<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مبانی روانشناسی &#8211; روان حامی</title>
	<atom:link href="https://ravanhami.com/category/general-psychology/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://ravanhami.com</link>
	<description>روانشناسی/ رواندرمانی و مشاوره</description>
	<lastBuildDate>Sun, 10 Jan 2021 16:53:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.7.12</generator>
	<item>
		<title>چرا کودک لجبازی داریم؟ برای درمان لجبازی کودک چه کنیم؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%da%86%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d9%84%d8%ac%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%85%d8%9f-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%ac%d8%a8%d8%a7/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%da%86%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d9%84%d8%ac%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%85%d8%9f-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%ac%d8%a8%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[زهرا تاجیک]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 06 Dec 2019 18:30:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[رشد]]></category>
		<category><![CDATA[کودکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=152303</guid>

					<description><![CDATA[<p>عوامل زیستی، عوامل ژنتیکی، مصرف دارو، مبتلا بودن به بیماری خاص، خستگی، گرسنگی، تشنگی، کم‌خوابی و مبتلا بودن به اختلالات روانی مثل ‌ ADHD، عوامل محیطی و روانی نیز ممکن است در بروز لجبازی کودکان نقش داشته باشد؛ که شامل آگاه نبودن کودک از درست یا نادرست بودن رفتار خود، داشتن والدین حساس و کمال‌گرا، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d9%84%d8%ac%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%85%d8%9f-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%ac%d8%a8%d8%a7/">چرا کودک لجبازی داریم؟ برای درمان لجبازی کودک چه کنیم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>عوامل زیستی، عوامل ژنتیکی، مصرف دارو، مبتلا بودن به بیماری خاص، خستگی، گرسنگی، تشنگی، کم‌خوابی و مبتلا بودن به اختلالات روانی مثل ‌ ADHD، عوامل محیطی و روانی نیز ممکن است در بروز لجبازی کودکان نقش داشته باشد؛ که شامل آگاه نبودن کودک از درست یا نادرست بودن رفتار خود، داشتن والدین حساس و کمال‌گرا، کمبود محبت کودک، وابستگی شدید کودک به دیگران، ضعیف بودن والدین که باعث می‌شود کودکان در لجبازی و نافرمانی شدت بگیرند و برای رسیدن به خواسته‌های خود پافشاری کنند.</p>
<h2>چگونه لجبازی کودکم را کاهش دهیم؟</h2>
<p>لجبازی در کودکان از ۲ سالگی شروع می‌شود، در ۳ یا ۴ سالگی به اوج خود می‌رسد و در حدود ۷ سالگی کاهش پیدا می‌کند. چگونگی برخورد با لجبازی کودکان اهمیت زیادی دارد و برای اینکه بتوانید برخورد مناسبی با فرزند لجباز خود داشته باشید باید آگاهی کامل از علت لجبازی فرزند خود پیدا کنید و بعد از اینکه دلیل لجبازی کودک خود را متوجه شدید، راهکارهای زیر را در برابر لجبازی فرزند خود داشته باشید.</p>
<h2>علت و درمان لجبازی در کودکان ۲ تا ۳ ساله</h2>
<p><img class=" wp-image-152308 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/bcfcabf16d7ff15c5604acbb412bc905-198x300.jpg" alt="" width="206" height="312" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/bcfcabf16d7ff15c5604acbb412bc905-198x300.jpg 198w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/bcfcabf16d7ff15c5604acbb412bc905.jpg 564w" sizes="(max-width: 206px) 100vw, 206px" /><br />
کودکان در سن ۲ تا ۳ سالگی تقریباً کنجکاو و غیرقابل پیش‌بینی هستند، آن‌ها تمایل دارند از طریق مشاهده و تجربه درباره‌ی برخی اتفاقات اطلاعات کسب کنند، و ممکن است در این مسیر با مقاومت والدین و اطرافیان مواجه شوند و دست به لجبازی بزنند. از عوامل دیگری که باعث بروز لجبازی در کودکان است، می‌توان به توقعات غیرمنطقی والدین، که باعث می‌شود از کودک خود، فراتر از توانایی‌هایش انتظار داشته باشند و فرزندشان را تحت فشار قرار دهند. درواقع همه‌چیز بستگی به این دارد که والدین کدام‌یک از سبک‌های فرزند پروری را انتخاب کرده‌اند.</p>
<h2>درمان لجبازی کودک ۲ تا ۳ ساله</h2>
<p>برای درمان و کاهش لجبازی در کودکان ۲ تا ۳ ساله لازم است در ابتدا والدین با وظایف کودک ۳ ساله خود آشنایی داشته باشند. پدر و مادر نباید از کودک خود فراتر از توانایی‌هایش انتظار داشته‌ باشند، زیرا با این کار باعث ایجاد استرس و بروز لجبازی در فرزند خود می‌شوند و باید طبق توانایی‌های فرزند خود از آن‌ها انتظار داشته باشند. یکی دیگر از روش‌های کاهش لجبازی در کودکان این است که زمانی که کودکتان شروع به لجبازی و نافرمانی کرد، به جای اینکه با او بحث‌وجدل کنید، بهتر است حواس کودک را به موضوعات دیگر معطوف کنید و به‌عبارت‌دیگر حواس او را از موضوع اصلی که باعث لجبازی کودک شده است منحرف کنید.</p>
<h2>علت لجبازی در کودکان ۴ تا ۵ ساله</h2>
<p>کودکان ۴ تا ۵ ساله معمولاً برای ‌اینکه بتوانند خودشان را ثابت کنند و تا حدودی به استقلال برسند ممکن است گاهی لجبازی‌هایی داشته باشند، البته این رفتارها جزئی از مراحل رشد کودکان است و طبیعی است. جلب‌توجه اطرافیان به وسیله‌ی لجبازی، یکی دیگر از کارهایی است که ممکن است کودکان انجام می‌دهند. گاهی اوقات نیز به دلیل نوع تربیت والدین ممکن است کودکان دست به لجبازی بزنند و نافرمانی کنند، زیرا برخی والدین تمایل دارند روی فرزند خود تسلط کامل داشته باشند و در تمام امور فرزند خود دخالت کنند، و فرصت کافی به فرزند خود برای انجام دادن کارهایش نمی‌دهند که نتیجه‌ی آن لجبازی کودکان و نافرمانی آن‌ها می‌شود. دلایل دیگر لجبازی در کودکان ۴ تا ۵ ساله کمبود توجه، تقلید از دیگران و تولد نوزاد جدید به گونه‌ای که کودک حسادت خود را به صورت لجبازی نشان می‌دهد، می‌باشد.</p>
<h3>درمان لجبازی در کودکان ۴ تا ۵ ساله</h3>
<p><img class=" wp-image-152307 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/6887145ab7942790112cc2e783f7b8c2-208x300.jpg" alt="" width="220" height="317" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/6887145ab7942790112cc2e783f7b8c2-208x300.jpg 208w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/6887145ab7942790112cc2e783f7b8c2.jpg 564w" sizes="(max-width: 220px) 100vw, 220px" /></p>
<p>برای درمان لجبازی در کودکان ۴ تا ۵ ساله توصیه می‌شود به خواسته‌های آن‌ها گوش دهید و با آن‌ها مقابله نکنید، حتی بهتر است با کودکتان ارتباط برقرار کنید زیرا ممکن است علت لجبازی کودکتان را متوجه شوید و به صورت منطقی با یکدیگر کنار بیایید و دیگر نیازی به بحث و جدل نباشد. سعی کنید به کودک خود احترام بگذارید و در بعضی موارد به او حق انتخاب دهید تا از بروز لجبازی در کودکتان پیشگیری کنید و اگر با این وجود کودکتان پرخاشگری کرد، خونسردی خودتان را حفظ کنید و سعی کنید با صحبت و گفتگو مسئله را حل کنید.</p>
<h2>علت لجبازی در کودکان ۶ تا ۷ ساله</h2>
<p>کودکانی که در سن ۶ تا ۷ سالگی قرار دارند معمولاً برای دریافت محبت از سوی دیگران، یاری و کمک خواستن از دیگران، داشتن احساس قدرت و تسلط بر دیگران و حتی جلب توجه دیگران ممکن است در برخی موقعیت‌ها دست به پرخاشگری بزنند و لجبازی کنند. والدین و اطرافیان کودک می‌توانند با تشخیص علت پرخاشگری کودکان، واکنش مناسبی در برابر لجبازی کودکان داشته باشند.</p>
<h2>درمان لجبازی در کودکان ۶ تا ۷ ساله</h2>
<p>لجبازی در کودکانی که در این سن هستند متفاوت‌تر از لجبازی کودکان در سنین پایین است و راهکارهای درمانی مختلفی دارد. لجبازی کودکان در این سن ممکن است برای انجام دادن کارهایی باشد که انجام آن در توانش است اما به دلیل تنبلی لجبازی می‌کند و تمایل دارد دیگران کارهای او را انجام دهند. مثلا بستن بند کفش یکی از کارهایی است که کودکان می‌توانند آن را انجام دهند اما به خاطر تنبلی سعی می‌کنند انجام این کار را از طریق لجبازی کردن به دیگران موکول کنند. اینطور وقت‌ها اطرافیان کودک نباید در برابر این‌گونه خواسته‌های کودک تسلیم شوند و کار‌های او را انجام دهند. زیرا اگر والدین کودک کارهای شخصی کودک را انجام دهند، باعث می‌شود کودک به این شرایط عادت کند و حتی در آینده نیز دیگران مجبور شوند کارهایی که مربوط به او هست را انجام دهند.<br />
تهیه یک جدول مصور که تصاویری از کارهای روزانه‌ی کودک در آن باشد نیز در کاهش لجبازی کودک و تشویق او به انجام کارهای روزانه مؤثر است. جدول مصور به این صورت است که کارهای روزانه کودک مثل مسواک زدن، لباس پوشیدن، غذا خوردن و &#8230; به صورت تصویری در جدول نشان داده شود.<br />
درصورتی که کودک در طول روز آن‌ها را به درستی انجام داد تشویق می‌شود و ستاره دریافت می‌کند، اما اگر لجبازی کرد و کارهایش را انجام نداد ستاره‌ای دریافت نمی‌کند. این کار باعث می‌شود کودک با وظایف خود آشنا شود و برای انجام دادن کار‌های شخصی خود تشویق شود و لجبازی کمتری کند.<br />
گاهی لجبازی کودکان هدف‌دار است، اگر بدانند که با این کار به هدف خود نمی‌رسند آن را تکرار نمی‌کنند. زمانی که کودک رفتار درستی از خود نشان می‌دهد، بداخلاقی نمی‌کند و جیغ و فریاد نمی‌زند او را تشویق کنید. چیزی که دوست دارد و آن را صلاح می‌دانید به او بدهید تا یاد بگیرد با خوش‌رفتاری می‌تواند پاداش بگیرد. توجه داشته باشید که پاداش شما نباید به صورت رشوه باشد. به کودک بفهمانید وقتی کاری را به کودک محول می‌کنید باید آن را انجام دهد و جیغ و فریاد او نباید مانع شود. اجازه ندهید لجبازی کودک بر تصمیمات شما تأثیر بگذارد و نظر شما را تغییر دهد. در صورتی که هیچ‌کدام از راه‌ها مؤثر نبود ممکن است لجبازی کودک شما علتی ریشه‌ای داشته باشد، در این صورت از مشاور روانشناس کمک بگیرید.</p>
<p>در مورد بحث لجبازی باید بگویم تا جایی که ممکن است کودک را در موقعیتی که باعث پرخاشگری او می‌شود قرار ندهید، همچنین با لجبازی و گریه نباید وسیله، خوراکی و &#8230; از مادر گرفته شود. در این شرایط بهتر است مادر به بچه بگوید هر وقت توانستی گریه‌ات را قطع کنی و منظورت را به من برسانی می‌توانم کمکت کنم. با این شیوه به بچه آموزش می‌دهیم که با لجبازی به چیزی نمی‌رسد. هرگز از خشونت و تندی استفاده نکنید. کودک را کم‌کم به اصلاح رفتار سوق دهید. اما اگر کودک به حرف مادر گوش نکرد به هیچ عنوان به خواسته‌هایش از طریق لجبازی پاسخ مثبت ندهید تا یاد نگیرد که این شیوه‌ای مناسب برای رسیدن به اهدافش است.</p>
<p>لجبازی کودکانه، رفتار یا واکنش نامناسبی است که بچه‌ها برای رسیدن به خواسته‌هایشان از خود نشان می‌دهند. آن‌ها به کمک انواع رفتارهای خشن یا گریه می‌خواهند به خواسته‌های مطلوب یا نامطلوبشان برسند و آنچه را می‌خواهند به دست آورند. بنابراین طبیعی است زمانی که این رفتار زیاد تکرار شود و به شکل عادتی همیشگی درآید، کودکی لجباز خواهیم داشت که واکنش نشان دادن در برابر او نیز بسیار سخت و دشوار خواهد بود.<br />
برای تشخیص آن‌که کدام رفتار کودک بهنجار و کدام رفتارش نا بهنجار است توجه به عوامل محیطی، فرهنگی و زیست‌شناختی دخیل در ایجاد و شکل‌گیری آن رفتار اهمیت بسزایی دارد.</p>
<p>کنترلش کنید.<br />
توجه کنید:<br />
&#8211; رفتارهای خود با کودک یا همسرتان را ارزیابی کنید. اگر فرزند شما می‌بیند که بزرگ‌ترها خصوصاً والدینش با انجام رفتار مقابله‌ای و لجبازی به خواسته‌های خود دست می‌یابند چگونه از او انتظار دارید که او چنین رفتاری را به کار نبرد؟!<br />
&#8211; زمانی که کودک لجبازی می‌کند شما نیز متقابلاً رفتار کودکانه نداشته باشید و بر خواسته خود اصرار نورزید.</p>
<p>&#8211; در مورد دستوراتی که به کودک می‌دهید، فکر کنید. قوانین را مستقیم و واضح بیان کنید و به آن‌ها در زمینه رعایت این قوانین کمک کنید. با کودک صمیمی ‌شوید و به او توجه کنید. در کنار او بنشینید و به چشم‌هایش نگاه کنید، نام او را به زبان بیاورید و او را به انجام کار تشویق کنید.<br />
&#8211; کارهایی را که از کودک انتظار دارید به او بگویید. در خواسته‌های خود را به طور واضح و روشن بیان کنید، مثلا «حالا که بازیت تمام شده باید وسایل بازیت را مرتب کنی». اگر می‌خواهید کودکتان از انجام کار خاصی خودداری کند باید قبلا یک بار مسئله را به او گفته باشید مثلا «جمع نکردن وسایل کار درستی نیست».<br />
&#8211; برای همکاری فرصت کافی به کودک بدهید. در صورت انجام دستور از او تشکر کنید. اگر می‌خواهید کار جدیدی مثل آماده شدن برای خواب را به کودکتان یاد دهید، یک بار توضیح دهید، پنج دقیقه صبر کنید سپس خواسته خود را یک بار دیگر تکرار کنید. اگر می‌خواهید کودک از انجام کار خاصی خودداری کند، باید از تکرار مرتب آن اجتناب کنید.<br />
&#8211; دلایل منطقی بیاورید. اگر کودک ظرف پنج دقیقه کار مورد نظر را انجام نداد از دلایل متناسب با موقعیت استفاده کنید. درصورتی‌که کودک باز هم دستور شما را انجام نداد و در همان موقع مشغول فعالیت خاصی مانند تماشای تلویزیون یا بازی خود بود، فعالیت او را قطع کنید (تلویزیون را خاموش کنید یا اسباب‌بازی را بردارید) و به کودک در مورد دلیل انجام این کار توضیح دهید.<br />
برای مثال «کاری را که از تو خواستم انجام ندادی، به همین دلیل تلویزیون تا ده دقیقه خاموش خواهد بود.»<br />
برای حذف یک فعالیت (بازی کامپیوتری نکردن) پنج تا ده دقیقه کافی است. از شکایت، اعتراض و بحث با کودک خودداری کنید.<br />
کودک را به فعالیت قبلی بازگردانید. درصورتی‌که زمان مورد نظر برای اصلاح رفتار کودک به اتمام رسید اجازه فعالیت دوباره را داده یا اسباب‌بازی را به کودک بدهید.<br />
درصورتی‌ که بعد از اتمام زمان مورد نظر کودک دستورات شما را انجام داد، او را تشویق کنید. در صورت سرپیچی او از روش «ساکت کردن یا محروم کردن» استفاده کنید و تا زمانی که کودک شما به رفتار جدید عمل‌نکرده است، روش‌های قبلی را تکرار کنید.</p>
<h2>سخن آخر</h2>
<p><img class=" wp-image-152309 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/abd2ba75824964016e5c9ad12e34e291-300x300.jpg" alt="" width="315" height="315" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/abd2ba75824964016e5c9ad12e34e291-300x300.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/abd2ba75824964016e5c9ad12e34e291-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/12/abd2ba75824964016e5c9ad12e34e291.jpg 564w" sizes="(max-width: 315px) 100vw, 315px" /></p>
<p>بررسی رفتار کودک هنگام لجبازی و دستیابی به احساس و نیاز پشت رفتار او کمک می‌کند تا شیوه درست مواجهه با آن را پیدا کنید. از تمام روش‌های یاد شده کمک بگیرید تا احساس دیده شدن و به حساب آمدن را در کودک ایجاد کنید. تنبیه بدنی را از جعبه ابزار والدگری خود خارج کنید؛ زیرا عواقب جبران‌ناپذیری بر کودکان باقی می‌گذارید. خود را به روش‌های جدید مجهز کنید تا تأثیر شگفت‌انگیز آن‌ها را ببینید.<br />
اگر کودکتان مدام لجبازی و نافرمانی می‌کند و بر تکرار رفتارهایش اصرار دارد، یا حالات دیگری مانند افسردگی، خواب آشفته و بی‌اشتهایی دارد، بهتر است مساله را با روانشناس متخصص در میان بگذارید یا با ما همراه باشید.</p>
<p><strong>منابع</strong>:</p>
<p>خلاصه سخنرانی هلاکویی، ف</p>
<p>احمد، پدرام (۱۳۹۴). لجبازی در کودکان و نوجوانان، اصفهان: ترانه پدرام</p>
<p>ما را در <a href="http://t.me/ravanhami">تلگرام</a> و <a href="http://instagram.com/ravanhami">اینستاگرام</a> دنبال کنید.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d9%84%d8%ac%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%85%d8%9f-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%ac%d8%a8%d8%a7/">چرا کودک لجبازی داریم؟ برای درمان لجبازی کودک چه کنیم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%da%86%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d9%84%d8%ac%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%85%d8%9f-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%84%d8%ac%d8%a8%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چطور احساس خشم را کنترل کنیم؟ چرا بعضی کودکان خشم بیشتری نشان می‌دهند؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%ae%d8%b4%d9%85-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%b9%d8%b6%db%8c-%da%a9/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%ae%d8%b4%d9%85-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%b9%d8%b6%db%8c-%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[زهرا تاجیک]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 Aug 2019 17:30:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[رشد]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=151665</guid>

					<description><![CDATA[<p>چکیده: خشم یک هیجان ارضاکننده و درعین‌حال ویران‌کننده است، سامان­دهی درونی فرد را فعال می‌کند و او را برای رویارویی با خطرهای بالقوه پیرامون آماده می‌کند (تایلر و نواکو،۲۰۰۵). ناتوانی در مدیریت خشم، علاوه بر ناراحتی شخصی باعث اخلال در سلامت عمومی و روابط میان فردی و سازگاری می­شود. مدیریت خشم در پی از میان [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%ae%d8%b4%d9%85-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%b9%d8%b6%db%8c-%da%a9/">چطور احساس خشم را کنترل کنیم؟ چرا بعضی کودکان خشم بیشتری نشان می‌دهند؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>چکیده</strong>: خشم یک هیجان ارضاکننده و درعین‌حال ویران‌کننده است، سامان­دهی درونی فرد را فعال می‌کند و او را برای رویارویی با خطرهای بالقوه پیرامون آماده می‌کند (تایلر و نواکو،۲۰۰۵). ناتوانی در مدیریت خشم، علاوه بر ناراحتی شخصی باعث اخلال در سلامت عمومی و روابط میان فردی و سازگاری می­شود. مدیریت خشم در پی از میان برداشتن خشم نیست بلکه در پی تشویق نظارت خودشناسی، هیجانی و رفتاری است (آیوانیک،۲۰۰۶).</p>
<p>خشم یک احساس یا حالت بد روانی است و زمانی که شدید و نیرومند می‌شود تغییراتی در بدن به وجود می‌آورد و در این صورت است که از مرحله‌ی احساس (feeling) وارد مرحله‌ی هیجان (emotion) می‌شود؛ هیجانی بد و منفی؛ اما گاهی باوجود بد و منفی بودن باید از نیروی آن برای تغییر و دگرگونی استفاده کرد.</p>
<p>زمانی که خشم، رفتار نامناسبی مثل آزار خود یا دیگران را در برداشته باشد آن را عصبانیت می‌گویند.</p>
<p>کودکان خشمگین دچار آسیب‌هایی در ارتباطات خود یا شخصیت‌اند. مثلاً: هم‌کلاسی‌ها خواهان دور بودن و اجتناب از کودکانی هستند که دائماً خشمگین‌اند و این امر ممکن است به انزوای اجتماعی و حس بی‌کفایتی منجر شود. یا در شرایط بحرانی که کودک در کنترل خشم خود مشکل دارد ممکن است به مرحله‌ی مدرسه گریزی، اخراج از مدرسه و خود بیزاری برسد.</p>
<p>برای اینکه به کودکان خود کمک کنیم تا خشم خود را با موفقیت کنترل کنند باید ابتدا توانایی‌های خود را در ارتباط با این حس بشناسیم و آمادگی بررسی اعتقادات خود را در مورد چگونگی کنترل خشم داشته باشیم.</p>
<p>کنترل آگاهانه خشم امری پیچیده است و نمی‌توان از کودک انتظار داشت تا بدون حمایت و راهنمایی از پس چنین کاری بربیاید. وظیفه ی بزرگ‌ترها شناسایی نیازهای کودکان است تا بتوان با موفقیت به سمت کنترل خشم رفت.</p>
<p>یکی از بنیادی‌ترین وظایف والدین درزمینه­ ی زندگی احساساتی کودکانشان، ایجاد یک سیستم منظم و متعادل احساسی برای آنان است که به معنی ایجاد توانایی در کودکان برای تعدیل رفتارهایشان و آرام کردنشان است تا کودک درگیر مشکلات عاطفی نباشد.</p>
<h2>چرا کودکان خشمگینی داریم؟</h2>
<p><img class=" wp-image-151677" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/242b7d1ee52e3b022ce8b4a5940a6600-300x300.jpg" alt="چرا بعضی کودکان خشم بیشتری نشان می‌دهند؟" width="371" height="371" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/242b7d1ee52e3b022ce8b4a5940a6600-300x300.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/242b7d1ee52e3b022ce8b4a5940a6600-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/242b7d1ee52e3b022ce8b4a5940a6600.jpg 564w" sizes="(max-width: 371px) 100vw, 371px" /></p>
<p>_ <strong>وراثت</strong>: اگر کودک والدین خشمگینی داشته باشد به‌احتمال ۵۰% در بزرگ­سالی رفتارهای خشمگینانه خواهد داشت.</p>
<p>&#8211; <strong>فشار روحی در کودک</strong>: (کم‌توجهی دائمی به گریه) خطرناک است چراکه مقادیر زیاد کورتیزول در ماه‌های اولیه زندگی رشد سیستم انتقال‌دهنده‌ی عصبی را با اخلال روبه‌رو می‌کند. وقتی به کودکی که احساسات هیجانی بالایی دارد برای کنترل این احساس کمک نشود، ممکن است زنگ هشداری که بخش زیرین مغزش وجود دارد در ادامه زندگی‌اش بیش‌فعال شود و این باعث می‌شود، کودک در مقابل موقعیت‌های کم تنش رفتارهای سخت گیرانه داشته باشد و در تمام زندگی‌اش با اضطراب زندگی کند و بیشتر اوقات بی‌حوصله و خشمگین باشد.</p>
<p>سطح هورمون‌هایی مثل اکسیتوسین و سروتونین وابسته به روابط مثبت کودک و والدین است. تولید هورمون اکسیتوسین با لمس مثبت والدین، حس امنیت و آرامش در کودک ایجاد می‌کند و همین منجر به تعدیل کورتیزول می‌شود.</p>
<p>&#8211; <strong>تجربه‌های ناگوار دوران کودکی</strong>: تجربه‌های ناگوار دوران کودکی، رشد بخش پیشین مخچه که به احساسات اجتماعی مربوط می‌شود را با مشکل روبرو می‌کند. این بخش از مغز نقش مهمی در تنظیم و تعدیل پاسخ‌های بادامه دارد. اگر بخش پیشین مخچه به‌خوبی رشد نکند شخص در ادامه زندگی اختلالاتی در کنترل خود و تعدیل رفتار خود خواهد داشت و قادر نخواهد بود با دیگران به‌خوبی ارتباط برقرار کند. به همین دلیل است که بعضی کودکان نمی‌توانند به هنگام قشقرق تکانه‌های هیجانی را کنترل کنند.</p>
<p>تحقیقات نشان می‌دهد که بخش پیشین مخچه کودکان ۴ ساله­ایی که در محیط‌های آشفته و پرتنش رشد یافته‌اند، در مقایسه با کودکانی که درست پرورش نیافته‌اند بسیار کوچک است و این کودکان روحیه‌ی حضور در جمع را ندارند.</p>
<p>&#8211;<strong>تقلید یا تجربیات گذشته</strong>: بیشتر کودکان به‌راحتی قادرند احساس خشم را سریعاً از وجود خود خارج سازند اما بعضی کودکان ممکن است کم‌کم به این نتیجه برسند که تنها راه برای به دست آوردن آنچه می‎‌خواهند داشتن خشم در وجودشان است؛ زیرا تجربیات گذشته‌ی آن‌ها این‌طور نشان داده است. مثلاً چون پدرم فریاد کشید و ما کاری را انجام دادیم پس فریاد کشیدن روش مناسبی برای به کرسی نشاندن حرف است.</p>
<p>سرکوبی یا عدم پذیرش خشم به‌صورت دائمی برای سلامت عاطفی و فیزیکی کودک مضر است. همین کودک چندین سال بعد ممکن است دچار افسردگی شود و سیستم ایمنی بدن به دلیل وجود زیاد هورمون کورتیزول ضعیف می‌شود.</p>
<p>کودکانی که خشم خود را سرکوب می‌کنند ممکن است هیچ‌گاه روش‌های تعدیل عاطفی را نیاموزند. برای کمک به کودکان جهت کنترل خشمشان باید از محیط‌هایی که موجب ایجاد چنین احساساتی می‌شود شناخت کافی داشته باشیم.</p>
<h2><strong> محیط‌هایی که منجر به احساس خشم می‌شود:</strong></h2>
<p><img class=" wp-image-151678" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/5b8788feb600e1fab71eb421b80e76c3-219x300.jpg" alt="" width="271" height="371" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/5b8788feb600e1fab71eb421b80e76c3-219x300.jpg 219w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/5b8788feb600e1fab71eb421b80e76c3.jpg 564w" sizes="(max-width: 271px) 100vw, 271px" /></p>
<ul>
<li><strong>تهدید عزت‌نفس</strong>: برای مثال کودکانی که مشکلات رفتاری خاصی دارند اغلب به دنبال راهی هستند تا موقعیتی بیابند و از طریق آن حس کم‌ارزشی خود را با ایجاد یک درگیری نشان داده یا طوری رفتار کنند که نیاز به عدم پذیرش داشته باشند. میزان متعارف عزت‌نفس مرتبط با نوع نگرش مثبتی است که به کودکان اجازه می‌دهد تا با بسیاری از مشکلات زندگی دست‌وپنجه نرم کنند بدون اینکه دیده یا قربانی شوند.</li>
<li><strong>عدم احساس امنیت</strong>: روابط ناملایم و تنبیه گرایانه ممکن است بیشتر به سردی روابط کودک با مراقبینش به هنگام احساس اضطراب منجر شود تا اینکه کودک بخواهد رابطه خود را با آنان حفظ کند. کودکانی که چنین تجربه ای را داشته‌اند در ادامه زندگی حالت پرخاشگری بیشتری خواهند داشت. عدم وجود ثبات در شخصیت مراقبین ممکن است خود را بعدها در کودک به شکل خشمگین بودن در رویارویی با دیگر بزرگ‌سالان نیز نشان دهند.</li>
<li><strong>ناراحتی:</strong> ناراحتی عمیقی که ممکن است به خاطر از دست دادن یکی از اعضای خانواده باشد، ممکن است باعث آسیب‌پذیری بیشتر کودک در کشمکش باخشم ناخواسته آن‌ها هنگامی‌که با احساسات ناشی از ترک شدن یا عدم حتمیت مقابله می‌کند شود.</li>
<li><strong>ناکامی:</strong> بعضی از کودکان نیاموخته‌اند قبل از اینکه کارشان خراب شود تقاضای کمک کنند بیشتر احساس ناکامی می‌کنند. چراکه تقاضای کمک ممکن است به ترس از شکست یا تصدیق عدم موفقیتشان ربط داده شود که خود منجر به حس نابسندگی و کم‌ارزش پنداری خواهد شد.</li>
</ul>
<p>دیگر عواملی که ممکن است منجر به بروز خشم شود شامل:</p>
<ul>
<li>حسادت و رقابت با همشیرها</li>
<li>حس ناعادلانه رفتار شدن با کودک</li>
<li>خجالت</li>
<li>دل‌شکستگی</li>
<li>دخالت بزرگ‌ترها برای کمک زمانی که به کمکشان نیازی نیست.</li>
<li>مشاهده‌ی رفتار نامنصفانه با دیگران</li>
<li>تحقیر</li>
<li>نبود کنترل</li>
<li>حس عدم درک شدن از طریق دیگر</li>
<li>گرسنگی</li>
<li>خستگی</li>
<li>بیماری و درد</li>
</ul>
<p>عناصری که کودک به کمک آن می‌تواند به خشم خود فائق آید عبارت است از:</p>
<ul>
<li>خودآگاهی: توانایی کودک برای آگاهی از احساسات عاطفی خود در مواقعی که برانگیخته می‌شود.</li>
<li>توانایی گفتاری برای بیان آن حس عاطفی که در حال تجربه کردن است.</li>
<li>توانایی برقراری ارتباط موفق.</li>
<li>قوه خودداری: اعتقاد کودک به اینکه بر احساسات خود و شیوه‌ی بیان این احساسات تسلط دارد.</li>
<li>مهارت شنیداری اثربخش: توانایی شنیدن کامل اثربخش آنچه دیگران می‌گوید و عکس‌العمل نشان دادن به گفته‌ها</li>
<li>مهارت حل مسئله: مشارکت و مذاکره با دیگران</li>
<li>توانایی منحرف کردن و آرام ساختن حواس خود</li>
</ul>
<p>*رشد این مهارت‌ها وابسته به حمایت و حساسیت والدین است.</p>
<h2><strong>نکات کلیدی:</strong></h2>
<p><img class=" wp-image-151680 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/0ae29a7d8ce3f024f142c02eee05ca19-254x300.jpg" alt="" width="326" height="385" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/0ae29a7d8ce3f024f142c02eee05ca19-254x300.jpg 254w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/0ae29a7d8ce3f024f142c02eee05ca19.jpg 564w" sizes="(max-width: 326px) 100vw, 326px" /></p>
<p>۱  نیاز است کودکان بدانند که گرچه گاهی اوقات خشمگین می‌شوند ولی بازهم دوست‌داشتنی هستند. بزرگ‌ترها نیز باید نشان دهند که می‌توانند بااحساس خشم یک کودک با آرامش برخورد کنند.</p>
<p>۲  تعیین وقت برای کودکان بسیار تأثیر دارد، باید به کودک وقت کافی داده شود تا به آرامش برسد.</p>
<p>۳  مطمئن شوید که از لحاظ موقعیت بدنی با آن کودک در یک سطح هستید و نشان دهید که می‌توانید خشم خود را کنترل کنید. اگر احساس خشم برای کودکی ترسناک است دیدن این‌که شما وجود این احساس قوی پریشان نشده‌اید و اینکه شما نیاز کودک به توجه را انکار نمی‌کنید کمک بزرگی محسوب می‌شود. عدم پذیرش خشم منجر به اضطراب و ناکامی‌های آینده کودک می‌شود.</p>
<p>۴  از مهارت‌های همدلی خود استفاده کنید. این کودک چه می‌خواهد؟ کودک چه حسی دارد؟</p>
<p>۵  کودکان کوچک‌تر ممکن است با نوازش شدن یا در آغوش والدین خود آرام شوند.</p>
<p>۶  بیشتر کودکان دوست دارند درباره‌ی دلیل خشم خود به شما بگویند. اگر این اتفاق افتاد به کودک نشان دهید دارید سعی می‌کنید آن‌ها را درک کنید. مثلاً بگویید آهان که این‌طور&#8230;متوجه شدم.</p>
<p>۷  هنگامی‌که کودک توانایی دارد تا از دلیل خشمش برای شما سخن بگوید، به او وقت کافی بدهید تا همه داستان را برای شما تعریف کند. از نصیحت کردن کودک در این شرایط بشدت خودداری کنید. صحبت کردن در مورد خشم از قدرت خشم می‌کاهد.</p>
<p>۸  مطمئن شوید که موقعیت را از دید کودک درک کرده‌اید. از کودک بخواهید تا هر آنچه را که متوجه نشده‌اید با سادگی بیان کند. این کار باعث می‌شود تا کودک این موارد مبهم را در ذهن خود نیز شفاف کند.</p>
<p>۹  هنگامی‌که کودک به‌اندازه کافی آرام شده است تا با او سخن بگویید، به وی کمک کنید تا بهترین راه‌حل را برای مشکل پیدا کند. از کودک بپرسید که از دست شما چه‌کاری برای او ساخته است یا برای کودکان سنین پایین یک پیشنهاد مطرح کنید.</p>
<p>۱۰  کودکان کوچک‌تر معمولاً با منحرف شدن حواسشان به یک فعالیت جالب‌تر خشم خود را فراموش می‌کنند. کودکان بزرگ‌تر زمان بیشتری نیاز دارند تا به فعالیتی که شما می‌دانید به آرام شدنشان کمک خواهد کرد؛ مانند قدم زدن یا گوش کردن به موسیقی، بپردازند. اگر کودکان در کلاس هستند.</p>
<p>۱۱  اگر می‌دانید که کودک با شوخی کردن حالش بهتر می‌شود می‌توانید از این راهکار برای آرام کردن موضوع استفاده کنید.</p>
<p>بیشتر روانشناسان معتقدند که تشویق کودکان برای ابراز خشمشان مانند فریاد کشیدن بر سر یکی یا مشت زدن به یک بالش، همواره شیوه مناسبی در کنترل خشم محسوب نمی‌شود.</p>
<p>جایی که خشم موجب یک رفتار غیرقابل‌قبول از طرف کودک مانند شکستن یک وسیله درگیر شدن کودک با یک کودک دیگر شده است:</p>
<ul>
<li>از امنیت کودک یا کودکان و خود مطمئن شوید.</li>
<li>تمایز میان احساس خشم کودک و رفتار غیرقابل‌قبول و نامناسب بسیار مهم است. ابتدا نظر خود را به‌طور واضح در مورد رفتار کودک بگویید: نه اصلاً خوب نیست که خشمگین هستی و به کسی ناسزا میگویی.</li>
</ul>
<p>بعد از مشخص کردن آنچه مقبول نیست کودک باید بداند که به‌جای این رفتار نامناسب چه‌کاری باید انجام می‌داده است. این جایگزین رفتاری را همان موقع یا بعد از آرام شدن کودک می‌توان به او گفت. حال خواه جایگزین رفتاری در همان لحظه به کودک عرضه شود یا بعداً با او مطرح شود، ضروری است که جملات شما حالت مثبت داشته باشند.</p>
<p>اگر خشم کودک قبل از حضور بزرگ‌ترها باعث صدمه دیدن کسی یا خراب شدن وسیله‌ای‌ شده یا هر نتیجه غیرقابل‌قبول دیگری داشته باشد می‌توان از خود کودک خواست تا در درست کردن همه‌چیز کمک کند.</p>
<p>به‌طور خلاصه نکات کلیدی فراوانی وجود دارند که به ما کمک می‌کند تا متوجه شویم چه‌کارهایی به کنترل خشم کودکان کمک می‌کند ما باید:</p>
<p>۱  مراقب باشیم کودک خود را چگونه می‌پندارد</p>
<p>۲  کاملاً آگاه باشیم اعمال ما چگونه بر خودانگاره کودک تأثیر می‌گذارد</p>
<p>۳  با کودک رفتاری گرم و واقعی داشته باشیم</p>
<p>۴  به کودک کمک کنیم خودآگاهی اینکه رفتارش چه آسیبی به دیگران می‌زند را بالا ببرد</p>
<p>۵  به وی کمک کنیم تا انعطاف عواطفش را تا حدی بالا ببرد</p>
<p>به‌طورکلی موارد ذکرشده که در حمایت از رشد و نگهداری سالم عزت‌نفس دخیل هستند مشابه‌اند (پلامر، ۲۰۰۷).</p>
<p>منابع:</p>
<ul>
<li>پلامر، دبورا.(۱۳۸۹). بازی‌های کنترل خشم در کودکان (امیر جهانیان نجف‌آبادی)، اصفهان: کیاراد.۱۳۸۹</li>
<li>خلاصه سخنرانی هلاکویی، ف</li>
</ul>
<p>ما را در <a href="http://t.me/ravanhami">تلگرام</a> و <a href="http://instagram.com/ravanhami">اینستاگرام</a> دنبال کنید.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%ae%d8%b4%d9%85-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%b9%d8%b6%db%8c-%da%a9/">چطور احساس خشم را کنترل کنیم؟ چرا بعضی کودکان خشم بیشتری نشان می‌دهند؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%ae%d8%b4%d9%85-%d8%b1%d8%a7-%da%a9%d9%86%d8%aa%d8%b1%d9%84-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d8%b9%d8%b6%db%8c-%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چگونه با کودکان صحبت کنیم؟ چطور بدون دعوا با کودکم به اهدافم برسم؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b5%d8%ad%d8%a8%d8%aa-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b9/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b5%d8%ad%d8%a8%d8%aa-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[ریحانه رعنایی فر]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 08 Aug 2019 17:30:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[رشد]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=149412</guid>

