تحلیل روان شناختی فیلم فارست گامپ فارست گامپ سلامت روان دارد یا خیر؟ فارست گامپ روایت چهل ساله مردیست با کمتوانی ذهنی که اسیر ماده نشده و رشد معنوی میکند. مضامین فیلم حول محور قابلیت تکرا... بیشتر بخوانید
روبرو نشدن با ترسهایتان شانس رسیدن به موفقیت را از شما میگیرد. تعیین اهداف بزرگ و مهم میتواند ترسناک و اضطرابآور باشد. متأسفانه پاسخی که ذهن ما به ترسهایمان میدهد به اینگونه اس... بیشتر بخوانید
اختلال بیش فعالی کودکی (ADHD) صرفا ًهمان علائمی نیست که می توانید به چشم مشاهده کنید. مطمئنا کودک ADHD می تواند بی قرار یا بسیار پرحرف یا در تمرکز، ناتوان باشد. با این حال اضطراب شدید نیز ممکن است در لایه های زیرین این اختلال پنهان شده باشد. با روان حامی همراه باشید:
شاید فقدان کنترل تکانه در اختلال بیش فعالی کودکی به حدی عمیق باشد که نمی توانند حتی افکار خود را کنترل کنند. آنگاه پس از سالها تنبیهِ بیشتر نسبت به خواهران و برادرانشان یا اخراج هر روزه از کلاس درس، عصبانی و افسرده می شوند. اگر کودکان شما مثل فرزند من هستند، به گفتن جملاتی از قبیل اینکه بی ارزش بوده یا بچه بدی هستند مبادرت می ورزند و هر روز، تبدیل به روزی افتضاح، وحشتناک، بی فایده و بسیار بد می شود.
اضطراب، کنترل تکانه و عزت نفس ضعیف
پسر من، نوع ترکیبی ADHD خوانده می شود (هم بی توجه و هم بیش فعال/ تکانشگر). زمانیکه در جست و جوی پاسخ به این سوال بودم که چرا او همواره باعث تحقیر و زیر سوال بردن خود می شود و چطور باید این کار را متوقف کند، آموختم که این رفتار برای تمام کودکان شبیه به او رفتاری معمول است. کاستانگا کالامیا و دیویس (۲۰۱۷) گزارش کرده اند که این کودکان به شکل خاصی نسبت به شکست های شخصی حساس هستند. ازینرو به طور مداوم جملاتی چون “از عهده ی انجام این کار برنخواهم آمد” یا “خیلی احمقم” را تکرار می کنند. در نهایت پسر من حتی به این سطح رسیده که بگوید ” شایسته ی زندگی نیستم”
اگر کودکی مضطرب است اوضاع حتی از این هم بدتر می شود. اختلالات اضطرابی در کودکان ADHD بسیار رایج است به طوری که بین ۴۰ تا ۵۰ درصد از آنها تجربه اش می کنند (کاستانگاو همکاران، ۲۰۱۷). وقتی یک کودک مضطرب، می شنود که مردم به اشتباهات او در انجام کارها یا عملکرد نامطلوبش در کلاس درس اشاره می کنند درمورد رفتارهایش دچار احساس اضطرب شده و از موقعیت های اینچنینی که ممکن است مجددا تکرار شوند اجتناب می کند. گفت و گوی منفی او با خودش، انعکاس حرفهائی است که دیگران به او گفته اند و تبدیل به افکار منفی می شود.
شاید افکار منفی، از کنترل خارج شوند. عموما کودکان دچار اختلال بیش فعالی کودکی فاقد توان کنترل تکانه هایشان هستند و اگر نتوانند رفتارهای بیرونی خود را کنترل کنند احتمالا نمی توانند بر آنچه که در درونشان می گذرد نیز مسلط شوند. همه ی ما، بارها و بارها افکار مزاحم و ناخوانده داشته ایم و فقط آنها را پس می زنیم. بر اساس پژوهش کاستانگا و همکارانش(۲۰۱۷) کودکان ADHD ممکن است قادر به انجام این کار نباشند. آنها با افکار منفی مداوم درخصوص توانمندی ها یا امیدهایشان یا آنچه که والدین یا دیگران ممکن است در مورد آنها فکر کنند، بمباران می شوند. مغزشان به آنها این پیام را می دهد که شکست خواهند خورد و نمی توانند به آسانی افکار مزاحم را پس بزنند.
