<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی &#8211; روان حامی</title>
	<atom:link href="https://ravanhami.com/category/psyhotherapies/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://ravanhami.com</link>
	<description>روانشناسی/ رواندرمانی و مشاوره</description>
	<lastBuildDate>Thu, 06 May 2021 10:09:53 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=5.7.11</generator>
	<item>
		<title>مفاهیم روانکاوی فروید: تعریف و توضیح</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%85%d9%81%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%85%d9%81%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 14 Jun 2019 09:13:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[پایگاه پژوهشی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=118593</guid>

					<description><![CDATA[<p>مفاهیم روانکاوی فروید: تعریف و توضیح &#160; ۱. اصل لذت pleasure principle اصل لذت یکی از مفاهیم اصلی نظریه روانکاوی فروید است. این اصل به این معناست که بشر به طور غریزی سعی دارد تا از درد و ناراحتی پرهیز کرده و جهت ارضا و لذت تلاش کند. &#160; ۲. اصل واقعیت reality principle اصل [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d9%81%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad/">مفاهیم روانکاوی فروید: تعریف و توضیح</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مفاهیم روانکاوی فروید: تعریف و توضیح</p>
<blockquote class="mom_quote " style="font-family:;"><a href="http://ravanhami.com/نظریه-روانکاوی-زیگموند-فروید-نظریه-شخ/">نظریه‌ی</a> روانکاوی فروید مفاهیم زیادی را در برمی‌گیرد که هر دانشجوی روانشناسی باید به خوبی با آن‌ها آشنا باشد و بتواند به درستی آن‌ها را تعریف کند. در این مقاله قصد دارم که تعریف مفاهیم روانکاوی نظریه فروید را به صورت خلاصه ارائه دهم. هرچند که تعریف مفاهیم روانکاوی کار دشواری است و در کتاب‌های مختلف به شکل‌های متفاوت ارائه شده است اما در اینجا سعی می‌شود تعریف مفاهیم روانکاوی به صورت حتی‌‌الامکان ساده و مختصر باشد. قبل از هر چیز باید بدانید که تعریف مفاهیم روانکاوی می‌تواند اولین گام مؤثر در شناخت نظریه‌ی شخصیت و رواندرمانی فرویدی باشد. در ادامه تعریف مفاهیم روانکاوی به صورت خلاصه آورده شده است. </blockquote>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱. اصل لذت </strong><strong>pleasure principle</strong></p>
<p>اصل لذت یکی از مفاهیم اصلی نظریه روانکاوی فروید است. این اصل به این معناست که بشر به طور غریزی سعی دارد تا از درد و ناراحتی پرهیز کرده و جهت ارضا و لذت تلاش کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲. اصل واقعیت </strong><strong>reality principle</strong></p>
<p>اصل واقعیت عبارت است از مفهومی که اصل لذت به طور معمول به وسیله‌ی خواست‌های غیرقابل اجتناب و شرایط جهان خارج تغییر می‌کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۳. انتقال </strong></p>
<p>این واژه به انتقال ناهوشیارانه احساسات و نگرش‌هایی اطلاق می‌شود که به دیگران منتقل می‌شود که معمولاً آن فرد روانکاو است. این احساس و نگرش‌ها در اصل با شخصیت‌های مهم اوایل زندگی فرد، یعنی والیدن ارتباط و پیوند دارد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۴. انتقال متقابل</strong></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d9%81%d8%b1%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%81%d8%b1/">انتقال</a> متقابل یکی از مفاهیم روانکاوی است و عبارت از واکنش هوشیار یا ناهوشیار درمانگر نسبت به بیمار است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۵. پالایش </strong></p>
<p>تخیله درمانی افکار از طریق گفتگو و صحبت کردن درباره موضوعات هوشیارانه است که همراه با واکنش‌های هیجانی مناسب می‌باشد و در معنایی عمیق‌تر پالایش، تخیله‌ی موضوع سرکوب شده از ناهوشیار به هوشیار است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۶. تثبیت</strong></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%84%d9%87-%d8%a2%d9%84%d8%aa%db%8c-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d9%84-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%b3%db%8c/">تثبت</a> به عنوان یکی از اساسی‌ترین مفاهیم روانکاوی در مراحل رشد روانی _ جنسی رخ می‌دهد. به طور خلاصه تثبیت یعنی هنگامی که بلوغ روانی جنسی در مرحله‌ای متوقف می‌شود. تأخیر در رشد را تثبیت می‌گویند. به عنوان مثال اگر کسی در مرحله‌ی مقعدی رشد روانی جنسی متوقف شود می‌گویند که او در این مرحله تثبیت شده است. به دو دلیل تثبت رخ می‌دهد: <strong>اول ارضای بیش از حد نیازها و دوم ارضای کم یا عدم ارضای نیازها در هر مرحله. </strong></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۷. تحلیل آموزش</strong></p>
<p>یعنی تحلیل منش کسی که قرار است در آینده روانکاو یا تحلیل‌گر شود. این کار به منظور تربیت او در چارچوب مفاهیم و مسائل روانکاوی صورت می‌گیرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۸. تخلیه‌ی هیجانی</strong></p>
<p>یعنی آزاد یا رهاسازی هیجانی ناشی از یادآوری آگاهانه یک تجربه دردناک که به خاطر غیرقابل تحمل بودنش سرکوب شده بود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۹. تداعی آزاد</strong></p>
<p>یکی از مفاهیم روانکاوی که به قاعده‌ی بینادین روانکاوی معروف است تداعی آزاد می‌باشد. تداعی آزاد عبارت است از گفتار خودانگیخته و سانسورنشده‌ی بیمار درباره‌ی هرآنچه که به ذهنش می‌رسد. تداعی آزاد تکنیک اولیه، برای تخلیه‌ی مطالب سرکوب شده است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۰. تعادل حیاتی</strong></p>
<p>گرایش موجود زنده برای حفظ و نگهداری و استواری و ثبات محیط دورنی است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۱. خودشیفتگی</strong></p>
<p>شخصیتی است در افسانه‌های یونانی که عاشق خود شد. خودشیفتگی یعنی عشق به خود که مخالف عشق به دیگران است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۲. ایگو (خود یا من)</strong></p>
<p>ایگو یکی از مفاهیم روانکاوی است که در مدل ساختاری شخصیت مطرح شده است. <a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/">ایگو</a> بخشی از ساختار شخصیت که واسطه‌ای است بین شخص و واقعیت. وظیفه‌ی نخست آن عبارت است از درک واقعیت و تطابق با آن. خود همچنین می‌تواند  به عنوان واسطه‌ای بین تقاضاهای نهاد و فراخود عمل کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۳. روان‌رنجوری انتقال</strong></p>
<p>یعنی یک روان‌رنجوری مصنوعی که در خلال درمان روانکاوی واقع می‌شود و روانکاو نماینده‌ی یکی یا هر دو والدین است. گویی که روانکاو یکی ازوالدین واقعی بیمار در دوران کودکی اوست.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۴. روش تمرکز</strong></p>
<p>پیش درآمد تداعی آزاد است. این روش اولیه بیمار را مجبور می‌سازد که فکر خود را بر یک نشانه‌ی خاص متمرکز کرده و سپس سعی نماید که خاطرات همراه با آن را به یاد آورد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۵. زیست‌مایه یا لیبیدو</strong></p>
<p>یک انرژی یا سائق روانی است که معمولاً با غریزه‌ی جنسی همراه می‌باشد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۶. سائق</strong></p>
<p>وراثت عامل تعیین‌کننده سائق است. سائق تشکیل‌دهنده‌ی روان است. زمانی که فعال می‌باشد یک حالت هیجانی روانی را ایجاد می‌کند. این هیجان یا تنش فرد را وادار به فعالیت می‌کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۷. عقده‌ی اختگی</strong></p>
<p>یعنی مجموعه‌ای از افکار هیجانی که ناهوشیار بوده و به ترس از دست دادن عضو جنسی مربوط می‌شود که معمولاً به عنوان مجازاتی برای تمایلات جنسی ممنوع شده می‌باشد. این ترس به خیال‌پردازی‌های جنسی دوران کودکی زمانی که تصور می‌کند آلت جنسی زنانه به خاطر از دست دادن آلت جنسی مردانه است مربوط می‌شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۸. عقده‌ی ادیپ </strong></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b9%d9%82%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%be-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86-%d9%87%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%a7%db%8c/">ادیپ</a> نیز شخصیتی در افسانه‌های یونانی است که پدرش را کشت و با مادرش ازدواج کرد. در اینجا به دلبستگی به یکی از والدینی که مخالف جنس اوست اطلاق می‌شود. این دلبستگی با احساسات حسادت‌آمیز و تهاجمی نسبت به والد همجنس خودش همراه است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۱۹. غبطه‌ی آلت</strong></p>
<p>به معنی دقیق کلمه به غبطه‌ای که زنان نسبت به مردان دارند اطلاق می‌شود. به طور کلی این مطلب اشاره دارد به آرزوی زنان نسبت به مرد بودن یا موقعیت و امتیازات مردان را داشتن.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۰. غریزه</strong></p>
<p>طبق نظر فروید یک میل یا گرایش اولیه است که نمی‌تواند قبلاً رفع شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۱. سوپرایگو یا فراخود</strong></p>
<p>بخشی از ساختار شخصیت است که با اخلاقیات، معیارها و انتقاد از خود همراه است. فراخود به وسیله‌ی همانندسازی کودک با افراد مهم و محترم در دوران اولیه زندگی به خصوص با والدین شکل می‌گیرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۲. فرآیند ثانویه</strong></p>
<p>یعنی فعالیت و تفکر ذهنی که ویژگی «خود» است و از خواسته‌های محیط متأثیر می‌باشد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۳. فرآیند نخستین</strong></p>
<p>روانکاوان این واژه را معمولاً برای فعالیت‌های ذهنی نامنظم که ویژگی یک زندگی ذهنی ناهشیار است به کار می‌برند که علامت آن تخلیه‌ی آزاد انرژی و هیجان روانی بدون توجه به تقاضاهای محیط یا واقعیت یا منطق است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۴. مقاومت </strong></p>
<p>عبارت است دفاع روانی هشیارانه یا ناهشیارانه فرد در برابر آشکار شدن موضوعات و مطالب سرکوب شده.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۵. مکانیزم دفاعی</strong></p>
<p>مکانیزم‌های دفاعی یا «دفاع‌ از خود» که عبارت است از دفاع‌های درون‌روانی ویژه که به طور ناهشیار عمل می‌کنند و به منظور رهایی از تضاد هیجانی و آزادی از اضطراب به کار گرفته می‌شوند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۶. ناهشیار</strong></p>
<p>بخشی از ذهن یا کارکرد ذهنی است که فرد مستقیماً قادر به دسترسی به محتوای آن نیست. این بخش انبار و مخزن مطالب سرکوب شده است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۷. اید یا نهاد</strong></p>
<p>بخشی از ساختار شخصیت است که مأمور تنظیم ناهشیار، کوشش‌ها و امیال غریزی فرد است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۸. نیمه‌هوشیار</strong></p>
<p>به افکار اطلاق می‌شود که در آن آگاهی فوری و بی‌واسطه قرار ندارد اما می‌توان از طریق کوشش آگاهانه آن را به یاد آورد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۲۹. هشیاری</strong></p>
<p>بخشی از زندگی فکری یا ذهنی که فرد هر لحظه از زمان بدان آگاه است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>۳۰. تکثیر در تاریکی</strong></p>
<p><a href="https://www.verywellmind.com/the-id-ego-and-superego-2795951">وقتی</a> احساسات و افکار سرکوب می‌شوند و در ناهشیاری ذخیره می‌شوند در تاریکی ناهشیار شروع به تکثیر می‌کنند و بالاخره بر هشیاری تأثیر می‌گذارند.</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%85%d9%81%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad/">مفاهیم روانکاوی فروید: تعریف و توضیح</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%85%d9%81%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%b6%db%8c%d8%ad/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ایگو و کارکردهای آن در نظریه روانکاوی و مدل ساختاری شخصیت</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 Nov 2018 08:41:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان‌پویشی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های روانکاوی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=14721</guid>

					<description><![CDATA[<p>ایگو و کارکردهای آن در نظریه روانکاوی و مدل ساختاری شخصیت ایگو برای اینکه تعادل ایجاد کند، تلاش می‌کند تا با توجه به خواسته‌های اخلاقی سوپرایگو و ارزیابی واقعیت، نیازهای اید را برآورده سازد. بنابراین او از عمل‌کردن تکانشی برای برآوردن نیازها جلوگیری به عمل می‌آورد. این بخش از شخصیت در هر سه سطح ذهن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/">ایگو و کارکردهای آن در نظریه روانکاوی و مدل ساختاری شخصیت</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p1" dir="rtl"><blockquote class="mom_quote " style="font-family:;"><span class="quote-arrow" style="border-left-color:;"></span>ایگو بر اساس نظریه‌ی روانکاوی فروید درباره‌ی شخصیت، بخشی از شخصیت است که بین خواسته‌های اید، سوپرایگو و واقعیت میانجی‌گری می‌کند. اید از نظر فروید اساسی‌ترین قسمت شخصیت است که افراد را وادار می‌کند نیازهای اولیه‌ی خود را فوری برآروده سازند. از طرف دیگر، سوپرایگو بخش اخلاقی شخصیت است که نسبت به اید دیرتر در طول رشد شکل می‌گیرد. سوپرایگو نتیجه‌ی فرزندپروری و نیروهای اجتماعی است که اخلاق را تعریف می‌کنند. وظیفه‌ی ایگو این است که بین این دو نیروی متعارض یعنی اید و سوپرایگو تعادل ایجاد کند به نحوی که نیازهای اید برآورده شود و سوپرایگو با خواسته‌های واقعیت همنوا شود. با <a href="http://ravanhami.com">روان حامی</a> همراه باشید<span class="Apple-converted-space"> </span></blockquote></p>
<h2 class="p2" dir="rtl"><span class="s1" style="font-size: 16px;">ایگو و کارکردهای آن در نظریه روانکاوی و مدل ساختاری شخصیت</span></h2>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1"><img class=" wp-image-13592 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/07/logo-1.png" alt="" width="77" height="65" />ایگو برای اینکه تعادل ایجاد کند، تلاش می‌کند تا با توجه به خواسته‌های اخلاقی سوپرایگو و ارزیابی واقعیت، نیازهای اید را برآورده سازد. بنابراین او از عمل‌کردن تکانشی برای برآوردن نیازها جلوگیری به عمل می‌آورد. این بخش از شخصیت در هر سه سطح ذهن یعنی هشیاری، نیمه‌هشیاری و ناهشیار عمل می‌کند.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">ایگو بر اساس اصل واقعیت عمل می‌کند به این معنا که خواسته‌های اید را به شیوه‌ای برآورده می‌کند که واقع‌بینانه و جامعه‌پسند باشد. به عبارت دیگر کمک می‌کند که ارضای خواسته‌های‌مان تا رسیدن به زمان و مکان مناسب به تعویق بیفتد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<h3 class="p1" dir="rtl"><span class="s1" style="font-size: 16px;">مشاهدات فروید درباره‌ی ایگو<span class="Apple-converted-space"> </span></span></h3>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">فروید در کتاب خود در سال ۱۹۳۳ رابطه بین‌ اید و ایگو را به رابطه‌ی بین اسب و سوارکار تشبیه کرده است. اسب در اینجا استعاره‌ای از اید و ایگو همان سوارکار است. اسب نیروی لازم جهت حرکت را فراهم می‌کند و سوارکار به آن جهت می‌دهد تا در مسیر درست حرکت کند.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">البته باید در نظر داشت که رابطه بین اسب و سوارکار همیشه آنطور که برنامه‌ریزی شده پیش نمی‌رود. یعنی ایگو همیشه نمی‌تواند بر اید تسلط داشته باشد زیرا در بعضی موارد تکانه‌ها و خواسته‌های اید آنقدر نیرومند می‌شود که ایگو نمی‌تواند برای آنها کاری کند.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">آنا فروید در سال ۱۹۳۶ کتابی به عنوان ایگو و مکانیسم‌های دفاعی منتشر کرد. او معقتد بود که ایگو از مکانسیم‌های دفاعی برای مقابله با اید استفاده می‌کند.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1"><span class="Apple-converted-space"> </span>آنا فروید معتقد بود که نمی‌توان در عمل مکانیسم‌های دفاعی را مشاهده کرد بلکه فقط به صورت گذشته‌نگر می‌توان آنها را فهمید. به عنوان مثال در واپس‌رانی از ورود مواد ناهشیار به هشیاری جلوگیری می‌شود و ایگو از اینکه بعضی اطلاعات مفقود شده‌اند بی‌خبر می‌ماند. اما بعدها زمانی که مشاهده می‌شود برخی اطلاعات وجود ندارند می‌توانیم بفهمیم که ایگو با مکانیسم‌های دفاعی آنها را سرکوب کرده است.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><blockquote class="mom_quote " style="font-family:;"><span class="quote-arrow" style="border-left-color:;"></span>فروید معتقد است که ایگو به عنوان بخشی از اید است که در مواجهه با دنیای بیرونی بیرونی رشد می‌کند. فروید همچنین معتقد است که ایگو در خانه‌ی خودش ارباب نیست. ایگو آنچیزی است که ما آن را استدلال و خردمندی می‌نامیم و اید شامل شهوت است. ایگوی بیچاره لحظات سختی دارد زیرا باید به سه ارباب خشن خدمت‌رسانی کند و بهترین شکل ممکن خواسته‌های آنها را برآروده سازد. این سه ارباب خشن عبارت اند از دنیای بیرونی، سوپرایگو و اید (فروید، ۱۹۳۲، مقدمه‌ای نو بر روانکاوی).<span class="Apple-converted-space"> </span></blockquote></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">فروید معتقد است که این بخش از شخصیت همیشه حد و مرز خود را با دنیای بیرونی مشخص می‌کند. فقط در یک شرایط است که ایگو نمی‌تواند مرزهای خود را حفظ کند. البته آن هم پاتولوژیک نیست و آن زمانی است که در اوج عشق هستیم. به عنوان مثال یک مرد عاشق ممکن است بگوید که من و تو یک نفر هستیم.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<h3 class="p1" dir="rtl"><span class="s1" style="font-size: 16px;">کارکرد‌های ایگو<span class="Apple-converted-space"> </span></span></h3>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">می‌توان کارکرد ایگو را به ۱۱ ظرفیت اصلی تقسیم کرد:<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۱.<span style="color: #ff0000;"> واقعیت‌آزمایی و درک واقعیت:</span> واقعیت آزمایی به توانایی تمایز بین ادراک‌هایی که واقعی یا غیرواقعی هستند اشاره دارد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۲. <span style="color: #ff0000;">قضاوت</span>: داشتن قضاوت سالم و بی‌عیب بدین معناست که فرد از مناسبات و یپامدهای احتمالی یک رفتار آگاهی داشته باشد و به گونه‌ای رفتار کند که این آگاهی را نشان دهد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۳. <span style="color: #ff0000;">ارتباط با دیگران</span>: این کارکرد شامل ادراک‌ها و انتظارات ما از دیگران است و به طور گسترده‌تر کیفیت الگوهای دایمی روابط فرد در طول زندگی است.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۴. <span style="color: #ff0000;">تنظیم محرک حسی</span>: در جهت کارکرد مؤثر در جهان هستی، افراد باید قادر باشند فعالانه تحریک حسی اضافی را از خود دور کنند.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۵. <span style="color: #ff0000;">تحمل اضطراب/عاطفه</span>: این کارکرد به توانایی تحمل و کنترل اضطراب و سایر احساسات مثبت و منفی شدید اشاره دارد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۶. <span style="color: #ff0000;">کنترل تکانه</span>: کنترل تکانه خوب به معنای توانایی فرد برای نشان دادن یا تغییر دادن احساسات، امیال یا آروزهایش به صورت کنترل شده است.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۷. <span style="color: #ff0000;">ظرفیت بازی کردن</span>: این استعداد به مفهوم توانایی آرام شدن، دستخوش خیال‌پردازی و رویاهای روز شدن و تجربه احساس و امیال ناخودآگاه، بدون احساس اضطراب و بیش‌برانگیختگی است.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۸. <span style="color: #ff0000;">خودآگاهی/ذهنیت روانشناختی</span>: خودآگاهی و ذهنیت روانشناختی داشتن به این معناست که فرد درباره‌ی وضعیت درونی خود کنجکاور است، این توانایی را دارد که به طور دقیق احساسات افراد را تشخیص دهد و قابلیت درک افراد و انگیزه‌های ناهشیار آنها را دارد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۹. <span style="color: #ff0000;">تنظیم عزت نفس/خودارزیابی دقیق</span>: عزت نفس و تنظیم آن به توانایی فرد برای تنظیم واکنش نسبت به ضربه‌هایی که به ایگو وارد می‌شود اشاره دارد. خودارزیابی دقیق عبارت است از میزان همبستگی بین شناختی که فرد از توانایی‌های خود دارد با توانایی‌های واقعی او.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۱۰.<span style="color: #ff0000;"> عملکرد شناختی</span>: به دستگاه شناختی درونی یک فرد اشاره دارد که با هوش، حافظه، توجه، تفکر خطی و غیره مجهز شده است.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">۱۱. <span style="color: #ff0000;">دفاع‌ها</span>: دفاع شیوه‌ی ناهشیار و خودکاری است که ذهن به واسطه‌ی آن به فشار داخلی و خارجی و تعارضات هیجانی واکنش نشان می‌دهد.<span class="Apple-converted-space"> </span></span></p>
<p class="p2" dir="rtl">
<p class="p1" dir="rtl"><blockquote class="mom_quote " style="font-family:;"><span class="quote-arrow" style="border-left-color:;"></span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">بیشتر بخوانیم:</span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><a href="http://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><span class="s1"> آشنایی با مکانیز‌مهای دفاعی: مدیریت آب و هوای دورنی</span></a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">مدل ساختاری در نظریه روانکاوی فروید: اید، ایگو و سوپرایگو </a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">اید در مدل ساختاری: تعریف و کارکردها</a></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae/" target="_blank" rel="noopener">نظریه روانکاوی شخصیت فروید</a></p>
<p class="p1" dir="rtl"></blockquote></p>
<p dir="ltr">source: <a href="http://journalpsyche.org/the-freudian-theory-of-personality/">The Freudian Theory of Personality</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/">ایگو و کارکردهای آن در نظریه روانکاوی و مدل ساختاری شخصیت</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%da%af%d9%88-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اید در مدل ساختاری نظریه‌ روانکاوی زیگموند فروید: تعریف و کاردبردها</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Nov 2018 08:43:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های روانکاوی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13820</guid>