					<description><![CDATA[<p>در رشته مطالب زیر قرار است کتاب &#8220;چگونه با کودک خود گفتگو کنیم؟&#8221; اثر ادل فایبر که متعلق به انتشارات نی است را به طور خلاصه مرور کنیم. هدف کلی این کتاب توضیح نحوه­ صحبت­کردن والدین با کودکان و ارائه راهکار های مناسب در برخورد کودکان است. دراین کتاب، تعداد زیادی از شرایطی که والدین [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b5%d8%ad%d8%a8%d8%aa-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b9/">چگونه با کودکان صحبت کنیم؟ چطور بدون دعوا با کودکم به اهدافم برسم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در رشته مطالب زیر قرار است کتاب &#8220;چگونه با کودک خود گفتگو کنیم؟&#8221; اثر ادل فایبر که متعلق به انتشارات نی است را به طور خلاصه مرور کنیم. هدف کلی این کتاب توضیح نحوه­ صحبت­کردن والدین با کودکان و ارائه راهکار های مناسب در برخورد کودکان است. دراین کتاب، تعداد زیادی از شرایطی که والدین به طور روزمره با آن درگیر هستند بیان شده و راهکار های مناسبی ارائه شده است.  این کتاب هفت فصل دارد که به مرور،  خلاصه تمام فصل های آن ارائه خواهد شد. در پایان هر فصل پرسش و پاسخی نوشته شده که در اینجا به برخی از آنها اشاره کرده­ام.</p>
<p>در ثبت خلاصه این کتاب، قطعا برداشت های شخصی من هم وارد شده و ممکن است بعضی از جملات و مفهوم ها به تعیبر من بیان شده باشند. همچنین به علت اینکه امکان نوشتن تمام مثال ها در مطالب زیر نمی­باشد، پیشنهاد می­کنم اگر دغده­تان مسائلی از این قبیل است؛ کتاب را مطالعه نمایید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><img class=" wp-image-149414 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss-203x300.jpg" alt="" width="285" height="421" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss-203x300.jpg 203w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss-678x1000.jpg 678w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss.jpg 694w" sizes="(max-width: 285px) 100vw, 285px" /></p>
<h2><strong>به کودکانمان کمک کنیم تا احساسات خود را بشناسند.(فصل یک)</strong></h2>
<p>والدین به صورت ناخواسته موجب انکار هیجان­ها و احساسات کودکشان می­شوند.انکار هیجان­­ها از طرف والدین موجب سردرگمی کودک می­شود و چون کودک والدین را منبع کارهای درست می­بیند؛ پس از مدتی که والدین هیجان­های او را رد کنند، کودک باور می­­کند که تجربه و برداشت اشتباهی از هیجاناتش دارد  و پس از مدتی دیگر آنها را ابراز نمی­کند.</p>
<p>در ادامه مثال هایی میزنیم که والدین به­صو­رت ناخواسته هیجان­های کودکشان را نادیده گرفته­اند:</p>
<p>کودک: مامان من خسته ام.</p>
<p>والد: وا! تو که تازه استراحت کردی/ تو که کار خاصی تو خونه نمی­کنی!چرا باید خسته بشی وقتی همه کارها به عهده منه.</p>
<p>***</p>
<p>کودک: من گرممه.</p>
<p>والد: برو ژاکتتو تن کن.سرما میخوری مریض می­شی، نمی­تونی بری مهد!</p>
<p>***</p>
<p>تجربه همه­مان ثابت کرده­است که پایان این صحبت­ها با فرزندمان موجب جدالی تلخ می­شود.خودتان را جای کودک بگذارید.اگر برای بیان کردن هر هیجان­تان از سوی والدین دچار سرزنش می­شدید چه احساسی پیدا می­کردید؟</p>
<p>اگر به جای انکار اولیه، ابتدای صحبت­مان با کودک، گونه ای برخورد کنیم تا باور کند که ما او را درک می­کنیم اما شرایط ایجاب می­کند که فعالیتی دیگر را انجام دهد، کودکمان پذیرش راحت­تری خواهد داشت و انتهای صحبت به سمت دعوا نخواهد­رفت.</p>
<p>مثلا در مثال اول والد می­تواند این­گونه پاسخ دهد که &#8220;خب، با وجود اینکه تو تازه از خواب بیدار شدی، اما به­نظر می­رسه هنوز خسته­ای.&#8221; یا در مثال دوم &#8221; عزیزم من سردمه ولی تو گرمته اما بنظرم بهتره لباس بیشتری بپوشی تا از مهدکودک عقب نمونی.&#8221;</p>
<p>با اقتباس از کتاب، مثالی دیگر می­زنم تا بیشتر کودکمان را درک کنیم:</p>
<p>&#8220;تصور کنید در اداره­ای مشغول به کار هستید .رئیس از شما می­خواهد که تا پایان وقت اداری کاری برای او انجام دهید. شما فورا دست­به­کار می­شوید اما کارهای ضروری ای پیش می­آید و شما به کاری که رئیس گفته نمی­رسید و در نهایت فراموش می­کنید.کارها بسیار فشرده است و به غذا ­خوردن هم نمی­رسید. در پایان وقت اداری به اتفاق همکاران­تان برای رفتن به منزل حاضر می­شوید که رئیس به اتاق شما می­آید و کار تمام شده را از شما می­خواهد. شما تلاش می­کنید تا به اوتوضیح دهید چه اتفاق هایی برایتان افتاده اما او حرف شما را قطع می­کند و فریاد می­زند &#8220;برای من بهانه نیاورید! فکر می­کنید برای چه به شما حقوق می­دهم؟ اینکه فقط در اتاق بنشینید و به کارهای غیرضروری رسیدگی کنید؟&#8221;شما تا دهانتان را باز می­کنید می­گوید &#8220;دیگر کافی است!&#8221; همکاران شما تظاهر می­کنند چیزی نشنیده­اند اما شما می­خواهید با یکی از دوستانتان در این زمینه صحبت کنید.او می­تواند با هشت زاویه دید به شما پاسخ دهد:</p>
<ul>
<li>انکار احساسات</li>
<li>پاسخ فلسفی</li>
<li>نصیحت کردن</li>
<li>سوال کردن</li>
<li>دفاع از شخص دیگر</li>
<li>احساس ترحم</li>
<li>تجزیه و تحلیل بچه­گانه</li>
<li>احساس همدردی</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<p>احتمالا در آن شرایط از شنیدن پاسخی فلسفی و نصیحت شدن بیزاریم. با شنیدن جملاتی ترحم­آمیز احساس غم بیشتری خواهیم کرد و سوال کردن ما را در حالت دفاعی قرارخواهدداد و بدترین حالت زمانی است که بشنویم هیچ دلیلی برای ناراحت­بودن وجود ندارد. احتمالا در این شرایط دوست­دارید گوش شنوایی داشته باشید. <strong>کودکان هم همینطور!کودکان هم تنها در صورتی می­توانند مشکلات خود را حل کنند که گوشی شنوا در اختیار داشته­باشند تا در زمان ناراحتی، با او همدردی کند.</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<p><strong>اما همدردی چیست؟چطور با کودک همدردی کنیم؟</strong></p>
<p><strong> </strong></p>
<ul>
<li>به سخنان او توجه نشان دهیم.</li>
<li><strong>از همه مهمتر این است که نام هیجان های آنها را به آنها بگوییم و بازخورددهیم. </strong>مثلا وقتی کودک با عصبانیت بسیار پرخاش می­کند &#8220;اوه پسر تو خیلی عصبانی هستی.&#8221; یا &#8221; من متوجهم که تو خیلی غمگین هستی.&#8221;&#8230; .</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<ul>
<li>با بیان کلماتی مانند جدا، واقعا&#8230; به آنان نشان ­دهیم که احساساتشان قابل درک است.</li>
<li>در عوض بی­توجهی، به سخنان آنها کاملا گوش می­دهیم.</li>
</ul>
<p><img class=" wp-image-149415 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss1-300x245.jpg" alt="" width="386" height="315" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss1-300x245.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss1-768x628.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss1-1000x817.jpg 1000w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss1.jpg 1024w" sizes="(max-width: 386px) 100vw, 386px" /></p>
<ul>
<li>در عوض پرسش و نصیحت با بیان خوب، راستی &#8230;. احساسات او قابل درک است.</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<ul>
<li><img class=" wp-image-149416 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss2-300x242.jpg" alt="" width="352" height="284" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss2-300x242.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss2-768x620.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss2-1000x807.jpg 1000w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss2-45x35.jpg 45w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss2.jpg 1024w" sizes="(max-width: 352px) 100vw, 352px" /></li>
<li>در عوض انکار احساسات، به احساسات آنها واقعیت بخشید.</li>
</ul>
<p><img class=" wp-image-149418 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss3-300x217.jpg" alt="" width="373" height="270" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss3-300x217.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss3-768x555.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss3-1000x723.jpg 1000w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss3-278x202.jpg 278w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss3-373x270.jpg 373w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss3-567x410.jpg 567w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss3-475x342.jpg 475w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss3.jpg 1024w" sizes="(max-width: 373px) 100vw, 373px" /></p>
<ul>
<li>در عوض توضیح و منطق، خواسته های آنان را در دنیا تخیل حقیقت بخشید.</li>
</ul>
<p><img class=" wp-image-149419 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss4-300x229.jpg" alt="" width="384" height="293" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss4-300x229.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss4-768x587.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss4-1000x765.jpg 1000w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss4-45x35.jpg 45w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss4.jpg 1024w" sizes="(max-width: 384px) 100vw, 384px" /></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>**والدین در تربیت فرزندشان باید به این باور برسند که قرار نیست همیشه راه­گشای مشکلات کودکان باشند.</p>
<p>به جای نصیحت­کردن احساسات کودک را تصدیق کنیم و او را به این باور برسانیم که درک می­شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><strong>برخی از سوالات والدین</strong></h3>
<p>&nbsp;</p>
<p>۱-  آیا همیشه باید احساسات کودکانمان را تصدیق کنیم؟</p>
<p>خیر.</p>
<p>هدف تصدیق احساسات این است که به کودکانمان هیجان­هایشان را یاد­دهیم و در ادامه آنها به فهم این برسند که والدین آنها را درک می­کنند. مثلا در جواب کودکی که می­گوید امروز با دوستانش می­خواهد به شهربازی برود الزامی وجود ندارد که اینطور تصدیق شود:&#8221; پس تو میخواهی با دوستانت به شهربازی بروی!!&#8221; اتفاقا این طرز پاسخ موجب سردرگمی کودک خواهد­شد و به جای آن می­شود گفت&#8221; از اینکه به من اطلاع دادی متشکرم!/خوش بگذره!&#8221;</p>
<p>۲- چه اشکالی دارد که از کودک بپرسیم &#8220;چرا این احساس را داری؟&#8221;</p>
<p>اولا که کودکان اصولا تعریف احساستشان را نمیداند.چه برسد به علت احساسات! همچنین خیلی اوقات چون از قضاوت والدین می­ترسند تمایل به پاسخ این سوال ندارند.اما<strong>اگر به جای</strong> <strong>&#8220;چرا این احساس رو داری؟&#8221;</strong> <strong>از او بپرسیم &#8220;چی شد که این اتفاق افتاد؟&#8221;، &#8220;چی شد که ناراحت شدی؟&#8221; و یا &#8220;چه اتفاقی افتاده؟&#8221; بسیار راهگشا تر هستند.</strong></p>
<p>۳- اگر تمام احساسات فرزندم را بپذیرم ، آیا او احساس نمی­کند که هرچه انجام می­دهد مورد پذیرش من است؟ من نمیخواهم والدی بی­قید باشم.</p>
<p>ما قرار نیست که با تصدیق احساسات به آنها اجازه انجام فعالیت را بدهیم.</p>
<p>کودک: میخوام رو دیوار نقاشی کنم. ( یا والد مشاهده می­کند فرزندش به جای نقاشی در دفتر روی دیوار نقاشی می­کند.)</p>
<p>والد: به­نظر خیلی دوست داری روی دیوار نقاشی کنی ولی دیوار برای نقاشی کردن نیست.( لحن والدین اهمیت بسیاری دارد.اگر با محبت، تصدیق انجام دهد و با قاطعیت، قانون­ها را بیان کند نتایج خوبی خواهد­گرفت.</p>
<p>۴- وقتی فرزندمان دچار مشکل می­شود، چرا نباید نصحت کنیم؟</p>
<p>خیلی واضح است! چون مانع حل مسئله توسط خودش می­شویم. تجربه ها را از او می­گیریم.</p>
<p>*در فصل های بعدی به مبحث نصیحت به صورت جزئی­تر خواهیم پرداخت.</p>
<h3><strong>احتیاط کنید!</strong></h3>
<p>۱- کودکان معمولا از اینکه عین جملات آنها را برای تصدیق به کار ببریم اعتراض می­کنند:</p>
<p>کودک: من اصلا این غذا رو دوست ندارم.</p>
<p>والد: پس تو این غذا رو دوست نداری!</p>
<p>کودک: (با ناراحتی) این همون حرفی هست که خودم گفتم.</p>
<p>شاید کودک با شنیدن این جمله راضی­تر بود:</p>
<p>والد:پس دفعه دیگه حتما غذایی درست می­کنم که دوست­داشته باشی.</p>
<p>۲- گاهی اوقات کودکان ترجیح می­دهند در زمان نارحتی حرف نزنند. اصرار والدین برای باز­کردن بحث بیهوده است و حضورشان بسیار ارزشمندتر است.</p>
<p>۳- والدین نباید واکنش های اغراق­آمیز داشته باشند چون این مفهوم را القا می­کند که کودک به درستی درک­نشده.</p>
<p>۴-کودکان نمی­خواهند القاب منفی که بر روی خود می­گذارند توسط والدین تکرار شود.</p>
<p>کودک: من همش ورزش می­کنم اما هنوز خیلی چاق و تپلم و توی سرویس مدرسه همیشه باید جلو بشینم تا بقیه در صندلی های عقب راحت باشن.من یه تپلوی بیچاره ام.</p>
<p>والد:خب تو واقعا قکر می­کنی تپلی؟ خیلی آدم های تپل­تری هم هستن ولی اینطوری ناراحت نیستن .</p>
<p>والد:اینکه آدم برای رسیدن به یه چیزی خیلی تلاش کنه و بهش نرسه ناراحت کننده است و باید علتش رو باهم پیدا کنیم.ولی، همه آدم­ها قرار نیست در وزن ایده­­آل باشن. دنیا با این تفاوت ها قشنگه!</p>
<h2>۲<strong>&#8211; دعوت به همکاری(فصل دوم)</strong></h2>
<p>یک والد هرگز با کمبود مشکل مواجه نمی­شود! یک روز مشکل دعوا با خواهر و برادر، یک روز کوتاهی مو، یک روز گم شدن شلوار مدرسه و روزی دیگر دعوا با همکلاسی&#8230;.!! زندگی یک والد پر از صحنه های نمایش است که تنها راه لذت از آن­همه مشکل، دیدن آن­ها به عنوان یک نمایش جذاب است!</p>
<p>یک والد نه تنها باید هرلحظه با تمام این مشکلات دست­و­پنجه­نرم­کند بلکه باید سلامت روانی خودش را نیز حفظ کند.</p>
<p>در ادامه می­خواهیم راهکارهایی ارائه دهیم تا والدین با احساسات منفی خود کنار بیایند.</p>
<p>یکی از دلایل این احساسات منفی تطابق­نداشتن خواسته­های والدین از کودکان و بالعکس است.هرچه پافشاری برای این خواسته­ها از سمت والدین بیشتر باشد، مقاومت کودک هم به طبع بیشتر خواهد شد.</p>
<h2><strong>راه­هایی که والدین در تربیت فرزند به­کار می­برند یکی از ده مورد زیر است:</strong></h2>
<p>۱-  سرزنش و اتهام</p>
<p>&#8220;تو باز دیر از خواب بیدار شدی و جا موندی از سرویس؟ نمی­تونی به موقع از خواب بیدار شی؟&#8221;</p>
<p>۲- اسم گذاشتن</p>
<p>&#8221; تو چرا انقد خنگی؟&#8221;</p>
<p>۳- تهدید</p>
<p>&#8220;اگه یه بار دیگه تکلیفتو ننوشتی من میدونم با تو!&#8221;</p>
<p>۴- دستور</p>
<p>&#8220;پاشو برو آشغال هاتو جمع کن.چقد بگم؟&#8221;</p>
<p>۵- سخن­رانی و بحث اخلاقی</p>
<p>&#8220;اگر امروز به موقع از خواب بیدار نشوی در آینده انسان سحر­خیزی نخواهی بود و دیگران کارهایشان را به تو نخواهند سپرد و بعدا شغل خوبی نخواهی داشت. پس پول خوبی در نمیاری و نمیتونی ازدواج کنی و بعد&#8230;..&#8221;</p>
<p>۶- اخطار</p>
<p>&#8220;لباس بپوش سرما نخوری.&#8221;</p>
<p>&#8220;مراقب باش دستت نسوزه!&#8221;</p>
<p>&#8220;حواست باشه خونه رو آتیش نزنی!&#8221;</p>
<p>۷- جملات محبت­آمیز</p>
<p>&#8220;شما میخواید منو پیر کنین.&#8221;</p>
<p>&#8220;آخرش منو دق می­دین بچه­ها!&#8221;</p>
<p>۸- مقایسه</p>
<p>&#8220;خواهرت همیشه نمره­هاش بهتر از تو می­شه.&#8221;</p>
<p>۹- کنایه</p>
<p>&#8220;وای تو چقد باهوشی که فهمیدی گل تو کودوم دستمه !!&#8221;</p>
<p>۱۰ – پیشگویی­کردن</p>
<p>&#8220;تو داری به من دروغ میگی&#8221;</p>
<p>&#8221; تو با این مدل درس خوندنت نمره­ات خوب ­نمی­شه.&#8221;</p>
<p>خوتان را جای فرزندانتان قرار دهید؛ واقعا از شنیدن این جمله ها خرسند می­شوید؟ آیا با شنیدن این حرف­ها تلاش شما برای مقاوت بیشتر نمیشود؟ کودکان هم به طبع همین احساس را پیدا می­کنند.</p>
<p>پس به نظر می­رسد راه­های تربیتی فوق خیلی مثمر ثمر نیستند باید راه های جایگزینی پیدا کنیم.</p>
<h2><strong>راه های جایگزنی:</strong></h2>
<p>۱- توضیح دادن آنچه که می­بینید و یا مشکلی که پیش آمده.</p>
<p><img class=" wp-image-149420 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss5-217x300.jpg" alt="" width="259" height="356" /></p>
<p>۲-اطلاعات دادن</p>
<p><img class=" wp-image-149421 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss6-221x300.jpg" alt="" width="247" height="335" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss6-221x300.jpg 221w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss6-737x1000.jpg 737w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss6.jpg 755w" sizes="(max-width: 247px) 100vw, 247px" /></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>۳- بیان مطالب با کلمه</p>
<p><img class=" wp-image-149430 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss7-1-300x249.jpg" alt="" width="372" height="309" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss7-1-300x249.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss7-1-768x638.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss7-1-1000x830.jpg 1000w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss7-1.jpg 1024w" sizes="(max-width: 372px) 100vw, 372px" /></p>
<p>۴- صحبت کردن در مورد احساس خود</p>
<p><img class=" wp-image-149423 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss8-232x300.jpg" alt="" width="246" height="318" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss8-232x300.jpg 232w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss8-768x992.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss8-774x1000.jpg 774w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss8.jpg 793w" sizes="(max-width: 246px) 100vw, 246px" /></p>
<p>۵- نوشتن یادداشت</p>
<p><img class=" wp-image-149431 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss9-2-300x243.jpg" alt="" width="353" height="286" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss9-2-300x243.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss9-2-768x622.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss9-2-1000x810.jpg 1000w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss9-2-45x35.jpg 45w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss9-2.jpg 1024w" sizes="(max-width: 353px) 100vw, 353px" /></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><img class=" wp-image-149425 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss10-191x300.jpg" alt="" width="252" height="395" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss10-191x300.jpg 191w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss10-637x1000.jpg 637w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/08/sss10.jpg 652w" sizes="(max-width: 252px) 100vw, 252px" /></p>
<h3><strong>سوالات </strong><strong>والدین</strong></h3>
<p>۱-  چه زمانی از لطفا استفاده نکنیم؟</p>
<p>هنگامیکه عصبانی هستیم و میخواهیم آموزشی به کودک بدهیم.</p>
<p>۲- چرا بعضی مواقع فرزندان به خواسته­هایمان عمل می­کنند و بعضی اوقات خیر؟</p>
<p>برای درخواست از کودکمان باید ببینیم که :</p>
<ul>
<li>آیا تقاضای من متناسب با سن و توانایی­های فرزندم هست؟</li>
<li>آیا او فکر می­کند تقاضای من غیر منطقی هست؟</li>
<li>آیا ایجاد یک سری تغیرات در فضای خانه موجب این می­شود که شرایط برای فرزندم بهتر شود و او را برای همکاری آماده سازد؟</li>
</ul>
<p>۳- بعضی مواقع باید مطبی را مدام تکرار کنم. و وقتی از روش های فوق استفاده می­کنم و به نتیجه نمی­رسد شروع به غرغر کردن ­می­کنم.</p>
<p>بعد از دو سه بار تکرار مطالب از کودک بپرسید که آیا سخنان شما را شنیده است یا خیر.</p>
<p>والد: ما تا ۵ دقیقه دیگر حرکت می­کنیم.</p>
<p>(کودک پاسخ نمی­دهد.)</p>
<p>والد: عزیزم، ممکنه بگی من چی گفتم؟ (لحن بسیار اهمیت دارد.)</p>
<p>کودک: تا پنج دقیقه دیگه حرکت می­کنیم</p>
<p>والد: خب حالا که شنیدی دیگه تکرار نمی­کنم.</p>
<p>۴- وقتی از کودکم کمک میخواهم می­گوید بعدا اما هرگز انجام نمی­دهد.</p>
<p>والد: در جمع آوری خانه نیاز به کمک دارم.تو میتونی به من کمک کنی لطفا؟</p>
<p>کودک: بله بعدا!</p>
<p>والد: می­شه بهم بگی این بعدا کی می­آد؟</p>
<p>کودک: وقتی فیلم دیدم.</p>
<p>والد: کی فیلم دیدنت تموم می­شه؟</p>
<p>کودک: یک ساعت دیگه.</p>
<p>والد: پس من برای یک­ساعت دیگه منتظرم.</p>
<p>ما را در <a href="http://t.me/ravanhami">تلگرام</a> و <a href="http://instagram.com/ravanhami">اینستاگرام</a> دنبال کنید.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b5%d8%ad%d8%a8%d8%aa-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b9/">چگونه با کودکان صحبت کنیم؟ چطور بدون دعوا با کودکم به اهدافم برسم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%b5%d8%ad%d8%a8%d8%aa-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حافظه کجاست ؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87-%da%a9%d8%ac%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87-%da%a9%d8%ac%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[سید محمد سعید صحاف]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 12 Apr 2019 18:04:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مبانی روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[هوش]]></category>
		<category><![CDATA[یادگیری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=79871</guid>

					<description><![CDATA[<p>شاید کارل لشلی (۱۹۵۰) اولین کسی بود که به دنبال جایگاه حافظه گشت. او در آزمایش‌های تجربی اش تغییری در بخشی از مغز پدید می‌آورد و سپس به تغییر رفتار حیوان توجه می‌کرد. او در یکی از آزمایش هایش باز کردن جعبه را به میمون آموزش داد، با این انتظار که حیوانات حافظه‌ای را از [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87-%da%a9%d8%ac%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/">حافظه کجاست ؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" wp-image-6432 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150.jpg" alt="" width="115" height="115" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 115px) 100vw, 115px" />شاید کارل لشلی (۱۹۵۰) اولین کسی بود که به دنبال جایگاه حافظه گشت. او در آزمایش‌های تجربی اش تغییری در بخشی از مغز پدید می‌آورد و سپس به تغییر رفتار حیوان توجه می‌کرد. او در یکی از آزمایش هایش باز کردن جعبه را به میمون آموزش داد، با این انتظار که حیوانات حافظه‌ای را از این تکلیف تشکیل خواهند داد و سپس آسیب هایی را در بخش‌های مختلف مغز میمون به صورت تدریجی پدید آورد تا ببیند آیا در حافظه‌ی مربوط به آن تمرین تغییری به وجود می‌آید یا خیر؟ او دریافت که اگر بافت بیشتری از مغز تخریب شود مدت زمان بیشتری برای آموزش میمون نیاز است. اما در هیچ موردی حیوان‌ها واقعا فراموش نمی‌کردند که چه طور باید آن تکلیف را انجام دهند .</p>
<p>لشلی نتیجه گرفت که خاطرات در بخش مشخصی از مغز واقع نشده‌اند بلکه همه‌ی قسمت‌های مغز در ذخیره ی حافظه دخیل هستند؛ که به این اصل «هم ظرفیتی» می‌گویند. این اصل بیان می‌کند که کپی‌های چندگانه‌ای از خاطرات در سراسر مغز وجود دارد و نواحی مختلفی در تشکیل حافظه فعالیت می‌کنند .</p>
<p>احتمالا بهتر باشد پیش از بیان مبانی عصب شناسی حافظه، رویکرد شناختی به حافظه را مرور کنیم. معروف‌ترین و کهن‌ترین مدل، مدل <em>اتکینسون و شیفیرین</em> (۱۹۶۸) است که حافظه را به سه قسمت تقسیم می‌کند. شامل: حافظه‌ی حسی که مخزنی برای اطلاعات حسی ورودی است. داده های خام و تحلیل نشده ای که از اندام ها رسیده اند تا زمانی که مورد تحلیل قرار بگیرند در این حافظه نگه داری می شوند. برای هر کدام از پنج حس یک حافظه‌ی حسی وجود دارد که اطلاعات مربوط به همان حس در آن برای مدت کوتاهی ذخیره می‌شود. بنابراین در حافظه‌ی حسی هیچ تحلیلی بر روی داده های دریافتی انجام نمی‌گیرد. اما حافظه‌ی کارا (فعال) یا کوتاه مدت جایی است که داده ها می‌توانند برای مدت کوتاهی ذخیره شده تا فرایند‌های شناختی بر روی آن‌ها انجام گیرد. در واقع حافظه ی فعال جایی است که تفکر آگاهانه (تحلیل و بررسی داده ها) در آن جای می گیرد. پژوهش ها مدت زمان حافظه ی کوتاه مدت (مدتی که اطلاعات در حافظه فعال می‌ماند) را حدود ۱۸ ثانیه و ظرفیت (تعداد آیتم‌هایی که می‌تواند در مدت ۱۸ ثانیه در حافظه ذخیره شوند) آن را ۲ ± ۷ مشخص کرده اند. در نهایت حافظه‌ی بلند مدت انواعی دارد. از جمله آن‌که به دو قسمت تقسیم می‌شود. حافظه مهارتی (روندی یا ضمنی) و حافظه‌ی اخباری (آشکار). حافظه‌ی مهارتی دانش‌هایی را شامل می‌شوند که برای انجام کارها و مهارت‌ها مورد نیاز است و حافظه‌ی اخباری اطلاعات ما درباره‌ی حقایق و اطلاعات عمومی و هم چنین حوادث و وقایع تجربه شده ی شخصی است. نام دیگر مدلی که ذکر شد مدل وجهی است که بسیار مورد استفاده است و اغلبِ توجیه های زیستی حافظه براساس این مدل مطرح می‌شوند.<img class=" wp-image-79878 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/04/1-159x300.png" alt="" width="153" height="298" /></p>
<p><strong>یادگیری و حافظه</strong></p>
<p>حافظه و <a href="http://ravanhami.com/%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%88-%da%a9%d9%88%d8%aa%d8%a7%d9%87/">یادگیری</a> ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند. در واقع هر چیزی که یاد گرفته می‌شود به نوعی در حافظه نیز ذخیره می‌گردد. مثلا شما ممکن است در کودکی دوچرخه سواری را یاد گرفته باشید و این مهارت در حافظه‌ی ضمنی بلند مدت شما ثبت شده است و هر موقع به آن احتیاج داشته باشید، می‌توانید آن را فراخوانده و از آن استفاده کنید.</p>
<p>به عبارتی یادگیری زمانی حاصل می‌شود که یک اتفاق منجر به <u>تغییری در سیستم عصبی شود</u> و آن تغییر هم تغییری در رفتار ارگانیسم پدید می‌آورد. بنابراین تغییر در سیستم عصبی را حافظه قلمداد می‌کنیم. بدین ترتیب که در دیدگاه علوم اعصاب حافظه عبارت است از تشکیل یک مدار عصبی؛ یعنی جلو رفتن یک مسیر در بین نورون ها. لذا اصطلاحا گفته می‌شود «حافظه درون مدار ها شکل می‌گیرد.»</p>
<p><strong>سیستم هیپوکامپی</strong></p>
<p>یادگیری و تشکیل مدار های عصبی بیش از همه در سستم های هیپوکامپی مورد مطالعه قرار گرفته است. بررسی بیمارانی که آسیب در ناحیه ی هیپوکامپ داشتند، نشان داد که آن‌ها اغلب با فراموشی پیش گستر (anterograde amnesia) همراه اند. (فراموشی پیش گستر نوعی آمنزی است که با ناتوانی در به خاطر سپردن و نگه داری اطلاعات جدید بعد از حوادث آسیب زا همراه است). بنابراین هیپوکامپ مسئول تثبیت اطلاعات جدید است. آناتومی هیپوکامپ از این قرار است:<img class=" wp-image-79875 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/04/2-300x189.jpg" alt="" width="412" height="262" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/04/2-190x122.jpg 190w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/04/2-120x76.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/04/2-265x168.jpg 265w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/04/2-284x180.jpg 284w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/04/2-274x173.jpg 274w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/04/2-220x140.jpg 220w" sizes="(max-width: 412px) 100vw, 412px" /></p>
<p>چنان که ملاحظه می‌کنید، اطلاعات حسی از قشر لوب های گیجگاهی، آهیانه ای، پیشانی و بویایی در ابتدا وارد لایه‌های سطحی قشر انتورینال می‌شوند. از آن‌جا از طریق مسیر نافذ اطلاعات به سلول‌های شکنج دندانه ای فرستاده می‌شوند و سپس این سلول ها سیگنال هایی را از طریق فیبرهای خزه‌ای به مجموعه ی دیگری از سلول ها در منطقه ی CA<sub>۳</sub> می‌فرستند، که آن هم اطلاعات را از طریق انشعابات شافر به منطقه ی CA<sub>۱</sub> می‌فرستد. آکسون های CA<sub>۱</sub> مجموعه‌ی سوبیکولار را تغذیه می‌کنند و از آن جا به لایه های عمیق قشر انتورینال می‌رسند. چنان که می‌بینید اطلاعات حسی بعد از آنکه از طریق گیرنده‌ها دریافت و به لوب های اختصاصی (مثلا اطلاعات شنوایی در لوب پس سری، یا شنوایی در لوب گیجگاهی و اطلاعات لامسه در لوب آهیانه ای و &#8230;) فرستاده می‌شوند برای پردازش به هیپوکامپ می‌رسند و این مسیر حیرت انگیز را طی می‌کنند و برای ثبت پایدارتر آن‌ها مجددا به قشر مغز فرستاده می‌شود.</p>
<p>بنابراین اگر کار قشر مغز تقسیم و تجزیه‌ی ورودی‌های حسی به مسیرهای پردازشی مجزا باشد، کار هیپوکامپ &#8220;ترکیب و یکپارچه سازی مجدد&#8221; آن‌هاست. این هیپوکامپ است که بخش های جدا از هم یک تجربه را به صورت یک خاطره ی منسجم و واحد در می‌آورد. مثلا تجربه‌ی شما از یک مهمانی را در نظر بگیرید. این تجربه‌ی خوشایند اجزای گوناگونی دارد که قشر مغز آن‌ها را تقسیم کرده است. مثلا بوی خوشی که در مهمانی به مشام می‌رسید و طعم خوشایند شیرینی و هم چنین صدای دلنشین آواز دوستتان و&#8230; . هر کدام از این اطلاعات حسی به قشر به خصوصی از مغز وارد شده اند. همه‌ی این ورودی ها در هیپوکامپ همگرا می‌شوند؛ یعنی جایی که شما خاطره (حافظه) ی کلی مهمانی را شکل می‌دهید.</p>
<p>به دلیل طولانی شدن سخن کارکرد هر یک از قسمت های مطرح شده در هیپوکامپ را شرح نمی‌دهیم. اما می‌توانید در این رابطه مدل تروز و رلز را در کتب تخصصی پیگیری کنید.</p>
<p>می‌بینید که هیپوکامپ در مغز چه کارایی عجیب و حیرت انگیزی دارد. اگر هر یک از مراحل فوق با مشکل مواجه شود، ممکن است به ثبت و ضبط خاطرات در مغز ما مشکلی وارد شود.</p>
<p>همانطور که در مدل شناختی وجهی توضیح داده شد، حافظه سه مرحله را طی می‌کند. در مورد حافظه‌ی حسی در هر یک از  لوب‌های مغزی مختصری توضیح داده شد و حالا مبانی عصب شناختی حافظه ی فعال را مرور می‌کنیم.</p>
<p><strong>بسترهای عصبی حافظه ی فعال (کوتاه مدت)</strong></p>
<p>بر اساس مدل بدلی (۱۹۸۶) اجزای حافظه ی فعال عبارت اند از <em>حلقه‌ی تولیدی</em>، یا جایی که عملیات بازنمایی های کلامی انجام می‌شود؛ و بخش <em>طراحی بینایی </em><em>–</em><em> فضایی</em> یا قسمتی که اطلاعات بینایی پردازش می‌شوند و <em>سیستم هماهنگ کننده‌ی اجرایی</em> که فعالیت ها را هماهنگ می‌کند .</p>
<p>یافته‌های عصب روان شناختی مبانی شناختی مدل بدلی را به عنوان ساختار‌های مجزای عملکردی تایید می‌کنند. بر این اساس فعالیت قشر <em>پریتال خلفی نیمکره ی چپ</em> و <em>قشر پیش پیشانی نیمکره ی چپ</em> ، منطبق است با ذخیره سازی اطلاعات کلامی می‌تواند بخشی از حلقه ی تولیدی در مدل بدلی باشد.</p>
<p>مطالعات به دست آمده از Pet اسکن نشان داد که فعالیت قشر <em>آهیانه ای خلفی نیم کره ی راست</em> مربوط به اطلاعات فضایی حافظه ی فعال است. بنابراین به طور کلی می‌توان گفت که نیمکره ی چپ قشر آهیانه‌ای و پیش پیشانی مربوط به اطلاعات کلامی و نیمکره‌ی راست قشر آهیانه ای و پیش پیشانی مربوط به اطلاعات فضایی در حافظه‌ی فعال محسوب می‌شوند.</p>
<p><strong>بسترهای عصبی حافظه ی بلند مدت</strong></p>
<p>همچنان که در قسمت اجزای هیپوکامپ گفته شد، اطلاعات بعد از آن‌که وارد قشر‌ها می‌شوند و در آن جا پردازش های حسیِ اولیه صورت می‌گیرد، در هیپوکامپ تلفیق می‌شوند. این بازنمایی های حسی بسیار کوتاه مدت هستند و اگر سیستم هیپوکامپی نبود به سرعت از بین می‌رفتند. در نتیجه سیستم هیپوکامپ جنبه‌های گوناگون یک تجربه‌ی حافظه را یکپارچه کرده و سپس به قشر ها بر می‌گرداند. قشر مغز جایی است که بعضی از حافظه های بلند مدت ما در آن باقی می‌ماند.</p>
<p>به خاطر دارید که حافظه‌ی بلند مدت در مدل وجهی انواعی داشت که شامل: حافظه ی اخباری و روندی می‌شد و سپس حافظه ی اخباری نیز شامل دو بخش حافظه ی معنایی برای حقایق و رویدادی برای وقایع بود.<img class="size-medium wp-image-79877 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/04/3-300x98.png" alt="" width="300" height="98" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/04/3-300x98.png 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/04/3-120x39.png 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2019/04/3.png 383w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px" /></p>
<p>چنان که از پژوهش ها برمی‌آید حافظه های اخباری در قشر مغز ذخیره و در سیستم هیپوکامپی تثبیت می‌شوند.  به عبارتی هیپوکامپ مسئول تثبیت حافظه ی رویدادی و قشر لیمبیک واسطه‌ی حافظه‌ی معنایی است.</p>
<p>پایه های عصبی حافظه ی روندی در نواحی حرکتی است. نکته‌ی حایز اهمیت آن است که این حافظه برای تثبیت به هیپوکامپ وابسته نیست و «عقده های قاعده ای» نقش مهمی در یادگیری ایفا می‌کنند. در حقیقت آن‌ها مجموعه ای از نواحی مغزی ای هستند که در پاسخ های حرکتی غیر ارادی دخیل اند.</p>
<p>برای حافظه و انواع آن مدل های بسیاری ارائه شده است که ما فقط یک مدل مشهور را معرفی کردیم. همچنین توجیه‌های عصبی بسیاری نیز برای انواع حافظه گفته شده است که هر کدام نواقص و نقاط قوتی دارند. اما آن چه در اینجا گفته شد مختصری از بسیار بود که برشی است از کتابی معتبر در اصول علوم شناختی. فهم مبانی عصبیِ فرایند های شناختی به تحقیقات بسیاری نیازمند است و امید است در آینده ستاره های پرفروغ بیشتری در آسمان تاریک علوم اعصاب شناختی روشن شوند.</p>
<p>منبع :</p>
<p><a href="http://ebookiran.ir/%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%B3%D9%87-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%B5%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9%DB%8C/39310-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D8%B0%D9%87%D9%86.html">فردنبرگ،جی؛سیلورمن،گوردن(۱۳۹۱).علوم شناختی مقدمه ای بر مطالعه ی ذهن.(چاپ اول).تهران: مرکز آموزشی وزارت صنایع دفاعی.</a></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87-%da%a9%d8%ac%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/">حافظه کجاست ؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87-%da%a9%d8%ac%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تیپ شخصیتی شما چیست؟( براساس تیپ‌های شخصیتی کارل  یونگ )</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%aa%db%8c%d9%be-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%aa%db%8c%d9%be%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%aa%db%8c%d9%be-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%aa%db%8c%d9%be%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[kimia jalilvand]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 19 Feb 2019 19:43:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آزمونهای روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های روانکاوی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[MBTI]]></category>
		<category><![CDATA[آزمون MBTI]]></category>
		<category><![CDATA[ایزابل مایرز]]></category>
		<category><![CDATA[تیپ شخصیتی]]></category>
		<category><![CDATA[کاترین بریگز]]></category>
		<category><![CDATA[کارل یونگ]]></category>
		<category><![CDATA[مایزر بریگز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=68566</guid>

