعی یعنی نیاز به تعلق خاطر و همکاری کردن با دیگران. بعضی شرایط خاص دوره‌ی کودکی، ممکن است باعث شود که کودک سبک زندگی ناسالمی را انتخاب کند که به کمک این سبک زندگی تلاش می‌کند بدون علاقه‌ی اجتماعی بر احساس حقارتش چیره شود. بر اساس نظر آدلر، کسانی که سبک زندگی اشتباهی را انتخاب می‌کنند سلطه‌گر یا بی‌ثمر هستند و ترس‌شان از این است که دستشان رو شود. بنابراین آن‌ها از استراتژی‌های حراستی مانند پرخاشگری (تو منو عصبانی کردی، شکست من به خاطر اشتباه تو بوده)، فاصله گرفتن (فردا انجامش می‌دم)، بهانه‌جویی (اگر من اونقدر بدشانس نبودم، حتماً موفق می‌شدم) و ناارزنده‌سازی (تو بدون من هیچی نیستی) استفاده می‌کنند تا از، از دست دادن اعتبار و عزت‌نفس خود محافظت کنند.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;">مکانیسم های دفاعی در نظریه کارن هورنای</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">در اواخر دهه‌ی ۱۹۳۰ یکی دیگر از شاگردان فروید، <a href="http://ravanhami.com/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86-%d9%87%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%a8%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">کارن هورنای</a> که بعدها از فروید جدا شد ورژن خودش از مانورهای دفاعی را معرفی کرد. از نظر هورنای، رابطه برقرار کردن با دیگران به‌طور طبیعی مشکلاتی را ایجاد می‌کند که ما باید آن‌ها را حل کنیم. به‌طور خاص، والدین غفلت کننده، سوءاستفاده‌گر و بی‌تفاوت اولین مشکلات را برای کودک ایجاد می‌کنند که سبب‌ساز برانگیختگی خشم و اضطراب در کودک می‌شود. برای دفاع کردن از درد ایجاد شده، کودکان ممکن است یکی از استراتژی‌های سه‌گانه را انتخاب کنند: <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%b2%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%87%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%a7%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">غلبه بر دیگران، خوشحال کردن دیگران یا اجتناب از دیگران.</a></span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;">مکانیسم های دفاعی در نظریه لئو فستینگر</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">مفهوم مشهور <span style="color: #ff0000;">ناهماهنگی شناختی</span> که در دهه‌ی ۱۹۵۰ توسط روانشناس اجتماعی <span style="color: #ff0000;">لئون فستینگر</span> معرفی شد، به‌طور خیلی ناآشکاری یک توصیف مکانیسم دفاعی است. بر اساس نظر فستینگر ما تلاش می‌کنیم بین اعمال و نگرش‌هایمان هارمونی و هماهنگی ایجاد کنیم. فقدان هماهنگی و توافق بین اعمال و نگرش‌ها باعث ایجاد تنش (ناهماهنگی) می‌شود. سپس این ناهماهنگی ما را برمی‌انگیزاند که نگرش‌هایمان را مطابق با رفتارمان کنیم و یا برعکس. مثلاً وقتی یک سیگاری مقاله‌ای در مورد سرطان ریه می‌خواند احساس می‌کند یا مجبور است سیگار را ترک کند یا بگوید که مقاله چرت است، از این طریق در مقابل تعارض درونی خود دست به دفاع می‌زند.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;">مکانیسم های دفاعی در نظریه کارل راجرز</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">در اواخر دهه‌ی ۱۹۵۰ <span style="color: #ff0000;">کارل راجرز</span> که مشغول تئوری‌پردازی در مورد کارهای خودش بود از مفهوم دفاع‌ها در نظریه‌اش استفاده کرد. از نظر راجرز، شکست در دنبال کردن صدای درونی قابل اعتماد خودمان، باعث <span style="color: #ff0000;">ناهمخوانی بین خویشتن واقعی و آرمانی‌مان</span> می‌شود، بین تجربه‌ی اصیل کسی که هستیم و کسی تحت تأثیر جامعه فکر می‌کنیم باید باشیم. این شکاف باعث ایجاد اضطراب می‌شود و برای مقابله با آن از دفاع‌ها استفاده می‌کنیم: <span style="color: #ff0000;">انکار و تحریف ادراکی</span>.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;">مکانیسم های دفاعی در روانشناسی وجودی</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">در اواخر دهه‌ی ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰، مکتب <span style="color: #ff0000;">روانشناسی وجودی</span> در حال پا گرفتن بود توسط <span style="color: #ff0000;">رولو می.</span> درحالی‌که <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">روانشناسی</a> وجودی ایده‌های فروید را که بسیار جبرگرا و مکانیکی بود رد می‌کرد، معتقد بود که افراد به دنبال اجتناب از روبرو شدن و حتمی بودن اضطراب ناشی از مرگ هستند. از نظر وجودی‌ها ما باید با آگاهی از نیروهای دلواپس کننده‌ی زندگی روبرو شویم تا بتوانیم آزاد باشیم و زندگی کاملی داشته باشیم. افسوس که بسیاری از مردم در برابر فشار آزادی دست به دفاع می‌زنند تا با آگاهی از مرگ روبرو نشوند. آن‌ها این کار را با ایجاد گسستگی، همرنگی یا پیروی از آداب‌ورسوم انجام می‌دهند.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;">مکانیسم های دفاعی در نظریه آلبرت بندورا</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">در اواخر دهه‌ی ۱۹۹۰ <span style="color: #ff0000;">آلبرت بندورا</span> که در مکتب شناختی اجتماعی مشغول فعالیت بود، ورژن خاص خودش را از مفهوم مکانیسم های  دفاعی معرفی کرد. بندورا مطرح کرد که ما از مجموعه‌ای از <span style="color: #ff0000;">تحریف‌های ادراکی و شناختی</span> استفاده می‌کنیم تا خودمان را از اعمال غیراخلاقی انجام داده‌ایم تبرئه کنیم و از این طریق رفتار خودخواهانه و مخرب خود را توجیه می‌کنیم. این مکانیسم های  تبرئه‌سازی خویشتن شامل <span style="color: #ff0000;">جابه‌جایی مسئولیت</span> (من فقط دستورات را پیروی کردم)، <span style="color: #ff0000;">ناارزنده‌سازی دیگران</span> (دشمنان مانع ما هستند) و<span style="color: #ff0000;"> مقایسه به سود خویش</span> (من پول دیگران را دزدیدم آدم که نکشتم) می‌شود.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;">سبک‌های مقابله‌ای به مثابه مکانیسم های دفاعی</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">در سال‌های اخیر، مفهوم دفاع‌های روانشناختی تحت عنوان سبک‌های مقابله‌ای مورد علاقه‌ی دانشمندان و پژوهشگران زیادی قرار گرفته است، به‌خصوص در رابطه با اینکه افراد چگونه با استرس، تروما، تهدیدهای عزت‌نفس و پایگاه اجتماعی و انطباق با چالش‌های زندگی مقابله می‌کنند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">به نظر می‌رسد که سبک‌های مقابله‌ای و مکانیسم های  دفاعی آمادگی‌های رفتاری ذاتی برای فرآیندهای خودتنظیمی، سازگاری و انطباق هستند. هنوز اما پژوهشگران معاصر تلاش می‌کنند بین آن‌ها تمایز قائل شوند به این صورت که عموماً سبک‌های مقابله‌ای را هشیار، عامدانه، مثبت در نظر می‌گیرند که هدف اصلی‌شان مقابله با چالش‌های بیرونی است و مکانیسم های  دفاعی را ناهشیار، غیرعمدی و عمدتاً ناسازگار می‌دانند که هدف اصلی‌شان مدیریت کردن ناراحتی‌های درونی است. باوجوداین مرزهای تعریف شده بین او دو مفهوم مه‌آلود باقی مانده است.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">مفهوم سرد مکانیسم های  دفاعی در پژوهش‌های نوروساینسی به‌عنوان نوعی از تنظیم هیجانی در نظر گرفته شده‌اند. پژوهش‌ها در رابطه با مفهوم‌پردازی‌های رایج از سبک‌ها و مکانیسم های  دفاعی مطرح کرده است که تلاش‌های مرتبط با تنظیم هیجانی در دو سطح آشکار (تلاش‌های هشیارانه برای مدیریت تجربه‌های هیجانی) و ناآشکار (انطباق‌های خودکار و ناهشیار با خطر یا استرس هیجانی) صورت می‌گیرند. هر سطح هشیار و ناهشیار را می‌توان در مناطق مغزی مختلف مشاهده کرد.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;">مکانیسم های دفاعی در نظریه جورج وایلنت</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">شاید تا به امروز تأثیرگذارترین کار در مورد اهمیت دفاع‌ها برای بهزیستی و سلامت افراد را <span style="color: #ff0000;">جورج وایلنت</span> از دانشگاه هاروارد انجام داده باشد. او ایده‌های فروید را در طبقه‌های مجزا، به‌صورت تجربی طبقه‌بندی کرده است. علاوه بر این، او مکانیسم های دفاعی را در مطالعات طولی به‌کاربرده است. در سیستم وایلنت، دفاع‌ها مکانیسم های تعادل حیاتی ناهشیاری هستند که اثرات آشفته کننده‌ی استرس‌های ناگهانی را کاهش می‌دهند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">آن‌ها می‌توانند انطباقی، خلاقانه، مرضی باشند و درحالی‌که برای فردی که آن‌ها را به کار می‌برد غیرقابل مشاهده‌اند اما ممکن است برای مشاهده‌کنندگان عجیب باشد و در برخی مواقع آزاردهنده.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">دفاع‌ها در سیستم وایلنت پویا هستند و در یک <span style="color: #ff0000;">پیوستار پخته-ناپخته</span> سازمان‌دهی شده‌اند. بنابراین به‌عنوان‌مثال دفاع‌های ناپخته یک نوجوان مانند <span style="color: #ff0000;">برون‌ریزی</span> (مانند سرقت تکانشگرانه) ممکن است به‌تدریج در بزرگ‌سالی به<span style="color: #ff0000;"> واکنش وارونه</span> شود (یک پلیس خیلی وظیفه‌شناس شود) و درنهایت به <span style="color: #ff0000;">نوع‌دوستی</span> که مکانیسم پخته‌ای تبدیل شود (به‌صورت داوطلبانه معلم زندانی‌ها شود). وایلنت دفاع‌ها را در یک سلسله‌مراتب چهارسطی سازمان‌دهی کرده است.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: 14px;"> در پایین‌ترین سطح مرضی‌ترین و روانپریشانه‌ترین دفاع‌ها قرار دارند: <span style="color: #ff0000;">فرافکنی هذیانی، انکار روانپریشانه و تحریف روانپریشانه.</span></span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در دومین سطح دفاع‌های ناپخته قرار دارند: ب<span style="color: #ff0000;">رون‌ریزی، پرخاشگری منفعلانه</span> (مانند بریدن) <span style="color: #ff0000;">تجزیه</span> (که بعد از سوءاستفاده‌های دوران کودکی شایع است) و <span style="color: #ff0000;">فرافکنی</span> (ایده‌های پارانوئید).</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در سطح سوم دفاع‌های نوروتیک قرار می‌گیرند. عملکرد دفاعی در این سطح، ایده‌ها و احساسات خطرناک بالقوه را خارج از آگاهی نگه می‌دارد. نمونه‌های آن شامل <span style="color: #ff0000;">جابه‌جایی، جداسازی عاطفه، احساس بدون فکر و سرکوبی</span>. این دفاع‌ها به‌صورت فوبیاها، اجبارها، جسمانی‌سازی‌ها و فراموشی‌ها جلوه می‌کنند. برخلاف پایین‌ترین سطح، شخصی را که از آن‌ها استفاده می‌کند پریشان می‌کند نه دیگران را.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در بالاترین سطح دفاع‌های پخته یا بالغانه قرار دارند. استفاده از این دفاع‌ها همراه با افزایش سن بیشتر می‌شود. این دفاع‌ها عمدتاً باعث افزایش خشنودی و رضایت می‌شوند زیرا باعث توجه هشیارانه فرد به احساسات، ایده‌ها و پیامدهای آن‌ها می‌شود. اصلی‌ترین دفاع‌های این سطح عبارت‌اند از:</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">والایش</span>: تبدیل انرژی عصبی به پروژه‌های سازنده.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">بازداری</span>: نگه‌داشتن سرپوش هیجان‌های منفی تا از تبدیل آن‌ها به رفتارهای مخرب اهداف و ارزش‌ها جلوگیری شود (نگه‌داشتن ابراز خشم به همسر تا پایان مهمانی).</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">انتظار</span>: سرمایه‌گذاری روی آمادگی و برنامه‌ریزی به‌عنوان رهای برای کاهش استرس و اضطراب</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">نوع‌دوستی</span>: فراهم‌سازی خشنودی و معنا با به‌کارگیری منابع و توانمندی‌های خود برای کمک به دیگران.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">شوخی</span>: توانایی دیدن جنبه‌های طنز و کمدی موقعیت‌های آزارنده.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">بعد گذشت ۷۰ سال معلوم شده است که کار وایلنت در مورد دفاع‌های پخته یکی از ابعاد <a href="http://ravanhami.com/%d8%aa%d8%a7%d8%a8%e2%80%8c-%c2%ad%d8%a2%d9%88%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">تاب‌آوری</a> است و پیش‌بینی‌کننده‌ای برای سلامت بزرگ‌سالی و پیامدهای بهزیستی است.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">به‌طور خلاصه، نظریه‌های مختلف شواهد بی‌شماری از مفید بودن مفهوم دفاع‌ها در مطالعه‌ی روان انسان را نشان داده‌اند. از این منظر، مسئله مواجهه شدن با دشواری‌ها نیست، اما نحوه‌ی مدیریت شماست که باعث می‌شود که برنده‌ی بازی باشید یا بازنده آن. به عبارت بهتر، شواهدی که از مفید بودن دفاع‌های پخته و بالغانه وجود دارد توصیه‌های خوبی برای ما در دل خود دارند: مدیریت بهینه و انطباقی چالش‌های زندگی مستلزم پرورش دادن عادت‌های ذهنی و رفتاری‌ای است که انرژی ما را به سمت پیگیری اهداف، کنترل کردن هیجان‌ها، آماده ساختن ما برای چالش‌های آینده، مهربان و مفید بودن برای دیگران هدایت می‌کنند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">دفاع‌های بالغانه فرمولی بدی برای یک زندگی خوب نیست.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: 14px;"><strong>  </strong><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div></span></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/">آشنایی با مکانیسم های دفاعی : مدیریت آب و هوای درونی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چهار تیپ مختلف اختلال شخصیت مرزی</title>
		<link>https://ravanhami.com/%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%db%8c%d9%be-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d9%84%d9%81-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%db%8c%d9%be-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d9%84%d9%81-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[الهام احمدی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 17 Feb 2018 11:58:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[آکادمیک 1]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی]]></category>
		<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[تکتنشگر]]></category>
		<category><![CDATA[خود تخریبگر]]></category>
		<category><![CDATA[دلسرد]]></category>
		<category><![CDATA[زود رنج]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13010</guid>

					<description><![CDATA[<p>چهار تیپ مختلف اختلال شخصیت مرزی که هر کدام چالش‌هایی در زمینه کاری و روابط به‌وجود می‌آورند. آیا تابه‌حال به یکی از آن‌ها برخورد کرده‌اید؟ تا حالا درباره اختلال شخصیت مرزی بسیار نوشته شده. این افراد معمولا در کودکی بسیار مورد سو‌استفاده قرار گرفته‌اند و می‌توانند در محیط‌های سازمانی و یا در روابط نزدیکشان ویرانی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%db%8c%d9%be-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d9%84%d9%81-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c/">چهار تیپ مختلف اختلال شخصیت مرزی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="115" height="115" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 115px) 100vw, 115px" />چهار تیپ مختلف اختلال شخصیت مرزی که هر کدام چالش‌هایی در زمینه کاری و روابط به‌وجود می‌آورند. آیا تابه‌حال به یکی از آن‌ها برخورد کرده‌اید؟</p>
<p>تا حالا درباره اختلال شخصیت مرزی بسیار نوشته شده. این افراد معمولا در کودکی بسیار مورد سو‌استفاده قرار گرفته‌اند و می‌توانند در محیط‌های سازمانی و یا در روابط نزدیکشان ویرانی به‌وجود بیاورند. آن‌ها برای تکانشگری، ذات خود تخریب‌گری، دمدمی بودن، خشم و احتمالا مهم‌ترین ویژگی‌شان که تمایل به داشتن روابط شدید و طوفانی است معروف هستند. همچنین آن‌ها بخاطر این ویژگی‌هایشان مشکلات زندگی دیگری نیز دارند که اغلب از ذات تکانشگری آن‌ها ناشی می‌شود، در راس این مشکلات می‌توان <a href="http://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%b5%d8%a8%db%8c-%d9%80-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%af/">سو مصرف مواد</a>، <a href="http://ravanhami.com/%d8%ae%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%86-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c/">اختلالات خوردن</a>، مشکلات اقتصادی و بی‌قید و بند بودن در امور اخلاقی را نام برد.</p>
<p>اما همه این افراد شبیه هم نیستند. تئودور میلون در کتاب فوق‌العاده‌اش، <a href="http://ravanhami.com/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%be%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%a7%d9%82%d8%b4%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%d9%81-%d8%b3%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%b4-%d8%a2%d9%86%e2%80%8c%d9%87/">اختلالات شخصیت</a>: DSM-4 و فراتر از آن، چهار زیر‌گروه مختلف را برای اختلال شخصیت مرزی شناسایی کرده. میلون یکی از رهبران حرفه‌ای در زمینه اختلالات شخصیت و اختلال شخصیت مرزی است و می‌توان با اطمینان به یافته‌های او اعتماد کرد. کتاب او یکی از بهترین کتا‌ب‌ها در زمینه اختلال شخصیت است و من آن را به کسانی که در زمینه مطالعات روانشناسی کمی حرفه‌ای‌تر هستند، پیشنهاد میکنم.</p>
<p><strong>شخصیت مرزی دلسرد </strong>در خیلی زمینه‌ها بسیار شبیه افرادی با اختلال شخصیت وابسته است. این افراد تمایل دارند که بسیار وابسته باشند، با اکثریت همراه شوند و احساس حزن و محرومیت کنند. با این حال آن‌ها در درون اغلب از اعمال افراد اطرافشان  ناامید هستند. اگر پوسته سطحی آن‌ها خراش پیدا کند، آماده منفجر شدن می‌شوند. با این حال در ورای این ظاهر آرام، خیلی محتمل است که آن‌ها اعمال خشونت آمیزی علیه خود مانند خودزنی یا خودکشی انجام دهند.</p>
<p>به نظر می‌آید که<strong> شخصیت مرزی تکانشگر </strong>نزدیک‌ترین اختلال به اختلال شخصیت نمایشی است. این افراد تمایل به اهل لاس‌زنی بودن، فریبنده و سطحی بودن دارند. آن‌ها خیلی پر‌انرژی هستند و مدام به دنبال هیجان هستند. به سادگی کلافه می‌شوند و بنظر می‌آید که تمایل تمام نشدنی برای توجه و هیجان دارند. همانطور که از نامشان پیداست، اغلب بدون تفکر عمل می‌کنند و خودشان را در همه نوع دردسری می‌اندازند. این افراد می‌توانند خیلی کاریزماتیک باشند و خیلی ساده می‌توانند دیگران را افسون کنند. مراقب باشید! ممکن است شما پروانه‌ای باشید که در شعله آن‌ها کشیده می‌شوید.</p>
<p>سومین زیرگروه میلون<strong> شخصیت مرزی زود رنج </strong>نامیده می‌شود. او آن‌ها را به عنوان افراد غیر‌قابل‌پیشبینی، تحریک پذیر، ناشکیبا، معترض و هم چنین مقابله‌ای، ناراضی، یک دنده، بدبین و بی‌میل تعریف می‌کند. آن‌ها در مرز متکی بودن به مردم و در عین حال فاصله گرفتن از آن‌ها به دلیل هراس از ناامید شدن توسط آن‌ها، قرار دارند. آن‌ها بین احساسات بی‌ارزش بودن و خشم در نوسان‌اند. این خشم می‌تواند بسیار انفجاری باشد. بهتر است که در خط آتش آن‌ها قرار نگیرید.</p>
<p>در نهایت، <strong>شخصیت مرزی خود تخریبگر </strong>قرار دارد. این تیپ به وسیله احساس تلخی که این افراد در درون دارند، مشخص می‌شود. آن‌ها یا بطور خودآگاه یا ناخودآگاه دست به اعمال خود تخریب‌گر می‌زنند. میزان تنفر از خود آن‌ها می‌تواند به قدری زیاد شود که آن‌ها را به انجام انواع رفتار‌های خود تخریب‌گر که از مراقبت نکردن از سلامت خود تا رانندگی بی‌پروا و تا اعمال جنسی تحقیرآمیز را شامل شود.</p>
<p>نویسنده: .Neil J Lavender Ph.D</p>
<p>منبع: <a href="https://www.psychologytoday.com/blog/impossible-please/201310/do-you-know-the-4-types-borderline-personality-disorder">Do You Know the 4 Types of Borderline Personality Disorder</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<div></div>
<div class="mom-social-share ss-horizontal border-box php-share">
<div class="ss-icon facebook">
<div>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear "><img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
</div>
<div class="mom-social-share ss-horizontal border-box php-share">
<div class="ss-icon facebook"></div>
</div>
</div>
</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%db%8c%d9%be-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d9%84%d9%81-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c/">چهار تیپ مختلف اختلال شخصیت مرزی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%db%8c%d9%be-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d9%84%d9%81-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روانشناسی اجتماع نگر : معرفی مفاهیم و مسائل اصلی روانشناسی اجتماع نگر</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9-%d9%86%da%af%d8%b1/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9-%d9%86%da%af%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Jan 2018 20:10:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=12795</guid>

					<description><![CDATA[<p>دیدگاه‌ روانشناسی اجتماع نگر : روانشناسی اجتماع نگر، رویکردی به سلامت روانی است که اهمیت زیادی برای نیروهای محیطی در ایجاد و کاهش مشکلات قائل است. ابعاد اصلی این دیدگاه عبارت‌اند از نسبیت فرهنگی، تنوع و بوم‌شناسی (هماهنگ اشخاص و محیط). این دیدگاه تلویحاً به چند نکته اشاره می‌کند. نخست آن‌که روان‌شناسان اجتماع نگر نباید [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9-%d9%86%da%af%d8%b1/">روانشناسی اجتماع نگر : معرفی مفاهیم و مسائل اصلی روانشناسی اجتماع نگر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><strong>دیدگاه‌ روانشناسی اجتماع نگر :<br />
</strong></p>
<p>روانشناسی اجتماع نگر، رویکردی به <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a8%db%8c%d9%86-%d8%b5%d9%81%d8%a7%d8%aa-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">سلامت روانی</a> است که اهمیت زیادی برای نیروهای محیطی در ایجاد و کاهش مشکلات قائل است. ابعاد اصلی این دیدگاه عبارت‌اند از نسبیت فرهنگی، تنوع و بوم‌شناسی (هماهنگ اشخاص و محیط).</p>