					<description><![CDATA[<p>اید بخشی از شخصیت است که انرژی ناهشیار شخصیت را تولید می‌کند تا توسط آن تکانه‌ها، نیازها و امیال اساسی برآورده شوند. این بخش ابتدایی و غریزی شخصیت و شامل مؤلفه‌های ژنتیک (مانند زیست‌شناختی) شخصیت است که در هنگام تولد وجود دارند. این مؤلفه‌ها شامل غریزه جنسی (اروس که در برگیرنده لیبیدو است) و غریزه‌ی [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/">اید در مدل ساختاری نظریه‌ روانکاوی زیگموند فروید: تعریف و کاردبردها</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p1" dir="rtl"><blockquote class="mom_quote " style="font-family:;"><span class="quote-arrow" style="border-left-color:;"></span>اید بر اساس <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae/" target="_blank" rel="noopener">نظریه‌ی روانکاوی شخصیت</a><span class="Apple-converted-space"> </span>که توسط زیگموند فروید ارائه شده است، بخشی از مدل ساختاری شخصیت است. بخش‌های دیگر مدل ساختاری عبارت‌اند از ایگو و سوپرایگو که در <a href="http://ravanhami.com/%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">مقاله‌ی قبلی</a> آنها و تعامل‌شان با یکدیگر را توضیح دادم. در این مقاله می‌خواهم به صورت مفصل، اید و کارکردهای آن را توضیح بدهم. با <a href="http://ravanhami.com">روان حامی</a> همراه باشید. </blockquote></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1"><img class=" wp-image-13592 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/07/logo-1.png" alt="" width="93" height="79" />اید بخشی از شخصیت است که انرژی ناهشیار شخصیت را تولید می‌کند تا توسط آن تکانه‌ها، نیازها و امیال اساسی برآورده شوند.<div class="clear" style="height:40px;"></div> </span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">این بخش ابتدایی و غریزی شخصیت و شامل مؤلفه‌های ژنتیک (مانند زیست‌شناختی) شخصیت است که در هنگام تولد وجود دارند. این مؤلفه‌ها شامل غریزه جنسی (اروس که در برگیرنده لیبیدو است) و غریزه‌ی پرخاشگری (تاناتوس که در برگیرنده نیروی مرگ است) می‌باشد. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">این بخش از شخصیت به صورت تکانشی به غرایز پاسخ می‌دهد یعنی به صورت مسقیم و فوری و</span><span class="s1"> بر اساس اصل لذت عمل می‌کند. اصل لذت به این معناست که نیازها باید فوراً برآروده شوند تا از تنش موجود کاسته شود. هر وقت نیازی در ما ایجاد می‌شود باعث می‌شود که احساس تنش در ما به وجود آید. تنش حالت خوشایندی نیست، و برطرف شدن آن احساس لذت ایجاد می‌کند. اید برای رسیدن به این حالت لذت خواستار ارضای فوری نیازهاست. </span></p>
<h2 class="p1" dir="rtl"><span class="s1" style="font-size: 16px;">اید چه زمانی شکل می‌گیرد؟ </span></h2>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">فروید شخصیت را به یک کوه یخ تشبیه کرده است. بخشی از کوه یخ که روی آب است نمایانگر آگاهی هشیار ماست. آن قسمت برزگتر کوه یخ که در زیر آب قرار دارد معادل ناهشیاری است که در آن تمام آروزها، افکار و خاطرات پنهان ما در آن قرار دارند. اید در قسمت ناهشیاری ذهن قرار دارد. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">بر اساس نظریه‌ی روانکاوی فروید اید تنها قسمتی از شخصیت است که در زمان تولد وجود. فروید همچنین معتقد است که اید به طور کامل ناهشیار است. اید مانند یک نیروی برانگیزاننده در شخصیت است. اید فقط تلاش می‌کند تا نیازهای اساسی فوری برآورده شوند. علاوه بر این، اید تمام انرژی لازم برای کارکردهای شخصیت را فراهم می‌کند. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">در دوره‌ی نوزادی، قبل از اینکه سایر ساختارهای شخصیت شکل بگیرند، کودکان به طور کامل توسط این بخش از شخصیت هدایت می‌شوند. ارضای نیازهای اساسی مانند غذا، آب، راحتی بیشترین اهمیت را در این دوره دارند. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">اید در طول زندگی بدون تغییر باقی می‌ماند و هیچ تجربه‌ای بر آن تأثیرگذار نیست، به این خاطر که به هیچ عنوان با دنیای بیرونی یعنی واقعیت در تماس نیست. اید توسط واقعیت، منطق، جهان بیرونی تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد و در همان قسمت ناهشیاری به زندگی خود ادامه می‌دهد. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">واضح است زمانی که نوزاد بزرگتر می‌شود عمل کردن بر اساس اید می‌تواند مشکل‌زا باشد. خوشبختانه همراه با رشد نوزاد سایر بخش‌های شخصیت رشد می‌کنند و خواسته‌های اید را تحت کنترل خود در می‌آورند و باعث می‌شوند که رفتارهای جامعه‌پسند ظهور کنند. </span></p>
<h3 class="p1" dir="rtl"><span class="s1" style="font-size: 16px;">عملکرد اید چگونه است؟ </span></h3>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">اید بر اساس اصل لذت عمل می‌کند که بر اساس آن نیازها باید فوراً برآورده شوند. اصل لذت پیامدهای رفتار را در نظر نمی‌گیرد. زمانی که اید به خواسته‌هایش می‌رسد احساس لذت می‌کنیم. زمانی که ما گرسنه هستیمِ اصل لذت ما را به سمت خوردن غذا هدایت می‌کند. زمانی که تشنه هستیم انگیزه پیدا می‌کنیم چیزی بنوشیم. البته همیشه نمی‌توانیم فوراً نیازهای خود را برآروده سازیم. گاهی اوقات نیاز داریم صبر کنیم تا زمان و مکان درست ارضای نیازهای‌مان فراهم شود. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">زمانی که نمی‌توانیم نیازهای‌مان را فوری برآورده کنیم تنش را تجربه خواهیم. در این مواقع اید بر فرآیند نخستین تفکر تکیه می‌کند تا به صورت موقت تنش را برآروده سازد. فرآیند نخستین یک تصویر ذهنی<span class="Apple-converted-space">  </span>از طریق رویاپردازی ایجاد می‌کند. به عنوان مثال، زمانی که تشنه هستیم درباره‌ی یک لیوان آب سرد تگری رویاپردازی می‌کنیم. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">در سال ۱۹۳۳ فروید در کتاب مقدمه‌ای نو بر روانکاوی این بخش شخصیت را به عنوان بخش تاریک غیرقابل دسترس شخصیت توصیف کرد. به نظر فروید تنها راه مشاهده‌ی این بخش شخصیت، مطالعه‌ی محتوای رویاها و رفتارهای نوروتیک است. فروید همچنین این بخش شخصیت را به عنوان یک ”دیگ جوشان هیجانات“ در نظر گرفته است و معقتد است که آن هیچ سازمان‌دهی‌ای ندارد. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl"><span class="s1">فروید در همان کتاب مقدمه‌ای نو بر روانکاوی نوشته است که هر جا اید است باید ایگو قرار بگیرد. سوال این است که این دو بخش چگونه با هم تعامل می‌کنند. فروید روابط آنها را به اسب و سوارکار تشبیه کرده است. اسب نیروی لازم برای حرکت را فراهم می‌کند اما سوارکار آن را به سمت درست هدایت می‌کند. اما گاهی اوقات ممکن است <a href="https://www.simplypsychology.org/psyche.html">ایگو</a> تحت سلطه اید قرار بگیرد و فقط در راستای خواسته‌های آن عمل کند.</span></p>
<h3 dir="rtl"><span style="font-size: 16px;">یک توضیح کوتاه درباره نظریه شخصیت روانکاوی فروید</span></h3>
<p dir="rtl">نظریه زیگموند فروید درباره شخصیت بر اساس آنچه ناهشیاری نامیده می‌شود قرار دارد. بر اساس نظر فروید بسیاری از اعمال و آروزهای ما توسط ناهشیاری تعیین می‌شوند. به عبارت دیگر ناهشیاری تعیین کننده فکر، احساس و رفتارهای ماست. ناهشیاری شامل غرایز و خاطرات سرکوب شده ای است که حضور آنها در هشیاری باعث ایجاد اضطراب و تنش می‌شود. سپس فرد برای کاهش تنش و اضطراب از مکانیسم‌های دفاعی استفاده می‌کند. زمانی که مکانیسم‌های دفاعی کار خود را به خوبی انجام نمی‌دهند فرد دچار بیماری و اختلال می‌شود. در درمان روانکاوی هدف عمده درمانگر هشیار کردن ناهشیار است.</p>
<p dir="rtl">بیشتر بخوانیم:</p>
<p dir="rtl"><blockquote class="mom_quote " style="font-family:;"><span class="quote-arrow" style="border-left-color:;"></span><a href="http://ravanhami.com/%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">مدل ساختاری نظریه فروید: اید، ایگو و سوپرایگو</a></blockquote></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/">اید در مدل ساختاری نظریه‌ روانکاوی زیگموند فروید: تعریف و کاردبردها</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%af%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وجود و نیستی تا روان رنجوری : درد روانی از منظر اگزیستانسیالیسم؛ قسمت اول</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af-%d9%88%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af-%d9%88%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[سروش جاویدنیا]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Jul 2018 06:08:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[روان حامی]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی وجودی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب داغ]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[اگزیتانسیالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[رنج]]></category>
		<category><![CDATA[رولو می]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[هستی شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[وجود]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13620</guid>

					<description><![CDATA[<p>وجود در میان دو نیستی قرار گرفته است ، ما زمانی نبودیم و زمانی نخواهیم بود . آن چیز که میان این دوست ، همواره درگیر جلوه های مختلف نبودن است که آن را رنج مینامیم . رنجی که لاجرم آن را خواهیم کشید ، و انتخابی برای مواجه شدن با آن نداریم ، اما [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af-%d9%88%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c/">وجود و نیستی تا روان رنجوری : درد روانی از منظر اگزیستانسیالیسم؛ قسمت اول</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" wp-image-13592 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/07/logo-1.png" alt="" width="109" height="92" />وجود در میان دو نیستی قرار گرفته است ، ما زمانی نبودیم و زمانی نخواهیم بود . آن چیز که میان این دوست ، همواره درگیر جلوه های مختلف نبودن است که آن را رنج مینامیم . رنجی که لاجرم آن را خواهیم کشید ، و انتخابی برای مواجه شدن با آن نداریم ، اما میتوانیم چگونگی این مواجهه را تعیین کنیم .  با <a href="http://ravanhami.com">روان حامی</a> همراه باشید .</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&#8220;اضطراب چیزی نیست که ما داریم ، بلکه چیزی است که هستیم.&#8221; ( می ۱۹۷۷ )</p>
<p>فلسفه مدرن با خود ارمغانی داشت که بازپس دادن آن ناممکن به نظر میرسد . کاویدن انسان . هرچند سالها پیش ، سقراط تمامی متفکران هم عصر و پس از  خود را فراخواند تا نگاه خویش را از محیط و طبیعت و هستی آشنا و شناسا به خویشتن خویش متوجه سازند و به قول خودش <em>زیاده خواهی </em>نکنند ، این دعوت تا عصر مدرن بی پاسخ ماند .</p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9/">اگزیستانسیالیسم</a> به عنوان فلسفه ای که ریشه های خود را وامدار کسی نمیداند ، اساسی ترین پاسخ ها را به سوالات ما درباره وجود و انسان میدهد .</p>
<p>در این نوشتار ابتدا از وجود و هستی سخن میگوییم ، سپس از حضور لازم نیستی برای معنا بخشی به آن و پس از آن رنج و دلایل آن را از منظر اگزیستانسیالیسم تبیین میکنیم .</p>
<p>اصلی ترین خواسته زندگان زندگی ست . باقی ماندن ، به هر قیمتی . داستایوفسکی در جنایات و مکافات میگوید : &#8220;محکوم به مرگی یک ساعت پیش از مرگ می اندیشد اگر در بلندی بر فراز صخره ای زندگی کند که آنقدر باریک باشد که فقط دو پایش به روی آن جا بگیرد و در اطرافش پرتگاه ها و اقیانوس ها و سیاهی ابدی ، تنهایی ابدی و توفان ابدی باشد و در این وضع ناگزیر باشد که تمام عمر ، هزاران سال ، برای ابد بایستد باز هم ترجیح میداد زنده بماند تا اینکه فوراً بمیرد . فقط زیستن ، زیستن و زیستن &#8230; هرطور که باشد  ! اما زنده ماندن و زیستن &#8230; عجب حقیقتی ! &#8221;</p>
<p>رازی در وجود ماست که از زندگی صیانت میکند ، هستی را با تمام وجود میخواهد ، و از نیستی میگریزد. شاید بی ربط به نظر برسد و حوصله نکنید ، اما این به همه ما انسان ها ربط دارد ، همه رنج های ما در همین هستی شکل گرفته است .</p>
<p>انسان طوری شکل گرفته که از نیستی میگریزد ، کما اینکه وجود او میان دو نیستی گرفتار شده ، او زمانی نبوده و زمانی نخواهد بود و این قاب نیستی در اطراف نقاشی هستی همواره وجود دارد.</p>
<p>موضوع اینجاست که تفکیک (بودن – شدن) با (نبودن – نیست شدن) به این سادگی نیست ؛ تار و پود هستی از نیستی شکل گرفته است و بنابراین همواره نیستی تصویری از خود در هستی منعکس میکند ، این تصاویر همیشه هستند و ضروریند و باید باشند ، بنابراین در همه ما انسان ها مشترک اند . فیلسوفان اگزیستانسیال نام شکل های مختلف زیستی در هستی را &#8220;مفاهیم وجودی&#8221; گذاشته اند و حاصل آگاهی به آن ها را که تنشی در ذهن و تحولی در اندیشه است را &#8220;اضطراب وجودی&#8221; .</p>
<p>مفاهیم وجودی که در این نوشتار مختصر توضیح داده میشوند عبارتند از مرگ ، آزادی و انتخاب و مسئولیت ، تنهایی و بی معنایی زندگی .</p>
<p>حال بگذارید بیشتر بگویم ، همه ما میدانیم که میمیریم ، ترس از نیست شدن در همه ما هست مگر میشود نباشد ؟ همه ما باید در زمان نامعومی بمیریم . و علاوه بر این اطرافیان ما هستند که هر لحظه ممکن است بمیرند و نه تنها به وجود خود ، بلکه به قسمتی از وجود ما که عمیقاً با آنها پیوند خورده است برای همیشه خاتمه دهند .</p>
<p>در این میان مسئله زندگی هست ، آن چیز که باید ساخته شود ، آن چیز که باید انتخاب شود و مهمتر از همه &#8220;اصالت&#8221; داشته باشد . ( جلوتر بیشتر در مورد اصالت خواهم گفت ) زمانی که مرگ را عمیقا دریابیم میفهمیم که باید عمل کنیم . باید کاری کنیم . یعنی <em>انتخاب </em>کنیم . برای درک بهتر این موضوع بگذارید مثالی از داستان جاودانه ها نوشته خورخه لوییس بورخس بزنم . داستان لژیونری است که به نیت یافتن عصاره جاودانگی به شهر جاودانه های سفر میکند ، در میانه راه در حالی که همراهانش خسته شده و نایی ندارند خودش هم مریض احوال و تب دار میشود . در میان بیهوشی و هذیان تب به خود می آید و خودش را میان مردمانی بدوی ، چهره هایی کثیف و ژولیده خوابیده در منزلگاه هایی به مانند قبر میابد . همانند انسان اولیه .</p>
<p>او در میابد که به شهر جاودانه ها رسیده است . مردمانی که میبیند همان نامیرایان هستند ، و منزل های قبر مانند خانه های آنهاست .  تجربه پس از جاودانگی از منظر بورخس بسیار جالب است. انسانی که پایانی ندارد ، محدودیتی ندارد در قدم اول چه چیز را از دست میدهد ؟ اراده برای زیستن را . زیرا اضطرابی برای عواقب تصمیم وجود ندارد ، هنگامی که تصمیم اشتباه حیات را تهدید نکند ، و میل به هستی از طریق انتخاب های درست در لحظه های حساس ارضا نشود اراده برای عمل کردن نیست خواهد شد و پس از آن این انسان آنقدر جلو میرود تا هرآنچه به عنوان مظهر تمدن میشناسیم فروریزد .</p>
<p>انتخاب ، هستی ما را میسازد؛ هشیارانه و <em>آزادانه</em> شکل گرفته است، بنابراین پیامد مورد انتظار آن مسئولیت است. در نهایت ما و فقط ما در برابر نقاشی زندگیمان مسئولیم ، ما و فقط ما انتخاب کردیم ، هیچ فشاری ، هیچ محدودیتی و جبری نمیتواند مارا از مسئولیت ساقط کند . همیشه راهی پیش روی انسان هست ، عصیان یا مظلومیت ، سختی یا آسانی . انتخاب در این لحظات حساس به هستی تحقق میبخشد .</p>
<p>از منظر فیلسوفان اگزیستانسیال انسانی که از نیستی به این دنیا <em>پرت </em>شده است آزاد است تا انتخاب نماید ، بهای این آزادی مسئولیت است ، یا بهتر بگوییم اضطراب ناشی از مسئولیت .</p>
<p>مسئولیت این انتخاب میتواند انزوا و <em>تنهایی</em> باشد . به سبب راه هایی که برگزیدیم همراهانی را از دست خواهیم داد ، و شاید گاهی همه آنها را . تنهایی به جز پیامد انتخاب به خودی خود نزد متفکرین <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/">وجودی</a> معنا دارد .</p>
<p>پیش از آنکه به مفهوم تنهایی بپردازیم لازم است اندکی راجع به چیزی صحبت کنیم به نام دنیای پدیدارشناختی . پدیده ها در دنیای بیرون از ما به صورت های مختلفی در ذهن ما پدیدار میشود ، درک شما از نهایت درد جسمی با درک فردی که به صورت هفتگی شیمی درمانی میکند ، متفاوت است . همین طور است فهم ما از عشق ، غم ، سوگ و تمامی پدیده های هستی . تجربه در پدیدارشناسی بسیار کلیدی است . در واقع تجربه هم مولد دنیای پدیدار شناختی و هم محتوی آن است. یعنی آنچیز که فهم های مختلف مارا میسازد تجارب مختلف است ، و آن چیز که در بین ما انسان ها تفاوت دارد تجربه کردن یک موضوع واحد به شیوه های متفاوت است .</p>
<p>به این صورت است که هرچقدر هم صمیمیت افزایش پیدا کند ، حقیقت وجودی ، آنچیز که واقعا هستیم را هیچگاه هیچکس نخواهد فهمید . خواهی فاش نکنیم و خواهی در فاش کردنش ناتوان باشیم . هیچگاه کسی &#8220;من&#8221; نمیشود و من ناتوان خواهم بود که دنیای پدیداری فرد دیگر را به تمامیت و کمالی که در ذهن اوست درک نمایم . بنابراین انزوا  جبر زندگی است .</p>
<p>بله ، جبر . همانقدر که هستی هشیار و آزاد است ، نیستی جبری و ضروری است .</p>
<p>در طول ساختن این انتخاب ها متوجه اشتباهات خود میشویم . آنچیزی که روزی تمام معنای زندگی شما بود امروز بی ارزش است . مثالی میزنم تا شاید تجربه های خویش را به یاد آورید . آلن دوباتن در کتاب جستار هایی در باره عشق مینویسد : &#8220;..یکی از غم انگیز ترین جنبه های یک رابطه آن است که چقدر سریع به یکدیگر عادت میکنیم . با کسی آشنا میشویم و از این آشنایی بسیار خرسندیم ، بعد همان کسی که تماشای مچ دست . یا شانه اش میتوانست مارا به هیجان بیاورد حالا میتواند در کنار ما لمیده باشد و ما کمترین احساسی از جذابیت حس نکنیم. &#8221;</p>
<p>ما کسانی هستیم که در زندگی خود و برای زندگی خود معنی آفریدیم ، و همان کسانی بودیم که با چشم خویش نظاره گر از دست رفتن آن معنا بودیم . و این مقدمه ما را بلافاصله با این نتیجه میکوباند که چه زمانی معنای فعلی من از دست خواهد رفت ؟</p>
<p>و تازه پس از آن است که با این سوال ترسناک مواجه میشویم که آیا زندگی به خودی خود معنایی دارد ؟</p>
<p>نه . زندگی معنای مشخصی ندارد ، اگر غیر از این بود تمام انسان ها به سبک یک معنا زندگی میکردند . اما نکته اینجاست که موضوع محتوا معنا نیست . تنها یک محتوی خاص معنای زندگی نیست . در واقع تنها چیزی که میان همه ما انسان ها مشترک است <em>جست و جوی معناست </em>. معنای زندگی &#8220;یافتن معنا برای زندگی&#8221; است . همین تلاش . همین فرآیند .</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>بنابراین هستی مستلزم نیستی است . زیرا از طریق این مفاهیم وجودی اضطراب آور ( مرگ ، مسئولیت ، تنهایی و بی معنایی )</p>
<p>آن را درون خود پرورانده است . پل تیلیش (۱۹۵۲) اشاره میکند که انسان به سبب برخی شرایط ذاتی خویش از این آگاهی ها گریزان است .</p>
<p>این گریز چه بهایی برای ما دارد ؟ پاسخ این است که به قیمت اصالت ما تمام میشود .  اصالت به معنای یکتایی است ، به معنای منحصر به فرد بودن است . به معنای این است که آنچیز باشیم که هستیم ، فعل &#8220;بودن&#8221; را تحقق دهیم و در یک کلام هست بشویم .</p>
<p>تبعا اصالت لازمه سلامت است . ما تنها زمانی میتوانیم در سه سطح وجود ( خود ، دیگری و طبیعت ) سالم باشیم که اصیل و صادق برخورد کنیم . و آن زمانی که اصالت از بین برود رنج پدید می آید . رنج امروز شما .</p>
<p>در قسمت بعدی این پست درباره نشانه های روانرنجوری ، آن تاثیری که اضطراب بر رفتار و هیجان شما خواهند داشت صحیت خواهیم کرد .</p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>سروش جاویدنیا</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af-%d9%88%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c/">وجود و نیستی تا روان رنجوری : درد روانی از منظر اگزیستانسیالیسم؛ قسمت اول</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af-%d9%88%d9%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آشنایی با مکانیسم های دفاعی : مدیریت آب و هوای درونی</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 02 Apr 2018 14:45:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[تازه‎‌های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های روانکاوی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=13274</guid>