					<description><![CDATA[<p>خودشناسی یکی از مهم‌ترین مسائل زندگی هر فرد است که در همه زمینه های زندگی او از انتخاب همسر مناسب و شغل گرفته تا شیوه های برخورد او با فشارهای روانی بسیار موثر است. از آنجایی که شناخت صفات و ویژگی‌های شخصیتی‌مان و دانستن تیپ شخصیتی خودمان یکی از گام های بزرگ خود شناسی است [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%aa%db%8c%d9%be-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%aa%db%8c%d9%be%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4/">تیپ شخصیتی شما چیست؟( براساس تیپ‌های شخصیتی کارل  یونگ )</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C">خودشناسی</a> یکی از مهم‌ترین مسائل زندگی هر فرد است که در همه زمینه های زندگی او از انتخاب همسر مناسب و شغل گرفته تا شیوه های برخورد او با فشارهای روانی بسیار موثر است. از آنجایی که شناخت صفات و ویژگی‌های شخصیتی‌مان و دانستن تیپ شخصیتی خودمان یکی از گام های بزرگ خود شناسی است پیشنهاد می‌کنم که مطلب زیر را از دست ندهید.</p>
<h2>شخصیت چیست؟</h2>
<p>همه آدمیان از حیث داشتن شخصیت – به معنای وسیع روانشناسی- با یکدیگر همانندند، یعنی هرکس شخصیتی دارد ولی این شخصیت یا خویشتن در همه یکسان نیست. بلکه در هرکسی، به صورتی خاص می‌باشد؛ که او را از دیگران متمایز می‌کند. تفاوت‌هایی که افراد با یکدیگر دارند، به حدی است که نمی‌توان از میان آن‌ها حتی دو نفر را پیدا کرد که از هر لحاظ شبیه هم باشند. هر انسان و رویدادی در نوع خود منحصر به فرد است. با وجود این، بین بسیاری از انسان‌ها و رویدادهای زندگی آن‌ها آنقدر شباهت وجود دارد که بتوان نکات مشترکی را در نظر گرفت و درست همین الگوهای رفتاری است که روانشناسان شخصیت در پی آنند. آن ویژگی که می‌تواند به ما کمک کند تا خود و دیگران را بهتر بشناسیم، در اصطلاح « <a href="http://ravanhami.com/%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%db%8c%d9%be-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af/">شخصیت</a>» نامیده‌ می‌شود.</p>
<p>شاید کمتر واژه‌ای را بتوان یافت که به اندازه شخصیت برای همگان آشنا و در عین حال معنی‌دار باشد ولی تعریف آن بسیار پیچیده و بغرنج است. اصطلاح شخصیت، مفهومی گسترده و وسیع دارد و نمی‌توان تعریف قاطعی از آن ارائه داد. برخی تعاریف شخصیت عبارتند از:</p>
<ul>
<li>خویشتنی سازمان یافته که محور تمام تجربه‌های وجودی افراد است.</li>
<li>مجموعه عوامل درونی که تمام فعالیت‌های فردی را جهت می‌دهد.</li>
<li>رشد انسان از یک سلسله مراحل و وقایع روانی- اجتماعی ساخته شده و شخصیت انسان تابعی از آن‌هاست.</li>
<li>مجموعه‌ای سازمان یافته و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتا ثابت و مداوم که بر روی هم، یک فرد را از افراد دیگر متمایز می‌سازد.</li>
</ul>
<p>شخصیت را به شیوه‌های بسیار مختلفی تعریف کرده‌اند. بعضی از روانشناسان این کلمه را تنها در ارتباط با رفتارهای قابل مشاهده به کار می‌برند، برخی هم آن را شامل ارتباطات مربوط درون نگری می‌دانند و برخی دیگر هم آن را مجموعه‌ فردی الگوهای تفکر، انگیزش و عواطف می‌دانند (راس،۱۹۹۴). شخصیت در دیدگاه‌های مختلف تعاریف متفاوتی دارد، اما به عنوان تعریف قابل قبولی که به طور نسبی حاوی ویزگی‌های مشترک تعاریف ذکر شده باشد، می‌توان آن را مجموعه‌ ویژگی‌های جسمی، روانی و رفتاری که هر فرد را از افراد دیگر متمایز می‌کند، تعریف کرد (کریمی، ۱۳۹۴).</p>
<h2>تیپ‌های شخصیتی هشت گانه یونگ</h2>
<p><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%84_%DA%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%88_%DB%8C%D9%88%D9%86%DA%AF">یونگ</a> در شخصیت انسان وجود دو نوع نگرش را تشخیص داده است: <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%B1%D9%88%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D9%88_%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C">برونگرایی و درونگرایی</a>. خیلی از ادراک‌های هشیار و واکنش‌های ما به محیط، توسط نگرش‌های ذهنی متضاد برون گرایی و درون گرایی تعیین می‌شوند. یونگ معتقد بود که انرژی روانی می‌تواند از بیرون به سمت دنیای خارج یا به درون، به سمت خود هدایت شود. همه‌ی افراد قابلیت هر دو گرایش را دارند. اما در نهایت؛ فقط یکی در شخصیت مسلط می‌شود. نگرش برون‌گرایانه، انسان را به‌سوی دنیای عینی بیرون سوق می‌دهد، درحالی که نگرش درون‌گرایانه، او را متوجه دنیای درون خود می‌نماید. این دو نگرش،  معمولا در هر شخص وجود دارد، ولی به طور معمول یکی غالب وآگاه و دیگری مغلوب و ناخودآگاه است (قلی‌زاده،۱۳۷۶). یونگ برای هر کدام(افراد درون گرا و برون گرا) خصایصی می‌شمارد. درون‌گرایی معرف طبیعتی مردد، متفکر و کمرو است که خودش را برای خودش می‌خواهد و خود را پس می‌کشد و همیشه دفاعی عمل می‌کند و موشکافی توام با بی‌اعتمادی را ترجیح می‌دهد. اما برون‌گرایی معرف طبیعت زود جوش، رک و خوش برخوردی است که به راحتی با وضعیت تطبیق می‌یابد، سریعا دلبستگی پیدا می‌کند، بی‌اعتمادی و تردیدها را کنار می‌گذارد وبا اعتمادی جسورانه به استقبال ناشناخته‌ها می‌رود. البته یونگ می‌گفت آدم کاملا درون‌گرا یا برون‌گرا نداریم، بلکه هر آدمی گزیده‌هایی از این دو را دارد (رایکمن، ۱۳۹۱).</p>
<p>برون‌گرایان همچنین به لحاظ اجتماعی جسورند. درون گرایان اغلب خجالتی‌اند. به نظر یونگ در انسان، چهار کنش یا فعالیت اساسی روانی نیز وجود دارد که عبارت اند از: تفکر، احساس، ادراک و الهام. ادراک و الهام از کارکردهای غیرعقلانی هستند و تفکر و احساس از کارکردهای عقلانی که شامل قضاوت و ارزیابی درباره تجربیات می‌شوند( شاملو،۱۳۸۲).</p>
<p>۱_تفکر: افرادی که این کنش در آن‌ها قوی‌تر است می‌کوشند جهان را با استدلال بشناسند و به روابط منطقی جهان توجه دارند.</p>
<p>۲_احساس: افرادی که این کنش در آن‌ها مسلط است می‌کوشند جهان را با احساسات خوشایند و ناخوشایندی که از تجربه‌های خود دارند بشناسند.</p>
<p>۳_حس کردن : به معنای جمع‌ آوری اطلاعات از طریق حواس است. فردی با این مشخصات ترجیح می‌دهد که از طریق نگاه کردن،گوش دادن و یادگیری با محیط اطراف خود ارتباط برقرار کند. حس کردن، به معنای درک بدون قضاوت است.</p>
<p>۴_شهود: افرادی که این کنش در آن‌ها قوی تر است در شناخت جهان، به یک ناخودآگاه یا ادراک درونی توجه دارند و می‌کوشند به نیروی نهانی موجود در اشیا پی‌ببرند. یونگ آن را به «دیدن زوایای پنهان» تشبیه کرده است.</p>
<p>همه این کارکردها تا اندازه‌ای در همه افراد وجود دارند و ایده آل این است که فرد در پی ارتقا و رشد همه‌ی این کارکردها باشد. اما هر فردی یک کارکرد برتر دارد و سایر کارکردهای او رشد کمتری کرده اند. ترکیب نگرش برون‌گرایانه یا درون نگرانه با غالب‌ترین کارکرد فرد، تعیین کننده منش و سنخ شخصیتی اوست. در ادامه طبقه بندی انواع سنخ‌های شخصیتی آمده است. (یونگ خودش را درون  گرای شهودی توصیف کرده است).</p>
<p>۱-سنخ فکری برون‌گرا: چنین افرادي بر طبق قواعد انعطاف ناپذیري زندگی می‌کنند. آن‌ها احساسات و هیجان‌هاي خود را سرکوب کرده، درتمام جنبه هاي زندگی خود واقع‌گرا هستند. دانشمندان در این سنخ قراردارند.</p>
<p>۲- سنخ احساسی برون‌گرا: این افراد تفکر خود را بازداري کرده و شدیدا هیجانی هستند. آن‌ها از ارزش‌ها، اصول اخلاقی و آداب و رسومی که آموخته‌اند، دست برنداشته و از آن‌ها پیروي می‌کنند و به طور غیرمعمول نسبت به انتظارات و عقاید دیگران حساس هستند. اغلب زنان داراي این تیپ شخصیتی هستند.</p>
<p>۳- سنخ ادراکی برون‌گرا: این سنخ شخصیتی متوجه لذت و شادي و تداوم تجربه‌ها و حس‌هاي جدید است. چنین اشخاصی شدیدا واقعیت‌مدار بوده و تا اندازه زیادي با افراد و موقعیت‌هاي مختلف انعطاف پذیر هستند.</p>
<p>۴-سنخ الهامی برون‌گرا:  این افراد به خاطر توانایی زیاد خود در بهره‌برداري از فرصت‌ها، در تجارت و سیاست کارایی بالایی دارند. آن‌ها جذب عقاید جدید شده و خلاق هستند.</p>
<p>۵-سنخ فکری درونگرا: این افراد سازگاري خوبی با دیگران ندارند، در بیان افکار خود مشکل دارند و ظاهرا بی‌احساس بوده و توجهی به دیگران ندارند. آن‌ها نه بر احساس خود، بلکه بر اندیشه هاي خود متمرکزند.</p>
<p>۶-سنخ احساسی درونگرا: در این افراد تفکر و ابراز بیرونی هیجان سرکوب شده است. آن‌ها به نظر دیگران اسرارآمیز و دست نیافتنی می‌آیند و آرام و متواضع هستند.</p>
<p>۷-سنخ ادراکی درون‌گرا: این افراد غیرمنطقی هستند و از دنیا بریده ا‌‌‌ند. آن‌ها به بیشتر فعالیت‌هاي انسان با خیرخواهی و سرگرمی می‌نگرند.</p>
<p>۸- سنخ الهامی درون‌گرا: این افراد ممکن است چنان به شهود توجه کنند که ارتباط اندکی با واقعیت داشته باشند. آن‌ها رویایی و خیال‌پرداز هستند (شولتز، ۱۹۹۴؛ ترجمه ي کریمی،۱۳۷۸ .(</p>
<h2>آزمون شخصیت مایرز بریگز و شانزده تیپ شخصیتی</h2>
<p>کاترین <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B2%D9%85%D9%88%D9%86_%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA_%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%B2%E2%80%93%D8%A8%D8%B1%DB%8C%DA%AF%D8%B2">بریگز</a> و دخترش ایزابل مایرز در سال ۱۹۲۳ چهار ترجیح شخصیتی و شانزده تیپ شخصیتی را مطرح کردند، سنخ های شخصیتی آن‌ها برای اندازه‌گیری کردن چهار بعد دوگانه برونگرایی-درونگرایی، حسی- شهودی، فکری- احساسی، قضاوتی- ملاحظه کننده طراحی شده است (هیگس،۲۰۰۱). صاحبان هر یک از جنبه‌های شخصیت به شیوهای خاص رفتار می‌کنند و دارای انتظارات خاصی هستند. توانایی منحصر به فرد و نیازهای متفاوتی دارند و بر اساس الگوی شخصیتی خود دارای نیازها، انتظارات، انگیزه‌ها و توقعات و اهداف خاصی هستند (نصیری‌پور و هلالی ناب، ۲۰۰۸).</p>
<p>مایرز و مادرش کاترین بریگز برای قابل فهم‌تر کردن نظریه تیپ‌های شخصیتی یونگ و کاربرد آن در زندگی افراد و گروه‌ها، آزمونی طراحی کردند به نام آزمون <a href="http://www.khodshenas.ir/MBTI/Test">MBTI</a>  که بیشتر بر روی افراد سالم کاربرد دارد. این ابزار چهار ترجیح هر فرد را شناسایی می‌کند و بر این‌اساس ۱۶تیپ شخصیتی دقیق را تعیین می‌کند.</p>
<p>این ابزار برای تفكیك افراد نیست، بلكه تنها ابزاری است كه اجازه می‌دهد ترجیحات افراد در مورد مفاهیم زندگی فهمیده شود. این ترجیحات در نهایت به تفاوت در یادگیری، اشكال ارتباط، مدیریت تضاد و روابط منجر می‌شود.</p>
<p>تیپ‌ها به‌صورت ویژگی‌هایی دو قطبی و متضاد بیان می‌شوند. افراد با توجه به نظریه تیپ شخصیتی از یكی از ۴حالت زیر در رفتار خوداستفاده می‌کنند:</p>
<p>۱-چگونه یك شخص انرژی می‌گیرد؟ از طریق برونگرایی  (E) در مقابل درونگرایی(I)؛<br />
.۲چه اطلاعاتی را فرد دریافت می‌كند؟ از طریق حس گرایی (S) در مقابل شهودگرایی(N) ؛<br />
.۳چگونه یك فرد تصمیم می‌گیرد؟ تفكری ( T) در مقابل احساسی(F)؛<br />
.۴سبك زندگی كه فرد می‌پذیرد: قاطعیت(J)Jدر مقابل انعطاف پذیری(P).</p>
<p>بر این اساس تیپ شخصیتی تمام افراد را در شانزده تیپ دسته‌بندی شدند. تمام تیپ‌های شخصیتی به یك اندازه ارزشمند هستند. هیچ تیپ شخصیتی بهتر یا بدتر نیست، تیپ شخصیتی افراد بیانگر میزان هوش افراد نیست و نمی‌توان از روی آن موفقیت اشخاص را پیش‌بینی كرد. اما روانشناسان با توجه به تیپ شخصیتی اشخاص، می‌فهمند كه چه عواملی به آن‌ها انگیزه می‌دهد و در شرایط گوناگون چه رفتاری بروز می‌دهند.</p>
<h3>منابع</h3>
<ul>
<li>کاظم‌پور،بهنام (۱۳۹۲)،بررسی رابطه بین تیپ‌های شخصیتی یونگ با سلامت روان و رضایت زناشویی(پایان نامه کارشناسی ارشد)، دانشگاه علامه طباطبائی.</li>
<li>عبدالوند، مهری(۱۳۹۵)،بررسی رابطه بین تیپهای شخصیتی و سرایت عملکرد کارکنان شرکت پاکشو( پایان نامه کارشناسی ارشد)، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات.</li>
</ul>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%aa%db%8c%d9%be-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%aa%db%8c%d9%be%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4/">تیپ شخصیتی شما چیست؟( براساس تیپ‌های شخصیتی کارل  یونگ )</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%aa%db%8c%d9%be-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%b4%d9%85%d8%a7-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%aa%db%8c%d9%be%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چه عواملی  بر گرایش افراد به جراحی زیبایی تاثیر دارد؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%85%d9%88%d8%ab%d8%b1-%d8%a8%d8%b1-%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d8%ad%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%85%d9%88%d8%ab%d8%b1-%d8%a8%d8%b1-%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d8%ad%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[kimia jalilvand]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 12 Feb 2019 17:01:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی سلامت]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[الگو‌های شخصیتی]]></category>
		<category><![CDATA[تصویر بدنی]]></category>
		<category><![CDATA[جراحی پلاستیک]]></category>
		<category><![CDATA[جراحی زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی‌های شخصیت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=68026</guid>