<p>این دیدگاه تلویحاً به چند نکته اشاره می‌کند. نخست آن‌که روان‌شناسان اجتماع نگر نباید صرفاً به محیط‌های غیر رضایت‌بخش یا اشخاص ناتوان بپردازند بلکه باید هماهنگی محیط‌ها و اشخاص را وجهه همت خود قرار بدهند ـ هماهنگی خاصی که ممکن است خوب باشد یا خوب نباشد. ثانیاً روان‌شناسان اجتماع نگر باید با شناسایی امکانات و نقاط قوت مردم و جوامع، دنبال یافتن راه‌های دیگر باشند. درنتیجه توجه خود را به قابلیت‌های اشخاص و محیط‌ها معطوف کنند نه ضعف‌ها و نقایص آنان. ثالثاً روان‌شناسان اجتماع نگر، تفاوت‌های میان مردم و جوامع را مطلوب می‌دانند. پس منابع و امکانات اجتماعی را نباید بر اساس یک ملاک قابلیت واحد توزیع کرد و تخصیص داد. روان‌شناس اجتماع نگر تابع یک هنجار یا ارزش اجتماعی واحد نیست بلکه دنبال ترویج تنوع است.</p>
<p>به نظر راپاپورت (۱۹۷۷) دیدگاه روانشناسی اجتماع نگر با سه دغدغه مشخص می‌شود. توسعه صنایع انسانی، فعالیت سیاسی و علم. روانشناسی اجتماع نگر رشته‌ای نیست که بر مریضی افراد یا درمان انفرادی تأکید داشته باشد. روانشناسی اجتماع نگر بر پیشگیری متمرکز است نه معالجه. در ضمن افراد و سازمان‌های <a href="http://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b2%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%e2%80%8c-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%84%d8%a8-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">اجتماعی</a> را تشویق می‌کند مشکلات خود را تحت کنترل بگیرند و بر مشکلات خویش غلبه کنند (آن هم از طریق حس اقتدار) تا دیگر نیازی به مداخله حرفه‌ای سنتی نباشد.</p>
<p>اصول روانشناسی اجتماع نگر</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><em>۱. «علل» مشکلات چه هستند؟</em></span></p>
<p>مشکلات معلول تعامل درازمدت فرد، موقعیت اجتماعی و نظام‌ها (مثلاً، سازمان‌ها) هستند؛ این موارد بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند و از یکدیگر تأثیر می‌پذیرند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><em>۲. مشکلات چگونه تعریف می‌شوند؟</em></span></p>
<p>مشکلات را در سطوح مختلفی می‌توان تعریف کرد اما تحلیل بیشتر در سطح سازمان و اجتماع یا محله صورت می‌گیرد.</p>
<p><em><span style="color: #ff0000;">۳. روانشناسی اجتماع نگر در کجا اجرا می‌شود؟</span></em></p>
<p>روانشناسی اجتماع نگر معمولاً در درمانگاه‌ها و هم‌چنین به‌صورت میدانی یا در بافت‌های اجتماع موردنظر اجرا می‌شود.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><em>۴. خدمات چطور طراحی می‌شوند؟</em></span></p>
<p>روان‌شناسان اجتماع نگر فقط به افراد جویای کمک خدمات نمی‌دهند بلکه نیازها و مخاطرات اجتماع را نیز در نظر می‌گیرند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><em>۵. در مداخلات روانشناسی اجتماع نگر بر چه چیزی تأکید می‌شود؟</em></span></p>
<p>در این رویکرد بر پیش‌گیری از مشکلات تأکید می‌شوند نه درمان مشکلات.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><em>۶. چه کسی صلاحیت مداخله دارد؟</em></span></p>
<p>در این رویکرد سعی می‌شود <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">روان‌شناسی</a> از طریق مشورت در اختیار دیگران گذاشته شود؛ مداخلات عملاً در قالب برنامه‌های خودیاری یا توسط افراد آموزش دیده غیر روان‌شناس و غیرمتخصص اجرا می‌شوند.</p>
<hr />
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: center;"><strong>مفاهیم اصلی روانشناسی اجتماع نگر<br />
</strong></p>
<p><strong>مفهوم بهداشت روانی اجتماعی</strong></p>
<p>کمیسیون مشترک سال ۱۹۵۵ بهداشت روانی و بهداشت روانی و بیماری، توصیه‌های بنیادی چندی را مطرح کرد که زمینه‌ساز رشد و توسعه روانشناسی اجتماع نگر شدند. این توصیه‌ها عبارت‌اند بودند از (۱) تحقیق بیشتر در مورد پدیده‌های بهداشت روانی؛ (۲) ارائه تعریفی گسترده از کسانی که خدمات بهداشت روانی ارائه می‌دهند؛ (۳) ارائه خدمات بهداشت روانی در سطوح اجتماع؛ (۴) ترویج این تلقی که بیماری روانی محصول عوامل اجتماعی است (عواملی چون طرد شدن و انزوا) و (۵) حمایت مالی دولت مرکزی از این توصیه‌ها.</p>
<p>در سال ۱۹۶۳، بودجه‌هایی از سوی دولت به ساخت و تجهیز مراکز جامع بهداشت روانی در امریکا اختصاص یافت. مرکز بهداشت روانی اجتماع وقتی واجد شرایط دریافت این بودجه‌ها می‌شد که پنج نوع خدمات اصلی را ارائه می‌داد: (۱) مراقبت به‌صورت بستری کردن؛ (۲) مراقبت سرپایی؛ (۳) بستری کردن پاره‌وقت (مثلاً بیماران در طول روز کار کنند و شب به بیمارستان برگردند)؛ (۴) ارائه خدمات فوریتی شبانه‌روزی؛ و (۵) ارائه خدمات مشورتی به متخصصان، دانشجویان و کارمندان. علاوه بر این خدمات، امید می‌رفت که مراکز بهداشت روانی مزبور (۱) تشخیص، (۲) توان‌بخشی، (۳) تحقیق، (۴) آموزش و (۵) ارزیابی نیز انجام بدهند. ولی با وجود مطرح شدن بحث «انقلاب سوم» در بهداشت روانی توسط هابس (۱۹۶۴)، هنوز مدل پزشکی مدل غالب بود و ظاهراً بی‌توجهی به اقلیت‌ها، فقرا و حتی کودکان ادامه داشت.</p>
<p>اسمیت و هابس (۱۹۶۶) در یک مقاله بسیار نافذ اظهار داشتند کنترل اجتماعی مراقبت‌ها و خدمات روانی ضروری است. آن‌ها برای پیشگیری نقش بسیار مهمی قائل بودند. به‌این‌ترتیب، این تلقی که نظام اجتماعی، محیط مناسبی فراهم نیاورده است، جای دیدگاه نقص شخصیتی را گرفت. پس مرکز بهداشت روانی اجتماع نباید فقط نقص‌های افراد را بر طرف کند بلکه باید کارکرد نظام را بهبود بخشد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>مفهوم پیش‌گیری در روانشناسی اجتماع نگر<br />
</strong></p>
<p>پیش‌گیری در بلندمدت مقرون‌به‌صرفه‌تر و مؤثرتر از درمان انفرادی است.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">پیشگیری اولیه.</span> این نوع پیش‌گیری بارزترین مظهر فاصله گرفتن از شیوه‌های سنتی مقابله با مشکلات روانی است. جان کلام پیشگیری اولیه را در تأکید کاپلان (۱۹۶۴) بر «مقابله و رفع شرایط مخرب قبل از آنکه فرصت ایجاد بیماری پیدا شود» می‌بینیم.</p>
<p>مشاوره ژنتیک، برنامه سرآغاز، مراقبت دوران بارداری از زنان محروم و برنامه ناهار مدارس نیز جزء این گروه از پیشگیری‌ها هستند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">پیشگیری ثانویه.</span> این نوع پیشگیری شامل برنامه‌هایی می‌شود که تشخیص زودهنگام مشکلات روانی و درمان آن‌ها در همان مراحل اولیه را در دستور کار خود دارند. ایده اصلی در پیشگیری ثانویه. حمله به مشکلات درزمانی است که قابل مهارند و پیش از آن‌که در برابر مداخله مقاوم شوند. غالباً در این رویکرد غربال شمار کثیری از مردم توصیه می‌شود. این افراد همان کسانی هستند که دنبال کمک گرفتن نمی‌روند و ظاهراً خطری آن‌ها را تهدیدی نمی‌کند.</p>
<p>کشف زودهنگام و درمان افرادی که مشکلات شدید و مخربی در رابطه با مصرف مشروبات الکلی دارند، نمونه‌ای از پیشگیری ثانویه است.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">پیشگیری ثالث.</span> هدف پیشگیری ثالث، کاهش مدت و تأثیرات منفی اختلالات روانی پس از وقوع است درنتیجه، پیشگیری ثالث ازاین‌جهت با پیش‌گیری اولیه و ثانویه فرق دارد که هدفش کم کردن تعداد موردهای جدید اختلالات روانی نیست، بلکه تأثیرات اختلالات روانی را پس از تشخیص داده شدن کم می‌کند. محور اصلی بسیاری از برنامه‌های پیش‌گیری ثالث، توان‌بخشی است.</p>
<p>هدف برنامه چه آموزش مهارت‌های زندگی مستقل‌تر به عقب‌ماندگان ذهنی باشد و چه کسب مجدد مهارت‌هایی اجتماعی توسط بیمارانی که مبتلا به اسکیزوفرنی بوده‌اند و تازه ترخیص شده‌اند. جلوگیری از بروز مشکلات اضافی در آن اهمیت دارد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">مدل‌های دیگری پیشگیری.</span> یکی از این طبقه‌بندی‌ها که به‌طور مختصر آن را توضیح خواهیم داد در گزارش سال ۱۹۹۴ موسسه پزشکی تحت عنوان کاهش خطر اختلالات روانی آمده است. در این مدل که تابع اصطلاحات آر.گوردون (۱۹۸۷، ۱۹۸۳) است، سه نوع مداخله از نوع پیش‌گیری مطرح می‌شود. مداخلات پیشگیرانه همگانی که هدفش کل جمعیت است؛ این مداخلات پر هزینه‌اند چون روی تک‌تک افراد اجرا می‌شوند. مداخلات پیشگیرانه انتخابی که هدفشان افراد یا زبر گروه‌های خاصی است که بیش‌ازحد متوسط احتمال دارد (در آینده نزدیک یا دور) دچار اختلال شوند. مبنای شناسایی این افراد نیز عوامل خطر زیست‌شناختی، روان‌شناختی یا اجتماعی خاصی هستند که با پیدایش اختلال موردنظر مرتبط‌اند؛ و بالاخره مداخلات پیشگیرانه دلالتی که هدفشان افرادی است که «به‌شدت در معرض خطرند» و ملاک شناسایی آن‌ها نیز داشتن نشانه‌های زیر آستانه‌ای یک اختلال یا علائم زیست‌شناختی خاصی است که حاکی از گرایش افراد مزبور به ابتلای به اختلال موردنظرند.</p>
<p>ارزش این مدل ازآن‌جهت است که پیش‌گیری، درمان <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d9%87%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%b1-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">اختلال روانی</a> و نگهداری را روی پیوستاری می‌گذارد که تمام مداخلات مربوط به اختلالات روانی را نشان می‌دهد. پیش‌گیری قبل از ایجاد اختلال صورت می‌گیرد؛ درمان روی کسانی صورت می‌گیرد که واجد (یا تقریباً واجد) ملاک‌های تشخیصی اختلال هستند؛ و نگهداری که عبارت است از مداخله کردن در مورد افرادی که بیماری آن‌ها همچنان نیاز به توجه دارد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>ایجاد احساس اقتدار</strong></p>
<p>به نظر راپاپورت (۱۹۸۱) هدف اصلی روانشناسی اجتماع نگر، پیش‌گیری از بروز احساس ضعف و قدرت نداشتن است. راپاپورت (۱۹۸۱) از همان ابتدا معتقد بود بالا بردن احساس کنترل بر سرنوشت در مردم، بهتر از پیشگیری یا درمان است. نمونه‌های بالا بردن احساس کنترل داشتن بر سرنوشت عبارت‌اند از کاهش بدرفتاری با کودک و همسر و حذف بهره‌کشی از زنان، کارگران مهاجر و کهن‌سالان و هم‌چنین کاهش عبارت‌اند از کاهش بدرفتاری با کودک و همسر و حذف بهره‌کشی از زنان، کارگران مهاجر و کهن‌سالان و هم‌چنین کاهش سوگیری نسبت به معلولان و بیماران روانی.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>مفاهیم مداخله اجتماعی در روانشناسی اجتماع نگر<br />
</strong></p>
<p>روان‌شناس اجتماع نگر دنبال بازسازی نقش‌ها و سازمان‌های اجتماعی است. برای مثال، روان‌شناسان اجتماع نگر برای کاهش مشکلات ناشی از بزهکاری و ارتکاب جرم به تغییر دادن مؤسسات و سازمان‌های اجتماعی رو می‌آورند تا امکانات و منابع لازم را در اختیار مجرمان و بزهکاران بالقوه قرار بدهند.</p>
<p>ایده نهفته در پس این‌گونه راهبردهای مداخله اجتماعی این است که وقتی امکانات یا راه‌های مختلف در اختیار افراد گذاشته شود، خودشان مشکلات خویش را حل خواهند کرد. هم‌چنین مردم قابلیت‌ها و نقاط قوتی دارند. تغییر محیط یا اعطای حق تصمیم‌گیری به روان‌شناس اجتماع نگر فرصت می‌دهد بین شخص و محیط تناسب مقتضی ایجاد کند نه این‌که افراد را طوری تغییر بدهد که مطابق نظر اکثریت شوند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">تمرکز بر راهبردهای مداخله.</span> یک‌راه برای مقایسه گرایش‌های <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener">بالینی</a> سنتی و اجتماع نگر، تمرکز بر راهبردهای مداخله است. به نظر هلر، پرایس، راینهارز، ریگر و واندرسمن (۱۹۸۴) این‌گونه راهبردها در دو بعد با هم فرق دارند: نظری (ضعف در مقابل قابلیت) و بوم‌شناختی (فردی، سازمانی، اجتماعی). در جدول ۲ـ۱۶ شیوه عملکرد این دو بعد را می‌خوانید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>روش‌های مداخله و تغییر در روانشناسی اجتماع نگر<br />
</strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>مشورت</strong></p>
<p>مشورت چیست؟ اورفورد (۱۹۹۲) در تعریف مشورت می‌گوید:</p>
<p>مشورت فرایندی است که از آن طریق یک نفر (مشورت‌جو) که مسئول خدمات دادن به دیگران (مراجعان) است داوطلبانه با شخص دیگری (مشاور) که تخصص دارد و به او کمک خواهد کرد خدمات بهتری به مراجعانش بدهد، مشورت می‌کند. (ص ۱۳۹)</p>
<p>جدول راهبردهای تغییر بر مبنای گرایش نظری و سطح تحلیل</p>
<table>
<tbody>
<tr>
<td width="98"><strong> </strong></td>
<td width="151"><strong> </strong></td>
<td width="151"><strong>سطح تحلیل</strong></td>
<td width="168"><strong> </strong></td>
</tr>
<tr>
<td width="98"><strong>گرایش نظری</strong></td>
<td width="151"><strong>فردی</strong></td>
<td width="151"><strong>سازمانی</strong></td>
<td width="168"><strong>اجتماعی</strong></td>
</tr>
<tr>
<td width="98">ضعف</td>
<td width="151">درمان‌های جسمی برای برگرداندن تعادل بیوشیمیایی یا فیزیولوژیک</td>
<td width="151">روان‌درمانی گروهی یا آموزش حساسیت برای اصلاح مشکلات میان فردی</td>
<td width="168">بستری کردن یا ایجاد تسهیلات ویژه برای معلولان یا کسانی که مشکلات هیجانی دارند</td>
</tr>
<tr>
<td width="98">قابلیت</td>
<td width="151">اکثر رفتاردرمانی‌ها، خصوصاً مهارت‌آموزی</td>
<td width="151">آموزش و مشورت با هدف افزایش قابلیت‌های شغلی کارکنان سازمان‌ها</td>
<td width="168">ایجاد محیط‌های جدید و تدوین برنامه‌های دیگر</td>
</tr>
<tr>
<td width="98"></td>
<td width="151">تهیه برنامه‌های پیش‌گیری برای افرادی که به‌شدت در خطرند</td>
<td width="151">تهیه برنامه‌های پیشگیری برای کاهش فشارهای روانی سازمانی و افزایش توان مقابله</td>
<td width="168">تهیه برنامه‌های پیشگیری اجتماعی برای کاهش فشار روانی محیطی و افزایش قابلیت‌های شهروندان</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>در مشورت رویکردهای مختلفی می‌توان داشت: نخست، مشورت در زمینه بهداشت روانی است. این نوع مشورت محصول سنت روان‌کاوی و روان‌پویشی است. این نوع مشورت غالباً در نواحی روستایی یا توسعه‌نیافته صورت می‌گرفت که تعداد متخصصان بهداشت کافی نبود.</p>
<p>رویکرد دوم محصول سنت رفتاری بود. فن‌آوری اصلاح رفتار که در محیط‌های آزمایشگاهی خیلی موفق بود چاره‌ای نداشت جز آنکه در موقعیت‌های واقعی زندگی اجرا شود. به همین جهت افراد حاضر در محیط زندگی فرد بیمار (مثلاً اعضای خانه یا مدرسه) باید روش صحیح تقویت کردن رفتارهای مطلوب را یاد می‌گرفتند. یا مشورت می‌شد چنین آموزش‌هایی را به آنان داد. رویکرد سوم هم سازمانی بود و بر مشورت با صنایع تأکید داشت. متخصصان با مدیران یا راهبران گروه‌های کار می‌کردند تا روحیه، رضایت شغلی و تولید صنایع افزایش و ناکارآمدی، غیبت‌ها، اعتیاد به الکل یا مشکلات دیگر کاهش یابد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>انواع مشورت روانی. شاید مقبول‌ترین آن‌ها طبقه‌بندی کاپلان (۱۹۷۰) باشد. در این طبقه‌بندی، طبقه‌های زیر وجود دارد:</p>
<ol>
<li>مشورت موردی مراجع مدار. در این نوع مشورت بیشتر بر کمک به یک مراجع یا بیمار خاص تمرکز می‌شود تا بتواند مشکل فعلی خودش را حل کند. مثلاً از متخصص بالینی خواسته می‌شود به همکاری خودش در مورد مشکل تشخیصی یک بیمار خاص مشورتی بدهد.</li>
<li>مشورت موردی مشورت‌جومدار. در این نوع مشورت، به مشورت‌جو کمک می‌شود مهارت‌های مورد نیازش برای رفع مشکلات موردهای آتی را بیفزاید. برای مثال به معلم نحوه تقویت انتخابی رفتار جهت کاهش شلوغ کردن بچه‌ها در کلاس آموزش داده می‌شود.</li>
<li>مشورت اجرایی برنامه‌مدار. در این نوع مشورت به اجرا یا اداره یک برنامه خاص کمک می‌شود. مثلاً مشاور استخدام می‌شود تا برای کشف موردهای ناسازگاری در مدرسه یک «نظام هشدار سریع» طراحی کند.</li>
<li>مشورت اجرایی مشورت جومدار. در این نوع مشورت، مهارت‌های یک مسئول اجرایی بهبود می‌یابد تا در آینده بهتر کار کند. برای مثال مشاور، کار یک گروه حساسیت متشکل از مسئولان اجرایی را زیر نظر می‌گیرد تا مهارت‌های ارتباطی آنان را بیفزاید.</li>
</ol>
<p>فنون و دوره‌ها. چند فن موجب افزایش اثربخشی فراینده مشورت می‌شوند. در اکثر موارد، فراینده مشورت حاوی این دوره‌هاست:</p>
<ol>
<li>دوره ورود یا آمادگی. در دوره مقدماتی، ماهیت دقیق نقش مشاور و وظایف طرفین مشخص می‌شود.</li>
<li>دوره شروع یا گرم کردن. در این دوره، رابطه کاری تثبیت می‌شود.</li>
<li>دوره اقدامات دیگر. در این دوره راه‌حل‌ها و راهبردهای دیگر مشخص می‌شوند.</li>
<li>پایان. در صورت به توافق رسیدن طرفین بر سر عدم ضرورت مشورت، فرایند مشورت خاتمه می‌یابد.</li>
</ol>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>شیوه‌های اجتماعی دیگر به‌جز بستری کردن</strong></p>
<p>یکی از این شیوه‌های جایگزین، کلبه اجتماعی است. کلبه اجتماعی چیزی شبیه خانه بین راه است که بیماران دچار اختلالات مزمن و دارای سابقه بستری شدن، مهارت‌های لازم برای زندگی مستقل را در آن یاد می‌گیرند. برنامه مندوتا برنامه پیشگامی بود که در آن به بیماران «غیرقابل ترخیص» یاد می‌دادند کار پیدا کنند، آشپزی کنند، خرید کنند و غیره؛ و بالاخره بیمارستان‌های روزانه مشهور را داریم که نسبت به بیمارستان‌های سنتی شبانه‌روزی، مؤثرتر و کم‌هزینه‌ترند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>مداخله در بحران</strong></p>
<p>هدف اصلی مداخله در بحران، رسیدگی به افرادی است که شدیداً تحت تأثیر فشار روانی هستند و حمایت از آن‌ها برای اینکه دچار بیماری روانی مزمن نشوند. اشخاص بحران‌زده غالباً «قابل‌دسترسی» هستند و امکان مداخلات بلندمدت برای آن‌ها وجود دارد.</p>
<p>در مداخله در بحران، روش‌ها و امتیازات سنتی کنار گذاشته می‌شوند.</p>
<p>یکی از قدیمی‌ترین کاربردهای فلسفه مداخله در بحران، تأسیس مراکز پیش‌گیری از خودکشی بوده است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>مداخله در اوایل کودکی</strong></p>
<p>دست‌اندرکاران بهداشت عمومی و بهداشت روانی مدتی‌هاست متوجه مشکلات و محرومیت‌های آموزشی و تربیتی فقرا شده‌اند. آن‌ها به‌شدت از این مسئله می‌ترسند که محرومیت در دوره‌های حساس رشید، تأثیر مادام‌العمری بر کودکان بگذارد. محیط‌های فقیر دوران پیش از دبستان و اندک بودن تجربه‌های کودکان در این مقطع تقریباً تضمین‌کننده عملکرد ضعیف آنان در مدرسه است و آنان را در معرض انواع مشکلات روانی، حقوقی و اجتماعی قرار می‌دهد. ولی توسل به مداخلات مربوط به مقطع پیش از دبستان حکم یک پیشگیری حقیقی را دارد.</p>
<p>برنامه‌های سرآغاز. احتمالاً بهترین برنامه مربوط به اوایل کودکی، برنامه سرآغاز است. برنامه سرآغاز یکی از برنامه‌هایی بود که به‌طور اخص برای کودکان محروم طراحی شده بودند. هدف این برنامه، آماده کردن کودکان محروم پیش‌دبستانی برای ورود به دبستان بود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>خودیاری</strong></p>
<p>گروه‌های خودیاری غیرحرفه‌ای مثل الکلی‌های بی‌نام، والدین بدون پدر و مادر، L.e Leche League ال ـ انن (Al – Anon) و گروه‌های دیگر می‌توانند بخش مؤثری از درمان موردنظر متخصص ارجاع دهنده باشند.</p>
<p>ولی گروه‌های خودیاری چه نیازهایی را برطرف می‌کنند؟ اورفورد (۱۹۹۲) برای گروه‌های خودیاری هشت کارکرد اصلی قائل است: (۱) حمایت هیجانی اعضای گروه؛ (۲) ارائه الگوهای نقش ـ معرفی کسانی که همان مشکلات اعضای گروه را داشته‌اند و بر مشکل خود غلبه کرده‌اند؛ (۳) تدارک راه‌هایی برای درک مشکلات اعضای گروه؛ (۴) ارائه اطلاعات مهم و مرتبط با مشکلات؛ (۵) طرح ایده‌های جدید در مورد کنار آمدن با مشکلات؛ (۶) فراهم آوردن فرصتی برای کمک به یکدیگر؛ (۷) فراهم آوردن امکان معاشرت اجتماعی؛ و (۸) افزایش احساس تسلط اعضا بر مشکلاتشان.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>پیراحرفه‌ای‌ها</strong></p>
<p>یکی از مشهودترین ویژگی‌های جنبش اجتماع‌نگری، استفاده از افراد عادی به‌عنوان درمانگر است؛ افرادی که آموزش بالینی رسمی ندیده‌اند و پیراحرفه‌ای نام دارند. خلاصه‌بندی‌های جدیدتر حاکی از شواهدی هستند که نشان می‌دهند پیراحرفه‌ای به‌اندازه حرفه‌ای‌ها مؤثرند (و در برخی موارد حتی از آن‌ها مؤثرترند).</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>خلاصه روانشناسی اجتماع نگر<br />
</strong></p>
<p>روانشناسی اجتماع نگر رویکردی به بهداشت روانی است که نیروهای محیطی و اجتماعی را در ایجاد و کاهش مشکلات دخیل می‌داند. این رویکرد بر پیشگیری متمرکز است نه بر معالجه و افراد و اجتماع را تشویق می‌کند. عنان مشکلات خویش را در دست بگیرند و بر آن‌ها فائق آیند تا دیگر نیازی به مداخله حرفه‌ای نداشته باشند. عوامل چندی موجب پیدایش رشته روانشناسی اجتماع نگر شدند از جمله تشکیل شدن کمیسیون مشترک بهداشت روانی و بیماری در سال ۱۹۵۵؛ بودجه اختصاص‌یافته توسط کندی در سال ۱۹۶۳ برای ساخت مراکز بهداشت روانی اجتماع؛ کنار گذاردن رویکرد بستری کردن و نگهداری؛ کمبود متخصصان بهداشت روانی و وقایع سیاسی ـ اجتماعی دهه ۱۹۶۰.</p>
<p>چند مفهوم در روانشناسی اجتماع نگر حساس و کلیدی هستند. مفهوم بهداشت روانی اجتماع به این معناست که اجتماعات مسئول اعضای خود می‌باشند و خدمات بهداشت روانی اجتماع باید به پیشگیری از مشکلات و کارکرد بهتر اجتماع و نظام‌هایش کمک کنند. روان‌شناسان اجتماع نگر به این دلیل روی پیشگیری متمرکزند که اعتقاد دارند پیشگیری در بلندمدت مقرون‌به‌صرفه و مؤثرتر از درمان انفرادی آن هم پس از شروع مشکلات است. روان‌شناسان اجتماع نگر هم‌چنین دنبال راهبردهای افزایش احساس اقتدارند؛ یعنی سعی می‌کنند حس تسلط بر سرنوشت را در افراد بالا ببرند؛ و بالاخره روان‌شناسان اجتماع نگر می‌خواهند با بازسازی نقش‌ها و مؤسسات اجتماعی، تغییرات مثبتی ایجاد کنند. افزایش روش‌های مثبت و امکانات افراد، احتمال موفقیت آنان را بالا می‌برد و بین شخص و محیط توازن و هماهنگی ایجاد می‌کند.</p>