					<description><![CDATA[<p>مکانیسم های دفاعی: ما انسان‌ها در زمره‌ی موجودات زنده محسوب می‌شویم و همانند همه آن‌ها طوری تکامل یافته‌ایم تا سیستم‌های دفاعی چندگانه‌ای در برابر خطراتی که بقای ما یا سلامت جسمانی‌مان را تهدید می‌کنند داشته باشیم. دفاع کردن از خود در مقابل هرگونه خطری در ذات هر موجود زنده‌ای از طریق تکامل در فیزیولوژی آن [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/">آشنایی با مکانیسم های دفاعی : مدیریت آب و هوای درونی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2><span style="font-size: 14px;">مکانیسم های دفاعی:</span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;"><img class=" wp-image-13082 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2018/03/logo.jpg" alt="روان حامی" width="71" height="60" />ما انسان‌ها در زمره‌ی موجودات زنده محسوب می‌شویم و همانند همه آن‌ها طوری تکامل یافته‌ایم تا سیستم‌های دفاعی چندگانه‌ای در برابر خطراتی که بقای ما یا سلامت جسمانی‌مان را تهدید می‌کنند داشته باشیم. </span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">دفاع کردن از خود در مقابل هرگونه خطری در ذات هر موجود زنده‌ای از طریق تکامل در فیزیولوژی آن موجود تعبیه‌شده است. این مکانیسم های  دفاعی به‌صورت خودکار، کار خود را انجام می‌دهند. به‌عنوان‌مثال سیستم ایمنی یک نمونه آن است، لخته شدن خون یکی دیگر و مکانیسم جنگ‌وگریز یکی دیگر.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">اما با سایر موجودات زنده یک تفاوت اساسی داریم: ما برای محافظت از معماری روانشناختی‌مان نیز مجهز به سیستم‌های دفاعی هستیم. معماری روانشناختی ما شامل احساس خود، هویت و اعتبار خود می‌شود.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;">نظریه فروید</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">با مرور تاریخ روانشناسی و برگشتن به ابتدای قرن بیستم، متوجه می‌شویم که <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae/" target="_blank" rel="noopener">زیگموند فروید</a> اولین کسی بود که سیستم دفاع‌های روانشناختی را در معماری روان انسان توصیف کرد. پس بهتر آن است که برای درک سیستم‌های دفاعی روانشناختی ابتدا نظریه فروید را در مورد آن بررسی کنیم. به نظر فروید، شخصیت انسان محصول تعامل متقابل سه ساختار روانی است: اید، ایگو و سوپرایگو. اید منبع انرژی زندگی است که فروید به این منبع لیبیدو می‌گوید. تازه نوزادها سراسر اید هستند، آن‌ها تنها چیزهایی را می‌خواهند که لذت حسی ایجاد می‌کنند و از هر چیزی که باعث درد شود دوری می‌کنند. مشکل اید این است که ظرفیت محافظت از خود و قضاوت صحیح را در اختیار ما نمی‌گذارد. اید فقط خواسته دارد و خواسته‌هایش صرفاً کسب لذت و اجتناب از درد و تنش است. بنابراین شخصی که فقط اید داشته باشد نمی‌تواند بقا پیدا کند و ناتوان از همکاری با دیگران است. به‌عنوان‌مثال، اید من وقتی آیفون شما را می‌بیند، به آن طمع پیدا می‌کند و ممکن است در چشم بهم زدنی آن را از دست شما بقاپد. در این صورت شما ناراحت می‌شوید و با هم در تعارض قرار می‌گیریم. این تعارض‌ها به نفع ما نیست، ما حیوانات اجتماعی هستیم به‌منظور حفظ بقای خودمان در گروه‌های سازمان‌یافته و منسجم گرد هم آمده‌ایم تا با هم در راستای حفظ بقا همکاری کنیم. بنابراین، اید می‌تواند خطرناک باشد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در طول دوره رشد اما، ما به ساختار دیگری مجهز می‌شویم. ساختاری که بتواند ما را بدون ایجاد درگیری و تعارض با دیگران به خواسته‌هایمان برساند و درعین‌حال باعث خود تخریبی نشود. این ساختار، نامش ایگو است. برگردیم به مثال تمایل من به آیفون شما. اید من به آیفون شما چشم طمع دارد، ایگوی من نقشه‌ای طراحی می‌کند و در یک‌لحظه که شما حواستان نیست آن را یواشکی برمی‌دارم. در اینجا با وجود ایگو، من در دزدی پیشرفت کرده‌ام زیرا می‌توانم گوشی شما را طوری بدزدم که شما متوجه نشوید و وقتی بفهمید گوشی‌تان نیست دیگر دیر شده است. اما هنوز مشکلی وجود دارد. شما درنهایت متوجه گم شدن گوشی خود می‌شوید و باز هم بین ما تعارض به وجود می‌آید و اعتماد بین ما از بین می‌رود. عدم وجود اعتماد نیز باعث تعارض گروهی می‌شود. بنابراین، ایگو به اید کمک می‌کند تا زمان مناسب ارضای نیازهایش برسد، اما ممکن است باز هم مسئله‌ساز شود. پس به ساختار دیگری نیاز داریم که جلوی مسئله‌سازی‌های اید و ایگو را بگیرد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در طول رشد سومین ساختار معماری روانشناختی‌مان ظهور می‌کند: سوپرایگو. سوپرایگو مجری اخلاق است و از درست و نادرست‌های رفتارهای اجتماعی تشکیل شده است. اینجاست که سوپرایگو حتی در شرایط مهیا بودن دزدی، به من اجازه نمی‌دهد آیفون شما را بدزدم. بنابراین سوپرایگو، اید و ایگو را تعدیل می‌کند و به‌خوبی به پروژه مشترک ما انسان‌ها خدمت می‌کند. پروژه مشترک ما ساختن و حفظ تمدن است.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">همان‌طور که می‌بینید معماری سیستمی که فروید آن را طراحی کرده است مدام در حال تنش است. در این تنش ایگو باید به سه ارباب خدمت‌رسانی کند: اید که به دنبال لذت‌های آنی است، سوپرایگو که اولویت‌های اخلاقی را دیکته می‌کند و واقعیت که موانع یا وسوسه‌هایی را سر راه ما قرار می‌دهد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">گاهی اوقات تکانه‌های نیرومند اید تحریک می‌شوند و برای ایگو دردسر ایجاد می‌کنند و حتی آن را تحت سلطه‌ی خود درمی‌آورند، حس خویشتن ما را بهم می‌زنند و یکپارچگی‌ شخصیت‌مان را می‌شکنند. تحریک تکانه‌های ایگو سبب‌ساز اضطراب می‌شود. برای مقابله با چنین وضعیتی ایگو مکانیسم های  دفاعی ناهشیار را در برابر آن‌ها صف‌آرایی می‌کند که تمامی این مکانیسم‌ها واقعیت را به‌منظور کاهش اضطراب تحریف می‌کنند.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;">مکانیسم های دفاعی در نظریه فروید</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">فروید چندین مکانیسم دفاعی را معرفی کرده است: انکار (سر باز زدن از پذیرفتن حقایق: «او نمرده است، خوابیده فقط»)؛ واکنش وارونه (عمل کردن برخلاف احساس واقعی: «من آدم عضلانی و ورزشکاری نیستم اما به گونه اغراق‌آمیزی سعی می‌کنم خودم را عضلانی نشان دهم»)؛ جابه‌جایی (هدایت کردن تکانه‌های فعال‌شده به سمت یک هدفی که کمتر خطرناک است: «به‌شدت از دست رئیسم عصبانی‌ام اما گربه‌ام را لگد می‌زنم») و والایش (چالش کردن با تکانه‌های مخرب به‌صورت تبدیل کردن آن‌ها به یک عمل موردپسند جامعه: خیلی آدم خشمگین و عصبانی هستم اما یک بوکسر حرفه‌ای می‌شوم).</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">محققان و نظریه‌پردازان بعد از فروید هر کدام‌شان به نحوی از مفهومی مشابه مکانیسم های  دفاعی بهره گرفته‌اند. به‌عنوان‌مثال، آلفرد آدلر علی‌رغم جدایی تلخی که با فروید داشت نوعی از مکانیسم های  دفاعی را معرفی کرد و نام آن‌ها را «استراتژی‌های حراستی» نامید.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;">مکانیسم های دفاعی در نظریه آدلر</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">از نظر <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">آدلر</a> اساسی‌ترین انگیزه‌ی ما غلبه کردن بر حقارت اولیه‌مان است. در افراد سالم، این انگیزه در راستای گرایش اجتماعی ذاتی ما قرار گرفته است که آدلر نام آن را علاقه اجتماعی نامیده است. علاقه اجتماعی یعنی نیاز به تعلق خاطر و همکاری کردن با دیگران. بعضی شرایط خاص دوره‌ی کودکی، ممکن است باعث شود که کودک سبک زندگی ناسالمی را انتخاب کند که به کمک این سبک زندگی تلاش می‌کند بدون علاقه‌ی اجتماعی بر احساس حقارتش چیره شود. بر اساس نظر آدلر، کسانی که سبک زندگی اشتباهی را انتخاب می‌کنند سلطه‌گر یا بی‌ثمر هستند و ترس‌شان از این است که دستشان رو شود. بنابراین آن‌ها از استراتژی‌های حراستی مانند پرخاشگری (تو منو عصبانی کردی، شکست من به خاطر اشتباه تو بوده)، فاصله گرفتن (فردا انجامش می‌دم)، بهانه‌جویی (اگر من اونقدر بدشانس نبودم، حتماً موفق می‌شدم) و ناارزنده‌سازی (تو بدون من هیچی نیستی) استفاده می‌کنند تا از، از دست دادن اعتبار و عزت‌نفس خود محافظت کنند.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;">مکانیسم های دفاعی در نظریه کارن هورنای</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">در اواخر دهه‌ی ۱۹۳۰ یکی دیگر از شاگردان فروید، <a href="http://ravanhami.com/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86-%d9%87%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%85%d8%ad%d8%a8%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">کارن هورنای</a> که بعدها از فروید جدا شد ورژن خودش از مانورهای دفاعی را معرفی کرد. از نظر هورنای، رابطه برقرار کردن با دیگران به‌طور طبیعی مشکلاتی را ایجاد می‌کند که ما باید آن‌ها را حل کنیم. به‌طور خاص، والدین غفلت کننده، سوءاستفاده‌گر و بی‌تفاوت اولین مشکلات را برای کودک ایجاد می‌کنند که سبب‌ساز برانگیختگی خشم و اضطراب در کودک می‌شود. برای دفاع کردن از درد ایجاد شده، کودکان ممکن است یکی از استراتژی‌های سه‌گانه را انتخاب کنند: <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%b2%d9%87%d8%a7-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d9%86%d8%ac%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%87%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%a7%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">غلبه بر دیگران، خوشحال کردن دیگران یا اجتناب از دیگران.</a></span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;">مکانیسم های دفاعی در نظریه لئو فستینگر</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">مفهوم مشهور <span style="color: #ff0000;">ناهماهنگی شناختی</span> که در دهه‌ی ۱۹۵۰ توسط روانشناس اجتماعی <span style="color: #ff0000;">لئون فستینگر</span> معرفی شد، به‌طور خیلی ناآشکاری یک توصیف مکانیسم دفاعی است. بر اساس نظر فستینگر ما تلاش می‌کنیم بین اعمال و نگرش‌هایمان هارمونی و هماهنگی ایجاد کنیم. فقدان هماهنگی و توافق بین اعمال و نگرش‌ها باعث ایجاد تنش (ناهماهنگی) می‌شود. سپس این ناهماهنگی ما را برمی‌انگیزاند که نگرش‌هایمان را مطابق با رفتارمان کنیم و یا برعکس. مثلاً وقتی یک سیگاری مقاله‌ای در مورد سرطان ریه می‌خواند احساس می‌کند یا مجبور است سیگار را ترک کند یا بگوید که مقاله چرت است، از این طریق در مقابل تعارض درونی خود دست به دفاع می‌زند.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;">مکانیسم های دفاعی در نظریه کارل راجرز</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">در اواخر دهه‌ی ۱۹۵۰ <span style="color: #ff0000;">کارل راجرز</span> که مشغول تئوری‌پردازی در مورد کارهای خودش بود از مفهوم دفاع‌ها در نظریه‌اش استفاده کرد. از نظر راجرز، شکست در دنبال کردن صدای درونی قابل اعتماد خودمان، باعث <span style="color: #ff0000;">ناهمخوانی بین خویشتن واقعی و آرمانی‌مان</span> می‌شود، بین تجربه‌ی اصیل کسی که هستیم و کسی تحت تأثیر جامعه فکر می‌کنیم باید باشیم. این شکاف باعث ایجاد اضطراب می‌شود و برای مقابله با آن از دفاع‌ها استفاده می‌کنیم: <span style="color: #ff0000;">انکار و تحریف ادراکی</span>.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;">مکانیسم های دفاعی در روانشناسی وجودی</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">در اواخر دهه‌ی ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰، مکتب <span style="color: #ff0000;">روانشناسی وجودی</span> در حال پا گرفتن بود توسط <span style="color: #ff0000;">رولو می.</span> درحالی‌که <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">روانشناسی</a> وجودی ایده‌های فروید را که بسیار جبرگرا و مکانیکی بود رد می‌کرد، معتقد بود که افراد به دنبال اجتناب از روبرو شدن و حتمی بودن اضطراب ناشی از مرگ هستند. از نظر وجودی‌ها ما باید با آگاهی از نیروهای دلواپس کننده‌ی زندگی روبرو شویم تا بتوانیم آزاد باشیم و زندگی کاملی داشته باشیم. افسوس که بسیاری از مردم در برابر فشار آزادی دست به دفاع می‌زنند تا با آگاهی از مرگ روبرو نشوند. آن‌ها این کار را با ایجاد گسستگی، همرنگی یا پیروی از آداب‌ورسوم انجام می‌دهند.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;">مکانیسم های دفاعی در نظریه آلبرت بندورا</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">در اواخر دهه‌ی ۱۹۹۰ <span style="color: #ff0000;">آلبرت بندورا</span> که در مکتب شناختی اجتماعی مشغول فعالیت بود، ورژن خاص خودش را از مفهوم مکانیسم های  دفاعی معرفی کرد. بندورا مطرح کرد که ما از مجموعه‌ای از <span style="color: #ff0000;">تحریف‌های ادراکی و شناختی</span> استفاده می‌کنیم تا خودمان را از اعمال غیراخلاقی انجام داده‌ایم تبرئه کنیم و از این طریق رفتار خودخواهانه و مخرب خود را توجیه می‌کنیم. این مکانیسم های  تبرئه‌سازی خویشتن شامل <span style="color: #ff0000;">جابه‌جایی مسئولیت</span> (من فقط دستورات را پیروی کردم)، <span style="color: #ff0000;">ناارزنده‌سازی دیگران</span> (دشمنان مانع ما هستند) و<span style="color: #ff0000;"> مقایسه به سود خویش</span> (من پول دیگران را دزدیدم آدم که نکشتم) می‌شود.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;">سبک‌های مقابله‌ای به مثابه مکانیسم های دفاعی</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">در سال‌های اخیر، مفهوم دفاع‌های روانشناختی تحت عنوان سبک‌های مقابله‌ای مورد علاقه‌ی دانشمندان و پژوهشگران زیادی قرار گرفته است، به‌خصوص در رابطه با اینکه افراد چگونه با استرس، تروما، تهدیدهای عزت‌نفس و پایگاه اجتماعی و انطباق با چالش‌های زندگی مقابله می‌کنند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">به نظر می‌رسد که سبک‌های مقابله‌ای و مکانیسم های  دفاعی آمادگی‌های رفتاری ذاتی برای فرآیندهای خودتنظیمی، سازگاری و انطباق هستند. هنوز اما پژوهشگران معاصر تلاش می‌کنند بین آن‌ها تمایز قائل شوند به این صورت که عموماً سبک‌های مقابله‌ای را هشیار، عامدانه، مثبت در نظر می‌گیرند که هدف اصلی‌شان مقابله با چالش‌های بیرونی است و مکانیسم های  دفاعی را ناهشیار، غیرعمدی و عمدتاً ناسازگار می‌دانند که هدف اصلی‌شان مدیریت کردن ناراحتی‌های درونی است. باوجوداین مرزهای تعریف شده بین او دو مفهوم مه‌آلود باقی مانده است.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">مفهوم سرد مکانیسم های  دفاعی در پژوهش‌های نوروساینسی به‌عنوان نوعی از تنظیم هیجانی در نظر گرفته شده‌اند. پژوهش‌ها در رابطه با مفهوم‌پردازی‌های رایج از سبک‌ها و مکانیسم های  دفاعی مطرح کرده است که تلاش‌های مرتبط با تنظیم هیجانی در دو سطح آشکار (تلاش‌های هشیارانه برای مدیریت تجربه‌های هیجانی) و ناآشکار (انطباق‌های خودکار و ناهشیار با خطر یا استرس هیجانی) صورت می‌گیرند. هر سطح هشیار و ناهشیار را می‌توان در مناطق مغزی مختلف مشاهده کرد.</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;">مکانیسم های دفاعی در نظریه جورج وایلنت</span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">شاید تا به امروز تأثیرگذارترین کار در مورد اهمیت دفاع‌ها برای بهزیستی و سلامت افراد را <span style="color: #ff0000;">جورج وایلنت</span> از دانشگاه هاروارد انجام داده باشد. او ایده‌های فروید را در طبقه‌های مجزا، به‌صورت تجربی طبقه‌بندی کرده است. علاوه بر این، او مکانیسم های دفاعی را در مطالعات طولی به‌کاربرده است. در سیستم وایلنت، دفاع‌ها مکانیسم های تعادل حیاتی ناهشیاری هستند که اثرات آشفته کننده‌ی استرس‌های ناگهانی را کاهش می‌دهند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">آن‌ها می‌توانند انطباقی، خلاقانه، مرضی باشند و درحالی‌که برای فردی که آن‌ها را به کار می‌برد غیرقابل مشاهده‌اند اما ممکن است برای مشاهده‌کنندگان عجیب باشد و در برخی مواقع آزاردهنده.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">دفاع‌ها در سیستم وایلنت پویا هستند و در یک <span style="color: #ff0000;">پیوستار پخته-ناپخته</span> سازمان‌دهی شده‌اند. بنابراین به‌عنوان‌مثال دفاع‌های ناپخته یک نوجوان مانند <span style="color: #ff0000;">برون‌ریزی</span> (مانند سرقت تکانشگرانه) ممکن است به‌تدریج در بزرگ‌سالی به<span style="color: #ff0000;"> واکنش وارونه</span> شود (یک پلیس خیلی وظیفه‌شناس شود) و درنهایت به <span style="color: #ff0000;">نوع‌دوستی</span> که مکانیسم پخته‌ای تبدیل شود (به‌صورت داوطلبانه معلم زندانی‌ها شود). وایلنت دفاع‌ها را در یک سلسله‌مراتب چهارسطی سازمان‌دهی کرده است.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: 14px;"> در پایین‌ترین سطح مرضی‌ترین و روانپریشانه‌ترین دفاع‌ها قرار دارند: <span style="color: #ff0000;">فرافکنی هذیانی، انکار روانپریشانه و تحریف روانپریشانه.</span></span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در دومین سطح دفاع‌های ناپخته قرار دارند: ب<span style="color: #ff0000;">رون‌ریزی، پرخاشگری منفعلانه</span> (مانند بریدن) <span style="color: #ff0000;">تجزیه</span> (که بعد از سوءاستفاده‌های دوران کودکی شایع است) و <span style="color: #ff0000;">فرافکنی</span> (ایده‌های پارانوئید).</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در سطح سوم دفاع‌های نوروتیک قرار می‌گیرند. عملکرد دفاعی در این سطح، ایده‌ها و احساسات خطرناک بالقوه را خارج از آگاهی نگه می‌دارد. نمونه‌های آن شامل <span style="color: #ff0000;">جابه‌جایی، جداسازی عاطفه، احساس بدون فکر و سرکوبی</span>. این دفاع‌ها به‌صورت فوبیاها، اجبارها، جسمانی‌سازی‌ها و فراموشی‌ها جلوه می‌کنند. برخلاف پایین‌ترین سطح، شخصی را که از آن‌ها استفاده می‌کند پریشان می‌کند نه دیگران را.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">در بالاترین سطح دفاع‌های پخته یا بالغانه قرار دارند. استفاده از این دفاع‌ها همراه با افزایش سن بیشتر می‌شود. این دفاع‌ها عمدتاً باعث افزایش خشنودی و رضایت می‌شوند زیرا باعث توجه هشیارانه فرد به احساسات، ایده‌ها و پیامدهای آن‌ها می‌شود. اصلی‌ترین دفاع‌های این سطح عبارت‌اند از:</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">والایش</span>: تبدیل انرژی عصبی به پروژه‌های سازنده.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">بازداری</span>: نگه‌داشتن سرپوش هیجان‌های منفی تا از تبدیل آن‌ها به رفتارهای مخرب اهداف و ارزش‌ها جلوگیری شود (نگه‌داشتن ابراز خشم به همسر تا پایان مهمانی).</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">انتظار</span>: سرمایه‌گذاری روی آمادگی و برنامه‌ریزی به‌عنوان رهای برای کاهش استرس و اضطراب</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">نوع‌دوستی</span>: فراهم‌سازی خشنودی و معنا با به‌کارگیری منابع و توانمندی‌های خود برای کمک به دیگران.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #ff0000;">شوخی</span>: توانایی دیدن جنبه‌های طنز و کمدی موقعیت‌های آزارنده.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">بعد گذشت ۷۰ سال معلوم شده است که کار وایلنت در مورد دفاع‌های پخته یکی از ابعاد <a href="http://ravanhami.com/%d8%aa%d8%a7%d8%a8%e2%80%8c-%c2%ad%d8%a2%d9%88%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">تاب‌آوری</a> است و پیش‌بینی‌کننده‌ای برای سلامت بزرگ‌سالی و پیامدهای بهزیستی است.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">به‌طور خلاصه، نظریه‌های مختلف شواهد بی‌شماری از مفید بودن مفهوم دفاع‌ها در مطالعه‌ی روان انسان را نشان داده‌اند. از این منظر، مسئله مواجهه شدن با دشواری‌ها نیست، اما نحوه‌ی مدیریت شماست که باعث می‌شود که برنده‌ی بازی باشید یا بازنده آن. به عبارت بهتر، شواهدی که از مفید بودن دفاع‌های پخته و بالغانه وجود دارد توصیه‌های خوبی برای ما در دل خود دارند: مدیریت بهینه و انطباقی چالش‌های زندگی مستلزم پرورش دادن عادت‌های ذهنی و رفتاری‌ای است که انرژی ما را به سمت پیگیری اهداف، کنترل کردن هیجان‌ها، آماده ساختن ما برای چالش‌های آینده، مهربان و مفید بودن برای دیگران هدایت می‌کنند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">دفاع‌های بالغانه فرمولی بدی برای یک زندگی خوب نیست.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: 14px;"><strong>  </strong><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div></span></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/">آشنایی با مکانیسم های دفاعی : مدیریت آب و هوای درونی</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b3%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>درمان مراجع محوری : معرفی درمان انسانگرایی کارل راجرز</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b9-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b9-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 29 Dec 2017 18:37:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مطالب داغ]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=12423</guid>