پس والدین باید با اختلال بیش فعالی کودکی چکار کنند؟
من کارشناس نیستم، اما مجموعه کارهایی که ما برای فرزندمان انجام داده ایم و به او کمک کرده است را در اختیارتان خواهم گذاشت:
- دارو: به لطف ترکیبی از داروها روی بیش فعالی، نارسایی توجه، تکانشگری، اضطراب و اختلال خُلقی پسرم کنترل بهتری صورت می گیرد. اکنون که می تواند طغیان خشم خود، فقدان توجه و سایر علائم معمول ADHD را مدیریت کند، موفق تر است. او دیگر در مواردی که همه اصرار به طبیعی بودن آن دارند شکست نمی خورد و ما حالا می توانیم بیش ازینکه صرفا امنیت او را فراهم کنیم، روی مشکلش تمرکز کنیم.
- آموزش ویژه: این تصمیم بسیار دشوار بود، اما حذف پسرم از کلاس های اصلی، تصمیم شگفت انگیزی برای او به شمار می رفت. کلاس EBD (اختلال رفتاری/ هیجانی) او، تنها ۱۰ دانش آموز داشت و این به این معناست که او بیش از حد با محرک های بیرونی دچار حواسپرتی نمی شود. ۳ فرد بزرگسال، کلاس را مدیریت می کنند و این به این معناست که توجهش پله به پله رو به بهبود است. تدریس به بخش های ۲۰ دقیقه ای تقسیم می شود. در نتیجه، پسر من تکالیفش را همیشه به طور کامل تمام می کند. او هر شب تکالیف خانه اش را بدون جنگ و دعوا انجام می دهد زیرا می داند که می تواند از عهده ی انجام این کار بر بیاید. کلاس جدید به او اجازه می دهد که ثابت کند کندذهن یا ناتوان نیست. او در ابتدا با این تصمیم مخالف بود اما حالا کلاسش را دوست دارد و نمی خواهد آن را تغییر دهد.
- درمان شناختی- رفتاری: ما معمولا در مورد اختلال بیش فعالی کودکی با ترتیب دادن اقتصاد پته ای و امثال آن، صرفا روی رفتارشان تمرکز می کنیم و غالبا بخش شناختی مسائل فراموش می شود و در نتیجه کودکانی مثل فرزند من که اضطراب شدید نیز دارند با افکار منفی خود، عاجز می شوند. درمانگر خانگی فرزند من، فقط در تلاش برای شناسایی چگونگی تشنج زدایی از رفتارهای مخرب نبود بلکه عوامل برانگیزاننده این رفتارها را نیز بررسی کرده است. این موضوع شامل مواردی چون شناسایی افکار منفی درباره ی خود و حل مساله برای اینکه چطور علیه آنها (افکار منفی) بجنگد، می شود.
همیشه زمانیکه مسائل، سخت می شود نوعی مبارزه پیش می آید اما این را نیز به خاطر بسپارید که فرزندان ما به تایید و تصدیق ما نیاز دارند. مهم نیست که شرایط چقدر منفی می شود، آنها نیاز به شنیدن مثبت ها هم دارند. می فهمم که برای پیدا کردن موارد مثبت مجبور به کاوش یا حفاری هستید. بعضی روزها من هم احساس می کردم که نمی توانم چیزی پیدا کنم. به هرحال به کاوش ادامه دهید. ارزشش را دارد.
برای کسب اطلاعات بیشتر درباره ی بیش فعالی/ نارسایی توجه می توانید به مقالات زیر مراجعه کنید:
ADHD در دختران چه علایمی دارد؟
نارساخوانی و اختلال نقص توجه بیش فعالی
نویسنده: Melissa David MSW, LIC SW
مترجم: سمیرا پیازچیان
Oct 16, 2017






آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید یک نفر در آب دارد میسپارد جان یک نفر دارد که دست و پای دائم میزند هنوز یک ماه هم سپری نشده از روزی که در کمال ناباوری فیلم ضبط شده دو دختر اصفهانی... بیشتر بخوانید
تو خیلی احمقی! چه بازندهای! چقدر با این شلوار جین احمقانه به نظر میرسی. آیا شما با ادبیاتی شبیه به جملات بالا با یک دوست صحبت میکنید؟ یا حتی با یک غریبه. البته که نه. با روانحامی هم... بیشتر بخوانید
بهمنظور اینکه بتوانید گفتوگویی بهتر داشته باشید، بهتر است که با بیان جملاتی شبیه به این شروع کنید: ببین، من میدانم که نظم و ترتیب در مورد بسیاری از کارها... بیشتر بخوانید
یک بدنامی بزرگ پیرامون موضوع سلامت روان وجود دارد و افسانه های زیادی نیز با آن همراه شده است. یکی از این افسانه ها این است که مراجعه به روانشناس به معنای این است که شما دیوانه اید. متاسفانه این افسانه، تعداد بی شماری از افراد نیازمند کمک را از دریافت خدماتی که می توانست برایشان مفید بوده و زندگیشان را تغییر دهد محروم کرده است. مقاله ی زیر از طریق شرح دقیق ماهیّت روان درمانی، از این ادعای پوچ و بی اساس پرده گشایی می کند.