<p>روان‌شناسان اجتماع نگر غالباً نقش مشاور متخصصان بهداشت روانی، معلمان، کشیش‌ها و دیگر مسئولان اجتماع را ایفا می‌کنند؛ این کار را نیز با توصیه‌ها و تخصص خویش انجام می‌دهند. خدمات دیگر روان‌شناسان اجتماع نگر عبارت‌اند از مداخله در بحران، مداخله در دوران کودکی و نوجوانی، گروه‌های خودیاری و کمک به پیراحرفه‌ای‌ها جهت خدمات دادن به آحاد اجتماع.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>روانشناسی بالینی فیرس</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9-%d9%86%da%af%d8%b1/">روانشناسی اجتماع نگر : معرفی مفاهیم و مسائل اصلی روانشناسی اجتماع نگر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9-%d9%86%da%af%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>امتحان دادن منجر به افزایش میزان یادگیری در افراد جوان و مسن می‌شود</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a7%d9%85%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a7%d9%85%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[zahra zabolipour]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 12 Jan 2018 15:53:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[تازه‎‌های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی تربیتی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=12710</guid>

					<description><![CDATA[<p>پژوهش‌ها نشان می‌دهند که صرف‌نظر از سن، بهره‌ی هوشی و اینکه افراد دانشجو هستند یا شاغل، می‌توانند از طریق امتحان دادن در مقایسه با دوباره‌خوانی یا مطالعه‌ی صرف، بیشتر یاد بگیرند. در ادامه با روان‌حامی همراه باشید. &#160; &#160; در یکی از این پژوهش‌ها که در دانشگاه رایس انجام شد، نمونه‌ای شامل ۶۰ نفر دانشجوی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%d9%85%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86/">امتحان دادن منجر به افزایش میزان یادگیری در افراد جوان و مسن می‌شود</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><img class=" wp-image-12317 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo.jpg" alt="" width="85" height="72" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo.jpg 133w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo-120x102.jpg 120w" sizes="(max-width: 85px) 100vw, 85px" /></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: 16px;">پژوهش‌ها نشان می‌دهند که صرف‌نظر از سن، بهره‌ی هوشی و اینکه افراد دانشجو هستند یا شاغل، می‌توانند از طریق امتحان دادن در مقایسه با دوباره‌خوانی یا مطالعه‌ی صرف، بیشتر یاد بگیرند.</span></p>
<p style="text-align: center;"><strong>در ادامه با <a href="http://ravanhami.com">روان‌حامی</a> همراه باشید.</strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<hr />
<p>&nbsp;</p>
<p>در یکی از این پژوهش‌ها که در دانشگاه رایس انجام شد، نمونه‌ای شامل ۶۰ نفر دانشجوی کالج در سنین ۲۵-۱۸ سال، ۶۰ جوان غیر دانشجو در سنین ۲۵-۱۸ سال و ۶۰ بزرگسال در سنین ۶۵-۵۵ سال مورد مطالعه قرار گرفت. دانشجویان به صورت آنلاین از طریق دانشگاه جذب شدند و مبلغی نیز به عنوان کمک هزینه‌ی تحصیلی دریافت کردند. شرکت‌کنندگان دیگر نیز به صورت آنلاین از طریق آگهی جذب شدند و آنان نیز مبلغی دریافت نمودند.</p>
<p>از همه‌ی شرکت‌کنندگان قبل از شروع آزمایش یک تست هوش گرفته شد. شرکت‌کنندگان ۱۵ دقیقه برای مطالعه‌ی مواد درسی زمان داشتند و مباحث مورد مطالعه در ۴ موضوع جداگانه ارائه شدند:</p>
<ul>
<li>تی سونامی‌ها،</li>
<li>آرمادیلوها،</li>
<li>قلب انسان</li>
<li>گودال‌های سیاه.</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify;">بعد از حل تعدادی مسئله‌ی ریاضی که به عنوان عاملی برای منحرف کردن ذهن افراد از آنچه خوانده بودند به کار برده شد، شرکت‌کنندگان به یک امتحان چند گزینه‌ای در دو موضوع از چهار موضوع پاسخ دادند. سپس، درباره‌ی عملکرد خود از محقق بازخورد گرفتند. برای مثال: « شما از ۱۰ سوال ۷ نمره دریافت کرده‌اید ».</p>
<p style="text-align: justify;">در مرحله‌ی بعد، آن‌ها دو موضوع دیگر را که شامل امتحان نبود، مطالعه کردند و بعد از حل تعدادی مسئله‌ی ریاضی، همان موقع از برخی شرکت‌کنندگان امتحان پایانی گرفته شد درحالیکه از بقیه‌ی آن‌ها دو روز بعد امتحان گرفتند. این امتحان پایانی هر چهار موضوع را در برداشت و از امتحان قبلی نیز دشوارتر بود زیرا از شرکت‌کنندگان می‌خواست پاسخ‌های خود را به جای علامت زدن به صورت تشریحی بنویسند.</p>
<p style="text-align: justify;">نتایج حاصل از این آزمایش نشان داد که اگر بزرگسالان در سنین مختلف در مواد درسی مورد امتحان قرار می‌گرفتند و از نمره‌های خود بازخورد دریافت می‌کردند، قدرت نگهداری اطلاعات جدید در آن‌ها همانند دانشجویان جوان افزایش می‌یافت. شرکت‌کنندگانی که در همان روزِ پایان دوره‌ی مطالعاتی امتحان می‌دادند به طور چشمگیری از شرکت‌کنندگانی که دو روز بعد امتحان می‌دادند بهتر عمل می‌کردند اگرچه شرکت‌کنندگان دو روز بعد از امتحان نیز هنوز برای مواد درسی که قبلا&#8221; امتحان گرفته شده بود نسبت به مواد درسی دوباره خوانده شده‌ی بدون امتحان، حافظه‌ی خوبی نشان دادند.</p>
<p style="text-align: justify;">طبق گفته‌ی استادیار روان‌شناسی دانشگاه رایس، جسیکا لوگان، این مطالعه نتایج مهمی برای کارفرمایانی که به دنبال بیشتر کردن فشار کاری و یا افزایش تلاش کارمندان خود هستند، در بر دارد. این مطالعه پیشنهاد می‌کند که کارمندان مسن نیز می‌توانند میزان زیادی از اطلاعات مرتبط با کارشان را از طریق آموزش یاد بگیرند و حفظ کنند. همچنین، کارمندان صرف‌نظر از سنشان می‌توانند از فعالیت‌های امتحانی به عنوان راهی برای افزایش مهارت‌های کاری خود سود بسیار ببرند.</p>
<p style="text-align: justify;">همچنین، سرپرست پژوهش اشلی مایر می‌گوید: <span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_12710_16('footnote_plugin_reference_12710_16_1');" onkeypress="footnote_moveToReference_12710_16('footnote_plugin_reference_12710_16_1');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_12710_16_1" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۱]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_12710_16_1" class="footnote_tooltip">بزرگسالان شاغل، اغلب نیاز دارند مهارت‌ها یا دانش جدید را برای پیشرفت در شغل خود کسب کنند. مطالعه‌ی ما&nbsp;&#x2026; <span class="footnote_tooltip_continue"  onclick="footnote_moveToReference_12710_16('footnote_plugin_reference_12710_16_1');">Continue reading</span></span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_12710_16_1').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_12710_16_1', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script></p>
<p>مترجم: زهرا زابلی‌پور</p>
<p><span style="font-size: 14px;"><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="speaker-mute footnotes_reference_container"> <div class="footnote_container_prepare"><p><span role="button" tabindex="0" class="footnote_reference_container_label pointer" onclick="footnote_expand_collapse_reference_container_12710_16();">References</span><span role="button" tabindex="0" class="footnote_reference_container_collapse_button" style="display: none;" onclick="footnote_expand_collapse_reference_container_12710_16();">[<a id="footnote_reference_container_collapse_button_12710_16">+</a>]</span></p></div> <div id="footnote_references_container_12710_16" style=""><table class="footnotes_table footnote-reference-container"><caption class="accessibility">References</caption> <tbody> 

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_12710_16('footnote_plugin_tooltip_12710_16_1');"><a id="footnote_plugin_reference_12710_16_1" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۱</a></th> <td class="footnote_plugin_text"> بزرگسالان شاغل، اغلب نیاز دارند مهارت‌ها یا دانش جدید را برای پیشرفت در شغل خود کسب کنند. مطالعه‌ی ما پیشنهاد می‌کند که امتحان می‌تواند راهی برای کمک به ترقی آنان باشد.</td></tr>

 </tbody> </table> </div></div><script type="text/javascript"> function footnote_expand_reference_container_12710_16() { jQuery('#footnote_references_container_12710_16').show(); jQuery('#footnote_reference_container_collapse_button_12710_16').text('−'); } function footnote_collapse_reference_container_12710_16() { jQuery('#footnote_references_container_12710_16').hide(); jQuery('#footnote_reference_container_collapse_button_12710_16').text('+'); } function footnote_expand_collapse_reference_container_12710_16() { if (jQuery('#footnote_references_container_12710_16').is(':hidden')) { footnote_expand_reference_container_12710_16(); } else { footnote_collapse_reference_container_12710_16(); } } function footnote_moveToReference_12710_16(p_str_TargetID) { footnote_expand_reference_container_12710_16(); var l_obj_Target = jQuery('#' + p_str_TargetID); if (l_obj_Target.length) { jQuery( 'html, body' ).delay( 0 ); jQuery('html, body').animate({ scrollTop: l_obj_Target.offset().top - window.innerHeight * 0.2 }, 380); } } function footnote_moveToAnchor_12710_16(p_str_TargetID) { footnote_expand_reference_container_12710_16(); var l_obj_Target = jQuery('#' + p_str_TargetID); if (l_obj_Target.length) { jQuery( 'html, body' ).delay( 0 ); jQuery('html, body').animate({ scrollTop: l_obj_Target.offset().top - window.innerHeight * 0.2 }, 380); } }</script><p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%d9%85%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86/">امتحان دادن منجر به افزایش میزان یادگیری در افراد جوان و مسن می‌شود</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a7%d9%85%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%a7%d8%af%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ویژگی های مشترک روان درمانگر های موفق</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[الهام نیک فر]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 08 Jan 2018 21:54:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[اخلاق]]></category>
		<category><![CDATA[بزرگسالی]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرش و تعهددرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[شاخه‌های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مراجع محوری]]></category>
		<category><![CDATA[درمان خوب]]></category>
		<category><![CDATA[درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روان درمانگر خوب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=12687</guid>

					<description><![CDATA[<p>همه آدم‌های روی کره زمین با یکدیگر متفاوتند. روان‌ درمانگر ها هم از این قاعده مستثنا نیستند. با این وجود، روان‌درمانگران حاذق و موفق یک سری ویژگی‌های مشترک دارند.این بار روان حامی به سراغ ویژگی های روان درمانگر های موفق رفته است. &#160; &#160; از زمان فروید ،که درمان آزمایشی خود را با صحبت کردن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/">ویژگی های مشترک روان درمانگر های موفق</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" wp-image-12317 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo.jpg" alt="درمانگر" width="108" height="92" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo.jpg 133w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo-120x102.jpg 120w" sizes="(max-width: 108px) 100vw, 108px" /></p>
<p>همه آدم‌های روی کره زمین با یکدیگر متفاوتند. روان‌ درمانگر ها هم از این قاعده مستثنا نیستند. با این وجود، روان‌درمانگران حاذق و موفق یک سری ویژگی‌های مشترک دارند.این بار<a href="http://ravanhami.com"> روان حامی</a> به سراغ ویژگی های روان درمانگر های موفق رفته است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>از زمان فروید ،که درمان آزمایشی خود را با صحبت کردن با مراجع آغاز کرد، تاکنون مکاتب فراوانی در بحث روان‌درمانی به وجود آمده‌اند. روان‌درمانی امروزه انواع مختلفی دارد:</p>
<p>درمانگری با <strong><span style="color: #ff6600">رویکرد روان تحلیلی</span></strong>، ناهشیار شما را زیر و رو می‌کند.</p>
<p>یک <span style="color: #ff6600"><strong>رفتار درمانگر،</strong></span> اتفاقات و رویدادهای تقویت‌شده در شما را مجددا&#8221; سازماندهی می‌کند.</p>
<p><span style="color: #ff6600"><strong>درمانگر شناختی</strong></span>، افکار غیرمنطقی شما را به چالش می‌کشد.</p>
<p>یک درمانگر با <span style="color: #ff6600"><strong>رویکرد انسان گرایانه</strong></span>، برای شما فضای امنی را در فرآیند درمان پدید می‌آورد که شما در آن فضا تمایلات خود به خودشکوفایی را محقق سازید.</p>
<p>روان‌درمانگری با <span style="color: #ff6600"><strong>رویکرد وجودی</strong></span>، شما را تشویق می‌کند که در بیابان بی‌آب و علف هستی و بودن، معنایی بیابید.</p>
<p>روان‌درمانگری که <span style="color: #ff6600"><strong>رویکرد واقعیت درمانی</strong></span> را به کار می‌برد، شما را تشویق می‌کند که رفتارهایی را انتخاب کنید که ارتباطات شما با دیگران را تسهیل و غنی می‌کند و قوام می‌بخشد .</p>
<p>درمانگری که<span style="color: #ff6600"><strong> رویکرد فمینیستی</strong></span> دارد به شما کمک می‌کند ببینید که چطور بسیاری از مشکلات شخصی شما، در واقع تجلی آزار و اذیت و ستمگری‌های سردمداران سیاست است.</p>
<p>در چنین محیط غنی‌ای، هیچ درمان یا تکنیکی به تنهایی و منحصراً منجر به درمان نمی‌شود و بسته به بستری که درمان در آن اتفاق می‌افتد – زمان، مکان، چگونگی و نوع مخاطب درمان – رویکردها و مداخلات چندگانه و گوناگونی ممکن است مفید و اثربخش و یا برعکس غیرمفید و آسیب زننده باشند. حال با در نظر گرفتن این نکته و اینکه انتخاب‌های زیادی برای مراجع وجود دارد، <strong>چطور مراجعان بالقوه می‌توانند بین درمان مفید ، اثربخش  و روان‌درمانگر حاذق از غیر آن تمایز قائل شوند؟</strong></p>
<p><img class=" wp-image-12693 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/01/02fd45ed7a5fc0ec8ba3b0c98dcc2d32-234x300.jpg" alt="درمانگر" width="498" height="638" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/01/02fd45ed7a5fc0ec8ba3b0c98dcc2d32-234x300.jpg 234w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/01/02fd45ed7a5fc0ec8ba3b0c98dcc2d32-600x770.jpg 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/01/02fd45ed7a5fc0ec8ba3b0c98dcc2d32-768x986.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/01/02fd45ed7a5fc0ec8ba3b0c98dcc2d32-779x1000.jpg 779w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/01/02fd45ed7a5fc0ec8ba3b0c98dcc2d32.jpg 1558w" sizes="(max-width: 498px) 100vw, 498px" /></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>پس همان‌طور که با وجود همه تفاوت‌هایی که قورمه سبزی‌های مختلف در رنگ و مزه و تزیینات در سراسر دنیا با هم دارند، مواد اولیه و پایه‌ای همه‌ی آن‌ها با هم یکی است ، درمان هم دقیقاً همین ویژگی را دارد: با وجود تفاوت‌های ظاهری و اخلاقی و رویکردی که روان‌درمانگران در سراسر این عالم با یکدیگر دارند، همه آن‌ها صاحب ویژگی‌ها و اصولی مشترک در ارتباط درمانی خود هستند. این عوامل مشترک همان عواملی هستند که باعث می‌شوند بهبودی با وجود همه این تفاوت‌ها در روند درمانی حاصل شود.</p>
<p>این هم فهرستی از عوامل مشترک در تمام روان‌درمانگرهای موفق (که حاصل مطالعات من از نتایج تحقیقات و تجارب بالینی و کلینیکی من است)</p>
<ol>
<li><strong><span style="color: #3366ff">درمان خوب ، برقراری رابطه دوستی نیست.</span></strong></li>
<li><strong><span style="color: #3366ff">درمان خوب ، مبتنی بر شواهد اثبات‌شده است.</span></strong></li>
<li><strong><span style="color: #3366ff">درمان خوب ، شأن و ارزش انسانی بنیادی مراجع را ارج می‌نهد.</span></strong></li>
<li><strong><span style="color: #3366ff">درمان خوب ارتباط و بازخوردهای به‌موقع، صادقانه و دقیق را مهم می‌شمارد و آن را در جلسه درمان الگوسازی می‌کند.</span></strong></li>
<li><strong><span style="color: #3366ff">درمان خوب یعنی یک اتحاد درمانی موفق</span></strong></li>
<li><strong><span style="color: #3366ff">درمان خوب به دنبال استقلال و مهارت یافتن مراجع است و آن را تشویق می‌کند.</span></strong></li>
<li><strong><span style="color: #3366ff">درمان خوب، تاریخچه و سرگذشت مراجع را در تصمیمات و روندش در نظر می‌گیرد.</span></strong></li>
<li><strong><span style="color: #3366ff">درمان خوب، تجربیات ذهنی و دنیای درونی مراجع را مدنظر قرار می‌دهد.</span></strong></li>
<li><strong><span style="color: #3366ff">درمان خوب زمانی اتفاق می‌افتد که مراجع ، مسئولیت اصلی آن را بر عهده می‌گیرد.</span></strong></li>
<li><strong><span style="color: #3366ff">درمان خوب حمایت می‌کند، نیاز به یادگیری از جانب مراجع دارد و رفتار را تسهیل می‌کند.</span></strong></li>
</ol>
<p>&nbsp;</p>
<p><img class=" wp-image-12694 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/01/2f9eeaa0f6529d55f3142eb43a25785b-social-worker-quotes-social-workers-232x300.jpg" alt="درمانگر" width="414" height="535" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/01/2f9eeaa0f6529d55f3142eb43a25785b-social-worker-quotes-social-workers-232x300.jpg 232w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/01/2f9eeaa0f6529d55f3142eb43a25785b-social-worker-quotes-social-workers-600x776.jpg 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/01/2f9eeaa0f6529d55f3142eb43a25785b-social-worker-quotes-social-workers-768x993.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/01/2f9eeaa0f6529d55f3142eb43a25785b-social-worker-quotes-social-workers-774x1000.jpg 774w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/01/2f9eeaa0f6529d55f3142eb43a25785b-social-worker-quotes-social-workers.jpg 1547w" sizes="(max-width: 414px) 100vw, 414px" /></p>
<h3></h3>
<h3><span style="font-size: 14px">ویژگی های مشترک روان درمانگر های موفق:</span></h3>
<h3 style="padding-right: 30px"><strong><span style="color: #3366ff">۱. درمان خوب ، برقراری رابطه دوستی نیست.</span></strong></h3>
<p>تفاوت‌های فراوانی بین دوستی و رابطه درمانی وجود دارد:</p>
<p style="text-align: justify"><span style="color: #ff6600"><strong>اول</strong></span> از همه اینکه شما ممکن است روابط فراوانی با دوستان خود داشته باشید. می‌توانید با آن‌ها تجارت کنید، از آن‌ها پول قرض بگیرید یا حتی با آن‌ها روابط جنسی داشته باشید. <strong>اما شما با درمانگر خود تنها می‌توانید رابطه درمانی برقرار کنید و بس.</strong> درمانگر شما ممکن است با شما دوستانه رفتار کند، اما او دوست شما نیست. اگر درمانگرتان مثل دوستتان بود، در آن صورت او دیگر درمانگر شما نیست.</p>
<p style="text-align: justify"><span style="color: #ff6600"><strong>دوم</strong></span>، دوستی نیاز به داشتن برنامه یا هدفی فراتر از موجودیت رابطه دوستی (= صرفاً&#8221;خود رابطه دوستی) ندارد. شما می‌توانید بدون هیچ دلیل خاصی با دوستان خود بیرون بروید؛ تنها به این دلیل که لذت می‌برید، به این بیرون رفتن و دوستی عادت کرده‌اید، یا حتی اینکه کار بهتری برای انجام دادن ندارید! اما شما با درمانگر خود بیرون نمی‌روید. <strong>درمان، هدفمند و عمل‌گرایانه است و به‌صورت تعمدی و آگاهانه به سمت یک یا چند هدف مشترک که قبلاً درباره آن بحث شده پیش می‌رود.</strong> درمان به خودی خود یک هدف و پایان نیست بلکه یک وسیله است.</p>
<p style="text-align: justify"><span style="color: #ff6600"><strong>سوم</strong></span> اینکه شما و دوستانتان در برخورد و معاشرت با یکدیگر به میزان مشترک و یکسانی استحقاق دارید. همان اندازه که علایق، نیازها و دغدغه‌های دوستتان مهم است، به همان اندازه نیز علایق، نیازها و دغدغه‌های شما از اهمیت برخوردار است. اما درمان این‌گونه نیست. <strong>درمان اساساً یک‌طرفه، طراحی شده است. و حول مراجع می‌گردد. هر اقدام درمانگر تنها در صورتی که معطوف به ۱ هدف باشد توجیه‌پذیر و پذیرفتنی است: کمک به مراجع.</strong> درمانگر نباید زمان درمان یا روابط درمانی را به برآورده کردن نیازهای خود اختصاص دهد. اگر درمانگر شما زمان درمان را برای هر هدفی به‌جز کمک به شما به کار می‌برد، آنگاه کاری که او انجام می‌دهد را نمی‌توان درمان خوب نامید.</p>
<h3></h3>
<h3 style="padding-right: 30px"><span style="color: #3366ff">۲. درمان خوب ، مبتنی بر شواهد اثبات‌شده است.</span></h3>
<p>درمان اثربخش شامل این موارد می‌گردد: ثبت دقیق سوابق مراجع، ارتباط برقرار کردن بین داستان‌ها با الگوهای ناکارآمد، فرضیه‌سازی و آزمودن آن فرضیه. <strong>درمان خوب نسبت به دانش جدید حساس و پذیرا است. چنین درمانی اشتباهات خود را می‌پذیرد و آن را اصلاح می‌کند.</strong> با وجودی که درمان خوب به دنبال پروراندن بذر امید و تقویت توقع تغییر در مراجع است، بااین‌حال قول‌هایی که می‌دهد در محدوده واقعیات و حقایق جای دارد. اگر درمانگر شما موفقیت را ضمانت می‌کند یا قول می‌دهد که شخصیت شما را تغییر می‌دهد، سریعاً در رفتن پیش او تجدیدنظر کنید.</p>
<p>درمانِ خوب هنر است، زیرا یک رویاروییِ انسانیِ خودخواسته است و به خودی خود از لحاظ ماهیت آن پویا، خلاقانه و بی‌همانند است. اما این هنر در درمان باید با علم هم‌راستا باشد. درست همان‌طور که در معماری هنر طراحی باید با اصول مهندسی صدا هماهنگ و هم‌راستا باشد. پیشنهاد‌های درمانگر به مراجع – مثل فرآیند درمان، توضیحات درمانگر و مداخلات او- باید براساس شواهد و تحقیقات علمی باشد. (و دقیقاً تا حدی باشد که در تحقیقات بیان شده نه بیشتر). یک درمان خوب، با شواهد و اطلاعات دارای پشتوانه علمی، مخالفت نمی‌کند و آن‌ها را نادیده نمی‌گیرد. درمان خوب حقیقت عریان و خالص را، که یافتن آن آسان نیست، تشخیص می‌دهد.(۳۰۰ سال طول کشید تا کلیسای کاتولیک حرف گالیله را قبول کند)</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3 style="padding-right: 30px"><span style="color: #3366ff"><strong>۳</strong>.</span><strong><span style="color: #3366ff">درمان خوب ، شأن و ارزش انسانی بنیادی مراجع را ارج می‌نهد.</span></strong></h3>