					<description><![CDATA[<p>درمان مراجع محوری خاستگاه‌های درمان مراجع محوری یکی از مهمترین نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی نظریه مراجع محوری (درمان فردمدار) کارل راجرز است. سهم و نقش راجرز را وقتی می‌توانیم به طور كامل بفهمیم كه دنیای شخصیت ـ درمان اواخر دهه ۱۹۳۰ را تجسم كنیم. در آن دوران، نظریه روان‌كاوی و درمان روان‌كاوانه نیروی مسلط و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b9-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1%db%8c/">درمان مراجع محوری : معرفی درمان انسانگرایی کارل راجرز</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>درمان مراجع محوری</strong></p>
<h2><strong><span style="font-size: 14px;">خاستگاه‌های درمان مراجع محوری</span><br />
</strong></h2>
<p>یکی از مهمترین <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7-%d8%b7%d8%a8%d9%82%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی</a> نظریه مراجع محوری (<a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">درمان فردمدار</a>) کارل راجرز است. سهم و نقش راجرز را وقتی می‌توانیم به طور كامل بفهمیم كه دنیای <a href="http://ravanhami.com/%d9%8e%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">شخصیت</a> ـ درمان اواخر دهه ۱۹۳۰ را تجسم كنیم. در آن دوران، نظریه روان‌كاوی و درمان روان‌كاوانه نیروی مسلط و برتر بود. نظریه‌های روان‌شناسانی همچون گوردون آلپورت و كورت لوین تا حدودی مورد توجه قرار گرفته بودند ولی توجه واقعی به نظریه‌هایی معطوف بود كه پیوند و ارتباط نزدیكی با درمان داشتند ـ یعنی <a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae/" target="_blank" rel="noopener">روان‌كاوی</a> و برخی مشتقات نزدیك به آن.</p>
<p>راجرز مثل اكثر درمانگران آن زمان به شدت تحت تأثیر افكار روان‌كاوانه بود. وی پس از اخذ مدرك دكترای خود از دانشگاه كلمبیا، كار در درمانگاه راهنمایی كودكان روچستر را شروع كرد. در آنجا با اراده درمانی اتو رنک و رابطه درمانی جسی تافت آشنا شد. رنک معتقد بود بیماران باید فرصت پیدا كنند اراده خود را اعمال كنند و بر درمانگر مسلط شوند. تافت هم كه مددكار اجتماعی بود. مفاهیم و عقاید رنگ را به امریكا آورد و بر رابطه درمانگر و بیمار تأكید ورزید. به نظر تافت این رابطه مهم‌تر از هر تبیین عقلی دیگری در مورد مشكلات بیماران بود. در نتیجه به نظر او باید در درمان خیلی سهل‌گیری می‌شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>دنیای پدیدار شناختی</strong></span></h3>
<p>درمان مراجع محوری ارتباطی با نظریه پدیدارشناسی داشت. در پدیدارشناسی گفته می‌شود رفتار به طور كامل توسط میدان پدیداری شخص تعیین می‌شود. میدان پدیداری هم عبارت است از تمامی چیزهایی كه یك نفر در هر لحظه تجربه می‌كند. پس برای فهمیدن رفتار انسان‌ها باید میدان پدیداری آنها را بشناسیم یعنی باید بفهمیم دنیا را چطور می‌بینند.</p>
<p>یك مفهوم بسیار مهم در نظریه پدیدارشناسی، مفهوم خودِ پدیداری است ـ یعنی آن بخش از میدان پدیداری كه شخص آن را به صورت «من فاعلی» تجربه می‌كند. در ضمن، نظریه پدیدارشناسی می‌گوید تمایل اصلی انسان عبارت است از حفظ و ارتقای خود پدیداری. پس به تعبیری، عزت‌نفس، بنیان رفتار است.</p>
<p>ناسازگاری‌ها معلول تهدیدشدن خودپدیداری هستند. اصولا هر كسی وقتی تهدید می‌شود كه خود پدیداری‌اش را در خطر ببیند. اشخاص واقعاً سازگار كسانی هستند كه بتوانند هر نوع تجربه‌ای را در میدان پدیداری خود جای بدهند نه فقط تجربه‌هایی را كه با خودپنداره آنان هم‌خوانی فوری دارند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>گزاره‌های نظری</strong></span></h3>
<p>به نظر راجرز، انسان‌ها در دنیایی از تجربه با محوریت خودشان بسر می‌برند. در نتیجه، خود شخص بهترین منبع اطلاعاتی در مورد خودش است. این دیدگاه‌ها باعث شد، طرفداران درمان مراجع محوری اتكای زیادی به خودسنجی‌ها كنند و اطلاعات حاصل از آزمون‌ها یا مشاهدات را منبع اصلی اطلاعات در نظر نگیرند. چون مردم همان‌گونه واكنش نشان دهند كه میدان ادراكی را تجربه و درك می‌كنند، واقعیت همان میدان اداركی آنان است. بنابراین، برای پیش‌بینی رفتار، فقط شناخت دقیق محرك‌ها كافی نیست. متخصص بالینی باید اطلاعاتی نیز در مورد آگاهی فرد از این محرك‌ها داشته باشد. طرفداران این جنبش، دنیای تجارب درونی افراد را آن‌گونه كه خودشان گزارش می‌دهند، بر روان‌شناسی عینیت ارجح می دانند.</p>
<p>انسان اصولاً به حفظ و افزایش تجربه كردن خویش یا خودشكوفایی گرایش دارد. نیرویی كه درمانگر در تماس‌های درمانی خویش با مراجعانش به شدت روی آن اتكا دارد. اما این حركت رو به جلو وقتی صورت می‌گیرد كه شخص مورد نظر درك واضحی از انتخاب‌های زندگی داشته و مظاهر و نمادهای آنها را به خوبی شناخته باشد.</p>
<p>رفتار اصولاً یك رشته تلاش‌های هدفمند است كه ارگانیسم برای ارضای نیازهای حس شده‌اش انجام می‌دهد. تمام نیازها در نهایت معلول تمایل به ارتقای خودپدیداری هستند.</p>
<p>یكی از مفاهیم مهم در این دیدگاه، مفهوم خود یا آگاهی داشتن از بودن و كاركردهای خویش است. ساختار خود محصول تعامل فرد با محیط است خصوصاً ارزیابی‌های دیگران از او. خود الگوی سازمان یافته، سیال و در عین حال منسجم ادارك‌های ما از خصوصیات و روابط من فاعلی (I) یا من مفعولی (Me) و ارزش‌هایی است كه برای آنها قایل هستیم. فرد در زندگی خویش تجربه‌های گوناگونی دارد. به دنبال هر تجربه سه امكان پیش می‌آید:</p>
<p>(۱) نمادسازی برای آن تجربه و یافتن رابطه‌ای بین آن تجربه و خود؛</p>
<p>(۲) نادیده گرفتن آن تجربه به دلیل درك نكردن رابطه‌اش با خود؛ یا</p>
<p>(۳) تحریف تجربه به دلیل نا‌هم‌خوانی آن با ساختار خود.</p>
<p>در برخی شرایط خاص، تجارب ناهمساز با خود مورد بررسی قرار می‌گیرند و ادارك می‌شوند و ساختار خود برای جذب آنها تغییر می‌كند. شرایط اصلی، عدم وجود هر گونه تهدید برای خود است فلسفه مطرح شدن گرم بودن، ‌پذیرش، سهل‌گیری و عدم قضاوت به عنوان شروط اصلی درمان مراجع محور نیز همین بوده است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h4><strong>نظریه درمان مراجع محوری<br />
</strong></h4>
<p>همان‌طور كه راجرز (۱۹۵۹) می‌گوید «<span style="color: #ff0000;">روان‌درمانی عبارت است از آزاد كردن یك ظرفیت از پیش موجود در یك فرد بالقوه قابل، نه دستكاری تخصصی یك شخصیت كمابیش منفعل»</span>. فرض بر این است كه درمان مراجع محور، این ظرفیت را آزاد می‌كند و باعث می‌شود گرایش‌های خودشكوفا كننده مراجعان بر عوامل درونی شده قبلی فایق آیند؛ عواملی كه اجازه نمی‌دهند فرد، ارزشمندی خودش را بپذیرد. سه خصوصیت درمانگر كه این جریان را تسهیل می‌كنند عبارتند از</p>
<p>(۱) فهم دقیق و همدلانه؛</p>
<p>(۲) توجه مثبت نامشروط و</p>
<p>(۳) خلوص و هم‌خوانی.</p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">همدلی.</span> همدلی یعنی این كه به بیمار این حس را منتقل كنیم كه او را فهمیده‌ایم. درمانگر همدل نسبت به نیازها، احساسات و شرایط مراجعان حساس است. درمانگر همدل در مراجعانش این احساس را ایجاد می‌كند كه آنان را می‌فهمد و نیازها و گرفتاری‌های آنان را درك می‌كند. این نگرش بیش از هر كلمه یا هشداری به مراجعان قوت قلب می‌دهد. همدلی قابل بیان نیست بلكه انتقال یافتنی است.</p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">توجه مثبت نامشروط. </span>توجه مثبت نامشروط چیزی نیست جز احترام گذاشتن به مراجع به عنوان یك انسان. درمانگر باید تمام باورها وعقاید قبلی خودش را كنار بگذارد و مراقب مراجعش باشد، او را بپذیرد و مهم‌تر از همه این ذهنیت را به او منتقل كند كه اینجا كسی است كه یقین دارد او قدرت رسیدن به ظرفیت‌های درونش را دارد. این خصوصیات همراه با عدم ارزیابی و قضاوت در مورد مراجع، جوی ایجاد می‌كند كه مراجع دفاع‌های ناتوان‌كننده‌اش را كنار بگذارد و بدون هیچ‌گونه احساس تهدیدی، به عنوان یك شخص به سوی كمال حركت كند.</p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">هم‌خوانی.</span> درمانگران همخوان رفتارها، احساسات یا نگرش‌هایی را كه مراجعان در آنها ایجاد می‌كنند، بروز می‌دهند. درمانگر هم‌خوان وقتی عصبانی است نمی‌خندد. اگر مراجع حرف ناخوشایندی می‌زند وانمود نمی‌كند ناراحت نشده است.</p>
<p><span style="color: #ff0000; font-size: 16px;">نگرش در مقابل فن.</span> اساس درمان مراجع محوری از بسیاری جهات، در ارزش‌ها و نگرش‌های درمانگر در خصوص مردم نهفته است تا در روش‌های مورد استفاده. تا جایی كه گفته می‌شود درمان مراجع محور یك حالت ذهنی است نه مجموعه‌ای از فنون. درمانگر مراجع محور با كنار گذاشتن روش‌هایی كه به مراجعان القا می‌كنند. وی متخصصی است كه قصد تشخیص بیماری وی و ارایه توصیه‌هایی برای تسكین او را دارند، سعی می‌كند بی‌رهنمود باشد.</p>
<p>در حقیقت، درمانگران مراجع محور، این «تجویزها» را غیرضروری می‌دانند چون معتقدند آزاد كردن توانایی‌ها یا ظرفیت‌های مراجعان، مشكلاتشان را رفع خواهد كرد.</p>
<p>پیروان راجرز به آگاهی از تجربه فعلی بیش از آگاهی از گذشته بها می‌دهند. آنها به جای تفسیرهای صریح روان‌كاوانه با سكوت، گوش دادن و دل‌نگرانی خویش زمینه‌ای فراهم می‌آورند تا مراجعان نیروی درونی و تجربه‌های شخصی معتبرشان را بیابند.</p>
<p>بین درمان مراجع محوری و <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%c2%ad%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">رویكردهای رفتاری</a> هم تفاوت‌های بارزی وجود دارد. پیروان راجرز اهمیت فوق‌العاده‌ای برای تجربه‌های درونی به عنوان داده‌ها قایلند و تجربه‌هایی را كه در آنها اثری از این داده‌های بنیادی مربوط به انسانیت نیست، نادیده می‌گیرند. رویكردهای رفتاری گاهی برای ایجاد تغییر به دستكاری و كنترل محیط روی می‌آورند ولی درمان مراجع محور بر تغییری كه از درون نشأت بگیرد یعنی آزاد شدن ظرفیت درونی تكیه می‌ورزد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><strong><span style="font-size: 14px;">فرایند درمان مراجع محوری</span><br />
</strong></h3>
<p>آنچه در این نوع درمان «روی نمی‌دهد» عبارت است از اطلاعات دادن یا توصیه كردن، قوت قلب دادن یا قانع كردن، سوال كردن، تفسیر كردن و انتقاد كردن. شاید مهم‌ترین كارهایی كه درمانگر در درمان مراجع محوری انجام می‌دهد شناسایی و روشن كردن احساسات متداعی با اظهارنظرهای مراجعانش باشد.</p>
<p>در این نوع درمان معمولاً از قوت قلب دادن یا تفسیر استفاده نمی‌شود. فرض بر این است كه شناسایی احساسات و پذیرش همزمان آن به خودی خود قوت قلب می‌دهد. لحن صدای درمانگر، نوع كلماتی كه به كار می‌برد، حالت چهره‌اش و طرز رفتار وی نیز قوت قلب می‌دهد. به طور كلی مسوولیت پیشرفت درمان بر دوش مراجع است تا درمانگر. تفسیر یعنی اظهار این نكته كه چرا مراجعان چنین رفتارهایی داشته‌اند. تفسیر تلویحا به این معناست كه درمانگر مسوولیت پیشرفت درمان را بر عهده دارد و منتظر نمی‌ماند مراجعان، خودشان دلایل و علل را بیابند.</p>
<p>پذیرش بیشتر یك نگرش نافذ است تا یك فن. درمانگر باور دارد كه مراجع می‌تواند راه حل قابل قبولی برای مشكلات زندگی‌اش بیابد. پذیرش شرایطی فراهم می‌آورد تا ظرفیت كمال و خودشكوفایی مراجع بالفعل شود.</p>
<p>جلسات درمان مراجع محور معمولاً هفته‌ای یكبار برگزار می‌شوند. علاقه‌ای به افزایش جلسات، برگزاری جلسات اضافی و تماس‌های تلفنی نشان داده نمی‌شود چون وابستگی می‌آورد و وابستگی، احساس كمال را خفه می‌كند.</p>
<p>راجرز زنجیره كلی یا فرایند درمان را در قالب هفت مرحله بیان كرده است. در اینجا فشرده‌ای از این هفت مرحله را بیان می‌كنیم.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">مرحله اول:</span> بی‌میلی نسبت به افشا كردن خود؛ نشناختن احساسات خود؛ داشتن سازه‌های خشك و انعطاف‌ناپذیر؛ خطرناك تلقی كردن روابط صمیمی و نزدیك.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">مرحله دوم:</span> مراجع گاهی احساساتش را توصیف می‌كند ولی هنوز با تجربه‌های شخصی خودش فاصله دارد؛ هنوز امور را به شدت بیرونی می‌كند ولی تا حدودی می‌فهمد كه مشكلات و تعارضاتی در بین است.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">مرحله سوم:</span> نامقبول توصیف كردن احساسات گذشت؛ جریان آزادتر بیان خود؛ زیر سوال بردن اعتبار سازه‌های خود؛ شناسایی مقدماتی این نكته كه مشكلات درونی هستند نه بیرونی.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">مرحله چهارم:</span> توصیف آزادانه احساسات شخصی به عنوان احساسات خود؛ شناسایی تیره و تار این نكته كه احساسات انكار شده قدیمی را هم اكنون می‌توان بررسی كرد؛ شل شدن سازه‌های شخصی؛ ابراز مسوولیت‌پذیری در قبال خود؛ جرأت به خرج دادن جهت برقراری رابطه احساس با دیگران.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">مرحله پنجم:</span> ابراز آزادانه احساسات و پذیرفتن آنها؛ وقوف كامل بر احساسات انكار شده و ترسناك گذشته؛ پی بردن به تعارض عقل و هیجان؛ مسوولیت‌پذیری در قبال مشكلات خود؛ تمایل به پذیرفتن آنچه هست.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">مرحله ششم:</span> پذیرفتن احساسات بدون نیاز به انكار كردن آنها؛ حس كردن آرامش بخش و صریح تجربه‌ها؛ تمایل به پذیرفتن خطر رابطه برقرار كردن با دیگران؛ اعتماد به پذیرش دیگران.</p>
<p><span style="color: #ff0000;">مرحله هفتم:</span> تجربه كردن راحت خود؛ تجربه كردن احساسات جدید؛ كم شدن ناهم‌خوانی؛ وارسی كردن اعتبار تجربه‌ها.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><strong><span style="font-size: 14px;">تشخیص در درمان مراجع محوری</span><br />
</strong></h2>
<p>به طور كلی در درمان مراجع محوری بر تشخیص یا سنجش تأكید نمی‌شود. اكثر پیروان راجرز معتقدند سنجش رسمی نه تنها غیرضروری بلكه مخرب است. به نظر آنها سنجش، روان‌شناس را در موضوع اقتدار و برتری قرار می‌دهد و این قضیه به ایجاد حس خودمختاری و خودشكوفایی در مراجع لطمه می‌زند.</p>
<p>نكته مهم در درمان مراجع محوری احساسات است، صرف نظر از این كه معلول شرایط نابسامان خانه بوده‌اند یا نبوده‌اند. درمانگر بدون رد كردن یا تأیید كردن احساسات مراجعان، فقط آنها را می‌پذیرد؛ فقط آنها را می‌فهمد. این فهمیدن و توضیحات روشن كننده گاه‌گاه وی،‌شرایطی برای مراجع فراهم می‌آورد تا خودش و آنچه را برای تغییر دادن شرایط از دستش بر می‌آید، با دقت بررسی كند. درمانگر فقط احساسات مراجع را نمی‌پذیرد. او با بیان و استنباط به مراجع نشان می‌دهد كه چه احساسی داشته است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><strong><span style="font-size: 14px;">سایر كاربردهای درمان مراجع محوری</span><br />
</strong></h3>
<p>درمان مراجع محوری در چارچوب مشاوره پدید آمد و هنوز كاربرد اصلی آن در این حوزه است.</p>
<p>وقتی درمان مراجع محوری در  مورد مسایلی غیر از مسایل درمانی به كار می‌رود از اصطلاح رویكرد شخص محوری استفاده می‌شود.</p>
<p>گروه‌های كوچك، گروه‌های رویارویی و گروه‌های كمال شخصی، همگی بر مبنای مراجع محوری تشكیل می‌شوند.</p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">درمان فردمدار</a></p>
<p>پاورپوینت <a href="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/نظریه-راجرز.pdf">نظریه راجرز</a></p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener">ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b9-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1%db%8c/">درمان مراجع محوری : معرفی درمان انسانگرایی کارل راجرز</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b9-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روان درمانی وجودی چیست؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[الهام احمدی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 02 Nov 2017 15:24:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب‌شناسی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات اضطرابی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=11683</guid>