با روان حامی همراه باشید:
مراجعه به روانشناس
روان درمانی به واقع امری بسیار ساده است. کاریست که شما برای خود انجام می دهید تا آگاه تر و هوشیارتر شده و خود، فرمان زندگی خویش را به دست بگیرید. این فرآیند شامل گفت وگو با یک متخصص سلامت روان است که جهت انجام روان درمانی در یک زمینه ی (رویکرد) مشخص مدرک گرفته است. بسیاری از افراد، هفته ای یکبار، حدود ۴۵ دقیقه یا بیشتر، درمانگر خود را ملاقات می کنند؛ این ملاقات ها برای برخی با دفعات بیشتر و برای بعضی دیگر با دفعات کمتر اتفاق می افتد.
اساساً روان درمانی، مکالمه با فردی است که در زندگی شخصی شما حضور ندارد. تمرکز مکالمه روی شماست زیرا هدف از آن این است که شما بتوانید احساس بهتری را تجربه کنید. بعضی از مواقع درمانگر از شما در مورد اهدافتان در زندگی پرس و جو می کند و جلسات درمانی در جهت رسیدن به این اهداف هدایت می شوند. درمان در سایر مواقع، بسته به اینکه درمانگر چگونه عمل می کند یا چه چیزی برای شما مناسب تر است، می تواند پایان بازتری داشته باشد.
روان درمانی مختص چه کسانی است؟
روان درمانی، حقیقتا مختص تمام افرادی است که آرزویشان حضور فرد بی طرفیست که بتوانند با او در مورد زندگیشان حرف بزنند. با وجود اینکه روان درمانی به افراد دچار مشکلات سلامت روان توصیه می شود، ملاقات یک درمانگر ابداً به معنای دیوانه بودن شخص مُراجعه کننده نیست. در واقع این بدین معناست که شما در تلاش برای زندگی به بهترین شکل آن هستید. شما متعهد می شوید که به صورت هفتگی به زندگی خویش نظری بیفکنید تا بتوانید برای خود بهترین تصمیم ها را گرفته و بهترین حالت خود را تجربه و احساس کنید.
روان درمانی می تواند به طیف وسیعی از مشکلات که تنها محدود به افسردگی، اضطراب، اختلالات خلقی فصلی یا اختلال استرس پس از سانحه نمی شود، کمک کند. تعارضات بین اعضای خانواده و مشکلات ارتباطی نیز می توانند به طور موثری در روان درمانی مورد توجه قرار بگیرند. داشتن یک شخص ثالث که نسبت نزدیکی با ما نداشته و در کار خود فردی متخصص است می تواند در هر مشکلی که با آن دست و پنجه نرم می کنید بسیار مفید باشد. بنابراین روان درمانی می تواند از طریق کمک به حل مشکلاتتان و یافتن سایر راه حل هایی که در غیر اینصورت امکان آگاهی از آن ها برایتان وجود نداشت شما را از حجم وسیع پریشانی ها و هدر رفت زمان نجات دهد.
چند نوع روان درمانی وجود دارد؟
انواع مختلفی از روان درمانی وجود دارد. درمان شناختی رفتاری یک فرم پرطرفدار درمانی است که چگونگی اثرگذاری افکار و اعمالتان را روی حالت های خُلقی و به طور کلی حالت ذهنیتان مورد توجه قرار می دهد. درمان روان پویایی (روان کاوی) که دارای شاخه های متعددی در درون خود و در رابطه با خود است رویکرد رایج دیگری است که بر بینش و خود آگاهی تاکید دارد، به ویژه روی این موضوع که گذشته چطور می تواند اکنون ما را شکل دهد و در این خصوص چه کاری می توانیم انجام دهیم. سایر رویکردهای درمانی در میان طیف وسیع درمان ها عبارت اند از: درمان هیجان مدار برای زوجین، روایت درمانی، درمان متمرکز بر حل مساله و …
باید در جست و جوی چه نوع درمانگری باشیم؟
احساسی که در زمان صحبت با درمانگرتان پیدا می کنید از نوع درمانگری که باید به دنبال او باشید مهم تر است.