<p style="text-align: justify">درمان خوب به دنبال تسهیلِ سلامت روانِ باثبات و کامل است. با این وجود، سلامت روان در فرآیند درمان خود یک مقصد نیست که باید به آن رسید. بلکه سلامت روان یک فرآیند است که شما در راه جستجو و رسیدن به اهداف تعیین‌شده‌تان اتخاذ کرده و آن را به کار می‌گیرید. به‌بیان‌دیگر، <strong>سلامت روان همان مهارت رانندگی شماست ، نه مقصد سفرتان. بنابراین، درمانگر هم در این مثال، راننده ماشین نیست بلکه مربی تعلیم رانندگی است.</strong></p>
<p style="text-align: justify">درمان خوب به بحث قضاوت هم می‌پردازد اما نه در مقام قضاوت مردم. همان‌طور که یک کلیسا هم خود را در حد لزوم درگیر مسائل مالی می‌کند (مثلاً جمع‌آوری پول برای امور خیریه) اما کار اصلی کلیسا راجع به پول نیست. بیشتر افرادی که برای درمان مراجعه می‌کنند به‌اندازه کافی و به شدیدترین درجات به خاطر مشکلاتشان قضاوت شده‌اند – توسط خودشان، هم سن و سالانشان، همسرانشان، کارفرمایانشان، همسایگانشان، و معمولاً&#8221; حتی در سطح وسیع‌تری از جانب جامعه. همچنین به احتمال زیاد هزاران پند و نصیحت از افراد مختلف دریافت کرده‌اند. بنابراین برخلاف روان‌درمانگرانی که در رسانه‌ها حضور می‌یابند، درمانگر خوب هم در مورد قضاوت مراجع و هم در مورد دادن پند و اندرز خیلی محتاطانه عمل می‌کنند و در این موارد بسیار کمرنگ‌تر ظاهر می‌شوند و تأکید زیادی روی آن ندارند. و ب<strong>ه‌طورکلی قضاوت شدن یا گرفتن اندرز چیزی نیست که مراجعان به دنبال یافتن آن به سمت روان‌درمانی آمده باشند. مراجعان برای دریافت تجربه خاصی به روان‌درمانگر مراجعه می‌کنند. یک تجربه‌ی شفاگر و بهبود بخش. آنچه که آن‌ها به آن نیاز دارند درک شدن، همدلی، توجه، پذیرفته شدن و دلگرمی است.</strong></p>
<p style="text-align: justify">همان‌طور که یک جراح وظیفه دارد که افراد را بدون در نظر گرفتن ایدئولوژی آن‌ها، اصول و باورهای اخلاقی‌شان، ثروتشان، یا قومیت آن‌ها جراحی کند، به همین ترتیب هم یک درمانگر وظیفه دارد هر مراجعی را بدون توجه به اینکه چقدر آن مراجع را دوست دارد یا عقاید و رفتارش را تائید می‌کند، بپذیرد، به او گوش دهد، به دنبال درک کردن او باشد، پاسخ‌های مناسبی به او بدهد و انسانیت او را گرامی بدارد. و نیاز به گفتن این نکته نیست که در درمان خوب و اصولی، درمانگر برتری خود را به رخ مراجع نمی‌کشد، سروری نمی‌کند، سوءاستفاده و بدرفتاری نشان نمی‌دهد، رها نمی‌کند و بی‌توجهی نشان نمی‌دهد، دغل‌کاری نمی‌کند، دروغ نمی‌گوید یا تقلب نمی‌کند.</p>
<h3>ادامه دارد&#8230;</h3>
<p><span style="color: #ff6600"><strong>منبع:</strong> </span></p>
<h3 class="page__title"><a href="https://www.psychologytoday.com/blog/insight-therapy/201603/10-ways-spot-good-therapist"><span style="font-family: 'times new roman', times, serif"> Ten ways to spot a good therapist</span></a></h3>
<p><span style="color: #ff6600"><strong>بیشتر بدانیم: </strong></span></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1/">رواندرمانگران چگونه می‌­اندیشند؟ ارزیابی مشکلات بیمار به صورت علت و معلول</a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/">ویژگیهای مشترک انواع رواندرمانی: یک رویکرد یکپارچه‌نگر</a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%D8%AA%D8%B4%D8%AE%DB%8C%D8%B5-%D8%B7%D8%A8%D9%82%D9%87-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C/">طبقه بندی و تشخیص مشکلات روانی در روانشناسی بالینی و آسیب شناسی روانی</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/">ویژگی های مشترک روان درمانگر های موفق</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1%db%8c-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روانشناسی قانونی چیست؟ تعریف و مسائل روانشناسی قانونی</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 06 Jan 2018 19:01:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=12662</guid>

					<description><![CDATA[<p>روانشناسی قانونی تعریف روانشناسی قانونی روانشناسی قانونی عبارت است از «كاربرد روش‌ها، نظریه‌ها و مفاهیم روانشناسی در دستگاه قضایی». تاریخ روانشناسی قانونی هوگو فون مانستربرگ در سال ۱۹۰۸ كتابی تحت عنوان در باب جایگاه شهود منتشر كرد؛ اما باوجوداین رویداد شایان توجه، تأثیر مستقیم روانشناسی بر حقوق تا سال ۱۹۵۴ ناچیز بود. در این سال [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/">روانشناسی قانونی چیست؟ تعریف و مسائل روانشناسی قانونی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;">روانشناسی قانونی</p>
<blockquote class="mom_quote " style="font-family:;background-color:#f7f7f7; "></p>
<p>چون روان‌شناسان بالینی، «متخصصان» رفتار انسانی هستند تعجبی ندارد که برخی از آن‌ها متخصص کاربرد دانش روانشناسی در رفع مشکلات قضات، وکلا، نیروی پلیس و هر کسی که با معضلات مدنی، کیفری با عدالت اداری سروکار دارد (اعم از قربانیان و متخلفان) شوند. این حوزه روانشناسی بالینی روانشناسی قانونی نامید می‌شود. با <a href="http://ravanhami.com/">روان حامی</a> همراه باشید.</p>
<p></blockquote>
<h2 style="text-align: center;"><strong><span style="font-size: 16px;">تعریف روانشناسی قانونی</span><br />
</strong></h2>
<p style="text-align: center;">روانشناسی قانونی عبارت است از «كاربرد روش‌ها، نظریه‌ها و مفاهیم روانشناسی در دستگاه قضایی».</p>
<h2><strong><span style="font-size: 16px;">تاریخ روانشناسی قانونی</span><br />
</strong></h2>
<p>هوگو فون مانستربرگ در سال ۱۹۰۸ كتابی تحت عنوان در باب جایگاه شهود منتشر كرد؛ اما باوجوداین رویداد شایان توجه، تأثیر مستقیم روانشناسی بر حقوق تا سال ۱۹۵۴ ناچیز بود. در این سال دیوان عالی كشور بالاخره در پرونده لغو تبعیض نژادی براون علیه هیئت تعلیم و تربیت به علوم اجتماعی توجه كرد.</p>
<p>در سال ۱۹۶۲ نیز قاضی بازلون در نامه‌ای به دادگاه استیناف امریكا برای ناحیه كلمبیا اظهار داشت، روان‌شناسان واجد شرایط می‌توانند به‌عنوان متخصص در خصوص اختلال روانی در دادگاه شهادت بدهند. تا اینكه بالاخره روان‌شناس قانونی وارد صحنه شد هرچند روان‌پزشكان سال‌ها بود حق شهادت در دادگاه را برای خود محفوظ نگهداشته بودند. امروزه روان‌شناسان به‌عنوان متخصص در زمینه‌های كیفری، مدنی، خانوادگی و اداری در دادگاه‌ها شهادت می‌دهند. همچنین به‌عنوان مشاوره مراكز و افراد در دستگاه قضایی عمل می‌كنند. در ادامه فعالیتهایی که در حیطه روانشناسی قانونی انجام می‌شود را ارائه می‌کنیم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h4><span style="font-size: 16px;"><strong>برخی از فعالیت‌های اصلی در روانشناسی قانونی<br />
</strong></span></h4>
<p>پیشرفت روانشناسی قانونی موجب شده است روان‌شناسان نقش‌های گوناگونی ایفا كنند. در اینجا به هشت مورد از این نقش‌ها اشاره می‌كنیم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>شاهد متخصص</strong></span></p>
<p>شاهد متخصص، عقاید و استنباط‌هایش را. وی از حد نتیجه‌گیری صرف فراتر می‌رود. شاهد متخصص به دادگاه كمك می‌كند، شواهد موجود را درك و ارزیابی كند یا به حقیقت پی ببرد.</p>
<p>شرایط لازم. شاهد متخصص كسی است كه به‌واسطه علم، حرفه، آموزش‌ها و تجربه‌هایش اطلاعاتی می‌دهد كه به‌طورمعمول برای هیئت منصفه عادی غیرقابل دسترسی هستند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>شهادت دادن</strong></span></p>
<p>پیش‌درآمد مهم شهادت دادن، آماده شدن پیش از شروع محاكمه است. این آماده شدن گاهی به ساعت‌ها مطالعه، مصاحبه، آزمون‌گیری و كنفرانس بستگی دارد. متخصص گاهی توسط دادگاه و برای شهادت دادن احضار می‌شود و گاهی جهت مشورت و توسط متهم یا شاكی.</p>
<h3><span style="font-size: 16px;"><strong>پرونده‌های كیفری</strong></span></h3>
<p>جامعه همیشه با این قضیه مواجه بوده است كه بهترین راه برخورد با مجرمانی كه هنگام ارتكاب جرم، اختیارشان را از دست داده‌اند، چیست. هم‌چنین با این مشكل روبرو بوده است كه آیا متهم واقعاً صلاحیت فهم آنچه در دادگاه می‌گذرد و به‌تبع آن همكاری كردن جهت دفاع از خودش را دارد یا خیر.</p>
<p>روان‌شناس در ارزیابی جنون كیفری باید به سه سؤال پاسخ بدهد:</p>
<p>(۱) آیا متهم <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d9%87%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%b1-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">اختلال یا نقص ‌روانی</a> دارد؟</p>
<p>(۲) وضعیت روانی فعلی وی چگونه است؟</p>
<p>در زمان ارتكاب جرم وضعیت روانی متهم چگونه بوده است؟ روان‌شناس در همین رابطه، عوامل زیادی را می‌سنجد از جمله سوابق متهم و خانواده‌اش وضعیت عقلی،‌ عوامل عصبی ـ روانی، صلاحیت داشتن وی برای حضور در دادگاه مهارت‌های او در روخوانی شخصیت و اندازه‌گیری میزان وانمود كردن یا تمارض وی.</p>
<p>صلاحیت حضور در دادگاه. در این خصوص وضعیت روانی متهم هنگام تشكیل دادگاه اهمیت دارد نه هنگام ارتكاب جرم. در پاسخ دادن به سؤالات مرتبط با صلاحیت سه مشكل اساسی پیش می‌آید:</p>
<p>(۱) آیا متهم می‌تواند ماهیت اتهامات را بفهمد و می‌تواند واقعیات مربوط به رفتارش در هنگام ارتكاب جرم را بازگو كند؟</p>
<p>(۲) آیا می‌تواند با وكیل خود همكاری معقولی داشته باشد؟</p>
<p>(۳) آیا مفهوم اقدامات دادگاه را می‌فهمد؟</p>
<h3><span style="font-size: 16px;"><strong>پرونده‌های مدنی</strong></span></h3>
<p>روان‌شناسان قانونی در رفع بسیاری از معضلات مدنی نیز مجبور به دخالت می‌شوند؛ از پرونده‌های بازرگانی تا دعاوی مربوط به كنش طبقاتی؛ اما دو حوزه‌ای كه برای روان‌شناسان بالینی از اهمیت خاصی برخوردارند عبارت‌اند از: (۱) بستری شدن و ترخیص از <a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%82%d9%81%d9%84%e2%80%8c%d8%b4%d8%af%d9%87-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">بیمارستان‌ها </a>و مؤسسات روانی و (۲) معضلات خانوادگی مثل اختلاف‌نظر بر سر حق حضانت فرزند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">بستری شدن در مؤسسات روانی</span></p>
<p>بستری شدن علی‌رغم میل خود فرد، بستری شدن اجباری نامیده می‌شود.</p>
<p>در بستری شدن داوطلبانه، فرد موردنظر خودش می‌خواهد بستری شو و می‌تواند هر زمان كه بخواهد، بیمارستان را ترك كند.</p>
<p>بستری كردن یك فرد منوط به این است كه دادگاه با انجام دادرسی تعیین كند كه آیا ملاك‌های قانونی لازم برای این كار در مورد وی وجود دارند و آیا درمان وی مؤثر و مفید خواهد بود یا خیر.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="font-size: 16px;"><strong>مشكلات خانوادگی</strong></span></h3>
<p>با توجه به افزایش طلاق در جامعه امریكا، طبیعی است كه مشكلات مربوط به حضانت كودكان بالا بگیرد. تغییر نقش‌های زن و شوهرها و هنجارهای زناشویی نیز مزید بر علت شده‌اند.</p>
<p>در حال حاضر در مبحث اعطای حق حضانت كودكان، رویه قضایی «مصلحت كودك» ارجحیت دارد برای آشنایی و فهم بهتر ملاك‌های مربوط در این زمینه، در قانون سال ۱۹۷۰ حضانت فرزندان میشیگان، دادگاه به این عوامل تكیه می‌كند:</p>
<ol>
<li>محبت، عشق و دیگر پیوندهای هیجانی موجود بین طرفین و كودك.</li>
<li>ظرفیت و آمادگی طرفین برای عشق ورزیدن به كودك و محبت كردن به او و راهنمایی و تربیت وی و یا فراهم آوردن زمینه برای ادامه تحصیل كودك یا پرورش وی طبق دین و كیش خود.</li>
<li>توانایی و ظرفیت طرفین جهت تأمین غذا، لباس، بهداشت و دیگر مراقبت‌های مورد تائید قوانین ایالت مزبور.</li>
<li>مدت زمانی كه كودك در یك محیط رضایت‌بخش با ثبات زندگی كرده است و میزان مطلوبیت تداوم این جریان.</li>
<li>استحكام خانوادگی افرادی كه قرار است حضانت كودك را بر عهده بگیرند.</li>
<li>شایستگی روحی طرفین خواهان اخذ حق حضانت كودك.</li>
<li>سوابق كودك در خانه، مدرسه و اجتماع.</li>
<li>بهداشت و سلامت جسمی و روانی طرفین.</li>
<li>انتخاب خود كودك، البته در صورت كافی بودن سن كودك از نظر دادگاه برای انتخاب كردن.</li>
<li>سایر عواملی كه به نظر دادگاه به مشاجره موردنظر بر سر حق حضانت كودك ربط دارند.</li>
</ol>
<p>&nbsp;</p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">روان‌شناس</a> در ارزیابی حق حضانت <a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%87-%da%a9%d9%88/" target="_blank" rel="noopener">كودك</a> باید یك عنصر حیاتی را در نظر بگیرد و آن نظام روابط قبلی، فعلی و آتی پدر، مادر، كودكان و گاهی دیگر بستگان است.</p>
<h3><span style="font-size: 16px;"><strong>حقوق بیماران</strong></span></h3>
<p>حقوق و معیارها بیماران عبارت‌اند از محیط فیزیكی (داشتن سالن عمومی، مستراح، ناهارخوری و غیره)، داشتن البسه شخصی و حق انجام كارهای شخصی (حق ورزش، رفتن به فضای باز یا انجام فعالیت‌های اجتماعی). در ضمن كار اجباری غدغن است و در قابل كار داوطلبانه نیز باید دستمزد پرداخت شود.</p>
<p>یكی از موضوعات اختلاف‌برانگیز و پیچیده، حق امتناع از درمان یا مصرف دارو است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>پیش‌بینی خطرناك بودن</strong></span></p>
<p>قانون و اخلاق حكم می‌كند كه دیگران را از گزند افراد خطرناك دور نگهداریم؛ اما روان‌شناس یا هر كس دیگری چه‌قدر در پیش‌بینی رفتارهای خطرناك دقت دارد؟ واقعیت این است كه در حفاظت دیگران از گزند افراد خطرناك با طیف گسترده‌ای از انسان‌ها مواجهیم ـ انسان‌هایی كه شاید هرگز عملاً مرتكب رفتار خشنی نشوند. روی‌هم‌رفته بروز خشونت در كل جمعیت كاملاً پایین است ـ همین پایین بودن باعث می‌شود برای مهار افراد واقعاً خطرناك، بسیاری از انسان‌های بی‌خطر را بستری كنیم.</p>
<p>اگرچه این‌گونه پیش‌بینی‌ها خیلی سخت هستند ولی یكی از مهم‌ترین انتظارات دستگاه جزایی از متخصصان بالینی، انجام این‌گونه پیش‌بینی‌هاست. دستگاه جزایی از این پیش‌بینی‌ها در انواع تصمیم‌گیری‌ها استفاده می‌كنند. از حبس بدون قید ضمانت و اعطای حق كار ـ ترخیص به متهمان بستری شده تا صدور محكومیت‌های ویژه برای خلاف‌كاران خشن. همان‌طور كه رایتزمن و همكاران (۱۹۹۸) گفته‌اند، تحقیقات نشان می‌دهند پیش‌بینی‌های زیر در مورد رفتار خشن از همه دقیق‌ترند:</p>
<ol>
<li>پیش‌بینی آینده نزدیك.</li>
<li>پیش‌بینی موقعیت یا شرایطی كه متخصص بالینی در مورد گذشته آن‌ها اطلاعاتی دارد.</li>
<li>پیش‌بینی بر مبنای اطلاعات موجود در مورد رفتارهای خشن قبلی فرد.</li>
<li>پیش‌بینی بر مبنای عضویت افراد در گروه‌هایی كه میزان رفتارهای خشن در آن‌ها نسبتاً بالاست.</li>
</ol>
<p>&nbsp;</p>
<h4><span style="font-size: 16px;"><strong>درمان روان‌شناختی</strong></span></h4>
<p>زندانیان حق دارند تحت درمان پزشكی قرار بگیرند. زندانیان نوجوان نیز به‌طورکلی حق دارند تحت درمان روان‌شناختی و پزشكی قرار بگیرند. وقتی زندانیان بزرگ‌سال حق دارند تحت درمان روان‌شناختی واقع شوند، زندانیانی كه دچار اختلالات روانی شدید هستند در اولویت می‌باشند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>مشورت</strong></span></p>
<p>یكی دیگر از كارهای متداول روان‌شناسان قانونی، مشورت است. البته بسیاری از كارهای اشاره شده آنان نیز به‌نوعی مشورت محسوب می‌شوند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">انتخاب هیئت منصفه.</span> گاهی روان‌شناس مشاور در فرایند انتخاب هیئت منصفه به وكلا كمك می‌كند.</p>
<p>هیئت منصفه تقلیدی، یكی دیگر از اشكال مشورت، تدارك یك هیئت منصفه تقلیدی است. در اینجا، مشاور افرادی شبیه اعضای هیئت منصفه واقعی را به كار می‌گیرد و واكنش‌های آنان را در برابر نحوه ارائه پرونده توسط وكیل مربوطه زیر نظر می‌گیرد. به‌این‌ترتیب، روان‌شناس مشاور و وكلا به پیش‌بینی واكنش‌ها و برداشت‌های هیئت منصفه واقعی می‌پردازند و راهبرد دفاعی خود در دادگاه را اصلاح می‌كنند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">نظرسنجی عمومی.</span> در سال‌های اخیر استفاده فراوانی از نظرسنجی شده است. برای مثال، وكیل در دادخواست‌های تجاری، یك مشاور روان‌شناس را استخدام می‌كند تا نظر مردم را در مورد نام یا سمبل یك شركت جویا شود. یكی از راه‌های انجام این كار، استفاده از روش نظرسنجی است.</p>
<p>متقاعد كردن هیئت منصفه؛ و بالاخره مشاوران به وكلا در زمینه نحوه مطرح كردن پرونده‌ها و شواهد (در چارچوب دستگاه قضایی) در حضور هیئت منصفه كمك می‌كنند. آنان به وكلا كمك می‌كنند. واكنش هیئت منصفه به برخی شواهد یا شیوه‌های طرح شواهد را پیش‌بینی كنند خصوصاً در هنگام شروع و <span style="color: #ff0000;">خاتمه بحث‌ها.</span> در حقیقت عقاید، احساسات و رفتار هیئت منصفه را مشخص می‌كنند. سپس مشاوران بهترین شیوه مطرح كردن پرونده را به وكلا آموزش می‌دهند.</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/">روانشناسی قانونی چیست؟ تعریف و مسائل روانشناسی قانونی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>طبقه بندی و تشخیص مشکلات روانی در روانشناسی بالینی و آسیب شناسی روانی</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%b4%d8%ae%db%8c%d8%b5-%d8%b7%d8%a8%d9%82%d9%87-%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%b4%d8%ae%db%8c%d8%b5-%d8%b7%d8%a8%d9%82%d9%87-%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 03 Jan 2018 17:40:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=12601</guid>

					<description><![CDATA[<p>طبقه بندی و تشخیص مشکلات روانی رفتار نابهنجار چیست؟ برای طبقه بندی اختلال روانی باید ابتدا بدانیم رفتار نابنهجار چیست؟ برخی از علت‌های دشوار بودن تعریف کردن رفتار بهنجار عبارت‌اند از اینکه (۱) رفتارهای نابهنجار ویژگی مشترک مشخصی ندارند و هیچ ملاکی به‌تنهایی برای نابهنجاری کافی نیست؛ (۲) مرز مشخصی بین رفتار بهنجار و نابهنجار وجود ندارد. در [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%b4%d8%ae%db%8c%d8%b5-%d8%b7%d8%a8%d9%82%d9%87-%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/">طبقه بندی و تشخیص مشکلات روانی در روانشناسی بالینی و آسیب شناسی روانی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: 14px;"><blockquote class="mom_quote " style="font-family:;background-color:#f9f9f9; "><span class="quote-arrow" style="border-left-color:;"></span></span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">طبقه بندی و تشخیص مشکلات روانی:</span> روان‌شناسان بالینی، اصول روان‌شناختی تجربی را برای رفع مشکلات افراد در زمینه‌سازگاری و رفتار نابهنجار به کار می‌برند. </span><span style="font-size: 14px;">اما پیش از آنکه روان‌شناسان بالینی بتوانند مداخلات موردنظرشان را تدوین و اجرا کنند باید ابتدا <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d9%87%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%b1%db%8c/">نشانه‌های آسیب روانی</a> و سطح ناسازگاری مراجعان خود را بسنجند. نکته جالب توجه این است که تعریف دقیق این موارد امکان‌ناپذیر است. </span><span style="font-size: 14px;">در این مطلب نگاهی انتقادی خواهیم داشت به برخی تعاریف و برچسب‌های <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%86%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener">روان‌شناسی بالینی</a> تا بتوانیم برخی از معضلات ناشی از کاربردشان را روشن کنیم. با <a href="http://ravanhami.com/">روان حامی</a> همراه باشید.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"></blockquote></span></p>
<p style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">طبقه بندی و تشخیص مشکلات روانی</span></p>
<h2><span style="font-size: 14px;"><strong>رفتار نابهنجار چیست؟</strong></span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;"><img class=" wp-image-12317 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo.jpg" alt="" width="94" height="80" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo.jpg 133w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo-120x102.jpg 120w" sizes="(max-width: 94px) 100vw, 94px" />برای طبقه بندی اختلال روانی باید ابتدا بدانیم <a style="font-size: 14px; font-weight: 400;" href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d9%87%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%b1-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">رفتار نابنهجار</a><span style="font-size: 14px; font-weight: 400;"> چیست؟</span> برخی از علت‌های دشوار بودن تعریف کردن رفتار بهنجار عبارت‌اند از اینکه (۱) رفتارهای نابهنجار ویژگی مشترک مشخصی ندارند و هیچ ملاکی به‌تنهایی برای نابهنجاری کافی نیست؛ (۲) مرز مشخصی بین رفتار بهنجار و نابهنجار وجود ندارد. در این قسمت سه تعریف رفتار نابهنجار را تشریح خواهیم کرد: <span style="color: #ff0000;">(۱) همرنگی با هنجارها، (۲) ناراحتی ذهنی و (۳) ناتوانی یا بدکاری.</span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: 14px;"><strong><em>همرنگی با هنجارها: قلّت آماری یا نقض هنجارهای اجتماعی</em></strong></span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">متخصصان بهداشت روانی به کسانی برچسب «نابهنجار» می‌زنند که رفتارشان انحراف‌آمیز، عجیب‌وغریب یا خلاف هنجارها باشد.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><em>نقاط قوت این تعریف</em></span></h3>
<ol>