					<description><![CDATA[<p>از زمانی که بشر پا به عرصه وجود گذاشت مساله زیبایی برای او مهم بوده و در جهت نیل به آن تلاش کرده است. در هر حال باید دانست که تمایل به زیبایی و تلاش برای بدست آوردن آن یک امر جهانی است. از گذشته های دور، زمانی که انسان توانست خود را در آب [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%85%d9%88%d8%ab%d8%b1-%d8%a8%d8%b1-%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d8%ad%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c/">چه عواملی  بر گرایش افراد به جراحی زیبایی تاثیر دارد؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" wp-image-6432 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150.jpg" alt="" width="116" height="116" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 116px) 100vw, 116px" />از زمانی که بشر پا به عرصه وجود گذاشت مساله زیبایی برای او مهم بوده و در جهت نیل به آن تلاش کرده است. در هر حال باید دانست که تمایل به زیبایی و تلاش برای بدست آوردن آن یک امر جهانی است. از گذشته های دور، زمانی که انسان توانست خود را در آب ببیند، متوجه شد که زیبایی ظاهر علاوه بر استعداد ذاتی ضامن یک سری مراقبت‌ها همراه با ایجاد تغییرات نیز می‌باشد که بشر می‌تواند در ظاهر خویش بوجود آورد، دریافت این حقیقت و غریزه طبیعی زیبایی دوستی، سبب ایجاد حرفه ها و علومی گشت که هدف همه آن‌ها پیدا کردن روش‌ها و ایجاد راه‌هایی برای تغییر و دخالت در ظاهر انسان و به‌دست آوردن هر چه بیشتر زیبایی ظاهر بود. که یکی از این راه‌ها جراحی زیبایی است.</p>
<p>در قرن بیستم، مخصوصا در چند دهه اخیر برداشت های تازه‌ای از زیبایی شده است و زیبایی به عنوان</p>
<p>مجموعه‌ای از مولفه‌هایی چون تناسب اندام، آرایش، پوشش و جذابیت و بی‌نقص بودن تعریف می‌شود. تلفیق</p>
<p>زیبایی با دستاوردهای صنعتی و پزشکی باعث شده است زیبایی دیگر تنها یک مشخصه طبیعی و زیستی نباشد</p>
<p>و ویژگی اکتسابی پیدا کند.امروزه جراحی زیبایی به عنوان یکی از شایع‌ترین اعمال جراحی در سطح جهان</p>
<p>مطرح است که میزان بهره‌گیری از آن رو به فزونی است. هر ساله هزاران عمل زیبایی در دنیا انجام می‌گیرد تا</p>
<p>نمای اندام‌ها و صورت فرد زیباترگردد و افراد بتوانند احساس ارزشمندی از خود داشته باشند و دیگران نیز از</p>
<p>دیدن آن‌ها احساس رضایت نمایند. این عمل در کشور ایران نیز به وفور انجام می‌شود و در دهه اخیر میزان این</p>
<p>عمل به شدت افزایش یافته تا جایی که سالیانه ۱۶۰ میلیارد ریال صرف انجام اعمال زیبایی می‌شود. ایران</p>
<p>همچنین رتبه اول را از نظر تعداد جراحی‌های زیبایی انجام شده در جهان دارا می‌باشد.</p>
<h3>اپیدمی و تاریخچه‌ی جراحی زیبایی</h3>
<p>هرساله ده‌ها هزار نفر به ‌طور خود خواسته اقدام به جراحی زیبایی می‌کنند تا ظاهر جسمانی خود را تغییر دهند. برای مثال، در سال ۱۹۹۴، انجمن آمریکایی جراحان پلاستیک و ترمیمی بیش از ۳۹۰۰۰۰ جراحی زیبایی انجام دادند که بخش اعظم آن‌ها مربوط به <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%86%D8%B1%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%DA%A9%D8%B4%DB%8C">لیپوساکشن</a>، بزرگ کردن سینه، جراحی زیبایی بینی و کشیدن پوست صورت بوده است. این آمار کمتر از میزان واقعی آن برآورد شده است، چراکه جراحان عمومی و پزشکان سایر تخصص ها نیز جراحی زیبایی انجام می‌دهند. در نهایت اینکه این جراحی‌ها به منظور افزایش رضایت افراد از ظاهرشان صورت گرفته است و احتمالا در بسیاری از موارد برای افزایش عزت نفس بوده است.</p>
<p>گرایش به زیبا بودن و دقت و توجه به ظاهر در حد معمول امری بهنجار، پسندیده و حتی نشان‌دهنده سلامت روان است اما در جوامع امروزی به علت تاکید بیش از حد بر زیبایی و تصاویر ارائه شده از سوی بلاگر‌ها، مجلات مد و زیبایی، سینما و تلوزیون و رسانه‌ها و حتی پزشکان و آرایشگران  این توجه خصوصا در زنان شکلی افراطی به خود گرفته است. روزانه افراد ساعات و هزینه‌های  بسیار زیادی را صرف آن می‌کنند و حتی گاهی تمایل به تغییر آن دارند.</p>
<p>نکته جالب توجه آن است که طبق تحقیقات انجام شده، همه‌ی زنان تقریبا حداقل یکبار در زندگی خود دچار احساس شرم و نارضایتی از ظاهر بوده‌اند و این امر مختص قشر خاص، طبقه اجتماعی و سطح تحصیلات خاص نمی‌شود. همچنین یافته‌های نظرسنجی نشان داده‌اند که ، حدود یک سوم افراد از قیافه خود ناراضی هستند و اگر این نارضایتی را به یک جنبه از قیافه محدود کنیم، این رقم به پنجاه درصد می‌رسد(ژاندا،۲۰۰۱). طبق گزارش‌های اسپیتزر و هندرسون بیش از ۸۰ درصد زنان دنیا از بدن خود ابراز نارضایتی می‌کنند (مایر و کرودر،۲۰۰۶).</p>
<p>تحقیقات نشان می‌دهند ادراکات اجتماعی که از تصویر بدنی ایده‌آل وجود دارد تقاضا برای جراحی زیبایی را افزایش می‌دهد(رفعت و مارگات،۲۰۰۲) .در بررسی که در سال ۱۹۹۷ در آمریکا انجام شد ۵۶ درصد زنان و ۴۳ درصد مردان از ظاهر فیزیکی خود رضایت نداشته اند و در ادامه بررسی ها از آن سال تا سال ۱۹۹۹افزایش ۱۱۹ درصدی در درخواست جراحی زیبایی دیده شد و در سال ۱۹۹۹، چهار میلیون نفر تحت جراحی زیبایی قرار گرفته اند و در سال ۲۰۰۳ در آمریکا، ۳/۸ میلیون نفر جراحی زیبایی انجام داده‌اند (توتونچی و فخاری،۱۳۸۶). این در حالی است که مالتز(۱۹۹۸) معتقد است که انجام یک جراحی مختصر چهره و صورت در برخی بیماران، شخصیت آن‌ها را به طور چشمگیری تغییر می‌دهد و زندگی آنها را متحول می‌کند، اما انجام جراحی‌های زیبایی عمده در برخی دیگر، هیچ تغییری را در زندگی آن‌ها ایجاد نمی‌کند. وی پس از مطالعات و بررسی‌های مختلف نتیجه گرفت که مسئله اصلی، تغییر ظاهر فیزیکی بیماران نیست بلکه تغییر تصوری است که آنها از خویشتن، در ذهن ایجاد نموده‌اند (جهانگیری،۱۳۸۴).</p>
<p>ملاک‌های زیبایی در طی زمان و مکان متغییر است و زنان مجبور می‌شوند تا با این ملاک‌ها همنوا شوند. نمونه‌ها در سراسر فرهنگ‌ها روشن می‌کند که زنان اغلب در جهت رسیدن به استانداردهای زیبایی و کامل بودن به سختی تلاش می‌کنند. یکی از نمونه‌ها در ایران است که آمار قابل توجهی از دختران و زنان جوانی که اقدام به <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C_%D8%AA%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C_%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C">رینوپلاستی</a>  زیبایی، می‌کنند دارد.حتی وجود باندهای زخم یا چسب زخم روی بینی جنبه پرستیژ دارد. اعمال جراحی زیبایی دیگری نظیر تغییر اندازه سینه، برداشتن چربی‌های شکم و باسن و انواع متنوع جراحی‌های زیبایی در ایران محبوبیت دارد (لیپس،۲۰۰۶). این درحالی است که در نظر بیشتر افراد این احتمال که ظاهر جسمانی، عامل تعیین کننده‌ی میزان علاقه‌ی دیگران به فرد باشد اندکی غیر دموکراتیک است زیرا برخلاف منش و شخصیت، ظاهر جسمانی عاملی است که کنترل کمی روی آن داریم و از این رو منصفانه نیست که از آن به عنوان دوست داشتن کسی استفاده شود. درواقع زمینه‌یابی های انجام شده در طول چند دهه نشان داده است که مردم در دوست داشتن دیگران برای جذابیت جسمانی رتبه‌ی مهمی قایل نمی‌شوند اما رفتار واقعی مردم عکس آن را نشان داده است. (اتکینسون، ترجمه رفیعی؛ ۱۳۸۳).</p>
<p>گیفورد (۲۰۰۸) در مرور تاریخی خود، علاقه‌مندی روانشناسان به روانشناسی جراحی زیبایی بیماران را از زمان <a href="http://ravanhami.com/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%B5%D8%AD%DB%8C%D8%AD-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C/">فروید</a> (۱۹۱۸) به بعد مورد بررسی قرار داد. اندکی پس از آن به دنبال جنگ جهانی اول، پیشرفت هایی در علم پزشکی و نیز موفقیت هایی در جراحی ترمیمی افراد دچار بد ریختی بدن یا چهره حاصل شد. این گزارش‌های مثبت منجر به رشد جراحی پلاستیک به‌عنوان یک روش انتخابی برای افرادی که دچار بد ریختی در ظاهر خود شده بودند، کمک کرد و هیچ نوع ارزیابی روانپزشکی در این زمینه صورت نگرفت.</p>
<p>این افراد عموما به عنوان افرادی بسیار <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%B1%D9%86%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C">روان رنجور</a> و یا<u> خودشیفته</u> شناخته می‌شدند. گزارش شده است که شکایات بیماران از ظاهرشان غالبا ناشی از تعارضات درون روانی است که به صورت شکایات جسمانی نمود می‌یابند. جراحان متوجه بیمارانی شدند که میل سیری ناپذیری نسبت به جراحی دارند و اقدام به جراحی‌های زیبایی متعددی می‌نمایند تا به چهره‌ی ایده‌آل خود دست یابند ولی هیچگاه به آن دست نیافتند.این افراد تا جایی پیش می‌روند که اشتغالات ذهنی فزاینده‌ای درمورد ظاهر خود پیدا می‌کنند که موجب گسترش یک تصویر تحریف شده از بدن و خود شده و حتی به گونه‌ای پیشرفت می‌کند که زمینه ابتلا به <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%AF%D8%B4%DA%A9%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%AF%D9%86/">اختلال بد ریختی بدنی</a> را فراهم سازد.</p>
<p>در چنین شرایطی سوالی که پیش می‌آید این است که چه عواملی سبب گرایش افراد به جراحی زیبایی می‌شود؟</p>
<h3><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D8%A8%D8%AF%D9%86%DB%8C">تصویر بدنی</a></h3>
<p>بر اساس مطالعات پیشین به نظر می‌رسد تصویر بدنی  نقش اساسی در جستجوی عمل‌های زیبایی دارد. طی چند سال اخیر، نگرانی‌های بیماران در مورد تصویر تن‌شان قبل و بعد از عمل جراحی زیبایی مورد مطالعه  قرار گرفته است. همانطور که نارضایتی از تصویر تن می‌تواند انگیزه افراد را برای انجام عمل‌های جراحی زیبایی افزایش دهد، اختلالات روانپزشکی که به وسیله اختلال در تصویر تن شناخته می‌شوند مانند اختلال بد ریختی بدن و <a href="http://ravanhami.com/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D9%BE%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86-1/">اختلالات خوردن</a>، ممکن است بین این افراد شایع باشد (سارور و کررند، ۲۰۰۴).</p>
<p>تصویر بدنی عموما به عنوان « تصویری که از بدن در ذهن وجود دارد و به عبارتی، طریقی که بدن ادراک می‌شود »  تعریف می‌شود. تصویر تن، شیوه‌ای است که یک فرد خود را مفهوم سازی می‌کند و بیشتر به جنبه‌های ناهشیار و جسمانی مربوط می‌شود (پری‌زاده ،۱۳۹۱). تصویر بدنی غالبا به عنوان یک ساختار چند بعدی شامل شناخت، هیجان و عناصر رفتاری شناخته می‌شود. بعد اول، ادراکی است و منعکس کننده برآورد شخص از سایز و اندازه‌ی بدنش است. بعد دوم مولفه‌ای است ذهنی که مربوط به نگرش‌های فرد نسبت به بدنش است.  بعد آخر مولفه رفتاری و مربوط به میزان تاثیر پذیری رفتار فرد نسبت به ادراکات یا احساسات وی درباره بدنش است.(کش و پروزینسکی،۱۹۹۰).</p>
<p>نارضایتی از تصویر تن، دربرگیرنده تفاوت بین ویژگی‌های فعلی بدن فرد با آنچه در حال حاضر به وسیله فرد ادراک می‌شود یا آنچه که می خواهد باشد است؛ که معمولا با هیجانات منفی همراه است. (کش،۱۹۹۸؛ به نقل از بلبلی، حبیبی و رجبی، ۱۳۹۲).</p>
<p>مطالعات اولیه درمورد تصویر تن تحت تاثیر مفهومی بود که هنری هد آن را <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Body_schema">طرحواره بدن</a> می‌نامید؛ یک مکانیزم عصبی فرضی که در نتیجه عدم هماهنگی اعضای بدن در ذهن فرد ایجاد می‌شود. بعد از آن در سال ۱۹۳۰ تصویر بدنی توسط مطالعات شیلدر از یک مفهوم عصب شناختی به یک مفهوم <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%DB%8C%D8%B4%DB%8C">روان‌پویشی</a> تبدیل شد (کش و اسمولاک، ۲۰۱۱).دهه ۱۹۹۰ نقش محوری در تکامل مفهوم تصویر بدنی داشته است. مطالعات فیشر(۱۹۹۰) و کش، پروزینسکی و تامسون (۱۹۹۰) در زمینه مفهوم بندی، ارزیابی و بررسی آسیب‌شناختی تصویر بدن نقش بسزایی داشته‌اند. (به نقل از کش و اسمولاک، ۲۰۱۱).</p>
<p>نارضایتی از تصویر بدنی در ابتدای نوجوانی با مجموعه اختلالات خورد و خوراک و افسردگی رابطه دارد.‌(تامسون و اسمولاک، ۲۰۰۹؛ ضیغمی محمدی و مژده، ۱۳۹۰).</p>
<p>اختلالات تصویر تن در نوجوانان دختر معمولاً بر ویژگی‌های بدنی خاص متمرکز است.متداول‌ترین مطالعات (به علت ارتباط آن‌ها با اختلالات خوردن ) شامل نارضایتی از وزن و شکل بدن می‌شود. (فیوزنر، تون‌سنت و همکاران،۲۰۰۷)؛ اما طیف دیگری از نگرانی‌ها مانند نگرانی درباره ویژگی‌های چهره ای، ظاهر پوست، عضلانی بودن، تناسب اندام و قدرت بدنی در ارتباط با تصویر تن در دختران وجود دارد. (اسمولاک،۲۰۰۴).</p>
<p>نارضایتی از تصویر تن به‌عنوان انگیزه اولیه برای انجام عمل‌های جراحی در نظر گرفته می‌شود. مطالعه‌ی متقاضیان جراحی زیبایی نشان داده است که قبل از عمل جراحی، نارضایتی از تصویر تن به مقدار زیادی در آن‌ها مشاهده شده است. (کش و اسمولاک،۲۰۱۱؛ خواجه‌الدین و ایزدی‌مزیدی، ۱۳۹۱؛ بنی اسدی، ۱۳۹۱).</p>
<p>باید توجه داشت که تصویر بدنی ماهیتی ایستا ندارد، بلکه مدام در حال تغییر است و تحت تاثیر خلق، تجربیات فیزیکی و محیطی قرار می‌گیرد و ماهیت کاملا روانی دارد نه جسمانی. (اسلون، ۲۰۰۲).</p>
<p>باید در نظر داشت که نگرانی شدید از ارزیابی منفی توسط دیگران منجر به نارضایتی از تصویر بدنی شده و شخص را با دو سوال اصلی به چالش می‌کشد:</p>
<p>۱_آیا ارزش من در جهان تحت تاثیر ظاهر جسمانی من است؟</p>
<p>۲_ آیا ظاهر من غیرقابل قبول است؟</p>
<p>تداوم این نارضایتی منجر به افسردگی، اضطراب اجتماعی و پایین آمدن عزت نفس می‌گردد که در ادامه به بررسی آن‌ها می‌پردازیم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<h4>تصویر بدنی <a href="http://ravanhami.com/%D8%B9%D8%B2%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86/">عزت نفس</a></h4>
<p>بررسی تصویر تن در افراد از این نظر حائز اهمیت است که تصویر ذهنی که آن‌ها از بدن خود دارند می‌تواند به نوعی بیانگر میزان اعتماد به نفس، اضطراب ‌و حتی میزان افسردگی در آن‌ها باشد. به‌گونه‌ای که افراد با تصویر بدنی منطبق‌تر با واقعیت، احتمال دارد از عزت نفس بهتری برخوردار باشند و کمتر دچار اضطراب و افسردگی شوند. (فریحی و علیپور، ۱۳۸۸).</p>
<p>کش و لابارگی (۱۹۹۶) الگوی شناختی- رفتاری از ارتباط بین تصویر بدنی و عزت نفس ارائه کرده‌اند که نظریه‌ی «طرحواره شناختی» نامیده شده است. در این مدل، تصویر بدنی حاصل ادراک فرد در نظر گرفته می‌شود که طی فرایندی شکل می‌گیرد که ما جسممان و جسم افراد دیگر را ادراک می‌کنیم و سپس آنها را با هم مقایسه می‌کنیم و این مقایسه را درونی کرده و براساس چنین مقایسه‌ای، تصویر بدنی خودمان را اصلاح می‌کنیم. در این مدل عزت نفس با احساسات درباره‌ی ظاهر جسمانی دارای رابطه تنگاتنگی دانسته شده است. زیرا از یک سو ظاهر جسمانی تحت تاثیر عزت نفس است تا جذابیت جسمانی واقعی (اسلون ،۲۰۰۲) و از سوی دیگر رابطه بین عزت نفس و تصویر از خود این‌گونه مشخص می‌شود که اگر فرد عقیده ضعیف و منفی نسبت به خود داشته باشد عزت نفس ضعیفی خواهد داشت و این روی احساس فرد نسبت به خودش تاثیر می‌گذارد (پورآقاجان، ۱۳۸۶). در تحقیقی که بر نمونه‌ای از دانشجویان ترکیه انجام گرفته ۸/۴۳ درصد نارضایتی بدنی، ۸۵ درصد رفتار وسواسی، ۶۵ درصد کناره‌جویی اجتماعی به دلیل احساس نازیبایی و ۸/۴ درصد معیارهای کامل اختلال بدشکلی را نشان دادند. (بساک‌نژاد و غفاری،۱۳۸۶).</p>
<p>مطالعات نشان داده‌اند که زنانی که اعتماد به نفس بالایی دارند، کمتر تمایل به جراحی زیبایی دارند و از سوی دیگر، زنانی که تصویر منفی از بدن خود دارند، اعتماد به نفس کمتری دارند. همچنین مطالعات نشان داده اند که جراحی زیبایی اثر مثبت و قابل توجهی در اعتماد به نفس ، رضایت از خود ، هویت خود جسمی ، خود خانوادگی و خود اجتماعی دارد. (فالزی و برنول،۱۹۹۰).</p>
<h3></h3>
<h4>تصویر بدنی <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C/"> اضطراب اجتماعی</a></h4>
<p>ظاهری که بـراي خود شخص و براي دیگران دیدنی و نمایش دادنی است، می‌تواند به منزله‌ی نشانه‌ای برای تفسیر کنش به‌کار رود. در نتیجه، بدن نه تنها موجودیتی ساده بلکه وسیله‌ای عملی برای کنارآمدن با اوضاع و احوال بیرونی است و حالات چهره و حرکات بدن، محتوای اساسی نشانه‌هایی است که ارتباطات روزمره ما مشروط به آن‌هاست و برای آنکه بتوانیم نظارتی مداوم و موفق بر چهره و بدن خود اعمال کنیم، جنبه‌ای از خود را نشان می‌دهیم که همگان آن را بپذیرند.</p>
<p>گافمن سه نوع داغ ننگ متفاوت را نام می‌برد؛ نخستین نوع: زشتی‌ها و معایب مربوط به بدن است؛ انواع بدشکلی‌های جسمانی. نوع دوم:نـواقص و کمبودهـاي مربـوط بـه شخصیت افراد را شامل می‌شود و سومین نوع: داغ ننگ قومی و قبیله اي است کـه منظـور از آن، داغ ننگ هاي مربوط به نژاد، ملیت و مذهب است. (گافمن،۲۰۰۷). فرد داغ خورده، که از زشتی رنج می‌برد، ممکن است در واکنش به این موقعیت، با تلاشی مستقیم، آنچه به مثابه مبناي عینـی نقصش بشمار می‌رود از بین ببرد، مثل اقدام به جراحی پلاستیک.</p>
<p>هدف گافمن در این مطالعات نشان دادن این واقعیت است که افراد در تعاملات اجتماعی خـود همواره در تلاش ‌اند اعضاي بدن خود را کنترل کرده و صرفاً آن بخشی را در سپهر اجتماعی نمایش دهند که مورد پذیرش دیگران باشد. گافمن ادعا می کند  افراد کنش هایی را ‌ می‌نمایانند که کمتر شان آن‌ها را در زندگی روزمره زیر سوال برده و داغ ننگ برآن زده شود. گافمن نشان می‌دهد که کنترل شخص بر حرکات بدن خود، در تمامی کنش‌های اجتماعی، باید تا چه حد دقیق، کامل و پایان ناپذیر باشد. او باید از هرگونه فراموشی یا اهمال در کنترل بدنی خود بپرهیزد. بنابراین، بدن نه فقط موجودیتی ساده، بلکه وسیله‌ای عملی برای کنار آمدن با اوضاع و احوال بیرونی است، و حالات چهره و حرکات بدن، محتوای اساسی نشانه‌هایی است که ارتباطات روزمره ما مشروط به آن‌هاست و برای آنکه بتوانیم با دیگران در تولید و باز تولید روابط اجتماعی و هویت شخصی خود شریک شویم، باید بتوانیم نظارتی مداوم و موفق بر چهره و بدن خود اعمال کنیم .(چاوشیان و آزاد،۱۳۸۰). از این رو گافمن مدیریت تاثیرگذاري را مطرح می‌کند و به نظر او افراد می‌خواهند در کنش متقابل جنبه‌ای از خود را نمایش دهند که مورد پذیرش دیگران و جامعه پسند باشند. پس به نظر می‌رسد جامعه پسند شدن و کسب ارزش احترام در جامعه می‌تواند در گرایش زنان به انجام عمل‌های زیبایی موثر باشد.</p>
<p>تحقیقاتی که در این زمینه انجام گرفته‌اند، نشان می‌دهند که بسیاری از افرادی که از خود تصویر ذهنی درستی ندارد و به سمت جراحی های زیبایی می‌روند تصور می‌کردند که با جراحی زیبایی می‌توان ارزش و منزلت خود را در جامعه بالا برد، با جراحی زیبایی دوستان و آشنایان آدم را بیشتر تحویل می‌گیرند، با جراحی زیبایی می‌توان احترام مردم را به خود بیش‌تر کرد و&#8230;</p>
<p>همچنین نتایج تحقیقی دیگر بیان می‌کند که از بین ۱۸۷ شرکت کننده که میانگین سنی ۳۴ سال و میانگین تحصیلی نزدیک به لیسانس داشتند، ۴/۶۴ درصد زنان شاغل در بخش‌ خصوصی هستند. که این مسئله نشان می‌دهد که هر چه زنان بخواهند منزلت اجتماعی بیش‌تری به دست آورند، تمایل آنها به جراحی زیبایی بیشتر می‌شود و برعکس.</p>
<h3><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA">شخصیت</a></h3>
<p>یکی از مفاهیم پایداری که در طی تاریخ بشر همراه با مفهوم شخصیت آمده است، صفات جسمانی است. از گذشته‌های دور این عقیده بر مردم حاکم بود که افراد چاق آدم‌های خوش مشرب و شاد و افراد لاغر خجالتی، مضطرب و عصبی هستند. از آنجا که ظاهر بخش مهمی از هویت فرد است و در موقعیت های اجتماعی، بلافاصله دربرخورد با دیگران نمایان می‌شود، بنابراین اهمیت این سازه شخصیتی مهم است.</p>
<p>همچنین می توان گفت یکی از عواملی که در میزان ارزشی که فرد برای خود احساس می کند دخالت عمده دارد ویژگی های شخصیتی اوست . از نظر روانشناسان ویژگی های شخصیتی،  اساس الگوهای رفتاری افراد می باشد. شخصیت عبارت است از: نمایه کلی الگوهای رفتاری و صفات هیجانی فرد که به ما اجازه می دهد تا رفتار بشر را پیش بینی کنیم. شخصیت هرکس نسبتا ثابت و قابل پیش بینی است. (کاپلان و سادوک،۲۰۰۳). شخصيت هر فرد جنبه ی آشكار منش اوست كه به نحوي در ديگران اثر مي گذارد و به شكل گيري بسياري از جنبه هاي زندگي او كمك ميكند (دیورن، ۲۰۰۳). نظريه هاي مختلفي دربارة ساختار شخصيت انسان و چگونگي شكل گيري آن مطرح شده است. بخشي از نظريه پردازان شخصيت مي خواهند بدانند ويژگي هاي اصلي شخصيت انسان كدام هاست. بر همين اساس، نظريه پردازان مختلف دربارة تعداد عوامل شخصيتي بحث كرده اند، به طوري كه برخي به سه عامل، برخي به پنج عامل، و برخي به شانزده عامل اشاره داشته اند. مك ري و كوستا یكي از مطرح ترين نظريه ها را دربارة تعداد ويژگي هاي شخصيتي ارائه كرده اند (پروین و جان،۱۳۸۹). آن ها، از بين همة عوامل و ويژگي هاي شخصيت، پنج عامل اصلي را شناسايي كرده اند كه عبارت اند از:</p>
<p>روان رنجوري ،برون گرايي ،گشودگي به تجربه ، سازش پذيري و وظيفه شناسي. به اعتقاد آن ها ويژگي هاي كلي شخصيتي را مي توان بر اساس اين پنج عامل دسته بندي كرد .در حال حاضر، اين نظريه از مطرح ترين نظريه ها در حوزة ويژگي هاي شخصيتي است و اين پنج ويژگي به نام پنج ويژگي بزرگ شخصيتي معروف شده است( فرنگوس و فراگکوس، ۲۰۱۱).</p>
<p>ظاهر بخش مهمي از هويت فرد است و در موقعيت هاي اجتماعي بلافاصله در برخورد با ديگران نمايان مي‌شود، بنابراين اهميت اين سازه شخصيتي بسيار بارز است. ظاهر فيزيكي قسمت مهمي از تصوير بدني است زيرا اولين منبع اطلاعاتي است كه ديگران براي تعاملات اجتماعي با فرد از آن استفاده مي‌كنند. ظاهر اشخاص بخشی از نظام شخصیتی آنها را تشکیل می‌دهد. احساس لذت و غرور حاصل از زیبایی یا احساس ناخوشایند زیبا نبودن، شخصیت افراد را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از آنجایی که زیبایی و زیباتر بودن حق طبیعی فرد است، انسانها در تلاش‌اند نقاط ضعف و ناهنجار چهره و اندام خود را با جراحی‌های زیبایی تصحیح و ترمیم نمایند و ظاهر خود را جوان تر و زیباتر حفظ کنند تا خود را زیباتر و ارزشمندتر به اجتماع نشان دهند.(حق شناس، ۱۳۸۰).</p>
<p>ارگوتون (۲۰۰۶) در انجام پژوهشی نشان داد که ۵۳ درصد از زنان و ۱۰۰ درصد از مردانی که متقاضی جراحی زیبایی هستند دچار اختلالات روانپزشکی می‌باشند که اختلالات شخصیت به ویزه اختلال شخصیت خودشیفته در این گروه از بیماران خیلی رایج است.</p>
<h4><a href="http://www.sanjeshserv.ir/hamgam/content.aspx?id=xt8MzTZ7Zgg=">صفات شخصیتی پنج عاملی</a> و تصویر بدنی</h4>
<p>صفات شخصیتی پنج عاملی، یک پیش‌بینی کننده‌ی قوی برای نگرش نسبت به اندازه‌ی بدن(تصویر بدنی) محسوب می‌شود. به این صورت که تصور از خود با دلپذیر و پذیرا بودن و تعیین کیفیت ظاهر بدنی با برون گرایی ارتباط دارد. به طور کلی صفات شخصیتی پنجگانه به ویژه پذیرا بودن،  بر تصویر بدنی و به خصوص پذیرش جراحی زیبایی موثر است. در همین راستا در پژوهشی در افراد متقاضی جراحی زیبایی، الگوی شخصیتی آزرده خویی و دلپذیر بودن، کمتر از افراد گروه شاهد دیده شد.صفت مسئولیت پذیری در افراد متقاضی نسبت به گروه شاهد در حد تعادل نبود و این تفاوت از لحاظ آماری معنی‌دار بود. همچنین یافته‌ها نشان دادند که میزان عزت نفس افراد با احتمال پذیرش جراحی زیبایی، رابطه منفی دارد. به این  معنی که افراد با عزت نفس پایین از جراحی زیبایی به عنوان وسیله‌ای برای بهبود خودانگاره‌ی کلی استفاده می‌کنند.</p>
<p>بررسی تصویر تن از منظر عوامل روانشناختی زیربنایی مانند خصوصیات شخصیتی که در پس آن قرار دارد می‌تواند به درک دقیق‌تر و عمیق‌تر آن منجر شود. از آن‌جایی که خصوصیات شخصیتی از زیربنایی ترین و مهم‌ترین عواملی هستند که می‌توانند در تصویر بدنی افراد و تصمیمشان درباره آینده بدنشان تاثیر بگذارند، بررسی رابطه عوامل شخصیتی با تن بسیار اهمیت مند است.</p>
<p>نتایج پژوهشی دیگر  نشان می‌دهد که از میان پنج خرده مقیاس پنج عامل بزرگ شخصیت، تنها وجدان گرایی به شکل معناداری تصویر بدنی را پیش‌بینی می‌کرد خرده مقیاس وجدان گرایی با بالاترین میزان تاثیرگذاری بر تغییرات تصویر بدنی با تمام ابعاد تصویر ذهنی رابطه معنادار و منفی دارد. این نتایج با پژوهش سوامی و همکاران(۲۰۰۹) هم سو است و نشان می‌دهد که افراد با وجدانگرایی بالا بیشتر متقاضی عمل‌های جراحی زیبایی هستند. از سوی دیگر نمرات بالا در خرده مقیاس وجدانگرایی از دو جنبه مثبت و منفی برخوردار است. در بعد مثبت افرادی بااراده و عملگرا هستند و در کار وحرفه خود موفقیت زیادی کسب می‌کنند و در بعد منفی رفتارهایی مانند ایرادگیری‌های فراوان، افکار <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AC%D8%A8%D8%B1%DB%8C/">وسواسی جبری</a> وپافشاری بسیار زیاد در زمینه انجام امور را نشان می‌دهند. خانجانی و همکاران (۱۳۹۱) در مطالعه خود جهت مقایسه وضعیت روانی و تصویر تن متقاضیان جراحی زیبایی با افراد غیر متقاضی، محب و همکاران (۱۳۸۸) در مطالعه مقایسه‌ای اختلالات شخصیت در میان طالبان جراحی زیبایی و افراد عادی و نیز قلعه بندی و ابراهیمی(۱۳۸۳) در بررسی الگوهای شخصیتی متقاضیان جراحی بینی مجموعا به این نکته اذعان داشتند که متقاضیان عمل‌های جراحی زیبایی بیشتر از جامعه عادی دارای ویژگی های شخصیتی <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AC%D8%A8%D8%B1%DB%8C/">وسواسی-جبری</a> ، <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%D9%87/">خودشیفته</a> و <a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D8%8C-%D8%AA%D8%B4%D8%AE%DB%8C%D8%B5/">نمایشی</a> هستند.</p>
<h3>نتیجه‌گیری</h3>
<p>توجه به زیبایی و زیبا بودن امری طبیعی و مهم است ولی امروزه تعریف ما از زیبایی به زیبایی ظاهری و قرار گرفتن در چارچوب های ارائه شده توسط بلاگرها و یا هنرپیشه‌ها و مدل‌ها محدود شده است که این امر سبب افزایش میزان نارضایتی افراد از ظاهر خود و در نتیجه آن افزایش تقاضا برای جراحی‌های زیبایی است که در برخی موارد صدمات جسمی جدی به آنها وارد می‌کند.علاوه‌بر آن اکثر پژوهش هایی که در این زمینه انجام شده اند از این نکته حمایت می‌کنند که درصد بالایی از متقاضیان جراحی‌های زیبایی از اختلالات شخصیتی همچون اختلال شخصیت وسواسی،نمایشی و خودشیفته رنج می‌برند.</p>
<h4>منابع</h4>
<p>-دانش،سیمین، فروزنده، الهام.(۱۳۹۷) پنج عامل بزرگ شخصیت و تصویر بدنی در متقاضیان عمل‌های جراحی زیبایی شهر اصفهان،شناخت،۵(۱)؛۱۲۸-۱۱۵</p>
<p>&#8211; محمدپناه اردکان،عذرا، یعقوبی،حسن، یوسفی،رحیم.(۱۳۹۲). عوامل پیش‌بینی کننده‌ی جستجوی جراحی زیبایی،مجله اصول بهداشت روان،۱۵(۴)؛۵۴-۴۵.</p>
<p>-پیراهری،نیر، بیداران، صنم.(۱۳۹۶).عوامل اجتماعی موثر بر گرایش زنان به جراحی زیبایی، فصلنامه زن و جامعه،۸(۴)، ۲۴۶-۲۲۹</p>
<p>-قلعه بندی،میرفرهاد، افخم ابراهیمی،عزیزه.(۱۳۸۳)، الگوهای شخصیتی متقاضیان جراحی زیبایی بینی، اندیشه و رفتار،۹(۴)،۱۰-۴</p>
<p>-سالکی،نازیلا(۱۳۹۲).مقایسه سبک دلبستگی و ویژگی شخصیت متقاضیان جراحی پلاستیک و افراد عادی(پایان نامه کارشناسی ارشد)،دانشگاه آزاد اسلامی ،مرودشت.</p>
<p>-ستایش‌گر، افسانه(۱۳۹۴).رابطه ویژگی‌های شخصیت و تنظیم شناختی هیجان با عزت نفس زنان متقاضی جراحی زیبایی(پایان نامه کارشناسی ارشد)،دانشگاه آزاد اسلامی،مرودشت.</p>
<p>-حسینی، فوزیه سادات(۱۳۸۸)،مقایسه ویژگی‌های شخصیت،سلامت روانشناختی و تصویر بدنی زنان داوطلب و غیر داوطلب جراحی زیبایی و زنانی که تحت عمل جراحی زیبایی قرار گرفته‌اند(پایان نامه کارشناسی ارشد)،دانشگاه پیام نور.</p>
<p>-اسماعیل بیگی،فاطمه(۱۳۹۱).مقایسه میزان وسواس و افسردگی در افراد اقدام کننده به جراحی زیبایی و ترمیمی در شهر تهران(پایان نامه کارشناسی ارشد)،دانشگاه علامه طباطبائی.</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام ravanhami@ با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%85%d9%88%d8%ab%d8%b1-%d8%a8%d8%b1-%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d8%ad%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c/">چه عواملی  بر گرایش افراد به جراحی زیبایی تاثیر دارد؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%85%d9%88%d8%ab%d8%b1-%d8%a8%d8%b1-%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d8%ad%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آگاهی به چه معناست؟ جایگاهش در کدام قسمت مغز است؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%87-%d9%85%d8%b9%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%ac%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%87%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d9%82%d8%b3%d9%85/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%87-%d9%85%d8%b9%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%ac%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%87%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d9%82%d8%b3%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[سید محمد سعید صحاف]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 10 Feb 2019 16:26:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌شناسی شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[هوش]]></category>
		<category><![CDATA[آگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[تالاموس]]></category>
		<category><![CDATA[ذهن]]></category>
		<category><![CDATA[علوم اعصاب]]></category>
		<category><![CDATA[علوم شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[هشیاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=67831</guid>

					<description><![CDATA[<p>تا به حال فکر کرده اید که آگاهی یعنی چی ؟ از کجا می آید؟ چه طور ما به یک مسئله آگاه می شویم ؟ برای آگاهی معادل های مختلفی وجود دارد . مثلا awareness  یا consciousness یا حتی knowledge ! از آگاهی یک مفهوم واحد و تعریف مشخص وجود ندارد . ولی بیشتر آن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%87-%d9%85%d8%b9%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%ac%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%87%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d9%82%d8%b3%d9%85/">آگاهی به چه معناست؟ جایگاهش در کدام قسمت مغز است؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" wp-image-6432 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150.jpg" alt="" width="115" height="115" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 115px) 100vw, 115px" />تا به حال فکر کرده اید که آگاهی یعنی چی ؟ از کجا می آید؟ چه طور ما به یک مسئله آگاه می شویم ؟</p>
<p>برای آگاهی معادل های مختلفی وجود دارد . مثلا awareness  یا consciousness یا حتی knowledge !</p>
<p>از آگاهی یک مفهوم واحد و تعریف مشخص وجود ندارد . ولی بیشتر آن را &#8220;کیفیت ذهنی تجربه&#8221; در نظر می گیرند . حالا کیفیت ذهنی تجربه یعنی چی ؟</p>
<p>قبل از اینکه به جواب این سوال برسیم اجازه دهید بیشتر در مورد آ‌گاهی صحبت کنیم . به طور کلی به نظر می رسد که آگاهی به صورت یک پارچه و واحد عمل می کند . یعنی آنکه انسان خودش متوجه می شود که در حال تجربه کردن امری است و نبست به آن آگاهی دارد . اگر هنگام آ‌گاهی مغز انسان را مورد مطالعه قرار دهیم ، مشخص می شود که هیچ مکان یا حتی زمان واحدی نیست که اگاهی در آن روی دهد . حتی از این هم پیچیده تر آنکه مغز ممکن است جنبه های مختلف یک تجربه ی واحد را در زمان های متفاوتی تجربه کند اما همه ی آن ها را در یک زمان ادراک می کند . مثلا یک جسمی که همزمان هم نور تولید می کند و هم صوت را در نظر بگیرید . سرعت نور با صوت برابر نیست ، یعنی نور سریع تر از صوت به ما می رسد . ولی ما هردو را در یک زمان ادراک می کنیم و این توانایی مغز ما در ادراک همزمان آنهاست .</p>
<p>در نتیجه حالات هشیاری و آگاهی را می توان حالاتی غیر عینی به حساب آورد که علم تجربیِ عینی توان دسترسی به آن ها را ندارد . البته بشر تا جایی که بتواند و ممکن باشد در پی پیگیری و توضیح  این اتفاقات در عینیت و تجربه است .</p>
<p>خب حالا که اندکی با پیچیدگی های <a href="http://ravanhami.com/%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%db%8c-%d9%85%d8%a7-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%b4%d9%87-%db%8c%da%a9-%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af-%d8%ac%d8%b3%d8%aa%d8%ac/">مغز</a> و ذهن آشنا شدیم به بررسی یک نظریه در همین حوزه می پردازیم .</p>
<p><em>جان سرل</em> (۱۹۹۲) در کتاب کشف دوباره ذهن تعبیری نوین از آ‌گاهی دارد . او آگاهی را یک ویژگی برخاسته از مغز (ویژگی  نوظهور) عنوان می کند . از نظر او این ویژگی برخاسته از تعامل ساختارها و اجزای مغزی است . اما به این معنا نیست که بتوانیم مکان مشخصی برای آگاهی بیابیم . بلکه آگاهی نتیجه ی مجموعه کارکرد های ساختارهای مغزی است . یا به بیانی دیگر &#8220;آگاهی ویژگی مغزی است نه ویژگی اجزای آن.&#8221;</p>
<p>اگر بخواهیم عینی تر بگوییم در واقعیت نورون های مغزی هر کدام با یکدیگر در تعامل هستند و هریک نیز خواص و ویژگی های خاص خودشان را دارا هستند . این خواص به روشی که نورون ها با یکدیگر تعامل می کنند ثابت هستند و باعث به وجود آمدن آگاهی می شوند ، اما لزومی ندارد که خواص تک تک نورون ها همان خواص یک ذهن آگاه باشد !</p>
<p>برای ساده تر شدن مسئله اجازه دهید مثالی بزنیم : مثلا فرض کنید شئی داریم به نام D که از اجزای A ، B و C تشکیل شده باشد . آنگاه خصوصیات D نمی تواند با خصوصیات A ، B و C یکی باشد . این امر به دلیل آنست که خصوصیات D از تعاملات علت و معلولی  و تاثیر و تاثرات آن اجزا نیز ناشی می شود و در واقع ویژگی های D چیزی بیش از صرفا انباشت ویژگی های A ، B و C است . به بیانی دیگر آب را در نظر بگیرید . آب دارای ویژگی های میعان و شفافیت است . مولکول های H و O که آب را تشکیل می دهند از این خواص بهره ای ندارند . اما تعاملات علی این مولکول ها که به صورت برخورد تصادفی با یکدیگر است باعث به وجود آمدن این خواص می شوند . در نتیجه شفافیت ویژگی آب است و نه اجزای آن و آگاهی ویژگی مغز است و نه ویژگی نورون های آن .</p>
<p><em>جان سرل</em> آگاهی را یک ویژگی و نه یک ماده در نظر می گیرد. او آگاهی را به یک مشخصه ی نوظهور از آنچه که مغز انجام می دهد تشبیه می کند ؛ مانند اینکه عمل گوارش کاری است که معده انجام می دهد یا عمل فتوسنتز کاری است که گیاه می کند . آگاهی نیز یک فرایند طبیعی و یک محصول فرعی طبیعت مغز است . همانطور که تا زنده ایم معده ی ما گوارش را انجام می دهد مغز ما نیز همواره ویژگی آگاهی را داراست و همیشه به دنبال آنست تا به مسئله ای آگاه شود .</p>
<h2><strong>آگاهی و علوم اعصاب </strong></h2>
<p>به نظر می رسد نظر غالب در <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85_%D8%A7%D8%B9%D8%B5%D8%A7%D8%A8">علوم اعصاب</a> همان چیزی است که تا الان آن را شرح دادیم . آگاهی کارکرد و فعالیت های گروهی مجموعه ای از نورون های مغزی است . یا به بیانی درست تر آگاهی از نورون های مغزی ناشی می شود .</p>
<p>اما اگر نورون های مخصوصی برای آگاهی وجود داشتند ، امکان داشت آن ها در کدام قسمت قرار گرفته باشند ؟!</p>
<p>احتمالا ناحیه ی هسته های میان لایه ای تالاموس پیشنهاد می شوند .</p>
<h2><strong>چرا تالاموس ؟</strong></h2>
<p>همانطور که می دانید ، تالاموس محل دریافت تمامی اطلاعات حاصل از حواس پنجگانه (البته به جز بویایی) است . تالاموس اطلاعات را دریافت می کند و برای پردازش اختصاصی تر به نواحی قشر مخ ارسال می کند . چناچه می دانیم جراحات وارد شده به تالاموس منجر به اغما و از دست دادن آگاهی می شود .</p>
<p>نظریه ی <em>چرچلند</em> دقیقا در همین جاست ! نظریه ای محاسباتی عصبی درباره ی اگاهی که روی روابط بین هسته های میان لایه ای تالاموس و نواحی  قشری مجزا متمرکز می شود . این مدار هم مسیر های صعودی دارد یعنی از تالاموس به قشر مخ و هم مسیر های نزولی از قشر مخ به تالاموس . چرچلند بیان می کند که این خاصیت شبکه ای مهم است چرا که زمینه ی بازخورد آگاهی و یادگیری را فراهم می کند . فعالیت بازگشتی در یک شبکه می تواند در طول زمان اطلاعات را نگه دارد و پایه و اساس آگاهی ذهنی باشد .</p>
<p>در نظر چرچلند ویژگی های این شبکه می تواند تعدادی از خصوصیات آ‌گاهی را توجیه کند . یکی آنکه توانایی آ‌گاهی در نگه داشتن اطلاعات در طول زمان است . معادل با حافظه ی کوتاه مدت . هم چنین چرچلند نشان می دهد این شبکه می تواند در غیاب ورودی های حسی به تالاموس به فعالیت خود ادامه دهد ؛ مثلا زمانی که در حال خیالبافی هستیم .</p>
<p>اما نکته ی مهم آنست که چرچلند تصدیق می کند که ویژگی پویایی این شبکه ی بازگشت کننده باعث امکان پذیر شدن آ‌گاهی می گردد و نه مکان هندسی عصبی منحصر به فرد آن . بنابراین آن چیزی که روشن است آنست که دقیقا و مشخصا نمی توان برای آگاهی مکان هندسی معینی را مشخص ساخت اما آنچه که مورد پذیرش است آنست که آ‌گاهی کارکرد نورون های مغزی و ساختاری قشری و زیر قشری تعریف می شود .</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%87-%d9%85%d8%b9%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%ac%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%87%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d9%82%d8%b3%d9%85/">آگاهی به چه معناست؟ جایگاهش در کدام قسمت مغز است؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%86%d9%87-%d9%85%d8%b9%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%ac%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%87%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%da%a9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d9%82%d8%b3%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>هویت در اختلال شخصیت مرزی چگونه سنجش می‌شود؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%b4-%d9%85%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%b4-%d9%85%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[ریحانه رعنایی فر]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 Feb 2019 20:45:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اختلالات شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[روانسنجی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال شخصیت مرزی]]></category>
		<category><![CDATA[اریک اریکسون]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت مرزی]]></category>
		<category><![CDATA[هویت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=67630</guid>