					<description><![CDATA[<p>روان درمانی وجودی چیست؟ رواندرمانی وجودی روی مسائلی مانند اراده آزاد، خود مختاری، و جست‌و‌جوی معنا تمرکز می‌کند و اغلب شما را بجای نشانگان شما در مرکز توجه قرار می‌دهد. تاکید این رویکرد روی ظرفیت شما برای انتخاب‌های منطقی و گسترش حداکثری استعداد‌هایتان است. روان درمانی وجودی بیان می‌کند: همه افراد ظرفیت خودآگاهی دارند. هر [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/">روان درمانی وجودی چیست؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3><span style="font-size: 14px;"><strong><img class=" wp-image-11653 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120-5.jpg" alt="وجودی" width="116" height="116" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120-5.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/10/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120-5-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 116px) 100vw, 116px" />روان درمانی وجودی چیست؟</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;"><a href="https://varanpsy.org/theories-of-psychotherapy/existential-approach/">رواندرمانی وجودی</a> روی مسائلی مانند اراده آزاد، خود مختاری، و جست‌و‌جوی <a href="http://ravanhami.com/%db%8c%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d9%86%d8%a7/">معنا </a>تمرکز می‌کند و اغلب شما را بجای نشانگان شما در مرکز توجه قرار می‌دهد. تاکید این رویکرد روی ظرفیت شما برای انتخاب‌های منطقی و گسترش حداکثری استعداد‌هایتان است.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">روان درمانی وجودی بیان می‌کند:</span></p>
<ul>
<li><span style="font-size: 14px;">همه افراد ظرفیت خودآگاهی دارند.</span></li>
<li><span style="font-size: 14px;">هر فرد دارای یک هویت منحصر به فرد است که تنها در رابطه با دیگران می‌تواند شناخته شود.</span></li>
<li><span style="font-size: 14px;">افراد باید به طور مداوم خود را بازسازی کنند زیرا معنی زندگی دائما تغییر می‌کند.</span></li>
<li><span style="font-size: 14px;"><a href="http://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%85%d8%b2%d9%85%d9%86-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%db%8c%d8%af/">اضطراب </a>قسمتی از وضعیت انسان است.</span></li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<h2><span style="font-size: 14px;"><strong>چه زمانی استفاده می‌شود؟</strong></span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;">روان درمانی وجودی برای چه چیزهای دیگری پیشنهاد می‌شود؟ مشکلات روان‌شناختی ­ـ مانند <a href="http://ravanhami.com/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d8%b5%d8%a8%db%8c-%d9%80-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%af/">سوء مصرف مواد</a> ـ که بر طبق رویکرد وجودگرایی، از قابلیت منع شده برای انجام انتخاب‌های صحیح، معنی‌دار و خود‌گردان برای زندگی ناشی می‌شود. مداخلات اغلب با هدف آگاهی از خود و فهمیدن خود انجام می‌شوند. روان درمانگران وجودی تلاش می‌کنند تا نشانه‌های متعددی از جمله اضطراب، بی احساسی، بیزاری، پوچ گرایی، اجتناب، شرم، اعتیاد، <a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b3%d8%aa-%d9%be%d9%86%d8%ac%d9%87-%d9%86%d8%b1%d9%85-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d9%86%d8%a7%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af%db%8c/">نا‌امیدی</a>، <a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%ac%d9%87-%d8%b4%d9%88%db%8c/">افسردگی</a>، احساس گناه، برآشفتگی، <a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%d8%ad%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d8%ae%d8%b4%d9%85-%d9%88-%d9%81%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a2%d9%86/">خشم</a>، رنجش، بی هدفی، روان پریشی و خشونت مفرط را دریابند و تسکین دهند. آن‌ها هم چنین به تجارب بهبود دهنده زندگی مانند روابط، <a href="http://ravanhami.com/%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d9%87%d9%88%d8%b1%d9%85%d9%88%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%af%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/">عشق</a>، مراقبت، تعهد، شجاعت، <a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%af-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%b3/">خلاقیت</a>، قدرت، اراده، حضور، معنویت، تفرد، خود شکوفایی، اصالت، <a href="http://ravanhami.com/%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87%e2%80%8c-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/">پذیرش</a>، تعالی و حیرت می‌پردازند.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><span style="font-size: 14px;"><strong>چه انتظاری داشته باشیم؟</strong></span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;">در اینجا چیزهایی را که می‌توانید از یک دوره درمان انتظار داشته باشید را می‌خوانید. روان‌درمانگر اگزیستانسیال گستره‌ای از رویکرد‌ها را استفاده می‌کنند، اما تمرکز اصلی روی وظایف و آزادی شماست. <a href="http://ravanhami.com/%d8%aa%d8%b1%da%a9-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1/">درمانگران </a>به شما کمک می‌کنند تا در مواجهه با اضطراب، به وسیله انتخاب کردن فکر و عمل مسئولانه و به وسیله مقابله کردن با افکار منفی درونی بجای نیرو‌های بیرونی مانند فشار‌های اجتماعی یا شانس، معنی زندگی‌تان را پیدا کنید. پرورش خلاقیت، عشق، اصالت و اراده آزاد، راه‌های متداولی هستند که به ما کمک می‌کنند تا خودمان را متحول سازیم. به طور مشابه، زمان درمان اختلالات اعتیاد، روان درمانگران وجودی شما را هدایت می‌کنند تا با اضطرابی که تلاش می‌کند شما را به سمت سوء مصرف مواد سوق دهد مواجه شوید و شما را به بر عهده گرفتن وظایفتان هدایت می‌کنند. هدف این است: شما یاد می‌گیرید که خودتان تصمیم‌های بیشتری درباره چگونه زندگی کردن، به عهده گرفتن <a href="http://ravanhami.com/%d8%aa%da%a9%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%81-%d8%af%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84%db%8c%d8%aa/">مسئولیت </a>و عشق بگیرید، بجای اینکه به حوادث بیرونی اجازه دهید که رفتار شما را تعیین کند.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>چگونه کار می‌کند؟</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">وجود گرایی – به دلیل تاکیدش روی وجود و هدف – معمولا به عنوان رویکردی بدبینانه در نظر گرفته می‌شود، اما در واقع این است که رویکردی مثبت و انعطاف پذیر است. در بهترین حالت آن، بر اساس فیلسوف قرن بیستم پاول تیلیچ، روان درمانی وجودی به طور منصفانه و صادقانه با «نگرانی‌های نهایی» زندگی مانند تنهایی، رنج کشیدن و بی‌معنایی مقابله می‌کند. نگرانی‌های خاص در هر تجربه فردی ریشه دارد، اما روان درمانگر معاصر، <a href="http://ravanhami.com/%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86-%db%8c%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%ae-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%af%d9%87%d8%af/">اروین یالوم </a>می گوید که نگرانی‌های همگانی مرگ، انزوا، آزادی و پوچی هستند. روان درمانی وجودی (<a href="https://varanpsy.org/theories-of-psychotherapy/existential-approach/">اگزیستانسیال</a>) روی اضطرابی که در حین مواجهه با این تعارض‌های ذاتی به وجود می‌آیند تمرکز می‌کند و نقش درمانگر پرورش مسئولیت فردی برای تصمیم گیری است. برای مثال یالوم نقش درمانگر را یک «همسفر» در زندگی می‌داند که از همدلی و حمایت استفاده می‌کند تا بیمار به بینش و انتخاب برسد. و چون افراد در زندگی در حضور دیگران وجود دارند، زمینه ارتباطی که در گروه درمانی ایجاد می‌شود، یک رویکرد موثر است. سوال اصلی که در این رویکرد پرسیده می‌شود این است: « من چگونه در مواجهه با عدم قطعیت، تعارض و مرگ وجود دارم؟»</span></p>
<h3><span style="font-size: 14px;"><strong>در یک روان درمانگر اگزیستانسیال به دنبال چه چیزی‌هایی باشیم؟</strong></span></h3>
<p><span style="font-size: 14px;">علاوه بر آموزش سلامت روانی، روان درمانگر وجودی معمولا پیش زمینه‌ای از فلسفه دارد. مجوز‌ها در جاهای مختلف متفاوت است، اما بسیاری از روان درمانگر‌های اگزیستانسیال مدارک فارغ‌التحصیلی در روان‌شناسی یا مشاوره دارند. آن‌ها هم‌چنین دوره‌های کامل روان درمانگری وجودی را نیز گذرانده‌اند.</span></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/12/نظریه-های-وجودی.pdf">نظریه های وجودی</a></p>
<p><span style="font-size: 14px;">منبع:<a href="https://www.psychologytoday.com/therapy-types/existential-therapy"> Existential psychotherapy</a></span></p>
<div>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear "><span style="font-size: 14px;"><img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami" target="_blank" rel="noopener">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</span></div>
</div>
<div class="mom-social-share ss-horizontal border-box php-share"><span style="font-size: 14px;"> </span></div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/">روان درمانی وجودی چیست؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نظریه های رواندرمانی: رویکردهای اصلی و طبقه‌بندی آنها</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7-%d8%b7%d8%a8%d9%82%d9%87/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7-%d8%b7%d8%a8%d9%82%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 27 Sep 2017 19:47:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[درمان‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=11002</guid>