<li><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">نقاط برش.</span> رویکرد قلّت آماری ازاین‌جهت جذاب است که به ما اجازه می‌دهد به نمرات برش که [ارزش‌هایی] کمّی هستند دست پیدا کنیم. وقتی نمره برش مقیاس ۸۰ و نمره فرد ۷۵ است، به‌راحتی می‌توان گفت رفتارش نابهنجار است. نمراتی که بیشتر یا کمتر از این نقطه برش باشند از لحاظ بالینی معنادارند (نابهنجار یا منحرف‌اند).</span></li>
<li><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">جاذبه شهودی.</span> بدیهی به نظر می‌رسد که ما و دیگران در مورد رفتارهای نابهنجار اتفاق نظر داریم. تعریف دقیق رفتار نابهنجار کار ساده‌ای است چون وقتی این ‌رفتارها را می‌بینیم آن‌ها را می‌شناسیم.</span></li>
</ol>
<h3><span style="font-size: 14px;"><em>اشکالات این تعریف</em></span></h3>
<ol>
<li><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">انتخاب نمرات برش.</span> تعریف‌های مبتنی بر همرنگی با مشکل اختلاف‌نظر بر سر نقاط برش مواجه‌اند. زیرا اصول قطعی و معین زیادی در خصوص انتخاب نقطه برش وجود ندارد. </span></li>
<li><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">تعداد انحراف‌ها.</span> یک مشکل دیگر معیار قرار دادن همرنگی این است که مشخص کنیم چند رفتار نشانگر «انحراف» هستند.</span></li>
<li><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">نسبیت فرهنگی.</span> هر گروهی تعریف خودش را از انحراف دارد. در نتیجه مفهوم نسبیت فرهنگی بسیار مهم است. هم‌چنین اعضای خانواده، مقامات مدارس و همسالان قضاوت‌های خاص خودشان را دارند این نوع قضاوت‌ها موجب عدم‌ پایایی تشخیص‌ها می‌شوند؛ زیرا قضاوت‌های روان‌شناسان بالینی متناسب با گروه یا گروه‌هایی هستند که در آن‌ها عضویت دارند.</span></li>
</ol>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>ناراحتی ذهنی</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">در اینجا انحراف‌های رفتاری مشهود مطرح نیست بلکه احساسات و احساس آرامش فرد اهمیت دارد. ملاحظات مهم عبارت‌اند از این‌که آیا فرد موردنظر احساس غم یا شادی، آرامش یا ناراحتی و رضایت یا سرخوردگی دارد یا خبر. اگر مضطرب است، صرف‌نظر از این‌که اضطرابش رفتارهای انحرافی مشهودی ایجاد می‌کند یا خیر، ناسازگار محسوب می‌شود.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">نقاط قوت این تعریف.</span> ملاک قرار دادن ناراحتی ذهنی در تعریف رفتار نابهنجار تا حدودی جذابیت دارد. معقول به نظر می‌رسد که ببینیم آیا افراد خودشان را دچار مشکلات هیجانی یا رفتاری می‌دانند و می‌توانند اطلاعات مورد نیاز را ارائه بدهند یا خیر. درواقع بسیاری از روش‌های خودسنجی (مثلاً پرسش‌نامه‌های خودسنجی و مصاحبه‌های بالینی) بر این فرض استوارند که پاسخ‌دهنده متوجه حالت درونی خودش هست و می‌تواند صادقانه در مورد ناراحتی‌های خودش حرف بزند. این فرض باعث می‌شود تا متخصص بالینی به‌طور کامل در مورد میزان ناسازگاری پاسخ‌دهنده به قوه قضاوت خودش متکی نشود.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">اشکالات این تعریف.</span> تا وقتی مبنای قضاوت روشن و تظاهرات رفتاری مطرح نشده باشند، برچسب ناسازگار بی‌معناست. </span><span style="font-size: 14px;">تمام کسانی که «دچار اختلال» هستند نمی‌گویند ناراحت‌اند. مسئله دیگر این است که چقدر ناراحتی ذهنی، نابهنجاری محسوب می‌شود. ما همه گاهی متوجه می‌شویم که اضطراب داریم ولی اضطراب نداشتن صرف نمی‌تواند ملاک سازگاری باشد. </span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>ناتوانی یا بدکاری</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">طبق این تعریف رفتاری نابهنجاری است که برای فرد مورد نظر مشکلات اجتماعی (میان فردی) یا شغلی ایجاد کند. </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">نقاط قوت این تعریف.</span> شاید مهم‌ترین نقطه قوت این تعریف این باشد که در آن استنباط نسبتاً کمی مستتر است. در این تعریف، مشکلات اجتماعی و شغلی افراد است که آنان را وا‌می‌دارد سراغ درمان شدن بروند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">اشکالات این تعریف.</span> چه کسی معیارهای بدکاری اجتماعی یا شغلی را تعیین می‌کند؟ بیمار، درمانگر، دوستان یا کارفرما؟ قضاوت در مورد بدکاری شغلی و اجتماعی تا حدودی نسبی و ارزشی است.</span></p>
<h4><span style="font-size: 14px;"><strong>حدود این تعاریف کجاست؟</strong></span></h4>
<p><span style="font-size: 14px;">باید اشاره کنیم که رفتار نابهنجار لزوماً ملاک و نشانه بیماری روانی نیست. بیماری روانی به گروهی از سندرم‌های رایج اطلاع می‌شود که شامل برخی رفتارها یا ویژگی‌های نابهنجارند. این رفتارها یا ویژگی‌های نابهنجار به‌طور هم‌زمان در یک نفر روی می‌دهند یا نمایان می‌شوند. برای مثال، افسردگی ماژور به این دلیل یک بیماری روانی شناخته می‌شود که ویژگی‌هایش (مثلاً خلق افسرده، اختلال خواب، اختلال اشتها و تفکر خودکشی‌گرا) هم‌زمان در یک نفره دیده می‌شوند. این تشخیص در مورد کسی که یک یا دو ویژگی را دارد مطرح نمی‌شود و چنین فردی بیمار روانی محسوب نمی‌شود. یک نفر می‌تواند انواع رفتارهای نابهنجار را داشته باشد ولی دچار اختلال روانی نباشد.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>بیماری روانی</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی که نظام تشخیصی رسمی اختلالات روانی امریکا محسوب می‌شود در خصوص اختلال روانی گفته شده است که:</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">&#x200d;[اختلال روانی] یک سندروم یا الگوی رفتاری یا روان‌شناختی دارای اهمیت بالینی است که فرد دچارش می‌شود و توأم با ناراحتی (مثلاً داشتن یک نشانه دردناک) یا ناتوانی (بروز اختلال در یک یا چند کارکرد مهم) و یا افزایش خطر درد، مرگ، رنج، ناتوانی و از دست رفتن آزادی است. در ضمن، این الگو یا سندرم نباید قابل انتظار و پاسخی فرهنگی به یک واقعه خاص (مثلاً مرگ یک عزیز) باشد. این الگو یا سندروم با هر علت اولیه‌ای باید تظاهر یک بدکاری رفتاری، روان‌شناختی یا زیست‌شناختی قلمداد شود. رفتارهای انحرافی (مثلاً رفتارهای دینی، سیاسی یا جنسی) و تعارض‌های فرد و جامعه اختلال روانی محسوب نمی‌شوند مگر آن‌که انحراف یا تعارض موردنظر نشانه نوعی بدکاری در فرد باشد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در این تعریف چند نکته مهم وجود دارد: (۱) سندرم (مجموعه‌ای از رفتارهای نابهنجار) باید با ناراحتی، ناتوانی یا افزایش خطر بروز برخی مشکلات توأم باشد؛ (۲) اختلال روانی معرف بدکاری در فرد است؛ و (۳) تمام رفتارهای انحرافی یا تعارض‌های فرد با جامعه، علامت بیماری روانی نیستند.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>اهمیت تشخیص</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">چرا باید از تشخیص‌های اختلالات روانی استفاده کنیم؟ تشخیص یک نوع طبقه بندی تخصصی است. طبقه‌ بندی نیز برای ادامه حیات و بقای ما ضروری است زیرا امکان می‌دهد بین امور، تمایزات مهمی قائل شویم. تشخیص اختلالات روانی یک طبقه بندی تخصصی است که متخصصان بهداشت روانی از آن استفاده می‌کنند تا اختلالات را از هم متمایز کنند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">تشخیص حداقل چهار فایده مهم دارد:</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">اولین</span> و شاید مهم‌ترین فایده آن، هموار کردن راه برای ارتباط است با یک اصطلاح تشخیصی می‌توانیم انبوهی از اطلاعات را به دیگران منتقل کنیم. درواقع می‌توان گفت تشخیص «صورت کوتاه شده شفاهی» ویژگی‌های یک اختلال روانی است.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">نظام‌های تشخیصی اختلالات روانی بیشتر ازاین‌جهت برای برقراری ارتباط مفیدند که تا حد زیادی توصیفی هستند؛ یعنی بدون اشاره به نظریه‌های موجود در خصوص علل اختلالات، فقط رفتارها و نشانه‌های مشخص‌کننده اختلالات را مطرح می‌کنند. در نتیجه تشخیص‌گذاران با هر علاقه و گرایش نظری می‌توانند از این نظام‌ها استفاده کنند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">دومین</span> فایده تشخیص این است که امکان انجام تحقیقات تجربی در زمینه آسیب‌شناسی روانی را فراهم می‌آورد. روان‌شناسان بالینی بر اساس ویژگی‌های تشخیصی افراد، گروه‌های آزمایشی را مشخص می‌کنند. سپس این گروه‌ها را از لحاظ ویژگی‌های شخصیتی، عملکرد در آزمون روانی یا عملکرد در یک تکلیف آزمایشی با هم مقایسه می‌کنند. هم‌چنین شیوه تعریف و توصیف سازه‌های تشخیصی زمینه‌ساز تحقیق در مورد ملاک‌های فردی اختلالات، مجموعه ملاک‌های دیگر و وقوع هم‌زمان اختلالات می‌شوند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">سومین</span> فایده تشخیص این است که بدون یک نظام تشخیصی استاندارد نمی‌توانیم در مورد سبب‌شناسی یا علل رفتارهای نابهنجار تحقیق کنیم. برای تحقیق درباره اهمیت عوامل سبب‌شناختی بالقوه در یک سندرم روانی ابتدا باید آزمودنی‌ها را در گروه‌هایی جا بدهیم که اعضایشان ویژگی‌های تشخیصی یکسانی دارند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">و <span style="color: #ff0000;">چهارم</span> اینکه حداقل به‌طور نظری نشان می‌دهند کدام نوع <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7-%d8%b7%d8%a8%d9%82%d9%87/"><span style="color: #ff0000;">درمان</span> </a>از همه مؤثرتر است. در حقیقت این هدف کلی نظام طبقه بندی اختلالات روانی است. همان‌طور که بلشفیلد و دراگانز (۱۹۶۷، ص ۱۴۸) گفته‌اند «تصمیم‌گیری نهایی در خصوص ارزشمندی قدرت پیش‌بینی نظام طبقه بندی روان‌پزشکی به ارزیابی تجربی سودمندی آن نظام طبقه بندی در تصمیم‌گیری‌های درمانی بستگی دارد».</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>مباحث و معضلات کلی در طبقه بندی</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;"><strong>طبقات در برابر ابعاد.</strong> اصولاً طبقات اختلالات روانی یک نوع سنخ‌شناسی هستند. بیماران بر مبنای وجود برخی نشانه‌ها یا داشتن سوابقی در مورد برخی نشانه‌ها در یک طبقه جای داده می‌شوند. این رویکرد یک‌رشته محدودیت‌های بالقوه دارد. نسخت آنکه در بسیاری از موارد، طبقه‌بندی با تبیین اشتباه گرفته می‌شود. اگر دقت نشود تصور خواهیم کرد «چون بیمار دچار اختلال وسواس فکری ـ عملی است، وسواس‌های فکری دارد» یا «چون دچار اسکیزوفرنی است مثل روان‌پریش‌ها رفتار می‌کند». در نتیجه چرخه توصیف جای تبیین را می‌گیرد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در ضمن همان‌طور که قبلاً گفته شد رفتار نابهنجار با رفتار بهنجار تفاوت کیفی ندارد. بلکه آن‌ها دو انتهای یک بُعد هستند. برای مثال فرق رفتار بهنجار و رفتار روان‌پریشانه در میزان و مقدار است نه در نوع؛ اما تشخیص اختلالات روانی بر مبنای طبقات تلویحاً به این مفهوم است که یا اختلال موردنظر را دارند یا ندارند. با توجه به این‌که از چگونگی توزیع نشانه‌های آسیب‌های روانی در جامعه مطلع هستیم، توسل به این نوع تفکر همه‌یاهیچ عجیب است.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">به‌عبارت‌دیگر، مدل طبقه‌ای ماهیت سازه مرزی را به‌خوبی نشان نمی‌دهد. در حقیقت سازه‌های تشخیصی کمی پیدا می‌شوند که واقعاً ماهیت‌شان طبقه‌ای باشد. </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">مبانی طبقه بندی.</span> برای طبقه بندی بیماران روان‌پزشکی باید از روش‌ها و اصول زیادی استفاده کنیم. در برخی موارد، بیماران تقریباً به‌طور صرف بر مبنای رفتار کنونی یا نشانه‌های موجودشان طبقه‌بندی می‌شوند. در برخی موارد هم قضاوت به‌طور کامل بر مبنای پیشینه و سابقه فرد صورت می‌گیرد. یکی از تلویحات مهم این قضیه آن است که به دلیل تعدد مبانی تشخیص، افراد ناهمگنی در یک طبقه تشخیصی جای می‌گیرند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">ملاحظات عملی طبقه بندی .</span> طبقه بندی روان‌پزشکی همواره تا حدودی تابع رشته پزشکی بوده است؛ اما هم‌زمان یک جنبه دموکراتیک هم دارد که کاملاً گیج‌کننده است. برای مثال، سال‌ها بود که در روان‌پزشکی، هم‌جنس‌خواهی یک بیماری محسوب می‌شد و با مداخلات روان‌پزشکی درمان می‌شد؛ اما در نتیجه تغییر نگرش‌های جامعه و برخی دلایل معتبر روان‌شناختی، هم‌جنس‌خواهی از نظام راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی حذف شد و امکان یک سبک زندگی متفاوت محسوب می‌شود.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">توصیف.</span> بی‌شک در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی توصیف‌های دقیقی در خصوص طبقات تشخیصی ارائه می‌شود. در مورد اختلالات محور یک و دو، توصیف مشروحی از نشانه‌های هر طبقه تشخیصی ارائه می‌شود. راهنمای تشخیصی و آماری، اطلاعات دیگری نیز در مورد هر تشخیص ارائه می‌دهد ازجمله در مورد سن شروع، سیر، شیوع، عوارض، الگوهای خانوادگی، ملاحظات فرهنگی، ویژگی‌های توصیفی و اختلالات روانی مربوطه و یافته‌های آزمایشگاهی مربوطه. این جزییات توصیفی قاعدتاً پایایی و اعتبار این نظام طبقه‌بندی را افزایش می‌دهند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;"><strong>پایایی.</strong> </span>منظور از پایایی، هماهنگی و همسانی قضاوت‌های تشخیصی ارزیاب‌هاست. یکی از تغییرات مهم در سومین نسخه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-III) (انجمن روان‌پزشکی امریکا، ۱۹۸۰) ـ یعنی لحاظ کردن ملاک‌های معین و دقیق برای هر اختلال ـ نشان داد که سعی می‌شود پایایی این نظام تشخیصی افزایش یابد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">چند عامل می‌توانند پایایی تشخیص‌گذاران را کم کنند. گاهی یک مؤسسه یا بیمارستان برخی بیماران را پذیرش نمی‌کند. درحالی‌که متخصص بهداشت روانی به‌شدت معتقد است آنان باید پذیرش شوند (نباید جای دیگری بروند). در چنین شرایطی چه‌کار باید کرد؟ راه «انسانی» آن است که تشخیص را تغییر بدهیم یا حداقل کمی «کلک» بزنیم. به‌این‌ترتیب تشخیص وابستگی به الکل ناگهان به تشخیص دیگری تبدیل می‌شود. هم‌چنین شرکت بیمه هزینه درمان برخی بیماران را به درمانگاه نمی‌پردازد. گاهی نیز برای یک تشخیص ۶ جلسه درمان مجاز است و برای تشخیصی دیگر ۱۵ جلسه. در نتیجه گاهی عمداً یا سهواً تشخیص‌ها تغییر داده می‌شوند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">رشته آسیب‌شناسی روانی در واکنش به این نگرانی‌ها در زمینه پایایی، مصاحبه‌های تشخیصی ساخت‌دار را ابداع کرد که اصولاً تشخیص‌گذران را «مجبور می‌کند» افراد را بر مبنای ملاک‌های مندرج در راهنمای تشخیصی مورد سنجش قرار بدهند. نکته جالب توجه این است که مطالعات تجربی نشان می‌دهند پس از ابداع این مصاحبه‌های ساخت‌دار، سطح کلی پایایی تشخیصی تا حد زیادی افزایش یافته است. بدیهی است رعایت ساختار و قالب این مصاحبه‌ها باعث شده پایایی تشخیصی افزایش معناداری داشته باشد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">ولی حتی با استفاده از مصاحبه‌های ساخت‌دار نیز پایایی در تمام طبقات به یک اندازه افزایش نمی‌یابد. قضاوت در مورد وجود یا عدم وجود برخی اختلالات (مثل اختلال اضطراب فراگیر) دشوار است. همچنین معلوم نیست آیا متخصصان بالینی پرمشغله وقت و زحمت کافی برای ارزیابی منظم ملاک‌های تشخیصی مربوطه صرف می‌کنند یا خیر. ضرایب پایایی در محیط کار روزمره به‌اندازه تحقیقات ساخت‌دار، بالا نیستند. </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">اعتبار.</span> پایایی تأثیر مستقیمی بر اعتبار یک نظام تشخیصی دارد. تا وقتی تشخیص‌گذاران روی طبقه بندی بیماران اختلاف‌نظر دارند نمی‌توانیم ادعا کنیم نظام طبقه‌بندی موردنظر همبسته‌های مهم یا به عبارتی اعتبار دارد. همبسته‌های مهم عبارت‌اند از پیش‌آگهی، نتیجه درمان، مدیریت بخش، سبب‌شناسی و مواردی از این قبیل و طبقه‌بندی بدون اعتبار پیش‌بین یک تمرین عقلی است که هیچ‌گونه سودمندی واقعی ندارد. ولی اگر نشان بدهیم که طبقه‌بندی دقیقاً سبب‌شناسی، سیر بیماری یا درمان ارجح را نشان می‌دهد آنگاه مبنای معتبری برای استفاده از آن مهیا کرده‌ایم.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">رابینز و گاز (۱۹۷۰) در مقاله‌ای کلاسیک روش مناسبی برای اثبات اعتبار یک سازه تشخیصی مطرح کردند. به نظر آن‌ها اثبات اعتبار تشخیصی یک سندرم پنج مرحله دارد (۱) توصیف بالینی یا توصیف خصوصیاتی به‌جز نشانه‌های اختلال (مثلاً خصوصیات جمعیت شناختی)؛ (۲) مطالعات آزمایشگاهی (مثل آزمون‌های روانی) برای شناسایی همبسته‌های مهم تشخیص موردنظر، (۳) تعیین حدود برای اطمینان یافتن از این‌که بین بیماران در هر تشخیص مقداری همگنی وجود دارد؛ (۴) مطالعات پی‌گیرانه جهت مشخص کردن پایایی آزمون ـ باز‌آزمون یک تشخیص؛ (۵) مطالعات خانوادگی جهت اثبات این نکته که اختلال موردنظر زمینه خانوادگی و مؤلفه ارثی دارد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;"><strong>جانب‌داری.</strong></span> اگر مجموعه‌ای از رفتارها باعث شوند در مورد یک نفر تشخیص خاصی مطرح شود و در مورد نفر دیگر مطرح نشود، اعتبار و سودمندی نظام طبقه‌بندی زیر سؤال می‌رود. دو نوع جانب‌داری که بیشترین توجه را به خود جلب کرده‌اند جانب‌داری جنسی و جانب‌داری نژادی می‌باشند. بعضی از منتقدان گفته‌اند راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی یک نظام طبقه‌بندی مردانه است که در مورد آسیب‌های روانی زنان اغراق می‌کند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">به نظر ویدیگر و اسپیتزر شیوع جنسی متفاوت یک اختلال لزوماً نشانگر جانب‌داری تشخیصی جنسی نیست چون برای مثال می‌توان گفت امکان دارد عوامل زیست‌شناختی یا عوامل فرهنگی باعث شده‌اند مردان (زنان) ملاک‌های تشخیص موردنظر را بیشتر داشته باشند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">ولی ویدیگر و اسپیتزر شواهدی ارائه داده‌اند که نشان می‌دهند متخصصان بالینی ممکن است در نحوه استفاده از تشخیص‌ها برای مردان و زنان دچار جانب‌داری شوند، حتی وقتی نشانه‌های مردان و زنان دقیقاً یکسان هستند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">پوشش.</span> با توجه به ۴۰۰ تشخیص مطرح در چهارمین نسخه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی نمی‌توان از این راهنما ایراد گرفت که تشخیص‌های کمی را پوشش می‌دهد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">سایر نگرانی‌ها.</span> اگرچه مشکلات قبلی واقعیت دارند و صحیح به نظر می‌رسند ولی قبول و استفاده از نظام‌های طبقه بندی تشخیصی یک‌رشته مشکلات غیرمستقیم یا ظرف نیز دارند. برای مثال، طبقه بندی این برداشت را ایجاد می‌کند که اختلالات روانی فی‌نفسه وجود دارند. اصطلاحاتی چون اختلال، نشانه، حالت و رنج این‌طور القاء می‌کنند که فرد مریض است.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در ضمن اگر دقت نکنیم بیشتر مجذوب طبقه‌بندی کردن مردم می‌شویم تا رفع نشانه‌های آنان. مشکل غیرمستقیم آخ این است که تشخیص می‌تواند برای شخصی که برچسب خورده مضر و حتی ننگ‌آور باشد. در جامعه ما گاهی تشخیص درها را به روی بیمار یا کسانی که سابقاً بیمار بوده‌اند می‌بندند. تشخیص، شخصیت واقعی انسان‌ها را لوث می‌کند؛ یعنی مشاهده‌گر فقط برچسب‌ها را می‌بیند نه شخصیت پیشت این برچسب‌ها را. در نتیجه برچسب‌ها به روابط لطمه خواهند زد، جلوی استخدام و ترفیع مردم را می‌گیرند و در موارد شدید حتی آن‌ها را از حقوق مدنی‌شان محروم می‌کنند. برچسب‌ها حتی مردم را وا می‌دارند نقش «مریض» را بازی کنند.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>دیگر نظام‌های طبقه بندی</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">اقدامات زیادی برای بهبود طبقه بندی روان‌پزشکی صورت گرفته است. برای مثال اورال و گورهام (۱۹۶۲) مقیاس کوتاه درجه‌بندی روان‌پزشکی را ابداع کردند. در این مقیاس، نشانه‌های ۱۶ حوزه نسبتاً مستقل ارزیابی می‌شود. اورال و هالیستر (۱۹۸۲) با استفاده از تحلیل خوشه‌ای و طبقه بندی عددی مربوطه هشت نوع پدیدار شناختی متمایز را در نیمرخ‌های مقیاس کوتاه درجه‌بندی روان‌پزشکی شناسایی کردند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">یک رقیب نسبتاً جدید برای اختلالات شخصیت محور دو نظام تشخیصی سنتی، <a href="http://ravanhami.com/%d9%be%d9%86%d8%ac-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">مدل پنج عامل شخصیت</a> است. این مدل شامل این ابعاد شخصیتی است: روان رنجورخویی، برونگرایی، تجربه‌گرایی، موافقت و وظیفه شناسی. اگر مدل پنج عامل شخصیت توضیح جامعی برای <a href="http://ravanhami.com/%d9%8e%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">شخصیت</a> بهنجار و نابهنجار باشد پس باید <a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener">اختلالات شخصیت</a> مطرح در محور دو را نیز پوشش بدهد. برای مثال، ترال (۱۹۹۲) دریافت ابعاد مدل پنج عامل شخصیت یعنی روان رنجورخویی، برونگرایی و موافقت در نمونه بالینی بیماران سرپایی نسخه تجدیدنظر شده سومین راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی مربوط به اختلالات شخصیت، بسیار مشهود بودند.</span></p>
<p>منبع: روانشناسی بالینی فیرس</p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%b4%d8%ae%db%8c%d8%b5-%d8%b7%d8%a8%d9%82%d9%87-%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/">طبقه بندی و تشخیص مشکلات روانی در روانشناسی بالینی و آسیب شناسی روانی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%aa%d8%b4%d8%ae%db%8c%d8%b5-%d8%b7%d8%a8%d9%82%d9%87-%d8%a8%d9%86%d8%af%db%8c-%d9%85%d8%b4%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT) به زبان ساده: معرفی مفاهیم و تکنیک‌ها</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%db%8c%da%a9-dbt-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%db%8c%da%a9-dbt-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 30 Dec 2017 08:30:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب داغ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=12476</guid>