					<description><![CDATA[<p>شکل دادن هویت امن، یکی از مهم ترین وظایف &#8220;روانشناسی دوران نوجوانی &#8221; است. در طی سال های پر تلاطم نوجوانی، نوجوان در تکاپوی هویت ناشناخته خود در جدال با خویشتنش به دنبال من واقعی خود می گردد. در این بحران، که بودن وچه بودن، هویت واقعیش را می جوید.  او همواره از خود سوال [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%b4-%d9%85%db%8c/">هویت در اختلال شخصیت مرزی چگونه سنجش می‌شود؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" wp-image-6432 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150.jpg" alt="" width="115" height="115" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/07/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 115px) 100vw, 115px" />شکل دادن هویت امن، یکی از مهم ترین وظایف &#8220;روانشناسی دوران نوجوانی &#8221; است. در طی سال های پر تلاطم نوجوانی، نوجوان در تکاپوی هویت ناشناخته خود در جدال با خویشتنش به دنبال من واقعی خود می گردد. در این بحران، که بودن وچه بودن، هویت واقعیش را می جوید.  او همواره از خود سوال خواهد کرد که کیست؟؛ برنامه اش برای آینده چیست؟ ودرتلاشی بی وقفه برای آینده، و شغل ایده آل­ش برنامه ریزی­ها دارد.</p>
<p>اریک اریکسون <sup>۱</sup>روانکاو ، به&#8221; بحران کسب هویت &#8220;در برابر &#8220;سردرگمی هویت &#8221; به عنوان یکی از مراحل اولیه روانشناسی دوران نوجوانی آن اشاره می کند. نوجوان در این دوره ، برای دستیابی هویت خود تمام چاره ها را جستجو میکند، تا در نهایت خود راسخی را بیابد . تلاش های اریکسون ،یکی از کلیدی ترین نظریه های مربوط به نوجوانان را تشکیل میدهد. محققان زیادی ،صحت ایده های  اریکسون را از طریق آزمایش های تجربی آزموده اند.</p>
<p>به همان اندازه که کار اریکسون برای محققانی که مسیرهای به اصطلاح &#8220;عادی&#8221; پیشرفت نوجوانان را بررسی کرده اند مهم است ؛ برای درک هویت آشفته ای که اختلال شخصیت مرزی (BPD) را توصیف می کند، نیز حائز اهمیت است. به نظر میرسد که این تئوری، از قدرت فوق العاده ای در فهمیدن مسائلی که این افراد (افراد دارای اختلال) دچارش میشوند برخوردار است. هنگامی که تلاش می کنند تا به شناخت خود برسند و مشکلات روزمره را یکی پس از دیگری حل کنند.Annabel Bogaerts  و همکارانش  در دانشگاه Leuven در سال ۲۰۱۸ مطرح کردند که چهارچوب نظریه اریکسون در درک  بحران هویت  در BPDتاثیرگزار است. تحقیقات آنها نشان میدهد که  چگونه</p>
<p>، “Dutch <a href="https://www.psychologytoday.com/basics/identity">Self-concept</a> and Identity Measure (SCIM)” یا &#8220;خود پنداره افراد مقیم هلند و سنجش هویت &#8221; ، در مقابله با مشکلاتی که یک فرد با اختلال شخصیت  مرزی ( Border Line) با شخصیت جدیدش دارد، تاثیر گذار است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>برای فهم ابعاد هویت افراد مبتلا به <a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c/">اختلال شخصیت  مرزی</a>، محققان هلندی  به صورت دقیق به بررسی &#8220;ابعاد هویتی&#8221; که آنها از برای خود یاد می کنند ،پرداختند. با این حال ،اریکسون معتقد است که  تنها راه شناخت دقیق هویت خویش ،ارزیابی دوباره و دوباره خویش است و در مقابل، محققان به این نتیجه رسیده اند که بدون بررسی عوامل گوناگون میتوان به شناخت واضح نسبت به هویت خویش دست یافت.</p>
<p>اگر شما دیدگاه های والدینتان یا شخصیت های مهم در زندگی خودرا با باورها و نظرات پیشنهادیشان  مد نظر قرار دهید،درظاهر ازیک هویت ساختگی برخوردار خواهید شد.با این وجود آن شخصیت بکری که صرفا مد نظر شماست نخواهد شد. در مقابل میتوانید در یک مبارزه مداوم برای رسیدن به اهدافتان گرفتار شوید و خودتان، در تشکیل هویتتان تاثیر گذار باشید. هیچ کدام از این امکانات در نظریه اریکسون امکان پذیر نیست.</p>
<p>“Dimensions of Identity Development Scale (DIDS)” یا &#8220;ابعاد مقیاس توسعه هویت&#8221; شامل مقیاس های اندازه گیری است از قبیل  &#8221; اکتشاف عرضی&#8221; (هنگامی که خیلی پویا به مسیر هایی که میخواهم در زندگی ام انتخاب کنم، فکر میکنم) ،&#8221;اکتشاف عمقی&#8221; ( هنگامی که در مورد برنامه های اینده ام با دیگران صحبت میکنم) و &#8220;شناسایی متعهدانه&#8221;(برنامه های من برای آینده که ارزش ها و منافع من را در بر میگیرد).</p>
<p>Bogaerts ،برای سنجش SCIM  ازسه نمونه از جوانان حدود ۲۵ ساله استفاده کرد. دو  گروه  از این سه گروه ،</p>
<p>&#8220;convenience sample&#8221;  ، که هر کدام  حدود  ۴۰۰ نفر بودند. گروه سوم به صورت خاص و شامل افرادی که از لحاظ سن و جنسیت و سطح تحصیلات با جامعه برابری بیشتری میکرد وتوسط دانشجویان کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی ، انتخاب شد. این دسته به احتمال زیاد دارای اختلال مرزی بودند. از هر سه گروه تست افسردگی و اضطراب گرفته شد و از گروه سوم تست اختلال شخصیت مرزی نیز گرفته شد.</p>
<p>نتایج حاصل ازپاسخ ۲۵ سوال SCIM  موجب شد به سه گروه  تقسیم شوند.با نمره دادن به موارد زیر از ۱(کاملاموافقم) تا ۷(کاملا مخالفم) و حتی نمیدانم میتوانید خودتان را بیازمایید.</p>
<p>۱- من میدانم به چه چیز هایی معتقدم و برایم چه چیز هایی ارزشمند است.</p>
<p>۲- وقتی کسی مرا توصیف میکند؛ میدانم که حرف هایش تا چه حد صحت دارند.</p>
<p>۳- وقتی به عکس های دوران کودکی ام نگاه می کنم ،حس می کنم مساله ای وجود دارد که گذشته مرا به اکنونم وصل می کند.</p>
<p>۴- بعضی اوقات فردی را انتخاب میکنم و تلاش میکنم شبیه او باشم ؛ درحالیکه وقتی تنها هستم،هویت واقعی ام را میدانم.</p>
<p>۵- من میدانم چه کسی هستم و هویت واقعی ام کیست.</p>
<p>۶- من با توجه به موقعیت هایم در طول زندگی بسیار تغییر می کنم.</p>
<p>۷- من واقعا نمیدانم به چه چیز هایی معتقد هستم و چه چیز هایی برایم ارزشمند هستند.</p>
<p>۸- من شبیه به یک پازل هستم که قطعاتش در هم درست چفت نمی شوند.</p>
<p>۹- من خوب هستم!</p>
<p>۱۰- من به جای اینکه خودم باشم؛ از بقیه تقلید می کنم.</p>
<p>۱۱- من آنقدر با بقیه افراد متفاوت هستم که نمی فهمم &#8220;من واقعی&#8221; کیست.</p>
<p>۱۲- من از لحاظ روحی شکسته و نابود هستم.</p>
<p>۱۳- من وقتی دوران کودکی ام را به یاد می آورم ارتباطاتی با دوران جوانی ام پیدا می کنم.</p>
<p>۱۴- من وقتی به این فکر می کنم که حقیقتا چه کسی هستم دچار سرگشتگی میشوم.</p>
<p>۱۵- من همیشه حس خوبی نسبت به مسایلی که برایم مهم هستند،دارم.</p>
<p>۱۶- من آنقدر شباهت زیادی با برخی افراد دارم که حس می کنم ما یک نفر هستیم.</p>
<p>۱۷- من اساسا همان فردی هستم که بوده ام.</p>
<p>۱۸- من شبیه فردی که روح ندارد، حس تهی بودن دارم.</p>
<p>۱۹- نظر من به راحتی عوض میشود.</p>
<p>۲۰- من دیگر نمیدانم چه کسی هستم.(شخصیت خودم را نمیدانم!)</p>
<p>۲۱- من وقتی در تعامل با بقیه هستم،توانمند تر از حالت تنهاییم هستم.</p>
<p>۲۲- هیچ کس شخصیت واقعی مرا نمی شناسد.</p>
<p>۲۳- من تلاش می کنم شبیه افرادی عمل و زندگی کنم که با آنها روز هایم را میگذرانم.</p>
<p>۲۴- من فقط وقتی در تعامل با بقیه هستم انسان کاملی هستم.</p>
<p>۲۵- مسائلی که برایم مهم هستند،خیلی زود به زود عوض میشوند.</p>
<p>این ۲۵ سوال برای تقسیم بندی افراد به سه دسته زیر طراحی شده اند:</p>
<p>هویت ثابت : ۱-۲-۳ -۵- ۹-۱۴-۱۵-۱۷</p>
<p>هویت آشفته: ۴-۶-۷-۱۰-۱۲-۱۶-۱۹-۲۱-۲۳-۲۴-۲۵</p>
<p>عدم هویت: ۸-۱۳-۱۵-۱۸-۲۰-۲۲</p>
<p>پژوهشگران یک  عدد را به عنوان میانگین ثابت  برای قرار گرفتن در هر یک از دسته بندی ها مشخص نکرده اند؛ بلکه اعداد بالا شماره سوال­هایی است که هر کدام از این سوال ها بیانگر هویت مربوط به آن است . مثلا در پاسخ به سوال یک ، هرچه جواب به عدد ۷ نزدیک تر باشد یعنی فرد احتمالا هویت ثابت دارد&#8230;. به طور خلاصه نشان میدهد افرادBPD  در دسته عدم هویت یا هویت آشفته قرار میگیرند.</p>
<p>علاوه بر این در بین این سه نمونه ، به نظر میرسد که افرادی که در دسته هویت آشفته قرار میگیرند ، نشخوار ذهنی فراوانی دارند و بر آنها یک نوع حس ناسازگاری مداومی وجود دارد. به نظر میرسد دسته سوم دلواپسی بیشتری دارند ؛ از آنجا که  هویت وفقی کمتر، نشخوار ذهنی ونشانگان دلواپسی و افسردگی  بیشتری دارد.</p>
<p>با نگاه کردن به BPD در شرایط هویت آشفته ، مطالعات این گروه بلژیکی کمک میکند تا تصمیمات بهتری گرفته شود .</p>
<p>علاوه بر این ،با کمک کردن به افراد با شرط تمرکزبربروی بیماری های هویتی و با تاکید بر یافته های این تحقیق، میتوان از مشکلات فرد درآینده تا حدی جلوگیری کرد. درنهایت ،دانستن اینکه تو چه کسی هستی، یک مولفه اصلی برای اجرای این دستاورد است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>منابع:</p>
<p>۱- Erik Erikson</p>
<p>-https://www.psychologytoday.com/blog/fulfillment-any-age/201802/identity-in-borderline-personality-disorder-new-approach</p>
<p>&#8211; Bogaerts, A., Claes, L., Verschueren, M., Bastiaens, T., Kaufman, E. A., Smits, D., &amp; Luyckx, K. (2018). The Dutch Self-Concept and Identity Measure (SCIM): Factor structure and associations with identity dimensions and psychopathology. Personality and Individual Differences, 12356-64. doi:10.1016/j.paid.2017.11.007</p>
<p><strong>نویسنده: ریحانه رعنایی فر</strong></p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%b4-%d9%85%db%8c/">هویت در اختلال شخصیت مرزی چگونه سنجش می‌شود؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%b4-%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روانشناسی در خدمت بورژوازی، منظری منتقدانه به روانشناسی مدرن</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%af%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%88%d8%b1%da%98%d9%88%d8%a7%d8%b2%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%af%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%88%d8%b1%da%98%d9%88%d8%a7%d8%b2%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[سید محمد سعید صحاف]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 04 Feb 2019 09:02:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مبانی روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اومانیسم]]></category>
		<category><![CDATA[بورژوا]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی مدرن]]></category>
		<category><![CDATA[زرشناس]]></category>
		<category><![CDATA[نقد روانشناسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=66816</guid>

					<description><![CDATA[<p>آنچه  حدوداً در قرن چهاردهم جهان غرب را وارد مرحله‌ای جدید از بسط تاریخی خود کرد، رنسانس بود . انقلاب علمی در قرن هفدهم با اکتشافات کوپرنیک ، کپلر و گالیله هرچه سریع‌تر به مسیر خود ادامه داد و با ظهور نیوتون اساس فیزیک تحلیلی جدید و نگاه نیوتونی به علم و جدایی فیزیک و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%af%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%88%d8%b1%da%98%d9%88%d8%a7%d8%b2%db%8c/">روانشناسی در خدمت بورژوازی، منظری منتقدانه به روانشناسی مدرن</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="114" height="114" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 114px) 100vw, 114px" />آنچه  حدوداً در قرن چهاردهم جهان غرب را وارد مرحله‌ای جدید از بسط تاریخی خود کرد، <em>رنسانس</em> بود . انقلاب علمی در قرن هفدهم با اکتشافات کوپرنیک ، کپلر و گالیله هرچه سریع‌تر به مسیر خود ادامه داد و با ظهور نیوتون اساس فیزیک تحلیلی جدید و نگاه نیوتونی به علم و جدایی فیزیک و الاهیات بنیان گذاشته شد . در قرن هجدهم دوران پر فروغ روشنگری رقم خورد و علوم انسانی مدرن هرچه بیشتر بسط و توسعه یافت و در این دوران عالم غرب مدرن به تمامیت و اوج خود رسید . در این دوران با اتمام فلسفه هگل ، فلسفه در غرب جدید به تمامیت می رسد و علوم انسانی می‌آیند تا هر چه بیشتر التیامی باشند بر زخم‌های غرب مدرن و پر کردن جای خالی فلسفه. با <a href="http://ravanhami.com">روان حامی</a> همراه باشید</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>« هر عالم تاریخی دارای یک «روح» است که ذات آن را تعیین می کند، در ذیل این روح، هر عالم «جان» یا «نفس مدبری» دارد که ظهور و سیر تطور آن را تدبیر می‌کند. جان یا نفس مدبر هر عالم، از طریق عقل و انفعالات (عواطف) خاص هر دوره است که امکان‌ها و قابلیت‌ها و استعدادهای آن عالم تاریخی را از قوه به فعل در می‌آورد. در ذیل عقل و عاطفه هردوره ی تاریخی &#8220;علم و عمل &#8221;  خاص آن عالم پدیدار می‌شود و همه این اختصاصات به نحوی در <em>&#8220;صورت مثالی بشر&#8221;</em> یک دوره ظهور پیدا می‌کند. اومانیسم (خود بنیادانگاری نفسانی) ذات عالم مدرن است. اومانیسم (به مثابه روح غرب متجدد) تجسم اسم نفس اماره، است. غرب مدرن علاوه بر ذات،  ذاتیات یا نفس مدبری دارد که آن را <em>مدرنیته</em> می‌نامیم. مدرنیته، صفات و آثاری دارد که در هیأت غرب جديد ظهور وتحقق یافته است .مدرنیته ، عقل و فعالات(عواطف) و علم و اخلاقیات و اقتصادی و سیاست وصورت مثالي بشر خاص خود را دارد و مجموع این‌ها است که در پیوند با هم و در مقام صفات و آثار مدرنیته، عالم غرب مدرن را پدیدار کرده است.» (زرشناس،۱۳۹۵،الف،ص۱۴)</p>
<p>اومانیسم روح و جان غرب مدرن است و نفس مدبر عالم تاریخی مدرن ، مدرنیته می‌باشد . مدرنیته آثار و ذاتیاتی دارد که از جمله‌ی آن ، می‌توان به صورت مثالی بشر بورژوا اشاره کرد . « صورت مثالی بشر مدرن آن چیزی است که آن را صورت مثالی بشر بورژوا نامیده‌اند .» (زرشناس،۱۳۹۳،ب،ص۵۶)</p>
<p>به بیانی دیگر بشر مدرن به شکل بشر متعلق به طبقه بورژوا ظهور می‌کند . ظهور آن نیز به حسب مفاهیم ، آثار و ذاتیات مدرنیته،  ظهوری سکولار- اومانستی برپایه‌ی فهمی بشری از عالم و آدم و به مثابه‌ی تجسم حیوان لذت طلب و سود محور و قدرت مدار و آزاد و خودبنیاد‌انگار می‌باشد . انسان مدرن در مرتبه‌ی حیوان اقتصادی – جنسی ظاهر می‌شود تا هرچه بیشتر اقتدار و سرمایه‌ی خود و تصرفش را در عالم و آدم به واسطه‌ی ابزارهایش از جمله، تکنولوژی و علوم طبیعی و انسانی بیشتر کند. در نتیجه بشر بورژوا متعلق به جهان مدرن و صورت مثالی و کمال بشریت در غرب مدرن می‌باشد .</p>
<h2><strong>تعریف چند اصطلاح</strong></h2>
<p>فهم این اصطلاحات به درک مطلب کمک شایانی می‌کند :</p>
<p>&#8211; « <strong>اومانیسم</strong> ، از آن منظر که بشر در مقام نفس اماره را اصالت ، موضوعیت و مرکزیت و محوریت می‌بخشد، <strong>سوبژکتیویته</strong> گفته می‌شود.» (زرشناس،۱۳۹۳،ب،ص۲۷)</p>
<p>&#8211; «روح حاکم بر غرب مدرن <strong>اومانیسم</strong> است . جوهر اومانیسم، استیلاجویی خودبنیادانه و نفسانیت مدار است؛ زیرا با انکار ضرورت هدایت قدسی و دینی، ساحت معنوی آدمی را ذیل ساحت ناسوتی او قرار می‌دهد و بشر را حاکم استیلاگر عالم که باید بساط سلطنت استیلاگرانه خود را بنا کند، فرض می‌نماید.» (زرشناس،۱۳۹۲،ج،ص۳۹)</p>
<p>&#8211; <strong>سکولاریسم</strong> به معنای غیرقدسی کردن امور ، غیردینی کردن و به عبارتی عرفی کردن است . (زرشناس،۱۳۹۲،ج،ص۵۱)</p>
<p>&#8211; مدرنیته را بدون <strong>بوروکراسی</strong> نمی‌توان تصور کرد . مقصود از آن سازمان و ساختاری از مناسبات است که بر پایه‌ی حسابگری سود محورانه عقل مدرن قرار است و تمام اجزای جامعه‌ی مدرن را متحد کرده و اداره نماید. (زرشناس،۱۳۹۲، ج،ص۵۳)</p>
<p><strong>علوم انسانی و ماموریت</strong></p>
<p>روح مسلط بر غرب مدرن اومانیسم است که ذاتیاتی دارد و از جمله‌ی آنها می‌توان به سکولاریسم ، سودانگاری وسرمایه سالاری  و نظام بوروکراتیک آن اشاره کرد . این‌ها ذاتیات این عالم‌اند و از علم و عالَم مدرن غیر قابل انفکاک می‌باشند . علوم (اعم از طبیعی و انسانی ) و تمام امکانات مدرن به دنبال آن‌اند تا به بسط هرچه بیشتر این ذاتیات در عالم بپردازند و مدرنیته را گسترش دهند . علوم انسانی از جمله ابزارهای بسیار قدرتمند و نیرومند جهان غرب است که وظیفه‌ی حل بحران‌های حاصله در جوامع مرکزی و سیطره‌ی هرچه بیشتر بر جوامع پیرامونی را بر عهده دارد .یکی از کارا ترین علوم از مجموعه‌ی علوم انسانی در جهت ترویج سبک زندگی مدرن و فراهم ساختن سوژه‌های خود بنیاد منطبق با مبانی نظری غرب مدرن ، <em>روان‌شناسی</em> است .  روان‌شناسی قادر است با کشف (جعل) اختلالات و و ناهنجاری‌ها، برای بشر چهار چوبی متناسب با آرمان‌ها و امیال اومانیستی – سکولاریستی جهان مدرن بنیان کند و در نتیجه‌ی آن هر چه بیشتر به تربیت افرادی متناسب با این آرمان‌ها، همت گذارد تا بتواند نواقص و بحران‌های ظاهر شده‌ی مدرنیته در قرن بیستم و دوران پسامدرن را سرپوش باشد و وسیله‌ای برای تسلط بر دیگر ملل پیرامونی .</p>
<p>« علم مدرن پدیدار گردیده است تا در تحقق اغراض خودبنیاد انگارانه‌ی بشر متجدد (تصرف‌گری و سلطنت در عالم و آدم به نفع سرمایه داری و نظام سلطه ) نقش افرینی داشته باشد. علوم انسانی مدرن ، یکی از انحاءِ «تفکرِ نیست انگار» و بحران‌زده‌ی پسافلسفی روزگار تمامیت تجدد است. علوم انسانی می‌خواهد که در روزگار بحران انحطاطی عالم مدرن، مددرسان این عالم باشد تا بتواند نظم و نظام خود را حفظ کند و با تزلزل بنیادین و بحران فزاینده وجودی‌اش مقابله نماید. علوم انسانی مدرن سودای آن دارد تا به واسطه تفکر متافیزیکی پسافلسفي دوران به تمامیت رسیده‌ی مدرنیته، از فاهمه‌ی نیست انگار اومانیست الهام و بهره بگیرد تا به عالم غرب مدرن بحران زده و متزلزل در حفظ نظم و نظام خود مدد رساند. » (زرشناس،۱۳۹۳،الف،ص۲۱و۲۳)</p>
<p>علوم انسانی با به تمامیت رسیدن دوران فلسفه اومانیستی غرب مدرن ظهوری چشمگیر پیدا می‌کند و به عنوان یک علم مستقل به طور تفصیلی آشکار می‌شود و در صدد آن بر می‌آید تا نشانه‌های تزلزل و بحران در عالم غرب مدرن را بهبود بخشد . در واقع علوم انسانی می‌کوشد تا فلسفه‌ی به تمامیت رسیده‌ی پس از هگل را جانشین باشد .  این علوم در تلاش است توجیه و تفسیری اومانیستی متناسب با ذات سکولاریستی خود ، از شئون انسانی را ارائه دهد تا هر چه بیشتر التیامی بر زخم‌های عالم غرب مدرن و بحران مدرنیته باشد .</p>
<p>اساسا علم مدرن نسبتی تصرف گرایانه با عالم دارد و هر آنچه غیر از خود را ابژه می‌کند تا هرچه بیشتر در آن تصرف کرده و به نفع سوژه‌ی خودبنیاد بهره گیرد. علوم انسانی مدرن با شئون وجودی این انسان سر و کار دارد و بشری که در این علوم می‌بینیم ، بشر به مثابه‌ی حیوان سود جو – لذت طلب ، خودبنیادانگار تعریف می‌شود . ره آورد ماتریالیسم و کمی انگاری صرف در علم  ، نگرش حیوانی به انسان بوده است و کاپیتالیسم ، سودجویی و لیبرلیسم ، لذت طلبی و سوبژکتیوته ، خودبنیادانگاری را برای بشر مدرن حاصل آورده است.</p>
<p>باطن روان شناسی مدرن به عنوان یکی از رشته‌های علوم انسانی، نحوی کوشش برای قابل تحمل کردن زندگی مبتذل مدرن و ملالت‌ها و بحران ها و پوچ انگاری های ذاتی و گریزناپذیر آن بر پایه ترویج اشکال مختلف صریح و غیر صریح و مستقیم و غیر مستقیم لذت طلبی در مراتب و درجات مختلف آن است. جوهر رویکرد به اصطلاح درمانی روان شناسی مدرن، سازگار کردن شخص با هنجارها و موازین استبدادی و نفسانیت مدار عالم مدرن و اجتماعات ذیل آن از طریق تکنیک هایی است که در صدد ایجاد نحوی لذت و آرامش مبتذل و ناسالم و مقطعی است . (زرشناس،۱۳۹۳،الف،ص۵۰)</p>
<p>گویا غرب مدرن از گذر روانشناسی مدرن، تصمیم بر تبدیل بشریت به <em>شهروند سر به راه نظام جهانی</em> را دارد و علوم انسانی بالاخص روانشناسی مدرن وظیفه‌ی اصلی را برای تامین پیاده نظام نظم نوین جهانی را بر عهده دارد .</p>
<p>اساسا علوم انسانی به دلیل نگاه تصرف گرایانه و اومانیستی ، غلبه‌ی تفاسیر ماتریالیستی و سنگینی سایه‌ی پوزیتیویسم ،  خدمت به ایده‌های سرمایه سالارانه و ناتوانی در مرزبندی بین خود و علوم طبیعی و کمیت انگاری در روش خود که سنخیتی با موضوع آن ندارد گرفتار فروپاشی از درون و از خود بیگانگی می‌گردد . (البته ارتباط هر یک از مفاهیم مذکور باید نشان داده شود و  توجیه شوند . که در این یادداشت نمی گنجد .)</p>
<p>ماموریت علوم انسانی مدرن(و بیش از همه روانشناسی مدرن)، در عالم غرب جدید تبیین و توجیه جهان بینی وسبک زندگی مدرن، دفاع از نظم و نظام تجدد و کوشش برای مقابله با معضلات و بحران‌های برآمده از تضاد درونی و وضعیت انحطاطی این عالم بوده است .</p>
<h2><strong>روان‌شناسی مدرن و بحران </strong></h2>
<p>از بحران‌های اصلی در روان‌شناسی موضوع‌های مورد مطالعه آن‌ است که سنخیت چندانی با روش‌های اثباتی و پوزیتویستیِ آزمایشگاهی ندارد و این امر روانشناسی را بیش از بیش دچار بحران در روش کرده است . بنابراین روانشناسی اموری را مورد مطالعه قرار داده است که با روش علمی – حسی اش هم‌خوانی ندارد و این تضاد از همان ابتدای شکل‌گیری روان‌شناسی همراه آن بوده است و تا امروز نیز ادامه دارد . بارها از طریق نحله‌های مختلف روان درمانگران تعریف روان‌شناسب عوض می‌شد . گاهی امور مورد مشاهده‌ی صرف مورد توجه قرار می‌گرفت و گاهی فرایند‌های صرفا ذهنی . اساس رویکرد فروید و پیروان او خارج از حیطه‌ی پوزیتیویستی علم واقع می‌شوند و تنها روان‌شناسی وحدت‌گرا است که مفهوم ماتریالیستی – پوزیتیویستی آن را آشکار می‌کند . امروزه همچنان بر سر این مسائل جدل برقرار است و هنوز بسیاری از مفاهیم روان‌شناختی، مثلا هوش تعریف نشده‌اند یا تعریف واحدی از آن‌ها وجود ندارد . روان‌شناسی بحران زده، وظیفه‌ی آن دارد تا بحران‌های جهان مدرن را چاره باشد . اما این مسائل بر ما آشکار می‌کنند که روان‌شناسی که روزی امید و شاید تنها امید سرمایه‌داری و نظام جهانی برای تولید سوژه ی خودبنیادش بود نیز با بحران‌های عمیقی دست و پنجه نرم می‌کند .</p>
<p>روان‌شناسی با ارائه‌ی تکنیک‌های کمی هم‌چون دیگر علوم انسانی، گرفتار تعریف ناقص و معیوب پوزیتیویستی از علم شده است و به دلیل ناتوانی در به کارگیری این روش در تمام موضوعات مطالعاتی خود گرفتار بحران دیگری در خود می‌شود .</p>
<p>روش‌های صرفا آزمایشگاهی، برای روان‌شناسی آن‌قدر گمراه کننده بود، که موجب شروع کابوسی عمیق در روان‌شناسی گردید. تا آنجا که می‌بینیم امروزه چگونه بیش از پیش مورد نقد اساسی قرار می‌گیرد . « این حماقت محض است که فکر کنیم فرد، در مقابل ما می‌تواند از طریق یک سری تحلیل‌ها و فرمول بندی‌ها شناخته شود .» (می،۱۳۹۱،الف،۷۵)</p>
<p>بسط فیزیولوژی مدرن و تئوری‌های تفسیر‌های فیزیولوژیکی از بشر با کارهای هلموتز ، وبر و فخنر حلقه‌ی تکمیلی واپسین بود . ( البته نباید از خدمات این نگاه و رویکردها به روان‌شناسی و بشر نیز چشم پوشید اما نباید اشکالات را هم نایده گرفت .)</p>
<p>ویلهم وونت با راه اندازی اولین آزمایشگاه روان‌شناسی اراده‌ی خود را هر چه بیشتر مصروف به علمی و آزمایشگاهی کردن روان‌شناسی گذاشت . تیچنر با مکتب ساختارگرایی تاکید بر اتم‌های هشیاری کرد و از عناصر سازنده ی هشیاری سخن گفت . در واقع او به خوبی نگاه تحلیلی به مسائل که از دستاورد‌های علوم جدید و مدرنیته در اندیشه‌ی نیوتون بود را در روان‌شناسی و موضوع آن ، هشیاری پیاده ساخت . ویلیام جیمز نیز پراگماتیستی بود که تحت تاثیر تئوری داروین سازگاری هرچه بیشتر موجود زنده با محیط را هشیاری دانست که در جهت بسط و تداوم ارزش های مدرنیته بسیار مفید افتاد .</p>
<p>« در روانکاوی وضع بر همین قرار است ؛ آن‌جا که فروید عنوان می‌کند: «هر جا، او هست، من هم باشد، که در واقع به دنبال آن است تا از طریق اعمال انضباطی خودآگاهانه‌ی مدرنیستی، رقابت لذت انگارانه‌ی افراد بشری را به نحوی کنترل و مدیریت نماید تا مانع فروپاشی ارگان اجتماع ليبرالی گردد. زیرا در اجتماع مدرن هر فرد انسان، در هنگام یک اتم خود بنیادانگار در رقابت خصمانه با دیگر اتم‌های انسانی قرار دارد و منطق و الگوی حاکم بر مناسبات میان افراد انسانی در این اجتماعات همان الگوی انسان، گرگ انسان است، که توماس هابز، عنوان کرده بود. فروید با تأکید بر لزوم کنترل id یا نهاد (او) توسط من یا ego، می‌خواهد طريق وامکانی برای کنترل تزاحم و رقابت ویرانگر نفوس خود بنیادانگار اتمیزه بگشاید، تا از طریق اعمال الگوی انضباط و کنترل خود آگاهانه‌ی «من»، تکاپوها و تزاحم لذت جویانه این اتم‌های جدا از هم را به هر نحوی سامان دهد که حیات مناسبات گرگ صفتانه و اتمیزه مدرنیستی لیبرال &#8211; سرمایه دارانه دچار فروپاشی نگردد. »  (زرشناس،۱۳۹۵،د،ص۱۵۲)</p>
<p>در مورد رفتارگرایی نیز به واقع می‌توان آن را تجلی تام و تمام فلسفه‌ی تجربه‌گرای انگلیسی در روان‌شناسی دانست . تاکید مفرط بر رفتار و مشاهده‌ی سطحی و ظاهر بینی و هم چنین نگرش حسی &#8211; تجربی از ویژگی‌های اصلی آن است . ظهور ، گسترش و نهایتا افول رفتارگرایی (ملهم از فلسفه تجربی گرا)، یکی از مظاهر بحران روان‌شناسی است . در مورد انسان‌گرایی و نیروی سوم روانشناسی نیز می‌تواننشان داد که آن‌چه که به عنوان خودشکوفایی مطرح می‌شود چیزی نیست مگر رویای تحقق تام و تمام سوژه‌ی خودبنیاد و عقلانیت محور دکارتی . (زرشناس،۱۳۹۵،د)</p>
<p>همچنین نفوذ اندیشه‌های مدرنیستی را در مفاهیم به کار گرفته و تعاریفی که از این مفاهیم نیز شد می توان پی‌گیری کرد . مثلا مفهوم هوش را برخی سازگاری هرچه بیشتر با محیط عنوان کرده‌اند. « به میزانی که آدمی انطباق و سازگاری بیشتری با غرب مدرن داشته باشد و به یک معنا به میزانی که بیشتر در آن مستحیل شده باشد با هوش تر است . با پذیرش این تلقی قاعدتا هر نوع آرمان‌گرایی ، انقلاب‌گریی، مبارزه‌جویی  با مظالم غرب مدرن با عدم تبعیت از آن نشانه‌ی بی‌هوشی یا کم هوشی است . با تامل در این معنا مشخص می‌شود علم روان‌شناسی اگرچه داعیه ی بی طرفی و کمک به شناخت انسان و تامین بهداشت روانی آدمیان را دارد ، اما در عمل و در جهت‌گیری اصلی خود به تحمیق بشر در مسیر سلطه‌ی مدرنیته می‌پردازد . » (زرشناس،۱۳۹۵،د،ص۸۶)</p>
<p>این اتفاقات خبر از انحطاطی درونی در روان شناسی مدرن می‌دهند که در نتیجه‌ی بسط و تسلط رویکرد ماشینی و پوزیتویستی و آزمایشگاهی صرف و نگاه ماتریالیستی به وجود آدمی و تاکید بر منظر مکانیستی – بیولوژیکی در راستای پذیرش و درونی کردن سبک زندگی‌های خودبنیادانگارانه‌ی سکولاریستی – اومانیستی و ارزشهای لیبرالیستی جهان غرب مدرن و تحمل ناسازگاری‌ها و نابه‌سامانی‌ها و بحران‌های غرب مدرن پدید آمده است .</p>
<h2><strong>روان‌شناسی و نئولیبرالیسم</strong></h2>
<p>وظیفه‌ی خطیر روان‌شناسی، برای بازارهای نظام سرمایه داری آن‌است که سوژه‌ای تربیت کند خود تنظیم‌گر تا حداقل هزینه را بر بازار تحمیل کند و در رقابتی جدی برای کسب خوشبختی خودش را ذیل حقیقت بازار معنا نماید . نظام غرب مدرن از گذر روان‌شناسی سوژه‌ای را طلب می‌کند که در پی خصوصی سازی بهداشت و آموزش و &#8230; همه‌ی هزینه‌ها و شکست‌ها  و پیروزی‌هایش را خودش بر عهده بگیرد تا هرچه بیشتر وظیفه،  از عهده‌ی‌ جامعه‌ی سرمایه داری برداشته شود . بنابراین« در چرخشی عمیق فرهنگ را ابتدا به سطح فردی و خانوادگی فروکاست و در سطح بعد وظیفه‌ی فرهنگ سازی را (متناسب با سوژه ی خود بنیاد)،بر عهده‌ی روان‌شناسی و مشتقات آن نهاد .» (حیدری ، ۱۳۹۵)</p>
<p>در نتیجه روان‌شناسی این بار به جای کشف اختلالات و بیماری‌ها، به جعل آن‌ها می‌پردازد و بیماری نه در تفکیک روح سالم از ناسالم تعریف می‌شود که در منطق بازار و نئولیبرالیسم جست و جو می‌گردد .</p>
<p><strong>آن‌چنان که از شواهد بر می‌آید نظام اقتصادی نئولیبرال حاکم بر جوامع مرکزی از گذر روان‌شناسی مدرن به وسیله‌ی مقوله‌بندی و شکل‌دهی، به ابژه‌های خود (به وسیله ی جعل مفهوم بیماری و اختلال بر آنها )، بر اساس یک وضعیت تاریخی (یعنی بازار) در حال خلق سوژه‌ای است خودتنظیم‌گر و هم‌خوان با سازمان قدرت سیاسی و دولت و بازار به گونه‌ای که مثلا با خصوصی سازی بهداشت ، آموزش و &#8230; هیچ هزینه‌‌ای بر عهده‌ی دولت و بازار قرار نگیرد . لذا بازار خود تنظیم گر که آرمان نظام نئولیبرالی باشد به سوژه‌ای خودتنظیم‌گر محتاج است و وظیفه‌ی تربیت این سوژه را روان‌شناسی مدرن بر عهده دارد.</strong></p>
<p>به عنوان نمونه در روان شناسی اگزیستانسیال یکی از تاکیدات اصلی آن بر مسئولیت‌پذیری و مسئول بودن هر فردی در قبال اعمال و گذشته‌اش، بسیار مورد توجه است .</p>
<p>« به عنوان یک اصل فرد تنها در صورتی می‌تواند آزاد باشد که مسئولیت داشته باشد. هم‌چنین فرد،تنها در صورتی می‌تواند مسئولیت داشته باشد که آزاد باشد. احساس مسئولیت، از رابطه‌ی نوزاد و مادرش آغاز می‌شود ؛ همین که او بزرگ می‌شود ، می‌آموزد که مادر نیز نیازهای خویش را دارد. بنابراین رشد همواره دو جنبه‌ی هم زمان دارد : آزادی و مسئولیت .مسئولیت برابر با آزادی است و آزادی برای مسئولیت ضروری است.از آنجا که مسئولیت آزادی را محدود می‌کند، یک جنبه از قطب سرنوشت محسوب می‌شود .» (می،۱۳۹۳،ب،ص۸۷)</p>
<p>تاکید اگزیستانسیالیسم به  مسئولیت بر همگان مبرهن است و نیازی به آوردن نمونه‌های بیشتری نیست . اما آن چه رخ می‌نماید، آن است که این تاکید نشان از تربیت سوژه‌ای است متناسب با نظام سرمایه سالاری مدرن، به گونه‌ای که همه‌ی عواقب اعمالش را خود، بر دوش کشد تا هیچ‌گونه مسئولیتی متوجه جامعه و نظام اجتماعی نباشد . سوژه هر چه بیشتر خود بنیاد و خود تنظیم گر شود و مقصر آسیب‌های اجتماعی سوژه‌ی خودبنیاد سکولار – اومانیستی باشد و نه جامعه‌ی لیبرالیستی غرب مدرن .</p>
<p>در نتیجه، ظاهراً روان‌شناسی، نه علمی بی طرف که علمی در خدمت طبقه‌ی سرمایه دار، به منظور تامین هرچه بیشتر نیروی انسانی لازم برای نظام‌های سرمایه داری و متناسب با ارزش‌های حاکم بر این جوامع می‌باشد . از این رهگذر روان‌شناسی جدید، هر چه بیشر تاکید بر فرد و خانواده و نه فرهنگ و اجتماع می‌کند . به دنبال این خدمت‌گزاری روان‌شناسی، نسبت به عالم مدرن ، غرب مدرن نیز گرفتار انحطاطات و مشکلاتی است که به سادگی توان عبور از آنها را ندارد و دست به دامان علوم انسانی شده است . هم چنین از  سوی دیگر روان‌شناسی بذاته نیز خود گرفتار بحران هایی اساسی از جمله در تعریف ، موضوع و روش خود می‌باشد . لذا بحران های جهان غرب و کشورهای مرکزی و پیرامونی از طرفی و بحران‌های درونی روان‌شناسی، از طرفی دیگر شرایط را بسیار وخیم کرده است به گونه‌ای که هر گونه اعتماد به روان‌شناسی مدرن را بی اعتبار می‌کند .</p>
<p>اما آن‌چه که به دست می‌آید  آن‌ است که دانشجوی این رشته باید بیش از پیش بر تصرف انتقادی در این علوم توجه کند و خودش را برای ارائه‌ی جایگزین‌های دیگری نسبت به روان‌شناسی مدرن آماده سازد .</p>
<h2><strong>تحلیل</strong></h2>
<p>آن‌چنان که از آثار زرشناس بر می‌آید او نگاهی دوباره به عالم و آدم و بالاخص، علم انسانی دارد . چرا که همواره در هر مسئله‌ی روانی ، اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی‌ای سخن از دو جبهه‌ی اصلی یعنی جهبه ی نیروهای انقلابی و جبهه‌ی نئولیبرالی می‌آورد و هماره، آن‌هت را بر سر ستیز با یک‌دیگرمی‌نشاند .</p>
<p>زرشناس، به شکلی مبهم، دنیای غرب را تجلی اسم نفس اماره می‌داند ، تجلی‌ای که هیچ‌وقت از فرآیند آن، سخنی به میان نمی‌آورد و با نگاهی هگل وار برای آن تمدن ، روحی قایل است که اساس آن تمدن را می‌سازد . [۱] در ذیل این روح غربی جانی تصور می‌کند که تدبیر چگونگی ظهور آن روح را بر عهده دارد . گویی تضادهای هگلی برای ظهور روح ، جای خود را به جانی تازه(نفس مدبر)، می‌دهد تا تجلی یابد ؛ اما این بار نه هم‌چون فلسفه‌ی هگل برای آشکار شدن بیش از پیش واقعیت، که برای آشکار شدن نکبت . از منظر او غرب جدید چیزی جز نکبت و گمراهی و دوری از اله نیست و لذا همواره باید سعی کنیم جلوه‌های تمدنی غرب را از تمدن اسلامی خویش بزداییم و تلاش کنیم تمدن اسلامی و انقلابی را جانشین آن سازیم .</p>
<p>بنابراین زرشناس اکنون را برهه‌ای بسیار تاریخی و حساس برای بشر می‌داند . چرا که جدال غرب و شرق (تمدن اسلامی)، بالا گرفته و به زعم او در نهایت، یکی از آن‌ها پیروز خواهد شد .</p>
<p>همان‌طور که ذکر شد،  زرشناس جهان را دو پاره  و به شکل حق و باطل می‌بیند . دو جبهه‌ای که همیشه در حال نبرد با یک‌دیگرند . اما این نگاه تا حدودی غیر منطقی و غیر واقعی می‌نماید . چرا که در عالم واقع بشر، دو پاره نیست و این پلورالیسم است که بر جهان حاکم است . کثرت گرایی است که سلطه دارد و دنیا نه سیاه و سفید که خاکستری است . مثلا در حوزه ی اقتصاد او سیاست‌های اقتصادی را اساسا به دو بخش اسلامی و (نئو)لیبرالی تقسیم می‌کند ؛ و حال اگر ما سراغ از اقتصاد سوسیالیستی بگیریم او مجبور است لاجرم آن را هم در همان راستای (نئو)لیبرالی تبیین کند تا بتواند نگاه دوآلیستی خود را حفظ نماید . [۲] اما اگر این نگاه ثنویت گونه به اجتماع ، مردم و &#8230; را بزداییم و کثرت زدایی را جانشین آن کنیم خواهیم توانست جهان را واقع‌بینانه‌تر تبیین کنیم . لذا تصور می‌شود شهریار زرشناس، شناسایی درستی از تخاصم‌های غرب جدید به دست نمی‌دهد و همه را باهم یک کاسه می‌کند . علاوه بر این‌که در طرف غرب مدرن تکثر موجود است در طرف دیگر ماجرا، از نگاه تخاصم جویانهی زرشناس نیز، کثرت، بیداد می‌کند . عالمان اسلامی سال‌هاست  بر سر یک‌دیگر می‌کوفتند و می‌کوبند که علوم انسانی اسلامی چیست و چه نسبتی با علوم جدید دارد و سوالاتی از این دست که هر عالمی برای هر کدام از آنها پاسخ‌های متفاوتی دارد و لذا در سمت دیگر هم که علوم اسلامی باشد هیچ وقت اتفاق آرا پدید نیامده است . لذا در این جا هم ما با تکثر گرایی‌ای غیر قابل تحویل به وحدت رو به رو هستیم .</p>
<p><strong> </strong>زرشناس به شکلی تقریبا افراطی تمام مظاهر تمدن غرب را مردود اعلام می‌کندو مثلا در روان‌شناسی، قایل است که ما باید در طی یک دوره ی طولانی مدت تمام جامعه را از آن بزداییم .[۳] و از لزوم بازگشت به سنت و میراث گذشته‌ی اسلامی ایرانیان، یاد می‌کند و تنها جایگزینش در برابر غرب جدید ، بینش و نگرش انقلابی است . در صورتی که هیچ وقت نمی‌توان از آثار زرشناس دریافت که اساسا انقلابی‌گری یعنی چه و اینکه این نوع از انقلاب چه سلاحی در برابر غربِ تا دندان مسلح دارد .</p>
<p>حال اگر بخواهیم موضع زرشناس را در بین دیگر اندیشمندان ترسیم کنیم ، به بیانی او را باید از پست مدرنیست‌های پررنگ به حساب آورد . البته با این تفاوت که زرشناس، پست مدرنیسم را هم جلوه‌ای از آثار غرب مدرن به شمار می‌آورد که در صدد زدودن آن برآمده است . لذا موضع انقلابی او اینگونه ترسیم می‌شود که ، او و امثال او خود را در جایگاهی تصور کرده‌اند که هر مظهری از مظاهر غرب و اومانیسم (روح مدرنیته) را به نزاع دعوت کنند و با سلاح چوبین سنت اسلامی بر سلاح آتشین غرب مدرن فایق آیند .</p>
<p>در برابر نگاه زرشناس، که تمام غرب و ظواهرش را شئون یک باطن می‌بینند؛ نگاه دیگری را می‌توان سراغ گرفت که غرب را چیزی نمی‌داند جز همین نظامات و فنون و آداب و افکار . به دیگر سخن زرشناس همچون هگلی مشربان برای غرب روح قایل است که در هریک از فیلسوفان ، هنرمندان و افکار و اعمال مغرب زمینیان تجلی می‌کند . در حالی که در طرف مقابل سراغ از افرادی می‌توان گرفت که غرب را نه یک کل واحد و روحی در کالبد مغرب نشینان که مجموعه ای از فلاسفه یا هنرمندان می‌داند که آرا و اندیشه‌های نزدیک به یک‌دیگر دارند . لذا از این نظر گاه بر خلاف منظر پیشین ما با فلسفه‌ب غرب روبه رو نیستیم ، ما با فیلسوفان غربی رو به روییم . ما با غرب (به مثابه ی یک کل و تجلی یک روح واحد )، طرف نیستیم، ما با غربیان روبه روییم و قس علی هذه . [۴]</p>
<p>بنابراین در مقابل غرب شناسی زرشناس، از دیگر اندیشمندان شرقی نیز می‌توان سخن گفت که غرب را نه یک کل واحد که مجموعه‌ای از اجزای مرتبط به یک‌دیگر درک کرده‌اند . لذا موضع معتدلانه‌تری نسبت عالم غرب اتخاذ می‌کنند</p>
<p>در پایان آراء، زرشناس را می‌توان حاصل نگاه هگلی وار به تاریخ ، نقدی مارکسیستی گونه به سرمایه سالاری ، ستیزی اگزیستانسیالیستی با ماتریالیسم و ماشینیسم و گرایشی پست مدرنیستی به غرب جدید دانست .</p>
<p><strong>منابع :</strong></p>
<ul>
<li>زرشناس ، شهریار (۱۳۹۵ الف) ، <a href="https://bookroom.ir/book/41569/%D8%AA%D8%A3%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%82%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%88%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%AF"><em>علوم انسانی در ترازوی نقد </em></a>، تهران : انتشارات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق</li>
<li>زرشناس ، شهریار (۱۳۹۳ ب) ، <em>تولد غرب مدرن</em> ، تهران : خبرگزاری تسنیم</li>
<li>زرشناس ، شهریار (۱۳۹۲ ج) ، <em>مبانی نظری غرب مدرن </em>(چاپ دوم) ، قم : دفتر نشر معارف</li>
<li>زرشناس ، شهریار (۱۳۹۵ د) ، <em>روان شناسی در ترازوی نقد </em>، تهران : انتشارات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق</li>
<li>زرشناس ، شهریار (۱۳۹۳ هـ ) ، <em>آغاز یک پایان</em> ، تهران : خبرگزاری تسنیم</li>
<li>زرشناس ، شهریار (۱۳۹۲ ی ) ، <em>سرمایه سالاری(کاپیتالیسم)</em> ، تهران : معارف</li>
<li>می ، رولو (۱۳۹۱ الف ) ، <em>هنر مشاوره</em> ، تهران : نشر دانژه</li>
<li>می ، رولو (۱۳۹۲ ب ) ، <em>آزادی و سرنوشت</em> ، تهران : کتاب ارجمند</li>
<li>سروش ، عبدالکریم ؛ (۱۳۹۳) . <em>تفرج صنع</em> ؛ تهران ، انتشارات صراط</li>
<li>حیدری ، آرش (۱۳۹۵) ، <em>روانشناسی ، حکومت مندی و نولیبرالیسم</em> ، دوره ۲۴ ، شماره یک</li>
</ul>
<p><strong>پی نوشت :</strong></p>
<ul>
<li>هر عالم تاریخی دارای یک روح است که ذت آن را تعیین می‌کند . در ذیل این روح هر عالم جان یا نفس مدبری دارد که ظهور و سیر تطور آن را تعیین می‌کند . (زرشناس،۱۳۹۵،الف،ص۱۴)</li>
<li>نکته ی مهم در خصوص آرای موسوم به سوسیالیست‌های تخیلی و مارکسیست‌ها این است که هر دوی این‌ها به لحاظ فکری و عملی به مبادی و مبانی فکری تمدن غرب مدرن و جامعه ی بورژوایی و نظام صنعتی تعلق داشتند و آبشخور فلسفی همه اینان ، راسیونالیسم دکارتی و آرا نویسندگان عصر روشنگری بوده است . اساسا سوسیالیسم صورتی از کاپیتالیسم است . (زرشناس،۱۳۹۲،ی،ص۵۵)</li>
<li>در شرایط امروز کشور &#8230;.. حذف دفعی و ناگهانی روان‌درمانی‌ها و مشاوره‌ها می‌تواند صد ها نفر را دست خوش پریشانی کند . از این رو در فرایند مواجهه با نقش و کارکرد روانشناسی و نظام روان‌درمانی در ایران باید به نحوی کاملا حساب شده و با برنامه و روبه جلو و انجام هر نوع پژوهش برای محدود سازی نهاد روان‌شناسی و کاستن نقش مخرب آن ، به صورت تدریجی و از طریق یک برنامه‌‌ی ده ساله و بیشتر و از طریق فعال کردن نحوی نظام مشاوره و روان درمانی معنوی مختص دوران‌گذار به عنوان جایگزین مشاورهای سکولار – نئولیبرال شبه مدرن کنونی ، اجرایی و عملیاتی کرد . بحث در این خصوص در زمان و فرصت مقتضی باید به تفصیل صورت گیرد . (زرشناس،۱۳۹۵،د،ص۱۸۱)</li>
</ul>
<p>چنان که ملاحظه می‌شود زرشناس یکسره تمام روان‌شناسی موجود را به چشم تحقیر می‌نگرد و درصد حذف آن از نظام درمانی کشور و جایگزینی روان‌سنایب معنوی به جای آن است . فرایندی که هیچ وقت سخنی از چگونگی آن نمی‌زند و روان‌شناسی‌ای که هیچ موقع بیانی از چه بودگی آن به میان نمی‌آورد !</p>
<ul>
<li>نه . فلسفه‌ی غرب نداریم که هریک از فیلسوفان بخشی و سطری از آن را گفته باشند . روح هنر غرب نداریم که اثر هنری مظهری از آن باشد . و فرهنگ غرب نداریم که اعمال غربیان افراد و مصادیق آن فرهنگ کلی باشند . آنچه داریم فیلسوفان مغرب زمین است ، هنرمندان مغرب است و اعمال و رفتار آنان است . نمی‌توان مدعی شد که فیلسوفان و هنرمندان و حاکمان همه کارگزاران یک روح واحد‌اند &#8230;. ما با غرب روبه رو نیستیم با غربیان طرفیم . فلسفه‌ی غرب بر سر ما نمی‌ریزد فیلسوفان غربی با ما سخن می‌گویند . (سروش،۱۳۹۳،ص۲۳۲ و ۲۳۳)</li>
<li>نویسنده: سید محمدسعید صحاف</li>
</ul>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%af%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%88%d8%b1%da%98%d9%88%d8%a7%d8%b2%db%8c/">روانشناسی در خدمت بورژوازی، منظری منتقدانه به روانشناسی مدرن</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%af%d8%b1%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%af%d9%85%d8%aa-%d8%a8%d9%88%d8%b1%da%98%d9%88%d8%a7%d8%b2%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ایگو و کارکردهای آن در نظریه روانکاوی و مدل ساختاری شخصیت</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 Nov 2018 08:41:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان‌پویشی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های روانکاوی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=14721</guid>