					<description><![CDATA[<p>اصطلاح نظریه های رواندرمانی برای توصیف فرآیندهایی که برای درمان اختلال‌های روانشناختی و بیماری‌های روانی مورد استفاده قرار می‌گیرند به کار می‌رود. در رواندرمانی برای ایجاد تغییر و درمان اختلال‌های روان‌شناختی از تکنیک‌های کلامی و روانشناختی استفاده می‌شود. در طی این فرآیند، یک رواندرمانگر آموزش دیده، به بیمار کمک می‌کند تا مشکلاتش را حل کند. [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7-%d8%b7%d8%a8%d9%82%d9%87/">نظریه های رواندرمانی: رویکردهای اصلی و طبقه‌بندی آنها</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" wp-image-10935 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/09/logo.jpg" alt="" width="79" height="67" />اصطلاح نظریه های رواندرمانی برای توصیف فرآیندهایی که برای درمان اختلال‌های روانشناختی و بیماری‌های روانی مورد استفاده قرار می‌گیرند به کار می‌رود. در رواندرمانی برای ایجاد تغییر و درمان اختلال‌های روان‌شناختی از تکنیک‌های کلامی و روانشناختی استفاده می‌شود.</p>
<p>در طی این فرآیند، یک رواندرمانگر آموزش دیده، به بیمار کمک می‌کند تا مشکلاتش را حل کند. این مشکلات هم شامل بیماری‌های روانی و هم شامل استرس‌های روزمره‌ی زندگی می‌شود. با <a href="http://ravanhami.com/">روان حامی</a> همراه باشید.</p>
<p>در انجام هرگونه اقدامی برای رواندرمانی، باید بدانیم که مشکل چیست، چه تعریفی دارد، چگونه شکل گرفته است و چگونه می‌توان آن را درمان کرد؟ برای پاسخ‌ به این پرسش‌ها، باید به سراغ نظریه های رواندرمانی برویم. برای انجام رواندرمانی، نظریه‌های مختلفی وجود دارد. نظریه های رواندرمانی مانند یک نقشه‌ی مسیر برای روانشناسان عمل می‌کند: نظریه فرآیند درک کردن بیماران و مشکلات آنها و پیدا کردن راه‌حل آن مشکلات را هدایت می‌کند. نظریه به ما می‌گوید که مشکل چست، چگونه شکل گرفته است و چگونه می‌شود آن را درمان کرد. بنابراین در هر نظریه‌ی رواندرمانی، تبیین‌های برای رفتارهای نابهنجار و <a href="http://ravanhami.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d9%87%d9%86%d8%ac%d8%a7%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">آسیب‌شناسی روانی</a> و همچنین رورش‌های درمان آنها وجود دارد.</p>
<p>نظریه های رواندرمانی متعددی وجود دارد اما می‌توان آنها را پنج طبقه کلی تقسیم کرد:</p>
<p>۱. نظریه‌های روانکاوی و روان‌پویشی</p>
<p>آغازگر نظریه های رواندرمانی به شکل امروزی، <a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">زیگموند فروید</a> است که اولین نظریه‌ی رواندرمانی را معرفی کرده است. نظریه‌‌ی فروید، روانکاوی نامیده می‌شود. فروید در نظریه‌ی روانکاوی، معتقد است که تمام رفتارها، افکار و احساسات ما، از قسمتی از ذهن که ناهشیار نامیده می‌شود سرچشمه می‌گیرند. او معقتد است که هر رفتاری معنایی دارد که برای کشف معنای آن باید ناهشیار بیمار را مورد کاوش و بررسی قرار داد. بررسی تجربه‌های دوران کودکی از مشخصه‌های اصلی روانکاوی است، زیرا فروید اعتقاد داشت که تجربه‌های دوران کودکی زیربنای شخصیت انسان است. اتفاقات ناگواری که در دوران کودکی رخ می‌دهند در ناهشیار قرار می‌گیرند و ممکن است در آینده باعث ایجاد رفتارهای نابهنجار شوند. از تکنیک‌ها و روش‌های اصلی فروید برای کاوش ناهشیاری می‌توان، تداعی آزاد، تفسیر خواب، تفسیر انتقال و مقاومت را نام برد.</p>
<pre><span style="font-size: 12px;"><a href="http://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae/" target="_blank" rel="noopener"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">نظریه روانکاوی زیگموند فروید: نظریه شخصیت و نظریه درمان</span></a></span></pre>
<p>۲. رفتار درمانی</p>
<p>برخلاف <a href="https://varanpsy.org/product/%d9%88%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af/">رویکردهای روانشناسی</a> ، تمام رفتارها را تحت تأثیر ناهشیاری می‌دانند، رفتارگراها مطرح کرده‌اند که بهتر است به جای «ناهشیار مشاهده‌ناشدنی» بر رفتارهای قابل مشاهده تمرکز کنیم. رفتارگراها معتقدند که تمام رفتارها، چه بهنجار و چه نابهنجار، از طریق فرآیندهای یادگیری ایجاد شده‌اند و برای درمان رفتارهای نابهنجار می‌توان، یادگیری‌هایی را که باعث ایجاد اختلال شده‌اند را تغییر داد. به این فرآیند یادگیری زدایی گفته می‌شود. در ادامه تحولات اساسی رویکرد رفتارگرایی را مرور می‌کنیم:</p>
<ol>
<li>ایوان پاولف به خاطر کشف شرطی‌سازی کلاسیک یا همان یادگیری تداعی نقش مهمی در رفتاردرمانی دارد. در واقع از طریق شرطی‌سازی کلاسیک یاد می‌گیریم که بین دو محرک ارتباط برقرار کنیم. مثلاً ما هنگام رانندگی یاد می‌گیریم که با دیدن چراغ قرمز، توقف کنیم، یعنی بین چراغ قرمز و توقف کردن، در ذهن‌مان ارتباط برقرار کرده‌ایم. بسیاری از ترس‌ها و فوبی‌های ما از طریق شرطی‌سازی کلاسیک در ما ایجاد شده‌اند.</li>
<li>یکی از تکنیک‌هایی که در رفتاردرمانی به کار می‌رود حساسیت زدایی منظم است. در حساسیت‌زدایی منظم شرطی سازی کلاسیک نقش مهمی دارد. با استفاده از روش حساسیت‌زدایی منظم، درمانگر، در درمان فوبیا به بیمار کمک می‌کند از طریق مواجهه‌ی تدریجی مکرر با هر آنچه از آن می‌ترسد بر اضطراب خود غلبه کند.</li>
<li>متفکر و نظریه‌پرداز معروف بعدی در رفتار درمانی ثورندایک است. ثورندایک شرطی‌سازی عامل را کشف کرد. این نوع یادگیری بر نقش پاداش‌ها و تنبیه‌ها در شکل‌گیری رفتار تأکید می‌کند. شرطی‌سازی عامل توسط اسکینر گسترش پیدا کرد. این نظریه مطرح می‌کند که هر رفتاری که بعد از آن پاداش دریافت کنیم، آن رفتار به خزانه‌ی رفتاری ما اضافه می‌شود و اگر بعد از انجام رفتار تنبیه شویم، ممکن است دیگر آن رفتار را تکرار نکنیم.</li>
<li>از دهه‌ی ۱۹۵۰ به این طرف انواع مختلفی از رفتار درمانی شکل گرفته‌اند. یکی از معروف‌ترین آنها درمان شناختی رفتاری است که هم بر افکار و هم بر رفتارها تمرکز می‌کند.</li>
</ol>
<pre><span style="font-size: 12px;"><a href="http://ravanhami.com/%d8%b4%d8%b1%d8%b7%db%8c%e2%80%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b9%d8%a7%d9%85%d9%84/" target="_blank" rel="noopener"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شرطی‌ سازی عامل: نظریه اسکینر</span></a></span>
<span style="font-size: 12px;"><a href="http://ravanhami.com/%d8%b4%d8%b1%d8%b7%db%8c%e2%80%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3%db%8c%da%a9/" target="_blank" rel="noopener"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">شرطی‌ سازی کلاسیک</span></a></span></pre>
<p>&nbsp;</p>
<p>۳. درمان شناختی</p>
<p>درمان شناختی بیشتر بر افکار افراد تمرکز می‌کند تا بر رفتارهای آنها، زیرا معتقد است که نحوه‌ی فکر کردن باعث ایجاد رفتار و احساس می‌شود. مثلاً اگر من هم‌اکنون این فکر به ذهنم برسد که ممکن است که پشت سرم یک سارق در حال تعقیب من است، می‌ترسم و اگر فکر کنم که آن کسی که پشت سرم در حال حرکت است دزد نیست احساس ترس نخواهم کرد. بنابراین اگر افکار من غیرمنطقی و غلط باشند، رفتار و احساس من نیز غیر منطقی خواهد بود. درمان شناختی، بر پیدا کردن افکار غیرمنطقی تمرکز می‌کند.</p>
<pre><span style="font-size: 12px;"><a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">درمان شناختی رفتاری به زبان ساده</span></a></span></pre>
<p>۴. درمان انسانگرایی</p>
<p>ما انسان‌ها حق انتخاب داریم و در واقع انتخاب می‌کنیم که چه رفتاری را در چه موقعیتی از خود بروز دهیم. همچنین ما پتانسیل‌هایی داریم که تلاش می‌کنیم آنها را کشف کنیم و پرورش دهیم. نظریه‌های انسانگرایی بر حق انتخاب و پرورش پتانسیل‌های انسان‌ها تأکید می‌کنند. کشف و پرورش پتانسیل‌ها، خودشکوفایی نامیده می‌شود. این نظریه معتقد است که اگر فرآیند خودشکوفایی متوقف شود، انسان دچار اختلال روانی می‌شود.</p>
<ol>
<li>فیلسوفان انسانگرا مانند ژان پل سارتر، مارتین بوبر و سورن کیرکگارد بر ایجاد و توسعه‌ی این رویکرد نقش بسزایی داشته‌اند.</li>
<li>سه نوع مختلف از نظریه‌های انسانگرایی تأثیرگذار شناخته می‌شوند. درمان مراجع-محوری که بر اهمیت دنیای پدیدارشناختی بیمار، احترام و همدلی با او تأکید می‌کند.</li>
<li>گشتالت‌درمانی بر کل‌نگری ارگانیسمی تأکید می‌کند که به معنای آگاه بودن از اینجا و اکنون و پذیرش مسئولیت خویشتن است.</li>
<li>درمان وجودی بر اراده‌ی آزاد، خودتعیین‌گری و جستجوی معنا تأکید می‌کند.</li>
</ol>
<p>&nbsp;</p>
<pre><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12px;"><a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">درمان فردمدار راجرز: درمان مراجع محوری
</a></span><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif; font-size: 12px;"><a href="http://ravanhami.com/%d8%ae%d9%88%db%8c%d8%b4%d8%aa%d9%86%e2%80%8c%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">درمان وجودی</a></span></pre>
<p>۵. درمان‌های یکپارچه‌نگر</p>
<p>برخی از نظریه‌پردازان سعی کرده‌اند که نظریه های رواندرمانی مختلف در رویکردهایی را که در بالا گفته شد با هم ترکیب کنند تا بتوانند نقاط قوت آنها را در یک نظریه جدید مورد استفاده قرار دهند. به این درمان‌ها، درمان‌های یکپارچه‌نگر گفته می‌شود. یکی از معروف‌ترین و اثربخش‌ترین درمان‌های یکپارچه‌نگر، طرحواره‌درمانی است.</p>
<p>برای آشنایی بیشتر با <a href="https://varanpsy.org/product/%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/">نظریه های رواندرمانی</a> میتونید وبینار آشنایی با رویکردهای رواندرمانی از روی وبسایت واران مشاهده کنید . در این وبینار اساتید برتری همچون دکتر <a href="https://varanpsy.org/teacher/%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d8%b7%d9%87%d9%85%d8%a7%d8%b3%d8%a8/">علیرضا طهماسب</a> درباره رویکرد روانکاوی  ، <a href="https://varanpsy.org/teacher/%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%af-%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%81%db%8c/">دکتر پورشریفی</a> درباره <a href="https://varanpsy.org/blog/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af-act/">رویکرد اکت</a>  ، دکتر <a href="https://varanpsy.org/teacher/%d9%85%d9%87%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4-%d8%a7%d8%ab%d8%a8%d8%a7%d8%aa%db%8c/">مهرنوش اثباتی</a> درباره رویکرد DBT  و دکتر <a href="https://varanpsy.org/teacher/%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%81%db%8c%d8%b9%db%8c/">مانی رفیعی</a> درباره <a href="https://varanpsy.org/blog/existential-approach/">رویکرد اگزیستانسیال</a> سخنرانی می کنند.</p>
<p class="h2"><a href="https://varanpsy.org/product/%d9%88%d8%a8%db%8c%d9%86%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af/">آشنایی با رویکردهای رواندرمانی</a></p>
<pre><span style="font-size: 12px;"><a href="http://ravanhami.com/%d8%b7%d8%b1%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">طرحواره درمانی: مبانی و تکنیک‌ها</span></a>
<a href="http://ravanhami.com/%d8%b7%d8%b1%d8%ad%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%a7%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener"><span style="font-family: tahoma,arial,helvetica,sans-serif;">طرحواره های ناسازگار اولیه</span></a></span></pre>
<p>منابع:</p>
<p dir="ltr"><a href="http://www.apa.org/topics/therapy/psychotherapy-approaches.aspx">Different approaches to psychotherapy</a></p>
<p>حمید بهرامی‌زاده</p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"><img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7-%d8%b7%d8%a8%d9%82%d9%87/">نظریه های رواندرمانی: رویکردهای اصلی و طبقه‌بندی آنها</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%d9%88%db%8c%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7-%d8%b7%d8%a8%d9%82%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش اول]</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[محمدامین موفق]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 Aug 2017 19:15:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌شناسی رشد]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های روانکاوی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی نامه]]></category>
		<category><![CDATA[زیگموند]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=10347</guid>

					<description><![CDATA[<p>سالهای نخستین زندگی فروید: او در ششم ماه مه ۱۸۵۶ در شهر فریبرگ، موراوی &#8221; متولد شد (اکنون پریبور، جمهوری چک). در سال ۱۹۹۰، این شهر نام میدان استالین خود را به میدان فروید تغییر داد و در سال۲۰۰۶ خانه‌ای که فروید در آن به دنیا آمده بود بازسازی شد و به عنوان موزه گشایش [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش اول]</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p class="p1" dir="rtl"><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="115" height="115" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 115px) 100vw, 115px" />سالهای نخستین زندگی فروید: او در ششم ماه مه ۱۸۵۶ در شهر فریبرگ، موراوی<span class="s3"> &#8221; </span>متولد شد<span class="s3"> (</span>اکنون پریبور، جمهوری چک<span class="s3">). </span>در سال ۱۹۹۰، این شهر نام میدان استالین خود را به میدان فروید تغییر داد و در سال۲۰۰۶ خانه<span class="s4">‌</span>ای که فروید در آن به دنیا آمده بود بازسازی شد و به عنوان موزه گشایش یافت<span class="s3">. </span>پدر او تاجر نسبتاً ناموفق پشم بود<span class="s3">. با <a href="http://ravanhami.com">روان حامی</a> همراه باشید.</span></p>
<h2 dir="rtl"><span class="s1"><b>زندگی</b></span><b> </b><span class="s1"><b>فروید</b></span><span class="s2"><b> (</b></span><span class="s1"><b>۱۹۳۹</b></span><span class="s2"><b>&#8211;</b></span><span class="s1"><b>۱۸۵۶</b></span><span class="s2"><b>)</b></span></h2>
<p class="p1" dir="rtl">وقتی کار و کاسبی او در موراوی ورشکسته شد، خانواده را به شهر لایپزیگ کشور آلمان، و بعداً، وقتی فروید ۴ ساله بود، به شهر وین، کشور اتریش منتقل کرد<span class="s3">. </span>فروید تقریباً ۸۰ سال در وین ماند<span class="s3">. </span>وقتی فروید به دنیا آمد، پدرش ۴۰ ساله و مادرش<span class="s3"> (</span>همسر سوم پدر او<span class="s3">) </span>۲۰ ساله بود<span class="s3">. </span>پدر فروید آدم جدی و خودکامه ای بود<span class="s3">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">بنابر آنچه در نوشته‌هایی که درباره زندگی فروید وجود دارد، فروید خصومت و خشم کودکی خود نسبت به پدرش را به یاد می آورد<span class="s3">. </span>او در ۲ سالگی احساس می کرد از پدرش برتر است<span class="s3">. </span>مادر فروید جذاب بود و رفتار او با پسر اولش فروید<span class="s3"> </span>حفاظت کننده و محبت<span class="s4">‌</span>آمیز بود<span class="s3">. </span>فروید احساس دلبستگی شدید، حتی جنسی به مادرش داشت، وضعیتی که زمینه را برای مفهوم <a href="http://ravanhami.com/%d8%b9%d9%82%d8%af%d9%87-%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%be-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86-%d9%87%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%a7%db%8c/">عقدهٔ ادیپ</a> او آماده کرد<span class="s3">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">خواهیم دید که بیشتر نظریهٔ فروید، تجربیات کود کی او را منعکس می کند<span class="s3">. در زندگی فروید آمده است که </span>مادر فروید به زیگموند خردسال افتخار می کرد و متقاعد شده بود که او مرد بزرگی خواهد شد<span class="s3">. </span>از جمله ویژگی<span class="s4">‌</span>های فروید، اعتماد به نفس بالا، آرزوی شدید برای موفق شدن، و رؤیای شهرت و افتخار بودند<span class="s3">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">فروید در مورد تأثیر توجه و حمایت مداوم مادرش چنین نوشت<span class="s3">: «</span>مردی که محبوب بی چون و چرای مادرش بوده، در طول زندگی احساس یک فاتح را دارد، نوعی اطمینان از موفقیت که اغلب موجب موفقیت واقعی می شود<span class="s3">». </span>در خانوادهٔ فروید هشت فرزند وجود داشت که دو تن از آنها برادران ناتنی او همراه با فرزندان خودشان بودند<span class="s3">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">فرو‌ید از همهٔ آنها دلخور بود و وقتی رقیبان تازه برای محبت مادرش به دنیا آمدند، حسادت نشان داد<span class="s3">. </span>فروید از همان سال های نخستین، نشان داد که بسیار باهوش است و والدینش به پرورش آن کمک کردند<span class="s3">. </span>خواهران او اجازه نداشتند پیانو تمرین کنند مبادا که سر و صدا مزاحم مطالعهٔ فر‌وید شود<span class="s3">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">اتاقی شخصی به او داده شده بود؛ او اغلب غذای خود را در آنجا میخورد تا وقت مطالعاتش را تلف نکند؛ این تنها اتاق در آپارتمان بود که چراغ نفتی غنیمتی داشت؛ باقی افراد خانواده از استفاده می کردند<span class="s3">. </span>فروید یک سال زودتر از معمول وارد دبیرستان شد و اغلب شاگرد اول بود<span class="s3">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">او که به زبان آلمانی و عبری مسلط بود، در مدرسه بر زبان<span class="s4">‌</span>های لاتین، یونانی، فرانسوی، و انگلیسی تسلط یافت و زبان<span class="s4">‌</span>های ایتالیایی و اسپانیایی را خودش یاد گرفت<span class="s3">. </span>او در کودکی از خواندن آثار شکسپیر به زبان انگلیسی لذت میبرد<span class="s3">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">فر‌وید تمایلات متعددی داشت که تاریخ نظامی از آن جمله بود، اما وقتی زمان آن فرا رسید که از بین چند حرفه‌ای که در وین به روی یهودی<span class="s4">‌</span>ها گشوده بود انتخاب کند، پزشکی را برگزید<span class="s3">. </span>او نمی خواست پزشک شود، بلکه باور داشت مطالعات پزشکی به حرفه<span class="s4">‌</span>ای در پژوهش علمی منجر خواهد شد که ممکن بود شهرتی را که آرزو داشت، به ارمغان آورد<span class="s3">. </span></p>
<p class="p1" dir="rtl">فروید در حالی که مشغول کامل کردن مطالعه خود برای مدرک پزشکی در دانشگاه وین بود، در مورد نخاع شوکی ماهی و بیضه<span class="s4">‌</span>های مارماهی پژوهش فیزیولوژیکی انجام داد و با این کار خدمات برجسته<span class="s4">‌</span>ای به این رشته کرد<span class="s3">.</span></p>
<h2 class="p1" dir="rtl"><b>واقعهٔ</b><b> </b><b>کوکائین</b><b> </b></h2>
<p class="p1" dir="rtl">هنگامی که فر‌وید در دانشکدهٔ پزشکی بود، آزمایش کردن کوکائین را آغاز کرد<span class="s3">. (</span>در آن زمان کوکائین داروی غیرمجاز نبود و هنوز معلوم نشده بود که می تواند در برخی مصرف کنندگان، نه همهٔ آنها، اثر اعتیادآور داشته باشد<span class="s3">). </span>او خودش این دارو را مصرف کرد و نامزد، خواهران و دوستانش را تشویق کرد آن را امتحان کنند<span class="s3">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">او شدیداً شیفتهٔ کوکائین شد و آنرا داروی معجزه آسا و مادهٔ سحرآمیزی نامید که می<span class="s4">‌</span>توانست تعدادی از بیماری<span class="s4">‌</span>ها را مداوا کند و وسیله<span class="s4">‌</span>ای باشد برای کسب شهرتی که آرزویش را داشت<span class="s3">. </span>او در سال ۱۸۸۴ مقاله<span class="s4">‌</span>ای را دربارهٔ تأثیرات مفید کوکائین منتشر کرد<span class="s3">. </span>بعدها این مقاله را عامل کمک کننده به شیوع مصرف کوکائین در اروپا و ایالات متحده دانستند که تا دههٔ ۱۹۲۰ ادامه داشت<span class="s3">.</span></p>
<p class="p1" dir="rtl">از فروید به خاطر نقشی که در آزاد کردن آفت کوکائین داشت، شدیداً انتقاد شد<span class="s3">. </span>این به جای شهرت، موجب بدنامی فر‌وید شد و او بعدها سعی کرد حمایت پیشین خود را از کوکائین محو کرده و تمام اشارات به آن را از زندگینامهٔ خود پاک کند<span class="s3">. </span>با این حال، بر طبق نامه<span class="s4">‌</span>هایی که مدت<span class="s5">‌</span>ها بعد از مرگ او منتشر شد، تا میانسالی به مصرف کوکائین ادامه داد<span class="s3">.</span></p>
<p dir="rtl">پایان بخش اول زندگی فروید &#8230;</p>
<p class="p3" dir="rtl"><span class="s6">منبع</span><span class="s7">: <a href="https://www.adinehbook.com/gp/product/9646184480"><span class="s8">کتاب</span> <span class="s8">نظریه</span><span class="s10">‌</span><span class="s8">های</span> <span class="s8">شخصیت</span></a></span></p>
<blockquote class="wp-embedded-content" data-secret="kjatswRvqi"><p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش دوم]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/embed/#?secret=kjatswRvqi" data-secret="kjatswRvqi" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش دوم]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<blockquote data-secret="oyYBjqZjD1" class="wp-embedded-content"><p><a href="http://ravanhami.com/%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%b3%d9%88%d9%85/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش سوم]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%ae%d8%b4-%d8%b3%d9%88%d9%85/embed/#?secret=oyYBjqZjD1" data-secret="oyYBjqZjD1" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش سوم]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<blockquote class="wp-embedded-content" data-secret="UwnHv3H4hR"><p><a href="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش آخر]</a></p></blockquote>
<p><iframe class="wp-embedded-content" sandbox="allow-scripts" security="restricted" src="http://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af/embed/#?secret=UwnHv3H4hR" data-secret="UwnHv3H4hR" width="500" height="282" title="&#8220;زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش آخر]&#8221; &#8212; روان حامی" frameborder="0" marginwidth="0" marginheight="0" scrolling="no"></iframe></p>
<p>&nbsp;</p>
<p dir="rtl"><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">زندگی‌نامه‌ی مختصری از زیگموند شلومو فروید [بخش اول]</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%db%8c-%d9%85%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>درمان فردمدار (روان درمانی مراجع محور راجرز) چیست؟</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[فرانک ناطقی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Jul 2017 13:43:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[درمان‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[مراجع محوری]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=10164</guid>