					<description><![CDATA[<p>رفتاردرمانی دیالکتیک چیست؟ کلمه دیالکتیک از فلسفه هگل گرفته شده است. هر تزی یک آنتی‌تزی دارد که در نهایت تعارض بین تز و آنتی تز به یک سنتز می‌رسد. به‌طور ساده باید بگوییم که در برابر هر ایده‌ای یک ایده مخالف و متضاد وجود دارد. این دو ایده‌ی مخالف بعد از مدتی به یک ایده [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%db%8c%da%a9-dbt-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/">رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT) به زبان ساده: معرفی مفاهیم و تکنیک‌ها</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<blockquote class="mom_quote " style="font-family:;"><span class="quote-arrow" style="border-left-color:;"></span>رفتاردرمانی دیالکتیک (<span style="color: #ff0000;">D</span>ialectical <span style="color: #ff0000;">B</span>ehavior <span style="color: #ff0000;">T</span>herapy; <span style="color: #000000;">D</span>BT) نوع خاصی از <a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">درمان شناختی رفتاری</a> است که در اواخر دهه‌ی ۱۹۸۰ توسط مارشا لینهان برای کمک به درمان بهتر <a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">اختلال شخصیت مرزی</a> طراحی شده است؛ اما در حال حاضر برای درمان انواع مختلفی از اختلال‌های روان‌شناختی به‌کاربرده می‌شود. با <a href="http://ravanhami.com/">روان حامی</a> همراه باشید.</blockquote>
<h2>رفتاردرمانی دیالکتیک چیست؟</h2>
<p><img class=" wp-image-12317 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo.jpg" alt="" width="99" height="84" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo.jpg 133w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo-120x102.jpg 120w" sizes="(max-width: 99px) 100vw, 99px" />کلمه دیالکتیک از فلسفه هگل گرفته شده است. هر تزی یک آنتی‌تزی دارد که در نهایت تعارض بین تز و آنتی تز به یک سنتز می‌رسد. به‌طور ساده باید بگوییم که در برابر هر ایده‌ای یک ایده مخالف و متضاد وجود دارد.</p>
<p>این دو ایده‌ی مخالف بعد از مدتی به یک ایده جدید می‌رسد که به آن سنتز گفته می‌شود. لینهان از این اصطلاح برای اشاره به واقعیت بیمار مرزی استفاده می‌کند تا بگوید که لازم نیست که جهان و حقیقت جهان را به دو بخش کاملاً سیاه‌وسفید دو تکه کند، بلکه می‌تواند به سنتزی از اهداف و موضوعات برسد؛ یعنی به‌جای اینکه دوست، معشوق یا همسر، کاملاً بد (تز) یا کاملاً خوب (انتی تز) فرض یا تصور شود، می‌تواند انسانی با مجموعه‌ای از ویژگی‌های مثبت و منفی در نظر گرفته شود (سنتز).</p>
<div id="attachment_12481" style="width: 328px" class="wp-caption aligncenter"><img aria-describedby="caption-attachment-12481" class="wp-image-12481" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/Marsha-Linehan-2014-300x197.jpg" alt="مارشا لینهان" width="318" height="209" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/Marsha-Linehan-2014-300x197.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/Marsha-Linehan-2014-300x197-90x60.jpg 90w" sizes="(max-width: 318px) 100vw, 318px" /><p id="caption-attachment-12481" class="wp-caption-text">مارشا لینهان</p></div>
<p>رفتاردرمانی دیالکتیک نوعی از روان‌درمانی است که از مفاهیم موجود در رویکردهای شناختی رفتاری استفاده کرده است و جنبه‌های روانی اجتماعی درمان تأکید می‌کند.</p>
<p>نظریه‌ای که در پشت این رویکرد درمانی قرار دارد این است که برخی افراد واکنش شدید و غیرمعمول به موقعیت‌های هیجانی نشان می‌دهند، به‌خصوص موقعیت‌های مرتبط با روابط عاشقانه، خانوادگی و دوستانه. نظریه‌ی رفتاردرمانی دیالکتیک مطرح کرده است که سطح برانگیختگی برخی افراد در این موقعیت‌ها خیلی سریع‌تر از سایر افراد افزایش می‌یابد. آن‌ها خیلی سریع از لحاظ هیجانی تحریک می‌شوند و زمان زیادی طول می‌کشد که به حالت طبیعی برگردند.</p>
<p>افرادی که غالباً تشخیص <a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c/">اختلال شخصیت مرزی</a> دریافت می‌کنند نوسان‌های زیادی در هیجانات‌شان تجربه می‌کنند، دنیا را به‌صورت سیاه‌وسفید می‌بینند و به نظر می‌رسد که مدام از یک بحران به بحران دیگری می‌روند. به این دلایل، دیگران واکنش‌های آن‌ها را درک نمی‌کنند. درواقع آن‌ها هیچ روشی برای مقابله با هیجانات شدید و ناگهانی‌شان ندارند. رفتاردرمانی دیالکتیک روشی است برای آموزش مهارت‌های مقابله کردن با هیجانات شدید است.</p>
<h3>عناصر و مؤلفه‌های رفتاردرمانی دیالکتیک</h3>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 20px;">حمایت محور:</span> این درمان به فرد کمک می‌کند نقاط قوت خود را بشناسد و آن‌ها را تقویت کند. ازاین‌رو بیمار در مورد خود و زندگی‌اش احساس بهتری پیدا می‌کند.</p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 20px;">تأکید بر شناخت: </span>رفتاردرمانی دیالکتیک کمک می‌کند که بیمار افکار، باورها و مفروضاتی که زندگی‌ را سخت می‌کند شناسایی کند، مانند: «من باید در همه‌چیز خوب باشم»، «اگر عصبانی شوم، آدم خبیثی هستم». بعد از شناسایی این موارد، به بیمار کمک می‌کند به شیوه‌ی متفاوتی فکر کند که زندگی را قابل تحمل‌تر می‌سازند، مانند: «همه عصبانی می‌شوند و عصبانیت یک هیجان نرمال است».</p>
<p><span style="font-size: 20px; color: #ff0000;">همکاری:</span> رفتاردرمانی دیالکتیک نیازمند توجه مداوم به رابطه‌ی بین بیمار و درمانگر است. در رفتاردرمانی دیالکتیک بیماران تشویق می‌شوند که در روابط خود با درمانگر روی مشکلات‌شان کار کنند و درمانگر نیز با آن‌ها همین کار را می‌کند. رفتاردرمانی دیالکتیک از بیماران می‌خواهد که تکالیفی را انجام دهند، روش‌های جدید تعامل برقرار کردن با دیگران را role play کنند و مهارت‌های آرامش‌سازی خود را در هنگام ناراحتی تمرین کنند. این تمرین‌ها به‌صورت گروهی انجام می‌شوند و در درمان انفرادی، درمانگر به بیمار کمک می‌کند این مهارت‌ها را یاد بگیرد، به کار گیرد و در آن‌ها مهارت پیدا کند.</p>
<h3>به‌طورکلی، رفتاردرمانی دیالکتیک دو مؤلفه‌ی اصلی دارد:</h3>
<ol>
<li><span style="color: #ff0000;">روان‌درمانی انفرادی به‌صورت هفتگی:</span> در این جلسات بر حل مسئله و مشکلات هفته‌ی گذشته که در زندگی بیمار ایجاد شده است تأکید می‌شود. رفتارهای خودزنی و خودکشی در اولویت اول قرار می‌گیرند، سپس رفتارهایی که ممکن است در فرآیند درمان تداخل ایجاد کنند هدف قرار می‌گیرند. مشکلات مرتبط با کیفیت زندگی و ارتقای زندگی نیز مورد بحث قرار می‌گیرند. در جلسات انفرادی بر کاهش واکنش‌های مرتبط با استرس‌های پس از سانحه (آسیب‌های زندگی گذشته شخص) تمرکز می‌شود و کمک می‌شود که آن‌ها حرمت خود و خودانگاره‌شان افزایش یابد.</li>
</ol>
<p>هم بین جلسات و هم در هر جلسه، درمانگر فعالانه رفتارهای انطباقی را آموزش می‌دهد و تقویت می‌کند، به‌خصوص رفتارهایی را که در جلسه درمان رخ می‌دهند. در آموزش تأکید عمده بر یادگیری مدیریت هیجان‌هاست نه کاهش دادن آن‌ها. تماس تلفنی با درمانگر نیز بخشی از روند رفتاردرمانی دیالکتیک است (لینهان، ۲۰۱۴).</p>
<p>در طول جلسات انفرادی، درمانگر و بیمار با هم در جهت یادگیری و ارتقای بسیاری از مهارت‌های اجتماعی پایه و اساسی حرکت می‌کنند.</p>
<ol start="2">
<li><span style="color: #ff0000;">جلسات گروهی هفتگی:</span> این جلسات معمولاً دو ساعته است. در این جلسات بیماران به چهار روش مختلف مهارت‌های خاصی را یاد می‌گیرند: اثربخشی بین فردی (مهارت‌های ارتباط مؤثر)، مهارت‌های تحمل پریشانی/پذیرش واقعیت، تنظیم هیجانی و مهارت‌های بهوشیاری (ذهن‌آگاهی).</li>
</ol>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="color: #ff0000;">۱. بهوشیاری (mindfulness)</span></p>
<p>مهارت‌های بهوشیاری (<a href="http://ravanhami.com/%da%a9%d8%a7%d9%87%d8%b4-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">ذهن آگاهی</a>) بخش ضروری و اساسی رفتاردرمانی دیالکتیک است. مهارت‌های بهوشیاری شامل «مهارت‌های چیستی» و «مهارت‌های چگونگی» است. مشاهده، توصیف و سهیم شدن مهارت‌های چیستی بهوشیاری است. مهارت‌های غیر قضاوتی و مؤثر بودن، مهارت‌های چگونگی بهوشیاری است.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">۲. مهارت‌های ارتباط مؤثر (interpersonal effectiveness)</span></p>
<p>الگوهای روابط بین فردی مشابه رفتارهای جرأت‌ورزی و حل مسئله است. این مهارت‌ها شامل راهبردهایی برای درخواست کردن نیازها، نه گفتن قاطعانه و یادگیری مقابله کردن با تعارض‌های بین فردی اجتناب‌ناپذیر است.</p>
<p>به کمک رفتاردرمانی دیالکتیک بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی مهارت‌های بین فردی و ارتباط مؤثر را آموزش می‌بینند. هدف اصلی این مهارت‌ها این است که بیمار شانس بیشتری برای به دست آوردن نیازها و اهدافش به دست آورد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">۳. تحمل پریشانی (tolerance distress)</span></p>
<p>اکثر رویکردهای درمانی بر تغییر رویدادهای پریشان کننده تمرکز می‌کنند و توجه کمی بر پذیرش و معنایابی و تحمل پریشانی دارند. رفتاردرمانی دیالکتیک به بیماران کمک می‌کند که مهارت‌های تحمل درد و پریشانی را یاد بگیرند.</p>
<p>مهارت‌های تحمل پریشانی نتیجه طبیعی یادگیری مهارت‌های بهوشیاری است. بیماران توانایی پذیرش، نگاه غیر قضاوتی و غیر ارزیابی‌کننده را نسبت به خود و موقعیت را پیدا می‌کنند. در اینجا یک نکته مهم باید در نظر گرفته شود که پذیرش واقعیت به معنای تأیید واقعیت نیست.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">۴. تنظیم هیجانی (emotional regulation)</span></p>
<p>بیماران دارای اختلال شخصیت مرزی و آن‌هایی که خودکشی می‌کنند عموماً هیجانات شدید و ناپایداری دارند مانند خشم، ناکامی، افسردگی و اضطراب؛ بنابراین، افرادی که درگیر این هیجانات هستند بهتر است که تنظیم هیجانات‌شان را یاد بگیرند.</p>
<p>مهارت‌های رفتاردرمانی دیالکتیک برای تنظیم هیجانی عبارت‌اند از:</p>
<ol>
<li>یادگیری شناسایی و نام‌گذاری هیجان‌ها</li>
<li>شناسایی موانع تغییر دادن هیجان‌ها</li>
<li>کاهش آسیب‌پذیری نسبت به هیجان‌ها</li>
<li>افزایش رویدادهای هیجانی مثبت</li>
<li>افزایش بهوشیاری نسبت به هیجان‌هایی که فرد تجربه می‌کند</li>
<li>عمل کردن به‌صورت مخالف با هیجان</li>
<li>به کار بردن تکنیک‌های تحمل پریشانی</li>
</ol>
<h4><strong>اهداف درمانی</strong> رفتاردرمانی دیالکتیک</h4>
<p>اهداف رفتاردرمانی دیالکتیک با بیمار در میان گذاشته می‌شود. برای رسیدن به موفقیت درمانی، درمانگر تعهدی از بیمار می‌گیرد تا در جهت رسیدن به اهداف درمانی حرکت کند. زمانی که بیمار و درمانگر در مرحله پیش از شروع درمان هستند و تمرکز اصلی درمانگر بر ارزیابی و آشنا سازی بیمار با DBT است، از بیماران خواسته می‌شود در مورد سه موضوع عمده تعهد کتبی یا شفاهی بدهند:</p>
<p>۱)     تا یک سال خودکشی نکنند.</p>
<p>۲)     بر روی رفتارهای که موجب تداخل درمان می‌شود، تمرکز کرده و با درمانگر همکاری کنند.</p>
<p>۳)     برای مدت مشخصی (معمولاً یک سال) DBT را ادامه بدهند.</p>
<p>منطق تعهد گرفتن این است که متعهد شدن بیمار به رفتار کردن به شیوه‌ای خاص ارتباطی قوی با عملکرد آینده‌ی او در جلسات درمانی دارد. درمانگر به‌صورت سلسله مراتبی بر اهداف تمرکز می‌کند ولی چنانچه رفتار ناسازگار قبلی بازگشت کند، مجدداً به سمت هدف قبلی حرکت می‌کند. پسرفت به اهداف قبلی در کار با بیماران مرزی بیشتر یک قاعده است تا استثنا (لینهان، ۱۹۹۳).</p>
<h3><span style="color: #ff0000; font-size: 20px;"><strong>۱. کاهش رفتارهای تهدیدکننده‌ی زندگی (رفتارهای خودکشی)</strong></span></h3>
<p>اولین هدفی که در رفتاردرمانی دیالکتیک دنبال می‌شود جلوگیری از رفتارهای خودکشی است. این هدف بر اساس افکار خودکشی و رفتارهای شبه‌خودکشی منطبق با DSM بکار برده می‌شود؛ مانند اعمال خود آسیب‌رسانی عمدی مثل اقدام به خودکشی و رفتار جرح خویشتن. یک سال پس از یک عمل خودزنی، احتمال خودکشی ۵۰ تا ۱۰۰ برابر بیشتر افزایش پیدا می‌کند. چنانچه رفتارهای شبه‌خودکشی در فاصله جلسات صورت بگیرد. دست‌کم قسمتی از جلسه بعدی را به بحث درباره‌ی آن پرداخته می‌شود. از آنجا که رفتارهای شبه‌خودکشی به نحوی در خدمت مسئله گشایی است، لذا درمانگر DBT تلاش می‌کند تا رفتارهای خودکشی گونه را با رفتارهای مقابله‌ای کارآمدتر جایگزین کند.</p>
<h3><strong><span style="font-size: 20px; color: #ff0000;">۲. کاهش رفتارهای مخل درمان  </span>                                                         </strong></h3>
<p>بعدازاینکه اولین هدف تحقق پیدا کرد دومین هدف در دستور کار درمانگر قرار می‌گیرد: رفتارهایی که با روند درمان تداخل  می‌کنند. چنین رفتاری به هرگونه پاسخ از سوی درمانگر یا بیمار اطلاق می‌شود که هدایت و مسیر ادامه‌ی درمان را مورد تهدید قرار می‌دهد. چنین رفتارهای شامل جروبحث زیاد، دیر آمدن یا کلاً نیامدن به جلسات درمان، امتناع از کار کردن در جلسه درمانی، عدم انجام تکالیف خانگی یا عدم مطالعه راهنمای درمانی، تماس‌های تلفنی با درمانگر در ساعات ناموجه، سرزنش قربانی و رفتارهای مشابه می‌شود (لینهان و دکستر- مازا، ۲۰۰۸). چون درمان شامل دو نفر لذا DBT، رفتارهای مخل توسط درمانگر را هم هدف قرار می‌دهد. رفتارهای درمانگر مثل پاسخ‌های جزمی، بی اعتبارسازی و کناره‌گیری به‌صورت موشکافانه مورد توجه قرار می‌گیرند.</p>
<h3><span style="font-size: 20px; color: #ff0000;"><strong>۳. کاهش رفتارهای مخل کیفیت زندگی</strong></span></h3>
<p>این رفتارها کیفیت سالم زندگی را تهدید کرده و مانع شانس و فرصت بیمار برای رسیدن به یک زندگی سطح بهتر می‌شوند. برخی از این رفتارها عبارت‌اند از</p>
<div class="mom_list mom_list_square_bg" style=""><ul><li><i class="undefined" style="color:#81d742;" data-color="#81d742" data-color_hover="" data-bg="" data-bg_hover=""></i>تکانشگری مفرط</li><li><i class="undefined" style="color:#81d742;" data-color="#81d742" data-color_hover="" data-bg="" data-bg_hover=""></i>رانندگی بی‌محابا</li><li><i class="undefined" style="color:#81d742;" data-color="#81d742" data-color_hover="" data-bg="" data-bg_hover=""></i>بی‌بندوباری جنسی</li><li><i class="undefined" style="color:#81d742;" data-color="#81d742" data-color_hover="" data-bg="" data-bg_hover=""></i>ادامه‌ی روابط بین فردی مخرب و ناکارآمد (برای مثال: آزار جنسی در داخل خانواده، یا تن دادن به آزار و بهره‌کشی عاطفی از سوی شریک جنسی یا عاطفی)</li><li><i class="undefined" style="color:#81d742;" data-color="#81d742" data-color_hover="" data-bg="" data-bg_hover=""></i>رفتارهای پرخطر</li><li><i class="undefined" style="color:#81d742;" data-color="#81d742" data-color_hover="" data-bg="" data-bg_hover=""></i>سوءمصرف مواد</li><li><i class="undefined" style="color:#81d742;" data-color="#81d742" data-color_hover="" data-bg="" data-bg_hover=""></i>اختلالات خوردن</li><li><i class="undefined" style="color:#81d742;" data-color="#81d742" data-color_hover="" data-bg="" data-bg_hover=""></i>افسردگی</li><li><i class="undefined" style="color:#81d742;" data-color="#81d742" data-color_hover="" data-bg="" data-bg_hover=""></i>بی‌خانمانی</li><li><i class="undefined" style="color:#81d742;" data-color="#81d742" data-color_hover="" data-bg="" data-bg_hover=""></i>دوره‌های بی‌کاری طولانی‌مدت</li><li><i class="undefined" style="color:#81d742;" data-color="#81d742" data-color_hover="" data-bg="" data-bg_hover=""></i>مشکلات بین فردی که با فقدان کنترل هیجانی همراه بوده و منجر به رفتارهای ضداجتماعی مثل درگیری فیزیکی می‌شود.</li></ul></div>
<p>درمانگر به بیمار درباره‌ی آسیب‌زا بودن این رفتارها به گفتگو و آموزش می‌پردازد و توضیح می‌دهد که چرا رفتارهای مخل درمان باید کاهش پیدا کنند و در نهایت متوقف شوند.  بنابراین تعهد به تغییر اولین روش برخورد با این رفتارهاست.</p>
<h3><span style="font-size: 20px; color: #ff0000;"><strong>۴. افزایش مهارت‌های رفتاری</strong></span></h3>
<p>آموزش مهارت‌های بین فردی، مهارت‌های تحمل پریشانی (ناراحتی)، مهارت‌های تنظیم هیجان و مهارت‌های بهوشیاری (ذهن آگاهی) مرکزی، از جمله‌ی مهارت‌های رفتاری هستند (میلر، راتوس و لینهان، ۲۰۰۷).</p>
<h3><strong>۵. کاهش فشار روانی پس از سانحه</strong></h3>
<p>تحقیقات زیادی شیوع فشار روانی پس از سانحه و تظاهرات آن را در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی مورد کاوش قرار داده‌اند. در بسیاری از پژوهش‌ها، بر روی سوءاستفاده‌های جنسی، چه در کودک و چه در بزرگ‌سالی، به‌عنوان یک واقعه تروماتیک تمرکز می‌شود. به یک دلیل کاملاً ساده فشار روانی پس از سانحه پنجمین هدف درمان انتخاب شده است: اگر قرار است درمان علامتی فشار روانی پس از سانحه با موفقیت همراه باشد، بیمار اول از همه باید زنده بماند، امنیت داشته باشد و توانایی ادامه درمان در او تقویت شود. از طریق تمرکز بر رفتارهای مخل زندگی و مخل درمان، بیمار مهارت‌های را کسب می‌کند که وی را جهت مقابله‌ی مؤثر با فرایند حل‌وفصل گذشته تروماتیک، کمک می‌کند.</p>
<h3><strong>۶. افزایش احترام به خویشتن</strong></h3>
<p>احترام به خویشتن شامل پرورش جنبه‌های گوناگون مثبت «خود»، مثل احترام به خود، اعتماد به خود و آرام کردن یا تسکین خود می‌شود. این هدف بر روی توانایی بیمار جهت دوست داشتن خود، اعتماد به حس خود و اعتماد به هیجان‌ها و رفتار متمرکز می‌شود. احترام به خود، عزت‌نفس و توجه به خویشتن خویش، تحت تأثیر عواملی چون اعتباربخشی، هویت و حس کنترل قرار می‌گیرد. اگرچه موفقیت در تحقق اهداف قبلی حداقل به سطح متوسطی از خود- اعتبار دهی و کنترل خویشتن منجر می‌شود، بااین‌حال بسیاری از بیماران، زمانی که درمی‌یابند هیچ لزومی ندارد هویت خودشان را بر حسب حالات هیجانی، رفتارها یا برچسب‌های تشخیصی تحریف کنند، درباره‌ی مسائل مربوط به هویت، همچنان گیج و آشفته باقی می‌مانند. «اعتماد به خویشتن» به‌گونه‌ای کاملاً معنی‌دار در تعامل با «احترام به خویشتن» قرار می‌گیرد. مهارت‌آموزی و اعتباربخشی توسط درمانگر، حس «اعتماد به خود» بیمار را به‌واسطه‌ی کسب این احساس که وی دقیقاً محیط اطرافش را درک می‌کند، افزایش می‌دهد.</p>
<p>علاوه بر این، نائل آمدن به اهداف فردی، حل‌وفصل احساس‌های بی‌کفایتی و دستیابی به احساس‌های رهایی و شادکامی از دیگر آماج درمانی DBT هستند (لینهان، ۱۹۹۳؛ میلر راتوس و لینهان، ۲۰۰۷).</p>
<div id="attachment_12484" style="width: 3817px" class="wp-caption aligncenter"><img aria-describedby="caption-attachment-12484" class="size-full wp-image-12484" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/Bunch-Ideas-of-Dialectical-Behavior-Therapy-Worksheets-Pdf-In-Reference-.jpg" alt="رفتاردرمانی دیالکتیک" width="3807" height="2813" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/Bunch-Ideas-of-Dialectical-Behavior-Therapy-Worksheets-Pdf-In-Reference-.jpg 3807w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/Bunch-Ideas-of-Dialectical-Behavior-Therapy-Worksheets-Pdf-In-Reference--600x443.jpg 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/Bunch-Ideas-of-Dialectical-Behavior-Therapy-Worksheets-Pdf-In-Reference--300x222.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/Bunch-Ideas-of-Dialectical-Behavior-Therapy-Worksheets-Pdf-In-Reference--768x567.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/Bunch-Ideas-of-Dialectical-Behavior-Therapy-Worksheets-Pdf-In-Reference--1000x739.jpg 1000w" sizes="(max-width: 3807px) 100vw, 3807px" /><p id="caption-attachment-12484" class="wp-caption-text">رفتاردرمانی دیالکتیک</p></div>
<p>&nbsp;</p>
<p>حمید بهرامی‌زاده</p>
<p>معرفی درمان‌های دیگر:</p>
<ul>
<li><a href="http://ravanhami.com/%d8%b7%d8%b1%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">طرحواره درمانی</a></li>
<li><a href="http://ravanhami.com/%d8%b7%d8%b1%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">طرحواره های ناسازگار اولیه </a></li>
<li><a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">درمان شناختی رفتاری </a></li>
<li><a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b4%d9%81%d9%82%d8%aa-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%b3%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">درمان مبتنی بر شفقت</a></li>
<li><a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d8%b0%d9%87%d9%86%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-mentalization/" target="_blank" rel="noopener">درمان ذهنی سازی</a></li>
<li><a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%d8%b4-%d9%88-%d8%aa%d8%b9%d9%87%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد</a></li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%db%8c%da%a9-dbt-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/">رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT) به زبان ساده: معرفی مفاهیم و تکنیک‌ها</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%84%da%a9%d8%aa%db%8c%da%a9-dbt-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>درمان مراجع محوری : معرفی درمان انسانگرایی کارل راجرز</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b9-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b9-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 29 Dec 2017 18:37:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب داغ]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=12423</guid>