					<description><![CDATA[<p>ایگو و کارکردهای آن در نظریه روانکاوی و مدل ساختاری شخصیت ایگو برای اینکه تعادل ایجاد کند، تلاش می‌کند تا با توجه به خواسته‌های اخلاقی سوپرایگو و ارزیابی واقعیت، نیازهای اید را برآورده سازد. بنابراین او از عمل‌کردن تکانشی برای برآوردن نیازها جلوگیری به عمل می‌آورد. این بخش از شخصیت در هر سه سطح ذهن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/">ایگو و کارکردهای آن در نظریه روانکاوی و مدل ساختاری شخصیت</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p1" dir="rtl"><blockquote class="mom_quote " style="font-family:;"><span class="quote-arrow" style="border-left-color:;"></span>ایگو بر اساس نظریه‌ی روانکاوی فروید درباره‌ی شخصیت، بخشی از شخصیت است که بین خواسته‌های اید، سوپرایگو و واقعیت میانجی‌گری می‌کند. اید از نظر فروید اساسی‌ترین قسمت شخصیت است که افراد را وادار می‌کند نیازهای اولیه‌ی خود را فوری برآروده سازند. از طرف دیگر، سوپرایگو بخش اخلاقی شخصیت است که نسبت به اید دیرتر در طول رشد شکل می‌گیرد. سوپرایگو نتیجه‌ی فرزندپروری و نیروهای اجتماعی است که اخلاق را تعریف می‌کنند. وظیفه‌ی ایگو این است که بین این دو نیروی متعارض یعنی اید و سوپرایگو تعادل ایجاد کند به نحوی که نیازهای اید برآورده شود و سوپرایگو با خواسته‌های واقعیت همنوا شود. با <a href="http://ravanhami.com">روان حامی</a> همراه باشید<span class="Apple-converted-space"> </span></blockquote></p>
<h2 class="p2" dir="rtl"><span class="s1" style="font-size: 16px;">ایگو و کارکردهای آن در نظریه روانکاوی و مدل ساختاری شخصیت</span></h2>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1"><img class=" wp-image-13592 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/07/logo-1.png" alt="" width="77" height="65" />ایگو برای اینکه تعادل ایجاد کند، تلاش می‌کند تا با توجه به خواسته‌های اخلاقی سوپرایگو و ارزیابی واقعیت، نیازهای اید را برآورده سازد. بنابراین او از عمل‌کردن تکانشی برای برآوردن نیازها جلوگیری به عمل می‌آورد. این بخش از شخصیت در هر سه سطح ذهن یعنی هشیاری، نیمه‌هشیاری و ناهشیار عمل می‌کند.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">ایگو بر اساس اصل واقعیت عمل می‌کند به این معنا که خواسته‌های اید را به شیوه‌ای برآورده می‌کند که واقع‌بینانه و جامعه‌پسند باشد. به عبارت دیگر کمک می‌کند که ارضای خواسته‌های‌مان تا رسیدن به زمان و مکان مناسب به تعویق بیفتد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<h3 class="p1" dir="rtl"><span class="s1" style="font-size: 16px;">مشاهدات فروید درباره‌ی ایگو<span class="Apple-converted-space"> </span></span></h3>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">فروید در کتاب خود در سال ۱۹۳۳ رابطه بین‌ اید و ایگو را به رابطه‌ی بین اسب و سوارکار تشبیه کرده است. اسب در اینجا استعاره‌ای از اید و ایگو همان سوارکار است. اسب نیروی لازم جهت حرکت را فراهم می‌کند و سوارکار به آن جهت می‌دهد تا در مسیر درست حرکت کند.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">البته باید در نظر داشت که رابطه بین اسب و سوارکار همیشه آنطور که برنامه‌ریزی شده پیش نمی‌رود. یعنی ایگو همیشه نمی‌تواند بر اید تسلط داشته باشد زیرا در بعضی موارد تکانه‌ها و خواسته‌های اید آنقدر نیرومند می‌شود که ایگو نمی‌تواند برای آنها کاری کند.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">آنا فروید در سال ۱۹۳۶ کتابی به عنوان ایگو و مکانیسم‌های دفاعی منتشر کرد. او معقتد بود که ایگو از مکانسیم‌های دفاعی برای مقابله با اید استفاده می‌کند.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1"><span class="Apple-converted-space"> </span>آنا فروید معتقد بود که نمی‌توان در عمل مکانیسم‌های دفاعی را مشاهده کرد بلکه فقط به صورت گذشته‌نگر می‌توان آنها را فهمید. به عنوان مثال در واپس‌رانی از ورود مواد ناهشیار به هشیاری جلوگیری می‌شود و ایگو از اینکه بعضی اطلاعات مفقود شده‌اند بی‌خبر می‌ماند. اما بعدها زمانی که مشاهده می‌شود برخی اطلاعات وجود ندارند می‌توانیم بفهمیم که ایگو با مکانیسم‌های دفاعی آنها را سرکوب کرده است.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><blockquote class="mom_quote " style="font-family:;"><span class="quote-arrow" style="border-left-color:;"></span>فروید معتقد است که ایگو به عنوان بخشی از اید است که در مواجهه با دنیای بیرونی بیرونی رشد می‌کند. فروید همچنین معتقد است که ایگو در خانه‌ی خودش ارباب نیست. ایگو آنچیزی است که ما آن را استدلال و خردمندی می‌نامیم و اید شامل شهوت است. ایگوی بیچاره لحظات سختی دارد زیرا باید به سه ارباب خشن خدمت‌رسانی کند و بهترین شکل ممکن خواسته‌های آنها را برآروده سازد. این سه ارباب خشن عبارت اند از دنیای بیرونی، سوپرایگو و اید (فروید، ۱۹۳۲، مقدمه‌ای نو بر روانکاوی).<span class="Apple-converted-space"> </span></blockquote></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">فروید معتقد است که این بخش از شخصیت همیشه حد و مرز خود را با دنیای بیرونی مشخص می‌کند. فقط در یک شرایط است که ایگو نمی‌تواند مرزهای خود را حفظ کند. البته آن هم پاتولوژیک نیست و آن زمانی است که در اوج عشق هستیم. به عنوان مثال یک مرد عاشق ممکن است بگوید که من و تو یک نفر هستیم.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<h3 class="p1" dir="rtl"><span class="s1" style="font-size: 16px;">کارکرد‌های ایگو<span class="Apple-converted-space"> </span></span></h3>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">می‌توان کارکرد ایگو را به ۱۱ ظرفیت اصلی تقسیم کرد:<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۱.<span style="color: #ff0000;"> واقعیت‌آزمایی و درک واقعیت:</span> واقعیت آزمایی به توانایی تمایز بین ادراک‌هایی که واقعی یا غیرواقعی هستند اشاره دارد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۲. <span style="color: #ff0000;">قضاوت</span>: داشتن قضاوت سالم و بی‌عیب بدین معناست که فرد از مناسبات و یپامدهای احتمالی یک رفتار آگاهی داشته باشد و به گونه‌ای رفتار کند که این آگاهی را نشان دهد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۳. <span style="color: #ff0000;">ارتباط با دیگران</span>: این کارکرد شامل ادراک‌ها و انتظارات ما از دیگران است و به طور گسترده‌تر کیفیت الگوهای دایمی روابط فرد در طول زندگی است.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۴. <span style="color: #ff0000;">تنظیم محرک حسی</span>: در جهت کارکرد مؤثر در جهان هستی، افراد باید قادر باشند فعالانه تحریک حسی اضافی را از خود دور کنند.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۵. <span style="color: #ff0000;">تحمل اضطراب/عاطفه</span>: این کارکرد به توانایی تحمل و کنترل اضطراب و سایر احساسات مثبت و منفی شدید اشاره دارد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۶. <span style="color: #ff0000;">کنترل تکانه</span>: کنترل تکانه خوب به معنای توانایی فرد برای نشان دادن یا تغییر دادن احساسات، امیال یا آروزهایش به صورت کنترل شده است.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۷. <span style="color: #ff0000;">ظرفیت بازی کردن</span>: این استعداد به مفهوم توانایی آرام شدن، دستخوش خیال‌پردازی و رویاهای روز شدن و تجربه احساس و امیال ناخودآگاه، بدون احساس اضطراب و بیش‌برانگیختگی است.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۸. <span style="color: #ff0000;">خودآگاهی/ذهنیت روانشناختی</span>: خودآگاهی و ذهنیت روانشناختی داشتن به این معناست که فرد درباره‌ی وضعیت درونی خود کنجکاور است، این توانایی را دارد که به طور دقیق احساسات افراد را تشخیص دهد و قابلیت درک افراد و انگیزه‌های ناهشیار آنها را دارد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۹. <span style="color: #ff0000;">تنظیم عزت نفس/خودارزیابی دقیق</span>: عزت نفس و تنظیم آن به توانایی فرد برای تنظیم واکنش نسبت به ضربه‌هایی که به ایگو وارد می‌شود اشاره دارد. خودارزیابی دقیق عبارت است از میزان همبستگی بین شناختی که فرد از توانایی‌های خود دارد با توانایی‌های واقعی او.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۱۰.<span style="color: #ff0000;"> عملکرد شناختی</span>: به دستگاه شناختی درونی یک فرد اشاره دارد که با هوش، حافظه، توجه، تفکر خطی و غیره مجهز شده است.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۱۱. <span style="color: #ff0000;">دفاع‌ها</span>: دفاع شیوه‌ی ناهشیار و خودکاری است که ذهن به واسطه‌ی آن به فشار داخلی و خارجی و تعارضات هیجانی واکنش نشان می‌دهد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><blockquote class="mom_quote " style="font-family:;"><span class="quote-arrow" style="border-left-color:;"></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">بیشتر بخوانیم:</span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><a href="http://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><span class="s1"> آشنایی با مکانیز‌مهای دفاعی: مدیریت آب و هوای دورنی</span></a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">مدل ساختاری در نظریه روانکاوی فروید: اید، ایگو و سوپرایگو </a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">اید در مدل ساختاری: تعریف و کارکردها</a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae/" target="_blank" rel="noopener">نظریه روانکاوی شخصیت فروید</a></p>
<p class="p1" dir="rtl"></blockquote></p>
<p dir="ltr">source: <a href="http://journalpsyche.org/the-freudian-theory-of-personality/">The Freudian Theory of Personality</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/">ایگو و کارکردهای آن در نظریه روانکاوی و مدل ساختاری شخصیت</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بازگشت صحیح به فروید : قسمت اول</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d8%b5%d8%ad%db%8c%d8%ad-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d8%b5%d8%ad%db%8c%d8%ad-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[سروش جاویدنیا]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 13 Jul 2018 13:49:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[تازه‎‌های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روان حامی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[شاخه‌های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مبانی روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب داغ]]></category>
		<category><![CDATA[بازگشت به فروید]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[لکان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13647</guid>

					<description><![CDATA[<p>فروید را به ما بد شناسانده اند . کافیست مدت کوتاهی را با روانشناسان و روانشناسی خوانان گذرانده باشید تا دریابید اصلی ترین مهره این زمین فروید است و هیچکسی را پیدا نمیکنید که نظری راجع به او و نظریه اش نداشته باشد . همه و همه موظفند به فروید و روانکاوی پاسخ بدهند ، یا [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d8%b5%d8%ad%db%8c%d8%ad-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/">بازگشت صحیح به فروید : قسمت اول</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class="size-full wp-image-13592 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/07/logo-1.png" alt="" width="133" height="113" />فروید را به ما بد شناسانده اند . کافیست مدت کوتاهی را با روانشناسان و روانشناسی خوانان گذرانده باشید تا دریابید اصلی ترین مهره این زمین فروید است و هیچکسی را پیدا نمیکنید که نظری راجع به او و نظریه اش نداشته باشد . همه و همه موظفند به فروید و روانکاوی پاسخ بدهند ، یا او را تایید کنند ، یا از مفاهیم او قرض بگیرند و یا در یک روند دیالکتیکی موضعی شدیداً مخالف یا معتدل نسبت به وی داشته باشند ؛ بنابراین چیزی که واضح است این است که تا به امروز نتوانسته ایم و احتمالا هیچگاه نخواهیم توانست فروید و مبانی نظری روانکاوی را نادیده بگیریم . با <a href="http://ravanhami.com">روان حامی</a> همراه باشید</p>
<p>من معتقدم علیرغم این شهرت و این &#8220;همه جا بودن&#8221; ما هنوز فروید را نمیشناسیم . البته این به این معنا نیست که روانشناسان از وی و نظریه اش چیزی نمیدانند ، بلکه به این معناست که در کلام و اعمالشان هیچگاه فروید به صورتی نظام مند ظهور نمیکند ، بلکه درست به مانند ارسطو و افلاطون در تاریخ دانش به او نگاه میشود : پدرانه ، کلی ، قدیمی و پراکنده .</p>
<p>این امر یک ایراد بزرگ در پی دارد : باعث میشود به جای آنکه از چارچوب های نظری روانکاوی به درستی آگاه باشیم و بی آنکه روانکاوی را به عنوان یک کل بفهمیم به استفاده جزیی و دلبخواهی از ابزار ها و نگاه های آن رو بیاوریم . بگذازید مثالی بزنم تا مطلب را بهتر در یابید. هنگامی که در کلاس درس از دانشجویان سوال شود که راجع به فروید چه میدانید ، غالبا با این پاسخ ها روبرو میشوید : &#8220;او میگوید علت اختلالات روانی را میتوان در دوران کودکی جست و جو کرد&#8221; ، &#8220;به مسائل جنسی و سائق های فیزیولوژیک خیلی تاکید داشت&#8221; ، &#8220;اعتقاد داشت نیروی محرکه آدمی نیروی جنسی است&#8221; و الی اخر . تماماً برداشت هایی سطحی ، پراکنده و جزیی که میتوان آنها را به آجر هایی کوچک از بنای مستحکم روانکاوی فرویدی تشبیه کرد .</p>
<p>این موضوع به کلاس درس محدود نمیشود ، روانشناسان در اتاق درمان هم به فروید ار دریچه خودشان نگاه میکنند ، روانکاوی را با قرائتی سلیقه ای یا به زعم خودشان &#8220;منعطف&#8221; در درمان به کار میگیرند ، یعنی انتخاب میکنند از کدام قسمت نظریه (به عبارتی کدام فرآیند درمانی) استفاده کنند و کدام را کنار بگذارند . مثلاً از تداعی آزاد استفاده میکنند اما در آن مداخله کرده و بیمار را به سمتی سوق میدهند تا نتایجی بدست آورند که دوست دارند .</p>
<p>اما متاسفانه این مسئله تنها به این اشکال ظهور نمیکند . بسیار رایج است که فروید یا روانکاویش اشتباه دیده میشوند. در روانشناسی ما تلاش میکنیم قبل از اشراف به یک نظریه با شخصیت نظریه پرداز آشنا شویم ، این امر به روشن کردن ذهن ما در بسیاری پیچیدگی های درون نظری کمک میکند و در پی آن میتوانیم به چرایی بسیاری از گزاره های نظریه پی ببریم (منظور نظریه پرداز را بفهمیم) یا قادر باشیم به صورتی بسیار ظریف موقعیت هایی که نظریه در آنها قابلیت اعمال یا تعمیم دارد را درک کنیم .</p>
<p>در درک فروید بسیارند افرادی که دیدگاه هایی بسیار نادرست یا در بهترین حالت منحرف از واقع دارند ، بخشی از این موضوع به جبهه گیری دانشمندان و فیلسوفان هم عصر خود فروید باز میگردد که تا به امروز هم ادامه دارد (خود فروید این موضوع گیری هارا از طریق مفاهیم <a href="http://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/">مکانیسم های دفاعی</a> تفسیر آسیب شناختی میکرد و این امر تا به امروز قابلیت اعمال دارد ) این امر تا به جایی پیش رفته است که فروید با صفاتی چون رادیکال ، غیر منعطف ، خیال پرداز و غیر علمی یا حتی متوهم وصف شده است .</p>
<p>علاوه بر شخصیت خود فروید ، نظریه اش هم دستخوش تحریف شده است . این تحریف ها در حوزه های متعددی جای میگیرند ؛ در حوزه شخصیت ، در حوزه ماهیت انسان و ماهیت درمان، در حوزه اهداف درمان و فرد ایده آل و در نهایت در حوزه تمدن و اجتماع ( فروید نه تنها به عنوان رواندرمانگر بلکه به عنوان یک فیلسوف هم اشتباه درک شده است).</p>
<p>علاوه بر این بعضی از این تغییرات در چارچوب های علمی قرار گرفته و شاخه هایی هستند بر تنه اصلی روانکاوی . یعنی درمانگران اولیه ای که به علت اختلاف نظر های گسترده به زعم خود فروید دیگر از حلقه روانکاوی فرویدی جدا شده بودند (یا اصلاً روانکاو نبودند ؛ فروید اعتقاد داشت به عنوان بنیان گذاز روانکاوی حق قضاوت درباره اینکه چه چیزی روانکاوی هست و چه چیزی نیست برای وی محفوظ است) اما به گمان خودشان هنوز به بسیاری از مفاهیم وی وفادار مانده بودند .</p>
<p>در قسمت های بعدی تلاش خواهم کرد تا در یک سیر تاریخی <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/">گسلش</a> هایی که در حلقه فرویدی اولیه به وجود آمدند و پس از آن تحریفات نظریه فروید و در آخر تحریفات و قضاوت های نادرست راجع به شخصیت فروید را به شما بشناسانم ، تا بتوانیم به فروید بازگردیم ؛ بازگشتی صحیح .</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>سروش جاویدنیا</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d8%b5%d8%ad%db%8c%d8%ad-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/">بازگشت صحیح به فروید : قسمت اول</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d8%b5%d8%ad%db%8c%d8%ad-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مرگ آموزی به کودک: چگونه به فرزندم مفهوم مرگ را آموزش دهم؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[سروش جاویدنیا]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 08 Jul 2018 17:07:47 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[رشد]]></category>
		<category><![CDATA[روان حامی]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی وجودی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی تربیتی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌شناسی رشد]]></category>
		<category><![CDATA[فرزندپروری]]></category>
		<category><![CDATA[کودکی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب داغ]]></category>
		<category><![CDATA[مرگ آموزی به کودک ، آموزش مرگ به کودکان ، مرگ ، اضطراب وجودی ، سوگ ، اگزیستانسیالیسم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13609</guid>