شما می توانید در خصوص انتخاب درمانگر مناسب برای خود به مقالات بعدی که در اختیارتان خواهیم گذاشت مراجعه کنید. برای افراد مبتدی همین بس که بدانند اغلب افراد از اشکال مختلف روان درمانی سود می برند و غالبا مراجعه نکردن به یک درمانگر جهت درمان و حل مشکلات، مصداق بهتری برای دیوانگیست تا مراجعه به یکی از آنها.
نویسنده: جنو کادل
مترجم: سمیرا پیازچیان






مغز سمت چپ، مغز کودکی است که در محیطی سالم و غنی پرورش یافته است. و مغز سمت راست اسکن مغزی کودکی است که تحت بی توجهی قرار گرفته و به شدت در انزوا بوده است. با روان حامی باشید تا دریابید چطور... بیشتر بخوانید
در کتاب خیره به خورشید نگریستن:غلبه بر وحشت مرگ ، روان درمانگر وجودی اروین یالوم بیان میکند که برای غلبه بر وحشت مرگ، باید از اجتناب کردن از آن خودداری کنیم. یالوم قبل از نوشتن این کتاب هم... بیشتر بخوانید
برای اولین قدم به خودتان یادآوری کنید که حتی اگر حق با شما باشد، نظر دیگران هم شاید اشتباه نباشد. با توجه به اینکه به صورت گسترده با زوجین سروکار دارم، بارها شاهد این بودهام که برخی... بیشتر بخوانید
مواردی از راهکارهای زندگی که می توان از باغبانی آموخت
همزمان با ۱ آبان و مصادف شدن با روز برنامه ریزی، روان حامی بر آن شد تا مقاله ای کاربردی و مرتبط در اختیار کاربران گرانقدر قرار دهد. با ما همراه باشید:
زمان زیادی تا سال نو باقی نمانده و تکلیف بسیاری از خواسته ها هنوز مشخص نیست. اما به دلیل حجم دلزدگی و اندوه بسیاری از افراد، اهداف مشابه قدیمی، سالهای متمادی، مکررا از سر گرفته می شوند. دلیل آن اینست که دانستن و اندیشیدن از عمل کردن و انجام یک کار، آسان تر است. با اینحال آنچه می شود گفت این است که قصد داریم مواردی را در زندگی خود تغییر داده و بهتر کنیم و این اتحاد و اجماعِ دیگری برای تبدیل کلام به واقعیت است.
یک راه مطلوب برای آغاز این فرآیند، شناسایی، تعریف و تجسم نتایج دلخواه در ابتدای کار و سپس برگشت از انتها به ابتدای برنامه است – می شود گفت که این روش (از آخر به اول حرکت کردن) در مقایسه با شروع از ابتدای برنامه، برای یافتن مسیر در گذرگاهی پر پیچ و خم، روش آسان تری است.
من هرگز نتوانستم از آن سر درآورم. ولی به هرحال از آنجا، شاهد گستره ی وسیع تری هستیم که در آن، برنامه، نیازهایی را که باید مورد توجه قرار گیرد تنظیم و تدوین می کند. زیرا این کار می تواند بین موفقیت و شکست، تفاوت ایجاد یا آن را از بین ببرد و بالاخره لازم است که عبارت “چطور” همانند “چه چیز” به وضوح بیان و مشخص شود.
تعیین اهداف کمّی، مانند “قصد دارم ۲۰ پوند از وزنم را کم کنم” یا ” سه روز در هفته به باشگاه بروم” اهدافی متداول و نیز آسان است. اما سخترینشان، جاه طلبی ها و اهداف کیفی تری چون ” فرد شایسته تری خواهم شد” یا ” خیلی سر فرزندام فریاد نخواهم زد” می باشد. اما هر دو شیوه، بدون پاسخ های مشخص به ۱) چگونگی نائل شدن به هدف ۲) شناخت موانع بالقوه در مسیر، بستر مناسبی برای اتخاذ تصمیمات و خواسته های مشابه در سال آینده فراهم می کند!