					<description><![CDATA[<p>درمان مراجع محوری خاستگاه‌های درمان مراجع محوری یکی از مهمترین نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی نظریه مراجع محوری (درمان فردمدار) کارل راجرز است. سهم و نقش راجرز را وقتی می‌توانیم به طور كامل بفهمیم كه دنیای شخصیت ـ درمان اواخر دهه ۱۹۳۰ را تجسم كنیم. در آن دوران، نظریه روان‌كاوی و درمان روان‌كاوانه نیروی مسلط و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b9-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1%db%8c/">درمان مراجع محوری : معرفی درمان انسانگرایی کارل راجرز</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>درمان مراجع محوری</strong></p>
<h2><strong><span style="font-size: 14px;">خاستگاه‌های درمان مراجع محوری</span><br />
</strong></h2>
<p>یکی از مهمترین <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7-%d8%b7%d8%a8%d9%82%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی</a> نظریه مراجع محوری (<a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">درمان فردمدار</a>) کارل راجرز است. سهم و نقش راجرز را وقتی می‌توانیم به طور كامل بفهمیم كه دنیای <a href="http://ravanhami.com/%d9%8e%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">شخصیت</a> ـ درمان اواخر دهه ۱۹۳۰ را تجسم كنیم. در آن دوران، نظریه روان‌كاوی و درمان روان‌كاوانه نیروی مسلط و برتر بود. نظریه‌های روان‌شناسانی همچون گوردون آلپورت و كورت لوین تا حدودی مورد توجه قرار گرفته بودند ولی توجه واقعی به نظریه‌هایی معطوف بود كه پیوند و ارتباط نزدیكی با درمان داشتند ـ یعنی <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae/" target="_blank" rel="noopener">روان‌كاوی</a> و برخی مشتقات نزدیك به آن.</p>
<p>راجرز مثل اكثر درمانگران آن زمان به شدت تحت تأثیر افكار روان‌كاوانه بود. وی پس از اخذ مدرك دكترای خود از دانشگاه كلمبیا، كار در درمانگاه راهنمایی كودكان روچستر را شروع كرد. در آنجا با اراده درمانی اتو رنک و رابطه درمانی جسی تافت آشنا شد. رنک معتقد بود بیماران باید فرصت پیدا كنند اراده خود را اعمال كنند و بر درمانگر مسلط شوند. تافت هم كه مددكار اجتماعی بود. مفاهیم و عقاید رنگ را به امریكا آورد و بر رابطه درمانگر و بیمار تأكید ورزید. به نظر تافت این رابطه مهم‌تر از هر تبیین عقلی دیگری در مورد مشكلات بیماران بود. در نتیجه به نظر او باید در درمان خیلی سهل‌گیری می‌شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>دنیای پدیدار شناختی</strong></span></h3>
<p>درمان مراجع محوری ارتباطی با نظریه پدیدارشناسی داشت. در پدیدارشناسی گفته می‌شود رفتار به طور كامل توسط میدان پدیداری شخص تعیین می‌شود. میدان پدیداری هم عبارت است از تمامی چیزهایی كه یك نفر در هر لحظه تجربه می‌كند. پس برای فهمیدن رفتار انسان‌ها باید میدان پدیداری آنها را بشناسیم یعنی باید بفهمیم دنیا را چطور می‌بینند.</p>
<p>یك مفهوم بسیار مهم در نظریه پدیدارشناسی، مفهوم خودِ پدیداری است ـ یعنی آن بخش از میدان پدیداری كه شخص آن را به صورت «من فاعلی» تجربه می‌كند. در ضمن، نظریه پدیدارشناسی می‌گوید تمایل اصلی انسان عبارت است از حفظ و ارتقای خود پدیداری. پس به تعبیری، عزت‌نفس، بنیان رفتار است.</p>
<p>ناسازگاری‌ها معلول تهدیدشدن خودپدیداری هستند. اصولا هر كسی وقتی تهدید می‌شود كه خود پدیداری‌اش را در خطر ببیند. اشخاص واقعاً سازگار كسانی هستند كه بتوانند هر نوع تجربه‌ای را در میدان پدیداری خود جای بدهند نه فقط تجربه‌هایی را كه با خودپنداره آنان هم‌خوانی فوری دارند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>گزاره‌های نظری</strong></span></h3>
<p>به نظر راجرز، انسان‌ها در دنیایی از تجربه با محوریت خودشان بسر می‌برند. در نتیجه، خود شخص بهترین منبع اطلاعاتی در مورد خودش است. این دیدگاه‌ها باعث شد، طرفداران درمان مراجع محوری اتكای زیادی به خودسنجی‌ها كنند و اطلاعات حاصل از آزمون‌ها یا مشاهدات را منبع اصلی اطلاعات در نظر نگیرند. چون مردم همان‌گونه واكنش نشان دهند كه میدان ادراكی را تجربه و درك می‌كنند، واقعیت همان میدان اداركی آنان است. بنابراین، برای پیش‌بینی رفتار، فقط شناخت دقیق محرك‌ها كافی نیست. متخصص بالینی باید اطلاعاتی نیز در مورد آگاهی فرد از این محرك‌ها داشته باشد. طرفداران این جنبش، دنیای تجارب درونی افراد را آن‌گونه كه خودشان گزارش می‌دهند، بر روان‌شناسی عینیت ارجح می دانند.</p>
<p>انسان اصولاً به حفظ و افزایش تجربه كردن خویش یا خودشكوفایی گرایش دارد. نیرویی كه درمانگر در تماس‌های درمانی خویش با مراجعانش به شدت روی آن اتكا دارد. اما این حركت رو به جلو وقتی صورت می‌گیرد كه شخص مورد نظر درك واضحی از انتخاب‌های زندگی داشته و مظاهر و نمادهای آنها را به خوبی شناخته باشد.</p>
<p>رفتار اصولاً یك رشته تلاش‌های هدفمند است كه ارگانیسم برای ارضای نیازهای حس شده‌اش انجام می‌دهد. تمام نیازها در نهایت معلول تمایل به ارتقای خودپدیداری هستند.</p>
<p>یكی از مفاهیم مهم در این دیدگاه، مفهوم خود یا آگاهی داشتن از بودن و كاركردهای خویش است. ساختار خود محصول تعامل فرد با محیط است خصوصاً ارزیابی‌های دیگران از او. خود الگوی سازمان یافته، سیال و در عین حال منسجم ادارك‌های ما از خصوصیات و روابط من فاعلی (I) یا من مفعولی (Me) و ارزش‌هایی است كه برای آنها قایل هستیم. فرد در زندگی خویش تجربه‌های گوناگونی دارد. به دنبال هر تجربه سه امكان پیش می‌آید:</p>
<p>(۱) نمادسازی برای آن تجربه و یافتن رابطه‌ای بین آن تجربه و خود؛</p>
<p>(۲) نادیده گرفتن آن تجربه به دلیل درك نكردن رابطه‌اش با خود؛ یا</p>
<p>(۳) تحریف تجربه به دلیل نا‌هم‌خوانی آن با ساختار خود.</p>
<p>در برخی شرایط خاص، تجارب ناهمساز با خود مورد بررسی قرار می‌گیرند و ادارك می‌شوند و ساختار خود برای جذب آنها تغییر می‌كند. شرایط اصلی، عدم وجود هر گونه تهدید برای خود است فلسفه مطرح شدن گرم بودن، ‌پذیرش، سهل‌گیری و عدم قضاوت به عنوان شروط اصلی درمان مراجع محور نیز همین بوده است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h4><strong>نظریه درمان مراجع محوری<br />
</strong></h4>
<p>همان‌طور كه راجرز (۱۹۵۹) می‌گوید «<span style="color: #ff0000;">روان‌درمانی عبارت است از آزاد كردن یك ظرفیت از پیش موجود در یك فرد بالقوه قابل، نه دستكاری تخصصی یك شخصیت كمابیش منفعل»</span>. فرض بر این است كه درمان مراجع محور، این ظرفیت را آزاد می‌كند و باعث می‌شود گرایش‌های خودشكوفا كننده مراجعان بر عوامل درونی شده قبلی فایق آیند؛ عواملی كه اجازه نمی‌دهند فرد، ارزشمندی خودش را بپذیرد. سه خصوصیت درمانگر كه این جریان را تسهیل می‌كنند عبارتند از</p>
<p>(۱) فهم دقیق و همدلانه؛</p>
<p>(۲) توجه مثبت نامشروط و</p>
<p>(۳) خلوص و هم‌خوانی.</p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">همدلی.</span> همدلی یعنی این كه به بیمار این حس را منتقل كنیم كه او را فهمیده‌ایم. درمانگر همدل نسبت به نیازها، احساسات و شرایط مراجعان حساس است. درمانگر همدل در مراجعانش این احساس را ایجاد می‌كند كه آنان را می‌فهمد و نیازها و گرفتاری‌های آنان را درك می‌كند. این نگرش بیش از هر كلمه یا هشداری به مراجعان قوت قلب می‌دهد. همدلی قابل بیان نیست بلكه انتقال یافتنی است.</p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">توجه مثبت نامشروط. </span>توجه مثبت نامشروط چیزی نیست جز احترام گذاشتن به مراجع به عنوان یك انسان. درمانگر باید تمام باورها وعقاید قبلی خودش را كنار بگذارد و مراقب مراجعش باشد، او را بپذیرد و مهم‌تر از همه این ذهنیت را به او منتقل كند كه اینجا كسی است كه یقین دارد او قدرت رسیدن به ظرفیت‌های درونش را دارد. این خصوصیات همراه با عدم ارزیابی و قضاوت در مورد مراجع، جوی ایجاد می‌كند كه مراجع دفاع‌های ناتوان‌كننده‌اش را كنار بگذارد و بدون هیچ‌گونه احساس تهدیدی، به عنوان یك شخص به سوی كمال حركت كند.</p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">هم‌خوانی.</span> درمانگران همخوان رفتارها، احساسات یا نگرش‌هایی را كه مراجعان در آنها ایجاد می‌كنند، بروز می‌دهند. درمانگر هم‌خوان وقتی عصبانی است نمی‌خندد. اگر مراجع حرف ناخوشایندی می‌زند وانمود نمی‌كند ناراحت نشده است.</p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">نگرش در مقابل فن.</span> اساس درمان مراجع محوری از بسیاری جهات، در ارزش‌ها و نگرش‌های درمانگر در خصوص مردم نهفته است تا در روش‌های مورد استفاده. تا جایی كه گفته می‌شود درمان مراجع محور یك حالت ذهنی است نه مجموعه‌ای از فنون. درمانگر مراجع محور با كنار گذاشتن روش‌هایی كه به مراجعان القا می‌كنند. وی متخصصی است كه قصد تشخیص بیماری وی و ارایه توصیه‌هایی برای تسكین او را دارند، سعی می‌كند بی‌رهنمود باشد.</p>
<p>در حقیقت، درمانگران مراجع محور، این «تجویزها» را غیرضروری می‌دانند چون معتقدند آزاد كردن توانایی‌ها یا ظرفیت‌های مراجعان، مشكلاتشان را رفع خواهد كرد.</p>
<p>پیروان راجرز به آگاهی از تجربه فعلی بیش از آگاهی از گذشته بها می‌دهند. آنها به جای تفسیرهای صریح روان‌كاوانه با سكوت، گوش دادن و دل‌نگرانی خویش زمینه‌ای فراهم می‌آورند تا مراجعان نیروی درونی و تجربه‌های شخصی معتبرشان را بیابند.</p>
<p>بین درمان مراجع محوری و <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%c2%ad%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">رویكردهای رفتاری</a> هم تفاوت‌های بارزی وجود دارد. پیروان راجرز اهمیت فوق‌العاده‌ای برای تجربه‌های درونی به عنوان داده‌ها قایلند و تجربه‌هایی را كه در آنها اثری از این داده‌های بنیادی مربوط به انسانیت نیست، نادیده می‌گیرند. رویكردهای رفتاری گاهی برای ایجاد تغییر به دستكاری و كنترل محیط روی می‌آورند ولی درمان مراجع محور بر تغییری كه از درون نشأت بگیرد یعنی آزاد شدن ظرفیت درونی تكیه می‌ورزد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><strong><span style="font-size: 14px;">فرایند درمان مراجع محوری</span><br />
</strong></h3>
<p>آنچه در این نوع درمان «روی نمی‌دهد» عبارت است از اطلاعات دادن یا توصیه كردن، قوت قلب دادن یا قانع كردن، سوال كردن، تفسیر كردن و انتقاد كردن. شاید مهم‌ترین كارهایی كه درمانگر در درمان مراجع محوری انجام می‌دهد شناسایی و روشن كردن احساسات متداعی با اظهارنظرهای مراجعانش باشد.</p>
<p>در این نوع درمان معمولاً از قوت قلب دادن یا تفسیر استفاده نمی‌شود. فرض بر این است كه شناسایی احساسات و پذیرش همزمان آن به خودی خود قوت قلب می‌دهد. لحن صدای درمانگر، نوع كلماتی كه به كار می‌برد، حالت چهره‌اش و طرز رفتار وی نیز قوت قلب می‌دهد. به طور كلی مسوولیت پیشرفت درمان بر دوش مراجع است تا درمانگر. تفسیر یعنی اظهار این نكته كه چرا مراجعان چنین رفتارهایی داشته‌اند. تفسیر تلویحا به این معناست كه درمانگر مسوولیت پیشرفت درمان را بر عهده دارد و منتظر نمی‌ماند مراجعان، خودشان دلایل و علل را بیابند.</p>
<p>پذیرش بیشتر یك نگرش نافذ است تا یك فن. درمانگر باور دارد كه مراجع می‌تواند راه حل قابل قبولی برای مشكلات زندگی‌اش بیابد. پذیرش شرایطی فراهم می‌آورد تا ظرفیت كمال و خودشكوفایی مراجع بالفعل شود.</p>
<p>جلسات درمان مراجع محور معمولاً هفته‌ای یكبار برگزار می‌شوند. علاقه‌ای به افزایش جلسات، برگزاری جلسات اضافی و تماس‌های تلفنی نشان داده نمی‌شود چون وابستگی می‌آورد و وابستگی، احساس كمال را خفه می‌كند.</p>
<p>راجرز زنجیره كلی یا فرایند درمان را در قالب هفت مرحله بیان كرده است. در اینجا فشرده‌ای از این هفت مرحله را بیان می‌كنیم.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">مرحله اول:</span> بی‌میلی نسبت به افشا كردن خود؛ نشناختن احساسات خود؛ داشتن سازه‌های خشك و انعطاف‌ناپذیر؛ خطرناك تلقی كردن روابط صمیمی و نزدیك.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">مرحله دوم:</span> مراجع گاهی احساساتش را توصیف می‌كند ولی هنوز با تجربه‌های شخصی خودش فاصله دارد؛ هنوز امور را به شدت بیرونی می‌كند ولی تا حدودی می‌فهمد كه مشكلات و تعارضاتی در بین است.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">مرحله سوم:</span> نامقبول توصیف كردن احساسات گذشت؛ جریان آزادتر بیان خود؛ زیر سوال بردن اعتبار سازه‌های خود؛ شناسایی مقدماتی این نكته كه مشكلات درونی هستند نه بیرونی.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">مرحله چهارم:</span> توصیف آزادانه احساسات شخصی به عنوان احساسات خود؛ شناسایی تیره و تار این نكته كه احساسات انكار شده قدیمی را هم اكنون می‌توان بررسی كرد؛ شل شدن سازه‌های شخصی؛ ابراز مسوولیت‌پذیری در قبال خود؛ جرأت به خرج دادن جهت برقراری رابطه احساس با دیگران.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">مرحله پنجم:</span> ابراز آزادانه احساسات و پذیرفتن آنها؛ وقوف كامل بر احساسات انكار شده و ترسناك گذشته؛ پی بردن به تعارض عقل و هیجان؛ مسوولیت‌پذیری در قبال مشكلات خود؛ تمایل به پذیرفتن آنچه هست.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">مرحله ششم:</span> پذیرفتن احساسات بدون نیاز به انكار كردن آنها؛ حس كردن آرامش بخش و صریح تجربه‌ها؛ تمایل به پذیرفتن خطر رابطه برقرار كردن با دیگران؛ اعتماد به پذیرش دیگران.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">مرحله هفتم:</span> تجربه كردن راحت خود؛ تجربه كردن احساسات جدید؛ كم شدن ناهم‌خوانی؛ وارسی كردن اعتبار تجربه‌ها.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><strong><span style="font-size: 14px;">تشخیص در درمان مراجع محوری</span><br />
</strong></h2>
<p>به طور كلی در درمان مراجع محوری بر تشخیص یا سنجش تأكید نمی‌شود. اكثر پیروان راجرز معتقدند سنجش رسمی نه تنها غیرضروری بلكه مخرب است. به نظر آنها سنجش، روان‌شناس را در موضوع اقتدار و برتری قرار می‌دهد و این قضیه به ایجاد حس خودمختاری و خودشكوفایی در مراجع لطمه می‌زند.</p>
<p>نكته مهم در درمان مراجع محوری احساسات است، صرف نظر از این كه معلول شرایط نابسامان خانه بوده‌اند یا نبوده‌اند. درمانگر بدون رد كردن یا تأیید كردن احساسات مراجعان، فقط آنها را می‌پذیرد؛ فقط آنها را می‌فهمد. این فهمیدن و توضیحات روشن كننده گاه‌گاه وی،‌شرایطی برای مراجع فراهم می‌آورد تا خودش و آنچه را برای تغییر دادن شرایط از دستش بر می‌آید، با دقت بررسی كند. درمانگر فقط احساسات مراجع را نمی‌پذیرد. او با بیان و استنباط به مراجع نشان می‌دهد كه چه احساسی داشته است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><strong><span style="font-size: 14px;">سایر كاربردهای درمان مراجع محوری</span><br />
</strong></h3>
<p>درمان مراجع محوری در چارچوب مشاوره پدید آمد و هنوز كاربرد اصلی آن در این حوزه است.</p>
<p>وقتی درمان مراجع محوری در  مورد مسایلی غیر از مسایل درمانی به كار می‌رود از اصطلاح رویكرد شخص محوری استفاده می‌شود.</p>
<p>گروه‌های كوچك، گروه‌های رویارویی و گروه‌های كمال شخصی، همگی بر مبنای مراجع محوری تشكیل می‌شوند.</p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">درمان فردمدار</a></p>
<p>پاورپوینت <a href="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/نظریه-راجرز.pdf">نظریه راجرز</a></p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener">ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b9-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1%db%8c/">درمان مراجع محوری : معرفی درمان انسانگرایی کارل راجرز</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b9-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ویژگیهای مشترک انواع رواندرمانی: یک رویکرد یکپارچه‌نگر</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 Dec 2017 07:43:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[درمان‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=12405</guid>

					<description><![CDATA[<p>ویژگیهای مشترک درمان‌ها به طور خلاصه فرض آنها این است که عوامل حمایتی (مثلاً رابطه مثبت، اعتماد) زمینه‌ساز بروز تغییر در عقاید و نگرش‌های مراجعان، عوامل یادگیری (مثلاً یادگیری شناختی، بینش) و در نتیجه تغییر رفتار (عوامل کنشی ـ مثلاً مهارت پیدا کردن یا خطر کردن) می‌شوند. نقش متخصص. فرض بر این است که درمانگر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/">ویژگیهای مشترک انواع رواندرمانی: یک رویکرد یکپارچه‌نگر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>ویژگیهای مشترک درمان‌ها</strong></p>
<blockquote class="mom_quote " style="font-family:;"><span class="quote-arrow" style="border-left-color:;"></span></p>
<p>همان‌گونه که لمبرت و برگین (۱۹۹۴) می‌گویند یکی از تلویحات درمانی آن است که شاید تغییرات مثبت حاصل از درمان روان‌شناختی نتیجه و محصول ویژگیهای مشترک باشد که فراسوی مرزهای نظری و درمانی است. لمبرت و برگین (۱۹۹۴) فهرستی از  <strong>ویژگی‌های مشترک</strong> (عوامل مشترک) مطرح در فرایند زنجیره‌ای نتیجه‌گیری مثبت از درمان ارایه می‌دهند.</p>
<p>به طور خلاصه فرض آنها این است که عوامل حمایتی مشترکی باشد که فراسوی مرزهای نظری و درمانی است. لمبرت و برگین (۱۹۹۴) فهرستی از ویژگیهای مشترک مطرح در فرایند زنجیره‌ای نتیجه‌گیری مثبت از درمان ارایه می‌دهند. با <a href="http://ravanhami.com/">روان حامی</a> همراه باشید.</p>
<p></blockquote>
<p>به طور خلاصه فرض آنها این است که <span style="color: #ff0000;">عوامل حمایتی</span> (مثلاً رابطه مثبت، اعتماد) زمینه‌ساز بروز تغییر در عقاید و نگرش‌های مراجعان، عوامل یادگیری (مثلاً <a href="http://ravanhami.com/%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%86%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3-%d8%af%d8%b1%d8%b3/" target="_blank" rel="noopener">یادگیری</a> شناختی، بینش) و در نتیجه تغییر <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%c2%ad%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">رفتار</a> (عوامل کنشی ـ مثلاً مهارت پیدا کردن یا خطر کردن) می‌شوند.</p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">نقش متخصص.</span> فرض بر این است که درمانگر در درمان، چیزی بیش از پذیرش، گرم بودن، احترام و علاقه ارایه می‌دهد. این خصوصیات شخصی برای روان‌شناس بالینی شدن کافی نیستند. عقل و درک متعارف چنین حکم می کند که یک نفر برای آن که رواندرمانی انجام بدهد باید کاملاً علاقه‌مند به دیگران باشد.  اما در حقیقت این کافی نیست.</p>
<p>جدول: ویژگیهای مشترک بین روان‌درمانی‌هایی که نتیجه مثبتی دارند</p>
<table>
<tbody>
<tr style="background-color: #f5ebeb;">
<td style="text-align: center;" width="189">عوامل حمایتی</td>
<td style="text-align: center;" width="189">عوامل یادگیری</td>
<td style="text-align: center;" width="189">عوامل کنشی</td>
</tr>
<tr>
<td width="189">تخلیه هیجانی</td>
<td width="189">توصیه</td>
<td width="189">تنظیم رفتار</td>
</tr>
<tr>
<td width="189">همانندسازی با درمانگر</td>
<td width="189">تجربه عاطفی</td>
<td width="189">مهارت‌یابی شناختی</td>
</tr>
<tr>
<td width="189">کاهش انزوا</td>
<td width="189">درون‌سازی تجربه‌های مشکل‌ساز</td>
<td width="189">روبرو شدن با ترس‌ها</td>
</tr>
<tr>
<td width="189">رابطه مثبت</td>
<td width="189">تجدید نظر در مورد کارایی خود</td>
<td width="189">تسلط یافتن</td>
</tr>
<tr>
<td width="189">قوت قلب گرفتن</td>
<td width="189">یادگیری شناختی</td>
<td width="189">الگوبرداری</td>
</tr>
<tr>
<td width="189">تخلیه تنش</td>
<td width="189">تجربه هیجانی اصلاحی</td>
<td width="189">تمرین</td>
</tr>
<tr>
<td width="189">ساختار</td>
<td width="189">کشف یک چهارچوب مرجع درونی</td>
<td width="189">واقعیت آزمایی</td>
</tr>
<tr>
<td width="189">اتحاد درمان بخش</td>
<td width="189">بازخورد</td>
<td width="189">تجربه کردن موفقیت</td>
</tr>
<tr>
<td width="189">مشارکت فعال درمانگر / مراجع</td>
<td width="189">بینش</td>
<td width="189">خطر کردن</td>
</tr>
<tr>
<td width="189">متخصص بودن درمانگر</td>
<td width="189">استدلال منطقی</td>
<td width="189">دقت نظر</td>
</tr>
<tr>
<td width="189">گر بودن، احترام گذاشتن، همدلی، پذیرش و خلوص درمانگر</td>
<td width="189"></td>
<td width="189"></td>
</tr>
<tr>
<td width="189">اعتماد</td>
<td width="189"></td>
<td width="189"></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p>ویژگیهای مشترک <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">رواندرمانی‌ها</a>، منبع: لمبرت و برگین (۱۹۹۴)</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>در تمام اشکال روان‌درمانی بیماران حق دارند علاوه بر ملاقات با یک انسان گرم و مهربان با یک انسان صاحب صلاحیت ملاقات کنند. صلاحیت نیز فقط در گروه آموزش‌های طولانی و دشوار است. عده‌ای ممکن است فوراً بگویند نقش متخصص یعنی وارد کردن یک عنصر استبدادی در رابطه و اقرار ضمنی به نابرابری بیمار و درمانگر و در نتیجه از بین رفتن احترام متقابل بین بیمار و درمانگر. ولی ظاهراً تداوم احترام متقابل منوط به این است که طرفین نقش‌های یکدیگر را درک کنند و بپذیرند. البته این به معنای بهتر بودن درمانگرها از بیماران نیست هیچ یک نمی‌توانند خود را برتر از دیگری بدانند. در عین حال، این نوع برابری نمی‌تواند منکر اهمیت و نقش حساس آموزش، دانش و تجربه‌ای باشد که درمانگران در حل مسایل بیماران از آنها برخوردارند.</p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">تخلیه هیجانات / کاتارسیس.</span> عده‌ای گفته‌اند روان‌درمانی بدون عصبانیت، اضطراب یا گریستن، روان‌درمانی نیست. روان‌درمانی یک تجربه هیجانی است. اکثر روان‌درمانگرها چنان بر این موضوع تاکید دارند که وقتی بیماری چند جلسه آرام، بدون احساس و خیلی معقول رفتار می‌کند به سودمند بودن روان‌درمانی خود شک می‌کنند. افراد معمولاً مشکلات مهمی دارند که برای روان‌درمانی مراجعه می‌کنند. در نتجیه مشکلات‌شان احتمالاً مقدمات مهمی هم داشته‌اند.</p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">تخلیه هیجانات یا کارتارسیس.</span> بخش حیاتی اکثر روان‌درمانی‌هاست. اگر چه در بعضی از روان‌درمانی‌ها اتکای بیشتری بر ابراز هیجانات می‌شود ولی هر درمان جدیدی که از این مهم غافل شود مورد انتقاد قرار خواهد گرفت. از سوی دیگر، در برخی از <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7-%d8%b7%d8%a8%d9%82%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">روان‌درمانی‌ها</a> (مثل روش کنترل عصبانیت)، کاتارسیس [یا تخلیه هیجانی] اصولاً کار درستی نیست. در این درمان‌ها سعی می‌شود مراجع کنترل بیشتری روی هیجاناتش پیدا کند.</p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">رابطه / اتحاد درمان بخش.</span> به نظر برخی از صاحب‌نظران، ماهیت رابطه یا اتحاد درمان‌بخش بیمار و درمانگر، بیشترین نقش را در موفقیت درمان دارد. اگر چه تمام درمانگرهارابطه را به عنوان مهم‌ترین عامل «شفابخش» قبول ندارند ولی تقریبا تمام درمانگرها به اهمیت بسیار زیاد این رابطه اقرار دارند.</p>