					<description><![CDATA[<p>مرگ یک عزیز بسیار دردآور است و طبیعی ست که آرامش روانی شما را به هم ریخته و خلقتان را افسرده کند. علیرغم اینکه شما را درک می‌کنیم و برای کمک به شما آماده ایم، در همین حین وظایفی بر دوش شماست که در صورت کوتاهی از انجام آن خساراتش گریبانگیرتان خواهد شد. این مسئولیت [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9/">مرگ آموزی به کودک: چگونه به فرزندم مفهوم مرگ را آموزش دهم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class="wp-image-13592 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/07/logo-1.png" alt="" width="86" height="73" /></p>
<p>مرگ یک عزیز بسیار دردآور است و طبیعی ست که آرامش روانی شما را به هم ریخته و خلقتان را افسرده کند. علیرغم اینکه شما را درک می‌کنیم و برای کمک به شما آماده ایم، در همین حین وظایفی بر دوش شماست که در صورت کوتاهی از انجام آن خساراتش گریبانگیرتان خواهد شد. این مسئولیت در قبال فرزندانتان است.</p>
<p>با <a href="http://ravanhami.com/">روان حامی</a> همراه باشید تا به شما بگوییم چگونه این مسئولیت را تا جایی که توانایی دارید خوب به سرانجام برسانید.</p>
<p>کودک در مواجهه با مرگ چه یکی از اعضای فامیل یا دوستان شما، چه حیوان خانگی‌اش و یا حتی یک گلبرگ می‌تواند واقعه نیست شدن را ببیند و بلافاصله سوالاتی در ذهنش شکل بگیرند، علاوه بر این در سیر رشد کودک بسیار طبیعی است که از جایی که از آن آمده (مامان بابا بچه چطور به دنیا میاد؟) و جایی که در  به آن رهسپار می‌شود (مامان بابا مردن چیه؟ پیر شدن چیه؟ بابا بزرگ کجا رفته؟)  از شما سوال کند.</p>
<p>بسیاری از والدین درباره اینکه چه پاسخی باید به سوالات کودک درباره تولد بدهند آموزش دیده‌اند. اما درباره واقعه مرگ خیلی اوقات شک‌ها، دلهره‌ها و اضطراب و شاید انکارهای خودشان را به کودکشان منتقل می‌کنند.</p>
<p><strong>کودک از چه سنی مرگ را می‌فهمد؟ </strong></p>
<p>در یک کلام دو و نیم سالگی. در واقع اگر کودکتان بیش از ۳۰ ماه سن دارد لازم است خود را ملزم به دانستن اطلاعاتی کنید که در پاسخ به وی باید در ذهن داشته باشید. البته نوع تفکر کودک ۲ ساله و کودک ۱۰ ساله راجع به مردن و نیست شدن متفاوت است و ما جلوتر درباره انواع آن بحث خواهیم کرد، اما هدف نهایی این است که بدانید از چه سنی به بعد باید راجع به شکل‌گیری مفهوم مرگ در کودکتان حساسیت نشان دهید.</p>
<p><strong>کودکان به مرگ فکر می‌کنند؟ </strong></p>
<p>بله. بیشتر از آنچه فکرش را بکنید. ذهن کودک به خصوص در سنین پایین به طور فراگیری با مسئله مرگ درگیر است، ممکن است گاهی با سوالاتی که کودکان به یکباره بدون هیچ مقدمه‌ای از شما میپرسند یا حرف‌هایی که بدون پیش زمینه خاصی به شما می‌زنند غافلگیر شده باشید. رواندرمانگری می‌گفت: فرزند خردسالم در حالی که باهم قدم می‌زدیم به یکباره گفت: &#8220;می‌دونی هر دوتا بابابزرگم قبل اینکه ببینمشون مردن.&#8221; این نشان از این دارد که کودک مدت‌ها به این مسئله فکر کرده است و این جمله نوک کوه یخی است که قسمت عمده آن زیر آب (در درون کودک) قرار دارد (یالوم ۱۹۸۰).</p>
<p>البته لازم است بدانید میان برداشت ما و برداشت کودک از مفهوم مرگ تفاوت‌هایی وجود دارد، علت این مسئله دو موضوع اساسی است. اول بحث زبان (کودک نمی‌تواند به مانند بزرگسالان از احساساتش، برداشت‌هایش و غیره سخن بگوید) و دوم عدم توانایی در انتزاعی فکر کردن. لازم است این دو مسئله را به خوبی به خاطر داشته باشید. باید از میان جملات پراکنده و یا نامفهوم فرزندتان ترس و سوال او را برداشت کنید و در دادن اطلاعات به وی این را مد نظر داشته باشید که تفکر راجع به مسائل انتزاعی معمولا بعد از ۱۰ سالگی شکل می‌گیرد. بنابراین عینیت (ملموس بودن) بسیار مهم است.</p>
<p><strong>قسمت اول: در صورتی که به سوگ عزیزانتان نشسته‌اید</strong><strong>.</strong></p>
<p>با شما همدردی می‌کنیم، مرگ یک عزیز نه تنها به خودی خود دردآور است، بلکه از آنجایی قسمت‌هایی از وجود ما در دیگران معنا پیدا می‌کنند با مرگ آنها این قسمت از وجود ما هم برای همیشه می‌میرد. شما حق دارید همانگونه که می‌خواهید سوگواری کنید و غم خود را ابراز کنید، طبیعی است که مدتی مرگ عزیزتان همه محتوی فکر شما باشد و مایل نباشید و نتوانید به کار‌های روزمره‌تان برسید، اما توجه کنید وظیفه شما دربرابر فرزندانتان بسیار حیاتی است.</p>
<p>فرزند شما بدون شک حتی کوچکترین نشانه غم و دلواپسی را در شما حس خواهد کرد بنابراین پنهان کردن این مسئله از وی نادرست است و ممکن است این شک که شما دارید موضوعی را از وی پنهان می‌کنید برایش بسیار اضطراب‌آور باشد. بنابراین در وهله اول احساسات خود را صادقانه برای فرزندتان شرح دهید، البته لزومی ندارد وارد جزییات شوید که وی وحشت زده شود اما به او بگویید که فردی را که بسیار دوست داشته‌اید از دست داده‌اید و از این بابت بسیار ناراحت هستید. به او بگویید همه نیاز دارند گریه کنند و گریه کردن موضوع وحشتناکی نیست، بلکه همه وقتی غمگین می‌شوند گریه می‌کنند. نکته کلیدی این است که کودک نباید وحشت‌زده شود و در عین حال نباید مسئله را بی اهمیت درک کند، متعادل و صادق باشید.</p>
<p><strong>قسمت دوم: مواجهه با ماهیت مرگ</strong></p>
<p>اینجا ممکن است نزدیک‌ترین مواجهه کودکتان با مسئله مرگ را ببینید و وی مداوم از شما سوالاتی درباره ماهیت مرگ، چگونگی مردن (آیا مردن درد داره ؟)، علت مردن (سوالاتی درباره پیری، کشته شدن و..) و یا مرگ خودش (آیا من هم میمیرم؟) بپرسد. با توجه به سن کودکتان باید به وی پاسخ دهید. در صورتی که سن کودکتان کمتر از ۹-۱۰ سال است باید پاسخ‌هایتان جنبه عینی داشته باشد، مثلا در پاسخ به سوالات درباره ماهیت مردن می‌توانید به جنبه‌های جسمانی واقعه مرگ اشاره کنید: بابابزرگ مرده است، یعنی دیگر نمی‌تواند راه برود، چیزی بخورد، حرف بزند، نفس بکشد، رویا ببیند. قلب او دیگر کار نمی‌کند و جسم او کاملاً از کار افتاده است و هیچگاه باز نخواهد گشت.</p>
<p>اینجا یک موضوع مطرح است: در روند تکامل همه ما نسبت به کودکان حس پرورندگی داریم، به آنها احساس محبت می‌کنیم و از اینکه رنج بکشند بسیار ناراحت می‌شویم. طینت زیست شناختی ما نمی‌خواهد که کودک را با واقعیت تلخی چون مرگ مواجه کنیم. اما در نظر داشته باشید: انکار مرگ، اینکه چنین چیزی فقط برای پیرها اتفاق میفتد و تو هنوز خیلی کودکی و شاید <strong>تا ابد</strong> زنده بمانی می‌تواند فراری بسیار اضطراب آور در طول زندگی باشد. بسیارند کودکانی که بعدها والدینشان را بخاطر این مسئله که آنها را &#8220;گول زده‌اند&#8221; سرزنش می‌کنند و معمولا جوابی می‌شنوند از این قبیل که &#8220;تو آن زمان درک نمی‌کردی&#8221; اضطراب مرگ در صورتی که انکار شود می‌تواند سالیان سال به صورت ملایم و همیشگی باقی بماند و به زندگی فرد جهتی ناسالم بدهد.</p>
<p>وقتی در مورد ماهیت مرگ صحبت می‌کنید کودک مضطرب می‌شود، او درست نمی‌داند نیست شدن یعنی چه، چرا باید دستی که به خوبی کار می‌کند و قلبی که به خوبی می‌تپد دیگر کار نکند و انسان نیست بشود. ممکن است برای کاهش دادن اضطراب کودک به مفاهیم مذهبی متوسل شوید. مفاهیمی چون آغوش خداوند و بهشت. در نظر داشته باشید اینجا بسیار مرحله حساسی است. حتی اگر قصد دارید کودکتان را با تعلیمات مذهبی بزرگ کنید باید در زمینه مرگ و دنیای پس از مرگ احتیاط کنید. تعدادی از پاسخ‌های رایج عبارتند از اینکه خداوند اورا پیش خودش برده چون او را دوست داشت، و یا او در بهشت خوشحال است. از حسن تعبیر‌هایی اینچنین به شدت اجتناب کنید چون کودک بلافاصله متوجه تناقض صحبت‌های شما می‌شود؛ در درجه اول چرا وقتی او اینقدر خوشحال است تو گریه میکنی؟ چرا خانه همیشه پر از مهمان‌هایی است که غمگینند؟</p>
<p>و اگر خداوند آدم‌های خوب را پیش خودش می‌برد پس من نباید خوب باشم تا نمیرم، مادرم هم اگر خوب باشد می‌میرد !</p>
<p>در این موارد و در صورتی که مایلید کودکتان دید مذهبی را درک کند شرایط را صادقانه به او توضیح بدهید. به او بگویید برای این ناراحت هستید که او برای شما فرد دوست داشتنی‌ای بوده و حالا دیگر در بین شما نیست، دلتنگش می‌شوید و همین حالا هم دلتنگ هستید، بگویید که اندکی آرامش دارید که او اکنون نزد خداوند است اما بسیار غمگینید که دیگر نمی‌توانید او را داشته باشید. توجه داشته باشید باید عینی صحبت کنید، حرف‌های شما باید ملموس باشد طوری که کودک کاملا آن را درک کند.</p>
<p><strong>قسمت سوم: مواجهه با مرگ خویش و ترس از مرگ والدین</strong></p>
<p>کودک بعد از توصیفات شما از مردن، متوجه خودش می‌شود. کودکان معمولاً خودمحورند و بسیاری مسائل را تنها از دید خودشان می‌سنجند و با خود قیاس می‌کنند. در ذهنش این سوال شکل می‌گیرد که آیا من هم خواهم مرد؟ چه زمانی؟ در صورتی که این سوال را مطرح کرد به آن پاسخ بدهید، اما اگر این سوال مطرح نشد خودتان در ادامه توضیحاتتان به وی بگویید که: همه انسان‌ها و حیوان‌ها و گیاه‌ها یک روزی می‌میرند، نمی‌دانیم کی چون زمان بسیار زیادی طول می‌کشد، اما همه می‌میرند. البته همه آنها پیر می‌شوند، تو اکنون کودک هستی و زمان زیادی تا پیری تو باقی مانده است.</p>
<p>در این مرحله کودک ممکن است به این فکر کند که شاید من زنده بمانم، ولی تو داری روز به روز بزرگ‌تر می‌شوی، اگر تو بمیری چه کسی از من مراقبت خواهد کرد؟ این سوال معمولاً اینگونه بیان می‌شود که: &#8220;مامان تو کی می‌میری؟&#8221; شوک زده نشوید. کودک می‌خواهد از اینکه مراقبت خواهد شد اطمینان کسب کند به او بگویید: من و پدرت هردو جوان هستیم، ما زمان زیادی داریم هر دو قوی هستیم و بسیار سالم بنابراین چیزی برای نگرانی وجود ندارد، ما از تو مراقبت می‌کنیم.</p>
<p><strong>قسمت پنجم: سوال درباره علل مرگ و واکنش‌ها</strong></p>
<p>کودک بسیار عینی جملات شما را برداشت می‌کند، وقتی به او می‌گویید پدربزرگت دیگر نمی‌تواند بخورد او گمان می‌کند در صورتی که همیشه شیر نخورد از کار خواهد ایستاد و خواهد مرد (کودکان قبل از ۵ سالگی اکثر چیزهایی که حرکت می‌کنند را زنده فرض می‌کنند، مانند ماشین، و می‌دانند وقتی بنزین ماشین تمام شود از حرکت می‌ایستد، بنابراین گمان می‌کند او هم اگر مایعات نخورد از حرکت خواهد ایستاد!) بنابراین توجه کنید که همه جوانب مرگ را به او توضیح دهید نه فقط یک جنبه، مثلا اینکه &#8220;مامان بزرگ دیگه نمیاد با ما شام بخوره.. &#8221; این صحبت حتی می‌تواند کودک را از دستشویی رفتن بترساند، تا آنچیز که مایه حیاتش است را از شکم خود خالی نکند.</p>
<p>در صورتی که درباره مریضی به عنوان علت حرف می‌زنید مواظب باشید تاکید کنید که مریضی باید بسیار شدید باشد، نه اینکه او فرض کند اگر سرما بخورد خواهد مرد.</p>
<p>به کودک مطلقا نگویید کسی که مرده است به خواب طولانی رفته است، این می‌تواند مدت‌ها وی را از رفتن به بستر خواب بازدارد، و فکر کند مرگ تنها در خواب اتفاق میفتد و در صورتی که نخوابد می‌تواند جلوی آن را بگیرد.</p>
<p>در مورد گفتن اینکه وی سفر کرده است، یا به دنیا دیگر رفته است هم احتیاط کنید. بنا بر همان اصلی که پیش‌تر توضیح دادیم کودکان این دست از مفاهیم انتزاعی (دنیای دیگر) را نمی‌فهمند و همچنین ممکن است سفر رفتن را برای وی بسیار ترسناک کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>قسمت ششم: تجربه مرگ همقطاران و احساس گناه</strong></p>
<p>گاهی اوقات پیش میاید که یکی از همکلاسی‌های وی یا یکی از خواهر و برادر‌هایش فوت کند. همچنین در صورتی که شما دچار عارضه‌ای شوید و فرزند در راهتان را سقط جنین کنید احتمال بسیار زیادی وجود دارد که کودک بسیار متعجب شده و همزمان احساس گناه کند.</p>
<p>وی احساس تعجب می‌کند زیرا تا به امروز مرگ برای پیر‌ها و مریض‌ها بود، لیکن حادثه‌ای که منجر به مرگ یک فرد جوان و سالم شود بسیار برای وی اضطراب‌آور است. همچنین وی ممکن است حس کند حسادتش به خواهر و برادر یا همکلاسیش عامل مرگ وی بوده است. در این خصوص باید بیشتر مراقب باشید. به وی تاکید کنید که حادثه سبب مرگ دوست یا همشیرش شده است و شما از وی مراقبت خواهید کرد و به او نیز آموزش می‌دهید بهتر از خودش مراقبت کند. دوم اینکه فورا احساس گناه را از وی بگیرید، با صراحت با اطمینان و با استحکام کلام. ذره‌ای از این تفکر نباید در وی باقی بماند که حس منفی وی به کسی عامل مرگ او بوده است. در این خصوص می‌توانید وی را به روانشناس کودک معرفی کنید تا با تخصصش جلوی آسیب‌های احتمالی را بگیرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>سروش جاویدنیا</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9/">مرگ آموزی به کودک: چگونه به فرزندم مفهوم مرگ را آموزش دهم؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>از فلسفه تا اتاق درمان: نقش نظریه</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%86%d9%82%d8%b4-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%86%d9%82%d8%b4-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[سروش جاویدنیا]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 07 Jul 2018 17:44:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[پایگاه پژوهشی]]></category>
		<category><![CDATA[تازه‎‌های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مبانی روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب داغ]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه،رواندرمانی، نظریه در رواندرمانی،پشتوانه نظری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13597</guid>

					<description><![CDATA[<p>بسیار پیش می آید دانشجویان روانشناسی و یا حتی روانشناسان از آنچیز که "زیاد نظریه خواندن" یا " نظری بودن یک موضوع " مینامند شکایت میکنند . سوالی که قصد داریم به آن پاسخ دهیم این است که آیا این شکایت ها باید وجود داشته باشند ؟ چقدر در کار روانشناسی چه در حوزه دانشگاهی و چه در حوزه درمان به نظریه وابسته ایم و باید باشیم ؟</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%86%d9%82%d8%b4-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87/">از فلسفه تا اتاق درمان: نقش نظریه</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>از فلسفه تا اتاق درمان</p>
<p>درباب اهمیت پشتوانه نظری برای فرآیندهای <a href="http://ravanhami.com/%d9%85%d9%88%d8%ac-%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1%d9%85-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">رواندرمانی</a></p>
<p>بسیار پیش می آید دانشجویان روانشناسی و یا حتی روانشناسان از آنچیز که &#8220;زیاد نظریه خواندن&#8221; یا &#8221; نظری بودن یک موضوع &#8221; مینامند شکایت میکنند . سوالی که قصد داریم به آن پاسخ دهیم این است که آیا این شکایت ها باید وجود داشته باشند ؟ چقدر در کار روانشناسی چه در حوزه دانشگاهی و چه در حوزه درمان به نظریه وابسته ایم و باید باشیم ؟ با <a href="http://www.ravanhami.com/">روان حامی</a> همراه باشید .</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>حدود سه سال پیش نگاهم برای همیشه به واژه روانشناسی تغییر کرد . به یک دلیل و آن هم ورود به دانشگاه. خودم را ملزوم کرده بودم که اطلاعات بیشتری کسب کنم ، لازم بود که بیشتر بدانم ، بیشتر بفهمم تا بهتر کار کنم. آنچیز که تا به آن روز میدانستم برایم کفایت نمیکرد ، بنابراین تصمیم گرفتم از کسانی که سابق بر من در این رشته تحصیل کرده بودند مشورت بگیرم . به خوبی یادم است که یک چیز که بین همه پاسخ هایی که دریافت کردم مشترک بود ؛ و آن این بود که : &#8220;در دانشگاه آن چیزی را که لازم است در اتاق درمان استفاده کنی به تو یاد نمیدهند . آن چیز که یاد میگیری <span class="footnote_referrer"><a role="button" tabindex="0" onclick="footnote_moveToReference_13597_25('footnote_plugin_reference_13597_25_1');" onkeypress="footnote_moveToReference_13597_25('footnote_plugin_reference_13597_25_1');" ><sup id="footnote_plugin_tooltip_13597_25_1" class="footnote_plugin_tooltip_text">[۱]</sup></a><span id="footnote_plugin_tooltip_text_13597_25_1" class="footnote_tooltip">فقط</span></span><script type="text/javascript"> jQuery('#footnote_plugin_tooltip_13597_25_1').tooltip({ tip: '#footnote_plugin_tooltip_text_13597_25_1', tipClass: 'footnote_tooltip', effect: 'fade', predelay: 0, fadeInSpeed: 200, delay: 400, fadeOutSpeed: 200, position: 'top center', relative: true, offset: [-7, 0], });</script> نظریه است..! &#8221; و برای من اینگونه بود که تو گویی نظریه چیز بی ارزشی است و باید از آن اجتناب کرد !</p>
<p>این شد که من و بسیاری از همقطاران من بی آنکه دید دقیقی داشته باشیم با پیشداوری ای منفی نسبت به نظریات رواندرمانی و  یا به صورت کلی تر روانشناسی و یا بهتر بگویم ، علوم انسانی وارد دانشگاه شدیم . در طول سالیان این شکایت ها گاه و بیگاه شنیده میشد ، شکایت هایی از قبیل &#8220;دیگر چند بار فروید بخوانیم ؟&#8221; یا &#8220;کی یاد میگیریم واقعا چگونه با مریض برخورد کنیم ؟&#8221;. مخاطبان این شکایت ها همواره بر حق ما مبنی بر اینکه لازم است راجع به مسائل عملی بیشتر بدانیم احترام گذاشتند ، اما بسیار قلیل و نادر بودند کسانی که به دفاع از جبهه مظلوم &#8220;دانش نظری&#8221; برخاستند . و این در ذهن دانشجویان به چیزی جز صحه گذاشتن بر پیش داوریشان تعبیر نشد .</p>
<p>چرا در دانشگاه تاکید بسیار گسترده ای روی آموزش فلسفه ، معرفت شناسی ، تاریخ نظریات و محتوی تئوریک تظریات متعدد وجود دارد ؟ در یک کلام چون نظریه نه تنها بی ارزش نیست و نباید از آن اجتناب کرد ، بلکه نظریه همه چیز است . نظریه لازم و کافی است ، ابزار کار ، محتوی کار و سرانجام کار است .</p>
<p>بگذارید ابتدا نه در قبای روانشناسی بلکه به عنوان یه دانشجوی علوم انسانی پاسخ بدهم . علوم انسانی تماما درباره نظریات است . ما به ندرت با حقایق یا فکت ها در ارتباطیم و آنچیز که میتوانیم به آن اتکا داشته باشیم نظریه است و مهمتر از آن فلسفه .</p>
<p>در روانشناسی و به طور کلی تر علوم انسانی ذهن کار آزموده بسیار شایان اهمیت است و در قالب های کلیشه ای مسلما پیشرفت روی نخواهد داد ، بنابراین پدیده ها باید در ذهن ما پدیدار های متنوعی داشته باشند ، و آن چیز که به چشم و گوش ما آموزش متفاوت نگریستن میدهد فلسفه است . فلسفه می آموزد که بیش از یک راه برای رسیدن به حقیقت وجود دارد که حتی لزوما همه آنها از واقعیت نمیگذرند !</p>
<p>روانشناسی مانند بسیاری از علوم انسانی امروز فرزند فلسفه است ، و این موضوع در تنوع نظریات به خوبی جلوه میابد . نظریاتی که بسیاری ار آنها وامدار نظام های گسترده و قدیمی فلسفی اند .</p>
<p>اکنون به روانشناسی برگردیم . در حوزه کاری متنوع این رشته ، (نه لزوما درمان) بسیار شایع است که &#8220;شلختگی&#8221; ببینیم . آن چیزی که به زعم من ناتوانی از انعطاف پذیری در عین علمی بودن در موقعیت های متفاوت است . همچنین در حوزه درمان بسیار رایج است که آسیب ببینیم ، آنهم به هر دو طرف ؛ هم روانشناس و هم بیمار . روانشناسی که از نتیجه ندادن تکنیک هایش مضطرب و آشفته میشود ، و بیماری که از به بن بست خوردن های مکرر آسیب میبیند .</p>
<p>نظریه شیرازه عمل است . بدون نظریه عملکرد و تکنیک پوچ و بی معناست و از این بی معنایی در اتاق درمان تنها و تنها آسیب بر میخیزد . رواندرمانگری که اعتقاد دارد جدای از نظریات عمل میکند ، یا به قولی فرانظری است ، توانایی بازی کردن در زمین &#8220;علم&#8221; را نخواهد داشت ، بنابراین به ناچار سلیقه و سوگیری را وارد تعامل درمانی خویش کرده و معلول این انتخاب حتما آسیب خواهد بود .</p>
<p>در درمان این نظریه است که در درجه اول ذهن مارا از طریق توضیح دادن پدیده هایی که مبهم به نظر میرسند سازمان میدهد و سپس ما را برای مداخله آماده کرده و در نهایت عملکرد مارا قابل دفاع میکند .</p>
<p>نظریه است که به ما آموزش میدهد چه کسی بیمار است ( لزوما هرکسی که وارد اتاق درمان میشود بیمار نیست و لازم نیست جلسه بعد هم حضور یابد ، به قول دشازر : &#8221; شاید حتی یک جلسه هم کافی باشد ! ) همانا این نظریه است که به ما میگوید درمان چطور پیش برود و در نهایت چه زمانی لازم است درمان پایان یابد (ملاک سلامت چیست و چه زمانی فرد بهبود یافته است )</p>
<p>بنابراین در نبود نظریه چطور میتوان دریافت چه کسی را چگونه باید درمان کرد و به سرانجام رساند ؟</p>
<p>نظریه تمام آنچه را که لازم است درباره فرآیند و محتوای درمان بدانیم به ما میدهد . بنابراین ستون و اساس فضای درمان است .</p>
<p>صد البته این هیچگاه به این معنا نیست که فنون درمانی باید نادیده گرفته شوند ، اصولا همواره نظریات جامع اصول فنی خود را آموزش داده و محتوی را در قالب فنون به فضای درمان تحمیل میکنند ، اما همواره میتوانیم از تکنیک های جامعی که طی تحقیقات و فرا تحلیل ها اثربخشی آنها ثابت شده و از لحاظ نظری تداخلی با رویکرد ما ندارند استفاده کنیم .</p>
<p>در نقطه مقابل عدم استفاده از رویکرد نظری خاص ما با خطر انعطاف ناپذیری و رادیکال عمل کردن مواجه هستیم . گاهی درمانگران تمامی تلاش خود را مبذول میدارند تا بیمار را به هر طریق ممکن در چارچوب های ذهنی خود جای دهند ، کما اینکه اصولاً دنیای پدیدارشناختی بیمار انطباقی با آنچیز که ما از وی فهمیده ایم نداشته و بنابراین تحلیل های ما ارتباطی قوی با واقعیت نداشته باشند . در اینگونه موارد بیمار ابتدا واکنشی نشان داده که به زبان بسیاری روانشناسان به مقاومت تعبیر میشود ( البته مسلما هر مقاومتی به این معنا نیست) و پس از آن ممکن است درمان را ترک گوید و مسلما این موضوع پیامدی نخواهد داشت جز بیماری که از روز ورودش به درمان آسیب دیده تر است .</p>
<p>نکته کلیدی اینجاست که درمانگر همواره باید به بیمار متعهد باشد ، نه رویکرد . یعنی وفاداری به بیمار بر وفاداری به رویکرد نظری اولویت دارد ، زمانی که به نظر میرسد توانایی ما برای پیش برد اهداف درمانیمان در چارچوب نظریه ای خاص محدود و ناکارآمد است ، باید انتخاب کنیم : در صورتی که دانش نظری گسترده ای داریم لازم است که رویکرد خودمان را تغییر دهیم ، و در غیر این صورت بیمار را ارجاع دهیم .</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>سروش جاویدنیا</p>
<div class="speaker-mute footnotes_reference_container"> <div class="footnote_container_prepare"><p><span role="button" tabindex="0" class="footnote_reference_container_label pointer" onclick="footnote_expand_collapse_reference_container_13597_25();">References</span><span role="button" tabindex="0" class="footnote_reference_container_collapse_button" style="display: none;" onclick="footnote_expand_collapse_reference_container_13597_25();">[<a id="footnote_reference_container_collapse_button_13597_25">+</a>]</span></p></div> <div id="footnote_references_container_13597_25" style=""><table class="footnotes_table footnote-reference-container"><caption class="accessibility">References</caption> <tbody> 

<tr class="footnotes_plugin_reference_row"> <th scope="row" class="footnote_plugin_index_combi pointer"  onclick="footnote_moveToAnchor_13597_25('footnote_plugin_tooltip_13597_25_1');"><a id="footnote_plugin_reference_13597_25_1" class="footnote_backlink"><span class="footnote_index_arrow">&#8593;</span>۱</a></th> <td class="footnote_plugin_text">فقط</td></tr>

 </tbody> </table> </div></div><script type="text/javascript"> function footnote_expand_reference_container_13597_25() { jQuery('#footnote_references_container_13597_25').show(); jQuery('#footnote_reference_container_collapse_button_13597_25').text('−'); } function footnote_collapse_reference_container_13597_25() { jQuery('#footnote_references_container_13597_25').hide(); jQuery('#footnote_reference_container_collapse_button_13597_25').text('+'); } function footnote_expand_collapse_reference_container_13597_25() { if (jQuery('#footnote_references_container_13597_25').is(':hidden')) { footnote_expand_reference_container_13597_25(); } else { footnote_collapse_reference_container_13597_25(); } } function footnote_moveToReference_13597_25(p_str_TargetID) { footnote_expand_reference_container_13597_25(); var l_obj_Target = jQuery('#' + p_str_TargetID); if (l_obj_Target.length) { jQuery( 'html, body' ).delay( 0 ); jQuery('html, body').animate({ scrollTop: l_obj_Target.offset().top - window.innerHeight * 0.2 }, 380); } } function footnote_moveToAnchor_13597_25(p_str_TargetID) { footnote_expand_reference_container_13597_25(); var l_obj_Target = jQuery('#' + p_str_TargetID); if (l_obj_Target.length) { jQuery( 'html, body' ).delay( 0 ); jQuery('html, body').animate({ scrollTop: l_obj_Target.offset().top - window.innerHeight * 0.2 }, 380); } }</script><p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%86%d9%82%d8%b4-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87/">از فلسفه تا اتاق درمان: نقش نظریه</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%86%d9%82%d8%b4-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رفتارهای انواع خودشیفته ها در اولین قرار آشنایی &#8211; نشانه ها را ببینید</title>
		<link>https://ravanhami.com/12977-2/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/12977-2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[الهام نیک فر]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Feb 2018 17:10:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>
		<category><![CDATA[روان حامی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی تربیتی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[مشکلات زناشویی]]></category>
		<category><![CDATA[یافته‌های جالب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال شخصیت خودشیفته]]></category>
		<category><![CDATA[خودشیفته]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=12977</guid>