به همین خاطر مایلم از تشابهات باغبانی استفاده کنم. این جرقّه روزی در من زده شد که داشتم به همراه دوستم در باغچه اش کار می کردم. گفتنِ اینکه ” می خواهیم یک باغچه را گسترش دهیم” کافی نبود، لازم بود به منظور هماهنگی برنامه ها با اهدافمان، تناسب راهبردها با محیط وسیع تر و اینکه فعالیت هایمان ما را به سمت نتیجه پایانی که خواهان آن بودیم سوق دهد، نقشه ی تصویری آن را بریزیم. این به این معنا بود که باید بلافاصله پس از اینکه ماهیّت اهداف و موانع موجود را تعریف کردیم، برای ” چگونگی رسیدن” به آن ها مقدار مناسبی از زمان و تلاش اختصاص داده می شد.
- اولین کاری که انجام دادیم تصمیم درباره ی این بود که می خواهیم باغمان زمانی که در طول فصل مورد نظر در نقاط مختلف به طور کامل رشد کرد، چطور به نظر برسد. این موضوع، تنها شامل ویژگی های فیزیکی نمی شد بلکه شامل چگونگی تناسب آن با فضای بیشتری از حیاط و مکمل خانه اش نیز بود. بنابراین جدولِ زمانی شروع تا پایان را طراحی نمودیم.
- گزینه هایی را که در اختیار داشتیم بر اساس اینکه آیا با توجه به انواع گیاهان و رفتارهای مختلف آن ها، ما را به سمت نتایج دلخواهمان سوق می دهند یا خیر، مد نظر قرار دادیم. در کنار آن باید اطمینان حاصل می کردیم که نیازها و شرایط را به گونه ای درک کرده و شناخته ایم که انتخاب هایمان نه تنها دوام آورده بلکه ارتقا نیز بیابند.
- سپس شروع به طراحی مواردی کردیم که لازم بود کی و کجای آن برنامه ریزی شود زیرا گل ها در زمان و مکان مناسب شکوفا می شوند. این موضوع هم چنین نیاز به تفکر درباره ی روابط گیاهان و اینکه آن ها نه تنها می توانند با یکدیگر تعامل داشته باشند بلکه چطور و تحت چه شرایطی می توانند به طور بالقوه، مکمل یا مانع رشد یک باغ شوند نیز دارد.
- در این لحظه، راهکارهایمان را در اختیار داشته و در مورد ابزارهای اجرایی کردن آن (برنامه) تصمیم گرفتیم. یک لیست تهیه کردیم.
- در نهایت بذرها را کاشته، آبیاری کرده و از آنها مراقبت نمودیم، این بخش ها را به منظور اجرای موفقیت آمیز راهبردهایمان انجام دادیم.
در زندگی نیز همچون باغچه، نتایج یا چیزهایی داریم که خواستار آنهائیم و همه ی آنچه که باید انجام دهیم کاشت بذرها، اطمینان از فراهم کردن شرایط مناسب برای رشد و رسیدگی به نیازهایشان به صورت روزانه است. و نهایتا می توانیم برای همیشه از این مقاصد مزاحم عبور می کنیم.
مقاله مرتبط:






نویسنده: دونا فلگ
مترجم: سمیرا پیازچیان لنگرودی
در طول تاریخ، اصطلاحات مختلفی برای اشاره به نابهنجاری به کار رفته است مانند آسیبشناسی روانی، ناسازگاری، اختلال هیجانی و بیماری روانی. این اصطلاحات برای اشاره به مشکلاتی که به مغز و ذهن انسا... بیشتر بخوانید
این روزها شاهدیم که اکثر آموزگاران ادعا میکنند برای خلاقیت دانش آموزان ارزش زیادی قائلند. غافل از اینکه در عمل، این موضوع کمتر جزو اولویتهایشان قرار دارد. روان حامی این بار به... بیشتر بخوانید
اکثر ما مفهوم شادی را با سالهای پیش از بزرگسالی که امروزه سالهای ۱۴ تا ۲۴ سالگی را شامل میشود، در ارتباط نمیدانیم. در صورتی که این مفهوم متعلق به همهی مراحل زندگی، از جمله پرهیاهوترین... بیشتر بخوانید
ما معمولا عکس های خود را دوست نداریم اما روش هایی برای افزایش علاقه به آن ها وجود دارد.