					<description><![CDATA[<p>درمان فرد‌مدار چیست؟ درمان فردمدار رویکرد مشاوره بی‌رهنمود را اساس کار خود قرار می‌دهد و در آن به مراجع اجازه داده ‌می‌شود که هدایت بخش زیادی از بحث‌های جلسه درمان را بر عهده گیرد و در این فرآیند، خود مراجع به راه‌حل‌هایی برای مشکلش دست می‌یابد. به نقل از روان حامی، در این نوع درمان، [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1/">درمان فردمدار (روان درمانی مراجع محور راجرز) چیست؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<div class="field__item"></div>
<div class="field__item">
<div class="entity entity-paragraphs-item paragraphs-item-section">
<div class="content">
<div class="field field-name-field-section-text field-type-text-long field-label-hidden">
<div class="field__item">
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-size: 14px;"><strong><span style="color: #800080;">درمان فرد‌مدار چیست؟</span></strong></span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 14px; font-family: tahoma, arial, helvetica, sans-serif;"><img class=" wp-image-10066 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/07/logo.jpg" alt="" width="106" height="90" /></span><span style="font-size: 14px;">درمان فردمدار رویکرد </span><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #3366ff; font-size: 16px;">مشاوره بی‌رهنمود</span> را اساس کار خود قرار می‌دهد و در آن به مراجع اجازه داده ‌می‌شود که هدایت بخش زیادی از بحث‌های جلسه درمان را بر عهده گیرد و در این فرآیند، خود مراجع به راه‌حل‌هایی برای مشکلش دست می‌یابد.<div class="clear" style="height:1px;"></div> </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 14px;">به نقل از <a href="http://ravanhami.com">روان حامی</a>، در این نوع درمان، درمانگر نقش یک تسهیل‌گر دلسوز را دارد که بدون قضاوت گوش می‌دهد و تجربیات مراجع را بدون این‌که گفتگو را منحرف کند، تصدیق می‌کند. درمانگر حضور دارد تا به مراجع دلگرمی دهد، او را حمایت کند و روند درمان را بدون قطع‌کردن مراجع، در جهتی هدایت کند که فرد در نهایت به کشف خویشتن دست یابد.</span></p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-size: 14px;"><strong><span style="color: #800080;">چه زمانی از این درمان استفاده می‌شود؟</span></strong></span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 14px;">این درمان برای هرکسی که خواهان اعتماد به نفس و خودشناسی بیشتر است؛ و نیز به دنبال این است که بتواند روابط میان‌فردی سلامت‌تر و عمیق‌تری برقرار کند و به تصمیمات خود اعتماد داشته باشد، مفید است. این رویکرد- چه به تنهایی و چه در ترکیب با دیگر رویکردهای درمانی، برای آن دسته از افرادی که از سوگ، افسردگی، اضطراب، استرس، تجاوز و یا دیگر مشکلات سلامت روان رنج می‌برند نیز کمک‌کننده است. روان‌درمانگران فرد‌مدار هم با افراد به تنهایی و هم با گروه کار می‌کنند. از آن‌جایی که مراجع در طول درمان، باید کارها و تکالیف زیادی انجام دهد، افراد باانگیزه‌تر معمولا در این نوع درمان موفق‌تر هستند.</span></p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-size: 14px; color: #800080;"><strong>از درمان چه انتظاری می‌رود؟</strong></span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 14px;">درمان فردمدار یک درمان مبتنی بر گفتگو است که بیشتر مراجع در آن صحبت می‌کند تا درمانگر. درمانگر، شما را قضاوت نخواهد کرد و حرفتان را نیز قطع نمی‌کند. در عوض، صحبت‌هایتان را در قالبی جدید به شما انعکاس می‌دهد تا متوجه شوید که او افکار و احساساتتان را درک کرده است. وقتی شما حرف‌های خودتان را از زبان درمانگر می‌شنوید، ممکن است خودتان بخواهید منظورتان را واضح‌تر بیان کنید و یا حرف‌هایتان را اصلاح کنید. این موضوع بارها در جلسه درمان اتفاق میفتد، تا زمانی‌که بتوانید دقیقا آن‌چه را که فکر و احساس می‌کنید بیان نمایید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 14px;">لحظاتی وجود دارد که سکوت بر جلسه حکمفرما می‌شود. اصلا جای نگرانی نیست؛ چون این لحظات به افکارتان اجازه می‌دهد که عمیق‌تر شوند. این روند <span style="color: #3366ff; font-size: 16px;">متمرکز بر مراجع</span>، باعث تسهیل در فرآیندهای <span style="color: #3366ff;">کشف و پذیرش خویشتن</span> می‌شود و موجبات بهبود و رشد مثبت شما را به خوبی فراهم می‌آورد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 14px;"><img class="size-medium wp-image-10165 aligncenter" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/07/350x250xdrugabuse_shutterstock-284570321-woman-upset-telling-drug-counselor-personal-problem.jpg.pagespeed.ic_.r4J1VjMRg1-300x214.jpg" alt="" width="300" height="214" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/07/350x250xdrugabuse_shutterstock-284570321-woman-upset-telling-drug-counselor-personal-problem.jpg.pagespeed.ic_.r4J1VjMRg1-300x214.jpg 300w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/07/350x250xdrugabuse_shutterstock-284570321-woman-upset-telling-drug-counselor-personal-problem.jpg.pagespeed.ic_.r4J1VjMRg1.jpg 350w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px" /></span></p>
</div>
</div>
<div class="field field-name-field-section-text field-type-text-long field-label-hidden">
<div class="field__item">
<h2 style="text-align: justify;"><span style="color: #800080; font-size: 14px;"><strong>فواید درمان:</strong></span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 14px;">درمان فردمدار، با عنوان <span style="color: #3366ff; font-size: 16px;">درمان راجری</span> نیز شناخته شده است. کارل راجرز، روان‌شناس آمریکایی معتقد بود که تمام انسان‌ها <span style="color: #3366ff;"><strong>منحصربه‌فرد</strong> </span>هستند و بنابراین هر فرد با هر نوع نگاه به دنیا و با هر نوع توان مدیریت آن، قابل احترام است. او بر این باور بود که همه‌ی ما این قدرت را داریم که بهترین راه‌حل‌ها را برای خودمان پیدا کنیم و تغییرات مناسبی در زندگی خود ایجاد کنیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 14px;">درمان فردمدار، قدمی‌ است برای این‌که درمانگران از ایفای نقش خود به شیوه‌ی سنتی- به عنوان فرد متخصص، رهبر در جلسه درمان و بالادست مراجع، فاصله بگیرند و به مراجع اجازه دهند که دریافت شخصی خود از تجربیاتش را به عنوان وسیله‌ای برای شفابخشی به‌ کار گیرد. موفقیت درمان فردمدار متکی به سه شرط زیر است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 14px;"><em><strong><span style="color: #993366;">۱. پذیرش مثبت بی قید و شرط:</span></strong> </em>به این معنا که درمانگر باید همدل و غیرقضاوت‌گر باشد تا بتواند درک احساسات مراجع را به او منتقل کند و در او حس اعتماد و اطمینان را برانگیزاند. در این صورت است که مراجعان تشویق می‌شوند که خودشان تصمیم بگیرند و دست به انتخاب بزنند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 14px;"><em><strong><span style="color: #993366;">۲. درک همدلانه:</span> </strong></em>به این معنا که درمانگران باید افکار و احساسات مراجعین را کاملا درک کنند و آن‌ها را بپذیرند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 14px;"><span style="color: #993366;"><strong><em>۳. همخوانی:</em> </strong></span>به این معنا که درمانگر هیچ‌گونه جلوه‌ی ساختگی و حرفه‌ای ندارد- جایگاه او بالاتر از مراجع نیست؛ بلکه به جای آن، پذیرا، روراست، اصیل و واقعی است و صادق بودن او زمینه‌ای را برای مراجع فراهم می‌آورد تا او نیز بتواند احساسات و افکارش را لمس و ابراز کند.</span></p>
</div>
</div>
</div>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 14px;">برای مراجعه به یک درمانگر فردمدار، علاوه بر این‌که باید زمینه‌ی تحصیلی و تجربیات او را در نظر داشته باشید، به درمانگری رجوع کنید که <span style="font-size: 16px;"><strong><span style="color: #333333;">همدل است و از این‌که با او درباره مسائل شخصی‌تان حرف می‌زنید، احساس راحتی می‌کنید.</span></strong></span></span></p>
</div>
</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>منبع: <span style="font-size: 14px;"><a href="https://www.psychologytoday.com/therapy-types/person-centered-therapy"><span style="color: #3366ff;">Person-Centered Therapy</span></a></span></p>
<p><a href="http://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b9-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">رواندرمانی مراجع محوری کارل راجرز: معرفی کامل</a></p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;">یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://t.me/ravanhami">ravanhami@</a> با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1/">درمان فردمدار (روان درمانی مراجع محور راجرز) چیست؟</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%af%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>هم‌نشینی با رنج، وقتی که امید می‌گریزد: یافتن کلیدی برای تاب آوری</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d9%87%d9%85%e2%80%8c%d9%86%d8%b4%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%86%d8%ac/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d9%87%d9%85%e2%80%8c%d9%86%d8%b4%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%86%d8%ac/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 27 Jun 2017 05:44:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[تازه‎‌های روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان‌های روان‌شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی در زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=9688</guid>

					<description><![CDATA[<p>زمانی که در کار درمان با درد آشکار مراجع مواجه می‌شوم اغلب برای کاهش رنج او به دنبال یک ابزار، نوعی مداخله یا کلماتی تسلی‌بخش می‌گردم. اگر شانس بیاورم، به هر شکل راهی برای امیدوار کردن مراجع خواهم یافت. اما امروز نتوانستم روزنه امیدی بیابم و با درد هم‌نشین شدم. به تاریخچه‌ی آسیب‌ها و فقدان‌های [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%87%d9%85%e2%80%8c%d9%86%d8%b4%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%86%d8%ac/">هم‌نشینی با رنج، وقتی که امید می‌گریزد: یافتن کلیدی برای تاب آوری</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://ravanhami.com/"><img class="size-full wp-image-9577 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2017/06/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-90x90-1.jpg" alt="" width="90" height="90" /></a>زمانی که در کار درمان با درد آشکار مراجع مواجه می‌شوم اغلب برای کاهش رنج او به دنبال یک ابزار، نوعی مداخله یا کلماتی تسلی‌بخش می‌گردم. اگر شانس بیاورم، به هر شکل راهی برای امیدوار کردن مراجع خواهم یافت. اما امروز نتوانستم روزنه امیدی بیابم و با درد هم‌نشین شدم.</p>
<p>به تاریخچه‌ی آسیب‌ها و فقدان‌های او فکر کردم و آنچه را از ادبیات پژوهشی مرتبط با آسیب آموخته بودم به یاد آوردم: «یک راه برای ایجاد تاب‌آوری، یافتن معنا در زمان فقدان یا پیدا کردن هدف در بهبودی است».</p>
<h2><span style="font-size: 16px;">به نظر می‌رسد که عامل کلیدی در توانایی فرد برای مقابله با رنج، یافتن هدف می‌باشد. بنابراین، با مراجعم به صورت جدی در مورد تاریکی، غم، بی‌معنایی و درد وجودی صحبت کردیم؛ راه دیگری نداشتیم. و این، زمان هم‌نشینی با رنج بود.</span></h2>
<p>من مادرم را وارد بحث کردم؛ همان کاری که هر وقت در گودال یأسی کم و بیش آشنا پرت می‌شوم انجام می‌دهم. به مراجعم درباره‌ی تاریخچه‌ی فقدان عمیق مادرم گفتم. به او گفتم که مادرم چه دشوار و در عین حال چه زیبا زندگی‌اش را وقف یافتن لذت و خوشی کرده و آن‌چنان عشقی از خود می‌پراکند که دنیا را به جای بهتری تبدیل می‌کند.</p>
<p>به او گفتم که اکنون مادرم خود را در عشق و فداکاری نسبت به پدرم حبس کرده؛ مردی که از بیماری پارکینسون رنج می‌برد و هر روزش با اندوهی فراگیر و نشانه‌های فیزیکی توان فرسا آغاز می‌شود. و من و خواهر برادرهایم تنها از دور مادرم را که به امید یک لبخند یا قدردانی می‌رقصد، می‌خواند و چیزهایی در گوش پدرم زمزمه می‌کند، نگاه می‌کنیم.</p>
<p>و او همچنان منتظر می‌ماند&#8230;</p>
<p>وقتی اینها را برای مراجعم تعریف کردم، با هم به امید، استقامت و فداکاری تأثیرگذار مادرم لبخند زدیم. همان موقع آنچه یکبار مادرم به من گفته بود را به یاد آوردم. یکبار با دانشی کامل درمورد اینکه من از آن نوع دی ان ای (DNA) ها برای قربانی کردن خودم ساخته نشده‌ام، از مادرم پرسیدم: چگونه هر روز این کارها را بدون هیچ شکایتی انجام می‌دهی؟</p>
<p>مادرم گفت: این کارها به من احساس باارزش بودن می‌دهد. حس می‌کنم دیگران به من نیاز دارند و برای آنها مفیدم.</p>
<p>و همچنان می‌خندید&#8230;</p>
<p>مادرم در کوشش‌های روزانه‌اش هدف و معنایی یافته است؛ کلیدی برای تاب‌آوری.</p>
<p>او بدون اینکه خودش بداند برای تسلط یافتن بر محیط مصمم است و با این تصمیم بر عقیده ارزشمند ویکتور فرانکل مهر تأییدی زده است: «میان محرک و پاسخ چیزی دیگری هم وجود دارد و آن قدرت ما انسان‌ها برای انتخاب پاسخ‌مان است. چرا که رشد و آزادگیمان به پاسخ‌هایمان بستگی دارد».</p>
<p>مراجع با اطمینان و با چشمانی اشک آلود به حرف‌هایم گوش کرد و گفت: هیچ کاری را به مراقبت از لورای عزیزم ترجیح نخواهم داد.</p>
<p>گفتم: می‌دانم.</p>
<p>و با اشک‌هایی پنهان در چشم‌هایم لبخند زدم.</p>
<p>تسلط یافتن بر محیط می‌تواند زمانیکه همه چیز رو به وخامت است، غیر ممکن به نظر آید چرا که اندوه و فقدان مزمن، هر چشم‌اندازی از امید را می‌پوشاند.</p>
<p>اما اگر بتوانیم قوای خود را برای مقابله با اندوه جمع کنیم و نهایت تلاشمان را برای یافتن ذراتی از امید در مواجهه با اندوه بی‌رحم انجام دهیم، به نتیجه خواهیم رسید. این، راهی برای یافتن هدف است و هدف، به رنج کشیدن معنا می‌بخشد، تاب آوری می‌آفریند و الهام‌بخش امید است.</p>
<p>نویسنده: کارن کلی من</p>
<p>مترجم: زهرا زابلی‌پور</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d9%87%d9%85%e2%80%8c%d9%86%d8%b4%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%86%d8%ac/">هم‌نشینی با رنج، وقتی که امید می‌گریزد: یافتن کلیدی برای تاب آوری</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d9%87%d9%85%e2%80%8c%d9%86%d8%b4%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%86%d8%ac/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>استقلال در برابر تردید و شرم: مرحله رشد عضلانی-مقعدی اریک اریکسون</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d8%b1%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%b4%d8%b1%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%84%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%af/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d8%b1%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%b4%d8%b1%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%84%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 May 2017 17:30:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[اراده]]></category>
		<category><![CDATA[اریک اریکسون]]></category>
		<category><![CDATA[رشد]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=9217</guid>

					<description><![CDATA[<p>در مرحله عضلانی-مقعدی در سال دوم و سوم زندگی، برابر با مرحله مقعدی فروید، کودکان به سرعت، توانایی‌های جسمانی و ذهنی گوناگون را پرورش می‌دهند و می‌توانند خیلی از کارها را خودشان انجام دهند (اراده). آن‌ها یاد می‌گیرند ارتباط موثرتری برقرار کنند و راه بوند، بالا بروند، هل بدهند، بِکِشند و شیئی را نگهداشته یا [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d8%b1%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%b4%d8%b1%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%84%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%af/">استقلال در برابر تردید و شرم: مرحله رشد عضلانی-مقعدی اریک اریکسون</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="113" height="113" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 113px) 100vw, 113px" />در مرحله عضلانی-مقعدی در سال دوم و سوم زندگی، برابر با مرحله مقعدی فروید، کودکان به سرعت، توانایی‌های جسمانی و ذهنی گوناگون را پرورش می‌دهند و می‌توانند خیلی از کارها را خودشان انجام دهند (اراده). آن‌ها یاد می‌گیرند ارتباط موثرتری برقرار کنند و راه بوند، بالا بروند، هل بدهند، بِکِشند و شیئی را نگهداشته یا رها کنند. کودکان از این مهارت‌ها احساس غرور می‌کنند و معمولا دوست دارند تا حد امکان خودشان کارهایی را انجام دهند.</p>
<p>اریکسون معتقد بود که از بین این توانایی‌ها، مهم‌تر از همه، نگهداشتن و رها کردن است. او این رفتارها را نمونه‌های نخستین واکنش نشان دادن به تعارض‌های بعدی در رفتارها و نگرش‌ها دانست. برای مثال، نگهداشتن می‌تواند به صورت محبت‌آمیز یا خصمانه نشان داده شود. رها کردن می‌تواند به صورت تخلیه خشم ویرانگر یا بی‌تفاوتی آرام ابراز شود.</p>
<h2><span style="font-size: 16px;">اراده خودگردان</span></h2>
<p>نکته مهم این است که کودکان در این مرحله، برای اولین بار می‌توانند درجاتی از تصمیم‌گیری را اعمال کرده و نیروی اراده خودگردان و مستقل خویش را تجربه کنند. گرچه آن‌ها هنوز به والدین وابسته هستند، اما می‌خواهند خود را به صورت افرادی در نظر بگیرند که حق و حقوقی داشته و دوست دارند توانایی‌های نویافته خود را نشان دهند. سوال مهم این است که جامعه در قالب والدین، تا چه اندازه‌ای به کودکان اجازه خواهد داد تا خود را ابراز کنند و آنچه را که قادر به انجام آن هستند، انجام دهند.</p>
<p>در این مرحله، بحران اصلی بین والد و فرزند، به آموزش استفاده از توالت مربوط می‌شود که به صورت اولین موردی که جامعه سعی دارد یک نیاز غریزی را تنظیم کند، در نظر گرفته شده است. به کودک آموزش داده شده که نگه دارد و فقط در مواقع و مکان‌های مناسب، رها کند. امکان دارد والدین به فرزند خود اجازه دهند که آموزش استفاده از توالت را با گام خودش پیش ببرد یا این که ممکن است آزرده شوند. در این مورد، والدین با تحمیل کردن این آموزش، اراده آزاد کودک را نادیده گرفته و وقتی کودک درست رفتار نمی‌کند، ناسکیبایی و خشم نشان می‌دهند.</p>
<p>وقتی والدین به این صورت جلوی تلاش کودک را برای نشان دادن استقلالش می‌گیرند و او را ناکام می‌کنند، کودک احساس خودناباوری و شرم را در برقرار کردن رابطه با دیگران پرورش می‌دهد. با این که به خاطر بحران آموزش استفاده از تولات، ناحیه مقعد کانون این مرحله است، اما ابراز این تعارض، بیشتر روانی-اجتماعی است تا زیستی.</p>
<p>نیروی اساسی که از استقلال به وجود می‌آید،‌ اراده است که تصمیم به حق استفاده از آزادی انتخاب و مهار خود در صورت مواجه شدن با درخواست‌های جامعه را شامل می‌شود.</p>
<p>محمدامین موفق &#8211; HotsonHor M.A.M</p>
<p>منبع: نظریه‌های شخصیت شولتز</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d8%b1%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%b4%d8%b1%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%84%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%af/">استقلال در برابر تردید و شرم: مرحله رشد عضلانی-مقعدی اریک اریکسون</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d8%b1%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%b4%d8%b1%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%84%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اعتماد در برابر بی‌اعتمادی: اولین مرحله از مراحل رشد روانی-اجتماعی اریکسون</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 03 May 2017 17:30:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[اریک اریکسون]]></category>
		<category><![CDATA[رشد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=9213</guid>