					<description><![CDATA[<p>&#160; هرکدام از ۳ نوع افراد خودشیفته در اولین قرار آشنایی چطور رفتار می‌کنند &#160; از اولین قرار آشنایی می‌توانید پیش‌بینی کنید که خودشیفته‌ها در رابطه نزدیک چطور رفتار خواهند کرد. &#160; برای زمان استراحت به کافه‌ی کتابخانه رفته و غرق مطالعه کتاب شعری که یکی از دوستان به‌تازگی معرفی کرده بود، چای می‌نوشیدم و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/12977-2/">رفتارهای انواع خودشیفته ها در اولین قرار آشنایی &#8211; نشانه ها را ببینید</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify"><img class="size-full wp-image-12317 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo.jpg" alt="خودشیفته" width="133" height="113" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo.jpg 133w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo-120x102.jpg 120w" sizes="(max-width: 133px) 100vw, 133px" /></p>
<p>&nbsp;</p>
<h3 style="text-align: center">هرکدام از ۳ نوع افراد خودشیفته در اولین قرار آشنایی چطور رفتار می‌کنند</h3>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify;padding-right: 60px">از <strong>اولین قرار آشنایی</strong> می‌توانید<strong> پیش‌بینی کنید</strong> که خودشیفته‌ها در رابطه نزدیک چطور رفتار خواهند کرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify">برای زمان استراحت به کافه‌ی کتابخانه رفته و غرق مطالعه کتاب شعری که یکی از دوستان به‌تازگی معرفی کرده بود، چای می‌نوشیدم و لذت می‌بردم. از آنجایی که با کسی صحبت نمی‌کردم، ناگزیر گفتگوهای دانشجویان میزهای کناری را می‌شنیدم. بین ۳ نفر از آن‌ها راجع به اینکه تعداد معدودی از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان برخی از رشته‌های علمی در جامعه ما فقط خود را قبول دارند و دیگران را به‌حساب نمی‌آورند بحث جالبی درگرفته بود و خلاصه شمایی کلی از ویژگی‌های یک شخصیت خودشیفته را بیان می‌کردند و چون رشته تخصصی‌شان روانشناسی نبود دقیقاً از این لفظ استفاده نمی‌کردند اما رفتارهای آشکاری که از آن‌ها توصیف می‌کردند دقیقاً مشابه علائم چنین شخصیت‌هایی بودند. رفتارهایی که این دوستان از دیدنشان آزرده شده بودند.<br />
من سعی می‌کردم حواسم را به مطالعه جمع کنم، اما از آنجایی که قبلاً چنین بحثی را باهم رشته‌ای‌های خود تجربه کرده بودم (البته نه صرفاً در مورد قشر خاصی از افراد)، دوست داشتم از نظرات افراد از گروه‌های مختلف جامعه و تجربیات آن‌ها هم آگاه باشم. و ازآنجایی‌که درست قبل از آمدن به کافه برای استراحت، شروع به ترجمه این متن درباره ویژگی‌های<a href="http://ravanhami.com/%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%82%D8%B4%D9%87-%D9%88-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%81-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%B4-%D8%A2%D9%86%E2%80%8C%D9%87/"> افراد خودشیفته</a> در اولین قرار آشنایی‌شان کرده بودم، دل کندن از مکالمه برام سخت دشوار بود. در همین حین یکی از آن‌ها سؤال جالبی مطرح کرد که بی‌ارتباط به موضوع ترجمه‌ام نبود. اینکه  &#8220;آیا این افراد در زندگی شخصی و عاطفی‌شان هم این ویژگی‌ها را با خود به همراه می‌برند یا خیر و خلاصه اینکه زندگی در کنار آن‌ها به همین سختیِ روابط اجتماعی خواهد بود یا خیر&#8221;. دیگر نتوانستم تاب بیاورم و وقتی در انتهای بحث یکی از آن‌ها به دیگران می‌گفت که باید این سؤال را از یکی از دوستان روانشناسم بپرسم، با خنده‌ای دستم رو شد و این فرصت پیش آمد که برای آن‌ها برخی از ویژگی‌های چنین شخصیتی را توضیح بدهم و سپس به سؤال یکی دیگر از دانشجویان آن جمع پاسخ دهم که : &#8220;خب این افراد با چه کسانی قادر به زندگی خواهند بود؟&#8221;</p>
<p style="text-align: justify">اما اینجا می‌خواهم از شما همراهان همیشگی <a href="http://www.ravanhami.com">روان حامی</a> دعوت کنم که بعد از خواندن این مقاله، پیش خودتان جواب این دوست عزیز را بدهید که زندگی با چنین افرادی چه مزایا و معایبی دارد و اینکه در اولین قرار چطور می‌توان به اینکه طرف خودشیفته هست یا خیر و اینکه از چه نوع خودشیفتگی رنج می‌برد، پی برد.</p>
<p style="text-align: center"><span style="color: #800080"><strong>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</strong></span></p>
<p style="text-align: justify">وقتی که سخن از فرد خودشیفته به میان می‌آید، تصویری که به ذهن اکثر مردم می‌آید یک فرد برون‌گرای معاشرتی است که با اعتمادبه‌نفس بسیار بالا به نظر می‌رسد و در هر دورهمی، به‌ سرعت خود را مرکز توجه قرار می‌دهد. اگرچه این تعریف کوتاه و مناسبی از رفتار یک فرد خودشیفته از نوع متظاهر است که احساس خودبزرگ‌بینی می‌کند، اما افرادی با ویژگی‌های متفاوتی نسبت به این گروه هم هستند که در طیف افراد دارای اختلال خودشیفتگی قرار می‌گیرند.</p>
<p style="text-align: justify">چیزی که به من بسیار کمک کرد تعیین ۳ زیرگروه اصلی برای گروه افراد دارای اختلال شخصیت خودشیفته است:</p>
<p style="text-align: justify;padding-right: 60px"><strong><span style="color: #9016a8">&#8211; متظاهر (خودنما) (exhibitionist)</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;padding-right: 60px"><span style="color: #3366ff"><strong>&#8211; گنجه‌ای (closet)</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;padding-right: 60px"><span style="color: #ff0000"><strong>&#8211; زهرآگین، سمی (toxic)</strong></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify">برخی نظریه‌پردازان برای آن‌ها اسامی متفاوتی در نظر می‌گیرند و یا انواع بیشتر یا کمتری از افراد خودشیفته را معرفی می‌کنند. (مثل: نخبه‌گرا، عاشق‌پیشه، غیراخلاقی، جبرانی. دسته‌بندی دیگری شامل آشکار، پنهان، اغواگر و انتقام‌جو. و یا دسته‌ای با دو نوع خودبزرگ‌بین و آسیب‌پذیر.)</p>
<p style="text-align: justify">نوعی که من آن‌ها را خودشیفته‌های زهرآگین می‌نامم، ممکن است توسط سایرین <strong>بدخیم و مهلک</strong> هم نامیده شوند. یا دیگر نظریه‌پردازان ممکن است همه‌ی خودشیفته‌های غیر متظاهر را <strong>خودشیفته‌های پنهان</strong> بنامند. اگر نخواهیم روی اسامی حساسیت به خرج دهیم، آسان‌ترین راه برای شناسایی اینکه شما با کدام زیرگروه از آن‌ها سروکار دارید این است که به‌ دقت به این نکته توجه کنید که <strong>آن‌ها بیشتر از چه راهی ترجیح می‌دهند خوراکِ خودشیفتگی خود را تأمین کنند.</strong> به‌طور خلاصه می‌توانم بگویم:</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify"><span style="color: #9016a8"><strong>خودشیفته‌های متظاهر (خودنما) :</strong> می‌خواهند که تحسین و تمجید شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="color: #3366ff"><strong>خودشیفته‌های گنجه‌ای :</strong> می‌خواهند به‌نوعی به فردی مربوط باشند که برایشان قابل‌تحسین است.</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="color: #ff0000"><strong>خودشیفته‌های زهرآگین (سمی) :</strong> می‌خواهند که مسلط و چیره باشند و کاری کنند که شخص دیگر احساس بی‌ارزشی کند.</span></p>
</blockquote>
<hr />
<h3 style="text-align: justify">چرا اهمیت دارد که بفهمیم خودشیفته موردنظر به کدام زیرگروه تعلق دارد؟</h3>
<p style="text-align: justify">اگر قصد دارید که باکسی که از اختلال شخصیت خودشیفته رنج می‌برد وارد رابطه عاشقانه شوید، باید دقیقاً آگاه باشید که خودتان را درگیر چه نوع رابطه‌ای می‌کنید و اثر این خودشیفتگی روی رابطه شما دقیقاً چطور خواهد بود. اگر زود متوجه شوید که فرد موردنظر شما برخی مشکلات مربوط به خودشیفتگی را دارد، می‌توانید اطلاعات اولیه‌ای از<a href="http://ravanhami.com/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D8%B8%D8%B1%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1/"> ویژگی‌های مشترک</a> افراد دارای این اختلال شخصیتی به دست آورید. مثل‌اینکه:</p>
<p style="text-align: justify;padding-right: 30px"><strong><span style="color: #3366ff">&#8211; بسیار سرگرم و در بند مسائل مربوط به عزت‌نفس هستند.</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;padding-right: 30px"><strong><span style="color: #3366ff">&#8211; خودمحورند</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;padding-right: 30px"><strong><span style="color: #3366ff">&#8211; همدلی عاطفی ندارند.</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;padding-right: 30px"><strong><span style="color: #3366ff">&#8211; حساسیت افراطی نسبت به کم‌محلی‌ها و خفیف شمرده شدن دارند.</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;padding-right: 30px"><strong><span style="color: #3366ff">&#8211; به‌آسانی خشمگین می‌شوند.</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;padding-right: 30px"><strong><span style="color: #3366ff">&#8211; نا ارزنده سازی می‌کنند. (فرد مقابل را بی‌ارزش یا کم‌ارزش می‌کنند.)</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;padding-right: 30px"><strong><span style="color: #3366ff">&#8211; بسیار نسبت به وضعیت ظاهری خود آگاه‌اند.</span></strong></p>
<p style="text-align: justify">همه این‌ها باعث می‌شوند که افرادی با چنین اختلالی به‌سختی بتوانند روابط باثبات، صمیمانه و عاشقانه‌ای را حفظ کنند.</p>
<h3 style="text-align: justify">انواع زیرگروه‌های خودشیفته‌ها</h3>
<p style="text-align: justify">حال اگر یک‌قدم جلوتر برویم و خودشیفته‌ها را در این ۳ گروه طبقه‌بندی کنیم، اطلاعات بیشتری در مورد چگونگی رفتار آن‌ها در روابط صمیمانه می‌یابیم.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: center"><span style="font-size: 24px;color: #ff0000">شما ممکن است بدون آنکه حتی متوجه آن شده باشید، در رابطه با یک فرد خودشیفته بوده باشید.</span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify">هرکدام از ۳ گروه افراد خودشیفته<a href="http://ravanhami.com/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D9%85-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86/"> الگوی مخصوص به خود</a> را در روابط دارند. از آنجایی که تمرکز بسیار زیادی روی گروه خودشیفته‌های متظاهر بوده است، بسیاری از مردم نمی‌دانند که انواع دیگری نیز در گروه افراد دارای اختلال شخصیت خودشیفته وجود دارند. این به این معناست که شما ممکن است سالهای سال، همسرِ یک خودشیفته‌ی غیرمتظاهر بوده باشید، بدون اینکه حتی از خودشیفته بودن شریک زندگی‌تان اطلاعی داشته باشید.</p>
<p style="text-align: justify">وقتی که اوضاع خیلی وخیم می‌شود، و ویژگی‌های مربوط به خودشیفتگیِ شریک زندگی ناگهان، خیلی بیشتر بروز و جلوه بیرونی می‌یابند ، مردم از من می‌پرسند که :</p>
<p style="text-align: justify"><span style="color: #ff6600"><strong>&#8220;آیا این امکان وجود دارد که همسر من به‌طور ناگهانی بعد از این همه سال خودشیفته شده باشد؟&#8221;</strong></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify">جواب این است : &#8220;خیر&#8221;. اختلال شخصیت خودشیفته در کودکی شکل می‌گیرد و اوایل جوانی قابل‌تشخیص است. فقط شما تابه‌حال قادر به تشخیص نشانه‌ها نبوده‌اید.</p>
<p style="text-align: center"><span style="color: #800080"><strong>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</strong></span></p>
<h3 style="text-align: justify">چرا خودشیفتگی آن‌ها در حال حاضر نمود بیشتری یافته است و بیشتر به چشم می‌آید؟</h3>
<blockquote>
<p style="text-align: justify"><span style="color: #ff6600">معمولاً&#8221; مشخص می‌شود که برخی از بحران‌های زندگی، عزت‌نفس همسر خودشیفته‌ی شما را تهدید کرده‌اند. سپس او برای سازگار کردن خود با این چالش‌ها، شروع به استفاده‌ی بیشتر از مکانیسم‌های دفاعیِ مخصوصِ خودشیفتگی کرده است. به همین دلیل است که این رفتارهای دفاعی در آن برهه از زندگی فرد خیلی بیشتر به چشم می‌آیند.</span></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify">این به آن معناست که به‌احتمال بسیار زیاد، مشکلات و شیوه‌های سازگاریِ همسرِ خودشیفته‌ی شما در تمام مدتِ بودنِ شما باهم، باعث ایجاد مشکلاتی در رابطه شما می‌شده است. فقط شما نسبت به این موضوع آگاهی نداشته‌اید که مشکل اصلی این بوده است. زمانی که متوجه شوید باید به دنبال چه نشانه‌هایی بگردید، قادر خواهید بود ببینید که حساسیت‌های همسر خودشیفته‌ی شما چه نقش پررنگی در بسیاری از مجادلات و سوءتفاهم‌های میان شما دو نفر در طول این سالیان دراز ایفا کرده است.</p>
<h3 style="text-align: justify">معرفی ۳ تیپ (زیرگروه) خودشیفته و نحوه ورود آن‌ها به رابطه</h3>
<p style="text-align: justify">در ادامه مطلب، معرفی اجمالی از ۳ زیرگروه اصلی در اختلال شخصیت خودشیفته خواهیم داشت و مثال‌هایی ارائه می‌شوند که نحوه رفتار این افراد را با شخصی جدید در اولین قرار آشنایی، به‌صورت ملموس نشان می‌دهند.</p>
<p style="text-align: justify">نحوه رفتار آن‌ها در اولین جلسه آشنایی به شما اطلاعات مفیدی در مورد نحوه عملکرد آن‌ها در یک رابطه صمیمانه‌ی طولانی‌مدت (اگر رابطه‌ای بعد از قرار اول شکل بگیرد!) خواهد داد. تفاوت تنها در این است که در اولین قرار، آن‌ها حداکثر تلاش خود را می‌کنند که خوب به نظر بیایند. اگر در جلسه اول رفتار آن‌ها را نپسندیدید، پس به‌احتمال زیاد از بودن با آن‌ها در جلسات بعدی، که ماندنتان در رابطه برای آن‌ها اثبات‌شده و به‌اندازه قبل برای به دست آوردن شما تلاش نمی‌کنند، هم لذت چندانی نخواهید برد.</p>
<p style="text-align: justify">خودشیفته‌ها معمولاً زمانی که نوبت به نشان دادنِ سبکِ رابطه‌شان می‌شود، کاملاً آشکارا به شما اطلاعات می‌دهند زیرا معمولاً از این موضوع آگاه نیستند که رفتارشان همه‌چیز را درباره‌ی شخصیت آن‌ها به دیگران می‌گوید. آن‌ها همچنین تمایل دارند سبک ارتباطی غلطشان را بارها و بارها تکرار کنند. پس با خیال راحت می‌توانید این‌طور نتیجه‌گیری کنید که : اگر این فرد در جلسه اول با من این‌طور رفتار می‌کند، پس قبلاً هم‌چنین رفتاری داشته است و اگر با او وارد رابطه شوم، با من هم‌چنین رفتاری خواهد داشت.</p>
<hr />
<h3 style="text-align: justify">خودشیفته‌های متظاهر (خودنما)</h3>
<p style="text-align: justify">وقتی صحبت از فرد خودشیفته به میان می‌آید، اکثراً این گروه در خاطرِ بیشترِ مردم تداعی می‌شوند. آن‌ها تمایل دارند که مرکزِ توجه و تحسین قرار بگیرند. آن‌ها دوست دارند که در مکالمات فرد مسلط باشند، خود را برای اینکه با آن‌ها رفتار و برخورد ویژه‌تری شود محق می‌دانند، مانند فردی با اعتمادبه‌نفس بسیار بالا رفتار می‌کنند و از داستان‌گویی و مشورت دادن به دیگران لذت می‌برند. وقتی این افراد احساس ناامنی می‌کنند از &#8220;<span style="color: #ff0000"><strong>دفاع GOD</strong></span>&#8221; استفاده می‌کنند.</p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify"><strong><span style="color: #ff0000">  GOD  = خودبزرگ‌بینی (G) ، همه کار توانی (O) ، نا ارزنده سازی (D)</span></strong></p>
</blockquote>
<p style="text-align: justify">&#8220;دفاع GOD &#8221; واژه مخفف من برای توصیف ظاهرِ خودشیفته‌های متظاهر است که به طرز غیرواقع‌بینانه‌ای بی‌نقص به نظر می‌رسند و درواقع <span style="color: #ff6600"><strong>دفاع آن‌هاست که به‌وسیله‌ی ساختنِ آن، تلاش می‌کنند که عدم اعتمادبه‌نفس خود را پشتِ آن پنهان کنند.</strong></span> آن‌ها به‌جای اینکه خود را به افراد عادی‌ای معرفی کنند که استعدادها و نیز نقاط ضعف متفاوتی دارند، اصرار دارند که خاص هستند، بی‌نقص‌اند، همه‌چیز را می‌دانند و همیشه حق با آن‌هاست. آن‌ها همچنین از اطرافیان خود توقع دارند که با دیدگاه آن‌ها موافقت کنند. در ذهن آن‌ها، خودشان از همه بالاترند و بقیه افراد (به‌ جز تعداد معدودی که خودشان برگزیده‌اند) در جایگاهی پایین‌تر از آن‌ها قرار دارند.</p>
<p style="text-align: justify"><span style="color: #ff6600"><strong>از آنجایی که این ژست متکبرانه و خود بزرگ بینانه درواقع یک نمای ظاهری بسیار نازک و شکننده روی عدم اعتمادبه‌نفس  و احساس واقعی درون آن‌هاست، این نما به‌راحتی قابل درهم شکستن است. به همین دلیل است که خودشیفته‌های متظاهر حساسیت بیش از حدی حتی به کوچک‌ترین کم‌محلی و خفیف شمرده شدن دارند.</strong></span> برای همین خیلی زود عصبانی می‌شوند و آماده دعوا و جنجال بر سر موضوعاتی هستند که بیشتر مردم حتی متوجه آن موضوعات نمی‌شوند. همچنین این افراد می‌توانند نسبتاً بی‌رحم باشند زیرا فاقد چیزی تحت عنوان<span style="color: #339966"><strong> همدلی عاطفی</strong></span> هستند.</p>
<p style="text-align: justify"> وقتی که آن‌ها در حال لاف زدن و بزرگنمایی راجع به موفقیت‌ها و فضل و کمالات خود نیستند یا درگیر تعریف کردن داستان‌هایی نیستند که در آن نقش قهرمان یا ستاره داستان را بازی می‌کنند، سخت مشغول بی‌ارزش کردن و تحقیر هرکسی هستند که با آن‌ها مخالفت کند. آن‌ها ممکن است کسی را که در فاصله نزدیکشان قرار دارد به طرز بی‌رحمانه‌ای دست بیاندازند :&#8221;پسر، نگاه کن اون خانمه توی اون لباس چاق به نظر میاد!&#8221; یا &#8220;نمیتونم باور کنم که پیشخدمت ما اینقدر احمق است&#8221;. آن‌ها تمایل دارند که نسبت به واکنش‌های واقعی افراد دیگر نسبت به نگرش‌ها و رفتارهایشان بی‌اعتنا باشند. آن‌ها به‌قدری به دلیل دفاع‌های خودشان کورکورانه رفتار می‌کنند و بی‌بصیرت هستند که تصور می‌کنند که دیگران یا با آن‌ها موافق‌اند و یا اینکه تصور می‌کنند که گفته‌های این افراد خودشیفته برایشان سرگرم‌کننده است.</p>
<p style="text-align: justify"><strong>مثال – تد و سو سر اولین قرار آشنایی</strong></p>
<p style="text-align: justify">تد، که یک تاجر خودشیفته از نوع متظاهر است، برای اولین بار به دیدار زن جذابی به نام سو رفت که در سایتِ آشنایی مجازی باهم آشنا شده بودند. حال توصیفی را که هر یک از آن‌ها از اولین دیدارشان داشتند بخوانید:</p>
<p style="text-align: justify"><span style="color: #339966">تد : &#8220;من او را سخت تحت تأثیر قرار دادم! به او گفتم که چند نفر از افراد مهم را می‌شناسم و با آن‌ها رابطه دوستی دارم، او را به یک رستوران گران‌قیمت بردم و یک غذای عالی برایش سفارش دادم.سپس یک نوشیدنی درجه‌یک را که قبلاً ننوشیده بود برایش انتخاب کردم. بی‌صبرانه منتظر قرار بعدی هستم. او بسیار پرشور و حرارت است! مطمئناً در قرار بعدی صمیمیت ما بیشتر خواهد شد.&#8221;</span></p>
<p style="text-align: justify"><span style="color: #ff6600">سو: &#8220;وای چقدر عصر مزخرفی بود. کسی که سر قرار اومده بود یه مرد منزجرکننده بود. تنها کاری که انجام داد این بود که تمام شب راجع به خودش حرف زد. حتی ۱ سؤال که راجع به من ازم نپرسید. بعدش اصرار داشت که باوجود مخالفت‌های من، برام استیک و یه نوشیدنی درجه‌یک سفارش بده. من هیچ‌وقت گوشت قرمز نمی‌خورم و ماهی اون رستوران خیلی هوس‌انگیز به نظر میومد. می‌خواستم یه نوشیدنی مخلوط هلو رو امتحان کنم،اما اون اصرار داشت که به جاش از اون نوشیدنی درجه‌یک بنوشم. تمام شب به همین منوال گذشت. همه‌چیز اون‌طوری جلو رفت که اون می‌خواست. اگر دوباره به من زنگ بزنه یا پیغام بذاره، حتی زحمت جواب دادن هم به خودم نمی‌دم.&#8221;</span></p>
<h3 style="text-align: justify"><strong>سبک رابطه‌ی اصلیِ فردِ خودشیفته‌ی متظاهر :</strong></h3>
<p style="text-align: justify">آن‌ها بی‌ملاحظه و رئیس مآبانه رفتار می‌کنند. آن‌ها توقع دارند که تمام همراهان و اطرافیانشان آن‌ها را تحسین کنند و درباره همه‌چیز با نظر آن‌ها موافق باشند. عدم توافق برای آن‌ها به معنی انتقاد است و با تحقیر و مسخره کردن توسط آن‌ها پاسخ داده می‌شود. آن‌ها نیاز دارند به‌صورت متناوب از اطرافیان اطمینان خاطر مجدد بگیرند مبنی بر اینکه آن‌ها خاص و بی‌نقص هستند و همواره حق با آن‌هاست.</p>
<p style="text-align: justify"><span style="color: #ff6600"><b>پایان بخش اول از دو بخش </b></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3>منبع:</h3>
<p><a href="https://www.psychologytoday.com/blog/understanding-narcissism/201712/how-the-3-types-narcissists-act-first-date">How the 3 Types of Narcissists Act on a First Date</a></p>
<h3></h3>
<h3></h3>
<h3>در صورتی که تمایل دارید بیشتر در مورد خودشیفته ها بدانید:</h3>
<p><a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%D9%87/"> اختلال شخصیت خودشیفته : نظریه‌ها، سبب‌شناسی و درمان</a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%A8%D9%87%D8%B4%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%D9%87/">خودشیفتگی و اینترنت: اینترنت بهشت افراد خودشیفته است.</a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%9F/">آیا رهبران خودشیفته کارآمدترند؟</a></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/12977-2/">رفتارهای انواع خودشیفته ها در اولین قرار آشنایی &#8211; نشانه ها را ببینید</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/12977-2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نارساخوانی به ما می‌آموزد که چطور خلاقانه بیندیشیم</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c%d8%aa/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[الهام نیک فر]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 02 Feb 2018 16:26:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>
		<category><![CDATA[رشد]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌شناسی رشد]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی سلامت]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی یادگیری]]></category>
		<category><![CDATA[کودکی]]></category>
		<category><![CDATA[یادگیری]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال یادگیری]]></category>
		<category><![CDATA[دیسلکسیا]]></category>
		<category><![CDATA[نارساخوانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=12898</guid>

					<description><![CDATA[<p>  در صورتی که بخواهید اصیل و خلاق باشید، داشتن اختلال یادگیریِ نارساخوانی برایتان یک مزیت به حساب می‌آید. با روان حامی درباره اختلال یادگیری یکی از بزرگترین نویسندگان تاریخ بیشتر بدانید. &#160; &#160; &#160; اختلال در خواندن ( خوانش پریشی یا نارساخوانی ) به‌‌‌‌ جای اینکه سد راه افراد باشد، به آن‌ها کمک می‌کند [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c%d8%aa/">نارساخوانی به ما می‌آموزد که چطور خلاقانه بیندیشیم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify"><div class="base-box news-box mom_box_sc_custom mom_box_sc clear " style="background-color:#f2f2f2;color:#dd0202;"></p>
<p>بسیاری از نویسندگان بزرگ تاریخ مبتلا به اختلال یادگیری بوده‌اند و درواقع دلیل بدیع بودن آثارشان هم همین بوده است. اگرهمواره آرزو داشته‌اید که یک نویسنده‌ی خلاق باشید، مبتلا بودن به اختلال یادگیری نارساخوانی برای شما یک نقطه قوت به حساب می‌آید.</p>
<p style="text-align: justify"></div>
<p style="text-align: justify"><img class="wp-image-12317 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo.jpg" alt="نارساخوانی" width="91" height="77" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo.jpg 133w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/logo-120x102.jpg 120w" sizes="(max-width: 91px) 100vw, 91px" /></p>
<p style="text-align: justify">  در صورتی که بخواهید اصیل و خلاق باشید، داشتن اختلال یادگیریِ نارساخوانی برایتان یک مزیت به حساب می‌آید. با <a href="http://www.ravanhami.com">روان حامی</a> درباره اختلال یادگیری یکی از بزرگترین نویسندگان تاریخ بیشتر بدانید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><img class="wp-image-12913 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/FAQ_ENGLISH-300x169.jpg" alt="نارساخوانی" width="453" height="255" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/FAQ_ENGLISH-300x169.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/FAQ_ENGLISH-600x338.jpg 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/FAQ_ENGLISH-768x432.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/FAQ_ENGLISH-1000x563.jpg 1000w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/FAQ_ENGLISH.jpg 2000w" sizes="(max-width: 453px) 100vw, 453px" /></p>
<blockquote>
<p style="text-align: justify">اختلال در خواندن ( خوانش پریشی یا نارساخوانی ) به‌‌‌‌ جای اینکه سد راه افراد باشد، به آن‌ها کمک می‌کند که نویسندگان خوبی شوند. نارساخوانی که به معنی &#8220;داشتنِ مشکل با کلمات&#8221; است؛ اگر بخواهید یک نویسنده شوید، برای شما یک برتری و مزیت خوب به‌‌ حساب می‌آید. خوانش پریشیِ نویسنده‌ی مشهور داستان‌های جنایی، آگاتا کریستی، رمان‌های او را تبدیل به آثاری اصیل و بسیار متفاوت از آثار سایر نویسندگان آن دوره کرد.</p>
<p>&nbsp;</p></blockquote>
<p><img class="alignnone wp-image-12918" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/agatha-christie-300x169.jpg" alt="نارساخوانی" width="415" height="234" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/agatha-christie-300x169.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/agatha-christie-600x338.jpg 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/agatha-christie-768x432.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/agatha-christie-1000x563.jpg 1000w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/agatha-christie.jpg 2000w" sizes="(max-width: 415px) 100vw, 415px" /> <img class=" wp-image-12923 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/main-qimg-a99ce47c52cb997873a5429e86b981d5-c-300x208.jpg" alt="نارساخوانی" width="426" height="296" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/main-qimg-a99ce47c52cb997873a5429e86b981d5-c-300x208.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/main-qimg-a99ce47c52cb997873a5429e86b981d5-c-600x416.jpg 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/main-qimg-a99ce47c52cb997873a5429e86b981d5-c-768x533.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/main-qimg-a99ce47c52cb997873a5429e86b981d5-c-1000x694.jpg 1000w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/main-qimg-a99ce47c52cb997873a5429e86b981d5-c-360x250.jpg 360w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/main-qimg-a99ce47c52cb997873a5429e86b981d5-c.jpg 2000w" sizes="(max-width: 426px) 100vw, 426px" /></p>
<p style="text-align: justify">طبیعی و قابل‌درک است اگر تصور کرده باشید که فردی که مبتلا به نارساخوانی است، نمی‌تواند در آینده شغلی مانند نویسندگی را انتخاب کند. اما بسیاری از نویسندگان بسیار نوآور و منحصربه‌فرد تاریخ یا مبتلا به این اختلال بوده‌اند و یا علائمی از آن را داشته‌اند. انجمن نارساخوان‌ها از افرادی چون جرج برناردشاو، ف. اسکات. فیتزجرالد، ژول‌ورن، جان اروینگ، گوستاو فلوبر و رولد دال در لیست بلندبالای نویسندگان سرشناس نام می‌برد. نویسندگان موفقی که نارساخوانی داشتند معمولاً جزو رمان‌نویس‌های خلاق‌تری بوده‌اند که ابداعاتی خاص داشته‌اند.</p>
<p style="text-align: justify">افراد مبتلا به نارساخوانی معمولاً با خواندن، نوشتن و دیکته به‌طور خاص مشکل دارند اما گاهی  ریاضی، حافظه و سازمان‌دهی هم ممکن است در آن‌ها دچار اشکال باشد. بنابراین این افراد باوجود برخورداری از هوش عادی در مدرسه دچار مشکل می‌شوند. از هر ۱۰ دانش‌آموز ۱ نفر با این اختلال دست‌وپنجه نرم می‌کند که از هر ۲۵ نفر آن‌ها یک نفر به نوع شدیدی از این اختلال مبتلاست.</p>
<p style="text-align: justify">نارساخوانی را معمولاً به این صورت توصیف می‌کنند: &#8220;نحوه خاصی که مغز شما سیم‌کشی شده است&#8221;. درمانی برای این اختلال وجود ندارد، اما افرادی که این مشکل را دارند می‌توانند راهکارهایی برای غلبه بر مشکلشان بیاموزند. افراد مبتلابه این اختلال یادگیری، روش‌های جایگزینی برای خواندن و نوشتن در خود می‌پرورانند و مسیرهای عصبی مغزشان را شبیه افراد &#8220;نرمال&#8221; سازمان‌دهی می‌کنند. افراد نارساخوان از لوب پیشانی و مغز سمت راست برای نوشتن و خواندن استفاده می‌کنند در حالی که افرادی که چنین اختلالی ندارند، برای این کار از لوب چپ بهره می‌گیرند.</p>
<p><img class="wp-image-12907 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/Dyslexia_Brain-300x179.jpg" alt="نارساخوانی" width="632" height="377" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/Dyslexia_Brain-300x179.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/Dyslexia_Brain-600x357.jpg 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/Dyslexia_Brain-768x457.jpg 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/Dyslexia_Brain-1000x596.jpg 1000w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/Dyslexia_Brain.jpg 2000w" sizes="(max-width: 632px) 100vw, 632px" /></p>
<p style="text-align: justify">افراد دارای دیسلکسیا برای غلبه بر مشکلاتشان باید تلاش بیشتری نسبت به افراد عادی انجام دهند. چالش‌هایی که این افراد از عنفوان کودکی با آن‌ها دست و پنجه نرم کرده و مجبور می‌شوند بر آن‌ها چیره شوند، به فرد دارای نارساخوانی می‌آموزد که در زمان مواجه با موانع شکست یا موانع، به‌جای عقب‌نشینی، مقاومت و ایستادگی کند. آن‌ها می‌آموزند که از زوایای مختلف به مشکلات نگاه کنند و راه‌های جدیدی برای جبران این عدم‌کفایت خود در خواندن پیدا کنند. گشتن به دنبال راه‌حل‌های خلاقانه، این افراد را طوری پرورش می‌دهد که بتوانند بر مشکلاتشان چیره شوند و درنهایت آن‌ها را تبدیل به افرادی دارای قدرت فطری یا بهتر می‌توان گفت قدرت درونیِ حلِ مسئله می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify">بهترین رمان‌نویس تاریخ با بیش از ۴ میلیارد فروش آگاتا کریستی بود. تنها دو کتاب شکسپیر و انجیل بیشتر از کتاب‌های او فروش داشتند. اینکه معروف‌ترین رمان‌نویس جهان مبتلا به اختلال یادگیری نارساخوانی بوده باشد اتفاقی نیست. او گفته است که : نوشتن و املا همیشه به طرز وحشتناکی برای من دشوار بودند. من به طرز عجیب و غریبی در هجی کردن ضعیف بودم و همان‌قدر ضعیف مانده‌ام. افراد موفقی که  دارای نارساخوانی بوده‌اند، هماره به‌ عنوان افرادی نشان داده می‌شوند که با وجود این اختلال، توانسته‌اند به موفق دست یابند. اما بیایید جهت نگاهمان به این موضوع را عوض کنیم: شاید آن‌ها به دلیل داشتن این اختلال یادگیری توانسته‌اند موفق شوند. چون سیم‌کشی عصبی مغز آگاتا متفاوت بوده است، رمان‌های او هم متفاوت نوشته شده‌اند. ابتکار و اصالت داستان‌های او به دلیل داستان‌های فرعی پیچیده و تعداد غیرعادی زیادِ شخصیت‌های داستان‌های او بوده‌اند. کریستی مجبور بود که دست‌نوشته‌‌هایش را بارها دوباره بخواند و بنویسد. او بسیار کند می‌نوشت و به زمان زیادی برای نوشتن نیاز داشت. در اثر این تکرار، طرح‌های داستانی جدیدی به وجود می‌آمد و کاراکترهای جدیدی خلق می‌شدند.</p>
<p style="text-align: justify">استاد رشدِ یادگیری در دانشگاه ییل، دکتر سالی شای ویتز، این بحث را مطرح می‌کند که نارساخوانی باید به عنوان یک مزیت مطرح شود، نه یک نقطه‌ضعف. او بیان کرد که &#8220;من دوست دارم مردم آرزویشان این باشد که نارساخوان باشند.&#8221; شای ویتز در بنیان‌گذاری مرکز نارساخوانی و خلاقیت در ییل  مشارکت داشته است که این مرکز رابطه بین این دو را بررسی می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify">افرادی که در املا و نوشتن عملکرد خوبی دارند، اگر بخواهند که آثار اصیل و نوآورانه‌ای خلق کنند، این مزیتشان ممکن است آن‌ها را در وضعیت نابرابر و پایین‌تر از افرادی قرار دهد که این اختلال را دارند. در مدرسه آن‌ها تشویق می‌شوند که در چیزی که خوب هستند روزبه‌روز بهتر شوند. این باعث خواهد شد که دید آن‌ها محدود شود و رؤیا و خواب ‌و خیال‌هایشان حالت خلاقانه خود را از دست بدهد. باعث تعجب است که تنها تعدادِ معدودی از نویسندگان و رمان نویسان خلاق که آثاری بدیع به جا گذاشته‌اند، در مدرسه عملکرد خوبی داشته‌اند. اگر شما بخواهید آثار پیشگامانه و مبتکرانه خلق کنید یا یک نویسنده شوید، ابتلا به نارساخوانی برای شما یک بلیت برنده به حساب می‌آید.</p>
<p><img class="size-medium wp-image-12910 alignleft" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/dyslexia-learning-difference2-300x300.png" alt="نارساخوانی" width="300" height="300" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/dyslexia-learning-difference2-300x300.png 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/dyslexia-learning-difference2-450x450.png 450w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/dyslexia-learning-difference2-600x600.png 600w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/dyslexia-learning-difference2-100x100.png 100w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/dyslexia-learning-difference2-120x120.png 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/dyslexia-learning-difference2-768x768.png 768w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/dyslexia-learning-difference2-1000x1000.png 1000w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/02/dyslexia-learning-difference2.png 2000w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px" /></p>
<p>&nbsp;</p>
<h3>بیشتر بدانیم:</h3>
<p><a href="http://ravanhami.com/%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C/">درد اختلال یادگیری، پای درد و دل کودک دارای اختلال یادگیری</a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D8%B4%DB%8C-dyslexia-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F/">خوانش پریشی (DYSLEXIA) چیست؟</a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84%C2%AD-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C/"> شناسایی اختلال­ های یادگیری</a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D9%86%D9%82%D8%B5-%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87/">نارساخوانی و اختلال نقص توجه بیش‌­ فعالی</a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA%DB%8C/">تفاوتهای جنسیتی در آسیب خواندن</a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DB%8C%C2%AD%E2%80%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C/"> نارسایی­‌ های روانی اجتماعی و سازشی در ناتوانی‌های یادگیری</a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%D9%87%D9%85%D8%A8%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DB%8C/">همبودی اختلال یادگیری و اختلال نارسایی توجه بیش­ فعالی: الزام­های DSM 5 برای ارزیابی و درمان</a></p>
<h3>منبع:</h3>
<p><a href="https://www.psychologytoday.com/blog/connect-creativity/201404/we-can-learn-dyslexia-how-think-creatively">We Can Learn From Dyslexia How to Think Creatively</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c%d8%aa/">نارساخوانی به ما می‌آموزد که چطور خلاقانه بیندیشیم</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82%db%8c%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