گاهی می شنویم که بعضی از افراد رغبتی به گرفتن عکس ندارند. توجیهشان هم این است که ما خیلی آدم های خوش عکسی نیستیم… در زندگی اغلب ما نیز عکس هایی وجود دارند که اصلا از دیدنشان خوشحال نمی شویم حال آنکه آدم درون عکس خودمان هستیم با همه ی زیر و بم های موجود در آن! پس چه اتفاقی می افتد که تا این حد از مشاهده ی تصویر خود گریزانیم؟ برای این بی علاقگی دلایلی علمی وجود دارد.
|
با روان حامی همراه باشید:
آیا تا کنون عکس بی نقصی از خود دیده اید؟ عکسی که واقعا همان تصویری را منعکس کند که فکر می کنید آن طور به نظر می آیید؟ یا اینکه به نظر می رسد هر عکس کاستی هایی دارد؟ دلایلی علمی برای بی علاقگی به عکس هایمان وجود دارد اما راهبردهایی نیز هستند که با استفاده از آنها می توانیم علاقه خود را به آن ها افزایش دهیم.
دلایل بیزاری ما از عکس های خود
۱- گمان می کنیم از آن چه که واقعا هستیم جذاب تریم.
وقتی درباره ی خود فکر می کنیم مستعد نوعی تعصب که “خود- افزایی” نام دارد می شویم که تمایلی است به مطلوب تر ارزیابی کردن خصوصیات و توانایی هایمان نسبت به آنچه که به طور عینی در ما تضمین شده و مشاهده می شود (اِپلی و ویتچرچ، ۲۰۰۸) این سوگیری در زمینه ی ظاهر فیزیکی مان به ما القا می کند که از آنچه واقعا هستیم خیلی جذاب تریم. گواه این سوگیری زمانی آشکار می شود که محققان از افراد می خواهند عکس های خود را شناسایی کنند.
برای مثال پژوهشگران به آزمودنی ها عکس های واقعیشان و عکس هایی که برای کاهش یا افزایش جذابیت دستکاری شده بود نشان دادند (از طریق اِعمال تغییر تدریجی عکس های خود آزمودنی ها با عکس های جذاب و غیر جذاب دیگران به وسیله کامپیوتر) سپس از آنها خواسته شد تا عکس واقعی خود را انتخاب کنند. آزمودنی ها همواره عکس هایی را که به منظور جذاب تر شدن دستکاری شده بود به عنوان عکس واقعی خود انتخاب کردند حال آنکه غریبه ها به درستی عکس های واقعی این افراد را انتخاب کردند.( اِمپلی و ویتچرچ، ۲۰۰۸). شاید دلیل نارضایتی ما از تصاویر واقعی مان همین سوگیری “خود افزایی” است، وقتی خود را جذاب تر از آنچه که واقعا هستیم می بینیم حقیقتِ ظاهر واقعی مان می تواند نومید کننده باشد.
۲- اثر افشاء مطلق علیه ما عمل می کند.
اثر افشاء مطلق مطرح می کند که هرچه بیشتر با محرکی روبرو شویم گرایش بیشتری به دوست داشتنش داریم (زایونک، ۱۹۶۸). این به این معنیست که اگر اغلب خودمان را بینیم ( مثلا در آیینه) پس باید خود را آدم جذاب تری بپنداریم. هرچند وقتی که خود را در آیینه مشاهده می کنیم تصویرمان معکوس می شود حال آنکه عکس هایمان به طور معمول وارونه نیستند. یکی از دلایل به خصوصی که باعث می شود عکس های خود را دوست نداشته باشیم این است که این عکس ها منظری از چهره مان را نشانمان می دهد که برایمان کمتر آشناست. در حقیقت افراد عکس هایی را ترجیح می دهند که نشان دهنده ی بازتاب تصویرشان در آینه باشد درحالیکه دیگران عکس هایی را ترجیح می دهند که منعکس کننده تصویر واقعی آن افراد است(میتال و دیگران، ۱۹۷۷)
چطور عکس های خود را بیشتر دوست داشته باشید
۱- از اثر افشاء مطلق به نفع خود استفاده کنید
از آنجایی که می دانیم مواجهه مکرر با یک محرک باعث ایجاد حس علاقمندی می شود می توانیم از این اثر برای افزایش علاقمندی مان به عکس های شخصی خود استفاده کنیم. معهذا تحقیق نشان می دهد که مواجهه با مدت زمان کوتاه تر نسبت به مواجهه های طولانی مدت در افزایش میل و علاقه موثرترند (بورنستین، ۱۹۸۹). استفاده از یک عکس در پس زمینه تلفن همراهتان یا مرور سریع و اجمالی عکس هایتان می تواند مواجهه های کوتاه مدت مکرر را فراهم کرده و ممکن است تمایل و رغبتتان به آنها را افزایش دهد. هم چنین امکان دارد که شما از برنامه ی عکسی استفاده کنید که به جای گرفتن عکس از تصویر واقعی، برایتان امکان گرفتن عکس آینه ای را فراهم می کند.