<p>درمانگر کارآمد کسی است که می‌تواند مراجع را بپذیرد، در مورد او قضاوت نکند، واقع‌نگر باشد، بصیر باشد و در عین حال متخصص باشد. البته این صفات کلی در مورد تمام درمانگران مصداق پیدا نمی‌کنند و در مورد کسانی هم که مصداق دارند، همیشه دیده نمی‌شوند. با این حال ظاهرا مهم‌ترین دلیل موفقیتو تداوم روان‌درمانی در جامعه امریکا این است که درمانگرها می‌توانند نیازهای شخصی خود را کنار بگذارند و در عین تخصص داشتن و قضاوت نکردن، رازدار باشند و بیمار را درک کنند و با او گرم باشند.</p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">کاهش اضطراب/ تخلیه تنش.</span> ابتدا باید اضطراب ناشی از مشکلات زندگی بیمار را آن قدر کم کنیم تا بتوانیم علل مشکلاتش را بررسی نماییم. شرایط اصلی روان درمانی ـ از جمله ماهیت رابطه، خصوصیات درمانگر، رازداری و حفظ حریم خصوصی ـ در کنار هم قوت قلب و آرامش خاطری به مراجعان می‌دهند که می‌تواند میزان اضطراب مراجع را کم کند و به او اجازه بدهد در مورد تجربه‌هایش به طور منظم و با قاعده فکر کند.</p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">تفسیر / بینش. </span>بسیاری از غیرمتخصص‌ها به اشتباه، روان‌درمانی را فرایند ساده‌ای می‌دانند که طی آن یک نفر مشکلش را مطرح می‌کند، درمانگر از او می‌خواهد تجربه‌های دوران کودکی‌اش را شرح بدهد، سپس درمانگر معنای واقعی این تجربه‌ها را تفسیر می‌کند و شرح می‌دهد و آنگاه فرد مورد نظر به بینش دست می‌یابد.</p>
<p>با این حال در سناریوی مطرح شده یک واقعیت نهفته است. گروه بزرگی از روان‌درمانگرها برای تجربه‌های دوران کودکی اهمیت قایلند، هر چند از لحاظ میزان اهمیتی که برای این تجربه قایلند، میزان اطلاعتی که در مورد این تجربه‌ها می‌گیرند و نظرشان در مورد تاثیرات این تجربه‌ها با هم فرق دارند. تفسیر نیز یکی از مولفه‌های مشترک روان‌درمانی است. اما مجدداً هر یک از مکاتب روان‌درمانی در خصوص میزان استفاده از تفسیر، نوع و زمان‌بندی تفسیر و اهمیتی که برای تفسیر قایلند با هم فرق دارند. در سال‌های سپری شده، بینش به تدریج اهمیت خود را از دست داده است.</p>
<p>البته هنوز هم برای بینش اهمیت قایلند ولی تغییرات رفتاری چشم‌گیر معمول چیزهای دیگری است. بینش اگر چه تسهیل کننده کمال و بهبود روان‌شناختی است ولی به خودی خود موجب بروز این تغییرات نمی‌شود. در واقع بعضی از بیماران بینش پیدا کردن را حربه‌ای قرار می‌دهند تا از زیر بار مسئولیت ایجاد تغییر در زندگی‌شان فرار کنند.</p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">ایجاد قابلیت / مهارت‌یابی:</span> به تعبیری، هدف اکثر درمان‌ها، ایجاد قابلیت و کارایی بیشتر انسانهاست. ویژگی‌های قبلی اشاره شده در مورد روان‌درمانی راه را برای کارایی و رضایت بیشتر، هموار می‌سازند. اما در کنار رابطه درمانی و کاهش اضطراب، برخی از درمان‌ها ویژگی‌های دیگری دارند که در اینجا قابل طرح هستند. برای مثال، درمان موقعیتی فراهم می‌آورد تا بیمار چیزهای جدیدی یاد بگیرد و شیوه‌های فکری غلط خودش را اصلاح کند. ایجاد قابلیت و مهارت‌یابی یکی از ویژگیهای مشترک درمانهاست.</p>
<p>پس درمان چیزی بیش از گرفتن جن‌های کهنه روان‌شناختی است و می‌تواند به معنای واقعی کلمه یک تجربه آموزشی باشد. بندورا (۱۹۸۹) بر اهمیت احساس خودبسندگی در ارتقای عملکرد افراد تاکید کرده است. خلاصه این که وقتی احساس مهارت داشتن می‌کنیم ـ یعنی اعتماد به نفس داریم، توقع داریم عملکرد خوبی داشته باشیم و به طور کلی در مورد خودمان احساس خوبی داریم ـ بیشتر احتمال دارد عملکرد مؤثری داشته باشیم.</p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">عوامل غیراختصاصی:</span> ایمان و امید به قابلیت بیشتر و انتظار قابلیت بیشتر از جمله عوامل غیراختصاصی هستند که در درمان موفقیت‌آمیز نقش دارند. عوامل زیادی می‌توانند اینگونه انتظارات را ایجاد کنند. نخستین عامل این است که روان‌درمانی غالباً راز و رمز دارد ـ حداقل به نظر مردم. و بالاخره تقریبا تمام درمانگرها به یک نظریه تغییر درمان‌بخش پای بندند. این نظریه چه نظریه [شرطی‌سازی] عامل باشد، چه نظریه ناهشیار و چه ظرفیت کمال، حضور فراگیرش در توضیحات درمانگر در خصوص نحوه تاثیرگذاری درمان، اعتمادی ایجاد می‌کند که می‌تواند احساس ناامیدی و یاس اولیه مراجع را کم کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener">ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/">ویژگیهای مشترک انواع رواندرمانی: یک رویکرد یکپارچه‌نگر</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>گروه درمانی : تاریخچه و معرفی روشهای گروه‌ درمانی</title>
		<link>https://ravanhami.com/%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 24 Dec 2017 17:59:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب داغ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=12333</guid>

					<description><![CDATA[<p>گروه درمانی  چشم‌انداز تاريخی گروه درمانی يكی از قديمی‌ترين موارد استفاده از روش‌های گروهی، كارهای جوزف اچ. پرات روی بيماران مسلول در سال ۱۹۰۵ است. رويكرد او رويكرد الهام بخشی بود كه در آن سخنرانی و بحث گروهی استفاده می‌شد. يكي از شخصيت‌های برجسته در جنبش گروهی، جي‌ال‌مورنو بود كه در اوايل دهه ۱۹۰۰ برخی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/">گروه درمانی : تاریخچه و معرفی روشهای گروه‌ درمانی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>گروه درمانی</strong></p>
<blockquote class="mom_quote " style="font-family:;"><span class="quote-arrow" style="border-left-color:;"></span></p>
<p>می‌توان گفت اكثر مشكلات در يك چهارچوب اجتماعی فرا گرفته می‌شوند و تداوم می‌يابند. احتمال زيادی دارد كه مشكلات هيجانی و رفتاری فعلی تحت تاثير بدكاری ميان فردی قبلی باشند. اختلاف زناشويی بين دو نفر ايجاد می‌شود. مشكلات يك فروشنده ترسو نيز در تعامل با مشتريانش نمودار می‌شود. پس اگر مقدار زيادی از مصيبت‌ها و مشكلات انسان‌ها به ساختار روابط اجتماعی‌شان گره خورده است آيا نبايد درمان‌هايی داشته باشيم كه در گروه يا در موقعيت‌های دو نفره اجرا شوند؟ با <a href="http://ravanhami.com/">روان حامی</a> همراه باشید.</p>
<p></blockquote>
<p><strong> </strong><strong>چشم‌انداز تاريخی گروه درمانی<br />
</strong></p>
<p><img class=" wp-image-12317 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo.jpg" alt="" width="99" height="84" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo.jpg 133w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo-120x102.jpg 120w" sizes="(max-width: 99px) 100vw, 99px" />يكی از قديمی‌ترين موارد استفاده از روش‌های گروهی، كارهای جوزف اچ. پرات روی بيماران مسلول در سال ۱۹۰۵ است. رويكرد او رويكرد الهام بخشی بود كه در آن سخنرانی و بحث گروهی استفاده می‌شد.</p>
<p>يكي از شخصيت‌های برجسته در جنبش گروهی، جي‌ال‌مورنو بود كه در اوايل دهه ۱۹۰۰ برخی روش‌های گروهی را در وين ابداع كرد و در سال ۱۹۲۵ نمايش روانی را به امريكا معرفی كرد. وي هم‌چنين از اصطلاح گروه‌درمانی استفاده كرد.</p>
<p>تريگنت بارو، <a href="http://ravanhami.com/%d9%81%d8%b1%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%81%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">روان‌كاوی</a> بود كه براي توصيف روش‌هايش از اصطلاح تحليل گروهی استفاده می‌كرد. اسلاوسون در دهه ۱۹۳۰ بيماران نوجوان را تشويق می‌كرد به كمك بازی كنترل شده، مشكلات خود را بررسی كنند. روش‌های او بر مفاهيم روان‌كاوانه مبتنی بودند. اين افراد و ديگران، پيشگام جنبش گروهی محسوب می‌شوند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><strong>رويكردهای گروه درمانی<br />
</strong></h3>
<p><span style="color: #ff0000;">گروه درمانی روان‌كاوانه:</span></p>
<p>اكثر گروه درمانی‌های روان‌كاوانه اصولاً درمان روان‌كاوانه‌ای هستند كه در گروه انجام می‌شوند. ولی همچنان بر پديده‌هايی چون <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae/" target="_blank" rel="noopener">تداعي آزاد، انتقال، تفسير مقاومت و مداقه</a> تاكيد می‌شود. هر چند به سختی می‌توانيم بگوييم كه در اين نوع درمان، فرايندهای گروهی وجود ندارند ولی نقش آنها نسبت به فرايندهای فردي در درجه دوم اهميت است.</p>
<p>در گروه درمانی برخلاف روان‌درمانی انفرادی مي‌توانيم تحليل عميق‌تری انجام بدهيم چون افراد به گروه «متمايل» می‌شوند و تحمل اضطراب‌شان بيشتر می‌شود. در ضمن، اعضای گروه به يكديگر، به درمانگر و اقتدارها و صميميت‌ها واكنش نشان می‌دهند.</p>
<p>گروه‌های ولف معمولاً هشت تا ده عضو دارند. گروه هفته‌ای سه مرتبه تشكيل جلسه می‌دهد و هر جلسه ۹۰ دقيقه طول می‌كشد. گاهی گروه هفته‌ای يك يا دو بار بدون حضور درمانگر تشكيل می‌شود تا روابط انتقالی بيشتر مورد مداقه قرار بگيرند. بيماران در مورد احساسات خويش راجع به يكديگر تداعی آزاد می‌كنند، خوابهای خود را گزارش می‌دهند و مقاومت و احساسات انتقالی خويش در مورد درمانگر و يكديگر را تحليل می‌كنند. مطالب زير گزيده‌ای از روان‌درمانی گروهی روان‌كاوانه است.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;">نمايش روانی:</span></h3>
<p>اين نوع گروه درمانی در واقع شكلی از نقش بازی كردن است كه بانی آن مورنو (۱۹۵۹، ۱۹۴۶) بود. اين نقش بازی كردن تا حدود تخليه هيجانی (كاتارسيس) و خوانگيختگی در پي دارد و بينش و خودشناسی افراد را بالا می‌برد.</p>
<p>به طور كلی در نمايش روانی اين افراد وجود دارند: بيماری كه روی صحنه می‌رود، كارگردان يا درمانگر، «ايگوهای كمكی» (بيماران ديگر، دستياران درمانگر و اين‌گونه افراد) و مخاطبان. كارگردان به بيمار نقش میدهد و ايگوهای كمكی به حمايت از او میپردازند. مخاطبان نيز پذيرش و درك لازم را فراهم می‌آورند و حتی گاهی در نمايش شركت می‌كنند.</p>
<p>به نظر مورنو، بازی كردن يك وضعيت، گوش دادن به جوابهای ايگوهای كمكی و حس كردن واكنش‌های ديگران، موجب تخليه هيجانی و خودشناسی عميق‌تر می‌شود. نمايش‌روانی خصوصاً براي بيماران كم‌رو و فاقد مهارت‌های اجتماعی شرايطی فراهم می‌آورد تا خودشان را بيشتر ابراز و مهارت‌های اجتماعی بيشتری كسب كنند.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;">تحليل تبادلی:</span></h3>
<p>ابداع كننده و نيروي محركه تحليل تبادلی، اريك برن (۱۹۶۱) بود. تحليل تبادلی اصولا عبارت است از تحليل تعامل جنبه‌های مختلف [شخصيت] انسان‌ها در گروه. تحليل‌ها روی سه «حالكت ايگويی» اصلی متمركزند: حالت ايگويی كودك، حالت ايگويی والد و حالت ايگويی بالغ. هر يك از اين سه حالت، ويژگي‌های مثبت و منفی دارند. كودك مثبت، خودانگيخته و برون‌گرا و خلاق است. كودك منفی، ترسو و هيجانی و پر از احساس گناه است. والد مثبت، حمايت‌گر، مهربان و فهيم است. والد منفی، تنبيه‌گر است و خيلي زود سرزنش می‌كند. بالغ گرايش كمتری به احساسات و هيجانات دارد و بيشتر دنبال منطق، برنامه‌ريزی و جمع‌آوری اطلاعات است. بالغ می‌تواند عاقل (مثبت) يا غير خودانگيخته (منفی) باشد.</p>
<p>واحدهای تحليل، تبادلات هستند ـ يعني محرك‌ها و پاسخ‌هايی كه در هر لحظه بين دو يا چند نفر رد و بدل می‌شوند.</p>
<p>يكي ديگر از جنبه‌های تحليل تبادلی، بازی‌ها هستند. بازي‌ها رفتارهايی هستند كه مردم غالباً برای نزديك نشدن زياد به ديگران انجام می‌دهند.</p>
<p>در گروه درمانی با روش تحليل تبادلی، اهميت زيادی به كشف و تحليل بازی‌های اعضای گروه با يكديگر داده می‌شود. برن در گروه‌های تحليل تبادلی دنبال صميمت كاذب بود. بازي‌های اعضای گروه سرپوشی برای احساسات و عقايد واقعی آنها هستند. از نظر برن يكی از كاركردهای درمانگر، ايفای نقش معلمی است كه با سوال،‌ تفسير و حتي رويارويی سعی مي‌كند بيماران را به نقطه‌ای برساند كه بتوانند رفتارهای رضايت‌بخش‌تر را جايگزين بازی‌ها كنند.</p>
<p>تحليل تبادلی يك رويكرد پرشتاب و كنش‌گراست. اين رويكرد بر زمان حال و دست و پنجه نرم كردن با مشكلات كنونی تاكيد دارد و همين تاكيدش آن را براي بسياري از بيماران و درمانگران جذاب كرده است. تحليل تبادلی، حال و هوای مسئوليت‌پذيری و آموختن طرز انتخاب را دارد و از اين جهت رقيب مطلوبی برای گروه درمانی‌های سنتی است كه به طور دردناكی كند پيش می‌روند. در كل اين رويكرد شاهد يك سادگی مفهومی هستيم كه آن را برای بيمار و متخصص قابل فهم می‌سازد و قابل قبول‌تر می‌نمايد.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;">گروه‌های گشتالتی:</span></h3>
<p>دسته‌بندی گروه درمانی گشتالتی كار دشواری است. گروه درمانی گشتالتی مثل گروه درمانی روان‌كاوانه به تجارب تك تك بيماران می‌پردازد. در عين حال تاكيدش بر سمينارها، خلوتگاه‌های هفتگی، كارگاه‌های كوتاه‌مدت و شهرت عمومی آن، حال و هوای جنبش رويارويی را به اين نوع گروه درمانی می‌دهد.</p>
<p>گشتالت‌درمانی بيماران را نسبت به زمان حال «آگاه» می‌كند و كاری می‌كند تا نسبت به حضورشان در دنيا آگاهی يابند. در گروه‌درمانی، اين هدف از طريق تمركز بر تك تك اعضای گروه محقق می‌شود. درمانگر روی يك بيمار متمركز می‌شود و بيماران ديگر نقش مشاهده كننده را ايفا می‌كنند. نام اين رويكرد، «صندلي داغ» است. بيماران بايد احساسات و رفتارشان را تجربه كنند ـ يعنی ذهن‌شان را كنار بگذارند و آنها را حس كنند. ديگر اعضای گروه مشاهده‌كننده صرف نيستند؛ آن‌ها بايد در مورد شخصی كه روی صندلی داغ نشسته اظهارنظر كنند. گاهي از روش نقش بازی كردن، گزارش روياها و گفتگو بين بيماران نيز استفاده می‌شود. اما صرف‌نظر از مشاهده‌كننده بودن يك عضو يا قرار گرفتن او روي صندلی داغ، درگيری شديد در اتفاقات و اقدامات مطرح است.</p>
<h3><span style="color: #ff0000;">گروه‌های رفتار درمانی:</span></h3>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%d8%b4-%d9%88-%d8%aa%d8%b9%d9%87%d8%af/" target="_blank" rel="noopener"> رفتاردرمانی</a> گروهی ظاهراً محصول صرفه‌جويی است تا بها دادن به پويايی تعاملات گروهی. ما می‌توانيم حساسيت‌زدايی، الگوبرداری از مهارت‌های ميان‌فردی يا بازسازی‌های شناختی را در گروه‌ها انجام بدهيم.</p>
<h3>گروه‌های <a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">رفتاري و شناختي</a>:</h3>
<p>رفتاری معمولاً محدوديت زمان دارند و از بيمارانی تشكيل می‌شوند كه مشكل واحدی دارند. اعضای اين گروه‌ها مثل اكثر رفتاردرمانی‌ها، قبل و در حين و پس از درمان تحت برخی سنجش‌ها قرار می‌گيرند تا پيشرفت‌شان مشخص شود.</p>
<p>يكی از رفتار درمانی‌های گروهی كه صرفاً به دليل مقرون به صرفه‌بدن ابداع نشده است، جرئت‌آموزی است. در اين مورد، رويكرد گروهی، رويكرد انتخابی است. گروه‌ها براي افراد ترسو محيط بسيار خوبی فراهم می‌آورند تا در آن محيط با مشكلاتشان رو در رو شوند، ترس‌شان از ابزار وجود را بريزند و روش‌های مناسب ابزار وجود را بياموزند.</p>
<p>گروه درمانی دارای محدوديت زمانی:</p>
<p>آخرين نمونه رويكرد گروهی، گروه درمانی داراي محدوديت زماني است. اين گروه معمولا به صورت هفتگی برگزار می‌شوند و تعداد جلسات آنها از قبل مشخض شده است (مثلاً هشت جلسه برای گروهی از افرادی كه بحرانی در زندگی خويش دارند). به نظر بادمن و گارمن (۱۹۸۸) گروه‌های دارای محدودی زماني چهار ويژگی مهم دارند:</p>
<ol>
<li><span style="color: #ff0000;">آمادگی و غربال پيش از تشكيل گروه.</span> يك كارگاه يك ساعتی پيش از تشكيل گروه برگزار می‌شود كه هدفش ارزيابی و غربال اعضای بالقوه گروه است. اين غربال باعث می‌شود بعداً كار گروه «پيش برود» و اعضاي گروه واجد مهارت‌های لازم براي شركت در گروه و بهره‌بردن از آن باشند.</li>
<li><span style="color: #ff0000;">مشخص كردن تمركز كاری گروه و حفظ آن.</span> تمركز كاری عبارت است از نگرانی، مشكل يا معضلی كه اعضای گروه در آن اشتراك دارند (مثل مشكل صميميت). اين تمركز در جلسه اول مشخص می‌شود:</li>
</ol>
<p>همان‌طور كه قبلاً به همه گفته‌ام، اين يك گروه گرفته است و مشكل اصلی مطرح در آن، صميميت می‌باشد. اعضای اين گروه همگی اخيراً در اين رابطه مشكلاتی داشته‌اند. تجربه نشان می‌دهد كه گروه كوتاه‌مدتی مثل اين گروه می‌تواند كمك زيادی به رفع مشكلات مردم كند. بديهی است شما علاوه بر قضيه صميميت، مشكلات ديگری هم داريد. ما تا حد امكان در مورد برخی از آنها نيز صحبت خواهيم كرد ولی به دليل محدوديت زمانی‌مان بايد تا حد امكان روی مقوله صميميت متمركز شويم.</p>
<ol>
<li><span style="color: #ff0000;">انسجام گروه.</span> درمانگران و محققان معتقدند انسجام گروه (ميزان دخالت اعضا در جريان گروه، ميزان اعتمادشان به يكديگر و ميزان همكاری، تمركز و همدردی آنان) عامل مهمی در تعيين نتيجه است.</li>
<li><span style="color: #ff0000;">واكنش‌ها در برابر محدوديت‌های زماني.</span> به دليل محدوديت زمانی اين گروه‌ها، هر مقطع از عمر گروه و اتلاف وقت‌ها و ناكامی‌ها در اعضای گروه احساساتی ايجاد می‌كنند.</li>
</ol>
<p>&nbsp;</p>
<p>مشخصه مرحله خاتمه، غمگينی است. در اين مرحله بعضی از اعضای گروه از درمانگر درخواست افزايش تعداد جلسات را دارند. در اين مرحله، درمانگر بايد تغييرات مثبت در گروه و اعضاي گروه را (با توجه به تمركزكاري) بررسی كند و از اعضای گروه بخواهد افكار و احساسات‌شان را در مورد آينده بدون گروه خود بيان كنند. بادمن و گارمن (۱۹۸۸) يكي جلسه پی‌گيري (۱۲ تا ۶ ماه پس از اتمام گروه) را جهت تداون بخشيدن به تغييرات مثبت و اثبات اين نكته به اعضای گروه كه خودشان عامل اين تغييرات بوده‌اند پيشنهاد می‌كنند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><strong>ترتيب</strong></h3>
<p>اكثر گروه‌ها از ۱۰ تا ۵ بيمار تشكيل مي‌شوند كه حداقل هفته‌ای يك بار به مدت ۹۰ دقيقه تا دو ساعت با درمانگر ملاقات می‌كنند. اعضای گروه به صورت دايره‌ای می‌نشينند تا يكديگر را ببينند. گاهی نيز دور يك ميز می‌نشينند.</p>
<p>تركيب گروه به عقايد درمانگر و ملاحظات عملی بستگی دارد. گاهی درمانگر تمام اعضای گروه را به طور انفرادی ملاقات می‌كند. گاهی نيز آنها را فقط در جلسات گروه‌درمانی می‌بيند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><strong>عوامل درمان‌بخش</strong></h3>
<p>تنوع رويكردهای گروهی بسيار بارز است. اما سودمندی گروه‌درمانی‌ها، معلول يك رشته عوامل مشترك است. يالوم (۱۹۷۵) به مجموعه‌ای از عوامل درمان‌بخش اشاره می‌كند كه ماهيت اين روش‌های گروهی را مشخص می‌كنند:</p>
<ol>
<li><span style="color: #ff0000;">انتقال اطلاعات.</span> اعضای گروه علاوه بر درمانگر از سوی يكديگر راهنمايی می‌شوند و به يكديگر توصيه‌هايی می‌كنند.</li>
<li><span style="color: #ff0000;">اميدوار شدن.</span> مشاهده كسانی كه مشكلاتشان را با موفقيت رفع می‌كنند، افراد را اميدوار می‌كنند ـ موردی كه جزء لازم هر گونه درمان موفقيت‌آميز است.</li>
<li><span style="color: #ff0000;">همگانی بودن.</span> افراد با گوش دادن به صحبت‌های ديگران می‌فهمند كه آنها نيز ترس‌ها، مشكلات و نگرانیهايی مشابه ترس‌ها، مشكلات و نگرانیهای خودشان دارند. پي بردن به اينكه تنها نيستيم خيلی خوشايند است.</li>
<li><span style="color: #ff0000;">نوع دوستی.</span> اعضای گروه در شروع، غالباً احساس بی‌فايده بودن می‌كنند و روحيه بالايی ندارند. ولی وقتی می‌فهمند می‌توانند به ديگر اعضای گروه كمك كنند بيشتر احساس ارزشمندی و قابليت می‌كنند.</li>
<li><span style="color: #ff0000;">يادگیری ميان‌فردی.</span> تعامل با ديگران در گروه می‌تواند روابط ميان فردی، مهارت‌های اجتماعی، حساسيت به خرج دادن در مورد ديگران، حل اختلاف‌ها و مواردي از اين قبيل را آموزش بدهد.</li>
<li><span style="color: #ff0000;">تقليد.</span> مشاهده و گوش‌دادن به صحبت‌های ديگران زمينه‌ساز الگوبرداري از رفتارهای مفيدتر ميی‌شود. اعضای گروه از يكديگر چيزهايی ياد می‌گيرند.</li>
<li><span style="color: #ff0000;">بازپيدايی اصلاحی خانواده اوليه.</span> بافت گروه به بيماران كمك می‌كند مشكلات مرتبط با اعضای خانواده خود را بشناسند و حل كنند. تاثيرات تجارب گذشته خانوادگی با پی بردن به اين نكته كه روش‌های مقابله‌ای ناسازگارانه قبلی در گروه بی‌تاثيرند، برطرف خواهد شد.</li>
<li><span style="color: #ff0000;">تخليه هيجانی.</span> يادگرفتن شيوه ابراز احساسات به شكلی صادقانه و راحت در گروه، زمينه‌ساز ايجاد اعتماد و درك متقابل خواهد شد.</li>
<li><span style="color: #ff0000;">انسجام گروه.</span> اعضای گروه به گروه كوچكي پيوند می‌خورند كه با پذيرفتن آنها موجب افزايش عزت نفس‌شان می‌شود.</li>
</ol>
<h4><strong>آيا گروه درمانی موثر است؟</strong></h4>
<p>مرور تحقيقات صورت گرفته در مورد اثر بخشی روان‌درمانی گروهی پيوسته اين نتيجه را در پی داشته است كه گروه درماني موثرتر از عدم درمان است. ولي ظاهراً درمان‌های گروهی از ديگر روان‌درمانی‌ها موثرتر نيستند. نقطه قوت اصلی گروه درمانی، مقرون به صرفه بودن اقتصادی و زمانی آن است خصوصاً درمان‌های گروهی داراي محدوديت زمانی.</p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/">گروه درمانی : تاریخچه و معرفی روشهای گروه‌ درمانی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