					<description><![CDATA[<p>مرحله دهانی-حسی رشد روانی-اجتماعی، برابر با مرحله دهانی رشد روانی-جنسی فروید، در سال اول زندگی روی می‌دهد، زمانی که کودک خیلی درمانده است. کودک برای بقا، امنیت و محبت، کاملا به مادر یا مراقبت کننده اصلی خود وابسته است. در این مرحله، دهان اهمیت زیادی دارد. اریکسون نوشت کودک «از طریق دهان زندگی می‌کند و [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/">اعتماد در برابر بی‌اعتمادی: اولین مرحله از مراحل رشد روانی-اجتماعی اریکسون</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="115" height="115" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 115px) 100vw, 115px" />مرحله دهانی-حسی رشد روانی-اجتماعی، برابر با مرحله دهانی رشد روانی-جنسی فروید، در سال اول زندگی روی می‌دهد، زمانی که کودک خیلی درمانده است. کودک برای بقا، امنیت و محبت، کاملا به مادر یا مراقبت کننده اصلی خود وابسته است. در این مرحله، دهان اهمیت زیادی دارد. اریکسون نوشت کودک «از طریق دهان زندگی می‌کند و با آن عشق می‌ورزد». با این حال، رابطه بین کودک و دنیای او صرفا زیستی نیست، بلکه اجتماعی هم هست. تعامل کودک با مادر، تعیین می‌کند که برای پرداختن به محیط در آینده، آیا نگرش اعتماد در شخصیت او ادغام خواهد شد یا نگرش بی‌اعتمادی.</p>
<p>اگر مادر به طور مناسب به نیازهای جسمانی کودک پاسخ بدهد و محبت، عشق و امنیت کافی تامین کند، در این صورت کودک احساس اعتماد را پرورش خواهد داد، نگرشی که نظر کودک در حال رشد را در مورد خودش و دیگران توصیف خواهد کرد. ما به این طریق یاد می‌گیریم که از افراد و موقعیت‌ها در محیط‌مان، انتظار «ثبات، تداوم و یکنواختی» داشته باشیم. اریکسون گفت که این انتظار نقطه آغاز شکل گیری هویت خود است و به یاد آورد که با مادرش چنین رابطه توام با اعتماد برقرار کرده بود.</p>
<p>از سوی دیگر، اگر مادر طردکننده و بی‌توجه باشد، یا رفتار بی‌ثبات داشته باشد، کودک نگرش بی‌اعتمادی را پرورش می‌دهد و بدگمان، بیمناک و مضطرب خواهد شد. به عقیده اریکسون اگر مادر تمرکز انحصاری بر کودک نداشته باشد نیز بی‌اعتمادی می‌تواند روی دهد. اریکسون معتقد بود تازه مادری که شغل خارج از خانه را از سر می‌گیرد و فرزند خود را به خویشاوندان یا مهد کودک می‌سپارد، بی‌اعتمادی را در کودک به وجود می‌آورد.</p>
<p>گرچه الگوی اعتماد در برابر بی‌اعتمادی به عنوان جنبه‌ای از شخصیت در کودکی تعیین می‌شود، ولی این مشکل می‌تواند در مرحله بعدی رشد دوباره ظاهر شود. برای مثال، رابطه ایده‌آل کودک-مادر، سطح بالای اعتماد را به وجود می‌آورد، ولی در صورتی که مادر بمیرد یا خانه را ترک کند، این احساس اعتماد امن می‌تواند نابود شود. اگر این اتفاق روی دهد، ممکن است بی‌اعتمادی بر شخصیت حاکم شود. بی‌اعتمادی کودکی می‌تواند بعدها در زندگی، از طریق مصاحبت با معلم یا دوست با محبت و صبور، اصلاح شود. نیروی اساسی امید با حل موفقیت آمیز این بحران در مرحله حسی-دهانی همراه هست. اریکسون این نیرو را به صورت اعتقاد به این که امیال ما ارضا خواهند شد،‌ توصیف کرد. امید عبارت است از احساس بادوام اطمینان داشتن، این احساس که با وجود بدبیاری‌‌ها، زنده خواهیم ماند.</p>
<p>محمدامین موفق &#8211; HotsonHor M.A.M</p>
<p>منبع: نظریه‌های شخصیت شولتز</p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/">اعتماد در برابر بی‌اعتمادی: اولین مرحله از مراحل رشد روانی-اجتماعی اریکسون</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af-%d8%a8%db%8c-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کودکان و تحقیقات اریکسون، همکاری با یک انسان‌شناس دانشگاه ییل در میان سرخپوستان</title>
		<link>https://ravanhami.com/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%b3%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%b3%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 26 Apr 2017 17:30:12 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[آنا فروید]]></category>
		<category><![CDATA[اریک اریکسون]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی نامه]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=9154</guid>

					<description><![CDATA[<p>در ۲۵ سالگی به اریکسون پیشنهاد تدریس در مدرسه کوچکی در وین داده شد که برای کودکان بیماران و دوستان زیگموند فروید تاسیس شده بود. فروید بیمارانی را از سرتاسر دنیا جذب کرده بود. آن‌ها که افراد ثروتمندی بودند، در مدتی که روان‌کاوی می‌شدند، همراه با خانواده خود در وین اقامت می‌کردند. اریکسون بعدا اعتراف کرد [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%b3%d9%88%d9%86/">کودکان و تحقیقات اریکسون، همکاری با یک انسان‌شناس دانشگاه ییل در میان سرخپوستان</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: 12px;"><img class=" wp-image-7980 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="115" height="115" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/02/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 115px) 100vw, 115px" /><span style="font-size: 14px;">در ۲۵ سالگی به اریکسون پیشنهاد تدریس در مدرسه کوچکی در وین داده شد که برای کودکان بیماران و دوستان زیگموند فروید تاسیس شده بود. فروید بیمارانی را از سرتاسر دنیا جذب کرده بود. آن‌ها که افراد ثروتمندی بودند، در مدتی که روان‌کاوی می‌شدند، همراه با خانواده خود در وین اقامت می‌کردند. اریکسون بعدا اعتراف کرد که تا اندازه‌ای به خاطر جستجوی خود برای پدر، جذب فروید شده بود. از آن زمان به بعد بود که شغل حرفه‌ای اریکسون شروع شد و احساس کرد سرانجام هویتی پیدا کرده است.</span></span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">او آموزش روان‌کاوی دید و آنا فروید وی را روان‌کاوری کرد. این جلسات روان‌کاوی تقریبا هر روز به مدت ۳ سال برگزار شدند؛ ویزیت آن ماهی ۷ دلار بود. آنا فروید به روان‌‌کاوی کودکان علاقه داشت. تاثیر او، به علاوه تجربیات تدریس اریکسون، وی را از اهمیت تاثیرات اجتماعی بر شخصیت آگاه نمود و او را به تمرکز بر رشد کودک هدایت کرد. بعد از این که او برنامه مطالعاتی خود را به اتمام رساند، عضو موسسه روان‌کاوی وین شد.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">اریکسون در سال ۱۹۲۹، هنگامی که در وین در یک بالماسکه شرکت کرده بود، با ژوان سرسون، نقاش و رقاص متولد کانادا که توسط یکی از شاگردان فروید روان‌کاوی شده بود، آشنا شد. آن‌ها عاشق هم شدند، اما وقتی او حامله شد، اریکسون از ازدواج با وی خودداری کرد. او توضیح داد که از احساس تعهد دایمی می‌ترسد و معتقد بود مادر و ناپدری‌اش، نوه‌ای را که یهودی نباشد، تایید نخواهند کرد. وساطت دوستان، او را متقاعد ساخت که اگر با ژوان ازدواج نکند، همان الگوی رفتار مردی را تکرار خواهد کرد که او را به وجود آورده و داغ نامشروع بودن را که عمیقا احساس کرده بود، بر او زده بود.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">وقتی اریکسون تصمیم گرفت با ژوان ازدواج کند، این کار را سه بار، بر طبق تشریفات یهودی، پروتستان و عرفی انجام داد. ژوان تمایلات شغلی خود را رها کرد تا شریک عقلانی و ویراستار همیشگی اریکسون شود. او شالوده اجتماعی و عاطفی استواری را برای زندگی اریکسون تامین نمود و به او کمک کرد تا رویکرد خود را به شخصیت به وجود آورد. خواهر ناتنی اریکسون اظهار داشت: «او بدون ژوان هیچ بود». اریکسون موافق بود.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">اریکسون در سال ۱۹۳۳ تهدید فزاینده نازی‌ها را احساس کرد و به دانمارک و سپس به ایالات متحده مهاجرت کرد و در بوستون اقامت گزید. او حرفه خصوصی روان‌کاوی را با تخصص در درمان کودکان آغاز کرد. او همچنین در مرکز راهنمایی ویژه بزهکاران مبتلا به آشفتگی هیجانی کار کرد و در گروه آموزشی بیمارستان عمومی ماساچوست خدمت کرد.</span></p>
<h2><span style="font-size: 14px;">کودکان و شروع تحقیق اریکسون</span></h2>
<p><span style="font-size: 14px;">اریکسون تحصیلات عالی را در هاروارد آغاز کرد و قصد داشت در روان‌شناسی دکترا بگیرد، اما در اولین درس رد شد و نتیجه گرفت که برنامه تحصیلات رسمی ارضا کننده نیست. در سال ۱۹۳۶ به موسسه روابط انسانی در دانشگاه ییل دعوت شد و در آن جا به تدریس در دانشکده پزشکی پرداخت و کار روان‌کاوی خود با کودکان را ادامه داد. اریکسون و یک انسان‌شناس دانشگاه ییل، در تحقیق روش‌های فرزندپروری سرخپوستان سیوکس داکوتای جنوبی همکاری کردند.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">این تحقیق، عقیده او را به تاثیر فرهنگ بر کودکی، تقویت کرد. اریکسون در موسسه رشد انسان دانشگاه کالیفرنیا واقع در برکلی، به گسترش دادن دیدگاه‌های خود ادامه داد. اریکسون بر خلاف شماری از روان‌کاوان، می‌خواست تجربه بالینی‌اش تا حد امکان گسترده باشد، از این رو، بیمارانی را از فرهنگ‌های مختلف جست و جو می‌کرد و علاوه بر کسانی که آشفتگی هیجانی داشتند، افرادی را که بهنجار محسوب می‌شدند می‌دید.</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">فرستنده: محمدامین موفق &#8211; HotsonHor M.A.M</span></p>
<p><span style="font-size: 14px;">منبع: نظریه‌های شخصیت شولتز</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p><span style="font-size: 14px;"><div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div></span></p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%b3%d9%88%d9%86/">کودکان و تحقیقات اریکسون، همکاری با یک انسان‌شناس دانشگاه ییل در میان سرخپوستان</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%ad%d9%82%db%8c%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%b3%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بحران‌های هویت شخصی اریک اریکسون در دهه‌های اول زندگی‌اش</title>
		<link>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%b3%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%b3%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[حمید بهرامی‌زاده (admin)]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 24 Apr 2017 17:30:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی آکادمیک]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه‌های مشاوره و رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[اریک اریکسون]]></category>
		<category><![CDATA[بحران هویت شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی نامه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://ravanhami.com/?p=9143</guid>

					<description><![CDATA[<p>شگفت‌آور نیست نظریه‌پردازی که مفهوم بحران هویت را به ما معرفی کرد، خودش دستخوش چندین بحران شد. اریکسون در شهر فرانکفورت، آلمان به دنیا آمد. مادر دانمارکی او که از یک خانواده یهودی ثروتمند بود، چند سال قبل ازدواج کرده بود، ولی شوهرش چند ساعت بعد از عروسی ناپدید شد. او توسط مرد دیگری حامله [&#8230;]</p>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%b3%d9%88%d9%86/">بحران‌های هویت شخصی اریک اریکسون در دهه‌های اول زندگی‌اش</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: 12pt;"><img class=" wp-image-7470 alignright" src="http://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg" alt="" width="115" height="115" srcset="https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1.jpg 150w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-120x120.jpg 120w, https://ravanhami.com/wp-content/uploads/2016/09/photo_2016-05-28_13-56-24-150x150-1-100x100.jpg 100w" sizes="(max-width: 115px) 100vw, 115px" />شگفت‌آور نیست نظریه‌پردازی که مفهوم بحران هویت را به ما معرفی کرد، خودش دستخوش چندین بحران شد. اریکسون در شهر فرانکفورت، آلمان به دنیا آمد. مادر دانمارکی او که از یک خانواده یهودی ثروتمند بود، چند سال قبل ازدواج کرده بود، ولی شوهرش چند ساعت بعد از عروسی ناپدید شد. او توسط مرد دیگری حامله شد، که هرگز نام او را فاش نکرد و برای زایمان به آلمان فرستاده شد تا از رسوایی اجتماعی بچه نامشروع، دوری کند.</span></p>
<p><span style="font-size: 12pt;">او بعد از به دنیا آمدن بچه، در آلمان ماند و با دکتر تئودور هومبرگر پزشک اطفال ازدواج کرد. اریک به مدت چند سال نمی‌دانست که دکتر هومبرگ پدر تنی او نیست و مدعی شد که بدون اطمینان از نام و هویت روان‌شناختی خود، بزرگ شد. او تا ۳۷ سالگی که شهروند ایالات متحده شد و نام اریک هومبرگر اریکسون را اختیار کرد، نام خانوادگی هومبرگر را حفظ کرده بود.</span></p>
<h2><span style="font-size: 12pt;">اریکسون و دومین بحران هویت</span></h2>
<p><span style="font-size: 12pt;">بحران هویت دیگر زمانی روی داد که اریک مدرسه را آغاز کرد. او با وجود اصل و نسب دانمارکی، خود را آلمانی می‌دانست، ولی همکلاسی‌های آلمانی، وی را به خاطر این که مادر و ناپدری‌اش یهودی بودند، طرد کردند. همسالان یهودی، او را به دلیل این که قد بلند و بور بود و ویژگی‌های چهره اسکاندیناوی داشت، طرد کردند. او نمرات متوسط گرفت، ولی استعداد هنری نشان داد و بعد از فارغ التحصیلی از دبیرستان، از این توانایی برای تشکیل هویت استفاده کرد.</span></p>
<p><span style="font-size: 12pt;">او از جامعه سنتی کناره گرفت و به سرتاسر اروپا سفر کرد، مطالعه کرد و افکار خود را در یک دفتر یادداشت کرد و زندگی اطراف خود را مشاهده نمود. او خود را به طور بیمارگونه‌ای حساس و روان‌رنجور، حتا نزدیک به روان‌پریشی، توصیف کرد. چند سال بعد، یکی از دخترانش نوشت:</span></p>
<p><span style="font-size: 12pt;"><blockquote class="mom_quote " style="font-family:;font-size:12px;background-color:#efdc7c; ">پدرم از این احساس که پدر واقعی‌اش او را ترک کرده و هرگز به شناختن او اهمیتی نداده، به شدت ناراحت بود. او در تمام عمر خود با گرایش افسردگی دست به گریبان بود. تجربه رها شدن و طرد کودکی، وی را گرفتار خودناباوری کرده بود. او عمیقا از موقعیت خود احساس ناامنی و عدم اطمینان می‌کرد. او به حمایت، راهنمایی و اطمینان خاطر مداوم دیگران نیاز داشت.</blockquote></span></p>
<h2><span style="font-size: 12pt;">اریکسون و هنر</span></h2>
<p><span style="font-size: 12pt;">اریکسون در دو دانشکده هنر و تحصیل پرداخت و آثار خود را در یک گالری واقع در مونیخ به نمایش گذاشت، ولی هر بار آموزش رسمی را رها کرد تا پرسه زدن و جستجو برای هویت را از سرگیرد. او بعدها، هنگام بحث درباره مفهوم بحران هویت، نوشت: «بدون تردید، بهترین دوستان من اصرار خواهند کرد که من باید این را بحران بنامم و برای این که بتوانم با آن کنار بیایم، باید آن را در هر فرد دیگری ببینم».</span></p>
<p><span style="font-size: 12pt;">مانند چند تن از نظریه پردازان شخصیت دیگر، می‌توانیم بین تجربیات زندگی اریکسون، مخصوصا در کودکی و نوجوانی و نظریه شخصیتی که در بزرگسالی ساخت، هماهنگی ببینیم. یک زندگینامه نویس خاطرنشان ساخت که آنچه «اریکسون دید و احساس کرد که برایش اتفاق افتاد (همان گونه که فروید رویاها، خاطرات و خیالپردازی‌هایش را بررسی کرد) «پژوهشی» شد که جریان اندیشه‌ها، مقالات و کتاب‌ها را امکان‌پذیر ساخت».</span></p>
<p><span style="font-size: 12pt;">فرستنده: محمدامین موفق &#8211; HotsonHor M.A.M</span></p>
<p><span style="font-size: 12pt;">منبع: نظریه‌های شخصیت شولتز</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="base-box news-box mom_box_sc_note mom_box_sc clear " style="font-size:18px; line-height:28px;-moz-border-radius: 15px; border-radius: 15px;"> <img class="irc_mi iTeUyvbD_7VQ-pQOPx8XEepE" src="http://telegramgeeks.com/wp-content/uploads/Telegram-icon.png" alt="تلگرام روان حامی" width="65" height="65" />یک راه ساده و آسان برای اطلاع از مطالب جدید سایت و ارتباط با ما کانال تلگرام ماست. در تلگرام <a href="https://telegram.me/joinchat/BJn96j5_BjJnfbSc8y_5Rg">ravanhami@ </a>با ما همراه باشید.</div>
<p>نوشته <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%b3%d9%88%d9%86/">بحران‌های هویت شخصی اریک اریکسون در دهه‌های اول زندگی‌اش</a> اولین بار در <a rel="nofollow" href="https://ravanhami.com">روان حامی</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://ravanhami.com/%d8%a8%d8%ad%d8%b1%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%b3%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