۲- سلفی بگیرید
آیا عکس های خویش انداز(سلفی) را به عکس های سنتی خود ترجیح می دهید؟ افراد زیادی اینگونه اند به ویژه اگر مرتب سلفی بگیرند (ری و دیگران، ۲۰۱۶). هرچند باید آگاه باشید که سلفی، تنها باعث می شود که از نظر خودتان جذاب تر باشید. اکثر ما هنگام ارزیابی عکس های دیگران آن هایی را ترجیح می دهیم که توسط فرد دیگری گرفته شده باشد نه سلفی ها (ری و دیگران، ۲۰۱۶).
۳- لبخند بزنید
مشاهده ی لبخند باعث افزایش فعالیت قشر اُوربیتوفرونتال میانی مغز می شود که ناحیه ای مربوط به پاداش است(اُ دوهرتی و دیگران، ۲۰۰۳) لبخند درک ما از جذابیت را نیز افزایش می دهد. در حقیقت در پژوهشی که گال و همکارانش در آن جذابیت چهره را مورد ارزیابی قرار دادند متوجه شدند که چهره های شادتر حتی آن هایی که برای کاهش جذابیت دستکاری شده بودند به طور پایداری جذاب تر ارزیابی شدند. چهره های خندان نسبت به چهره هایی که بهتر به نظر رسیده اما شادمانی کمتری در آنها وجود داشت جذاب تر قضاوت شدند.
۴- بذر شادی را بپرورانید
عکس های محبوب خودم همان هاییست که در آن ها شادترم. تحقیقات، ارتباط بین شادی و جذابیت را نشان می دهد(دینر و دیگران، ۱۹۹۵؛ گوپتا و دیگران، ۲۰۱۶) اگرچه بیشتر محققان این نتایج را تفسیر می کنند تا نشان دهند افراد جذاب تر آدم های شادتری هستند، چون این پژوهش ها، تحقیقات همبستگی اند این گزینه نیز می تواند مطرح باشد که افراد شادتر، جذابیت بیشتری دارند. تحقیق بررسی شده در مورد لبخند در بخش فوق از این تفاسیر حمایت می کند.
۵- به عکس های قدیمی تر نگاه کنید
این توصیه ی کوچک پایانی علمی نیست اما آن را در تجربیات شخصی ام موثر یافته ام. همان لحظاتی که من برای عکس ناخوشایندی از خودم تاسف می خوردم مادر شوهرم دریافت که وقتی به عکس های قدیمی اش نگاه می کند همیشه آن ها را دوست دارد. سعی کنید نگاهی به عکس های قدیمیتان بیندازید.( مادر شوهرم پیشنهاد می کند به عکس های ۱۰ سال قبل نگاه کنید) باورتان نخواهد شد که چقدر جوان و جذاب به نظر می رسید.
“بخش هایی از این پست از روان شناسی اجتماعی جذابیت و روابط عاشقانه اخذ شده است. کپی رایت(حق تکثیر) ۲۰۱۵. مادلین ای. فیوگر”






Reference
Bornstein, R. (1989). Exposure and affect: Overview and meta-analysis of research, 1968–۱۹۸۷. Psychological Bulletin, 106(2), 265–۲۸۹. doi:10.1037/0033-2909.106.2.265
Diener, E., Wolsic, B., & Fujita, F. (1995). Physical attractiveness and subjective well-being. Journal of Personality and Social Psychology, 69(1), 120.
Epley, N., & Whitchurch, E. (2008). Mirror, mirror on the wall: Enhancement in self-recognition. Personality and Social Psychology Bulletin, >
نویسنده: Madeleine A Fugère Ph.D
۱۰ اُکتبر ۲۰۱۷
مترجم: سمیرا پیازچیان